فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۵۰۱ تا ۵٬۵۲۰ مورد از کل ۳۲٬۶۳۳ مورد.
منبع:
World Sociopolitical Studies, Volume ۵, Issue ۲, spring ۲۰۲۱
367 - 398
حوزههای تخصصی:
The present article aims to investigate the modality of coverage and infodemic management regarding COVID 19 by the two Iranian mainstream media i.e., IRNA and Fars News Agency. To investigate the modality of infodemic management, the article specifically examines ‘building resilience to misinformation’. To reach this aim, content analysis has been used. Data for this study were selected from the Instagram pages of Fars News Agency (@fras_news) and Islamic Republic News Agency (IRNA) (Irna_1313) from February 19, 2019, the day of the official announcement regarding the first Coronavirus case in Iran, until October 25, 2021. In total 218 items were collected, out of which 64 cases were from IRNA and 154 were from Fars News Agency. Both news agencies were examined in terms of infodemic type, Infodemic themes and infodemic sources. The results of the study indicated that in terms of infodemic type, Fars mainly focused on fake news; while IRNA concentrated on prevalent public questions and concerns regarding the Coronavirus. In terms of infodemic themes, both news agencies focused on Corona phobia and vaccination. The results of the study indicate that social networking sites are the main sources of spreading infodemic regarding COVID-19.
بررسی تأثیر آمیخته بازاریابی سیاسی و ارزش ویژه برند احزاب سیاسی بر تعهد و وفاداری رأی دهندگان در ایران؛ مورد مطالعه شهروندان واجد شرایط رأی گیری در شهرستان تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش، بررسی و تعیین تأثیر آمیخته بازاریابی سیاسی و ارزش ویژه برند احزاب سیاسی بر تعهد و وفاداری رأی دهندگان در ایران است. جامعه آماری این پژوهش شهروندان واجد شرایط رأی گیری در شهرستان تهران در سال 1396 می باشند. برای این منظور تعداد 384 نفر به روش نمونه گیری تصادفی در دسترس انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه بود که تعداد 14 پرسش برای سنجش آمیخته بازاریابی سیاسی، 24 پرسش برای سنجش ارزش ویژه برند، 2 پرسش برای سنجش تعهد و 2 پرسش به منظور وفاداری رأی دهندگان بین پاس خ دهندگان توزیع شد. تحلیل یافته ها با استفاده از نرم افزار لیزرل انجام گرفت و نتایج نشان داد که آمیخته بازاریابی سیاسی بر ارزش ویژه برند و تعهد و وفاداری رأی دهندگان تأثیر مستقیم و معناداری دارد. همچنین مشخص شد که ارزش ویژه برند بالا می تواند بعنوان متغیر میانجی، ارتباط بین آمیخته بازاریابی سیاسی و تعهد و وفاداری رأی دهندگان را تقویت نماید.
بررسی و تحلیل عوامل مؤثر بر مشارکت سیاسی شهروندان؛ مورد مطالعه: مشارکت قوم ترکمن در انتخابات دوازدهم ریاست جمهوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در نظام های ناهمگون فرهنگی مذهبی، شناخت متغیرهای مؤثر در رفتار رأی دهی و مشارکت سیاسی شهروندان، برای سیاست گذاری و مدیریت مطلوب امری حیاتی است. مسئله پژوهش، تجزیه و تحلیل عوامل مؤثر در رأی دهی قوم ترکمن به گفتمان اعتدال در انتخابات دوازدهم ریاست جمهوری است. این پژوهش از نظر جهت گیری، کاربردی و نوع پژوهش توصیفی و از روش پیمایش استفاده شد. جامعه آماری، شهروندان قوم ترکمن در گلستان می باشند که به صورت تصادفی ساده 344 نفر به عنوان نمونه آماری انتخ اب ش دند. پایایی و روایی ابزار پژوهش با استفاده از آزمون های ضریب بارهای عاملی، پایایی ترکیبی، آلفای کرونباخ، روایی همگرا و روایی واگرا اندازه گیری شدند. داده های حاصل با استفاده از نرم افزار Smart- PLS وSPSS تجزیه و تحلیل شدند. از آزمون t تک نمونه و فریدمن برای سنجش فرضیه های پژوهش استفاده شد. یافته ها نشان می دهد ویژگی های شخصیتی نامزد، انتظارات انتخاباتی، اثرپذیری از معتمدان سیاسی دینی، قرابت با ایدئولوژی های مذهبی قومی، روند تحولات جهانی منطقه و شبکه های مجازی، بیشترین تأثیر را در رأی دهی قوم ترکمن به گفتمان اعتدال در انتخابات دوازدهم ریاست جمهوری داشت. همچنین یافته های حاصل از رتبه بندی نشان می دهد به ترتیب، انتظارات انتخاباتی، قرابت با ایدئولوژی های مذهبی، عوامل تاریخی، روند تحولات جهانی منطقه، اثرپذیری از معتمدان سیاسی دینی، ویژگی های شخصیتی نامزد و شبکه های مجازی بیشترین نقش را در تمایل قوم ترکمن به گفتمان اعتدال داشت.
