فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۳۶۱ تا ۱۰٬۳۸۰ مورد از کل ۳۳٬۶۸۶ مورد.
حوزههای تخصصی:
خشونت گروه های تکفیری، در سال های اخیر، کشورهای جهان را درگیر خودکرده است. غیرمسلمان و مسلمانان اعم از شیعه و سنی از قربانیان خشونت گروه های تکفیری بوده اند. در مقابل، واکنش شیعیان در برابر اقدامات وحشیانه این گروه ها از حد «دفاع مشروع» فراتر نرفته و منجر به مقابله به مثل نشده است که به نظر می رسد یکی از دلایل آن، مبانی فکری علمای شیعه است. ازاین رو، نوع نگاه امام خمینی، به عنوان یکی از شاخص ترین علمای شیعه از یک سو و ارائه دهنده اس لام سیاسی متفاوت از نحله های دیگر-به پدیده ترور و خشونت اهمیتی مضاعف دارد، پرسش این مقاله این است تکفیر و اعمال خشونت علیه دیگران با گفتمان اسلام سیاسی امام خمینی چه نسبتی دارد؟ گمان براین است که در گفتمان سیاسی و عملی امام خمینی، تکفیر و خشونت ابزاری برای رسیدن به اهداف، نیست...روش پژوهش در این نوشتار، توصیفى- تحلیلى است که از طریق بررسی اسناد و مدارک به صورت کتابخانه ای انجام می گیرد. مهم ترین یافته مقاله این است که امام به عنوان یکی از علمای بزرگ تاریخ شیعه بر اساس مبانی فلسفی خود تکفیر خشونت و ترور را در زندگی سیاسی رد می کند.
هویت های غیرمنعطف، عمده بنیان نظری تعارضات انقلاب اسلامی و دولت اسرائیل در عصر ارتباطات
حوزههای تخصصی:
در فرآیند برساخته شدن هویت (دگرسازی) عواملی باعث می شوند که خطوط مرزی «هویت» با «دیگری» به خشونت گرایش پیدا کند. این پژوهش تلاش می کند تا نسبت میان فرآیند هویت یابی و چگونگی ظهور خشونت در دوران معاصر را در خصوص تقابل های «انقلاب اسلامی » و «اسرائیل» مورد بررسی قرار دهد. این مقاله مدعی است که ظهور افراطی گری را باید در نسبت با دو عامل «مرزهای هویتی» و «رسمیت یا اعتبار هویتی» در عصر ارتباطات جستجو نمود. آن گونه که از دلایل بنیادین ظهور خشونت، نوع تعریف مرزهای هویتی در ارتباط با «دیگر»ی است. به عبارتی هر قدر میان «ما» و «دیگری» در سطح نظری اشتراکات بالقوه ی هویتی کمتر لحاظ شود، احتمال بروز خشونت بیشتر می شود. گروه های رادیکال در روابط ارتباطی خویش، آن دسته از تعاریف هویتی را مدنظر قرار می دهند که حداقل اشتراکات با دیگران را نداشته باشد. یافته های این پژوهش گویای آن است که از آن جا که هویتِ برساخته، به شرایط زمانی و مکانی بستگی دارد؛ به نظر می رسد، بین تعاریف مختلفی که از هویت وجود دارد باید به تعریفی بسنده کرد که با وجود معرفی «دیگر»ی برای ایجاد «هویت»، همواره دریچه هایی برای پیدا کردن اشتراکات هویتی را نیز در نظر داشته باشد.
همسویی دولت و ملت و تأثیر آن بر توسعه اقتصادی جوامع؛ مطالعه طولی - تطبیقی بین سال های 1990 تا 2004 میلادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به آنچه در تاریخ کشورها مشاهده می شود، تضاد بین دولت و ملت همواره یکی از معضلاتی بوده که کشورها اعم از توسعه یافته و توسعه نیافته با آن درگیر بوده اند. این مطالعه در صدد بررسی اثر همسویی دولت و ملت بر توسعه اقتصادی در سالهای پایانی قرن بیست و آغاز هزاره جدید است. این تحقیق براساس روش تطبیقی- طولی انجام یافته که در آن داده های ثانویه برای 144 کشور جهان از سال 1990 تا 2004 مورد تحلیل واقع شده است. نتایج نشان می دهند که همسویی دولت و ملت هم بصورت مستقیم و هم بصورت غیرمستقیم توسعه اقتصادی جوامع را تحت تأثیر قرار داده است. در ادامه ملاحظه شد که در کشورهایی که امروزه به عنوان کشورهای توسعه یافته به شمار می آیند، همسویی دولت و ملت بالاتر از سایر کشورهای جهان بوده است. به گونه ای که به نظر می رسد از بین الگوهای متفاوت تعامل دولت و ملت، در کشورهای توسعه یافته ای نظیر کشورهای اروپای غربی و آمریکای شمالی، نوع رابطه دولت و ملت از نوع تعاملی و رابطه متقابل بوده و دولت خود را در قبال ملت مسئول و پاسخگو و در مقابل ملت خود را در قبال دولت موظف به همکاری و همیاری می داند. این در حالی است که در سایر کشورهای توسعه نیافته جهان، نوع رابطه و تعامل دولت و ملت بیشتر از نوع تنازع و تضاد می باشد.
تبیین فرایند بحران امنیتی افغانستان و آمریکا در پساجنگ سرد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
افغانستان ازجمله کشورهایی است که به دلیل بافتار قومی- مذهبی ناهمگن از زمینه مساعدی برای ایجاد بحران و تنش های قومی مذهبی برخوردار است. تداوم بحران داخلی در جامعه افغان به گونه ای است که پس از خروج شوروی از این کشور، جنگ های داخلی پی درپی، حیات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و ... آن را به طرز محسوسی تحت تأثیر قرار داده به طوری که این وضعیت در دوره پساجنگ سرد نیز خود را در روابط این کشور با آمریکا نمایان ساخت. روابط بحرانی میان آمریکا و افغانستان پس از پیدایش، به دنبال حادثه یازدهم سپتامبر به اوج خود رسید به گونه ای که آمریکا با توسل به اقدام نظامی، رژیم طالبان در این کشور را که حامی تروریسم القاعده بود، ساقط نمود. ایالات متحده آمریکا و دولت نوظهور افغانستان پس از طالبان با همکاری در ایجاد حکومت مرکزی فراگیر در افغانستان درصدد کنترل و کاهش بحران امنیتی در این کشور برآمدند؛ البته اثرات این بحران به افغانستان محدود نماند و در سطح داخلی، منطقه ای و جهانی نیز بروز یافت به طوری که ساختار متفاوتی را در عرصه روابط بین الملل ایجاد نموده است. همچنین متغیرهای سیستمی، بازیگری، بین بازیگری و وضعیتی متعددی در پیدایش، افزایش و کاهش بحران امنیتی میان آمریکا و افغانستان مؤثر بوده و اثرات پایداری را نیز از خود برجای گذاشته است. این نوشتار بر آن است تا با بهره گیری از نظریه برچر، فرایند تحول بحران امنیتی در روابط آمریکا و افغانستان را تبیین نماید.
تحلیل کیفیت بازنمایی مفهوم مشروعیت سیاسی در گفتمان علمای مشروطه خواه ایران
حوزههای تخصصی:
در عصر مشروطیت در سایه یک گذار ابرگفتمانی، رابطه انتساب دال ها و مدلول ها و مصادیق در سامانه مفصل بندی گفتمان علمای مشروطه خواه متحول و دستخوش بازاندیشی گردید. علمای مشروطه خواه، به ظرفیت سازی و تئوریزه کردن مفاهیم نوین در پوشش آموزه های برآمده از نصوص دینی و آموزه های اسلامی پرداخته و راهی را برای طرح موضوعات عرفی (مبتنی بر عقل و تجربه بشری) در کنار مبادی شرعی (استوار بر نقل و نص) گشودند. پرسش اصلی نوشتار کیفیت مفصل بندی و باز نمایید مفهوم مشروعیت سیاسی در گفتمان این علما است. بر پایه فرضیه موجود، علمای مشوطه خواه، در حد فاصله متجددین و علمای مشروعه خواه، به مشروعیت سیاست وار بر کار آمدی قائله بوده و براساس این منطق کارکرد گرایانه، حکومتی را واجد مشروعیت می دانسته اند که در سایه پاسداشت شرعی مقدس، در دو وجه ایجابی و سلبی، بیش ترین امنیت، رفاه و خیر مشترک را برای جامعه اسلامی فراهم آورد.این موضوع در روند فعالیت این علما در جریانان تحولات عصر مشروطه مؤثر بوده و در فراگرد خود زمینه را برای زایش ایده مردم سالاری دینی در جریانات انقلاب اسلامی و عصر جمهوری اسلامی در سایه اصل اساسی «حق الناس» را فراهم آورد. چارچوب نظری و روش شناسی این مقاله استوار بر نظریه بازنمایی تئوفنلیوون است که با دقایقی از نظریه بر ساخت گرایی اجتماعی تقویت شده است.
تحلیلی بر انقلاب مصر از منظر جنبش های اجتماعی جدید و تله بنیانگذار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عموماً استدلال می شود انقلاب هایی که در کشورهای عربی در جریان بیداری اسلامی خودنمایی کرده اند، به واسطه خواسته ها و انتظاراتی بود که مردم از هیأت حاکمه درخواست کرده و ناکام مانده اند. مقاله حاضر درصدد است تا به واکاوی و تحلیل انقلاب مصر از منظر جنبش های اجتماعی جدید و تله بنیانگذار بپردازد تا نمایان سازد که این تحول، برآمده از اقدامات و جهت گیری های کلی حاکمان بوده است. بدین سان، مقاله پیش رو تلاش می کند تا به روش کیفی و با رویکرد توصیفی- تحلیلی، به این پرسش پاسخ دهد که با در نظر گرفتن بحران تله بنیانگذار، وقوع تحولات انقلابی در مصر تا چه اندازه با نظریه جنبش های اجتماعی جدید مطابقت می کند؟ نتایج تحقیق نشان می دهد حکومت مصر در تله بنیانگذار گرفتار شده و بهره گیری از جنبش های اجتماعی جدید یکی از دلایل اصلی تحولات صورت گرفته در این کشور بود که وجود مطالبات و تقاضاهای موجود در میان مردم را پوشش داده و به عرصه ای جهت وقوع انقلاب متعیّن گشت. هر چند با توجه به واقعیت های موجود، اقتصاد سیاسی در نظریه جنبش های اجتماعی جدید در تحولات انقلابی مصر با فقر تئوریک مواجه است.
کالبدشکافی قدرت سیاسی در پرتو بررسی معنای «امر سیاسی»؛ ارائه چارچوبی جدید برای شناخت «امر سیاسی»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«امر سیاسی» یکی از مفاهیم اصلی در سیاست نظری و عملی است؛از مفاهیم مغلق و پیچیده ای که فهم نظری و تطبیق مصداقی آن دارای ظرافت های علمی خاصی است و اگر بدون در نظر داشتن روش و چارچوب مفهومی، دنبال شود که تابحال به این نحو بوده، هر موضوعی می تواند در حوزه و قلمرو «امر سیاسی» تعبیر یا نشود. در منابع جدی و مهم در زمینه ماهیت قدرت سیاسی، عموما«امر سیاسی» با توجه به «ساخت قدرت» و نگاه و رویکرد ناشی و حاصل از آن، تعریف و استخراج شده است.شایان ذکر است که ساختار قدرت می تواند محدوده امر سیاسی را تا حدودی تعریف کند اما باید گفت یک اشکال جدی در این میان وجود دارد و آن اینکه تعریف حاصل از توجه صرف به ساختار قدرت، جامع نیست.مثلا اینکه، مقوله هایی چون «جامعه» یا «مردم» و«افراد در عرصه عمومی» در آن کمتر مورد توجه هستند.یا اینکه اجزاء قدرت در لایه های پنهان داخل ساختار قدرت، مورد توجه قرار نمی گیرند.با توجه به این مسئله به نظر می آید می توان با ارائه چارچوبی معطوف به مفاهیمی چون سیاست، قدرت سیاسی، حاکمیت و انواع و منابع قدرت و اعمال آن در قالب سه حوزه جامعه، حکومت و قدرت ، دیدگاهی جامع تر برای شناخت «امر سیاسی«، طراحی و تنظیم کرد.
تحلیل رابطه اسرائیل و کردستان عراق و پیامدهای امنیتی آن برای جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحولات عیمق در عراق پس از جنگ خلیج فارس در سال 1991، و بویژه خلاء قدرت ایجاد شده پس ازسقوط صدام در سال 2003، هجوم داعش به این سرزمین، و اخیرا برگزاری رفراندوم استقلال در کردستان عراق و گسترش فعالیت های سیاسی، اقتصادی، نظامی کردها در راستای اهداف استقلال طلبانه خود در این کشور، زمینه مناسبی برای توسعه حضور و نفوذ اسرائیل درکردستان عراق فراهم آورد ه است. پرسش اصلی پیش روی این مقاله اینست که افزایش حضور و نفوذ اسرائیل در کردستان عراق چه آثار و پیامدهایی را برای امنیت ملی و منافع ایران ایجاد خواهد نمود؟ در این مقاله برمبنای چارچوب مفهومی موازنه تهدید، تلاش شده است تا ضمن تبیین جنبه های مختلف سیاست ها و روابط اسرائیل با کردهای عراق، تبعات آنها بر امنیت ملی ایران واکاوی شوند. یافته های پژوهش حاضر نشان می دهند که حضور و نفوذ اسرائیل در منطقه کردستان عراق، در راستای تحقق اهداف راهبردی این رژیم، ازجمله ایجاد یک متحد استراژیک جدید در منطقه می باشد که در نهایت می تواند تهدیدات جدی امنیتی (مانند ایجاد قلمرو استراتژیک برای اسرائیل در نزدیکی مرزهای ایران، مقابله با حضور و نفوذ ایران در عراق، ایجاد محیط بحران با حمایت از استقلال کردستان عراق و تجزیه عراق، ..) برای ج. ا. ایران در بر داشته باشد.
