فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۳۶۱ تا ۴٬۳۸۰ مورد از کل ۵۷٬۳۰۸ مورد.
منبع:
مطالعات مدیریت بهبود و تحول سال ۳۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۱۳
193 - 218
حوزههای تخصصی:
رخوت سازمانی وضعیتی است که به شکل نارضایتی یا بی تفاوتی نسبت به کار ایجاد می شود که عملکرد و انگیزه کارکنان را کاهش می دهد و احتمال بروز مشکلات سازمانی متناسب با این بیحالی افزایش می یابد. هدف اصلی تحقیق بررسی تاثیر سبک مدیریت عنکبوتی بر رخوت سازمانی با توجه به نقش میانجی نخبه ستیزی می باشد. این تحقیق بر اساس هدف، کاربردی و بر اساس ماهیت روش نیز توصیفی – همبستگی می باشد. جامعه آماری تحقیق حاضر شامل کارکنان سازمان های دولتی شهر ایلام می باشد که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده تعداد 325 نفر از آنها برای نمونه تحقیق انتخاب شده اند. ابزار گردآوری داده های تحقیق، پرسشنامه استاندارد می باشد. روایی محتوایی و روایی سازه پرسشنامه مورد تائید قرار گرفته است و برای بررسی پایایی پرسشنامه ها نیز از ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی استفاده شده است. برای تجزیه و تحلیل داده های تحقیق نیز از نرم افزار ویژوال پی ال اس استفاده شده است. نتایج نشان دادند که مدیریت عنکبوتی بر رخوت سازمانی و نخبه ستیزی تاثیر معناداری دارد. نخبه ستیزی بر رخوت سازمانی تاثیر معناداری دارد. نقش میانجی نخبه ستیزی در تاثیرگذاری مدیریت عنکبوتی بر رخوت سازمانی نیز تائید شده است.
آینده پژوهی آموزش و توسعه منابع انسانی: روندها، پیامدها و راهبردها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و توسعه منابع انسانی سال ۱۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۴۲
34 - 73
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، شناسایی و تبیین روندهای مؤثر آموزش و توسعه بود. پژوهش حاضر، یک پژوهش کیفی آینده نگارانه است که با استفاده از روش های مرور نظام مند و پایش محیطی صورت گرفته است. جامعه پژوهش، کلیه اسناد دیجیتالی، سایت های آموزشی، تخصصی و حرفه ای مرتبط با آموزش و توسعه از سال 2015 تا 2024 در شبکه جهانی وب و با کلیدواژه های مشخص به تعداد 96 سند بود که بر اساس مراحل ساندالوکی و باروسو 26 سند نهایی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. هم چنین از شش نفر از مطلعان کلیدی در قالب جلسات کانونی که به صورت هدفمند ملاک محور انتخاب شده بودند برای شناسایی پیامدها و راهبردها استفاده شد. برای تحلیل داده ها از تحلیل محتوای کیفی مایرینگ و برای بررسی روایی و پایایی از چهار معیار اعتبار، انتقال پذیری، اطمینان پذیری و تأییدپذیری استفاده شد. در نتیجه کدگذاری اسناد، 91 خرده روند در قالب 9روند تأثیرگذار در یادگیری و توسعه منابع انسانی (تغییرهای ساختاری و ماهیت بازار کار، آموزش و توسعه، به عنوان جنبه ای از برند کارفرمایی، فناوری دیجیتال در آموزش/ یادگیری ،آموزش مبتنی بر شایستگی و مهارت های آینده، یادگیری شخصی سازی شده، خودراهبر و مبتنی بر تجربه کارکنان،یادگیری مبتنی بر شبکه/داده و رسانه ، طراحی آموزشی مؤثر مبتنی بر ساختارگرایی ، روش های یادگیری(ترکیبی) مدرن و نوظهور برای محیط کار مدرن و ارزشیابی مستمر و تحلیل و بازخورد مداوم ) پدیدار شده است. در این مقاله پیامدهای هر کدام از روندهای یادگیری و توسعه تبیین شد. مقاله حاضر حاوی دلالت های کابردی و پیشنهاداتی برای سیاست گذاران، سازمان ها، متخصصان و پژوهشگران حوزه ی یادگیری و توسعه است.
تحلیل اثرات مدیریت مشارکتی بر ابعاد توسعه پایدار محلات شهری نمونه موردی: شهر زابل)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
امروزه مشارکت آگاهانه نقطه ثقل و عنصر مرکزی در دستیابی به حکمروایی خوب شهری و توسعه پایدار است. در این راستا هدف پژوهش حاضر تحلیل اثرات مدیریت مشارکتی بر ابعاد پایداری در سطح محلات شهر زابل می باشد. این تحقیق به لحاظ هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش تحقیق روش کمی و پیمایشی است. داده های مورد نیاز تحقیق با روش اسنادی-پرسشنامه ای گردآوری شد. در این پژوهش از 2 نوع جامعه آماری استفاده شد. الف) شهروندان ساکن در شهر زابل به عنوان جامعه نمونه (134950 نفر) که حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 383 نفر تعیین شد. ب) جامعه آماری، متخصصان که بر اساس نمونه گیری هدفمند تعدد 20 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شد. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرم افزار SPSS و مدل های (EDAS and F-AHP) استفاده شد. نتایج آزمون ضریب تغییرات نشان داد در تمامی گویه های مطرح شده، مرتبه های متوسط رو به پایین، درصد بیشتری را به خود اختصاص داده است، در واقع، نتایج گویای وضعیت نامناسب مدیریت مشارکتی در شهر زابل می باشد. در مطالعه همبستگی بین ابعاد پایداری (اقتصادی و اجتماعی، کالبدی و زیست محیطی) با مدیریت مشارکتی در سطح محلات شهر زابل، بررسی مقادیر آزمون کای اسکوئر نشان داد که بین تمامی متغیر های وابسته با مدیریت مشارکتی رابطه مثبت و معنی داری در سطح اطمینان 99 درصد وجود دارد. در نهایت نتایج میزان تاثیرپذیری هر یک از ابعاد پایداری محلات شهر زابل مبتنی بر رویکرد مدیریت مشارکتی با استفاده از مدل EDAS، نشان داد به ترتیب بعد کالبدی با مقدار وزن 98/0 و بعد زیست محیطی با مقدار وزن 011/0، بالاترین و پایین ترین رتبه را به خود اختصاص داده اند.
تحلیلی بر پیشران های کلیدی تاب آوری در شهرهای ساحلی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مفهوم تاب آوری در گفتمان مدیریت زیست محیطی، به ویژه در مورد استراتژی های مرتبط با طبیعت ریشه دوانده است و به طور گسترده به عنوان یک ویژگی مهم سیستم های ساحلی در نظر گرفته شده و به طور فزاینده ای در سیاست های توسعه برجسته شده است. تحقیق حاضر تحلیلی-اکتشافی مبتنی بر مصاحبه گروه های کانونی و به روش دلفی و در زمره تحقیقات کیفی قرار دارد. در گام اول مفاهیم مرتبط با تاب آوری شهرهای ساحلی در فرآیند پنج مصاحبه گروه کانونی و با روش تحلیل مضمون کیفی به دست آمد. در این مرحله مصاحبه ها در قالب کدگذاری انتخابی، محوری و گزینشی استخراج شده اند. این فرآیند با استفاده از نرم افزار تحلیل کیفی مکس کیو دی ای نسخه 2020 انجام شده است. پس از آن مضامین برای امتیازدهی در اختیار 35 نفر از کارشناسان خبره قرار گرفته و بر اساس تحلیل آینده پژوهی و با استفاده از نرم افزار میک مک پیشران های کلیدی شناسایی شده اند. یافته ها نشان می دهد در گام اول تعداد 45 کد انتخابی، 15 کد محوری و 5 کد گزینشی به دست آمده است. کدهای گزینشی به عنوان پیشرانهای کلیدی در اختیار خبرگان قرار داده شد و نتایج به دست آمده نشان داد پیشران های نهادی ، اقتصادی و اجتماعی به عنوان موثرین عوامل در تاب آوری شهرهای ساحلی مطرح هستند. بنابراین هر گونه سیاست گذاری و برنامه ریزی در مسیر تاب آور کردن سواحل باید این عوامل را مورد توجه قرار دهند. پیشران نهادی شامل عوامل ساختار قانونی مناسب، مدیریت ریسک، سیاستگذاری و مدیریت مخاطرات، ارزیابی مخاطرات و فرصت ها، دارابودن بانک های اطلاعاتی، شبکه سازی، سازمان های مردم نهاد، سیاست های توسعه، درگیرکردن همه ذی نفعان، واکنش های اضطراری، استفاده از فناوری روز، مدیریت یکپارچه، حکمروایی خوب شهری و بسیج منابع و امکانات می شود. پیشران اجتماعی عوامل سرمایه اجتماعی، مراقبت های بهداشتی، انسجام اجتماعی، همکاری های محله ای، مشارکت شهروندان، امنیت غذایی، خدمات اساسی، تحقیق و توسعه، شبکه اجتماعی و فرهنگی، آموزش شهروندان و مدیران، سبک زندگی را در بر می گیرد. همچنین پیشران اقتصادی شامل عوامل سرمایه اجتماعی، مراقبت های بهداشتی، انسجام اجتماعی، همکاری های محله ای، مشارکت شهروندان، امنیت غذایی، خدمات اساسی، تحقیق و توسعه، شبکه اجتماعی و فرهنگی، آموزش شهروندان و مدیران، سبک زندگی شده است.
مدل سازی رابطه سن و دستمزد بر بهره وری نیروی انسانی متخصص در شرکت های مهندسی پروژه محور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه تأکید رشد بر سرمایه های انسانی است و اعتلای کیفیت نیروی کار یکی از راه های اساسی افزایش بهره وری است. انسان به عنوان یک محور در توسعه نقش اساسی را در تمام محورهای دیگر بازی می کند. این مؤلفه کلیدی بهره وری در حوزه شرکت های مهندسی که اصلی ترین سرمایه سازمان تلقی می شود، بیشتر حائز اهمیت است؛ زیرا خروجی فعالیت های فکری آن ها منجر به ایجاد یک خدمت مناسب و خلاقانه برای مشتری می شود. همچنین متوسط سن در ایران رو به افزایش است در حالی است که جمعیت مولد رو به کاهش است. این پژوهش با هدف بررسی رابطه سن و دستمزد بر بهره وری نیروی انسانی متخصص در شرکت های مهندسی با استفاده از مدل معادلات ساختاری اجرا شد. نتایج نشان داد که میزان ضریب استاندارد اثر سن بر مؤلفه های بهره وری نیروی انسانی شامل مؤلفه ورودی 367/0- با میزان تی 348/7، پردازش با ضریب استاندارد 396/0- و میزان تی 641/6- و خروجی با ضریب استاندارد 169/0- و میزان تی 138/2 می باشد. همچنین میزان اثر سن بر سطح دستمزد با ضریب استاندارد 256/0 و میزان تی 762/4 و اثر سن بر متغیر ورودی 367/0- با میزان تی 348/7، بر پردازش با ضریب 396/0- و میزان تی 641/6 و بر خروجی با ضریب 153/0- و میزان تی 138/2 است؛ بنابراین می توان نتیجه گرفت با افزایش سن و عبور از نیمه عمر کاری و در پی آن افزایش سطح دستمزد، بهره وری منابع انسانی متخصص در فعالیت های عملیاتی کاهش می یابد.