تبارشناسی زمینه های صلح گرایی در گفتمان های شیعه عهد حضور براساس کنش های گفتمانی مرتبط با رفتار امام علی (ع)(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تبارشناسی رویکرد امامان شیعه به صلح با توجه به نقش بنیادگذارانه امام علی(ع) در ارتباط با رویکردی از این گروه، ذیل مناسبات معتبر در سه گفتمان مرکزی شیعه در عهد حضور است. به همین منظور به اقتضای مطالعات گفتمانی، به شناسایی کنش های مرکزی در گفتمان نخست شیعه متأثر از امام علی(ع) به مثابه سوژه گفتمانی، تعقیب چندوچون بروز و ظهور صلح گرایی در نگرش امام حسن(ع) و دال های صلح در گفتمان های شیعه در عهد دیگر امامان(ع) پرداخته شده است. این پژوهش با بحث از سه گفتمان شیعه سیاسی، اجتماعی و اعتقادی تلاش دارد که نشان دهد چگونه دو کنش مرکزی مبارزه و کناره گیری، آن گونه که در رویکرد امام علی(ع) بنیاد گذاشته شد، کارکردی محوری و نقشی کانونی در هر سه گفتمان ایفا کرده است.
واکاوی کیفی جایگاه ساختاری مردم به مثابه سوژه سیاسی-اسلامی در جامعه انقلابی-اسلامی در چشم انداز فکری استاد مطهری (پرابلماتیک شدن سوژه و جامعه انقلابی در دستگاه نظری استاد مطهری مطهری)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر پاسخ به این سوال است که استاد مطهری در صورت بندی اندیشه خود پیرامون انقلاب و جمهوری اسلامی، چه دلالت های تشریحی و ضمنی، از مفهوم انسان به مثابه سوژه سیاسی- اسلامی ارائه کرده است؟ روش پژوهش توصیفی-تحلیلی بوده و نتایج نشان داد که استاد مطهری با تحلیلی مقایسه ای و به گونه ای نظام مند، صورت بندی بدیعی از انسان ارائه کرده است. به طوری که با تحلیل مقایسه ای، محتوای فلسفه سیاسی و انسان شناسی دینی را در کالبد مفهوم سوژه پیاده کرده که بنیان آن براساس ساخت عقلانیت دینی معنویت محور است.
سیاست عربستان سعودی در مقابله با نفوذ انقلاب اسلامی ایران (مطالعه موردی: سوریه و بحرین)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیروزی انقلاب اسلامی مهم ترین تحول منطقه خاورمیانه است؛ چراکه با جایگزینی نظام جمهوری اسلامی به جای نظامی سلطنتی، احیا و گسترش ارزش های اسلامی درکشورهایی چون بحرین و سوریه را فزونی بخشید. انقلاب اسلامی به عنوان کانون پخش ارزش های دینی و وقوع خیزش های مردمی بعد از سال 2011 رقبای منطقه ای چون عربستان سعودی را به سبب نگرانی از نفوذ گفتمان انقلاب اسلامی به مقابله با ایران برانگیخت. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی، درصدد پاسخ به این پرسش است که سیاست خارجی عربستان سعودی در قبال کشورهای بحرین و سوریه با هدف مقابله با نفوذ انقلاب اسلامی ایران چیست؟ در چارچوب نظریه پخش، انقلاب اسلامی ایران به عنوان کانون پخش ارزش های اسلامی و مردم سالاری دینی به شمار می رود که وجود اشتراکات مذهبی و تاریخی با بحرین و نفوذ ایدئولوژیکی در نظام سوریه به عنوان مقاصد پخش آن در نظر گرفته می شود. در این راستا، عربستان سعودی با ادعای رهبری جهان اسلام تلاش دارد با استفاده از ابزارها و روش هایی ازجمله ترویج ایران هراسی، سرکوب معترضان بحرینی و تلاش برای ساقط کردن بشار اسد به مقابله با نفوذ انقلاب اسلامی مبادرت ورزد.
