فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۵۴۱ تا ۵٬۵۶۰ مورد از کل ۳۳٬۶۸۶ مورد.
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی سال ۱۲ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۴۷
93 - 112
حوزههای تخصصی:
شورای حقوق بشر به عنوان رکن فرعی مجمع عمومی، جایگزین کمیسیون حقوق بشر شد. سازمان ملل با ایجاد این نهاد ثابت نمود که برای مسائل مربوط به بهبود وضعیت حقوق بشر جهانی و ارتقای احترام جهانی برای حمایت از حقوق بشر و آزادی های اساسی اهمیت ویژه ای برخوردار بوده است. از جمله ویژگی های شورای حقوق بشر می توان به امکان تعلیق عضویت کشورهای ناقض حقوق بشر و ایجاد سازوکار بررسی دوره ای جهانی، (UPR) و مطالعه جزئیات مربوط به نظارت بر نقض حقوق بشر در جهان اشاره نمود. به نظر می رسد که شورا علیرغم تلاش های فراوانی که در زمینه حقوق بشر به عمل آورده، هنوز نتوانسته به جایگاه و غایت اصلی خویش که در دفاع از حقوق بشر در کشورها و منطقه خاورمیانه است، برسد. از جمله عواملی که به عنوان مانع و کاستی در مقابل تحقق اهداف شورای حقوق بشر قرار گرفته می توان به جهان شمولی حقوق بشر، نسبیت فرهنگی، فقدان سازوکارهای اجرایی، ملاحظات سیاسی و ناعدالتی و موضع گیری برخی کشورها در مقابل شورای حقوق بشر را نام برد.
بسط الگوی منطقه گرایی دانش بنیان در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران؛ ساختار هنجاری و الزامات نهادی و اجتماعی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تبیین الگوی منطقه گرایی دانش بنیان جمهوری اسلامی ایران، ساختار و ملزومات آن در میدان عمل است. این الگو و کاربست آن در عرصه روابط خارجی همواره مسئله ای مهم در محیط همسایگی و حوزه تمدنی جهان اسلام بوده است. برخی با توجه به تمایزات هویتی موجود، بر انزواگرایی تأکید دارند و برخی تفاسیر آرمان گرایانه، ایدئولوژیک و به دور از واقعیات صحنه کنش، ایران را با پیامدهایی چون ایران هراسی و تنش های هویتی با محیط پیرامونی مواجه می نمایند. به نظر می رسد، مسیر ترسیمی در بیانیه گام دوم انقلاب با تقویت الزامات، حفظ ارزش ها و اصول بنیادین آن، بیش ترین تعامل سازنده با محیط پیرامونی را فراهم نماید تا در یک بازی برد برد منافع ملی کشور در حد بهینه تأمین گردد. سؤال اصلی نوشتار این است که بیانیه گام دوم انقلاب در تبیین وضعیت آینده کنش گری جمهوری اسلامی ایران در صحنه نظام منطقه ای و همسایگی چه الگویی را ارائه می نماید و ساختار هنجاری و الزامات نهادی و اجتماعی تحقق آن چیست؟ با ابتنا بر گزاره های بیانیه و بهره گیری از نظریات و تجارب موجود، می توان به چارچوب عمل گرایانه ای رسید که در آن علم و فناوری، محور روابط جمهوری اسلامی ایران در منطقه پیرامونی قرار گیرد تا ضمن تنش زدایی به توسعه و پیشرفت درون تمدنی دست یافت. نتایج مطالعه نشان داد، مناسب ترین زمینه منطقه گرایی تکیه بر ظرفیت های علم و فناوری و اقتصاد مبتنی بر آن است. همچنین اصول و قواعد رفتاری باید به سوی ساخت تصویری مصمم، پیش رو، قابل اعتماد و منعطف از ایران برساخته شود تا در کنار تقویت دیپلماسی علم و فناوری، اصلاحات مناسب در ساختار نهادی به ویژه در وزارت امور خارجه انجام پذیرد. توجه به واسطه های قدرتمند یعنی نیروهای اجتماعی منطقه گزاره دیگری است که این الگو را به موفقیت و تأمین منافع ایران نزدیک می سازد.
نسبت امر سیاسی (اشمیت و موفه) با دولت در جمهوری اسلامی ایران
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، علاوه بر نوع نگاه دیگر اندیشمندان نسبت به مفهوم امر سیاسی، دو دیدگاه و برداشت از این امر مورد بررسی قرار گرفت؛ امر سیاسی آنتاگونیسمی اشمیت و امر سیاسی آگونیسمی موفه. به نظر می رسد که هر دو نظریه پرداز بر وجود و ماهیت امر سیاسی متفق القولند، اما آنچه منجر به تمایز آنها شده نوع نگاهی است که به امر سیاسی دارند. بر این اساس، می توان این پرسش را مطرح کرد که اشمیت و موفه امر سیاسی را چگونه تعریف کرده اند؟ در راستای سؤال مطرح شده، این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی نگاه موفه و اشمیت پرداخته است. به نظر می رسد اشمیت امر سیاسی را بر مبنای تمییز دوست و دشمن تعریف می کند. به اعتقاد وی آنچه حائز اهمیت است، تمایز میان دوست از دشمن است و به این خاطر اشمیت بر این باور است که امر سیاسی بدون وجود خصومت/ دشمنی معنایی ندارد. بنابراین در نگاه اشمیت، امر سیاسی آخرین حد آنتاگونیسم (خصومت) است. در مقابل موفه، امر سیاسی را بر مبنای آگونیسم بنیان گذاشته و در پی تبدیل معاند به مخالف است. از نظر موفه، مخالف رقیبی است که وجود آن مشروع می باشد، باید به رسمیت شناخته شود و اگر مبارزه ای باشد، باید آن مبارزه علیه ایده های رقیب باشد، نه تلاش برای حذف و نابود کردن آن. نتایج پژوهش حاکی از آن است که گفتمان انقلاب، نمای جدیدی از دولت در دنیای سیاست ورزی است؛ گفتمانی که اصل را بر استقلال در عرصه تئوری و عملیاتی از تفکرات وارداتی دانسته و مبنا، دولت را نه در تخاصم یا رقابت، بلکه اصل را بر نگاه حفظ استقلال ساختار دولت (حاکمیت) و در درون، مبنا را بر اساس مردم سالاری دینی تعریف کرده اند. بنابراین می توان گفت دولت در نگاه اشمیتی، مشروعیت خود را با نزاع، تقابل و تخاصم به دست می آورد، حال آنکه در نگاه موفه ای بر مبنای پروسه دموکراسی به وجود می آید. اما دولت در گفتمان انقلاب اسلامی، مشروعیت خود را از مردم و دین به دست آورده است؛ گفتمانی که با محوریت مردم سالاری دینی در جامعه حاکم است.
بازاندیشی سیاست خارجی ترامپ در پرتو ملی گرایی اقتصادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۱ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳
762 - 737
حوزههای تخصصی:
در دوره ترامپ، اندیشه های مرتبط با تفکر ملی گرایی اقتصادی در سراسر جهان مورد توجه قرار گرفت. هرچند این تفکر در دولت ترامپ احیا شد، هنوز شمار زیادی از سیاستمداران، احزاب و گروه های سیاسی خواهان اجرای اصول ملی گرایی اقتصادی در سیاست خارجی کشور خود هستند. در همین زمینه، به پرسش های پژوهشی زیر پاسخ داده خواهد شد: 1. چه عواملی به رونق تفکر ملی گرایی اقتصادی در ایالات متحده منجر شده است؛ 2. تا چه حد ملی گرایی اقتصادی بر سیاست خارجی دولت ترامپ تأثیر داشته است؟ در فرضیه پژوهش بیان می شود که تفکر ملی گرایی اقتصادی با تأکید بر حمایت گرایی تجاری، قدرت محوری، یکجانبه گرایی، انباشت ثروت ملی، جداسازی اقتصاد کشور از اقتصاد جهان، اولویت بخشی به هویت ملی و ملت سازی، تأثیر انکارناپذیری بر سیاست خارجی امریکا در دوران ترامپ داشته است. با استفاده از نظریه دولت محور رابرت گیلپین، سیاست خارجی ترامپ در پرتو تفکر ملی گرایی اقتصادی ارزیابی و اطلاعات و داده های لازم با روش مطالعه موردی کیفی گردآوری و تحلیل شد. یافته های پژوهش نشان داد که در پرتو گسترش تفکر ملی گرایی اقتصادی، سیاست خارجی دولت ترامپ به ابزاری برای حمایت گرایی تجاری تبدیل شده و عملکرد آن نیز براساس میزان تولید ثروت با هدف افزایش قدرت ملی سنجیده می شد.
طراحی الگوی معلم خوب با تکیه بر سند تحول بنیادین آموزش و پرورش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی بسیج سال بیست و چهارم بهار ۱۴۰۰ شماره ۹۰
179 - 222
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر ارائه الگوی معلم خوب با تکیه بر سند تحول بنیادین آموزش وپرورش بود. بدین منظور در یک تحلیل کیفی و با رویکرد پدیدارشناسی، متن سند مطالعه گردید. یافته های تحقیق در دو بخش عرضه شد. بخش اول شامل داده های توصیفی و بخش دوم شامل ارائه یافته ها و داده های کیفی است. ابتدا داده های توصیفی شامل شاخص های تعیین شده معلم خوب در سند تحول، مؤلفه های اصلی تبیین شایستگی ها و اقتدار معلمان خوب شناسایی گردید. نتایج تحلیل یافته ها نشان داد که پنج مؤلفه: دانش، توان، بینش، گزینش و آرامش می تواند شالوده طراحی الگوی معلم خوب قرار گیرد. برای ارائه یافته های پژوهش از مصاحبه عمیق نیمه ساختارمند با حضور 12 نفر از متخصصان سند استفاده شد و جداول کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی مشخص گردید و بر این اساس الگوی طراحی معلم خوب با تکیه بر سند تحول بنیادین تدوین گردید. برای اطمینان از روایی پژوهش، گزارش نهایی تحلیل به سه نفر از متخصصان سند تحول داده شد تا پس از بازبینی، پیشنهادهایشان در مرحله کدگذاری باز، اعمال گردد. همین گروه در مرحله بعدی، کدگذاری محوری را بررسی نمودند و نظرات آن ها در تدوین الگو به کار رفت.
واکاویی ژئوپلیتیک روابط پاکستان و ایران: با تاکید بر تهدیدات(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی سال ۱۲ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۴۸
163 - 184
حوزههای تخصصی:
پاکستان از زمان استقلال تاکنون یکی از بی ثبات ترین، بحران خیزترین کشورهای جهان بوده است، اما همواره از اهمیت ژئوپلیتیک و استراتژیک خاصی در دوران جنگ سرد و پس از جنگ سرد به ویژه دوران پس از 11 سپتامبر 2001 برخوردار بوده است و آمریکا نیز جایگاه برجسته ای به پاکستان در نبرد علیه تروریسم اختصاص داده است. بنابراین، پرسش اصلی این پژوهش آن است که مهمترین عوامل تنش و تهدید، برمبنای حاکمیت ژئوپلیتیک در روابط دو کشور ایران و پاکستان کدام است. پژوهش توصیفی_تحلیلی است. اطلاعات مورد نیاز از روش کتابخانه ای و با مراجعه به منابع معتبر گردآوری شده است. در پاسخ به سؤال اصلی پژوهش، این فرضیه مطرح است که با عنایت به شرایط داخلی پاکستان و مشکلات حل نشدۀ این کشور با همسایگانش، به نظر می رسد پاکستان با وجود 987 کیلومتر مرز مشترک با ایران، تهدیدزا و تنش آفرین است.
بررسی اعتبار تحریم های جمهوری اسلامی ایران در قلمرو قوانین حاکمیت فرا سرزمینی آمریکا(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی سال ۱۲ بهار ۱۴۰۰ شماره ۴۶
335 - 351
حوزههای تخصصی:
با تصویب و اجرایی شدن قوانین تحریم ایران بعد از تسخیر لانه جاسوسی، آمریکا بعد جدیدی به اقدامات تحریمی خود افزود و آن عبارت بود از تنبیه شرکت های خارجی که در ایران سرمایه گذاری می کردند؛ این شیوه افراطی ترین شکل اجرای قوانین فرا سرزمینی آمریکاست که تاکنون اجرا گردیده؛ گرچه قوانین فرا سرزمینی آمریکا و تلاش برای واداشتن اشخاص کشورهای ثالث به رعایت این قوانین و مقررات در صحنه بین الملل به طور دقیق سازمان یافته و برنامه ریزی شده، اما استفاده از این ابزار برای پیشبرد سیاست خارجی همواره منشأ بحث و جنجال بوده است. در این مقاله در صورتی که بپذیریم یک کشور می تواند حاکمیت خود را در خارج از سرزمینش اعمال کند، آنگاه بررسی اعتبار قانونی تحریم های ایران براساس اصول جاری حقوق بین الملل در موضوع قلمرو حاکمیت و قوانین فرا سرزمینی آمریکا بحثی ضروری و قابل تامل خواهد بود.
نقش مشارکت اجتماعی و مشروعیت بخشی رسانه های نوپدید در رابطه با لیگ برتر فوتبال ایران با رویکرد 360 درجه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی سیاسی ایران سال چهارم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱ (پیاپی ۱۳)
140 - 160
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، نقش مشارکت اجتماعی و مشروعیت بخشی رسانه های نوپدید در رابطه با لیگ برتر فوتبال ایران با رویکرد 360 درجه بود. روش پژوهش میدانی و بر مبنای هدف از نوع توسعه ای- کاربردی است. جامعه آماری شامل کلیه مربیان فوتبال، مدیران فوتبال، بازیکنان، داوران، خبرنگاران در لیگ های فوتبال و کارشناسان ارتباطات رسانه ای، همچنین مخاطبین لیگ برتر فوتبال کشور بود. نمونه پژوهش شامل 384 نفر (با تأکید بر کفایت نمونه فرمول تعیین حجم نمونه کوکران) بود. روش نمونه گیری در این پژوهش، تصادفی طبقه ای بود. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه محقق ساخته ارزیابی عملکرد رسانه های نوپدید در رابطه با لیگ برتر فوتبال، متشکل از 2 مؤلفه (مشارکت اجتماعی و مشروعیت بخشی) و 15 عبارت بود. پایایی ابزار با استفاده از آلفای کرونباخ تأیید شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون T تک نمونه ای انجام شد. بر اساس نتایج به دست آمده، مشارکت اجتماعی و مشروعیت بخشی رسانه های نوپدید در رابطه با لیگ برتر فوتبال ایران با رویکرد 360 درجه در حد مطلوبی گزارش شد (0001/0=P).
بهائیت و تمدن اسلامی (از شکل گیری تا پایان دوره پهلوی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تمدن نظمی است که در نتیجه آن خلاقیت فرهنگی امکان و جریان پیدا می کند. تمدن اسلامی که بر اساس قرآن و سنت پیامبر (ص) بنیان گذاشته شده از زمان شکل گیری تاریخ پرفراز و فرودی را طی نموده است. در کنار علل شکوه و عظمت این تمدن، عواملی نیز موجب تضعیف و عقب ماندگی آن شده اند. فرقه گرایی در میان مسلمانان از جمله عوامل عقب ماندگی تمدن اسلامی بوده است. هدف این پژوهش بررسی و تبیین نقش فرقه بهائیت در انحطاط تمدن اسلامی است. این پژوهش با روش مطالعه تفسیری از نوع کیفی و با استفاده از منابع کتابخانه ای و سایت های معتبر به انجام رسیده است. بر اساس یافته های این پژوهش، فرقه بهائیت از طریق ایجاد تفرقه و اختلاف در میان مسلمانان، برپایی منازعات سیاسی و اجتماعی، همکاری با قدرت های استعماری علیه ملل اسلامی و همراهی با تشکیل رژیم صهیونیستی در سرزمین های اسلامی، نقش موثری در تضعیف و عقب ماندگی تمدن اسلامی ایفا نموده است. کلمات کلیدی: تمدن اسلامی، فرقه گرایی، بهائیت، انحطاط، عقب ماندگی.
«آسیب شناسی پرورشی نهاد آموزش و پرورش در عهد پهلوی اول»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظام آموزش و پرورش دوره پهلوی اول (رضاشاه) در عرصه پرورش دارای نقاط قوت و ضعفی بوده که شناسایی آن ها راه گشا در حل معضلات کنونی این سیستم و روشنی بخش سند چشم انداز آموزش و پرورش خواهد بود. در این مقاله آسیب ها و نقاط ضعف عرصه پرورشی در نظام آموزشی آن دوره بررسی شده است. رضاشاه متأثر از مثلث آرمانی خود- نوسازی، تمرکزگرایی و ملی گرایی- سراغ نهاد آموزش و پرورش رفته تا با ابزار تمرکزگرایی و ایدئولوژی ملی گرایی به نوسازی برسد. اما نادیده گرفتن شرایط فرهنگی و اجتماعی کشور، موانعی در پیشبرد اهداف وی ظاهر پدید آورد و او را واداشت برای رفع موانع به اقتدارگرائی روی آورد که فرجام آن، استبداد مطلق شد. نتیجه این فرایند، آسیب هایی جدی در امر خطیر پرورش بود که مهمترین آن عبارتند از: 1- غفلت از نیاز جامعه به پرورش بومی؛ 2- نفی زبان و فرهنگ اقوام ایرانی(به منظور ترویج زبان فارسی)؛ 3- جابجا شدن هدف به جای وسیله؛ 4- عدم پرورش سیاسی و جامعه پذیری؛ 5- تقلید ناپسند در نظام آموزش و پرورش ؛ 6- عدم پرورش قوه خلاقیت و تفکر انتقادی؛ 7- عدم تقویت ایمان به مبانی دینی واسلامی؛ 8- عدم توجه به خلاقیت و نوآوری معلمان و مربیان مدارس. این مقاله به روش توصیفی تحلیلی و با استناد به مدارک و مستندات کتابخانه ای صورت گرفته و هدف آن تبیین ضعف ها و نواقص نظام آموزشی دوره پهلوی اول است.
مطالعه میدانی رویکرد ژئوپلیتیک ترکیه در حوزه اوراسیا با تأکید بر منابع انرژی در منطقه قفقاز
منبع:
راهبرد سیاسی سال پنجم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱۶
161-179
حوزههای تخصصی:
قفقاز منطقه ای کوهستانی در جنوب غربی روسیه است که محلی برای رقابتها و منازعات قدرتهای بزرگ از جمله ایران، روسیه، ترکیه و آمریکا بوده است. در این منطقه پنج نوع رقابت و برخورد منافع را می توان طبقه بندی کرد. نخست، رقابت و برخورد منافع ایالات متحده آمریکا و روسیه. دوم، رقابت و برخورد منافع روسیه و ترکیه. سوم، رقابت و برخورد منافع ایران و آمریکا، غرب و اسرائیل، چهارم، رقابت و برخورد منافع ایران و ترکیه و پنجم، رقابت و برخورد منافع آمریکا و چین که بیشتر در موارد اقتصادی و انرژی خلاصه می شود. از جمله بازیگران فعال در این منطقه، ترکیه میباشد که تلاش می کند نفوذ خود را در قفقاز گسترش دهد. ترکیه پس از روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه، به یکی از بازیگران مهم در مناطق پیرامونی خود از جمله، قفقاز تبدیل شده است و در تحولات جدید در این مناطق از جمله بازیگران تأثیرگذار محسوب می شود. نتایج پژوهش نشان داد ترکیه به عنوان کشوری فاقد منابع حیاتی انرژی، برنامه دارد که روی موضوع واردات انرژی از این مناطق سرمایه گذاری کرده و ضمن کاهش وابستگی بیش از حدش به خاورمیانه، در راه تبدیل خود به یک مسیر ترانزیت انرژی به بازارهای غربی گام بردارد.
بررسی احتمالات وقوع جنگ در پی صعود چین به عرصه قدرت جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چین به تنهایی بسیاری از مفروضات دنیای پس از جنگ سردِ به نفع امریکا را زیر سوال برده. سوال این است که آیا صعود چین، طبق روالی که تاکنون طی کرده، مسیری صلح آمیز را طی خواهد کرد؟ در پاسخ به این سوال حالات مختلف را باید در نظر بگیریم. حالت نخست صلح به معنای تسلیم چین به امریکا و پذیرش منویات این کشور در آسیای شرقی و مناطق دیگر است. حالت بعدی رویارویی با ایالات متحده امریکا و ورود به جنگ در نقاط تحت نفوذ این کشور به خصوص در آسیای شرقی است. اما حالتی سوم و بینابین وجود دارد. در این حالت یک کشور نه آنقدر توان رویارویی مستقیم را دارد و نه منافع و میزان قدرتش اجازه می دهند که مماشات کامل کند. فرضیه ما این است که چین از منطق حالت سوم یعنی نه جنگ، نه صلح تبعیت می کند. اما اگر صعود چین به همین منوال پیش برود در دهه های آتی منازعات آن در حوزه آسیای شرقی افزایش چشمگیری خواهد داشت. این مقاله از روش توصیفی- کتابخانه ای و از چهارچوب نظری رئالیسم تهاجمی استفاده می کند. سعی می کنیم در این چهارچوب این دو را طبق روش تاریخی و همین طور بر اساس شواهد تجربی به خوبی نشان دهیم.
استلزامات سیاسی- حقوقی بازنگری قانون اساسی در گام دوم انقلاب اسلامی
حوزههای تخصصی:
با استقرار نظام جمهوری اسلامی و تصویب قانون اساسی در سال های اولیه انقلاب شکوهمند اسلامی و سپس بازنگری آن در سال ۱۳۶۸، نظام نیمه ریاستی نیمه پارلمانی در جمهوری اسلامی ایران شروع به کار کرد و اینک بعد از گذشت نزدیک به سه دهه از عمر خود، همانند تمام ساختارهای حکومتی موجود در دنیا، نقاط قوت و ضعف خود را آشکار نموده است؛ لذا با عنایت به این موضوع که نظام نیمه ریاستی نیمه پارلمانی کنونی در برخی مواقع با مشکلات و چالش هایی مواجه بوده، چند سال است که موضوع بازنگری در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به بحثی جدی میان صاحب نظران تبدیل شده است؛ به طوری که عده ای از آن ها عمل به قوانین موجود و اصلاح رفتارهای شخصی را دلیلی برای برون رفت از این مشکلات عنوان کرده اند و دسته ای دیگر، تغییر ساختار و حرکت به سمت نظام پارلمانی یا ریاستی مطلق را مطلوب می دانند؛ لذا در این نوشتار برآنیم تا به استلزامات بازنگری در قانون اساسی مصوب ۱۳۶۸ بپردازیم
مقایسه ی انتقادی مبانی دولت مدرن با اندیشه های هایدگر (تمهیدی برای گذار از دولت مدرن به دولت اسلامی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دولت مدرن و نقد فلسفی آن، همواره بحث رایج محافل سیاسی و فلسفی بوده است. به عنوان مثال هایدگر به عنوان یکی از منتقدان مدرنیته، اشکالات بسیاری نسبت به ساختار و کارآمدی مدرنیته و دولت برآمده از آن دارد. مهم ترین نقد وی به روش شناسی پوزیتویستی و رابطه ی سوژه - ابژه محوری آن بازمی گردد. پژوهش حاضر با هدف فهم دولت آرمانی هایدگر با روشی تحلیلی و تطبیقی، علاوه بر تبیین و تحلیل مؤلفه های دولت مدرن، این موارد را با شاخص های دولت هایدگری تطبیق داده و درنهایت به این نتیجه می رسد که دولت مدنظر هایدگر، دولتی وجودی است که به جای منِ فردی به «ما»ی جمعی توجه داشته و در آن قدرت به جای یک تکثرگرایی ناقص به یک شخص و یا نخبگان محدود و البته جهت دهنده و راهنما و قابلِ اعتماد وابسته است. مؤلفه ی مهم دیگر دولت وجودگرا، قید زدن به آزادی های بدون قید دوره مدرن (در سطوح متفاوت) و درنهایت جلوگیری از استبداد گسترده است. نتیجه آنکه، دولت مدرن به دلیل عدم توجه به ذات انسان، به آزادی واقعی انسان ها توجه نداشته و به بهانه ی تأمین منافع مادی و شخصی انسان، وی را در حصار تنگ ظاهر رها نموده است. با توجه به هژمون شدن اندیشه ی دولت مدرن در جهان اسلام و ایران، به نظر می رسد، نقد چنین اندیشه و ساختاری زمینه را برای نظریه پردازی دولت اسلامی فراهم می سازد.
سرمایه اجتماعی و تهدیدات نرم علیه جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال سیزدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳
659-692
حوزههای تخصصی:
سرمایه اجتماعی از جمله مهمترین پشتوانه هایی است که هر نظام سیاسی و نهادی برای بهره گیری از فرصت ها و همچنین مواجهه با تهدیدات فرهنگی در عرصه ملی و بین المللی می تواند از آن استفاده کند. از طرفی دیگر، در حال حاضر، تهدید و تهاجم فرهنگی به یکی از ابزارها و راهبردهای مهم قدرت های بزرگ نظام بین الملل در مواجهه با قدرت های چالشگر و در حال ظهور تبدیل شده است. پرسش اساسی که مقاله حاضر در پی پاسخ به آن است، تاثیر گذاری سرمایه اجتماعی بر تهدیدات نرم علیه جمهوری اسلامی ایران است. بنابراین هدف مقاله حاضر تبیین تأثیرگذاری این دو متغیر بر یکدیگر می باشد. در این راستا با استفاده از روش توصیفی – تحلیلی، این فرضیه مطرح شده که تهدیدات فرهنگی متغیری است که از سرمایه اجتماعی تأثیر می پذیرد بدین معنی که هراندازه سرمایه اجتماعی در جامعه ای افزایش پیدا کند بصورت عکس تهدیدات فرهنگی کاهش می یابد و در مقابل ، هراندازه سرمایه اجتماعی تضعیف شود ، بالعکس تهدیدات فرهنگی افزایش یافته و فرهنگ ملی در معرض خطر و تهدید قرار می گیرد.
جنبش های اجتماعی نوین: مطالعه موردی جنبش های زیست محیطی نوظهور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۵ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴ (پیاپی ۱۴۰)
125 - 154
حوزههای تخصصی:
جنبش های زیست محیطی نوظهور به منظور مقابله با تهدیدات ناشی از تخریب محیط زیست و حفاظت و حمایت از محیط زیست در اواخر دهه 1960 به وجود آمدند. نوشتار حاضر تلاش می کند تا به این پرسش پاسخ دهد که جنبش های زیست محیطی نوظهور چگونه در قالب جنبش های اجتماعی نوین قابل تحلیل هستند؟ و چه افزوده هایی بر جنبش های اجتماعی نوین داشه اند؟ بنابراین، مقاله با روش کیفی تفسیری، و بکارگیری شیوه مطالعات موردی، چیستی و چرایی جنبش های زیست محیطی نوظهور را مورد بررسی قرار می دهد. یافته های تحقیق نشان می دهند که جنبش های زیست محیطی نوظهور به منظور رویارویی با بحران های موجود، در ابتدا با افزایش آگاهی ها و مطالبات عمومی، زمینه را برای ایجاد سازمان ها و گروه های طرفدار محیط زیست فراهم نمودند و سپس با ورود به عرصه سیاست در دهه 1970، با استفاده از ابزارها و شیوه های نوین، به صورتی مسالمت آمیز به بیان خواسته ها و اعتراض های خود پرداخته اند تا از این طریق، ضمن وادار کردن حکومت ها به پاسخگویی، بتوانند در قالب گروه های ذینفوذ و احزاب سیاسی، در حوزه سیاست عمومی تأثیرگذار باشند. همچنین، در دهه 1980، زمینه برای حضور و نقش آفرینی سازمان های مردم نهاد زیست محیطی در عرصه جهانی فراهم شد و بدین طریق، نقش و اختیار دولت ها به عنوان تنها بازیگران اصلی در عرصه بین الملل، مورد تردید قرار گرفت. در نتیجه، حجم وگستره قدرت اجتماعی و تاثیرگذاری سیاسی جنبش های زیست محیطی نوظهور، باعث بازپروری و غنی سازی جنبش های نوین اجتماعی شده است؛ به گونه ای که امروزه می توان آنها را بعنوان نیروهای اجتماعی قدرتمند و بازیگرانی تاثیرگذار، در عرصه جامعه شناسی سیاسی مورد شناسایی و تحلیل قرار داد.
دستاوردها و چالش های آزادسازی سیاسی در قطر از 1995 به این سو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش با استفاده از دو نظریه ساختار - کارگزار و هرم نیازها تلاش شده به این پرسش پاسخ داده شود که فرآیند آزادسازی سیاسی در قطر از 1995 به این سو چه دستاوردهایی داشته و با چه چالش ها یا موانع ساختاری و غیرساختاری مواجه بوده است؟ فرضیه پژوهش این است که جامعه قطر شاهد برخی دستاوردها و آزادسازی سیاسی اولیه در قلمرو رسانه ها به ویژه شبکه ماهواره ای الجزیره، انتخابات نسبتا رقابتی، آزادی بیان اولیه و اصلاحات در قانون اساسی و پارلمانی بوده است. با این وجود، به دلایل ساختاری همچون عدم وجود اراده سیاسی جدی در حاکمیت برای اصلاحات ژرف و پردامنه، ساخت محافظه کار اجتماعی و سیاسیجامعه و ریشه دار بودن هنجارهای فرهنگی و سنتی قوی و دلایل غیرساختاری همچون ضعف کنشگران و نهادهای مدنی و اولویت خواسته های رفاهی- معیشتی بر آزادسازی سیاسی در بین اکثریت جامعه با چالش های جدی مواجه بوده است. یافته کلی این پژوهش این است که ضمن عدم انکار پاره ای اصلاحات و آزادسازی سیاسی اولیه، این کشور به خاطر چالش ها و موانع ساختاری و غیرساختاری در سطح کنشگران و شهروندان با دموکراسی حداکثری و واقعی فاصله زیادی دارد.
وابستگی به مسیر به مثابه مانعی بر سر راه سیاستگذاری درست؛ با تاکید بر ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سیاستگذاری عمومی کنش جمعی را می طلبد و بالتبع متضمن وابستگی به مسیر است. این موضوع در اتخاذ سیاست ها کمتر لحاظ گردیده و نیازمند توجه و واکاوای اثرات منفی آن در این رشته می باشد. اما وابستگی به مسیر چگونه سبب این نوع تاثیرات نامطلوب می گردد؟ وابستگی به مسیر با قفل و منوط کردن اکنون در گذشته، مانع از تغییر سیاست ها در اثر تغییر شرایط و گذشت زمان می گردد. این مقاله با جستجو در کتب و مقالات گوناگون به بررسی پیامدهای منفی و مصادیق فرایندهای وابسته به مسیر بعنوان مانعی مهم و اثرگذار در سیاستگذاری پرداخته و نشان می دهد این عامل چگونه و در چه بستری منشأ اثر خواهد شد و چگونه و با چه سازوکاری در تصمیم گیری و عدم تصمیم گیری دخالت می کند. همچنین با بیان مصادیقی از تاثیرات منفی این عامل در بسترهای اقتصادی و سیاسی در طول زمان به آثار مخرب آن اشاره شده است. از آنجاییکه به وابستگی به مسیر در اقتصاد و بطور گذرا در مدیریت پرداخته شده، لذا این امر محرکِ تنظیم نوشته پیش رو برای جلب توجه به عامل فوق در سیاستگذاری گردیده است.
بررسی منازعه ایران و عربستان در یمن با رویکرد روانشناختی سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات انقلاب اسلامی سال هجدهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۶۴
89-110
حوزههای تخصصی:
ایران و عربستان پس از انقلاب اسلامی تاکنون درگیر رقابت در حوزه منطقه خاورمیانه هستند. این رقابت در یمن شکل منازعه گرفته و به ویژه پس از تهاجم عربستان و متحدینش به یمن از سال 2015 افزایش داشته است. منازعه ایران و عربستان در یمن اغلب در چارچوب رویکرد واقع گرا و یا سازه انگاری بررسی شده و کمتر در قالب های دیگر مطالعه شده است. این پژوهش با به کارگیری روش توصیفی تحلیلی، به دنبال تبیین این پرسش است که منازعه ایران و عربستان در یمن از منظر رویکرد روانشناختی رابرت جرویس چگونه تحلیل می گردد؟ با توجه به اینکه رفتار کشورها براساس باورهای آنها انتظام می یابد؛ یافته های تحقیق نشان می دهد برداشت و سوءبرداشت حکام عربستان نسبت به افزایش نفوذ و قدرت منطقه ای ایران و همچنین تمایل حکام این کشور در باور و تصویر قبلی از ایران که با اطلاعات جدید از قدرت ایران درک و پردازش می شود، آنها را درگیر یک معمای امنیت ساخته و از این منظر موجب تشدید منارعه میان دو کشور در بحران یمن شده است.
بازشناسی جایگاه معنایی ارزش های اجتماعی در وصایای شهدا (شهدای دفاع مقدس و شهدای مدافع حرم)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این مقاله بررسی و تجزیه و تحلیل وصایای شهدای دفاع مقدس و شهدای مدافع حرم می باشد. روش این پژوهش تحلیل مضمون و از نوع کیفی است . با استفاده از نرم افزار مکس کیودا انجام شده است. جامعه آماری متشکل از کلیه وصایا و مکتوبات شهدای دفاع مقدس و شهدای مدافع حرم است. با توجه به آثار موجود در کتابخانه بنیاد شهید و از خانواده های شهدای ساکن در تهران 90 وصیت نامه مکتوب ( 55مورد از شهدای دفاع مقدس، 35 مورد از شهدای مدافع حرم) شهدایی که در تهران زندگی کردند، با شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و مورد تجزیه و تحلیل کمی و کیفی قرار گرفته است.یافته های این تحقیق نشان می دهد که از نظر کمی در وصایای شهدای دفاع مقدس و شهدای مدافع حرم به طور کلی 24 کد یا مضمون اصلی استخراج شده که با توجه به فراوانی تکرار آنها در وصایای شهدای دفاع مقدس 820 کد و در وصایای شهدای مدافع حرم 404 کد استخراج شده است.به لحاض کیفی و محتوایی نیز مضامین به دست آمده از ارزش های اجتماعی یک دسته بندی پنج موردی ارئه شده است که عبارتاست از:1)ارزش های فرد محور،2) ارزش های خانواده محور و 3) ارزش های جامعه محور، 4) ارزش های مدیریت محور و5) ارزش های دین محور. اولویت با ارزش های دینی بوده و سایر ارزش های شهدا در پرتو ارزش های دینی قابل تفسیر است.