فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۷۴۱ تا ۱٬۷۶۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
حوزههای تخصصی:
موضوع این نوشته، لقبی ایرانی در عبارتی از سرود سریانی معروف به نام سرود مروارید است. این لقب که معادل لفظِ پساگریو در نوشته های مانویان به فارسی میانه است، معنایی نزدیک به «ولی عهد» دارد. در ادامه خلاصه ای از آرای بعضی محقّقان درباره کلمه سارویه ترجمه شده و رأی ایلیا گرشویچ درباره سابقه نام تخت جمشید نیز به فارسی نقل گردیده است.
نگاهی به اعجاز بیانی قرآن در سوره واقعه
منبع:
مطالعات علوم قرآن سال ۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۲۵)
95 - 123
حوزههای تخصصی:
بررسی دلایل و وجوه اعجاز قرآن، با عنوان روشن ترین و محکم ترین دلیل رسالت رسول خدا (ص)، ضروری است و پاسخی محکم در برابر شبهات مخالفان خواهد بود. اندیشمندان علوم قرآنی، چندین وجه برای اعجاز قرآن برشمرده اند که یکی از برجسته ترین وجوه اعجاز قرآن، اعجاز ادبی آن است. اعجاز بیانی یا ادبی، مشهورترین وجه از وجوه اعجاز قرآن، در سوره واقعه نمودی پررنگ دارد و نشان دهنده اوج فصاحت و بلاغت در این سوره است. جلوه این نوع اعجاز را در گزینش واژگان سوره مانند کلمه واقعه و ...، سبک و شیوه بیان بی نظیر این سوره و به کارگیری صنایع ادبی گوناگون، نظم آهنگ گوش نواز آن با تناسب آوایی و محتوای کلمات و آیات و نیز وحدت موضوعی پیرامون موضوع معاد می توان مشاهده نمود. به طورکلی وجود گونه های مختلف اعجاز در این سوره بویژه اعجاز بیانی، مهر تأیید دیگری بر وحیانی بودن قرآن و اثبات نزول آن از سوی خداوند قادر متعال بر پیامبر اکرم (ص) است.
تحلیل تطبیقی دیدگاه قرآن پژوهان فریقین پیرامون اعتبار عرف در فرایند تفسیر آیات قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیر تطبیقی سال ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۹
164 - 185
حوزههای تخصصی:
عرف به عنوان منبع یا ابزاری در فرآیند تفسیر قرآن، به صورت کلی از دیدگاه فریقین دارای اعتبار است؛ اما محدوده و قلمرو اعتبار آن، مورد اختلاف نظر قرآن پژوهان است. تبیین جایگاه عرف و اعتبار آن در دو سطح «درک مفاهیم» و «مصادیق آیات» در فرایند تفسیر، هدف اصلی این پژوهش است. بدین منظور، نوشتار حاضر با روش تطبیقی و به شیوه تحلیلی-توصیفی، دیدگاه ها و ادله قرآن پژوهان فریقین را در اعتبارسنجی عرف در تفسیر مفاهیم و مصادیق آیات بررسی کرده و نشان می دهد اگرچه برخی عرف را در هر دو سطح معتبر می دانند اما اندیشمندانی مانند علامه طباطبایی با تمایز میان «مراد استعمالی» و «مراد جدی»، فهم عرفی را صرفاً در سطح مفاهیم (مراد استعمالی) پذیرفته و در سطح مصادیق (مراد جدی) با استناد به فراحسی بودن برخی حقایق قرآنی، آن را نفی می کنند. همچنین یافته های کلیدی حاکی از آن است که مفاهیم قرآنی در دو گروه اصلی «حقیقی-تکوینی» و «اعتباری-تشریعی» جای می گیرند. مفاهیم تکوینی به «محسوس و ملموس» (قابل درک برای عرف) و «فراحسی» (مانند صفات الهی و معاد) تقسیم می شوند. در مقابل، مفاهیم اعتباری قرآن شامل «حقائق شرعیه» (دارای اصطلاحات خاص قرآنی) و «مفاهیم اعتباری عام» (بدون اصطلاح خاص) است. بر این اساس، نتایج تحقیق تأکید دارد که عرف عقلایی در سه حوزه زیر می تواند به عنوان قرینه ای معتبر در تفسیر عمل کند: ۱. در سطح مفاهیم کلیه آیات؛ ۲. در سطح مصادیق و مراد جدی آیاتی با مفاهیم محسوس و تجربه پذیر (مانند احکام اجتماعی)؛ ۳. در تفسیر آیات فاقد اصطلاح خاص قرآنی.