تأثیر بازاریابی درون گرای دیجیتال برای کسب مزیت رقابتی پایدار در صنعت فرش ماشینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مطالعه به ارزیابی تأثیر بازاریابی درون گرای دیجیتال در به دست آوردن مزیت رقابتی پایدار در صنعت فرش ماشینی اختصاص دارد. نوآوری تحقیق در بررسی اثر بازاریابی درون گرای دیجیتال جهت کسب مزیت رقابتی پایدار می باشد که تاکنون مشابه چنین تحقیقی به ویژه در صنعت فرش صورت نگرفته است. برای شناسایی عوامل مؤثر، پژوهش های انجام شده در داخل و خارج از کشور بررسی شده و مهم ترین عوامل مؤثر بر بازاریابی درون گرای دیجیتال به منظور کسب مزیت رقابتی پایدار در صنعت فرش ماشینی در قالب 16 معیار فرعی شامل: محصولات و خدمات دیجیتال، فرآیند عملیات دیجیتال، مدل کسب وکار دیجیتال، افزونگی، قابلیت دید بازاریابی دیجیتال، آگاهی از موقعیت، تصمیمات صحیح مدیریت ریسک، چابکی همکاری بازاریابی دیجیتال، کارایی بازیابی، برنامه ریزی اضطراری، مدیریت دانش، هزینه های عملیاتی، بازگشت سرمایه گذاری، زمان بین شروع و اتمام فرآیند تولید و رضایت مشتری طبقه بندی شدند. این عوامل در 5 معیار اصلی شامل: بازاریابی درون گرای دیجیتال، قابلیت جذب، قابلیت پاسخگویی، قابلیت بازیابی و عملکرد بازاریابی درون گرای دیجیتال گروه بندی شده و در شرکت فرش ماشینی ساوین مورد تجزیه وتحلیل قرار می گیرد. در مرحله نخست، 30 نفر از کارشناسان با تخصص و تجربه مرتبط شناسایی شدند و پرسشنامه ای شامل عوامل مؤثر بر بازاریابی درون گرای دیجیتال به منظور کسب مزیت رقابتی پایدار طراحی و اعتبارسنجی شد. این پرسشنامه به تأیید تمامی معیارها منجر گردید. سپس تأثیر این عوامل بر بازاریابی درون گرای دیجیتال بررسی شد و نتایج آزمون KMO معادل 0/748 به دست آمد که نشان دهنده مناسب بودن همبستگی ها برای تحلیل عاملی است. در مرحله بعد، همبستگی بین واریانس متغیرهای موردنظر و سایر متغیرها مورد ارزیابی قرار گرفت. درنهایت، تحلیل عاملی پرسشنامه پژوهش ارائه گردید و بار عاملی استاندارد برای بررسی قدرت ارتباط هر عامل (متغیر پنهان) با متغیرهای قابل مشاهده (گویه های پرسشنامه) به جز در موارد تصمیمات صحیح مدیریت ریسک و مدیریت دانش، در سایر موارد بزرگ تر از 3/0 به دست آمد. به این ترتیب، ساختار عاملی پرسشنامه تأیید گردید. بر اساس نتایج حاصل از تحلیل بار عاملی می توان مشاهده کرد که کارایی بازیابی مؤثرترین عامل و پس از برنامه ریزی اضطراری قرار دارد. پس ازآن همکاری و سپس قابلیت دید و افزونگی به عنوان مهم ترین و اثرگذارترین عوامل در نظر گرفته می شود.
طراحی مدل فضاسازی فرهنگی در جشنواره های هنری فجر انقلاب اسلامی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مدیریت فرهنگی سال ۱۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۵
123-140
حوزههای تخصصی:
هنر ماهیت حسن آفرینی دارد و جشنواره هنری انتشار امواج این زیبایی با بسامد مشخصی است. جریان انرژی این امواج در جامعه عامل ایجاد شور و حرکت در جامعه می گردد و خود این امر تسویه فرهنگ اجتماعی را در پی دارد. آنچه که به عنوان مقدمه و لازمه این معنا باید در نظر داشت وجود سه عامل مهم ذیل است: 1. نسب شناسی و نسبت سنجی هنرها با یکدیگر، 2. درک مفاهیم بلند اسلامی و فجر انقلاب اسلامی به عنوان مرتبه ای از حقیقت تاریخ مقدس و بالاترین آستانه حق نمایی در عالم، 3. و توان ترکیب و برنامه ریزی و سازماندهی مبتکرانه این امکانات جهت خلق فضایی اشتیاق آفرین در جامعه بنابراین در ناحیه تفکری به پرداخت نظری هنرها با یکدیگر و نسبت آنها با هم اقدام شده است به این صورت که چگونه و تحت چه شرایطی یک موضوعی قابلیت تبدیل و تبیین در قالبی دیگر را پیدا کند، و در ناحیه باوری به وجود مهمترین محتوای حاکم بر فرم های هنری اشاره میشود . ضرورت بحث حاضر از این منظر است که فضای فرهنگی جامعه غالبا به شیوه پیمایش این چرخه وابسته است. روش تحقیق حاضر بر مبنای تحلیل محتوای کیفی است و با استفاده از مطالعات کتابخانه ای، مشاهدات میدانی و مصاحبه های مکرر ثبت شده است. مهمترین محصول مطالعه نیز، ارائه یک مدلی تحلیلی برای کارکردگرایی صنایع فرهنگی و خلاق و یک پیشنهاد ساختاری برای ساماندهی و بهینه سازی برگزاری فرایند جشنواره است که بتواند منشا اثر خیری در مرتبه انقلاب اسلامی قرار گیرد.
طراحی الگوی حکمرانی سازمانی در نظام بانکی با رویکرد فراترکیب(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات مدیریت و توسعه پایدار سال ۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
333 - 351
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر با هدف ارائه حکمرانی سازمانی در نظام بانکی به انجام رسیده است. این تحقیق از لحاظ هدف، کاربردی، از لجاظ رویکرد، بنیادی-اکتشافی، و از لحاظ نوع، کیفی می باشد. جامعه آماری این تحقیق گروهی از خبرگان شامل اساتید دانشگاهی، مدیران ارشد بانکی، و مشاورین مجرب حوزه حکمرانی بودند. در این تحقیق، از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد و بر این اساس 15 نفر از خبرگان انخاب و در فاز کیفی مشارکت داده شدند. در این تحقیق، از ابزار بررسی اسناد و مدارک (مقالات علمی) و همچنین پرسشنامه های بسته محقق ساز (به منظور اجرای روش دلفی) جهت گردآوری داده های مورد نیاز استفاده شد. سرانجام پس از طی مراحل فراترکیب و روش دلفی، الگوی حکمرانی سازمانی در نظام بانکی در قالب شش بعد اصلی (بازارگرایی، راهبری سازمانی، ساختارسازی، انتقال دانش و تجربیات سازمانی، ارتباطات، و اخلاق مداری) و چهارده مؤلفه طراحی شد.
The Impact of Sustainability Reporting Disclosure on the Information Content of Earnings Considering the Role of Competition in the Market(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Journal of Emerging Technologies in Accounting, Auditing and Finance,Vol. ۲, No ۴, Winter ۲۰۲۴
11-23
حوزههای تخصصی:
Objectives: This study investigates the impact of sustainability reporting disclosure on the information content of earnings, considering the moderating role of market competition. By examining this relationship, the research aims to highlight how market competition can influence and potentially enhance the effect of sustainability reporting disclosure on the informational value of earnings. Methodology/Design/Approach: The study employs a causal-correlational research design. The statistical population consists of firms listed on the Tehran Stock Exchange, from which 146 firms were selected using the systematic elimination sampling method. The study covers the period from 2014 to 2023. The information content of earnings was measured based on stock return variations, while sustainability reporting disclosure was assessed using a disclosure checklist. The research hypotheses were tested using multiple linear regression analysis based on panel data. Findings: The results indicate a positive and significant relationship between sustainability reporting disclosure and the information content of earnings. Additionally, market competition moderates this relationship by reinforcing the positive impact of sustainability disclosure on earnings informativeness. Innovation: This study contributes to the literature by providing empirical evidence on the interplay between sustainability reporting, market competition, and the information content of earnings in an emerging market context. The findings offer valuable insights for firms, investors, and policymakers seeking to enhance the transparency and informational value of financial reporting through improved sustainability disclosure and fostering healthy market competition.
طراحی مدل ارتقای ارزش برند بیمه ایران مبتنی بر اقدامات مؤثر کنترلی و کاهش دهندۀ رفتارهای انحرافی مخرب کارکنان به روش آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه بیمه دوره ۱۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۲
101 - 122
