فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۵۸۱ تا ۱٬۶۰۰ مورد از کل ۵۸٬۸۵۴ مورد.
حوزههای تخصصی:
این تحقیق با روش تحقیق آمیخته، در گام اول که کیفی بود، مدل هوشمند سازی سازمانی با تمرکز بر اصلاح نظام اداری شناسایی شد و سپس در گام دوم اهمیت مولفه ها و ابعاد مشخص شد و نهایتاً مدل استخراج شده آزمون شد. با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۷ خبره ، مؤلفه های کلیدی هوشمندسازی سازمانی با تمرکز بر اصلاح نظام اداری شناسایی شد. پایایی پرسشنامه ها با آلفای کرونباخ و روایی با CVR تأیید شد. با نمونه گیری تصادفی از 333 مدیران و کارشناسان وزارت امور اقتصادی و دارایی و سازمانهای تابعه، مدل به دست آمده با نرم افزار Smart-PLS آزمون شد. حاصل تحلیل مضمون مصاحبه های انجام شده شناسایی 83 مولفه از متن مصاحبه های انجام شده بود، که این 83 مولفه در 8 مضمون اصلی خلاصه شدند. که عبارتند بودند از : 1- امنیت و شفافیت هوشمندسازی 2- انگیزش، توانمندسازی و مشارکت کارکنان 3- پیش نیازهای قانونی و حقوقی هوشمند سازی 4- تعیین اولویت و فرایندها هوشمند سازی 5- زیرساخت فناوری 6- مقاومت سازمانی 7- هماهنگی بین سازمانی در هوشمند سازی 8- یکپارچه سازی سامانه ای . متغیر مهم در مدل پیش نیازهای قانونی و حقوقی هوشمند سازی است که به عنوان پایه مدل در نظر گرفته شد. متغیر زیرساخت فناوری و یکپارچه سازی سامانه ها ی هوشمند سازی در این مدل به عنوان محور اصلی هوشمند سازی مدل عمل می کند. همچنین یکپارچه سازی سامانه ها و ادغام سامانه های پراکنده، شرط بهینه سازی فرایندها و کاهش موازی کاری است. همچنین متغیر هماهنگی بین سازمانی هوشمند سازی نقش ساز وکار همکاری را دارد. این متغیر هماهنگی بین بخشهای مختلف، یکپارچه سازی سامانه ها ی هوشمند سازی و کاهش موازی کاری را ممکن می سازد و به نوبه خود بر اصلاح نظام اداری تاثیرگذار است. از سویی انگیزش، توانمندسازی و مشارکت کارکنان به عنوان موتور محرکه تغییرات سازمانی عمل می کند. همچنین متغیر مقاومت سازمانی و فرهنگی به عنوان عامل بازدارنده یا تسهیل گر در مدل ظاهر می شود.
بررسی تاثیر اطلاعات بر تصمیم گیری هیات مدیره(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر بر اساس رویکرد زمینه ای و در راستای بررسی تاثیر اطلاعات ارائه شده به هیات مدیره جهت تصمیم گیری برای شرکت به انجام رسیده است.برای معتبر سازی تحقیق زمینه ای و در واقع به نوعی تمرین اولیه از یک نمونه پایلوت بهره گرفته شده است. علاوه بر مصاحبه ها از یادداشته های میدانی هم بهره گرفته شده که این یادداشت ها میدانی نیز ثبت و کدگذاری شد. این یادداشت ها در مجموع 64 کد با مجموع 64 منبع تولید شده و در بررسی های نهایی 64 کد و 261 منبع ایجاد کرد. مصاحبه پایلوت مشخص کرد که باید بیشتر بر گوش دادن در طول مصاحبه تمرکز کرده و اطمینان حاصل شود که کدگذاری در تحقیق به طور موثری انجام شده و روندها و فعالیت ها مورد بررسی قرار گرفته است. در این مقاله، فرض شده که چشم انداز "تخصیص تلاش" با نقش هیات مدیره و درک ریسک، در ارتباط هستند. بنابراین، با فرض صحت این موضع گیری فلسفی، باید نمادهایی در فرایندهای هیات مدیره وجود داشته باشد که به ما امکان می دهد تا درک درستی از چشم اندازها در "تخصیص تلاش" داشته باشیم. اگر همه اعضای هیات مدیره، درک مشترکی از نقش هیات مدیره شرکت و درک لازم در مورد ریسک داشته باشند، هیات مدیره به عنوان درک گروهی از ریسک و درک سازمان از ریسک، عینیت می یابد. در آن صورت "تخصیص تلاش"،تجلی آشکار عدم انطباق بین اعضای هیات مدیره یا در رابطه با درک نقش آن ها یا ریسک ناشی این مسئله خواهد بود.