رویکرد دولت موقت به مسئله کردستان؛ عوامل تشدید و تداوم بحران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه علوم سیاسی سال شانزدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۳ (پیاپی ۶۳)
183 - 212
حوزههای تخصصی:
در دوران گذار از رژیم پهلوی و تثبیت نظام اسلامی، احزاب و گروه های سیاسی کرد با توجه به فضای ناشی از خلاء قدرت حکومت مرکزی و زمینه های موجود(عقب ماندگی منطقه)، شرایط را برای کسب خودمختاری مناسب دیدند و موجب بحران و به چالش کشیدن دولت موقت شدند. در برخورد با این وضعیت، میان مسئولان در مرکز دو گرایش وجود داشت.گرایشی که جهت حل مسئله کردستان از دریچه سیاسی می اندیشید و گرایش دیگر، خواهان برخورد "تند و رادیکال" با بحران بود. در این پژوهش ابتدا به زمینه ها و علل شکل گیری خیزش کردی، سپس چگونگی روند تحولات و مذاکرات و درنهایت به عوامل بن بست و عدم نتیجه مذاکرات، می پردازیم. پژوهش حاضر با روش تحلیل تاریخی و با تکیه بر اسناد و منابع مختلف در چهارچوب نظریه"بسیج سیاسی قومیت ها"در پی پاسخ به این پرسش اصلی است، که علل بحران کردستان و دلایل تداوم این مسئله پس از پیروزی انقلاب چه بود؟ دولت موقت در این راستا چه اقداماتی انجام داد؟ نتایج تحقیق نشان می دهد، دولت موقت برای حل مسئله، سه هیئت برای مذاکره به کردستان فرستاد، اما به دلیل اختلاف رویکرد در مرکز و اولویت گزینه شدت عمل از سوی برخی نیروهای انقلابی و اتخاذ رویکرد مسلحانه از سوی احزاب کرد، تلاش های دولت موقت ناکام ماند و درنهایت با روش نظامی با مسئله کردستان برخورد شد.
ایده ادغام منطقه ای در چشم اندازهای آسیای مرکزی و اوراسیا
منبع:
سازمان های بین المللی سال چهارم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۱۲
425-452
حوزههای تخصصی:
ادغام منطقه ای یا نزدیک شدن و همکاری یکی از موضوعات اصلی گفتمان بین المللی است. در همین حال، پیشرفت تحقیقات علمی در آسیای میانه از جهت پرداختن به موضوعات ادغام کافی نیست و این موضوع بیشتر در سطح محاوره ای ارائه می شود. در این مقاله، سعی در درک علمی فرایندهای ادغام در آسیای میانه و به طور گسترده تر در اوراسیا می باشد. پرسش این است که «آیا پدیده های ادغام که هنوز در حال تغییر هستند، می توانند به عنوان یکپارچگی واقعی تعریف شوند؟ و یا به عبارتی دیگر، آیا می توان از آسیای میانه به عنوان منطقه ژئوپلیتیکی واقعی یاد کرد یا خیر؟» فرضیه این است که ایده های ادغام در میان کشورهای آسیای میانه به دلیل سردرگمی حاکمیت ها و مشکلات داخلی موفقیت آمیز نبوده و ایده های ادغامی هم که بازیگران فرامنطقه ای ارائه داده اند چشم انداز مبهمی پیش روی خود دارند. در کنار این، تعیین موازنه و تعیین پیوندهای همبستگی بین مکانیسم ها وسازمان های منطقه ای فعال از نوع ادغام، مانند اتحادیه اقتصادی اوراسیا با پروژه های ایده اوراسیای پیشنهادشده کشورهای منطقه پس از شوروی مناسب است. این پژوهش، ایده سیاسی (پروژه ها) در مورد ادغام منطقه ای و چشم اندازهای آن را بررسی می کند.
