مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۰۸۱ تا ۴٬۱۰۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۲۰ مورد.
منبع:
جستارهای فقهی و اصولی سال ۱۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴۰
7 - 32
حوزههای تخصصی:
یکی از نوآوری های محقق نائینی در علم اصول، مربوط به اعتبار استنباطی شهرت است؛ موضوعی که در سه ساحتِ عملی، روایی و فتوایی در علم اصول فقه مورد بحث و بررسی قرار گرفته و محور این مقاله است. سؤال اصلی مقاله آن است که میرزای نائینی چه ابتکاراتی در این موضوع اصولی ارائه کرده است؟ مقاله حاضر با روش تحلیلی- توصیفی نگارش یافته و از یک سو به کارکردهای شهرت نزد علما اشاره می کند و از سوی دیگر، با تحلیل و بررسی بیانات میرزای نائینی، به تبیین نوآوری های وی در این زمینه می پردازد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که میرزای نائینی در بحث شهرت اصولی، نوآوری های قابل توجهی داشته است؛ ازجمله: عدم نیاز به احراز انتساب در شهرت عملی برای جبران ضعف سند، مشروط به نبود مستند بیّن دیگری غیر از آن دلیل؛ انکار امکان جبران ضعف دلالت به واسطه شهرت عملی، در عین پذیرش آن برای تقویت کاسریت دلالت؛ تمایل به حجیت استقلالی شهرت فتوایی؛ جبران ضعف سندی روایات به واسطه شهرت فتوایی و روایی.
بنیان های سیاست خارجی عمان و جایگاه یابی منطقه ای در نظام منطقه ای خلیج فارس (2010 -2023)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
معادلات منطقه ای در زیرسیستم خلیج فارس همواره اصلی ترین متغیر تعیین کننده در نظم و ثبات در خاورمیانه بوده و در این میان، نقش قدرت های منطقه ای همواره جزئی جدایی ناپذیر از این فرایند بوده است. کشور عمان اگرچه هیچ گاه در مقام قدرت منطقه ای ظاهر نشده اما در یک دهه اخیر الگوهایی از رفتار را در سیاست خارجی نمایانده که تردیدی در تلاش این سلطان نشین در جایگاه یابی منطقه ای باقی نمی گذارد. مقاله حاضر با هدف تبیین روندها و بنیان های سیاست خارجی عمان در تحقق این جایگاه یابی با طرح این پرسش که چه بسترهایی برای تحقق این هدف در سیاست خارجی مسقط وجود دارد؟ بر این نظر است عملکرد این کشور در سه حوزه تمایل، ظرفیت و پذیرش برای جایگاه یابی منطقه ای در حدود یک دهه گذشته زمینه را برای این ایفای نقش مهیا کرده است. این مقاله با بهره گیری از چارچوب مفهومی جایگاه یابی منطقه ای و روش علت کاوی در استنتاج دلایل و بسترهای این ایفای نقش به این نتیجه دست یافته است که عملکرد عمان در تلاش برای میانجی گری در بحران های منطقه ای، اتخاذ رویکرد میانه برای حل چالش های ساختاری، عملکرد غیرایدئولوژیک در مواجهه با مسائل منجر شده است تا ظرفیت و پذیرش منطقه ای این کشور ارتقا یافته و مسیر جایگاه یابی منطقه ای برای این کشور تسهیل شود.
هندسه متغیر قدرت ؛ کویت و هنر بقاء در عصر شکنندگی پسا بهار عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تأثیر بهار عربی بر پویه های جامعه سیاسی جهان عرب، الگویی دوپارچه از دگرگونی ها پدید آورد؛ دولت های دچار دگرگونی های ساختاری (تونس، مصر، یمن، بحرین، لیبی، سوریه) و جوامع شاهد تحولات محدود (مراکش، اردن، لبنان، الجزایر، کویت، عربستان سعودی، عمان). این رویدادها نه تنها معماری قدرت منطقه ای را متحول ساخت، بلکه پیامدهای ژئوپلیتیکیِ دامنه داری را رقم زد و خاستگاه این تحولات که در بحران های ساختاری عربی ریشه داشت، بازتاب تعامل دیالکتیکی نارضایتی های بومی و دینامیسم های فراملی بود. پرسش محوری این پژوهش؛ دلیل عدم اثرگذاری جنبش های اعتراضی در کویت در پسابهار عربی چه بود؟ در چارچوب روش پژوهش سازه انگاری اجتماعی، باید بیان داشت که متغیرهای درونزای منازعات فرقه ای، بحران زیست حقوقی بیدون ها، ساختار هیبرید سیاسی، عوامل برونزای امواج ناآرامی های منطقه ای،سازوکارهای هم افزایی اعتراضات را پدید آوردند و اگرچه متغیرهای درونی، بستر ناهمسازی ها را فراهم نمود، اما مؤلفه های فراملی در شکل دهی به روندشناسی کنش های اعتراضی و جهت دهی گفتمان های انقلابی نقشی تعیین کننده ایفاء نمودند اما موفق به انقلاب در کویت تاکنون نگردیدند. این پژوهش براساس روش توصیفی- تحلیلی و بهره گیری از نظریات سازه انگاری و روش جمع آوری کتابخانه ای و اسنادی تدوین گردیده است.
