فراسوی حکمرانی دینی و حکمرانی بر دین: جست وجوی راه سوم در اندیشه اسپینوزا و علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
الهیات تطبیقی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۵ شماره ۲ (پیاپی ۳۶)
103 - 122
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با رویکردی تطبیقی-ترکیبی، رابطه مناقشه برانگیز دین و حکومت در اندیشه باروخ اسپینوزا و علامه سید محمدحسین طباطبایی را بازخوانی می کند. مسئله اصلی پژوهش، فراتر از مقایسه صرف، این است که چگونه می توان از گفت وگوی میان دو پارادایم متعارض «حکمرانی دولت بر دین» و «حکمرانی دینی» به یک چشم انداز جدید برای تعامل سازنده میان مرجعیت سیاسی و معنوی دست یافت. یافته ها نشان می دهد اسپینوزا، در پاسخ به بحران های الهیاتی-سیاسی، نظریه «حکمرانی بر دین» را برای تأمین صلح و امنیت صورت بندی می کند. در مقابل، علامه طباطبایی با اتکا بر «فطرت» و «اعتباریات»، نظریه «حکمرانی دینی» را به عنوان نظامی جامع برای سعادت بشر ارائه می دهد. این پژوهش با قراردادن این دو دیدگاه در یک گفت وگوی انتقادی، استدلال می کند واقع گرایی اسپینوزا در مدیریت عواطف انسانی و تأکید او بر نظم مدنی، می تواند جنبه های آرمانی نظریه علامه را کارآمدتر کند. متقابلاً، مفهوم «فطرت» در اندیشه علامه می تواند مبنایی متعالی و معنادار برای «خیر عمومی» و «عدالت» فراهم آورد و از تبدیل شدن دولت به یک قدرت خودبسنده جلوگیری کند. در نهایت، این پژوهش الگوی «همکاری انتقادی دین و دولت» را به عنوان یک سنتز مفهومی پیشنهاد می دهد که در آن، دولت حافظ نظم و آزادی است، در حالی که دین به مثابه منبع ارزش گذار و جهت دهنده، مشروعیت و غایت اخلاقی آن را تأمین می کند. این پژوهش با قراردادن این دو دیدگاه در یک گفتگوی انتقادی، استدلال می کند که واقع گرایی اسپینوزا در مدیریت عواطف انسانی و تأکید او بر نظم مدنی، می تواند جنبه های آرمانی نظریه علامه را کارآمدتر سازد. متقابلاً، مفهوم «فطرت» در اندیشه علامه می تواند مبنایی متعالی و معنادار برای «خیر عمومی» و «عدالت» فراهم آورد و از تبدیل شدن دولت به یک قدرت خودبسنده جلوگیری کند. در نهایت، این تحقیق الگوی «همکاری انتقادی دین و دولت» را به عنوان یک سنتز مفهومی پیشنهاد می دهد که در آن، دولت حافظ نظم و آزادی است، در حالی که دین به مثابه منبع ارزش گذار و جهت دهنده، مشروعیت و غایت اخلاقی آن را تأمین می کند.