فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۵۲۱ تا ۴٬۵۴۰ مورد از کل ۵۸٬۸۵۴ مورد.
حوزههای تخصصی:
با توجه به نقش های متعدد زنان در جامعه، برقراری تعادل بین کار و زندگی به یکی از چالش های مهم در زندگی آنان تبدیل شده است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و طراحی الگوی پدیداری تعادل بین کار و زندگی زنان با تأکید بر استحکام خانواده در سازمان های دولتی انجام شد. این پژوهش کاربردی با رویکرد کیفی و به روش پدیدارشناسی توصیفی انجام گرفت. جامعه پژوهش را زنان شاغل در سازمان های دولتی تشکیل دادند که به روش نمونه گیری هدف مند قضاوتی انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته بود که مصاحبه با 11 نفر به اشباع داده ها رسید. برای تحلیل اطلاعات از روش پدیدارشناسی کلایزی استفاده شد. یافته های پژوهش حاکی از شناسایی تجربه زیسته زنان در 201 مفهوم پایه، 18 مقوله و 4 مضمون اصلی بود. 4 مضمون اصلی شامل: تقویت ارتباط با خانواده، جو حمایتی سازمان، غنی سازی و بازتعریف شغلی و سازگاری با نقش های چندگانه به عنوان 4 بعد الگوی پدیداری از تعادل بین کار و زندگی با تأکید بر استحکام خانواده در سازمان های دولتی است. در نتیجه برای برقراری تعادل کار و زندگی زنان با تأکید بر استحکام خانواده، تمرکز بر چهار بعد خانواده، سازمانی، شغلی و فردی ضروری است.
بررسی تاثیرات فناوری اطلاعات بر فرایندهای رفتار سازمانی
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی تاثیر فناوری اطلاعات بر سازمان ها و اثرات آن بر رفتار سازمانی می پردازد. در این زمینه تحقیقات کمی صورت گرفته و آنچه که در اینجا ذکر می شود، مطالعه برخی تحقیقات و مقایسه آنها با برخی از مشاهدات، حدس ها و گمان ها در این زمینه است. در این مقاله با این موضوع آشنا خواهیم شد که فناوری اطلاعات چگونه در سازمان های امروزی نقش ایفا می کنند و اصولا چه عملکردی از خود به جا گذاشته و زمینه ساز رشد و تحول می شوند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که فناوری اطلاعات باعث ایجاد برخی رفتارهای سازمانی و نیز تغییر برخی دیگر می شود.
بررسی رابطه عدم موفقیت حسابرسی صورت های مالی بر اثر سرایتی کاهش کیفیت حسابرسی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
حسابداری و شفافیت مالی سال ۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
51 - 66
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی این پژوهش فراهم ساختن شواهدی در مورد اثر سرایتی کاهش کیفیت حسابرسی است. عدم موفقیت حسابرسی روی کیفیت تحلیل های مالی انجام شده اثر می گذارد و به خاطر سوگیری در اطلاعات مهم، تأثیر زیادی در دقت تصمیم گیری دارد. روش شناسی: با استفاده از محدودیت های در نظر گرفته شده، تعداد 141 شرکت در بازه زمانی 1401-1395 به عنوان نمونه پژوهش انتخاب گردید. جهت آزمون فرضیه های پژوهش از رگرسیون خطی چند متغیره مبتنی بر داده های تابلویی بهره گرفته شده است. یافته ها: نتایج این پژوهش نشان می دهد که عدم موفقیت حسابرسی در تشخیص تحریف در صورت های مالی، کیفیت حسابرسی سایر شرکت هایی که توسط همان حسابرس، حسابرسی شده اند را پایین می آورد. این یافته نیز وجود دارد که اثر سرایتی کاهش کیفیت حسابرسی برای حسابرسان شرکت های حسابرسی غیر رتبه الف و غیرمتخصص صنعت قوی تر است. در واقع، عدم موفقیت حسابرسی می تواند اتفاق بیفتد. این امکان وجود دارد که عدم موفقیت در حسابرسی یک واحد خاص مشتری، روی شکست سایر مشتریانی که خدمات دریافت می کنند، اثر بگذارد. اگر چنین سرایتی اثبات شود، حرفه ی حسابداری و شرکت های حسابداری با چالش های بزرگی برای حفظ اعتبار حرفه ای روبرو خواهند شد که باید توجه خاصی به آن ها داشت. دانش افزایی: یافته های این پژوهش می تواند، شرکت های حسابرسی را ترغیب کند تا برای خدمات حسابرسی، کنترل کیفی طراحی کند. این اقدام با در نظر گرفتن مسئله ی حفظ کیفیت خدمات حسابرسی و اعتبار صورت می گیرد.
الگوی مدیریت سود و اجتناب مالیاتی با استفاده از راهبردهای سیاست مالیاتی متهورانه، دارایی مالیات انتقالی و بدهی مالیات انتقالی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
جدیدترین مورد اصلاح استانداردهای حسابداری در ایران به کارگیری استاندارد 35 حسابداری می باشد که برگرفته از استانداردهای بین المللی حسابداری است و به طور قابل توجهی الزامات شناسایی و افشای اطلاعات را برای مالیات های انتقالی افزایش می دهد. انگیزه استفاده از دارایی و بدهی مالیات انتقالی برای شناسایی اجتناب مالیاتی این است که معمولا اختیار بیشتری در اصول پذیرفته شده حسابداری نسبت به قوانین مالیاتی وجود دارد. مدیران ممکن است انگیزه ای برای افزایش سود در صورتهای مالی بدون افزایش سود در گزارش مالیاتی داشته باشند. بنابراین ممکن است این رویکرد سیاست مالیاتی شرکت را تغییر داده و منجربه مدیریت سود شود. از اینرو یکی از مواردی که احتمالاً بر مدیریت سود و همچنین اجتناب مالیاتی تأثیر گذار باشد مالیاتهای انتقالی است. هدف پژوهش بررسی این چالش است که آیا مالیاتهای انتقالی ناشی از صورتهای مالی گزارش شده براساس استاندارد حسابداری 35 به عنوان راهبردی برای مدیران جهت دستیابی به اجتناب مالیاتی می باشد یا خیر. و اینکه آیا سیاست مالیاتی متهورانه برگرفته از این استاندارد به عنوان ابزاری جهت مدیریت سود می باشد یا خیر. برای دستیابی به هدف پژوهش، داده های 169 شرکت نمونه از بورس اوراق بهادار تهران، در بازه زمانی 1395-1400 با استفاده از رویکرد حذف سیستماتیک گرد آوری شد و به شیوه تحلیل توصیفی–همبستگی با اجرای آزمون رگرسیون لجستیک تجزیه و تحلیل گردید. یافته ها نشان داد که سیاست مالیاتی متهورانه بر مدیریت سود تاثیر ندارد. همچنین دارایی مالیات انتقالی بر اجتناب مالیاتی تاثیر داشته ولی بدهی مالیات انتقالی تاثیری بر اجتناب مالیاتی نداشته است.
