ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۶۲۱ تا ۱٬۶۴۰ مورد از کل ۵۸٬۸۵۴ مورد.
۱۶۲۱.

چالش های پذیرش معماری سازمانی مبتنی بر ابر در شرکت های کوچک و متوسط(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: چالش های پذیرش معماری سازمانی رایانش ابری شرکت های کوچک و متوسط

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۴
  امروزه فناوری اطلاعات و ارتباطات در جهان با سرعتی غیرقابل تصور پیشرفت نموده است، این فناوری باتوجه به همگرایی موجب هم افزایی شده اند، بااین حال تهدیداتی مانند امنیت اطلاعات و حفظ حریم خصوصی افراد بر این فناوری ها مرتبط است. باتوجه به خلأ مطالعات داخلی در زمینه چالش های پذیرش معماری سازمانی مبتنی بر ابر و فقدان الگو در این زمینه و نیز ضرورت توجه به این موضوع، پژوهش حاضر باهدف بررسی چالش های پذیرش معماری سازمانی مبتنی بر ابر در شرکت های کوچک و متوسط انجام شده است. این پژوهش آمیخته (کیفی - کمی) با رویکرد اکتشافی انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱1 نفر از اساتید خبره در حوزه مهندسی و مدیریت فناوری اطلاعات و از طریق نمونه گیری نظری تا رسیدن به نقطه اشباع جمع آوری شد. به منظور اعتبارسنجی مدل، از معیارهای پژوهش های تفسیری اعتمادپذیری، انتقال پذیری، اتکاپذیری، تصدیق پذیری و به منظور اعتمادسنجی مصاحبه از روش توافق درون موضوعی استفاده شد. در نهایت پرسش نامه ای به منظور اولویت بندی چالش ها طراحی شد و به روش AHP چالش ها اولویت بندی شدند. نتایج نشان داد که دو چالش زیرساخت و چالش مدیریتی - امنیتی به عنوان چالش های پذیرش معماری سازمانی مبتنی بر ابر شناسایی شدند، چالش زیرساخت شامل سه زیر مؤلفه زیرساخت ارتباطی، زیرساخت پردازشی و چالش های نرم افزاری است. چالش امنیت، مدیریت سرویس های ابر و مدیریت عملیاتی نیز به عنوان زیرمؤلفه های چالش مدیریتی - امنیتی شناسایی شدند. در نهایت از بین چالش ها، چالش مدیریتی - امنیتی به عنوان مهم ترین چالش شناخته شد. همچنین، چالش امنیت به عنوان مهم ترین زیرمؤلفه چالش مدیریتی - امنیتی و چالش نرم افزاری به عنوان مهم ترین زیرمؤلفه چالش زیرساختی در شرکت های کوچک و متوسط شناسایی گردید.  
۱۶۲۲.

مدل خط مشی گذاری عمومی با رویکرد مدیریت دانش در سازمان های دولتی. مطالعه موردی: سازمان امور مالیاتی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: خط مشی گذاری عمومی مدیریت دانش سازمان های دولتی سازمان امور مالیاتی کشور

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۴ تعداد دانلود : ۱۶۵
هدف تحقیق حاضر، شناسایی ابعاد و مؤلفه های مدلِ خط مشی گذاری عمومی با رویکرد مدیریت دانش در سازمان های دولتی ایران با مطالعه ی موردی در سازمان امور مالیاتی کشور است. به لحاظ فلسفه ی پژوهش، تحقیق حاضر پژوهشی تفسیری و از حیث هدف در دسته ی پژوهش های نظری-کاربردی قرار دارد. رویکرد پژوهشی این تحقیق، رویکردی قیاسی- تحلیلی بوده و به دنبال الگویابی از داده های اکتشافی، با روش تحلیل کیفی است. از نظر روش تحلیل داده ها، اکتشافی و از نظر ماهیت داده ها و شیوه ی تحلیل یافته های پژوهش، تحلیلی کیفی بوده و به دنبال شناسایی ابعاد و مؤلفه های مدل خط مشی گذاری عمومی با رویکرد مدیریت دانش در سازمان امور مالیاتی کشور با استفاده از روش کیفیِ مرور سیستماتیک است. برای شناسایی ابعاد، مؤلفه ها و مفاهیم کلیدی تحقیق، تعداد 668 مقاله ی منتشر شده در نشریاتِ علمی معتبر خارجی، بین سال های 2018 الی 2024 با جستجوی کلمات کلیدی و پس از استخراج با استفاده از روش مرور سیستماتیک، بررسی شد. در تحقیق حاضر، ضمن مطالعه ی ابعاد مدیریت دانش، مضامین مدیریت دانش در سازمان امور مالیاتی کشور جهت شکل گیری رویکرد دانشی برای خط مشی گذاری عمومی، شناسائی شد. نتایج تحقیق در قالب شناسایی عوامل تأثیرگذار در خط مشی گذاری سازمان امور مالیاتی که شامل: عوامل محیطی- عوامل سازمانی- عوامل فردی- عوامل فراسازمانی و همچنین شناسایی ابعاد و مؤلفه های عوامل شناسایی شده، قابل ارائه است. پژوهشگر مدلِ پیشنهادی خط مشی گذاری عمومی با رویکرد مدیریت دانش، در سازمان امور مالیاتی کشور را ارائه نمود.
۱۶۲۳.

مدل امکان سنجی شغلی دورکاری مشاغل عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دورکاری ضرورت شفاف سازی عدم نیاز به هماهنگی نیاز به دانش بالا عدم نیاز به نظارت مستقیم عدم حساسیت وظیفه عدم نیاز به حضور فیزیکی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۵
هدفِ پژوهش: طراحی مدلِ شغلی، امکان سنجی دورکاری مشاغل عمومی، و تعیینِ معیارهای شغلی، تصمیم گیری برای دورکاری مشاغل است. روش شناسی پژوهش: پژوهشِ حاضر، استقرایی، کاربردی و میدانی است. در این پژوهش،12پرسشنامه مجزا، برای فعالیت های12 شغل عمومی، مشتمل بر 25 شاخصِ دورکاری، تنظیم شده است. جامعه آماری این پژوهش، شاملِ12 شغلِ عمومی، کارشناس اداری، مالی، روابط عمومی، برنامه ریزی، آموزش و بهسازی منابعِ انسانی، برنامه و بودجه، حسابدار، پژوهشی، تحلیل و تولید نرم افزار، فناوری اطلاعات، منابع ِانسانی، ساختمان و تاسیسات بوده است. حجم نمونه شاملِ180 آزمودنی و با روشِ نمونه گیری دردسترس در 5 سازمان: سازمانِ امور اداری و استخدامی، مرکزِ مطالعات و برنامه ریزی شهر تهران، موسسه عالی آموزش و پژوهش برنامه ریزی، بیمه ایران و بیمارستان آتیه است. تحلیلِ داده ها، با آزمونِ تحلیل، عاملی اکتشافی نشان داده شده است. یافته ها: نتایجِ پژوهش در قالب 5 عامل دسته بندی شده است:1.ضرورت شفاف سازی2.عدم نیاز به هماهنگی و تعاملاتِ رودرو3. نیاز به دانشِ بالا و عدم ضرورتِ نظارت نزدیک4. عدمِ حساسیت وظیفه 5.عدم نیاز به حضورِ فیزیکی. ارزش پژوهش: دورکاری که در سازمان ها اجرا شده است، بر اساسِ شاخص ها، یا استانداردهای مشخصی نبوده، و شرایط بحرانی؛ مانند بیماری های واگیردار، آلودگی هوا، کمیود انرژی، عواملِ تاثیرگذار بردورکاری سازمان ها بوده است، در واقع دورکاری کاذب و غیر واقعی، در سازمان ها، اجرا شده است. با توجه به اینکه ویژگی های شغلی، نقشِ بسزایی در ارزیابی آمادگی سازمان، در پیاده سازی موفق دورکاری دارد، توجه به عواملِ استخراج شده، برای دورکاری مشاغل، امری ضروری است.
۱۶۲۴.

