مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۵٬۴۰۱ تا ۳۵٬۴۲۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۲۰ مورد.
منبع:
چشم انداز مدیریت صنعتی سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۶
165 - 200
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: توسعه شهری و افزایش میزان حمل ونقل های برون شهری و درون شهری منجربه آن شده است تا هزینه های مرتبط با حمل ونقل به شدت افزایش یابد، این افزایش هزینه منجر به افزایش قیمت تمام شده محصولات نهایی و در نتیجه افزایش قیمت محصول می شود. همچنین تنها بعد اقتصادی مد نظر نبوده و افزایش حمل ونقل منجر به افزایش میزان انتشار گاز CO2 می شود. این موضوع منجر به طراحی مدل های مختلف حمل ونقل و مسیریابی وسیله نقلیه شده است که می توان به مسئله مکان یابی-مسیریابی وسیله نقلیه اشاره کرد. مسئله مکان یابی تسهیلات یک تصمیم استراتژیکی است، زیرا هزینه احداث و مکان یابی تسهیلات بسیار بالا می باشد. از سوی دیگر، تصمیمات مسیریابی مبتنی بر تصمیمات مکان یابی صورت می پذیرد و یک تصمیم میان مدت و کوتاه مدت به شمار می آید. در این مقاله، با توسعه یک مدل ریاضی از مکان یابی-مسیریابی وسیله نقلیه در شرایط عدم قطعیت و در نظر گرفتن قابلیت اطمینان، تلاش شده است تا بهینه سازی همزمان در توابع هدف پایداری با حفظ حداقل قابلیت اطمینان صورت پذیرد. اهداف پایداری در این مقاله شامل کمینه سازی هزینه های کل مسئله، کمینه سازی میزان انتشار CO2 و بیشینه سازی فرصت های شغلی بر اساس تصمیمات یکپارچه استراتژیکی و تاکتیکی است. مهم ترین موضوع پرداخته شده در این مقاله، تصمیم گیری در خصوص مسیریابی بهینه حمل ونقل با در نظر گرفتن پنجره زمانی و قابلیت اطمینان در مکان یابی تسهیلات بر اساس نرخ خرابی آن ها می باشد.روش ها: به دلیل غیر قطعی بودن پارامترهای مدل ریاضی، از انواع مختلف روش های برنامه ریزی فازی و استوار امکانی در فرموله کردن مدل استفاده شده است. از این رو 4 مدل مختلف برای کنترل عدم قطعیت پارامترهای تقاضا و هزینه های حمل ونقل استفاده و نتایج مدل با یکدیگر مقایسه شده است. همچنین برای حل مدل ریاضی چند هدفه از دو روش دقیق و الگوریتم فراابتکاری استفاده شده است. برای تجزیه و تحلیل مدل ریاضی در سایز کوچک و همچنین تحلیل حساسیت مدل از روش اپسیلون محدودیت تقویت شده و برای حل مثال های عددی در سایزهای بزرگتر از الگوریتم NSGA-II استفاده شده است. همچنین در این مقاله یک راه حل اولیه مبتنی بر اولویت بندی برای الگوریتم فرا ابتکاری استفاده شده است.یافته ها: نتایج تحلیل ها نشان می دهد افزایش نرخ عدم قطعیت، اگرچه منجربه افزایش فرصت های شغلی شده است، هزینه های کل و میزان انتشار گازهای گلخانه را نیز افزایش داده است. همچنین، بررسی ها نشان می دهد روش RPP-III بالاترین هزینه استواری مدل را با کمترین انحراف معیار کسب کرده است. در تحلیل قابلیت اطمینان، این موضوع مشاهده گردید که هر چه نرخ خرابی تسهیلات بالاتر باشد، تعداد مراکز تولید و مراکز توزیع مکان یابی شده افزایش می یابد. این موضوع منجر به افزایش هزینه های کل، افزایش میزان انتشار CO2 و همچنین افزایش تعداد فرصت های شغلی شده است. با تجزیه و تحلیل 15 مثال عددی نیز مشاهده گردید که NSGA-II از کارایی بالایی در حل مدل ریاضی نسبت به اپسیلون محدودیت تقویت شده برخوردار است.نتیجه گیری: نتایج بدست آمده در این تحقیق، به مدیران در راستای اتخاذ تصمیمات استراتژیکی نظیر مکان یابی تسهیلات و تاکتیکی نظیر مسیریابی وسیله نقلیه کمک شایانی می نماید تا بتوانند در شرایط عدم قطعیت بازار تصمیمات مناسبی را اخذ کنند. با توجه به اینکه در این مدل، تصمیمات و مفروضات مختلف و نزدیک به دنیای واقعی لحاظ شده است، مدل ریاضی می تواند در صنایع پخش، مخصوصا کالاهای دارویی و الکترونیکی مورد استفاده قرار گیرد.
مدل سازی ریسک در خدمات بانکی نابینایان با استفاده از FMEA فازی و شبکه عصبی گراف (GNN)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت صنعتی سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۶
223 - 255
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: در دنیای امروز، دسترس پذیری و امنیت خدمات بانکی برای تمامی اقشار جامعه، به ویژه گروه های آسیب پذیر مانند نابینایان، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. با توجه به اهمیت روزافزون بانکداری دیجیتال، شناسایی و ارزیابی ریسک های مرتبط با دسترسی و امنیت خدمات بانکی برای نابینایان از اولویت های اساسی محسوب می شود. هدف این پژوهش، شناسایی، ارزیابی و اولویت بندی ریسک های اصلی در ارائه خدمات بانکی به نابینایان و ارائه راهکارهایی برای کاهش این ریسک ها است، به گونه ای که با بهبود زیرساخت ها و فناوری های مورد استفاده، دسترسی نابینایان به خدمات بانکی به طور معناداری تسهیل شود. این پژوهش ترکیبی از دو روش تحلیل ریسک FMEA فازی و شبکه عصبی گراف (GNN) را به کار می گیرد تا به صورت دقیق تر و جامع تری روابط و تعاملات میان ریسک ها شناسایی شود.
