مطالعات مدیریت راهبردی

مطالعات مدیریت راهبردی

مطالعات مدیریت راهبردی سال 16 پاییز 1404 شماره 63 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

برندسازی ملی ایران از دیدگاه حکمرانی اقتصادی و تجاری بین المللی: الزام ها، چالش ها و راهبردها(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۷۰
شاخص ارزش برند ملی (NBI) دارای شش بعد است که سه بعد آن یعنی صادرات، گردشگری و سرمایه گذاری خارجی به طور مستقیم تحت تأثیر حکمرانی اقتصادی و تجاری بین المللی کشور قرار دارند. در این پژوهش برندسازی ملی ایران از منظر حکمرانی اقتصادی و تجاری بین المللی مورد بررسی قرار می گیرد. پژوهش در چارچوب رویکرد تفسیری و از نوع اکتشافی است و با روش تحلیل مضمون انجام شده است. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان دانشگاهی- اجرایی گردآوری شده است. خبرگان به روش گلوله برفی نمونه گیری شدند و فرایند گردآوری داده ها پس از مصاحبه با دوازدهمین خبره به اشباع رسید. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزار Maxqda انجام شد و 28 مضمون پایه استخراج شد. سپس این مضمون ها در قالب 3 مضمون سازمان دهنده یعنی «الزام ها»، «چالش ها» و «راهبردها» دسته بندی شدند و شبکه مضمون ها حول یک مضمون فراگیر یعنی «برندسازی ملی از دیدگاه حکمرانی اقتصادی و تجاری بین المللی» تشکیل شد. یافته های پژوهش، راهبردهای حکمرانی اقتصادی و تجاری بین المللی برای برندسازی ملی ایران را احصاء کرده است. همچنین الزام های برندسازی ملی از جمله بازسازی تصویر ایران در اقتصاد جهانی و نیاز مبرم به جذب سرمایه خارجی را شناسایی کرده است. علاوه بر این، چالش های فراروی برندسازی ملی ایران از جمله شناخت ناکافی حکمرانان کشور از مقوله برندسازی ملی و عدم وجود یک نهاد متولی برای برندسازی ملی ایران را مشخص کرده است.
۲.

تحلیل ذی نفعان در مدیریت مشارکتی زیست بوم های نوآور شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۶۵
دنیای مدرن امروزی، سه انقلاب بزرگ (کشاورزی، صنعتی، اطلاعات) را پشت سر گذاشت که روش کار و زندگی مردم را تغییر داد. اکنون با ظهور اقتصاد دانش بنیان و جهانی شدن اقتصاد، دانش و نوآوری به عنوان منابع اصلی سرمایه شناخته می‌شوند. لذا توجه اندیشمندان از راهکارهای افزایش کمی تولید به سمت راهکارهای بسط دانش و نوآوری متمرکز شده است. ساختار تولید از خوشه‌های صنعتی (با هدفی صرفاً شغلی و صنعتی) به نواحی نوآوری تغییر کرد، تا اقتصاد را با جوانب اجتماعی، مکانی، و دانش بشری ارتباط دهد. ناحیه نوآوری، رویکردی برای ایجاد شهرهای هوش‌مند و پایدار از طریق دانش و نوآوری است. در این فرایند، حاکمیت، فرایند مشارکتی تلقی می‌شود، که دولت با ذی‌نفعان همکاری و هم‌فکری می‌کند. این پژوهش با هدف شناسایی، اولویت‌بندی و تحلیل شبکه روابط ذی‌نفعان ناحیه نوآوری مدرس، در پی ایجاد مدیریت مشارکتی و ارتقای ارتباطات به سطح ملی و بین‌المللی و ایجاد ناحیه‌ای فراگیر و پایدار است. با انجام مصاحبه‌های نیمه ساختار یافته، به شناخت ذی‌نفعان و بررسی ارتباطات میان آنها و با استفاده از تحلیل شبکه اجتماعی به تحلیل روابط‌شان پرداخته شد. با توجه به نتایج، نهادهای دولتی و مدیریت ناحیه نوآوری مدرس، بیشترین قدرت و تاثیرگذاری را در میان سایر ذی‌نفعان به خود اختصاص دادند که نشانه ساختار قدرت متمرکز این ناحیه است. این پژوهش می‌تواند مبنایی برای ارزیابی روابط میان ذی‌نفعان متعدد در زیست‌بوم‌های نوآوری و توسعه روند مشارکتی این نواحی قرار گیرد.
۳.