تعیین جایگاه بعد اخلاق در ابعاد کیفیت خدمات حسابداری مدیریت با استفاده از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی فازی ( FAHP)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تأملات اخلاقی دوره ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
115 - 142
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش شناسایی ابعاد کیفیت خدمات حسابداری مدیریت، تعیین جایگاه بعد اخلاق و رتبهبندی آنها با استفاده از فرایند تحلیل سلسلهمراتبی فازی (FAHP) است. سازههای هر بعد با بررسی مطالعات مرتبط، تبیین و شناسایی شد و سپس ابعاد و سازههای هر بعد با استفاده از FAHP رتبهبندی گردید. جامعه آماری مدیران شرکتهای تولیدی در تمام سطوح بود که در بخش مالی فعالیت میکردند و با خدمات حسابداری مدیریت آشنایی داشتند. بازه زمانی انجام پژوهش سال 1401-1402 و ابزار جمعآوری دادهها پرسشنامه بود. تعداد 208 پرسشنامه با استفاده از آزمونهای فریدمن و t-test تحلیل شد. ابعاد کیفیت خدمات حسابداری مدیریت در چهار بعد تکنیکی، عملکردی، تصویری و اخلاقی طبقهبندی گردید. نتایج نشان داد بین رتبهبندی ابعاد کیفیت خدمات حسابداری مدیریت قبل از استفاده از الگوی FAHP و بعد از آن، تفاوت معناداری وجود دارد. بهعلاوه بر اساس این رتبهبندی، اهمیت ابعاد کیفیت خدمات حسابداری مدیریت بهترتیب عبارتاند از: بعد تکنیکی، بعد عملکردی، بعد تصویری و بعد اخلاقی. همچنین سازههای بعد اخلاق عبارتاند از: رفتار مؤدبانه کارکنان، رعایت اخلاق حرفهای کارکنان، ارائه اطلاعات بیطرفانه و ارائه اطلاعات صادقانه. بر اساس نتایج پژوهش، افزایش کیفیت خدمات رابطه مستقیمی با سازههای ابعاد تکنیکی، عملکردی، تصویری و اخلاقی دارد؛ بنابراین باید توجه ویژهای به سازههای این ابعاد شود و دایره حسابداری مدیریت در هر سازمان چکلیستهایی تهیه کند که شامل سازههای ابعاد کیفیت خدمات حسابداری مدیریت باشد و عملکرد آنان بر اساس این چکلیستها ارزیابی گردد.
تحلیل انتقادی رویکردهای شوپنهاور به متافیزیک جنسیت با تأکید بر دیدگاه آیت الله جوادی آملی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قبسات سال ۳۰ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۱۷
171-199
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به مقایسه و تحلیل تطبیقی دیدگاه های متافیزیکی آرتور شوپنهاور و آیت الله جوادی آملی در زمینه جنسیت می پردازد. شوپنهاور، متأثر از فرهنگ مردسالارانه و جبرگرایی زیستی قرن نوزدهم اروپا، جنسیت را به نقش های زیستی محدود کرده، زنان را موجوداتی ناقص می داند. درمقابل جوادی آملی، با تکیه بر انسان شناسی اسلامی و آموزه های قرآنی، بر کرامت ذاتی و برابری معنوی زن و مرد تأکید دارد و کمال انسانی را در بندگی خدا می بیند. این مطالعه با روشی تحلیلی-تطبیقی، متون اصلی این دو متفکر را بررسی و تفاوت های آنها را در بسترهای فرهنگی-فلسفی شان تحلیل می کند. مقایسه این دو دیدگاه که برای اولین بار انجام شده، نشان دهنده تأثیر عمیق پیشینه های فلسفی بر نگرش های جنسیتی است. نقد دیدگاه شوپنهاور از منظر عرفان اسلامی به ویژه تأکید بر زنان به عنوان مظهر صفات الهی، نوآوری کلیدی پژوهش است. یافته ها بر ضرورت بازنگری مفاهیم سنتی جنسیت و جایگزینی آنها با رویکردهای مبتنی بر برابری معنوی و عدالت جنسیتی تأکید دارند و راهکارهایی برای ارتقای برابری جنسیتی در جوامع معاصر پیشنهاد می دهند.
