فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۷۰۱ تا ۲٬۷۲۰ مورد از کل ۵۷٬۳۰۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
This paper provides a comprehensive overview of the evolving Artificial Intelligence (AI) threat to cybersecurity, emphasizing the urgent need for finance leaders and cybersecurity professionals to adapt their strategies and controls to effectively combat AI-powered scams and cyber-attacks. The study delves into the specific ways in which AI is being used maliciously in cybercrime, such as enhanced phishing and Business Email Compromise (BEC) attacks, the creation of synthetic media including deepfakes, targeted attacks, automated attack strategies, and the availability of black-market AI tools on the dark web. Furthermore, it highlights the critical need for enhanced cybersecurity strategies and international cooperation to combat cyber threats effectively. The findings of this study provide valuable insights for finance leaders, cybersecurity professionals, policymakers, and researchers in understanding and addressing the challenges posed by generative AI in the cyber threat landscape.
Development of a Sustainable Rural Tourism Model with a Focus on Social Capital and Competitive Advantage(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Rural tourism, with careful planning, can enhance the quality of life and create economic, social, and cultural benefits. The aim of this research was to present a sustainable rural tourism model with a focus on social capital. The research was applied in terms of its goal and qualitative in terms of methodology, based on the foundation data theory. The research was framed using a cognitive approach, utilizing various data collection methods such as library research, examination of specialized sources and texts, as well as semi-structured interviews. Fourteen elites, experts, and managers in tourism and rural area management were interviewed in 2023. The conducted interviews were coded using Atlas .t i software.
اولویت بندی عوامل موثر بر اثربخشی کمیته حسابرسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات حسابداری و حسابرسی سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۱
139 - 162
حوزههای تخصصی:
کمیته ی حسابرسی، کمیته ای است تشکیل شده از اعضای غیرموظف هیئت مدیره که مسئولیت اجرایی ندارند به منظور نظارت بر فرایند و کیفیت گزارشگری مالی، عملکرد حسابرسی داخلی و مستقل، ارزیابی نظام کنترل های داخلی، مدیریت خطر تقلب و... . هدف این پژوهش اولویت بندی عوامل موثر بر اثربخشی کمیته حسابرسی می باشد. بدین منظور با گردآوری اطلاعات لازم از طریق روش کتابخانه ای و سپس توزیع پرسشنامه در دو مرحله، اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی فازی گروهی، رتبه بندی و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. جامعه آماری مورد مطالعه در این پژوهش خبرگان حسابرسی، اساتید حسابداری و اعضای کمیته ی حسابرسی شرکت ها هستند که از بین آنها تعداد 20 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای تعیین میزان اهمیت و رتبه بندی سبد عوامل اصلی و فرعی مؤثر بر اثربخشی کمیته حسابرسی از روش سلسله مراتبی فازی گروهی (GFAHP) استفاده شده است. نتایج اولویت بندی متغیرهای تحقیق نشان داده است که مهمترین عامل اصلی اثربخشی کمیته حسابرسی، شاخص حمایت و پشتیبانی از کمیته ی حسابرسی می باشد و شاخص های آموزش اعضای کمیته ی حسابرسی، عملکرد و وظایف کمیته ی حسابرسی، ویژگی های اعضاء کمیته ی حسابرسی، ترکیب و نحوه عضویت کمیته ی حسابرسی و برگزاری جلسات کمیته ی حسابرسی در اولویت های بعدی قرار دارند.
مدل سازی مدیریت منابع انسانی بر اساس شایستگی های ممتاز با رویکرد کارآفرینی؛ مورد مطالعه: سازمان تأمین اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و مدیریت کارآفرینی دوره ۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
115 - 140
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، طراحی مدل اجرایی مدیریت منابع انسانی مبتنی بر شایستگی های ممتاز با رویکرد کارآفرینی در سازمان تأمین اجتماعی است. این پژوهش، از نظر هدف، توسعه ای؛ از لحاظ رویکرد، کیفی و با روش فراترکیب انجام شده است. بر این اساس، جامعه مورد مطالعه پژوهش، شامل مجموعه مقالاتی است که در بازه زمانی سال های 1398 تا 1403 و با محوریت شایستگی های ممتاز در مدیریت منابع انسانی به چاپ رسیده اند. نویسندگان با جستجو در میان پایگاه های علمی مطرح داخلی و خارجی 62 مقاله را از میان 287 مقاله برگزیده و پس از تحلیل محتوای آنها، مقوله ها و مفاهیم استخراج شده و اولویت سنجی آنها با بهره گیری از روش آنتروپی شانون انجام شد. یافته های پژوهش ، در قالب 42 مفهوم و 10 مقوله در 3 گروه عوامل درون دولتی ، عوامل درون سازمانی و عوامل راهبردی دسته بندی شد. مقوله های اثربخشی و کارایی، سازماندهی کارگزاران، رضایت فردی از شغل، راهبردهای دانش بنیان، توانایی های مدیریتی، طراحی مناسب شغل، ارتباطات میان فردی و سازمانی، راهبردهای آینده نگر، یکپارچه سازی سازمانی و تخصص های تجربی و عمومی به ترتیب بیشترین ضریب اهمیّت را داشتند. نتایج پژوهش نشان داد مدیریت منابع انسانی مبتنی بر شایستگی های ممتاز با توجه به ماهیت کارآفرینانه خود، بر سیاست های رش د و ارائه بهینه خدمات سازمان تأمین اجتماعی به مثابه یک سازمان مهم و اثرگذار دولتی تأثیرات بسزایی گذارده و افزایش مسئولیت پذیری این سازمان را به همراه خواهد آورد.