تأثیر استراتژی های مدیریت منابع انسانی بر تاب آوری سازمانی با چابکی استراتژیک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۸۶
هدف پژوهش بررسی تأثیر استراتژی‌های مدیریت منابع انسانی بر تاب‌آوری سازمانی با میانجی‌گری چابکی استراتژیک می‌باشد. روش پژوهش، از لحاظ هدف کاربردی و از جنبه‌ ماهیت و روش، توصیفی-همبستگی و از نوع پیمایشی است. جامعه پژوهش، شرکت‌های تولیدی کلان‌شهر تهران هستند. بر مبنای روش کلاین حجم نمونه برای تحقیق کنونی برابر با 200 شرکت می‌باشد که از هر شرکت یک مدیر انتخاب شد. روش نمونه‌گیری از نوع در دسترس‌بودن است. جهت گردآوری داده‌ها از پرسشنامه استراتژی‌های مدیریت منابع انسانی ناکاویسی، پرسشنامه چابکی استراتژیک پارک و همکاران و پرسشنامه تاب‌آوری سازمانی مک مانوس استفاده شده است. در تحلیل داده‌ها از مدل‌یابی معادلات ساختاری (SEM) با استفاده از نرم‌افزارهایSPSS 25 و LISREL 8.8 مورد تجزیه تحلیل قرار گرفتند؛ یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد استراتژی‌های مدیریت منابع انسانی تأثیر مثبتی بر تاب‌آوری سازمانی و چابکی استراتژیک دارد؛ چابکی استراتژیک نیز تأثیر مثبتی بر تاب‌آوری سازمانی دارد؛ نقش میانجی‌گری چابکی استراتژیک در رابطه‌ بین استراتژی‌های مدیریت منابع انسانی با تاب‌آوری سازمانی نیز مورد تأیید قرار گرفت. با توجه به نتایج تحقیق، شرکت‌های تولیدی کلان‌شهر تهران جهت ارتقاء قدرت تاب‌آوری سازمانی خود باید به‌طور ویژه استراتژی‌های مدیریت منابع انسانی را در سازمان به‌کار گیرند و چابکی استراتژیک سازمان را تقویت نمایند
۴.

مطالعه دو رویکرد مدیریت اسلامی و رایج در هدف گذاری راهبردی سازمان با استفاده از نظریه نقاط مرجع راهبردی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۶
هدف گذاری راهبردی به عنوان یکی از ارکان اساسی مدیریت سازمانی، نقش حیاتی در هدایت سازمان ها به سمت موفقیت ایفا می کند. این پژوهش به مطالعه تطبیقی دو رویکرد مدیریت اسلامی و رایج در هدف گذاری راهبردی می پردازد و به دنبال پاسخ به این سوال است که نقاط مرجع راهبردی از دیدگاه مدیریت اسلامی در چه حوزه هایی تعریف می شود؟ و این امر از طریق مطالعه تطبیقی با رویکرد رایج مدیریت به چه صورت است؟ همچنین پژوهش میتواند در شناسایی نقاط قابل بهبود مطالعات مدیریت اسلامی نقش آفرینی داشته و به جهت دهی مطالعات آتی این حوزه کمک کند. این پژوهش از مدل نقاط مرجع راهبردی به عنوان نظریه تجمیع کننده ادبیات حوزه راهبرد استفاده نموده و برای احصاء بینش در خصوص ادبیات مدیریت اسلامی از روش مرور سیستماتیک اسستفاده کرده است. در نهایت نتایج یافت شده بر مدل نظریه نقاط مرجع منطبق شده و سعی در شناخت نقاط مرجع راهبردی از رویکرد مدیریت اسلامی و همچنین نقاط تشابه و افتراق آن با رویکرد رایج مدیریت راهبردی دنبال شده است. یافته های این پژوهش بر لزوم تحقیق بیشتر بر ابعاد رقبا و ذی نفعان از منظر اسلامی تاکید کرده و نشان می دهد که تمرکز اصلی مدیریت اسلامی تا کنون بر ابعاد ارزش ها و ویژگی های شخصی و شخصیتی مدیر بوده است. تطبیق دو رویکرد مدیریت اسلامی و راهبردی می تواند به مدیران و تصمیم سازان کمک کند تا با هدف گذاری کامل تر و همسوتر،کیفیت تصمیمات راهبردی و در نتیجه عملکرد سازمان را بهبود بخشند.
۵.

تحلیلی بر تعدیل گرهای استراتژی همکاری-رقابت در زنجیره تأمین بهداشت و درمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۵۳
هدف پژوهش شناسایی و تاثیر متغیرهای تعدیل‌گر بر عملکرد شدت اثرگذاری هم‌رقابتی در زنجیره تأمین سلامت است. در مرحله اول پژوهش از رویکرد کیفی و ابزار مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته به‌منظور شناسایی این متغیرها استفاده کرده است. داده‌های این مرحله با روش تحلیل مضمون جمع آوری گردید. در مرحله دوم با استفاده از رویکرد دلفی نحوه اثرگذاری متغیرهای تعدیل‌گر ارزیابی شد. جامعه پژوهش را خبرگان زنجیره تأمین سلامت شهرستان‌های کاشان و آران و بیدگل تشکیل دادند. نتیجه حاصل از این مرحله، 16 متغیر تعدیل‌گر برای هم‌رقابتی شناسایی گردید که عبارت‌اند از: «اندازه شرکت»، «انگیزه اعضا»، «تعداد رقبا»، «چالش‌های فنّاورانه»، «حجم بازار»، «شهرت واعتبار شرکت»، «کیفیت قراردادها»، «کیفیت نظارت و کنترل»، «مدیریت اطلاعات»، «مسئولیت‌پذیری اعضا»، «مهارت‌های حل تعارض»، «میزان رفتاری‌های منفعت طلبانه»، «میزان مکمل بودن قابلیت‌ها»، «میزان مکمل بودن منابع»، «میزان منافع درک شده» و «میزان وابستگی متقابل». نتایج مرحله دوم پژوهش نشان داد «اندازه شرکت» و «تعداد رقبا» کارکرد تعدیل‌گری دارند و «میزان رفتاری‌های منفعت طلبانه» نقش تعدیل‌گری منفی دارد. تاثیر سایر متغیرهای تعدیل‌گری مثبت‌اند و با افزایش آن‌ها، شدت همکاری بین رقبا زیاد می‌شود. در ارتباط با متغیرهای دوسویه «میزان وابستگی متقابل» که وابستگی بیش‌ازحد آسیب‌زننده و استقلال کامل هم با توجه به شرایط تورمی امکان‌پذیر نیست رعایت حد تعادل می‌تواند منجر به پایداری و حفظ مزایای هم‌رقابتی شود. همچنین، بهبود زیرساخت‌های اطلاعاتی، به‌گزینی، تقویت سیستم آموزشی و به‌کارگیری مشاوران حقوقی و بازاریابی برای تضمین منافع هم‌رقابتی الزامی است.
۶.

طراحی مدل پیاده سازی استراتژی تحول دیجیتال در صنعت بیمه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۵۱
هدف این پژوهش ارائه مدلی منسجم و مشخص برای پیاده سازی استراتژی تحول دیجیتال در سازمان های بزرگ پیشایجیتالی در صنعت بیمه ایران می باشد، زیرا که پیاده سازی موفق استراتژی تحول دیجیتال برای سازمان های پیشادیجیتالی برای بقا در عصر دیجیتال در صنعت بیمه ایران ضروری به نظر می رسد. به منظور گردآوری داده ها از مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته با 13 نفر از مدیران ارشد، مدیران تحول دیجیتال، اعضای هیئت مدیره و مشاوران شرکت های بیمه که رهسپار تحول دیجیتال بوده اند، صورت گرفته است. در این پژوهش از روش پژوهش کیفی و در ساخت نظریه از روش داده بنیاد نظام مند استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان داد برخی عوامل همچون وجود برخی شایستگی های مناسب در بین کارکنان، راهبر و تیم راهبری تحول دیجیتال و همچنین فراگیر شدن و رواج یافتن تحول دیجیتال، تغییر رفتار مشتریان و محیط پویای رقابتی به عنوان شرایط علّی شناسایی شدند. اقداماتی همچون برون سپاری مناسب، ایجاد یک مدل عملیاتی شفاف و مدل محوری بایستی هم زمان با ایجاد هماهنگی و یکپارچگی و تجربه گری انجام شوند تا در سایه آن، پیامدهایی همچون افزایش انعطاف پذیری، چابکی و یادگیری سازمانی، بهبود مدل کسب و کار و بهره وری، ایجاد خدمات شخصی سازی شده و ارتقا تجربه مشتریان رقم بخورد. به دلیل نوپا بودن رهسپاری تحول دیجیتال در صنعت بیمه ایران، پیشنهاد می گردد شرکت های بیمه ای از رویکرد هم رقابتی در مسیر پیاده سازی استراتژی تحول دیجیتال بهره ببرند و با توجه به نقش مهم نهاد ناظر، تدوین نقشه تحول دیجیتال صنعت توسط خود نهاد ناظر و حرکت به سمت حاکمیت دیجیتال، با در نظر گرفتن عدم آسیب به مفهوم اکوسیستم و نظارت به جای تصدی گری پیشنهاد می شود.
۷.

