ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۰۱ تا ۱٬۰۲۰ مورد از کل ۳۳٬۸۹۱ مورد.
۱۰۰۱.

بررسی آینده محیط های دفاعی- امنیتی باتوجه به توسعه علوم و فناوری های شناختی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۱۲۳
در عصر حاضر، تحولات سریع علوم و فناوری، به ویژه در حوزه علوم شناختی، تأثیرات عمیقی بر دفاع و امنیت گذاشته است. این مقاله به دنبال پاسخ به این سؤال اساسی است که با توجه به توسعه علوم و فناوری های شناختی؛ آینده محیط های دفاعی- امنیتی چگونه خواهد بود؟ فرض این تحقیق آن است که توسعه علوم و فناوری های شناختی، تأثیرات شگرفی بر آینده محیط های دفاعی- امنیتی خواهد گذاشت. برای بررسی موضوع، از چهار رویکرد اصلی استفاده می نماید: رویکرد عصب شناختی جهت بررسی تأثیر علوم اعصاب و فناوری های مرتبط بر عملکرد مغز و رفتار انسان در حوزه دفاع و امنیت، رویکرد روان شناختی جهت تمرکز بر درک عوامل روانشناختی بر عملکرد افراد در موقعیت های نظامی، رویکرد شناخت اجتماعی جهت مطالعه تأثیر متقابل انسان، فناوری و محیط اجتماعی بر تصمیم گیری، ارتباطات و رفتار در حوزه دفاع و امنیت و رویکرد شناخت- محاسباتی جهت استفاده از مدل های محاسباتی برای شبیه سازی فرآیندهای شناختی انسان و بهبود عملکرد سامانه های دفاعی- امنیتی. مطالعه حاضر از نوع کیفی است و از روش گروه کانونی برای جمع آوری داده ها استفاده شده است. در این پژوهش از سیزده متخصص علوم شناختی برای شرکت در جلسات گروه کانونی دعوت به عمل آمده است. اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی تجزیه و تحلیل شده اند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که علوم و فناوری های شناختی قابلیت های بالقوه زیادی برای ارتقاء توان دفاعی و امنیتی کشورها دارند. این قابلیت ها می توانند به ایجاد سناریوهای مختلف در حوزه هایی همچون بهبود عملکرد سربازان، طراحی و تولید تسلیحات شناختی، مقابله با تهدیدات سایبری و جنگ شناختی و مدیریت حجم عظیم داده ها منجر شوند.
۱۰۰۲.

ارائه یک چهارچوب سه سطحی برای ارزیابی دیپلماسی عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۷۳
طی سال های اخیر، به دلیل تحولات گسترده در حوزه ارتباطات، دیپلماسی عمومی از جایگاه مهم تری در سیاست خارجی دولت ها برخوردار شده است. این اهمیت و تأکید باعث می شود تا ارزیابی دیپلماسی عمومی اِعمالی یک دولت بر مردم کشور دیگر، بیشتر از گذشته مورد توجه قرار گیرد، چراکه در صورت غفلت از آن، عملاً میزان دستیابی به اهداف مبهم خواهد ماند و کسب منافع از این طریق، مخدوش خواهد شد. بر این اساس این مقاله با توجه به اهمیت ارزیابی دیپلماسی عمومی و نقش آن در فهم میزان برآورده شدن اهداف مورد نظر از دیپلماسی عمومی، در پیِ پاسخ به این سؤال اصلی است که ارزیابی دیپلماسی عمومی یک دولت در کشور دیگر، چگونه انجام می شود؟ فرضیه در نظر گرفته شده برای پاسخ به این سؤال، با اتکا به ارزیابی نتیجه محور که در مدیریت و برنامه ریزی استراتژیک تشریح شده، قوام یافته است و بر همین اساس با تمرکز بر خروجی، پیامد و تأثیر، تلاش شده تا سه گانه کارایی، اثربخشی و سودمندی متناسب با ماهیت و ادبیات دیپلماسی عمومی، شاخص گذاری شود تا امکان سنجش و ارزیابی این نوع از دیپلماسی حاصل آید. این شاخص ها می تواند متناسب با اهداف هر دولت از دیپلماسی عمومی اِعمالی بر کشور دیگر، تغییر کند. روش مورد استفاده در این مقاله، توصیفی-تحلیلی، داده ها کیفی و روش جمع آوری داده ها نیز کتابخانه ای و اسنادی است.
۱۰۰۳.

نقش سیاست آفرینان در فرایند سیاستگذاری؛ بررسی تقابل عوامل فردی و ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۱۱
«سیاست آفرینی» یکی از مفاهیمی است که توسط پژوهشگران مختلف برای توصیف نقش و اثرگذاری برخی افراد در فرایند سیاستگذاری استفاده می شود. سیاست آفرینان افرادی هستند که «زمان، انرژی، شهرت و گاهی اوقات پول» را برای توسعه راه حل ترجیحی خود برای یک مسئله سیاستی در فرایند سیاستگذاری اختصاص می دهند. در پاره ای اوقات، سیاست آفرینان در تأثیرگذاری بر فرایند سیاستگذاری موفق اند یا با شکست روبه رو می شوند که دلایل این امر از منظرهای مختلف قابل بررسی است. پژوهش حاضر با تمرکز بر ادبیات این حوزه به بررسی نقش مؤلفه های فردی مانند راهبردها و ابزارهای مورد استفاده سیاست آفرینان در تأثیرگذاری بر فرایند سیاستگذاری می پردازد و عوامل ساختاری دخیل در تأثیرگذاری آنها را نیز از منظر نظریه های مختلف سیاست عمومی بررسی می کند. یافته های پژوهش نشان می دهد راهبردهای مورد استفاده سیاست آفرینان مانند استفاده از شواهد علمی به منظور متقاعدسازی، داستان سرایی، شبکه سازی، ایجاد ائتلاف های سیاستی/ تغییرات نهادی و دستکاری سیاسی نقش مهمی بر تأثیرگذاری آنها بر فرایند سیاستگذاری دارد. همچنین هر کدام از چارچوب های سیاستی بر بعد خاصی از این مفهوم تمرکز کرده و نقش سطوح ساختاری و زمینه های محیطی را در نقش آفرینی سیاست آفرینان، متفاوت ارزیابی می کنند. بیشتر پژوهش ها به طور چشمگیری بر قدرت سیاست آفرینان و در عین حال بر کم اهمیت جلوه دادن عوامل ساختاری در شکل دادن به اقدامات آنها تأکید می کنند. در نهایت باید گفت که از بین نظریان مختلف سیاست عمومی، سه چارچوب جریان چندگانه کینگدان، ائتلاف حامی و روایت های سیاستی، بیش از نظریات دیگر بر این حوزه متمرکز شده اند و عوامل متفاوتی را در این زمینه مؤثر می دانند.
۱۰۰۴.