تحلیل فقهی - حقوقی مفهوم رشد و توسعه آن به امور غیر مالی در حقوق ایران(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
فقه سال ۳۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۲۳)
85 - 110
حوزههای تخصصی:
تصرف عقلایی در اموال و حقوق مالی به عنوان مفهوم سنتی رشد در فقه و حقوق شهرت یافته است. این نظر مشهور در ماده 1208 قانون مدنی نیز منعکس شده است. بر خلاف نظر مشهور در فقه و مذکور در قانون مدنی، نظر دیگری در فقه و دکترین حقوقی قابل شناسایی است که رشد را منحصر در امور مالی نمی کند. این مقاله درصدد است تا دیدگاه عدم اختصاص رشد به امور مالی را به گونه ای مستدل معرفی و اثبات نماید. در این راستا به روش تحلیلی - توصیفی و با استفاده از ابزارهای کتابخانه ای، نظریه توسعه مفهوم رشد به امور غیرمالی را مطرح و دلایل آن شامل قرآن کریم، روایات معصومین^، عرف، قیاس اولویت، شکل گیری اراده و ضرورت های تقنینی را ذکر کرده ایم.
توسعه مفهوم رشد به امور غیرمالی، منجر به اشتراط رشد در کنار بلوغ و عقل، جهت رفع حجر از بالغ عاقل می شود که بدون آن، تصرفات غیرمالی شخص مانند تصرفات مالی او غیرنافذ تلقی می شود. اصلاح قانون مدنی مطابق پیشنهاد عرضه شده در مقاله همسو با مقرراتی است که در امور غیرمالی، سنی بالاتر از سن بلوغ در قانون مدنی را در عمل بر روابط شهروندان حاکم ساخته اند.
طراحی مدل راهبردهای توسعه مدل تعالی H3SE در اماکن ورزشی اداره کل ورزش و جوانان استان قم(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
نوآوری در مدیریت ورزشی دوره ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
139 - 149
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، طراحی مدل راهبردهای توسعه مدل تعالی H3SE در اماکن ورزشی اداره کل ورزش و جوانان استان قم بود. تحقیق از نوع کیفی با رویکرد تحلیل مضمون انتخاب شد. جامعه آماری تحقیق حاضر، شامل اساتید مدیریت ورزشی متخصص در حوزه اماکن ورزشی (دارای مقالاتی در این حوزه، نگارش و یا ترجمه کتاب، طرح های پژوهشی و سابقه تدریس اماکن ورزشی در دانشگاه)، اساتید حوزه بهداشت، محیط زیست و سلامت (انجام حداقل دو پژوهش در این زمینه)، مدیران اداره ورزش و جوانان استان قم (دارای تحصیلات دکتری) و مدیران اماکن ورزشی بزرگ اداره ورزش و جوانان قم (20 باشگاه) که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند (20 نفر). ابزار پژوهش شامل مصاحبه اکتشافی (نیمه ساختارمند) بود. روایی ابزار بر اساس اعتبار نمونه، نظر خبرگان و توافق بین مصححان ارزیابی و تأیید گردید. جهت تحلیل یافته ها از روش تحلیل مضمون با روش پیشنهادی اترید- استرلینگ (2001) استفاده شد. نتایج تحلیل مضمون فراگیر و ترسیم شبکه مضامین که با بهره گیری از نظرات خبرگان شرکت کننده در پژوهش و همچنین مطالعه مبانی نظری، نشان دادند که دو عامل شناسایی شده مدیریتی (آموزش، منابع انسانی، برنامه ریزی و سازماندهی) و زیرساخت ها (ایمنی، امنیت، زیست محیطی و بهداشتی و ارگونومی) از عوامل تشکیل دهنده توسعه مدل تعالی H3SE در اماکن ورزشی اداره کل ورزش و جوانان استان قم می باشد؛ بنابراین می توان نتیجه گیری کرد؛ مدیران اماکن ورزشی استان قم راهکارها و برنامه های خاصی برای هر معیار شناسایی شده در این پژوهش را طرح ریزی و اجرا کنند، به این شرط که به تناسب وزن معیار و اهمیت آن بودجه، زمان، امکانات و تسهیلات اختصاص داده شود.