اولویت بندی مؤلفه های سیستم اطلاعاتی ارزیابی عملکرد مدیریت جهادی در سازمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی بسیج سال بیستم بهار ۱۳۹۶ شماره ۷۴
91 - 118
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی از انجام تحقیق حاضر اولویت بندی مؤلفه های سیستم اطلاعاتی ارزیابی عملکرد مدیریت جهادی در سازمان می باشد. مدیریت جهادی به عنوان مدلی مبتنی بر ارزشهای ایرانی- اسلامی، با وجود فصل مشترک با سایر الگوهای مدیریتی، به دلیل دارا بودن برخی ابعاد و مولفه های خاص، از دیگر الگوهای مرسوم و متداول علم مدیریت متمایز می گردد. ارزیابی عملکرد، موضوع اصلی در تمامی تجزیه و تحلیل های سازمانی است و تصور سازمانی که شامل ارزیابی و اندازه گیری عملکرد نباشد مشکل است. از آن جایی که هدف مدیریت جهادی رسیدن از وضع موجود به وضع مطلوب است، دارا بودن سیستم اطلاعاتی ارزیابی عملکرد برای تحقق این هدف امری ضروری به شمار می رود. از همین رو، تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی بوده و از نظر جمع آوری داده، کیفی می باشد؛ بنابراین در ابتدا با روش مطالعات کتابخانه ای و مطالعات اسنادی مؤلفه های مؤثر بر ارزیابی عملکرد مدیریت جهادی استخراج شده و پس از دسته بندی آن ها در ابعاد سیستم اطلاعاتی، اولویت و جایگاه هر مؤلفه پس از نظرسنجی از خبرگان با استفاده از نقشه شناخت ادراکی فازی تعیین می شود. در این روش هر گره که مجموع وزن ورودی و خروجی (مرکزیت ) بیشتری داشته باشد، درجه بیشتری دارد و لذا از اهمیت بیشتری برخوردار است و بزرگ تر نشان داده می شود. همچنین یال ها که روابط علی و میزان تاثیر روابط را نشان می دهند، با توجه به وزنشان تیره و روشن هستند. لذا هر چه وزن یال به عدد یک نزدیک تر باشد، تیره تر نشان داده می شود.
تبیین مفهوم، ابعاد و مولفه های تاب آوری اقتصادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی بسیج سال بیستم تابستان ۱۳۹۶ شماره ۷۵
89 - 120
حوزههای تخصصی:
از مهمترین ویژگیهای ذکر شده برای اقتصاد مقاومتی، تاب آور بودن اقتصاد است. تاب اوری اقتصادی مفهوم نسبتا نوظهور در پژوهشهای اقتصادی است که جهت شاخص سازی و سنجش، نیاز به تبیین و تحلیل مفهومی دارد. این مقاله با استفاده از روش تحلیل مضمون به بررسی تعاریف و پژوهشهای داخلی و خارجی موجود پرداخته و در نهایت مفهوم تاب آوری اقتصادی و ابعاد و مولفه های آنرا احصا کرده است. بر این اساس تاب آوری اقتصادی را می توان «ظرفیت یا توانایی اقتصاد در حفظ عملکرد تخصیص بهینه منابع در مواجهه با نااطمینانی های اقتصادی» تعریف کرد. آمادگی و برنامه ریزی جهت مواجهه، مقاومت و مقابله در برابر اثرات منفی، بازیابی و بهبود از اثرات منفی و سازگاری(تطبیق) با شرایط جدید ابعاد تاب آوری اقتصادی می باشند.
تبیین مفهوم و مؤلفه های استقلال فرهنگی در اندیشه ی سیاسی امام خمینی(ره)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی بسیج سال بیستم زمستان ۱۳۹۶ شماره ۷۷
65 - 88
حوزههای تخصصی:
اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) به عنوان بنیانگذار انقلاب از مفاهیم متعدد و پیچیده ای نظام یافته که برای شناخت دقیق آن لازم است تمام این اجزاء مورد مداقه قرارگیرد. درمیان این مفاهیم استقلال فرهنگی نقشی برجسته دارد. برای درک این مفهوم لازم است جایگاه فرهنگ را دراندیشه ایشان مورد بررسی قرار داد و تأکید امام برمسأله استقلال را تحلیل نمود و رابطه این مفهوم را با استقلال فکری، سیاسی و اقتصادی روشن ساخت. نوشتار پیش رو کوشیده با استفاده از روش تحلیل محتوای اسکینر به این سوال پاسخ دهد که مفهوم استقلال فرهنگی دراندیشه امام چیست و از چه مولفه هایی برخوردار است؟ یافته های پژوهش نشان داد از نگاه امام فرهنگ مجموعه ای هویت ساز، مولد تربیت و تفکر پرور است و استقلال فرهنگی یعنی عدم وابستگی فکری و تربیتی به غیر. مولفه های این استقلال شامل استقلال فکری مبتنی بر هستی شناسی توحیدی، خودباوری و اعتماد به نفس ملی، تربیت اسلامی مبتنی بر هویت توحیدی و رویکرد تهاجمی فرهنگ توحیدی علیه فرهنگ الحادی می باشد که ضرورت دارد با نگاهی جهادی به تقابلی دائمی با نظام سلطه بپردازد. عنصر دیگر استقلال اقتصادی است و اگر نظام توحیدی به خودکفایی اقتصادی نرسیده باشد در تقابل با تمدن مادی غرب موفق به رسیدن به استقلال فرهنگی نخواهد شد.
رویارویی و رقابت ایران و آمریکا در افغانستان پس از حوادث 11 سپتامبر 2001(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات سیاسی و بین المللی دوره نهم بهار ۱۳۹۶ شماره ۳۰
117 - 150
حوزههای تخصصی:
تحولات افغانستان برای جمهوری اسلامی ایران که دارای مرزهای طولانی با آن کشور است، دارای اهمیت زیادی است. حوادث 11 سپتامبر و حمله ایالات متحده به افغانستان و سرنگونی طالبان، بر اهمیت و حساسیت این کشور افزود. ایران و ایالات متحده در سرنگونی طالبان منافع مشترکی داشتند؛ اما این تفاهم مقطعی پس از اعلام ایران به عنوان «محور شرارت» در ژانویه 2002 از سوی رئیس جمهور آمریکا، جورج بوش پسر برهم خورد و دشمنی بین دو کشور افزایش یافت و همین امر، دورنمای همکاری بین ایران و ایالات متحده در افغانستان را کاهش داد. با روی کار آمدن اوباما در سال 2009 و امضای توافقنامه برجام، احتمال رویارویی نظامی ایران و آمریکا کاهش یافت. هدف مقاله حاضر که به روش توصیفی تحلیلی انجام شده، پاسخ به این پرسش است که پس از سقوط طالبان، چه زمینه های همکاری و رقابت بین ایران و ایالات متحده آمریکا در افغانستان وجود داشته است؟ به نظر می رسد ایران و ایالات متحده منافع مشترکی در ثبات و امنیت افغانستان داشته باشند. این منافع شامل کمک به دولت کابل، جلوگیری از قاچاق مواد مخدر، رسیدگی به بحران پناهندگان افغان، افزایش توانمندی نیروهای امنیتی افغانستان و ایجاد انگیزه برای آشتی ملی است؛ اما تحولاتی مانند امضای پیمان استراتژیک بین ایالات متحده و افغانستان، بر نگرانی های امنیتی ایران افزوده است. خروج نسبی نیروهای آمریکایی از افغانستان، فرصتی دیگر برای تعامل دوباره با ایران پدید آورد. ایالات متحده آمریکا پس از یک دهه مداخله نافرجام، باید تهران را شریکی مناسب برای بهبود چشم انداز صلح و ثبات در افغانستان به شمار آورد؛ اما تنش در روابط ایران و ایالات متحده و تضاد ساختاری دو کشور، تاکنون مانع این مهم شده است.
مقایسه رویکرد یک جانبه گرایی و چندجانبه گرایی ایالات متحده در قبال پرونده هسته ای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات سیاسی و بین المللی دوره نهم تابستان ۱۳۹۶ شماره ۳۱
167 - 196
حوزههای تخصصی:
برنامه هسته ای ایران، یکی از موضوع های مهم در رابطه آمریکا و ایران پس از انقلاب اسلامی است. رویکردهای مختلف آمریکا در قبال این پرونده نقش مهمی در فراز و فرود آن داشته است. دو رویکرد «یک جانبه گرایی» و «چندجانبه گرایی» از جمله مهم ترین آن هاست. در دوره جرج دبلیو بوش، آمریکا با پی گیری سیاست های یک جانبه گرایانه، هژمون شدن را دنبال می کرد. در سال های آخر بوش، سیاستِ این دولت به دلیل ناکارآمدی های آن در خاورمیانه، رو به چندجانبه گرایی گذاشت، که البته رویکردی قوی نبود. اوباما سیاست های چندجانبه را در زمینه های مختلف؛ از جمله پرونده ایران دنبال کرد و مذاکره با ایران، و همکاری با کشورهای 1+5 حاصل چندجانبه گرایی آمریکا و تغییر در سیاست هایِ ایران بود. این مقاله، با روش مقایسه ای، به دنبال مقایسه این دو رویکرد اساسی با این پرسش است که «رویکردهای دولت بوش و اوباما در قبال پرونده هسته ای ایران، چگونه با هم قابل مقایسه اند؟» با این فرضیه که «در مقایسه میانِ سیاستِ آمریکا در قبال پرونده هسته ای ایران، «هژمونیک گرایی و نظامیگری» شاخص های مهم یک جانبه گرایی و «همکاری و نهادگرایی بین المللی»، شاخص های مهم چندجانبه گرایی هستند.»
اقتدار مدنی روحانیت و چالش های نوین آن(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
علوم سیاسی (باقرالعلوم) سال بیستم زمستان ۱۳۹۶ شماره ۸۰
49 - 72
حوزههای تخصصی:
روحانیت از این جهت که سازمانی شکل گرفته بر پایه یکی از نیازهای اصلی اجتماعی، یعنی نیاز به دین است، یکی از نهادهای جامعه مدنی و البته قدرتمند ترین آنها در ایران به شمار می آید. کارویژه ذاتی این نهاد، فهم دین، تبلیغ و ترویج دین و اجرای مناسک آن است که البته در شرایط خاص تاریخی، ممکن است وظایف تاریخ مندی بدانها اضافه کند. نهادهای مدنی به عنوان واحدهای تشکیل دهنده جامعه مدنی، در مقابل نهادهای سیاسی مطرح می شوند. وجه اصلی متمایزکننده آنها این است که «کنش جمعی» خود را بدون اجبار و آمریت سیاسی سامان می دهند؛ ازاین رو، مدنیت سازمانی مثل روحانیت، از یک سو در گرو سیاسی نشدن و حفظ استقلال آن از حاکمیت سیاسی و از سوی دیگر، حفظ اعتبار و کارآمدی آن در جامعه اسلامی است. بااین همه، در سال های پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی و ورود روحانیت به برخی از ارکان حکومت اسلامی، به وجه مدنی این نهاد آسیب رسیده و از توانمندی آن در چنین حوزه ای کاسته شده است. این مقاله بدون اینکه تأکیدی بر لزوم بازگشت روحانیت به کارکردهای سنتی خود داشته باشد و به حضور خود در حکومت اسلامی پایان بخشد، تنها می کوشد عوامل تقلیل دهنده اقتدار اجتماعی روحانیت را طی چند دهه اخیر تحلیل کند. اینکه این عوامل کدام اند و چگونه توانسته اند مدنیت این نهاد را تحت الشعاع قرار دهند، پرسش هایی است که این مقاله درصدد بررسی آنهاست.
نظریه پیچیدگی و آشوب: چرخشی نوین در تبیین تکامل شبکه های منطقه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۴۷ زمستان ۱۳۹۶ شماره ۴
1005 - 1024
حوزههای تخصصی:
چکیده شکل گیری و تکامل سیستم های بین المللی و منطقه ای، از پرسمان های مورد کشمکش در ادبیات روابط بین الملل است. در این پهنه، نظریه های گوناگونی به این پرسمان پرداخته اند؛ ولی بی توجهی به مدل تکامل در وضعیت پیچیدگی و آشوبی و انگاشتی خطی از شکل گیری شبکه های منطقه ای، آنها را از تبیین واقعیت های نوین دور کرده است. نظریه پیچیدگی و آشوب، چرخشی نوین را در پرسمان شکل گیری و تکامل شبکه های منطقه ای سبب شده است. به همین علت پرسش بنیادی مقاله بر محوریت این پرسمان شکل می گیرد که مدل نظری شکل گیری و تکامل شبکه های منطقه ای بر پایه قواعد پیچیدگی، از چه عناصری شکل گرفته است. نویسنده بر این باور است که نیروهای بنیادین و فشارها، واحدها را وارد سیستم هایی با ویژگی چندپیکری کرده و پس از آن دینامیک تکامل و ویژگی های نوظهور سیستم در حال تکامل ره آورد نوآوری های ارتباطی است؛ پرسمانی که سبب شکل گیری سازه ها و الگوهای نظم نوظهور منطقه ای می شود. سیستم چندپیکری، فشارهای داخلی و سیستمی، خوشه ای شدن نظم، ترکیب خوشه ها در قالب سیستم چندپیکری، هم افزایی و سیکلی بودن فرایند حیات سیستم و سیالیت در شکل بندی، از قواعد بنیادی تکامل و شکل گیری سازه ها و الگوهای نظم منطقه ای نوظهورند. این مقاله مدل نظری را برای ملاحظه تکامل در حوزه نظم های منطقه ای بر پایه نظریه پیچیدگی پیشنهاد می کند.
تحلیل موقعیت ژئوپلیتیک ایران اسلامی به عنوان سُکان دارِ قدرت منطقه ای در نظام جهانی
منبع:
سیاست پژوهی جهان اسلام دوره چهارم پاییز ۱۳۹۶ شماره ۷
53 - 78
حوزههای تخصصی:
موقعیت ژئوپلیتیکی کشورها در طول زمان تحت تاثیر عوامل مختلفی چون جنگ ها، انقلاب ها، تحولات نظام بین المللی همواره در حال تغییر و تحول می باشد. ایران یکی از کشورهای با اهمیت منطقه بوده است که طی چند دهه گذشته تغییر و تحولات عظیمی را تجربه کرده است که علل وقوع آن را می توان به عوامل ژئوپلیتیکی داخلی و خارجی بسط داد. بر هم خوردن نظام دو قطبی، سبب تغییر ماهیت ژئوپلیتیکی ایران و به دست آوردن نقش جدید در منطقه و جهان شد . از آنجایی که سیاست خارجی و عملکرد دولت ها برگرفته از محیط ژئوپلتیک و ایجاد شرایط تعامل در مجموعه ایی از رفتارهای مکانی و زمانی آنان است، جمهوری اسلامی ایران نیز به رغم برخورداری از موقعیت استراتژیک، به لحاظ عدم هماهنگی مؤثر میان جنبه های فیزیکی و نرم افزاری قدرت، فاقد جایگاه متناسب در صف بندی های نظام جهانی است و این خود هزینه های فراوانی را بر سیاست خارجی کشور تحمیل کرده است. این مقاله به دنبال پاسخ به این سوال اصلی است که علل تغییر و تحولات موقعیت ژئوپلیتیک ایران در منطقه و نظام جهانی چه بوده است؟ برای پاسخ به سوال مذکور از روش توصیفی- تحلیلی استفاده شده و جمع آوری منابع نیز به صورت کتابخانه ای و اینترنتی بوده است.
بررسی سیاست خارجی آمریکا در بحران سوریه
منبع:
سیاست پژوهی جهان اسلام دوره چهارم پاییز ۱۳۹۶ شماره ۷
125 - 146
حوزههای تخصصی:
چالش اصلی برون آمده از دل تحولات خاورمیانه به خصوص در بحران سوریه چالشی تئوریکی است که از یک طرف نشان دهنده ناتوانی آمریکا در برقراری تعادل بین منافع خود در منطقه و از طرف دیگر نشان دهنده شکست سیاست خارجی این کشور برای تامین منافع خود در منطقه است. لذا سوال اصلی تحقیق این است که، مهم ترین مبانی استراتژی سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا در بحران سوریه جه می باشد؟ فرضیه این پژوهش این است که مهم ترین مبانی استراتژی آمریکا در بحران سوریه تامین امنیت رژیم صهیونیستی، تضعیف اسلام سیاسی و جبهه مقاومت و جلوگیری از نفوذ روسیه ایران درخاورمیانه می باشد. این تحقیق به صورت توصیفی-تحلیلی انجام شده و اطلاعات آن از طریق مطالعه ی کتب و مقالات جمع آوری شده است. یافته های این نگارش این است که با وجود قدرت گرفتن جبهه مقاومت در منطقه، امنیت رژیم صهیونیستی با خطر جدی مواجه شده است لذا آمریکا و متحدان منطقه ای آن در صدد هستند که از نفوذ این جبهه در بین کشورهای عربی جلوگیری کنند.
تحلیلی فرانظری از نسبت بعد تبیینی و هنجاری در نظریه سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۴۷ پاییز ۱۳۹۶ شماره ۳
571 - 592
حوزههای تخصصی:
در یک قرائت عام یا موسع از نظریه سیاسی که کانون آن شامل دیدگاه های مختلف درباره سیاست و امر سیاسی است، دو وجه از معرفت (معرفت تبیینی و معرفت هنجاری) به صورت همزمان در یک نظریه سیاسی، چه اینکه آن نظریه توصیفی-تبیینی باشد یا هنجاری-ارزشی، خودنمایی می کند. مسئله این است که رابطه عناصر تبیینی و هنجاری در نظریه سیاسی چیست؟ چگونه برقرار می شود و آیا از همدیگر تفکیک پذیر است؟ ابعاد تبیینی و هنجاری در نظریه سیاسی به صورت مختلف و گریزناپذیری با همدیگر مرتبط اند، چنانکه این درهم تنیدگی، مرزهای نظریه سیاسی با ایدئولوژی سیاسی را مبهم ساخته و منازعه بر سر جهان شمولی در نظریه سیاسی را موجب شده است. تحلیل فرانظری معطوف به بررسی این مسئله در نظریه سیاسی به شیوه ای تأملی است. یکی از مسائل مهم فرانظری معاصر در نظریه سیاسی چگونگی جمع میان هدف سنتی سیاست به مثابه هدفی هنجاری ناظر بر ضرورت برقراری آرمانشهر با هدف مدرن و پست مدرن سیاست به مثابه هدفی تبیینی یا توصیفی بوده است که صرفاً مدعی بازنمایی واقعیت عینی یا برساخت های ذهنی یا زبانی است. از رویکرد سنتی به سیاست در قالب الگوی فلسفه سیاسی تا رویکردهای مدرن و پست مدرن به سیاست در قالب نظریه سیاسی تجربه گرا و رفتارگرا از یک سو و نظریه های سیاسی هرمنوتیک، پدیدارشناختی، ساختارگرا، پساساختارگرا و پراگماتیست از سوی دیگر، این درهم پیچیدگی بعد تبیینی و هنجاری نقش مهمی در مجادلات بر سر اعتبار نظری و عملی در نظریه های سیاسی داشته است. مقاله حاضر درصدد ارائه تحلیلی فرانظری در سطح هستی شناختی و معرفت شناختی از مسائل مرتبط با این درهم پیچیدگی بعد تبیینی و هنجاری در نظریه سیاسی و نتایج ناشی از آن است.
روش شناسی فراترکیب و کاربرد آن در سیاستگذاری عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۴۷ پاییز ۱۳۹۶ شماره ۳
721 - 736
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش در حوزه سیاستگذاری، ارائه توصیه های علمی و عملیاتی به سیاستگذاران است. پژوهش سیاستی در پی بررسی عوامل مؤثر بر سیاست ها و تأثیر سیاست ها بر جامعه است و در این زمینه از روش های مختلفی بهره می گیرد. پیچیدگی محیط سیاستگذاری عمومی و ابعاد مختلف مسائل سیاستی ایجاب می کند که تحلیل گران سیاست، به رویکردهای روش شناسی مناسب مجهز باشند. در این میان روش فراترکیب، عصاره پژوهش های انجام گرفته در یک موضوع خاص را به شیوه نظام مند و علمی فرا روی سیاستگذاران قرار می دهد، نقش مهمی در روشن کردن ابعاد مختلف پدیده های سیاستی پیچیده دارد و یادگیری سیاستی و مطلع شدن مقامات را تسهیل می کند. در مقاله پیش رو با درک ضرورت توسعه روش شناسی ترکیب پژوهش ها در حوزه سیاستگذاری به تبیین روش فراترکیب، مراحل و مزایای آن پرداخته شده و نمونه هایی از کاربرد این روش در سیاستگذاری عمومی بیان شده است.
کشف و فهم الزامات و بایسته های نظام سازی قرآنی در جامعه اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
حکمرانی اسلامی در عصر حاضر و در مقام پاسخگویی به اندیشه های رقیب و جهت احتراز از سعی و خطا و آزمون های محتمل البطلان، چاره ای جز نظام سازی مبتنی بر معارف وحیانی ندارد. اگر این مهم انجام نگیرد، کارآمدی نظام اسلامیِ متکی بر فقه شیعی و تئوری ولایت فقیه به خطر خواهد افتاد. در معارف وحیانی نیز محوریت با قرآن است، لذا نظام سازی قرآنی، ضرورتی است که در این زمان بیش از هر زمان دیگر احساس می شود. این تحقیق به دنبال نیل به فهم صحیح از نظام سازی قرآنی، متکی بر رویکردهایی است که تا به امروز از ناحیه خبرگان این حوزه اتخاذ شده است. مدعای نگارندگان آن است که چنانچه گفتمان صائب از نظام سازی در میان نخبگان علمی فراگیر نشود، انتظار از تحقق نظام سازی قرآنی غیر واقعی خواهد بود. این پژوهش با تکیه بر مطالعات کتابخانه ای، ابتدا متکفل جمع آوری داده های ناظر به رویکردهای مختلف نظام سازی شد. سپس بر مبنای رویکرد کیفی و برگزاری مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته از خبرگان حوزه نظام سازی، داده های اولیه را تکمیل و فضا را مهیا نموده تا بر اساس نظریه داده بنیاد و مبتنی بر رهیافت «استراوس» و «کوربین»، چارچوب مفهومی نظام سازی قرآنی استخراج شود. در مرحله بعد و به منظور اولویت بندی مؤلفه های الگوی مذکور متکی بر رویکرد کمی و با استفاده از تکنیک TOPSIS و نظرات مجدد خبرگان، اولویت بندی و اصلاح شد. در نهایت عرصه های مختلف نظام سازی به نظام پژوهی (نظام شناسی ناظر به تکوینیات، نظام یابی ناظر به تشریعیات و نظام سازی ناظر به اعتباریات) و نظام گزاری (ناظر به عرصه اجرا) تفکیک شده است.