تأثیر گسترش روابط اقتصادی و تجاری چین و اروپا بر روابط اتحادیه اروپا و ایالات متحده
منبع:
سازمان های بین المللی سال چهارم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۱۲
509-533
حوزههای تخصصی:
جمهوری خلق چین و اتحادیه اروپا در خصوص مباحثی همچون جایگاه دولت در اقتصاد و حقوق بشرِ چینی اختلاف نظرهای ژرفی دارند، اما باید اذعان داشت که طی سالیان اخیر، دو طرف به دلیل برخورداری از اقتصادهایی پویا و مکمل که بیشترین درصد ادغام خارجی در سطح جهان را به خود اختصاص داده است، همکاری های راهبردیِ قابل توجهی را ارائه داده اند. شایان گفتن است، همکاری های دو طرف که بیش از هر عامل دیگری در زمینه تجارت و سرمایه گذاری مستقیمِ اقتصادی بوده است، به نوبه خود سبب شده تا نوع روابط ایالات متحده و اتحادیه اروپا تا حدود زیادی تحت تأثیر روابط اقتصادیِ پکن و اتحادیه اروپا قرار گیرد. با توجه به این تحولات، پرسشی که نگارنده پژوهشِ حاضر با رویکردی توصیفی - تحلیلی و با تأسی از مفروضات نظریِ «نهادگرایی لیبرال» درصدد پاسخ به چرایی آن برآمده، چنین ترتیب بندی شده است که «تأثیرات پیدا و پنهانِ گسترش روابط اقتصادی و تجاری چین و اتحادیه اروپا بر روابط ایالات متحده و اتحادیه اروپا چگونه ارزیابی می شود؟». فرضیه ای که از پرسش فوق مطرح شده ناظر بر آن است که از یک سو تأکید بر سیستم چندجانبه گرایی مبتنی بر قوانین بین المللی منجر به ایجاد تعهد مشترک میان مقامات چینی و اروپایی شده است و از سوی دیگر با انتخاب «پرزیدنت ترامپ» که بر راهبرد حمایت گرایی و خروج از توافق نامه های تجاری تأکید کرده است، روابط اروپا با واشنگتن تا حدود زیادی رو به سردی نهاده است. برآیند دگردیسی های رخ نموده آن است که تقویت روابط چین و اتحادیه اروپا موجب کم رنگ شدن روابط اتحادیه اروپا و ایالات متحده شده است.
بازجست تفکر در اندیشه سیاسی هانا آرنت: درهم شدن وضع بشری و حیات ذهن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هانا آرنت به عنوان یکی از مهمترین اندیشمندان قرن بیستم، روز به روز توجه بیشتری را به خود جلب می کند و این امر تاحدود زیادی بخاطر نوآوری های اندیشه ای است که در کار و آثار او وجود دارد. البته آرنت مانند هر متفکر دیگری با چالشها و بعضا تناقض های مفهومی نیز مواجه است که به همین سان به بحثهای زیادی دامن زده است. یکی از این مباحث احتمالا متاخرتر، پیوند و ربط میان دو دوره در حیات اندیشه اوست. او در این راستا، دوگانه حیات عمل و حیات ذهن یا حیات عمل ورزانه و حیات تامل ورزانه را مطرح کرد که گونه دوم خودش یکی از مهمترین عوامل بی توجهی و بی اهمیتی حیات عمل ورزانه بوده است. بدین سان آرنت دوگانه بین فلسفه و سیاست را مطرح کرد که در تقابل با هم قرار داشتند. در سالهای اخیر و مخصوصا به این دلیل که عمر آرنت چندان نپایید تا خودش شرح روشن تری ارائه کند، مجادله مهمی در این خصوص درگرفته است که چگونه می توان دو بخش ناهمخوان اندیشه هایش را تفسیر و تاویل کرد و آیا این دو مرحله تفکر او در تقابل با هم هستند یا این که برعکس سازگار هستند. نویسنده مقاله حاضر که در حدود بیست سال پیش اثری در خصوص وی با عنوان هانا آرنت و نقد فلسفه سیاسی منتشر کرده است، تلاش کرده است تا با استفاده از مطالعات خود در طی این سالیان، روایت و تفسیر خود را در خصوص این دوگانه آرنت ارایه کند. روش تحقیق در این مقاله توصیفی و تحلیلی است و مهمترین یافته مقاله نیز این است که حیات ذهن به عنوان مکمل و در تداوم با حیات عمل قرار می گیرد و مخصوصا دو سطح اجتماعی و روانشناختی/ فردی را پوشش می دهند.
مسئله هویت ملی ایران در گذر تاریخ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی هویت ملی ایران در فرایند تحول تاریخی، می تواند مبنای بحث «تطور» محتوایی آن باشد. دعوایی که امروز در مباحث هویت ملی مشاهده می شود به واسطه دوگانه های شکل گرفته در این حوزه است؛ دوگانه ایران و اسلام، دوگانه اسلام و غرب و غیره. آن چه اهمیت دارد دیده شدن هویت ملی بر اساس منطق تطور است. به-این صورت که هویت ملی ایران از مراحل مختلف تاریخی، مولفه هایی را جذب و همراه خود کرده است و این باعث شکل گیری هویت مستقر ایرانیان در طول تاریخ خود شده است؛ هر چند در دوره مدرن با وجود امتزاج های عملی، در واقعیت اما در عالم نظر، هنوز چالش ها و موانع معرفتی زیادی وجود دارد. مقاله ی حاضر درصدد پاسخ به این پرسش است که مسئله هویت ملی ایران در بستر مراحل تاریخی اش چگونه قابل توضیح است؟ در این پژوهش با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی و رهیافت جامعه شناسی تاریخی به گونه-ای محتوایی به سئوال مذکور پاسخ داده می شود. فرضیه مقاله این است که هویت ملی ایران با طی کردن مراحل تاریخی باستانی، اسلامی و مدرن، عناصری را جذب و همراه خود کرده است که هم جنبه انباشتی و فرایندی این هویت تقویت شده و هم نحوه بقا و بازتولید آن مورد توجه قرار گرفته است.
زندگی روزمره و مشروعیت سیاسی در ایران: از بهمن1357 تا خرداد1376(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با سقوط رژیم شاه تحقق هنجارهای ایدئولوژیک در زندگی روزمره، دستورکار رهبران نظام جدید بود. موفقیت این دگرگونی به نحوه پذیرش مردم بستگی داشت، به عبارتی نیازمند مشروعیت بود. بر این اساس، هدف پژوهش بررسی این پرسش اکتشافی است که تحولات زندگی روزمره چه تأثیری بر الگوی مشروعیت سیاسی در دو دهه نخست پس از پیروزی انقلاب داشته است؟ برای پاسخ از روش کیفی آمیخته استفاده شده که به دلیل اکتشافی بودن به طرح فرضیه نیاز ندارد. داده ها به ما نشان داده اند که زندگی روزمره از سه مرحله تنوع، یکدستی و تقابل ایدئولوژیک بین پدیده های معمولی و سیاست رسمی عبور کرده است که با سه وضعیت سیاست یعنی تنوع نیروهای فعال، یکدستی نیروهای سیاسی و نهایتاً تلاش حاشیه نشین ها برای بازگشت به فعالیت آشکار سیاسی هم راستاست. نتیجه این بررسی نشان می دهد که زندگی روزمره از محملی برای پیروزی انقلاب به محملی برای شکل گیری تعارض های بنیادین بین نظم سیاسی با اعضای عادی جامعه تبدیل شده است و به همین دلیل، تحول الگوی مشروعیت سیاسی از تسلط الگویی متلون به الگویی واحد و سپس به الگوهای متنوع را در پی داشته است که تا امروز تداوم دارد.
احساس عدالت اجتماعی در آذربایجان در دو دهه گذشته؛ تحلیل ثانویه داده های پیمایش های ملی ارزش ها و نگرش های ایرانیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله می کوشد احساس عدالت در آذربایجان و تحول آن را با روش تحلیل ثانویه و بر اساس داده های پیمایش ارزش ها و نگرش های ایرانیان در سال های 1379 و 1394 بررسی نماید. احساس عدالت در این تحقیق در سه بعد احساس عدالت اجتماعی، عدالت قضایی و عدالت قومی مورد تحلیل قرار گرفته است. نتایج نشان می دهد که احساس عدالت در شاخص های بررسی شده در حد متوسط است. بر اساس نتایج این تحقیق، نگرش به «پایمال شدن حق افراد در صورت نداشتن پول و پارتی» و «نرسیدن افراد عادی متخصص به مقامات بالاتر» از شاخص های عدالت اجتماعی و همچنین نگرش به «اجرای یکسان قانون در مورد مسئولین و مردم» از شاخص های احساس عدالت قضایی می باشد که بهبود یافته ولی نگرش به «احقاق حق از طریق قانونی» و «احساس عدالت قومی» کاهش پیدا کرده است. اختلاف مشاهده شده در متغیرهای مورد بررسی به غیر از نگرش به «احقاق حق از طریق قانونی» معنادار است.
اسلام سیاسی در مصر در کشاکش احیای هویت اسلامی و پذیرش ارزش های جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های راهبردی سیاست سال نهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۳۶ (پیاپی ۶۶)
217 - 249
حوزههای تخصصی:
پژوهش پیش رو حول مساله انحطاط و پاسخ های آن در مصر معاصر شکل گرفته است. این پرسش که پس از سقوط قاهره به دست ناپلئون در میان نخبگان مصری رواج یافت؛ پاسخ هایی چون غرب گرایی، ناسیونالیسم و بنیادگرایی دینی را در پی داشت. فرضیه پژوهش آن است که به دلیل ناتوانی این سه جریان در حل همزمان بحران هایی چون ناکارآمدی و مسخ هویت، پاسخ چهارم در قالب اسلام سیاسی سر برآورد که در صدد بود مشکلات فوق را با ارائه الگویی نو حل نماید؛ الگویی که از یک سو به ارزش های اسلامی توجه داشت و از سوی دیگر به امکان همسویی عقلانیت اسلامی و عقلانیت مدرن می اندیشید. بنابراین اسلام سیاسی در مصر همواره درگیر دو روند احیای هویت اسلامی و انطباق با ارزش های جهانی بوده است؛ هر چند که متاثر از واقعیت های بیرونی، همواره یکی بر دیگری اولویت می یافت؛ فرایندی که برخی بر آن نام دگردیسی جنبش اسلامی نهاده اند. پژوهش پیش رو به روند دگردیسی این جنبش در قالب دو مفهوم «هویت یابی» و «منطبق سازی» می پردازد.
Post Covid-19: Restructuring of the World Order(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
An Analysis of the Position of the Three Components of Nation, Nationality, and Identity in the Process of the Arab Military Coalition Formation in the Persian Gulf(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The structure of governments in the West Asian region, which is part of the civilization of the Islamic world, faces major challenges in governance, and due to the fundamental differences between Islamic political thought and Western humanist political thought, Islamic countries are well on their way. They do not adopt regional governance. Meanwhile, the geopolitical region of Southwest Asia and the countries bordering the Persian Gulf are no exception.In the years leading up to 2020, for example, the geopolitical region of Southwest Asia has undergone many changes due to some geopolitical factors, such as the efforts of some Arab countries to form a pregnant Arab military coalition. The mentioned Arab military coalition, which is planned and pursued under the influence of geopolitical issues in the region, can be evaluated and analyzed by looking at the position of the three components of nation, nationality and identity in Islam, a process that is influenced by world developments. Modern has been adopted and is indifferent to the past history of the Islamic world and the basic concepts of this religion.The present study believes that although the concepts in Islamic political thought and its religious teachings provide ideal opportunities for the production and maintenance of security, the strong influence of the Islamic world on Western political thought does not allow for such decisions. The security situation in the geopolitical region of Southwest Asia has deprived it of permanent stability and security.
کارآمد سازی دولت جمهوری اسلامی و پرسش های پیش رودر رویکرد تمدن ساز فلسفه ی سیاسی اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در راستای چالش کارآمدی دولت جمهوری اسلامی، هدف این مقاله طرح پرسش هایی است که پاسخ بدان ها زیرساخت ها و ساختار دولت جمهوری اسلامی را به چالش می کشاند. نویسنده در نیل به مقصود خود، از روش پرسش گری و تولید چالش استفاده می کند. سؤال آن است که در چارچوب تعادل بخشی فلسفه ی سیاسی اسلامی، کارآمدسازی جمهوری اسلامی با چه نوع پرسش های زیرساختی و ساختاری مواجه است؟ مدعا آن است که هرگاه در پاسخ به پرسش های زیرساختی و ساختاری، خردورزی های تعادل بخشانه صورت نگیرد نظام سیاسی جمهوری اسلامی و دولت هایی که عهده دار راهبری آن ها می باشند دچار ضعف در ارائه عملکرد مناسب و شایسته و ضعف در اهداف و مأموریت های خود می گردند و دو بُعد اسلامیت و ایرانیت آن نمی تواند الگوی تمدن سازی قرار گیرد. نتیجه ی مترتب بر موضوع آن است که پاسخ گویی به سؤالات مذکور معیار کارآمدی زیرساختی و ساختاری شده و عدم آن، معیار ناکارآمدی دولت جمهوری اسلامی می گردد. یافته های تحقیق، تولید و ترویج فرهنگ پرسش گری و نقد و عقلانیت در جامعه و نظام سیاسی و دولت، هدف گذاری و برنامه ریزی و انسجام در آن ها و درنتیجه کارآمدی دولت می باشد.
تصویر مطلوب رسانه تراز تمدن نوین اسلامی ازمنظر آیت الله خامنه ای
منبع:
آینده پژوهی انقلاب اسلامی سال دوم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴ (پیاپی ۷)
111 - 150
حوزههای تخصصی:
مقام معظم رهبری طی سالیان گذشته و در بیانات مختلف، بر روی کلیدواژه تمدن نوین اسلامی نکات مختلفی را بیان داشته اند. نکته محوری در این بیانات، نشان دادن سیر حرکت انقلاب اسلامی در مسیر تمدن سازی است. حرکتی که با نهضت اسلامی شروع شده و با احیای تمدن نوین اسلامی ادامه می یابد. ازسویی از مهم ترین ابزارهای دوره حاضر که نقش کلیدی در برپایی یا اضمحلال تمدن ها را داشته، رسانه است که این کلیدواژه نیز در بیانات ایشان پرتکرار است و نقش مهمی در رشد جامعه و زمینه سازی برای تحقق تمدن نوین اسلامی دارد. در این مقاله به دنبال بررسی ویژگی های رسانه تراز تمدن نوین اسلامی ازمنظر رهبر معظم انقلاب هستیم. ایشان بعد از امام خمینی (ره) پرچمدار احیای تمدن نوین اسلامی بوده اند و بیانات ایشان، چراغ راه اندیشمندان حوزه های مختلف برای دست یابی به این مهم است. روش استفاده شده در این مقاله، تحلیل مضمون است. در این روش بیانات مقام معظم رهبری در رابطه با رسانه و تمدن نوین اسلامی بررسی و ویژگی های رسانه تراز تمدن نوین اسلامی استخراج شده است. در این مقاله ابتدا به بررسی مفهوم تمدن و رسانه پرداخته شده است. برخی از اندیشمندان، ظهور فناوری های جدید را پیشران تمدن آینده می دانند که در این مسیر، رسانه ها همبستگی بالایی با فناوری دارند. تمدن نوین اسلامی تمدنی توحیدی است که در آن علم همراه با اخلاق است و مادیات به همراه معنویت و دین است. در این مقاله با بررسی بیانات رهبر معظم انقلاب به این نتیجه رسیده شد که رسانه تراز تمدن نوین اسلامی، رسانه ای جامع، فراگیر، بر پایه اعتقادات عمیق اسلامی، توحیدگرا، عدالت محور، برخوردار از ابزار روزآمد، در قالب ارائه هنرمندانه مفاهیم است و وظیفه تربیت آحاد مردم در اقصی نقاط عالم و رساندن این پیام اثربخش و عمیق را به آن ها دارد.
نقش دیپلماسی اقتصادی در توسعه همکاری های اقتصادی ایران با کشورهای آسیای میانه (مطالعه موردی استان خراسان رضوی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بر اساس آمار بانک جهانی، ایران آخرین شریک تجاری پنج کشور آسیای میانه است. همچنین، در میان استان های کشور، خراسان رضوی بیشترین سهم صادرات را به آسیای میانه داشته که در سال های اخیر به شدت کاهش یافته است. بنابراین توسعه دیپلماسی اقتصادی کشور به ویژه خراسان رضوی با آسیای میانه اهمیت انکارناپذیری برای توسعه صادرات غیرنفتی و کاهش آثار تحریم های اقتصادی دارد که در این مقاله به بررسی این مهم پرداخته شد. ازاین رو براساس روش نمونه گیری گلوله برفی، نمونه آماری تعیین و پرسشنامه ها بین خبرگان اتاق بازرگانی خراسان رضوی و نمایندگی وزارت امور خارجه در شمال شرق کشور توزیع شد (25n=). برای تجزیه وتحلیل داده ها نیز از ماتریس سوآت استفاده شد. نتایج نشان داد قطب تولید مواد غذایی مهم ترین نقطه قوت، کیفیت پایین کالاهای صادراتی، مهم ترین نقطه ضعف، منابع آبی فراوان برخی از کشورهای آسیای میانه، مهم ترین فرصت و نوسانات قوانین تجاری کشورهای آسیای میانه، مهم ترین چالش توسعه دیپلماسی خراسان رضوی با آسیای میانه اند. درنهایت، با توجه به اینکه خراسان رضوی قطب تولید مواد غذایی بوده و بیشترین تراز منفی منابع آبی را در بین استان های کشور دارد و از طرف دیگر، آسیای میانه از بازار بالقوه ای بالغ بر 73 میلیون نفر برخوردار بوده، سهم بالایی از مساحت آن به اراضی کشاورزی اختصاص داشته و برخی از کشورهای آن از وفور منابع آبی برخوردارند، توسعه دیپلماسی اقتصادی خراسان رضوی با منطقه مذکور به ویژه در قالب صادرات مواد غذایی و کشت فراسرزمینی محصولات کشاورزی با نیاز آبی بالا پیشنهاد شد.
قابلیت تحلیلی نظریه ی ساختاری و نهادی برای تحلیل کنش گری ایران در دو رخداد «ملی شدن صنعت نفت» و «برجام»(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر درصدد پاسخ به این سوال است که قابلیت تحلیلی نظریه ی ساختاری نهادی روابط بین الملل در چگونگی تبیین و تحلیل کنش گری ایران در دو رخداد «ملی شدن صنعت نفت» و «برجام» چگونه است؟ فرضیه این است که اعتماد به تاکید این نظریه بر عقلانیت راهبردی و اجماع قدرت های بزرگ، منجر به «کودتای 28 مرداد» در سال 1332 و «خروج ترامپ از برجام» در سال 2018 شد. روش پژوهش، روش تحلیل محتوا است؛ نتایج نشان می دهند اگرچه دو تجربه ی «ملی شدن صنعت نفت» و «برجام» انعکاس دهنده ی تجارب ناموفق روابط خارجی ایران با قدرت های بزرگ هستند، اما آینده ی امنیت ملی کشور ارتباط مستقیمی با ارتقای قابلیت تئوریک روابط بین الملل کارگزاران و دیپلمات های ایرانی دارد. نادیده گرفتن قواعد ساختاری، نهادی و فرآیندی روابط بین الملل می تواند چالش های امنیتی جدیدی به وجود آورد. واقعیت های تاریخی بیان گر این هستند که امکان تکرار این حوادث و تحولات در آینده وجود دارد، مگر آن که به درک دقیق تری از قواعد کنش ساختاری بازیگران در روابط خارجی برسیم.