بررسی جایگاه آموزش تلفیقی به منظور توسعه نیروی انسانی در دانشگاه پیام نور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و توسعه منابع انسانی سال ۱۱ بهار ۱۴۰۳ شماره ۴۰
184 - 207
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش، بررسی جایگاه آموزش تلفیقی به منظور توسعه نیروی انسانی در دانشگاه پیام نور بود. برای انجام پژوهش از روش توصیفی- پیمایشی استفاده شد. جامعه آماری تحقیق شامل3700 نفر از اعضای هیأت علمی دانشگاه پیام نور در سال تحصیلی1402-1401 بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای 302 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار اصلی جمع آوری اطلاعات، دو پرسشنامه محقق ساخته بود که بعد از نظرسنجی به ترتیب برای آموزش تلفیقی پنج بعد مبانی پداگوژیکی، روش شناسی، فن آوری، سبک های یادگیری و استراتژی سازمانی با 40 شاخص و آلفای کرونباخ 903/0 و برای توسعه نیروی انسانی پنج بعد دانش و آگاهی، نگرش و بینش، مهارت ورزی، تفکر خلاقانه و رضایت شغلی با 39 شاخص و آلفای کرونباخ 893/0 بدست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها، از آزمون رگرسیون سلسله مراتبی و معادلات ساختاری مبتنی بر بسته نرم افزاری SPSS21استفاده شد. نتیجه اولیه پژوهش نشان داد که آموزش تلفیقی بر توسعه نیروی انسانی و ابعاد آن اثرگذار بوده است. به عبارتی، آموزش تلفیقی در سطح آلفای 05/0 به ترتیب بر ابعاد دانش و آگاهی(573/0) بینش(510/0)، رضایت شغلی(362/0)، تفکر نقادانه(351/0) و مهارت ورزی(241/0) اثرگذار بوده است. نتیجه نهایی پژوهش نیز نشان داد، از آنجا که مقدار خی دو نسبت به درجه آزادی(19/19.89 ) برابر با 05/1 کوچکتر از 3، شاخص نیکویی برازش برابر با 97/0و شاخص نیکویی برازش تعدیل شده برابر با93/0 بزرگتر از 90 درصد استاندارد، مقدار ریشه خطای میانگین مجذورات تقریبی برابر با 0029/0کوچکتر از سطح معناداری استاندارد01/0و مقدار ارزش بحرانی برابر با 38321/0 بزرگتر از سطح معناداری استاندارد 05/0 بوده که از یک سو، بیانگر برازش خوب مدل بوده و از سوی دیگر، بیان کننده رابطه علی بین آموزش تلفیقی و توسعه نیروی انسانی بوده است.
بررسی اطلاعات حسابداری در تعیین ابعاد مرتبط با شاخص سازی گزارشگری شهروند شرکتی بانک ها: دیدگاه قیاسی و رویکرد قانون گذاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات حسابداری و حسابرسی سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۱
21 - 40
حوزههای تخصصی:
گزارشگری شهروند شرکتی از جمله انواع شیوه های گزارشگری است که به بیان ایفای نقش بنگاه ها در قبال جامعه، می پردازد. این نوع گزارشگری به دلیل قرابت مفهومی آن با ماهیت صنعت بانکداری به خصوص در کشور های توسعه یافته، بسیار مورد توجه بانک ها قرار گرفته است. با این حال، درک مناسبی از مفهوم این نوع گزارشگری وجود ندارد و شاخص های آن به خوبی تدوین و یا بومی سازی نشده است. از این رو، هدف این پژوهش بررسی اطلاعات حسابداری (مالی و غیر مالی) در تعیین ابعاد مرتبط با شاخص سازی گزارشگری شهروند شرکتی بانک ها است. بدین منظور، برخلاف بسیاری از پژوهش ها در این پژوهش از دیدگاه قیاسی استفاده شده و با تمرکز بر رویکرد قانون گذاری، ابعاد نهفته در قوانین و رهنمودهای منتشر شده توسط 11 نهاد قانون گذار استخراج شده است. بررسی کتابخانه ای برای یافتن نهادهای قانون گذار، تحلیل محتوای متون رهنمودها و قوانین، تحلیل محتوای ماهیت هر یک از ابعاد و در نهایت استخراج ابعاد مشترک، چهار گام این پژوهش را تشکیل داده اند. از این رو، روش پژوهش حاضر، روش شناخت تاریخی در چارچوب مطالعات کتابخانه ای و از نوع پژوهش های نظری مبتنی بر قوانین است. از سوی دیگر، این پژوهش را می توان جزء پژوهش های مبتنی بر تحلیل محتوا طبقه بندی کرد. یافته های پژوهش بیانگر استخراج 22 مولفه از قوانین و رهنمود ها است که با تحلیل محتوای مربوط به ماهیت آن ها به 4 بعد اقتصادی، اجتماعی، محیطی و راهبری طبقه بندی شدند. این پژوهش به دلیل معرفی گزارشگری شهروند شرکتی و استخراج ابعاد مشترک نهادهای قانون گذار و اثرگذار بر افشاء اطلاعات حسابداری، نوآور و در عین حال کاربردی است.
تاب آوری کسب وکارها مبتنی بر رئالیسم انتقادی و آینده پژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حسابداری و منافع اجتماعی دوره ۱۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۵۲)
189 - 208
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر در تلاش است ابعاد و مؤلفه های مؤثر بر تاب آوری کسب وکارها را شناسایی نموده و با استفاده از روش زمینه بنیان و در پرتو تئوری رئالیسم انتقادی و آینده پژوهی، راهبردهایی را برای تاب آوری کسب وکارها احصاء نماید.روش پژوهش: روش شناسی پژوهش از نوع آمیخته می باشد که در بخش کیفی آن از روش زمینه بنیان و در بخش کمی از پرسشنامه محقق ساخته و مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شده است. دوره زمانی اجرای پژوهش در سال 1402 می باشد و جامعه آماری را اساتید خبره و مجرب دانشگاهی در رشته حسابداری و مدیریت و کسب وکار، مدیران مالی و اجرایی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و حسابداران مدیریت تشکیل می دهند. در همین راستا، 14 مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته از طریق نمونه گیری هدفمند صورت پذیرفته است که برای تجزیه وتحلیل داده های کیفی، از نرم افزار مکس کیودا و برای مدل سازی معادلات ساختاری از نرم افزار PLS استفاده شده است.یافته ها: نتایج نشان داد از عوامل علی و مؤثر بر تاب آوری کسب وکارها، عامل اقتصادی که ناشی از اقتصاد دولتی و غیرآزاد است به میزان (611/0) و عامل فرهنگی، محیطی و اجتماعی به میزان (463/0) بر تاب آوری تأثیرگذار است. همچنین عامل مدیریتی و سیاسی به عنوان عامل مداخله گر به میزان (569/0) برتاب آوری کسب کار مؤثر می باشد. راهبردهای ساختاری و فنی با ضریب (658/0) و مدیریت و سیاسی (451/0) و همچنین بسترهای اقتصادی به میزان (631/0) و فرهنگی، محیطی و اجتماعی به میزان (589/0) در ایجاد بستر و راهبرد لازم برتاب آوری کسب وکارها در اقتصاد کنونی مؤثر می باشد.نتایج و دانش افزایی: پیامدهای بهره گیری از الگوی تاب آوری کسب وکارها در سطح کلان شامل افزایش رشد تولید ناخالص داخلی و کاهش نرخ بیکاری، ایجاد نظام اطلاعاتی مؤثر در جهت کنترل فرایندها و مقاوم سازی کسب وکارها در مقابله با شوک های اقتصادی و در سطح خرد نیز، رضایتمندی کارکنان و سایر ذی نفعان از عملکرد شرکت ها و بهبود سرمایه در گردش خواهد بود. عوامل کلیدی تاب آوری تنها به منابع مادی محدود نمی شود، بلکه کسب مشروعیت از تأمین منافع اجتماعی، تجهیز منابع شبکه ای و تأمین منابع نامشهود به عنوان محورهای اصلی تاب آوری کسب وکارها می باشد. نوآوری پژوهش، ترکیب تحلیل کیفی و آزمون تجربی برای شناسایی پیشران های مؤثر در تاب آوری کسب وکارها در ایران است که پیرامون انطباق دیدگاه های رسته شده صاحب نظران حرفه حسابداری تلاش می شود، رهیافتی منسجم برای تاب آوری کسب وکارها مبتنی بر تئوری رئالیسم انتقادی و آینده پژوهی ارائه گردد.
مدل سطح بندی عوامل موثر بر بازاریابی کارآفرینانه با رویکرد نوآوری سبز در سازمان های خدماتی (مطالعه موردی: سازمان تامین اجتماعی)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مدیریت سبز دوره ۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
95 - 108
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر سطح بندی عوامل موثر بر بازاریابی کارآفرینانه با رویکرد نوآوری سبز در سازمان های خدماتی بود. تحقیق حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و بر اساس روش، توصیفی- پیمایشی می باشد. در گام اول عوامل مؤثر بر بازاریابی کارآفرینانه با رویکرد نوآوری سبز از طریق مصاحبه با 11 نفر از خبرگان دانشگاهی و سازمانی، شناسایی شدند. خروجی این مرحله 16 مؤلفه در قالب 4 بعد بود. سپس در گام دوم برای سطح بندی از روش مدل سازی ساختاری تفسیری با نرم افزار اکسل استفاده شد. نتایج نشان داد این مدل دارای 4 سطح می باشد که بعد مشتری گرایی در سطح اول و بعد ارزش گرایی در سطح دوم و بعد نوآوری گرایی در سطح سوم و بعد کارآفرینی گرایی در سطح چهارم قرار دارند و بعد مشتری گرایی در خوشه وابسته، ابعاد نوآوری گرایی و ارزش گرایی در خوشه خودمختار و بعد کارآفرینی گرایی در خوشه مستقل قرار گرفته اند. نتایج نشان داد این مدل دارای 4 سطح می باشد که بعد مشتری گرایی در سطح اول و بعد ارزش گرایی در سطح دوم و بعد نوآوری گرایی در سطح سوم و بعد کارآفرینی گرایی در سطح چهارم قرار دارند و بعد مشتری گرایی در خوشه وابسته، ابعاد نوآوری گرایی و ارزش گرایی در خوشه خودمختار و بعد کارآفرینی گرایی در خوشه مستقل قرار گرفته اند.
