فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۲۸۱ تا ۲٬۳۰۰ مورد از کل ۳۲٬۵۸۸ مورد.
منبع:
مطالعات راهبردی سال ۲۶ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۹۹)
67 - 97
حوزههای تخصصی:
این مقاله به یاری یافته های برآمده از مطالعات جنبش های اجتماعی دو ایده اصلی را می پرورد. نخست اینکه ما اکنون در دوره نهفتگی ناآرامی های اجتماعی در ایران به سر می بریم. تلاش می کنیم منظور از دوره نهفتگی جنبش ها و کارکردهای این دوره در مسیر کلی حیات جنبش ها را با تمرکز بر دیدگاه های آلبرتو ملوچی توضیح دهیم. سپس با استفاده از دیدگاه های ژوزف گاسفیلد و تفکیک مفهومی- نظری او بین جنبش های خطی و سیال، نشان خواهیم داد که اولاً مطالعه جنبش های اجتماعی در ایران کنونی از منظر عناصر سیالیت کارآمدی بیشتری دارد و ثانیاً مهم ترین ویژگی دوران نهفتگی این جنبش اعتراضی، گذار از عناصر خطی به عناصر سیال است. در بخش نتیجه گیری برخی ملاحظات راهبردی برای مواجهه ای عالمانه و کارآمد با این وضعیت پیشنهاد می شود.
اقتصاد سیاسی طالبان(1996- 2001)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیدایش سریع گروه طالبان در عرصه سیاست افغانستان در دهه 1990 و حاکم شدن آن، یکی از مهم ترین تحولات این کشور در چهار دهه اخیر است. با وجود این که بیش از دو دهه از پایان سقوط حکومت اول طالبان می گذرد، اما اقتصاد سیاسی آن کمتر مورد توجه قرار گرفته است. این نوشتار، نوع و سرشت اقتصاد سیاسی حکومت اول طالبان را بررسی می کند. بنابراین، پرسش این مقاله معطوف به شناخت چیستی اقتصاد سیاسی حکومت اول طالبان است. فرضیه مقاله این است که اقتصاد سیاسی طالبان، ترکیبی از اقتصاد سیاسی تروریسم و محافظه کاری همراه با پیروی از آموزه های اسلام سنتی در اداره جامعه است. روش پژوهش این نوشتار، روش کیفی است. اطلاعات مورد نیاز پژوهش به شیوه کتابخانه ای، مطالعه اسنادی و استفاده از منابع معتبر در سایت های اینترنتی گردآوری شده است. رهیافت اقتصاد سیاسی تروریسم و برخی مولفه های اقتصاد سیاسی محافظه کاری، چارچوب نظری پژوهش را تشکیل می دهد. یافته های پژوهش نشان می دهد که رهبری طالبان در دوران نخست حکومت خود، نسبت به امور اقتصادی، نگرشی ایدئولوژیک داشتند. حکومت طالبان از منابع مالی داخلی و خارجی متعددی برخوردار بوده است. آن ها از تجارت سنتی و ترانزیت، به عنوان منبع رسمی و از مواد مخدر به عنوان منبع غیررسمی استفاده می کردند. برخی دولت ها و گروه های هم سو با طالبان نیز در تأمین مالی حکومت این گروه نقش داشتند. از این رو، اقتصاد سیاسی طالبان، بیشترین هم سویی و سازگاری را با اقتصاد سیاسی تروریسم داشته است.
هویت ملی ایرانی از دیدگاه آیت الله خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هویت، صفاتی با ارزیابی مثبت است که فرد یا جامعه، خود را با آن ها از دیگران متمایز می کند. هدف این مقاله، به دست آوردن و بررسی دیدگاه های آیت الله خامنه ای درباره «مفهوم هویت ملی ایرانی» است. این نوشتار، پژوهشی است مستند که پس از مرور نظریه های هویت و مفهوم هویت ملی و هویت ملی ایرانیان از نگاه صاحب نظران، با مراجعه به بیانات و نوشته های آیت الله خامنه ای، دریافت ایشان از این مفاهیم جمع بندی و در برخورد با اندیشه دیگران، ارزیابی شده است. نتیجه اینکه، آیت الله خامنه ای از زاویه سیاست گذاری اجتماعی به مسئله هویت می نگرند؛ هویت را از جنس فرهنگ می دانند؛ خمیرمایه اصلی هویت ملی ایرانیان را دین اسلام در نظر می گیرند و به زبان فارسی، شعر و خط اهمیت می دهند. ایشان غیرت ملی را مبتنی بر هویت ملی می دانند و معنویت و اخلاق، دانش، لباس محلی، معماری و شهرسازی و ورزش قهرمانی را از عوامل اثرگذار بر هویت و غیرت ملی معرفی می کنند.
تحلیل بازیگرمحور آینده عراق متناسب با تمایلات خارجی اعضای بیت شیعی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی سال ۲۶ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۱۰۱)
91 - 109
حوزههای تخصصی:
عراق، یکی از مهم ترین کشورهای منطقه غرب آسیا است که تاریخی پرتحول داشته و طی سال های اخیر نیز در تلاش برای بازیابی نقش تاریخی خود در منطقه بوده است. بیت شیعی به عنوان اصلی ترین و پرجمعیت ترین کنشگر در عراق، در ترسیم این آینده، نقشی کلیدی دارد. ماهیت ژئوپلیتیکی، ژئواکونومیکی و ژئوکالچری این کشور، منجر به نگاه ویژه برخی کشورهای خارجی به عراق شده است. در همین چارچوب، بازیگران بیت شیعی عراق نیز متناسب با منافع و گرایش های خود، می کوشند تا جایگاه خود را در معادلات سیاسی این کشور، همسو با تمایلات خارجی خود سامان داده و و فراتر از آن، مناسبات سیاست خارجی عراق را ذیل این تمایلات قرار دهند. در این میان، جمهوری اسلامی ایران، عربستان سعودی و ایالات متحده آمریکا، سه بازیگر کلیدی ای هستند که بازیگران بیت شیعی عراق، با نسبت هایی از تعامل/ تقابل با آنها، در پی آینده سازی برای کشور خود می باشند. مقاله حاضر در پی شناخت سویه های این آینده متناسب با روابط تعاملی و تقابلی بازیگران بیت شیعی عراق با سه بازیگر نام برده است. تحلیل یافته ها نشان می دهد میزان اهتمام بازیگران بیت شیعی عراق به گزینه توازن، قابل تأمل بوده و این مهم می تواند در ترسیم سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در آینده، اثرگذار باشد.
بررسی مولفه های افول قدرت نرم آمریکا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قدرت نرم تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳۳
57 - 78
حوزههای تخصصی:
در قرن جدید اگر کشوری تنها برحفظ قدرت نظامی و اقتصادی خود که قدرت سخت نامیده می شود تکیه کند و نتواند بعد سوم قدرت یعنی جذابیت های فرهنگی، ارزش ها و نهادها را تقویت کند در رقابت با سایر بازیگران با تهدیدات فراوانی در خارج از مرزهای ملی و ناتوانی در ایجاد انسجام ملی در داخل روبرو خواهد شد. نای با تاکید به این موضوع که ایالات متحده آمریکا در سال های پایانی قرن بیستم به گونه ای تدریجی مشروعیت قدرت نرم خود را از دست داده و ادامه آن زمینه را برای فرسایش بیشتر فراهم می کند. یافته ها نشان می دهد که قدرت نرم آمریکا نسبت با سایر بازیگران نوظهور در حال افول است. این مقاله با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و چارچوب نظری قدرت نرم جوزف نای بدنبال پاسخگویی به این پرسش است که مولفه های تاثیر گذار بر افول قدرت نرم آمریکا در نظام بین الملل کدام اند؟ در پاسخ این فرضیه مطرح شد، که به نظر می رسد روند های سیاسی و اجتماعی طی شده در سال های اخیر مانند شکل گیری قدرت های نوظهور،کاهش توان نظامی،کاهش نفوذ در نهادهای بین المللی، نارضایتی افکار عمومی از یکجانبه گرایی، کاهش اعتبار سبک زندگی، شکاف های اجتماعی و تضعیف آزادی های رسانه ای قدرت نرم امریکا در دراز مدت یک فرو رفتگی و فرسایش بزرگ را نشان می دهد. از این رو بازگشت احتمالی قدرت نرم امریکا به جایگاه قبلی و توانایی حفظ اعتبار و مشروعیت گذشته در کوتاه مدت محتمل به نظر نمی رسد.
بررسی و تبیین جنگ الکترونیک و استراتژی های مقابله با آن(مطالعه موردی سامانه های رمزنگاری در زیر ساخت های کشور)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قدرت نرم تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳۳
175 - 200
حوزههای تخصصی:
اساسی ترین جنبه بررسی و تبیین دیدگاه صاحب نظران نظامی غرب در باب جنگ های آینده نه تنها جنگ های فیزیکی با ادوات انفجاری نیست بلکه مبتنی بر ادوات بدون وزن است که می تواند قدرت مقابله را برای کشور ایران افزایش دهد. یکی از این جنگ ها، جنگ الکترونیک و مباحث پیرامون آن از جمله کدگذاری و تحلیل الکترومغناطیسی به عنوان جنگی نوین در عرصه بین المللی است. جنگ الکترونیک یعنی هر عملی است که شامل استفاده از طیف الکترومغناطیسی یا انرژی هدایت شده برای کنترل طیف، حمله به دشمن یا جلوگیری از حمله دشمن است. اصولا در این نوع جنگ دو هدف دنبال می شود اول به هم ریختن سیستم های الکترونیکی حریف و دوم استخراج داده و نفوذ به کانالهای رادیویی است. جنگ الکترونیک را می توان از طریق هوا، دریا، زمین، یا فضا توسط سیستم های سرنشین دار و بدون سرنشین استفاده کرد و می تواند انسان، ارتباطات، رادار یا دارایی های دیگر (نظامی و غیرنظامی) را هدف قرار دهد. در این مقاله سعی شده است یکی از روش های مقابله با حملات مبتنی بر جنگ الکترونیک با رویکرد مقاوم کردن سامانه های زیر ساخت کشور از جمله نیروگاههای تولید برق، سامانه های پدافندی و استراتژیک کشور با مقاوم سازی سامانه های رمز نگاری تبیین کرد. مشکل اصلی در مدیریت زیرساختهای کشور عدم وجود ارتباط با مراکز دیگری با استفاده ازخطوط ایمن غیر بیسیم یا نوری است. لذا پروسه جنگ رادیویی به خاطر وجود کانالهای رادیویی بسیار کاراتر است. که شامل ارتباطات رادیویی، ایجاد اختلال در ارتباطات رادیویی دشمن و شنود(استراق سمع) گفتگوهای دشمن است. در این مقاله سعی شده است ارتباط موجود بین زیرساختها را به طوری ایمن کرد که حتی در صورت نفوذ دشمن به کانالهای جانبی نتوانند به محتوی اصلی داده ها دسترسی پیدا کنند. نتایج شبیه سازی های استقامت بالای 99.7 درصد در الگوریتم AES 256 را نشان می دهد.
هویت سازی های جدید و مسئولیت پذیر در پرتو تمهید آموزش شهروندی دیجیتال به دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ملی سال ۲۴ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۹۵)
29 - 58
حوزههای تخصصی:
در دنیای معاصر، کودکان و نوجوانان با بهره گیری از قدرت رسانه های دیجیتال و فناوری های نوین به کشف، شناخت و یادگیری جهان پیرامون خود پرداخته و به شیوه های جدید رشد کرده و هویت خود را می سازند. با این قدرت، کودکان و نوجوانان فرصت های بزرگی در اختیار دارند؛ اما با چالش ها و معضلاتی نیز روبه رو هستند. مدارس نیز با پیامدهایی ازجمله امنیت آنلاین، آزار و اذیت سایبری، تجاوز به حریم خصوصی، سخنان نفرت پراکن، اطلاعات نادرست و حواس پرتی دیجیتالی دست وپنجه نرم می کنند. برای رسیدگی به این مسائل، بسیاری از مدارس در تلاش اند با گنجاندن آموزش شهروندی دیجیتال به عنوان بخشی از برنامه های درسی خود، فرهنگ و دانش مثبتی را پیرامون رسانه و فناوری ایجاد کنند. بسیاری از کشورهای پیشرفته و درحال توسعه، آموزش شهروندی دیجیتال در مدارس خود را آغاز کرده اند. برنامه درسی شهروندی دیجیتال به حوزه هایی می پردازد که براساس تحقیقات دانشگاهی و نگرانی های کودکان، معلمان و والدین طراحی شده است. این آموزه ها برای پرورش مهارت ها و کمک به کودکان و نوجوانان طراحی شده اند که این موضوع از اهمیت بسیاری برخوردار است؛ زیرا کودکان و نوجوانان در طول زندگی خود با استفاده از رسانه ها و فناوری نوین و از طریق آن با تصمیمات و پیچیدگی های بسیاری روبه رو هستند؛ از آنچه مصرف می کنند و آنچه را که به اشتراک می گذارند تا نحوه تعامل و ارتباط با دیگران؛ بنابراین، پژوهش حاضر تلاش دارد با بهره گیری از روش تحقیق بنیادی به این پرسش پاسخ دهد که آموزش شهروندی دیجیتال به نوجوانان شامل چه ابعاد و ویژگی هایی است؟ و بُعد هویتی و ارزشی این آموزه ها چیست؟ نوع این پژوهش کاربردی است و می تواند منجربه تدوین برنامه درسی آموزش شهروندی دیجیتال در مدارس و درنتیجه، تربیت نسلی آشنا به فرصت ها و آسیب های فضای دیجیتال و بهره گیری مناسب نسل جدید از فضای دیجیتال شود.
Deconstruction of Colonial Policies, Especially England, in the History of Iran (Case Study: Volume Seven of Cambridge)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
favorable with the Western-oriented attitude and the History of Iran Cambridge is a prominent example. The authors of the 7th volume of the Cambridge History of Iran briefly were reviewed the political and economic transitions of Iran during the Qajar and Pahlavi periods, without scientific and analytical explanation, and they passed by it descriptively.The important point was disregard their of British colonial policy in the political and economic transitions and foreign relations of Iran during the Qajar period and the Pahlavi dynasty.
Toleration and Mutual Recognition in Hybrid Globalization(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین المللی سال ۲۰ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۷۸)
51 - 80
حوزههای تخصصی:
We are witnessing a new phase of globalization that can be characterized as hybrid. This conceptualization follows the concept of hybrid warfare and essentially encompasses the tense process of ongoing globalization and simultaneous local and regional resistance to it. As a result, identities worldwide are becoming uncertain, fluid (Zygmunt Bauman), or even dissolved. This process of dissolution leads to fragmented identities, held together with difficulty by age-old ideologies - or by violence. An alternative way of securing identity in this process of dissolution is the mutual recognition of the world's civilizations, which tolerance necessarily presupposes. Tolerance, however, also implies drawing the line at what is not to be tolerated. It is precisely in a process of mutual recognition that differences must not be overlooked. For example, tolerance is understood as a right in the liberal understanding, but as a task and duty in Islamic thinking. But we must not stop at the differences. In this respect, a perspective of tolerance as a process is developed here and clarified with the concept of an ascending cycle. The concept of Mulla Sadra, the important Islamic philosopher, contains the seeds of a concept of tolerance that is indispensable for intercultural dialogue and preserving identity.
مؤلفه های مقاومت در بیانیه گام دوم انقلاب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بیانیه گام دوم انقلاب درصدد تبیین مسیر چهار دهه دوم انقلاب اسلامی است. اهمیت این سند سبب شده تا پژوهشگران از ابعاد مختلفی آن را تحلیل نمایند. نگارندگان با توجه به دشمنی کشورهای سلطه گر با جمهوری اسلامی ایران و اینکه کشورمان تجربه چندین دهه مقاومت در برابر استبداد داخلی و استکبار خارجی را دارد؛ درصدد تبیین مؤلفه های مقاومت در این بیانیه هستند. برای این منظور از روش تحلیل مضمون بیانیه استفاده نموده اند. نتیجه تحقیق نشان می دهد مقاومت در بیانیه گام دوم با دوازده مؤلفه قابل تبیین است که عبارتند از: بی اعتمادی به دشمن، مرزبندی با دشمن، اجتناب از سبک زندگی غربی، جهاد علمی، تمدن سازی، کسب اقتدار، روحیه جهادی، اتکا به توان داخلی، دین مداری، تقویت اقتصاد، پایبندی به ارزش ها و ایستادگی در برابر دشمن.
سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و تحولات جدید در جبهه مقاومت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جبهه مقاومت از کنشگران جدید در نظام بین الملل محسوب می شود که در دو دهه اخیر به طور متناوب در ادبیات علوم سیاسی و روابط بین الملل مورد اشاره و تحلیل قرار گرفته است. این پژوهش بر آن است تا با بررسی اهمیت جبهه مقاومت برای جمهوری اسلامی ایران به مطالعه مؤلفه های اصلی در شکل دهی به آینده سیاست خارجی جمهوری اسلامی در پرتوی تحولات جدید در این جبهه بپردازد. محقق با استفاده از روش تحلیل نظریه مبنا، نسبت به تحلیل یافته ها اقدام و نشان داده است که حرکت به سوی تبدیل جبهه مقاومت به یک کنشگر پایدار منطقه ای و در عین حال تلاش برای تنش زدایی با سایر بازیگران منطقه ای و بین المللی، مهم ترین مؤلفه ای است که آینده رفتار ایران در عرصه سیاست خارجی را تحت تأثیر قرار خواهد داد.
«امکان طرح تاریخ محذوفان» بر اساس ایده پساتاریخ در اندیشه «جانی واتیمو»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مضامین مهم در فلسفه سیاسی متأخر، نقد فلسفه تاریخ خطّیِ مبتنی بر ایده پیشرفت بوده است. در نتیجه پژوهش های انجام شده در این باب در حوزه مطالعات پسا استعماری، آشکار شده که تاریخ خطی واجد پیش فرض های غرب محورانه ای بوده که در خدمت تاریخ واقعیِ سرکوب محذوفانِ غیر غربی بوده است. همچنین در این پژوهش ها، درباره عوامل انضمامی فروپاشی فلسفه تاریخ غربیِ مبتنی بر ایده پیشرفت و به دنبال آن امکان طرح «تاریخ محذوفان»، از زوال استعمار تا شکل گیری دولت های ملی بحث شده است. در این مقاله اما با ابتنای بر اندیشه فیلسوف پسامدرن معاصر، جانی واتیمو، تلاش می شود تا از صرف بحث انضمامی در این باب فراتر رفته، با نشان دادن نسبت فلسفه تاریخ مبتنی بر ایده پیشرفت با متافیزیک رئالیستی، نخست امتناع انتولوژیک «طرح تاریخ متافیزیکی عام و پیشرفت محور» آشکار شود. دوم بر این مبنا و به کمک نیهیلیسم هرمنوتیکی در اندیشه واتیمو، ایده پساتاریخ که همانا بیانگر امتناع انتولوژیک تاریخ خطی، ابژکتیو و عامِ پیشرفت بنیان است، به عنوان زمینه نظری امکان طرح تاریخ محذوفان ارائه شود.
Spatial Analysis of Presidential Elections in Iran, the Case of the 2017 Elections
منبع:
World Sociopolitical Studies, Volume ۷, Issue ۳, summer ۲۰۲۳
447 - 475
حوزههای تخصصی:
Electoral geography is often considered a major branch of behavioral geography, which takes into account certain political functionalities. This analysis is particularly important in the case of Iran, where political behaviors and social, behavioral, and geographical complexities take on a unique form. This in turn certainly impacts the combination and function of different political institutions in Iran, especially in the case of presidential elections, at various local, regional, and national scales. In this light, the present study proceeds with an exploratory analysis of spatial data on different electoral sectors to find a balanced spatial division (zoning) of Iran based on principles of electoral geography, which also provides certain indications into existing spatial inequalities. The analysis is based on the assumption that concepts of electoral geography-consisting of a diverse range of spatial-political aspects of election-integrated with exploratory analyses, may prove helpful in establishing fair elections in Iran. The results of this study reveal that the distribution of election votes shows a significantly positive general spatial autocorrelation, which is indicative of the spatial clustering of votes in Iran. Regarding the relationship between the distribution of votes and social and economic variables, votes tallied for Rouhani had positive and significant correlations with factors of relative population aged 25 to 64, relative student population studying at higher education, the ratio of university educated population, unemployment rates, rental rates, housing quality, and the rate of urbanization in all cities. However, for Raeesi, the analysis of the votes indicates a positive and significant correlation between relative population aged 0 to 24, population above 64, employment rates, ratio of households with disabled members, house ownership and ruralization.
The Challenges of Nation- State Building in the Islamic World (Case Study: Iraq)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Undoubtedly, the process of nation-state building has been one of the most significant challenges faced by many countries across the world, particularly in Islamic nations, over the past century. This issue is so critical that it can be argued that the primary root of insecurity and instability in many of these countries lies in the weakness and ongoing crisis of nation-state building, especially in states that function as quasi-states or post-colonial entities. In such circumstances, the inability of these states to provide the basic functions of statehood has paved the way for insecurity, instability, and both internal and international conflicts. Iraq stands as a prime example of a failed state, struggling to transition through the process of nation-state building, and as a result, it has faced multiple domestic and foreign challenges. This paper seeks to evaluate the complexities and obstacles of nation-state building in Islamic countries, with a particular focus on Iraq. The analysis highlights several major challenges hindering the successful establishment of a cohesive nation-state in Iraq, including the historical roots and barriers preventing the formation of a unified national identity, the deep ethnic and sectarian divisions, external interventions, and the failure of governance, particularly in the post-Saddam era of consociational democracy.
نقش الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت در شکل گیری تمدن نوین اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات سیاسی تمدن نوین اسلامی سال ۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۶
117 - 140
حوزههای تخصصی:
تمدن نوین اسلامی که اصطلاحی نوظهور محسوب می شود، در سال های اخیر توسط حضرت آیت الله خامنه ای، رهبر انقلاب اسلامی مطرح شده و ناظر بر این نکته است که پیروزی انقلاب اسلامی یک نقطه عطف برای تغییرات عظیمی است که در نهایت می تواند به شکل گیری تمدنی نوین در جهان اسلام منتهی شود. یکی از الزامات مهم دستیابی به تمدن نوین اسلامی، برخورداری از الگویی اسلامی ایرانی برای پیشرفت است. بر این اساس ارائه الگویی که مطابق با آموزه های اسلامی، ضمن حفظ فرهنگ و ارزش های بومی، عوارض و پیامدهای ناگوار الگوهای غربی را هم نداشته باشد و جنبه های مادی و معنوی پیشرفت را در بر گیرد، مسئله مهمی است که می تواند در نهایت به تمدن نوین اسلامی ختم شود. با توجه به اهمیت موضوع، مقاله حاضر در صدد است با استفاده از روش توصیفی تحلیل به این سوال پاسخ دهد که «الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت چه نقش و تاثیری می تواند در شکل گیری تمدن نوین اسلامی ایفا کند؟» در پاسخ به این سوال، فرضیه بحث چنین تبیین شده که «الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت با تاکید بر معنویت متکی بر دین اسلام می تواند زمینه ساز شناخت استعدادها و بهره گیری مناسب از آن ها و پیشرفت مطلوب در همه ابعاد و با کمترین آسیب شود و تاثیر شگرفی بر شکل گیری تمدن نوین اسلامی بگذراد.»
تحلیل محتوای آثار گفتمان مذهبی در فرایند انقلاب اسلامی بر اساس نظریه جیمز پل جی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه علوم سیاسی سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۷۱)
79 - 120
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی مقاله حاضر تحلیل محتوای آثار گفتمان مذهبی با استفاده از روش نظریه تحلیل گفتمان جیمز پل جی است. گفتمان مذهبی با الهام از آثار و کتب موثر سعی در جذب مردم در فرایند انقلاب اسلامی بود.نویسنده در این مقاله در پی پاسخ به این سوال است که تحلیل محتوای آثار گفتمان مذهبی در فرایند انقلاب اسلامی بر اساس نظریه جیمز پل جی به چه صورت می باشد؟ گفتمان مذهبی در فرایند انقلاب اسلامی به دو خرده گفتمانِ نواندیشان مجدد و نواندیشان متجدد تقسیم می شود. روش مورد استفاده در این مقاله روش تحلیل گفتمان با کمک از نظریه تحلیل گفتمان جیمز پل جی است. یافته های پژوهش نشان می دهد با توجه به هفت مولفه سازندگیِ نظریه جیمز پل جی، هر دو خرده گفتمان در وضعیت زندگی مسلمانان، در برداشت از اسلام، در عدم توجه مسلمانان به اسلام، در اسلام به عنوان دین کامل، در هویت دینی ایرانی، در نقش استعمار، در مفاهیم ارزشی دینی، در فقه پویا، در بهره گیری از عاشورا، در بازگشت به خویشتن، در ترسیم وضعیت مطلوب، در احیای عزت نفس، در حمایت از مستضعفین و در وحدت سیاسی دارای وجوه اشتراک هستند. از سوی دیگر هر دو خرده گفتمان در آسیب شناسی مسائل جامعه، در ایران شناسی، در دال مرکزی، در حمایت یا عدم حمایت از پهلوی، در تبیین دین سنتی، در پذیرش علوم و فنون جدید، در نوع آگاه سازی جامعه مخاطب، در تقدس بخشی، در تمسک به سنت و در عامل انحطاط دارای وجوه افتراق و اختلاف هستند.
حدود و ثغور نرمش قهرمانانه در سیره سیاسی امیر المومنین علی (ع) در نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات اعتقادی سیاسی سال اول تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
113-124
حوزههای تخصصی:
از سبک و سیاق مرسوم در سیاست های امروزی حکومت ها؛ نرمش، انعطاف و مذاکره باهدف رسیدن به بهترین نتیجه برای حل تعارضات، اختلافات و تنش های موجود چه در امور داخلی و چه در سیاست خارجی آن هاست. آنچه در اسلام دررابطه با رفتار و ارتباط با معاندین و مخالفان سیاسی حکومت ضرورت دارد و قابل تأمل است، اصل نرمش، انعطاف و مداراست و این اصول نیز بر پایه شریعت و با تأکید بر اصل عزت، حکمت و مصلحت مبتنی است. هدف اصلی این پژوهش، شناخت، تشریح و تبیین حدومرزهای نرمش قهرمانانه در سیره سیاسی علی (ع) و تأثیرات و پیامدهای به کارگیری این تاکتیک در رفتار افراد و گروه های مختلف جامعه اسلامی است. این تحقیق از نظر روش انجام کار، توصیفی - تحلیلی و از نظر روش گردآوری داده ها، کتابخانه ای است. نتایج، حاکی از آن است که در مدت زمان حیات سیاسی علی (ع) ایشان در مقاطع مختلف و بنا به شرایطی از این تاکتیک استفاده نموده و همه آن نرمش ها در جهت حراست از اصل اسلام و مسلمین به کار گرفته شده است. نرمشی که ایشان در امور سیاسی به انجام رسانده اند، در چارچوب ارزش ها و بر اساس مصالح امت بوده و به شرایط و اوضاع جامعه نیز توجه همه جانبه داشته است. ایشان حق گرایی و پایداری بر اصول را به صراحت جزء برنامه های حکومتی خود اعلام می کند و بیان می دارد که شرایط و اوضاع مختلف سیاسی، نباید انسان را به مصالحه و نرمش بر سر اصول و حقایق وادار کند.
مبانی فرانظری نظریه فمینیسم در روابط بین الملل(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
رشته روابط بین الملل در حوزه نظریه پردازی طیف وسیعی از نظریات را در بر می گیرد. از طیف سنتی نظریات روابط بین الملل گرفته تا نظریات متاخر و انعکاس گرایی که واکنشی به نظریات سنتی و حاکم در روابط بین الملل بوده است. یکی از مهمترین تحولات در زمینه نظریه های روابط بین الملل، مطرح شدن مباحث فرا نظری در این حوزه می باشد. مباحث فرانظری در روابط بین الملل از اواخر قرن بیستم و بخصوص در آخرین مناظرات روابط بین الملل که مناظره میان خردگرایان و نظریه های انعکاسی بود، مطرح شد و این مناظره بیشتر ماهیتی فلسفی داشته و از حوزه فلسفه علم برای بررسی و ارزیابی دیگر نظریات کمک گرفته است. فرانظریه در واقع به بررسی، تحلیل و توصیف نظریه می پردازد. بعبارتی دیگر فرانظریه با ابعاد هستی شناسانه، معرفت شناسانه و روش شناسانه یک نظریه سرو کار دارد. یکی از نظریات متاخر و انعکاسی در حوزه روابط بین الملل، نظریه زن باوری یا فمینیسم می باشد. بیشتر طرفداران این نظریه از پساساختارگرایی الهام گرفته اند. فمینیست ها همچنین ابعاد هستی شناسی، معرفت شناسی و روش شناسی نظریه های سنتی روابط بین الملل و بطور اخص رئالیسم را زیر سوال می برند و آنها را برای تحلیل واقعیت های جهان امروز ناکافی می دانند. هدف این پژوهش بررسی و آشنایی با ابعاد هستی شناختی، معرفت شناختی و روش شناختی نظریه فمینیسم است و اینکه این ابعاد تا چه اندازه می تواند شناخت دقیق تر و بهتری را در حوزه روابط بین الملل و مسائل سیاست جهانی به ما بدهد.
بررسی اهداف اقتصادی ایران و چین در سند همکاری جامع راهبردی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
روابط ایران و چین پیشینه تاریخی طولانی دارد. اولین ارتباطات آنها از طریق جاده ابریشم قدیم صورت گرفت و امروزه با طرح جاده ابریشم نوین توسط چین و سند همکاری جامع راهبردی ۲۵ ساله، روابط دو کشور به سطح مشارکت راهبردی گسترش پیدا کرده است. چین برای عملیاتی کردن طرح کمربنده راه با کشورهای زیادی سند همکاری امضا کرده است. ایران نیز به دلیل موقعیت زئوپلیتیکی خاص، مورد توجه ویژه پکن قرار گرفته است. از این رو، در 7 فروردین ۱۴۰۰ سند همکاری جامع راهبردی ۲۵ ساله بین وزرای خارجه ایران و چین به امضاء رسید که قرار است نقشه راهی برای همکاری آینده طرفین باشد. پژوهش حاضر تلاشی است برای پاسخ به این پرسش که جمهوری اسلامی ایران و چین از طریق سند همکاری جامع راهبردی ۲۵ ساله چه اهداف اقتصادی را دنبال می کنند؟ فرضیه مطرح شده این است که اصلی ترین هدف چین در قرارداد مذکور تنوع بخشی به منابع انرژی و تأمین امنیت آن است. از طرف دیگر، مهم ترین هدف جمهوری اسلامی ایران نیز رهایی از محاصره اقتصادی از طریق افزایش مبادلات تجاری با چین در شرایط اعمال تحریم های اقتصادی است. روش پژوهش حاضر توصیفی – تحلیلی و گردآوری اطلاعات نیز به صورت استفاده از منابع مکتوب اعم از کتب، مقالات، اسناد و داده های اینترنت می باشد.
بازپژوهی مفهوم «امور حسبیه» و متصدی آن در نگره فقه امامی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
حکومت اسلامی سال ۲۸ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۸)
73-102
حوزههای تخصصی:
واژگانی مانند «حسبه» و «امور حسبیه» به عنوان شأنی از شؤون فقیه، در متون فقهی فراوان به کار رفته است. با این حال، در بسیاری از این متون، اولاً معنای یک دست و روشنی دیده نمی شود و ثانیاً در تصدی آن نیز فقیهان هم نظر نیستند. امروزه با بسط ید فقیهان، پاسخ به دو سؤال ذیل، ضرورتی مضاعف دارد: یک. «امر حسبی» در متون فقهی به چه معناست؟ دو. تصدی آن با چه کسی است؟ نویسنده در پژوهشی توصیفی تحلیلی به این نتیجه می رسد که «امر حسبی» در دو معنای فقهی، مصطلح شده است و اصطلاح دوم، شأنی از شؤون فقیه است و آن هر عمل نیکی است که دارای مؤلّفه های ذیل باشد: 1. حرمت اولیه تصرّف دیگران در آن ها. 2. ضرورت تصرّف در آن ها و 3. احتمال دخالت اجازه حاکم شرعی در چنین تصرّفی. در بحث تصدی «امور حسبیه» در مجموع از کلمات فقیهان، چهار نظریه قابل استفاده است که به نظر می رسد باید بین مواردی که نصی بر تصدی آن ها وارد شده؛ مانند ولایت بر اموال یتیم و لقطه و مجهول المالک و سایر موارد، تفصیل داد. در موارد منصوص، مؤمن ثقه و در سایر موارد، حاکم شرع، عهده دار آن هاست.