سید ایمان رضوی

سید ایمان رضوی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۴ مورد از کل ۴ مورد.
۱.

تحلیل استعاره های مفهومی در مواضع رهبر ایران نسبت به اسرائیل پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: استعاره مفهومی سیاست ورزی زبانی گفتمان مقاومت منازعه ایران و اسرائیل زبان شناسی شناختی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۶۶
زبان استعاری، همواره در گفتمان های سیاسی به منزله ابزاری قدرتمند برای شکل دهی به ادراکات، چارچوب بندی منازعات و بسیج مخاطبان به کار گرفته شده است. در چارچوب منازعه ایران و اسرائیل، به ویژه پس از رخداد ۷ اکتبر ۲۰۲۴، بیانات رهبر جمهوری اسلامی ایران سرشار از استعاره هایی است که به طور همزمان، مفاهیم اخلاقی، الهیاتی و سیاسی را در قالبی فشرده و پرشور به مخاطب عرضه می کند. این پژوهش با تکیه بر نظریه استعاره مفهومی لیکاف و جانسون و در بستر زبان شناسی شناختی، به تحلیل مفاهیم استعاری در مواضع آیت الله خامنه ای نسبت به رژیم صهیونیستی می پردازد. استعاره هایی نظیر «ذوب شدن رژیم اشغالگر»، «هیولایی دیوسیرت»، «جبهه شرارت» و «طوفان مقاومت»، نه تنها بازنمایانگر مواضع سیاسی و ایدئولوژیک جمهوری اسلامی ایران هستند، بلکه چارچوبی شناختی برای درک کنش، هویت و مشروعیت در این منازعه ایجاد می کنند. این پژوهش می کوشد نشان دهد که چگونه زبان استعاری، از طریق تلفیق عناصر اخلاقی و دینی با بیانی سیاسی، به سیاست ورزی رهبر جمهوری اسلامی شکل می دهد و نقشی مؤثر در تکوین گفتمان مقاومت، بازتعریف دشمن، و برساختن معنای مشروعیت برای کنش های جبهه مقاومت ایفا می کند. یافته های این مطالعه، چشم اندازی نوین از تأثیر استعاره های مفهومی بر پویایی های گفتمانی و راهبردهای شناختی در منازعه ایران و اسرائیل ارائه می دهد.
۲.

فهم فلسفه سیاسیِ افلاطون براساس نظریه استعاره مفهومی( مطالعه موردی: همپرسه پولی ته ئیا)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: استعاره مفهومی فلسفه سیاسی افلاطون پولی تهئیا پزشکی یونان باستان علوم شناختی حوزه های مبدأ و مقصد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۸
مقدمه و اهداف: دیدگاه سنتی، استعاره را صرفاً یک آرایه ادبی و مربوط به حوزه زبان مجازی می دانست؛ اما با انتشار کتاب استعاره هایی که با آنها زندگی می کنیم توسط لیکاف و جانسون در نیمه دوم قرن بیستم، تحولی اساسی در این مفهوم رخ داد. این نظریه جدید، استعاره را نه یک مسئله زبانی، بلکه سازوکاری بنیادین برای اندیشیدن معرفی می کند که در آن از حوزه های ملموس و آشنا (حوزه مبدأ) برای درک حوزه های انتزاعی و ناآشنا (حوزه مقصد) استفاده می شود. در این نظریه جدید استعاره در زبان تنها به عنوانِ ادامه آگاهانه سازوکاری ناآگاهانه دانسته شد که در مغز انسان و نظام مفهومیِ ذهن ریشه دارد. استعاره، یعنی نگاشت از حوزه مبدأ (که ملموس و تجربی است) به حوزه مقصد (که ناآشنا و انتزاعی است) بخشی مهم از سازوکارِ شناختیِ نظام مفهومیِ انسان است و تأثیری مستقیم در شناخت بشر ایفا می کند.این پژوهش با بهره گیری از این چهارچوب نظری، به بازخوانی فلسفه سیاسی افلاطون در هم پرسه پولی ته ئیا می پردازد. پرسشِ اصلی این است که هسته مفهومیِ فلسفه سیاسی افلاطون بر چه استعارهایی استوار است؟ فرضیه پژوهش آن است که درک افلاطون از «پولیس» براساس استعاره پولیس به مثابه بدن انسان شکل گرفته و متأثر از پزشکی یونان باستان است.این بازخوانیِ شناختی، لایه های پنهان اندیشه افلاطون را آشکار می کند؛ اما باید توجه داشت که این تحلیل، خوانش های متافیزیکی سنتی را تکمیل می کند و نباید آن را جایگزینی برای آن نظریات سنتی در نظر گرفت. هسته فلسفه افلاطون بر مبانیِ هستی شناختی استوار است و پزشکی یونان صرفاً به عنوان ابزاری شناختی برای تجسم مفاهیم انتزاعیِ سیاسی به کار می رود. روش: متافور، از ریشه یونانی metaphora به معنای «انتقال معنا»، در دیدگاه سنتی صرفاً یک ابزار ادبیِ آگاهانه برای زیباسازی زبان تلقی می شد که تنها در ادبیات کاربرد داشت. این نگاه، متأثر از افلاطون و ارسطو، استعاره را امری حاشیه ای و جدا از اندیشه و زبان روزمره می دانست. در این دیدگاه عمدتاً زبان ادبیات و زبان علم و فلسفه از یکدیگر جدا بوده و استعاره به عنوانِ برجسته ترین آرایه ادبی زبانِ مَجازیِ شعر و سخن وری دانسته می شد.اما «نظریه معاصر استعاره» در چهارچوب زبان شناسیِ شناختی، به رهبری لیکاف و جانسون، این دیدگاه را به چالش کشید. از این منظر، استعاره پیش از آنکه پدیده ای زبانی باشد، پدیده ای ذهنی و مفهومی است. استعاره ها اساسِ نظام فکری و رفتار ما هستند و زبان تنها نمود سطحی و تداومِ استعاری اندیشی در حیطه زبان است.سازه اصلی این نظریه، نگاشت میان حوزه ای از یک حوزه مبدأ عینی و جسمانی (مانند سفر) به یک حوزه مقصد انتزاعی (مانند زندگی) است. این نگاشت ها بر پایه تجربیات بدنمند (embodied) انسان شکل می گیرند؛ یعنی مفاهیم انتزاعی با استفاده از تجربیاتِ فیزیکی و حسی ما معنادار می شوند.این ایده که شناخت انسان ریشه در بدن و تعاملش با جهان فیزیکی دارد، با یافته های علوم عصب شناسی، مانند کشف نورون های آینه ای، نیز همسو است. بنابراین، نظریه استعاره مفهومی نشان می دهد که استعاره امری عادی، فراگیر و اساسی برای شکل گیریِ اندیشه و معنابخشی به جهان است. نتایج: فیلسوفان طبیعی یونان باستان (فوسیکوی) که توسط ارسطو معرفی شدند، به مطالعه طبیعت می پرداختند. از جمله فرضیاتِ اصلیِ فلسفه طبیعیِ یونان باستان وجود عناصرِ چهارگانه آب، هوا، خاک و آتش به مثابه عناصرِ شکل دهنده طبیعت است. از نظر فیلسوفان طبیعیِ بونانی، وجود تعادل در این عناصر باعث نظم در طبیعت می شود؛ نظمی که در نهایت باعث می شود شرایط برای زندگیِ انسان ها مناسب باشد. پزشکی یونانی نیز به موازات این فلسفه شکل گرفت و با آن درهم تنیده شد. فیلسوف-پزشکانی مانند هیپوکْراتس و آلکْمائون، با دیدگاهی کل نگر، بدن انسان را براساس مفاهیم طبیعی می فهمیدند. آموزه کلیدی آنان نظریه اخلاط چهارگانه (خون، بلغم، صفرا، سودا) بود که سلامت را ناشی از تعادل این اخلاط و بیماری را ناشی از عدم تعادل آن می دانست.این نگاه پزشکی، انعکاسی از نظم حاکم بر کیهان در نظر گرفته می شد. به دیگرسخن، بدن انسان به عنوان جهان کوچک (microcosm) با جهان بزرگ (macrocosm) هماهنگ تصور می شد. از منظر علوم شناختیِ معاصر، این ارتباط را می توان یک استعاره مفهومیِ کلان دانست که در آن طبیعت به عنوان حوزه مبدأ برای درک بدن انسان به عنوان حوزه مقصد عمل می کند. در ادامه این تسلسل شناختی، افلاطون در هم پرسه پولی ته ئیا از همین استعاره استفاده می کند و بدن انسان را که در پزشکی با طبیعت فهمیده شده، به عنوان حوزه مبدأ برای درک و تبیین پولیس (حوزه مقصد) به کار می برد. بنابراین، درکِ پزشکی یونان از بدن، مبنایی شناختی برای شکل گیری فلسفه سیاسی افلاطون(در هم پرسه پولی ته ئیا) فراهم می آورد. بحث و نتیجه گیری: براساس چهارچوب علوم شناختی و نظریه استعاره مفهومی، این پژوهش نشان می دهد که فلسفه سیاسی افلاطون در پولی ته ئیا ،در چهارچوب نظریه استعاره مفهومی، در یک سازوکارِ استعاری و ناخودآگاه شکل گرفته است . این استعاره ها ریشه در درک پزشکی یونان باستان، به ویژه مفهوم تعادل اخلاط چهارگانه برای سلامت بدن دارند. افلاطون با نگاشت استعاری از بدن به عنوان حوزه مبدأ به پولیسِ آرمانیِ ترسیم شده در پولی ته ئیا به عنوان حوزه مقصد، ساختار سیاسی ایدئال خود را تبیین می کند. همان گونه که سلامت بدن به تعادل طبایع وابسته است، عدالت در شهر نیز مستلزم هماهنگی و قرارگیری هر طبقه در جایگاه خود است. فیلسوف-فرمانروا، همانند عقل که بر بدن حکم می راند، نقش سر را در اداره شهر ایفا می کند. آنچه در این پولیس دارای اهمیت است، خویشتن داریِ اعضا در انجام آن کاری است که برایشان مناسب است. در این صورت تعادل در پولیس (که معادل تعادل در بدن و در نهایت سلامت است) به دست خواهد آمد. این خوانش شناختی، لایه های ناخودآگاه اندیشه افلاطون را آشکار می کند و نشان می دهد که چگونه مفاهیم انتزاعی سیاسی مانند عدالت، با استفاده از مفاهیم عینی و بدنمند درک می شده اند. این رویکرد، که بر پیوند معرفت شناسیِ طبیعی، پزشکی و سیاست تأکید دارد، نه تنها جایگزین تفسیرهای متافیزیکی سنتی نمی شود، بلکه به عنوان مکملی ضروری، چگونگی انتقال مفاهیم کیهانی به عرصه انضمامیِ سیاست را روشن می کند.
۳.

بررسی نقش نهادهای بهره کش و چرخه رذیلت در ناکامی توسعه ایران در دوره پهلوی دوم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پهلوی دوم دولت توسعه گرا برنامه های توسعه نهادهای بهره کش چرخه رذیلت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۸
در زمان پهلوی دوم، باوجود تجربه کوتاهی از رشد اقتصادی با بهره گیری از اجرای برنامه های عمرانی توسعه،کشور به جای حرکت به سوی چرخه های تکاملی توسعه به سمت چرخه های رذیلت و بهره کش حرکت کرد. برای واکاوی ناکامی در دست یابی به توسعه متوازن عوامل خارجی و وابستگی های اقتصادی به خارج به عنوان اصلی ترین مانع و عامل ناتمام ماندن برنامه های توسعه ای ن دوران برجسته شده و از همین رو از عوامل داخلی که در بطن سیاست ها و روش های حاکم وجود داشت غفلت شده است. هدف پژوهش حاضر نگاه متفاوت به مبحث توسعه با بهره گیری از دو مفهوم نهادهای بهره کش و چرخه رذیلت از دارون عجم اوغلو و جیمز رابینسون به دلایل و عوامل درون زایی است که فرآیند توسعه را با اخلال همراه کرده و نارضایتی عمومی را از دولت پهلوی دوم ایجاد کرد. ازاین رو، پرسش اصلی مقاله ای ن اس ت:چگونه برنامه های توسعه دوره پهلوی دوم از خلق نهادهای بهره کش یا نهادهای فراگیر پشتیبانی می کنند و چه نسبتی با چرخه رذیلت و چرخه فضیلت دارند؟ در این دوران گام هایی در مسیر توسعه برداشته شد اما این فرآیند تحت تأثیر شکل گیری نهادهای بهره کش و چرخه رذیلت با اختلال روبه رو شد و به نارضایتی جامعه منتهی شد.
۴.

کاربستِ استعاره مفهومی در علومِ شناختیِ معاصر به مثابه چارچوبی نظری در فهمِ متون اندیشه سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: علوم شناختی زبا ن شناسی شناختی استعاره مفهومی نگاشت چارچوب نظری اندیشه استعاری

تعداد بازدید : ۳۶۱ تعداد دانلود : ۳۷۰
مفهوم استعاره از دیرباز در شاخه های گوناگون دانش بررسی شده است؛ این امر بدان معناست که استعاره، برخلاف تصوّر رایج و عامیانه دیگر تنها به عنوانِ یک آرایه ادبی مورد توجه نیست، بلکه به موازاتِ رشد دانش در شاخه های گوناگون علوم انسانی بر اهمیت استعاره و جایگاه آن افزوده شده است. در این پژوهش می کوشیم با نگاهی تاریخی به سیر استعاره پژوهی مبتنی بر دستاوردهای جدید علومِ شناختیِ معاصر و ذیل آن علومِ زبان شناختی−عصبْ شناختی، نخست تعریفی جدید از استعاره و اهمیت آن ارائه دهیم و سپس با معرفیِ استعاره به عنوانِ پایه شناخت، مؤلفه های اساسیِ علوم شناختی و استعاره شناختی را به مثابه مهم ترین رکنِ این علوم به عنوانِ چارچوبی نظری در حیطه روش شناسیِ فهمِ اندیشه (سیاسیِ) استعاری پیشنهاد کنیم. براساس داده های مقاله پیش رو مشخص شد، با توجه به آنکه در چارچوبِ علومِ شناختیِ معاصر، یکی از بنیادهای اساسیِ نظامِ مفهومیِ ما سازوکارِ استعاریِ فهم است، پس اندیشه سیاسی در متون اندیشه سیاسی نیز از قاعده استعاری اندیشی پیروی می کند؛ براین مبنا فرضیه اصلیِ پژوهش حاضر این است که با در نظر گرفتنِ نظریه استعاره مفهومی به مثابه یکی از ارکانِ اصلیِ چارچوبِ نظریِ علومِ شناختیِ معاصر، پرتویی نو بر فهم دیگرگونه ای از مفهوم پردازی و استدلال در متون اندیشه سیاسی با ابتناء بر نظریات معاصرِ استعاره و علومِ اعصابِ شناختی افکنده می شود و مبنایی در روش شناسیِ فهم متون اندیشه سیاسی فراهم خواهد شد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان