فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۶۰۱ تا ۱٬۶۲۰ مورد از کل ۵۸٬۸۵۴ مورد.
حوزههای تخصصی:
در مطالعات متعددی به این موضوع اشاره شده است که کارکنان نظامی به دلیل حساسیت و فشار کاری به احتمال بیشتری در معرض فرسودگی شغلی قرار دارند. در این پژوهش فرسودگی شغلی و رابطه آن با سلامت روان روی کارکنان یکی از مراکز نظامی ارتش جمهوری اسلامی ایران مورد بررسی قرار گرفت. از میان جامعه آماری 104 نفر از آنان به عنوان نمونه به صورت تصادفی انتخاب شدند. روش پژوهش حاضر پیمایشی و ابزار پژوهش شامل دو آزمون و یک چک لیست ویژگی های دموگرافیک بود. ابزارهای مورد استفاده در پژوهش، آزمون فرسودگی شغلی و آزمون سلامت عمومی بوده است. به منظور تجزیه و تحلیل داده های به دست آمده از آزمون تی، تحلیل واریانس و برای نشان دادن رابطه بین متغیرها از ضریب همبستگی اسپیرمن، استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان داد که بین فرسودگی شغلی و سلامت روان نیروی انسانی ارتش جمهوری اسلامی ایران رابطه معنی داری وجود دارد. دیگر نتایج تحقیق نشان داد که هیچگونه رابطه معنی داری بین فرسودگی شغلی و متغیرهای سن، جنس، تاهل، رشته تحصیلی، بخش های مختلف کاری و سنوات خدمت وجود نداشت.
اعتبارسنجی مدل بازاریابی انگیزشی جهت جذب سرمایه گذار در سیستم بانکداری با رویکرد مدیریت دانش مشتریان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت استراتژیک هوشمند سال ۴ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
437 - 464
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف اعتبارسنجی مدل بازاریابی انگیزشی جهت جذب سرمایه گذار در سیستم بانکداری با رویکرد مدیریت دانش مشتریان انجام شد. در این تحقیق با استفاده از روش کمی و ابزار پرسشنامه، داده های مربوط به مشتریان بانک ملت در شهر تهران گردآوری و از طریق تحلیل عاملی تأییدی، رگرسیون خطی و مدل سازی معادلات ساختاری تحلیل گردید. نتایج نشان داد ابعاد مختلف بازاریابی انگیزشی شامل یکپارچه سازی فناوری، تحلیل اطلاعات دریافتی، رویکرد مشتری مداری، بهینه سازی زنجیره تأمین و پایداری استراتژی های تولید و عملیات، همگی تأثیر مثبت و معناداری بر جذب سرمایه گذاران دارند. در میان این ابعاد، یکپارچه سازی فناوری و تحلیل اطلاعات دریافتی بیشترین نقش را ایفا کردند که بیانگر اهمیت بهره گیری از فناوری های نوین، دیجیتالی سازی خدمات و تحلیل داده های مشتریان در نظام بانکی است. همچنین نتایج حاکی از آن بود که رویکرد مشتری مداری و توجه به نیازها و ترجیحات سرمایه گذاران می تواند اعتماد و وفاداری آنان را تقویت نماید. یافته ها علاوه بر تأیید نوآوری مدل ارائه شده، بر ضرورت سرمایه گذاری بانک ها در توسعه زیرساخت های فناورانه و داده محور، نهادینه سازی فرهنگ مشتری مداری و ایجاد هماهنگی در زنجیره خدمات بانکی تأکید دارد. در نهایت، مدل پیشنهادی می تواند راهنمایی کاربردی برای مدیران بانکی و سیاست گذاران اقتصادی در جهت ارتقای جایگاه نظام بانکی کشور در جذب و نگهداشت سرمایه باشد.
شناسایی و سطح بندی عوامل دخیل در بازاریابی کسب وکارهای اجتماعی در شهر تهران با رویکرد مدل سازی ساختاری تفسیری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت استراتژیک هوشمند سال ۴ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
563 - 592
حوزههای تخصصی:
کسب وکارهای اجتماعی در عرصه کارآفرینی، با هدف ایجاد توازن میان منافع اقتصادی و ارزش های اجتماعی شکل گرفته اند که درصدد تأمین پایداری مالی، حل مسائل اجتماعی و ارتقای کیفیت زندگی در جامعه هستند. این پژوهش با هدف شناسایی و سطح بندی عوامل دخیل در بازاریابی کسب وکارهای اجتماعی در شهر تهران با رویکرد مدل سازی ساختاری تفسیری انجام شده است. روش پژوهش برحسب نوع داده ، آمیخته (کیفی- کمی) و از نظر ماهیت اکتشافی است. برای گردآوری دادهها از ابزارهای مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه محققساخته استفاده شد. برای بخش اعتبار کیفی پژوهس از تطابق همگونی و در بخش کمی از روایی ظاهری و روایی محتوا (ضریب لاوشه) و برای بررسی پایایی در بخش کیفی از پایایی بازآزمون و در بخش کمی از ضریب امگا مکدونالد استفاده شد. روش تجزیه و تحلیل در مرحله کیفی تحلیل مضمون است. در بخش بعدی با استفاده از مدلسازی ساختاری تفسیری، شاخصهای شناساییشده سطحبندی شد. در نهایت جهت برازش مدل طراحیشده، از رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری با نرمافزار پی ال اس بهره گرفته شد. نتایج نشان داد، سطح اول شامل شامل رسالت و برند اجتماعی سطح دوم شامل مشارکت جامعه و روابط پایدار، محصول و ارزش اجتماعی، همکاری و شبکه سازی اجتماعی سطح سوم محتوا و ارتباطات اجتماعی، تامین مالی و ارزش آفرینی، دیجیتال و فناوری اجتماعی می باشند.
کاربرد ابزارهای مشتقه زیست محیطی در مدیریت ریسک اکولوژیک و تأمین مالی پایدار پروژه های حفاظتی
حوزههای تخصصی:
زمینه: با وجود افزایش تهدیدات زیست محیطی و ضرورت تأمین مالی پایدار برای پروژه های حفاظتی، هنوز سازوکارهای مالی مؤثر مانند ابزارهای مشتقه زیست محیطی به طور نظام مند در مدیریت ریسک های اکولوژیک و حمایت از سرمایه گذاری های پایدار به کار گرفته نشده اند. هدف از این پژوهش، بررسی نقش و کارکرد ابزارهای مشتقه زیست محیطی در مدیریت ریسک های اکولوژیک و تأمین مالی پایدار پروژه های حفاظتی است. روش: در این راستا، پژوهش حاضر با رویکرد کاربردی و روش توصیفی–تحلیلی انجام شد و داده ها از طریق توزیع و گردآوری پرسشنامه میان 100 نفر کارشناسان و خبرگان اداره محیط زیست در تهران براساس فرمول کوکران و بصورت تصادفی ساده انتخاب شدند گردآوری و با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری با نرم افزار Smart PLS مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج حاصل نشان داد که ابزارهای مشتقه زیست محیطی تأثیر مثبت و معناداری بر مدیریت ریسک اکولوژیک دارند؛ به گونه ای که استفاده از این ابزارها موجب کاهش نوسانات محیطی، افزایش پیش بینی پذیری و بهبود تصمیم گیری در حوزه سیاست های حفاظتی می شود. همچنین یافته ها حاکی از آن است که ابزارهای مشتقه زیست محیطی تأثیر مثبت و معناداری بر تأمین مالی پایدار دارند و از طریق ایجاد شفافیت در ارزش گذاری دارایی های سبز، کاهش ریسک سرمایه گذاری و تسهیل جریان نقدینگی، موجب تقویت پایداری مالی پروژه های محیط زیستی می گردند. دانش افزایی: بر این اساس، توسعه بازار مشتقات زیست محیطی می تواند به عنوان راهبردی کلیدی در پیوند نظام مالی با اهداف حفاظت از محیط زیست و تحقق توسعه پایدار مورد توجه سیاست گذاران و نهادهای مالی قرار گیرد.
تحلیل تأثیر تجارت الکترونیکی بر مهارت های کارآفرینی با نقش میانجی خودکارآمدی و ذهنیت کارآفرینی
حوزههای تخصصی:
هدف ازاین پژوهش تحلیل تأثیر تجارت الکترونیکی بر مهارت های کارآفرینی کارآموزان در آموزشگاه های آزاد فنی و حرفه ای: نقش خودکارآمدی و ذهنیت کارآفرینیمی باشد. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و ازنظر روش در زمره پژوهش های توصیفی–پیمایشی قرار می گیرد. جامعه آماری این پژوهش آموزشگاه های فنی حرفه ای در سطح شهر ساری می باشند که تعداد آنان 948 می باشد و حجم نمونه از طریق جدول مورگان 274 تعیین شده است. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه های استاندارد می باشد که با طیف 5 ارزشی لیکرت سنجیده شده است و به روش غیر احتمالی در دسترس در اختیار دانشجویان آموزشگاه قرارگرفته است و تعداد 274 پرسشنامه صحیح جمع آوری شده است. روایی محتوایی این پرسشنامه به تأیید خبرگان این حوزه رسیده و میزان پایایی آن نیز به کمک آزمون آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. آمار توصیفی از طریق نرم افزار SPSS و آمار تحلیلی از طریق روش مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) و با استفاده از نرم افزار SmartPLS بررسی شده است. باتوجه به پژوهش های انجام شده یافته های پژوهش نشان می دهد که تمام فرضیات پژوهش تأیید شده اند و تجارت الکترونیک با ضریب تاثیر 0.69 بیشترین تاثیر را بر خودکارآمدی دارد.
تأثیر هویت برند بر درک سودمندی خرید محصولات سفارشی برخط و اعتماد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۶۳
291 - 305
حوزههای تخصصی:
سفارشیسازی برخط، مشتریان را قادر میسازد تا ترجیحات خود را براساس ویژگیهای خاص محصول با زیرساختهایی از نوع برخط که برند در آن عرضه شده، تنظیم کنند. مبانی نظری اخیر، توجه فزاینده به نحوه ارزشگذاری مصرفکنندگان برای سفارشیسازی برخط داشتهاند. بااینحال، تحقیقات موجود در درک اثرات هویت برند و تفاوتهای فردی در عکسالعمل مصرفکننده به سفارشیسازی برخط با کمبود مواجه است. هدف تحقیق، بررسی نقش واسطه اعتماد در تأثیر هویت برند بر درک سودمندی خرید محصولات سفارشی برخط است. این پژوهش، ازنظر هدف از نوع تحقیقات کاربردی، به لحاظ روش از نوع توصیفی، ازنظر روش گردآوری دادهها از نوع پیمایشی و ازنظر سنجش متغیرها، همبستگی و ازنظر تحلیل دادهها مبتنی بر مدل معادلات ساختاری است. دادههای موردنیاز با توزیع پرسشنامه استاندارد در بین مشتریان فروشگاههای اینترنتی جمعآوری شده است. نتایج پژوهش نشان میدهد اعتماد مشتریان در اثرگذاری اعتبار برند و سادگی برند بر درک سودمندی خرید نقش میانجی جزئی دارد.
ارائه مدل برندسازی دیجیتال در متاورس (مورد مطالعه: صنعت گردشگری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت گردشگری سال ۲۰ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۱
77 - 124
حوزههای تخصصی:
برندسازی دیجیتال در عصر حاضر به عنوان یک نیاز اساسی شناخته می شود که تأثیر زیادی بر پیشرفت صنایع دارد، به ویژه در صنعت گردشگری. هدف این پژوهش طراحی یک مدل برندسازی دیجیتال در متاورس برای صنعت گردشگری است. این تحقیق از نوع کیفی و کاربردی بوده و داده ها از طریق مصاحبه با خبرگان جمع آوری شده است. مصاحبه ها به صورت نیمه ساختاریافته انجام و خبرگان با استفاده از نمونه گیری هدفمند گلوله برفی انتخاب شدند. تحلیل داده ها با استفاده از نظریه داده بنیاد و نرم افزار MAXQDA انجام شد. پس از اشباع نظری با ۱۵ خبره، ۱۱۳ زیرمقوله، ۱۹ مقوله و ۵ مضمون استخراج گردید. نتایج نشان می دهد که تعاملات بین محیط های فیزیکی و مجازی، تجربه مثبت کاربر، تیم کاری آموزش دیده و زیرساخت های مناسب به عنوان شرایط علی؛ و برندینگ در متاورس و بازار هدف به عنوان شرایط زمینه ای شناسایی شده اند. همچنین، فاکتورهای قبل، حین و بعد از سفر به عنوان راهبردها مطرح شدند.
ارزیابی و سنجش میزان تحقق استقرار صنعت 4.0 در راستای افزایش طول عمر محصول مبتنی بر روش OPLO-POCOD(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت صنعتی سال ۲۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۷
1 - 44
حوزههای تخصصی:
تحوّل دیجیتال و صنعت ۴.۰ به عنوان محرکی کلیدی برای افزایش رقابت پذیری و بهبود کیفیت محصولات در صنایع مختلف، به ویژه در حوزه قطعه سازی خودرو، اهمیت یافته است. این پژوهش با تمرکز بر استان گیلان، میزان استقرار فناوری های صنعت ۴.۰ را در راستای افزایش طول عمر محصولات مورد بررسی قرار داده است. ابتدا با تحلیل محتوای کیفی ۳۵ مقاله بین سال های ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۴، ۱۶ معیار فرعی در چهار گروه اصلی شناسایی شد. سپس، با به کارگیری روش نوین OPLO- POCOD (ارزیابی فرصت های از دست رفته بر پایه فاصله در فضای مختصات قطبی) و نظرسنجی از ۱۴ خبره در ۱۰ شرکت قطعه سازی، عملکرد این شرکت ها تحلیل گردید. نتایج نشان داد معیارهایی مانند سیستم مکانیزه انبارداری، اتوماسیون مدیریت موجودی و ردیابی مبتنی بر بلاکچین به ترتیب با کمترین مقدار فرصت از دست رفته (0231/0، 0242/0 و 0253/0) بیشترین تأثیر را در افزایش عمر محصولات داشته اند. از سوی دیگر، یکپارچگی فیزیکی-اطلاعاتی زنجیره تأمین با استفاده از رایانش ابری هنوز در مرحله آغازین اجرا قرار دارد. این پژوهش برای نخستین بار با ترکیب تحلیل های کیفی و روش نوین OPLO-POCOD، امکان رتبه بندی دقیق شرکت ها و شناسایی شکاف های اجرایی را فراهم کرده است. یافته ها اهمیت تمرکز بر فناوری های هوشمند را در دستیابی به تولید پایدارتر و رقابت پذیرتر برجسته می سازد و به مدیران و سیاست گذاران در جهت اولویت بندی راهبردهای صنعت ۴.۰ یاری می رساند. درمجموع، اگرچه صنایع قطعه سازی خودرو در گیلان در حوزه هایی مانند انبارداری مکانیزه پیشرفت داشته اند، اما برای تکمیل فرآیند تحوّل دیجیتال و بهره برداری کامل از مزایای صنعت ۴.۰، نیازمند تسریع در پیاده سازی فناوری های نوینی مانند رایانش ابری هستند.
بررسی رابطه اعتماد سبز و تمایل به خرید مجدد محصولات سبز: تحلیل مسیر مدل در میان مصرف کنندگان شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت توسعه سبز سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
211 - 230
حوزههای تخصصی:
گسترش توانایی های صنعتی بشر و استفاده از ابزارهای گسترده نسبت به گذشته، سبب بر هم خوردن تعادل زیست محیطی گشته است که این امر مدیران را به برنامه ریزی و اجرای استراتژی های مؤثر در جهت تشویق مصرف کنندگان به خرید سبز واداشته است. رفتار مصرف کننده و انتخاب های او عامل مهمی در محیط زیست و حفظ زیست بوم است. تحقیق حاضر با هدف تحلیل مسیر مدل اعتماد سبز و تمایل به خرید مجدد سبز در میان استفاده کنندگان محصولات سبز شهر مشهد انجام گرفت. جامعه آماری تحقیق کلیه استفاده کنندگان محصولات سبز شهر مشهد می باشد که حجم نمونه با استفاده از روش غیر تصادفی در دسترس 402 نفر به دست آمده است. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه استاندارد سوهارتانتو و همکاران است که برای بررسی پایایی پرسشنامه از ضریب آلفا کرونباخ و برای بررسی روایی آن از تحلیل عاملی تاییدی استفاده شد؛ مقادیر به دست آمده بیانگر تایید روایی و پایایی پرسشنامه بود. افزون بر این، روایی واگرا نیز مورد تأیید قرار گرفت، جهت تحلیل داده ها به روش معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزار SPSS و PLS انجام پذیرفت. نتایج حاکی از آن است که کیفیت ادراک شده سبز بر ارزش ادراک شده و رضایت سبز استفاده کنندگان محصولات سبز شهر مشهد تأثیر معناداری دارد. همچنین، ارزش ادراک شده سبز بر رضایت سبز استفاده کنندگان محصولات سبز شهر مشهد تأثیر معناداری دارد. کیفیت ادراک شده سبز بر ریسک ادراک شده سبز استفاده کنندگان محصولات سبز شهر مشهد تأثیر معناداری دارد. اما ریسک ادراک شده سبز بر رضایت سبز استفاده کنندگان محصولات سبز شهر مشهد تأثیر ندارد. رضایت سبز بر اعتماد سبز استفاده کنندگان محصولات سبز شهر مشهد تأثیر معناداری دارد. علاوه بر این، رضایت سبز بر قصد خرید دوباره محصولات سبز استفاده کنندگان محصولات سبز شهر مشهد تأثیر معناداری دارد. اعتماد سبز بر قصد خرید مجدد سبز استفاده کنندگان محصولات سبز شهر مشهد تأثیر معناداری دارد.
مدل سازی و اعتبارسنجی نقش هوش مصنوعی در ارتقای قابلیت های صادراتی شرکت های صنایع الکترونیک: رویکرد آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مدل سازی و اعتبارسنجی نقش هوش مصنوعی در ارتقای قابلیت های صادراتی شرکت های صنایع الکترونیک: رویکرد آمیخته می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) می باشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 16 نفر از خبرگان حوزه صادرات صنایع الکترونیک و فناوری هوش مصنوعی به روش نمونه گیری گلوله برفی و در بخش کمی شامل 306 نفر از کارشناسان بازاریابی و فروش حوزه صادرات محصولات الکترونیکی انتخاب شدند. ابزار گرداوری یافته ها در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه می باشد. تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی بر اساس تئوری داده بنیاد (مدل اشتراس و کوربین) شامل سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی و از نرم افزار MAXQDA و در بخش کمی داده ها با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری (PLS-SEM) استفاده شد. نتایج بخش کیفی نشان داد که پنج مقوله اصلی شامل شرایط علّی (زیرساخت های ICT، کیفیت داده ها، ظرفیت فنی)، شرایط زمینه ای (سیاست های حمایتی، همکاری های بین المللی، فرهنگ سازمانی نوآور)، شرایط مداخله گر (تحریم ها، تغییرات سریع فناوری، موانع قانونی و مقررات گمرکی)، راهبردها (پیش بینی تقاضا، بهینه سازی قیمت، هوشمندسازی لجستیک، توانمندسازی منابع انسانی) و پیامدها (مزیت رقابتی، نفوذ در بازار جهانی، افزایش رضایت مشتری، کاهش هزینه ها) ساختار مدل را تشکیل می دهند. در بخش کمی، شاخص های پایایی ترکیبی همگی بیش از 0.7 و روایی همگرا برای اکثر مقوله ها بیش از 0.5 بود. نتایج آزمون فرضیه ها نیز حاکی از تأیید کامل روابط بین مقوله های مدل با سطح معنی داری ۰.۰۰۱>p بود.
Presenting a Customer-Centric Digital Value Creation Model for the Insurance Industry in the Digital Economy(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
International Journal of Digital Content Management, Vol. ۶, No. ۱۱, Spring & Summer ۲۰۲۵
101 - 125
حوزههای تخصصی:
Purpose : This study aims to develop a comprehensive model for digital value creation for customers in the insurance industry within the context of the digital economy. It seeks to identify key factors, strategies, and outcomes associated with digital transformation in insurance, addressing gaps in the literature on practical implementation and socio-cultural impacts. Method : This applied research adopts a qualitative methodology grounded in theory. Data were collected through semi-structured interviews with 14 insurance managers and experts in 2024, selected through purposive sampling. Additional sources included library research and specialized texts. Interviews were coded and analyzed using ATLAS.ti software, applying open, axial, and selective coding to construct the conceptual model. Findings : The analysis produced 91 initial codes, organized into 18 core concepts across six main dimensions. Causal conditions include management, technical, systemic, organizational, and human resource procedures. Contextual conditions relate to policies, laws, and the current state of the insurance industry. Intervening conditions involve financial resources, job conditions, and socio-cultural factors. Strategies identified include incentive policies, training and specialization, digitization, and strategic review. The outcomes highlight improved industry efficiency, better customer management, enhanced employee satisfaction, and stronger project management. Conclusion : The proposed model underscores the importance of continuous adaptation to technological change and market dynamics for success in the digital economy. Key recommendations include implementing automation systems, applying AI for personalized services, strengthening data security, and advancing digital communication channels. This model provides a strategic framework for insurance companies to enhance digital value creation, improve customer experience, and achieve sustainable growth in a competitive environment.
The Impact of User Digital Experience Management on Library Design and Architecture(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
International Journal of Digital Content Management, Vol. ۶, No. ۱۱, Spring & Summer ۲۰۲۵
312 - 333
حوزههای تخصصی:
Purpose : This study investigates the impact of managing users' digital experiences on library design and architecture.
Method : This applied research employed a mixed-methods approach, prioritizing qualitative data. Initially, data were collected and analyzed through focus groups with experts in digital transformation, IT, information science, and architecture. Subsequently, in the quantitative phase, 20 experts and library staff were selected and divided into four groups based on their expertise. Content Validity Index (CVI) exceeded 0.79 for all items, and reliability, measured by Cronbach's alpha, was 0.874. Data analysis involved descriptive statistics (frequency, percentage, mean) and inferential statistics (T-test for ordinal data).
Findings : The mean scores for component importance were above 3, while observance scores were below 3. The significant p-value (<0.05) confirms these differences are statistically meaningful. The "user's digital experience" component was highly important in designing entry, study, educational/collaborative, and administrative/technology spaces, but its implementation was low or average. The greatest alignment between importance and observance was found in "play/entertainment space," "website," and "educational/collaborative space." The "educational/collaborative space" and "website" were most influenced by the digital experience component.
Conclusion : Experts considered the user's digital experience component highly important for all library spaces except administrative areas. However, librarians at Allameh Tabataba'i University Library reported its implementation as low or average. Therefore, to align with evolving social needs in the digital era, fundamental changes in the design and architecture of library spaces are necessary.
ارائه مدل بازبینی کیفیت دارایی ها در بانک های ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های حسابداری و حسابرسی دوره ۳۲ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
870 - 892
حوزههای تخصصی:
هدف: بازبینی کیفیت دارایی ها، یکی از مباحث بنیادی در ادبیات حسابداری و بانکداری است که با ثبات مالی، کارآمدی سیاست های پولی و پایداری اقتصادی ارتباط مستقیمی دارد. در وضعیت کنونی، اقتصاد ایران که نظام مالی آن به شدت بانک محور است و بانک ها نقش اصلی در تجهیز و تخصیص منابع ایفا می کنند، بررسی و ارزیابی کیفیت دارایی ها اهمیتی دوچندان یافته است. مشکلات ساختاری، از جمله ناترازی ترازنامه ای و نقدینگی، رشد فزاینده تسهیلات غیرجاری، فشار تحریم ها و محدودیت های بین المللی، کارایی ضعیف در مدیریت ریسک و کسری سرمایه بانک ها، سبب شده است تا بازبینی کیفیت دارایی ها، به یکی از ضرورت های کلیدی برای ارتقای سلامت نظام بانکی کشور تبدیل شود. با وجود این، مرور مطالعات داخلی و خارجی نشان می دهد که تاکنون الگویی جامع و بومی برای بازبینی کیفیت دارایی های بانک های ایرانی ارائه نشده است. بنابراین، هدف اصلی پژوهش حاضر، طراحی و ارائه یک مدل یکپارچه و بومی برای بازبینی کیفیت دارایی ها در بانک های ایران و شناسایی عوامل کلیدی مؤثر بر این فرایند است. روش: روش پژوهش بر پایه رویکرد ترکیبی کیفی کمی بنا شده است. در مرحله نخست با مرور ادبیات نظری و تجربی و انجام مصاحبه های عمیق با خبرگان بانکی و دانشگاهی، ابعاد و شاخص های مؤثر بر کیفیت دارایی ها استخراج شد. سپس با بهره گیری از تکنیک دلفی فازی و نظر ۳۷ خبره بانکی، ۵۳ شاخص اولیه غربال و در نهایت، سه شاخص حذف و ۵۰ شاخص نهایی تثبیت شد. در مرحله دوم، مدل مفهومی پژوهش با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار اسمارت پی ال اس 3 براساس داده های حاصل از ۲۱۰ خبره بانکی آزمون شد. برای سنجش پایایی و روایی ابزارها، از آلفای کرونباخ، تحلیل عاملی تأییدی، شاخص های روایی همگرا و واگرا و آزمون های KMO و بارتلت استفاده شد که همگی نتایج قابل قبولی نشان دادند. همچنین برازش کلی مدل با شاخص GOF برابر با ۰/۶۶۴ و میانگین Communality برابر با ۰/۶۷۳ تأیید شد که گویای مناسب بودن مدل است. یافته ها: یافته های پژوهش بیانگر آن است که عوامل مؤثر بر بازبینی کیفیت دارایی های بانک ها را می توان در پنج بُعد اصلی شامل عوامل مالی، تسهیلاتی، نظارتی، اقتصاد کلان و نهادهای قانونی دسته بندی کرد. بررسی ضرایب مسیر و بارهای عاملی نشان داد که تمامی ابعاد و شاخص های شناسایی شده، بر کیفیت دارایی ها اثرگذارند؛ اما شدت و اهمیت آن ها متفاوت است. نتایج اولویت بندی نشان داد که مهم ترین بُعد مؤثر بر کیفیت دارایی های بانک های ایرانی، عوامل نظارتی است که شامل آموزش کارشناسان بانک در حوزه مدیریت ریسک، نظارت پس از اعطای تسهیلات، وجود نظام جامع اطلاعات و رتبه بندی مشتریان و ارزیابی دقیق وثایق می شود. پس از آن، به ترتیب عوامل مرتبط با نهادهای قانونی (مانند نقش سازمان بورس در ارتقای شفافیت، حسابرسی مستقل صورت های مالی و اصلاح قوانین مربوط به ورشکستگی)، عوامل کلان اقتصادی (از جمله نرخ تورم، تحریم ها، رکود و نرخ رشد تولید ناخالص داخلی)، عوامل تسهیلاتی (نظیر نسبت تسهیلات غیرجاری و مشکوک الوصول) و در نهایت عوامل مالی در رتبه های بعدی اهمیت قرار گرفتند. نتیجه گیری: نتیجه گیری کلی این پژوهش نشان می دهد که برای ارتقای کیفیت دارایی ها در بانک های ایرانی نمی توان به یک بُعد خاص بسنده کرد، بلکه لازم است مجموعه ای از اقدامات نظارتی، قانونی، اقتصادی و مدیریتی، به طور هم زمان به کار گرفته شود. با این حال، اولویت اصلی باید تقویت سازوکار های نظارتی درون بانکی و فرابانکی باشد؛ زیرا ضعف نظارت ریشه بسیاری از مشکلات بانکی ایران از جمله افزایش مطالبات غیرجاری و کاهش کارایی سرمایه است. افزون براین، یافته ها بیانگر آن است که سیاست گذاران اقتصادی و بانک مرکزی می توانند با اصلاح قوانین، تدوین استانداردهای شفاف ارزش گذاری دارایی ها، ارتقای سازوکارهای حسابرسی و اعمال نظارت مؤثرتر، در بهبود کیفیت دارایی ها نقش بسزایی ایفا کنند. از منظر کاربردی، مدل ارائه شده می تواند به عنوان ابزاری عملی برای مدیران بانک ها، نهادهای نظارتی و سیاست گذاران استفاده شود تا ضمن شناسایی ضعف ها و قوت های دارایی ها، مسیر اصلاحات بانکی در ایران تسهیل شود. در مجموع این پژوهش با ارائه مدلی جامع و بومی، گامی مهم در جهت ارتقای سلامت مالی بانک های ایران و تقویت ثبات اقتصادی کشور برداشته است.
انتقال دانش در حسابرسی و حق الزحمه حسابرسی با توجه به اثر تعدیلی تخصص حسابرس در صنعت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابرسی سال ۲۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۹۸
141 - 167
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی رابطه انتقال دانش در حسابرسی و حق الزحمه حسابرسی با توجه به اثر تعدیلی تخصص حسابرس در صنعت است. انتقال دانش بین موسسه های حسابرسی (انتقال دانش بیرونی) نیز موضوعی بود که در این پژوهش مورد توجه قرار گرفت؛ به این معنی که شباهت در سطح صنعت باعث غنی شدن محیط اطلاعاتی شرکت می شود و می تواند توانایی حسابرس در درک معامله های اقتصادی را افزایش دهد که در نتیجه بهای تمام شده در حسابرسی کاهش می یابد. در این پژوهش داده های شرکت های بورسی در بازه زمانی سال های 1391 تا 1401 استخراج و تحلیل شد. آزمون فرضیه ها با استفاده از داده های ترکیبی (شرکت-سال) از طریق نرم افزار استاتا نسخه 17 انجام گردید. نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها نشان داد انتقال دانش در حسابرسی و انتقال دانش بیرونی در حسابرسی با حق الزحمه حسابرسی رابطه معکوس و معنی دار دارد. علاوه بر این نتایج نشان داد تخصص حسابرس در صنعت، رابطه بین انتقال دانش در حسابرسی و حق الزحمه حسابرسی و همچنین رابطه بین انتقال دانش بیرونی در حسابرسی و حق الزحمه حسابرسی را تعدیل می کند.
تدوین الگوی عوامل موثر بر ارزیابی فرار مالیاتی شرکت ها در ایران با استفاده از روش نظریه پردازی داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله، شناسایی عوامل موثر بر فرار مالیاتی و تدوین الگوی نهایی مربوط به ارزیابی فرار مالیاتی شرکت ها در ایران با استفاده از اطلاعات حسابداری مدیریت شرکت و نظریه پردازی داده بنیاد است. روش پژوهش، روشی کیفی مبتنی بر نظریه پردازی داده بنیاد با کمک ابزار مصاحبه علمی، عمیق و ساختارنیافته خبرگان مالیاتی است که از طریق گام های کدگذاری سه مرحله ای باز، محوری و انتخابی، در سال 1400 انجام شده است. همچنین بخش ادبیات نظری پژوهش برمبنای مطالعه های کتابخانه ای، جمع آوری و تهیه گردیده است. جامعه آماری را خبرگان صاحب نظر مالیاتی از بین کارکنان وزارت امور اقتصادی و دارایی و استادان رشته حسابداری دانشگاهای دولتی و خبره در حوزه مالیات تشکیل داده اند. یافته های این پژوهش با استفاده از روش آنتروپی شانون به صورت آماری نشان داده شد. تحلیل یافته ها با استفاده از نرم افزار مکس کیودا صورت گرفته است. نتایج پژوهش عوامل علی، زمینه ای ،مداخله گر، راهبردها و پیامدها را نشان می دهد. به گونه خاص عوامل فردی، درون سازمانی، برون سازمانی، شرایط نامناسب اقتصادی و عوامل کیفیت اطلاعات حسابداری مدیریت به عنوان عوامل علی در ارزیابی ریسک فرارمالیاتی مشاهده گردید. با توجه به کدگذاری های انجام گرفته و الگوی تدوین شده راهبردهای زیر برای ارزیابی و کاهش ریسک فرارمالیاتی نیز مشخص شد: اجرای هرچه سریع تر پایانه فروشگاهی و سامانه مودیان برخط، توجه بیشتر به گزارشگری مالی بین المللی IFRS و استفاده از زبان گزارشگری مالی توسعه پذیر XBRL. الگوی نهایی ارائه شده برای جامعه نقش کاربردی داشته و پیامدهای مثبتی برای شرکت ها، استفاده کنندگان، دولت، مالیات ستان ها، اقتصاد و عموم مردم در بر دارد.
طراحی سبد بهینه محصول با ارزیابی تأمین کنندگان پایدار به روش ترکیبی تاپسیس و کوداس: مطالعه موردی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه تغییرات سریع فناوری، چرخه عمر کوتاه محصولات، فشار برای تغییر و رقابت مستمر جهانی، انتخاب صحیح کسب و کار و سبد محصولات را به امری استراتژیک تبدیل کرده است. شرکت ها باید سبد محصولات موجود خود را مطابق با تغییرات نیازمندی های مشتریان بهبود دهند تا زمان تولید، هزینه و ریسک های محصول در مقایسه با طراحی یک محصول جدید، کاهش یابد. با توجه به آنکه درصد بالایی از هزینه ها به خرید، تأمین و ارتباط با تأمین کنندگان اختصاص دارد، اگر شرکتی قادر به ارزیابی درست و مناسب تأمین کنندگان پایدار نباشد، در بلند مدت با مشکلات بسیاری مواجه می شود. هدف از این مقاله، طراحی سبد بهینه محصول با ارزیابی تأمین کنندگان پایدار شرکت پارس توان پرسام است که سازنده قطعات خودرویی است. ابتدا تأمین کنندگان پایدار ارزیابی می شوند و در نهایت با انتخاب تأمین کنندگان پایدار، سبد بهینه محصول برای پشتیبانی از تصمیمات مدیریتی و بهبود عملکرد تولید در صنایع خودروسازی پیشنهاد می شود. عوامل مربوط به موضوع با طراحی پرسش نامه (12 شاخص پایداری و 5 شاخص سبد) و مصاحبه خبرگی با 10 نفر از متخصصان در مجموعه شرکت پارس توان پرسام گردآوری و صحه گذاری شد؛ سپس انتخاب تأمین کنندگان پایدار شرکت با استفاده از تکنیک تاپسیس و طراحی سبد، با استفاده از تکنیک کوداس انجام شد. یافته های این تحقیق نشان می دهد شرکت مس کرمان، سبدی است که در شرایط بحرانی و حیاتی با تأمین کنندگان شرکت به صورت پایدار و مداوم، تولیدات شرکت را به کیفیت و سود و به حد مطلوب می رساند . برای شرکت، تأمین کننده مس باهنر کرمان، پایدارترین تأمین کننده در اولویت اول و شرکت قطعات آمیتیس با اولویت ششم، ناپایدارترین شناخته شد. در شاخص های قیمت، کیفیت، لجستیک معکوس، ضایعات و مسائل زیست محیطی، شرکت مس باهنر کرمان بهتر شناخته شد؛ اما از لحاظ فناوری، شرکت آمیتیس و تراش لیا بالاترند، ولی ریسک بیشتری هم دارند. رعایت مسائل زیست محیطی در شرکت نگین آلومینیوم، کمترین شناخته شد. همچنین بنا به شرایط بحرانی شرکت و بدون در نظر گرفتن سود و دیگر مزایا، تنها برای بقای سازمان سبد محصولات براساس نتایج حاصل از تکنیک کوداس، انواع بوش و بدنه پمپ در اولویت است. با توجه به نتایج به دست آمده در صنعت مطالعه شده، به منظور ارزیابی تأمین کنندگان پایدار در پروژه های صنعتی و مدیریت بهینه سبد محصول، توجه بیشتر به ابعاد اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی به صورت هم زمان و یکپارچه بسیار حائز اهمیت است.
تحلیل تأثیر فرهنگ شرکتی نافذ و تغییر ناگهانی مدیر عامل بر مقایسه پذیری صورت های مالی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرهنگ شرکتی نافذ از دو طریق می تواند بر مقایسه پذیری صورت های مالی اثر مثبت بگذارد. نخست با شفاف سازی اهداف و رویه های شرکت؛ و دوم، با کاهش انگیزه مدیران برای ارائه گزارشگری مالی نادرست. عامل دیگری که نقش کلیدی در عملکرد شرکت، کیفیت گزارش های مالی و در نهایت قابلیت مقایسه صورت های مالی دارد، نقش مدیر عامل و تغییر ناگهانی آن است. از این رو پژوهش حاضر به بررسی تأثیر فرهنگ شرکتی نافذ و تغییر ناگهانی مدیر عامل بر مقایسه پذیری صورت های مالی می پردازد. بدین منظور داده های 110 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، با استفاده از روش نمونه گیری حذفی، طی دوره زمانی 10 ساله (1393 تا 1402) تجزیه و تحلیل شده و فرضیه های پژوهش با استفاده از الگوی رگرسیون چند متغیره مبتنی بر داده های ترکیبی آزمون شده اند. نتایج برآورد مدل نشان می دهد که فرهنگ شرکتی نافذ، تأثیر مثبت و معناداری بر قابلیت مقایسه صورت های مالی دارد. یافته ها همچنین حاکی از آن است که با وجود تغییر ناگهانی مدیر عامل، فرهنگ شرکتی نافذ بر قابلیت مقایسه صورت های مالی تأثیر مثبت می گذارد. بطور کلی این پژوهش برمزایای فرهنگ شرکتی نافذ و قابلیت مقایسه صورت های مالی تأکید دارد. و مطابق با این استدلال می باشد که مدیران در شرکت هایی با فرهنگ شرکتی نافذ اقدامات فرصت طلبانه کمتری انجام می دهند و در نتیجه در مواجهه با رویدادهای اقتصادی مشابه، تصمیم گیری یکدست تر می شود. این چارچوب می تواند به توسعه و گسترش تحقیق در مورد نقش فرهنگ شرکتی نافذ در تأثیرگذاری بر رویه های حسابداری و کیفیت اطلاعات مالی کمک کند.
مدلسازی استوار مبتنی بر سناریو برای زنجیره تأمین سبز- تاب آور با در نظر گرفتن تأمین کننده پشتیبان و مکان یابی و تخصیص هاب (مطالعه موردی: صنعت خودرو)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت صنعتی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۸
120 - 157
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: اجرای الزامات زیست محیطی به همراه کاهش هزینه های لجستیکی، انتخاب تأمین کنندگان پایدار و مدیریت مناسب اختلالات، از جمله مسائل حیاتی و چالش برانگیز در مدیریت بهینه زنجیره تأمین به شمار می روند. این موضوعات به ویژه در صنایع حساس و با ماهیت پیچیده مانند صنعت خودرو اهمیت دوچندانی پیدا می کنند، چرا که این صنایع برای حفظ تداوم حیات، رقابت در بازارهای جهانی و رشد پایدار، ملزم به برنامه ریزی های دقیق، منسجم و کاربردی در سراسر زنجیره تأمین خود هستند. هدف اصلی این مطالعه ارائه یک مدل بهینه سازی چندهدفه و استوار، مبتنی بر سناریو است که قادر باشد شبکه ای سبز، تاب آور و انعطاف پذیر را با ویژگی های چند محصولی، چند دوره ای، چند مواد اولیه و چند سطحی طراحی کند و در عین حال، عدم قطعیت های موجود در عرضه و تقاضا را به طور مؤثری مدیریت نماید.
روش ها: مسائل مکان یابی و تخصیص هاب و سبز بودن تأمین کنندگان اصلی و پشتیبان در طراحی شبکه در نظر گرفته شدند. همچنین کاهش هزینه ها، برآوردن معیارهای محیط زیست و افزایش تاب آوری در اهداف و محدودیت های شبکه گنجانده شده است. برای مقابله با عدم قطعیت های عرضه و تقاضا، از رویکرد بهینه سازی استوار مبتنی بر سناریو استفاده شد. به منظور حل مسئله چندهدفه 10 مسئله کوچک و متوسط از طریق روش محدودیت اپسیلون تقویت شده و 10 مسأله بزرگ توسط الگوریتم های NSGAII و MOPSO حل گردید و نتایج حاصله از دیدگاه های مختلف ارزیابی و تحلیل شدند. پارامترهای الگوریتم های فراابتکاری بر اساس روش تاگوچی تعیین شدند. همچنین الگوریتم های فراابتکاری مورد استفاده بر اساس 5 معیار خطا، زمان، Diversity ، Spacing و MID با یکدیگر مقایسه شدند.
