فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۷۰۱ تا ۲٬۷۲۰ مورد از کل ۵۷٬۳۰۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
فهم تعامل میان سیاست (Politics) و خطمشی عمومی (Public Policy) و تأثیرات متقابل آنها برای ارتقای دانش خطمشیگذاری عمومی در ایران حائز اهمیت است، زیرا سیاست بهعنوان چارچوبی برای تعامل قدرت و ایدئولوژیها، بر فرایند خطمشیهای عمومی تأثیرگذار است، خطمشیهایی که به مثابه ابزارهایی عملی برای حل مسائل اجتماعی عمل میکنند. واکاوی تفاوتهای مفهومی این دو حوزه که یکی ابژه مطالعاتی علم سیاست و دیگری پدیده مورد مطالعه علوم خطمشی عمومی است و نقش سیاست در تعیین اهداف، محتوای خطمشیها و تأثیرگذاری بر نتایج آنها، محور این نوشته است. در همین راستا، بررسی مفاهیم «سیاستِ خطمشیگذاری عمومی» و «سیاستِ خطمشی عمومی» به جای «سیاستِ سیاستگذاری عمومی» و «سیاستِ سیاست عمومی» که به نظر، انتقال معنا را قدری دشوار میسازد نیز محل تأمل خواهد شد. در ادامه، چالشهایی مانند تأثیر منافع کوتاهمدت سیاسی، نابرابری در اجرای خطمشیها و نقش پوپولیسم در اولویتبندی مسائل، از جمله تبعات منفی سیاست برای خطمشی عمومی تحلیل خواهند شد. نویسنده مدعی است افزایش شفافیت، تقویت مسئولیتپذیری و همکاری میان بازیگران سیاسی، مسیرهایی برای بهبود فرایند خطمشیگذاری در سایه سیاست فراهم خواهد کرد. در پایان متذکر می شود که سلطه سیاست بر خطمشی می تواند فرصتی برای اقامه خطمشیهای عمومی پایدار، عادلانه و مبتنی بر شواهد باشد نه چالشی برای گسترانیدن بیعدالتی در کشور.
تأثیر عملکرد پایداری بر مدیریت سرمایه در گردش (شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مدیریت سرمایه در گردش به مدیریت دارایی ها و بدهی های جاری اشاره دارد و برای ایجاد تعادل بین آن ها به کار می رود به طوری که سهامداران می توانند با مدیریت مؤثر سرمایه در گردش، حداکثر بازده را برای سرمایه گذاری در دارایی ها کسب کنند. مدیریت کارآمد سرمایه در گردش شرکت ها جهت ادامه بقا و حیات شرکت اهمیت زیادی دارد و نحوه استفاده از سرمایه کوتاه مدت را نشان می دهد و همچنین برای اندازه گیری میزان نقدینگی شرکت به کار می رود. هدف مطالعه حاضر بررسی تأثیر عملکرد پایداری بر مدیریت سرمایه در گردش شرکت ها است. پژوهش حاضر کاربردی و از بعد روش شناسی، همبستگی از نوع علّی (پس رویدادی) میباشد. جامعه آماری پژوهش، کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بوده و با استفاده از روش نمونه گیری حذف سیستماتیک، 133 شرکت به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شده و در دوره زمانی 10 ساله بین سال های 1391 الی 1400 موردبررسی قرار گرفتند. نتایج حاصل از آزمون فرضیه پژوهش نشان داد که عملکرد پایداری بر چرخه تبدیل نقدینگی، متوسط دوره وصول مطالبات و متوسط دوره پرداخت بدهی های شرکت ها تأثیر معکوس دارد. در واقع با افزایش فعالیت شرکت در راستای پایداری شرکتی، چرخه تبدیل نقدینگی کوتاهتر و سریعتر شرکت به سرمایه اولیه خود دست خواهد یافت و از طرفی دوره وصول مطالبات از کسانی که به صورت نسیه با آن ها کار شده است کاهش یافته و دوره پرداخت بدهی ها به دیگران نیز کاهشی خواهد شد.
فرامطالعه ای بر گزارشگری پایداری شرکت در پژوهش های حسابداری و حسابرسی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف، بررسی مقالات در حیطه گزارشگری پایداری است. تا بتوان مهمترین موضوعاتی که در حال حاضر مورد توجه بوده و همچنین نیازهای پژوهشی مربوط به این حوزه را مورد ارزیابی قرار داد. روش پژوهش: پژوهش از نوع توصیفی است که به بررسی 68 مقاله در حیطه گزارشگری پایداری پس از بررسی 32 مجله در حوزه حسابداری، مالی و حسابرسی مورد تایید در سامانه وزارت علوم و تحقیقات در بازه 1392 الی 1401 ، پرداخته است.یافته ها: حدود 97% از مقالات در شش سال انتهایی به انجام رسیده است. نویسندگان بدون مرتبه علمی، دانشیار و استادیار، بیشترین مشارکت را در تولید مقالات داشته اند. مشارکت مردان بیشتر از زنان است. بیشتر مقالات حاصل کار سه نفری و چهار نفری بوده است. از نظر وابستگی سازمانی نویسندگان وابسته به دانشگاه آزاد اسلامی بیشترین سهم را دارا می باشند. محققانی از دانشگاه آزاد اسلامی قزوین و دانشگاه بین المللی امام خمینی پرتولیدترین نویسندگان بوده اند. در تولید مقالات، اعضای هیئت علمی واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی، الزهراء، پیام نور و تهران بیشترین مشارکت را به خود اختصاص داده اند.نتیجه گیری: تمامی پژوهش های انجام گرفته در ایران که به بررسی ابعاد گزارشگری پایداری پرداخته، در سال های انتهایی دوره مورد بررسی بوده است.دانش افزایی: با توجه به فصل شش دستورالعمل حاکمیت شرکتی، (ابلاغی 22/09/1401 سازمان بورس و اوراق بهادار) مبنی بر اجبار شرکت ها به ارائه گزارشگری پایداری، می توان شاهد پویایی و رونق تحقیقات آتی در این زمینه بود. و در واقع یافته های پژوهش حاضر، جهات تحقیق شده و شکاف باقیمانده در تحقیقات را مشخص می نماید.