تحلیلی بر آمادگی صنعت نسل 4 و چالش های ایجاد آمادگی در زنجیره تأمین فرش ماشینی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه تکنولوژی صنعتی دوره ۲۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۸
53 - 62
حوزههای تخصصی:
با ظهور صنعت نسل 4، فشار رقابتی بر صنایع تشدید شده است. فرش ماشینی ایران نیز با توجه به عملکرد رقبا، نیازمند توجه جدی به این نسل از صنعت است. تحقیقاتی که تاکنون در این حوزه انجام شده اند چالش های آمادگی زنجیره تأمین را بررسی نکرده اند در نتیجه در این تحقیق ارزیابی میزان آمادگی صنعت 4.0 و چالش های آن در صنعت فرش ماشینی ایران بررسی شده است. جامعه آماری تحقیق در مرحله اول مدیران صنعت فرش ماشینی و در مرحله دوم خبرگان زنجیره تأمین فرش ماشینی ایران است. نتایج مرحله اول نشان داد آمادگی زنجیره تأمین کمتر از متوسط است و فقط از منظر درک فشار رقابتی وضعیتی بالاتر از متوسط و از منظر ریسک پذیری وضعیتی متوسط دارد. نتایج مرحله دوم نشان دهنده 20 چالش برای امادگی صنعت نسل 4 است که در دسته های چالش های دانشی-برنامه ای، چالش بسندگی، چالش های ادراکی، چالش های حمایتی، چالش های کارگری و چالش های مالی و امکاناتی طبقه بندی گردیدند. نتایج نشان داد که این چالش ها باعث بروز ترس و توجیه در بین مدیران زنجیره تأمین و در نهایت مقاومت در برابر تغییر می شود. توسعه فعالیت های دانش بنیان و تقویت صنایع مکمل، برگزاری دوره های توانمندسازی مدیران و نیروی انسانی و ایجاد سازوکارهای تأمین مالی برای ارتقاء آمادگی پیشنهاد می گردد.
پیشران ها و بازدارنده های مدیریت دانش در صنعت بیمه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه بیمه دوره ۱۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۴
299 - 312
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: صنعت بیمه، ماهیتاً صنعتی دانش محور است. ازاین رو، راهبرد مدیریت دانش می تواند به عنوان عاملی برای موفقیت شرکت های بیمه محسوب شود. با توجه به اهمیت این موضوع، شناخت پیشران ها و بازدارنده های آن در بیمه نقشی اساسی در پیاده سازی موفق مدیریت دانش شرکت های بیمه خواهد داشت. بر این اساس، هدف اصلی پژوهش، شناسایی عوامل پیشران و بازدارنده پیاده سازی مدیریت دانش در صنعت بیمه است.روش شناسی: پژوهش حاضر از لحاظ هدف، توسعه ای– کاربردی است و در دسته پژوهش های کیفی قرار دارد. ابزار جمع آوری داده ها، مصاحبه های عمیق و روش نمونه گیری از نوع هدفمند با رویکرد نظری بود. در این پژوهش مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 15 نفر از مدیران اجرایی و عملیاتی شرکت های بیمه انجام شد. تجزیه وتحلیل داده های کیفی با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد.یافته ها: در این پژوهش تعداد 112 کد در دو گروه اصلی پیشران و بازدارنده شناسایی شدند. 79 کد در 17 مضمون پیشران شامل بهبود روابط و تعاملات سازمانی، بهبود فضای سازمانی، فرهنگ سازی و ترویج فرهنگ دانشی، بازطراحی ساختار سازمانی، توسعه رفتارهای دانشی سازمان، بانک های اطلاعاتی، زیرساخت نرم افزاری و سخت افزاری پشتیبان مدیریت دانش، صلاحیت عمومی نیروی انسانی، صلاحیت تخصصی و حرفه ای، شایسته گزینی و حفظ نیروی انسانی، تناسب شغل و شاغل، سیاست های انگیزشی و تشویقی، بینش و تفکر مدیریتی، رویکرد مدیریتی به دانش، آموزش های ضمن خدمت براساس نیاز شغلی، توسعه آموزش های اثربخش، آموزش های به روزرسانی، ارزشیابی دانشی، پیشرفت شغلی، ارکان صنعت بیمه قرار گرفتند. 33 کد نیز در 7 مضمون بازدارنده شامل عوامل انسانی، عوامل شغلی، عوامل مرتبط با دانش، عوامل مدیریتی، عوامل انتصاباتی، عوامل نهادی، عوامل سیاسی، عوامل اقتصادی دسته بندی شدند.نتیجه گیری: از نتایج این پژوهش می توان به عنوان الگویی برای پیاده سازی مدیریت دانش در صنعت بیمه استفاده کرد و براساس آن شرکت های بیمه می توانند به تقویت پیشران ها و تضعیف بازدارنده ها بپردازند. براساس نتایج این پژوهش، در صنعت بیمه نیاز به حکمرانی دانش داریم.
