مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۱۴۱ تا ۴٬۱۶۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۲۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، خانواده های شهر کرمانشاه متأثر از عوامل مختلف اجتماعی، اقتصادی و تکنولوژیکی با تغییرات چشمگیری در ساختار، کارکرد و نقش های سنتی مواجه شده اند که این تحولات نیازمند بررسی و سیاست های اجتماعی جدید است. مطالعیه حاضر با هدفِ مطالعیه جامعه شناختی تحولات خانواده در شهر کرمانشاه انجام شده است. پژوهش مبتنی بر رویکردی کیفی و تحلیل مضمون است. از تکنیکِ مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته در راستای گردآوری داده ها استفاده شده است. جامعیه آماری مشتمل بر مطلعین آگاه به موضوع خانواده (اساتید دانشگاه و کارشناسان حوزیه خانواده) است. در انتخاب نمونه ها از نمونه گیری هدفمند استفاده شد. در این مطالعه با توجه به اشباع داده ها، تحلیل ها براساس داده های جمع آوری شده از 16 نمونه انجام شده است. در تحلیل داده ها از روش شش مرحله ای براون و کلارک (2006) استفاده شده است. تعداد 83 مضمون اولیه، 22مضمون فرعی و11مضمون یا مقولیه اصلی (محوری) حول مقولیه هسته ای یعنی تحولات خانواده استخراج شد. یافته های جدید از مطالعیه تحولات خانواه در شهر کرمانشاه نشان از ضعیف شدن روابط خویشاوندی، تغییر در نقش و روابط اعضای درون خانواده به ویژه زنان و مردان، زیست مجردی و رواج سبک های جدید زندگی، توجه به حقوق فرزندان، شکاف نسلی و ارزشی داشته است.
مرور نظام مند معیارهای زیست آسایی در شهرسازی و ارزیابی آن ها با روش دلفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ آبان ۱۴۰۴ شماره ۱۴۹
73 - 88
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: مفهوم شهر و نسبت آن با محیط زیست، از موضوعات بحث برانگیز است. مطرح شدن مفهوم «زیست آسایی» که جنبه های ذهنی و عینی را همزمان در نظر می گیرد، فرصت جدیدی برای توسعه دانش های محیطی، ازجمله برنامه ریزی شهری، فراهم آورده است. پرسش اصلی این پژوهش این است که چگونه می توان با تفکیک و مرزبندی دو مفهوم «زیست پذیری» و زیست آسایی در علوم محیطی، برنامه ریزی شهری و شهرسازی، به معیارهای زیست آسایی دست یافت؟ و نظر خبرگان در این حوزه چیست؟ هدف پژوهش: هدف این پژوهش، تعریف و تفکیک دو مفهوم زیست پذیری و زیست آسایی همراه با مروری نظام مند بر معیارهای زیست آسایی و بازتدوین آن ها براساس نظر خبرگان است تا به عنوان یک چهارچوب مفهومی در کنار سایر مفاهیم نوین شهرسازی، ما را به شهرسازی مطلوب نزدیک کند. روش پژوهش: چهارچوب نظری پژوهش، براساس نظریه معماری سرآمد تشکلی شده که با رعایت سلسله مراتب مفهومی شامل هدف، رویکرد، راهبرد، ساختار، بُعد، مؤلفه، معیار و شاخص، ازطریق مرور نظام مند، روش دلفی سه مرحله ای و تکنیک شانون، به تدوین، تدقیق و پالایش معیارهای زیست آسایی پرداخته شد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد زیست آسایی کالبد شهر با تدوین ۱۶ معیار، مفهومی چندوجهی و فراتر از زیست پذیری شهر است. وزن دهی این معیارها با استفاده از آنتروپی شانون نیز نشان داد معیارهایی نظیر عدالت فضایی، شبکه حمل ونقل سبز و حکمرانی کارآمد، بیشترین قدرت تمایز و تأثیرگذاری در ساختار زیست آسا را دارند. این امر گویای آن است که دستیابی به این مفهوم در فضاهای شهری، مستلزم هم ترازی میان مؤلفه های کالبدی و ارزش های اجتماعی-فرهنگی تحت حکمرانی کارآمد است. یافته های پژوهش، ضمن ارائه مدلی عملیاتی، امکانی برای ارزیابی وضع موجود شهرها و همچنین طراحی سنجیده مداخلات سیاستی و کالبدی را فراهم می سازد.
تحلیل تأثیر هوش معنوی بر کیفیت زندگی شهری در تبریز با رویکردی آینده محور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و آینده پژوهی منطقه ای دوره ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
16 - 38
حوزههای تخصصی:
در دنیای امروز، کیفیت زندگی شهری به عنوان یکی از اصلی ترین دغدغه های برنامه ریزان شهری مطرح است. ابعاد مختلف کیفیت زندگی در شهرها تحت تأثیر عوامل متعدد قرار می گیرند که یکی از مهم ترین آن ها هوش معنوی است. هدف اصلی این پژوهش، بررسی تأثیر چهار شاخص هوش معنوی بر شش شاخص کیفیت زندگی شهری در شهر تبریز با رویکردی آینده محور است. این تحقیق به صورت توصیفی-تحلیلی انجام شد ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه استاندارد هوش معنوی کینگ و دی چیکو (SISRI-24) و پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (WHOQOL-BREF) بوده است. جامعه آماری شامل جمعیت بالای 18 سال تبریز است. حجم نمونه برابر 383 نفر بوده که به صورت نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شده اند. داده های به دست آمده از طریق نرم افزار SPSS تحلیل شدند. برای بررسی رابطه بین هوش معنوی و کیفیت زندگی از ضریب همبستگی پیرسون و برای بررسی تأثیر متغیر مستقل (هوش معنوی) بر متغیر وابسته (کیفیت زندگی شهری) از تحلیل رگرسیونی استفاده شد. برای مقایسه میانگین های دو گروه مختلف از آزمون T مستقل استفاده گردید. یافته ها نشان می دهند که توسعه آگاهی بیشترین تأثیر را بر سلامت روانی شهروندان تبریز داشته و ضریب رگرسیون آن برابر با ۰.۷۵ است. همچنین، تفکر وجودی انتقادی با ضریب ۰.۷۲ تأثیر قابل توجهی بر سلامت جسمانی دارد. علاوه بر این، تولید معنای شخصی تأثیر معناداری بر رفاه اقتصادی داشته (ضریب ۰.۶۵) و آگاهی فراگیر نیز به طور معناداری با کیفیت محیط زیست شهری مرتبط است (ضریب ۰.۶۰). سایر یافته ها نشان می دهند که تفکر وجودی انتقادی بر روابط اجتماعی و توسعه آگاهی بر امنیت شهری تأثیر مثبت دارند. بر اساس این یافته ها، سناریوی اول بر تأثیر هوش معنوی بر ابعاد مختلف زندگی فردی و اجتماعی تأکید دارد و سناریوی دوم به آینده نگری و پیوند میان آگاهی معنوی و کیفیت زندگی شهری در تبریز می پردازد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که هوش معنوی می تواند به عنوان یک عامل کلیدی در بهبود کیفیت زندگی شهری در تبریز در نظر گرفته شود؛ بنابراین، تقویت فضاهای عمومی فرهنگی و معنوی، توسعه فرصت های شغلی معنادار و برنامه های آموزشی زیست محیطی در سطح شهر می تواند ضمن مدیریت چالش های آینده، به بهبود کیفیت زندگی شهروندان تبریز منجر شود.