الگوی کیفیت زندگی کاری کارکنان شهرداری، مورد مطالعه: شهرداری زنجان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مدیریت منابع سازمانی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
139 - 167
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف طراحی و تبیین الگوی کیفیت زندگی کاری کارکنان شهرداری زنجان با بهره گیری از نظریه زمینه بنیاد انجام شد تا از یک طرف به تعلق خاطر و از طرف دیگر به افزایش سطح عملکرد آنها توجه جدی شود. داده ها به صورت کیفی و با انجام مصاحبه نیمه ساختاریافته با 16 نفر از کارکنان و مدیران شهرداری زنجان که حائز شرایط معیارهای عمومی و اختصاصی پژوهش بودند، گردآوری شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کد گذاری انتخابی انجام شد. در نهایت 54 مفهوم در قالب 14 مقوله جدید به نام «شایسته سالاری»، «غنی سازی شغلی»، «فرصت پیشرفت»، «توسعه حرفه ای»، «قانون مداری»، «مدیریت عملکرد»، «همبستگی»، «مدیریت فرایند»، «محیط کار استاندارد»، «عدالت پرداخت»، «شفافیت و ثبات مالی»، «منابع و امکانات»، «اداره سالم»، «شایستگی و مسئولیت اجتماعی» برای ساخت الگوی کیفیت زندگی کاری کارکنان شهرداری زنجان به دست آمد. نتایج نشان داد که «شایسته سالاری» موضوعی محوری در بهبود کیفیت زندگی کاری کارکنان شهرداری زنجان است.
اثر مسئولیت اجتماعی بر رابطه سرمایه گذاری، تامین مالی و عملکرد شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تجربی حسابداری سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۶
271-298
حوزههای تخصصی:
امروزه هدف سازمان ها محدود به حداکثرسازی سود و رفاه نیست بلکه لازم است به محیط پیرامون خود نیز توجه ویژه ای داشته باشند. پاسخ درخور سازمان ها به این مهم، توجه به الزامات قانونی، اخلاقی و محیطی است که از آن به عنوان مسئولیت های اجتماعی شرکت یاد می شود. هدف پژوهش حاضر بررسی اثر مسولیت اجتماعی شرکت ها بر ارتباط سرمایه گذاری و عملکرد و همچنین تامین مالی خارج از شرکت و عملکرد می باشد. بدین منظور تعداد 127 شرکت از شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار بعنوان نمونه تحقیق انتخاب و اثر مسئولیت اجتماعی بر ارتباط متغیر های ذکر شده در دوره زمانی 1395-1402 مورد آزمون قرار گرفت. برای آزمون فرضیه ها از تحلیل رگرسیون به روش داده های ترکیبی استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که مسئولیت اجتماعی شرکت ها بر ارتباط سرمایه گذاری و عملکرد اثر تعدیل کنندگی دارد؛ لکن فرضیه ای که بیان می کند اثر تعدیلی مسئولیت اجتماعی بر ارتباط سرمایه گذاری و عملکرد در شرکت های دارای مازاد منابع مالی(منابع بلا استفاده) کمتر است، مورد تایید قرار نگرفت. بر اساس نتیجه دیگر تحقیق، مسئولیت اجتماعی بر ارتباط تامین مالی از خارج شرکت و عملکرد مالی اثر تعدیل کنندگی دارد؛ لذا می توان نتیجه گرفت در شرکت های مسئولیت پذیر اجتماعی، سرمایه گذاری ها بیشتر به وجه نقد تولید شده در داخل شرکت وابسته است تا به تامین مالی خارج از شرکت. این پژوهش به درک مدیران شرکت ها نسبت به اثر سیاست های مسئولیت اجتماعی در دستیابی به عملکرد مالی بهتر در بلندمدت کمک خواهد کرد. به مدیران توصیه می شود به گزارشگری مسئولیت اجتماعی که پل ارتباطی بین واحد تجاری و ذینفعان متعدد است، توجه ویژه ای معطوف دارند.
پیامدهای به کارگیری هوش مصنوعی در حسابداری مدیریت در حوزه تجارت الکترونیک: مقایسه فرصت ها، تهدیدها، نقاط ضعف و قوت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تجربی حسابداری سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۷
177-210
حوزههای تخصصی:
در عصر حاضر، هوش مصنوعی نقش مهمی در حسابداری مدیریت ایفا می کند که دارای مزایا و مخاطراتی است. هدف این پژوهش، بررسی پیامدهای به کارگیری هوش مصنوعی در حسابداری مدیریت شرکت های حوزه تجارت الکترونیک از منظر ماتریس S.W.O.T است. پژوهش حاضر از طریق راهبرد تحلیلی و با استفاده از صورت های مالی سال 1402، اطلاعات موجود در سایت و مفاهیم حسابداری مدیریت به ارائه مصداق های عملی و پیامدهای این فناوری در حسابداری مدیریت شرکت های این صنعت پرداخته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که نقاط قوت هوش مصنوعی پیامدهایی همچون بهینه سازی موجودی، جذب مشتری و کاهش هزینه ها از طریق پیش بینی تقاضا را به ارمغان می آورد. پیامدهای ناشی از نقاط ضعف این فناوری شامل شکست در تصمیم سازی به دلیل نظرات ساختگی کاربران، داده های ناقص و سوگیری است. پیامدهای ناشی از فرصت های هوش مصنوعی شامل بهبود فرآیند قیمت گذاری و افزایش رضایت مشتریان از طریق جمع آوری داده های رقبا، پیش بینی تقاضای بازار، ارائه پیشنهاد بر اساس تاریخچه خرید مشتری و هم چنین بهبود جایگاه حرفه ای حسابداران مدیریت از طریق بهبود تحلیل ها است. پیامدهای ناشی از تهدیدهای این فناوری نیز شامل غفلت از تغییرات ناگهانی بازار، افشای اطلاعات محرمانه، از دست رفتن جایگاه پرسنل در بازار کار و تاثیر منفی بر جو سازمان است. لذا علی رغم پیامدهای مثبت، هوش مصنوعی می تواند پیامدهای منفی را نیز برای حسابداری مدیریت در شرکت های حوزه تجارت الکترونیک به همراه داشته باشد. یافته های این پژوهش به ادراک حسابداران مدیریت شرکت های حوزه تجارت الکترونیک نسبت به پیامدهای به کارگیری این فناوری افزوده است.
بررسی تاثیر مالی سازی شرکت بر کارایی سرمایه گذاری بر اساس نقش تعدیل کننده محدودیت های تامین مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی این مسئله که آیا مالی سازی شرکت ها تاثیری بر کارایی سرمایه گذاری آن ها دارد و این تاثیر چگونه توسط محدودیت های تامین مالی شرکت ها تعدیل می شود، ضرورتی است که نیاز به مطالعه بیشتر دارد. لذا هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی تاثیر مالی سازی شرکت بر کارایی سرمایه گذاری براساس نقش تعدیل کننده محدودیت های تامین مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. بررسی تأثیر مالی سازی بر کارایی سرمایه گذاری با در نظر گرفتن نقش تعدیل کننده محدودیت های تأمین مالی، به شرکت ها این امکان را می دهد تا بهره وری بهینه تری از منابع مالی خود داشته و عملکردشان را به طور قابل توجهی ارتقا دهند. شناخت این تأثیرات می تواند راهنمای مؤثری برای شرکت ها در بهبود مدیریت مالی و تصمیم گیری های سرمایه گذاری باشد. جهت انجام این پژوهش تعداد 143 شرکت برای یک دوره زمانی 10 ساله، بین سال های 1391 تا 1400 در بورس اوراق بهادار تهران به عنوان نمونه آماری بررسی گردید. فرضیه های پژوهش با استفاده از روش رگرسیون پانل دیتا و رگرسیون داده های ترکیبی در نرم افزار EViews10 تجزیه و تحلیل گردید. نتایج حاصل از تحلیل فرضیه ها با استفاده از روش تخمین حداقل مربعات تعمیم یافته نشان داد که مالی سازی شرکت بر کارایی سرمایه گذاری تاثیر مثبت و معنی داری دارد. محدودیت های تامین مالی در رابطه میان مالی سازی شرکت و کارایی سرمایه گذاری تاثیر منفی و معنی داری دارد.
Investigating the Relationship between Social Responsibility and Firm Performance: The Moderating Effect of Financial Leverage(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Journal of Emerging Technologies in Accounting, Auditing and Finance,Vol. ۳, No ۲, Summer ۲۰۲۵
47-59
حوزههای تخصصی:
Objectives: This study aims to examine the relationship between corporate social responsibility (CSR) and firm performance, focusing on the moderating effect of financial leverage among firms listed on the Tehran Stock Exchange (TSE). CSR is viewed as a strategic managerial decision through which organizations address social and environmental issues to generate a positive impact beyond their boundaries. Methodology/Design/Approach: The study is applied in nature and adopts a causal (ex post facto) correlational design. The statistical population includes all firms listed on the TSE, from which 134 firms were selected using the systematic elimination sampling method. The research covers a ten-year period from 2015 to 2024. The study employed multiple regression analysis to test the proposed hypotheses. Findings: The results indicate a direct and significant relationship between CSR and financial performance. Moreover, financial leverage moderates this relationship, suggesting that higher debt levels can weaken or even reverse the positive impact of CSR on firm performance. Thus, while CSR contributes to enhanced firm performance, excessive leverage increases financial risk and alters this positive association. Innovation: This study contributes to the growing body of literature on CSR by providing empirical evidence from an emerging market context. It highlights how financial leverage—representing a firm’s financial risk—can shape the effectiveness of CSR in driving financial outcomes. The findings offer practical insights for managers and policymakers seeking to balance social commitments with sound financial strategies to ensure sustainable performance.
عوامل موثر بر شایستگی های مربیگری با رویکرد تیمی در میان شرکت های دانش بنیان پارک های علم و فناوری تهران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
این تحقیق در راستای بررسی عوامل موثر بر شایستگی های مربیگری با رویکرد تیمی در شرکت های دانش بنیان پارک های علم و فناوری تهران انجام شده است. روش تحقیق به کار گرفته شده در این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر نوع داده ها کمی و از نظر نحوه گردآوری داده ها، توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری این تحقیق عبارت از کلیه کارکنان شرکت های دانش بنیان پارک های علم و فناوری تهران می باشند که تعداد آنها حدودا 1500 نفر می باشد. روش نمونه گیری در این پژوهش روش نمونه گیری ساده می باشد. از جامعه آماری مذکور با توجه به ضوابط نمونه گیری (براساس شیوه نمونه گیری مندرج در جدول مورگان ( تعداد 308 نفر به عنوان نمونه تحقیق انتخاب شده و سپس با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته در 4 بعد و 32 گویه تنظیم براساس مقیاس پنج گزینه ای لیکرت، و گویه های مستخرجه در نمونه آماری تحقیق مورد پرسش قرار گرفته است. در بخش آمار توصیفی نیز، توصیف داده ها در دو بخش متغیرهای زمینه ای و متغیر های اصلی ارائه گردیده و در بخش آمار استنباطی، جهت بررسی فرضیه ها از آزمون همبستگی پیرسون استفاده شده است. با توجه به داده های تحقیق می توان گفت، (منش اخلاقی، رهبری، دانش، ویژگی های شخصیتی، مهارت های مربیگری، مهارت های ارتباطی و مهارت های مدیریت) بر شایستگی های مربیگری با رویکرد تیمی در شرکت های دانش بنیان پارک های علم و فناوری تهران اثر مثبت و معنی داری دارد.
محاسبه بهای تمام شده تحصیل دانشجویان رشته های مختلف دانشگاه فرماندهی و ستاد آجا (رویکرد هزینه یابی بر مبنای فعالیت)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون نظامی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۲
91 - 123
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف محاسبه بهای تمام شده تحصیل دانشجویان رشته های مختلف دانشگاه فرماندهی و ستاد آجا در چهار دانشکده این دانشگاه، با استفاده از رویکرد هزینه یابی بر مبنای فعالیت، انجام شده است. روش شناسی: برای محاسبه بهای تمام شده، هزینه های مستقیم به طور مستقیم به رشته های تحصیلی تخصیص داده شدند و هزینه های غیرمستقیم (سربار) از طریق رویکرد هزینه یابی بر مبنای فعالیت تخصیص یافتند. داده های پژوهش، شامل هزینه ها و محرک های تخصیص سربار، با استفاده از روش های آرشیوی و پیمایشی (مصاحبه) گردآوری شدند. این داده ها مربوط به سال تحصیلی ۱۴۰۱-۱۴۰۲ هستند. یافته ها: بر مبنای یافته ها، بهای تمام شده تحصیل دانشجویان در پانزده رشته کارشناسی ارشد و دو رشته دکتری در سطح چهار دانشکده این محاسبه شد. همچنین سهم و درصد هزینه های مستقیم و غیرمستقیم (سربار) نسبت به بهای تمام شده کل برای هر رشته مشخص گردید. نتیجه گیری: جایگزینی رویکرد هزینه یابی بر مبنای فعالیت به جای روش های سنتی محاسبه بهای تمام شده، به مدیران دانشگاه کمک می کند تا تصمیمات مدیریتی دقیق تری اتخاذ کرده و زمینه ساز اجرای اثربخش بودجه ریزی عملیاتی شوند.
پیش بینی ریسک مالی شرکت ها بر اساس الگوریتم ترکیبی یادگیری عمیق FA-PSO-LSTM(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با توجه به لزوم نظارت مستمر یر داده های مالی و با تمرکز بر الگوریتم های هوش مصنوعی طی یک مطالعه تجربی و میدانی و با استفاده از با استفاده از یک مدل جدید مورد، داده های شرکت های فعال در سه صنعت فلزات اساسی، خودروسازی و فرآورده های نفتی را در یک بازه زمانی ده ساله موردارزیابی دقیق قرار داده است. پس از تعیین عوامل موثر مالی حاصل از تحلیل عاملی، از خطای میانگین مربعات و مقادیر پیش بینی شده شبکه عصبی LSTM جهت بهینه سازی تابع الگوریتم ازدحام ذرات و بهینه سازی نرخ یادگیری و تعداد لایه های پنهان شبکه های عصبی استفاده گردید. مدل یادگیری عمیق FA-PSO-LSTM مورد استفاده یک مدل ابتکاری و نسبتا جدید است که از مزایای شبکه LSTM در پردازش سری های زمانی به طور کامل می تواند بهره مند شده و به تکامل نطریه پردازی در این خصوص منتهی شود. نتایج حاکی از آن است که مدل پیشنهادی در صنعت فرآورده های نفتی با دقت بالا ریسک مالی را پیش بینی نموده و اهمیت متغیرهایی چون نقدینگی، جریان نقدی و سودآوری را برجسته ساخته است. در صنعت خودروسازی، شاخص هایی مانند نقدینگی، ظرفیت عملیاتی و توسعه پایدار اثرگذارتر بودند، در حالی که در صنعت فلزات اساسی بیشترین ثبات داده ها مشاهده و بهترین عملکرد مدل ثبت شد.در مجموع، متغیرهای نقدینگی، سودآوری، جریان نقدی، ظرفیت عملیاتی و قابلیت توسعه به عنوان عوامل کلیدی مشترک ریسک شناسایی گردیدند همچنین مشخص شد که که مدل پیشنهادی در مقایسه با روش های سنتی و سایر الگوریتم ها، دقت و کارایی بالاتری دارد.
طراحی مدل بکارگیری هوش مصنوعی در یادگیری دانش آموزان مقطع ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت و چشم انداز آموزش دوره ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۴)
443 - 467
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل بکارگیری هوش مصنوعی در یادگیری دانشآموزان مقطع ابتدایی انجام شد. این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از منظر نوع دادهها، ترکیبی و اکتشافی بود؛ به گونهای که بخش کیفی به روش گرندد تئوری پارادایمی و بخش کمی به روش پیمایشی انجام شد. مشارکتکنندگان در بخش کیفی شامل خبرگان و صاحبنظران دانشگاهی و وزارت آموزش و پرورش بودند که با نمونهگیری آگاهانه و روش گلوله برفی انتخاب شدند، و در بخش کمی، مدیران آموزش و پرورش و مدیران مدارس ابتدایی شهر تهران به تعداد ۳۱۹ نفر بر اساس فرمول کوکران تعیین شدند. جمعآوری دادهها در هر دو بخش به روش میدانی انجام شد؛ در بخش کیفی از مصاحبههای نیمهساختاریافته و در بخش کمی از پرسشنامه محققساخته استفاده گردید. روایی و پایایی ابزارها در هر دو بخش تأیید شد. تحلیل دادههای کیفی با کدگذاری نظری و دادههای کمی با تحلیل عاملی تأییدی انجام گرفت. یافتهها نشان داد که مدل بکارگیری هوش مصنوعی شامل ۱۹ مؤلفه و ۱۰۶ شاخص در قالب شش بعد مدل پارادایمی است. در این مدل، پدیده محوری شامل غنیسازی یادگیری و فردیسازی یادگیری، عوامل علی شامل زیرساختهای فنی، پشتیبانی هوشمند و رشد تکنولوژی در خانواده، عوامل زمینهای شامل مدیریت یادگیری، محتوای یادگیری و توانمندیهای معلمان، عوامل مداخلهگر شامل اخلاق، امنیت اطلاعات و تکنولوژی آموزشی، راهبردها شامل شخصیسازی آموزش، بازخورد، ارزشیابی هوشمند، کیفیسازی محتوا و دستیار یادگیری و پیامدها شامل یادگیری عمیق، بهبود کارایی معلم، ارزشیابی باکیفیت و نوآوری آموزشی هستند. در نهایت، مدل به دست آمده در بخش کمی با تحلیل عاملی تأییدی سنجش شد و شاخصهای برازش نشان از تأیید مدل داشتند.
بررسی رابطه بین اشتیاق تحصیلی و جابکی یادگیری با عملکرد تحصیلی و اثر میانجی رفتارهای نوآورانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین اشتیاق تحصیلی و جابکی یادگیری با عملکرد تحصیلی و اثر میانجی رفتارهای نوآورانه به روش توصیفی و از نوع همبستگی انجام شد. جامعه آماری این پژوهش، دانش آموزان دختر مقطع ابتدایی شهرستان سلسله در سال تحصیلی 1401-1402 می باشد که با توجه به جدول مورگان 247 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب گردیدند. برای گردآوری اطلاعات از سه پرسشنامه شامل پرسشنامه رفتارهای نواورانه تسای (2011)، پرسشنامه چابکی یادگیری کراوت و کالدول (2016) ، پرسشنامه اشتیاق تحصیلی فریدل و پاریس (2005) و پرسشنامه عملکرد تحصیلی فام و تیلور (EPT) استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار آماریSpss ونرم افزارLisrel و از روشهای آماری توصیفی شامل (جدول فراوانی، درصد فراوانی، افراد نمونه مورد پژوهش و نمودارهای مربوطه ) و ب) برای تجزیه و تحلیل فرضیه های پژوهش و جهت مقایسه وضعیت متغیرها از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه ، مدل سازی معادله های ساختاری استفاده گردید. نتایج نشان داد بین اشتیاق تحصیلی با عملکرد تحصیلی، 2بین چابکی یادگیری با عملکرد تحصیلی، بین رفتارهای نوآورانه با عملکرد تحصیلی رابطه معنادار وجود دارد. ابعاد اشتیاق تحصیلی توان پیش بینی عملکرد تحصیلی، ابعاد چابکی یادگیری توان پیش بینی عملکرد تحصیلی و ابعاد رفتارهای نوآورانه توان پیش بینی عملکرد تحصیلی را داراست. بین نظرات پاسخگویان بر حسب عوامل دموگرافیک در متغیر اشتیاق تحصیلی، چابکی یادگیری، رفتارهای نوآورانه و عملکرد تحصیلی تفاوت معنادار وجود ندارد. همچنین بین اشتیاق تحصیلی، چابکی یادگیری، رفتارهای نوآورانه و عملکرد تحصیلی روابط علی وجود دارد.
واکاوی ابعاد و مؤلفه های شایستگی مدیران در سازمان های دولتی مبتنی بر الگوی کوه یخ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت و چشم انداز آموزش دوره ۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۲۵)
165 - 191
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش واکاوی ابعاد و مؤلفه های شایستگی مدیران در سازمان های دولتی مبتنی بر الگوی کوه یخ می باشد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی می باشد، این پژوهش از نظر نحوه جمع آوری اطلاعات، توصیفی - پیمایشی و با روش کیفی دومرحله ای انجام شد. در ابتدا با استفاده از روش مرور نظام مند مبانی نظری 37 مقاله مورد بررسی قرار گرفت و ابعاد و مؤلفه های اولیه شایستگی مدیران سازمان های دولتی مشخص گردید، سپس برای تأیید و تکمیل عوامل شناسایی شده در مرحله اول، با 8 نفر از خبرگان دانشگاهی و حرفه ای درحوزه شایستگی های مدیران که با نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند، مصاحبه حضوری انجام شد. برای تجزیه و تحلیل یافته ها ابتدا از روش فراترکیب ابعاد و مولفه ها شناسایی شدند و سپس از روش تحلیل مضمون و نرم افزار Nvivo استفاده شد. نتایج نشان داد پس از ادغام 30 مؤلفه گوناگون به عنوان مؤلفه های شایستگی مدیران سازمان های دولتی شناسایی و در قالب 5 بُعد اصلی الگوی کوه یخ شایستگی یعنی دانش (با 4 مؤلفه)، مهارت (11 مؤلفه)، خودانگاره (3 مؤلفه)، ویژگی های شخصیتی (9 مؤلفه) و محرک ها (3 مؤلفه) طبقه بندی شدند. استفاده از یک الگو و چارچوب شایستگی مناسب جهت گزینش، پرورش و ارزیابی مدیران سازمان های دولتی زمینه ساز توسعه در سطح سازمانی و ملی است.
رتبه بندی استان های ایران بر پایه پتانسیل توسعه شرکت های دانش بنیان با استفاده از مدل ویکور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت نوآوری و راهبردهای عملیاتی سال ۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
445 - 467
حوزههای تخصصی:
هدف: در دهه های اخیر، شرکت های دانش بنیان به عنوان موتور محرک اقتصاد دانش محور و توسعه پایدار شناخته شده اند. در ایران نیز باوجود رشد قابل توجه این شرکت ها، توزیع نامتوازن منابع و تمرکز فعالیت ها در چند استان خاص، چالشی اساسی در مسیر توسعه متوازن منطقه ای محسوب می شود. این پژوهش با هدف رتبه بندی استان های ایران بر پایه پتانسیل توسعه شرکت های دانش بنیان انجام شده است. روش شناسی پژوهش: برای دستیابی به این هدف، 5 معیار اصلی و ۱۲ شاخص کمی انتخاب شدند که اعتبارسنجی و ارزیابی اهمیت آن ها از طریق مصاحبه با 12 نفر از صاحب نظران و تکمیل پرسش نامه انجام گرفت. جهت تحلیل داده ها از روش تصمیم گیری چندمعیاره ویکور و تکنیک آنتروپی شانون استفاده شد. جامعه آماری پژوهش شامل ۳۱ استان کشور بود. یافته ها : یافته ها نشان داد که استان های تهران، خراسان رضوی، اصفهان، البرز و خوزستان به ترتیب بالاترین رتبه ها را از نظر پتانسیل توسعه شرکت های دانش بنیان کسب کردند. در مقابل، استان های کهکیلویه و بویراحمد، خراسان جنوبی و ایلام در پایین ترین رتبه ها قرار گرفتند. این نتایج بیانگر شکاف عمیق بین استان ها در دسترسی به زیرساخت های علمی، اقتصادی و فناورانه است. نتیجه گیری کلی پژوهش بر لزوم طراحی سیاست های حمایتی مبتنی بر پتانسیل منطقه ای تاکید دارد. اصالت/ارزش افزوده علمی: پیشنهاد می شود نهاد سیاست گذار با ارایه تسهیلات هدفمند به استان های محروم، تقویت پارک های علم و فناوری و بهبود ارتباط دانشگاه با صنعت، گام های موثری در کاهش نابرابری های منطقه ای بردارد. این مطالعه با به کارگیری مدل ویکور، می تواند به سیاست گذاران در تخصیص بهینه منابع و کاهش شکاف های توسعه ای کمک کند.
بررسی چالش ها و فرصت های بازاریابی در بازارهای درحال توسعه محصولات حلال به عنوان اقتصادهای نوظهور اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه بازرگانی سال ۲۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۱۶
42 - 70
حوزههای تخصصی:
اقتصادهای نوظهور اسلامی با جمعیت گسترده و نرخ رشد اقتصادی بالا، بازارهای مهمی برای توسعه صنعت محصولات حلال به شمار میروند. این پژوهش به بررسی چالشها و فرصتهای بازاریابی این محصولات در بازارهای درحالتوسعه پرداخته و استراتژیهای بهینه را ارائه میدهد. این مطالعه از رویکرد کیفی بهره گرفته و با استفاده از تحلیل مصاحبههای عمیق با متخصصان صنعت، بررسی دادههای ثانویه و تحلیل گزارشهای صنعتی، اطلاعات جامعی درباره روندها، چالشها و فرصتهای موجود در این بازارها گردآوری کرده است. تحلیل دادهها با استفاده از روش نظریه دادهبنیاد و نرمافزار MAXQDA انجام شده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که مهمترین چالشهای بازاریابی محصولات حلال در اقتصادهای نوظهور شامل عدم هماهنگی استانداردهای حلال، ضعف زیرساختهای لجستیکی، مشکلات بازاریابی دیجیتال و رقابت برندهای بینالمللی است. درعینحال، فرصتهای مهمی نظیر رشد تجارت الکترونیک، توسعه سرمایهگذاریهای بینالمللی، افزایش تقاضای جهانی برای محصولات حلال و ظهور فناوریهای نوین در صنعت حلال شناسایی شد. طبق نتایج پژوهش، توسعه استراتژیهای بازاریابی مؤثر از طریق استانداردسازی گواهینامههای حلال، تقویت شبکههای توزیع، استفاده از فناوریهای دیجیتال و گسترش همکاریهای بینالمللی میتواند به افزایش سهم بازار برندهای حلال در اقتصادهای نوظهور کمک کند. این پژوهش راهکارهایی برای تقویت حضور محصولات حلال در بازارهای جهانی ارائه میدهد که میتواند به سیاستگذاران و فعالان اقتصادی در این صنعت کمک کند.
توسعه و تحول در ابزارهای تامین مالی اسلامی در نظام بانکی کشور
حوزههای تخصصی:
در نظام بانکداری اسلامی، انطباق با شریعت یکی از ارکان بنیادین توسعه محصول محسوب می شود. طراحی محصولات مالی اسلامی باید به گونه ای باشد که در عین پاسخگویی به نیازهای اقتصادی بازار، با اصول فقهی مانند ممنوعیت ربا، غرر، میسر، ظلم و اشیای غیرمجاز نیز مطابقت داشته باشد. این فرآیند مستلزم نظارت دقیق هیئت های شریعت و انجام حسابرسی های منظم شرعی است تا از یکپارچگی فقهی و اخلاقی محصولات اطمینان حاصل شود. با این حال، شباهت ساختاری برخی محصولات اسلامی به ابزارهای متعارف، انتقادات قابل توجهی در سطح نظری و اجرایی به همراه داشته است. در این مقاله، ضمن مرور دیدگاه های انتقادی نسبت به تقلید از ساختارهای متعارف، بر ضرورت توسعه چارچوب های نظارتی و نوآوری فقهی تأکید می شود. همچنین نقش حیاتی هیئت های نظارت شریعت و مدیریت بانک ها در همسوسازی بین الزامات شرعی و انتظارات بازار بررسی شده است. یافته ها نشان می دهد که پایبندی مؤثر به اصول شریعت، نه تنها ضامن مشروعیت محصولات، بلکه موجب اعتماد مشتریان و تمایز راهبردی بانک های اسلامی در بازار رقابتی امروز است.
کاربرد فناوری های نوین در مدیریت شهری
حوزههای تخصصی:
فناوری های نوین به ویژه در زمینه های هوش مصنوعی، اینترنت اشیاء (IoT)، داده های کلان (Big Data) و سیستم های اطلاعات جغرافیایی (GIS) به سرعت به بخش های مختلف مدیریت شهری وارد شده اند و موجب تحولات چشمگیری در بهبود کارایی، پایداری و کیفیت زندگی شهری شده اند. استفاده از این فناوری ها در مدیریت منابع شهری، برنامه ریزی حمل ونقل، مدیریت بحران، بهبود خدمات عمومی و توسعه پایدار از جمله مزایای بارز آن ها به شمار می آید. در این مقاله به بررسی کاربردهای مختلف فناوری های نوین در حوزه های مختلف مدیریت شهری پرداخته شده و چالش ها و فرصت های پیش روی آن ها مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد. پژوهش نشان می دهد که استفاده از فناوری های نوین می تواند به مدیران شهری در اتخاذ تصمیمات آگاهانه تر، کاهش هزینه ها، و بهینه سازی منابع کمک کند، اما نیاز به زیرساخت های مناسب و مشارکت شهروندان برای بهره برداری حداکثری از این فناوری ها امری ضروری است. این مطالعه همچنین به نقش دولت ها و نهادهای محلی در تسهیل و پیاده سازی این فناوری ها اشاره دارد.
ارائه مدل شاخص های بهبود بهره وری مدیران سازمان های ورزشی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف ارائه مدلی جامع برای شناسایی شاخص های بهبود بهره وری مدیران سازمان های ورزشی جمهوری اسلامی ایران انجام شد. این مطالعه با روش تحقیق آمیخته (کیفی-کمی) در دو مرحله صورت گرفت. در بخش کیفی، از تحلیل تماتیک با رویکرد شبکه مضامین آتراید-استرلینگ استفاده شد. جامعه آماری بخش کیفی را مدیران وزارت ورزش و کمیته ملی المپیک، مدیران کل ورزش و جوانان استان ها، مدیران فدراسیون های ورزشی، رؤسای هیئت های ورزشی استانی و مدیران ادارات ورزش و جوانان شهرستان ها تشکیل دادند و مصاحبه با 13 نفر انجام و داده ها به دقت تحلیل گردید. در بخش کمی، پرسشنامه میان 350 مدیر سازمان های ورزشی توزیع و با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری، پنج عامل کلیدی شناسایی شد: توسعه رفتار سازمانی، توسعه علمی-پژوهشی، توسعه حمایت های محیطی، توسعه ویژگی های شخصیتی و توسعه مهارت های فردی. نتایج نشان داد تمامی این عوامل تأثیر معناداری بر بهره وری مدیران دارند. سازمان های ورزشی با طراحی برنامه های جامع توانمندسازی، بر این پنج محور تمرکز کرده و از رویکرد سلیقه ای در انتصاب مدیران به سمت گزینش مبتنی بر شایستگی حرکت کنند تا زمینه ارتقای بهره وری و نوآوری در مدیریت ورزشی فراهم شود. همچنین یافته های این پژوهش نشان می دهد که عوامل متعددی در بهبود بهره وری مدیران نقش دارند و توجه به تمامی این عوامل می تواند به ارتقای سطح کیفی مدیریت ورزشی کشور کمک نماید.
پیروزی در جنگ نرم: مطالعه عمیق اندیشه رهبر جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت نظامی سال ۲۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹۸
167 - 193
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف این پژوهش توصیف و نظم دهی مفهومی جنگ نرم در اندیشه رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران، آیت الله خامنه ای است. روش: روش انجام این پژوهش کیفی و از نوع نظریه زمینه ای (داده بنیاد) است. یافته ها: طراحی الگوی «نظام مند» اندیشه رهبر انقلاب اسلامی ایران با محوریت جنگ نرم و شناسایی و استخراج مفاهیم و مقوله های مرتبط با جنگ نرم در منظومه اندیشه های دفاعی رهبر انقلاب اسلامی ایران. نتیجه گیری: جنگ نرم در اندیشه رهبر انقلاب اسلامی دارای شرایط زمینه ای خاصی است و در بستر و عرصه ای با ویژگی های منحصر به فرد به وقوع می پیوندد. این جنگ گسترده و عمیق و تمام عیار، وسیع و تمام نشدنی است. در این عرصه عوامل انسانی متنوع حضور دارند و جنگ نوین به صورت نرم صورت می گیرد و متفاوت و خطرناک تر از جنگ سخت است. در عرصه جنگ نرم پیروزی مقطعی است و دفاع در این عرصه مقدس است. دشمن به ظاهر بزرگ در این زمینه تلاش فراوانی انجام می دهد و بودجه هنگفت صرف می کند و تلاش فراوان انجم می دهد. جنگ نرم در واقع جنگی فکری است که در زمینه دنیوی انجام می شود و در عرصه واقعی دشمن ضعیف است و باید توجه داشت که با عرصه ظریف، مهم و حیاتی جنگ نرم مستلزم توانایی و هوشیاری بیشتر است. به منظور مقابله با جنگ نرم باید راهبردهای گوناگونی اتخاذ نمود.
شناسایی الگوی ساختاری عدم قطعیت سیاست اقتصادی، عدم ثبات بازار مالی و نقد شوندگی سهام بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات حسابداری و حسابرسی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۵
41 - 64
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با عنوان شناسایی الگوی ساختاری عدم قطعیت سیاست اقتصادی، عدم ثبات بازار مالی و نقدشوندگی سهام بورس اوراق بهادار تهران انجام شد. این پژوهش به صورت اکتشافی انجام شده است. در روش کیفی با استفاده از تکنیک تحلیل مضمون و در روش کمی با روش ساختاری تفسیری به مدلسازی پرداخته شده است. جامعه مورد بررسی خبرگان و مدیران بورس اوراق بهادار هستند که با روش گلوله برفی تعداد 12 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها در این تحقیق، مصاحبه نیمه ساختار یافته می باشد. فرایند تحلیل داده های حاصل از متن مصاحبه ها نیز با توجه به اهمیت آن در رویکرد تحلیل تم، همزمان با جمع آوری داده ها طی سه مرحله کدگذاری باز انجام شد و در قالب مضامین و زیر مقولات طبقه بندی شدند. در روش تحلیل تم برای تأمین روایی و پایایی براساس شاخص کاپای کوهن، مقدار 0.87 مورد تائید قرار گرفت. در ادامه براساس شاخص های شناسایی شده ماتریس ورودی تکنیک ساختاری تفسیری تشکیل شده و بر این اساس مدلسازی تفسیری انجام شده است .تغییرات در نرخ تورم، سیاست ارزی، و نوسانات لحظهای در بازار بورس میتوانند به طور مستقیم یا غیرمستقیم تأثیراتی بر نقدشوندگی سهام و عدم ثبات بازار مالی داشته باشند. این ارتباطات معقولیت بازار را در پرتو فرضیه بازار کارا نشان میدهند و اهمیت مدیریت ساختار سرمایه، رشد درآمد، سازگاری با بازار، و اخبار و رویدادها را در سیاستگذاری و مدیریت بورس به وضوح نشان میدهند.