فرا مطالعه پژوهش های فصلنامه فرایند مدیریت و توسعه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مدیریت دولتی فرامطالعه مقالات پژوهشی نشریه فرایند مدیریت و توسعه فرا روش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۴
هدف: یکی از چالش های حوزه پژوهشِ مدیریت، چالشِ روش شناسی پژوهش های مدیریتی است. فهم و شناختِ این موضوع، به توسعه دانشِ مدیریتی، کمک شایانی خواهد کرد. در این پژوهش، به بررسی فصلنامه فرایندِ مدیریت و توسعه (متعلق به موسسه عالی آموزش و پژوهش برنامه ریزی) پرداخته شده است. روش پژوهش: از نظر هدف، کاربردی، و روشِ پژوهش، کیفی و از نوعِ تحلیلِ محتوا است. جامعه آماری این پژوهش، تمامی مقالات فصلنامه فرایند مدیریت و توسعه است که در بازه زمانی 1393 الی ۱۴۰2 به مدت ده سال، چاپ شده است. تعداد 264 مقاله، از نظرِ 10 شاخص؛ تعدادِ مقالاتِ چاپ شده در هر سال، رشته تحصیلی نویسنده مسئول، و تعدادِ نویسندگان، روشِ پژوهش، رویکردِ پژوهش، ابزار جمع آوری داده ها، روش های نمونه گیری، روشِ تحلیل داده ها، مقالاتِ مستخرج شده از رساله های دکتری، سهمِ موضوعی آثار، و پراکندگی جغرافیایی، مورد بررسی قرار گرفت. یافته های پژوهش: پژوهش های این فصلنامه، بیشتر در موضوعات مربوط به فرایند توسعه (45 مورد) باشد. همچنین مقاله هایی در حوزه توسعه، تنظیمِ نظام های کلان (20 مورد) ، حاکمیت (22 مورد) و ساختارهای اداری (16 مورد) نگاشته شده اند. پژوهشگرانِ رشته مدیریتِ دولتی (۱38 مورد) سهمِ قابل توجهی در چاپِ مقالات، در حوزه های مختلفِ موردِ نظرِ نشریه مذکور را، داشته اند. همچنین، بیشترِ پژوهش ها، به صورت کاربردی (224 مورد) و کمترین نوع کاربردی - اکتشافی (۵ مورد) و با رویکردِ کمی (130 مورد) و در بخشِ کمی، بیشتر از روشِ مدل سازی معادلاتِ ساختاری (52 مورد)، و در بخشِ کیفی، از تحلیلِ محتوا (49 مورد) و داده بنیاد (28 مورد) انجام شده اند، همچنین، روشِ گردآوری داده ها، بیشتر از طریقِ پرسش نامه ( 157 مورد) بوده است. روش های نمونه گیری ارجح در مقاله ها، تصادفی ساده (44 مورد) و غیراحتمالی (نوع هدفمند، 77 مورد) بوده است.
۱۶۲۵.

تأثیر حضور حسابداران رسمی در ترکیب کمیته حسابرسی بر تأخیر در گزارش حسابرسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تخصص حسابرسی تأخیر در گزارش حسابرسی کمیته حسابرسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۳۵
هدف این پژوهش بررسی تأثیر حضور حسابدران رسمی یا به عبارت دیگر تخصص حسابرسی اعضای کمیته حسابرسی شرکت ها بر تأخیر در گزارش حسابرسی است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش پاسخ به فرضیه ها، توصیفی- همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در سال های 1396 الی 1401 است. برای دستیابی به نمونه پژوهش از روش غربال گری استفاده شد. بدین منظور اطلاعات مالی 107 شرکت به عنوان نمونه آماری پژوهش جمع آوری شد. به منظور آزمون فرضیه پژوهش از روش رگرسیون چند متغیره مبتنی بر داده های پانل استفاده شده و برای تحلیل داده ها نرم افزار ایویوز به کار گرفته شد. نتایج پژوهش نشان داد حضور حسابداران رسمی در کمیته حسابرسی (تخصص حسابرسی اعضای کمیته حسابرسی) بر تأخیر در گزارش حسابرس اثر منفی و معنادار دارد. همچنین، تأثیر منفی حضور حسابداران رسمی در کمیته حسابرسی (تخصص حسابرسی اعضای کمیته حسابرسی) بر تأخیر در گزارش نسبت به تخصص مالی اعضای کمیته بیشتر است. با توجه به نتایج پژوهش، هر چه نسبت حسابداران رسمی در ترکیب اعضای کمیته حسابرسی بیشتر باشد می تواند منجر به افزایش اثربخشی کمیته شده و با کمک به نیل به اهداف و مسئولیت های کمیته، زمینه گزارشگری مالی به موقع را فراهم آورد. چنین نگاه جدیدی به ترکیب کمیته حسابرسی در بازار سرمایه کشور دارای نوآوری است و به توسعه ادبیات در این حوزه کمک می کند.
۱۶۲۶.

شناسایی و رتبه بندی چالش ها، محدودیت های محوری و راهبردهای بلوغ حسابداری انتقادی و کیفیت منافع اجتماعی با رویکرد نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: چالش ها محدودیت های محوری راهبردها بلوغ حسابداری انتقادی کیفیت منافع اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۱۰۶
هدف: این مطالعه با هدف شناسایی و رتبه بندی چالش ها و محدودیت های کلیدی و راهبردهای مرتبط با بلوغ حسابداری انتقادی و بهبود کیفیت منافع اجتماعی انجام شد. یافته های این پژوهش به غنای ادبیات علمی در این حوزه کمک کرده است و در گسترش کیفیت منافع اجتماعی در نظام حسابداری نقش دارد. نتایج این پژوهش می تواند در اختیار دولت، پژوهشگران، شرکت ها، حسابداران و انجمن های حرفه ای حسابداری قرار گیرد و به عنوان مبنایی برای تدوین و بهبود گزارشگری پایدار استفاده شود. روش: در این پژوهش، از روش نظریه داده بنیاد برای ارائه الگویی در راستای بلوغ نظریه انتقادی در حسابداری و ارتقای کیفیت منافع اجتماعی استفاده شده است. داده ها از طریق مصاحبه با ۳۳ نفر از خبرگان گردآوری شدند. شرایط علّی و زمینه ای پس از ارزیابی و غربالگری، با استفاده از روش دلفی فازی ارائه شدند. این پژوهش در سال های ۱۴۰۲ تا ۱۴۰۳ انجام شد. خبرگان و متخصصانی که در حوزه مرتبط با موضوع پژوهش، تخصص و تجربه کافی داشتند، برای جامعه آماری مدنظر قرار گرفتند. نمونه گیری به روش هدفمند انجام شد و مصاحبه ها به صورت عمیق و نیمه ساختاریافته صورت گرفت. فرایند نمونه گیری تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسش نامه ای باز، در قالب مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. برای استخراج گویه های مصاحبه، سه فرایند کدگذاری، شامل کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری گزینشی، براساس مدل پارادایمی استراوس و کوربین (۱۹۹۸) به کار گرفته شد. در مرحله کمّی، برای فازی سازی دیدگاه خبرگان از اعداد فازی مثلثی استفاده شد. نظرسنجی از خبرگان براساس روش دلفی فازی و در قالب مقیاس لیکرت هفت درجه ای، به منظور صحه گذاری و غربال سازی ابعاد و شاخص های شناسایی شده در مرحله کیفی انجام گرفت. علاوه براین، تحلیل داده ها نیز براساس نظریه داده بنیاد برای غربالگری و اطمینان از اهمیت شاخص های شناسایی شده صورت پذیرفت و برای انتخاب شاخص های نهایی، از روش دلفی فازی استفاده شد. یافته ها: نتایج این مطالعه نشان داد که مؤلفه های مربوط به مسائل آموزش عالی با بار عاملی 896/0 و چالش های نظام حسابداری با بار عاملی 892/0، به ترتیب در رده های اول و دوم از نظر اهمیت قرار دارند. همچنین، در بین مقوله های مرتبط با راهبردهای پژوهش، مؤلفه های مربوط به دانش افزایی با بار عاملی 874/0، اصلاحات قانونی با بار عاملی 857/0 و اصلاح نظام حسابداری با بار عاملی 641/0، از نظر اهمیت، به ترتیب در جایگاه های اول تا سوم قرار دارند. نتیجه گیری: حسابداری انتقادی می تواند سیستم های اجتماعی را از طریق فرایندهای اجتماعی به سمت اهداف مشخص هدایت کند. در کشورهای در حال توسعه، از جمله ایران، گسترش و توسعه حسابداری، بخش مهمی از زیرساخت های لازم برای دستیابی به اهداف توسعه اقتصادی و ارتقای کیفیت منافع اجتماعی در دولت هاست که این امر، به گسترش شاخص های منافع اطلاعاتی، نظام حسابداری و اجتماعی بستگی دارد. براساس نتایج به دست آمده، پیشنهاد می شود که تمرکز بر شناسایی نیازها و اهداف کنونی و آینده ذی نفعان اجتماعی، به ویژه در راستای اصلاح نظام حسابداری در امور علمی و دانش افزایی، بهبود شفافیت و کیفیت گزارشگری مالی و اصلاح استانداردهای حسابداری و برخی مفاد قانونی و هم راستایی با استانداردهای بین المللی حسابداری صورت گیرد. این اقدامات می تواند زمینه ساز نهادینه سازی منافع اجتماعی شود. همچنین، ارائه استانداردهای حسابداری منطبق با تئوری انتقادی به منظور بهبود کیفیت منافع اجتماعی در این حوزه می تواند مؤثر باشد. علاوه براین، پیشنهاد می شود که در تدوین استانداردهای حسابداری، علاوه بر رویکرد انتقادی به منافع اجتماعی، منافع نظام حسابداری و همچنین، منافع اطلاعاتی که در بهبود مسائل اجتماعی کاربردی و مفیدند، مدنظر قرار گیرد. همچنین، تدوین استانداردهای حسابداری که توجه ویژه ای به ذی نفعان انتقادی دارد، باید در دستور کار قرار گیرد و توجه خاصی به آن معطوف شود.
۱۶۲۷.

مدل هم نوآوری برند در اقتصاد اشتراکی برپایه درگیرسازی مشتریان و هم آفرینی ارزش(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اقتصاد اشتراکی هم نوآوری برند هم آفرینی ارزش درگیرسازی مشتریان در برند

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۹۳
هدف: با توجه به ظهور بسیاری از کسب وکارهای نوپا در حوزه صنعت اقتصاد اشتراکی و با توجه به جدید بودن این صنعت، به نظر می رسد که این نوع کسب وکارها، از مسیر درست هم نوآوری برند، برای رسیدن به درگیرسازی مشتریان و هم آفرینی ارزش و ایجاد وفاداری از طرف آن ها آگاه نیستند که این ناآگاهی، به ناکارآمدی برندهای به وجودآمده در این حوزه منجر شده است. برای باقی ماندن در دنیای رقابتی کسب وکار، هم نوآوری یک استراتژی اساسی برای کسب وکارهاست. هم نوآوری شامل تعامل و درگیرکردن مشتری در کسب وکار است که در این صورت، مشتری بر اساس تجارب گذشته خود و سایر منابعی که در اختیار دارد از قبیل دانش، تخصص و… در فرایند هم آفرینی ارزش برای شرکت و محصولات و خدماتش مشارکت می کند و با سازمان و برند آن درگیر می شود. درگیر شدن مشتری با سازمان در صورت بازخورد مثبت، به مشارکت مجدد در فرایند هم آفرینی منجر می شود. از سوی دیگر، هنگامی که مدیران، مصرف کنندگان و سایر ذی نفعان در فرایند هم آفرینی شرکت می کنند، ارتباطاتی حول محصول شکل می گیرد که بر درک برند توسط آنان تأثیر می گذارد. پژوهش حاضر با هدف تبیین یک مدل کارآمد هم نوآوری برند در اقتصاد اشتراکی، بر پایه درگیرسازی مشتریان و هم آفرینی ارزش در کسب وکارهای نوپا اجرا شده است. روش: این تحقیق از نوع آمیخته (کیفی، کیفی و کمی) است. مرحله اول به روش مرور روایتی بود که برای ساخت چارچوب مفهومی استفاده شد و مرحله دوم با انجام پروتکل مصاحبه و برگزاری جلسه گروه کانونی، به صورت کیفی انجام شد و در نهایت، در بخش کمّی از پرسش نامه برای پاسخ به برخی سؤال ها استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش را کاربران و کارکنان اسنپ فود و اسنپ باکس در ایران تشکیل می دهند. از این رو در بخش کیفی از نظرهای ۱۰ نفر از مدیران و خبرگان این بخش و در بخش کمّی از نظرهای کاربران این بخش استفاده شد. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختارمند و در بخش کمّی، پرسش نامه مستخرج از بخش کیفی بود که برای تأیید روایی و پایایی هر دو بخش از روش های مختلف استفاده شد. در بخش کیفی، از فن تحلیل مضمون و در بخش کمّی از معادلات ساختاری برای تجزیه وتحلیل اطلاعات استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش در بخش کیفی به تبیین مدل هم نوآوری برند در اقتصاد اشتراکی، بر پایه درگیرسازی مشتریان و هم آفرینی ارزش در کسب وکارهای نوپا انجامید و در بخش کمّی، مدل به دست آمده به تأیید رسید. نتیجه گیری: این پژوهش نتایجی را برای افزایش انگیزه مشتریان، به منظور درگیرسازی مشتریان و هم آفرینی ارزش، در اختیار مدیران کسب وکارهای نوپا قرار می دهد که هم نوآوری بین شرکت و مشتریان را محقق می سازد.
۱۶۲۸.

طراحی مدل بقای کسب وکار مبتنی بر چابکی رسانه های اجتماعی و قابلیت پویا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اندازه شرکت بقای کسب وکار چابکی رسانه اجتماعی سن شرکت قابلیت پویا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۱۱
هدف: هدف از اجرای پژوهش حاضر، طراحی مدل بقای کسب وکار مبتنی بر چابکی رسانه های اجتماعی و قابلیت پویاست. در این پژوهش، ارتباط بین متغیرهای چابکی رسانه اجتماعی، قابلیت پویا، ویژگی شرکت و بقای کسب وکار بررسی و تجزیه وتحلیل و همچنین، روابط شاخص های قابلیت پویا و چابکی رسانه های اجتماعی در ارتباط با بقای کسب وکارها بررسی شده است. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر نحوه جمع آوری اطلاعات، توصیفی از نوع هم بستگی است. جامعه آماری پژوهش، کارکنان و مدیران شرکت های عضو اتاق بازرگانی شهر شیراز بوده است. پس از توزیع پرسش نامه، بر مبنای نمونه گیری در دسترس، ۳۵۱ پرسش نامه صحیح عودت داده شد. با استفاده از نرم افزارهای اس پی اس اس ۲۱ و اسمارت پی ال اس ۳ داده های پژوهش تجزیه وتحلیل شدند. یافته ها: این مطالعه تأثیر چابکی رسانه های اجتماعی را بر بقای کسب وکار ارزیابی کرد. علاوه براین، به بررسی اثر واسطه ای قابلیت پویا بر تأثیر چابکی رسانه های اجتماعی بر بقای کسب وکار پرداخت و همین طور روابط شاخص های چابکی رسانه های اجتماعی و قابلیت پویا را بررسی و میزان اهمیت هر یک از شاخص ها را مشخص کرد. در این مطالعه، سن شرکت و اندازه شرکت از عوامل مهمی بود که در بقای کسب وکارها نقش بسیار مهمی داشت. هر اندازه سن شرکت بیشتر باشد، منابعی که شرکت در اختیار دارد (مانند روابط خارجی، انباشت دانش از گذشته، داشتن سرمایه لازم برای ایجاد شبکه های اجتماعی قوی و غیره) نسبت به شرکت های جوان تر بیشتر است که می تواند به فعالیت نوآوری بیشتر منجر شود و در نهایت افزایش بقای شرکت را درپی داشته باشد. شرکت هایی که اندازه کوچک تری دارند، نسبت به شرکت های بزرگ تر، بیشتر به دنبال نوآوری هستند. از طرفی بقا در شرکت های بزرگ و کوچک، بیشتر به محیط تکنولوژی بستگی دارد؛ بنابراین با توجه به مطالب گفته شده، استدلال می شود که در این مطالعه سن و اندازه شرکت، به عنوان دو ویژگی شرکت، به صورت غیرمستقیم بر بقای کسب وکارها اثرگذار باشند. درک روابط بین این مفاهیم و ارزشی که برای کسب وکارها به لحاظ ایجاد مزیت رقابتی و پایداری آن به وجود می آورد، بسیار مهم و ارزشمند است. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که چابکی رسانه اجتماعی بر بقای کسب وکار تأثیر مستقیم و معناداری دارد و هم به طور غیرمستقیم، از طریق میانجیگری قابلیت پویا و تعدیلگری ویژگی شرکت، بر بقای کسب وکار تأثیر می گذارد. مزایایی که شرکت ها از چابکی رسانه های اجتماعی به دست می آورند، به اندازه شرکت بستگی دارد. شرکت های کوچک تر نسبت به شرکت های بزرگ تر، احتمال بیشتری دارند که از چابکی رسانه های اجتماعی سود بیشتری کسب کنند. چابکی رسانه های اجتماعی، می تواند به فرایند سازمانی داخلی و عملکرد نوآوری کمک کند. از طریق مشارکت رسانه های اجتماعی در محل کار، ظرفیت جذب شرکت، به شدت برای کسب، تفکیک و جذب دانش خارجی تحت تأثیر قرار می گیرد. رسانه های اجتماعی چابک، می توانند تمایلات انطباقی و سازگاری شرکت را تقویت کنند. قابلیت پویا به عنوان یکی از استراتژی های شایستگی مدار در این مطالعه بررسی شد که می توان آن را به عنوان توانمندسازی پویا، آموزش نحوه یاد گرفتن، آینده نگری استراتژیک و دیگر مهارت ها به عنوان منابع تقلیدنشدنی و جایگزین نام برد که در کسب مزیت رقابتی بسیار کارساز است.
۱۶۲۹.

فراتحلیلی بر نقش متغیرهای کنترلی در نتایج مطالعات مرتبط با تأثیر عدم تقارن اطلاعاتی بر هزینه سرمایه سهام(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اندازه اثر عدم تقارن اطلاعات فراتحلیل متغیرهای کنترلی هزینه سرمایه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۱۰
هدف: شواهد تجربی در خصوص تأثیر عدم تقارن اطلاعاتی بر هزینه سرمایه سهام، تعارض مداومی را نشان می دهد. برخی مطالعات این رابطه را مثبت، برخی منفی و برخی غیرمعنادار ارزیابی کرده اند. از جمله عوامل مؤثر در این واگرایی، نقش متغیرهای کنترلی است. تعداد متغیرهای کنترلی قابل استفاده زیاد است؛ اما استفاده از برخی از آن ها به نتایج آسیب می زند و برخی دیگر، دقت پژوهش را زیاد می کند. در این فراتحلیل با توجه به متغیرهای کنترلی با تکرار بال که در پژوهش های قبلی استفاده شده است، تلاش می شود تا بررسی شود که وجود کدام متغیرهای کنترلی در معادله، نسبت به عدم وجود آن ضریب رگرسیون را به طور جدی تغییر می دهد. روش: با ترکیب یافته های ۳۵ مقاله منتشر شده بین سال های ۱۹۸۶ و ۲۰۲۲ که در مجموع، ۱۹۸ آزمون را شامل می شود، تعامل ظریف بین عدم تقارن اطلاعات و هزینه سرمایه روشن شده است. این فراتحلیل در چند مرحله اجرا شده است: ۱. عدم تقارن اطلاعاتی به عنوان متغیر مستقل و هزینه سرمایه سهام به عنوان متغیر وابسته تعیین شد و متغیرهای کنترلی، شامل نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار، بتای بازار، اندازه شرکت و نوع مالکیت، نوسان های بازده سهام، اهرم و رشد در ارزیابی لحاظ شد؛ ۲. به طور دقیق، پایگاه های داده برجسته از جمله ساینس دایرکت، امرالد، گوگل اسکالر، شبکه تحقیقات علوم اجتماعی (SSRN) و ریسرچ گیت جست وجو شد و در مجموع، ۱۸۸ مقاله بر اساس کلمات کلیدی مرتبط استخراج شد؛ ۳. مقاله ها برای اطمینان از هم سویی با فرضیه های پژوهش غربالگری شد و مطالعاتی مدنظر قرار گرفت که اطلاعات اندازه اثر را ارائه و از روش های هم بستگی استفاده کرده اند. در نهایت، ۳۵ مطالعه منتشر شده بین سال های ۱۹۸۶ و ۲۰۲۲، شامل ۱۹۸ اندازه اثر، فراتحلیل شد؛ ۴. اطلاعات کلی و جزئیات مربوط به اندازه اثر، به دقت از مقاله های انتخابی استخراج شده است؛ ۶. برای هر نمونه، اندازه اثر که با r نشان داده شده است، محاسبه شد؛ ۷. اندازه های اثر با در نظر گرفتن میانگین های وزنی و محاسبه خطای نمونه گیری ترکیب شد؛ ۸. همگنی اندازه اثر ارزیابی شد. یافته ها: چشم انداز تجربی در خصوص رابطه بین عدم تقارن اطلاعات و هزینه سرمایه سهام، واگرایی های جالبی را نشان داد. برای پرداختن به این موضوع، از رویکرد فراتحلیل استفاده شد که تأثیر متفاوت متغیرهای کنترلی را بر این رابطه نشان می دهد. یافته ها نشان دهنده تنوع شایان توجه در اندازه های اثر در بین مطالعات است. در نتیجه، از مدل اثرهای تصادفی برای محاسبه اندازه اثر تجمعی استفاده شد. متغیرهای کنترلی، در شکل دادن به رابطه عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه سرمایه سهام نقش محوری ایفا می کنند. به طور خاص، گنجاندن متغیرهای کنترلی مانند نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار، بتای بازار، اندازه شرکت و نوع مالکیت، ارتباط بین عدم تقارن اطلاعات و هزینه سرمایه سهام را کاهش می دهد. در مقابل، نوسان های بازده سهام، اهرم و رشد شرکت این رابطه را تغییر نمی دهد. تحلیل نیرومندی، یافته های اولیه را تأیید می کند. نتیجه گیری: پژوهشگران تجربی، اغلب باعدم قطعیت های مربوط به انتخاب متغیرهای کنترلی مناسب هنگام رگرسیون هزینه سرمایه سهام روی عدم تقارن اطلاعات دست وپنجه نرم می کنند. در این زمینه، به یک سؤال مهم پرداخته شده است: کدام متغیرها باید به عنوان متغیر کنترلی برای افزایش واقع گرایی نتایج تجربی عمل کنند؟ در این پژوهش، چهار متغیر کنترلی بر رابطه مد نظر تأثیر دارند: ارزش دفتری به ارزش بازار، بتای بازار، اندازه شرکت و نوع مالکیت. وجود این متغیرها در معادله رگرسیون نتیجه را به طور معناداری تغییر می دهد.
۱۶۳۰.

فناوری های نوین و صیانت پیش کنشی کارکنان محیط انتظامی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: فناوری های نوین هوش مصنوعی بلاک چین صیانت پیش کنشی نظارت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۴
صیانت پیش رویدادی از کارکنان انتظامی به عنوان یک رویکرد پیشگیرانه در تأمین سلامت و ایمنی نیروی انسانی در حوزه های امنیتی و انتظامی اهمیت ویژه ای دارد. این مقاله مروری، با هدف بررسی نقش فناوری های نوین در ارتقای امنیت و پیشگیری از جرم در نیروهای انتظامی، به بررسی گسترده ای از پژوهش های انجام شده در این حوزه پرداخته است. از جمله یافته های کلیدی این پژوهش، می توان به موارد زیر اشاره کرد: الگوریتم های یادگیری ماشین و شبکه های عصبی مصنوعی قادرند با تحلیل حجم عظیمی از داده ها، الگوهای رفتاری مجرمانه را شناسایی کرده و پیش بینی کنند. این امر به نیروهای انتظامی امکان می دهد تا به صورت پیشگیرانه اقدام کرده و از وقوع جرم جلوگیری کنند. با اتصال دستگاه های مختلف به یکدیگر، اینترنت اشیا امکان جمع آوری داده های فراوانی را فراهم می کند که می توان از آن ها برای نظارت بر محیط و شناسایی تهدیدات بالقوه استفاده کرد. با ایجاد یک دفتر کل توزیع شده و غیرقابل تغییر، بلاکچین می تواند به بهبود شفافیت، امنیت و ردیابی شواهد در پرونده های جنایی کمک کند. علاوه بر مزایای ذکر شده، این پژوهش به چالش های موجود در پیاده سازی این فناوری ها نیز پرداخته است. از جمله این چالش ها می توان به نگرانی های مربوط به حریم خصوصی، سوگیری الگوریتم ها اشاره کرد. در مجموع، این پژوهش نشان می دهد که فناوری های نوین می توانند به عنوان ابزاری قدرتمند برای مقابله با جرم و صیانت پیش کنشی مورد استفاده قرار گیرند.
۱۶۳۱.

واکاوی دلایل ناکارآمدی نظام مدیریت منابع انسانی در سازمان های دولتی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مدیریت منابع انسانی ملی ناکارآمدی نظام مدیریت منابع انسانی نظام اداری ایران مدیریت منابع انسانی در ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۱۱
پژوهش حاضر باهدف واکاوی دلایل ناکارآمدی نظام مدیریت منابع انسانی در سازمان های دولتی ایران با ماهیتی اکتشافی و با استفاده از روش تحلیل محتوی کیفی انجام شده است. مشارکت کنندگان این پژوهش آن دسته از خط مشی گذاران و مجریان سازمان های دولتی ایران بودند که در رابطه باریشه های ناکارآمدی نظام مدیریت منابع انسانی در بخش دولتی دارای نظرات درخور توجه بودند. داده ها به دو شیوه انجام 21 مصاحبه نیمه ساختاریافته و تحلیل 29 سخنرانی و اظهارنظر تخصصی که حول موضوع محوری پژوهش ایراد شده بودند، به دست آمد. پس از تجزیه و تحلیل داده ها، دلایل ناکارآمدی نظام مدیریت منابع انسانی در بخش دولتی ایران ذیل سه بعد دلایل ساختاری، دلایل رفتاری و دلایل زمینه ای دسته بندی شدند. یافته ها نشان داد عدم توجه به مشکلات رفتاری منابع انسانی، عدم اجرای درست قوانین فعلی توسط مجریان، بی انگیزگی مدیران و کارکنان دولتی و ارجحیت رابطه مداری بر ضابطه مداری از مهم ترین دلایل ناکارآمدی در بعد رفتاری هستند. تشریفات زائد نظام اداری، عدم تجدیدنظر در فرآیندهای اداری و بی توجهی به قانون در تدوین نظام مدیریت منابع انسانی از مهم ترین دلایل ناکارآمدی ها ساختاری هستند. در بعد زمینه ای، اختصاص پست های مدیریت براساس مناسبات سیاسی و نه شایستگی، ناکافی بودن منابع مالی، ضعف نقش های حاکمیتی دولت و عدم خط مشی گذاری مناسب از مهم ترین دلایل ناکارآمد شدن نظام مدیریت منابع انسانی در بخش دولتی ایران هستند. نتایج نشان دهنده آن است ارتقای کارآمدی نظام مدیریت منابع انسانی در بخش دولتی ایران نیازمند انجام مداخلات مؤثر و مرتبط با هر یک از این دلایل رفتاری، ساختاری و زمینه ای است که درهم تنیدگی مرموزی میان آن ها حکم فرما است.
۱۶۳۲.

نقش اندازه مؤسسه حسابرسی شرکت سرمایه پذیر بر کسب سود معاملاتی صندوق های سرمایه گذاری مشترک(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: صندوق سرمایه گذاری مشترک حسابرس شرکت سرمایه پذیر رتبه بندی شرکت ها مؤسسات حسابرسی ادغام شده

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۲
اندازه موسسه حسابرسی، به عنوان یکی از عوامل کلیدی در کیفیت خدمات حسابرسی شناخته می شود. موسسات بزرگ تر، به دلیل برخورداری از منابع مالی بیشتر، نیروی انسانی متخصص تر و زیرساخت های قوی تر، قادر به ارائه خدمات حسابرسی با کیفیت بالاتری هستند. این کیفیت بالاتر، به کاهش ریسک اطلاعاتی و افزایش اعتماد سرمایه گذاران به صورت های مالی صندوق منجر می شود. در نتیجه، سرمایه گذاران با اطمینان بیشتری به خرید و فروش واحدهای صندوق اقدام کرده و این امر می تواند به افزایش حجم معاملات و در نهایت، کسب سود معاملاتی بیشتر برای صندوق شود.  پژوهش حاضر باهدف بررسی نقش اندازه مؤسسه حسابرسی شرکت سرمایه پذیر بر کسب سود معاملاتی صندوق های سرمایه گذاری مشترک، داده های 18 صندوق طی سال های 1396 تا 1401 بررسی و در نهایت 1447 سال - شرکت که برای صندوق های سرمایه گذاری مشترک سود معاملاتی داشته اند، انتخاب و با استفاده از رگرسیون چندگانه و آزمون t welch تجزیه وتحلیل صورت گرفت. نتایج بیانگر آن بود در کسب سود معاملاتی صندوق های سرمایه گذاری مشترک، صورت های مالی حسابرسی شده توسط مؤسسات حسابرسی با رتبه یک و مؤسسات حسابرسی ادغام شده، تأثیرگذار است. به عبارت دیگر، شرکت های سرمایه پذیر که صورت های مالی آن ها توسط مؤسسات حسابرسی با رتبه یک حسابرسی می شوند، سود معاملاتی بیشتری برای صندوق های سرمایه گذاری مشترک به همراه دارند. از سویی دیگر، شرکت های سرمایه پذیر حسابرسی شده توسط مؤسسات حسابرسی ادغام شده، سود معاملاتی صندوق های سرمایه گذاری مشترک را کاهش می دهند.
۱۶۳۳.

توسعه سیستم بودجه ریزی مشارکتی شهرداری تهران مبتنی بر روش شناسی سیستم های نرم: بینش هایی از طرح "من شهردارم"(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بودجه ریزی مشارکتی روش شناسی سیستم های نرم سیستم های اجتماعی خودآفرین لومان فرایند یادگیری سازمانی در عمل شهرداری تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۹۶
در سال های اخیر بودجه ریزی مشارکتی به عنوان یک رویکرد دموکراتیک برای مشارکت شهروندان در انتخاب و تخصیص بودجه به پروژه های توسعه محلی در شهرداری تهران موردتوجه قرار گرفته است. علیرغم تلاش های ارزشمند، مشارکت مؤثر شهروندان نیازمند بررسی و شناسایی سیاست های توسعه سیستم است. پژوهش حاضر با طرح یک فرآیند یادگیری در عمل مبتنی بر روش شناسی سیستم های نرم و با الهام از نظریه سیستم های اجتماعی لومان، موقعیت مسئله را در چهار زیرسیستم: 1- ارتباط با شهروندان، 2-معنا و تعبیر شهروندان از پیام، 3-به جریان انداختن فرایند انتخاب و 4-خودآفرینی و تداوم را مبتنی بر تجارب موفق و زمینه های نیازمند بهبود "طرح من شهردارم" مورد تجزیه وتحلیل قرار داده و توصیه های سیاستی ارائه داده است. نوآوری پژوهش از منظر تحلیل بر پایه رفتارشناسی سیستم اجتماعی و تعبیه نظریه لومان در تحلیل های سیستمی نرم مطرح است. به طورکلی، تغییر نگرش مدیران شهری به حکمروایی مشارکتی، هماهنگی در سیستم برنامه ریزی و بودجه ریزی مشارکتی، گفتمان سازی و طرح ریزی رویکردهای تعاملی و توافق جمعی؛ ایجاد شبکه ارتباطی نخبگانی محلی و شهروندان؛ تسهیلگری و توانمندسازی جوامع محلی در راستای جلب مشارکت آگاهانه و مدیریت انتظارات؛ احراز هویت رأی دهندگان؛ توجه به پیامدهای پروژه ها در برقراری عدالت اجتماعی به تناسب گروه های جمعیتی؛ اجرای فرایند انتخاب به صورت مدیریت سبد پروژه ها؛ انعطاف پذیری در تأمین اعتبار و بودجه، تقویت اعتماد عمومی از طریق رسانه های جمعی، تمهیدات حفاظت و امنیت سایبری، سیاست های تشویقی مشارکت داوطلبانه کارکنان؛ طرح ریزی مکانیسم های نقش آفرینی شهروندان در اجرای پروژه ها؛ انتشار گزارش پیشرفت پروژه ها؛ تقویت مکانیسم های نظارت مردمی، دریافت بازخورد و پاسخگویی مدیران محلی در جلسات تعاملی با شهروندان به منظور توسعه سیستم بودجه ریزی مشارکتی در شهرداری تهران شناسایی گردید.
۱۶۳۴.

