مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۵٬۴۶۱ تا ۳۵٬۴۸۰ مورد از کل ۵۵۳٬۲۳۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
برخی از انواعِ کلمه در زبان فارسی، مانندِ ضمایر مشترک گاه کاربردها و معانی متنوعی دارند که اغلب چندان توجهی به آنها نشده است. ازجمله این ضمایر در دیوان شرف الدین شفروه اصفهانی، شاعر زیسته در قرن ششم هجری، ضمیر مشترک «خود» است. این ضمیر ظاهرا از تکیه کلام های گفتاری این شاعر است که به زبان شعر وی نیز راه یافته است. معانی متنوع «خود»، کاربردهای آن و نقشی که در تصحیح متن دیوان دارد، قابل توجه است. در این مقاله، به معانی متنوع این ضمیر و نقش های آن می پردازیم و سپس نقش ضمیر «خود» را در تصحیح متن، به عنوانِ عنصری درون متنی، با ذکر نمونه هایی بررسی می کنیم.
بازنگری نظریه منطقه تقریبی رشد ویگوتسکی: بازتعریف نقش مشارکت والدین در یادگیری زبان انگلیسی کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی اثربخشی مشارکت والدین در یادگیری و پیشرفت کودکان در زبان انگلیسی پرداخته است و با توجه به نظریه ویگوتسکی، درخصوص برخی مفاهیم مانند ویژگی های راهنمایی بزرگسالان پیشنهاداتی را ارائه می دهد. جامعه آماری شامل ۶۰ کودک ایرانی ۹ تا ۱۰ ساله بود که به طور تصادفی به سه گروه آزمایشی ۱، آزمایشی ۲ و کنترل تقسیم شدند. نتایج تحقیق نشان داد که یادگیری، مهارت آموزی، مشارکت والدین و فعالیت های مشترک بین کودکان و والدین در گروه آزمایشی ۱ و آزمایشی ۲ به طور معنی داری بیشتر از گروه کنترل است. همچنین بین مشارکت والدین و پیشرفت فرزندان در هر سه گروه همبستگی مثبت وجود داشت. علاوه بر این، نتایج نشان داد که درگیری آموزشی والدین و نیز مهارت های زبانی آنها بیشترین تأثیر را بر مشارکت والدین دارد و آموزش مشارکت به والدین بیشترین تأثیر را بر فعالیت های کودکان داشت. با توجه به اینکه ، فعالیت های کودکان و آموزش مهارت های زبانی به آنها بیشترین تأثیر را در یادگیری آنها داشت.
تأملی بر مبانی نظری و اقوال فوئرباخ در کتاب «جوهر مسیحیت»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت کلامی سال ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۳۲)
141 - 158
حوزههای تخصصی:
مسئله پژوهش حاضر بر محور نقد مبانی فکری فوئرباخ در کتاب «جوهر مسیحیت» شکل گرفته است و از رهگذر نقل و تحلیل اقوالی از فوئرباخ در این کتاب، به نقد و نظر درباره آنها می پردازد. نظر به اهمیت و اثربخشی فوق العاده جوهر مسیحیت و ازآنجاکه اندیشه های فوئرباخ نقطه عطفی در سنت نقد دین بوده است، همچنین اندیشه های انسان گرایانه وی به مثابه آبشخور فکری خیلی از اندیشمندان و جریانات فکری در غرب ایفای نقش کرده اند، ما عملاً در خصوص آرای او با ضرورت نگاه انتقادی هرچه بیشتر و هرچه دقیق تر مواجهیم. یافته های پژوهش حاضر حکایت از این دارند که اظهارات فوئرباخ در کتاب «جوهر مسیحیت»، گرچه تأمل برانگیز و در پاره ای از موارد بیان واقعیت هستند، لیکن به خاطر آنکه دچار تناقض درونی، استقرای ناقص و بیان دلبخواهانه بدون ارائه شواهد عقلی متقن هستند، در معرض وصف عدم انسجام قرار دارند. بااین حال، کسانی چون فوئرباخ را می توان پیرایشگران سکولار دین نامید که نه با رویکردی مثبت، بلکه با هدف نفی معرفت دینی، دست به انتقاد زده اند. به سخن دیگر، می توان در مقام عمل، حاصل کار فوئرباخ را به موازات کار مصلحان راستین دینی، خدمت رسانی به دین دانست. بر بنیاد پژوهش حاضر، همچنین روشن می شود که باخ از منظری متفاوت، برای حل معضل دین و الهیات سنتی، گذر از دین به دلیل اختصاص آن به دوران پیشامدرن، تبدیل الهیات دینی به انسان شناسی دینی و نهایتاً روی آوردن به فلسفه ماتریالیستی و پانته ایستی در دنیای مدرن را پیشنهاد می کند.
همجوشی ترکیبی؛ دفاعیه ای از ایده William Seager در مسأله ترکیب «همه روان مند انگاری»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اگر بزرگ نمایی محسوب نشود، بزرگترین معضل برای حل مسئله آگاهی در همه روانمندانگاری، مسئله ترکیب است. William Seager، کسی که به اذعان Chalmers اولین کسی بود که اصطلاح ترکیب را برای معضل مذکور اطلاق کرد، جزء فیلسوفان ذهنی است که تلاش های مستمری برای پاسخ به این مسئله مصروف داشته است. در این مقاله به صدد آن هستم تا از ایده Seager در برابر اشکالات دفاع کرده و صورت منسجم تری از آن را ارائه دهم. مسئله ترکیب با طرح این پرسش که چگونه حالات پدیداری در سطح امور خردِِ فیزیکی به شکل گیری حالات پدیداری کلان در سطح امور کلان منجر می شود، چالش بزرگی پیش روی دیدگاه همه روانمندانگاری نهاد. Seager با ارائه ترکیب همجوشی سعی می کند این معضل را برطرف سازد. او با طرح مدل های «ساده بزرگ» که در عین عدم پیچیدگی از گستردگی تبیین متافیزیکی برخورداراند و با ارائه دو نمونه از مدل های «ساده بزرگ» در قالب فیزیک کلاسیک (سیاه چاله کلاسیک) و کوانتوم (درهم تنیدگی کوانتومی)، همجوشی ترکیبی را به عنوان مصداق دیگری از مدل های «ساده بزرگ» قلمداد می کند که به موازات دو مورد دیگر توانایی تبیین فرآیند آگاهی پدیداری را دارد. Chalmers با طرح اشکال عدم استلزام ضروری میان همجوشی ترکیبی و وجود متافیزیکی آگاهی، پاسخ Seager را در زمره پاسخ های غیرترکیبی و یا همه روان مندانگاری نوخاسته گرایانه می داند. در ادامه توضیح می دهم علیرغم اشکال Chalmers و این که راهکار وی در مسئله ترکیب ناکارآمد است، همجوشی ترکیبی مبتنی بر ترکیب شیمیایی همچنان از انسجام لازم برای تبیین آگاهی پدیداری در سطح کلان برخوردار است.
تحول های ساختاری مجموعه امنیتی قفقاز جنوبی (2020-2024)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از سال 2020 به ترتیب، جنگ دوم قره باغ، جنگ اوکراین و روسیه، احیای حاکمیت جمهوری آذربایجان در منطقه خان کندی و انتخابات پارلمانی گرجستان در اکتبر 2024 چرخشگاهی در تاریخ تحول های ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیک منطقه به شمار می آیند که بر مؤلفه های مجموعه امنیتی قفقاز جنوبی اثر گذاشته اند. چنانچه جنگ در تاریخ روابط بین الملل منشأ تحول ساختاری و بازتوزیع قدرت و تولد بنیان ها و نهادهای جدید همکاری و تعارض در بین بازیگران است، در سطح منطقه ای هم در نتیجه جنگ دوم قره باغ و جنگ اوکراین این تحول ها رخ داده است. در این نوشتار نویسنده این پرسش را مطرح می کند که چگونه مجموعه امنیتی قفقاز جنوبی زیر تأثیر تحول های سال های 2020 تا 2024 تغییر یافته است. به نظر می رسد با این تحول ها مؤلفه های مجموعه امنیتی مانند مرزهای هر دو تحول درونی و انبساط بیرونی را به دلیل پیوستگی بیشتر تحول های قفقاز با غرب آسیا تجربه می کند. ساخت اجتماعی با تحول سرشت و حرکت از حالت هابزی به کانتی به دلیل کاربست سیاست های عمل گرایانه به جای رؤیاگرایانه به وسیله ارمنستان روبه رو است. نوع قطبیت از زیرمجموعه امنیتی در نتیجه جنگ دوم قره باغ به وضعیت استاندارد منطقه ای در نتیجه جنگ اوکراین حرکت می کند. سرانجام حرکت روندها را از حالت تعدیل وضعیت آنارشی به وضعیت تشدید وضعیت آنارشی و افزایش خودمختاری بیشتر منطقه شاهد هستیم. در این نوشتار مؤلفه های ساختار مجموعه امنیتی قفقاز جنوبی به روش کیفی و مدل سازی ساختاری تفسیری سنجیده می شود.