روش ها: پژوهش حاضر در دو مرحله اصلی صورت پذیرفت. در مرحله اول، از روش FMEA فازی برای شناسایی و ارزیابی ریسک ها استفاده شد. این روش به دلیل قابلیت آن در کار با اعداد فازی، به طور ویژه ای مناسب تحلیل معیارهای شدت، وقوع، و قابلیت کشف هر ریسک در شرایطی با عدم قطعیت است. پس از گردآوری نظرات خبرگان، این معیارها به مقادیر غیرفازی تبدیل شده و اولویت بندی ریسک ها مشخص گردید. مرحله دوم به کاربرد شبکه عصبی گراف اختصاص داشت که برای مدل سازی و تحلیل وابستگی های پیچیده و روابط متقابل بین ریسک ها به کار گرفته شد. GNN به عنوان یک ابزار قدرتمند یادگیری ماشینی امکان بررسی وابستگی های متقابل میان معیارها و نودهای مختلف را فراهم می آورد. داده های پژوهش از طریق نظرسنجی هایی که با ۱۲ نفر از خبرگان بانکداری و خدمات ویژه نابینایان انجام شد، گردآوری شدند. به هر خبره یک پرسشنامه شامل جفت های مختلف معیارهای ریسک ارائه شد و آنها به هر جفت نمره ای بین صفر تا چهار دادند. سپس، برای کاهش اثر نظرات فردی و کسب یک ارزیابی جامع، میانگین نمرات خبرگان به عنوان وزن نهایی روابط بین معیارها در گراف استفاده گردید.
یافته ها: نتایج به دست آمده از تحلیل FMEA فازی نشان داد که «دسترسی فیزیکی»، «نابرابری های اقتصادی»، «شکاف دیجیتال» و «موانع فناورانه» از مهم ترین ریسک ها در دسترسی نابینایان به خدمات بانکی هستند. نتایج RPN (عدد اولویت ریسک) غیرفازی هر ریسک نشان داد که دو ریسک «دسترسی فیزیکی» و «نابرابری های اقتصادی» بیشترین اولویت را برای رسیدگی دارند و نیازمند توجه ویژه ای هستند. نتایج به دست آمده از GNN نیز تأیید کرد که برخی از این ریسک ها، نظیر دسترسی فیزیکی و موانع فناورانه، تأثیرات متقابل و پیچیده ای بر سایر ریسک ها دارند و نقش اساسی در شبکه روابط میان معیارها ایفا می کنند. به طور خاص، معیارهای «نابرابری های اقتصادی» و «موانع فناورانه» به عنوان عوامل اصلی تأثیرگذار در شبکه گراف شناسایی شدند که کاهش این ریسک ها می تواند تأثیر مهمی بر دسترسی و تجربه بانکی نابینایان داشته باشد. این یافته ها همچنین نشان داد که در نظر گرفتن جنبه های اقتصادی و فناورانه به تنهایی کافی نیست و باید تعاملات میان این معیارها نیز مورد توجه قرار گیرد.
نتیجه گیری: بهبود دسترسی نابینایان به خدمات بانکی مستلزم رویکردی چندوجهی است که به طور هم زمان ارتقای زیرساخت های فیزیکی، کاهش نابرابری های اقتصادی، آموزش و آگاهی بخشی در حوزه فناوری های بانکی، و تقویت امنیت اطلاعات را دربرگیرد. یافته های این پژوهش حاکی از آن است که ترکیب FMEA فازی و GNN در ارزیابی ریسک های خدمات بانکی نابینایان می تواند به شناسایی تعاملات و اولویت بندی دقیق تر ریسک ها کمک کند و زمینه ساز طراحی راهکارهای جامع تر و مؤثرتری برای دسترسی این قشر به خدمات بانکی باشد. این پژوهش پیشنهاد می کند که بانک ها و مؤسسات مالی، با به کارگیری نتایج این تحقیق، راهکارهایی جامع برای ارتقای دسترس پذیری و بهبود تجربه کاربری نابینایان در خدمات بانکی ارائه دهند. افزایش رضایت و اطمینان این گروه از مشتریان می تواند در نهایت منجر به بهبود اعتبار و مسئولیت پذیری اجتماعی بانک ها گردد.
تبارشناسی زمینه های پدیدارشدن دارایی های سمی در شرکت های بازار سرمایه: کاربست چارچوب پارادایمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت مالی سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴۶
93 - 131
حوزههای تخصصی:
هدف: با وقوع بحران های مالی، بسیاری از شرکت های تجاری که دارای فعالیت های گسترده ای در سطح بازار سرمایه هستند، دچار سمی شدن دارایی های خود می شوند که به دلیل عدم وجود جذابیت های معاملاتی، ارزش بازار آن ها کمتر از ارزش اسمی و ثبتی در صورت های مالی می گردند. ارزیابی این دارایی ها معمولاً به دلیل پیچیدگی، در کارکردهای مالی شرکت ها پنهان می باشند که با انباشت این دارایی ها، شرکت های بازار سرمایه را با ریسک سقوط قیمت سهام مواجه می کنند. هدف این مطالعه تبارشناسی زمینه های پدیدارشدن دارایی های سمی در شرکت های بازار سرمایه از طریق ارائه کاربست چارچوب پارادایمی می باشد.روش: در این مطالعه ابتدا از طریق مصاحبه با خبرگان، کدهای باز ناشی از شناسایی ماهیت دارایی های سمی ایجاد می شود. در طول انجام مصاحبه، سوالات به طور مداوم مورد اعمال تعدیل های مقتضی براساس شرایط مصاحبه و اطلاعات مصاحبه شوندگان، قرار می گرفت تا مسیر مصاحبه از جریان اصلی ماهیت پدیده مورد بررسی خارج نشود. لذا با طراحی پروتکلی که جریان های اصلی مطالعه را شامل می شد، اقدام به طراحی مسیر اصلی مصاحبه با خبرگان شد تا بتوان نسبت به استخراج کدهای باز اقدام نمود. سپس با تناسب سازی محتوایی کدهای باز ایجاد شده براساس تکرار و مشابهت مفهومی، به مضامین گزاره ای تبدیل می شوند تا جهت شناخت بهتر پدیده مورد بررسی، با مشارکت تجربه گرایان در بستر مطالعه، کاربست چارچوب پارادایمی به عنوان فلسفه ی این شیوه پیاده سازی، ایجاد گردد. لذا در گام بعدی، با تشکیل گروه کانونی، گزاره های شناسایی شده می بایست به منظور قرار گرفتنِ هریک از گزاره ها در گونه های مشخص براساس ساختار معنایی مدل پارادایمی، از طریق چک لیست سلسله مراتبی ایجاد شده، مورد ارزیابی قرار می گیرد.یافته ها: نتایج در بخش کیفی پس از حذف زوائد و تکرار کدهای باز مشابه، حکایت از شناسایی 51 گزاره های زمینه ای دارد تا براساس تناسب محتوایی با پژوهش های مشابه، امکان تعمیم آن به گام دوم مطالعه وجود داشته باشد. نتایج در بخش کمّی براساس چارچوب پارادایمی ایجاد شده، حکایت از گونه شناسی 51 گزاره ی زمینه ای تأییده از بخش کیفی در 5 بخش شرایط علّی، زمینه ای، مداخله گر، استراتژی ها و پیامدها دارد.نتیجه گیری: نتایج کسب شده نشان می دهد تحتِ تأثیر جنبه های فراگیری همچون کارکردهای مدیریتی تا کارکردهای اقتصادی و ساختاری، اگرچه ممکن است استراتژی های پنهان سازی یا اقناع مثبت نیازهای اطلاعاتی ذینفعان، وقوع تأثیرات منفی دارایی های سمی بر عملکردهای شرکت ها را تاحدی به تأخیر بیندازند، اما انباشته این دارایی ها به مرور زمان، باعث می شود تا شرکت ها با توده ی منفی از اخبار، به دلیل عدم مخابره اطلاعات به موقع به ذینفعان، مواجه باشند که احتمالاً با ریزش قیمت سهام در آینده ای نزدیک همراه خواهد بود. از طرف دیگر، تأخیر در فروش این دارایی ها حتی با قیمت پایین تری از ارزش واقعی، به دلیل نبود بازار مناسب برای معامله ی آن ها، می تواند زیان شرکت ها را افزایش دهد.