تحلیلی بر جایگاه، فرصت ها و چالش های طراحی آموزشی در محیط یادگیری تلفیقی با تأکید بر جایگاه حرفه ای معلم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه حرفه ای معلم سال ۱۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳۵)
27 - 54
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: ورود فناوری های جدید به حوزه آموزش، باعث شکل گیری محیط های جدیدی همچون محیط های یادگیری تلفیقی شده است. در این میان، عنصر طراحی آموزشی در محیط های یادگیری تلفیقی از مؤلفه های مهم و تأثیرگذار محسوب می شود. این مؤلفه مهم و محیط های یادگیری تلفیقی دارای عناصر و بخش هایی هستند که جهت تأثیرگذاری مناسب می بایست تبیین گردد. هدف از پژوهش حاضر، تبیین جایگاه، فرصت ها و چالش های طراحی آموزشی در محیط های یادگیری تلفیقی با تأکید بر جایگاه حرفه ای معلم در عصر حاضر است. روش ها : این پژوهش از نظر هدف از نوع پژوهش کاربردی و از نظر ماهیت داده ها از نوع پژوهش هایی کیفی است که به روش مرور نظام مند و با مدل پریزما انجام شده است. کلمات کلیدی این پژوهش در هفت پایگاه داده خارجی Scopus,Eric,Web of Science,Springer Sciencedirect, Wiley Online Library,Taylor and Francis در تیرماه 1402 بر اساس راهبردهای جستجو مورد بررسی قرار گرفت. براساس معیار های اخلاقی و راهبردها انتخاب، از بین 446 مقالات مرتبط در بین سال های 2013 تا 2023 میلادی، 201 مقاله انتخاب شد که درنهایت پس از عبور از معیارها و غربالگری در نظر گرفته شده و ارزیابی بتن و نرم افزار علم سنجی POP، 24 مقاله جهت تکمیل تحقیق و تحلیل عمیق انتخاب شد. یافته ها: تحلیل پژوهش های انتخاب شده بر اساس معیار های موردنظر حاکی از کاربرد اثربخش طراحی آموزشی در یادگیری تلفیقی برای رسیدن به اهداف آموزشی با تأکید بر نقش و جایگاه حرفه ای معلم بود. همچنین به کارگیری طراحی آموزشی در یادگیری تلفیقی باعث تسهیل یادگیری، درگیری در یادگیری، فعال شدن، یادگیری مادام العمر، علاقه و مسئولیت پذیری فراگیران می گردد. از جمله چالش های اساسی این محیط می توان به کمبود درس افزارهای استاندارد که امکان تعامل فراگیر در ابعاد مختلف را فراهم سازد، کمبود منابع مالی و نبود یک نگاه حمایتی منسجم اشاره کرد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که عنصر طراحی آموزشی یکی از عناصر حیاتی محیط های یادگیری تلفیقی برای معلمان حرفه ای محسوب می شود. همچنین تحلیل پژوهش های انتخاب شده بر اساس معیار های موردنظر، حاکی از کاربرد اثربخش انواع الگوهای طراحی آموزشی در محیط های یادگیری تلفیقی جهت رسیدن به اهداف آموزشی در سطوح مختلف یادگیری دارد. همچنین نوع رویکردی که معلمان در طراحی آموزشی در محیط های یادگیری تلفیقی انتخاب می کنند، در میزان تحقق انواع اهداف یادگیری فراگیران تأثیر دارد
مولفه های مدیریت منابع انسانی سبزبا نگاه توسعه پایدار در حوزه منابع انسانی شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب
منبع:
انگاره های نو در تحقیقات آموزشی سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
35 - 50
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: مدیریت منابع انسانی سبز با رویکرد توسعه پایدار، نقشی کلیدی در همسوسازی اهداف زیست محیطی و سازمانی ایفا می کند.هدف این مقاله بررسی مولفه های مدیریت منابع انسانی سبزبا نگاه توسعه پایدار در ارتباط باحوزه منابع انسانی شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب بود. روش شناسی پژوهش: روش پژوهش توصیفی- تحلیلی بود. پژوهشگر علاوه بر تصویرسازی آنچه هست به تشریح و تبیین دلایل چگونه بودن و چرایی وضعیت مسئله و ابعاد آن می پردازد. از طریق جستجو در ادبیات و مباحث نظری تحقیق و تدوین گزاره ها و قضایای کلی موجود درباره آن فراهم می شود که معمولاً در فصل مربوط به سوابق و مباحث نظری تحقیق تدوین می گردند. پژوهشگر از نظر منطقی جزئیات مربوط به مسئله تحقیق خود را با گزاره های کلی مربوطه ارتباط می دهد و به نتیجه گیری می پردازد. نکته قابل توجه این است که هر کدام از تحقیقات مزبور در جای خود ارزش علمی دارد. یافته ها: نتایج نشان داد که در این پژوهش، نقش مدیریت منابع انسانی سبز در تحقق اهداف توسعه پایدار بررسی شده است. نتایج نشان می دهد استخدام سبز با جذب افراد آگاه به مسائل زیست محیطی، آموزش و توسعه سبز با ارتقاء مهارت های پایدار، ارزیابی عملکرد سبز با تمرکز بر شاخص های محیطی، و پاداش های سبز با افزایش تعهد کارکنان، به بهبود عملکرد زیست محیطی سازمان کمک می کند. همچنین، مدیریت سلامت و ایمنی سبز و مشارکت فعال کارکنان در برنامه های محیط زیستی، فرهنگ سازمانی حامی پایداری را تقویت می کند. نتیجه گیری: با توجه به نتایج می توان گفت مدیریت منابع انسانی سبز با تلفیق سیاست های زیست محیطی در جذب، آموزش، ارزیابی و پاداش دهی، سازمان ها را به سوی توسعه پایدار هدایت می کند. این رویکرد با ارتقاء فرهنگ محیط زیستی، تعهد و مشارکت کارکنان را در حفظ منابع طبیعی افزایش می دهد.
تأثیرجلوه های کهن الگوهای یونگی بر تفکر کودک با نگاهی به افسانه های نامادری
منبع:
مطالعات تطبیقی و میان رشته ای ادبیات دوره ۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
175 - 205
حوزههای تخصصی:
افسانه های نامادری، از جمله افسانه هایی است که می توان نسخه بدل های متفاوت ایرانی و غیرایرانی آن را مشاهده کرد. این افسانه ها با وجود تفاوت های روساختی، مفاهیم آشکار و پنهان مشترکی را در ژرف ساخت به خواننده منتقل می کنند. اندیشه های روانکاوان، بویژه یونگ، خواننده را به سوی این اشتراکات ژرف ساختی رهنمون کرده اند. هدف این پژوهش، مطالعه و استخراج افسانه های نامادری ایرانی و سایر ملل به روش تحلیلی - توصیفی و براساس کهن الگوهای یونگی و بیان شباهت ها و تاثیرهای مثبت و منفی آن ها، بر تفکر کودکان است. نتایج به دست آمده، نشان می دهد که اساطیر بازتاب یافته در کنار کهن الگوها، علاوه بر تبیین لایه های ژرف معنا، ریشه های مشترک افسانه های ملل را بازنمایی می کنند و مخاطبان خود را به کمک تفکری همذات پندارانه، به کمالی فردیت یافته در جهانی که برتری خیر بر شر قطعی است، هدایت می کنند . بنابراین محتواهای خشن نه تنها کودک را ناامید نمی کنند، بلکه درهای رهایی و رستگاری را می گشایند. اشتراکات این افسانه ها خود را در ثنویت خیر وشر،کمال یابندگی قهرمانان، دست یابی به فردیت و ختم شدن افسانه ها به ازدواج نشان می دهد. هرچند قهرمانان، رشد فردی را تجربه می کنند؛ ولی این رشد به جامعه تسری داده نمی شود.
سودمندی بودجه ریزی مشارکتی در بیمارستان های دولتی و خصوصی: شواهدی از ایران
حوزههای تخصصی:
هدف مطالعه سودمندی بودجه ریزی مشارکتی در بیمارستان های دولتی و خصوصی غرب مازندران و شرق گیلان بوده است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و به لحاظ ماهیت و روش توصیفی-پیمایشی می باشد. جامعه آماری این پژوهش کلیه مدیران مالی و حسابداران بیمارستان های غرب مازندران و شرق گیلان در 1403 بوده است. حجم نمونه آماری 123 نفر بوده است که بر حسب جدول کرجسی-مورگان، 97 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. تجزیه وتحلیل داده ها نیز از طریق مدل معادلات ساختاری و نرم افزارهای SPSS-22 و Smart PLS-3 صورت پذیرفت. یافته های پژوهش نشان داد استفاده از بودجه در مدیریت عملیاتی تأثیر مثبتی بر ارزیابی و پاداش دهی مبتنی بر بودجه، مشارکت مدیران عامل در فرآیند بودجه ریزی و رضایت مدیران از بودجه ریزی دارد. ارزیابی و پاداش مبتنی بر بودجه و مشارکت مدیران عامل در فرآیند بودجه ریزی تأثیر مثبتی بر رضایت مدیران از بودجه ریزی دارد. ارزیابی و پاداش مبتنی بر بودجه و مشارکت مدیران عملیاتی در فرآیند بودجه ریزی نقش میانجی مثبتی بین استفاده از بودجه در مدیریت عملیاتی و رضایت مدیران از بودجه ریزی دارد. بودجه ریزی مشارکتی به عنوان یک ابزار مدیریتی می تواند به بهبود عملکرد بیمارستان های دولتی و خصوصی در ایران یاری رساند.
فهم پدیدارشناسانه فرهنگ کارآفرینی دیجیتالی در نظام آموزش عالی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
کارآفرینی دیجیتال یکی از مفاهیم جدید در حوزه مدیریت کارآفرینی سازمانها می باشد که با محیط دیجیتال امروزی تناسب زیادی پیدا می کند. در این زمینه برای کاربردی کردن این مفهوم توجه به فرهنگ هر جامعه و تناسب فرهنگ و کارآفرینی از اهمیت زیادی برخوردار است و نقش نظام آموزش عالی در توسعه فرهنگ کارآفرینی از اهمیت زیادی برخوردار است. پژوهش حاضر با هدف شناخت مقوله های فرهنگ کارآفرینی دیجیتالی در نظام آموزش عالی براساس رویکرد پدیدارشناسی است.روش پژوهش حاضر،کیفی از نوع تفسیری-پدیدارشناسی است. در این پژوهش پس از بررسی تحقیقات و مطالعات کتابخانه ای تعداد 35 سوال برمبنای مطالعه مقالات،کتابها، و ... تدوین شد و با روش نمونه گیری هدفمند افراد خبره به تعداد 25 نفر از اساتید رشته مدیریت کارآفرینی و مدیران در نظام آموزش عالی انتخاب گردید. ابزار اندازه گیری مصاحبه های نیمه ساختار یافته می باشد که براساس انجام این مصاحبه ها مضامین در قالب سه مضمون فرهنگ کارآفرینی دیجیتال مبتنی بر محور شخصیت، فرهنگ سازمانی کارآفرینی دیجیتال، و محیط دیجیتال تنظیم گردید. نتایج تحقیق نشان داد رتبه بندی مضامین اصلی مهمی که بر فرهنگ کارآفرینی دیجیتال تأثیر دارد به ترتیب فرهنگ سازمانی کارآفرینی دیجیتال با وزن نسبی 505/0 در رتبه اول، و فرهنگ کارآفرینی مبتنی بر شخصیت با وزن نسبی 294/0 در رتبه دوم و محیط با وزن نسبی 110/0 در رتبه سوم قرار گرفت.
تحلیل علم سنجی رابطه میان استرس و ویژگی های محیط ساخته شده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ساختار و کارکرد شهری سال ۱۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴۴
131 - 175
حوزههای تخصصی:
زندگی در محیط های شهری به طور فزاینده ای با چالش های مختلفی مواجه است که استرس و خطرات مرتبط با سلامت روان را به همراه دارد. استرس به عنوان یکی از رایج ترین مشکلات انسانی، لزوم شناسایی عوامل مؤثر بر آن را به شدت ضروری می سازد. باوجود پژوهش های متعددی که در این زمینه انجام شده، فقدان یک بررسی جامع و نقشه ای که نشان دهنده گستره این مطالعات باشد، به وضوح احساس می شود. هدف این مطالعه، تحلیل علم سنجی مطالعات مرتبط با شناسایی و بررسی استرسورهای محیطی است تا بتواند مسائل و موضوعات اصلی و نوظهور، الگوهای همکاری و ساختارهای فکری در این حوزه را شناسایی کند. در این راستا، مؤلفه های مؤثر بر ایجاد استرس با توجه به ادبیات جهانی شناسایی و استخراج شدند. سپس با استفاده از نرم افزار Vos Viewer و تحلیل علم سنجی، به بررسی هم استنادی، هم نویسندگی، هم رخدادی واژگان و همچنین تحلیل واژگان براساس زمان وقوع پرداخته شد. یافته ها نشان می دهند که کلمات "استرس"، "سلامت روان" و "سلامت" به ترتیب بالاترین مجموع قدرت پیوند و تعداد دفعات هم رخدادی را دارا بوده اند. همچنین، واژگان "کووید-19" و "تاب آوری" به عنوان کلمات نوظهور در این زمینه و مورد توجه پژوهشگران جدید شناسایی شدند.تحلیل هم نویسندگی نشان می دهد که نویسندگان کشورهای آمریکا و انگلستان به ترتیب بیشترین تولید استنادات و میزان همکاری را با سایر کشورها داشته اند. این پژوهش به عنوان یک مرجع سیستماتیک و جامع، می تواند به عنوان پایه ای برای پژوهش های آتی درزمینهٔ استرس و سلامت روان در محیط های شهری به شمار آید. با توجه به تنوع موضوعات و حجم بالای پژوهش ها در این حوزه، انتظار می رود که این مطالعه راه گشای پژوهش های آینده و ایجاد چارچوب های نظری جدید در این زمینه باشد.
فساد اداری به مثابه بحران عرصه مدنی: بازنمایی رسانه ای در روزنامه اصلاح طلب اعتماد (۱۴۰۰)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه علوم سیاسی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۷۸)
145 - 176
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، فساد اداری در ایران به مثابه یک مسئله اجتماعی برجسته شده است. روزنامه ها، با بازنمایی مناسب، می توانند در کاهش این موضوع نقش ایفا کنند. مقاله حاضر با هدف شناخت بازنمایی فساد اداری در روزنامه اصلاح طلب اعتماد تنظیم شده است. روش تحقیق، تحلیل مضمون شبکه ای اترید-استرلینگ است و داده ها از تحلیل ۲۶ سند منتخب با استفاده از نرم افزار MAXQDA22 استخراج شده اند. در مجموع ۷۳ کد، ۱۲ مضمون پایه، ۴ مضمون سازمان دهنده و مضمون فراگیر فساد اداری شناسایی شد. اعتبار یافته ها با کدگذاری مشترک دو کدگذار و مشورت با متخصصان تأمین شد. رویکرد نظری مقاله بر نظریه بازنمایی استوارت هال و نظریه های برنامه سخت، عرصه مدنی و ترومای فرهنگی جفری الکساندر استوار است. نتایج نشان می دهد که روزنامه اعتماد ضمن تأکید بر ضرورت ایجاد سیستم های پیشگیرانه، فساد اداری را به مثابه مسئله ای گسترده، سیستماتیک و تهدیدی برای ارزش های عرصه مدنی بازنمایی کرده است. این نوع بازنمایی، می تواند به شکل-گیری یک ترومای فرهنگی منجر شود.
مقایسه اثربخشی درمان اضطراب به روش طرحواره درمانی بر کمال گرایی، مسئولیت پذیری و عزت نفس زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: اضطراب، تشویش یا دلشوره از یک احساس منتشر، ناخوشایند و مبهم هراس و نگرانی با منشأ ناشناخته است که شامل عدم اطمینان، درماندگی و برانگیختگی فیزیولوژی است. تاکنون مطالعات متعددی به بررسی نتیجه درمان های مختلف بر اضطراب پرداخته اند ولی مطالعه ای به روش طرحواره درمانی بر کمال گرایی، مسئولیت پذیری و عزت نفس زنان در درمان اضطراب انجام نشده است. هدف: ﭘﮋوﻫﺶ حاضر با هدف اثربخشی درمان اضطراب به روش طرحواره درمانی بر کمال گرایی، مسئولیت پذیری و عزت نفس زنان انجام شد. روش: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری متشکل از تمامی زنان دارای اضطراب 20 تا 30 سال مراجعه کننده به کلینیک حضور نو واقع در شهر تهران بود. از این افراد تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) گمارده شدند و پیش از اجرای مداخلات پرسشنامه های کمال گرایی (تری-شورت و همکاران، 1995)، مسئولیت پذیری (گاف، 1984) و عزت نفس (روزنبرگ، 1965) را تکمیل کردند. پس از آن، گروه آزمایش تحت آموزش طرحواره درمانی قرار گرفت. در نهایت هر دو گروه پس آزمون را دریافت کردند. داده ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس تک متغیری و چندمتغیری به کمک نرم افزار SPSSV19 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: یافته ها نشان داد بین دو گروه در دو مؤلفه کمال گرایی مثبت (019/0 >p و 275/6 =F) و کمال گرایی منفی (006/0 >p و 136/9 =F) تفاوت معنی داری وجود دارد. همچنین نتایج حاکی از آن بود که در متغیر مسئولیت پذیری (009/0 >p و 808/7 =F) و عزت نفس (001/0 >p و 439/13 =F) بین دو گروه تفاوت معنی داری وجود دارد. نتیجه گیری: استفاده از روش طرحواره درمانی در درمان اضطراب باعث کاهش کمال گرایی و ارتقای مسئولیت پذیری و عزت نفس افراد شده و ازاین رو آگاهی از این آموزش می تواند در جهت بهبود متغیرهای کمال گرایی، مسئولیت پذیری و عزت نفس افراد داری اضطراب به روانشناسان، مشاوران، دانشجویان و سایر متخصصان کمک نماید.
دراسه نصیه ثقافیه لروایه «شهره تلک المرأه التی ألهمتنی» لفتیحه الهادی رحمون؛ مقاربه فی ضوء المرکزیه والهامش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
النقد الثقافی أو هو مایسمّی النقد النسقی یقوم بتسلیط الضوء علی الأنساق الثقافیه المضمره أو یقوم بإظهار الحاله الثقافیه للمجتمعات ویهمّه فی هذا الإطار إبراز مشکله الثقافه أو ما یعانی منها المجتمع الثقافی من التحدیات والإشکالیات.النقد الثقافی فی معالجه موضوع المرکزیه والهامش، یرکّز علی معطیات النصوص فی رسم مشکلات الواقع الثقافی ومحاولتها فی إزاحه الحاله الثقافیه التعسفیه ویرکز علی النصوص المختلفه التی مؤادها التفکیک والتشتیت للفکر الثقافی الذکوری الذی یخلق الحواجز بین الرجل والمرأه ویجعل الثانیه فی حاله من التهمیش والإزدراء. تعتمد هذه الورقه البحثیه علی النقد الثقافی لقراءه روایه «لک المرأه التی ألهمتنی» والروایه لم تخضع لحد الآن للقراءه النقدیه وحدیثه النشر ویعتبر هذا البحث أوّل الفعل القرائی بالنسبه لهذه الروایه التی تتمتّع بالإجاده والإبداع فی مستوی اللغه والموضوع وانتصارها للمرأه للخروج من الرؤیه الثقافیه المتسلطه وتوصل البحث إلی أن الروایه یرسم المرکزیه الذکوریه والحاله المهمشه للمرأه فی المجتمعات العربیه فی ظلِّ الضغوطات الثقافیه الرجعیه التی تفرضها فی عصرنا الراهن وصارت السمه البارزه لثقافتنا العربیه تتسم بالتقسیم الثقافی البطریرکی الأحادی والنظره التوفقیه والنخبویه التی تکون من أهم أسباب بلوره الرؤیه الذکوریه والفکره الأنثویه الوضیعه والروایه تنتصر للمرأه فی مجتمعاتنا العربیه وتسعی لتفتیت تثبیت مرکزیه الذکوره کما ترسم امکانیه الخروج من الضیق الثقافی الموجود والوصول إلی الإنجاز والإبداع والمستوی البلیغ بالنسبه للأنثی عند التحلی بالوعی الأصیل وتدعو الی تأسیس منظومه من العلاقات قائمه علی مبدأ القبول والاعتراف کما ترفض الروائیه صرامه الجدلیه بین الأنا العربی والآخر الأجنبی ومفارقه موقف ثقافتنا ومجتمعنا فی إفساح المجال للغیر فی تجوله وتمتعها لمعطیات مجتمعاتنا ووتمکّنه من المرکزیه رغم الافتراق بینه وبین ثقافتنا ومجتمعنا وحاله النضوب والتهمیش بالنسبه للأنا العربی والرؤیه العربیه المتخلفه وقراءتها التفوقیه للآخر الغربی سببت لها هذا الوضع الثقافی المتردی کما ترفض مستعینه بآلیه الکتابه ما جاء فی الفکر الذکوری
درک و انتظارات کارفرمایان از دانش و مهارت های حسابداران جوان در ایران: شکاف بین آموزش آکادمیک و واقعیت بازار کار(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی انتظارات کارفرمایان ایرانی از دانش و مهارت های حسابداران جوان و تحلیل شکاف میان آموزش دانشگاهی و الزامات بازار کار انجام شد. این پژوهش کیفی با راهبرد نظریه پردازی زمینه محور و استفاده از تحلیل مضمون انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساخت یافته با 15 نفر از مدیران مالی، کارفرمایان و متخصصان منابع انسانی در سال 1404 گردآوری شد. در فرآیند کُدگذاری باز، محوری و انتخابی، ۲۰ مضمون اصلی در قالب چهار خوشه مفهومی و پنج بُعد کلان شکاف آموزشی استخراج شد. یافته ها نشان دادند که شکاف های موجود میان آموزش حسابداری و نیاز بازار کار را می توان در پنج بُعد طبقه بندی کرد: (1) کاستی های مهارتی و دانشی مانند؛ ضعف در نرم افزارهای مالی، تحلیل داده ها، گزارش نویسی حرفه ای و قوانین مالیاتی؛ (2) ضعف در آموزش کاربردی و عملی شامل؛ نبود آموزش پروژه محور، فقدان کارگاه های مهارتی و آموزش های انتزاعی بدون ارتباط با واقعیت اقتصادی؛ (3) کمبود تربیت حرفه ای و شخصیتی مانند؛ نداشتن روحیه یادگیری، ذهنیت حرفه ای، خوداتکایی، اخلاق مداری و توانمندی کار تیمی؛ (4) ضعف در ارتباط دانشگاه با صنعت شامل؛ نبود کارآموزی مؤثر، ارزیابی های نادرست و غلبه مدرک گرایی؛ و (5) عقب ماندگی فناورانه به سبب ناآشنایی با فناوری های نوین حسابداری. نتایج هم چنین نشان داد نوع دانشگاه، مهارت های غیرفنی و تجربه کاری، نقش بیشتری از معدل و مدرک در تصمیم گیری های استخدامی دارند. در نهایت، بازنگری در برنامه های درسی، آموزش مهارتی و تعامل دانشگاه با صنعت برای افزایش اشتغال پذیری فارغ التحصیلان، ضروری است.
تحلیل ابعاد ارز اجتماعی در اکوسیستم بازاریابی دیجیتال: مبتنی بر هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی تأثیر هوش مصنوعی بر ارز اجتماعی در بازاریابی دیجیتال می پردازد. با تحول مفاهیمی مانند هویت، تعلق و وفاداری توسط فناوری های هوشمند، این مطالعه ابعاد نوظهور ارز اجتماعی را تحلیل کرده و چارچوبی نوآورانه برای بهینه سازی استراتژی های بازاریابی در عصر هوش مصنوعی ارائه می دهد. تمرکز اصلی بر نقش هوش مصنوعی در شخصی سازی، پیش بینی رفتار و تولید محتوا است که موجب دگرگونی ارزش های ناشی از تعاملات اجتماعی دیجیتال شده است. این پژوهش با روش کیفی و تحلیل تم انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 16 متخصص در حوزه های بازاریابی، مدیریت و هوش مصنوعی جمع آوری و پس از کدگذاری، تحلیل شدند. فرآیند تحلیل منجر به شناسایی 140 کد اولیه، 20 مضمون سازمان دهنده و 5 مضمون اصلی شد که شامل: تحول ارزش های اجتماعی در فضای دیجیتال، نقش هوش مصنوعی در توسعه سرمایه اجتماعی، تأثیر هوش مصنوعی بر رفتار مصرف کننده، استحکام روابط بلندمدت با مشتریان و تسریع تعاملات دیجیتال بودند. یافته ها نشان می دهند که هوش مصنوعی با بازتعریف ابعاد ارز اجتماعی، تعاملات دیجیتال را غنی کرده و ابزارهایی برای پیش بینی رفتار و تقویت وفاداری ارائه می دهد. با این حال، چالش هایی مانند نقض حریم خصوصی، تعصبات الگوریتمی و کاهش لمس انسانی از موانع اصلی هستند. این پژوهش پیشنهاد می کند که شرکت ها با پیاده سازی سامانه های تحلیل داده، برگزاری دوره های آموزشی و تدوین چارچوب های اخلاقی، این چالش ها را مدیریت کنند تا از مزیت های هوش مصنوعی بهره مند شوند.
برخی از صفات خاص مشترک در بعضی از گویش های فارسی و دیگر گویش های ایرانی غربی که در زبان «طبقات الصوفیه» ع. انصاری منعکس شده اند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بررسی ویژگی های مشترک بعضی از گویش های ایرانی غربی می پردازد که در سه نوع فارسی ادبی معاصر: فارسی ادبی ایرانی (فارسی معیار)، فارسی افغانی (دری) و تاجیکی مشاهده نمی شوند. نویسنده حاضر قبلاً پژوهش مفصلی درباره لهجه هراتی بر اساس تحقیق میدانی در افغانستان انجام داد و بعد از مقایسه لهجه مذکور با لهجه های دیگر خراسانی (رایج در ایران) ویژگی های مشترک لهجه های فارسی خراسان را مشخص کرده است. در ادامه تحقیق مؤلف حاضر درباره این لهجه ها آشکار شد که بعضی از این ویژگی ها به قرون وسطی برمی گردند و رساله قرن یازدهم میلادی «طبقات الصوفیه» مشتمل بر سخنان ع. انصاری، عارف و مفسر برجسته قرآن که زبانش برخی از صفات گویش قدیم هراتی را منعکس می کند به آن ها گواهی می دهد. زبان این رساله توسط ایران شناس معروف و. آ. ایوانوف[1] موردمطالعه قرار گرفت؛ اما تاکنون هیچ تلاشی برای بررسی ویژگی های زبان آن رساله از منظر گویش شناسی مدرن صورت نگرفته است. پژوهش حاضر که این خلأ را پر می کند، بعضی از ویژگی های مشترک گویش های فارسی خراسانی ازجمله هراتی و گویش سیستانی، گویش های تاتی در قفقاز و گویش های ایران مرکزی که زردشتیان به آن تکلم می کنند و برخی دیگر از گویش ها را در ارتباط با زبان «طبقات الصوفیه» تحلیل می کند. ویژگی هایی که در مقاله حاضر بررسی شده اند عبارتند از: ضمیر سوم شخص/ضمیر اشاره به صورت ضمایر پیوسته، استفاده از حرف اضافه xod/xode (با انواع آوایی مختلف) به معنی «با» و کاربرد پسوند فعلی -i/-ê که «پسوند استمراری» محسوب می شود.
تقویت دستگاه واژگانی زبان فارسی با استفاده از واژ ه ها و ساختواژه های گویشی (مطالعه موردی: گویش تاتی جیرنده عمارلو)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای زبانی دوره ۱۶ خرداد و تیر ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۸۶)
337 - 368
حوزههای تخصصی:
گویشهای ایرانی علاوه بر برخورداری از ساختواژه های مشترک با زبان فارسی، از ساختواژه های ویژه ای نیز برخوردارند. ساختواژه های مشترک، واژه هایی تولید می نمایند که علاوه بر معنای رایج در فارسی، کاربرد گویشی نیز دارند. می توان از این معانی و کاربردهای گویشی جهت گسترش حوزه معنایی واژه ها در متون نظم و نثر و مکالمه های روزانه فارسی استفاده کرد. ساختواژه های اختصاصی علاوه بر تولید واژگان گویشی، توانایی تولید واژه در زبان فارسی را نیز دارند و می توانند مورد توجه فرهنگستان زبان و ادب فارسی واقع شوند. بسیاری از واژه های گویشی را می توان برای تقویت دستگاه واژگانی فارسی وارد این زبان نمود. هدف از این پژوهش که به روش کتابخانه ای انجام شده، بررسی تطبیقی ساختواژه تاتی (گونه جیرنده عمارلو) و فارسی در دو مقوله اسم و صفت بر اساس نظریه مقوله و میزان، و یافتن واژه ها و ساختواژه های گویشی مناسب جهت ورود به زبان فارسی و تقویت دستگاه واژگانی آن است. نتیجه این مطالعه نشان می دهد که بسیاری از واژه های تاتی توان انطباق بالایی با دستگاه آوایی زبان فارسی دارند و می توانند به طور مستقیم وارد زبان فارسی شوند. واژه های تاتی دیگری هم که بار معنایی و رسانگی کلام خوبی دارند، اما از تطابق کمتری با دستگاه آوایی زبان فارسی برخوردارند، می توانند به صورت «فارسی شده»، یعنی منطبق شده با دستگاه آوایی زبان فارسی (با تغییرات آوایی یا نحوی اندک)، و یا به صورت ترجمه وارد زبان رسمی شوند و بر گسترش دستگاه واژگانی آن بیفزایند. پیشنهاد ورود بیش از هفتاد واژه، عبارت و اصطلاح تاتی به زبان فارسی نتیجه بررسی های این پژوهش است.
طراحی یک مدل ریاضی دو هدفه برای کنترل هزینه و آلودگی زیست محیطی در مدیریت زنجیره تأمین چرخشی در تولید محصولات پتروشیمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مهندسی سیستم و بهره وری سال ۵ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۱۷)
125 - 148
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله بررسی و ارائه یک مدل ریاضی جدید برای بهبود عملکرد سیستم های تولیدی در صنعت پتروشیمی با استفاده از زنجیره تأمین دورانی پرداخته شده است. این مدل ریاضی به منظور بهینه سازی جریان مواد، تأمین مواد، و توزیع محصولات در سیستم های پتروشیمی طراحی شده و قادر است تقاضای غیرقطعی را نیز در نظر بگیرد. توابع هدف در نظر گرفته شده عبارت اند از هزینه های انتقال و موجودی (به عنوان تابع هدف اول) و میزان آلودگی در مراکز تصفیه کننده و توزیع (به عنوان تابع هدف دوم). هدف این تحقیق طراحی یک مدل ریاضی است که بتواند به طور هم زمان هزینه های تولید و آلودگی های زیست محیطی را در زنجیره تأمین چرخشی محصولات پتروشیمی کنترل کند. این مدل به دنبال یافتن تعادل بهینه بین هزینه ها و اثرات زیست محیطی ناشی از تولید و توزیع محصولات پتروشیمی است. مدل پیشنهادشده طبق روش مجموع وزن دار شده و الگوریتم فراابتکاری NSGA-II حل شده است. بر اساس نتایج به دست آمده برای تابع هدف مشاهده می شود که مقدار تابع هدف به شدت به وزن هدف اول وابسته است. با افزایش در مقدار آن مقدار تابع هدف افزایش می یابد و در مقابل هر چه وزن تابع هدف دوم بیشتر باشد مقدار تابع هدف کمتر است. بر اساس نتایج به دست آمده مقدار تابع هدف کمترین مقدار را که برابر با 988/35996 است را می گیرد. علاوه بر این، نتایج روش فراابتکاری بیانگر آن است که با بزرگ تر شدن ابعاد مسئله پیچیدگی مسئله از لحاظ محاسباتی افرایش می یابد.
شناسایی مضامین اثرگذار بر شایستگی ارتباطی معلمان دوره ابتدایی با رویکرد مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
277 - 298
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل، ملاک ها و نشانگرهای شایستگی ارتباطی معلمان دوره ی ابتدایی انجام شد. با توجه به هدف پژوهش از طرح پژوهش کیفی، از نوع مرور نظام مند استفاده گردید. داده های پژوهش براساس دستورالعمل پریزما، مقالات نمایه شده در پایگاه های داده های داخلی در بازه ی زمانی ۱۴۰۳-۱۳۹۹ و پایگاه های داده های خارجی در بازه زمانی ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۴ جستجو شدند. پس از جستجو در بانک های اطلاعاتی داخلی و خارجی ۵۲۰ منبع مرتبط با پژوهش حاضر یافت شد که پس از پالایش در سه مرحله، ۲۴ مقاله برای تحلیل انتخاب شدند. برای ارزیابی مقالات از برنامه مهارت های ارزیابی حیاتی (CASP) استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل محتوای مضمون استفاده شد. برای بررسی قابلیت اعتماد و اعتبار یافته ها از معیارهای خودبازبینی محقق و روش مرور همتا استفاده گردید. در نهایت تحلیل عمیق پژوهش های صورت گرفته منجر به شناسایی ۱۰ عامل، ۳۹ ملاک و ۱۱۶ نشانگر شد. براساس یافته های پژوهش حاضر عوامل مؤثر بر شایستگی ارتباطی معلمان دوره ی ابتدایی عبارت است از: عوامل آموزشی، دانشی، مدیریتی، ارزشی، ارزیابی، روانی-عاطفی، فرهنگی، اجتماعی، غیرکلامی و فناوری می باشد. نتایج یافته ها نشان داد که کیفیت شایستگی ارتباطی معلمان دوره ی ابتدایی نقش تعیین کننده ای در کیفیت سایر شایستگی های آن ها دارد. پژوهش های صورت گرفته به عوامل اجتماعی، روانی-عاطفی، ارزشی و مدیریتی شایستگی ارتباطی معلمان دور ه ی ابتدایی بیشترین توجه را داشته اند که این امر بیانگر آن است که غالباً به شایستگی ارتباطی جهت ایجاد محیط یادگیری مثبت و فراگیر توجه شده است. همچنین به عوامل فناوری و غیرکلامی کمتر پرداخته شده است. لذا ضروری است که پژوهش های آینده عوامل نامبرده بیشتر بپردازند.
اثربخشی آموزش درمان مبتنی بر شفقت بر اجتناب شناختی و نشخوار فکری در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ پاییز (آذر) ۱۴۰۴ شماره ۱۵۳
۳۰۴-۲۸۹
حوزههای تخصصی:
زمینه: بیماران مبتلا به دیابت نوع دو اغلب با چالش های روانشناختی مانند اجتناب شناختی و نشخوار فکری مواجه هستند که می توانند مدیریت بیماری را دشوارتر کنند. آموزش درمان مبتنی بر شفقت (CFT) به عنوان یک رویکرد روانشناختی نوظهور، پتانسیل کاهش این مشکلات را دارد. با این حال، مطالعات محدودی به بررسی اثربخشی این روش در بیماران دیابتی پرداخته اند، که نشان دهنده شکاف پژوهشی در این حوزه است. هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش درمان مبتنی بر شفقت بر اجتناب شناختی و نشخوار فکری در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو شهر اراک انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه و پیگیری یک ماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 (غیر وابسته به انسولین) شهر اراک در مهر ماه سال 1401 بود که تعداد 40 نفر از بیماران، به شیوه نمونه گیری هدفمند، انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (20 N=) و گواه (20 N=) گمارش شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه نشخوار فکری (نولن- هوکسیما و مارو، 1991) و اجتناب شناختی (سکستون و داگاس، 2008) بود. برای گروه آزمایش، درمان مبتنی بر شفقت به صورت هشت جلسه گروهی هفته ای دوبار به مدت 80 دقیقه برگزار شد و گروه گواه، مداخله ای دریافت نکرد. در این پژوهش، جهت تحلیل داده ها، از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر در نرم افزار SPSS نسخه 25 استفاده شد. یافته ها: یافته های مطالعه حاضر نشان داد که آموزش درمان مبتنی بر شفقت به طور معناداری باعث کاهش اجتناب شناختی (05/0 P<) و نشخوار فکری (05/0 P<) در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو شد. همچنین، این بهبودی در دوره پیگیری نیز پایدار و معنادار بود (05/0 P<). نتیجه گیری: یافته های این مطالعه حاکی از آن است که آموزش درمان مبتنی بر شفقت می تواند به عنوان یک مداخله مؤثر در کاهش مشکلات روانشناختی بیماران دیابتی مورد استفاده قرار گیرد. این رویکرد می تواند در برنامه های مراقبت جامع دیابت ادغام شود تا به بهبود کیفیت زندگی و مدیریت بهتر بیماری کمک کند.
مدیریت استراتژیک فضای کار اشتراکی جهت تسهیل یادگیری تعاملی و نوآوری در فضاهای دانشگاهی
منبع:
فردوس هنر سال ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۰
102-121
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: با توجه به نقش محوری دانشگاه ها در پیشبرد نوآوری و کارآفرینی و نیاز روزافزون آن ها به فضاهایی که تعامل علمی و یادگیری گروهی را تسهیل کنند، این پژوهش به بررسی کارکرد فضای کار اشتراکی در تقویت یادگیری تعاملی و نوآوری علمی در محیط های دانشگاهی پرداخته است.
هدف پژوهش : پژوهش حاضر در پی آن است تا الگوهای موفق راهبری این فضاها را استخراج کرده و چالش ها و فرصت های مرتبط با پیاده سازی آن ها را در محیط های دانشگاهی تحلیل کند. هدف نهایی، ارائه چارچوبی کاربردی برای بهره برداری اثربخش از فضاهای کار اشتراکی در راستای تقویت یادگیری تعاملی و توسعه نوآوری های علمی و پژوهشی است.
سؤالات پژوهش: پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش هاست: فضای کار اشتراکی چگونه می تواند یادگیری تعاملی را در دانشگاه ها تقویت کند؟ چه الزامات مدیریتی برای طراحی، پیاده سازی و بهره برداری مؤثر از این فضاها ضروری است؟ این فضاها چگونه به تقویت نوآوری علمی و پژوهشی کمک می کنند؟ و چه چالش ها و فرصت هایی در مسیر اجرای آن ها وجود دارد؟
روش پژوهش: پژوهش با رویکردی کیفی و با بهره گیری از روش تحلیل مضمون بر پایه داده های به دست آمده از مصاحبه ها انجام شده است.
نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهند که فضاهای کار اشتراکی، با ایجاد امکان تعامل میان رشته ای، تسهیل همکاری های علمی و گسترش شبکه سازی، می توانند به شکل مؤثری به ارتقای یادگیری تعاملی و تقویت نوآوری در دانشگاه ها کمک کنند. بااین حال، تحقق این پتانسیل ها به شدت وابسته به مدیریت استراتژیک، تأمین منابع کافی و رفع چالش هایی مانند کمبود بودجه و ناهماهنگی بین واحدهای مختلف دانشگاهی است. درنهایت، این پژوهش با ارائه مجموعه ای از راهکارهای مدیریتی، تلاش دارد مسیر بهره برداری مؤثر از فضاهای کار اشتراکی را برای مدیران دانشگاهی هموار سازد و امکان استفاده حداکثری از ظرفیت این فضاها در راستای ارتقای یادگیری و نوآوری علمی را فراهم آورد.









