فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۸۱ تا ۱٬۳۰۰ مورد از کل ۵۸٬۸۵۴ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل تطبیقی شیوه ها و ابزارهای سنجش سلامت اداری در الگوهای پیشرو جهانی انجام شد؛ تا با استخراج درس آموخته های بین المللی، چهارچوب ارتقا سلامت اداری در کشورهایی با ساختارهای مشابه ایران را ارائه دهد. طرح پژوهش/ روش شناسی/ رویکرد: پژوهش کیفی و مبتنی بر مرور نظام مند ادبیات علمی است. داده ها با استفاده از روش هفت مرحله ای ساندلوسکی و باروسو گردآوری و تحلیل شده اند. جامعه پژوهش شامل مستندات و مدل های عملیاتی بین المللی نظیر سازمان شفافیت بین الملل، برنامه عمران ملل متحد و سازمان همکاری و توسعه اقتصادی بوده است. تحلیل داده ها با روش تحلیل محتوای کیفی انجام و روایی از طریق کدگذاری سه مرحله ای و اجماع پژوهشگران کنترل گردید. یافته ها: یافته ها نشان می دهد الگوهای سنجش سلامت اداری در قالب سیستم سلامت ملی و پیمایش های ادراکی ارائه می شوند. شاخص های ادراکی سازمان شفافیت بین الملل برای مقایسه بین المللی مناسب هستند ولی نیازمند تکمیل با داده های عینی داخلی اند؛ رویکرد برنامه عمران ملل متحد بر مشارکت کارکنان و اصلاحات تدریجی تمرکز دارد و مدل های بلوغ سازمان همکاری و توسعه اقتصادی، جامع ترین چهارچوب نهادی را فراهم می کنند. تحلیل انتقادی نشان داد به کارگیری مدل های جهانی بدون بومی سازی با چالش هایی همچون ضعف هماهنگی نهادی و محدودیت شفافیت داده مواجه است. براین اساس، مدل ترکیبی پیشنهادی پژوهش شامل پایش ادراکی-عینی، تقویت فرهنگ سازمانی و اصلاحات ساختاری مبتنی بر شواهد است. ارزش/ اصالت پژوهش: این پژوهش نخستین مرور نظام مند تطبیقی در ایران است که سه چهارچوب معتبر جهانی را کنار هم قرار داده، نقاط قوت و ضعف آن ها را تحلیل کرده و پیشنهاد بومی سازی ارائه داده است. نتایج می تواند مبنای تصمیم گیری مبتنی بر شواهد برای اصلاحات نظام اداری و افزایش اعتماد عمومی در کشور قرار گیرد. پیشنهادهای اجرایی/ پژوهشی: اجرای آزمونه چهارچوب های بین المللی در دستگاه های منتخب، ایجاد نظام یکپارچه داده ها و شاخص های ملی سلامت اداری از مهم ترین پیشنهادهای اجرایی است. همچنین توسعه شاخص های بومی، انجام پیمایش های ملی ادراک سلامت و تحلیل اثربخشی مداخلات اصلاحی در قالب طرح های طولی، به عنوان پیشنهادهای پژوهشی مطرح می شود.
تدوین الگوی نظارت بر اثربخشی خط مشی های عمومی نظام بانکی در عصر دیجیتال(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
رویکردهای نو در مدیریت دولتی دوره ۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
92 - 116
حوزههای تخصصی:
هدف از تحقیق حاضر نظارت بر اثربخشی خط مشی های عمومی نظام بانکی در عصر دیجیتال، از مهمترین الزامات ارتقای کیفیت، اجرای دقیق و بهبود مستمر خط مشی ها است. این پژوهش با هدف تدوین الگوی نظارت بر اثربخشی خط مشی های عمومی نظام بانکی در عصر دیجیتال انجام شده است. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و توسعه ای و از لحاظ نوع داده ها آمیخته اکتشافی است که برای نیل به اهداف آن، از رویکرد آمیخته متوالی اکتشافی استفاده شد. در مرحله کیفی با استفاده از روش تحلیل مضمون، ابعاد، مولفه ها و شاخص های الگو از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با 15 نفر از خبرگان دانشگاهی و اجرایی نظام بانکی، احصاء شد، لذا در این مرحله چهار بعد، هشت مولفه و سی و سه شاخص به دست آمد. در مرحله کمی، برای اعتبارسنجی الگو، از مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد، بدین صورت که پرسشنامه ای براساس عوامل احصاء شده در مرحله کیفی، طراحی و در بین 120 نفر از کارشناسان بانکداری دیجیتال بانک کارآفرین، توزیع شد تا روابط بین شاخص ها و مقوله ها ارزیابی شود. داده های مرحله کمی با استفاده از نرم افزار Smart Pls نسخه 3 مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته های حاصل از دو مرحله کیفی و کمی نشان داد که نظارت بر اثربخشی خط مشی های عمومی نظام بانکی در عصر دیجیتال شامل نظارت بر حوزه فناوری و نوآوری، نظارت بر حوزه عملکردی، نظارت بر حوزه بازار و مشتری و نظارت بر تاثیرات اقتصادی و اجتماعی خط مشی است. تحلیل های کمی نیز معنی داری ارتباط بین شاخص ها و مولفه های مورد نظر را تایید کردند. نتایج این پژوهش می تواند برای نظارت بر اثربخشی خط مشی های عمومی نظام بانکی در عصر دیجیتال در سازمانهای دولتی مفید باشد.