فراترکیب مطالعات رهبری فرماندهان دفاع مقدس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت اسلامی سال ۳۲ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
37 - 69
حوزههای تخصصی:
طراحی الگوهای رهبری اسلامی از حیث نظری می تواند به تولید علوم انسانی اسلامی و از حیث کاربردی به رهبری و جهت دهی نهادهای مردمی در نقش آفرینی ناظر به چشم اندازهای انقلاب اسلامی – مخصوصاً در گام دوم انقلاب اسلامی - مفید واقع گردد. پژوهش حاضر با هدف «طراحی الگوی کلان رهبری فرماندهان دفاع مقدس» انجام شده است. بدین منظور، از روش ها از روش کیفی فراترکیب (یکی از روش های مرور نظام مند) استفاده شد و 47 پژوهش علمی مرتبط با حوزه رهبری فرماندهان دفاع مقدس مورد مطالعه قرار گرفت. در این پژوهش 2227 مؤلفه فرعی در چهار بُعد زمینه ها، پدیده محوری، صفات و رفتارها و نهایتاً ره آوردها طبقه بندی شد. یافته ها نشان می دهد که، عوامل فردی، سازمانی و اجتماعی، مانند شخصیت معنویت محور در دوران نوجوانی و فرهنگ سازمانی دفاع مقدس، بستر شکل گیری جهان بینی و ایدئولوژی توحیدی را فراهم کرده است. این جهان بینی -به عنوان محوری ترین مؤلفه این الگو- مرکز الهام بخش صفاتی چون آرمان گرایی، تواضع، صداقت، شهادت طلبی، ساده زیستی، روحیه مربیگری، پیشگامی، مهرورزی به پیروان، عمل گرایی و شجاعت است. در نهایت، این صفات و رفتارها منجر به نفوذ در پیروان و تحقق ره آوردهایی برای رهبر، پیروان، دفاع مقدس و جامعه اسلامی شده است. همچنین، نتایج این تحقیق می تواند به بهبود روش های مدیریتی و رهبری در سازمان ها و نهادهای مختلف کمک کند و به عنوان مبنایی برای توسعه رهبری اسلامی در دوران انقلاب اسلامی مورد استفاده قرار گیرد.
نسبت سنجی اقتصادسیاسی دوره سازندگی در ایران با ویژگی های دولت توسعه گرای لفت ویچ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی اقتصادی و توسعه سال ۱۳ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
171 - 193
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر می کوشد با روشی تحلیلی-تطبیقی و با بهره گیری از داده های بدست آمده از منابع کتابخانه ای به کشف مهمترین عناصر و مولفه های اقتصادسیاسی دوران سازندگی در ایران(1376-1368) و نسبت سنجی آن با ویژگی های دولت توسعه گرا بر اساس متغیرهای دولت توسعه گرای لفت ویچ بپردازد.لفت ویچ پنج ویژگی وجود نخبگان توسعه گرا، قدرت بوروکراتیک و توانایی نهادی، استقلال دولت از طبقات اجتماعی، وجود جامعه مدنی ضعیف و بستر بین المللی مناسب برای توسعه کشور را برای دولت توسعه گرا ذکر کرده است. یافته های تحقیق حاضر نشان می دهد که مهمترین ویژگی ها و گزاره های حاکم بر دولت سازندگی و نخبگان حاکم این دوره عبارت بودند از: لیبرالیسم اقتصادی، توسعه گرایی اقتصادی، رئالیزم اسلامی در سیاست خارجی، پراگماتیزم و عمل گرایی، تکنوکراسی و فن سالاری، خصوصی سازی و تعدیل ساختاری و به همین دلایل فضای کلی دولت سازندگی دارای ویژگی های مشابه دولتهای توسعه گرا بوده است. دولت سازندگی دارای اقتدار بوروکراتیک و توانایی فنی-نهادی نسبتا بالا برای پیشبرد پروژه توسعه کشور بود، این دولت دارای استقلال بالایی از طبقات مختلف اجتماعی بود و روابط ویژه ای با طبقه سرمایه داری تجاری-صنعتی داشت. جامعه مدنی در این دوره هرچند روبه رشد اما نسبتا ضعیف ارزیابی می شود. متغیر بستر بین المللی توسعه علی رغم بهبود نسبت به دهه اول انقلاب اما در مقایسه با دولتهای توسعه گرای شرق آسیا نامطلوب ارزیابی می شود. این دولت کم و بیش واجد ویژگی های دولت توسعه گرای لفت ویچ است و این شباهت در متغیرهای وجود نخبگان توسعه گرا،استقلال نسبی دولت از طبقات و وضعیت جامعه مدنی بیشتر از متغیرهای اقتدار بوروکرتیک(توانایی نهادی و فنی)و بستر بین المللی مناسب برای توسعه بوده است.