بررسی تاثیر خبرگی مالی اعضای هیئت مدیره بر چسبندگی هزینه در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
منبع:
چشم انداز حسابداری و مدیریت دوره ۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۹۳ (جلد ۳)
231 - 249
حوزههای تخصصی:
هیات مدیران نقش مهمی را در حاکمیت شرکتی ایفا می کنند. هیئت مدیران به منظور حمایت از منافع سهامداران و در تفکیک مدیریت شرکت از مالکیت، ایجاد می شوند. برای حل این مساله نمایندگی، هیات مدیران نقش ناظرانی را ایفا می کنند که معمولاً مشغول نظارت بر مدیران اجرایی ارشد، تایید استراتژی شرکت و نظارت بر سیستم کنترلی است از این رو با توجه به مطالب فوق این تحقیق به دنبال بررسی این موضوع است که آیا خبرگی مالی اعضای هیئت مدیره بر چسبندگی هزینه در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران تأثیر دارد؟ جامعه آماری تحقیق 126 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. همچنین قلمرو زمانی شامل 5 سال متوالی از سال 1396 تا 1400 است که با استفاده از رگرسیون خطی چند متغیره به آزمون فرضیه تحقیق پرداخته شد خبرگی مالی اعضای هیئت مدیره بر چسبندگی هزینه شرکت در بورس اوراق بهادار تهران تاثیر معناداری دارد.v
بررسی تاثیر استانداردهای بین المللی گزارشگری مالی و درماندگی مالی بر رابطه بین عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه های نمایندگی در بورس اوراق بهادار تهران
منبع:
چشم انداز حسابداری و مدیریت دوره ۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۹۳ (جلد ۳)
288 - 310
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت هزینه نمایندگی، تضاد منافع و الزامات استانداردهای بین المللی گزارشگری مالی ؛ این پژوهش به بررسی تاثیر استانداردهای بین المللی گزارشگری مالی و درماندگی مالی بر رابطه بین عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه های نمایندگی در بورس اوراق بهادار تهران با استفاده از اطلاعات 103 شرکت در بازه زمانی 1394 تا 1401 پرداخته است. به منظور تخمین مدل پژوهش از روش رگرسیون حداقل مربعات تعمیم یافته با رویکرد تابلویی استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد بین عدم تقارن اطلاعاتی با هزینه نمایندگی یک رابطه مثبت و معنادر وجود دارد و در شرایطی که عدم تقارن اطلاعاتی بیشتر شود میزان و شدت هزینه نمایندگی نیز افزایش می یابد لیکن شدت این رابطه در شرایط قبل و بعد از اجرایی شدن استانداردهای بین المللی گزارشگری مالی تفاوت داشته و در شرایط بعد از الزامی شدن این استانداردها شدت این رابطه تعدیل شده و کاهش می یابد که حاکی از نقش مهم و اثرگذار این استانداردها در کاهش عدم تقارن اطلاعاتی و کاهش هزینه های نمایندگی می باشد و استانداردهای بین المللی گزارشگری مالی رابطه بین عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه های نمایندگی را تعدیل می کند. به عبارتی اجرای استاندادهای بین المللی گزارشگری مالی به دلیل الزامات افشای اضافی، قواعد اندازه گیری و شناخت خاص، به طور مستقیم عدم تقارن اطلاعاتی را تحت تاثیر قرار داده ، موجب بهبود کیفیت گزارشگری مالی و کاهش هزینه نمایندگی و تضاد منافع می شود. همچنین نتایج بیانگر این موضوع بود که درماندگی مالی باعث افزایش هزینه نمایندگی می شود و درماندگی مالی شدت رابطه مثبت بین عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه نمایندگی را تشدید می کند. به عبارت دیگر در شرایطی که همزمان عدم تقارن اطلاعاتی و درماندگی مالی در شرکتی وجود داشته باشد شدت هزینه های نمایندگی افزایش می یابد که موئد تئوری نمایندگی و فرصت طلبی مدیران می باشد.
شناسایی مؤلفه های کلیدی بومی مؤثر بر مدیریت بحران آتش سوزی در بازارهای تاریخی ایرانی- اسلامی (مطالعه موردی: بازار تاریخی تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مجموعه بازار تاریخی تبریز بزرگترین سازه سرپوشیده آجری جهان است که در فهرست آثار میراث جهانی سازمان یونسکو ثبت شده است. آتش سوزی های اتفاق افتاده در این مجموعه هم از نظر قدرت تخریب و هم از نظر فراوانی وقوع به عنوان یکی از اصلی ترین تهدیدهای این بازار شناخته می شود. آتش سوزی های رخ داده در بازار تبریز ناشی از عوامل متعددی است که ریشه در شرایط اجتماعی – اقتصادی حاکم بر بازار، مدیریت این مجموعه و همچنین کمیت و کیفیت مشاغل فعال در آن دارد. شرایط محیطی حاکم بر بازار تاریخی تبریز و آتش سوزی های ناشی از این عوامل ضرورت ارائه یک روش محلی برای مدیریت بحران آتش سوزی در این مجموعه را دوچندان کرده است. هدف اصلی این پژوهش بررسی و تحلیل عوامل مؤثر بر آتش سوزی مجموعه بازار تاریخی تبریز و مؤلفه های کلیدی مؤثر بر مدیریت بحران آتش سوزی این مجموعه است. یافته های پژوهش بر اساس گرداوری و تجزیه وتحلیل آمار آتش سوزی های اتفاق افتاده در بازه زمانی 2009 الی 2019 صورت گرفته است همچنین شناسایی مؤلفه های کلیدی بومی مؤثر بر مدیریت بحران آتش سوزی با استفاده از روش آینده پژوهی مبتنی بر نرم افزار میک مک بوده است. یافته های پژوهش نشان داد که 25 مؤلفه در ابعاد اقتصادی، کالبدی، اجتماعی- فرهنگی، فنی و مدیریتی در وقوع آتش سوزی بازار تاریخی تبریز اثرگذار است. همچنین نتایج نشان داد که آتش سوزی در ایامی که مراسمات ملی- مذهبی برگزار می شود، زیاد بوده و همچنین بیشترین میزان آتش سوزی در مغازه های چرم سازی و فرش فروشی زیاد بوده است. همچنین بیشترین میزان آتش سوزی در ساعت 22 الی 3 صبح و در فصل زمستان بیشتر است. نتایج یافته ها نشان داد که از مجموع 26 مؤلفه مؤثر بر مدیریت بحران آتش سوزی، 10 مؤلفه به عنوان مؤلفه کلیدی مطرح بوده که اهم آن ها عبارت اند از استفاده از تجهیزات مدرن، کنترل تجهیزات برقی و استفاده از گشت های شبانه و نظارت بر فعالیت مشاغل مستعد آتش سوزی. در نهایت با توجه به نتایج به دست آمده پیشنهادهای کاربردی با محوریت استفاده از تجهیزات مدرن و استفاده از نیروی ها گشتی ارائه گردید.
تبیین مؤلفه های بومی تولید و فراوری نیشکر با تأکید بر نوآوری های فرایندی: رویکرد فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کارآفرینی دوره ۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
19 - 40
حوزههای تخصصی:
مقدمه: نوآوری فرایند، زیرمجموعه ای از نوآوری است که به بهبود یا پیکربندی مجدد روش های تولید، گردش کار یا تکنیک ها مربوط می شود. هدف نوآوری فرایند، بهینه سازی روش تولید یا تحویل کالاها یا خدمات موجود است. اهمیت نوآوری فرایند، در پتانسیل آن برای ساده کردن عملیات، کاهش هزینه ها، به حداقل رساندن مصرف منابع و بهبود بهره وری و کیفیت کلی است. درحوزه کشاورزی، نوآوری به عنوان یک تسهیلگر برای تحول، تقویت کارایی، پایداری و انعطاف پذیری در سامانه های تولید عمل می کند. نوآوری فرایندی در تولید و فراوری نیشکر برای پرداختن به چالش های چندوجهی پیشروی صنعت، از جمله نوسانات تقاضای بازار، تخریب محیط زیست و نیز نابرابری های اقتصادی- اجتماعی، حیاتی است. با پذیرش نوآوری، ذی نفعان می توانند بهره وری را افزایش دهند، استفاده از منابع را بهینه کنند، اثرات محیط زیستی را کاهش دهند و درنتیجه، پایداری و انعطاف پذیری طولانی مدت بخش نیشکر را تضمین کنند. دراین راستا، پژوهش حاضر باهدف تبیین مؤلفه های بومی تولید و فراوری نیشکر با تأکید بر نوآوری های فرایندی طراحی و انجام شد.روش شناسی: در این مطالعه از رویکرد کیفی فراترکیب سندلوسکی و بارسو استفاده شده است. فرایند پژوهش با بررسی نظام مند 405 مقاله اولیه آغاز و درنهایت، 33 مقاله مرتبط باهدف پژوهش انتخاب گردیده است، معیارهای ورود مقالات منتش ر شده در حوزه تولید و فراوری نیشکر در فاصله زمانی سال های 2010 تا 2023 بوده است. برای اعتبارسنجی الگوی پیشنهادی و افزایش مقبولیت از روش دلفی فازی توسط خبرگان این حوزه بهره گرفته شده و نتایج به دست آمده ازسوی خبرگان نیز تأیید و بازبینی شده است.یافته ها: یافته ها نهایی پژوهش در دلفی فازی، دست یابی به 57 شاخص کلیدی بومی در قالب چهار فرایند کاشت، داشت، برداشت و فراوری، را نشان داد. همچنین براساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که تلفیق سامانه های دانش بومی با نوآوری ها برای افزایش پایداری، انعطاف پذیری و فراگیری در صنعت نیشکر اهمیت دارد و نیاز به تلاش های مشترک بین ذی نفعان برای تقویت نوآوری، ترویج تبادل دانش و توسعه راهبُردهای جامع برای پیشبرد پایداری و شکوفایی بخش نیشکر است. نتیجه گیری/ دستاوردها: برمبنای یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که اهمیت نوآوری در فرایند تولید نیشکر را نمی توان نادیده گرفت؛ زیرا به عنوان یک تسهیلگر برای افزایش بهره وری، پایداری و انعطاف پذیری در صنعت عمل می کند. براین اساس پیشنهاد می شود، بستری بین رشته ای برای همکاری و تبادل دانش باهدف تلفیق سامانه های دانش بومی با نوآوری های نوین در فرایند تولید نیشکر ایجاد شود تا امکان گفتگو بین پژوهشگران، سیاست گذاران، بازیگران صنعت و جوامع محلی برای ایجاد و اجرای راه حل های نوآورانه متناسب با نیازها و زمینه های خاص تولیدکنندگان نیشکر تسهیل شود.
بررسی تأثیر تاب آوری روانشناختی بر شانس بقای کسب و کار با میانجی گری افسردگی در شرایط بحرانی (مطالعه موردی: شهرک صنعتی مرند و سرمایه گذاری خارجی)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
شرکت های کوچک سهم بزرگی در اقتصاد مدور دارند. و از طرفی بحران اقتصادی می تواند بقای سازمان ها را تهدید نماید، از این رو درک عواملی که شانس بقای کسب و کار شرکت های کوچک را پیش بینی می کند بسیار مهم است. از جمله این عوامل تاب آوری روانشناختی صاحبان شرکت می باشد که به مقابله با افسرگی کمک می کند و منجر به شانس بیشتری برای بقای کسب و کار می شود. لذا پژوهش حاضر به منظور بررسی تأثیر تاب آوری روانشناختی بر شانس بقای کسب و کار با میانجی گری افسردگی در شرایط بحرانی در شهرک های صنعتی انجام شده است. این پژوهش از نوع کاربردی و با روش توصیفی- همبستگی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش، مالکان شرکت های فعال در شهرک های صنعتی (مرند و سرمایه گذاری خارجی) است. کل جامعه آماری به تعداد 145 شرکت فعال می باشد و از روش نمونه گیری تمام شمار استفاده شده است. روش پژوهش حاضر پیمایشی است و به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه استفاده شده است. فرضیه های پژوهش با استفاده از نرم افزار SMART PLS و روش مدل معادلات ساختاری برای بررسی مدل علّی، آزمون شدند. نتایج آماری نشان می دهد که تاب آوری روانشناختی بر شانس بقای کسب و کار تاثیر معنادار دارد. و همچنین افسردگی در شرایط بحرانی به صورت معناداری تاثیر تاب آوری روانشناختی بر شانس بقای کسب و کار را میانجی گری می کند. می توان نتیجه گیری کرد که در زمان بحران اقتصادی، صاحبان دارای تاب آوری روانی بالا، افسردگی کمتری را تجربه خواهند کرد. افسرگی کمتر شانس بقای شرکت های کوچک را افزایش می دهد.