بررسی تاثیر کلان داده بر ویژگی های کیفی گزارش های مالی و ایفای مسئولیت پاسخگویی در بخش عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع و هدف مقاله: هدف از این پژوهش بررسی تاثیر کلان داده بر ویژگی های کیفی گزارش های مالی و ایفای مسئولیت پاسخگویی در بخش عمومی است. روش پژوهش:جامعه آماری مورد بررسی شامل اساتید دانشگاه در حوزه حسابداری و کلان داده و همچنین افراد شاغل در سطوح مختلف مشاغل حسابداری و حسابرسی در سازمان های بخش عمومی می باشد. داده های پژوهش از طریق پرسشنامه محقق ساخته به روش گلوله برفی از تعداد 176 پرسشنامه طی زمستان سال 1403 جمع آوری و از طریق مدلسازی معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شد. یافته های پژوهش: نتایج حاصل از پژوهش نشان داد در بخش عمومی کلان داده تأثیر مثبت و معناداری بر ویژگی های کیفی گزارش های مالی مرتبط با محتوا و ارائه اطلاعات دارند. همچنین اثر غیرمستقیم کلان داده بر مسئولیت پاسخگویی از طریق ویژگی های کیفی ارائه اطلاعات معنادار است. اما اثر غیرمستقیم کلان داده بر مسئولیت پاسخگویی از طریق ویژگی های کیفی محتوای اطلاعات معنادار نیست. به علاوه اثر کل (ترکیبی از اثر مستقیم و غیرمستقیم) کلان داده، تأثیر مثبت و معناداری بر مسئولیت پاسخگویی دارد. از سویی مشاهده شد ویژگی های کیفی محتوای اطلاعات رابطه معناداری با مسئولیت پاسخگویی ندارند، لیکن ویژگی های کیفی ارائه اطلاعات بر مسئولیت پاسخگویی تأثیر مثبت و معناداری دارند. نتیجه گیری، اصالت و افزوده آن به دانش: یافته های این پژوهش نشان داد، با توجه به مزایا و تاثیرات کلان داده بر کیفیت گزارش های مالی و ایفای مسئولیت پاسخگویی در بخش عمومی، دولت ها بایستی جهت بهره برداری حداکثری از مزایا آن نسبت به برنامه ریزی، سرمایه گذاری، ایجاد زیرساخت های مناسب و آموزش کارکنان اقدام نمایند.
بررسی مؤلفه های مربی گری در بین مدیران مبتنی بر رویکرد ادراکی و شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت استراتژیک هوشمند سال ۴ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
347 - 370
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش به بررسی مربی گری شناختی–رفتاری در سازمان ها پرداخته شده است؛ رویکردی که بر پایه نظریه های شناختی و رفتاری شکل گرفته و با هدف ارتقای عملکرد شغلی، کاهش اضطراب و فرسودگی کارکنان و بهبود تاب آوری فردی و تیمی مورد استفاده قرار می گیرد. مرور پیشینه نشان می دهد که مربی گری شناختی از طریق اصلاح باورها و الگوهای فکری ناکارآمد، توانایی کارکنان را در مقابله با فشارهای شغلی افزایش می دهد و رفتارهای اثربخش سازمانی را تقویت می کند. این مطالعه بر چهار بعد کلیدی شامل مربی گری شغلی شناختی–رفتاری، مربی گری شناختی–رفتاری (CBC)، طراحی مدل های مربی گری شناختی و مربی گری برای مهارت های مقابله ای متمرکز است و مدلی مفهومی برای پیاده سازی در محیط های واقعی سازمانی ارائه می دهد. روش پژوهش مبتنی بر مرور و تحلیل نظام مند مقالات علمی سال های ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ بوده و نتایج نشان می دهد مداخلات مربی گری شناختی می توانند به شکل معناداری استرس شغلی را کاهش دهند، تاب آوری و مهارت های رهبری مدیران را توسعه دهند و فرسودگی شغلی کارکنان را بهبود بخشند. همچنین، طراحی مدل های بومی مربی گری شناختی متناسب با شرایط فرهنگی و سازمانی ایران می تواند در توسعه منابع انسانی و افزایش تعهد سازمانی نقش مؤثری ایفا کند. دستاوردهای این پژوهش شامل ارائه پیشنهادهای کاربردی برای طراحی دوره های آموزشی مبتنی بر شناخت و رفتار، اجرای برنامه های مربی گری در سازمان های دولتی و خصوصی و توسعه مهارت های مقابله ای کارکنان است. نتایج این تحقیق برای مدیران، مربیان حرفه ای و پژوهشگران حوزه مدیریت منابع انسانی و رفتار سازمانی کاربردی خواهد بود و می تواند به عنوان مبنای تحقیقات آینده در زمینه سلامت روانی و عملکرد سازمان ها مورد استفاده قرار گیرد.
ارزیابی تاب آوری و آسیب پذیری شهری دماوند با رویکرد ترکیبی نمایه سازی و نگاشت فضایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و برنامه ریزی شهری دوره ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
76 - 95
حوزههای تخصصی:
مقدمه تاب آوری شهری به ظرفیت سیستم برای جذب آشفتگی ها، سازماندهی مجدد و حفظ همان عملکرد، ساختار و بازخوردها برای تحقق پایداری گفته می شود. آسیب پذیری بالای شهر دماوند در برابر سوانح طبیعی زلزله و سیل، به لحاظ قرارگیری در میان رشته کوه های البرز از یک سو و ناکارآمدی شیوه های برنامه ریزی و مداخله در توسعه فضایی از سوی دیگر، باعث تاب آوری پایین آن شده است. با توجه به تفاوت وضعیت آسیب پذیری و ظرفیت تاب آوری پهنه های مختلف شهر در برابر سوانح، تحلیل و نگاشت فضایی وضعیت تاب آوری در برابر بحران ها ابزاری مؤثر برای تصمیم گیری و برنامه ریزی پایدار توسعه فضایی به شمار می رود. در این زمینه، هدف پژوهش به ارزیابی وضعیت و نگاشت فضایی تاب آوری شهری در دماوند اختصاص یافته است؛ با این نیت که پهنه های آسیب پذیر از این منظر شناسایی و شیوه های مؤثر مواجهه با آن ارائه شود. در این زمینه، از روش شناسی نمایه سازی تاب آوری در ترکیب با نگاشت فضایی به مدد روش های تحلیل آمار فضایی با استفاده از نرم افزار جی آی اس بهره گیری شده است. مواد و روش ها این پژوهش از روش شناسی نمایه سازی تاب آوری در ترکیب با نگاشت فضایی به مدد روش های تحلیل آمار فضایی با استفاده از نرم افزار جی آی اس بهره گرفته است. بر این اساس، نخست به روش مرور اسنادی مدل مفهومی عملیاتی تاب آوری شهری طراحی و سپس بر اساس آن وضعیت با استفاده از روش های آمار فضایی سنجش و ترسیم شد. در نهایت، از تحلیل چهار مؤلفه اصلی تاب آوری، شامل تاب آوری محیطی، پویایی اقتصادی، کارآمدی فضایی و تنوع اجتماعی و با استفاده از نمودارهای پراکندگی و تحلیل های فضایی، نتایج در سطح محله ها مورد بررسی قرار گرفت. داده های مورد نیاز از منابع