تحلیل مضامین سیاسی کتب درسی فرقه دموکرات آذربایجان (1324-1325): مبتنی بر نظریه هژمونی گرامشی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۹۰
مقدمه و اهداف: دوره یک ساله حکومت فرقه دموکرات آذربایجان (۱۳۲۴-۱۳۲۵) به رهبری پیشه وری، مقطعی مهم در تاریخ معاصر ایران است که با تلاش برای ایجاد ساختارهای سیاسی و فرهنگی متمایز از جمله تدوین کتب درسی به زبان آذربایجانی همراه بود. علی رغم اهمیت نظام آموزشی این دوره، تحلیل نظام مند محتوای سیاسی و ایدئولوژیک کتب درسی آن کمتر مورد توجه قرار گرفته است. این پژوهش با هدف واکاوی چگونگی بازنمایی مفاهیم و دیدگاه های سیاسی حکومت فرقه در متون آموزشی رسمی آن دوره انجام شده است. پرسش اصلی پژوهش این است که کتب درسی فرقه دموکرات چگونه در راستای جامعه پذیری سیاسی و تثبیت ایدئولوژی حاکم، به ساخت هویت، معرفی نظم سیاسی مطلوب و بی اعتبارسازی نظم پیشین می پرداختند؟ روش: این پژوهش با بهره گیری از چارچوب نظریه هژمونی آنتونیو گرامشی و مفاهیم مرتبط آن مانند انقلاب منفعل و روشنفکران ارگانیک به تحلیل موضوع پرداخته است. نظریه هژمونی بر نقش نهادهای جامعه مدنی، به ویژه آموزش در کسب رضایت و مشروعیت برای قدرت حاکم تأکید دارد. روش تحقیق، تحلیل مضمون کیفی است که بر روی متن شش جلد کتاب درسی دوره ابتدایی (کلاس های اول تا ششم) حکومت فرقه دموکرات اعمال گردید. داده ها با استفاده از فرایند شش مرحله ای و سه سطحی (کدگذاری آزاد، محوری و گزینشی) تحلیل شدند که منجر به شناسایی مضامین پایه، سازمان دهنده و در نهایت، مضمون فراگیر پژوهش شد. یافته ها: تحلیل مضامین نشان می دهد که کتب درسی فرقه دموکرات به عنوان ابزاری کلیدی در یک پروژه هژمونیک عمل می کردند. شش مضمون سازمان دهنده اصلی شناسایی شد: ۱) ساخت هویت متمایز آذربایجان بر دو پایه زبان و تاریخ: این کتب با تأکید فراوان بر زبان آذربایجانی و بازخوانی تاریخ با محوریت قهرمانان و روایت های محلی، هویتی مستقل و متمایز از هویت ایرانی مسلط را مهندسی می کردند. ۲) تثبیت جایگاه مردمی فرقه دموکرات و نهادهای آن: فرقه به عنوان نماینده حقیقی آرمان های مردم آذربایجان و تداوم مبارزات تاریخی (مانند مشروطه) معرفی می شد و نهادهای آن (مانند مجلس ملی) نماد حاکمیت مردم قلمداد می گردید. ۳) بی اعتبارسازی نظم پیشین (دین و سلطنت): نهاد سلطنت و روحانیت به عنوان نمادهای استبداد، کهنه پرستی و عامل عقب ماندگی مورد نقد و تخریب قرار می گرفتند تا زمینه برای پذیرش نظم جدید فراهم شود. ۴) ترویج آرمان های سوسیالیسم انقلابی: مفاهیم و واژگان چپ گرایانه (خلق، زحمتکش، مبارزه طبقاتی، نقد بورژوازی) به وفور استفاده می شد و روحیه انقلابی و ارزش های سوسیالیستی ستایش می گردید. ۵) ترسیم آذربایجان شوروی به مثابه الگو و شوروی به مثابه آرمان شهر: جمهوری سوسیالیستی آذربایجان و اتحاد شوروی به عنوان نمونه های پیشرفت، عدالت و الگوی مطلوب برای آینده آذربایجان ایران به تصویر کشیده می شدند. ۶) ترسیم تصویر متمایز از ایران: رابطه با ایران در هاله ای از ابهام و تمایز ترسیم می شد؛ ضمن اشاره به ایران به عنوان واحد جغرافیایی، هویت آذربایجانی به عنوان وطن اصلی برجسته و گاه تقابل میان آذربایجان آزادی خواه و تهران مستبد مطرح می گردید. مضمون فراگیر مستخرج از این یافته ها «مهندسی هویت متمایز و سوسیالیستی آذربایجان: استقرار هژمونی فرقه دموکرات در تقابل با ایران سنتی» بود که نشان دهنده تلاش سیستماتیک برای ساخت هویتی جدید، با جهت گیری سوسیالیستی و در تضاد با هویت و نظم ایرانی مسلط است. نتیجه گیری: یافته های پژوهش، منطبق با نظریه گرامشی نشان می دهند که فرقه دموکرات از نظام آموزشی و کتب درسی به عنوان ابزار اصلی در یک انقلاب منفعل برای کسب هژمونی فرهنگی و سیاسی بهره برد. روشنفکران ارگانیک فرقه در تدوین این متون نقش کلیدی داشتند. این پروژه هژمونیک با وجود تلاش برای مهندسی هویت و کسب رضایت، به دلیل فقدان پایگاه اجتماعی مستقل و وابستگی به شوروی ناتوان از ایجاد اجماع فراگیر بود و نهایتاً با شکست مواجه شد.  
۱۰۰۵.

بررسی تأثیر سیاست های نفتی و تحریمی آمریکا بر تولید نفت ایران: رهیافت ARDL(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۹۱
منطقه خلیج فارس به دلیل برخورداری از منابع غنی انرژی و موقعیت ژئوپلیتیکی و راهبردی، همواره کانون تمرکز قدرت های جهانی به ویژه ایالات متحده آمریکا بوده است. در این میان، تولید و صادرات نفت آمریکا و همچنین تحریم های اقتصادی اعمال شده علیه جمهوری اسلامی ایران، از مهم ترین عوامل مؤثر بر بازار جهانی نفت و وضعیت تولید نفت ایران به شمار می آیند. لذا هدف این پژوهش، بررسی و تحلیل تأثیر سیاست های نفتی و تحریمی آمریکا بر تولید نفت ایران است که بدین منظور، از روش اقتصادسنجی مدل خود رگرسیون با وقفه های توزیعی (ARDL) و داده های سالانه طی دوره ۱۹۶۵ تا ۲۰۲۳ استفاده شده است. نتایج مدل ARDL نشان می دهد که تحریم های آمریکا در کوتاه مدت تأثیر منفی معناداری بر تولید نفت ایران داشته اند، اما در میان مدت و بلندمدت، این اثرات به واسطه سیاست های تطبیقی، کاهش یافته یا حتی خنثی شده اند. همچنین افزایش تولید و صادرات نفت آمریکا به طور ساختاری موجب محدودسازی تولید نفت ایران از مسیر کاهش سهم بازار می شود. در مقابل، صادرات نفت ایران نقش کلیدی و مثبت در افزایش تولید داخلی داشته و وابستگی شدیدی میان این دو متغیر وجود دارد. نتایج این پژوهش می تواند به سیاست گذاران در تدوین راهبردهای مقاوم سازی صنعت نفت و حفظ جایگاه ایران در بازار جهانی انرژی کمک کند.
۱۰۰۶.

دیپلماسی اقتصادی هندوستان در عربستان سعودی (2024- 2014)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۲
با فروپاشی شوروی و پایان جنگ سرد، جهان دچار تغییرات شگرف شد که جهانی شدن مهم ترین نمود این امر است. از این رو، از نیمه دهه 90 میلادی که تاکید بر چند جانبه گرایی روند رو به رشدی را تجربه کرد، قدرت های نوظهوری نیز در عرصه بین الملل به بازیگری پرداختند. یکی از مهم ترین آنها هندوستان است که از زمان روی کار آمدن نارندرا مودی توانسته با در پیش گرفتن یک سیاست خارجی توسعه گرا، با کشورهای گوناگون جهان از جمله عربستان سعودی به دادوستد بپردازد و در برابر، عربستان سعودی نیز برای برنامه های توسعه محور خود نیاز به دو عنصر سرمایه و نیروی کار دارد و هندوستان شریک مناسبی برای این کشور است که می تواند نیازهای این کشور را بر مبنای یک وابستگی متقابل اقتصادی برطرف کند. روابط این دو واحد سیاسی پیشینه ای دیرینه دارد و علیرغم ماهیتی اقتصادی، اهداف امنیتی را نیز دنبال می کند. با توجه به موارد بالا، پرسش اصلی در این مقاله این است که راهبرد دیپلماسی اقتصادی هند در عربستان سعودی دارای چه عناصری و تبیین کننده چه اهدافی می باشد؟ روش پژوهش استفاده شده در این مقاله، کیفی و با رویکرد توصیفی –تحلیلی است. نویسندگان کوشیده اند در چهارچوب نظریه وابستگی متقابل نشان دهند که هندوستان با یک رویکرد مبتنی بر استفاده از قدرت نرم در چهارچوب همکاری های اقتصادی، اهدافی همچون کنترل پاکستان، موازنه قوا با چین، امنیت غذایی و تقویت سیاست بازار بزرگ هند را در منطقه خلیج فارس پیش ببرد.
۱۰۰۷.

نقش اندیشکده بروکینگز در تدوین سیاست خارجی ایالات متحده علیه جمهوری اسلامی ایران (مطالعه موردی 2020-2016)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۳۴
اندیشکده بروکینگز در شکل دهی به سیاست خارجی دولت ایالات متحده و ایده پردازی در آن نقش مهمی ایفا می نماید. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی-تحلیلی گزارش های این اندیشکده در خصوص ایران را در سه دسته تفکیک شده موردبررسی محتوایی قرار می دهد؛ سپس با استفاده از رویکرد آماری، جایگاه و سهم ایران در فعالیت های این اندیشکده محاسبه می نماید. تحلیل گزارش های اندیشکده بروکینگز بیانگر این است که خطوط سیاستی اندیشکده بروکینگز در قبال ایران در سه حوزه امور بین الملل، دفاع و امنیت و خاورمیانه تأثیر به سزایی در شکل گیری سیاست خارجی دولت بایدن در خصوص ایران دارد. با تکیه بر داده های آماری حدود ۸۲ درصد از گزارش های این اندیشکده در خصوص ایران، متمرکز بر دو حوزه امور بین الملل و دفاع و امنیت است. درنهایت، با به کارگیری نظریه بازی ها و تحلیل راهبرد ارائه شده از سوی اندیشکده بروکینگز در خصوص مسئله تأمین امنیت دفاعی امریکا از طریق عراق، نشان داده می شود که ایالات متحده برای تأمین امنیت دفاعی خود در برابر گروه های مقاومت، به ابقای پایگاه های نظامی امریکا و افزایش امنیت این پایگاه ها در عراق نیازمند است و برای نیل به این هدف باید از نخست وزیر عراق حمایت نماید. ایران نیز برای تأمین امنیت دفاعی خود و کاهش خطر حمله امریکا به ایران، باید به حمایت از گروه های مقاومت بپردازد. 
۱۰۰۸.

تحلیل آینده پژوهانه راهبرد چین در افغانستان پس از جنگ ۱۲ روزه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۹
جمهوری خلق چین که پس از روی کارآمدن مجدد طالبان به دلایلی مانند خلأ امنیتی ناشی از خروج آمریکا و احیای تهدید افراط گرایی، سیاستی محتاطانه در قبال افغانستان دنبال می کرد، در پی تحولات ژئوپلیتیکی ناشی از جنگ ۱۲ روزه ایران-رژیم صهیونیستی و بازتعریف موازنه های قدرت در منطقه با این پرسش مواجه شده که راهبرد پکن در قبال افغانستان با چه تحولاتی مواجه خواهد شد؟ این مقاله با رویکرد آینده پژوهانه و بهره گیری از روش تحلیل پیشران ها و سناریونویسی و استفاده از مطالعه اسنادی و تحلیل محتوای منابع معتبر و دیدگاه خبرگان به بررسی نتایج و تفسیر چهار سناریوی محتمل در چارچوب نظریه مجموعه های امنیتی منطقه ای پرداخته و بر اساس دو پیشران اصلی یعنی ثبات/عدم ثبات طالبان در افغانستان و نحوه بازیگری فعال/غیرفعال آمریکا در قبال چین، به این فرضیه دست یافته که منافع راهبردی پکن در قبال آمریکا سبب می شود که چین از سیاست همکاری محتاطانه به سمت حمایت فعال و نزدیکی راهبردی با حکومت طالبان سوق یابد. در این راستا، سناریوهای مختلف تغییر راهبرد چین در حوزه های امنیتی، اقتصادی و دیپلماتیک بررسی شده و یافته های پژوهش نشان می دهد که با توجه به سناریوهای 1- تثبیت طالبان و همگرایی با چین؛ 2- بی ثباتی ساختاری و افزایش افراط گرایی؛ 3- بازگشت آمریکا و رقابت ژئوپلیتیکی جدید و 4-رقابت قدرت های منطقه ای و بازی چندجانبه، در نهایت پکن در راستای حفظ ثبات مرزهای غربی، تأمین منافع انرژی، جلوگیری از نفوذ رقبای غربی خود در آسیای مرکزی، با کنار گذاشتن سیاست محتاطانه، راهبردی چندلایه و فعالانه را نسبت به افغانستان اتخاذ خواهد کرد.
۱۰۰۹.

رقابت راهبردی در دیپلماسی جهانی: تحلیل گفتمانی سخنرانی های ایالات متحده آمریکا، چین و روسیه در مجمع عمومی سازمان ملل متحد 2025(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۸
نظام بین الملل در دهه های اخیر از نظم نسبتاً پایدار لیبرال به سوی محیطی مبتنی بر رقابت فزاینده قدرت های بزرگ در حال گذار است؛ رقابتی که فراتر از موازنه سازی سخت، در سطوح هنجاری، معنایی، روایی و گفتمانی بازتولید می شود. سخنرانی رهبران کشورها در مجمع عمومی سازمان ملل متحد بازتابی از درک آنان از نظم جهانی، هویت، قدرت و جایگاه کنشگری در ساختار بین المللی است. در این چارچوب، دیپلماسی به عرصه ای راهبردی برای رقابت معنابخشی، روایت پردازی قدرت و بازتعریف مشروعیت تبدیل شده است. ایالات متحده آمریکا، چین و روسیه به عنوان سه بازیگر اثرگذار در دوران گذار نظم جهانی، از طریق دیپلماسی گفتمانی و قدرت نمادین، در پی تثبیت یا بازتعریف نقش نظم ساز و جایگاه راهبردی خود هستند. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف در سه سطح زبانی، ایدئولوژیک و کارکردی، سخنرانی های رسمی نمایندگان ایالات متحده آمریکا، چین و روسیه در نشست ۲۰۲۵ مجمع عمومی سازمان ملل متحد را بررسی می کند. یافته ها نشان می دهد ایالات متحده با گفتمان رئالیستی- لیبرالی بر حفظ برتری ساختاری، رهبری جهانی و استمرار نظم لیبرال تأکید دارد؛ چین با گفتمان توسعه محور و چندجانبه گرا و طرح ابتکارهایی چون GDI ,GGI ,GSI ، در پی تقویت مشروعیت نقش نظم ساز خود است و روسیه با گفتمان تقابلی و حقوق محور، خود را مدافع نظم چندقطبی و منتقد یک جانبه گرایی معرفی می کند. نتایج نشان می دهد رقابت راهبردی در دیپلماسی جهانی بیش از آنکه صرفاً ژئوپلیتیکی باشد، فرایندی گفتمان ساز برای کنترل معنا، مشروعیت و ادراک عمومی بین المللی است.
۱۰۱۰.

اقتدارگرایی رقابتی و تحول مفهوم مشروعیت سیاسی در نظام های خاورمیانه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۴۱
طرفداران لیبرال دموکراسی بعد از فروپاشی شوروری با استناد به مقاله ی «پایان تاریخ» فرانسیس فوکویاما،لیبرال دموکراسی را به مثابه کامل ترین نظام سیاسی تعریف نمودند.نظامی که به باور آنان می توانست الگویی برای حکمرانی در بسیاری از کشورهای جهان باشد.اما به تدریج این خوش بینی جای خود را به واقعیت های بدبینانه ای در عرصه سیاست جهانی سپرد و تنش های قومی،هویتی و جنگ های نژادی،تحولات مرتبط با یازده سپتامبر،ظهور بنیادگرایی و تروریسم،حمله به افغانستان و عراق،بحران سوریه و ظهور داعش،برآمدن اقتدارگرایی،گسترش راست گرایی افراطی در غرب و ظهور ترامپیسم به چالش هایی مهم پیش روی لیبرال دموکراسی های معاصر تبدیل شدند.چالش های مذکور نشان دادند چگونه اقتدارگرایی در تقابل با لیبرال دموکراسی به تدریج در حال برآمدن است.کشورهای مختلفی در جهان بستری برای ظهور اقتدارگرایی بوده اند و شیوه های جدیدی از «مشروعیت سیاسی» را نمایان ساخته اند.در این راستا،مقاله حاضر در چارچوب جنبه های نظری ایده «اقتدارگرایی رقابتی» می کوشد ضمن تشریح روند برآمدن اقتدارگرایی در جهان امروز،مصادیق عینی آن در برخی کشورهای خاورمیانه ای را مورد تحلیل قرار دهد.پرسش این است که سیاستمداران خاورمیانه ای در کشورهای چون ترکیه،مصر،عربستان،امارات متحده عربی چگونه با الگوهای جدید حکمرانی زمینه های تحول در مفهوم سنتی مشروعیت سیاسی را بوجود آورده اند؟.در پاسخ این فرضیه به بحث گذاشته شده که سیاستمداران مسلط بر این کشورها با ابتنای بر الگوی حکمرانی اقتدارگرایانه و از طریق ترکیب پیچیده ای از مکانیسم های «انتخاباتی»، «تکنوکراتیک»، «ناسیونالیستی» و «دیجیتال» توانسته اند زمینه های تحول در مفهوم کلاسیک مشروعیت سیاسی را فراهم آورند.برای بررسی چنین مسئله ای از شیوه کتابخانه ای برای گردآوری اطلاعات لازم و از روش توصیفی-تحلیلی برای تجزیه و تحلیل مباحث استفاده شده است. واژگان کلیدی: لیبرال دموکراسی، اقتدارگرایی، ناسیونالیسم، دموکراسی،کارآمدی، مشروعیت سیاسی، خاورمیانه.
۱۰۱۱.

توسعه فرهنگ سیاسی و تأثیرآن بر ارتقاء سطح امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران با تأکید بر بیانیه گام دوم انقلاب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۵۶
فرهنگ سیاسی به مجموعه ایستارها و نگرش های افراد به نظام سیاسی و نخبگان سیاسی یک کشور اطلاق می شود. فرهنگ سیاسی دارای ابعاد و مولفه های مختلفی است که نوع فرهنگ سیاسی می تواند بر امنیت ملی کشورها تاثیر مستقیم بگذارد. هر چه فرهنگ سیاسی یک کشور توسعه یافته تر بود و زمینه مشارکت بیشتر شهروندان در تصمیم گیری را فراهم کند، امنیت ملی آن کشور نیز از قوام و دوام بیشتری برخوردار خواهد شد. بر این اساس و نظر به تاثیر نوع فرهنگ سیاسی و مؤلفه های مؤثر آن بر امنیت ملی کشورها، پژوهش حاضر در صدد است به تبیین مؤلفه های مؤثر فرهنگ سیاسی در ارتقای سطح امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران بر اساس بیانیه گام دوم انقلاب بپردازد. سوال اصلی این پژوهش این است که مؤلفه های مؤثر فرهنگ سیاسی در ارتقای سطح امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران بر اساس بیانیه گام دوم انقلاب کدامند؟ این پژوهش کیفی در تجزیه و تحلیل داده ها از روش گرندد تئوری استفاده کرده و تلاش نموده با مصاحبه نیمه ساختمند از کارشناسان و صاحب نظران حوزه سیاست و روابط بین الملل به خلق یک نظریه جدید بپردازد. این پژوهش در نهایت پس از 15 مصاحبه به اشباع نظری و خلق نظریه جدید رسیده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که این بر اساس یک الگو و مدل مفهومی خاص عمل می کند. بر این اساس و همانطور که یافته های تحقیق نیز تأیید می کند بین توسعه فرهنگ سیاسی و امنیت ملی جمهوری اسلامی رابطه مستقیمی برقرار است و ارتقای مؤلفه های فرهنگ سیاسی توسعه یافته می تواند منجر به تقویت امنیت ملی کشور شود.
۱۰۱۲.

عمل گرایی به مثابه مبنایی برای روابط نامتقارن ایران و چین در خلیج فارس و آسیای مرکزی؛ از 2004 تا 2024(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۶۸
پس از پایان جنگ سرد، چین همواره روابط خود با دو منطقه ی خلیج فارس و آسیای مرکزی را توسعه داده است.  توسعه روابط چین با دو منطقه یاد شده، برای جمهوری اسلامی ایران که یکی از قدرت های مهم هر دو منطقه است، پیامدهای مختلفی داشته و دارد. با این حال، سیاست خارجی هر دو کشور در قبال یکدیگر تا امروز یک دست نبوده است. چین به عنوان یک ابرقدرت جهانی در حال ظهور وارد تعامل با جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک قدرت منطقه ای شده است. این وضعیت سبب عدم تقارن در روابط دو کشور شده است.  پرسش اساسی که این پژوهش قصد بررسی و پاسخ به آن را دارد این است چرا و چگونه می توان عدم تقارن موجود در روابط ایران و چین در دو منطقه آسیای مرکزی و قفقاز، باوجود برخی تعارض ها در منافع، توضیح داد؟ مقاله ی حاضر، با استفاده از روش کیفی و رویکرد توصیفی تحلیلی و از طریق منابع کتابخانه ای و اینترنتی این فرضیه را بررسی می کند که  روابط نامتقارن ایران و هم چین، به ویژه در آسیای مرکزی و خلیج فارس، از طریق عمل گرایی موجود در سیاست خارجی این دو کشور قابل درک است؛ هر چند رویکرد عمل گرایانه آن ها لزوماً یکی نیست.
۱۰۱۳.

تبیین ژئوپلیتیک منطقه خاورمیانه با تاکید بر راهکارهای دستیابی به صلح منطقه ا ی (ایران، ترکیه و عربستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۶۲
مطالعه عملکرد بازیگران منطقه ای باعث شناخت بیشتر سیاستها و قدرتهای منطقه ای می شود. در منطقه خاورمیانه چندین کشور با توجه به موقعیت و وزن ژئوپلیتیکی در جایگاه برتری نسبت به سایر کشورها در منطقه قرار دارند. ایران، ترکیه و عربستان از جمله بازیگران برتر در منطقه خاورمیانه هستند که با توجه به قدرت و وزن ژئوپلیتیکی که دارند تصمیمات آنها در کل منطقه خاورمیانه تاثیرگذار است. درکی دقیق و واقع بینانه از ظرفیت های ژئوپلیتیکی و جغرافیایی مشترک میان این کشورها می تواند زمینه ساز تقویت همگرایی، مدیریت اختلافات و تامین صلح پایدار در منطقه خاورمیانه باشد. این پژوهش به دنبال پاسخ به این سوال است که چگونه می توان از طریق درک مولفه های ژئوپلیتیک منطقه، به تنش زدایی و برقراری صلح پایدار میان سه قدرت ژئوپلیتیکی ایران، ترکیه و عربستان در منطقه خاورمیانه دست یافت؟ یافته های پژوهش نشان می دهد با تاکید بر بنیادهای جغرافیای مشترک منطقه، ژئوپلیتیک منطقه گرایی، همکاری های ژئواکونومیک و رویکرد ژئوپلیتیک صلح؛ می توان زمینه های تنش زدایی و تقویت صلح طلبی را در منطقه خاورمیانه (ایران، ترکیه و عربستان) فراهم کرد.
۱۰۱۴.

بررسی تاثیر عوامل شخصیتی نخبگان سیاسی بر سیاست خارجی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۳۹
جیمز روزنا متغیرفرد را، شامل ویژگی های فردی نخبگان سیاسی و برگرفته از ارزشها، استعدادها و تجربیات شخص نخبه تعریف می کند. از دیگر سو، نئو با بررسی 5 ویژگی اصلی می تواند راهگشای شناسایی ویژگی های فردی نخبه باشد. پژوهشگر در پی پاسخ به این سوال اصلی بود که چه ویژگی های شخصیتی به منظور حصول نتایج مطلوب در سیاست خارجی، کارآمدتر می باشد؟ نخستین پاسخ می توانست دربرگیرندهء حد بالایی از برونگرایی، گشودگی نسبت به تجربه، توافق پذیری ، مسوولیت پذیری و حد پایینی از روان رنجور خویی را به همراه داشته باشد.هدف از انجام این پژوهش، ایجاد ارتباط مستمر و پایدار بین روان شناسی و علم سیاست است تا بدین طریق، نخبگان ابزاری کارآمدی متناسب با نیاز جامعه پرورش یابد.روش تحقیق، توصیفی- تحلیلی و با استفاده از آزمون نئو در تحلیل شخصیت صورت گرفته است.نتایج حاصله از یافته های تحقیق، تایید کنندهء فرضیه پژوهشگر و مستدل بر این مبانی است که نخبگان ابزاری با ثبات عاطفی بالا، کنترل بهتری بر محیط، خود و تمرکز بالایی بر وظایف خود دارند.نخبگانی که دارای گشودگی نسبت به تجربهء بالا دارند، انتقادپذیری مناسب و استفاده از تجارب دیگران را در سرلوحهء روش خود قرار می دهند.
۱۰۱۵.

سازوکارهای اقتدار قضایی از نگاه آیت الله خامنه ای با تمرکز بر ثبات امنیت داخلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۲۶
بر اساس اصل 156 قانون اساسی کشور، گسترش عدالت و آزادی های مشروع، نظارت بر حُسن اجرای قوانین، رسیدگی به تظلمات، احیای حقوق عامه، کشف جرم، تعقیب و تعزیر مجرمین و اجرای حدود الهی و اقدام مناسب در پیشگیری، وظیفه اصلی قوه قضائیه است که نتیجه آن درمجموع تولید، تأمین و تثبیت امنیت داخلی و صیانت از آن خواهد بود. تحقق این رسالت بر اساس فرمایشات آیت الله خامنه ای مستلزم ابتنای قوه قضائیه به دو عامل اقتدار و اعتماد است. قوه قضائیه به عنوان یکی از ارکان اساسی حاکمیتی، می بایست از راهبردها و رهنمودهای حکیمانه رهبری پیروی نموده و بر درون مایه رهنمودهای ایشان، اشراف تام یابد. در صورت عدم تبیین صحیح کارآمدی و اقتدار قضایی و اجرای آن، شاهد تضییع حقوق مردم و تعمیم نارضایتی و اخلال در نظم و امنیت در جامعه خواهیم بود؛ بنابراین سؤال اساسی این است که مؤلفه های کارآمدی و اقتدار قضایی از منظر آیت الله خامنه ای کدامند؟ این پژوهش تلاش دارد تا نسبت به تحلیل مضمون مجموعه بیانات، سخنرانی ها و پیام های آیت الله خامنه ای، مؤلفه های اقتدار قضایی از نگاه ایشان را با تمرکز بر ثبات امنیت داخلی شناسایی نماید. پژوهش حاضر، تحقیقی کاربردی - توسعه ای است که برای گردآوری داده ها، از روش کیفی (با رویکرد اکتشافی تحلیل مضمون) استفاده شد. جامعه آماری، مجموعه بیانات، سخنرانی ها، پیام های آیت الله خامنه ای (1368 الی آذرماه 1402) است. یافته های تحقیق نشان داد که سازوکارهای اقتدار قضایی از نگاه ایشان با تمرکز بر ثبات امنیت داخلی در دو بخش سازوکارهای ساختاری و رفتاری قابل صورت بندی اند، سازوکارهای ساختاری مشتمل بر گزاره هایی مانند؛ «جذب و گزینش»، «تربیت و آموزش»، «به کارگیری و انتصاب» و «نظارت و واپایش» و سازوکارهای رفتاری اثربخش بر اقتدار قضایی از نگاه ایشان با تمرکز بر ثبات امنیت داخلی شامل «پیشگیری از جرم»، «اعتماد افزایی»، «امنیت آفرینی»، «فساد ستیزی»، «عدالت ورزی»، «برنامه محوری و تحول گرایی»، «مردم مداری»، «قاطعیت قضایی» و «قانون مداری» است.
۱۰۱۶.