تحلیل پویای سیاست های توسعه اقتصاد آموزش عالی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۵۱
این پژوهش با هدف شناسایی پیچیدگی‌های ساختاری و تحلیل سیاست‌های توسعه نظام اقتصاد آموزش عالی ایران، به طراحی مدل پویایی سیستم پرداخته است. برای دستیابی به اهداف پژوهش، ابتدا پیشینه پژوهش و پیشینه مسئله بررسی و با شناسایی ابعاد و عوامل درگیر، مسئله ساختاربندی گردید. در ادامه نمودار علّی و مدل جریان با استفاده از داده‌های یک دهه اخیر نظام آموزش عالی (1393-1402) طراحی و شبیه‌سازی در افق بیست‌ساله (1402-1422) در نرم­افزار ونسیم انجام گردید. پس از اعتبارسنجی مدل و مبتنی بر نتایج تحلیل حساسیت و یافتن نقاط اهرمی مدل و با توجه به راهکارهای توسعه سیستم در چهار استراتژی کلیدی شامل توسعه تأمین مالی، تقویت آموزش الکترونیکی، ارتباط با صنعت، و بین‌المللی‌سازی آموزش عالی شناسایی و سیاست‌های هر یک از استراتژی‌ها ارائه گردید. بر مبنای سیاست‌های شناسایی شده تغییراتی بر روی مدل اعمال و نتایج مورد مقایسه و تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در ادامه به منظور بهبود نتایج، ترکیبی از سیاست­ها انتخاب و بر روی مدل اعمال گردید. با توجه به نتایج مدل، سیاست‌های پیشنهادی شامل افزایش مشارکت نهادهای مردمی در تامین مالی بخش غیردولتی، سرمایه­گذاری صنعت در دانشگاه­های دولتی و غیردولتی، ساماندهی نظام بودجه­ریزی، تخصیص بودجه مبتنی بر عملکرد پاسخ به مسائل صنعت، توسعه ظرفیت­های قانونی و حقوقی مشوق­های جذب سرمایه­گذاری، تخصیص منابع مالی بروزسازی زیرساخت­های آموزش عالی الکترونیکی، مشارکت و همکاری دانشگاه در ایجاد نظام مسئله­یابی و حل مسئله در صنایع کشور، ارتقاء نظام اطلاعات و مدیریت دانش از طریق ایجاد پایگاه­های اطلاعاتی و مدیریت دانش مشترک بین دانشگاه و صنعت و جذب دانشجویان بین­المللی از طریق افزایش بازاریابی و شناسایی فرصت­های جذب دانشجویان بین­المللی ارائه گردید.
۸.

راهبرد بقاء کسب و کارهای کوچک دیجیتالی در شرایط نااطمینان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۹
کسب‌وکارهای کوچک دیجیتال با نرخ بالایی ناکامی روبرو هستند، به گونه‌ای که بسیاری از آن‌ها در پنج سال اولیه، از گردونه رقابت خارج می‌شوند. با این وجود، برخی از آن­ها توانسته‌اند با اتخاذ راهبردهای مقتضی این چالش­ها را پشت سر گذاشته و بقاء یابند. این مطالعه درصدد شناسایی چالش‌هایی است که کسب‌وکارهای دیجیتالی کوچک در محیط نا‌اطمینان با آن روبرو هستند و راهکارهای آن‌ها جهت مقابله با این چالش‌ها و استمرار فعالیت خود خواهد بود. داده‌های پژوهش از طریق مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته با هشت تن از مدیران و صاحبان کسب‌وکارهای کوچک دیجیتال در استان‌های تهران و اصفهان در طی بازه زمانی سال­ 1401 تا 1402 گردآوری شده است. تحلیل داده‌ها با بهره‌گیری از روش تحلیلی محتوای کیفی مورد تحلیل قرار گرفته‌اند. در پاسخ به سوال اول، سه چالش بقاء‌ که عمدتا ماهیت بیرونی دارند شناسایی شد که عبارتند از: سیاسی- قانونی، علمی- فنی، اقتصادی- محیطی. در پاسخ به سوال دوم نیز یافته‌ها نشان می‌دهد که کسب‌وکارهای کوچک دیجیتال متناسب با نوع چالشی که با آن‌ مواجه می‌شوند از چهار پاسخ/راهبرد جهت افزایش احتمال بقاء خود استفاده می‌کنند: راهبرد و بازاریابی، مالی، منابع انسانی و بهبود فرآیندها. اتخاذ این راهبردها با افزایش قابلیت‌های درونی بنگاه‌ها امکان بقاء بلندمدت آن‌ها را نیز فراهم می‌آورد.
۹.

تأثیر استراتژی های تحقیق و توسعه بر نوآوری باز با تاکید بر قابلیت های پویای کسب و کار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۶۰
در دوران کنونی، باتوجه ‌به محدودیت‌های موجود در دانش، منابع، قابلیت‌ها و نیروی انسانی شرکت‌ها می‌توان گفت که سطح رقابت‌پذیری یک شرکت فارغ از فعالیت در درون یا بیرون از مرزهای سازمانی، زمانی حفظ شده و ارتقا می‌یابد که هم از دانش و توانمندی‌های داخلی (تحقیق و توسعه، قابلیت‌های پویای سازمان) بهره برد و هم منابع و ظرفیت‌های منحصربه‌فرد بیرونی (نوآوری باز) را به کار گیرد. پژوهش حاضر به بررسی تأثیر استراتژی‌های تحقیق و توسعه بر نوآوری باز با تأکید بر نقش میانجی قابلیت‌های پویای کسب‌وکار در شرکت شاهسوند پرداخته است. پژوهش از منظر هدف کاربردی و از حیث جمع‌آوری داده‌ها، توصیفی – علّی و از نوع پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش کارکنان و مدیران واحدهای تحقیق و توسعه، تولید، بازاریابی، بازرگانی، فروش، طرح و برنامه و سایر واحدهای مرتبط شرکت شاهسوند می‌باشند. باتوجه‌به آنکه تعداد کارمندان در این شرکت 150 نفر است، بر همین اساس حجم نمونه آماری از طریق فرمول کوکران 109 نفر در نظر گرفته شد. روش نمونه‌گیری تصادفی ساده است. برای گردآوری داده‌ها از پرسش‌نامه محقق ساخته استفاده شده است. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با استفاده از رویکرد اصلی حداقل مربعات جزئی و به‌وسیله نرم‌افزار SPSS و Smart Pls انجام شده است. نتایج حاکی از آن بود که استراتژی‌های تحقیق و توسعه بر نوآوری باز تأثیر معناداری دارد. از بین ابعاد استراتژی‌های تحقیق و توسعه، بعد ادغام فناورانه بیشترین تأثیر را بر نوآوری باز داشته است. همچنین استراتژی‌های تحقیق و توسعه بر قابلیت‌های پویای کسب‌وکار تأثیر معناداری دارد. قابلیت‌های پویای کسب‌وکار نیز بر نوآوری باز تأثیر معناداری دارد. در انتها، استراتژی‌های تحقیق و توسعه بر نوآوری باز با میانجیگری قابلیت‌های پویای کسب‌وکار تأثیر معناداری دارد.
۱۰.

رهبری اخلاقی و عملکرد شرکت با میانجی مسئولیت اجتماعی و شهرت شرکت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۷۴
سبک رهبری اخلاقی نقشی برجسته در ارتقاء مسئولیت اجتماعی شرکت نسبت به کارکنان، مشتریان و جامعه ایفا می‌کند. این ارتقاء می‌تواند به‌طور مستقیم و غیرمستقیم بر شهرت و عملکرد شرکت تأثیرگذار باشد. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر رهبری اخلاقی بر عملکرد شرکت با توجه به نقش میانجی مسئولیت اجتماعی و شهرت شرکت است. وش پژوهش توصیفی-پیمایشی و از نوع کاربردی بوده و جامعه آماری شامل کارکنان بخش مالی شرکت‌های خصوصی واقع در شهرک صنعتی استان یزد می‌باشد. بر اساس جدول کوکران-مورگان، ۲۷۸ نفر، نمونه نهایی انتخاب شدند. داده‌ها از طریق پرسشنامه گردآوری شده و برای تحلیل داده‌ها از مدل‌سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم‌افزار Smart PLS بهره گرفته شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد رهبری اخلاقی تأثیر مثبت و معناداری بر عملکرد شرکت دارد. همچنین، رهبری اخلاقی به‌طور معنادار موجب افزایش مسئولیت اجتماعی شرکت شده و این مسئولیت اجتماعی تأثیر مثبت و معناداری بر شهرت شرکت دارد. افزون بر این، یافته‌ها بیانگر آن است که شهرت و مسئولیت اجتماعی شرکت به‌طور معناداری بر عملکرد شرکت اثرگذار هستند. با این حال، نقش میانجی شهرت شرکت در رابطه بین مسئولیت اجتماعی و عملکرد شرکت و همچنین نقش میانجی مسئولیت اجتماعی در رابطه بین رهبری اخلاقی و عملکرد شرکت تأیید نشده است. در نهایت، مسئولیت اجتماعی یکی از پیش‌شرط‌های موفقیت کسب‌وکار شناخته می‌شود که می‌تواند رشد و توسعه همه‌جانبه و بهبود عملکرد شرکت را به‌دنبال داشته باشد. بر این اساس، پیشنهاد می‌شود رهبران سازمانی به پیاده‌سازی جدی و منسجم مسئولیت اجتماعی توجه نموده و آن را در اولویت راهبردی شرکت قرار دهند.
۱۱.

چگونگی دستیابی به تغییرات ترجیحات بر پایه تغییر نیازها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۴۹
هدف این پژوهش، بررسی چگونگی تأثیر تغییرات نیازهای مصرف‌کنندگان بر ترجیحات برند است. با توجه به نقش محوری نیازها در شکل‌گیری ترجیحات مصرف‌کنندگان، مطالعه تغییرات این نیازها و تأثیر آن‌ها بر ترجیحات برند از اهمیتی ویژه برخوردار است. این تحقیق با رویکرد کیفی و مبتنی بر نظریه داده‌بنیاد نسل سوم انجام شده است. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های عمیق با 16 نفر از متخصصان حوزه برند در صنعت و اساتید دانشگاهی جمع‌آوری شد. برای تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار MAXQDA 2024 استفاده شد که منجر به شناسایی 68 کدگذاری باز و 9 کدگذاری انتخابی گردید. یافته‌های پژوهش نشان داد که عوامل زیر در تغییر ترجیحات برند نقش کلیدی دارند: توجه به نیازهای نوظهور مصرف‌کنندگان و سازگاری با آن‌ها؛ تلفیق تنوع‌گرایی و کارکردگرایی برای پاسخ‌گویی به نیازهای پیچیده افراد؛ افزایش تقاضای مصرف‌کنندگان برای بهره‌گیری از فناوری‌های نوین؛ خلق نیازهای جدید در مصرف‌کنندگان برای محصولات نوآورانه؛ هوشمندسازی برند از طریق همسویی با روندهای نوظهور و تغییرات نیازها؛ تمرکز بر تحولات محصول متناسب با نیازهای مصرف‌کنندگان؛ توسعه برند با تأکید بر نوآوری‌ها و نیازهای بازار؛ اولویت‌بندی نیازهای اساسی در طراحی محصولات؛ ارتقای عملکرد برند از طریق خلق ارزش ویژه با توجه به نیازهای مصرف‌کنندگان. بر اساس این یافته‌ها، مدلی ارائه شده است که ارتباط میان تغییرات نیازهای مصرف‌کنندگان و چگونگی شکل‌گیری ترجیحات برند را تبیین می‌کند. این مدل می‌تواند به برندها در تدوین استراتژی‌های مؤثر برای انطباق با نیازهای پویای بازار و تقویت مزیت رقابتی یاری رساند.
۱۲.

یکپارچه سازی مدیریت تجربه مشتری در چرخه عمر فرآیند تعمیرات و نگهداری محصولات صنعت هواپیمایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۹
هدف از پژوهش حاضر، ارائه مدل و الگوئی مناسب جهت مدیریت تجربه مشتریان در صنعت هواپیمائی است. روش تحقیق پژوهش حاضر از لحاظ هدف جزء پژوهش‌های کاربردی، از لحاظ راهبرد جزء پژوهش‌های اکتشافی و به لحاظ داده، جزء پژوهش‌های تلفیقی (کمّی و کیفی) است. در این تحقیق، جهت تحلیل داده‌ها در بخش کیفی (بررسی پیشینه و انجام مصاحبه) از روش تحلیل مضمون (تم) استفاده شده و در بخش کمی (پرسشنامه) توصیفی‌ــ پیمایشی است. روش گردآوری داده‌ها در بخش کیفی، به صورت مصاحبه (نیمه ساختار یافته) و از لحاظ کمی، به کمک پرسشنامه انجام شده است. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه با ۱۵ نفر از مشتریان کلان دفاتر خدمات مسافرتی و مشاهدات پژوهشگر در طول یک ماه و همچنین مصاحبه با 34 نفر از کارکنان و مدیران شرکت‌های خطوط هوایی استفاده شده است. بررسی فرضیه پژوهش نشان می‌دهد که اعتماد و قیمت‌گذاری پویا با حمایت رابطه مثبت دارند در حالی که خدمات منحصر به فرد رابطه منفی با حمایت دارند و همچنین اعتماد و خدمات منحصر به فرد رابطه مثبتی با وفاداری به برند دارند در حالی که قیمت‌گذاری پویا با وفاداری به برند رابطه منفی دارد. با توجه به یافته‌ها و فرضیه‌های پژوهش می‌توان نتیجه گرفت که اعتماد به برند مهم‌ترین عامل در تجربه مصرف‌کننده است و با وفاداری و حمایت رابطه مثبت دارد. برخی از عوامل مانند قیمت‌گذاری پویا می‌تواند تأثیر منفی بر وفاداری داشته باشد و خدمات منحصر به فرد می‌تواند تأثیر منفی بر حمایت داشته باشد. از این رو، صنعت خطوط هوایی باید بر روی عوامل شناسایی شده در تحلیل عاملی تمرکز کند تا تجربه مصرف‌کننده را افزایش دهد.
۱۳.

تبیین راهبرد افشای مسئولیت اجتماعی، رشد و ریسک در مقایسه شرکت های سالم و درمانده در بازار سهام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۵۰
مسئولیت اجتماعی، مؤلفه کلیدی در استراتژی‌های مدیریتی و توسعه پایدار مطرح است. این پژوهش به تبیین ارتباط افشای مسئولیت اجتماعی، رشد و ریسک در دو نمونه شرکت‌های سالم و درمانده مالی می‌پردازد. برای دستیابی به هدف پژوهش، داده‌های 309 شرکت فعال در بورس اوراق بهادار تهران، طی یک دوره 10 ساله از 1391 الی 1400 انتخاب و با استفاده از روش مقایسه میانگین و آزمون‌های آماری ویلکاکسون و تی وابسته فرضیه‌های پژوهش مورد آزمون و تحلیل قرار گرفتند. از آزمون فریدمن برای رتبه‌بندی میانگین افشای مسئولیت اجتماعی، رشد و ریسک در صنایع مختلف استفاده شده است. یافته‌ها نشان داد، افشای مسئولیت اجتماعی شرکت‌های سالم به صورت معناداری بیشتر از شرکت‌های درمانده مالی است. همچنین، رشد شرکت‌های سالم نسبت به شرکت‌های درمانده بالاتر و ریسک شرکت‌های سالم کمتر از ریسک شرکت‌های درمانده مالی می‌باشد. یافته‌ها نشان‌دهنده تأثیر مثبت افشای مسئولیت اجتماعی بر رشد و کاهش ریسک در شرکت‌ها است. همچنین تحلیل‌های اضافی نشان داد، صنعت فرآورده‌های نفتی بالاترین رتبه را در افشای مسئولیت اجتماعی، صنعت استخراج کانه‌های فلزی بالاترین رشد را در میان صنایع و صنعت کانی غیر فلزی بالاترین ریسک را در بین صنایع دارند. نتایج پژوهش تأکید می‌کند که شرکت‌های سالم به دلیل وضعیت مالی بهتر، می‌توانند منابع بیشتری برای برنامه‌های مسئولیت اجتماعی صرف کنند و که موجب بهبود عملکرد و کاهش ریسک آن‌ها می‌شود. درواقع افشای مسئولیت اجتماعی یک ابزار استراتژیک برای رشد و پایداری شرکت‌ها در شرایط اقتصادی چالش‌برانگیز و در نتیجه مدیریت ریسک در بازار سهام است.
۱۴.

تأثیر هویت برند بر درک سودمندی خرید محصولات سفارشی برخط و اعتماد(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۰
سفارشی‌سازی برخط، مشتریان را قادر می‌سازد تا ترجیحات خود را براساس ویژگی‌های خاص محصول با زیرساخت‌هایی از نوع برخط که برند در آن عرضه شده، تنظیم کنند. مبانی نظری اخیر، توجه فزاینده‌ به نحوه ارزش‌گذاری مصرف‌کنندگان برای سفارشی‌سازی برخط داشته‌اند. بااین‌حال، تحقیقات موجود در درک اثرات هویت برند و تفاوت‌های فردی در عکس‌العمل مصرف‌کننده به سفارشی‌سازی برخط با کمبود مواجه است. هدف تحقیق، بررسی نقش واسطه اعتماد در تأثیر هویت برند بر درک سودمندی خرید محصولات سفارشی برخط است. این پژوهش، ازنظر هدف از نوع تحقیقات کاربردی، به لحاظ روش از نوع توصیفی، ازنظر روش گردآوری داده‌ها از نوع پیمایشی و ازنظر سنجش متغیرها، همبستگی و ازنظر تحلیل داده‌ها مبتنی بر مدل معادلات ساختاری است. داده‌های موردنیاز با توزیع پرسشنامه استاندارد در بین مشتریان فروشگاه‌های اینترنتی جمع‌آوری شده است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد اعتماد مشتریان در اثرگذاری اعتبار برند و سادگی برند بر درک سودمندی خرید نقش میانجی جزئی دارد.
۱۵.

ارائه الگوی بهبود عملکرد بازاریابی در صنعت بانکداری با تمرکز بر هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۷۰
هدف پژوهش ارائه الگوی بهبود عملکرد بازاریابی در صنعت بانکداری با تمرکز بر هوش مصنوعی است. پژوهش از نظر روش‌شناسی پژوهشی کیفی و از لحاظ هدف کاربردی و از نوع پژوهش‌های توصیفی – تحلیلی است. 18 نفر از نخبگان دانشگاهی در حوزه بازرگانی و علوم بانکی و رشته‌های مرتبط جامعه آماری این پژوهش بودند که بر اساس نمونه‌گیری گلوله برفی و اشباع نظری 11 نفر در نظر گرفته شدند. ابزاری پژوهش، مصاحبه نیمه ساختار یافته است. تحلیل داده‌ها مطابق نظریه داده بنیاد است. یافته‌های پژوهش در قالب شش مقوله اصلی و مقوله‌های فرعی تبیین گردید. نتایج نشان داد که عوامل علّی شامل «توسعه اخلاقی در صنعت بانکداری مدرن، ارائه خدمت از طریق چت‌بات‌ها و ربات‌ها، رضایت مشتریان از بانکداری مدرن و لزوم امنیت اطلاعات در بانکداری مدرن» است. عوامل راهبردی شامل «ایجاد بازاریابی رابطه مند با مشتریان به‌عنوان نقشه راه دیجیتال، تدوین پلتفرم کاربری مالی برخط برای مشتریان، خودکارسازی مبتنی بر قوانین بانکی و توسعه توانمندیهای نواورانه در حوزه بانکی» است. عوامل زمینه‌ای شامل «تأمین امنیت اطلاعات مالی مشتریان جهت جلب اعتماد اولیه آنها، بهره‌برداری از فناوری، بلاک‌چین برای ایجاد سیستم‌های بانکداری امن و شفاف بهبود تجربه مشتری از خدمات بانکی و مشخص کردن امتیاز اعتباری افراد با کمک هوش مصنوعی» است. عوامل محوری شامل «تحلیل ریسک مشتریان، تجزیه‌وتحلیل داده‌های مشتری و شناسایی الگوها، به بانک‌ها در پیش‌بینی رفتار مشتریان و ارائه خدمات و محصولات شخصی‌سازی شده و متناسب‌تر برای هر دسته از مشتریان» است. عوامل مداخله‌گر شامل «قوانین بانکی و قوانین اخلاقی در بکارگیری هوش مصنوعی، شناسایی و جلوگیری از حملات سایبری، تدوین استراتژی مؤثر برای سرمایه‌گذاری و مدیریت مؤثرتر پورتفوی سرمایه‌گذاری بانک‌ها به کمک هوش مصنوعی» است. پیامدها شامل «خودکاری‌سازی خدمات گوناگون بانکی، بکارگیری شیوه بازاریابی متناسب با تقاضای مشتری، افزایش سودآوری بانکی و افزایش رضایت مشتریان و ارزیابی ریسک‌ها، شناسایی و جلوگیری از تقلب‌ها و مبارزه با پول‌شویی» است. بر اساس نتایج پژوهش حاضر پیشنهاد گردید که برای بهبود عملکرد این اقدامات، لازم است تیم‌های تخصصی در بانک‌ها با همکاری متخصصان داده و هوش مصنوعی تشکیل شوند و به‌طور مستمر با توجه به تحلیل تقاضا و نیازهای مشتریان؛ مدل‌ها و استراتژی‌های خود را ارزیابی و به‌روزرسانی کنند.

آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۶۳