مختلفی شامل سرشماری سال ۱۳۹۵، داده های مکانی و لایه های جی آی اس، تصاویر ماهواره ای و اطلاعات گردآوری شده از سازمان های مرتبط استخراج شدند. این داده ها در محیط جی آی اس پردازش شدند و نقشه های موضوعی و لایه های اطلاعاتی لازم برای تحلیل تهیه شد. برای تحلیل فضایی مقوله های تاب آوری، شاخص های مرتبط با هر یک از مؤلفه ها انتخاب و تحلیل های فضایی به صورت جداگانه انجام پذیرفت. این تحلیل ها شامل تحلیل تراکم کرنل برای شاخص هایی مانند تراکم جمعیت، فضاهای سبز شهری و کاربری های تجاری و کشاورزی، تحلیل شبکه برای بررسی دسترسی به خدمات امدادی و ایستگاه های حمل ونقل، و تحلیل اتصال پذیری با استفاده از اسپیس سینتکس (depthMapX) برای ارزیابی هم پیوندی شبکه معابر بود. همچنین، تحلیل تغییرات کاربری زمین با استفاده از Google Earth Engine برای شناسایی تغییرات بی رویه کاربری زمین انجام شد. در نهایت، هم پوشانی برای ترکیب شاخص های مختلف و تولید نقشه های نهایی تاب آوری شهری صورت گرفت. در مرحله نهایی، نقشه های تهیه شده برای هر یک از مؤلفه های تاب آوری بررسی شدند. هر نقشه به صورت رستری تهیه و مناطق با بالاترین و پایین ترین میزان تاب آوری مشخص شد. با هم پوشانی چهار نقشه رستری، نقشه تاب آوری تلفیقی استخراج شد که در آن رنگ سبز نشان دهنده بالاترین امتیاز تاب آوری و رنگ قرمز نشان دهنده پایین ترین امتیاز تاب آوری شهری بود. برای تحلیل ارتباط بین شاخص های تاب آوری، تحلیل رگرسیون فضایی و نمودارهای پراکندگی داده ها تهیه شد. این تحلیل ها به شناسایی الگوهای فضایی و ارائه پیشنهادهای کاربردی برای افزایش تاب آوری شهری کمک کرده اند. یافته ها این پژوهش با بررسی رابطه میان شاخص تلفیقی تاب آوری شهری و چهار مؤلفه کلیدی شامل تاب آوری محیطی، پویایی اقتصادی، کارآمدی فضایی و تنوع اجتماعی در محله های شهر دماوند، از نمودارهای پراکندگی داده ها و مدل های رگرسیون فضایی استفاده کرده است که نتایج مهمی را درباره الگوهای تاب آوری در این شهر ارائه می دهد. بررسی تاب آوری محیطی نشان داد این عامل نقش تعیین کننده ای در بهبود تاب آوری فضایی محله ها دارد. محله هایی که دارای پایداری محیطی بالاتر هستند، تاب آوری بیشتری را نیز تجربه می کنند. در مقابل، مناطقی که با چالش هایی مانند تخریب محیط زیستی، فرسایش خاک و فشار بر منابع اکولوژیکی مواجه هستند، از آسیب پذیری بیشتری برخوردارند. نتایج تحلیل رگرسیون فضایی نشان داد محله هایی با پوشش گیاهی بیشتر و زیرساخت های محیطی مناسب، پایداری بیشتری در برابر بحران های طبیعی و تغییرات اکولوژیکی دارند. در حوزه پویایی اقتصادی، یافته ها بیانگر آن است که محله هایی که از فعالیت های اقتصادی پایدار، زیرساخت های تجاری مناسب و تنوع شغلی برخوردارند، سطح تاب آوری بالاتری را نشان می دهند. از سوی دیگر، در برخی محله ها، با وجود برخورداری از تاب آوری کلی بالا، نابرابری های اقتصادی مشاهده می شود که می تواند ناشی از تفاوت در دسترسی به فرصت های اقتصادی و زیرساخت های اشتغال باشد. محله هایی که از لحاظ اقتصادی پویاتر هستند، انعطاف پذیری بیشتری در مواجهه با بحران های اقتصادی داشته و وابستگی کمتری به منابع مالی محدود دارند. رابطه کارآمدی فضایی و تاب آوری شهری نیز به طور معناداری مثبت ارزیابی شد. محله هایی که از برنامه ریزی فضایی منسجم، دسترسی مناسب به خدمات شهری و زیرساخت های حمل ونقل کارآمد برخوردارند، سطح تاب آوری بالاتری دارند. در مقابل، پراکندگی نامنظم کاربری ها، شبکه های ارتباطی ناکارآمد و کمبود فضاهای عمومی کارکردی به عنوان عواملی شناخته شدند که می توانند موجب کاهش تاب آوری در برخی محله ها شوند. به ویژه در مناطقی که تراکم بالای جمعیتی و فقدان نظام حمل ونقل یکپارچه وجود دارد، احتمال آسیب پذیری در برابر بحران های شهری افزایش می یابد. تحلیل تنوع اجتماعی نشان داد این مؤلفه نقش مهمی در افزایش تاب آوری دارد. محله هایی که دارای ترکیب جمعیتی متنوع از نظر قومی، فرهنگی و اقتصادی هستند، به دلیل سرمایه اجتماعی قوی تر، تعاملات میان گروهی بیشتر و مشارکت اجتماعی بالاتر، در مواجهه با بحران ها عملکرد بهتری دارند. در مقابل، محله هایی که از انسجام اجتماعی کمتری برخوردارند، اغلب آسیب پذیرتر هستند و توانایی مدیریت بحران های اجتماعی و اقتصادی در آن ها کاهش می یابد. علاوه بر این، در برخی محله ها، به خلاف برخورداری از تنوع اجتماعی بالا، چالش هایی مانند تنش های فرهنگی یا نبود همکاری مناسب میان گروه های محلی مشاهده شد که نشان دهنده اهمیت سیاست گذاری اجتماعی در افزایش تاب آوری محله ها است. نتیجه گیری نتایج این پژوهش نشان داد تاب آوری شهری دماوند تحت تأثیر چهار مؤلفه کلیدی تاب آوری محیطی، پویایی اقتصادی، کارآمدی فضایی و تنوع اجتماعی قرار دارد. محله هایی که از زیرساخت های شهری کارآمد، انسجام کالبدی و تنوع کاربری برخوردارند، سطح تاب آوری بالاتری دارند، در حالی که منطقه های دارای محدودیت های توپوگرافی، توسعه نامتوازن و کمبود زیرساخت ها، آسیب پذیرترند. به طور خاص، محله گیلاوند به دلیل موقعیت استراتژیک، دسترسی مناسب به زیرساخت های شهری و پویایی اقتصادی، بالاترین تاب آوری را نشان می دهد، در حالی که چشمه اعلا و شهرک آویشن به دلیل فاصله از مراکز خدماتی، گسترش بی رویه ویلاسازی و چالش های محیطی، پایین ترین میزان تاب آوری را دارند. محله های اوره، روح افزا، فرامه و حصار نیز در سطحی متوسط قرار گرفتند که این امر به دسترسی مطلوب به خدمات شهری و حمل ونقل عمومی نسبت داده شد. بر این اساس، راهکارهایی همچون تقویت زیرساخت های محیطی، توسعه پایدار فضاهای شهری، بهینه سازی کاربری زمین، تقویت اقتصاد محلی و افزایش سرمایه اجتماعی می تواند به افزایش تاب آوری شهر دماوند کمک کند. این پژوهش با ارائه رویکردی ترکیبی مبتنی بر نمایه سازی تاب آوری و نگاشت فضایی، الگویی برای تحلیل و برنامه ریزی در سایر شهرهای مشابه فراهم می کند و می تواند مبنای تصمیم گیری های آینده در راستای کاهش آسیب پذیری و بهبود تاب آوری شهری باشد.
تاثیر فرهنگ اخلاقی سازمانی، تجربه حسابرسی و آگاهی از اخلاقیات بر قضاوت اخلاقی حسابرسان داخلی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
عدم توانایی حسابرسان داخلی در رعایت کامل الزامات مندرج در آیین رفتار اخلاقی هنگام اجرای نقش ها و مسئولیت های حرفه ای شان منجر به نگرانی های اصلی این حرفه شده است. لذا هدف اصلی این پژوهش بررسی تاثیر فرهنگ اخلاقی سازمانی، تجربه حسابرسی و آگاهی از اخلاقیات بر قضاوت اخلاقی حسابرسان داخلی است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر داده ها پیمایشی و از نظر تحلیل ها توصیفی- همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش کلیه حسابداران رسمی در ایران بودند که سابقه کار حسابرسی داخلی داشتند و نمونه ها شامل 211 حسابرس بوده است. تعداد 350 پرسشنامه توزیع شد و تعداد 211 پرسشنامه تکمیل شده مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه و از روش معادلات ساختاری فرضیه های پژوهش آزمون شدند. نتایج نشان داد که فرهنگ اخلاقی سازمانی و تجربه حسابرسی بر قضاوت اخلاقی حسابرسان داخلی تاثیر دارند اما آگاهی از اخلاقیات تاثیر معناداری بر قضاوت اخلاقی حسابرسان داخلی نداشت.
مدلسازی رابطه بین تراکم ساختمانی، فضاهای سبز و آسایش حرارتی در مناطق متراکم شهر تهران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مدیریت سبز دوره ۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
1 - 23
حوزههای تخصصی:
رشد شهرنشینی و صنعتی شدن در سال های اخیر موجب افزایش تراکم شهری و نیز پدید آمدن اثرات نامطلوب محیطی تحت تاثیر جزایر حرارتی در شهرهایی همچون کلانشهر تهران گردیده است. پژوهش حاضر بدنبال رابطه بین تراکم ساختمانی، فضای سبز و آسایش حرارتی در منطقه ده شهرداری تهران به عنوان یکی از مناطق پرتراکم شهری از طریق مدلسازی پارامترهای مورد نظر است. در این پژوهش، با محاسبه شاخص تراکم شهری و نیز برداشت میدانی به مدت دو هفته همچنین تعریف سناریو کاهش تراکم و افزایش سبزینگی از طریق شبیه سازی نرم افزار انویمت به بررسی تاثیرات موضوع پرداخته شده است. نتایج نشان میدهد که با تغییر الگوی توسعه شهری و کاهش تراکم در راستای طولی در ترکیب با فضای سبز و احداث پارک میتوان به بهبود شرایط خرده اقلیمی، کاهش مصرف انرژی و دمای هوا به میزان 4-3 درجه سانتی گراد از طریق افزایش سایه اندازی، تبخیر و تعرق گیاهان و تهویه مناسب بوسیله فضاهای ارتباطی بهبود بخشید. یافته های این پژوهش تأکید میکند که هندسه مناسب شهری و توجه به مساله تراکم در کنار افزایش فضای سبز، از عوامل کلیدی در بهبود آسایش حرارتی شهروندان در مناطق پرتراکم با اقلیم گرم و خشک هستند.
Digital Transformation through Artificial Intelligence in Organizations: A Systematic Literature Review(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The current paper reviews the present literature in the most known scientific databases in the management and business fields about artificial intelligence (AI) and digital transformation within organizations. The main objective is to extract related research axes and uncover gaps in this emergent topic. The methodology used is a systematic literature review with RStudio software based on 36 selected papers from the Scopus and Web of Science (WOS) databases in the period of 2019-2024. The main axes identified are AI potential for organizations’ performance, innovation and AI potentials, and AI adoption determinants. Regarding the discussion and analysis of the results, future directions are projected to cover all sides of digital transformation through AI tools. The main contribution of this paper is to provide researchers and practitioners with current advancements and changes in Al tools utilized to facilitate digital transformation within evolving economic and social landscapes for companies.
تحلیل محتوایی وب سایت های تسهیل گران گردشگری پزشکی هند و ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت گردشگری سال ۲۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۹
375 - 410
حوزههای تخصصی:
صنعت گردشگری پزشکی به عنوان یک حوزه نوظهور با پتانسیل بالا نیازمند توسعه زیرساخت ها و اطلاع رسانی مؤثر است. با هدف تحلیل محتوای وب سایت تسهیل گران گردشگری پزشکی در هند و ایران انجام شد. شناسایی50وب سایت ها با استفاده از هفت کلیدواژه تخصصی گوگل صورت گرفت و داده ها از طریق برگه کدگذاری جمع آوری و با نرم افزار SPSS تحلیل شدند. محتوای بررسی شده شامل هفت مقوله و63 عنصر،ازجمله «ارتباط و تعامل مشتریان»، «پلتفرم های خدمات ویژه»، «تاریخچه شرکت برای اعتمادسازی»، «معرفی تجهیزات و تسهیلات درمانی و رفاهی»، « مقبولیت بین المللی شرکت» و«رعایت جذابیت های بصری در تمامی محورها» دسته بندی شدند. نتایج نشان می دهد دراین میان، بیشترین عناصر مربوط به مقوله"اطلاع رسانی و معرفی خدمات" است وکیفیت وب سایت های ایرانی پایین تر از وب سایت های هندی است. برای جذب بیشترگردشگران پزشکی، طراحی وب سایت ها، بهبود همکاری با مشتریان و استفاده از پلتفرم های مشترک ضروری است. این مطالعه بر اهمیت سامانه های یکپارچه و هوشمند در بهبود کارایی و سرعت فرآیندهای گردشگری پزشکی تأکید دارد.