زیست جهان متحول: مطالعه کیفی بازاندیشی جنسیتی دختران نسل زد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی اقتصادی و توسعه سال ۱۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
115 - 145
حوزههای تخصصی:
بازاندیشی جنسیتی نتیجه یک جامعه پساسنتی می باشد و جامعه ایران یک جامعه در حال گذار از سنت به مدرنیته در حال حاضر تعریف می شود که در این جامعه دختران نسل زد در تحول اندیشه سنت گرا و ورود به جامعه خارج از سنت به بازاندیشی جنسیتی تمایل نشان داده اند. هدف مقاله حاضر واکاوی بازاندیشی جنسیتی دختران نسل زد در شهر یزد می باشد که با استفاده از روش کیفی و رویکرد تحلیل مضمون در سال 1402 در شهر یزد انجام شد. داده ها با استفاده از نمونه گیری هدفمند و از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با تعداد 18 نفر از دختران شهر یزد جمع آوری شد. یافته های تحقیق نشان می دهد در فرآیند بازاندیشی جنسیتی دختران نسل زد، افکار و گفتمان هایی به چالش کشیده شده و بسیاری از ارزش های سابق به دست فراموشی سپرده شده است. دختران نسل زد فراتر از سنت ها عمل کرده و به تحول در زیست جهان خود پرداخته اند. 5 مضمون اصلی احصا شده پژوهش حاضر شامل: نقش زدایی سنتی، قیودزدایی، عاملیت محوری، عرف ستیزی جنسیتی و کنشگری تحول گرا می باشد. مقوله های اصلی پژوهش بیانگر این بوده است که دختران نسل زد با بازاندیشی جنسیتی، دیدگاه های تازه ای درباره هویت خود پیدا کرده اند. این بازاندیشی، فرایندی مهم و انتقادی بوده که به شکل گیری هویت جدید آن ها کمک کرده است. ولی در نتیجه این بازاندیشی نمی توان گفت تمام اثرات آن برای فرد و جامعه مثبت خواهد بود و موجب ساختن آینده ای عادلانه تر و برابرتر خواهد شد، بلکه به نظر می رسد نتایج منفی نیز در بر داشته باشد. لذا با توجه به اهمیت این موضوع و نامتعین بودن نتیجه این بازاندیشی، توجه سیاستگذاران، به ویژه سیاستگذاران فرهنگی، را می طلبد.
موانع اقتصادی رشد و بقای شرکت ها و واحدهای دانش بنیان در استان خوزستان؛ یک مطالعه جامعه شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی اقتصادی و توسعه سال ۱۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
289 - 326
حوزههای تخصصی:
این پژوهش باهدف شناسایی چالش های اقتصادی شرکت های دانش بنیان و واحدهای فناور صورت پذیرفت بستر تحقیق حاضر استان خوزستان می باشد که بر اساس موضوع روش تحقیق، داده بنیاد انتخاب شد. مشارکت کنندگان تحقیق، نخبگان استان متشکل از استادان دانشگاه شهید چمران اهواز، علوم پزشکی جندی شاپور اهواز و دانشگاه آزاد گروه های علمی مرتبط با (صنعت، اقتصاد و فرهنگ) و مدیران شرکت های دانش-بنیان و واحد های فناور 44 نفر انتخاب شدند. نمونه گیری تحقیق نمونه گیری نظری و روش جمع آوری داده ها مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته می باشد. تحلیل داده ها با استفاده از کدگذاری نظری صورت گرفت. یافته ها نشان داد شرایط عِلی چاش های اقتصادی شامل: بی ثباتی و لرزه های اقتصادی، نوسانات ارزی و پیش بینی ناپذیری بازار، هدایت نقدینگی به بازارهای غیرمولد، مشتری انحصاری دولت، هزینه های اقتصادی تحریم کشور، نظام بانکی ضد تولید، نبود زیرساخت ها و امکانات، اندک بودن تسهیلات، سود کلان وام های اعطایی، رشدنیافتن وام ها متناسب با تورم موجود، چند مرحله بودن پرداخت وام، اخذ تضامین سنگین بانکی، کمرنگ بودن نقش ارتباطی پارک ها و سرمایه گذاران خطرپذیر، نادیده انگاشتن بازاریابی در خوزستان؛ شرایط زمینه ای: تأخیر در پرداخت مطالبات شرکت های دانش بنیان، بنیه مالی ضعیف شرکت ها در اجرای پروژه، هزینه بر بودن ساخت محصولات؛ شرایط مداخله گر: تعارض منافع در بانک ها، کمبود های غیرفنی شرکت ها، آسیب ها کرونا؛ می باشد و از راهبردهای مقابله ای با چالش های اقتصادی شرکت های دانش بنیان:توسعه محصولات جانبی شرکت، تولید محصول با محوریت فروش به مردم، رده بندی اقتصادی شرکت ها، ایجاد تعاونی دانش، فراهم کردن فرصت برای ورود سرمایه گذار به شرکت می باشد. آنگونه که نتایج نشان داد زیست بوم اقتصادی خوزستان خارج از فضای کلی اقتصادی ایران نیست و شرایط کلی حاکم بر سیستم اقتصادی کشور کاهنده توسعه شرکت های دانش بنیان و واحدهای فناور می باشد.
تجربه زنان روستایی از توانمندسازی اقتصادی با تکیه بر صندوق اعتبارات خرد (مورد مطالعه: روستای روح آباد شهرستان زرند)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۰
193 - 234
غالبا صندوق های اعتباری خرد زنان روستایی به عنوان یکی از سازوکارهای مهم جهت توانمندسازی در نظر گرفته می شوند. در این مطالعه تلاش شده است ابعاد توانمندساز و چالش های این صندوق ها براساس تجربه زنان بهره مند از این اعتبارات و همچنین راهکارهای پیشنهادی آنها برای کاهش یا تعدیل وجوه چالش آفرین این فعالیت ها شناسایی و مورد بحث قرار گیرند. بر این اساس پس از مشاهده ی مشارکتی میدان مورد مطالعه، مصاحبه های عمیق با ده زن روستای روح آباد شهرستان زرند انجام شد. زنان مورد مطالعه در این پژوهش حداقل دو و حداکثر 5 سال سابقه ی عضویت در صندوق روستای خود را دارا بودند. داده های بدست آمده از این مصاحبه ها به وسیله نرم افزار maxqda و با تکنیک تحلیل تماتیک ذیل سه مقوله اصلی ابعاد توانمندساز،چالش ها و راهکارها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. مضامین به دست آمده در بخش ابعاد توانمندساز به توانایی جذب سرمایه گذار، افزایش قدرت چانه زنی، افزایش سرمایه اجتماعی و حذف واسطه ها اشاره می کند. یافته های بخش چالش ها نیز تحت دو عنوان فرعی چالش های فردی و ساختاری مورد شناسایی قرار گرفتند و در نهایت افراد مصاحبه شونده به راهکارهایی از جمله توانمندی خلاقیت محور ، گسترش حمایت های مالی، الویت ابزار تولید و تقسیم کار و برون سپاری برخی وظایف تولیدی جهت بهبود عملکرد صندوق اعتبارات خرد زنان روستایی اشاره کردند.
نقش میانجی گر تنیدگی تحصیلی در تبیین روابط علّی بین خودتنظیمی و خودتعیین گری با درگیری تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۱۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳
316 - 328
حوزههای تخصصی:
هدف: درگیری تحصیلی نقش مهمی در بهبود وضعیت تحصیلی دارد و بر همین اساس ضروری است تا عوامل موثر بر آن را شناسایی نمود. در نتیجه، هدف پژوهش حاضر تعیین نقش میانجی گر تنیدگی تحصیلی در تبیین روابط علّی بین خودتنظیمی و خودتعیین گری با درگیری تحصیلی بود.
روش شناسی: این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه پژوهش حاضر دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی 1401-1400 بودند که از میان آنها 407 نفر با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه خودتنظیمی (بوفارد و همکاران، 1995)، پرسشنامه خودتعیین گری (ایلاردی و همکاران، 1993)، مقیاس تنیدگی تحصیلی (سان و همکاران، 2011) و پرسشنامه درگیری تحصیلی (ریو، 2013) بودند. داده های این مطالعه با روش مدل یابی معادلات ساختاری در نرم افزارهای SPSS-22 و AMOS-24 تحلیل شدند.
یافته ها: یافته های این پژوهش نشان داد که مدل درگیری تحصیلی بر اساس خودتنظیمی و خودتعیین گری با میانجی تنیدگی تحصیلی برازش مناسبی داشت. همچنین، خودتنظیمی و خودتعیین گری بر تنیدگی تحصیلی اثر منفی و معنادار و بر درگیری تحصیلی اثر مثبت و معنادار داشتند و تنیدگی تحصیلی بر درگیری تحصیلی اثر منفی و معنادار داشت (05/0P<). علاوه بر آن، خودتنظیمی و خودتعیین گری با میانجی تنیدگی تحصیلی بر درگیری تحصیلی اثر مثبت و معنادار داشتند (05/0P<).
نتیجه گیری: با توجه به اثرهای مستقیم و غیرمستقیم پژوهش حاضر، برای بهبود درگیری تحصیلی می توان زمینه را برای افزایش خودتنظیمی و خودتعیین گری و کاهش تنیدگی تحصیلی مهیا ساخت.
بررسی جامعه شناختی عوامل مؤثر بر احساس نابرابری اجتماعی، مورد مطالعه: دانش آموزان متوسطیه دوم ناحییه ۲ شهر اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهداف: امروزه یکی از مسائل مهم در جوامع، مفهوم نابرابری اجتماعی می باشد که احساس این نابرابری اجتماعی می تواند تأثیرات منفی روی عملکرد و رفتار افراد داشته باشد. هدف از این مطالعه، بررسی رابطیه بین سرماییه اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، استفاده از الگوهای زبانی متفاوت و برنامیه درسی پنهان مدارس در ایجاد احساس نابرابری اجتماعی دانش آموزان می باشد. روش مطالعه: این پژوهش با روش پیمایشی و جامعیه آماری دانش آموزان متوسطیه دوم آموزش و پرورش ناحییه دو اهواز که در سال تحصیلی 1403-1402 در این ناحیه به تعداد 13320 نفر مشغول به تحصیل هستند، می باشد. حجم نمونه براساس فرمول کوکران و براساس واریانس محاسبه شده از پیش آزمون 374 نفر تعیین شد. اعتبار پرسش نامه از نوع محتوایی و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ اندازه گیری شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که بین سرماییه اجتماعی، سرماییه اقتصادی، سرماییه فرهنگی، استفاده از الگوهای زبانی متفاوت و برنامیه درسی پنهان مدارس و احساس نابرابری اجتماعی بین دانش آموزان رابطیه معنی داری وجود دارد. بین متغیرهای زمینه ای (سن، پاییه تحصیلی، رشتیه تحصیلی و نوع مدرسه، به جز جنسیت) با احساس نابرابری اجتماعی دانش آموزان رابطیه معنی داری وجود ندارد. مدل یابی معادلیه ساختاری نشان داد که متغیرهای سرماییه اجتماعی، الگوی زبانی محدود و برنامیه درسی پنهان با ۹۵ اطمینان احساس نابرابری اجتماعی را پیش بینی و متغیرهای مستقل ۶۷ درصد از تغییرات احساس نابرابری اجتماعی را تبیین می کنند. نتیجه گیری: براساس یافته های این پژوهش هرچه دانش آموزان از سرماییه اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بالاتری برخوردار باشند، استفادیه بیشتر از الگوی زبانی گسترده و کیفیت مطلوب برنامیه درسی پنهان بیشتر باشد، احساس نابرابری اجتماعی کاهش می باشد. برای کاهش این احساس در دانش آموزان حمایت نظام آموزشی از دانش آموزان با سرماییه اقتصادی پایین، بهبود کیفیت فضای فیزیکی و سرماییه انسانی مدارس و ...پیشنهاد می شود.
مدل تأثیر سبک زندگی دینی بر عملکرد شغلی: مرور سیستماتیک(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهشنامه سبک زندگی سال ۱۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۹
37 - 54
حوزههای تخصصی:
بی تردید سبک زندگی دینی یکی از مفاهیم بنیادین زندگی انسان است که نقشی مهم و تأثیرگذار در ابعاد مختلف فردی و اجتماعی، از جمله عملکرد شغلی، دارد. در سال های اخیر، تأثیر سبک زندگی دینی بر عملکرد شغلی به موضوعی پرمباحثه در پژوهش ها تبدیل شده و برخی مطالعات بر تأثیر مستقیم سبک زندگی دینی یا اثر آن بر متغیرهای میانجی بر عملکرد شغلی تأکید دارند. با وجود این مطالعات، هنوز ابهامات بسیاری درباره نحوه و میزان اثرگذاری سبک زندگی دینی بر عملکرد شغلی وجود دارد. برخی از جنبه های پیچیده این رابطه و نقش متغیرهای تعدیل کننده همچنان ناشناخته و دغدغه ای پژوهشی هستند. این تحقیق درصدد پاسخگویی به این سؤال است: سبک زندگی دینی چگونه بر عملکرد شغلی اثر می گذارد؟ این مرور سیستماتیک نخستین بررسی جامع از شواهد موجود است که قصد دارد با ارائه تصویری شفاف از رابطه سبک زندگی دینی و عملکرد شغلی، گامی برای ارتقای درک این ارتباط پیچیده بردارد و به توسعه سیاست های جدید برای بهبود بهره وری کارکنان کمک کند. هدف این تحقیق شناسایی و تحلیل تأثیر سبک زندگی دینی بر عملکرد شغلی و دستیابی به فهمی دقیق از نقش و تأثیر سبک زندگی دینی در این زمینه است. برای یافتن مطالعاتی که رابطه سبک زندگی دینی با عملکرد شغلی را بررسی کرده اند، پایگاه های Scopus، Science Direct، Medline و Web of Science جست وجو شدند. دوازده مطالعه که معیارهای ورود را داشتند، شناسایی و تحلیل شدند. یافته ها نشان دادند که سبک زندگی دینی با تأثیر بر انگیزه، خودنظارتی، مشارکت، وجدان کاری و سرمایه اجتماعی می تواند بر عملکرد شغلی تأثیرگذار باشد. با این حال، این رابطه پیچیده و چندوجهی است و از عواملی چون تعدیل کننده های مختلف اثر می پذیرد.
رسانه و ارتقاء سلامت: تحلیل محتوای برنامه های تلویزیونی سلامت محور در شبکه استانی یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تداوم و تغییر اجتماعی سال ۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
413 - 435
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: امروزه مفهوم سلامت، به رفاه کامل جسمانی، روانی و اجتماعی شهروندان اشاره دارد و به عنوان یکی از ارکان اصلی توسعه پایدار شناخته می شود. به همین دلیل، کشورهای مختلف برای ارتقای سلامت جامعه تلاش می کنند و رویکرد ارتباطات سلامت به عنوان یک ابزار مؤثر برای تحقق این هدف مورد توجه قرار گرفته است. این رویکرد از شیوه های مختلفی همچون «بازاریابی اجتماعی»، «آموزش از طریق سرگرمی»، «ارتباطات پزشکی» و «حمایت رسانه ای» بهره می برد. در این میان، حمایت رسانه ای به دلیل استفاده از رسانه های جمعی، جایگاه ویژه ای پیدا کرده است. صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران نیز در راستای تغییر نگرش به مفهوم سلامت و تأکید بر پیشگیری به جای درمان، اقدام به تولید و پخش برنامه های سلامت محور کرده است. در این زمینه، شبکه استانی یزد با تولید دو برنامه نارنجستان و پزشک شما، گام های مؤثری در جهت ارتقای آگاهی های سلامت محور در جامعه برداشته است. روش و داده ها: گردآوری داده ها در این پژوهش با استفاده از روش تحلیل محتوای کمی انجام شد. برای این منظور، بخش های گفتگومحور دو برنامه سلامت محور شبکه استانی یزد با نام های «پزشک شما» و «نارنجستان» انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتند. یافته ها: بررسی محتوای این برنامه ها نشان داد که بعد سلامت جسمی در برنامه های سلامت محور شبکه استانی یزد از اولویت بالاتری برخوردار است. همچنین، رویکرد غالب پیام های ارائه شده در این برنامه ها، تمرکز بر پیام های سلبی و استفاده از جملاتی با مضمون ترس، کارآمدی رفتار و خودکارآمدی رفتار بوده که از این طریق، سعی در تأکید بر اهمیت پیشگیری و تغییر رفتارهای سلامت محور داشته اند. بحث و نتیجه گیری: برپایه یافته ها، سلامت جسمی موضوع غالب برنامه های سلامت محور در استان یزد بوده است. در این برنامه ها، تنها به صورت محدود به مباحث سلامت روحی و معنوی پرداخته شده و به بعد سلامت اجتماعی، که به حوزه ارتباطات و تعاملات افراد در جامعه اشاره دارد، توجهی نشده است. بنابراین، ضروری است که برنامه های سلامت محور به سایر ابعاد سلامت، به ویژه سلامت اجتماعی و روانی، توجه بیشتری نشان دهند. این امر می تواند به ایجاد تعادل در ارائه پیام های سلامت و بهبود اثربخشی این برنامه ها کمک کند. پیام اصلی: در تولید برنامه های سلامت محور، توجه به نوع پیام، زمان پخش و ابعاد مختلف سلامت از اهمیت بالایی برخوردار است. همچنین، انتخاب پیام های اثربخش و زمان بندی مناسب برای پخش این برنامه ها، نقش کلیدی در جلب توجه مخاطبان و تغییر رفتارهای سلامت محور ایفا می کند.
پیش بینی شاخص بورس اوراق بهادار به کمک گراف پدیداری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بورس اوراق بهادار سال ۱۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۸
1 - 26
حوزههای تخصصی:
پویایی بازار و رفتار تصادفی سری زمانی شاخص در دنیا باعث شده پیش بینی روند آن از دغدغه اصلی پژوهشگران و سرمایه گذاران بازار سرمایه شود و لذا از مدل های مختلف برای پیش بینی استفاده گردد . روش های تحلیل سری های زمانی مبتنی بر شبکه و پیش بینی از جمله مدل گراف پدیداری نشان می دهد که این روش ها برای تحلیل سری های زمانی مؤثر است. در این پژوهش سعی بر این داشته ایم که به کمک سه روش گراف پدیداری به پیش بینی شاخص TEDPIX در سال های 1392 تا 1403 بپردازیم. این روش ها شامل متشابه ترین گره، مدل گره های متشابه وزن دار، و مدل ابداعی پژوهش مدل گراف پدیداری متقاطع می باشند.در این راستا سری زمانی شاخص و چند متغیر کمکی را به گراف پدیداری تبدیل کرده و به کمک سه مدل به پیش بینی سری های زمانی فوق الذکر پرداختیم. نتایج نشان داد که عملکرد مدل گره های متشابه وزن دار و مدل مشابه ترین گره بسته به شرایط مختلف گاهی بهتر از دیگری بوده است. با این حال، مدل ابداعی ما، یعنی مدل گراف پدیداری متقاطع و مدل گره های متشابه وزن دار ، به طور کلی در پیش بینی شاخص بهترین نتایج را به دست آورده.
ارائه الگویی جهت انتخاب فناوری های بدیع و نوظهور دفاعی، به منظور خلق و توسع آنها در مراکز تحقیقاتی دفاعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به نقش کلیدی مراکز تحقیقاتی در خلق و توسعه فناوری های بدیع و نوظهور دفاعی و ضرورت نقش آفرینی آنها در زنجیره ارزش ساز دفاعی و همچنین حکمرانی تحقیقات نوین در بخش دفاع و اهمیت انتخاب فناوری های اثربخش و کارآمد، این مقاله با هدف ارائه الگویی برای انتخاب فناوری بدیع و نوظهور در راستای خلق و یا توسعه آنها در مراکز تحقیقاتی دفاعی ارائه شده است. به کارگیری این الگو در این مراکز، به صورت هدفمند، مناسب و دقیقی، به ارزیابی و انتخاب فناوری نوظهور دفاعی منجر می شود. این تحقیق از روش ترکیبی کیفی- کمی و از طریق به کارگیری نظرات خبرگان در گروه های کانونی و استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی فازی به انجام رسیده است. در این تحقیق، معیارهای انتخاب فناوری های بدیع و نوظهور متناسب با زیست بوم دفاعی، در قالب پنج معیار دسته بندی شد و نتایج تحقیق نشان داد که معیار اثربخشی فناوری ها با ضریب اهمیت 32% دارای بیشترین اهمیت و معیار قابلیت اقتصادی و تجاری فناوری ها با 8%، دارای کمترین اهمیت در انتخاب فناوری های بدیع و نوظهور دفاعی اند. برای اعتباربخشی الگوی ارائه شده در این تحقیق و در راستای انتخاب فناوری دفاعی در حوزه برق و الکترونیک در یک مرکز تحقیقاتی دفاعی، الگوی مذکور در محیط کاربردی، به کار گرفته شد و بر اساس محاسبات مبتنی بر الگوی ارائه شده، فناوری HPM به عنوان یک فناوری بدیع و نوظهور، انتخاب شد.
از نگاه ایجابی به شعر و شاعران عرفانی تا نگاه سلبی به شعر و شاعران مدرن در تأملات فلسفی احمد فردید(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله شناخت و ماهیت شعر موضوعی دیرینه است که اندیشمندان جهان را به خود مشغول داشته است. در سنت فلسفی غرب از افلاطون و ارسطو از یک سو، و در سنت شرق از فارابی و ابن سینا تا عصر حاضر در باب ماهیت و شناخت شعر دیدگاه های سلبی و ایجابی زیادی مطرح شده است. از میان فیلسوفان ایرانی که در دوره معاصر نگاه فلسفی به شعر و شاعران داشته، احمد فردید است. فردید در نگرش خویش نسبت به شعر تحت تأثیر سه آبشخورِ: حکمت انسی، عرفان ابن عربی و اندیشه های هایدگری است. وی براین اساس، تاریخ را به پنج دوره پریروز، دیروز، امروز، فردا و پس فردا تقسیم می کند. دوره پریروز و پس فردا، به دلیل خاستگاه و غایت الهی، دوره های آرمانی فردید محسوب می شوند؛ اما دوره های دیگر در نگاه وی چندان اعتبار و اهمیتی نمی یابند. در نظر وی، باتوجه به گذشت زمان و فاصله گرفتن از تاریخ پریروز، زبان از خاستگاه الهی خود خارج شده و به صورت ابزار و وسیله تنزل پیدا کرده است. بنابراین، به دلیل اینکه شاعران کلاسیک، افرادی همچون حافظ، مولانا، جامی و شبستری با زبان اشارت، امکان بازگشت به تاریخ پریروز و احیای تاریخ پس فردارا برای انسان فراهم می کنند، شعر و شاعران آرمانی وی محسوب می شوند. همچنین، شعر این شاعران به دلیل دربرداشتن حکمت، به مثابه نیروی رهایی بخش انسان از دوره عسرت نقش آفرینی می کنند و حتی در دوره مدرنیته نیز در مقابل نیست انگاری بشارتی به سوی پس فردا می دهند؛ اما در دوره جدید با ظهور متافیزیک و میدان داری نفس اماره، شعر و شاعران نقش و رسالت دیرین خود را از دست داده اند. براین اساس، شاعرانی همچون نیما یوشیج، سهراب سپهری، فروغ فرخزاد، شاملو و... به دلیل آنکه شعرشان بر مبنای نفس اماره و زبان عبارت استوار است، در چشم و دل فردید ارج و اعتباری پیدا نمی کنند؛ ازاین رو، به طورکلی، فردید شاعران مدرن را از مدینه فاضله خویش بیرون می کند.
معرّفی تاریخی ناشناخته از خاندان مغول: شجرة الأتراک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دوره مغول و حکمرانی جانشینان چنگیزخان از مهم ترین ادوار تاریخ ایران است، عصری که دست کم تا پایان حکومت تیموریان به درازا کشید. در این دوره، نوشتن کتاب های تاریخی اهمّیّت پیدا کرد و آثار متعدّدی در این زمینه به رشته تحریر در آمد. در تحقیق حاضر، که به روش توصیفی، از نوع تحلیل محتوای کیفی و سندپژوهی، با استفاده از ابزار گردآوری اطّلاعات کتابخانه ای، انجام گرفته، یکی از این آثار معرّفی شده است و آن کتاب شجرهالأتراک است. این کتاب گزیده ای از کتابی مفقود منسوب به الغ بیک تیموری موسوم به الوس اربعه چنگیزی است که ظاهراً میان 980 و 1000 ق نوشته شده. نویسنده اثر معلوم نیست، ولی مذهب و موطن وی به احتمال زیاد سنّیِ شافعی و سمرقند است. در کتاب، نویسنده سعی دارد اثر خود را موثّق نشان دهد و بر همین اساس، به غیر از منابع بی شمارِ فرعیِ مذکور و غیرمذکور، از دو کتابِ ظفرنامه یزدی (در نثر) و چنگیزنامه (یا شهنامه) کاشانی (در نظم)، به عنوان اصلی ترین مآخذِ کتاب، بسیار استفاده می کند. نام کتاب هم شجرهالأتراک ذکر شده و هم الوس اربعه. نویسنده اثر کتابِ منبعِ خود را نیز هم شجرهالأتراک نامیده هم الوس اربعه. ظاهراً از کتابِ منسوب به الغ بیک چند تحریر موجود بوده و نویسنده کتاب شجرهالأتراک، که از آن اقتباس می کرده، چند نسخه از آن را پیش روی خود داشته است. اینکه خودِ الغ بیک تاریخ نوشته باشد بر مبنای دو اصلِ وجود نداشتن سندی صریح، جز اشاره گذرای خواندمیر، و مشهور نبودن الغ بیک در تاریخ نویسی و ادبیّات از اساس غلط است.
سیری تاریخی واژگان سازافزارهای موسیقی بر پایه متون پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ادبیات پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۹۵
116-131
حوزههای تخصصی:
در این گفتار کوشش بر این است که در کنار نگاهی گذرا بر ردِ پای واژگان موسیقی از دوره باستان تا دوره اسلامی، تا جایی که متون به ما یاری می رساند، به متون موجود زبان پهلوی به صورت دقیق و با شرح و بسط پرداخته شود. به عبارتی پایه کار این گفتار بررسی و گردآوری و تحلیل ریشه شناختی واژگان موسیقی در متون پهلوی است. در این گفتار پرسش این است که روشن شود چه اندازه واژگان موسیقی در متون پهلوی موجود است و چه شماری از آن به فارسی دری راه یافته است. پس از فرایند بررسی روشن شد که واژگان بازمانده سازافزار موسیقی در متون پهلوی اندک است، به سخن دیگر 15 واژه سازافزار موسیقی و 15 واژه وابسته به موسیقی در این متون آمده است، که از آن تعداد هم 9 واژه سازافزار موسیقی به فارسی رسیده است. با وجود این همین اندک کاربرد واژگان موسیقی در متون پهلوی پس از سده های دور و دراز، ارزش و جایگاه آن را برای ما خاطرنشان می سازد.
فراترکیب مطالعات مؤلفه های اخلاقی مؤثر در مدیریت منابع انسانی با اشاره به سیستم پشتیبان تصمیم گیری(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مطالعات اخلاق کاربردی سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۷۸)
82 - 124
حوزههای تخصصی:
یکی از ابزار های کلیدی، مدیران منابع انسانی در اتخاذ تصمیمات مؤثر، سیستم های پشتیبان تصمیم گیری هستند؛ لذا این پژوهش باهدف شناسایی مؤلفه های اخلاقی مؤثر در مدیریت منابع انسانی با اشاره به سیستم پشتیبان تصمیم گیری ، به صورت فراترکیب انجام شده است. در پژوهش حاضر مقاله های مرتبط با مسئله پژوهش، طی سال های ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴ مورد بررسی قرار گرفتند. منابع این مقاله از پایگاه های اطلاعاتی - استنادی، شامل آی اس سی، گوگل اسکالر، اس آی دی، ساینس دایرکت، جی استور و وب آو ساینس به دست آمدند. درنهایت ۱۱۱ مقاله انتخاب و متن کامل ۶۹ مقاله مورد تحلیل قرارگرفت. یافته ها نشان داد مؤلفه های اخلاقی مؤثر در مدیریت منابع انسانی با اشاره به سیستم پشتیبان تصمیم گیری را می توان در دو بعد، ارتباط با کارکنان (بی طرفی و عدالت در ارزیابی، شفافیت در اطلاع رسانی، حفظ حریم خصوصی، مسئولیت پذیری و پاسخگویی، توسعه و یادگیری اخلاقی، حمایت از تعادل، انصاف، توجه به ایمنی، رعایت حقوق فردی و اساسی کارکنان، توجه به شایستگی، صداقت، دوری از تعارضات) و ارتباط با سازمان (افزایش کارایی و عدالت سازمانی، حفظ امنیت اطلاعات، تقویت اعتماد عمومی، شفافیت در فرایند های تصمیم گیری، ایجاد فرهنگ سازمانی اخلاق مدار، رعایت قانون، دانش اخلاقی، عدم سوگیری) تحلیل کرد. نتایج مشخص کرد ویژگی های اخلاقی در سیستم های پشتیبان تصمیم گیری موجب بهبود فرایندهای تصمیم گیری، افزایش کارایی، ایجاد فضایی عادلانه و مبتنی بر اعتماد در میان کارکنان و مدیران می گردد.
موضوع متافیزیک: اختلاف نظر بنیادین فارابی و ابن سینا در باب صورت منطقی وجود(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه و کلام اسلامی سال ۵۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
353 - 372
حوزههای تخصصی:
استدلال می کنم که فارابی و ابن سینا اختلاف نظری بنیادین بر سر صورت منطقی موضوع متافیزیک، یعنی موجود، دارند: از نظر فارابی «موجود» معنایی انفصالی دارد و از نظر ابن سینا این معنا پایه است. تبیینی برای این اختلاف نظر بر سر تحلیل موضوع متافیزیک ارائه می کنم که بنا بر آن، این دو فیلسوف دو نظر متفاوت و متعارض در خصوص ساختار علوم و نسبت علوم نظری با یکدیگر دارند. فارابی به تعاملی دوطرفه میان علوم قائل است، در حالی که از نظر ابن سینا، ساختار علوم ساختاری عینی است که طبق آن علوم بالاتر هیچ گونه وابستگی ای به علوم پایین تر ندارند. بر اساس این تفسیرها، نشان می دهم که چرا در چارچوب متافیزیک ابن سینا مسئله تمایز وجود و ماهیت مسئله ای اصیل است، در حالی که این مسئله در چارچوب متافیزیکی فارابی مسئله ای بی مایه است. اصالت این مسئله در چارچوب متافیزیکی ابن سینا تبیین می کند که چرا تاریخ فلسفه اسلامی پس از ابن سینا معرکه اختلاف تفسیر نظر ابن سینا و همچنین اختلاف نظر علمی بر سر مسئله تمایز وجود و ماهیت بوده است. اگر استدلال های من صحیح باشند، ابن سینا ادامه راهی نیست که فارابی در فلسفه طی می کرده است. به عکس، تاریخ فلسفه اسلامی از فارابی به ابن سینا، تحولی بنیادین را تجربه کرده است.
رویکرد فردگرایی نهادی به تکنولوژی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی - کلامی سال ۲۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۱۰۲)
109 - 134
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر در جستجوی ارایه یک روش شناسی مناسب برای بررسی ابعاد اجتماعی و اخلاقی تکنولوژی است. این مقاله استدلال می کند، از آنجا که تکنولوژی ها درون سیستم های اجتماعی-تکنیکی عمل می کنند، بنابراین تحت تأثیر مصنوعات، عاملانِ انسانی، ارزش ها، هنجارها، رویه ها و نهادها قرار دارند. به این اعتبار، توضیح ابعاد اجتماعی و اخلاقی تکنولوژی نیازمند یک روش شناسی است که بتواند تعامل بین مصنوعات، نهادها و عامل های انسانی را نیز شامل شود. این توضیح ناگزیر باید مؤلفه حیث التفاتیِ هستی شناسی تکنولوژی را در نظر بگیرد. بر این اساس، مقاله حاضر، فردگرایی نهادی را که بر اهمیت عاملیت فردی در چارچوب های نهادی تأکید می ورزد، به عنوان رویکردی مناسب پیشنهاد می کند. علاوه بر این، در این تحقیق، پیامدهای فلسفیِ پذیرش این روش شناسی، از جمله تأثیر آن بر مسئولیت اخلاقی، بررسی می شود. این مقاله نتیجه می گیرد که هرچند همچنان مسئولیت اخلاقی بر دوش افراد است، رویکردی متعادل به اخلاق تکنولوژی نباید از تأثیر نهادها بر کنش افراد غفلت کند، و آموزش اخلاقی را باید هم در سطح افراد و هم در سطح نهادهای درگیر در تکنولوژی ترویج کند.