«و سخت عَجب است کار گروهی از فرزندان آدم!» مروری انتقادی بر کتاب اندیشه های فلسفی ابن سینا (یادگارنامه دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی)
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ مهر و آبان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۲۱۴)
347 - 381
حوزههای تخصصی:
انتشار ترجمه های مغلوط و نامطلوب در یک حوزه مطالعاتی، گذشته از این که موجب نشر و گسترش اطّلاعات نادرست و غیر دقیق در آن حوزه می شود، به تدریج سبب رواج برگردان های نااستوار و عیبناک می گردد و در نتیجه، سطح دقّت و صحّتِ مورد انتظار از متون ترجمه شده را نیز پایین می آورد. برایند این فرایند، فَساد مزاج علمی، و تباهیِ ذوق و سلیقهٔ مطالعاتی خوانندگانِ این ترجمه ها و انحراف معیارهای علمی آنان است. از این رو، نقد ترجمه های ضعیفِ آکنده از سهوها و خطاها کاری است بایسته و شایسته توجّه. در مقاله حاضر تعدادی از مقالات ترجمه و چاپ شده در کتاب کلان اندیشه های فلسفی ابن سینا (یادگارنامه دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی) که به قلم مترجمان مختلف برگردانده شده است، مورد نقد و بررسی قرار گرفته. اشتباه های خُرد و کلان در ترجمه عبارات، غلط های فاحش در خوانش و نگارش اسامی و اصطلاحات، جملات مبهم و نامفهوم و نثر نارسا و نااستوار، انواع خطاهای املایی و حروف نگاشتی و ویرایشی، از جمله ایرادات قابل مشاهده در این برگردان هاست. مبادرت به چاپ چنین ترجمه هایی، بدون ارزیابی دقیق و رفع نواقص و اشکالات آنها، نمودار مراتب ناآگاهی و سهل انگاری گردآورنده و مُشرِف و ناشر کتاب نامبرده است.
طراحی مدل فرهنگی حفاظت از محیط زیست با رویکرد توسعه پایدار(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
منابع انسانی تحول آفرین سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۵
68 - 94
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: فرهنگ حفاظت از محیط زیست می تواند به عنوان یک راهنما برای تصمیم گیری های سیاسی و اقتصادی عمل کند. از این رو، هدف این پژوهش، طراحی مدل فرهنگی حفاظت از محیط زیست با رویکرد توسعه پایدار سازمان محیط زیست می باشد. روش تحقیق: این پژوهش با رویکرد کیفی - استقرایی و به روش نظریه زمینه ای استراوس- کوربین انجام شد. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختارمند بود. با بهره گیری از روش نظریه زمینه ای، داده های حاصل از مصاحبه های انجام شده با 12 نفر از اساتید دانشگاهی و مدیران حوزه تخصصی محیط زیست کشور طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تجزیه و تحلیل شد. یافته ها : 6 مقوله کلی در قالب مدل پارادایمی شناسایی شدند که این عوامل دربرگیرنده شرایط علّى (ضرورت اکولوژیکی، ضرورت اجتماعی و اقتصادی، ضرورت های اخلاقی و سیاسی)، پدیده محوری (مدل فرهنگی حفاظت محیط زیستی)، شرایط زمینه ساز (فرهنگ پایداری، حکمرانی و رهبری اجتماعی)، شرایط مداخله گر (عوامل شناختی و نگرشی، هنجارها و ارزش های اجتماعی-فرهنگی، عوامل سیاسی و اقتصادی، عوامل زیر ساختی و اطلاعاتی، عوامل فردی و اجتماعی) و راهبردها (تغییرات رادیکال فرهنگی و نوآوری رفتاری، راهبردهای پایدارساز) و پیامدها (پیامدهای زیست محیطی، پیامدهای اجتماعی سیاسی) می باشد. نتیجه گیری: توسعه پایدار به دنبال تأمین نیازهای خود است و تمرکز بر ابعاد مدل فرهنگی حفاظت از محیط زیست می تواند در این راستا کمک کننده باشد.
ارزیابی سیاست کیفری جمهوری اسلامی ایران در جرم انگاری محاربه؛ چالش های مبنایی و اجرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه و اصول سال ۵۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۴۲
183 - 206
حوزههای تخصصی:
تدابیر قانونگذار در جرم انگاری جرایم علیه امنیت حدّی به رغم پیشرفت های قابل توجه در قانون مجازات اسلامی 1392 در مقایسه با قوانین پیشین، همچنان با چالش های مبنایی و اجرایی مواجه است. چالش های مبنایی ناظر به عدم بهره برداری شایسته از ظرفیت فقه در جرم انگاری محاربه نسبت به سایر جرایم علیه امنیت حدی؛ یعنی افساد فی الارض و بغی پدیدار شده، هرچند از جهت عملی و اجرایی این دسته از چالش ها در پاسخ به پرونده های قضایی تأثیر محسوسی ندارند. نیز با گذشت بیش از ده سال از تصویب قانون، چالش های مهمی در رسیدگی به پرونده های قضایی محاربه پدید آمده که برخی جدید و برخی دارای سابقه در آرای فقهاست، ولی قانون برای آن ها تعیین تکلیف نکرده است. ازجمله این موارد می توان به ابهام قانون در مواردی که قصد مرتکب متوجه شخص خاص است و عدم طرح بحث از موردی که بین عمل مرتکب و ناامنی رابطه مستقیم وجود ندارد، اشاره کرد. دسته اخیر به این دلیل که عملاً در رسیدگی به پرونده های قضایی اشکالاتی ایجاد کرده اند، چالش های اجرایی نامیده شده اند. در این پژوهش ضمن احصای مصادیق چالش های دوگانه فوق، با استفاده از آرای فقهای متقدم و متأخر در محاربه، راهکارهایی در خصوص رفع آن ها ارائه شده است.
بازخوانی آیات مرتبط با مؤلفه های هویتی در تعریف انسان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انسان پژوهی دینی سال ۲۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۳
47 - 64
حوزههای تخصصی:
از جمله مسائل مهم در مطالعات علوم انسانی، مبتنیبودن این علوم بر فلسفههای غیرالاهی و مادی است که بنای آنها بر نوعی حیوانانگاشتن انسان و در نتیجه مسئول نپنداشتن او در برابر خداوند متعال است. نگاشتهٔ حاضر با رویکرد توصیفیتحلیلی، در بیان تعریف نهایی خود از انسان، با عبور از تعریف کهن و مشهور «حیوان ناطق» و نیز تعریف مترقی «حی متأله» به مثابه نظریهای جایگزین، تعریف «حی عبد» را گامی جلوتر و دقیقتر از نظریه اخیر میداند؛ زیرا بیان صِرف حیات متألهانه، نشانگر مقام انسانیت نیست، بلکه خضوع عملی برخاسته از اراده انسان در برابر مبدأ کمالات، و عبودیت او در نشئه حیات دنیا، تعریف نهایی انسان را شکل میدهد. نگارندگان این مقاله معتقدند صرفاً مبتنی بر این تعریف، علوم انسانی قادر خواهند بود انسان را به غایت نهاییاش برسانند و در عین حال آسایش و سعادت دنیوی او را متناسب با حرکت عبودیاش تأمین کنند، البته به شرط اینکه به مراتب حیات انسان و نیازهای متناسب با آن توجه کنند و اصول و مبانی شریعت الاهی را به عنوان شاکله اصلی خویش بپذیرند و برای حل مسائل عینی، که در حیات اجتماعی رخ میدهد، رویکرد بازگشت به آن اصول را در پیش گیرند.
مفهوم مطالبه مورد شفعه و آثار آن در فقه و حقوق ایران؛ بررسی و تحلیل ماده 818 قانون مدنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های فقه مدنی پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲
345 - 374
حوزههای تخصصی:
ذکر واژه «مطالبه» در ماده 818 قانون مدنی نویسندگان حقوق را شگفت زده کرده است. مطابق با قسمت اخیر این ماده، مشتری نسبت به تلف و خرابی و عیبی که بعد از اخذ به شفعه و مطالبه حادث شده، مسئولیتی ندارد، مگر این که تعدی یا تفریط کرده باشد. درحالی که به موجب ماده 631 قانون مدنی چنانچه امین پس از مطالبه مورد امانت از تسلیم آن امتناع کند، مسئول تلف و هر عیب و نقص خواهد بود، هرچند تعدی یا تفریط نکرده باشد. ازاین رو، همه نویسندگان حقوق مدنی حکم ماده 818 قانون مدنی را مخالف با قواعد مطالبه می دانند. با وجود این، باید گفت: در تدوین ماده 818 قانون مدنی از ساختار شفعه و اصول حاکم بر آن پیروی شده و به همین دلیل، احکام مربوط به درخواست تسلیم مورد شفعه از قواعد حاکم بر امانات جدا شده است. بر این مبنا، پس از وقوع اخذ به شفعه، خواه مورد شفعه مطالبه شده باشد یا نه، مشتری تنها در صورت تعدی یا تفریط ضامن است. افزون بر این، مسئولیت خریدار نسبت به تلف یا خرابی و عیب مورد شفعه پس از اخذ آن، تابع احکام معامله، از جمله ضمان معاوضی، نیست . همچنین، پیش از اخذ به شفعه مشتری مالک است و به همین جهت، نسبت به تلف یا خرابی مال مسئولیت ندارد.
