فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۴۸۱ تا ۱٬۵۰۰ مورد از کل ۳۳٬۳۰۷ مورد.
منبع:
پژوهش های روابط بین الملل دوره ۱۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۵۴)
125 - 150
حوزههای تخصصی:
با شکل گیری تحولات سیاسی در یمن، بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای بر اساس منافع و علایق خود، جهت گیری های مختلفی را در رابطه با این کشور که اهمیت ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک خاصی در منطقه خاورمیانه دارد، اتخاذ نموده اند. در این میان، تلاش پیگیر برخی دولت ها برای تغییر وضع موجود و برخی دیگر در جهت حفظ وضع موجود در این کشور در راستای افزایش قدرت خود، از جلوه های بارز تحولات سیاسی در یمن محسوب می شود که بر پیچیدگی اوضاع این کشور افزوده است. این پژوهش می کوشد با توجه به جایگاه استراتژیک یمن و اهمیت آن برای دو رقیب منطقه ای و شکل گیری رقابت درون منطقه ای و بین المللی به این سؤال پاسخ دهد که نقش ایران در بحران یمن چه تاثیری بر امینت عربستان می گذارد؟ یافته های پژوهش مبنی بر این است که سیاست خارجی ایران در قبال بحران یمن به عنوان قدرت منطقه ای در مقابل نظام وابسته ی سابق و پشتیبان حرکت مردمی برای رهایی از سلطه و وابستگی های خارجی در این کشور قرار دارد. همچنین سقوط نظام وابسته ی عربستان در یمن و نقش و جایگاه شیعیان و انقلابیون خواهان دموکراسی، می تواند نقش تعیین کننده ای در تضعیف جایگاه عربستان و تقویت جبهه ی مقاومت و همچنین تغییر موازنه قوا به ضرر این کشور و به نفع جمهوری اسلامی ایران که بدون شک قدرت اول منطقه ای در خاورمیانه است، ایفا نماید. هدف این پژوهش بررسی نقش ایران در بحران یمن و تاثیر آن بر امنیت عربستان است. روش پژوهش مورد استفاده روش توصیفی – تحلیلی با استفاده از داده های کتابخانه ای است.
گرایش به بین الملل گرایی در سیاست خارجی دولت های جمهوری خواه ایالات متحده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی آمریکا سال ۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۱۵)
149 - 177
میزان گرایش به بین الملل گرایی در دولت های مختلف ایالات متحده، تأثیر مستقیمی بر روی میزان مداخله گرایی این کشور در مناطق مختلف جهان به ویژه منطقه غرب آسیا داشته و از این طریق، همواره امنیت و منافع ملی ایران را متأثر ساخته است. برخلاف دولت های دموکرات، این نوع گرایش در دولت های جمهوری خواه نوسان شدیدی را تجربه کرده و در طول یک قرن گذشته، دو بار از تمایل سنتی به انزواگرایی به یک بین الملل گرایی ستیزه جویانه تغییر جهت داده است. پژوهش حاضر برای پاسخ به چرایی چنین تحولی در ترجیحات سیاست خارجی حزب جمهوری خواه، از چارچوب نظریه واقع گرایی نوکلاسیک و روش پژوهش تاریخی بهره می برد تا بتواند با تجزیه و تحلیل پویایی های موجود در ترجیحات سیاست خارجی جمهوری خواهان در دو مقطع تاریخی پس از جنگ جهانی دوم و پس از حمله 11 سپتامبر، عوامل مؤثر بر رخداد چنین تحولی را شناسایی کند. نتیجه بررسی های یاد شده بیانگر آنست که در هر دو مقطع، جمهوری خواهان علیرغم عدم تمایل ذاتی به بین الملل گرایی، به دلیل ظهور تهدید بزرگ کمونیسم شوروی پس از جنگ جهانی دوم و جلوه گر شدن تهدید تروریسم پس از حادثه 11 سپتامبر، گرایش قابل ملاحظه ای را نسبت به یک بین الملل گرایی ستیزه جویانه در جهت مقابله با ابعاد مختلف تهدیدهای یاد شده نشان داده اند. به این ترتیب، برآیند ترجیحات سیاست خارجی جمهوری خواهان بیانگر آنست که در شرایط ظهور منابع عمده تهدید علیه امنیت ابالات متحده، گرایش آن ها به بین الملل گرایی افزایش قابل توجهی داشته است. خصیصه ای که در حزب دموکرات به این شدت مشاهده نمی شود.
ایران و روسیه: از امکان تا امتناع روابط راهبردی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توسعه و درپیش گرفتن روابط راهبردی در عرصه سیاست خارجی از مهم ترین رویکرد های کنشگرایانه دولت ها برای تأمین منافع ملی آنان در سطح های منطقه ای و فرامنطقه ای است و روابط کشور ها را دست خوش تغییر می کند. روابط ایران و روسیه در چهار دهه گذشته، با تغییرهای فراوانی همراه بوده است. با وجود همکاری های قابل توجه در حوزه های ژئوپلیتیک، از جمله بحران سوریه، مسئله هسته ای ایران و بحران اوکراین این روابط به سطح راهبردی نرسیده است. در این نوشتار با بهره گرفتن از روش کیفی و تحلیل داده های موجود، فرصت ها و چالش های موجود در جهت توسعه روابط راهبردی را بررسی می کنیم و نشان می دهیم عامل های ساختاری ناپایدار و موانع سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی مانع تحقق این هدف شده اند. در این نوشتار تلاش می کنیم به این پرسش پاسخ دهیم که چه امکان ها و موانعی در روابط ایران و روسیه به منظور ایجاد روابط راهبردی وجود دارد؟ همچنین با روشی کیفی و مبتنی بر تحلیل و تفسیر داده های موجود این فرض را مطرح می کنیم که با وجود درهم تنیدگی روابط ایران و روسیه در بسیاری از حوزه ها و همکاری های گسترده در موضوع های منطقه ای و فرامنطقه ای، چالش های ساختاری، سیاسی و اقتصادی، از جمله رقابت در حوزه انرژی، تحریم های اقتصادی و بی اعتمادی، مانع دستیابی به روابط راهبردی میان دو کشور شده است.
تأثیر راه گذر زنگه زور بر وزن ژئوپلیتیکی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پس از درگیری جمهوری آذربایجان و ارمنستان، راه گذر زنگه زور به عنوان فضایی اصلی و راهبردی مطرح شد که بنا بر بند 9 توافق سه جانبه در مسکو، به جمهوری آذربایجان اجازه دسترسی به جمهوری خودمختار نخجوان را می دهد. متأثر از این دسترسی، امکان پیوسته کردن سرزمین های ترک نشین فراهم می شود. در این نوشتار با واکاوی تأثیرهای راه گذر زنگه زور، به این پرسش پاسخ می دهیم که چگونه این راه گذر بر وزن ژئوپلیتیکی ایران تأثیر می گذارد؟ یافته های نوشتار نشان می دهد که با درنظرگرفتن جایگاه راهبردی راه گذر زنگه زور، اجرایی شدن این راه گذر در استان سیونیک ارمنستان، در میان مدت و بلندمدت پیامدهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی نظامی برای ایران دارد که به دلیل تاثیر ژئوپلیتیکی و کنشگری بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای، موجب تهدید منافع ایران و کاهش وزن ژئوپلیتیکی آن می شود. از جنبه نظری این راه گذر، سبب ائتلاف نظامی ترکیه و جمهوری آذربایجان، اتحادهای اقتصادی بدون حضور ایران و تقویت سازمان کشورهای ترک زبان می شود که می توان بر اساس نظریه منطقه گرایی آن را بررسی کرد. در این نوشتار با روش کیفی و رویکرد توصیفی تحلیلی، داده های کتابخانه ای را تجزیه وتحلیل می کنیم.
ایران و سازمان همکاری شانگهای: همکاری های علم و فناوری در دوران پساجهانی گرایی فناوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عضویت کامل ایران در سازمان همکاری شانگهای چرخشگاهی مهم محسوب می شود و ایران را به نهمین عضو این سازمان منطقه ای بزرگ تبدیل کرده است. در این نوشتار فرصت ها و چالش های عضویت ایران در سازمان همکاری شانگهای در دوران پساجهانی گرایی فناوری را بررسی می کنیم. فرضیه این نوشتار این است که با وجود مانع های سیاسی، نهادی و فرهنگی، عضویت ایران در سازمان همکاری شانگهای می تواند با ارتقای همکاری های منطقه ای، توانمندی های فناورانه آن را افزایش دهد. با استفاده از رویکرد تحلیل روند، سیر تکامل الگوهای همکاری بین المللی در زمینه علم و فناوری را بررسی و راهبردهای جدیدی را در عصر پساجهانی گرایی فناوری شناسایی می کنیم. در ادامه، مبتنی بر چارچوب نظری منطقه گرایی به موردکاوی عضویت ایران در سازمان همکاری شانگهای می پردازیم. نتایج نشان می دهند که ایران در این زمینه با فرصت هایی چون امکان دسترسی بهتر به منابع مالی علم و فناوری، حضور در زنجیره های ارزش منطقه ای و افزایش رقابت پذیری بین المللی، کاهش وابستگی و افزایش خودکفایی در فناوری و مشارکت در توسعه فناوری های نوپدید و تدوین استانداردهای جدید روبه رو است. ایران برای بهره برداری بهتر از این فرصت ها، باید تنش های ژئوپلیتیکی، تفاوت های نهادی و مانع های فرهنگی را مدیریت کند. در پایان برای مداخله های سیاستی به منظور بیشینه کردن مزایای عضویت ایران در سازمان همکاری شانگهای توصیه هایی ارائه می دهیم.
افول آمریکا و ظهور چین: ارزیابی بر اساس شاخص های سنتی و فناورانه قدرت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی آمریکا سال ۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۱۶)
69 - 105
یکی از مباحث جدی در میان تحلیلگران و صاحبنظران سیاسی در آمریکا و سایر نقاط جهان بحث افول آمریکا و زمان تحقق آن است. پیش بینی کارشناسان سیاسی شکل گیری نظام چندقطبی با برتری اقتصادی چین نسبت به رقبا است. هدف مقاله پیش رو ارزیابی افول آمریکا و موقعیت جهانی چین است. پرسش اصلی این است که چه ارزیابی می توان از افول آمریکا و جایگاه کنونی چین داشت؟ برای پاسخ به سؤال فوق مبتنی بر رویکرد توصیفی- تحلیلی از روش مطالعه اسنادی استفاده شده و شیوه گردآوری داده ها نیز به صورت کتابخانه ای بوده است. همچنین برای ارزیابی موقعیت کنونی آمریکا و چین شاخص های سنتی و فناورانه قدرت مورد استفاده قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان می دهد اگرچه به لحاظ اقتصادی، سیاسی و اخلاقی آمریکا موقعیت پیشین خود را از دست داده است؛ با این حال در شاخص های فناورانه قدرت موقعیت بهتری نسبت به چین دارد. با این وجود، این امر به معنای تداوم قدرت آمریکا نیست و توانایی بهره برداری مؤثر از فناوری های جدید می تواند کشورهای ضعیف تر یا بازیگران غیردولتی را قادر سازد تا قدرت مستقر را به چالش بکشند که در نهایت منجر به یک نظم جهانی چندقطبی شود.
بررسی عوامل ایدئولوژیکی گرایش به پوپولیسم در ایران معاصر(مطالعه موردی دهه 1320 هجری خورشیدی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پوپولیسم ویژگی سیاست در دوران مدرن می باشد، دورانی که نقش قدرت مردم در عرصه سیاست و نحوه بهره گیری از آن اهمیت و موضوعیت پیدا کرد. پوپولیسم به معنای توسل بی واسطه و بی قاعده به قدرت مردم، یکی از مهمترین آسیب ها و چالش هایی است که نظام سیاسی مبتنی بر نمایندگی تاکنون با آن دست به گریبان بوده است. بی تردید پوپولیسم مانند هر پدیده سیاسی و اجتماعی، متأثر از عوامل و زمینه هایی است که در گرایش به آن تاثیرگذار می باشد. ابزاربودگی و خلأ ارزشهای بنیادین پوپولیسم باعث گشته تا این پدیده از ضعفها و نداشته های سیاسی و اجتماعی یک جامعه وهمچنین سایرامکان های اندیشگی و ایدئولوژیکی استفاده نماید. در این مقاله تلاش شده است عوامل ایدئولوژیکی گرایش به پوپولیسم در دهه 1320 هجری خورشیدی ، از طریق روش تحلیل کیفی و با بهره گیری از نظریات پل تاگارت در خصوص پوپولیسم مورد بررسی قرارگیرد. نتایج به دست آمده بیانگر آن است که عوامل ایدئولوژیکی (ایدئولوژی توده ای و ناسیونالیسم) در گرایش به پوپولیسم تاثیرگذار بوده است.
The Profound Impact of two Contemporary writers, Sadegh Hedayat and Ahmed Shamlou, on the Crisis of National Identity in Modern Iran(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
International Journal of Political Science, Vol ۱۴, No ۳ , ۲۰۲۴
101 - 123
حوزههای تخصصی:
The contemporary history of Iran is deeply intertwined with the problem of the Iranian identi-ty crisis, making it a significant area of study. The main question of this research is: What impact have intellectuals had on the national identity crisis in Iran? This research, using Skinner's hermeneutic method, is conducted on the works and ideas of Hedayat and Shamlou, who are both intellectuals of contemporary history and from two different generations. The presupposition is that intellectual writers have exacerbated the national identity crisis and have had a destructive impact on Iran's national identity in the contemporary era. The results show that Hedayat had a fragmented identity and considered Iran's issues and problems to be a result of superstition born from religion. He believed in a form of extreme archaizing and chal-lenged religious identity in his works. Shamlou, with secular thoughts, opposed what he called "Iranianism" and criticized Iran's cultural roots and symbols. This research not only sheds light on the past but also paves the way for future studies in this area, offering a hopeful outlook on the potential for positive change in Iran's national identity crisis.
A Fundamental Analysis of British Foreign Policy and Its Impact on Iran-Britain Relations(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Review of Foreign Affairs, Volume ۱۵, Issue ۳۹- Serial Number ۱, Winter and Spring ۲۰۲۴
119 - 138
حوزههای تخصصی:
After the end of the Cold War between the Soviet Union and the United States and the collapse of the bipolar system, the British government, as a secondary power, sought to revise its foreign policy principles based on the necessities of the 21st century. Especially after the events of September 11, 2001, London officials reviewed the foundations of the country's foreign policy within the framework of a new international order centered on the United States. As a result of the new structure of British foreign policy, the political relations of this country with other international actors underwent changes, such that this issue also impacted the bilateral relations between London and Tehran. This research examines the foundations of British foreign policy as the main pillars of the country's foreign relations in the post-September 11 era. This article analyzes this topic using a descriptive-analytical method based on a foundational approach. The aim of this writing is to answer the main question: "What are the most important foundations of British foreign policy and what effects do they have on Britain's bilateral relations with the Islamic Republic of Iran?" The results of this research indicate that commercial diplomacy, energy security, US-British special relationship, the maintenance of the security and survival of the Zionist regime, and attention to human rights issues with specific perspectives are among the most important foundations and constructs of British foreign policy, each of which has in some way darkened and challenged relations between London and Tehran.
Multilateralism in East Asia and Iran's "Look to the East" Policy(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Review of Foreign Affairs, Volume ۱۵, Issue ۴۰- Serial Number ۲, Summer and Autumn ۲۰۲۴
409 - 424
حوزههای تخصصی:
Multilateralism deals with cooperation and coordination between countries with the aim of achieving common goals. Multilateralism, especially in the East Asian region, plays an important role in facilitating cooperation and coordination between countries to face challenges and take advantage of common opportunities. This policy helps by forming institutions and mechanisms such as unions and regional institutions, promoting trade and investment, cultural and educational exchanges, and resolving regional and international conflicts. The present article answers the key question; what effect has the process of multilateralism in East Asia had on the policy of looking towards the East of Iran? In response to this question and using the analytical descriptive method, to examine the different approaches and strategies of East Asian countries in creating multilateral institutions such as ASEAN plus three, China-ASEAN Free Trade Area, Asian Infrastructure Investment Bank and the Belt and Road Initiative. which has led to the strengthening of the policy of looking towards the east of Iran, has been discussed. Participation in East Asian multilateralism brings economic opportunities for Iran, access to new resources and markets, strengthening of technology, strengthening of political relations and diplomacy, and interaction with regional actors. These reasons can encourage Iran to play a role in the framework of East Asian multilateralism and develop its relations with the countries of the region. These proposals may include strengthening economic exchanges, establishing political and security cooperation mechanisms, facilitating cultural and educational exchanges, and promoting public diplomacy between the respective countries.
بررسی تطبیقی پر داخت پیش از موعد قرارداد در اسلام و حقوق موضوعه و اسناد بین المللی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روابط بین الملل دوره ۱۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۵۲)
259 - 279
حوزههای تخصصی:
زمان اجرای تعهد، از عناصر اساسی و تأثیرگذار در روابط قراردادی و تعیین کننده حدود مسؤولیت طرفین است. طرفین قرارداد ملزم اند تعهدات خود را در موعد مقرر ایفا کنند؛ موعدی که معمولاً ناشی از توافق آن ها است و در صورت فقدان توافق، با استناد به عرف و قانون تعیین می شود. در حالی که تأخیر در ایفای تعهد امری شایع با ضمانت اجرای مشخص است، پرسش اصلی این پژوهش آن است که آیا متعهد می تواند تعهد خود را پیش از موعد مقرر اجرا کند و آیا متعهدٌله ملزم به پذیرش چنین ایفایی است؟ بررسی انجام شده نشان می دهد که برخلاف اسناد مهم بین المللی در حوزه قراردادها و قوانین برخی کشورها که مقررات صریح و روشنی در این زمینه دارند، نظام حقوقی ایران فاقد نص قانونی مشخص درباره اجرای پیش از موعد تعهد است. این مقاله با روش تحلیلی-تبیینی، ضمن تحلیل دیدگاه های حقوقدانان، فقها و اسناد بین المللی، نتیجه می گیرد که در صورتی که موعد اجرای تعهد صرفاً به نفع یکی از طرفین باشد، وی می تواند با اسقاط آن، زمینه اجرای زودهنگام تعهد را فراهم سازد. اما در صورت بقای اجل و عدم رضایت طرف ذی نفع، الزام قانونی به پذیرش اجرای پیش از موعد وجود ندارد. یافته های پژوهش می تواند مبنای اصلاح قانونگذاری و ارتقای امنیت حقوقی در قراردادهای داخلی و بین المللی قرار گیرد
ارزیابی سیاست گذاری علم در نقشه جامع علمی کشور بر اساس مدل چرخه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سال ۳۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۱۳
639 - 670
حوزههای تخصصی:
از اصلی ترین حوزه های سیاست گذاری عمومی، سیاست گذاری در حوزه علم و فناوری است. مقاله حاضر درصدد ارزیابی نقشه جامع علمی کشور به عنوان بالاترین سند حوزه علم و فناوری است. در این مقاله، نقشه جامع علمی کشور با رویکرد مدل چرخه ای و با روش نهادگرایانه در پنج مرحله ورودی ها، طراحی، اجرا، خروجی و ارزیابی مورد بررسی قرار گرفته است. در بخش ورودی ها مشخص شده که تقاضا برای تدوین این سند از سمت نهادهای حاکمیتی صورت گرفته و کمتر مورد حمایت حوزه عمومی و ذی نفعان قرار داشته که نتیجه آن وجود تقاضا و عدم حمایت بوده و موجب چالش در زمینه گفتمان سازی شده است. در بخش طراحی به سازوکار تدوین نقشه، نهادهای حاکمیتی مرتبط با آن، ساختار، اهداف کلان و راهبردهای اصلی در آن اشاره شده است؛ در بخش اجرا، نسبت نقشه با قانون برنامه پنجم و ششم توسعه مورد بررسی قرار گرفته است؛ در بخش برون داد بر اساس آمارهای رسمی موجود، میزان تحقق شاخص های کمّی تعیین شده در نقشه ارائه داده شده و در بخش ارزیابی نقاط قوت و ضعف نقشه جامع بر اساس مدل چرخه ای اشاره شده که این نقاط قوت و ضعف مربوط به سه ساحت ورودی ها، طراحی و اجرا است. بر اساس ارزیابی صورت گرفته راهکارها و پیشنهادهایی برای ارتقای کیفی نقشه حاضر و نقشه های مشابه در آینده ارائه شده است.
چالش های قضائی تشکیل دادگاه جرم سیاسی:با مطالعه نارسایی های اجرایی قانون جرم سیاسی و آیین دادرسی کیفری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با وجود اینکه دادگاه های رسیدگی جرم سیاسی در قانون اساسی کشور مورد اشاره قرار گرفته است اما با گذشت بیش از چهل سال، همچنان تعداد دادگاه های تشکیل شده جهت رسیدگی به عناوین مجرمانه که وصف سیاسی دارند بسیار محدود و اندک است. اگر چه تعریف مجرم سیاسی و حقوق وی به تفصیل مورد بررسی محققین قرار گرفته است اما وضعیت فعلی مجرمین سیاسی در فرآیند رسیدگی کیفری کمتر مورد توجه پژوهشگران قرار داشته است و این پژوهش به این پرسش پاسخ می دهد که آیا قانون شکلی و ماهوی حاضر قدرت حفظ حقوق مرتکب جرم سیاسی از طریق الزام مقامات قضائی به تشکیل دادگاه جرم سیاسی را دارد؟ با بررسی روند قانونی رسیدگی به جرایم سیاسی، مشخص گردیده که علی رغم اعطا امتیازات خاص به وی در فرآیند رسیدگی، فقدان آیین دادرسی افتراقی مدون موجب شده تا مرتکب جرم سیاسی مانند مرتکبین سایر جرایم وارد فرآیند کیفری گردد. با وجود آن که قانون جرم سیاسی، احراز انگیزه مرتکب را در جرایم سیاسی شرط دانسته است، عملا در فرآیند رسیدگی کیفری بستر مناسب جهت توجه به احراز انگیزه مرتکب و همچنین ساز و کار متناسب جهت دفاع از این حق وی در این فرایند پیشبینی نشده است و سکوت قانون گذار موجب تفاسیر شخصی از مقررات توسط مقامات قضائی می گردد که در نتیجه آن مجالی برای تشکیل دادگاه های سیاسی به وجود نمی آید.
استعمار: ساخت آگاهی تاریخی، نظم نوین و صورت بندی کنش ورزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استعمار پدیده ای است که با شعار عمران و آبادانی آغاز و در نهایت منجر به تسلط سیاسی و بهره برداری اقتصادی شد. این پدیده رویکردی ذات انگارانه در پیش گرفت و مبتنی بر اعمال قدرت و ایجاد نظم نوین سامان یافت. ازاین رو پدیده استعمار به دنبال آن برآمد روابط ابژگانی-سوژه گانی را در قالب جوامع استعمارگر و مستعمره شده نهادینه کند و سایر جوامع را در قالب این الگوی معرفتی قرار دهد. این پدیده از وجوه گوناگون مورد بررسی قرار گرفته است اما چگونگی تبدیل روند عینی استعمار به الگوی اندیشه ای و جایابی آن در ساختار آگاهی که از آن به عنوان استعمار ذهن یاد شده است و تاثیر آن در کنش ورزی جوامع در مطالعات پیشین صورتبندی نشده است. ازاین رو این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش است که فرایند استعمار بر چه بنیان های تاریخی ابتناء دارد، چگونه آگاهی تاریخی را شکل می دهد و کنش های انسانی را چگونه صورتبندی کرده است. بر اساس مطالعه صورت گرفته می توان اشاره داشت که استعمارگران از طریق تبیین هویت تاریخی جوامع مستعمره بر اساس مولفه های تاریخی خاص، آن ها را به جوامع پیرامون تبدیل و از این طریق امکان ساخت هویت را از آن ها سلب کردند. این امر موجب شد تا جوامع مستعمره شده نتوانند به کنش مقابل دست زنند چراکه هویت و جایگاه خود را بر اساس درک تاریخی شکل یافته توسط استعمارگران و در ارتباط با آن ها جستجو می کردند اما با گذار از این فرایند و تبیین هویت مستقل خود و برساخت درک تاریخی توانستند کنش های خود را صورتبندی جدیدی ببخشند.
فهم روابط جهانی از منظر کردارگرائی
منبع:
پژوهشنامه روابط جهانی دوره اول بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
33 - 65
حوزههای تخصصی:
در این مقاله سعی شده است ضمن ارائه تصویری از نظریه کردارگرائی در روابط بین الملل، شاخص هایی از این نظریه استخراج شده و محیط روابط جهانی با کمک این شاخص ها مورد بررسی قرار گیرد. بر این اساس گرایشی از کردارگرائی برگزیده شده است که به مفاهیم مطرح شده توسط پیر بوردیو اتکا می کند و نحوه فهم کاملاً متفاوتی از پدیده های بین الملل و جهانی ارائه می نماید. بر مبنای ادبیات و شاخص های برآمده از این نظریه تلاش شده تا نشان داده شود که روابط بین الملل وارد فضای جدیدی شده است که می توان نام روابط جهانی بر آن گذاشت. این فضای نوین دیگر فضای رقابت نظامی اقتصادی دولت ها بر سر قدرت بیشتر و بر اساس محاسبه عقلائی سود و زیان تلقی نمی شود بلکه فضایی است که در آن میدان های مختلفی برای کنش بازیگران مختلف پدید آمده است. در این میدان های جدید عادت واره هایی تازه پیدا شده که هم نحوه ادراک بازیگران و هم شیوه عمل و کردار آن ها را دگرگون ساخته است. در این میدان های تازه گونه های مختلفی از سرمایه شکل گرفته و تأثیرگذار است و کنشگران با استفاده از این سرمایه ها می توانند در شبکه اقدام جهانی حاضر شوند. درنتیجه نه فقط شیوه فهم روابط بین الملل بلکه روش های اقدام و عمل در آن تحول یافته و این جریان تحول در شبکه اقدام جهانی ادامه خواهد داشت.
Examining the Cultural Attitudes of the Representatives of the First Legislature of the Islamic Consultative Assembly towards the War Waged by Iraq against Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In Iran, the Majlis, as the highest decision-making body, is the center of gravity of politics and decision-making about the country's issues. Therefore, due to the position of the parliament, this power can supervise and have a vote in various issues, including political, cultural, economic, and social issues. One of the most important challenges faced by the first parliament was the eight-year war between Iraq and Iran, which is known as the longest war of the 20th century. Therefore, analyzing the cultural approach of the representatives of the first term of the Islamic Council towards the war imposed by Iraq against Iran is the most important goal of this article.Research methodology: The method used in this puzzle is thematic analysis based on documentary studies. The research based on the detailed discussions of the first term of the Islamic Council seeks to answer the question, what were the cultural positions of the representatives of the first term of the Islamic Council regarding the war imposed by Iraq against Iran?Findings/Conclusion: The findings of the article show that with the start of the war imposed by Iraq against Iran, the representatives, in line with the Islamic values and culture emanating from the Islamic Revolution, are trying to encourage and excite the warriors and people in the fight against the aggressor enemy, calling for stability and perseverance, promoting culture Martyrdom and self-sacrifice are the preservation of national unity and cohesion, and in this regard, they are religious teachings.
نظم منطقه ای خاورمیانه در پرتو روابط ایران و عربستان؛ توصیف گذشته، تبیین حال و پیش بینی آینده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۷ بهار ۱۴۰۳ شماره ۶۲
45 - 64
حوزههای تخصصی:
چرایی و چگونگی حاکم شدن گونه خاصی از نظم در ساختار امنیتی مناطق و شناسایی متغیرهای موثر در این فرآیند از جمله پرسش های مهم مطالعات امنیتی است. در بسیاری از متون کلاسیک روابط بین الملل، نظم و امنیت منطقه ای ذیل روابط قدرت های بزرگ تعریف شده است. پژوهش حاضر اما سطح تحلیل منطقه ای را در بررسی پرسمان امنیت منطقه ای حائز اهمیت دانسته و بر این دیدگاه استوار است که ساختار امنیتی مناطق در کنار تاثیرپذیری از نقش آفرینی قدرت های بزرگ مبتنی بر کنش بازیگرانی در سطح منطقه است که اهداف امنیتی خود را بر اساس روندهایی از ثبات و همکاری یا ناامنی و تعارض تعریف می کنند. در این راستا هدف اصلی پژوهش توصیف گذشته، تبیین حال و ترسیم آینده ساختار امنیتی خاورمیانه با تمرکز بر الگوهای تعارض و همکاری ایران و عربستان به عنوان دو بازیگر اصلی محیط امنیتی خاورمیانه است. پرسش اصلی این است که رقابت های منطقه ای ایران و عربستان چه تاثیری بر ساختار امنیتی خاورمیانه داشته و آینده این ساختار متاثر از رقابت دو کشور چگونه است؟ فرضیه ای که در پاسخ به این پرسش مطرح می شود پویش های منطقه ای و مناسبات امنیتی متقابل ایران و عربستان را عاملی مهم در شکل گیری و تحول ساختار امنیت منطقه ای دانسته و معتقد است مناسبات امنیتی دو کشور متغیری تعیین کننده در آینده نظم منطقه ای خاورمیانه است. روش انجام پژوهش تحلیل کیفی با بهرمندی از روش ردیابی فرآیند است. متغیر وابسته پژوهش ساختار امنیتی خاورمیانه و متغیر مستقل الگوهای تعارض و همکاری ایران و عربستان در دوره های تاریخی مشخص است.
چالش های دگرباشان در چارچوب حقوق اسلامی و حقوق بشر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین المللی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۸۰)
111 - 133
حوزههای تخصصی:
در عصر جهانی شدن و گسترش تنوع فرهنگی، موضوع حقوق دگرباشان از اهمیت ویژه ای برخوردار شده است. حقوق بشر بر پایه اصولی همچون کرامت ذاتی انسان ها و برابری حقوق تمام افراد بنا شده و اعلامیه جهانی حقوق بشر و معاهدات بین المللی مرتبط، هرگونه تبعیض از جمله بر اساس گرایش جنسی را ممنوع و حقوق مساوی برای همگان را مورد تأکید قرار داده است. بنابراین از منظر حقوق بشر، دگرباشان نیز باید همانند سایر افراد از حقوق مساوی برخوردار باشند. اما در مقابل، حقوق اسلامی مبتنی بر موازین و اصول اخلاقی اسلام است که روابطدگرباشان را مغایر با فطرت آدمی دانسته و حرام می شمارد. بر همین اساس، حقوق اسلامی علاوه بر مخالفت با اینگونه روابط ، امکان شناسایی حقوق برابر برای دگرباشان را نیز نمی پذیرد. این تفاوت کامل در رویکرد و نگرش این دو مکتب حقوقی، موجب بروز چالش ها و تعارضات عمیقی در حوزه حقوق دگرباشان در سطح ملی و بین المللی گردیده است. این پژوهش با هدف بررسی چالش ها و تعارضات موجود میان این دو مکتب حقوقی در خصوص حقوق افراد دگرباش انجام شد. روش تحقیق مورد استفاده، رویکردی توصیفی-تحلیلی داشت. یافته ها نشان می دهد که تفاوت های فلسفی و مفهومی عمیق میان حقوق بشر و حقوق اسلامی منجر به چالش های اساسی در این زمینه شده است. حقوق بشر بر مبنای برابری استوار است درحالی که حقوق اسلام بر پایه اصول اخلاقی و شرعی قرار دارد که دیدگاهی کاربردی تر و واقع بینانه تر نسبت به حقوق دگرباشان دارد.
جمهوری اسلامی ایران و انقلاب در امور نظامی: خاستگاه های هنجاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی ایران معاصر سال ۱۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
164 - 141
حوزههای تخصصی:
نزدیک به یک دهه است که سیاست های منطقه ای ایران بیش از گذشته مورد توجه طیفی از کنش گران اعم از کنش گران منطقه ای و فرامنطقه ای قرار گرفته است. تمرکز این کنش گران به طور عمده معطوف به فعالیت های نظامی ایران است. این فعالیت ها که در ادبیات استراتژیک ذیل مقوله انقلاب در امور نظامی قرار می گیرد، به سبب واقع شدن ایران در منطقه غرب آسیا که در دهه اخیر تحولات غیرقابل باوری را به خود دیده است، بر پیچیدگی تحولات افزوده و محاسبات کنش گران درگیر در منطقه را به شدت از خود متأثر کرده است. این پژوهش با مطرح ساختن این پرسش که «انقلاب در امور نظامی جمهوری اسلامی ایران از چه خاستگاه هنجاری برخوردار است» در صدد است برخلاف رویکردهای جریان اصلی روابط بین الملل، تبیینی هنجاری از سیاست های نظامی ایران ارائه دهد. یافته های این مقاله بر این گزاره استوار است که انگاره های ملی و دینی ایرانیان، پیگیری انقلاب در امور نظامی را اجتناب ناپذیر کرده است و به سخن دیگر، این پدیده از بنیان هویتی ایرانیان سرچشمه گرفته است. بر این مبنا، آرمان گرایی، استقلال خواهی، بیگانه ستیزی، جهان وطن گرایی و خودمحوری برگرفته از انگاره های ملی است که با پیروزی انقلاب اسلامی و هم افزایی با آموزه های دینی از جمله استکبارستیزی، دفاع از مظلومان، نفی سلطه و غلبه حق بر باطل در عرصه نظامی نمایان گردید. ماهیت این نوشتار توصیفی تحلیلی است و برای گردآوری داده ها از منابع کتابخانه ای بهره گرفته شده است.
مردمی سازی کارکردهای دولت با تاکید بر منظومه فکری مقام معظم رهبری (مد ظله العالی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی ایران معاصر سال ۱۰ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
11 - 36
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی کارکردهای دولت در زمینه مردمی سازی در منظومه فکری مقام معظم رهبری است. مبنای نظری پژوهش، بیانات معظم له می باشد و از روش تحلیل مضمون استفاده شده است. باتوجه به یافته های پژوهش، سطوح مردمی سازی کارکردهای دولت در فرمایشات رهبر انقلاب، در 5 سطح کارکرد ارتباطی، اجرایی، آموزشی، اقتصادی و کارکرد مشارکتی دولت با مردم محقق می شود. مردمی سازی کارکردهای دولت از یک سو، در گروی مؤلفه های زمینه ساز نظیر انسجام و اقتدار دولت، ساده زیستی مسئولین، داشتن حلم، صداقت در سیاست، عدالت ورزی، شایسته سالاری مسئولین، اتخاذ سبک زندگی مردمی، تکیه بر ظرفیت درون زای کشور، اعتماد به ظرفیت های مردمی و زمینه سازی حضور مردم در صحنه می باشد و از سوی دیگر مؤلفه های بازدارنده مردمی سازی کارکردهای دولت عبارت اند از: اختلافات داخلی، یاس و ناامیدی، وعده و خلف وعده، عوام زدگی و جو زدگی، اشرافی گری، کارهای نمایشی و تعارض منافع. مردمی سازی کارکردهای دولت نتایج بسیار مهمی در پی دارد که عبارت اند از: به دستیابی به اتحاد و همدلی بین مردم و مسئولین (همبستگی ملی)، برقراری رفاه عمومی و عدالت در جامعه، ایجاد اعتماد اجتماعی، گسترش مشارکت اجتماعی شهروندان، دوری از انفعال مدنی و سیاسی در میان شهروندان، عدم فرسایش سرمایه اجتماعی، افزایش کارآمدی دولت، اقتدار و پیشرفت و توسعه همه جانبه کشور و دستیابی به حکمرانی مردمی اشاره کرد. عنایت و رعایت مردمی سازی کارکردهای دولت و پیاده سازی آنها در جامعه می تواند ضمن بهره مندی از مشارکت اجتماعی و برخورداری از رضایت مردم به پیدایش جامعه سالم و استقرار حکومت اسلامی منتهی شود.