موانع صلح و عوامل جنگ در خاورمیانه: یک رویکرد نئو رئالیستی(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۴۷
صلح در خاورمیانه، به عنوان موضوعی پیچیده اساساً تابعی از تعریف واقع گرایانه و منفی از این مفهوم بوده است. این تعبیر از صلح را می توان تعریفی مشترک میان جریان های مختلف واقع گرایی دانست. این رویکرد در قبال خاورمیانه، نگاهی ساختاری دارد؛ بدین معنا که خاورمیانه را چونان سیستم، تابعی از نظام بین الملل می داند که تغییر در ساختار کلان نظام بین الملل، به صورت مستقیم جنگ و صلح در مناطق را نیز تغییر می دهد. با توجه به این مقدمه پرسش نخست این است که از یک رویکرد نوواقع گرایانه، مهم ترین موانع صلح در خاورمیانه کدام هستند؟ چه بسا در پاسخ بتوان گفت که در خاورمیانه سطح تحلیل خرد فروملی، کنش غیرعقلایی بازیگران، نبود تعادل در سیستم و توزیع ناهمگون توانمندی ها به گونه ای عمل می کند که به تداوم بی ثباتی کمک می کند. از سوی دیگر موقعیت ژئوپلیتیک و راهبردی خاورمیانه به حضور بازیگران مداخله گری منجر شده است که تا حدود زیادی تعادل در سیستم را به هم زده است. این در شرایطی است که تمایل نداشتن بازیگران فرامنطقه ای به ورود به موضوعات منطقه ای، می توانست بازیگران بومی را به حل مسئله وادارد. پژوهش حاضر تلاش دارد تا با رویکرد توصیفی و تحلیل و مبتنی بر گردآوری اسنادی داده ها، به بررسی دقیق موانع تحقق صلح در خاومیانه بپردازد؛ بر این اساس تلاش دارد تا با تمرکز بر تعریفی منفی از صلح در خاورمیانه به موانع صلح از نگاه نوواقع گرایی بپردازد و بکوشد تا برای دستیابی به حداقل صلح در خاورمیانه در قالب نظریه یادشده، راه حل هایی ارائه دهد. نخستین متغیر که می تواند مانع تحقق صلح در خاورمیانه باشد، ورود بازیگران فروملی به بازیگری سیاسی است که بر خلاف رویکرد نوواقع گرایی که تمرکز اصلی را بر دولت دارد، نقش مهمی را در سیاست های منطقه ای، به ویژه در دو دهه اخیر بازی کرده اند. شکل گیری نوع مناسبات دولت-فرودولت در عمل تا حدود زیادی فضا را برای پیش بینی رفتارها در خاورمیانه دشوار کرده است؛ زیرا بازیگران فروملی چندان قابل نظارت و مهار نیستند. متغیر دوم مهم را می توان بازیگری غیر عقلانی دانست؛ به تعبیر نوواقع گرایی، بازیگر عقلانی بازیگری است که از یک سو ساختار و جهت قدرت را شناسایی و مطابق آن رفتار کند و از سوی دیگر در تشخیص منافع بر اساس حساب سود و زیان مادی عمل کند. بر اساس این تحلیل چندان جایی برای رویکرد ایدئولوژیک باقی نمی ماند و درواقع می توان گفت که رویکرد ژئوپلیتیک بر رویکرد ایدئولوژیک غلبه دارد؛ بر این اساس تا زمانی که بازیگری ایدئولوژیک در منطقه با شدت بالایی جریان دارد، این امکان که صلح به معنای مثبت تحقق یابد، بسیار دشوار می نماید. موضوع دیگر وجود بازیگر مداخله گر و نبود تعادل در سیستم است. خاورمیانه یک مجموعه امنیتی مرکزگراست که به سبب جذابیت ژئوپولیتیک و ژئواکونومیک، بازیگران بزرگ فرامنطقه ای را به حضور در منطقه ترغیب می کند. این در شرایطی است که بازیگران منطقه ای نیز به مرور دریافته اند که به سبب شکننده بودن شرایط داخلی و متغیرهای منطقه ای باید به سمت پیوند با بازیگران قدرتمند فرامنطقه ای حرکت کنند. این رفتار سبب شده است تا ساختار قدرت منطقه ای به خودی خود به سمت تعادل طبیعی حرکت نکند و در نتیجه پیوسته به سبب حمایت بازیگران قدرتمند، از قطب های مشخصی از قدرت در بی ثباتی و نوسان باشد. در نتیجه این بازیگر خود می تواند سبب بی ثباتی باشد و یا حمایت این بازیگران از قدرت های منطقه ای موجب رفتار تهاجمی شده است. در نهایت اینکه به نظر می رسد دولت های خاورمیانه باید این نکته را بپذیرند که تا وقتی بازیگران مداخله گر توازن قدرت را در منطقه به هم می زنند، بازیگران فروملی از قدرت اثرگذاری بالایی برخوردارند و نوع بازیگری عقلانی بر اساس محاسبه سود و زیان مادی به تعبیر نئورئالیتسی نیست، این امکان که صلح به تعبیر مثبت تحقق یابد، بسیار دشوار خواهد بود.
۱۰۱۷.

تبارشناسی الهیات سیاسی شیعه در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۴
مطالعات در حوزه الهیات سیاسی روز به روز گسترده تر می شود، اما سوال درباره ماهیت و ذات این شاخه، و نیز روند سیر تحولات تاریخی و تبار شناسی آثاری که تفکرات محوری این مهم در جوامع مختلف برجای می گذارد همچنان یکی از مسائل کلیدی و مهم باقی مانده است. تبارشناسی الهیات سیاسی در ایران نیز یکی از موضوعات مهم و پیچیده است که به بررسی تاریخچه، پیش زمینه ها، شکل گیری و تحول مفاهیم و نگرش های مرتبط با این حوزه می پردازد در این راستا لازم است تا علاوه بر تحولات مرتبط با فقه سیاسی، به دیدگاه های علما و اندیشمندان جهانی این حوزه نیز توجه گردد. از این رو در این مقاله که به روش توصیفی- تحلیلی و با بهره گیری از منابع و متون کتابخانه ای به انجام رسیده؛ با توجه به رویکردهای اثرگذار الهیات سیاسی در ایران، این مهم، با دیدگاه های دو تن از مهمترین اندیشمندان غربی حوزه الهیات سیاسی یعنی «کارل اشمیت» و «یان آسمن» مورد تطبیق و تحلیل قرار گرفته است. پس از بررسی نظرات این اندیشمندان در تبیین و فهم الهیات سیاسی شیعه در ایران راهکار جامع تری از طریق دیدگاهی سوم ارائه شود. در این نگاه، ترکیب و دیالکتیک میان الهی سازی و سیاسی سازی به عنوان رویکردی مؤثر مطرح می شود که می تواند تاثیرات متقابل سیاست، فقه و شریعت را در بستر ایران بهتر تبیین کند.این رویکرد سوم بر این اساس استوار است که شیعه به کمک اثرگذاری های متقابل میان دین و سیاست، توانسته است جایگاه قدرت دینی و سیاسی خود را از حاشیه به متن حاکمیت برساند.
۱۰۱۸.

مدل مفهومی جنگ شناختی در سپهر جنگ های نوین با استفاده از روش فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۷
جنگ شناختی مفهومی است که امروزه با رشد و فراگیری رسانه های نوین، به شکلی برجسته در محافل علمی، امنیتی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مورد توجه قرار گرفته است. جنگی که همانند سایر جنگ ها در غایت خود، نوعی از قدرت، برتری و بازدارندگی را به ارمغان می آورد و می تواند معادلات و موازنات قدرت را به معنای سنتی برهم بزند. به نظر می رسد که به رغم تعدد مطالعات کیفی انجام شده در خصوص جنگ شناختی، هنوز مختصات مفهومی دقیقی از این جنگ ترسیم نشده و نوعی ابهام و مناقشه در این حوزه وجود دارد. این در حالی است که تبیین مفهومی یک پدیده، نقطه آغازین مطالعه در مورد آن می باشد، از این رو در این مقاله تلاش می شود تبیینی جدید از مختصات مفهومی جنگ شناختی ارائه شود. به منظور ارائه تفسیری جامع از مختصات مفهومی جنگ شناختی با استفاده از یکپارچه سازی، ترجمه و مقایسه یافته های مطالعات انجام شده در این حوزه، روش فراترکیب با الگوی لیپسی و ویلسون مورد استفاده قرار گرفت. در این راستا پس از جستجوی منابع علمی متعدد، تعداد 86 پژوهش وارد فرایند ارزیابی شد و پس از چند مرحله پالایش و تحلیل محتوایی و ساختاری مقالات، تعداد 31 تحقیق به عنوان ورودی فراترکیب، در نظر گرفته شد. پس از تجزیه وتحلیل و ترکیب اطلاعات استخراج شده از مقالات، مختصات مفهومی دوازده گانه جنگ شناختی شامل ویژگی ها، اهداف، ابزارهای مورداستفاده، سطوح، روش ها و راهبردها، علائم تحقق، پیامدها، راه های مقابله، مخاطبین، عرصه های نبرد، مفاهیم نزدیک و رویکردهای کشورهای مختلف به جنگ شناختی، تبیین و مدل مفهومی جنگ شناختی ترسیم شد.
۱۰۱۹.

Sayyed Hassan Nasrallah’s Contributions to Political Thought(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۸۲
According to many strategic analysts, Sayyed Hassan Nasrallah, the Secretary-General of Hezbollah in Lebanon, is a skilled practitioner of psychological warfare who, under specific conditions, can shift the dynamics of regional conflicts in favor of the Axis of Resistance. This perception stems from the understanding that political struggle often involves tactics of deception, yet Nasrallah is widely regarded as remarkably truthful—so much so that even Shimon Peres, the former president of the Zionist regime, described him as Israel’s “most honest enemy,” acknowledging his strategic awareness and analytical acumen in regional and international affairs. Such political foresight has enabled Nasrallah to make accurate predictions regarding global developments, particularly concerning the future of the Zionist regime. Hezbollah strategically frames its confrontation with Israel through specific events, often articulated by its Secretary-General. This study aims to analyze the political views and ideological framework of Sayyed Hassan Nasrallah.
۱۰۲۰.

بررسی متغیرهای هویتی -هنجاری موثر بر روابط ایران و اتحادیه اروپا2002 - 2020(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۶۴
در این مقاله به بررسی متغیرهای هویتی و هنجاری موثر در روابط ایران و اتحادیه اروپا بین سال های ۲۰۰۲ تا 2020 خواهیم پرداخت. بر این اساس به دنبال پاسخ به این پرسش هستیم که متغیرهای غیرمادی و هویتی چگونه بر روابط ایران و اتحادیه اروپا بین سال های ۲۰۰۲ تا ۲۰۲۰ اثرگذار بوده است؟ فرضیه اصلی این است که تفاوت ها در نگرش های ایران و اتحادیه اروپا در مقوله های سیاست و فرهنگ و مصادیق مربوط به هنجارها و ارزشها و نزدیکی هویتی اروپا با ایالات متحده امریکا منجر به اثرگذاری بیشتر متغییر های مادی نظیر مسأله هسته ای و منافع اقتصادی بر روابط ایران و اتحادیه اروپا بین سال های ۲۰۰۲ تا ۲۰۲۰ شده است که این موضوع منجر به کاهش در روابط دو بازیگر در زمینه های مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، حتی طرح مباحث حقوق بشری شده و تنها در دوره پس از توافق برجام به دلیل نزدیک شدن طرفین به گفتمان تعامل و عدم اشاعه، بهبودی نسبی در روابط صورت گرفت.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان