پژوهشنامه علوم سیاسی
پژوهشنامه علوم سیاسی سال 20 بهار 1404 شماره 2 (پیاپی 78) (مقاله علمی وزارت علوم)
مقالات
حوزههای تخصصی:
این مقاله به مقایسه دو مفهوم «دیالکتیک» و «زوجیت» در تحلیل تحولات تاریخی و اجتماعی جمهوری اسلامی ایران پرداخته است. نظریه دیالکتیک، که ریشه در فلسفه هگل و مارکس دارد، تغییرات را نتیجه تضادها و تعارضات می داند، در حالی که نظریه زوجیت بر تعامل و همراهی عناصر مکمل تأکید می کند. با بررسی دوره های مختلف پس از انقلاب اسلامی، مشخص می شود که نظام موجود بیشتر بر مبنای منطق تضاد و سرکوب شکل گرفته است. این شامل تضادهای طبقاتی، سیاسی و اقتصادی است که به جای حل، معمولاً با حذف یا کنترل نیروهای متضاد مدیریت شده اند. نظریه زوجیت، که اغلب به عنوان یک گفتمان ایدئولوژیک برای توجیه وضع موجود استفاده شده، نتوانسته است راهکار عملی برای رفع تضادها ارائه دهد. نویسندگان استدلال می کنند که برای درک پیچیدگی های جامعه مدرن و حل بحران های کنونی، نیاز به بازنگری در رویکردها و پذیرش تضادها به عنوان بخشی طبیعی از تحولات اجتماعی است. دیالکتیک، به عنوان یک روش تحلیلی قوی، قادر به توضیح دقیق تر تحولات اجتماعی و سیاسی است و می تواند به توسعه گفتمان های علمی و واقع گرایانه کمک کند. همچنین، زوجیت به عنوان یک مفهوم ایدئالیستی، نمی تواند پیچیدگی های مدرن جوامع را مدیریت کند و نیاز به تحلیل های دقیق تری وجود دارد.در نهایت، این پژوهش بر اهمیت پذیرش تنوع و تعامل سازنده با گروه های مختلف داخلی و خارجی تأکید می کند و پیشنهاد می دهد که نظام جمهوری اسلامی باید به جای تمرکز بر تضاد و تقابل، به دنبال همگرایی و همکاری باشد.
بررسی تطبیقی تعامل دولت و جامعه در ایران عصر صفوی و جمهوری اسلامی با کاربست دیدگاه جوئل میگدال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دولت ها، عموماً افراد جامعه را کنترل می کنند؛ ازاین رو، در جهانی زندگی می کنیم که توسط اقتدار دولت شکل گرفته است. در این شرایط، پراکندگیِ قدرت و تأثیرگذاری نهادهای مختلف در جامعه، امری مهم است. در این پژوهش، بر اساس روش تطبیقی جان استوارت میل، و با کاربست دیدگاه دولت ضعیف-جامعه قوی جوئل میگدال، تفاوت ها و شباهت های تعامل دولت و جامعه ایران عصر صفویه و جمهوری اسلامی بررسی شده است. براساس یافته ها، در هر دو دوره، دولت قوی و توسعه گرا به سوی تغییر و دگرگونی شکل نگرفته است. دو دولت در مؤلفه توانایی نفوذ در جامعه (ناموفق)؛ استخراج منابع (موفق)؛ و توزیع/ تخصیص منابع (ناموفق) شباهت داشته و مهم ترین تفاوت آن ها، در مؤلفه ی کنترل و تنظیم روابط اجتماعی بوده است؛ که صفویان در آن، ناتوان بوده و جمهوری اسلامی توانسته است به موفقیت نسبی دست یابد.
بایسته های مدیریت مطلوب در حوزه اتباع خارجی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جمهوری اسلامی ایران از ابتدای انقلاب در مقاطع مختلف، پذیرای مهاجرت های گسترده بوده که مدیریت سیاست در این حوزه را با چالش های جدی مواجه ساخته است. تشدید فرایندهای مهاجرتی در سطح بین المللی به ویژه در مجاورت مرزهای کشور و چالش های حضور گسترده مهاجران، ضرورت آسیب شناسی و بازنگری در نحوه مدیریت سیاسی اتباع خارجی را دو چندان کرده است. پرسش اصلی ناظر بر این است که بایسته های مدیریت سیاسی مطلوب در حوزه اتباع خارجی چیست؟ در همین راستا این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و بر مبنای رویکرد های ملی و بین المللی، در پی استخراج بایسته های مدیریت سیاسی مطلوب در حوزه اتباع خارجی با عنایت به آسیب شناسی روندهای سیاسی اتخاذ شده در چهار دهه اخیر و همچنین تهدیدات و فرصتهای ناشی از حضور اتباع خارجی در کشور است. نتایج حاصله از این نوشتار بیان می دارد که حرکت بهسمت رویکردهای جامع، ایجاد انسجام در سیاست گذاری های نهادی، کارکردی و فراملی، تقویت زیرساختهای قانونی و ارتقای بازدارندگی، مدیریت مبتنی بر اطلاعات، پیگیری ادغام اجتماعی، به کارگیری ظرفیتهای علمی و کانالیزه کردن ورود و جذب اتباع خارجی مولفه ها و ضرورت های اساسی هستند که در عرصه قلمرو ملی باید مورد توجه و پیگیری قرار گیرند. در کنار مولفه های مذکور، توسعه ارتباطات فراسرزمینی با کشورهای مبدا مهاجران و سازمانهای بین المللی فعال در حوزه مهاجرت، از جمله مهمترین بایسته های مدیریت سیاسی در عرصه فراملی هستند.
تحلیل استعاره های مفهومی در مواضع رهبر ایران نسبت به اسرائیل پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبان استعاری، همواره در گفتمان های سیاسی به منزله ابزاری قدرتمند برای شکل دهی به ادراکات، چارچوب بندی منازعات و بسیج مخاطبان به کار گرفته شده است. در چارچوب منازعه ایران و اسرائیل، به ویژه پس از رخداد ۷ اکتبر ۲۰۲۴، بیانات رهبر جمهوری اسلامی ایران سرشار از استعاره هایی است که به طور همزمان، مفاهیم اخلاقی، الهیاتی و سیاسی را در قالبی فشرده و پرشور به مخاطب عرضه می کند. این پژوهش با تکیه بر نظریه استعاره مفهومی لیکاف و جانسون و در بستر زبان شناسی شناختی، به تحلیل مفاهیم استعاری در مواضع آیت الله خامنه ای نسبت به رژیم صهیونیستی می پردازد. استعاره هایی نظیر «ذوب شدن رژیم اشغالگر»، «هیولایی دیوسیرت»، «جبهه شرارت» و «طوفان مقاومت»، نه تنها بازنمایانگر مواضع سیاسی و ایدئولوژیک جمهوری اسلامی ایران هستند، بلکه چارچوبی شناختی برای درک کنش، هویت و مشروعیت در این منازعه ایجاد می کنند. این پژوهش می کوشد نشان دهد که چگونه زبان استعاری، از طریق تلفیق عناصر اخلاقی و دینی با بیانی سیاسی، به سیاست ورزی رهبر جمهوری اسلامی شکل می دهد و نقشی مؤثر در تکوین گفتمان مقاومت، بازتعریف دشمن، و برساختن معنای مشروعیت برای کنش های جبهه مقاومت ایفا می کند. یافته های این مطالعه، چشم اندازی نوین از تأثیر استعاره های مفهومی بر پویایی های گفتمانی و راهبردهای شناختی در منازعه ایران و اسرائیل ارائه می دهد.
فساد اداری به مثابه بحران عرصه مدنی: بازنمایی رسانه ای در روزنامه اصلاح طلب اعتماد (۱۴۰۰)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، فساد اداری در ایران به مثابه یک مسئله اجتماعی برجسته شده است. روزنامه ها، با بازنمایی مناسب، می توانند در کاهش این موضوع نقش ایفا کنند. مقاله حاضر با هدف شناخت بازنمایی فساد اداری در روزنامه اصلاح طلب اعتماد تنظیم شده است. روش تحقیق، تحلیل مضمون شبکه ای اترید-استرلینگ است و داده ها از تحلیل ۲۶ سند منتخب با استفاده از نرم افزار MAXQDA22 استخراج شده اند. در مجموع ۷۳ کد، ۱۲ مضمون پایه، ۴ مضمون سازمان دهنده و مضمون فراگیر فساد اداری شناسایی شد. اعتبار یافته ها با کدگذاری مشترک دو کدگذار و مشورت با متخصصان تأمین شد. رویکرد نظری مقاله بر نظریه بازنمایی استوارت هال و نظریه های برنامه سخت، عرصه مدنی و ترومای فرهنگی جفری الکساندر استوار است. نتایج نشان می دهد که روزنامه اعتماد ضمن تأکید بر ضرورت ایجاد سیستم های پیشگیرانه، فساد اداری را به مثابه مسئله ای گسترده، سیستماتیک و تهدیدی برای ارزش های عرصه مدنی بازنمایی کرده است. این نوع بازنمایی، می تواند به شکل-گیری یک ترومای فرهنگی منجر شود.
بازآفرینیِ گفتمانیِ اندیشه سیاسی در ایران باستان؛ پیدایش، تکامل و تداوم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اندیشه ایرانشهری وجایگاه آن در تکوین و تداوم فرهنگ و تمدن ایرانی از موضوعات تعیین کننده در فهم تاریخ گذشته و رویکردهای نظری و سیاسی به آینده ایران است. در این راستا فهم عناصر و دقایق اندیشه ایرانشهری به مثابه منظومه ای فکری از آغازه های پیدایی تا تکوین و فرجام، موضوعی شایسته تأمل فراگیر می باشد. در همین راستا هدف این پژوهش بازسازی و بازآفرینی گفتمان سیاسی ایرانشهر از طریق مفصل بندی عناصر بنیادین آن است. مساله اصلی بررسی امکان و چگونگیِ صورتبندی گفتمان حاکم بر اندیشه سیاسی در ایران باستان است » پاسخ احتمالی چنین است که: « بازآفرینی گفتمانی اندیشه سیاسی ایران باستان با محوریت مفهوم شاه آرمانی امکان پذیر می شود، بدین نحو که این مفهوم نقطه اتصال و هم پیوندی اجزاءِ گفتمانی است که از آن با عنوان گفتمان ایرانشهری یاد می شود.» یافته های پژوهش حکایت از آن دارد که: « خودآگاهی ایرانشهری نه تنها برسازنده ساخت و نظم سیاسی بوده ، بلکه باعث تکوین گفتمان و اندیشه سیاسی منحصربفرد در ایران باستان شد و این گفتمان در طول تاریخ موجب استمرار جغرافیایی، فرهنگی وسیاسی ایران گردید، ضمن اینکه روح ایرانشهر در گذار از دوره باستان به دوره های بعدی در کالبدی جدید به حیات خود ادامه داده است. به بیان دیگر گفتمان ایرانشهر یک بعد ثابت داشته که در طول تاریخ استمرار داشته و یک بعد متغیر که نمود همزیستی گفتمان ایرانشهر با گفتمان های رقیب بود» روش شناسی و چارچوب نظری حاکم بر پژوهش بهره ای آزادانه ازتحلیل گفتمان می باشد.
خرد سیاسی دولت مدرن و تکنیک های قدرت در درس های مدرسه علوم سیاسی و تاثیر آن بر فرآیند مشروطیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گذار از «فرمان» به «قانون» و از «حکمرانی» به «حکومتمندی» یکی از مهم ترین سر فصل های تاریخ اندیشه سیاسی در ایران است. بررسی فرآیند مشروطیت در ایران در چارچوب مفهوم حکومتمندی افق تازه ای از تحلیل ظهور مفاهیم مدرن اندیشه سیاسی را پیش روی ما قرار می دهد. مدرسه علوم سیاسی یکی از مهم ترین نهادهایی است که در پیدایش فکر مشروطیت نقش اساسی را داشت. درس های مدرسه علوم سیاسی شرح و بسط مفاهیم مدرنی است که پیش و پس از مشروطه در جهت تکوین دولت مدرن در ایران بیان شده است. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی مبانی دولت مدرن و تکنیک های قدرت در درس های «محمدعلی فروغی»، «میرزا حسن خان پیرنیا»، «میرزا مصطفی خان منصور السلطنه» و «گوستاو دمرنی» می پردازد. بر همین اساس پرسش اصلی پژوهش عبارت است از اینکه خرد سیاسی دولت مدرن و تکنیک های قدرت در درس های مدرسه علوم سیاسی چیست و چه تاثیری بر فرآیند مشروطیت گذاشت؟ بر اساس یافته های پژوهش محور اصلی خرد سیاسی دولت مدرن در درس های مدرسه علوم سیاسی را مفاهیم مدرنی نظیر «علم حقوق»، «قانون» و «آزادی» در بر می گیرد. همچنین دولت در این درس ها بر مبنای مفهوم مدرن «ملت- دولت» است که منجر به فکر تاسیس «دولت مشروطه متمرکز اداری» از طریق تکنیک های «انضباط اداری»، «انضباط مالی» و تکنیک های «سیاسی و اجتماعی» شد. این مفاهیم مدرن بعدها در قانون اساسی مشروطه و متمم آن عینا تکرار گردید.