الگوی تهدیدات فناوری های نوین نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت نظامی سال ۲۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۹۶
58 - 77
حوزههای تخصصی:
زمینه: شناسایی، پیش بینی و ارزیابی تهدیدات فناوری های نوین با شاخص هایی همچون شناخت صحیح و دقیق تهدید، ارزیابی توان و ظرفیت تهدید برای حفظ منافع کشور عزیزمان در نبردهای آینده امری مهم و حیاتی است. هدف: پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی تهدیدات فناوری های نوین نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران صورت گرفته است.روش پژوهش: این تحقیق از نوع کاربردی- توسعه ای بوده که به روش توصیفی - تحلیلی دارای رویکردی آمیخته است. روش جمع آوری داده ها کتابخانه ای و میدانی بوده، مصاحبه عمیق به روش هدفمند با خبرگان به تعداد 11 نفر و حجم نمونه 85 نفر انجام شده است. در بخش کیفی از طریق پالایش، تلخیص، نمایش داده ها و تحلیل محتوا انجام شد و در بخش کمی از آمار توصیفی، آمار استنباطی و نرم افزار spss استفاده شد. یافته ها: به منظور دستیابی به طراحی الگوی موردنظر، گویه های مربوط به پرسشنامه محقق ساخته احصاء، تکمیل و به جامعه خبره و حجم نمونه ارائه گردید. که ماحصل آن سه مؤلفه (هوش مصنوعی، روبات ها و سربازان آینده/سایبری) و 10 شاخص در حوزه تهدیدات فناوری های نوین نزاجا احصاء گردید و تحلیل داده ها نیز در این حوزه در بخش کیفی تکمیل و ارائه شد تا زمینه تولید الگو فراهم شود. نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن است که مؤلفه های هوش مصنوعی، روبات ها و سربازان آینده/سایبری با ترکیبی از 10 شاخص در حوزه تهدیدات فناوری های نوین نزاجا، اجزای تشکیل دهنده الگوی یادشده را فراهم آوردند که در ادامه در جهت اعتبارسنجی آن توسط جامعه خبره تحقیق تأیید شد.
ارائه الگوی مدیریت منابع انسانی دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت و چشم انداز آموزش دوره ۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۲۱)
297 - 282
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش ارائه الگوی مدیریت منابع انسانی دیجیتال با رویکرد داده بنیاد می باشد پژوهش حاضر از نظر نوع هدف کاربردی– توسعه ای و از لحاظ گردآوری اطلاعات توصیفی و از نظر ماهیت داده ها کیفی است. جامعه آماری پژوهش شامل متخصصان و خبرگان آشنا با مباحث مدیریت منابع انسانی دیجیتال می باشد. نمونه برداری در این پژوهش از نوع گلوله برفی بود. بر اساس موضوع داده های مورد نظر از طریق مطالعات مقدماتی، مصاحبه ها ی نیمه ساختاریافته جمع آوری و نمونه گیری تا رسیدن به حد کفایت و اشباع نظری ادامه پیدا کرد. اطلاعات به دست آمده با نرم افزار MAXQDA2020 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که الگوی مدیریت منابع انسانی دیجیتال با رویکرد داده بنیاد, شامل عوامل علی (تکنولوزیکی، محیطی، انسانی و سازمانی)، عوامل زمینه ای (بستر دیجیتالی، بستر مدیریتی، بستر فردی)، عوامل مداخله گر (عوامل فرهنگی و ایجاد بسترهای جدید)، راهبردها (سازمانی و مدیریتی) و پیامدها (فردی، فرهنگی و سازمانی) می باشد. که لازم است با توجه به الگوی ذکر شده، ضمن توجه داشتن به چندگانگی ها زمینه پیاده سازی وضع مطلوب را فراهم کرد.
کتابشناسی: تأمین اجتماعی در مسیر بهره وری
منبع:
تامین اجتماعی دوره ۲۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۷۱)
157-158
حوزههای تخصصی:
در دنیای امروز، افزایش بهرهوری سرمایه انسانی نقشی محوری در تحقق رشد اقتصادی و پیشرفت پایدار جوامع دارد. انسان عامل اصلی تحول جوامع و همچنین هدف تحول جوامع است. انسانهایی قابلیت ایفای نقش بهعنوان کارگزار تحول، ارتقای بهرهوری و ایجاد ارزش متمایز برای جامعه خود را دارند که واجد دو ویژگی انگیزه و توانمندی باشند. در بعُد انگیزه علاوه بر تعهد و ایمان درونی، تنظیم عوامل محرک بیرونی نقشی مهم ایفا میکند. برای اعمال این تنظیمگری مهم، اتصال بهرهوری به «نظام جبران خدمات کارکنان» و «ارتقای، انتصاب و ابقای مدیران» راهکاری مؤثر به نظر میرسد. در بعُد توانمندی نیز «افزایش کیفیت منابع انسانی از طریق توسعه دانش و مهارت فردی» و «تعمیق هدفمند سرمایه» دو اهرم کلیدی بهبود و تحول است. برای تحقق تعمیق هدفمند سرمایه لازم است که منابع انسانی فعال در اقتصاد مجهز به ابزار و فناوری نرم و سخت و متصل به هم در قالب یک شبکه همافزا شوند. یک چالش مهم برای جاریسازی سیاستها و راهکارهای مؤثر بر ارتقای بهرهوری در کشور (از جمله راهکارهای فوقالذکر)، ضعف ساختار نهادی حوزه بهرهوری در سطح ملی است. این عارضه نهادی منجر به مخدوش شدن نقشآفرینی، مسئولیتپذیری و پاسخگویی دستگاههای اجرایی و فرسایش اثربخشی سیاستهای ارتقای بهرهوری شده است؛ لذا بازنگری در ساختار نهادی حوزه بهرهوری از طریق طراحی و استقرار «نظام ملی بهرهوری» ضرورتی است که به تأخیر انداختن آن، موجب از بین رفتن فرصتهای ارزشمند کنونی و ناتوانی در نیل به اهداف پیشرفت ملی میشود.
تصمیمات قیمت گذاری زنجیره تامین سبز دو کاناله با در نظر گرفتن تبلیغات در حالات متمرکز و غیر متمرکز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت صنعتی سال ۲۲ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۷۴
51 - 94
حوزههای تخصصی:
تصمیمات قیمت گذاری از مهم ترین تصمیمات زنجیره تامین می باشد که نقش حیاتی در سودآوری زنجیره تامین دارد. در این تحقیق یک زنجیره تامین سبز دو کاناله و دو سطحی متشکل از یک تولیدکننده و یک خرده فروش در نظر گرفته شده است که دو نوع محصول استاندارد و یک نوع محصول سبز تولید می شود. تقاضای محصولات، قطعی و یک تابع خطی از قیمت محصولات، زمان تحویل کانال آنلاین، سطح کیفیت سبز، سطح تبلیغات و سطح ردیابی اطلاعات می باشد. محصول سبز از طریق کانال آنلاین و محصولات استاندارد از طریق کانال سنتی خرده فروشی به فروش می رسند. دولت جهت تولید محصول سبز و اجرای فناوری بلاکچین یارانه پرداخت می کند. مسئله تحت دو مدل تصمیم گیری متمرکز و غیرمتمرکز در نظر گرفته شده است که در مدل غیرمتمرکز، بازی استکلبرگ به رهبری تولیدکننده درنظر گرفته شده است و در مدل متمرکز، اعضای زنجیره تامین تصمیمات خود را به طور یکپارچه اتخاذ می کنند. نتایج نشان داد که زنجیره تامین در مدل متمرکز دارای بیشترین سودآوری می باشد. همچنین مشاهده گردید در مدل متمرکز تمامی محصولات از کمترین قیمت برخوردار می باشند.
شناسایی عوامل موثر بر فرهنگ خدمتگزاری با تاکید بر تکریم ارباب رجوع (مورد مطالعه: وزارت نیرو)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مدیریت فرهنگی سال ۱۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۵
67-85
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف تحقیق: انسان در هر جایگاهی در ارتباط با همنوعان خویش علاقه به مورد تکریم واقع شدن و مورد تکریم قرار دادن دیگران دارد لذا هدف تحقیق شناسایی عوامل موثر بر فرهنگ خدمتگزاری با تاکید بر تکریم ارباب رجوع می باشد. روش شناسی تحقیق: روش تحقیق اکتشافی و پیمایشی است .ابتدا جهت شناسایی عوامل موثر از روش دلفی استفاده شد جامعه این بخش خبرگان متخصص بودند که با روش نمونه گیری هدفمند و اشباع نظری ده نفر انتخاب شدند..جامعه آماری در بخش معادلات ساختاری ، کارکنان وزارت نیرو بودند که به روش نمونه گیری تصادفی 346 انتخاب شدند . روش گرداوری داده ها کتابخانه ای - میدانی بود که روایی و پایایی پرسشنامه نیز تایید شد. یافته های تحقیق در راند سوم دلفی 15 عامل شناسایی شد که به ترتیب الویت: ارزش ها و اخلاق در خدمت عمومی، سبک رهبری، کیفیت ارائه خدمات، عوامل حقوقی، برنامه ریزی و سازماندهی، همدلی، باورهای مذهبی و عقیدتی، تمرکز بر اهداف، برونگرایی، درک و باورهای مشترک، ارباب رجوع محور بودن، عوامل ظاهری و جو سازمان، آموزش، مسئولیت پذیری و انگیزه خدمت عمومی می باشد. نتایج : با توجه به اینکه ارزش ها و اخلاق رتبه اول را کسب نموده است می توان عنوان کرددتوجه به ارزش ها و اخلاق بعنوان عامل اصلی و مرکزی در سبک فرهنگ خدمت گزار بشمار می رود و زمانی که بحث ارتباط با ارباب رجوع و نیز خدمت دهی به آنها مدنظر باشد، اهمیت این عامل افزایش خواهد یافت.
تاثیر نوآوری بر عملکرد زیست محیطی، اجتماعی و حاکمیتی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
تمرکز شرکت ها بر روی مسائل پایداری در سال های اخیر در نتیجه بدتر شدن آلودگی زیست محیطی و بحران تغییرات اقلیم به طور قابل توجهی افزایش یافته است. علاقه فزاینده شرکت ها به مسائل پایداری نیز همانطور که توسط نظریه نهادی پیشنهاد شده است، نتیجه فشارهای اجتماعی برای انجام این کار است. نوآوری به طور کلی با نوآوری محیطی از نظر نوآوری های زیست محیطی یا طراحی زیست محیطی همراه است که از جمله ابزارهایی هستند که توسعه فرهنگ شرکتی پایدار را ارتقا می دهند. هدف این مطالعه بررسی رابطه بین سرمایه گذاری در نوآوری و عملکرد محیطی، اجتماعی و حاکمیتی شرکت است. تجزیه و تحلیل بر روی نمونه ه ایی از 85 شرکت بورس اوراق بهادار تهران از سال 1396 تا 1401 انجام شد. این پژوهش کمی، توصیفی، نیمه تجربی، کتابخانه ای و از نوع همبستگی می باشد. از رگرسیون چندمتغیره با اثرات ثابت سال و صنعت، و نرم افزار استاتا ورژن 17 برای آزمون فرضیه های پژوهش استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که شرکت هایی که بیشتر در نوآوری سرمایه گذاری می کنند، عملکرد محیطی، اجتماعی و حاکمیتی بهتری نسبت به شرکت های کمتر نوآور نشان می دهند. این یافته ها با ادعای تئوری نهادی سازگار است که شرکت هایی که بیشتر بر مسائل پایداری متمرکز هستند، اهمیت نوآوری در دستیابی به این اهداف را تشخیص می دهند که منجر به تصویر و شهرت بهتر شرکت می شود.
ارائه الگوی تاب آوری مالی در صنعت هتلداری جهت پیش بینی درماندگی مالی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
اخیرا بحران کووید-19، صنعت هتلداری را با مخاطرات مالی زیادی مواجه نموده است، به گونه ای که به دلیل عدم کسب درآمد، منجر به تعطیلی برخی هتل ها و بیکاری کارکنان آنها شده است. ازاین رو تاب آوری مالی صنعت هتلداری جهت پیش بینی درماندگی مالی مورد توجه قرار گرفت. در این پژوهش، الگوی تاب آوری مالی صنعت هتلداری در راستای پیش بینی درماندگی مالی با رویکرد کمی (مدلسازی معادلات ساختاری) ارائه شده است. پس از مروری بر پیشینه پژوهش، نگرش مدیران هتل از طریق یک پرسشنامه ی محقق ساخته، بررسی شد. شرکت کنندگان از بین 135 هتل استان تهران در بهار ۱۴۰2 انتخاب شدند. روش پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی می باشد. به منظور تحلیل داده ها از مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان می دهد عامل مداخله گر "حفظ محیط زیست" بر تاب آوری مالی صنعت هتلداری جهت پیش بینی درماندگی مالی تأثیر چندانی ندارد. بنابراین، صنعت هتلداری می تواند جهت پیش بینی درماندگی مالی از طریق به کارگیری راهبرد های شناسایی شده، زمینه را برای تاب آوری مالی فراهم نماید تا این صنعت بتواند در شرایط بحران، از لحاظ مالی تاب آور شده و به حیات خود ادامه دهد.
تأثیر تعهد سازمانی بر بهره وری فردی با میانجی گری انگیزش و حمایت سازمانی ادراک شده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: با فرض اینکه افراد شاغل واجد شرایط احراز مشاغل باشند، انتظار می رود که وظایف شغلی خود را با کیفیت قابل قبولی انجام دهند. در چنین وضعیتی، اتلاف وقت در محیط کاری از سوی کارکنان مسئله دیگری است که باید به آن پرداخته شد. بنابراین، تحلیل اتلاف وقت و شناخت ساعات کار مفید افراد ضرورتی اجتناب ناپذیر است که هدف اصلی پژوهش حاضر است. روش شناسی: جامعه آماری در این پژوهش کارکنان ستادی در یک شرکت خدماتی در تهران هستند که وظایف شغلی تعریف شده دارند. از میان جامعه آماری، 92 نفر به روش نمونه در دسترس انتخاب شدند و پرسشنامه ها میان آنان توزیع شد. روایی محتوایی پرسشنامه با استفاده از نظر خبرگان و پایایی آن به روش آلفای کرونباخ مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها: نتایج به دست آمده نشان داد که اتلاف وقت سیستماتیک بین کارکنان شرکت متداول است و میانگین ساعات کار مفید آنان در حدود 5/5 ساعت است. اصالت پژوهش: پژوهش قابل استنادی دربارۀ ساعات کار مفید کارکنان در ایران انجام نشده است. بیشتر مطالب منتشر شده در این حوزه بحث های روزنامه ای است که چندان قابل استناد نیستند. در این پژوهش، ساعات کار مفید به روش شناخت اتلاف وقت فردی محاسبه شده است که از قابلیت اعتماد بالایی برخوردار است.
طراحی و اعتبارسنجی الگوی کارآفرینی سازمانی اداراک شده مبتنی بر فنّاوری اطلاعات در سازمان های عمومی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: کارآفرینی سازمانی به عنوان یکی از گسترده ترین انواع کارآفرینی شرایطی را در سازمان ها فراهم می آورد که فرایند اجرا آن را سریع، راحت و اثربخش می کند؛ بنابراین در این پژوهش هدف طراحی و اعتبارسنجی الگوی کارآفرینی سازمانی ادراک شده مبتنی بر فنّاوری اطلاعات در سازمان های عمومی ایران با رویکرد آمیخته است. طرح پژوهش/ روش شناسی/ رویکرد: این پژوهش با روش آمیخته (کیفی - کمّی) و هدف کاربردی صورت گرفته است. جامعه آماری پژوهش در بخش ارائه الگو شامل مدیران و معاونان سازمان امور دانشجویان و مدیران دولتی، استادان هیئت علمی رشته های کارآفرینی و مدیریت با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و برای ارائه الگو از روش تحلیل کیفی مضمون و روش مدل سازی ساختاری - تفسیری و در نهایت برای اعتبارسنجی الگوی نهایی از روش حداقل مربعات جزئی استفاده شده است. تجزیه وتحلیل داده ها در فاز کیفی با نرم افزار Maxqda و در فاز کمی به ترتیب با نرم افزارهای MicMac و Smart Pls انجام شده است. یافته ها: یافته ها نشان می دهد رهبری کارآفرینانه و حاکمیت فنّاوری اطلاعات بر استقرار فرهنگ کارآفرینانه (ادراک شده) تأثیرگذار است. استقرار فرهنگ کارآفرینانه (ادراک شده) بر گرایش کارآفرینانه (ادراک شده) و دوسوتوانی فنّاوری اطلاعات اثر گذاشته و به ساختار چابک سازمانی منجر می شود. از طریق بهبود ساختار می توان به توسعه آموزش و دانش و توانمندسازی فنّاورانه کارکنان دست پیدا کرد و درنهایت از طریق بهبود رفتار کارآفرینانه کارکنان به توسعه کارآفرینی سازمانی (ادراک شده) در سازمان عمومی دست یافت. ارزش/ اصالت پژوهش: تاکنون پژوهش های انجام شده در ایران بر روی مدل کارآفرینی سازمانی مبتنی بر فنّاوری اطلاعات تمرکز نداشته اند. پیشنهادهای اجرایی/ پژوهشی: به سیاست گذاران در دولت پیشنهاد می شود که طبق یافته های پژوهش برای تحقق کارآفرینی سازمانی در سازمان های عمومی قوانین و مقررات لازم را وضع نمایند.
طراحی الگوهای خط مشی گذاری مدیریت منابع انسانی در شهرداری ها به روش دلفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت شهری دوره ۲۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷۷
۱۲۳-۱۰۹
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش ارائه الگویی از خط مشی گذاری مدیریت منابع انسانی در سازمانهای عمومی غیردولتی در حوزه مدیریت شهری است که از نظر خبرگان آن حوزه با اتفاق نظر بیشتری قابل تحقق در کشور ایران است. خط مشی مورد نظر در این پژوهش به الگویی اشاره دارد که در آن نظام ترتیبات سه فرایند متداخل فرایند به کارگیری، فرایند خدمت گیری و فرایند پایان دهی به خدمت نیروی انسانی منجر به وضعیت مطلوب و متناسب با بسترها و ملاحظات قانونی، فرهنگی، جمعیتی و جغرافیایی کشور گردد. روش مورد استفاده از نوع دلفی کیفی در سه راند بود که طی آن مهمترین ابعاد و مولفه های مطلوب خط مشی گذاری مدیریت منابع انسانی و همچنین عوامل مدیریتی نقش آفرین در خط مشی گذاری مذکور بر مبنای توافق خبرگان متخصص شناسایی شد. طبق یافته های این پژوهش، دست کم چهار الگوی کمابیش مورد مطالبه از دیدگاه متخصصان، دست اندرکاران و صاحبنظران حوزه مدیریت شهری استخراج شد. از دیدگاه خبرگان، الگوی خط مشی گذاری مطلوب در مدیریت منابع انسانی آن الگویی است که در آن فرایندهای جذب، بکارگیری و خروج منابع انسانی نهایتاً به کسب درآمد پایدار، حکمرانی مقتدر، سرمایه آفرینی اجتماعی و مبتنی بر علم و فرهنگ جامعه ایرانی بیانجامد. تحقق الگوهای مذکور به درجات مختلف با عوامل سلبی و ایجابی نظیر انتصابات رانتی، سرمایه انسانی برون سازمانی، سرمایه انسانی درون سازمانی، ناکارامدی اجرایی درون سازمانی، اختلال ادارکی در مدیریت منابع انسانی، فقدان مرجعیت خط مشی گذاری تخصصی، ناکارامدی و تأخر تقنینی، نگرش توسعه ای غیرمتناسب، فقدان توسعه حرفه ای در شهرداریها، انزوای نهادی شهرداریها، ناکارآمدی نظام حقوقی سازمانی-ملی، عدم وابستگی منابع مالی شهرداریها و استقرار تاریخی فرهنگ مسئولیت پذیری در شخصیت ملی ایرانی تضعیف یا تقویت می شود.
پیش بینی پذیری بورس اوراق بهادار تهران با استفاده از مدل های یادگیری عمیق (مدل هیبریدی CNN-LSTM)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
یادگیری عمیق، زیرمجموعه ای از کلاس گسترده تر از روش های یادگیری ماشین مبتنی شبکه های عصبی می باشد که اخیراً در حوزه های مختلفی از جمله پیش بینی سری های زمانی در بازارهای مالی، توجهات زیادی را به خود جلب کرده است. در این تحقیق، ابتدا بر اساس مدل های یادگیری عمیق مبتنی بر شبکه های LSTM و CNN حرکت شاخص بورس اوراق بهادار تهران پیش بینی می گردد. در ادامه با ترکیب دو مدل مذکور، مدل هیبریدی یادگیری عمیق CNN-LSTM به منظور پیش بینی شاخص بورس اوراق بهادار تهران مورد استفاده قرار گرفت. در مرحله بعد، به منظور ارزیابی عملکرد مدل های پیش بینی مذکور، سه معیار سنجش کارایی میانگین درصد قدرمطلق خطای متقارن (SMAPE)، میانگین مطلق درصد خطا (MAPE) و ریشه میانگین مربع خطا (RMSE) مورد استفاده قرار گرفت. در این تحقیق از داده های روزانه شاخص بورس اوراق بهادار تهران در دوره زمانی 23/4/1395 - 26/1/1400 استفاده شده است. نتایج برآورد مدل ها در پیش بینی شاخص بورس اوراق بهادار تهران با گام یک روزه و مقایسه معیارهای سنجش کارایی، حاکی از برتری عملکرد مدل پیشنهادی CNN-LSTM در مقایسه با دو مدل دیگر می باشد. مدل LSTM در رتبه بعدی دقت و کارایی پیش بینی قرار می گیرد. با توجه به نتایج ارایه شده در این تحقیق، به فعالین بازارهای مالی در ایران پیشنهاد می گردد مدل های تلفیقی یادگیری عمیق را به منظور افزایش کارایی و دقت پیش بینی های خود مورد توجه قرار دهند.
تفکر نئولیبرالیسم و تجاری سازی حرفه حسابرسی: شواهدی از بخش خصوصی حسابرسی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
تفکر نئولیبرالیسم، بر رقابت و خصوصی سازی فعالیت های اقتصادی و در نتیجه بر منافع فردی به جای منافع عموم تاکید می نماید. در مکتب نئولیبرالیسم ، فعالان اقتصادی برای حداکثر نمودن منافع خود ، باید مشتریان فعلی را حفظ و به دنبال جذب مشتریان جدید باشند. شواهد در بازار حسابرسی کشور نشان می دهد که موضوع حفظ و هم چنین جذب مشتری برای موسسات حسابرسی بسیار مهم است. از این رو ، هدف این پژوهش آن است تا در درجه اول سطح تفکر نئولیبرالیسم در حسابرسان را بررسی و در درجه دوم روابط میان تفکر نئولیبرالیسم و اثر آن بر تجاری سازی حرفه حسابرسی را مورد بررسی قرار دهد. جامعه آماری این پژوهش نمونه شامل حسابرسان شاغل در موسسات خصوصی حسابرسی است که نمونه ای به تعداد 129 از این جامعه انتخاب شده است. ابزار گردآوری داده ها نیز پرسش نامه است. آزمون فرضیه نیز بر اساس رگرسیون چند متغیره انجام شده است. نتایج پژوهش نشان می دهدکه گرایش حسابرسان به تجاری سازی حرفه حسابرسی تحت تاثیر تفکر نئولیبرالیسم است و رابطه ای مثبت با آن دارد. هم چنین متغیرهای جنسیت ، سطح تحصیلات ، تجربه کاری و حسابدار رسمی بودن حسابرس بر تمایل حسابرسان به تجاری سازی حرفه حسابرسی تاثیر معنی داری ندارد. واژه های کلیدی : نئولیبرالیسم ، تجاری سازی ، حرفه حسابرسی
مدل سازی تصمیم گیری سرمایه گذاران دارای هوش مالی براساس سوگیری های رفتاری با روش داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، هدف اصلی ارائه الگویی جامع و کاربردی برای تصمیم گیری سرمایه گذاران دارای هوش مالی بر اساس سوگیری های رفتاری (سوگیری های شناختی و عاطفی) در بازار سرمایه ایران است. برای دستیابی به این هدف، ابعاد مختلف این موضوع در بازار سرمایه ایران از زوایای گوناگون بررسی شده است. در حوزه تصمیم گیری سرمایه گذاران دارای هوش مالی، بیشتر تحقیقات به صورت کمی بوده و تنها تعداد محدودی از تحقیقات کیفی صورت گرفته است که آنها نیز تنها به ابعاد هوش مالی پرداخته اند. در این پژوهش کیفی، علاوه بر بررسی ابعاد و مقوله های هوش مالی، به بررسی ابعاد و مقوله های سوگیری های رفتاری (شناختی و عاطفی) نیز پرداخته شده است. با استفاده از نظریه داده بنیاد، تاثیر سوگیری های رفتاری بر تصمیم گیری سرمایه گذاران دارای هوش مالی برای انتخاب سهام در بازار بورس ایران مدل سازی شد. برای بررسی دقیق تر هر یک از پارامترهای این پژوهش (هوش مالی و سوگیری رفتاری)، محقق تمامی مصاحبه ها را به صورت تفکیک شده در دو مرحله مجزا، یک بار برای پارامتر هوش مالی و بار دیگر برای پارامتر سوگیری های رفتاری، کدگذاری باز و کدگذاری محوری نموده است. در نهایت، با استفاده از کدگذاری انتخابی، تمامی مقوله های استخراج شده هر دو پارامتر مذکور، منجر به شکلگیری مدل پارادایم تصمیم گیری سرمایه گذاران دارای هوش مالی گردید. این مدل سازی می تواند به درک بهتر رفتار سرمایه گذاران و بهبود تصمیم گیری مالی آنها کمک کند. پژوهش حاضر کمک میکند تا سرمایه گذاران دارای هوش مالی درک بهتری نسبت به تاثیر سوگیری های رفتاری در تصمیم گیری های خود داشته باشند و در نتیجه با اخذ تصمیمات بهینه، بازدهی سرمایه گذاری خود را افزایش دهند.
ارائه تبیین رابطه بین مؤلفه های اقتصادی، قوانین و شفافیت با سودآوری بانک ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف، بررسی اثرگذاری فساد مالی، آزادی اقتصادی، قوانین و مقررات و شفافیت بر سودآوری بانک های پذیرفته شده در بازار سرمایه ایران انجام شد. روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نوع داده های آمیخته اکتشافی است و از لحاظ ماهیت توصیفی-پیمایشی و بر اساس زمان اجرای پژوهش، مقطعی است. جامعه مورد مطالعه در بخش کیفی شامل مبانی نظری و پیشینه های مرتبط در پایگاه های داده از سال 1396 تا 1402 و خارج از سال 2018 تا 2023 و همچنین خبرگان دانشگاهی و صاحب نظران امور بانکی و مالی بود. در بخش تجزیه و تحلیل داده ها، در بخش کیفی از تحلیل مضمون با استفاده از نرم افزار Maxqda2020 و در بخش کمی، از آمار توصیفی و استنباطی با استفاده از نرم افزارهای SPSS-V23 و Lisrel V8.8 استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که فساد مالی تأثیر منفی و قابل توجهی بر سودآوری بانک های پذیرفته شده در بازار سرمایه ایران دارد. نتیجه گیری: فساد مالی در بانک های بازار سرمایه ایران تأثیر قابل توجه و منفی بر سودآوری داشته و عواملی مانند آزادی اقتصادی، قوانین و مقررات، و شفافیت بر سودآوری این بانک ها اثر مثبتی دارند.
ارزیابی نقش فضای کسب و کار بر احتمال تقلب در صورت های مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
صورت های مالی افشاء شده توسط شرکت ها، اصلی ترین منبع اطلاعاتی برای اتخاذ تصمیمات سرمایه گذاری است. صورت های مالی متقلبانه باعث هدایت نامطلوب منابع مالی و تصمیمات غیر بهینه توسط سرمایه گذاران می شود. مطالعات تجربی احتمال تقلب در صورت های مالی اخیر بر متغیرهای مربوطه به شرکت متمرکز بوده اند و متغیرهای فضای کسب وکار مغفول مانده است. لذا در این مطالعه، نقش فضای کسب وکار بر احتمال تقلب در صورت های مالی صدوبیست شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار طی سال های 1391-1397 با استفاده از رویکرد رگرسیونی لجستیک موردبررسی قرار گرفت و تأثیر سی ویک متغیر بر احتمال تقلب در صورت های مالی موردبررسی قرار گرفت که نه متغیر آن مربوط به فضای کسب وکار و بقیه متغیرها مربوط به سطح شرکتی بودند. نتایج نشان داد الگوی لاجیت برآورد شده حدود بیست وشش درصد از تغییرات نسبت احتمال وقوع تقلب در گزارش های مالی به عدم وقوع آن را توضیح می دهد. دو متغیر درآمد سرانه و نرخ ارز بازار آزاد از بین نه متغیر فضای کسب وکار، تأثیر معناداری بر احتمال تقلب در گزارش مالی شرکت ها دارند و با افزایش یک درصدی در درآمد سرانه، احتمال تقلب در صورت های مالی پنجاه ودو درصد کاهش و با افزایش نرخ ارز در بازار آزاد نیز احتمال تقلب در گزارش ها مالی شرکت های موردبررسی به میزان چهل وسه درصد افزایش پیدا می کند. نتایج تحقیق بیانگر اهمیت متغیرهای فضای کسب وکار به همراه متغیرهای سطح شرکتی در پیش بینی احتمال تقلب در صورت های مالی شرکت ها است.
تبیین الگوی چالش های گزارشگری مالی بخش عمومی کشور(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
حسابداری و شفافیت مالی سال ۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
1 - 26
حوزههای تخصصی:
هدف: در سه دهه گذشته تحولات عمده مدیریت عمومی و به ویژه استقرار حسابداری تعهدی، مشخصه بخش عمومی بسیاری از کشورها بوده است. نظام مالی بخش عمومی ایران نیز در فرآیند اجرایی شدن این تحولات قرار دارد، با توجه به شواهد موجود، مبنی بر عدم به کارگیری کامل و مناسب استانداردهای حسابداری بخش عمومی، هدف مطالعه حاضر، بررسی چالش های گزارشگری مالی بخش عمومی در کشور است. روش شناسی: پژوهش حاضر به صورت کیفی صورت پذیرفته است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل اساتید حسابداری دانشگاه ها و مدیران اجرایی سازمان های دولتی و حسابرسان سازمان های دولتی هستند. یافته ها: با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و همچنین مصاحبه های نیمه ساختاریافته و دریافت نظر خبرگان، مفاهیم مربوطه به چالش های گزارشگری مالی بخش عمومی کشور استخراج گردید. بر اساس نتایج 12 چالش اصلی مؤثر بر گزارشگری مالی بخش عمومی شناسایی شدند. خبرگان بر اساس رویکرد دلفی-فازی لجستیک نوع 3 با تابع ورودی شفر 4، مؤلفه های مورد استخراج را تأیید نمودند. تابع ورودی مبتنی بر هیبرید سینوس و کوسینوس جهت پوشش نا اطمینانی در پاسخ دهی خبرگان کاراتر عمل می نماید. با استفاده از رویکرد تحلیل مؤلفه اصلی این نتیجه حاصل گردید که چالش های حوزه سیستم حسابداری، عوامل اقتصادی و نیروی انسانی به ترتیب مهم ترین چالش های مؤثر بر کیفیت گزارشگری در بخش عمومی کشور هستند. دانش افزایی: نبود سیستم های حسابداری مدرن، یکپارچه و منطبق با فرآیند اجرایی فعالیت های دولتی مهم ترین عامل مؤثر بر کاهش کیفیت گزارشگری مالی در بخش عمومی کشور است.
ارایه چارچوب ساخت و کاربست فرهنگ صلح در بین شهروندان جامعه ایران (نمونه موردی شهروندان استان البرز)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مدیریت فرهنگی سال ۱۸ بهار ۱۴۰۳ شماره ۶۳
1 - 19
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف پژوهش: صلح همانند آرمان هایی نظیر عدالت و امنیت، یکی از ارزش های انسانی شناخته شده در همه ی فرهنگ ها، تمدن ها و نظام های فکری است که در طول تاریخ بشر، انسان ها را دل مشغول نموده است. با این حال، جنبه های مختلف و گوناگون صلح و همچنین محیط های متعدد آن، هم از جنبه ی نظری و هم عملی، نگرش های متکثری را در این رابطه شکل داده و نظام بین المللی و نظام های ملی معاصر نیز همچنان در این تکثر سیر می نمایند. در این میان فرهنگ صلح شهروندی شاید از پایه ای ترین موارد در جهت گسترش و نهادینه نمودن صلح در جوامع است. روش پژوهش: لذا پژوهش حاضر به منظور تدوین مدل چارچوب ساخت فرهنگ صلح در بین شهروندان جامعه ایران در میان شهروندان استان البرز پرداخته است. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، تلفیقی از نوع روش های کیفی و کمی می باشد. در مرحله اول از روش کیفی داده بنیاد استفاده شده است، جامعه آماری در بخش کیفی شامل اعضای هیات علمی گروه مدیریت فرهنگی و خبرگان اجرایی مدیران سازمان ها و نهادهای فرهنگی می باشند. همچنین از خبرگان علمی و دانشگاهی در زمینه فرهنگ نیز استفاده شد که برابر 20 نفر بودند. ابزار تحقیق شامل برگه های کدگذاری محقق ساخته بود که روایی آن توسط اعضای گروه دلفی تأیید و پایایی آن با معیار پی اسکات 95/0 محاسبه شد. یافته ها: یافته های تحقیق نشان داد که عوامل مرتبط با مدل فرهنگ صلح در قالب 11 مولفه و در مقوله های 5 گانه به صورت عوامل محوری (فرهنگ صلح)، عوامل تقویت کننده، عوامل بسترساز، موانع شکل گیری و پیامدها جای گرفتند. در مرحله دوم تحقیق، جامعه آماری را شهروندان استان البرز تشکیل می دهند که حدودا 2500000 نفر می باشند. حجم نمونه براساس فرمول کوکران 384 نفر برآورد شد و پس از گردآوری داده ها، تجزیه و تحلیل آماری داده های پژوهش با استفاده از Spss 22 وLisrel8.54 و Excel صورت گرفت. معناداری ضرایب و پارامترهای بدست آمده مولفه های عوامل محوری (فرهنگ صلح)، عوامل تقویت کننده، عوامل بسترساز، موانع شکل گیری و پیامدها نشان داد که تمامی ضرایب بدست آمده، معنادار می باشند. با توجه داده های تحقیق، میانگین نمره های بدست آمده برای ابعاد متغیر عوامل محوری، عوامل تقویت کننده، موانع شکل دهنده، موانع شکل گیری و پیامدها بیشتر از حد متوسط می باشد و می توان گفت که پاسخ دهندگان معتقدند میزان تاثیر ابعاد متغیر عوامل محوری بر فرهنگ صلح بیشتر از حد متوسط است. نتیجه گیری: یافته های حاصل از تحلیل ابعاد بیانگر آن می باشد که از بین مولفه های مدل فرهنگ صلح، موانع شکل گیری با میانگین (90/0) بیشترین و پیامدها با میانگین (67/0) کمترین تاثیر را در فرهنگ صلح دارند.