نقدی بر «فرهنگ سخنوران» با تکیه بر شاعران فارس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شعرپژوهی سال ۱۷ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۶۶)
79-94
حوزههای تخصصی:
یکی از آثار ماندگار و کاربردی در پژوهش های معاصر شعر فارسی، فرهنگ سخنوران است که به کوشش عبدالرسول خیّامپور در دو جلد تدوین یافته است. مؤلّف در این اثر، فهرستی از تخلّصِ شاعران فارسی زبان را بر اساس حروفِ الفبا ترتیب داده است که پژوهش گر می تواند با مراجعه به تخلّص شاعر مورد نظر خود، منابعی را درباره ی آن سراینده شناسایی کند. این فرهنگ با همه ی ارج و اهمیّتی که دارد، مانندِ هر اثر بزرگ دیگر، خالی از ایراد و اشکال نیست و گویا تاکنون توجّه ناقدان و صاحب نظران را به خود جلب نکرده است. مقاله ی حاضر می کوشد به اختصار، تعدادی از همین مشکلات و چالش ها را که خواننده در استفاده از فرهنگ سخنوران با آن ها مواجه می شود، با دیگر پژوهش گران در میان بگذارد. از عمده ایرادهای این اثر، ایجادِ دو یا چند مدخل برای یک شاعر است. همین امر سبب می شود که خواننده هنگام رجوع به یک مدخل، از دیگر مدخل ها و اطّلاعاتی که در ذیلِ آن ها آمده است، بازبماند. به همین منظور، در این یادداشت ابتدا مقدّمه ای در معرّفی فرهنگ سخنوران و شیوه ی نگارش آن خواهد آمد. در ادامه، خواننده با برجسته ترین علّت هایی که باعث شده در این فرهنگ برای بعضی شعرا، دو یا چند مدخل ایجاد شود، آشنا خواهد شد و درمی یابد که مؤلّف گاه برای یک شاعر، هم با نام و هم با تخلّص، مدخل ایجاد کرده است؛ چنان که در مواردی، هم با شهرت و هم با اسم. گاه تصحیف موجب دو یا چندگانه خوانی شده است. در مواردی مؤلّف خود القابی را برای یک شاعر برساخته و دو یا چند مدخل در نظر گرفته است. بعضی از سرایندگانِ بدون تخلّص، با دو نسبت، مدخل شده اند. در جاهایی نیز، دو تخلّصِ کاملاً مشابه، و به صورت متوالی، برای یک شاعر مدخل شده است.
بازتعریف و گونه شناسی "اسلوب حکیم" بر پایه نظریه ربط(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سنت بلاغت اسلامی "اسلوب حکیم" به عنوان صنعتی که مبتنی بر خروج آگاهانه از مقتضای ظاهر در بستر گفتگوست، جایگاهی مبهم و چندپاره دارد؛ به ویژه در بلاغت فارسی نه تنها مرز آن با صناعات مشابه روشن نشده، بلکه شاهد فقر شاهدمثال و غفلت نظری در تبیین جوانب بلاغی آن هستیم. این مقاله نخست با روشی تاریخی-تحلیلی، به بازخوانی جایگاه و تعریف اسلوب حکیم در منابع کهن بلاغی می پردازد و وجوه افتراق آن با صنایع مشابه را تبیین می کند. در گام بعد، بر اساس مبانی نظریه ربط اسپربر و ویلسون "خروج از مقتضای ظاهر" به عنوان عنصر محوری اسلوب حکیم در چهار سطح استنتاجی بازتحلیل شده است: 1) بازخوانی تفسیر صریح؛ ۲) تضاد میان تفسیر صریح و دلالت ضمنی؛ ۳) تحمیل استنتاج ضمنی بر مخاطب؛ و ۴) بازنمایی انتقادی مفروضات دایره المعارفی یا هنجاری. رویکرد پژوهش کیفی و توصیفی -تحلیلی است و نمونه ها با روش نمونه گیری هدفمند از متون کلاسیک فارسی به ویژه گفتگوهای طنزآمیز و عرفانی استخراج شده اند. برخلاف منابع بلاغی سنتی که شواهد معدود و صرفاً عربی ارائه می دهند، این پژوهش نشان می دهد که ادب فارسی، به ویژه در گفتگوهای حکیمانه، مملو از کاربست های خلاقانه اسلوب حکیم است. تحلیل ربط محور این نمونه ها، علاوه بر ارائه گونه شناسی دقیق و نو، ظرفیت های شناختی - بلاغی این صنعت را در ایجاد اثرات شناختی در ذهن، مدیریت موقعیت های پرتنش و تولید و تعدیل بینش مخاطب نشان می دهد.
زیبایی شناسی آیات جهاد طبق نظریه انسجام متنی مایکل هالیدی
منبع:
نثرپژوهی عربی دوره ۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴
1-19
حوزههای تخصصی:
انسجام یکی از عناصر زیبایی شناسی است که زیبایی شناسان برای زیبایی متن وجود آن را ضروری دانسته اند. تأثیر انسجام آنگاه آشکار می شود که متن بدون آن زیبایی و تأثیر خود را از دست داده و معنا مبهم می گردد. در متن عناصر معنایی، پیوندی، دستوری و واژگانی، روابطی را می آفرینند که سبب تمایز متن منسجم از عبارت های آشفته می شوند. این جستار درصدد واکاوی انسجامِ آیات جهاد با روش توصیفی - تحلیلی و نظریه هالیدی است. طبق نتایج، انسجام در آیات جهاد سبب ایجاد پیوند ساختاری و عوامل درون متنی شده که از طریق آن عبارات این آیات، معنادار شده است. گونه های مختلف انسجام در آیات جهاد سبب انتقال بهتر معنا به مخاطب و تثبیت آن در ذهن وی و زیبایی آیات گردیده است و بیانگر مناسبت های معنایی است که به کلام الهی وحدت و یکپارچگی می بخشد. انسجام واژگانی در آیات جهاد از طریق وحدت واژگان زیبا و کمال معانی و تناسب آنها با معانی حاصل شده و موجب آفرینش بافتی گوش نواز و منسجم شده است. انسجام دستوری در چارچوب حذف، ارجاع و جانشینی، جهت زیبایی متن و وضوح معنا به کار رفته است. ارجاع، پیوندی محکم را میان کلمات و آیه ها ایجاد کرده است و سبب وضوح معنا گردیده و از ابهام متن جلوگیری کرده است. انسجام پیوندی در آیات جهاد اغلب از طریق واو عطف جهت ارتباط بین جمله ها و وضوح معنا، ایجاد شده است. تکرار نیز با تفهیم مطلب و قرار دادن چیز تکرار شده در مرکز توجه انسجام آفریده، از ابهام متن جلوگیری کرده و باعث روشنی مقصود می گردد.
Traduction, idéologie et discours politiques : enjeux et défis de la médiation discursive, le cas de la traduction français-persan(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Le discours politique est le lieu d’exprimer ses vues et promouvoir ses intérêts au détriment de celui de l’Autre. Sur la scène internationale, le passage d’une langue à l’autre est un contexte propice à l’entrée des mécanismes discursifs par les procédés de traduction imprégnés des ajustements relevant des idéologies du discours dominant de l’un ou l’autre pays. En nous basant sur le concept de reframing narratif de Baker, ainsi que le carré idéologique de van Dijk et l’habitus de Simeoni, nous nous intéressons aux exemples provenant des produits médiatiques et leurs traductions à partir des dynamiques franco-iraniennes. Nos analyses ont démontré qu’en se conformant au carré idéologique de van Dijk, les traducteurs des discours politiques s’efforce d’ajuster le discours politique de la langue source aux valeurs politiques, diplomatiques, religieuses et culturelles de la langue cible. Nous avons ainsi conclu que la traduction des discours politiques met le traducteur dans une posture sensible devant choisir entre neutralité ou ajustement lorsqu’il s’agit de la dichotomie « nous »/« eux » et la plupart du temps c’est à l’ajustement qu’il cède en présentant des traductions orientée, biaisée, manipulée ou reframée pour reprendre le terme de Baker.
مقایسه نحوه ظهور عناصر انتزاعی در سه گانه آبی خوان میرو از دهه 20 تا 60 میلادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آثار هنرمند اسپانیایی "خوان میرو" شامل دامنه گسترده ای از عناصر انتزاعی است که بستری مناسب جهت شناخت نحوه عملکرد نقاشی انتزاعی فرآهم می آورد. در نقاشی های او عناصر مختلف جهان طبیعت متحول و بازسازی شده و سپس در قالب یک ساختار به ظاهر متفاوت و غیر آشنا از نو بازنمایی می شود. گاه چنان ماهیت اشیا دگرگون می شود که دیگر به سختی می توان چیستی آنها را شناسایی کرد؛ بنا براین تفسیر عناصر و نشانه ها، و پی جویی خاستگاه آن در فهم هنر انتزاعی میرو اهمیت بسزایی دارد. هدف این پژوهش شناخت خاستگاه عناصر انتزاعی و سیر تحول آن در سه اثر با عنوان آبی از "خوان میرو" است. بدین منظور از طریق گردآوری داده های متنی و تصویری به شیوه کتابخانه ای، از یکسو رابطه بین نشانه های انتزاعی این مجموعه با دستاوردهای تصویری نقاش از دهه ی 20 تا 60 م مقایسه شده و از دیگر سو این نشانه ها با جهان طبیعت و جهان زیسته هنرمند تطبیق یافته، تا به این پرسش پاسخ داده شود که: عناصر انتزاعی در سه گانه آبی "خوان میرو" چه خاستگاهی داشته و چگونه متحول می شوند؟ نتایج پژوهش بیانگر آن است هر یک از نشانه های انتزاعی مجموعه آبی در دستاوردهای تصویری و پیشین نقاش ریشه دارد؛ بدین طریق آموزه های کوبیستی، سورئالیستی و بایومورفیک نقاش در دهه 20 و 30 م. و آشنایی نقاش با فرهنگ ژاپن و جنبش اکسپرسیونیسم انتزاعی در میانه قرن تجمیع شده و در قالب فضای بیکران، وسعت رنگ آبی، تکرار آهنگین لکه های بی شکل به رویا و و عواطف نقاش نقب زده است.