The Crisis of Modern Islam in the Age of Social Media(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This paper addresses the contemporary crisis of Islam in relation to the use of social media, aiming to study the religious and doctrinal concepts disseminated across several Islamic websites. The objective is to identify the most prominent electronic networks contributing to the process of Islamic preaching and guidance, and to highlight the concepts, beliefs, and jurisprudential rulings they offer. Furthermore, the paper examines the extent to which these contents align with the core values of Islam, as well as their impact on audiences and followers. It also explores the challenges associated with utilizing these platforms to spread the Islamic message. The research on this topic required the use of various methodologies, such as the historical and descriptive approaches. Additionally, the comparative method was employed to present examples of moderate Islamic websites and to compare jurisprudential rulings with other Islamic sources in the case study. This study revealed numerous controversial issues presented by Islamic websites, based on various sources related to the Prophet’s traditions and the accounts of the Companions. These issues represent one of the main causes of the contemporary crisis in Islam, which is the focus of this study. the adoption of extreme religious discourse promoted by these websites, along with the vilification of Islamic websites that may differ in some rulings, perspectives, and religious jurisprudence, leads to a deviation from the goal toward which humanity should be heading—establishing a tolerant divine message.
اثربخشی درمان تلفیقی طرحواره و شفقت خود بر علائم بالینی زنان مبتلا به اختلال شخصیت مرزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پویایی روانشناختی در اختلال های خلقی دوره ۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵ (مجموعه مقالات رفتار و ذهن)۵
180-198
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی درمان تلفیقی طرحواره و شفقت خود بر علائم بالینی زنان مبتلابه اختلال شخصیت مرزی انجام شد. روش شناسی: این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون گروه کنترل و پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان با اختلال شخصیت مرزی ساکن شهر تهران با حداقل 8 طرحواره ناسازگار در سال 1400 بودند و از میان آن ها 34 نفر به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب و به روش تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جای داده شدند. پروتکل درمان تلفیقی طرحواره و شفقت خود برای گروه آزمایشی طی 15 جلسه، هفته ای یک جلسه 90 دقیقه ای اجرا شد. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه اختلال شخصیت مرزی (BPI) لیشنرینگ (1999) استفاده شد. داده ها با روش تحلیل واریانس آمیخته تجزیه وتحلیل شد. یافته ها نشان داد با کنترل اثر پیش آزمون تفاوت معناداری بین پس آزمون گروه آزمایش و کنترل در علائم بالینی آشفتگی هویت (727/12=F)، مکانیزم دفاعی اولیه (325/13=F)، ترس از صمیمیت (56/10=F) زنان با اختلال شخصیت مرزی وجود داشت (01/0>P). نتیجه گیری : با توجه به مؤثر بودن شیوه درمانی در بهبود علائم بالینی زنان با اختلال شخصیت مرزی، از این بسته درمانی می توان به عنوان مداخله روان شناختی مؤثر در مراکز سلامت جهت برای کاهش علائم بالینی زنان با اختلال شخصیت مرزی استفاده کرد.
The Impact of Good Governance Structure on Creating Social Convergence (Case Study; Governance Structure in China-Iran-Sweden)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
Since the beginning of human settlement, the most important factor in facing various natural and un-natural disasters and facilitating development in a society has been solidarity and unity. However, this can only be achieved through the performance of rulers and the formation of governments. As different societies have formed and various cultures have emerged, and as humanity has progressed toward evolution and excellence, the model of this consensus has also undergone changes. With the establishment of governments, based on the decisions of societies in their modern form, multiple fac-tors have played fundamental roles in shaping this unity, while progressive human thought undoubt-edly influencing this process. However, what prompts further reflection on this issue is how this co-hesion emerges when needed and how its fragmentation being prevented under a governance struc-ture. It is evident that a national governance structure plays a significant role in shaping different pol-icy approaches. Due to the influence of various ideas on the formation of governments and the relent-less efforts of scholars and thinkers to develop a suitable and superior governance model, the concept of "good governance" has gained attention in recent decades. Good governance, when properly aligned with a structure that suits a society’s prevailing conditions, can play a crucial role and evolve over time. Principles such as participation, accountability, transparency, the rule of law, etc., are among the fundamental aspects of governance. Each of these principles can be extensively analyzed, but in this discussion, the focus is on the formation of public consensus or, more appropriately, "so-cial convergence" within a desirable "governance structure." Undoubtedly, this structure plays a key role as a fundamental prerequisite for comprehensive and effective implementation of governance thought in fostering social convergence across various sectors of society and government.
در مورد کتاب فلسفه ریاضی کولی ون و ترجمه آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منطق پژوهی سال ۱۵ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۳۰)
109-118
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، برخی از کتاب های فلسفه ریاضی به فارسی ترجمه شده اند. متأسفانه در برخی موارد، این ترجمه ها نارسا و حتی گمراه کننده می باشند. به نظر می رسد که بررسی و نقد این ترجمه ها می تواند به اصلاح و بهبود این وضعیت کمک کند. در این نوشته پس از مروری مختصر بر کتاب فلسفه ریاضی تألیف کولی ون، به مروری گزینشی بر ترجمه این کتاب می پردازیم. کتاب فلسفه ریاضی کولی ون متنی مقدماتی در زمینه فلسفه ریاضی است. این کتاب برای دوره های کارشناسی و کارشناسی ارشد در دانشگاه های استرالیا و ایالات متحده آمریکا نوشته شده است. هرچند مخاطبان اصلی این کتاب دانشجویان فلسفه هستند، اما به نظر می رسد که پیش نیاز فلسفی زیادی نمی طلبد و برای دانشجویان ریاضی نیز قابل استفاده است. مشخصات ترجمه و متن اصلی به قرار زیر است: 1. کولی ون، مارک (1397). درآمدی بر فلسفه ریاضی معاصر، ترجمه کامران شهبازی، تهران: نقد فرهنگ. 2. Mark Colyvan (2012). An Introduction to the Philosophy of Mathematics.
A Critical Stylistic Analysis of Major Kaduna Nzeogwu Coup Speech(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This research examines the ideological underpinnings of the coup speech delivered on January 15, 1966, by Major Kaduna Nzeogwu. Employing Jeffries' (2010) Critical Stylistics theory as a methodological framework, the study conducts a linguistic analysis to uncover the political viewpoints and intentions of the coup plotters. The analysis reveals how specific linguistic choices and patterns were employed to communicate the plotters' intentions to the public, suppress dissent, and advocate for the establishment of military rule instead of democratic governance. The speech underscores the plotters' portrayal of their actions as necessary for national salvation, while framing democratic processes as ineffective. Additionally, the use of emotive language and authoritative tones served to bolster legitimacy and rally public support for the coup. The analysis further elucidates how the adopted linguistic strategies functioned to justify the overthrow of the existing government and the suspension of democratic institutions in Nigeria’s First Republic. This Critical Stylistic study highlights the intricate power dynamics that underpinned the military intervention and emphasizes the role of language as a tool for ideological persuasion. By revealing the linguistic resources employed by the coup plotters, this research contributes to a deeper understanding of how language can shape political realities and influence public perception during times of upheaval.
Native-Speakerism in Favor of Target Culture: Fairclough’s Practical Reasoning Framework(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study employs Critical Discourse Analysis (CDA) to interrogate the discourse of native-speakerism prevalent in English Language Teaching (ELT). It analyzes a research article that advocates for the superiority of Native English-Speaking Teachers (NESTs) over Non-Native English-Speaking Teachers (NNESTs). By applying Fairclough and Fairclough's (2012) practical reasoning framework, the research reconstructs the article's argumentative structure and critically examines its underlying assumptions and values. The analysis reveals that the article's promotion of NESTs is underpinned by a pervasive native-speakerism ideology. This ideology constructs a hierarchical relationship between native and non-native speakers, privileging Western culture and language over others. The article's discourse naturalizes this hierarchy, obscuring its socially constructed nature and its role in perpetuating linguistic inequality. By focusing on the supposed innate superiority of NESTs, the article overlooks the complex interplay of factors influencing effective teaching, including pedagogical expertise, cultural competence, and learner needs. The research concludes by emphasizing the detrimental impact of native-speakerism on ELT. It underscores the need to challenge and dismantle this ideology in favor of a more inclusive and equitable approach to teacher education and professional development. By recognizing the linguistic diversity of the world and valuing the expertise of NNESTs, the field can move towards a more just and effective practice.
تاثیر هوش مصنوعی و داده کاوی بر پیشگیری از جرم: فرصت ها و چاش ها
منبع:
قضانامه دوره ۲ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶
94 - 108
حوزههای تخصصی:
با ظهور فناوری های نوین در عرصه های مختلف زندگی اجتماعی و اقتصادی، پیشگیری از جرم نیز به عنوان یکی از حوزه های کلیدی در علم حقوق و جرم شناسی، تحت تأثیر این تحولات قرار گرفته است. در این راستا، هوش مصنوعی (Artificial Intelligence - AI) و داده کاوی (Data Mining) به عنوان ابزارهای پیشرفته، امکان تجزیه و تحلیل داده های کلان و شناسایی الگوهای مجرمانه را فراهم کرده اند. این فناوری ها با استفاده از الگوریتم های پیچیده یادگیری ماشین، قادر به پردازش حجم عظیمی از داده ها در زمان بسیار کوتاه هستند و می توانند پیش بینی هایی مبتنی بر تحلیل های آماری از وقوع جرم ها، شناسایی رفتارهای مشکوک و حتی شبیه سازی جرم ها ارائه دهند.پیشرفت های اخیر در زمینه هوش مصنوعی و داده کاوی، تحولاتی چشمگیر در نحوه پیشگیری از جرم ایجاد کرده است. یکی از کاربردهای مهم این فناوری ها، استفاده از آن ها در پیش بینی و شبیه سازی وقوع جرم در مناطق خاص یا بر اساس الگوهای رفتاری است. به طور خاص، این فناوری ها به مقامات قضائی و انتظامی کمک می کنند تا با استفاده از تحلیل داده ها، مناطقی که بیشتر در معرض خطر وقوع جرم هستند را شناسایی کرده و اقدامات پیشگیرانه مؤثرتری را اتخاذ نمایند.بااین حال، استفاده از این فناوری ها با چالش های حقوقی و اخلاقی متعددی همراه است. یکی از مهم ترین چالش ها، حریم خصوصی افراد است، زیرا پردازش داده های شخصی و نظارت های هوشمند می تواند موجب نقض حقوق فردی و آزادی های شخصی شود. همچنین، سوگیری های الگوریتمی ممکن است منجر به تصمیمات ناعادلانه و تبعیض آمیز علیه گروه های خاص اجتماعی، نژادی یا جنسی گردد. در کنار این مسائل، مسئولیت کیفری تصمیمات هوش مصنوعی نیز به عنوان یکی از مسائل حقوقی پیچیده مطرح است. در صورت بروز خطاهای سیستم های هوشمند، باید تعیین شود که مسئولیت این اشتباهات بر عهده چه کسی یا چه نهادی است.
بررسی و ارزیابی عوامل موثر در تکرار جرم و راهکارهای پیشگیری از تکرار جرم در ایران
منبع:
قضانامه دوره ۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷
76 - 102
حوزههای تخصصی:
تکرار جرم در حقوق کیفری ایران حول سه محور قابل بررسی است ، محور اول راجع به تعریف معضل تکرار جرم میپردازد و در محور دوم به عوامل تکرار جرم میپردازد و محور سوم راجع به راهکار های جلوگیری و کاهش تکرار جرم که در جامعه امروزی به معضلی بزرگ تبدیل شده است میپردازد . هدف از انجام تحقیق مروری پیش رو بررسی عوامل تاثیرگذار در انجام دوباره جرم و جنایت به خصوص از سوی زندانیان ، پس از پایان دوره زندان می باشد ؛ برخی زندانی ها پس از آزادی ، برای شروع یک زندگی سالم مشکل دارند ؛ نداشتن پس انداز و سرمایه ، نداشتن حرفه و تخصص ، داشتن سوء پیشینه برای استخدام ، برچسب زنی و بد بینی و بی اعتمادی جامعه به آنها و نبود ضامن برای اشتغال ، باعث می شود که این افراد دوباره مرتکب جرم شوند و به زندان باز گردند . بزهکاری که پس از تحمل کیفر حبس از زندان آزاد شده و وارد اجتماع می شود ، باید کنترل و حمایت از سوی نهاد ها و سازمان های مدنی و دولتی شوند تا دوباره به سوی جرم باز نگردند . در این مقاله به بررسی و ارزیابی تکرار جرم در ایران با تحلیل و بررسی عوامل موثر بر این پدیده و پیامد های آن میپردازد ؛ با استفاده از داده های آماری و مطالعات موردی ، تلاش شده است تا الگو های تکرار جرم از دیدگاه های اجتماعی و جرم شناسی بررسی شود و راهکار های پیش گیرانه و اصلاحی برای کاهش تکرار جرم در نظام قضایی ایران میپردازد و در نهایت پیشنهاداتی برای بهبود سیاست های کیفری و ارتقاء امنیت جامعه ارائه می شود .
Beauty in the Minds of EFL Learners: Mirroring the Nexus between AI Psychological Flow, Grit Tendencies, Mental Health, and Critical Thinking in AI-Assisted Instruction(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Applied Linguistics Inquiry (ALI), Vol ۲, No ۲, Fall ۲۰۲۴
102 - 118
حوزههای تخصصی:
The incorporation of Artificial Intelligence (AI) into language development has garnered considerable interest, especially within the realm of English as a Foreign Language (EFL) education. Psychological flow is regarded as a pivotal element that affects learning outcomes; however, its significance in the context of AI-assisted language learning has yet to be thoroughly investigated. This study examines the relationship between psychological flow induced by AI, tendencies of fortitude, mental health, and critical thinking among 214 university students enrolled in EFL programs who utilized AI-integrated language learning aids. Data were gathered via structured online surveys, and the relationships among the variables were examined utilizing Structural Equation Modeling (SEM). The findings suggest that the psychological flow induced by AI has a substantial impact on learners' levels of fortitude, mental well-being, and critical thinking. The findings indicate that when learners engage in AI-assisted language learning and experience a state of flow, they exhibit elevated levels of perseverance, improved mental well-being, and enhanced critical thinking. These outcomes underscore the dual function of flow in AI-assisted language learning, as it not only augments learners' cognitive engagement but also fosters positive emotional states that are conducive to improved mental health and enhanced problem-solving abilities. The findings of the study possess significant pedagogical implications, indicating that AI-based platforms ought to be developed to promote a state of fluidity by integrating personalized learning trajectories, real-time feedback mechanisms, and engaging features.
Evaluating the Methods Used in the Arabic to English Translation of Qur'an-specific Cultural Items with Regard to the Concepts of Domestication and Foreignization
حوزههای تخصصی:
Translation has played a crucial role in easing communication between human beings at all times throughout history, so without translation, the complex, interwoven social structures in human life might never have been achieved. It has also made accessing texts of high significance easy and comfortable. The purpose of this study is to ascertain the methods translators used in translating certain cultural contents from the Holy Quran, as well as the degree to which they applied the concepts of domestication and foreignization to their translations of these cultural aspects. The theoretical framework for this research is Baker's method (1992), which offers strategies that translators use when dealing with concepts that lack equivalents at the vocabulary level or higher counterparts. The majority of the Qur’an-specific cultural items have been translated using the first strategy of "translation by a more general word," with a total percentage of 48.85. The second most common strategy is "translation by paraphrase using a related word" (21. 71%).Given that the majority of strategies employed by all translators fall under the category of domestication strategies, it can be concluded that the translators adopted a target-oriented approach rather than a source-oriented approach when translating Qur’an-specific cultural items.
تحلیل قرآنی واژه تعاون و دلالت های مدیریتی آن
منبع:
مطالعات قرآن و علوم سال ۸ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۶
226 - 250
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تحلیل قرآنی واژه «تعاون» و استخراج دلالت های مدیریتی آن انجام شده است. تعاون به عنوان یک اصل کلیدی در قرآن کریم، بر همکاری و همیاری متقابل برای تحقق عدالت و انسجام اجتماعی تأکید دارد. با استفاده از روش واژه پژوهی، ابتدا ریشه و معانی لغوی این مفهوم بررسی شده، سپس آیات مرتبط با تعاون در قرآن استخراج و تحلیل محتوایی گردید. یافته ها نشان می دهد که تعاون در قرآن دارای ابعادی همچون همکاری عملی، کمک به حل مشکلات، ایثار، همدلی و انسجام جمعی است. در حوزه مدیریت، الگوی مستخرج از این پژوهش بیانگر آن است که به کارگیری اصول تعاون قرآنی می تواند به تقویت فرهنگ سازمانی، افزایش کارایی، کاهش تعارضات، ارتقای انگیزه کارکنان و ایجاد هماهنگی مؤثر منجر شود. پیاده سازی این الگو با تکیه بر ارزش های اخلاقی و دینی، نه تنها دستیابی به اهداف سازمانی را تسهیل می کند، بلکه زمینه ساز پایداری و مسئولیت پذیری اجتماعی سازمان ها نیز خواهد بود. در نتیجه، مفهوم تعاون از منظر قرآن ظرفیت بالایی برای کاربست در مدیریت دارد و می تواند به عنوان چارچوبی راهنما برای مدیران در جهت ایجاد محیطی همدلانه و مشارکتی مورد استفاده قرار گیرد.
Fondements anthropologiques et théologiques de la démocratie religieuse dans la pensée de l’Imam Khomeiny et d’Allameh Tabatabaï
منبع:
Al-Mustafa, Volume ۴, l’édition ۲, Decembre ۲۰۲۴
11 - 46
حوزههای تخصصی:
La démocratie religieuse est une théorie du pouvoir propre aux systèmes politiques fondés sur des principes religieux. Elle repose à la fois sur la reconnaissance de la souveraineté divine et de l’unicité de Dieu en matière de législation, tout en affirmant la primauté du droit, le rôle central du peuple dans l’élaboration des décisions, la formation du système politique, ainsi que la nécessité d’un contrôle et d’une coopération entre le peuple et ce dernier. Dans ce cadre, les citoyens croyants participent activement à la vie politique, dans le respect des enseignements de la charia, et toute forme d’autocratie individuelle dans les processus décisionnels collectifs est rejetée. Cependant, cette conception se distingue fondamentalement de la démocratie occidentale envisagée comme une valeur intrinsèque (et non simplement comme un mode de gouvernance). En effet, cette dernière s’appuie sur des fondements épistémologiques, anthropologiques et théologiques spécifiques tels que : relativisme cognitif, autonomie de la raison, rejet de la révélation comme source de connaissance, pluralisme épistémique, conception particulière de la liberté, et anthropocentrisme au détriment du théocentrisme. Cette étude, menée selon une approche à la fois descriptive et analytique, propose une relecture des fondements anthropologiques et théologiques de la démocratie religieuse dans la pensée de l’Imam Khomeiny et d’Allameh Tabatabaï. Il en ressort que ces deux figures majeures de la philosophie et théoriciens de l’époque contemporaine ont élaboré une conception cohérente de la démocratie religieuse, fondée sur des principes à la fois révélés et rationnels. Parmi les éléments anthropologiques et théologiques les plus marquants de la démocratie religieuse, on peut citer : une conception multidimensionnelle de l’être humain, sa nature divine, sa liberté et son libre arbitre, sa dignité innée et acquise, ainsi que sa fonction de vicaire de Dieu sur terre. D’un point de vue théologique, le principe d’unicité de Dieu (Tawhid) ne se limite pas à la sphère ontologique divine ; il s’étend également à l’exercice du pouvoir politique et à l’élaboration des lois, excluant ainsi toute forme de séparation entre le religieux et le politique autrement dit, toute forme de sécularisation.
نظریه سیاست زدگی اطلاعات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی سال ۲۷ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۳)
71 - 86
حوزههای تخصصی:
این مقاله با ارائه یک نظریه در راستای آسیب شناسی و عارضه یابی سازما ن های اطلاعاتی، در پی تبیین یکی از مهم ترین محدودیت های اطلاعات یعنی سیاست زدگی اطلاعات می باشد. بر این اساس تلاش می شود ابتدا مفهوم سیاست زدگی اطلاعات مورد واکاوی قرار گیرد. سپس بر اساس نظریه سیستمی تلاش می شود تفکیک نظام مندی از عوامل بالقوه سیاست زدگی در سازمان اطلاعاتی با نام نگاشته های سیاست زدگی و عوامل بالفعل کننده آن تحت عنوان عوامل فاعلی سیاست زدگی اطلاعات بر اساس مطالعات موردی به عنوان قضایای نظریه بازشناسی شود. نظریه سیستمی امکان دیگری را در اختیار پژوهشگر قرار می دهد تا تبعات سیاست زدگی اطلاعات نیز در چارچوب نظری قرار گیرد که این بخش خارج از نظریه سیاست زدگی اطلاعات قرار دارد. این نظریه امکان شناخت دقیق از عوامل بروز سیاست زدگی اطلاعات و سپس فرایند وقوع آن را فراهم می آورد تا از این طریق بتوان سیاست زدگی در سازمان اطلاعاتی را کنترل نمود.
تدوین راهکارهای توسعه بازاریابی الکترونیکی در بخش کشاورزی استان لرستان (مطالعه موردی: شهرستان خرم آباد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد کشاورزی دوره ۱۸ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۶۹)
97 - 120
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت و جایگاه بازاریابی الکترونیکی در ارتقاء جایگاه بخش کشاورزی، در پژوهش پیش رو، راهبردهای لازم برای توسعه بازاریابی الکترونیک محصول های کشاورزی در شهرستان خر م آباد شناسایی و معرفی شدند. به منظور دستیابی به هدف های پژوهش، و با استفاده از روش طوفان ذهنی، همه ی نقطه های ضعف، قوت، تهدید، و فرصت ها در بازاریابی الکترونیکی بخش کشاورزی این شهرستان از 52 نفر از متخصصان فعال در بخش کشاورزی در سال 1400گرد آوری شد. نتایج کلی بدست آمده از تحلیل ماتریس SWOT نشان می دهد که راهبرد توسعه بازاریابی الکترونیک محصول های کشاورزی از نوع محافظه کارانه است. از این رو پیشنهاد و تاکید می شود که بانک کشاورزی، به عنوان بانک عامل برای حمایت از بخش کشاورزی، اعتبارهایی خاص و مشخص به منظور توسعه و حمایت از بازاریابی الکترونیک محصول های کشاورزی تخصیص دهد. همچنین، تخصیص بخشی از منبع های صندوق توسعه ملی به منظور ارتقاء سطح بازاریابی الکترونیک محصول های کشاورزی از دیگر پیشنهادهای کاربردی به شمار می آید. همچنین سازمان های مرتبط با تجارت الکترونیک و بخش خصوصی، ساز و کار سامانه های بازاریابی الکترونیک محصول های کشاورزی را بازبینی و راهکارهای عملی و اجرایی نوین و مبتنی بر فناوری های به روز در جهت توسعه این نوع فعالیت بازاریابی را ارائه کنند.
نقش فریب در تحقق ضمان قهری (بررسی حقوق ایران با نگاهی تطبیقی به حقوق انگلیس)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
یکی از موضوعات مهم در ضمان قهری، ضمان ناشی از فریب و خدعه است که فقها تحت عنوان "قاعده غرور" از آن یاد می کنند و به استناد آن به شخص فریب خورده ای که به سبب فریب دیگری متحمل زیان شده، این امکان را می دهند که برای جبران خسارت خود به فریب دهنده مراجعه و ادعای جبران خسارت نماید. در کتب حقوقی ایران این مسئله به صورت مستقل بررسی نشده و آنچه که بطور پراکنده نیز مورد بحث واقع شده به تاسی از فقه می باشد. در حقوق انگلیس از این موضوع تحت عنوان تقلب و اظهار خلاف واقع یاد می شود و زمانی تحقق می یابد که بدون صراحت کافی از یک مفهوم دو پهلو استفاده گردد و شخص توصیف کننده با قصد فریب عمداً اظهارات عاری از صحت بیان نموده و یا در صحت و سقم اظهارات خود بی مبالاتی نموده باشد. قواعد حقوقی هر دو کشور نشان دهنده ی این است که فریبکاری از موجبات مسئولیت مدنی قلمداد می گردد و مبنای حکم ضمان ناشی از آن ، فریب و غروری است که موجب ورود خسارت شده است بی آنکه لازم باشد ضرر به مفهوم مصطلح آن محقق گردد. البته در قواعد حقوقی هر کشور شرایط و مبنای متفاوتی از جمله، عمل خدعه آمیز، ورود ضرر، رابطه ی سببیت، علم و عمد و تقصیر و ... در نظر گرفته شده اما ورود خسارت، رفتار خدعه آمیز و رابطه ی سببیت ارکان اصلی ضمان در فریبکاری است که در قواعد حقوقی هر دو کشور انگلیس و ایران مشترک می باشد.