تحلیل کیفی تجربیات کارآفرینان در حوزه توسعه پایدار و محیط زیست در استارتاپ های فناوری محور
حوزههای تخصصی:
توسعه راه حل های پایدار و دوستدار محیط زیست در دنیای امروز از اهمیت بالایی برخوردار است. استارتاپ های فناوری محور با نوآوری و استفاده از فناوری های پیشرفته نقش مهمی در تحقق این اهداف دارند. این مطالعه به تحلیل کیفی تجربیات کارآفرینان در حوزه توسعه پایدار و محیط زیست در استارتاپ های فناوری محور می پردازد. این مطالعه کیفی از مصاحبه های نیمه ساختاریافته برای جمع آوری داده ها از 25 کارآفرین فعال در حوزه توسعه پایدار و محیط زیست در استارتاپ های فناوری محور استفاده کرد. اشباع نظری به دست آمد و داده ها با استفاده از نرم افزار NVivo تحلیل شدند. چهار موضوع اصلی از تحلیل داده ها استخراج شد: چالش های مالی و سرمایه گذاری، چالش های تکنولوژیکی، چالش های محیط زیستی و فرصت ها و مزایای استارتاپ های فناوری محور. هر موضوع شامل زیرمجموعه ها و مفاهیم مختلفی بود که تجربیات و دیدگاه های متنوع کارآفرینان را منعکس می کند. این مطالعه نشان می دهد که استارتاپ های فناوری محور در حوزه توسعه پایدار و محیط زیست با چالش های متعددی مواجه هستند اما فرصت های قابل توجهی نیز دارند. شناسایی و مدیریت این چالش ها و بهره گیری از فرصت های موجود می تواند به بهبود عملکرد و پایداری این استارتاپ ها کمک کند
بودجه ریزی کارآفرینانه در بودجه دولتی ایران: موانع و راه کارها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت دولتی دوره ۱۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
11 - 26
حوزههای تخصصی:
هدف: جدیدترین رویکرد در بودجه ریزی، بودجه ریزی کارآفرینانه است. در این رویکرد برنامه های استراتژیک، محرک های انگیزشی و پاسخ گویی، در چارچوب بودجه با یکدیگر ادغام می شوند و با شهروندان به عنوان یک بسته کلی، ارتباط برقرار می شود. موفقیت بودجه کارآفرینانه، بر اساس بودجه بندی عملکرد پیشین آن بنا شده است که نیاز دارد به بیان مأموریت، اهداف سنجش پذیر، اقدام های عملکردی برای کارایی و اثربخشی و حلقه های بازخورد برای به کارگیری از نظرسنجی رضایت شهروندان و گروه های متمرکز. بودجه بندی عملکرد پاسخ گویی را مدنظر قرار می دهد و مسئولیت آن را متوجه رؤسای بنگاه و مدیران برنامه می کند. با توجه به پاسخ گویی و شاخص های عملکرد کافی، سیاست گذاران می توانند به سیستم های بوروکراتیک اعتماد کنند تا اختیار هزینه کردن بودجه را نامتمرکز سازند. در واقع، بودجه به مدیران سازمان، به صورت تخصیص یک جا پرداخت می شود تا هر طور که صلاح می داند، آن را اداره کند. در ازای این اعتماد چشمگیر به مدیران دولتی، انتظار می رود که آن ها بر اساس دستاوردهای عملکرد خود، شواهدی از موفقیت در دستاوردها را ارائه دهند. در ایران و در سال های اخیر، بر حرکت به سمت طراحی بودجه، بر اساس بودجه ریزی مبتنی بر عملکرد، تأکیدهای زیادی شده است؛ اما به طور کلی، بودجه ریزی در ایران معمولاً ترکیبی از دو نوع بودجه ریزی افزایشی و برنامه ای بوده است. می توان این گونه استدلال کرد که به دلیل وجود نقاط مشترک فراوان، بین بودجه ریزی مبتنی بر عملکرد و بودجه ریزی کارآفرینانه، تلاش در جهت کارآفرینانه شدن بودجه در کشور، نه تنها با برنامه های گذشته منافاتی ندارد، بلکه تکمیل کننده آن ها خواهد بود. در پژوهش حاضر، در وهله اول، به دنبال شناخت موانع کارآفرینانه شدن بودجه دولتی ایران و در وهله دوم، پیشنهاد راه حل های مقتضی بوده ایم.
روش: رویکرد این پژوهش، کیفی تحلیل مضمون و مطابق با تحلیل داده های حاصل از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۸ تن از خبرگان، مجریان و صاحب نظران بودجه ریزی عمومی است. در این پژوهش نخست با استفاده از روش کتابخانه ای و مرور کتاب ها و مقاله های داخلی و خارجی، به بررسی مبانی نظری و پیشینه پژوهش پرداخته خواهد شد. سپس داده های اولیه پژوهش، بر اساس پیشینه پژوهش و مصاحبه های نیمه ساختاریافته گردآوری و اطلاعات مصاحبه ها، کدگذاری می شود.
یافته ها: موانع بر سر راه کارآفرینانه شدن بودجه دولتی ایران، در پنج گروه قانونی (شکاف میان بودجه و اسناد بالادستی، انعطاف ناپذیری قوانین، ضعف قوانین مالیاتی، فقدان شفافیت، عدم بازنگری در سازمان های گیرنده بودجه)، تنظیم دستگاهی (ضعف ساختار اداری، فرهنگ غلط سازمانی، فقدان کارآفرینی سازمانی، عدم تخصص گرایی و شایسته سالاری، حکم فرمایی نظام چانه زنی)، تصویبی (رابطه مجلس و دولت، ساختار منافع، صلاحیت فنی نمایندگان، حاکمیت دیدگاه محلی و منطقه ای)، اجرایی (رانت نفت، ناکارآمدی دولت، مشکلات فنی و ساختاری، حاکمیت دیدگاه های سیاسی و ایدئولوژیک، بی ثباتی اقتصادی) و نظارتی (رویکرد سنتی، تعدد نهادهای نظارتی، فقدان نظارت همگانی) طبقه بندی شدند که ذیل هر یک مهم ترین موارد مربوطه معرفی و شرح داده شده است.
نتیجه گیری: با تحلیل داده های حاصل از مصاحبه ها و بازبینی و تعمیق در مضمون های فراگیر به دست آمده، سه مؤلفه ساختار حاکمیتی، به کارگیری نابجای درآمدهای نفتی و ضعف تولید داخلی و ضعف جامعه مدنی را می توان ریشه های بروز مشکلات و موانع دیگر در جهت استقرار بودجه ریزی کارآفرینانه در کشور دانست. به این ترتیب، راه کارهای استقرار این سیستم بودجه ریزی در کشور از مسیر حل این موارد می گذرد.
نظریه پردازی در مدیریت: چالش ها و فرصت ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت بازرگانی سال ۲۲ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۹
1 - 19
حوزههای تخصصی:
نظریه پردازی در مدیریت به عنوان یکی از ابزارهای اصلی برای درک و پیش بینی پدیده های مدیریتی شناخته می شود. این مقاله با بررسی اهمیت نظریه ها و چالش های مرتبط با نظریه پردازی، چارچوبی برای مشارکت های نظری در حوزه مدیریت ارائه می دهد. در این مقاله، پنج سطح مشارکت نظری شامل گزارشگران، آزمون کنندگان، تعدیل کنندگان، سازندگان و گسترش دهندگان مورد بررسی قرار گرفته اند. همچنین، هشت اهرم نظریه پردازی شامل سوال تحقیق، روش نظریه پردازی، سطح تحلیل، پدیده مورد مطالعه، مکانیسم های علّی، سازه ها و متغیرها، شرایط مرزی و خروجی ها معرفی شده اند. این مقاله نشان می دهد که چگونه تغییر در هر یک از این اهرم ها می تواند به ایجاد مشارکت های نظری جدید کمک کند. در نهایت، این مقاله به دانشجویان و محققان مدیریت توصیه می کند که به جای تمرکز صرف بر نظریه های موجود، به دنبال کشف پدیده های جدید و ارائه (بحث ها) و توضیحات نوآورانه باشند.
مطالعه تاثیر سطح مسئولیت اجتماعی بر رابطه بین خوانایی گزارشگری مالی و همزمانی قیمت سهام
منبع:
چشم انداز حسابداری و مدیریت دوره ۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۹۹ (جلد ۳)
207 - 217
حوزههای تخصصی:
همزمانی قیمت بیانگر آن محدوده ای از بازده ای شرکت را که توسط بازدهی بازار و صنعت توضیح داده می شود را توضیح می دهد و استفاده از همزمانی قیمت کم به معنی تأثیر کم اطلاعات صنعت بر روی قیمت می باشد. هدف این پژوهش بررسی رابطه خوانایی گزارشگری مالی و همزمانی قیمت سهام با نقش تعدیلی چرخش حسابرس است. جامعه آماری پژوهش شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و نمونه مورد مطالعه، شامل 152 شرکت پذیرفته شده طی سال های 1397 تا 1401 است. روش پژوهش توصیفی و از نظر ارتباط بین متغیرها ترکیبی از علی-همبستگی است و از نظر هدف کاربردی است. برای پردازش و آزمون فرضیه ها از روش رگرسیونی و داده های تابلویی و همچنین مدل اثرات ثابت استفاده شده است. نتایج حاصل از تجزیه وتحلیل فرضیه نشان داد که چرخش حسابرس بر رابطه بین خوانایی گزارشگری مالی و همزمانی قیمت تأثیر مثبت و معناداری دارد.
بررسی کیفیت فرآیند آموزش در سازمان های دولتی شهر زاهدان
حوزههای تخصصی:
ﻫﺪف ﭘﮋوﻫﺶ ﺣﺎﺿﺮ، بررسی تأثیر کیفیت فرآیند آموزش بر عملکرد سازمان های دولتی شهر زاهدان اﺳﺖ. روش ﭘﮋوﻫﺶ از ﻧﻮع ﺗﻮﺻﯿﻔﯽ – ﭘﯿﻤﺎﯾﺸﯽ، ﻣﺒﺘﻨﯽ ﺑﺮ ﻣﻌﺎدﻻت ﺳﺎﺧﺘﺎری اﺳﺖ و ﺟﺎﻣﻌﻪ آﻣﺎری کارکنان سازمان های دولتی شهر زاهدان به تعداد 539 ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ. ﺣﺠﻢ ﻧﻤﻮﻧﻪ با استفاده از فرمول کوکران 420 نفر ﺑﻪ روش ﻧﻤﻮﻧﻪ ﮔﯿﺮی طبقه ای ﺗﺼﺎدﻓﯽ ﺑﺮآورد ﺷﺪه اﺳﺖ. ﺑﺮای ﺟﻤﻊ آوری دادهﻫﺎ از ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪ استاندارد کیفیت فرآیند آموزش مؤمن مقدم و همکاران (1402)و عملکرد سازمان های دولتی نوده فراهانی (1400) اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪه ﮐﻪ رواﯾﯽ ﻣﺤﺘﻮاﯾﯽ و رواﯾﯽ ﺳﺎزه ﺗأﯾﯿﺪ ﮔﺮدﯾﺪه و ﭘﺎﯾﺎﯾﯽ ﻧﯿﺰ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﺿﺮﯾﺐ آﻟﻔﺎی ﮐﺮوﻧﺒﺎخ به ترتیب ﺑﺮاﺑﺮ ﺑﺎ 821/0 و 806/0 ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ شده است. ﺑﺮای ﺗﺠﺰﯾﻪ و ﺗﺤﻠﯿﻞ دادهﻫﺎ از ﻧﺮم اﻓﺰارﻫﺎی آﻣﺎری spss23 و PLS3 اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪه اﺳﺖ. ﯾﺎﻓﺘﻪﻫﺎی ﭘﮋوﻫﺶ ﻧﺸﺎن می دهد که کیفیت فرآیند آموزش تأثیر مثبت و معناداری بر عملکرد سازمان های دولتی شهر زاهدان دارد. همچنین، رفتار کارکنان تأثیر بیشتری بر عملکرد سازمان های دولتی شهر زاهدان دارد.