بررسی تطبیقی فیلم «زیستن» و رمان «مرگ ایوان ایلیچ» بر اساس مفهوم «اصالت دازاین» از دیدگاه هایدگر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از نظر هایدگر، دازاین برای رهایی از روزمرگی و حرکت به سوی اصالت، مراحلی را سپری می نماید. راهبر او در این مسیر، گشودگی وی به دلهره ناشی از التفات به پایان پذیری هستی در چشم انداز مرگ و عزم بر فهم تقصیر وجودی او در به سوی- مرگ- بودن است. ازاین رو این جستار در پی روشن سازی سیر دازاین در راستای اصیل شدن وی از چشم اندازِ «آگاهی به مرگ ناگزیر»، در فیلم «زیستن» ساخته آکیرا کوروساوا و داستان «مرگ ایوان ایلیچ» نوشته لئو تولستوی است. از مهمترین یافتِ حال های دازاین در حرکت به سوی اصالت، ترس آگاهی و عزم است. لذا تلاش می گردد با جستجوی مصداقیِ این دو مؤلفه در دو اثر هنریِ یادشده، این دو موردِ بررسی قرار گیرد؛ چرا که دیدگاه های مذهبی تولستوی از یک سو، و نگاه اگزیستانسیالیستی کوروساوا از سوی دیگر، باعث گردیده قهرمانان آثارِ آنها (واتانابه و ایوان) علیرغم شباهت های بسیار، سرنوشتی متفاوت پیدا کنند. بنابراین این جستار با مدنظر قرار دادن نگرش اگزیستانسیالیستیِ هایدگر در پ یِ پاسخگویی به این سؤالات است که کاربست عینی و عملی اصیل شدنِ دازاین در این دو اثر هنری چگونه محقق گردیده است؟ و تقابل دیدگاه های مذهبی تولستوی و نگاه انسان مدارانه کوروساوا چه تأثیری در اصالت قهرمانان داستان و فیلم، و سرانجام ایشان داشته است؟ پژوهش، توصیفی تحلیلی با رویکردی تطبیقی و از منظر پدیدارشناسانه انجام شده است. نتایج حاصل از تحلیلِ این دو شخصیت اصلی، نشان می دهد، آن که در معنای هایدگری به اصالت می رسد، واتانابه است. درحالی که سرانجامِ ایوان، تحت تأثیر نگرش مذهبی تولستوی، به رستگاری و آمرزیدگی مسیحی ختم گردیده و حائز اصالت هایدگری نمی باشد.
بازشناسی درخت واق در کاشی های زرین فام تخت سلیمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۹ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۳
۳۴۹-۳۲۹
حوزههای تخصصی:
سفالگری از دیرباز یکی از بسترهای مهم تجلی عناصر فرهنگی ایران بوده است. نقش مایه های تزئینی به کاررفته در این هنر، ریشه در فرهنگ، ادبیات، مذهب و اقتضائات سیاسی داشته و با خلاقیت هنرمندان ایرانی به شیوه هایی نوآورانه جاودانه شده اند. در این میان، نقش مایه درخت واق یا درخت سخنگو، یکی از برجسته ترین عناصر تزئینی است که به ویژه در دوره ایلخانی موردتوجه هنرمندان قرار گرفته است. این نقش مایه که ترکیبی از عناصر طبیعی، تخیلی و اسطوره ای است، در کاشی های زرین فام تخت سلیمان به کار رفته و بازتاب دهنده پیوند عمیق میان انسان، طبیعت و حیوانات است. پاسخ گویی به این پرسش که چرا در اوایل حکومت ایخانی در کاخ «آباقاخان» در تخت سلیمان این نقش مای موردتوجه و اجرا هنرمندان بوده، مورد هدف این پژوهش بوده و سعی شده است ضمن معرفی تصویری نمونه ها به زیرساخت های فرهنگی مرتبط نیز پرداخته شود. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی، تحلیلی و تاریخی و با استفاده از تصویربرداری از نمونه های تاریخی به این نتیجه دست یافته است که نقاشان کاشی های زرین فام تخت سلیمان، به جای ترسیم انسان -که معمولاً در نقاشی های مرتبط با درخت سخنگو محوریت داشته است- حیوانات غیراهلی نظیر: گوزن، آهو و خرگوش را به تصویر کشیده اند. انتخاب حیوانات وحشی به جای انسان می تواند بازتاب دهنده گرایش طبیعت گرایانه سلجوقیان و مغولان باشد. این انتخاب هم چنین نشان دهنده تأثیر فرهنگ مغول بر هنر ایرانی است؛ فرهنگی که حیوان ریخت انگاری را به عنوان یکی از عناصر برجسته خود وارد ادبیات و هنر کرده بود. درخت واق که ریشه در فرهنگ عامیانه ایران و جهان دارد، نمادی از ارتباط عمیق میان انسان، طبیعت و موجودات زنده است. این مفهوم اسطوره ای با مفاهیمی چون قداست طبیعت و پیوند جهان انسانی با جهان طبیعی گره خورده است. بازنمایی این نقش مایه برروی کاشی های زرین فام تخت سلیمان نشان دهنده تلاش هنرمندان برای انعکاس چنین مفاهیمی بوده است که هنرمندان دوره ایلخانی آن را به شیوه ای نوآورانه بازآفرینی کرده اند.
Iranian Teachers’ Philosophy of Technology: a stieglerian transcendental critique(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی زمستان ۱۴۰۴ شماره ۵۳
521-546
حوزههای تخصصی:
The accelerated integration of digital technologies into education has renewed longstanding philosophical debates concerning the nature, role, and consequences of technology in schooling. While international scholarship has increasingly emphasized the importance of interrogating the philosophical assumptions underpinning teachers’ engagement with technology, little work has examined such orientations in the Iranian context. This qualitative study explores Iranian secondary school teachers’ implicit philosophies of educational technology and critically evaluates them through the conceptual frameworks of Andrew Feenberg’s philosophy of technology and Bernard Stiegler’s pharmacological perspective. Drawing on semi-structured interviews with twelve teachers and employing a hybrid deductive–inductive thematic analysis, this study identifies four Philosophical–Pedagogical Themes in Educational Technology (PPTET), each of which is revealed through the binary logic inherent in the pharmacological integration of technology in education. Through a Stieglerian reading, such dualisms are shown to obscure the constitutive and ambivalent nature of technological mediation in processes of teaching, learning, and individuation. The findings reveal a need to move beyond access-oriented and utilitarian narratives toward cultivating critical digital judgment and fostering pedagogical practices grounded in care, attention, and reflective technological engagement.
Two Aspect Reading of Kant’s Thing in Itself(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی زمستان ۱۴۰۴ شماره ۵۳
805-828
حوزههای تخصصی:
We cannot evaluate Kant's critical project without considering Transcendental Idealism, as it provides his solution to the enduring problem of metaphysics. Kant views transcendental idealism as a means through which metaphysics can follow 'the secure course of a science' (Bxiv), while also 'removing an obstacle that limits' (Bxxv) practical reason. The most contentious element of his proposal is his classification of empirical objects as appearances rather than things in themselves. This distinction restricts our knowledge to things as they appear, leaving their true nature beyond our cognitive grasp. In this article, I will explore Kant's concept of the 'thing in itself' and examine whether Allison's two-aspect interpretation is a valid representation of Kant's theory and if it effectively resolves its issues. The first part of this article will focus on Allison's two-aspect reading of the 'thing in itself' and his solutions to its paradoxes. The second part will address three objections raised by Guyer, who critiques Allison’s reading from a two-object perspective, and Kant's main argument in the Aesthetic. Lastly, I will evaluate the internal consistency of Allison’s interpretation and its alignment with Kant’s texts. I will conclude by demonstrating that, although (1) Allison consistently counters Guyer’s objections and (2) his interpretation captures the overall intent of Kant’s project, (3) it is not entirely consistent with Kant’s writings.
تبیین «حقیقت آزادی» بر اساس «نظریه انکشاف نفس» در فلسفه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شناخت زمستان ۱۴۰۴ شماره ۹۰/۴
55-76
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله استنباط و ارائه تعریفی صحیح از یکی از مهم ترین مسائل و چالش های معاصر یعنی «حقیقت آزادی» براساسِ دیدگاه نهایی صدرالمتألهین است. اندیشه ملاصدرا را می توان به دو دسته میانی و نهایی تفکیک کرد. آزادی در نظام حکمت صدرایی را می توان به «فراروی در تعالی» تعریف کرد. این فراروی، براساسِ دیدگاه صدرای میانی، «فراروی وجودی» و مبتنی بر «خروج از قوه به فعل و اکتساب کمالات» است اما، براساسِ دیدگاه صدرای نهایی و نظریه انکشاف، «فراروی ظهوری» و مبتنی بر «انکشاف ما فی الضمیر» خواهد بود. در این پژوهش، با استفاده از عبارات ملاصدرا و مبنا قرار دادن نظریات نهایی او و با اقامه سه دلیل عین الربط، فطرت و معرفت نفس، به اثبات تعریفی متعالی از حقیقت آزادی دست یافته و آزادی را به «انکشاف و آشکارشدگی حقیقت و ذات نفس» معنا کرده ایم. این آشکارشدگی به جانب ذات اقدس ربوبی و مرتبه کمونی نفس است و لازمه اش توسعه وجودی و افزایش ظرفیت انسانی است. بنابراین، آزادی امری عروضی و اکتسابی نیست بلکه امری انکشافی و آشکارشدگی کمالات نهفته باطنی در ذات انسان در حرکت و فراروی ظهوری است. این آزادی دارای مراتب است. هرچه از تعیّنات حیوانی و نفسانی بیشتر زدوده شود، اطلاق و آزادی بیشتر متجلی می گردد. غایت این آزادی مقام انسان کامل است. این نظریه ملاصدرا دارای لوازم و نتایجی است که موجب تحولاتی در نگاه های رایج می گردد. ازجمله اینکه (1) بنیاد آزادی «خویشتنِ خویش» است، (2) مسیر آزادی فراروی انکشافی و اکتشاف کمالات است، و (3) غایت آزادی غایت انکشاف است.