یافته ها: نتایج نشان می دهد که NSGAII الگوریتمی است که با توجه به معیارهای ارزیابی بهترین نتیجه را به دست می آورد. نتایج محاسباتی نشان می دهد که پیکربندی شبکه پیشنهادی می تواند به تقاضای مشتریان خود به شیوه ای سبز و تاب آور پاسخ دهد. یک مطالعه موردی در صنعت خودرو ارائه گردید تا مشخص شود چگونه مدل پیشنهادی می تواند نیازهای واقعی را پاسخ دهد. محل استقرار هاب ها، میزان تخصیص و مراکز توزیع مرتبط با آنها برای شرکت ایران خودرو در نظر گرفته شدند. در نهایت، تحلیل حساسیت بر اساس چندین پارامتر با اهمیت انجام شد و پیش بینی نتایج تشریح گردید.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی آلودگی انتشاریافته توسط اعضای زنجیره و هزینه های ثابت و متغیر مرتبط با اعضا که شامل هزینه قرارداد با تأمین کنندگان اصلی و پشتیبان، هزینه تأسیس هاب، هزینه تولید محصول و هزینه های انتقال بین اعضای زنجیره می باشد را به حداقل می رساند. همچنین به کارگیری تأمین کننده پشتیبان تا حد زیادی توانسته است تاب آوری زنجیره را در مقابله با اختلالات ارتقا دهد. شبکه طراحی شده تاب آوری شرکت ایران خودرو را در مقابل این اختلالات افزایش داده است و می تواند مدیران ارشد شرکت را به منظور ارتقای عملکرد زنجیره صنعت خودرو کمک نماید. بر اساس یافته های ما، اهمیت ظرفیت تأمین کنندگان و هاب ها بسیار برجسته است و اختلال در آنها سبب تغییر در راهبردهای شبکه می شود. مدل پیشنهادی ما می تواند شرکت ایران خودرو را در جهت دستیابی به برخی اهداف از قبیل عرضه به موقع محصولات منطبق با نیاز مشتری، استفاده بهینه از منابع، کاهش هزینه ها و افزایش تاب آوری کمک نماید.
کیفیت گزارشگری شرکت های سرمایه پذیر با عملکرد صندوق های سرمایه گذاری مشترک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بورس اوراق بهادار سال ۱۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۱
111 - 142
حوزههای تخصصی:
صندوق های سرمایه گذاری نقش مهمی در جمع آوری سرمایه های اندک دارند. آنها توسط ترکیب متنوع پرتفوی خود منجر به حداقل سازی ریسک و کسب بیشترین بازده می شوند. به همین سبب، شناخت عوامل موثر بر آنها اهمیت دارد. سرمایه گذاری در سهام یکی از مهمترین اقلام دارایی صندوق هاست که ضرورت پرداختن به کیفیت گزارشگری شرکت های پرتفوی را نمایان می سازد. در این پژوهش رابطه کیفیت گزارشگری مالی شرکت های پرتفوی سرمایه گذاری با عملکرد صندوق بررسی شد. بدین منظور از شاخص های نقدپذیری سود، کیفیت اقلام تعهدی و بهنگام بودن سود برای سنجش کیفیت گزارشگری مالی و از شاخص الفای جنسن برای سنجش عملکرد صندوق استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش صندوق های فعال و نمونه شامل 50 صندوق سرمایه گذاری طی سالهای 1396 الی 1399 بود که به روش سهمیه بندی انتخاب شد. داده های پژوهش به روش حداقل مربعات تعمیم یافته تحلیل شدند. یافته های پژوهش نشان داد نقدپذیری سود و بهنگام بودن سود شرکت ها به ترتیب رابطه منفی و مثبت با عملکرد صندوق دارند. این نتایج اهمیت انتشار بهنگام گزارش های مالی نمایان ساخته و نشان می دهد نقدینگی سود تاثیری در عملکرد صندوق ندارد. این موضوع می تواند در تعیین سیاست های گزارشگری مالی مورد توجه قرار گیرد.
ارائه مدلی از کیفیت زندگی کاری شاغلین در شرکت های فعال در بازار سرمایه مبتنی بر کاهش ریسک منابع انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بورس اوراق بهادار سال ۱۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۱
401 - 432
حوزههای تخصصی:
فعالیت در نهادهای مالی و بازار سرمایه، یکی از پر استرس ترین و حساس ترین شغل های دنیاست. با توجه به اهمیت نقش منابع انسانی در عملکرد و رویدادهای بازار سرمایه، پژوهش حاضر با هدف ارائه مدلی از کیفیت زندگی کاری مبتنی بر کاهش ریسک منابع انسانی در بازار سرمایه با روش توصیفی-پیمایشی صورت گرفته است. جامعه آماری این پژوهش 128 نفر از کارکنان شرکت های فعال در بازار سرمایه می باشند. جهت جمع آوری اطلاعات از تعداد سه پرسشنامه استفاده شد که همه پرسشنامه ها از روایی و پایایی لازم برخوردار بودند. تجزیه و تحلیل اطلاعات به روش های مدل تحلیل عاملی تاییدی و مدل مسیر با تکنیک مدل یابی معادلات ساختاری و بوسیله نرم افزارهای SPSS و SMART PLS، صورت گرفته است. نتایج پژوهش پس از شناسایی عوامل موثر بر کیفیت زندگی کاری و ریسک های منابع انسانی بیانگر آن است که ارتباط معکوس و معناداری بین کیفیت زندگی کاری و ریسک منابع انسانی وجود داشته و اثبات گردید که همه عوامل کیفیت زندگی کاری شناسایی شده، حداقل باعث کاهش یکی از ریسک های منابع انسانی در بازار سرمایه می شوند.