چارچوب بهره گیری از هوش مصنوعی در مأموریت های امنیتی پلیس هوشمند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی ناجا سال ۱۰بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳۵)
43 - 80
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: استفاده از هوش مصنوعی در مأموریت های اطلاعاتی و امنیتی به واسطه قابلیت های آن در تحلیل داده های کلان، پیش بینی تهدیدات و پشتیبانی از تصمیم گیری، به سرعت در حال گسترش است. هدف این پژوهش، ارائه چارچوبی برای بهره گیری از هوش مصنوعی در مأموریت های امنیتی پلیس هوشمند است.روش: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، آمیخته (ترکیب کمی و کیفی) است. در بخش کیفی، داده ها از طریق مصاحبه با ۱۰ نفر از متخصصان هوش مصنوعی و امنیت جمع آوری و با استفاده از روش تحلیل مضمون بررسی شد. بر اساس یافته های کیفی، پرسش نامه ای محقق ساخته طراحی و در بخش کمی، بین ۲۹ نفر از کارشناسان خبره به صورت تمام شمار توزیع گردید. داده های کمی با استفاده از نرم افزار SPSS تحلیل و اعتبار ابزار با ضریب آلفای کرونباخ (91/0) تأیید شد.یافته ها: یافته ها نشان می دهند که سه بعد اصلی در بهره گیری از هوش مصنوعی شناسایی شده است:۱. الزامات و پیش نیازها (با ۵۸% اهمیت، ۳ مؤلفه و ۹ شاخص)۲. الزامات قانونی و صیانتی (با ۲۴% اهمیت، ۴ مؤلفه و ۱۱ شاخص)۳. خدمات مبتنی بر هوش مصنوعی (با ۱۸% اهمیت، ۴ مؤلفه و ۱۰ شاخص)نتایج: نتایج این پژوهش نشان می دهند که برای بهینه سازی بهره گیری از هوش مصنوعی در مأموریت های امنیتی پلیس، طراحی و پیاده سازی جامع ابعاد و مؤلفه های خدمات، الزامات تقویت سازوکارها و الزامات قانونی ضروری است. این اقدامات می توانند به طور قابل توجهی کارایی و اثربخشی مأموریت های اطلاعاتی و امنیتی را افزایش دهند و به مقابله مؤثر با تهدیدات نوظهور کمک کنند.
تاثیر شهرت شرکت بر اهرم مالی و اعتبار تجاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد مدیریت مالی سال ۱۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۴۸)
75 - 92
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر شهرت شرکت بر اهرم مالی و اعتبار تجاری است. در راستای اهداف پژوهش 174 شرکت عضو بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1390 تا 1401 انتخاب و آزمون شدند. برای سنجش شهرت شرکت از رویکرد امتیازدهی ترکیبی با استفاده از چهار مؤلفه شهرت شامل نسبت قیمت به سود هر سهم، کیوتوبین، نسبت سرمایه گذاری بلندمدت و عمر شرکت استفاده و همچنین از رتبه بندی 100 شرکت برتر سازمان مدیریت صنعتی نیز به عنوان روش جایگزین برای سنجش شهرت شرکت ها استفاده شد. به منظور آزمون فرضیه ها از رگرسیون چندگانه با روش برآورد حداقل مربعات (رویکرد اصلی) و گشتاورهای تعمیم یافته (رویکرد مکمل) استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد بین امتیاز شهرت شرکت و اهرم مالی ارتباط مستقیم و معناداری وجود دارد. همچنین نتایج بیانگر آن است که ارتباط معکوس و معناداری بین شهرت شرکت با اعتبار تجاری وجود دارد. افزون بر این یافته های مشابهی با استفاده از رتبه بندی 100 شرکت برتر سازمان مدیریت صنعتی مشاهده گردید. نتایج رویکرد مکمل نیز استحکام نتایج اصلی را تایید می نماید. این پژوهش دارای مفاهیم نظری و عملی برای مدیران، سهامداران و تأمین کنندگان منابع مالی است. یافته های پژوهش حاضر می تواند بیانگر اهمیت نقش مدیران در بهبود شهرت شرکت و در نتیجه افزایش تأمین مالی باشد. سهامداران نیز با سرمایه گذاری در شرکت های مشهور با ریسک کمتری مواجه خواهند شد. تأمین کنندگان منابع مالی نیز به منظور اعطای اعتبار می توانند از سنجه شهرت شرکت در کنار سایر سنجه های اعتبارسنجی استفاده نمایند.
بررسی تأثیر تئوری محدودیت بر کاهش ضایعات عادی و غیرعادی شرکت های لاستیک سازی
منبع:
حسابداری مدیریت راهبردی سال ۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
54 - 69
حوزههای تخصصی:
تئوری محدودیت، یک فلسفه مدیریتی اثربخش است که بر شناسایی و غلبه بر محدودیت های سیستم های تولیدی تمرکز دارد. این تئوری، با ارائه یک چارچوب منسجم برای بهینه سازی فرآیندها، به شرکت های لاستیک سازی کمک می کند تا ضایعات را کاهش داده و بهره وری را افزایش دهند. هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی تأثیر تئوری محدودیت بر کاهش ضایعات عادی و غیرعادی شرکت های لاستیک سازی می باشد. این پژوهش از جهت هدف، کاربردی و ازلحاظ گردآوری داده ها، توصیفی و پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش شامل حسابداران مدیریت، مدیران تولید شرکت های لاستیک سازی و اعضای هیات علمی دانشگاه می باشند. تعداد نمونه آماری 115 نفر انتخاب و پرسش نامه بین نمونه آماری توزیع گردید. روایی پرسش نامه از طریق مصاحبه با استادان و صاحب نظران حرفه مورد تائید قرارگرفته است. برای آزمون پایایی پرسش نامه نیز از آلفای کرونباخ استفاده شد. جهت سنجش نرمال بودن داده ها از آزمون کولموگروف اسمیرنوف و برای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار SPSS و آزمون T استفاده گردید. نتایج پژوهش نشان داد که تئوری محدودیت باعث کاهش ضایعات عادی و غیرعادی شرکت های لاستیک سازی می گردد. حذف محدودیت های غیرضروری می تواند جریان کار را بهبود بخشد و باعث کاهش ضایعات شود. وقتی گلوگاه های تولیدی بهینه شوند، کارایی افزایش می یابد و احتمال ضایعات کمتر می شود.
تأثیر یکپارچگی کانال های چندگانه همه کاره بر تجربه و بازگردانی مشتریان خرده فروشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۲
71 - 93
حوزههای تخصصی:
بازاریابی در صنعت خرده فروشی، همواره بر رضایت مشتریان با بازگرداندن مشتری برای خریدهای بعدی تمرکز داشته است. تجربه ای که مشتری از تعامل با روش ها و کانال های فروشنده کسب می نماید، نقش بسزایی در حس رضایت و در نتیجه تکرار خرید ایفا می کند. این پژوهش از ﻟﺤﺎظ ﻫﺪف ﮐﺎرﺑﺮدی و از ﻧﻈﺮ روش توصیفی-ﭘﯿﻤﺎﯾﺸﯽ است، هدف بررسی کانال های چندگانه و اثر آن بر راهبرد کانال همه کاره بر تجربه و بازگردانی مشتریان در صنعت خرده فروشی است. جامعه آماری مشتریان خرید اینترنتی اُکالا در تهران است که با استفاده از رویکرد کوکران، نمونه ای با حجم 156 نفر محاسبه شد. در این پژوهش پس از بررسی و تحلیل پیشینه ، مدل مفهومی پژوهش استخراج و پرسشنامه پژوهش بر آن اساس تنظیم شد پس از انجام اصلاحات با اعلام نظر خبرگان پژوهش، روایی و پایایی پرسشنامه به ترتیب با استفاده از روایی محتوایی لاوشه و آزمون آلفای کرونباخ سنجیده و تأیید شد. پس از تلخیص داده ها و پیش پردازش خروجی آن ها، داده ها با کمک نرم افزار SPSS به تحلیل آماری شدند. پس از برازش مدل مفهومی، فرضیه هابا استفاده از روش حداقل مربعات جزئی و مدل سازی معادلات ساختاری با نرم افزار SmartPLS آزمون شدند.لذا عوامل اثرگذار بر تجربه و رضایت مشتریان و خرید مجدد آنها در خرده فروشی های برخط شناسایی گردید و مشخص شد جذابیت هویت برند، ریسک ادراک شده، رضایت خرده فروشی و رضایت تعاملی بر بازگشت مشتری تاثیر دارد. همچنین مشخص گردید که رضایت تعاملی، رضایت خرده فروشی، عدم قطعیت خرده فروشی، جذابیت هویت برند و هزینه های انتقال بر خریدسنجی حضوری و در نهایت بازگرداندن مشتریان موثر است.
تحلیل و بررسی مبانی نظریه پویایی های فرهنگی و نقد آن بر اساس مبانی اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت فرهنگ سازمانی سال ۲۳ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۷۸)
411 - 424
حوزههای تخصصی:
هدف: نظریه پویایی های فرهنگی در زمره پارادایم تفسیری است و تلاش دارد با ارائه فرایند چهار مرحله ای ایجاد و تغییرات فرهنگی را تبیین کند. هدف این پژوهش بررسی و تبیین کارکرد نظریه پویایی های فرهنگی بعد از جایگزینی مبانی اسلامی در آن است.
روش: در این پژوهش، از روش حِکمی اجتهادی استفاده می شود. در این روش، منظومه معرفتی اسلام بر نظریه های شکل گرفته در علوم انسانی عرضه می شود. در روش یادشده مبانی معرفت شناسی، هستی شناسی، و روش شناسی اسلامی جایگزین مبانی نظریه می شود.
یافته ها: با جایگزینی مبانی اسلامی فرایند جلوه گری و تفسیر از کار می افتد و چرخه قطع می شود. همچنین عنصرِ «ارزش ها» در فرهنگ و پویایی های فرهنگی در دام نسبیت گرفتار و فرایند یادشده با چالش مواجه می شود.
نتیجه: با جایگزین کردن مبانی معرفت شناسی و هستی شناسی و روش شناسی اسلامی فرایندهای پویایی فرهنگی قابلیت تداوم و استمرار خود را از دست می دهند. به طور خاص، فرایند تفسیر در مدل یادشده از بین می رود و دیگر چرخه پویایی های فرهنگی استمرار نمی یابد. همچنین با جایگزینی مبانی معرفت شناسی اسلامی که رویکردی رئالیستی دارد فرایند جلوه گری نیز فاقد معیار و ملاک برای ارزیابی خواهد بود. زیرا بر اساس مبنای معرفت شناسی پارادایم تفسیری هر ارزشی که متولد ذهنیت افراد باشد ارزشمند است. در این صورت در تعارض بین ارزش ها هیچ معیار و ملاکی برای ارزیابی و سنجش صحت و درستی ارزش های فرهنگی وجود ندارد.
طراحی برنامه درسی مبتنی بر تفکر کارآفرینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت و چشم انداز آموزش دوره ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۴)
274 - 293
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش طراحی برنامه درسی مبتنی بر تفکر کارآفرینی (مورد مطالعه: مدارس متوسطه دوم غرب استان گیلان) می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و دارای رویکرد استقرائی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، بر مبنای روش تحلیل مضمون می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 10 نفر از مدیران مدارس متوسطه دوم غرب استان گیلان می باشد. حجم نمونه با روش نمونه گیری، هدفمند انجام شد و مصاحبه ها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل مضمون و نرم افزار 20 MAXQDA استفاده گردید. یافته های پژوهش نشان از تأثیر عوامل، منابع آموزشی مناسب، متخصصین و کارآفرینان، تشویق به تفکر خلاقانه و نوآوری، فراهم کردن فرصت های عملی، ارزیابی و بازخورد منظم، پرورش مهارت های ارتباطی و همکاری، آموزش مدیریت زمان و منابع، توانایی حل مسائل، آموزش مهارت های فنی و تخصصی، تشویق به تفکر انتقادی می باشد.
نقش رفتارهای هوشمند کارکنان در سازمان امور مالیاتی استان هرمزگان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف نقش رفتارهای هوشمند کارکنان در سازمان امور مالیاتی استان هرمزگان می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از نظر روش اجرای پژوهش کمی می باشد. جامعه آماری شامل کلیه مدیران و کارشناسان اداره مالیات استان هرمزگان به تعداد 358 نفر می باشد که از این تعداد 186 نفر به شیوه ی نمونه گیری تصادفی سیستماتیک انتخاب شدند. ابزارگردآوری پژوهش پرسشنامه می باشد که از 79 سوالی تشکیل شده است. روایی پرسش نامه (هوشمندی رفتار کارکنان) برابر با (923/0) و پایایی آن برابر با (746/0) محاسبه گردید. به منظور تجزیه و تحلیل یافته ها از نرم افزار SPSS و SMART PLS استفاده شد. نتایج نشان می دهد مضمون های سازمان دهنده «رفتار شهروندی سازمانی»، «رفتارهای کاری مخرب»، «رفتارهای برنامه ریزی شده»، «رفتارهای کنش گرای استراتژیک»، «رفتارهای سیاسی»، «رفتارهای ضد تولید»، «رفتارهای اخلاقی» و «رفتارهای اجتماعی مطلوب» مدل کارآمد هوشمندی رفتار کارکنان در اداره کل مالیات استان هرمزگان را تشکیل می دهند. نتایج ارائه شده نشان می دهد مضمون های سازمان دهنده «رفتارهای ضد تولید»، «رفتارهای سیاسی» و «رفتارهای برنامه ریزی شده» به ترتیب با مقادیر 88، 86 و 85 درصد بیشترین بخش مدل کارآمد هوشمندی رفتار کارکنان در اداره کل مالیات استان هرمزگان را تبیین می کنند.
رویکرد تحلیل مضمون: ارائه مدل ارتقای تجربه مشتری حقوقی بانک ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بازرگانی دوره ۱۷ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
1028 - 1066
حوزههای تخصصی:
هدف: امروزه مدیریت تجربه مشتری، به دلایل مختلف، از جمله افزایش نقاط تماس و تعدد منابع تولید داده های مرتبط با مشتری برای صنایع مختلف، به یکی از اولویت های پژوهشی و اجرایی تبدیل شده است. بانک ها نیز از این قاعده مستثنا نیستند و به منظور حفظ و ارتقای جایگاه خود در صنعت، برای بهبود تجربه مشتری برنامه ریزی می کنند. در واقع، بانک ها می بایست نقاط مختلف تعامل مشتری از طریق کانال های مختلف با بانک را شناسایی کنند و متناسب با نیاز مشتری، این نقاط را بهبود دهند. در این بین، مشتری حقوقی بانک، به دلایل مختلفی نظیر تعدد کمتر به مشتریان حقیقی، ماهیت پیچیده ساختاری و رفتار متفاوت تراکنشی و ادراکی، در کانون توجه پژوهش های این حوزه نبوده است؛ به همین دلیل، پژوهش حاضر با هدف ارائه مدلی برای ارتقای تجربه مشتری حقوقی بانک ها اجرا شده است.
روش: در راستای نیل به هدف پژوهش، از رویکرد کیفی و از روش تحلیل محتوای کیفی استفاده شد. در این راستا با ۱۴ نفر از متخصصان حوزه بانکی که با داده مشتریان حقوقی آشنایی کامل داشتند یا به صورت مستقیم با مشتری حقوقی در تماس بودند، مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته به عمل آمد و نظرها با استفاده از نرم افزار مکس کیودا کدگذاری شد. در نهایت، بر اساس اجرای فرایند کدگذاری های باز، محوری و انتخابی روی متن های پیاده سازی شده مصاحبه ها، مدل نهایی تدوین شد.
یافته ها: بر اساس تجزیه وتحلیل مصاحبه ها، ۱۲۷۹ کد باز (با تکرار)، ۳۲ مقوله و ۹ مضمون شناسایی شد. نتایج حاصل از تحلیل مصاحبه ها، در قالب جدول مقوله و مضامین و مدل ارتقای تجربه مشتری ارائه شد. مضامین مدل عبارت اند از: ۱. طراحی سرویس شخصی سازی شده؛ ۲. شناخت و ارزش گذاری مشتریان حقوقی؛ ۳. مدیریت داده و تحلیل مشتری؛ ۴. شناسایی فرایندها و اصلاح ساختار سازمانی؛ ۵. تحلیل رقبا، شرایط اقتصادی و سیاست های بانکی؛ ۶. مدیریت سبد محصولات؛ ۷. بلوغ و فرهنگ سازمان؛ ۸. مدیریت بازاریابی و تبلیغات؛ ۹. مدیریت ارتباط با مشتریان حقوقی.
نتیجه گیری: با تحلیل محتوای مصاحبه ها، در نهایت مؤلفه های اصلی در قالب سه لایه تدوین شد. لایه نخست، لایه استراتژیک است. این لایه شامل مؤلفه های می شود که روی سیاست ها و جهت گیری کلان سازمان تأثیر می گذارند و به تصمیم گیری های سطح بالا نیاز دارند. لایه دوم، لایه عملیاتی است که مؤلفه هایی را دربرمی گیرد که به اجرای استراتژی های سازمان و بهینه سازی فرایندها و ساختارهای موجود کمک می کنند. لایه سوم، لایه اجرایی است که مؤلفه های آن، به اجرای دقیق و عملیاتی فرایندهای روزانه و تعامل با مشتریان کمک می کنند. نتایج نشان می دهد که تحلیل داده و بینش صحیح در خصوص مشتری، در تمام مؤلفه های مدل ارتقای تجربه مشتری تأثیرگذار است؛ از این رو بانک ها می بایست، به شناسایی منابع داده مشتری و زیرساخت آن توجه ویژه ای داشته باشند. همچنین با توجه به لایه های تعیین شده برای مدل، حمایت لایه های مختلف مدیریتی و هماهنگی کارشناسان اجرایی اهمیت بسیاری دارد. انتظار می رود با اجرای این مدل در بانک ها، تجربه مشتریان حقوقی و سودآوری بانک ها افزایش یابد.
حمایت های حقوقی از سرمایه گذاری داخلی و خارجی در پروژه های مدیریت شهری: یک تحلیل کیفی از فرصت ها، چالش ها و راهکارها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و مدیریت شهری سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۵۳
۱۱۶-۹۹
حوزههای تخصصی:
جذب سرمایه گذاری در پروژه های شهری یکی از الزامات اصلی توسعه پایدار در مدیریت شهری ایران است که با موانع متعدد نهادی، ساختاری، حقوقی و مدیریتی مواجه است. بررسی نظام مند مطالعات نشان می دهد نبود چارچوب های قراردادی شفاف، ناتوانی در طراحی الگوهای تامین مالی، ضعف در اطلاع رسانی اقتصادی و ساختارهای ناکارآمد، از جمله مهم ترین دلایل ناکامی در جذب سرمایه محسوب می شوند. این پژوهش با رویکرد کیفی به بررسی حمایت های حقوقی از سرمایه گذاری داخلی و خارجی در پروژه های مدیریت شهری ایران می پردازد. هدف اصلی، شناسایی فرصت ها، چالش ها و راهکارهای حقوقی و نهادی برای ارتقای توان جذب سرمایه گذاران در حوزه مدیریت شهری است. داده ها از طریق تحلیل قوانین، قراردادها، معاهدات بین المللی و مطالعات تطبیقی گردآوری و با روش توصیفی–تحلیلی بررسی شده اند. نتایج نشان می دهد نبود چارچوب های قراردادی شفاف، پیچیدگی های اداری، ضعف در نظام اطلاع رسانی اقتصادی و ناکارآمدی ساختارهای شهرداری ها از مهم ترین موانع جذب سرمایه هستند. در مقابل، ظرفیت های اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی شهرها و تجربه های موفق داخلی و بین المللی فرصت های قابل توجهی برای توسعه سرمایه گذاری فراهم می کنند. بر اساس یافته ها، اصلاح قوانین، تدوین قراردادهای استاندارد، ارائه مشوق های اقتصادی و بازتعریف نقش شهرداری ها به عنوان نهادهای توسعه گرا، می تواند مسیر مشارکت بخش خصوصی و سرمایه گذاران خارجی را هموار ساخته و زمینه تحقق توسعه پایدار شهری را فراهم آورد
Designing the Market Share Development Model of Refah Kargaran Bank with the Approach of Analyzing the Competitive Environment of Iranian Banking(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This research has been carried out with aim of designing a model for development of market share of Refah Kargaran Bank with approach of analyzing the competitive environment of Iranian banking. The current research is considered to be a type of mixed research in terms of its applied-developmental goal and in terms of its implementation. The statistical population studied in this research includes experts. To determine the sample size, the snowball method was used, and based on this, the sample size was selected as 25 branch managers of Refah Kargan Banks. In order to analyze the quantitative data in this research, descriptive and inferential statistics were used. The findings showed that use of customer relationship management policies (need assessment, responsiveness, satisfaction and loyalty) had the most impact on increasing the market share of Refah Kargaran Bank with coefficient of 0.8425 and support and facilitation services of Refah Kargaran Bank were also It has taken the last place with a proximity coefficient of 0.4449. Based on results of research, proposed model presented by connecting and creating integration in effective themes in competitive environment will lead to the creation of coherent, comprehensive and coordinated cycle of the performance of each element in activities of Refah Bank.
پیش بینی ریسک حسابرسی با بهره گیری از الگوریتم های یادگیری عمیق: الگویی نوین در ارتقاء تصمیم گیری حرفه ای حسابرسان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی پژوهش حاضر، توسعه مدلی دقیق، کارآمد و مبتنی بر الگوریتم های یادگیری عمیق برای پیش بینی ریسک حسابرسی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، و بررسی پیامدهای کاربردی این مدل در ارتقاء کیفیت قضاوت و تصمیم گیری حرفه ای حسابرسان است. این پژوهش در پاسخ به محدودیت های روش های سنتی ارزیابی ریسک حسابرسی که اغلب در شناسایی ناهنجاری ها، پیچیدگی روابط غیرخطی و وابستگی های زمانی ناکارآمد هستند، انجام شده است. روش : پژوهش حاضر از نوع کاربردی و مبتنی بر داده های واقعی است. جامعه آماری پژوهش شامل 150 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی 1392 تا 1402 می باشند. داده ها با استفاده از روش غربال گری انتخاب شده و از منابع رسمی مانند سامانه کدال، بانک مرکزی و صورت های مالی حسابرسی شده استخراج شده اند. ریسک حسابرسی به صورت یک متغیر ساختگی و با استفاده از وقوع خطاهای نوع اول و دوم در گزارش حسابرسی تعریف شده است. متغیرهای پیش بین شامل 40 متغیر در سه سطح اصلی (ویژگی های حسابرس، ویژگی های صاحبکار، و شرایط اقتصاد کلان و بازار سرمایه) هستند. از آزمون t برای انتخاب مهم ترین متغیرها استفاده شده و در نهایت 25 متغیر وارد مدل شدند.سه الگوریتم یادگیری عمیق شامل: ماشین بردار پشتیبان، شبکه عصبی پیچشی و شبکه عصبی بازگشتی، جهت آموزش مدل و ارزیابی عملکرد آن استفاده شدند. برای سنجش دقت مدل ها از ماتریس اغتشاش، صحت و خطای نوع دوم استفاده گردید. داده ها به روش تصادفی 50 بار به دو دسته آموزش (75%) و آزمون (25%) تقسیم شدند. یافته ها: نتایج نشان داد الگوریتم RNN با دقت 96.4 درصد، بهترین عملکرد را در پیش بینی ریسک حسابرسی داشت. الگوریتم SVM نیز با دقت 89.6 درصد عملکرد قابل قبولی ارائه کرد، در حالی که CNN با دقت 85.8 درصد پایین ترین دقت را ثبت نمود. الگوریتم RNN توانست با نرخ خطای نوع دوم 2.7 درصد، الگوی مناسبی از روابط زمانی و غیرخطی بین متغیرها را استخراج کند. آزمون t و آزمون کای دو نشان دادند که متغیرهایی نظیر اندازه شرکت، نقدینگی، سودآوری، تخصص مالی هیأت مدیره، استقلال حسابرسی و نرخ تورم، اثر معناداری بر ریسک حسابرسی دارند. همچنین متغیرهایی مانند تغییر حسابرس، رتبه بندی مؤسسه حسابرسی و تخصص حسابرس، با ریسک حسابرسی ارتباط معناداری دارند. نتیجه گیری: یافته ها حاکی از آن است که الگوریتم های یادگیری عمیق، به ویژه RNNمی توانند ابزارهای مؤثری برای ارتقاء دقت قضاوت حرفه ای در ارزیابی ریسک حسابرسی باشند. این مدل ها با توانایی بالا در استخراج الگوهای پنهان و وابستگی های زمانی، امکان تصمیم گیری آگاهانه تر و سریع تر را برای حسابرسان فراهم می کنند. از منظر کاربردی، این پژوهش می تواند به نهادهای نظارتی مانند سازمان حسابرسی، سازمان بورس و مؤسسات حسابرسی در تدوین راهکارهای دقیق تری برای ارزیابی ریسک کمک کند. همچنین، سرمایه گذاران و تحلیل گران بازار سرمایه می توانند با اتکاء به پیش بینی دقیق ریسک حسابرسی، تصمیمات شفاف تر و مبتنی بر داده اتخاذ نمایند.