تأملی در دیدگاه های احمد فردید و والتر بنیامین با محوریت زبان(مقاله علمی وزارت علوم)
از سنت فلسفی غرب و شرق تا عصر حاضر، دیدگاه های متفاوتی درباره زبان و ماهیت آن در ساحت های گوناگون مطرح شده است. عده ای با نگاه هستی شناسانه و برخی با نگاه ابزارانگارانه به بررسی ماهیت زبان پرداخته اند. در این میان ، متفکرانی چون فردید از میان فیلسوفان ایرانی معاصر و بنیامین از نظریه پردازان مکتب فرانکفورت با نگاه هستی شناسانه به تشریح زبان پرداخته اند. فردید تحت تأثیر سه آبشخور فکری حکمت انسی، عرفان ابن عربی و اندیشه های هایدگری ، تاریخ را به پنج دوره پریروز، دیروز، امروز، فردا و پس فردا تقسیم می کند. دوره پریروز و پس فردا، به جهت خاستگاه و غایت الهی، دوره آرمانی فردید محسوب می شوند. در اندیشه فردید، با توجه به فاصله گرفتن از تاریخ پریروز، زبان از خاستگاه الهی خود خارج شده و به خصلتی ابزاری تقلیل یافته است؛ از این رو، فردید به واسطه اتیمولوژی و شعری که با زبان اشارت آراسته شده، بر آن است تا امکان رسیدن به تاریخ پریروز و احیای زبانی که واضع آن خدا بوده را فراهم کند. بنیامین نیز، ماهیتی الهیاتی برای زبان قائل است. وی با توجه به اسطوره برج بابل عقیده دارد در زبان موجود، رابطه بی واسطه نام ها و چیزها از دست رفته و «دلالت» و «معنا» به وجود آمده است؛ از این رو، بنیامین با استعانت از شعر و ترجمه تلاش می کند راهی برای احیای سطح اصلی و خاستگاه الهی زبان بگشاید. این پژوهش بر آن است با روش توصیفی تحلیلی به بازخوانی دیدگاه های زبانی فردید و بنیامین بپردازد ونقاط اشتراک و افتراقشان را نشان دهد.