The aim of this study was to investigate the status of cognitive components of media literacy in the optimal use of social media in adolescents in Tehran. The study method is a survey and the statistical sample is 425 adolescents in Tehran in the eleventh and twelfth grades. Our statistical sample was selected as a cluster and randomly from schools in five areas of Tehran (north, south, west, east, and center), and the data using they were designed from a questionnaire and analyzed using SPSS and AMOS software. Findings showed that according to the level of significance and statistical value of t, media cognition on technological cognition and epistemological cognition, content production has a positive and significant effect on cognitive and technological cognition and media cognition, as well as epistemological cognition on technological cognition. Friedman found that technological knowledge has the highest and media knowledge has the lowest in terms of the desired situation.
Virtual space and the associated social networks, like many other emerging phenomena, have both positive and negative consequences in various aspects of life. The undeniable impact of this space is particularly significant in the national security of countries, as it can create numerous opportunities for national security along with the changes and developments it brings about. This research aims to identify the opportunities that social networks create for the infrastructure of national security. Data were collected through grounded theory and in-depth interviews with 16 experts in the fields of politics and virtual space. The data were analyzed using open, axial, and selective coding methods, employing the Strauss and Corbin approach. The research results indicate that virtual social networks can provide unique opportunities for national security by strengthening the infrastructures of social, political, cultural, economic, and environmental security. The research results are presented in the form of a paradigm model of opportunities.
The purpose of this study is to conduct comparative review of Iran and Turkey’s cultural diplomacy in Iraq after the US invasion and the fall of Saddam Hussein's regime. Iran and Turkey, as two influential powers in the developments of the Middle East, are trying to advance their cultural diplomacy in Iraq according to the nature of their government, goals, and aspirations. The main question of the research is, “On what approach are the effectiveness factors of Iranian and Turkish cultural diplomacy in Iraq between 2003 and 2020 based?” The hypothesis is that Iranian cultural diplomacy in Iraq after 2003 has been following Shi’ism, the axis of resistance, and Iranianism as the cornerstones of its approach, as opposed to Turkish cultural diplomacy that is based on Turkish nationalism and neo-Ottomanism. Accordingly, each of these governments is trying to exert influence in Iraq using soft power and cultural diplomacy. In doing this, Iran and Turkey have different conditions, opportunities, threats, and tools to advance their cultural diplomacy. The research findings indicate that Iran is in a better position than Turkey in terms of conditions, opportunities and tools but the focus on Shiism and the issue of resistance in Iraq has led to little attention paid to other features of cultural diplomacy. In contrast, Turkey, with its benefit-oriented and opportunistic approach, has been able to make the most of tools such as Kurdish language and literature, media diplomacy, tourism development, scientific and educational topics, etc. through careful planning and has gained more influence in Iraq. The method of data analysis is descriptive-analytical and the data collection was carried out via library research.
نسبت بین عقلانیت و رویدادهایی چون دفاع مقدس از جمله پرسش های اساسی در اندیشه و فلسفه سیاسی به ویژه در عصر جدید به شمار می آید. یقیناً عمل سیاسی مبتنی بر عقلانیت همواره به عنوان یکی از مقومات جامعه، در حیات گذشته و امروز بشر مورد توجه متفکران سیاسی قرار داشته و دارد. از ابتدای وقوع انقلاب اسلامی، برخی تلاش داشته و دارند پیروزی های شکل گرفته به ویژه در مقطع جنگ را مساوی با نوعی تندروی و رادیکالیسم و نیز مغایر با عقلانیت، معنا کنند. در این میان امام خامنه ای (مدظله العالی) به عنوان یک حکیم و دانشمند جهان اسلام، معتقدند دفاع مقدس از ابتد ا تا انتها یکی از «عقلانی ترین و مد برانه ترین حرکات ملت ایران» بوده است. برای شناخت این گزاره، باید به این پرسش که الگوی عقل در دفاع مقدس در اندیشه حضرت امام خمینی (ره) چیست؟ پاسخ گفت. این تحقیق از نوع کاربردی و با رویکرد آمیخته است که به روش کتابخانه ای و با تحلیل محتوا و نظریه پردازی داده بنیاد به صورت کمی و کیفی انجام گرفته است. براساس منظومه فکری حضرت امام خمینی (ره) عقل در دفاع مقدس در ابعاد و مؤلفه های ارکان (خرد جمعی، اعتماد به امداد الهی، رعایت اصول تصمیم گیری و ...)، مبانی و جهت سازها (قرآن، احادیث اهل بیت، ولایت فقیه، آموزه های دینی و ...)، موانع و چالش ها (استکبار، ضعف ایمان، غرور، اختلاف و ...)، اهداف (تقویت روحیه، انسجام، آرامش به مردم و...) دستیابی به وحدت فرماندهی، پرهیز از غرور، تنبیه متجاوز، ورود به خاک عراق و ابتکار و خلاقیت را تسهیل می کند.
دفاع مقدس یکی از درخشان ترین و مهم ترین بخش های تاریخ انقلاب اسلامی و از بزرگ ترین افتخارات ملّت ایران در تاریخ کشور است. «پشتیبانی» بخش مهمی از دفاع مقدس بود که مدیریت آن تأثیر بسیار زیادی در جبهه ها داشت. در سال 1365 و در بحبوحه جنگ ایران و عراق، به دلیل اینکه شورای عالی دفاع به واسطه حجم عملیاتی خود قادر نبود مسئله پشتیبانی جنگ را حل وفصل کند، شورای عالی پشتیبانی جنگ برای تنظیم روابط قوای سه گانه و هماهنگی و رسیدگی به وضعیت پشتیبانی جبهه ها و تأمین و تدارک نیروها تشکیل شد. اعضای این شورا توسط امام خمینی (ره) انتخاب و معرفی می شدند و این شورا دارای اختیارات وسیعی بود. با توجه به فقدان محتوای پژوهشی در خصوص عملکرد شورای مزبور، تحقیق حاضر به دنبال پاسخ به این سؤال است که نقش شورای عالی پشتیبانی جنگ در دفاع مقدس چه بوده است؟ فرضیه محققان این است که شورای عالی پشتیبانی جنگ از طریق ساماندهی نیروهای مردمی و تأمین امکانات مادّی، نقش مؤثر و اساسی در پشتیبانی انسانی و تدارکاتی دفاع مقدس داشته است. این تحقیق بر مبنای نتایج، از نوع کاربردی است و داده ها از منابع معتبر به روش کتابخانه ای و اسنادی گردآوری شده است. برای تجزیه وتحلیل داده ها نیز از روش تحلیل محتوای کیفی استفاده شده است.
مفهوم جنگ و الگوهای آن روزبه روز در حال تغییر و تطور است. در این بین و با ظهور جوامع پیچیده شبکه ای به عنوان بستر مدرن برای زیست قدرت، الگوهای جنگ مدرن نیز در حال ظهور هستند. جنگ ترکیبی به عنوان یکی از الگوهای مدرن جنگ در این قالب قابلیت پردازش دارد. جمهوری اسلامی ایران همواره هدف انواع تهاجم های غرب بوده و هست. ازاین رو واکاوی مدل های جنگ علیه جمهوری اسلامی ایران از اهمیت زیادی برخوردار است. در این مقاله، جنگ ترکیبی اجراشده غرب علیه جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر نظریه پیچیدگی شبکه ای مورد پردازش قرار گرفته است. تقویت نظام تحلیلی سیاست خارجی کشور از طریق تبیین چارچوبی کارآمد برای شناخت و مواجهه صحیح با جنگ ترکیبی غرب، هدف اصلی این پژوهش را شکل می دهد. پرسش اصلی تحقیق آن است که جنگ ترکیبی غرب علیه جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر چه چارچوبی قابل تحلیل است؟ در این پژوهش برای گردآوری داده ها از روش اسنادی استفاده شده و با رجوع به منابع معتبر در این زمینه تلاش شده تا ابعاد مختلف موضوع بررسی و بیان گردد. برای تحلیل داده ها نیز از روش کیفی با رویکرد توصیفی و تحلیلی استفاده شده است. یافته های تحقیق بیانگر آن است که جنگ ترکیبی اعمال شده غرب علیه جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر نظریه پیچیدگی قابل پردازش می باشد. این مدل از جنگ در برهم کنشی چند سطحی و پیچیده در ساحات فیزیکی و محیط اطلاعاتی به ایجاد تأثیرات شناختی منجر می شود و فرآیند تصویر، ادراک و کنش بازیگر هدف را مورد تأثیر قرار می دهد.
زمینه و هدف: خاورمیانه همیشه محل منازعه قدرت های جهانی بعد از جنگ جهانی اول و دوم با استفاده از نظریه برنارد لوییس و هانتینگتون بوده است و طرح خاورمیانه جدید حاصل همین منازعه سیاسی غرب بوده است. ایران در قلب خاورمیانه به عنوان کشوری مذهبی همراه با تنوع قومی، موردتوجه نظام آمریکا از وقوع انقلاب اسلامی بوده است، بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، یکی از برنامه های دفاعی- سیاسی آمریکا، تقابل با ایران به دلیل قطع وابستگی و تلاش برای استقلال در توسعه (نظامی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی) بوده است. ازجمله نفوذ فرهنگی ایران به خاطر فرهنگ مذهبی و مبارزه با استثمار نوین و دفاع از حقوق انسانی جوامع مظلوم، ایران را به دغدغه مهم نظام سیاسی آمریکا تبدیل کرده است. بر این اساس هدف اصلی پژوهش مطالعه تأثیر همکاری های راهبردی ایران و چین بر موقعیت منطقه ای آمریکا در غرب آسیا است. روش: روش پژوهش از نوع اسنادی- تاریخی است که با استفاده از منابع دست اول تاریخی، مقالات و کتب به پرسش اصلی پاسخ می دهد. یافته ها: نتایج نشان می دهد که آمریکا از حربه های مختلف تحریم، صدور قطعنامه، ترور دانشمندان و تطمیع کشورهای منطقه برای قطع رابطه با ایران و تحریک آن ها، جهت انزوای اجتماعی- سیاسی ایران بهره برده است، در این میان ایران از استراتژی جایگزین برای خنثی سازی تلاش چندجانبه آمریکا و ناکامی آن برای نفوذ و سلطه بر منطقه استفاده کرده است. به تعبیری در خاورمیانه، تبدیل به نیروی مهارکننده قدرت نظامی آمریکا و برنامه های سیاسی آن شده است. میدان ایرانی به معنای چگونگی انجام یک استراتژی در برابر بازی سیاسی آمریکا، برگرفته از آیین انقلاب اسلامی و قانون اساسی آن است. افزایش قدرت نظامی، اقتصاد مقاومتی، نرمش قهرمانانه (اقتدار سیاسی)، جهاد فرهنگی (نفوذ رسانه ای در برابر غرب) و اجتماعی (تقویت سرمایه اجتماعی بین المللی و منطقه ای) از سیاست گذاری میدان ایران در برابر آمریکاست. چین به عنوان یک بازیگر مهم این میدان در عصر جدید است. ایران نیز به عنوان بازیگر مهم منطقه خاورمیانه، بازی های چندجانبه خود را متناسب با رفتار آمریکا بازتعریف هوشمندانه می کند. قرارداد 25 ساله با چین، در کنار تعامل عزتمند و اقتدارآمیز ایران، رفتاری برای به حاشیه راندن قدرت سلطه آمریکا و کاهش فشارهای فراجهانی آن است. این بحرانی بزرگ برای نظم نوین آمریکایی است که بانظم سیال و نوین منطقه ای و فرامنطقه مواجه شده و در آینده جایگاه، قدرت و دپیلماسی آن را با چالش جدی مواجه خواهد کرد.
علی رغم خصوصیت جهانی علم و تبعا توسعه علمی، در ایران به طور کلی مفهوم توسعه در قالب الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت مطرح شده و بر همین اساس انجمن های علمی نیز که در خدمت توسعه علم هستند باید در جهت خصوصیات اسلامی و بومی جامعه ایران باشند. نظر به اشتراکات توسعه به گونه ای که در غرب مطرح شده و الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت در وجوه مادی مانند رفاه اجتماعی، حضور انجمن های علمی ایرانی در مجامع بین المللی می تواند تسهیل کننده جذب علوم و فنون و تسریع پیشرفت در چارچوب ایرانی اسلامی باشد اما از طرف دیگر در رابطه با حضور انجمن ها در مجامع بین المللی چالش هایی نیز در رابطه با مبانی نظام جمهوری اسلامی، که در اسناد بالادستی از جمله سند چشم انداز بیست ساله انعکاس یافته اند، وجود دارد. از جمله اینکه قرار گرفتن انجمن ها در معرض هژمونی فرهنگ و تمدن غرب در مسیر انتقال علم می تواند این انجمن ها را از چارچوب ایرانی اسلامی خارج کند. در مجموع در اسناد بالا دستی برای جذب علم و فناوری از مراکز تولید آن و در عین حال حفظ خصوصیات بومی جامعه ایران تلاش شده است. این مقاله به نقش انجمن های علمی ایران در انتقال تجارب و دانش متمرکز است، روش پژوهش در این مقاله توصیفی- تحلیلی و روش گردآوری داده ها نیز کتابخانه ای است.
تقیه به عنوان یکی از مسائل پر تنش میان شیعه و سنی که به مثابه شبهه و پرسش همواره مطرح بوده است. در بسیاری از موارد ضرورت ایجاب می کند که انسان عقیده و ایمان خود را پنهان کرده و عمل خود را تغییر دهد. این رفتار که نوعی تاکتیک دفاعی حساب می آید و نه عکس العمل حاکی از ضعف و ترس، تقیه نامیده می شود، در حقیقت خود پیش از اینکه حاکی از ضعف و ترس باشد، به نوعی دفاع از خود یا عقیده و ایمان خویشتن است. مشروعیت تقیه در نظر فقیهان و متکلمان امامیه، مستند به آیات و روایات و امری مسلم است به نحوی که در شرایطی خاص، خود بخشی از ایمان محسوب می شود. التزام به تقیه و رَوایی آن بی تردید انواع، آثار و لوازمی را به دنبال دارد که علی القاعده باید به آنها نیز ملتزم بود. یکی از انواع تقیه و شاید کاربردی ترین آن، تقیه سیاسی است. تقیه سیاسی یکی از سیاست های کاربردی ائمه -علیهم السلام- در زمینه حفظ تشیع واسلام بوده است. تقیه دربرخورد با دولت و خلیفه حاکم، تقیه سیاسی نامیده می شود و در بُعد گفتاری و از طرف اهلبیت علیهم السلام به روایات تقیه سیاسی تعبیر می شود. فرضیه اصلی در این پژوهش این است که تقیه به طور کلی و تقیه سیاسی به طور خاص در حفظ اسلام و تشیع همواره از ابزار مسلمانان بوده است. روش تحقیق در این پژوهش روش توصیفی-تحلیلی است .
یکی از مباحث اساسی در جریان مذاکرات کنفرانس رم بحث استقلال دادسرا و دادستان و نحوه تعامل آنها با سایر ارکان دیوان بوده است. دادستان پس از اطلاع از ارتکاب جرائم مشمول صلاحیت دیوان براساس مکانیسم پیش بینی شده در اساسنامه و قواعد دادرسی و ادله، ضمن ارزیابی قضایای مزبور مبادرت به انجام تحقیق و در صورت اقناع تعقیب مرتکبین می نماید. البته به منظور کنترل قضایی بر اعمال دادستان، نهادی به نام شعبه مقدماتی ایجاد شده است که دادستان تقریباً تمام وظایف خود را تحت نظارت این شعبه انجام می دهد. لذا اقدامات وی اعم از جمع آوری اطلاعات و ارزیابی آنها، احضار یا جلب متهمین، استماع شهادت شهود و یا سایر ادله ای که در فرآیند رسیدگی لازم و ضروری است آزادانه نیست، بلکه منوط به اخذ مجوز از شعبه مقدماتی است. یعنی تمام تصمیمات دادستان پس از تأیید شعبه مقدماتی جنبه اجرایی پیدا می کند. به عبارت دیگر مطابق با اساسنامه دیوان، تشخیص دادستان قاطع نیست، بلکه مشمول نظارت شعبه مقدماتی است. روش پژوهش در این مقاله به روش توصیفی تحلیلی است و روش گردآوری داده ها به شیوه کتابخانه ای است.
ساختار نظام بین الملل پس از جنگ سرد، به زعم عده ای از اندیشمندان نوعی ساختار تک -تک /چندقطبی است که در آن آمریکا قدرتی بلا منازع بوده و در این نظام، برقراری موازنه سخت سنتی علیه تنها ابرقدرت امکان پذیر نمی باشد. به همین دلیل نظریه موازنه نرم در تکمیل نظریه موازنه قدرت سنتی و برای بازداشتن آمریکا از این سیاست مطرح شد. در واقع در شرایط کنونی با برتری آمریکا موازنه نرم عبارت از هماهنگی آگاهانه اقدامات دیپلماتیک به منظور کسب نتایجی بر خلاف ترجیحات آمریکا است. باتوجه به تحول در ساختار نظام بین الملل از نظام دوقطبی به تک قطبی بر پایه یک جانبه گرایی آمریکا نقش سازمان های بین المللی به عنوان نماد چند جانبه گرایی در مقابل آمریکا در عصر بعد از جنگ سرد افزایش یافته است. از این منظر سازمان های بین المللی منطقه ای و جهانی به مثابه ابزاری دیده می شوند که طی آن کشورها در پی ایجاد موازنه در برابر قدرت هژمون آمریکا به طور مسالمت آمیز هستند.پرسش پیش روی نگارندگان آن است که نقش سازمان های بین المللی در نظریه موازنه نرم قدرت پسا جنگ سرد چگونه ارزیابی می گردد؟ انگاره ای که در مقام پاسخ ارائه می گردد آن است که سازمان های بین المللی منطقه ای و جهان شمول در کنار دیگر ابزارهای نرم موازنه سازی،از جایگاه ویژه ای در دوران پساجنگ سرد برخوردارند. این نوشتار با روش توصیفی و تحلیلی و گردآوری کتابخانه ای داده ها و با رهیافت توازن نرم قدرت به هماوردی با پرسش و انگاره برگفته برآمده است.
Changes in the security order of the regions cause changes in the control systems and containment of the threats of extra-regional intervening powers. This evolution can be seen in the dimensions of the units, the type of relationships, the layers of the units' communication with each other, and the way the units function to ensure their security interests. In the region of West Asia, which has gone through three periods of regulation, we are witnessing significant developments in the field of regulation. Simple and linear security system, complex security system and network security system are three periods of regulation in which there are three types of control and containment systems. Containment of the Islamic Republic of Iran as a regional security threat has always been discussed in US foreign policy after the victory of the Islamic Revolution. In this framework, the following research question is raised: What evolution has the American control and restraint system undergone against the Islamic Republic of Iran, and how has this evolution been? In response to the above question, the following hypothesis is proposed: the change in the security order of the West Asian region has caused the American control system to become a network control system, and this system is a four-layer network (geopolitics, geoeconomics, geoenergy, and geoculture) against The Islamic Republic of Iran operates. The research method in this article is descriptive-explanatory and documentary and library methods were used to collect the materials.
Normative and Cognitive Ideas has a great effect on the Foreign Policy. In fact, today the most international relations theories and models- in contrast to traditional theories such as realism- believe that states decide according to numerous and different factors including normative and cognitive ideas, procedures, meanings, and interpretations of ideas. Normative and cognitive ideas define a situation's interpretation. In this framework, considering the international position of the European Union as a great power and its role in international issues and crises, this article analysis its normative and cognitive Ideas in response to the Iranian nuclear program. This research endeavor to answer the question that what is the role of the normative and cognitive ideas of the European Union in dealing with the Iranian nuclear crisis? The article hypothesizes that the EU's response to crises and intergovernmental convergence over international crises like the Iran nuclear issue is sourced out of a single interpretation by normative and cognitive ideas of EU member states.
The Islamic Revolution, which is a breakthrough in the history of Iran, introduced some new concepts in the arena of national debate. Founded on Shi’ite political thought, this Revolution has in recent years followed a particular theory of justice that has its roots in Shi’ite doctrines, and this is evident in the ideas of Imam Khomeini (r) and the current Supreme Leader. While preserving its originality, the Shi’ite concept of justice has been subject to new readings befitting the requirements of each government. In spite of [continued] developments in the discourse on Shi’ite justice under various governments, Shi’ite principles of the concept of justice have nonetheless been kept intact in the system of the Islamic Republic of Iran, and this shows the presence of a complete theory in the field of political thought in the system of the Islamic Republic of Iran.
هدف: ویژگی جهان، تحولات نوشونده ای است که حکمرانی را بغرنج کرده است. برهمین منوال، کشورها به سازوکار متکامل تری نیازمندند تا در راستای چشم انداز خود، پیوند میان نهادها را هدایت نمایند. ازطرف دیگر هم پایداری حکومت، هسته مرکزی پایداری سیاسی بوده و هر حکومتی در تلاش برای ثبات حکمرانی خود می باشد. این مقاله در پی آن است که بداند: برخی کاستی های حکمرانی ایران پیامد ساختارهاست و یا کارگزاران و یا فرایندها حکمرانی آن؟ با تمرکز بر بازسازی کدام بخش می توان تأثیر شگرفی در اصلاح وضعیت حکمرانی داشت؟ رویکرد صائب برای بازسازی چیست؟ الگوی موفق، واجد چه ویژگی هایی بوده و الزامات موردنیاز برای بازسازی کدامند؟ مطابق با اصل آینده پژوهی، برای درک مسئله باید به سطوح مختلف مسئله هدایت شد. در آینده نگاری راهبردی، روش تحلیل لایه ای علّی، روش به عمق رفتن است. این مقاله به دنبال آن است که مسائل را در لایه های مختلف تحلیل کند. مقاله حاضر بر اساس یافته های روشی خود، بر لایه سیستم های اجتماعی متمرکز گشته است. یافته ها نشان می دهد هر الگوی حکمرانی می باید از «منطق درونی»، «انسجام ساختاری»، «قابلیت اجرایی» و رعایت قاعده «سود زیان» برخوردار باشد؛ بررسی روندهای صحنه حکمرانی دنیا بیان می دارد که برای حل مسائل می باید ساختارهای حکمرانی با رویکرد شبکه ای بازسازی شوند. برهمین اساس با طراحی الگوی چهار حلقه ای، به انسجام ساختاری در فضای حکمرانی دست یافته شد؛ ضمن بیان تصویر موجود مسئله در کشور، قابلیت اجرایی الگو نیز با طراحی ماتریسی مورد تضمین قرار گرفته و با طراحی نظام بازخورد و اثر، الگوی حکمرانی بر اساس قاعده «سود زیان» طراحی شد.
تحقق آرمان ها و چشم اندازهای ملی نیازمند در اختیار داشتن امکان ها و توانمندی هایی است که با تغییرات آینده سازگاری داشته باشد. توانایی بهره مندی از فرصت های هوش مصنوعی و مدیریت مخاطرات آن یکی از استلزامات تحقق آینده مطلوب دانشگاه در ایران است. ازآنجاکه آینده محصول کنش بازیگران است، هدف این مقاله تبیین نقش راهبردی کنشگران و بازیگران عرصه دانشگاه در بهره مندی از هوش مصنوعی است. پرسش اصلی آن است که نقش کنگشران، بازیگران و ذی نفعان در تحقق آینده مطلوب نهاد علم در ایران در سایه پیشرفت هوش مصنوعی چگونه است؟ روش های به کارگرفته شده در این مقاله عبارت اند از: پانل خبرگان به منظور تعیین و اعتباربخشی نقش کنشگران و ذی نفعان؛ روش تحلیل ساختاری تفسیری با استفاده از نرم افزار مَکتُور به منظور شناسایی و تحلیل نقش کنشگران. یافته های اصلی پژوهش عبارت اند از: تحقق آینده مطلوب نهاد علم در ایران در سایه پیشرفت هوش مصنوعی نیازمند داشتن تصویری از آینده مورد انتظار و ترسیم کلان نمای آن است و این موضوع منوط به نقش آفرینی ذی نفعان و بازیگران اصلی و تأثیرگذار است.
مالکیت فکری یکی از شاخه های حقوق بین الملل است که به سرعت جایگاه خود را در موضوعات حقوق بین الملل تثبیت نموده است. اما نوع نگاه به این موضوع در کنشگران یکسان نیست؛ بنابراین پرداختن به آن ضروری است. با در نظر گرفتن این موضوع هدف مقاله پیش رو بررسی الزامات بین المللی مالکیت فکری در جامعه بین المللی و کارکرد آن در حقوق ایران و ایالات متحده آمریکا است. سؤال اصلی به این گونه تنظیم شده است: الزامات بین المللی مالکیت فکری در جامعه بین المللی چیست و کارکرد آن در حقوق ایران و ایالات متحده آمریکا چگونه قابل ارزیابی است. رویکرد پاسخگویی به این پرسش توصیفی- تحلیلی است. روش گردآوری اطلاعات و داده ها کتابخانه ای، اینترنتی و اسنادی می باشد. یافته های پژوهش نشان می دهد که در نظام حقوق مالکیت فکری آمریکا، به دلیل ماهیت و تحلیل اقتصادی ابزارگرا است و در مقابل، نظام حقوقی ایران، چه در مرحله اعطای حق و چه پس ازآن، نگاهی وظیفه گرایی آن هم در راستای سنت گرایی دارد.