شناسایی عوامل مؤثر بر هوش مصنوعی در بازاریابی صنعت بانکداری با رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های مدیریت رسانه دوره ۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
311 - 341
حوزههای تخصصی:
هدف: مطالعه حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر هوش مصنوعی، در بازاریابی رسانه های اجتماعی صنعت بانکداری با رویکرد فراترکیب انجام شده است.
روش: مرور جامع ۱۱۵ مقاله به شناسایی عملکرد کنشگران علمی، مانند مناسب ترین نویسندگان و مناسب ترین منابع کمک کرده است. علاوه براین تحلیل هم نویسندگی و هم رخدادی با استفاده از نرم افزار وس ویور، شبکه مفهومی و عقلانی را پیشنهاد کرده است. با به کارگیری روش فراترکیب برای بررسی ابعاد برنامه بازاریابی رسانه های اجتماعی مبتنی بر هوش مصنوعی، تعداد ۵۹ مقاله بررسی شد که در بین مقاله های بررسی شده، بیشترین درصد مطالعات انجام شده مربوط به عامل محصول / مصرف کننده (۳۸) و کمترین درصد مطالعات انجام شده مربوط به عامل قیمت هزینه (۱۴) است.
یافته ها: برای بررسی پیشایندها و پسایندهای استفاده از هوش مصنوعی در تدوین برنامه بازاریابی رسانه های اجتماعی، ۳۴ مقاله بررسی شد که پیشایندها شامل عوامل تکنولوژیکی سازمانی محیطی، رفتاری و فردی بود و پسایندها عبارت بودند از: تجربه مشتری، مدیریت سفر مشتری، سودآوری، مزیت رقابتی، رضایت مشتری وفاداری مشتری مدیریت ارتباط با مشتری درگیری مشتری.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج مطالعه فراترکیب انجام گرفته برای تدوین برنامه بازاریابی رسانه های اجتماعی، می توان از هوش مصنوعی مکانیکی برای استانداردسازی، از هوش مصنوعی فکری برای شخصی سازی و از هوش مصنوعی احساسی برای رابطه سازی استفاده کرد.
رابطه مؤلفه ها و ابعاد سرمایه اجتماعی با فرهنگ کارآفرینی سازمانی: فراتحلیل پژوهش های بازه زمانی 1390 تا 1400(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت فرهنگ سازمانی سال ۲۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۷۱)
49 - 68
حوزههای تخصصی:
زمینه: کارآفرینی سازمانی پدیده ای چندگانه ای است که با کمک سرمایه اجتماعی و اشتراک اطلاعات و رقابت ها افزایش می یابد و دستاوردها بیشتر می شود و نقش اعتماد متقابل در دستیابی به اهداف تضمین می شود.
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه مؤلفه ها و ابعاد سرمایه اجتماعی با فرهنگ کارآفرینی سازمانی بود.
روش: روش اجرای پژوهش فراتحلیل کمّی بود. هدف فراتحلیل کمّی انسجام بخشی، مرور نظام مند، و یک دست سازی مطالعات صورت گرفته در یک حوزه معین پژوهشی است. جامعه آماری این پژوهش چهل پژوهش از پژوهش های صورت گرفته در سال های 1390 تا 1400 بود که بر اساس ملاک های فراتحلیل کمّی (ضریب همبستگی، حجم نمونه، سطح معنی داری، کیفیت پژوهش، اعتبار و روایی پژوهش، پیمایش) با هدف ترکیب و شناسایی میزان تأثیر آن انتخاب شدند.
یافته ها: یافته های تحقیق نشان داد سرمایه اجتماعی در مجموع بر فرهنگ کارآفرینی سازمانی تأثیر معنا دار دارد و مقدار اثر آن برابر با 651/0 است. مطابق مدل کوهن (سطح اندازه اثر) از بین ابعاد و مؤلفه های سرمایه اجتماعی در پژوهش تعهد سازمانی (380/0)، تعلق سازمانی (412/0)، تعلق مذهبی (358/0)، مشارکت سازمانی (340/0) دارای اثر بیشتر، انسجام سازمانی (262/0) و اعتماد سازمانی (278/0) دارای اثر متوسط، اخلاق کار اسلامی (187/0) و فرهنگ کار سازمانی (197/0) دارای اثر کم بوده است.
نتایج: مطابق نتایج تحقیق، هر چه سرمایه اجتماعی قوی تر باشد فرهنگ کارآفرینی سازمانی قوی تر خواهد شد. با گسترش روابط اجتماعی، همکاری های بین بخشی، توسعه شبکه های اجتماعی، رشد اشتراک اطلاعات، شهرت و اعتماد سازمانی تحقق اهداف فرهنگ کارآفرینی سازمانی ضمانت می یابد.
ارائه الگویی جهت بررسی عوامل مؤثر بر عملکرد حسابرسی با رویکرد مبتنی بر ریسک و کیفیت حسابرسی مستقل(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش به بررسی عوامل مؤثر در عملکرد حسابرسی با رویکرد مبتنی بر ریسک و کیفیت حسابرسی می پردازد. همچنین رابطه میان رویکرد مبتنی بر ریسک و کیفیت حسابرسی مستقل را بررسی می کند.
روش: ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش پرسشنامه می باشد. این مطالعه به منظور بررسی عوامل مؤثر، 500 حسابرس حرفه ای را هدف گذاری کرد، اما 384 نفر از آن ها به پرسشنامه پژوهشی پاسخ دادند. مدل سازی معادله ساختاری حداقل مربعات جزئی برای آزمون فرضیه های این پژوهش به کار گرفته شد.
یافته ها: یافته های این پژوهش که با تحلیل داده ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری بدست آمد، ارتباط مثبتی را میان توانمندی حسابرسان، پشتیبانی فناوری اطلاعات، توان رقابتی شرکت های حسابرسی، هزینه های حسابرسی، ریسک های مشتری با بکارگیری رویکرد مبتنی بر ریسک، و همچنین با کیفیت حسابرسی های مستقل نشان دادند. از طرفی میان فشار کاری روی حسابرسان و بکارگیری رویکرد مبتنی بر ریسک، و نیز کیفیت حسابرسی های مستقل، ارتباط منفی وحود دارد. از سوی دیگر، رویکرد مبتنی بر ریسک همچنین اثر مثبت و معناداری بر کیفیت حسابرسی مستقل دارد.
نتیجه گیری: در امور حسابرسی، قرار گرفتن در معرض فشارهای محسوس و نامحسوس برای حسابرسان اجتناب ناپذیر است. با این حال، اگر حسابرسان بدانند که چگونه کار را به روشی علمی سازماندهی کنند که همیشه مثبت باشند و سلامت جسمانی خود را بهبود بخشند، می توانند فشارها را کنترل کرده و کاهش دهند. علاوه بر این، شرکت های حسابرسی باید سیاست های تشویقی و پاداش دهی را اِعمال کنند، تا انگیزه و رضایت را در محل کار افزایش دهند، و یک محیط دوستانه را برای حسابرسان ایجاد کنند تا تجربیاتشان را با هم به اشتراک بگذارند و بیاموزند.
شناسایی و اولویت بندی عوامل شکست استارت آپ ها به کمک تحلیل سلسه مراتبی AHP و ارائه استراتژی های غلبه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات توسعه و مدیریت منابع دوره ۲ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
77 - 92
حوزههای تخصصی:
استارت آپ ها به عنوان نهادهای نوآور و پرشتاب، نقش حیاتی در توسعه اقتصادی و ایجاد اشتغال دارند. این کسب وکارها با ارائه راه حل های خلاقانه و فناورانه، می توانند نیازهای جدید بازار را برآورده کرده و به رشد و پویایی اقتصادی کمک کنند. با این حال، نرخ بالای شکست استارت آپ ها نشان دهنده چالش های جدی در مدیریت و عملکرد آنهاست. بر این اساس، هدف این تحقیق شناسایی و اولویت بندی عوامل شکست استارت آپ ها و ارائه استراتژی های مناسب برای غلبه بر این چالش ها است. در این پژوهش، ابتدا با مرور ۴۵ مقاله معتبر در زمینه استارت آپ ها، عوامل کلیدی شکست شناسایی شدند. این مقالات از منابع مختلفی مانند پایگاه های داده علمی، مجلات تخصصی و کنفرانس های معتبر جمع آوری و با استفاده از نرم افزار اطلس تی (Atlas.ti) تحلیل شدند. در مرحله بعد، برای اولویت بندی این عوامل از تکنیک تصمیم گیری سلسله مراتبی (AHP) استفاده شد. درادامه، یک ساختار سلسله مراتبی شامل هدف (شناسایی و اولویت بندی عوامل شکست استارت آپ ها)، گزینه ها (عوامل اصلی شناسایی شده) و شاخص ها (تعیین شده بر اساس عوامل فرعی) طراحی شد. سپس با استفاده از ماتریس مقایسات زوجی، اهمیت نسبی هر یک از گزینه ها و معیارها ارزیابی شد. در هر گام نرخ ناسازگاری در محدوده مجاز و زیر ۰.۱ قرار داشت. نتایج نهایی وزن دهی نشان داد که مدیریت ضعیف و ناکارآمد با وزن 0.366892، منابع مالی ناکافی با وزن 0.221917، و مشکلات فنی و تیم نامناسب و عدم نوآوری با وزن 0.196686 به ترتیب مهم ترین عوامل شکست استارت آپ ها هستند. مشکلات بازار و مشکلات قانونی نیز با وزن های کمتر در مراتب بعدی قرار گرفتند. این نتایج اهمیت مدیریت کارآمد، تأمین منابع مالی کافی و تقویت تیم فنی و نوآوری را برجسته می سازد و نشان می دهد. در نهایت، بر اساس نتایج، برای هر یک از این عوامل، استراتژی های مناسبی برای غلبه بر آنها پیشنهاد شد.
بررسی تأثیر روش تدریس مبتنی بر بازی بر میزان جرأت ورزی و پیوند با مدرسه در دانش آموزان دختر پایه پنجم شهرستان سروستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از اجرای این پژوهش بررسی تاثیر روش تدریس مبتنی بر بازی بر میزان جرأت ورزی و پیوند با مدرسه در دانش آموزان دختر پایه پنجم شهرستان سروستان در سال تحصیلی 1399-1398 بود. روش پژوهش، نیمه تجربی از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانش آموزان پایه پنجم دبستان شهرستان سروستان در سال تحصیلی 99-98، (558نفر) تشکیل دادند. 42 دانش آموز به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند و برای تعیین حجم نمونه از روش نمونه گیری در دسترس استفاده شد. جمع آوری داده ها براساس8 جلسه تدریس45 دقیقه ای از دروس کتاب مطالعات اجتماعی پایه پنجم به روش مبتنی بر بازی و ارائه پرسشنامه جرأت ورزی لی و پرسشنامه پیوند با مدرسه SBQ در قالب پیش آزمون و پس آزمون به گروه ها صورت گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها به کمک نرم افزار SPSS 22 صورت پذیرفت. نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس نشان داد در سطح خطای 5 درصد روش تدریس مبتنی بر بازی به طور معنی داری باعث بهبود پیوند با مدرسه و افزایش میزان جرأت ورزی در بین دانش آموران جامعه هدف می شود.
طراحی و تدوین نظام جامع مدیریت استعداد در دانشگاه آزاد اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتباربخشی الگوی مدیریت استراتژیک استعداد دردانشگاه آزاد اسلامی مطالعه موردی منطقه یک انجام شد . تحقیق از نظر هدف، کاربردی؛ از نظر داده ها، آمیخته اکتشافی و از نظر ماهیت و نحوه جمع آوری داده ها، در بخش کیفی داده بنیاد و بخش کمی توصیفی همبستگی می باشد. روش جمع آوری داده ها، آمیخته از نوع اکتشافی و از نظر ماهیت و نوع مطالعه روش پیمایشی مقطعی بر مبنای نظریه داده بنیاد بود. جامعه آماری مرحله کیفی متشکل از افراد خبره و صاحب نظران و مطلعان کلیدی در حوزه قلمرو موضوعی تحقیق بودند که به روش نمونه گیری آگاهانه، هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند. جامعه مرحله کمی متشکل از کلیه اعضای هیات علمی و مدیران منطقه یک دانشگاه آزاد اسلامی بود که بر اساس جدول شماره کرجسی و مورگان حجم نمونه 384 نفر تعیین شد و سپس به روش تصادفی طبقه ای پرسشنامه بین آنها توزیع شد. روش جمع آوری اطلاعات در بخش کیفی کتابخانه ای و میدانی و مصاحبه بود و در بخش کمی به روش میدانی و با پرسشنامه انجام شد. به منظور روایی ابزار از روایی محتوایی و سازه و برای تعیین پایایی ابزار از آلفای کرونباخ استفاده شد. روش تحلیل داده های کیفی کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی بود و برای تحلیل داده های کمی از آزمون های تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی و ازمون t تک نمونه ای استفاده شد. نتایج بدست آمده در مرحله کیفی ارائه الگویی برای مدیریت استراتژیک استعداد با 3 بعد، 9 مولفه و 78 شاخص بود که در مرحله کمی 3 بعد، 9 مولفه و 77 شاخص مورد تأیید قرار گرفتند. نهایتاً الگوی مدیریت استراتژیک استعداد منطقه یک دانشگاه آزاد اسلامی با 3 بعد(کشف استعداد ، روشهای توسعه و آموزش استعدادها و حفظ و نگهداشت استعداده)، 9 مولفه(نگرش در استعداد ، دانش در استعداد ، مهارت در استعداد ، روشهای ارائه مستقیم در استعداد ، روش های تعاملی در استعداد ، روش های کاربردی- عملیاتی در استعداد ، استعداد در محیط واقعی، استعداد در محیط مجازی، استعداد در محیط دانشگاه) و 77 شاخص طراحی و مورد تایید قرار گرفت.
نقش تعاملی محدودیت های مالی بر رابطه بین معاملات فرصت طلبانه با اشخاص وابسته و حساسیت سرمایه گذاری وجه نقد و تامین مالی در بورس اوراق بهادار تهران
منبع:
چشم انداز حسابداری و مدیریت دوره ۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۹۸ (جلد ۲)
196 - 218
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی نقش تعاملی محدودیت های مالی بر رابطه بین معاملات فرصت طلبانه با اشخاص وابسته و حساسیت سرمایه گذاری وجه نقد و تامین مالی در بورس اوراق بهادار تهران طی بازه زمانی 1393 تا 1402 (بازه 10 ساله) با استفاده از اطلاعات 125 شرکت منتخب پرداخته است. نتایج پژوهش نشان داد که معاملات فرصت طلبانه با اشخاص وابسته باعث افزایش حساسیت سرمایه گذاری جریان های نقدی و تامین مالی می شود که بیانگر تئوری نمایندگی است همچنین وجود محدودیت مالی باعث افزایش و تشدید رابطه مثبت بین معاملات با اشخاص وابسته وحساسیت سرمایه گذاری جریان های نقدی و تامین مالی می شود. به عبارتی با توجه به تئوری نمایندگی، معاملات با اشخاص وابسته باعث می شود تا وجوه نقد مازاد به صورت صورت فرصت طلبانه و یا در قالب تامین مالی توسط اشخاص وابسته مورد سوء استفاده قرار گیرد و در نهایت منجر به افزایش حساسیت سرمایه گذاری وجوه نقد گردد و شرکت دچار محدودیت مالی شود. به عبارتی با توجه به مسئله نمایندگی و تضاد منافع بین مدیران و مالکان؛ مدیران فرصت طلب در تصمیم گیری های خود در تضاد با منافع سهامداران عمل نموده و جریان های نقدی را جهت افزایش منافع شخصی به کار گیرند و منجر به افزایش حساسیت سرمایه گذاری شوند. به عبارتی اشخاص وابسته فرصت طلبانه می توانند وجوه نقد را بجای سرمایه گذاری کارا در پژوژ های ناکارا سرمایه-گذاری کنند و منجر به افزایش حساسیت سرمایه گذاری وجوه نقد شوند . همچنین می توانند از طریق عدم افشای کافی معاملات با اشخاص وابسته منجر به افزایش حساسیت سرمایه گذاری وجوه نقد شوند
طراحی الگوی تعاملی مدیریت نزدیکان کارگزاران در حکمرانی اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت اسلامی سال ۳۲ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
137 - 167
حوزههای تخصصی:
امروزه مدیریت نزدیکان کارگزاران نظام به یکی از مهم ترین مسائل حکمرانی در کشور تبدیل شده است. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی تعاملی مدیریت نزدیکان کارگزاران در حکمرانی اسلامی صورت می پذیرد. تحقیق حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ روش انجام آن، در طبقه تحقیقات کیفی-اکتشافی قرار می گیرد. برای انجام این تحقیق از روش داده بنیاد استفاده شد که بر اساس آن 17 نفر از اساتید خبره دانشگاه های استان آذربایجان شرقی که در حوزه مورد پژوهش صاحب نظر هستند و سابقه مدیریت اجرایی در سطح کلان داشتند مورد مصاحبه قرار گرفتند. تجزیه وتحلیل داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام گرفت و حاصل آن استخراج 148 کدباز، 22 کد انتخابی و 10 کد محوری بود. درنهایت با استفاده از روش اشتراوس-کوربین مدل نهایی و الگوی جامع تعامل با نزدیکان کارگزاران با تأکید بر مدیریت و کنترل آن ها که مقوله محوری پژوهش حاضر را تشکیل می دهد طراحی شد. مشروعیت و مقبولیت نظام به عنوان عوامل علّی، انحصارطلبی و زیاده خواهی کارگزاران و نزدیکانشان عوامل زمینه ای، زوال نیروی انسانی و فروپاشی اداری عوامل مداخله گر، کسب و ترمیم مشروعیت، راهبرد و راهکارهای تربیتی و سیستمی به عنوان پیامدهای الگو شناسایی و دسته بندی شدند و کنترل شدید نزدیکان کارگزاران به دلیل کثرت دلالت کدها بر آن، مقوله محوری الگو قرار گرفت.
شناسایی بایسته های فرایند آموزش و یادگیری در نسل های کاری مختلف با رویکرد تحلیل مضمون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه نسل های متفاوتی از کارکنان در سازمان ها وجود دارد که شناخت ویژگی ها و انتظارات هر نسل برای مدیریت آن ها امری ضروری است. فرایند آموزش و یادگیری از کارکردهای مهم مدیریت منابع انسانی است؛ ازاین رو در پژوهش حاضر به شناسایی انتظارات نسل های مختلف کاری در این حوزه پرداخته می شود. نسل ها در سازمان های کنونی ایران شامل سه نسل X (متولدین 1351 تا 1360)، Y (متولدین 1361 تا 1370) و Z (متولدین 1371 به بعد) هستند. هدف این پژوهش، شناسایی بایسته های فرایند آموزش نسل های کاری در بانک تجارت است. در پژوهش از روش تحلیل مضمون استفاده شده است. پارادایم پژوهش، تفسیری است و از ابزار مصاحبه های نیمه ساختاریافته جهت جمع آوری داده ها استفاده شده است. کارکنان از طریق نمونه گیری هدفمند از نوع حداکثر تنوع انتخاب شده اند. مجموع 30مصاحبه و تحلیل آن ها منجر به شناسایی 3مضمون اصلی، 27مضمون فرعی و 111 دسته مفهومی گردید. مشخص گردید نسل های مختلف در مراحل اجرا و اثربخشی دوره های آموزشی و نیز ویژگی های مدرس دوره آموزشی، انتظارات و نظرات متفاوت و در برخی موارد نزدیک به هم دارند.
فهم چگونگی شادی آفرینی تلنگرهای رفتاری در محیط کار (مورد پژوهی: دانشجویان رشته مدیریت)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات منابع انسانی دوره ۱۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
63 - 92
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: دانشجویان منابع انسانی آینده ساز کشور هستند و کاهش سطح شادی آن ها، نگرانی های جدی ای روی سلامت روان و عملکرد کاری آن ها می گذارد . این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی تلنگرهای رفتاری در افزایش سطح شادی دانشجویان دانشکده مدیریت دانشگاه تهران و شناسایی انواع مؤثر این تلنگرها اجرا شده است.
روش: این مطالعه با رویکرد کیفی و در سه مرحله اجرا شد. ابتدا، دو مطالعه مقدماتی برای ارزیابی اولیه اثربخشی تلنگرها صورت گرفت؛ سپس با ۱۲ خبره در حوزه تلنگرهای رفتاری مصاحبه های نیمه ساختاریافته انجام شد. داده ها با استفاده از روش تحلیل مضمون بررسی و اعتبار یافته ها از طریق روش اعتباریابی پاسخ دهنده تأیید شد.
یافته ها: تحلیل داده ها به شناسایی ۴ مضمون اصلی و ۱۱ مضمون فرعی انجامید. مضامین اصلی عبارت اند از: چارچوب جامع اثربخشی تلنگرهای رفتاری در محیط دانشگاهی، پیامدها و دستاوردهای کاربرد تلنگرهای رفتاری، گونه شناسی تلنگرهای رفتاری مؤثر بر شادی دانشجویان و راهبردهای طراحی و پیاده سازی تلنگرهای رفتاری در محیط دانشگاهی. تلنگرهای شناسایی شده، در چهار دسته محیطی و فیزیکی، اجتماعی و ارتباطی، روان شناختی و شناختی و در نهایت، کنترل کننده و توانمندساز طبقه بندی شدند.
نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد که تلنگرهای رفتاری در چهار دسته اصلی، می توانند بر شادی دانشجویان اثربخش باشند. پیشنهاد می شود که دانشگاه ها با در نظر گرفتن چارچوب جامع شناسایی شده، رویکردی نظام مند را اتخاذ کنند. این رویکرد بایستی شامل بازطراحی فضاهای دانشگاهی با عناصر طبیعی و رنگ های روحیه بخش، راه اندازی گروه های حمایت همتایان و برنامه های مشارکتی، تقویت مراکز مشاوره با رویکرد روان شناسی مثبت نگر، ایجاد سیستم های هدف گذاری و پایش پیشرفت تحصیلی و بهره گیری از کانال های ارتباطی دیجیتال برای ارسال پیام های انگیزشی باشد. این یافته ها می توانند به طراحی و اجرای مؤثر مداخلات رفتاری با هدف ارتقای سلامت روان و شادی دانشجویان کمک کنند.
مدل سازی مفهومی عوامل مؤثر بر تاب آوری زنجیره تأمین و رتبه بندی تأمین کنندگان تجهیزات درمانی بیمارستان بعثت تهران با کاربست ترکیبی Fuzzy Delphi، PLS و Improved TOPSIS(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون نظامی سال ۲۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۹
5 - 44
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی این مقاله مدل سازی مفهومی عوامل مؤثر بر تاب آوری زنجیره تأمین و رتبه بندی تأمین کنندگان تجهیزات درمانی بیمارستان بعثت تهران با کاربست ترکیبی دلفی فازی، حداقل مربعات جزئی و تاپسیس توسعه یافته است.روش: این پژوهش بر اساس هدف کاربردی و بر اساس گردآوری داده ها توصیفی است. بدین منظور ابتدا عوامل مؤثر بر تاب آوری زنجیره تأمین با توجه به ادبیات پژوهش شناسایی و دسته بندی شد. سپس با استفاده از روش دلفی فازی، نظرات خبرگان در ارتباط با مؤلفه های مؤثر مورد بررسی قرار گرفت. جامعه آماری پژوهش خبرگان حوزه علوم پزشکی هستند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند 14 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند.یافته ها: در بخش تجزیه وتحلیل یافته ها با استفاده از روش دلفی فازی، بیست معیار انتخاب شد. سپس برای مدل سازی مفهومی عوامل مؤثر بر تاب آوری زنجیره تأمین از رویکرد حداقل مربعات جزئی استفاده شد که در این بخش سیزده معیار برای ارائه مدل نهایی گردید. در ادامه برای رتبه بندی تأمین کنندگان از روش تاپسیس توسعه یافته استفاده گردید و تأمین کنندگان رتبه بندی شدند.نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده از ارائه مدل مفهومی، معیار تهیه و تدوین برنامه پشتیبان، طرح بازیابی، برنامه ریزی فاجعه و فرماندهی آن(مدیریت فاجعه) و طراحی شبکه زنجیره تأمین به ترتیب در رتبه های اول تا سوم قرار گرفتند.
تاثیر الهام مشتری بر وفاداری مشتری با نقش تعدیل گری بازاریابی چریکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت تبلیغات و فروش دوره ۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۲۰)
157 - 176
حوزههای تخصصی:
مفهوم الهام بخشیدن به مشتریان، به فعالان در صنعت خرده فروشی این امکان را می دهد که قصد خرید و وفاداری مشتریان را افزایش دهند. این مقاله قصد دارد با استفاده از چارچوب مفهوم الهام گیری مشتری که با نظریه انتقال تأثیر و نظریه طبقه بندی نوآوری تکمیل شده است، سهم نوآوری درک شده کانال های مختلف فروش در الهام بخشیدن به مشتریان و ایجاد وفاداری مشتری را به کمک درنظرگرفتن استراتژی بازاریابی چریکی به عنوان متغیر تعدیلگر موثر بر رابطه بین نوآوری درک شده کانال های فروش و الهام گیری مشتری در کانال های متنوع فروش و بازاریابی، در صنعت خرده فروشی بررسی نماید.تحقیق پیش رو از نظر هدف کاربردی است و ماهیتی توصیفی- پیمایشی دارد. جامعه مورد مطالعه پژوهش، مشتریان محصولات ابزارآلات برند رونیکس در شهر تهران بودند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار 3 Smart PLS استفاده گردید. با تحلیل داده های گردآوری شده مشخص شد فرضیه اول پژوهش مبنی بر تأثیر مثبت نوآوری ادراک شده کانال فروش بر الهام گیری مشتری، فرضیه دوم مبنی بر تأثیر مثبت الهام گیری مشتری بر الهام دهی مشتری، فرضیه سوم مبنی بر تأثیر مثبت الهام دهی مشتری بر وفاداری مشتریان و فرضیه چهارم مبنی بر تعدیلگری مثبت بازاریابی چریکی بر رابطه بین نوآوری ادراک شده کانال فروش و الهام گیری مشتری مورد تأیید قرار گرفتند. نتایج نشان داد که اثرات متقابل بین حالات الهام مشتری وجود دارد و می توان نقش نوآوری ادراک شده کانال فروش و وفاداری مشتری را به عنوان پیش زمینه ها و پیامدهای الهام به ترتیب مورد تأکید قرار داد.
سنجش و ارزیابی روش ها و فنون تدریس اعضای هیأت علمی در آموزش دانشگاهی به منظور تضمین کیفیت آموزش
منبع:
مدیریت دانشگاهی سال ۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
194 - 170
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، ارائه چارچوبی داده محور برای سنجش و ارزیابی روش ها و فنون تدریس اعضای هیأت علمی در آموزش دانشگاهی با تمرکز بر نقش این ارزیابی ها در تضمین کیفیت آموزشی است. برخلاف اغلب مطالعات پیشین که عمدتاً بر تحلیل های توصیفی یا نظرات خبرگان متکی بوده اند، در این پژوهش از داده های واقعی حاصل از ارزشیابی تدریس توسط دانشجویان و نمرات عملکرد آموزشی آنان استفاده شده است. جامعه آماری شامل داده های دروس ارائه شده در دانشگاه های قم و بزرگمهر قائنات طی سال های ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۴ است. ابتدا معیارهای ارزشیابی تدریس با استناد به دستورالعمل های وزارت علوم استخراج شد. سپس با بهره گیری از الگوریتم های داده کاوی، به ویژه خوشه بندی، دروس با الگوهای ارزشیابی مشابه گروه بندی شدند و معیارهای مرتبط با خوشه های دارای بالاترین عملکرد تحصیلی شناسایی گردید. در ادامه، وزن و اهمیت نسبی هر معیار به صورت داده محور محاسبه و نرمال سازی شد. نتایج تحلیل نشان داد که معیار «واکنش منطقی و معقول به پیشنهادها، انتقادها و دیدگاه های دانشجویان» با وزن 0.07803 بیشترین تأثیر را بر بازدهی آموزشی دانشجویان دارد. پس از آن، معیار «تسلط استاد بر موضوع درس» با وزن 0.07774 در رتبه دوم قرار گرفت. در مرحله پایانی، راهکارهایی برای بهبود معیارهای با اولویت بالا تدوین و با استفاده از تکنیک های تصمیم گیری چندمعیاره شامل AHP اولویت بندی گردید. یافته ها نشان می دهد که رویکرد تلفیقی مبتنی بر داده کاوی و تحلیل تصمیم محور، می تواند ابزاری کارآمد و دقیق در جهت بهبود نظام ارزشیابی آموزشی و ارتقای کیفیت تدریس در آموزش عالی فراهم آورد.
آسیب شناسی فرآیند جذب اعضای هیأت علمی دانشگاه با رویکرد سیاستگذاری هیأت عالی جذب
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: مطالعه حاضر با هدف آسیب شناسی فرایند جذب، به منظور سیاست گذاری هیئت عالی جذب اجرا شده است. روش: مقاله با رویکرد کیفی و استراتژی مطالعه موردی و نمونه گیری به صورت قضاوتی و هدفمند انجام شده است که مبنای آن، ۴۳ مصاحبه با صاحب نظران، متخصصان جذب، اعضای هیئت علمی و متقاضیان درگیر در فرایند جذب هیئت علمی بوده است. داده های پژوهش با تکنیک تحلیل تم، تجزیه وتحلیل شده است که در این راستا، از مدل CIPP که برای ارزیابی فرایند دائمی به کار می رود، برای استخراج مدل نهایی استفاده شده است. یافته ها: این مطالعه تحقیقات خود را در چهار سطح هیئت عالی جذب، هیئت مرکزی جذب، هیئت های اجرایی جذب و متقاضیان جذب انجام داده است و یافته ها در قالب زمینه، منابع ورودی، فرایند و خروجی فرایند جذب دسته بندی شده اند. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش، شاخص های «زمینه های جذب» عبارت اند از: اهداف کلان جذب، سیاست های کلان جذب، قوانین جذب، نظارت هیئت عالی جذب، پاسخ گوی هیئت عالی جذب، برنامه آمایش سرزمین و نظارت قوی هیئت مرکزی جذب. شاخص های «منابع ورودی جذب» عبارت اند از: اطلاع رسانی به هیئت مرکزی جذب در خصوص قوانین، سیاست های جذب، بهینه سازی و یکنواختی، اطلاع رسانی به هیئت های اجرایی در خصوص قوانین، تعیین اعضای هیئت های اجرایی، بودجه و مجوز جذب، چارچوب زمانی جذب. شاخص های «فرایند جذب» عبارت اند از: اطلاع رسانی، اعلام فراخوان، بررسی اولیه مدارک، ارسال پرونده ها به دانشگاه، اعلام نیاز در فراخوان، بررسی اولیه پروند ه ها، بررسی صلاحیت علمی و عمومی، استعلام از مراجع، صدور رأی هیئت اجرایی جذب، اطلاع رسانی به متقاضیان، رسیدگی به شکایت ها، گزارش فراخوان، صدور حکم، شرکت در فراخوان، پاسخ گویی در جذب. در نهایت، شاخص های «نتایج» عبارت اند از: حاکمیت اسلامی، عدالت محوری، بهینه سازی، وحدت رویه، از بین بردن حلقه های بسته گروه، چارچوب زمانی، تخصیص بودجه، سیستم آموزشی تقاضا محور، جذب افراد شایسته، صحت انتظارات شغلی، عدالت در فرایند جذب.
ارائه الگوی پادشکنندگی شناختی نیروهای مسلح ج.ا.ایران در مقابله با جنگ شناختی دشمن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگرش مدیریت راهبردی سال ۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۸)
177 - 202
حوزههای تخصصی:
در عصر کنونی، جنگ شناختی به عنوان یک تهدید پیچیده و چندوجهی، با استفاده از ابزارهای روان شناختی، رسانه ای و فناوری اطلاعات، تلاش می کند تا ادراکات، باورها و رفتارهای افراد و جوامع هدف را دست کاری کند. نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، به عنوان یکی از ارکان اساسی امنیت ملی، به طور خاص در معرض این نوع تهدیدات قرار دارند. این پژوهش با هدف ارائه الگوی پادشکنندگی شناختی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در مقابله با جنگ شناختی دشمن انجام شد. این مطالعه کاربردی با ماهیت کیفی، از روش نظریه داده بنیاد (رویکرد گلیزری) برای تحلیل داده های متون علمی و مصاحبه ها بهره برده است. روایی و پایایی پژوهش با نظرات متخصصان و چندسویه سازی تضمین شد. نتایج پژوهش به طراحی الگویی جامع برای پادشکنندگی شناختی نیروهای مسلح در برابر جنگ شناختی دشمن منجر شد که مشتمل بر پنج بُعد اساسی: رهبری و فرماندهی هوشمند با تأکید بر یکپارچگی مهارت های شناختی، عاطفی و اخلاقی؛ کارکنان با محوریت توسعه شایستگی های شناختی، عاطفی و اطلاعاتی/ سواد؛ زیرساخت شامل زیرساخت های اطلاعاتی، آموزشی و سرمایه های انسانی/ اجتماعی؛ نظامات شامل نظام ارزیابی و پاداش، ارتباطی و پیش بینی تهدیدات و فناوری شامل فناوری های اطلاعاتی، امنیتی و آموزشی است. این پژوهش بر این اصل تأکید دارد که ارتقای اثربخش پادشکنندگی شناختی در سازمان نیروهای مسلح نیازمند توجه همه جانبه و یکپارچه به این ابعاد و تعاملات پویا میان آنهاست. درنهایت، پیشنهاد می شود که این الگو به منظور حفظ کارآمدی در برابر تحولات محیطی و ظهور تهدیدات نوین، به طور مستمر مورد ارزیابی و روزآمدسازی قرار گیرد.
راهبردهای ژئواکونومی برای مقابله با قاچاق کالا و ارز در استان های کرمانشاه وکردستان؛ مطالعه موردی: بازارچه های مرزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون نظامی سال ۲۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷۰
273 - 302
حوزههای تخصصی:
از مهمترین جرائم مرزی، جرم قاچاق کالا و ارز است که اغلب در مناطق مرزنشین استان های کردستان و کرمانشاه به چشم می خورد. قاچاق کالا با توجه به اثرات منفی که بر اقتصاد ملی دارد، همواره مورد توجه کارشناسان بخش های مختلف اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بوده است. هدف از این پژوهش یافتن تأثیرات راهبردی بازارچه های مرزی بر تغییرات قاچاق کالا و ارز در منطقه مورد مطالعه است. روش پژوهش: این پژوهش به لحاظ هدف از نوع کاربردی می باشد. بخشی از اطلاعات این تحقیق از طریق روش مطالعات اسنادی و با استفاده از ابزار فیش برداری جمع آوری گردید. با استفاده از این روش و ابزار، آمار و اطلاعات مربوط به شاخص های تغییرات کمّی و کیفی متغیرهای تحقیق استخراج شد یافته های پژوهش نشانگر آن است که این بازارچه های مرزی دارای حوزه نفوذ عملکردی محلی بوده و با میزان صادرات و واردات ناچیزشان تنها در بهبود معیشت مردم بومی تا شعاع متوسط 50 کیلومتری مؤثرند و لذا قادر به ایفای نقش کاهش دهندگی قاچاق کالا و ارز در سطوح منطقه و ملی نمی باشند. راهبردهای مورد نظر برای حل معضل قاچاق در مرزهای غربی کشور با محوریت بازارچه های مرزی همزمان مربوط به دو حوزه سیاسی و اقتصادی است. در حوزه سیاسی لایه بندی کارکردی مرز و کاهش تمرکز سیاسی در لایه های تجاری و سرمایه گذاری؛ و در حوزه اقتصادی نهادینه سازی شرکت ها و آژانس های توسعه در لایه سرمایه گذاری و نهادینه کردن بازارچه های مرزی در لایه تجاری مهمترین راهبردهای ژئواکونومیکی به شمار می روند.