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: برندها همواره تحت تأثیر عوامل درونی و بیرونی هستند که در ارتقای ارزش آنها نقش اساسی ایفا می کنند. عوامل رفتاری کارکنان سطوح مختلف از عالی تا عملیاتی از جمله عوامل درون سازمانی محسوب می شوند که بر ارزش برند تأثیر دارند. زیرا اگر رفتارها مثبت باشند، منجر به ارتقای ارزش برند؛ اما اگر منفی و انحرافی باشند، برای شرکت ها در محیط بسیار رقابتی، به ویژه بنگاه های اقتصادی دولتی تهدید محسوب می شوند؛ در چنین شرایطی به کارگیری اقداماتی در راستای کنترل و کاهش رفتارهای انحرافی ضروری به نظر می ر سید. بنابراین هدف پژوهش، طراحی مدل ارتقای ارزش برند بیمه ایران به عنوان یکی از بنگاه های اقتصادیِ دولتی از طریق کاربست اقدامات مختلف در نظر گرفته شد.روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف اکتشافی-کاربردی و به لحاظ روش، آمیخته است. جامعه آماری پژوهش تمامی خبرگان اعم از مدیران رده بالا، سرپرستان شعب و نمایندگی های بیمه ایران در استان های شمالی کشور از جمله گیلان، مازندران و گلستان در نظر گرفته شد. در بخش کیفی، از روش کیفی فراترکیب و روش هفت مرحله ای سندلوسکی و همکاران (2007) به منظور احصای اقدامات مؤثر بهره گرفته شد؛ سپس به منظور تعیین مؤثرترین اقدامات از دیدگاه خبرگان بیمه ایران از روش دومرحله ای دلفی– فازی استفاده شد. در بخش کمّی نیز به منظور اعتبارسنجی و آزمون مدل از روش حداقل مربعات جزئی بهره گرفته شد. حجم نمونه در بخش دلفی– فازی 30 نفر خبره بود و در بخش کمّی، 340 پرسش نامه به روش نمونه گیری غیراحتمالی سهمیه ای بین کارشناسان بیمه سه استان شمالی توزیع شد. یافته ها: ابتدا با بهره گیری از روش کیفی فراترکیب، اقدامات مؤثر برای کنترل و کاهش رفتارهای انحرافی احصا و با روش تحلیل مضمون 51 اقدام در 4 دسته کدگذاری شد؛ سپس با روش دلفی– فازی و توزیع فرم های نظرسنجی بین 30 نفر از خبرگان بیمه ایران در 3 استان شمالی گیلان، مازندران و گلستان، 39 اقدام با اعداد قطعی بالای 7/0 در 4 دسته نهایی و مدل ساختاری برای بررسی تأثیر اقدامات بر ارزش برند طراحی شد. در بخش کمی، پرسش نامه ای حاوی 51 سؤال به روش نمونه گیری سهمیه ای بین 340 نفر از کارکنان شعب و نمایندگی های بیمه ایران در سه استان توزیع و گردآوری شد. نتایج برازش مدل ساختاری نشان داد که مدل با شاخص نیکویی برازش معادل 52/0، از برازش قوی برخوردار است. همچنین نتایج تحلیل مسیر نشان داد که اقدامات ساختاری و سازمانی با ضریب مسیر 79/0 بیشترین تأثیر را بر ارزش برند دارند. نتیجه گیری: در این پژوهش مشخص شد که یکی از مهم ترین دغدغه های مدیران بنگاه های اقتصادی دولتی در بازار به شدت رقابتی، کاربست اقداماتی مؤثر در راستای کنترل و کاهش انحرافی کارکنان است تا در محدوده منطقی و سازنده ای قرار گیرند، در غیر این صورت، اعتبار و ارزش برندشان خدشه دار می شود. بنابراین برای کنترل و کاهش این گونه رفتارهای مخرب باید پیشنهادهای پژوهش مورد توجه قرار گیرد.
نقش هوش عاطفی، سازمانی و معنوی در قضاوت و تصمیم گیری حسابرسان در موسسات حسابرسی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف، بررسی نقش هوش عاطفی، سازمانی و معنوی بر قضاوت و تصمیم گیری حسابرسان در موسسات حسابرسی می باشد. پژوهش حاضر به عنوان یک پژوهش کاربردی و ماهیتا توصیفی - همبستگی است بخش میدانی پژوهش از طریق توزیع پرسشنامه در جامعه هدف گردآوری شده است. جامعه آماری در این مطالعه، حسابداران رسمی شاغل و مدیران حرفه ای شاغل در موسسات حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی ایران می باشند. که کل تعداد جامعه آماری 1300 نفر می باشند. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 297 نفر تعیین، انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. برای اندازه گیری هوش چندگانه از پرسشنامه 7 سوالی هوش سازمانی کارل آلبرخت(۲۰۰۳)، پرسشنامه 8 سوالی هوش معنوی کینگ (SISRI-24) و پرسشنامه 8 سوالی هوش عاطفی کرون(2007) استفاده شده است. و برای اندازه گیری قضاوت و تصمیم گیری حسابرسان از پرسشنامه هارت(2012) استفاده شده است. که شاخص های شش گانه آن شامل فرهنگ آلوده به تقلب، ارتباط با دیگران و کسب و کار، فشار مالی، فرصت ارتکاب تخلف، تغییرات رفتاری متخلف و نشانه های تخلف می باشد. ساختار کلی پرسش نامه های تحقیق مورد روائی سنجی سازه محتوایی قرار گرفت و روایی پرسشنامه تأیید می گردد. همچنین در مورد سنجش پایایی از آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی استفاده شده است که از پایایی قابل قبولی برخوردار است. نتایج حاصل از آزمون فرضیات تحقیق حاکی از آنست که هوش های چندگانه(هوش سازمانی، هوش معنوی و هوش عاطفی) بر قضاوت و تصمیم گیری حسابرسان در موسسات حسابرسی تاثیر معناداری دارد.
تدوین چارچوب سنجش پیچیدگی در پروژه های صنعتی ایران با استفاده از روش دلفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقیقات نشان داده اند که پیچیدگی ممکن است عامل مهمی در شکست یک پروژه در رسیدن به اهداف هزینه، زمان و کیفیت باشد. با آنکه در مطالعات بسیاری شاخص های مهم پیچیدگی پروژه ها شناسایی شده، اما تأثیر وزنی آنها به ندرت بررسی شده است. در این مقاله، ادبیات پیچیدگی پروژه برای توسعه یک چارچوب ساده و پویا بررسی شده و40 شاخص پیچیدگی در 9 فاکتور شناسایی و طبقه بندی گردید، سپس جهت ارزیابی در اختیار30 کارشناس خبره صنعتی و دو مشاور پژوهشی قرار داده شد، تا نقش هر شاخص را در پیچیدگی پروژه های صنعتی ارزیابی کنند. طی سه مرحله اجرای روش دلفی این شاخص ها، اعتبارسنجی، وزن دهی ورتبه بندی شدند. نتایج نشان داد که شاخص های مربوط به فاکتور های پیچیدگی زمینه، محتوا و وابستگی پروژه بیشترین وزن انباشته را دارند همچنین وجود عدم قطعیت و ابهام در بالا رفتن وزن هر شاخص نقش تاثیرگذاری را نشان داد. از چارچوب ارائه شده، جهت سنجش میزان پیچیدگی در 14 پروژه صنعتی استفاده شد. نتایج نشان دهنده سطح بالای پیچیدگی در پروژه های بین الملی در حال اجرا توسط شرکت های ایرانی بود. با وجود تفاوت در رویکرد مدیریت پیچیدگی در این پروژه ها، اشتراکاتی شناسایی شدند که راهکارهای پیشنهادی برای آنها می توانند به مدیران پروژه های دیگر در دست یابی به نتایج مثبت برای مدیریت پیچیدگی کمک کنند. مدیران پروژه با کمک نتایج این تحقیق می توانند چارچوبی برای سنجش مدیریت پیچیدگی در اختیار داشته باشند و به کارشناسان صنعت اجازه می دهد اقدام به اولویت بندی و تخصیص کارآمد منابع محدود خود در پروژه های پیچیده نمایند.
بررسی دیدگاه اعضای هیئت علمی، مدیران و سیاست گذاران وزارت بهداشت در خصوص انجمن کتابداری و اطلاع رسانی پزشکی ایران: مطالعه کیفی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: انجمن های علمی در توسعه علم و سیاست گذاری های مرتبط، پیگیری مشکلات شغلی و صنفی نقش اساسی دارند. هر سازمان و نهادی جهت پیشبرد اهداف و برنامه ها، نیازمند بازنگری در مسائل داخلی و شناسایی مشکلات و امکانات موجود و فرصت های پیش رو است. انجمن کتابداری و اطلاع رسانی پزشکی نیز بی نیاز از پرداختن به این مسائل نیست. هدف این پژوهش بررسی فرصت ها، تهدیدها، چالش ها و راه کارهای رفع چالش های انجمن از منظر صاحب نظران است. روش ها: پژوهش حاضر کیفی و از نظر هدف کاربردی است. برای گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته با 20 نفر از اعضای هیئت علمی، مدیران و سیاست گذاران وزارت بهداشت در حوزه کتابداری استفاده شد. برای تحلیل داده ها از نرم افزار تحلیل داده های کیفی MaxQDA 2020 استفاده شد. یافته ها: با تحلیل محتوای مصاحبه ها، 11 مقوله فرعی شامل کمیته های انجمن، فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی، چالش های فردی، چالش های سازمانی، چالش های مالی، تقویت سطح رشته، تقویت سطح فردی و اجتماعی، تقویت حوزه آموزش، تقویت سیاست عملیاتی و تدوین راهبردها در قالب چهار مقوله اصلی: ساختار و تشکیلات، چالش های پیش رو، راه کارها و دستاوردها شناسایی و دسته بندی شدند. نتیجه گیری: انجمن از فرصت های خوبی جهت ادامه فعالیت و رشد برخوردار است. الگو پذیری از سایر انجمن های موفق، داشتن برنامه راهبردی و تدوین نقشه راه به شرط بازنگری و ارزیابی مداوم می تواند موفقیت انجمن را تضمین نماید.
شاخص ها و مؤلفه های جانشین پروری در مدارس و مراکز آموزشی: رویکردی سنتزپژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و توسعه منابع انسانی سال ۱۱ بهار ۱۴۰۳ شماره ۴۰
88 - 112
حوزههای تخصصی:
نیروی انسانی کارآمد، شاخص عمده برتری یک سازمان نسبت به سازمان های دیگر است. یکی از شاخص های حفظ، نگهداشت، توانمندسازی و توسعه یافتگی کارمندان در سازمان ها توجه به جانشین پروری افراد برای پست های آینده سازمان است. این مهم در سازمان های آموزشی با توجه به اهداف آن ها از اهمیت ویژه ای برخوردار است ازاین رو هدف پژوهش حاضر شناسایی شاخص-ها و مؤلفه های جانشین پروری مدیران در مدارس و مراکز آموزشی بود. رویکرد پژوهش حاضر، کیفی و روش آن سنتزپژوهی بود. حوزه پژوهش شامل کلیه مقالات منتشرشده در دهه اخیر (2023-2006) بود که از این میان تعداد 24 عنوان بر اساس پایش موضوعی محتوایی به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده های پژوهش با تحلیل کیفی اسناد موردمطالعه گردآوری شدند. با تجزیه وتحلیل داده ها، عوامل کلیدی در 4 بعد، 11 عامل و 54 مقوله شامل بعد مدیریت جانشین پروری (مشتمل بر مؤلفه هایی چون شایستگی محوری، مدیریت دانش، رهبری تحولی و خلاقانه، برنامه ریزی راهبردی)؛ بعد فرهنگ سازمانی (مشتمل بر مؤلفه-هایی چون تقویت فرهنگ همکاری و کار تیمی، تفویض اختیار، حفظ و نگهداشت نیروی انسانی مستعد)؛ بعد رویکردها و راهبردهای جانشین پروری (مشتمل بر مؤلفه هایی چون رویکردهای مبتنی بر خودتوسعه ای و رویکردهای مبتنی بر یادگیری مشارکتی)؛ بعد پایش و ارزیابی (مشتمل بر مؤلفه هایی چون پایش برنامه ای و ارزیابی شایستگی های فردی) طبقه بندی شدند. نتایج نشان داد برای طراحی الگوهای جانشین پروری باید علاوه بر مؤلفه های شخصی جانشین، فرهنگ سازمانی، توجه به رویکردهای مؤثر در آموزش، مدیریت مناسب در جانشین پروری و ارزیابی مناسب را در نظر گرفت.
ارائه یک مدل ترکیبی مبتنی بر یادگیری ماشینی برای طبقه بندی مشتریان مشترک صنعت بانکداری و بیمه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بهره وری سال ۱۸ بهار ۱۴۰۳ شماره ۶۸
53 - 80
حوزههای تخصصی:
رقابت های جهانی، صنابع پویا و چرخه های نوآوری و فناوری که به سرعت در حال کوتاه شدن هستند همگی چالش های مهمی را برای صنعت مالی، بانکداری و بیمه ایجاد کرده اند و نیاز به تجزیه و تحلیل داده ها جهت بهبود فرآیندهای تصمیم گیری- در این سازمان ها بیش از پیش اهمیت پیدا کرده است؛ در این میان، داده هایی که در پایگاه-های اطلاعاتی این سازمان ها نگهداری می شوند به عنوان منابع ارزشمند اطلاعات و دانش مورد نیاز جهت تصمیم-گیری های سازمانی مطرح می باشند؛ در این تحقیق بر روی مشتریان مشترک صنعت بانکداری و بیمه تمرکز شده است. هدف از این تحقیق، ارائه روشی جهت پیش بینی عملکرد مشتریان جدیدالورود بر مبنای رفتار مشتریان پیشین است؛ برای این منظور، از یک مدل ترکیبی مبتنی بر ماشین بردار پشتیبان و الگوریتم ژنتیک استفاده شده است؛ بدین ترتیب که ماشین بردار پشتیبان، وظیفه مدل سازی رابطه بین عملکرد مشتریان و اطلاعات هویتی آنها را بر عهده دارد و الگوریتم ژنتیک، وظیفه تنظیم و بهینه سازی پارامترهای ماشین بردار پشتیبان را عهده دار است. نتایج به دست آمده از طبقه بندی مشتریان- با استفاده از مدل پیشنهادی در این تحقیق- طبقه بندی مشتریان با دقت بالای ۹۹ درصد است.
مدل سازی ساختاری بر مبنای یکپارچگی زنجیره تأمین دررابطه با ریسک زنجیره تأمین، کیفیت و قابلیت نوآوری محصول(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بهره وری سال ۱۸ بهار ۱۴۰۳ شماره ۶۸
113 - 148
حوزههای تخصصی:
این مطالعه باهدف بررسی ویژگی های منحصربه فرد زنجیره تأمین محصولات غذایی، به بررسی تأثیر یکپارچه سازی زنجیره تأمین محصولات غذایی؛ متشکل از یکپارچگی داخلی، تأمین کننده و مشتری، به کیفیت محصولات غذایی و قابلیت نوآوری محصول می پردازد. مدیران باید اهمیت یکپارچه سازی تأمین کننده و مشتری را -هنگام پاسخ به ریسک زنجیره تأمین و عدم قطعیت شرکت- درک کنند. داده ها از ۱۶۸ مدیر فعال در صنایع غذایی استان تهران جمع آوری شده است. برای تحلیل داده ها از ابزار حداقل مربعات جزئی (SmartPLS 3.0) -با استفاده از تکنیک مدل سازی معادلات ساختاری (SEM)- استفاده شد. نتایج نشان می دهد که یک رابطه قوی بین عدم قطعیت و ادغام زنجیره تأمین؛ شامل مشتری، تأمین کننده و ادغام داخلی وجود دارد. یافته ها نشان می دهد که یکپارچه سازی مشتری و یکپارچه سازی تأمین کننده، عوامل حیاتی برای بهبود کیفیت محصول -در زمینه زنجیره تأمین محصولات غذایی- هستند؛ نتایج را می توان به نقش برجسته روابط و تماس با مشتری در توسعه قابلیت های نوآوری در محصولات تولیدی- که توسط برخی تحقیقات قبلی در نظر گرفته شده است- مرتبط دانست. علاوه بر این، با تجزیه و تحلیل ابعاد مختلف یکپارچه سازی زنجیره تأمین به طور جداگانه، یکپارچگی داخلی- به عنوان یک توانمندی برای یکپارچگی خارجی- شناخته شده است. این مطالعه می تواند به کسب و کارهای فعال در حوزه صنایع غذایی کمک کند تا نقش های ارزش آفرینی یکپارچه سازی زنجیره تأمین محصولات صنایع غذایی را درک کنند و راهنمایی های ارزشمندی را برای آنها ارائه دهد تا تصمیم بگیرند چگونه به چالش های مختلف پاسخ دهند و یکپارچه سازی زنجیره تأمین محصولات غذایی را -به منظور بهبود کیفیت محصول و بهبود قابلیت های نوآوری محصول- مدیریت کنند.
ارائه مدل و بررسی عوامل مؤثر بر مشارکت کارکنان در استانداری اصفهان با رویکرد دلفی فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بهره وری سال ۱۸ بهار ۱۴۰۳ شماره ۶۸
179 - 219
حوزههای تخصصی:
سازمان ها به منظور دستیابی به اهداف خود، نیازمند عوامل متعددی می باشند که یکی از مهم ترین آنها، وجود مشارکت سازمانی است. استانداری اصفهان نیز در راستای انجام مأموریت سازمانی خود تلاش می کند با برنامه محوری و جلب مشارکت کارکنان و بهره گیری از نظرات و پیشنهادهای آنها نسبت به ارائه خدمات با کیفیت اقدام نماید. تحقیق حاضر با هدف ارائه مدل افزایش مشارکت کارکنان در استانداری اصفهان انجام گردیده و برای این منظور، 54 عامل تأثیرگذار بر مشارکت کارکنان -از طریق بررسی ادبیات تحقیق- استخراج شده است. جامعه تحقیق مورد نظر متشکل از کلیه کارکنان و مدیران استانداری اصفهان بوده و 21 نفر که عبارت از مدیران ارشد سازمان بودند، به عنوان نمونه در دسترس انتخاب شده و با استفاده از روش دلفی فازی، نظرات آنها مورد بررسی قرار گرفته است. عوامل نهایی- با استفاده از کدگذاری- در 7 بعد رهبری، رضایت شغلی، ارزیابی عملکرد، هدف گذاری و سیاست گذاری شفاف، فرهنگ سازمانی، اقدامات منابع انسانی و ساختار سازمانی طبقه بندی شده اند و ارتباط آنها با استفاده از روش دیمتل، ترسیم و مدل مفهومی تحقیق ارائه شده که با استفاده از روش مدل سازی معادلات ساختاری به بررسی کمی مدل و فرضیات تحقیق با نظرسنجی از 82 نفر از کارشناسان پرداخته شده است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که بین رهبری و اقدامات منابع انسانی؛ رهبری و ساختار سازمانی؛ ساختار سازمانی و هدف گذاری و سیاست گذاری؛ اقدامات منابع انسانی و فرهنگ سازمانی؛ فرهنگ سازمانی و ارزیابی عملکرد؛ هدف گذاری و سیاست گذاری و اریابی عملکرد؛ ارزیابی عملکرد و رضایت شغلی؛ رضایت شغلی و مشارکت کارکنان رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد.
تاثیر سرمایه فکری بر شاخص های ارزیابی عملکرد شرکت های دولتی و خصوصی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی تاثیر سرمایه فکری بر شاخص های ارزیابی عملکرد شرکت های دولتی و خصوصی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می پردازد. نتایج تحقیق بیانگر این است که رابطه معنادار و مثبتی بین سرمایه فکری و بازده سهام شرکت های خصوصی و رابطه مثبت معناداری بین سرمایه فکری و بازده سهام شرکت های دولتی داشته است. رابطه بین سرمایه فکری و بازده حقوق صاحبان سهام شرکت های دولتی و همین طور شرکت های خصوصی مثبت و معنادار می باشد. همچنین نتایج نشان داد که در شرکت های خصوصی و دولتی بین سرمایه فکری و ارزش افزوده خالص رابطه مثبت و معناداری وجود داشته است.
Managerial Overconfidence and Tone of Management Reports(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The purpose of this study was to investigate the effect of managerial overconfidence as a behavioral bias on the tone of management reports, including directors’ report and management discussion and analysis (MD&A). In this research, the frequency of technical words was used to measure the tone of the management report, and overinvestment was used as a proxy for managerial overconfidence. The hypotheses were tested on 134 companies over a 4-year period from 2017 to 2020, using multivariate regression models in STATA. The results show that managerial overconfidence is not significantly associated with the positive tone of management reports, but is positively associated with the negative tone of these reports. The results suggest that, due to the uncertainties and risks in the economic environment of Iran and their escalation within the time frame of the present research, overconfident managers tend to use a more negative tone when reporting on risks and uncertainties to avoid the negative consequences of overstatement.
شناسایی و رتبه بندی روش های کوتاه مدت برای توسعه کسب و کارهای اینترنتی از دیدگاه صاحبان کسب و کار اینترنتی در زاهدان
حوزههای تخصصی:
کسب و کارهای اینترنتی در سال های اخیر مورد توجه واقع شده و بسیاری از بنگاه های اقتصادی به استفاده از بستر اینترنت در کسب و کارها روی آورده اند. از این روی برای رونق کسب و کارهای اینترنتی نیاز به توسعه بوده و بر این اساس پژوهش حاضر به شناسایی و رتبه بندی روش های کوتاه مدت برای توسعه کسب و کارهای اینترنتی از دیدگاه صاحبان کسب و کار اینترنتی در زاهدان پرداخته است. روش پژوهش حاضر توصیفی پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش شامل صاحبان کسب و کار اینترنتی فعال در زاهدان می باشد که تعداد آنها 238 نفر می باشند. نمونه آماری این پژوهش 143 نفر بوده که این تعداد با توجه به جدول مورگان تعیین شده است. روش نمونه گیری از نوع دردسترس است. ابزار گردآوری داده ها فیش برداری بوده و ابزار گردآوری داده های میدانی، پرسشنامه محقق ساخته است. تجزیه و تحلیل حاصل از آزمون t تک نمونه ای داده ها و آزمون فریدمن نشان داد که روش های کوتاه مدت برای توسعه کسب و کارهای اینترنتی از دیدگاه صاحبان کسب و کار اینترنتی در زاهدان به ترتیب اولویت عبارتند از: سئو سازی، بازاریابی، ارتباطات آفلاین و بهبود قالب سایت.