فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۵۴۱ تا ۵٬۵۶۰ مورد از کل ۳۲٬۶۳۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
بررسی هویت ملی ایران در فرایند تحول تاریخی، می تواند مبنای بحث «تطور» محتوایی آن باشد. دعوایی که امروز در مباحث هویت ملی مشاهده می شود به واسطه دوگانه های شکل گرفته در این حوزه است؛ دوگانه ایران و اسلام، دوگانه اسلام و غرب و غیره. آن چه اهمیت دارد دیده شدن هویت ملی بر اساس منطق تطور است. به-این صورت که هویت ملی ایران از مراحل مختلف تاریخی، مولفه هایی را جذب و همراه خود کرده است و این باعث شکل گیری هویت مستقر ایرانیان در طول تاریخ خود شده است؛ هر چند در دوره مدرن با وجود امتزاج های عملی، در واقعیت اما در عالم نظر، هنوز چالش ها و موانع معرفتی زیادی وجود دارد. مقاله ی حاضر درصدد پاسخ به این پرسش است که مسئله هویت ملی ایران در بستر مراحل تاریخی اش چگونه قابل توضیح است؟ در این پژوهش با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی و رهیافت جامعه شناسی تاریخی به گونه-ای محتوایی به سئوال مذکور پاسخ داده می شود. فرضیه مقاله این است که هویت ملی ایران با طی کردن مراحل تاریخی باستانی، اسلامی و مدرن، عناصری را جذب و همراه خود کرده است که هم جنبه انباشتی و فرایندی این هویت تقویت شده و هم نحوه بقا و بازتولید آن مورد توجه قرار گرفته است.
زندگی روزمره و مشروعیت سیاسی در ایران: از بهمن1357 تا خرداد1376(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با سقوط رژیم شاه تحقق هنجارهای ایدئولوژیک در زندگی روزمره، دستورکار رهبران نظام جدید بود. موفقیت این دگرگونی به نحوه پذیرش مردم بستگی داشت، به عبارتی نیازمند مشروعیت بود. بر این اساس، هدف پژوهش بررسی این پرسش اکتشافی است که تحولات زندگی روزمره چه تأثیری بر الگوی مشروعیت سیاسی در دو دهه نخست پس از پیروزی انقلاب داشته است؟ برای پاسخ از روش کیفی آمیخته استفاده شده که به دلیل اکتشافی بودن به طرح فرضیه نیاز ندارد. داده ها به ما نشان داده اند که زندگی روزمره از سه مرحله تنوع، یکدستی و تقابل ایدئولوژیک بین پدیده های معمولی و سیاست رسمی عبور کرده است که با سه وضعیت سیاست یعنی تنوع نیروهای فعال، یکدستی نیروهای سیاسی و نهایتاً تلاش حاشیه نشین ها برای بازگشت به فعالیت آشکار سیاسی هم راستاست. نتیجه این بررسی نشان می دهد که زندگی روزمره از محملی برای پیروزی انقلاب به محملی برای شکل گیری تعارض های بنیادین بین نظم سیاسی با اعضای عادی جامعه تبدیل شده است و به همین دلیل، تحول الگوی مشروعیت سیاسی از تسلط الگویی متلون به الگویی واحد و سپس به الگوهای متنوع را در پی داشته است که تا امروز تداوم دارد.
احساس عدالت اجتماعی در آذربایجان در دو دهه گذشته؛ تحلیل ثانویه داده های پیمایش های ملی ارزش ها و نگرش های ایرانیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله می کوشد احساس عدالت در آذربایجان و تحول آن را با روش تحلیل ثانویه و بر اساس داده های پیمایش ارزش ها و نگرش های ایرانیان در سال های 1379 و 1394 بررسی نماید. احساس عدالت در این تحقیق در سه بعد احساس عدالت اجتماعی، عدالت قضایی و عدالت قومی مورد تحلیل قرار گرفته است. نتایج نشان می دهد که احساس عدالت در شاخص های بررسی شده در حد متوسط است. بر اساس نتایج این تحقیق، نگرش به «پایمال شدن حق افراد در صورت نداشتن پول و پارتی» و «نرسیدن افراد عادی متخصص به مقامات بالاتر» از شاخص های عدالت اجتماعی و همچنین نگرش به «اجرای یکسان قانون در مورد مسئولین و مردم» از شاخص های احساس عدالت قضایی می باشد که بهبود یافته ولی نگرش به «احقاق حق از طریق قانونی» و «احساس عدالت قومی» کاهش پیدا کرده است. اختلاف مشاهده شده در متغیرهای مورد بررسی به غیر از نگرش به «احقاق حق از طریق قانونی» معنادار است.
اسلام سیاسی در مصر در کشاکش احیای هویت اسلامی و پذیرش ارزش های جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های راهبردی سیاست سال نهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۳۶ (پیاپی ۶۶)
217 - 249
حوزههای تخصصی:
پژوهش پیش رو حول مساله انحطاط و پاسخ های آن در مصر معاصر شکل گرفته است. این پرسش که پس از سقوط قاهره به دست ناپلئون در میان نخبگان مصری رواج یافت؛ پاسخ هایی چون غرب گرایی، ناسیونالیسم و بنیادگرایی دینی را در پی داشت. فرضیه پژوهش آن است که به دلیل ناتوانی این سه جریان در حل همزمان بحران هایی چون ناکارآمدی و مسخ هویت، پاسخ چهارم در قالب اسلام سیاسی سر برآورد که در صدد بود مشکلات فوق را با ارائه الگویی نو حل نماید؛ الگویی که از یک سو به ارزش های اسلامی توجه داشت و از سوی دیگر به امکان همسویی عقلانیت اسلامی و عقلانیت مدرن می اندیشید. بنابراین اسلام سیاسی در مصر همواره درگیر دو روند احیای هویت اسلامی و انطباق با ارزش های جهانی بوده است؛ هر چند که متاثر از واقعیت های بیرونی، همواره یکی بر دیگری اولویت می یافت؛ فرایندی که برخی بر آن نام دگردیسی جنبش اسلامی نهاده اند. پژوهش پیش رو به روند دگردیسی این جنبش در قالب دو مفهوم «هویت یابی» و «منطبق سازی» می پردازد.
Post Covid-19: Restructuring of the World Order(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
An Analysis of the Position of the Three Components of Nation, Nationality, and Identity in the Process of the Arab Military Coalition Formation in the Persian Gulf(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The structure of governments in the West Asian region, which is part of the civilization of the Islamic world, faces major challenges in governance, and due to the fundamental differences between Islamic political thought and Western humanist political thought, Islamic countries are well on their way. They do not adopt regional governance. Meanwhile, the geopolitical region of Southwest Asia and the countries bordering the Persian Gulf are no exception.In the years leading up to 2020, for example, the geopolitical region of Southwest Asia has undergone many changes due to some geopolitical factors, such as the efforts of some Arab countries to form a pregnant Arab military coalition. The mentioned Arab military coalition, which is planned and pursued under the influence of geopolitical issues in the region, can be evaluated and analyzed by looking at the position of the three components of nation, nationality and identity in Islam, a process that is influenced by world developments. Modern has been adopted and is indifferent to the past history of the Islamic world and the basic concepts of this religion.The present study believes that although the concepts in Islamic political thought and its religious teachings provide ideal opportunities for the production and maintenance of security, the strong influence of the Islamic world on Western political thought does not allow for such decisions. The security situation in the geopolitical region of Southwest Asia has deprived it of permanent stability and security.
کارآمد سازی دولت جمهوری اسلامی و پرسش های پیش رودر رویکرد تمدن ساز فلسفه ی سیاسی اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در راستای چالش کارآمدی دولت جمهوری اسلامی، هدف این مقاله طرح پرسش هایی است که پاسخ بدان ها زیرساخت ها و ساختار دولت جمهوری اسلامی را به چالش می کشاند. نویسنده در نیل به مقصود خود، از روش پرسش گری و تولید چالش استفاده می کند. سؤال آن است که در چارچوب تعادل بخشی فلسفه ی سیاسی اسلامی، کارآمدسازی جمهوری اسلامی با چه نوع پرسش های زیرساختی و ساختاری مواجه است؟ مدعا آن است که هرگاه در پاسخ به پرسش های زیرساختی و ساختاری، خردورزی های تعادل بخشانه صورت نگیرد نظام سیاسی جمهوری اسلامی و دولت هایی که عهده دار راهبری آن ها می باشند دچار ضعف در ارائه عملکرد مناسب و شایسته و ضعف در اهداف و مأموریت های خود می گردند و دو بُعد اسلامیت و ایرانیت آن نمی تواند الگوی تمدن سازی قرار گیرد. نتیجه ی مترتب بر موضوع آن است که پاسخ گویی به سؤالات مذکور معیار کارآمدی زیرساختی و ساختاری شده و عدم آن، معیار ناکارآمدی دولت جمهوری اسلامی می گردد. یافته های تحقیق، تولید و ترویج فرهنگ پرسش گری و نقد و عقلانیت در جامعه و نظام سیاسی و دولت، هدف گذاری و برنامه ریزی و انسجام در آن ها و درنتیجه کارآمدی دولت می باشد.
تصویر مطلوب رسانه تراز تمدن نوین اسلامی ازمنظر آیت الله خامنه ای
منبع:
آینده پژوهی انقلاب اسلامی سال دوم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴ (پیاپی ۷)
111 - 150
حوزههای تخصصی:
مقام معظم رهبری طی سالیان گذشته و در بیانات مختلف، بر روی کلیدواژه تمدن نوین اسلامی نکات مختلفی را بیان داشته اند. نکته محوری در این بیانات، نشان دادن سیر حرکت انقلاب اسلامی در مسیر تمدن سازی است. حرکتی که با نهضت اسلامی شروع شده و با احیای تمدن نوین اسلامی ادامه می یابد. ازسویی از مهم ترین ابزارهای دوره حاضر که نقش کلیدی در برپایی یا اضمحلال تمدن ها را داشته، رسانه است که این کلیدواژه نیز در بیانات ایشان پرتکرار است و نقش مهمی در رشد جامعه و زمینه سازی برای تحقق تمدن نوین اسلامی دارد. در این مقاله به دنبال بررسی ویژگی های رسانه تراز تمدن نوین اسلامی ازمنظر رهبر معظم انقلاب هستیم. ایشان بعد از امام خمینی (ره) پرچمدار احیای تمدن نوین اسلامی بوده اند و بیانات ایشان، چراغ راه اندیشمندان حوزه های مختلف برای دست یابی به این مهم است. روش استفاده شده در این مقاله، تحلیل مضمون است. در این روش بیانات مقام معظم رهبری در رابطه با رسانه و تمدن نوین اسلامی بررسی و ویژگی های رسانه تراز تمدن نوین اسلامی استخراج شده است. در این مقاله ابتدا به بررسی مفهوم تمدن و رسانه پرداخته شده است. برخی از اندیشمندان، ظهور فناوری های جدید را پیشران تمدن آینده می دانند که در این مسیر، رسانه ها همبستگی بالایی با فناوری دارند. تمدن نوین اسلامی تمدنی توحیدی است که در آن علم همراه با اخلاق است و مادیات به همراه معنویت و دین است. در این مقاله با بررسی بیانات رهبر معظم انقلاب به این نتیجه رسیده شد که رسانه تراز تمدن نوین اسلامی، رسانه ای جامع، فراگیر، بر پایه اعتقادات عمیق اسلامی، توحیدگرا، عدالت محور، برخوردار از ابزار روزآمد، در قالب ارائه هنرمندانه مفاهیم است و وظیفه تربیت آحاد مردم در اقصی نقاط عالم و رساندن این پیام اثربخش و عمیق را به آن ها دارد.
نقش دیپلماسی اقتصادی در توسعه همکاری های اقتصادی ایران با کشورهای آسیای میانه (مطالعه موردی استان خراسان رضوی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بر اساس آمار بانک جهانی، ایران آخرین شریک تجاری پنج کشور آسیای میانه است. همچنین، در میان استان های کشور، خراسان رضوی بیشترین سهم صادرات را به آسیای میانه داشته که در سال های اخیر به شدت کاهش یافته است. بنابراین توسعه دیپلماسی اقتصادی کشور به ویژه خراسان رضوی با آسیای میانه اهمیت انکارناپذیری برای توسعه صادرات غیرنفتی و کاهش آثار تحریم های اقتصادی دارد که در این مقاله به بررسی این مهم پرداخته شد. ازاین رو براساس روش نمونه گیری گلوله برفی، نمونه آماری تعیین و پرسشنامه ها بین خبرگان اتاق بازرگانی خراسان رضوی و نمایندگی وزارت امور خارجه در شمال شرق کشور توزیع شد (25n=). برای تجزیه وتحلیل داده ها نیز از ماتریس سوآت استفاده شد. نتایج نشان داد قطب تولید مواد غذایی مهم ترین نقطه قوت، کیفیت پایین کالاهای صادراتی، مهم ترین نقطه ضعف، منابع آبی فراوان برخی از کشورهای آسیای میانه، مهم ترین فرصت و نوسانات قوانین تجاری کشورهای آسیای میانه، مهم ترین چالش توسعه دیپلماسی خراسان رضوی با آسیای میانه اند. درنهایت، با توجه به اینکه خراسان رضوی قطب تولید مواد غذایی بوده و بیشترین تراز منفی منابع آبی را در بین استان های کشور دارد و از طرف دیگر، آسیای میانه از بازار بالقوه ای بالغ بر 73 میلیون نفر برخوردار بوده، سهم بالایی از مساحت آن به اراضی کشاورزی اختصاص داشته و برخی از کشورهای آن از وفور منابع آبی برخوردارند، توسعه دیپلماسی اقتصادی خراسان رضوی با منطقه مذکور به ویژه در قالب صادرات مواد غذایی و کشت فراسرزمینی محصولات کشاورزی با نیاز آبی بالا پیشنهاد شد.
قابلیت تحلیلی نظریه ی ساختاری و نهادی برای تحلیل کنش گری ایران در دو رخداد «ملی شدن صنعت نفت» و «برجام»(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر درصدد پاسخ به این سوال است که قابلیت تحلیلی نظریه ی ساختاری نهادی روابط بین الملل در چگونگی تبیین و تحلیل کنش گری ایران در دو رخداد «ملی شدن صنعت نفت» و «برجام» چگونه است؟ فرضیه این است که اعتماد به تاکید این نظریه بر عقلانیت راهبردی و اجماع قدرت های بزرگ، منجر به «کودتای 28 مرداد» در سال 1332 و «خروج ترامپ از برجام» در سال 2018 شد. روش پژوهش، روش تحلیل محتوا است؛ نتایج نشان می دهند اگرچه دو تجربه ی «ملی شدن صنعت نفت» و «برجام» انعکاس دهنده ی تجارب ناموفق روابط خارجی ایران با قدرت های بزرگ هستند، اما آینده ی امنیت ملی کشور ارتباط مستقیمی با ارتقای قابلیت تئوریک روابط بین الملل کارگزاران و دیپلمات های ایرانی دارد. نادیده گرفتن قواعد ساختاری، نهادی و فرآیندی روابط بین الملل می تواند چالش های امنیتی جدیدی به وجود آورد. واقعیت های تاریخی بیان گر این هستند که امکان تکرار این حوادث و تحولات در آینده وجود دارد، مگر آن که به درک دقیق تری از قواعد کنش ساختاری بازیگران در روابط خارجی برسیم.
مدل مدیریت تهدیدات سیاسی - امنیتی در ج.ا.ایران بر مبنای مؤلفه های آگاهی، اعتماد و مشارکت اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی بسیج سال بیست و چهارم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۹۲
153 - 185
حوزههای تخصصی:
مطالعه تهدیدات امنیّت ملّی، یکی از مهم ترین و بنیادی ترین موضوعات امنیتی هر کشوری محسوب می گردد که شناخت آنها امری ضروری برای مدیریت انواع گوناگون تهدیدات به ویژه تهدیدات سیاسی - امنیتی محسوب می گردد؛ از طرفی سرمایه اجتماعی با مؤلفه های اصلی خود از جمله آگاهی، اعتماد و مشارکت، یکی از نیازهای هر حکومت برای اداره جامعه و تحقق خواسته ها و مطلوبیت های حکمرانی جوامع امروزی می باشد؛ لذا با توجه به اهمیت موضوع و فقدان پژوهش های عمیق و کاربردی در این خصوص، محقق با هدف دستیابی به مدل مدیریت تهدیدات سیاسی - امنیتی ج.ا.ایران بر مبنای مؤلفه های سه گانه آگاهی، اعتماد و مشارکت اجتماعی ، اقدام به این پژوهش نموده است. این تحقیق کاربردی- توسعه ای است که با استفاده از روش " نظریه مبنایی " انجام شده است؛ پژوهش حاضر جهت دستیابی به پاسخی مناسب ، مستندات و مبانی نظری مرتبط با موضوع فوق را جمع آوری و نظرات تخصصی خبرگان را از طریق مصاحبه عمیق با 30 نفر از صاحب نظران این حوزه اخذ نموده و ضمن تجزیه وتحلیل یافته ها، عوامل اثرگذار را در جهت تدوین مدل مورد نظر، استخراج نموده است. این مدل در قالب 115 شاخص، 35 مؤلفه و 3 بعد، تدوین و طراحی گردیده است که محقق پس از نتیجه گیری و پاسخ به سئوالات در پایان پژوهش، پیشنهادات اجرایی و راهبردی متناسب با موضوع و یافته های تحقیق را ارائه نموده است.
نقش بازرگانان سوئیسی در تجارت خارجی فرش ایران در عصر قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برقراری روابط سیاسی میان ایران و سوئیس به معنای خاص کلمه به دوران قاجار باز می گردد، به گونه ای که در اواخر عصر قجری در سال 1919م سفارت ایران در برن سوئیس افتتاح گردید. حجم مراودات دیپلماتیک بین دو کشور افزایش یافت. اما پیش از روابط سیاسی روابط تجاری جریان داشته است چنانچه انتشار سفرنامه های ژان شاردن و دیگر سیاحان در اروپا و معرفی زندگی خیال انگیز و باشکوه عصر صفویه، اروپاییان را تشویق می کرد تا به مشرق زمینِ افسانه ای سفر کنند. صادرات انواع پارچه های زربفت و ترمه و قالی، بین خواص اروپایی خریداران بسیار داشت. در دوران طلایی ملکه ویکتوریا، بازرگانان، فرش های فاخر فراهان را از طریق اسلامبول به اروپا می فرستادند. این فرش ها علاوه بر جلوه هنری، اعتبار سرمایه داران اروپایی نیز بود و خانواده های اشرافی به داشتن یک تخته از آن ها افتخار می کردند.(ادواردز، سیسیل، قالی ایران) بر این اساس در مقاله حاضر به برخی رخدادها در یکی از شرکت هایی که نقش مهمی در صادرات و فروش فرش در ایران داشت می پردازیم تا زوایای مختلفی از این روابط و تاثیراتی که در مسائل سیاسی داشتند مشخص شود .
علل واگرایی کُردهای خاورمیانه در عصر داعش (عراق و سوریه)
منبع:
راهبرد سیاسی سال پنجم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱۶
1 - 23
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بررسی علل واگرایی کُردهای خاورمیانه درعصر داعش پرداخته است. تحرکات داعش در عراق و سوریه فرصت بی نظیری برای استقلال خواهی کُردها فراهم کرد، اما حوادث مطابق خواست کُردها پیش نرفت. سوال اساسی این تحقیق علل واگرایی کُردها در فضای داعش و پس از آن است؟ یافته های تحقیق بیانگر این است که کُردهای سوریه در فرصت داعش ، به صورت خودمختار اداره مناطق کُردنشین را در دست گرفتند. در عراق نیز حکومت اقلیم کردستان عراق توانست به خواست خود مبنی بر کنترل کرکوک جامعه عمل پوشانده و همچنین طرح «استقلال کردستان عراق» را پیاده کنند. اما این اقدام با عقب نشینی نیروهای کُرد از کرکوک و از نتایج همه پرسی بی نتیجه ماند. در سوریه نیز با اشغال بخشی از مناطق کُردنشین توسط ترکیه ، طرح خودمختاری کُردی در وضعیت مبهمی قرار دارد. فرضیه این پژوهش بر این استوار است که مهم ترین دلایل شکست کُردها در همگرایی را باید در اختلافات داخلی میان احزاب و نخبگان حزبی از یک سو و مخالفت کشورهای منطقه با استقلال خواهی کُردها جستجو کرد. ضمن اینکه مخالفت آمریکا و دیگر قدرت های جهانی را نیز باید به دلایل فوق افزود. تحقیق حاضر به صورت توصیفی-تحلیلی و در چارچوب واقع گرایی نئوکلاسیک به بررسی این موضوع پرداخته است.
Investigating Security Challenges in the Contemporary International System with Emphasis on Economic, Human Rights and Environmental Components(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
رابطه بین حکمرانی خوب و صیانت از سرمایه اجتماعی به عنوان یکی از مولفه های قدرت نرم با نگاهی به قانون اساسی ج.ا.ا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قدرت نرم بهار ۱۴۰۰ شماره ۲۴
137 - 168
حوزههای تخصصی:
امروزه سرمایه های اجتماعی بخش عمده ای از ثروت های عمومی ناملموس محسوب می شوند، که صیانت از ثروت عمومی نیازمند حکمرانی مطلوب (به عنوان یکی از مولفه های قدرت نرم) است، این گونه از حکمرانی عمدتا از سوی نهاد های عمومی بین المللی و کشورهای توسعه یافته وارد ادبیات توسعه پایدار شده و از آن به اداره و مدیریت مناسب منابع یک کشور به سبکی منعطف، شفاف، پاسخگو، منصفانه و واکنشگر به نیازهای اتباع تعبیر شده است که می تواند، ضمن صیانت از سرمایه اجتماعی، افزایش سطح قدرت نرم را در پی داشته باشد. از این رو مطابق با مستندات موضوعی ارائه شده در این پژوهش، روش تحقیق، توصیفی- تحلیلی و روش گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای می باشد. در مقاله این سوال مطرح است که: چه ارتباطی بین حکمرانی مطلوب(به عنوان یکی از مولفه های قدرت نرم) وثروت عمومی وجود دارد؟ یا به عبارت دیگر حکمرانی مطلوب چگونه می توان بر سرمایه اجتماعی تاثیر گذارد؟ در پاسخ می-توان این فرض را مطرح نمود که:«رابطه میان حکمرانی مطلوب و سرمایه اجتماعی از نوع رابطه تعاملی و دو طرفه است به طریقی که حکمرانی مطلوب می تواند شرایطی خلق کند که در آن سرمایه اجتماعی شکوفا شود و شکوفا شدن سرمایه اجتماعی راه را برای انتخاب حکمرانی مطلوب هموار کرده و سبب افزایش قدرت نرم می شود» نتیجه کسب شده این است که سرمایه اجتماعی اثرات مثبتی بر ابعاد حکمرانی خوب شامل شفافیت، نظارت، توازن، دموکراسی و همبستگی دارد و حکمرانی خوب نیز سبب افزایش و بالا رفتن سطح سرمایه اجتماعی خواهد شد.
منابع حقوق بین الملل سرمایه گذاری؛ تفوق قوانین داخلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حقوق بین الملل سرمایه گذاری به عنوان یک نظام حقوقی، از نظام های فرعی یا تخصصی حقوق بین الملل عمومی شناخته می شود. فارغ از ماهیت این نظام حقوقی، هنجارها و قواعد آن برای سالیان متمادی نسبت به دولت ها و سرمایه گذاران ( اعم از اشخاص حقیقی و حقوقی) اعمال گشته است. در خصوص منابع این نظام هنوز در میان علمای حقوق اجماع به وجود نیامده است؛ برخی در پرتو منابع مقرر در ماده (38) اساسنامه دیوان، منابع حقوق بین الملل سرمایه گذاری را تعریف می نمایند و گروهی با تفاوت هایی، نظم دیگری را برای منابع این نظام حقوقی ترسیم نمودهاند. به هر روی، کماکان منابع این حوزه به نحوی مستدل و مستند تبیین نشده است. در جهت اثبات چنین درکی، این مقاله بدنبال ارائه پاسخ به این سوال است که «منابع حقوق بین الملل سرمایه گذاری کدام است و هرکدام از این منابع چه نقشی در تکامل قواعد حقوق بینالملل سرمایه گذاری داشته اند؟». از این رو با روش توصیفی-تحلیلی و با جمع آوری اطلاعات به شیوه کتابخانه ای، در راستای اثبات این فرضیه قدم برداشته شده که قوانین داخلی کشورها، معاهدات، حقوق بین الملل عرفی و اصول کلی حقوقی از منابع اصلی این حوزه محسوب میشود و منابع فرعی آن نیز شامل تصمیمات قضائی و آموزه های مولفین میباشد. در همین راستا پس از بیان مقدمه، پیشینه پژوهش، مبانی نظری و تاریخچه مبحث، به آزمون فرضیه مقاله پرداخته شده و در پایان این نتیجه حاصل شده که قوانین داخلی همچنان مهمترین منبع حقوق بین الملل سرمایه گذاری است و دیگر منابع اصلی و فرعی در حقیقت نقش تکمیلی برای قوانین داخلی کشورها را ایفاء می نمایند.
بررسی عوامل مؤثر بر سیاست خارجی عربستان در قبال پرونده فلسطین در دروه محمد بن سلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بیداری اسلامی سال دهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱۹
103 - 123
حوزههای تخصصی:
مسئله فلسطین یکی از موضوعات چالش برانگیز در سیاست خارجی عربستان سعودی می باشد که در دهه اخیر بالأخص در دوره محمد بن سلمان مورد تغییرات عمده ای واقع گردیده است. به طور کلی رفتار سیاست خارجی هر بازیگری با توجه به نقش عوامل گوناگون شکل می گیرد و بدلیل اینکه همواره رویکرد عربستان سعودی به عنوان بازیگر مؤثر در جهان اسلام، در چگونگی روند این پرونده مؤثر بوده است؛ لازم می آید به منظور تحلیل و مدیریت مناسب این تغییر رویکرد، عوامل و فاکتورهای مؤثر شناسایی و احصاء گردد.(مسئله) پژوهش حاضر با بهره گیری از مدل پیش تئوری جیمز روزنا و با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی به دنبال شناسایی عوامل تاثیرگذار در سیاست خارجی عربستان سعودی به طور مشخص پس از روی کار آمدن محمد بن سلمان می باشد.(روش) با قبول اینکه دو متغیر فرد و نظام بین-الملل بیشترین اثرگذاری را در این دوره دارا می باشد(فرضیه)، نتایج احصاء شده از این پژوهش بیان گر آن است که؛ از یک سو تحولات محیط داخلی عربستان به ویژه نقش رهبر جدید و ویژگی های شخصیتی وی و از سوی دیگر عوامل خارجی همچون همکاری های استراتژیک با ایالات متحده، تنش های منطقه ای از جمله رقابت با جمهوری اسلامی ایران، ناکامی در بحران یمن و ایجاد موازنه قوا به عنوان مؤثرترین عوامل تغییر رفتار سیاست خارجی عربستان در قبال پرونده فلسطین مشخص شده اند. (یافته ها)
آینده اندیشی ازمنظر اشاعره و مقایسه آن با تشیع
حوزههای تخصصی:
اشاعره به عنوان یکی از مکاتب کلامی دین اسلام و اهل سنت است که توسط ابولحسن علی بن اسماعیل اشعری پایه گذاری شده و در میان مکاتب اسلامی، یکی از پرطرف دارترین مکاتب ازحیث کمّیت است، باتوجه به اهمیت آینده اندیشی و تأثیر آن بر ساخت آینده میان تفکرات حاکم بر مکاتب اسلامی، بررسی این مکتب ازاین منظر و مقایسه آن با مکتب تشیع از اولویت برای درک مسیر فکری پیروان این کتب در آینده و فهم آینده جهان اسلام مؤثر خواهد بود. هدف این تحقیق، بررسی ویژگی های اصلی و اصول فکری مکاتب فکری اشاعره و تشیع و تأثیر این اصول بر آینده اندیشی این دو مکتب و فهم چهارچوب فکری این دو مکتب فکری در نگاه به آینده همراه با درک تفاوت ها و ریشه های تفاوت در اینده نگری خواهد بود، در این تحقیق، با روش تحلیل محتوا، ضمن بررسی بسترهای اجتماعی و تاریخی شکل گیری اشاعره، عمده ترین اصول اعتقادی این مکتب ازمنظر متفکران این مکتب فکری و تفاوت های عمده با مذهب تشیع بررسی و نتیجه این اصول اعتقادی بر آینده اندیشی اشاعره نیز مورد بررسی قرار گرفته است.
تاثیر پرداخت یارانه به احزاب سیاسی درجمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای سیاسی معاصر سال دوازدهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴ (پیاپی ۴۲)
223 - 250
حوزههای تخصصی:
احزاب برای فعالیت مستمر احتیاج به منابع مالی دارند.در جمهوری اسلامی ایران راههای پرداخت حق عضویت و فعالیت های اقتصادی تعریف شده ، جوابگوی فعالیت های احزاب نمی باشد و معمولا از کمک های مردمی استفاده می شود که این خود میتواند احزاب را در معرض وابستگی قرار دهد. راه دیگر استفاده از منابع دولتی می باشد. در این پژوهش به این پرسش پاسخ دادیم که : «آیا پرداخت یارانه دولتی به احزاب می تواند در بسط و تعمیق فرهنگ تحزب تاثیر مثبت بگذارد؟» و براساس این سوال ، فرضیه خود را چنین قرار دادیم که«پرداخت یارانه وکمک های دولتی به احزاب، می تواند به رشد و توسعه ی احزاب در کشور کمک بنماید». نوآوری این تحقیق آن است که نوعی ارائه رهیافت برای تصمیم سازان در قوه مقننه و وزارت کشور محسوب می شود تا آنها را در ارزیابی روش تخصیص یارانه کمک نماید. بدین نحو که آیا این روش متکی به یک چارچوب فکری و نظری است که باعث رشد تحزب می گردد یا اینکه وابستگی احزاب را رهنمون خواهد ساخت. در واقع این پژوهش از لحاظ ماهیت نوعی آسیب شناسی است و در نگارش آن از روش توصیفی- تحلیلی استفاده شده است.
مقایسه تطبیقی آراء و اندیشه های ابن سینا ومرحوم حسینی مراغه ای پیرامون حکومت
منبع:
راهبرد سیاسی سال پنجم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱۷
153-175
حوزههای تخصصی:
بحث حکومت وحکومت مطلوب واینکه چه کسی باید حکومت کند همیشه دغدغه علمای اسلام و بخصوص شیعه بوده است.این تحقیق به بررسی مقایسه اندیشه دومتفکرمسلمان که دردودوره متفاوت ازهم زندگی می کردنددرموردحکومت می پردازد.ابن سینامتفکرفیلسوف اسلامی که درقرن4و5 زندگی میکرد وآیت الله سیدمیرعبدالفتاح حسینی مراغه ای ازفقهای ابتدای دوره قاجاریه بوده است.دراین تحقیق به نقاط اشتراک وافتراق دومتفکردرموردحکومت می پردازد.ابن سینا ومراغه ای ضمن تقسیم حکومتها به خوب وبد،درحکومت مطلوب که به پیامبرص وائمه ع وفقها می رسد باهم اشتراک نظردارندواما باتوجه به اینکه ابن سینادردوره ای زندگی می کردکه حکومتهاتمایلات سنی داشتندوخوددرسیاست صاحب مقام بودبعضادربعضی استدلالات درموردحکومت ازتقیه استفاده کرده است همچنین اوتحت تاثیرهم عصرش فارابی بود؛درحالی که مراغه ای دردوره قاجاره زندگی می کردکه نوع حکومت شیعه ی جائربوده است وعلماهم باقاجاریه دارای روابط سیاسی بودندودرهمین زمان نظریه پردازی درمورد حکومت وحکومت مطلوب وولایت فقیه ازسوی ملا احمد نراقی،کاشف الغطا و...گسترش زیادی یافته بود؛لذا زمینه ی نظریه پردازی وجودداشت ومراغه ای تاتاثیر نراقی وکاشف الغطاضمن پرداختن به حکومت به اثبات دلایل ولایت فقیه پرداخته است. نکته سوم نظریات این سینادرموردحکومت ازطریق فلسفه سیاسی موردبحث واقع شد؛درحالی که نظریات مراغه ای درمورداثبات حکومت مطلوب ازطریق فقهی موردبحث قرارگرفت.