تقابل ملکه و عدم میان واحد و کثیر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه و کلام اسلامی سال ۵۸ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲
497-520
حوزههای تخصصی:
مسئله بنیادین رابطه وحدت و کثرت در هستی، از چالش برانگیزترین مباحث فلسفی است که همواره فلاسفه را به خود مشغول داشته است. این مقاله، به بررسی نقادانه چهار نظریه رایج در خصوص نوع تقابل میان وحدت و کثرت می پردازد: ۱) تقابل تضاد، ۲) تقابل تضایف، ۳) عدم تقابل، و ۴) قسم پنجمی از تقابل. پس از گزارش و نقد این نظریات و تبیین وجوه نارسایی آن ها در مواجهه با ماهیت وجود، استدلال می شود که هیچ یک از این اقسام به درستی قادر به تبیین رابطه حقیقی میان وحدت و کثرت نیستند و این امر، ضرورت ارائه تبیینی دقیق از نوع این تقابل را نمایان می سازد. در ادامه، با تحلیل دقیق اختلاف مجاری تقابل ها بر اساس مفاد قضیه هلیه بسیطه و مرکبه، این مقاله نظریه بدیعی را مطرح می کند. بر اساس این نظریه، تقابل وحدت و کثرت نه از نوع تضاد یا تضایف، بلکه به دقت از سنخ تقابل ملکه و عدم تبیین می شود. این رویکرد، راهکاری منسجم و عمیق برای فهم نوع تقابل میان وحدت و کثرت در دستگاه فلسفی ارائه می دهد و افق های تازه ای را در مباحث هستی شناختی می گشاید.
Ibn Sīnā’s Negation of Apophatic Theology: Bringing an End to Debates(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Although apophatic theology has attracted considerable scholarly attention, studies remain flawed both in terms of research methodology and fragmented analysis, neglecting in-depth examination of prominent philosophers. This study addresses this gap by exploring Ibn Sīnā’s perspective, a pivotal figure in Islamic philosophy. Exploring existential, cognitive, and linguistic dimensions of his writings, the study elucidates his approach to theology. This study argues that his theological framework remains integrative and harmonizes apophatic (negative) and positive methods, rejecting absolute negation while affirming the relative capacity of human cognition to comprehend the divine. He acknowledges both the transcendence of God and the limitations of the human intellect, integrating knowledge and ontology to demonstrate that a complete understanding of God and His attributes necessitates both negative and affirmative approaches. While recognizing the necessity of apophatic approaches due to the omnipotence of God and the constraints of human cognition, he diverges in his explanations of God and existence, rejecting the idea of attributing qualities of the Divine to His beings, attributing qualities to God, and emphasizing the apophatic discourse in the cognition of God and His attributes comprehensively.
ارزش ها و ضدارزش ها در حکمت های نهج البلاغه امیرالمومنین(ع)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در قلمروی جهان اسلام، شاهکارهای دینی و تعالیم معنوی کم نظیری خلق شده که یکی از آن ها نهج البلاغه امام علی (ع) است که پس از کتاب مقدس قرآن کریم، بالاترین و عمیق ترین الفاظ و معانی و حکمت ها را شامل می شود. آخرین بخش از این کتاب ارزشمند، کلمات قصار یا حکمت های نهج البلاغه است، در این نوشتار کوشیده ایم با بهره گیری از روش تحلیلی، ارزش ها و ضدارزش ها را معرفی و مورد کنکاش قرار بدهیم؛ اصولی مانند: عدالت، حق طلبی، رعایت انصاف، مساوات، اعتدال و میانه روی، قناعت، اهمیت نماز، اهمیت علم، تقوا، مشورت، بخشش، تواضع، یاد مرگ و ... از مهمترین ارزش ها و مواردی چون: عجب و خودپسندی، ظلم، بخل، تندخویی، طمع، غصه دنیا را خوردن، لجاجت، ستیزه با حق، ناامیدی، دوستی با نادان، دوستی با بخیل، شهوت و ... از جمله ضدارزش ها در میان حکمت های نهج البلاغه به شمار می آیند.
المكان الروائي في رواية طريق الشمس لعبد المجيد زراقط(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات فی السردانیة العربیة جلد ۶ الصیف ۱۴۴۶ شماره ۱۷
۱۳۳-۱۵۱
حوزههای تخصصی:
منذ أن بلغت الروایه العربیه المستوى الفنّی وظهور الواقعیه، أصبحت فکراً یعبّر عن الکثیر من القضایا الهامّه فی تبیین الواقع المعیش للمجتمعات العربیه، وظهر أدب المقاومه أیضاً بعد التحوّلات المصیریه الّتی وقعت فی العالم العربی والإسلامی، خاصّه بعد النکسه للدول العربیه إثر الاجتیاح الصهیونی للأراضی العربیه، وخاصّه فلسطین والجنوب اللبنانی، وأدّی ذلک إلی ارتباط الأدب بالقضایا الاجتماعیه والسیاسیه ارتباطاً وثیقاً بسبب التأثیر الّذی یخلّفه الواقع المعیش على الأجناس الأدبیه عموماً، والروایه بشکل خاصّ، ویعدّ المکان رکناً أساسیاً فی بناء الروایه ولیس مجرّد خلفیه للأحداث بل یؤطّرها ویجسّد الواقع الاجتماعی والمکوّنات الجغرافیه والعمرانیه فی القریه والمدینه. یشمل المکان الروائی الحیّز الّذی تبرز فیه الشخصیات وتجری فیه الأحداث وهو من العناصر الحیویه فی الأحداث نفسها لحمله جمله من القیم الثقافیه والاجتماعیه والفکریه الّتی تتّصف به الشخصیات، وهذا ما نراه فی أعمال الکاتب اللبنانی عبدالمجید زراقط، وروایه "طریق الشمس"، روایه واقعیه من أدب المقاومه تدور أحداثها حول قضایا اجتماعیه – ثقافیه وسیاسیه، استقاها الکاتب من الواقع المریر فی لبنان الجنوبی، وهی مصداق بارز لهذه التحوّلات الّتی شهدتها المنطقه من ظلم واجتیاح وتهجیر عاناه الشعب الفلسطینی والجنوب اللبنانی، وقد عاش الکاتب عصر الصراعات والنکبات الّتی تعرّض لها الشعبان المضطهدان، وجرّب محنه الاجتیاح الإسرائیلی للبنان الجنوبی الّذی تسبّب بتهجیره من قریته إلی بیروت العاصمه. اتّبعنا فی دراستنا هذه المنهج الوصفی- التحلیلی لغایه الکشف عن الواقع الاجتماعی فی لبنان، وکیف استطاع الکاتب ترسیم ملامح المکان الروائی، وصوّر المکوّنات الاجتماعیه فی القریه والمدینه المتمثّله فی المکان الجغرافی وأنواعه الألیفه والمعادیه والمحایده، وتأثیرها علی الشخصیات فی الروایه من الشعور بالأمان والاستقرار، أو الکآبه والخوف، أو محایده لا تمیل إلی الألفه والعداء، وکلّ هذه الأماکن لها دور أساسی فی بناء الروایه وتطوّر الأحداث، إذ تؤثّر الطبیعه المکانیه علی نفسیات الأشخاص وقراراتهم وصراعاتهم، خصوصاً جرّاء اعتداءات الجیش الإسرائیلی، کما أدّی هذا التنوّع فی الأمکنه، إضفاء جمالیه علی النصّ فی الروایه.
A Reflection on "Immortality" from Farabi's Perspective
منبع:
Theosophia Islamica, Vol ۵ ,No ۲, Issue ۷, (۲۰۲۵)
257 - 282
حوزههای تخصصی:
One of the contentious issues concerning Farabi's views is whether he asserts the immortality of souls or not, and, if the former, whether this immortality is personal (individual) or generic (of the species). This article, employing a descriptive-analytical method, argues that Farabi holds the view of personal immortality, though not for all humans, but only for certain individuals. The fundamental reason for the confusion and conflict in views regarding Farabi's stance on the issue of immortality stems from the failure to distinguish between the different souls in the various cities (societies) in his philosophy. Farabi's criterion for explaining immortality is the actualization of human intellect through connection with the Active Intellect. Based on this criterion, he considers only the inhabitants of the two types of cities—the Virtuous City and the Transgressing City—to be immortal, because only the intellect of these two groups of humans becomes actualized. The difference is that the inhabitants of the Virtuous City act upon their knowledge, whereas the inhabitants of the Transgressing City abstain from acting upon their knowledge. Humans in all other cities only experience worldly life, and their souls perish with the decay of the body due to the non-actualization of their intellect. Regarding the issue of immortality being personal or generic, a reflection on Farabi's works leads to the conclusion that he posits a specific connection between the body and the temperament on the one hand, and the temperament and the soul on the other, considering each soul specific to a body and vice-versa. Therefore, just as we encounter multiple and individuated souls in worldly life due to the multiplicity of bodies and temperaments, in the afterlife, souls will also be distinguished from one another and will continue their immortal life in an individuated and personalized manner due to the acquisition of multiple and different dispositions and habits.
تحلیل ومقایسه کنش های گفتاری سوره توبه در قرآن کریم با خطبه 52 نهج البلاغه بر اساس نظریه سرل بارویکردی بر کاربردشناسی زبان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سفینه سال ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۶ «ویژه پژوهش های حدیثی»
۱۶۰-۱۴۴
حوزههای تخصصی:
کنش گفتاری از اصطلاحات زبان شناسی و فلسفه زبان است. این فرآیند به عملی اطلاق می شود که در نتیجه یک گفته یا سخن عمدی رخ دهد و گوینده از بیان پاره گفتار هدفی داشته باشد. بررسی کنش های گفتار در متون مذهبی به ویژه در قرآن و نهج البلاغه یکی از راه ای درک لایه های پنهان کلام و شناخت تأثیر مبدأ کلام مورد نظر است، لذا در این تحقیق در پی آن هستیم که با استفاده از نظریه کنش گفتاری سرل، با مطالعه تحلیلی- توصیفی، کنش های گفتاری به کار رفته در سوره توبه را با کنش های گفتاری خطبه 52 نهج البلاغه مقایسه کنیم. اکثر آیات سوره توبه در زیرشاخه کنش اظهاری است، بنابراین کنش اظهاری بیشتر از سایر کنش ها در سوره توبه و خطبه 52 بیشترین کاربرد را دارد، به دلیل ماهیت کلی خطبه که توصیف دنیا و زودگذر بودن آن است. در سوره توبه، کنش تعهدی و در خطبه 52 کنش ترغیبی بعد از کنش اظهاری بیشترین کاربرد را دارد. هم در سوره توبه و هم خطبه 52، کنش اعلامی کمترین کاربرد را دارد. نتایج به دست آمده از 229 کنش گفتاریِ به کار رفته در سوره توبه و خطبه 52 نهج البلاغه، نشان داد که تفاوت معناداری در انواع کنش های گفتاریِ استفاده شده در ترجمه سوره توبه و نهج البلاغه بر اساس الگوی سرل وجود دارد. فرضیه فرعی اول و چهارم تحقیق رد شد. زیرا هم در سوره توبه و هم خطبه 52، کنش اظهاری بیشترین کاربرد و کنش اعلامی کمترین کاربرد را داشت. فرضیه های دوم، سوم و پنجم تأیید شدند. چون بر اساس آزمون خی، تفاوت معناداری در کنش های تعهدی، ترغیبی و عاطفیِ به کار رفته در سوره توبه و خطبه 52 نهج البلاغه وجود دارد.
تحلیل تطبیقی دیدگاه های شیخ طوسی و آیت الله معرفت پیرامون نسخ در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی دوره ۲۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
289 - 312
حوزههای تخصصی:
موضوع نسخ در طول تاریخ تفسیر، علوم قرآن و اصول فقه، از جمله مباحث چالش برانگیز و پراهمیت بوده است. بررسی آثار نگاشته شده در این موضوع نشان می دهد که همچنان درباره تبیین وجوه تفاوت و تشابه دیدگاه اندیشمندان پژوهش های زیادی صورت نگرفته است. این مقاله با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی به بررسی تطبیقی دیدگاه شیخ طوسی در اولین تفسیر جامع شیعی، التبیان فی تفسیر القرآن، و آیت الله معرفت در اولین مجموعه علوم قرآنی شیعه، التمهید فی علوم القرآن پرداخته است. یافته ها نشان می دهد که آیت الله معرفت به جز در دو قسم از اقسام نسخ، یعنی «نسخ لفظ بدون حکم» و «نسخ لفظ و حکم»، که قائل به عدم وقوع نسخ است، در سایر مباحث نظری با شیخ طوسی اشتراک دارد. علاوه بر این، آیت الله معرفت با ارائه ابداعات نظری نظیر تقسیم بندی «نسخ مشروط» و «نسخ متدرج»، مفهوم نسخ را با شرایط اجتماعی-زمانی تطبیق داده است. از نظر مصداقی نیز، با وجود اشتراک نظر در نسخ برخی آیات، آیت الله معرفت برخلاف شیخ طوسی در آیات 240 و 109 سوره بقره قائل به عدم نسخ است. این پژوهش بر اهمیت بازنگری در مفهوم نسخ برای تبیین بهتر روابط میان تشریعات قرآنی تأکید می کند.
تحلیل تشکیکی ارزش های اخلاقی در نظام اخلاق اسلامی، با تأکید بر انواع هدایت(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
اخلاق پژوهی سال ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۶)
51 - 70
حوزههای تخصصی:
تحلیل «ارزش های اخلاقی» از مهم ترین مسایل فلسفه اخلاق بوده که نقش تعیین کننده ای در مطالعات اخلاقی دارد؛ مسئله ای مکتب ساز که در زمره مهم ترین عامل تمایز و شکل گیری مکاتب مختلف اخلاقی قلمداد می شود. در این مقاله برای تحلیل دقیق «ارزش های اخلاقی»، به استخراج انواع تشکیک ارزش های اخلاقی و نقش آن در نظام سازی ارزش ها پرداخته شده است؛ بدین منظور با روش توصیفی و تحلیلی و با بهره گیری از متون دینی، دو گونه نظام تشکیکی، به صورت زیر ارائه شده است: تشکیک مبتنی بر درجه معرفت و بینش افراد که بر اساس انواع هدایت های فطری، تشریعی و تشویقی، سه ساحت مختلف برای ارزش گذاری های اخلاقی تلقی می شود.تشکیک مبتنی بر انواع فضایل و رذایل در زیست اخلاقی بر اساس قول مختار، مهم ترین شاخص در ارزش گذاری های اخلاقی، درجه معرفت و بینش افراد بوده و بدون توجه به این عنصر نمی توان به نظام ارزش های اخلاقی دست یافت.
تحلیل تطبیقی ظرفیت های فلسفه دین در بستر علم کلام اسلامی با تأکید بر مکاتب امامیه و ماتریدیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه دین سال ۲۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۶۴)
189 - 202
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تحلیل تطبیقی ساختار عقلانیت دینی در دو مکتب کلامی امامیه و ماتریدیه به بررسی لایه های عقل گرایی، روش شناسی معرفت دینی، و نسبت عقل و وحی در این دو سنت پرداخته است. مسئله اصلی مقاله آن است که هر یک از این مکاتب تا چه اندازه قابلیت نظریه پردازی و بازسازی فلسفه دین اسلامی را در درون سنت خود دارا هستند. پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع اصلی کلامی، آثار متفکران برجسته هر مکتب، و مطالعات معاصر سامان یافته است. یافته های تحقیق حاکی از آن است که عقلانیت امامیه با عبور از عقل استنباطی به عقل فلسفی و سپس عقل معناشناختی الگویی چندلایه و نظام مند از عقل دینی ارائه می دهد که توان تحلیل، بازسازی مفهومی، و نظریه پردازی در فلسفه دین را داراست. در مقابل، عقلانیت در مکتب ماتریدیه عمدتاً بر مبنای عقل فطری و اثباتی استوار است و در حوزه تحلیل مفاهیم و تفسیر فلسفی از آموزه های دینی رویکردی محافظه کارانه و دفاعی اتخاذ می کند. دستاورد نظری پژوهش طراحی دو مدل مفهومی برای تحلیل عقلانیت دینی در هر مکتب و ارائه جدول تطبیقی نهایی است که نشان می دهد عقلانیت امامیه، به ویژه در مواجهه با چالش های فلسفه دین معاصر، از قابلیت بیشتری برای نظام سازی مفهومی برخوردار است.
واکاوی ساختار نشانه شناختی سوره عادیات (بر اساس الگوی رمزگان رولان بارت)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف واکاوی عمیق تر مفاهیم و معانی ضمنی سوره عادیات به بررسی توصیفی-تحلیلی آن از منظر رویکرد رمزگان پنج گانه رولان بارت (رمزگان هرمنوتیک یا معمایی، رمزگان پروآیرتیک یا کنشی، رمزگان معنابنی یا ضمنی، رمزگان نمادین یا تقابلی و رمزگان فرهنگی یا ارجاعی) می پردازد. این رویکرد با تمرکز بر تحلیل عناصر و روابط زبانی و نشانه ای متن به کشف معانی ضمنی آن می پردازد. بارت این نظریه را بر پایه هنجارمندی ساختار نشانه ای متن که عامل اصلی معناآفرینی است، بنا نهاد. دستاورد پژوهش، گویای این مسأله است که رمزگان هرمنوتیک، معمای اصلی را در پی سوگند آغازین سوره، جهت تمرکزبخشی بر موضوع اصلی یعنی کسب موفقیت بشر در جنگ های داخلی و خارجی منوط به سازوکار صحیح، مانند انتخاب افراد، ابزار و زمان مناسب معرفی می کند. رمزگان کنشی که بالاترین نمود در متن سوره دارند، فضای کنش آفرین و حماسی را در پی بازتاب خرده روایت های جنگ بیرونی با دشمن و جنگ درونی با نفس را حکایت می کند. رمزگان نمادین، تقابل انسان های ناسپاس در برابر پروردگار و رمزگان ضمنی و فرهنگی نیز با شناسایی لایه-های دورن متنی و برون متنی، زمینه تاریخی نزول سوره یعنی جنگ تاریخی ذات السلاسل را بازنمایی می کنند.
عرف حکمی و اثر آن در تحدید اراده با تأکید بر حقوق خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عرف ممکن است درکنار تببین و رفع ابهام از موضوعات، در ساحت حکمی، منشأ الزام و تعهد باشد. دایره تعهدات، درجه و شرایط الزام آوریِ عرف، و نسبت آن با معروف و متعارف و نیز موقعیت نهادیِ آن در فرض تعارض با مقررات، از پرسش های مهم در ساحت عرف حکمی (قاعده ساز) است. به رغم گستره چشمگیر کاربست عرف حکمی، به دلیل نبودِ منابع مطالعاتیِ کافی، ابهام های فراوانی پیشِ روی آن قرار دارد و درپرتو تحلیل محتوای مضامین عرف، تعیین مرزبندی بین اقسام عرف و توجه به سلسله مراتب قواعد (روش پردازش) معلوم می شود درکنار معیار شناخته بودن (رکن مادّی) و پویایی و انعطافی که دارد، در الزام های مربوط به رفتارها، بناها و دستورهای رایج و مرسوم، لازم است پسند عقلایی و عدم ردع و منع قانونی و شرعی در آن لحاظ شود؛ از این روی، مُفاد عرف حکمی، اگر ازنوع تخییری باشد، بر قوانین تکمیلی تقدم دارد و رتبه آن بعداز قواعد امری و قرارداد است. چنین عرفی اعراض پذیر و توافق برخلاف آن ممکن است و اگر عرف حکمیِ آمره باشد، بر قراردادها و اراده های اشخاص، مقدّم خواهد بود. این عرف، اعراض پذیر نیست و توافق برخلاف آن، غیرممکن است. درصورت تعارض عرف تخییری یا امری با قوانین امری و احکام شرعی، مورد از مصادیق عرف تخطئه شده و مردود به شمار می آید؛ البته عرف موضوعی هم اگر به موجب قانون در امور معیّن، حاکم قرارداد داده شود، رسیدگی به آن نیز مثل عرف حکمی در صلاحیت نظارتیِ دیوان عالی کشور خواهد بود.
بررسی کارکرد پیرامتنی عناوین داستان های رضوی از کتاب ستاره من(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ رضوی سال ۱۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۹
143 - 175
حوزههای تخصصی:
عنوان یک اثر به مثابه ورودی آن باید جذابیت های آوایی، معنایی و واژگانی داشته باشد. در این امر خطیر آثار مربوط به همه گروه های سنی مورد توجه بوده و در این زمینه همواره حساسیت هایی وجود داشته است؛ اما اگر مخاطب اثر از حیث دانش، دقت، قدرت تفکر و شکیبایی در دریافت محتوا و درون مایه در سطح پایینی قرار داشته باشد، باید در انتخاب نام اثر آگاهانه تر و متعهدانه تر عمل کرد. معیار های فراوانی در گزینش واژگان عنوان باید مد نظر قرار گیرد. پیوند عناوین با عناصر درونی داستان، تناسب نام اثر با دانش مخاطب، داشتن جاذبه لازم، روانی و زیبایی، نو بودن، آهنگین بودن، اعتدال در رمز گونگی و ... از جمله این معیارهاست. در اثر مورد مطالعه که داستان های گزینشی از زندگانی شریف علی بن موسی الرضا (ع) است، سعی در شناسایی انگیزه نویسنده در انتخاب عناوین داشتیم. عوامل درون متنی مثل عناصر بلاغی، نام خوردنی ها، نشانه های زمانی و مکانی، مضمون و درون مایه، نام اشیا و عناصر برون متنی مانند بینامتنیت در انتخاب نام دخیل بوده است. به لحاظ معنایی بیان این نکته خالی از لطف نیست که عنوان اصلی اثر پیشینه غنی روایی دارد و فرازی از تاریخ تشیع را برای مخاطب نوجوان بازگو می کند. هدف از انجام این پژوهش تحلیلی توصیفی، بررسی عنوان اصلی اثر و عناوین داستان های فرعی به عنوان عناصر پیرامتنی و نقش آن در گیرایی، زیبایی و جذابیت این اثر نوجوانانه مذهبی است.
تحلیل کیفی کمی آسیب های ارتباط گیری بانوان مبلغ و میزان گستردگی آن( با رویکرد اخلاق تبلیغ دین)(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مطالعات اخلاق کاربردی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۷۹)
168 - 211
حوزههای تخصصی:
بانوان مبلغ، تاثیر قابل توجهی بر اصلاح سبک زندگی و عقاید خانواده های مسلمان، به ویژه دختران و زنان جامعه اسلامی دارند. یکی از انتقاداتی که در فضای حقیقی و مجازی در این خصوص مطرح است، مربوط به اخلاق ارتباط گیری بانوان مبلغ در طول فعالیت های تبلیغی است که گاه نسبت برخی آسیب های رفتاری به آنان داده می شود. نظر به اهمیت جایگاه اخلاق تبلیغ بانوان مبلغ، بررسی این انتقادات و چیستی آسیب های مطرح و اندازه گیری فراوانی آن ها، ضروری است. پژوهش حاضر با روش تلفیقی کیفی- کمی، به این مسئله پرداخته است؛در مرحله اول در فاز کیفی، آسیب ها شناسایی شده ودر مرحله دوم در فاز کمی، میزان گستردگی آن در عرصه تبلیغ بانوان مبلغ، مورد ارزیابی قرار گرفته است. یافته ها بیانگر آن است که هر چند در اخلاق ارتباط گیری بانوان بر پایه شواهد مبتنی بر تجربه مبلغان، آسیب هایی در ارتباط با مستمعان، همکاران و آقایان، مطرح است اما گستردگی آن با آزمون های اماری تأیید نمی شود.
«هیاهوی بسیار بر سر هیچ» در باب ایمان کانتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه دین سال ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۲)
49 - 61
حوزههای تخصصی:
کانت تحت تأثیر فیلسوفان مدرن پیش از خویش کوشید مسائل مهم فلسفی را از طریق چرخش تعیین کننده ای که او خود آن را «انقلاب کوپرنیکی» می نامید بررسی کند. از جمله مهم ترین مسائلی که با این انقلاب کوپرنیکی در دستان کانت صورت بندی نوین یافتند، مسائل مربوط به الهیات نظیر خدا، روح، دین و ماهیت ایمان بود. دعوی مقاله حاضر این است که می توان کل پروژه فلسفی کانت را به منزله قسمی مواجهه با ایمان سنتی خوانش کرد. بنابراین، در مقاله حاضر حتی الامکان می کوشیم با ارائه قطعاتی از آثار متعدد کانت، جوانب مختلف دیدگاه او نسبت به ایمان را بررسی کنیم. این بررسی تنها زمانی میسر می شود که بتوانیم به نحوی درخور به این پرسش پاسخ دهیم که با رد ایمان سنتی ایمان به چه معنا در اندیشه کانت ممکن است؟ پس از بررسی آثار مختلف کانت، به سوی این نتیجه گیری سوق یافتیم که کانت گرچه ایمان سنتی را رد کرد، در دام بی ایمانی ولنگارانه پسامدرن فرونغلطید بلکه در عوض از ایمانی نو سخن گفت. این ایمان نو از سویی عاری از تعصب شورمندانه، روح بینی و خودشیفتگی است و از سوی دیگر به مخالفت با بی تفاوتی، بی مسئولیتی و دگرآیینی برمی خیزد. ایمان کانتی، ایمانی اخلاقی، استعلایی، تهی و مبتنی بر امید و شجاعت بشری است.
سیاست جنایی ایران و آمریکا در حمایت از آسیب معنوی بزه دیده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه جزای تطبیقی دوره ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
225 - 236
حوزههای تخصصی:
آسیب معنوی، مجموعه صدماتی است که به روحیه شخص وارد می شود و سبب هتک حیثیت فردی، اجتماعی، شغلی و خانوادگی بزه دیده می شود. از نظر مصداقی، آسیب معنوی در حقوق ایران متوجه حیثیت و شرافت شخص می گردد و بارزترین مصداق آن ماده 14 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 است و در حقوق آمریکا، آسیب معنوی باعث نقض حریم خصوصی شخص بزه دیده می شود. عدم تعریف دقیقی از آسیب معنوی سبب سردرگمی در جبران آسیب معنوی شده است. سیاست جنایی برای حمایت از آسیب معنوی باعث می شود که اعتماد به دستگاه قضایی افزایش یابد، زمینه بزهکاری ثانویه از بین می رود و گرایش به انتقام شخصی کاهش می یابد. هدف از این پژوهش مطالعه تطبیقی سیاست تقنینی حقوق ایران و آمریکا در حمایت از آسیب معنوی بزه دیده است. روش انجام این پژوهش به صورت توصیفی تحلیلی است که با نگاهی تطبیقی به موضع فقها، حقوق ایران و آمریکا می پردازد. یافته ها حاکی از این است که آسیب معنوی در قانون مجازات اسلامی مصوب 1392، آیین دادرسی کیفری مورد اهمیت قرار گرفته است. حمایت و جبران خسارت از آسیب معنوی برای بزه دیده شامل ضرر و زیان های مادی و معنوی ناشی از جرم است. در حقوق آمریکا برای حمایت از بزه دیده روش عذرخواهی و غرامت در نظر گرفته شده است که به معنای پذیرش مسؤولیت فرد مقصر می باشد، درنتیجه آسیب معنوی از نظر حقوق ایران و آمریکا پذیرش شده است و در حقوق این دو کشور جبران مالی و غیرمالی راهکار ترمیم آسیب معنوی است.