شناسایی بازدارنده های زمینه ای فعالیت شرکت های دانش بنیان حوزه تجهیزات پزشکی (شرکت های مستقر در پارک علم و فناوری بین المللی جمهوری اسلامی ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آسیب شناسی بازدارنده های زمینه ای شرکت های دانش بنیان پارک علم و فناوری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۹۵
این پژوهش با هدف شناسایی بازدارنده های زمینه ای فعالیت شرکت های دانش بنیان حوزه تجهیزات پزشکی مستقر در پارک علم و فناوری بین المللی جمهوری اسلامی ایران انجام شد. این مطالعه از نظر نحوه گردآوری داده ها غیرآزمایشی بوده است. جمع آوری داده ها با استفاده از مصاحبه چهره به چهره با مدیران عامل و یا نمایندگان مدیران عامل شرکت های دانش بنیان حوزه تجهیزات پزشکی در پارک علم و فناوری بین المللی جمهوری اسلامی ایران بوده است. مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع تئوریک پیش رفت. بر این اساس، با 23 نفر مصاحبه شد. به منظور تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون استفاده شد. پایایی یافته ها با استفاده از روش توافق درون موضوعی بررسی و ضریب پایایی بدست آمده بین دو کدگذار 78 درصد محاسبه شد. روایی آن نیز با استفاده از روش روایی تفسیری و ارائه نتایج پژوهش به 12 نفر از مصاحبه شوندگان به منظور اطمینان از صحّت یافته ها تایید شد. نتایج نشان داد در مراحل کدگذاری باز، محوری و انتخابی به ترتیب در مجموع 174 کد، 63 مضمون پایه و 5 مضمون سازمان دهنده استخراج شدند. 5 مضمون سازمان دهنده تشکیل دهنده بازدارنده های زمینه ای فعالیت شرکت های دانش بنیان مورد بررسی شامل ناکافی بودن حمایت های آموزشی، مالی و بازاریابی پارک از شرکت ها، حمایت ناکافی دولت از شرکت ها، عدم ثبات سیاست ها و تغییر مداوم قوانین و مقررات، مشکلات داخلی شرکت ها و مکان یابی نامناسب پارک علم و فناوری بودند. بنابراین افزایش حمایت از شرکت های مذکور و ثبات قوانین و مقررات می تواند راه گشای برطرف کردن بازدارنده های زمینه ای این شرکت ها باشند.
۱۶۳۵.

مدل ساختاری تفسیری تاب آوری زنجیره تأمین در ارتقاء خدمات گردشگری سلامت استان تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تاب آوری زنجیره تأمین گردشگری سلامت روش ساختاری تفسیری استان تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۷۸
تاب آوری زنجیره تأمین در ارتقای خدمات گردشگری سلامت برای اطمینان از در دسترس بودن و دسترسی به امکانات مراقبت های بهداشتی، سیستم های حمل ونقل و همکاری کارآمد میان ذینفعان بسیار مهم است. از این رو پژوهش حاضر، به بررسی عوامل مؤثر بر تاب آوری زنجیره تأمین در ارتقاء خدمات گردشگری سلامت در شهر تهران می پردازد. این پژوهش با استفاده از روش تحلیل محتوا و تکنیک مدلسازی ساختاری تفسیری انجام شده است. بدین صورت که با تحلیل محتوا عوامل مورد شناسایی قرار گرفته و با روش مدلسازی ساختاری تفسیری، تعاملات بین این عوامل شناسایی شده است. روش تحلیل محتوا و مدلسازی ساختاری تفسیری مبتنی بر نظر خبرگان است که در این تحقیق اساتید گردشگری، آژانس های گردشگری و پزشکان می باشد که 12 نفر از آنان به صورت هدفمند انتخاب شدند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که استفاده از فناوری های نوین در زنجیره تأمین، توسعه یک سیستم اطلاعاتی، ایجاد روابط استراتژیک با تأمین کنندگان، توانمندسازی و آموزش پرسنل، ارتقاء زیرساخت های ارتباطی اساسی ترین عوامل مؤثر بر تاب آوری زنجیره تأمین در ارتقاء خدمات گردشگری سلامت در استان تهران می باشند.
۱۶۳۶.

رهیافتی کیفی به فرادانش مدیریتی، بر پایه روش تحلیل مضمون(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فرادانش فرادانش مدیریتی فرادانش استراتژیک تحلیل مضمون

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۹۹
به ساده ترین بیان، فرادانش، دانش در باره دانش دیگران است. هرچه دانش سازمان در باره دانش دیگر شخصیت های حقیقی و حقوقی بیشتر باشد، انتظار می رود تصمیم های راهبردی در سازمان، با کیفیت بیشتری گرفته شود. این پرسش که مسئولیت مدیران در برابر فرادانش سازمانی چیست؟ به قدر کفایت، تئوریزه و مدل نشده است. این پژوهش در راستای پر کردن این خلاء نظری در زمینه فرادانش راهبردی مدیریتی انجام شده است. از منظر فلسفی این پژوهش در دسته پارادایم تفسیری قرار می گیرد که با رویکرد کیفی انجام شده است. از آنجا که این پژوهش از رویکرد تحلیل مضمون انعکاسی بهره برده است. برای راهبرد تحلیل مضمون انعکاسی از مدل برون و کلارک (2006) استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش مدیران بخش دولتی در استان بوشهر بوده و نظرات 11 مدیر ارشد سازمانی بخش دولتی با مصاحبه نیمه ساختاریافته مرور شده است. در کدگذاری اولیه تعداد 176 کد مشخص گردید. یافته های پژوهش نشان از آن دارد که سازه فرادانش راهبردی مدیریتی از دو مضمون فرعی فرادانش برون سازمانی و فرادانش درون سازمانی تشکیل شده است. در فرادانش درون سازمانی به ابعادی به مانند فرهنگ به اشتراک گذاری منابع دانش، ظرفیت ساختاردهی مدیر به فرادانش، کیفیت تعامل مدیر در فرادانش، شناخت مدیر از منابع دانش در سازمان اشاره شده است. همچنین در فرادانش برون سازمانی به ابعادی چون شناخت مدیر از منابع دانش برون سازمانی، درک مدیر از ظرفیت ها و چالش های محیطی دانش، شناخت مدیر از منابع دانش مراجع بالادستی و توان مدیر در انتقال دانش بین مدیران میانی و بالادستی توجه شده است.
۱۶۳۷.

ارزیابی اثر تغییر اقلیم بر تضادهای آب و دیدگاه کارشناسان آب در مورد راهبردهای مدیریت آن در زیر حوضه های زاینده رود(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تغییر اقلیم منابع آب تضاد بحران آب مدیریت تضاد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۷۷
مناقشات مرتبط با آب در سطوح مختلف به دلیل عوامل انسانی و محیطی افزایش یافته است. از آنجایی که این تعارض ها به ندرت متأثر از یک عامل هستند، لازم است تضادها و تلاش های همزمان برای مدیریت آنها ارزیابی شود. این نیازمند آگاهی از روابط پیچیده و عوامل مؤثر بر آنها می باشد. این مقاله ارتباط بین تغییر اقلیم و مناقشات در زیرحوضه های زاینده رود را ارزیابی نموده و دیدگاه کارشناسان مرتبط با منابع آب را در مورد تأثیر تغییر اقلیم و راهبردهای مدیریت تضادهای آب ناشی از تغییر اقلیم در یک حوضه آبریز بررسی می کند. این پژوهش در دو مرحله تحلیل روند داده های ثانویه حاصل از ایستگاه های هواشناسی سینوپتیک در دو زیر حوضه و بررسی نظر کارشناسان انجام گردید. تحلیل روند داده های میانگین بارش باران و برف سالانه و شدت خشکسالی در سال های مختلف و تحلیل مضمون دیدگاه کارشناسان نشان دادند که نوسانات بارش و افزایش شدت خشکسالی ها در سال های اخیر در زیر حوضه های زاینده رود باعث کاهش منابع آب های سطحی و زیرزمینی شده و متعاقباً موجب کاهش دسترسی ذینفعان بر منابع و افزایش مناقشات بین کنشگران مختلف در زیرحوضه ها شده است. مهم ترین راهبردهای پیشنهادی به ترتیب اولویت عبارتند از: اصلاح الگوی کشت، تشکیل نظام مدیریتی جدید در کل حوضه، افزایش نظارت بر اجرای سیاست ها و راهبردها، تغییر نگرش ذی نفعان، ارجحیت تأمین منافع ذینفعان، و به کارگیری راهبردهای عملیاتی جدید.
۱۶۳۸.

ارزیابی آثار زیست محیطی شرکت پالایشگاه گاز فجر جم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: توسعه پایدار پالایشگاه گاز فجر آلودگی محیط زیست منابع آب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۸۰
در جهان امروز انرژی به عنوان یکی از عناصر بنیادین توسعه شناخته می شود و نقشی حیاتی در پیشرفت اقتصادی و اجتماعی ایفا می کند. پالایشگاه های نفت و گاز به عنوان زیرساخت های کلیدی تأمین انرژی، نه تنها نیازهای مصرفی را برآورده می سازند، بلکه تأثیرات زیست محیطی قابل توجهی بر مناطق پیرامونی خود دارند. این پژوهش باهدف بررسی اثرات زیست محیطی پالایشگاه گاز فجر شهرستان جم بر روستاهای پیرامون، به منظور تحلیل شاخص های زیست محیطی روستاهای پیرامون پالایشگاه پرداخته است. روش تحقیق توصیفی - تحلیلی بوده و از داده های کتابخانه ای؛ میدانی و همچنین تحلیل های نرم افزاری SPSS استفاده شده است. بر اساس یافته ها احداث پالایشگاه گاز فجر در شهرستان جم باعث ایجاد اثرات زیست محیطی منفی گسترده ای از جمله آلودگی هوا، تغییر کیفیت و کمیت آب، افت سفره های آب زیرزمینی، تخریب پوشش گیاهی، آلودگی خاک و صوتی، و تغییر الگوی کشت شده است. این اثرات نه تنها محیط زیست طبیعی را تهدید می کند، بلکه سلامت، معیشت و کیفیت زندگی ساکنان محلی را نیز به شکل جدی تحت تأثیر قرار داده است. این پژوهش تأکید می کند که بدون اقدامات فوری و ساختاریافته، پیامدهای زیست محیطی پالایشگاه گاز فجر می تواند به یک بحران غیرقابل جبران تبدیل شود. بنابراین، ضرورت دارد که سیاست گذاران، مدیران صنعتی و مردم به صورت هم افزا برای بازسازی محیط زیست و ایجاد توسعه پایدار در منطقه گام بردارند.
۱۶۳۹.

Analysing the Joy of Pilgrimage: Effects on Spiritual and Eudaimonic Well-Being(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Joy of pilgrimage Eudaimonic Well-Being spiritual well-being Self-actualisation

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۷۷
Pilgrimage denotes a profound spiritual journey that cultivates personal transformation, resilience, and psychological well-being. Previous studies have explored the psychological effects of pilgrimage. However, the specific mechanisms through which these spiritual experiences foster enduring happiness still remain underexplored. This study aims to investigate how spiritual well-being enhances the joy of pilgrimage through the lens of eudaimonic well-being, drawing on the self-determination theory (SDT) and the principles of eudaimonic psychology. The study argues that spiritual well-being acts as a fundamental resource, enabling pilgrims to navigate various challenges on their journey ( e.g. , physical hardship and introspection), achieve self-actualisation, and ultimately experience deep existential satisfaction. Structural equation modelling (SEM) was employed to survey 152 Arbaeen pilgrims. The results indicated that spiritual well-being significantly influenced eudaimonic well-being, which in turn enhanced the joy derived from pilgrimage. The findings suggested that fulfilment associated with pilgrimage was not merely a fleeting emotional response but a deeply rooted psychological state arising from personal transformation, meaning-making, and spiritual elevation. This study contributes to the literature on religious tourism, positive psychology, and spirituality by highlighting the transformative power of pilgrimage as a pathway to human flourishing. It also provides both theoretical and practical frameworks for researchers, policymakers, and mental health practitioners seeking to understand and promote the psychological benefits of spiritual experiences.
۱۶۴۰.

تحلیل عوامل موثر بر طراحی مدل اقتصاد پلتفرمی در ایران متاثر ازهوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اقتصاد پلتفرمی اقتصاد دیجیتال هوش مصنوعی رفتار مخاطب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۳۷
هدف: هدف پژوهش تحلیل عوامل موثر بر طراحی مدل اقتصاد پلتفرمی در ایران متاثر ازهوش مصنوعی است. روش: رویکرد پژوهش آمیخته اکتشافی است. در بخش کیفی، از تحلیل مضمون پلتفرم های موفق و کدگذاری مصاحبه ها با 12 متخصص با اشباع نظری و تحلیل اسناد و قوانین تجارت الکترونیک به کمک روش گرندد تئوری، مدل پارادایمی پژوهش بدست آمده است. اعتبار مدل با روش مثلث سازی داده ها و روایی آن از طریق ارائه توصیفات غنی و دقیق و پایایی از طریق مستندسازی دقیق کلیه مراحل تضمین گردید. در بخش کمی بر اساس نتایج کیفی پرسشنامه طیف لیکرت طراحی شد و برای221 نفر از متخصصین فعال در اقتصاد دیجیتال توزیع شد. حجم نمونه بر اساس روش کوهن محاسبه شد. داده ها با روش حداقل مربعات جزئی و نرم افزار اسمارت پی ال اس تحلیل شدند. روایی پرسشنامه از طریق تحلیل عاملی تاییدی و پایایی با آلفای کرونباخ سنجیده شد. یافته ها: مولفه های اصلی مدل شناسایی و روابط بین مولفه ها مورد ارزیابی قرار گرفته اند و معنا دار بودن آن ها با سطح اطمینان 95% تایید شدند. نتیجه گیری: رفتار مخاطبان و توسعه خدمات هوشمندانه، بیشترین تاثیر را بر تدوین استراتژی های حمایتی، برندسازی و تعامل مؤثر با مشتری ها دارند و استراتژی های حمایتی و برندسازی، نقش مهمی در اصلاح قوانین موجود و حمایت از حقوق مؤلفان ایفا می کنند. توسعه و تقویت زیرساخت های کاربری و بازنگری نظام قانون گذاری، لازمه موفقیت و پایداری مدل اقتصاد پلتفرمی است و مستقیماً بر بهبود پیامدهای نهادی و استراتژیک اثرگذار بوده و عامل کلیدی در افزایش اعتماد عمومی و پایداری بازار به شمار می روند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان