فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۸۸۱ تا ۳٬۹۰۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
نقد و نظر سال ۲۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۱۱۶)
67 - 99
حوزههای تخصصی:
مکاتب ثنوی به دو اصل مدبر که خیر و شر را تدبیر می کند، باور دارند. دوگانه انگاری در دوران گوناگون، ظهور و بروز یافته و مجوس و گنوس را شاکله داده است. ثنویان و مغان هرکدام به نحوی دوگانگی را تبیین و تعلیل می کردند تا اینکه اسلام با ایدئولوژی وحدانی به تقابل با ایشان اهتمام تام ورزید. این مقاله با روش تحلیلی - انتقادی و استناد به متون روایی اسلامی، و با هدف تبیین پاسخ های معصومین(علیهم السّلام) در مواجهه با مکاتب دوگانه انگار و اثبات برتری نظام توحیدی اسلام برابر این انگاره ها، به بررسی و نقد انگاره های مکاتب ثنوی پرداخته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که روایات اسلامی با معیارهایی عقلانی، باورهای ثنوی را به چالش کشیده اند و توحید را تنها مسیر منطقی می شمارند. برهان قاطع اسلام چنان خردمندانه بود که در طول عصرها، انگاره های ثنوی را به تاریک نای تاریخ کشاند و دعوی دوئیت از ادبیات اعتقادی کیش های مختلف برچیده شد. از منظر روایات اسلامی، دوگانه انگاری از هر صنفی که باشد، چه ایرانی و مغانی و چه گنوسی و ثنوی، ویژگی های مشترکی دارد و در یک ارزیابی کلی می توان آنها را با لحاظ مشترکات، قیاس کرد و در پس آن، ممیزه های هریک را به تفکیک بررسی کرد. این مقاله با بررسی روایات اسلامی در نقد کیش های دوگانه انگار و اسطوره ساز، چهارده نقد روایی بر ثنویت اساطیری استخراج کرده است و توحید را تنها مسیر عقلانی می شمرد.
An Examination of Lexical Coherence in Three English Translations of Complementary Oppositions in Surah Al-An'aam
منبع:
Journal of Textual and Translation Analysis in Islamic Studies, Volume ۲, Issue ۲, ۲۰۲۴
172 - 187
حوزههای تخصصی:
This study investigates whether complementary oppositions (COs) in the Glorious Qur’ān have been accurately translated from Arabic into English. The research is based on Halliday and Hasan's (1976) theory of lexical cohesion, focusing on lexical cohesive devices in three selected translations of COs in Surah Al-An'aam. COs are defined as paired semantic opposites, where the negation of one reinforces the meaning of the other. This qualitative study employs an analytical-documentary method to evaluate the translations. Translators often face challenges, particularly with collocations, as they strive to preserve both meaning and form. The selected theoretical framework by Halliday and Hasan (1976) examines lexical cohesive devices such as repetition, collocations, and sense relations. The primary objective is to assess the lexical coherence of the selected translations and analyze the lexical relationships between English CO equivalents, which function as key cohesive devices. The study uses Arabic CO examples from Seyyedi and Baghojary (2020) alongside their English translations by Arberry (1955), Pickthall (1930), and Qaraa'i (2005), sourced from the online Tanzil Qur’ān Navigator. Findings indicate that Arberry’s translation demonstrates the highest lexical coherence due to its alignment with the Qur’ānic style and frequent use of collocations and contrasting repetition.
Examining the Translation of Munajat Sha’baniyah Based on House’s Model and Using Translations of the Holy Qur’ān
منبع:
Journal of Textual and Translation Analysis in Islamic Studies, Volume ۲, Issue ۳, ۲۰۲۴
252 - 275
حوزههای تخصصی:
Despite extensive scholarship on texts such as Munajat Sha’baniyah, a systematic translation into a widely spoken international language remains absent. This study seeks to provide an accurate translation of key phrases, particularly those that parallel expressions found in the Holy Qur’an. Employing a qualitative analytical-documentary approach, the research evaluates existing translations using Juliane House’s (1997) theoretical model for translation quality. The original Munajat Sha'baniyah is analyzed within House’s framework, alongside a potentially machine-generated translation, with particular attention to the dimensions of field, mode, and tenor. Based on this analysis, the researcher produces a new translation, informed by various Qur’anic renditions, which is subsequently assessed using the same criteria. The findings highlight significant discrepancies in field, mode, and tenor between the machine translation and the researcher’s version, emphasizing the limitations of current machine translation technologies in handling complex religious texts.
نقد رویکرد تفسیری آیت الله جوادی آملی درباره علت تقدیم و تأخیر در فواصل آیات(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های قرآنی سال ۲۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۱۱۳)
89 - 110
حوزههای تخصصی:
هماهنگی و تناسب پایان آیات در قرآن به دلیل ایجاد نظم آهنگِ خاص در سوره ها از اهمیت ویژه ای برخوردار است؛ تا جایی که به همین علت، فراهنجاری ها و ساختارشکنی های ادبی و لفظی فراوانی در فواصل آیات مشاهده می شود. یکی از ساختارشکنی های نحوی که بسیار زیاد در فرجام آیات به وقوع پیوسته، تقدیم و تأخیر است. پرسش مهم این است که دلیل این تقدیم و تأخیرها در پایان آیات چیست؟ آیا دلیل لفظی و ظاهری دارد، یا به جهت دلالت و معناست؟ برخی از مفسرانی که به این موضوع توجه نشان داده اند، جنبه لفظی و ظاهری، یعنی تناسب و هماهنگی فواصل، و عده ای دیگر، جنبه معنایی و محتوایی، مانند حصر و اهمیت موضوع را دلیل اصلی تقدیم و تأخیر در فواصل دانسته اند. گروهی ازجمله آیت الله جوادی آملی نیز به هر دو جنبه اهتمام ورزیده اند. در این مقاله سعی شده با روش توصیفی- تحلیلی، به بررسی و نقد رویکرد مفسر تسنیم در زمینه تقدیم و تأخیر در فواصل پرداخته شود. با مقایسه و تطبیق عبارات و الفاظ پایان آیه، با همان عبارات و الفاظ در ابتدا یا میانه آیات، این نتیجه به دست می آید که مهم ترین عامل در تقدیم و تأخیر در فرجام آیات، تناسب و هماهنگی فواصل است.
بررسی تاویلات مفسران پیرامون عبارت (بِیَدَیَّ) در آیه 75 سوره (ص)
حوزههای تخصصی:
تاویل از اموری است که با تاریخ عقیده و تفکر مسلمانان آمیخته شده و کمتر مفسری را می شود یافت که در بررسی آیات قرآن، اقدام به تاویل برخی از آنان ننموده باشد. از جمله این آیات که اغلب مفسران اقدام به تاویل آن نموده اند، آیه 75 سوره ص است.اما این ناویلات که جدای از خاستگاه فکری آنان، گوناگون است، نوعا عاری از هرگونه شواهد می باشد؛ لذا مساله مورد پژوهش این است که تاویلات مفسران پیرامون یَدَیَّ در آیه 75 سوره ص چگونه است؟ روش تحقیق بصورت توصیفی- تحلیلی و کتابخانه یی می باشد. نتائج تحقیق گویای این است که مفسران تاویلات گوناگونی از قبیل نهایت اهتمام و توجه، تشریف و تعظیم، قدرت و قدرت اضافی و نور محمدی و نور سیاه ابلیسی پیرامون آیه بیان نموده اند ارزیابی دیدگاه مفسران بیانگر این است که تاویلات مفسران بدون در نظر گرفتن شواهد زبانی سوره از جمله مساله سیاق است؛ زیرا در برخی از آیات این سوره از جمله در آیاتی که به خلقت و تسخیر اشاره شده است، شاهدی براین مطلب است که هدف خداوند از این آیات بیشتر بیان خلقت می-باشد نه کیفیت خلقت. نقد دیگر بر تاویلات، عدم در نظر گرفتن عرف زبان عربی است؛ زیرا تاویلت ارایه شده باید در راستای قواعد زبان بوده و از لحاظ دلالی باید در مطابقت با آن باشد
تحلیل و اثبات امامت حضرت علی (ع) با نقد و بررسی تطبیقی آیه 55 سوره مائده ازمنظر طبرسی و آلوسی
منبع:
تفسیرپژوهی سال ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۲
339 - 359
حوزههای تخصصی:
آیه 55 سوره مائده (آیه ولایت) یکی از مهم ترین آیاتی است که شیعیان به واسطه آن درباره امامت بلافصل حضرت علی (ع) استدلال کرده اند. بااین وجود، مخالفان این باور، ازجمله آلوسی شبهاتی به آن واردکرده اند. ازهمین رو، پژوهش حاضر با هدف بررسی آیه ولایت ازمنظر طبرسی و آلوسی به دنبال پاسخ به این پرسش بوده است که این دو مفسر چه دیدگاهی درباره آیه مذکور داشته اند؟ روش پژوهش توصیفی _ تحلیلی بوده و گردآوری اطلاعات بااستفاده از منابع کتابخانه انجام گرفته ست. پس از بررسی شأن نزول آیه، تفاوت ولی و رکوع ازمنظر آن ها بررسی شده و نتایج تحقیق نشان داده است که طبرسی ولی را به معنای سرپرست و آلوسی به معنای یاور و دوست تعبیرکرده است. هم چنین، طبرسی رکوع را به معنای حقیقی؛ یعنی همان رکوع در نماز دانسته و آلوسی به معنای خضوع و تواضع تعبیرکرده است که با بررسی معنای واژه های مذکور در کتب لغت و آیات قرآن و بررسی هایی که انجام گرفته است این نتیجه به دست می آید که ولی در آیه به معنای سرپرست و رکوع به معنای رکوع در نماز به کاررفته است.
بررسی تطبیقی وضعیت حقوق بشر در پرتو یو. پی. آر و فقه اسلامی (مطالعه موردی ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات حقوق بشر اسلامی سال ۱۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۳۲
7 - 38
حوزههای تخصصی:
سنجش جایگاه حقوق بشر در پرتو سازوکار «ارزیابی ادواری جهانی» و مقایسه ی آن با شریعت اسلام مسأله ی اصلی تحقیق حاضر را تشکیل می دهد در مقاله این سوال مطرح است که در مقایسه ی میان یو. پی. آر و شریعت اسلام در حوزه ی حقوق بشر در ایران چه نقاط اشتراک و افتراقی دیده می شود؟ در پاسخ به سوال، مقاله حاضر تلاش دارد تا با بهره گیری از روش تحقیق توصیفی- تحلیلی ضمن پرداختن به بنیادها و اساس های حقوق بشر در اسلام و یو. پی. آر به تفا.ت های میان این دو بپردازد از این رو این فرضیه مطرح است که:« در ایران حقوق بشر بیشتر منبعث از شریعت اسلام می باشد که آن را ودیعه ای الهی می داند و نه موهبتی طبیعی لذا، انسان از آن جهت که مخلوق خداوند است دارای حق است، نه از آن جهت که بشر است؛ در حالی که در پرتو یو. پی. آر انسان به ما هو انسان بودن از آن برخوردار بوده و ویژگی دینی و الاهی بشر نادیده انگاشته می شود» نتیجه گیری مقاله نشان می دهد که اولا، حقوق بشر اسلامی به دلیل توجه به سه مقوله فطرت مشترک، احترام به فرهنگ های دیگر و اس اس ه مزیس تی مسالمت آمیز، به نظر می رسد از جامعیت و جهانشمولی بیشتری برخوردار می باشد
بررسی تأثیر حکمت علوی بر اندیشه ملاصدرا
منبع:
آموزه های نوین کلامی دوره ۴ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵
81 - 110
حوزههای تخصصی:
امیرالمؤمنین علی علیه السلام، باب مدینه علم نبوی، تأثیری ژرف بر متفکران و اندیشمندان اسلامی پس ازخود گذاشته است. صدرالدین محمد شیرازی معروف به ملاصدرا ازجمله متفکران اسلامی متأثر از ایشان می باشد که به نحوی عصاره تمام نحله های فلسفی، عرفانی و کلامی اسلام را در قالب متکبی با نام «حکمت متعالیه» جمع کرده است. وی در مواضع متعددی مدعی است که با یاری جستن از حضرت علی علیه السلام مبانی فلسفی خود را تحکیم بخشیده است. در این زمینه تاکنون تحقیقی جامع انجام نشده است؛ ازاین رو نگارنده در این پژوهش می کوشد مواضع بهره گیری ملاصدرا از امیرالمؤمنین علی علیه السلام را که دامنه آن از بیانات ایشان تا عباراتی درباره ایشان متغیر است، در آثار مختلف وی کاویده و در قالب دسته بندی ای موضوعی آشکار سازد. از این جهت هدف اصلی این مقاله «بررسی تأثیر حکمت علوی بر اندیشه ملاصدرا» به روش توصیفی و کتابخانه ای می باشد.
تصحیح انتقادی رساله «وحدت هویّت و شیئیّت حقّه» اثر علیقلی بن قرچغای خان
منبع:
آموزه های حکمت اسلامی دوره ۲ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
129 - 151
حوزههای تخصصی:
علیقلی بن قرچغای خان، از جمله حکیمان متألّه مدرسه فلسفی اصفهان است. وی رسائل و کتاب های گوناگونی در زمینه های مختلف مانند فلسفه، تفسیر قرآن و حدیث نگاشته است. از جمله رساله های کوتاهی که وی به رشته تحریر درآورده است، رساله وحدت هویّت و شیئیّت حقّه است که تاکنون تصحیح نشده است. وی در این رساله کوشیده است تفسیری دقیق از مفاهیمی مانند شیء، لاشیء، ظلّ، اعتباری بودن حقایق اشیاء و صفات انسانی ارائه دهد و وجوه اشتراک و اختلاف میان دیدگاه خود و رویکرد صوفیّه را تبیین نماید. در جستار حاضر تلاش شده است افزون بر تحقیق و تصحیح رساله، برخی از مطالب مطرح شده، تحلیل و بررسی گردد. «ناکافی بودن تفسیر وی از موهوم بودن ممکنات و مخلوقات»، «نادرست بودن تشبیه مخلوقات به تصویر فرد دوبین» و «عدم اتّصاف خداوند به تعیّن موجودات امکانی» سه نقدی است که درنهایت به دیدگاه های مصنّف در این رساله وارد است.
اندیشه مهدویت در متصوفه غرب آفریقا (تیجانیه، مریدیه، عثمانیه)
حوزههای تخصصی:
تعامل و مواجهه با تصوف از سوی مذاهب اسلامی، نوعاً انفعالی و با دید منفی صورت گرفته است. درحالی که تصوف در نگاه راهبردی، بستر و فرصتی برای گسترش تشیّع و مبارزه با افراط گرایی است. تصوف در آفریقا از گستردگی بسیاری در تمام ابعاد، اعم از کمی (تعداد پیروان) و کیفی (فعالیت در عرصه سیاسی، اجتماعی و اقتصادی) برخوردار است. در این میان سه جریان تیجانیه، مریدیه و عثمانیه در آفریقای معاصر بیشترین تأثیرگذاری را داشته و دارند. موعودگرایی به عنوان فصل مشترک ادیان ابراهیمی که مدل اسلامی آن مهدویت و اعتقاد به حضرت مهدی(عج) است را می بایست نقطه مهمی در جهت هم گرایی تشیّع با گروه های تصوف دانست. ازاین رو، پژوهش حاضر با بهره گیری از روش توصیفی تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانه ای به دنبال پاسخ به این پرسش است که ویژگی های موعود مورد نظر و مختصات اندیشه مهدویت در متصوفه غرب آفریقا چیست؟ یافته ها نشان داد که مهدویت در جریان تیجانیه و عثمانیه قرابت بیشتری با تشیّع دارد و در مقابل، مهدویت در مریدیه، دستخوش تحریفات بسیاری شده است.
وظیفه گرایی و غایت گرایی اخلاقی در نهج البلاغه(مقاله ترویجی حوزه)
منبع:
حدیث و اندیشه بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۷
117 - 149
حوزههای تخصصی:
نهج البلاغه، مجموعه ای از خطبه ها، نامه ها و سخنان امام علی (ع)، به عنوان یک منبع غنی از آموزه های اخلاقی و فلسفی، به بررسی دو رویکرد اصلی در اخلاق می پردازد: وظیفه گرایی و غایت گرایی. این مقاله به تحلیل و تبیین این دو رویکرد در نهج البلاغه می پردازد و نشان می دهد که چگونه امام با تأکید بر اصول اخلاقی، به تبیین وظایف فردی و اجتماعی پرداخته است. وظیفه گرایی به معنای انجام کارها بر اساس اصول اخلاقی است، بدون توجه به نتایج آن ها. در نهج البلاغه، امام بر اهمیت عدالت، صداقت و وفای به عهد تأکید می کند. این اصول بعنوان وظایف اخلاقی تلقی می شوند که باید بدون توجه به پیامدهایشان رعایت شوند. غایت گرایی براین اصل استوار است که ارزش یک عمل بر اساس نتایج آن سنجیده می شود. در نهج البلاغه، امام نیز به نتایج اعمال تأکید دارد و نشان می دهد که اعمال نیکو باید به خیر و صلاح جامعه منجر شود. این رویکرد در سخنانشان درباره اهمیت مشورت و همکاری در امور اجتماعی مشهود است. این مقاله نتیجه می گیرد که نهج البلاغه هر دو رویکرد وظیفه گرایی و غایت گرایی را در کنار هم مورد توجه قرار داده است. امام با تبیین اصول اخلاقی و تأکید بر نتایج اعمال، الگویی جامع برای زندگی اخلاقی ارائه می دهد.
مدل مفهومی عرفانی شکر در دعای عرفل امام حسین (ع) مبتنی بر نظریه پردازی داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۰
241 - 266
حوزههای تخصصی:
دعای عرفه به عنوان یکی از گنجینه های عرفانی و ادعیه مأثور، مناجات حضرت سیدالشهدا(ع) در صحرای عرفات است. شکر گزاری به عنوان یکی از مهم ترین عوامل رشد معنوی، روح حق شناسی را در برابر هر نعمتی احیا می کند. این پژوهش با هدف ارائه یک مدل رفتاری از گفتمان عارفانه و عاشقانه دعای عرفه امام حسین(ع) در قالب شکرگزاری با استفاده از روش نظریه داده بنیاد و تحلیل کیفی و جمع آوری اطلاعات از منابع معتبر تاریخی، به ویژه تفسیر دعای علامه جعفری(ره) انجام شده است. یافته ها نشان داد که در دعای عرفه، مفهوم «شکر عرفانی» به معنای قدردانی آگاهانه، در 35 فراز دعا تکرار شده است (۱۸ بار صریح، 17 بار ضمنی)؛ این تکرار، بیانگر محور شکر عرفانی در این دعا و اهمیت آن، برای تقرب به خداوند است. نتایج حاکی از آن است که شکرگزاری در این دعا، نه تنها یک عمل فردی و عبادی، بلکه راهبردی جامع، برای دستیابی به کمال انسانی و تقرب به خداوند تلقی می شود. این مدل شامل مؤلفه های مهمی همچون توبه، رضا، ایمان، یقین، توکل، اخلاص، معرفت و توحید است که هریک به مرحله ای خاص در سلوک عرفانی اشاره دارد و با نگرشی هدایت گرانه، زمینه ساز تعالی روحی و اخلاقی افراد در بازتعریف و تبیین ارزش های انسان معاصر و مدلی کاربردی در زندگی روزمره افراد مورد استفاده قرار می گیرد.
بازپژوهی «لباس شهرت» از دیدگاه فقه امامیه و تطبیق آن بر پوشش های ناهنجار نوپدید(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
فقه و اجتهاد سال ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۲
243 - 261
حوزههای تخصصی:
«لباس شهرت» یکی از عناوین مطرح شده در کتب کهن روایی و فقهی است. این مسئله از بُعد تبیین موضوع و نیز از جهت حکم مترتب بر آن، از گذشته تا به امروز، مورد بحث فقیهان بوده است. در بُعد اول، برخی صِرف شهرت را برای تحقق موضوع و ترتّب حکم حرمت کافی دانسته اند. برخی دیگر، تحقق عناوینی چون اذلال، هتک و یا وهن مؤمن را موضوع حرمت دانسته اند. و گروه سوم لباس شهرت را لباسی دانسته اند که به قصد ریا و اظهار زهد پوشیده شود. در بعد دوم نیز سه نظریه حرمت، احتیاط و کراهت وجود دارد. علی رغم اهمیت مسئله پوشش و ابتلای عمومی آن، تاکنون پژوهش درخوری در این عرصه ارائه نشده است. در این نوشتار که با روش توصیفی تحلیلی و با به کارگیری داده های کتابخانه ای صورت پذیرفت، این نتیجه به دست آمد که لباس شهرت به لباسی گفته می شود که پوشنده ی آن را در وضعیتی ناخوشایند و زشت قرار دهد که اگر این وضعیت موجب هتک حرمت او یا موجب تحقق سایر عناوین حرام شود؛ حکم آن حرمت است؛ ولی اگر قبح پوشش در حدی نباشد که موجب تحقق عناوین مذکور شود، به موجب ادله نکوهش پوشیدن لباس شهرت حکم آن کراهت خواهد بود.
بررسی فقهی حقوقی جایگاه حکمیت در حل و فصل غیرقضایی اختلافات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت سال ۳۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۱۹
67 - 77
حوزههای تخصصی:
حکمیت یا داوری به عنوان مهم ترین روش حل تعارضات اشخاص سعی برآن دارد در جهت شناسایی بهتر و تسریع برون رفت از اختلاف، با توجه به مزایایی چون سرعت در رسیدگی، حفظ محرمانگی، کاهش هزینه ها، از تراکم کار و اطاله دادرسی که حاکم بر نظام قضایی شده بکاهد و اختلافات را به صورت غیرقضایی فصل نماید. دادرسی توسط کسی که با انتخاب اصحاب تعیین و با تحقق شرایط رضایت بر اجرای حق و حکم او دارند، قاضی تحکیم گفته می شود، این حکم نافذ و لازم الاجراست، اما در اینکه حوزه فعالیت قاضی تحکیم چه قیودی را می طلبد که در داور ملاک نیست، محل بحث است که می توان گفت: پژوهش حاضر درصدد است به صورت توصیفی تحلیلی به مداقه ادله مشروعیت فقهی حقوقی حکمیت با داوری بپردازد تا تشابهات و تمایزات این دو نهاد با یکدیگر مشخص شود. البته با توجه به مزایای بسیار حکمیت، کاستی هایی نیز دارد که با تصویب قوانین جدید منطبق با قواعد و استانداردهای حقوقی و اصلاح قوانین فعلی، شاید بتوان افق های روشنی در جهت صیانت از حقوق مردم و توسعه تفاهم اجتماعی را نوید داد.
Comparative Study of the Compilation of the Qur'an and the Canonization of the Testaments(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Journal of Interreligious Studies on the Qur'an and the Bible, Vol. ۱, No. ۲, autumn and winter ۲۰۲۴
170 - 195
حوزههای تخصصی:
Most sacred texts were initially oral and were gradually written down over time. After the writing of these sacred texts, it is essential to examine the time frame in which they were compiled and finalized, and whether this process has affected their credibility? Another question is how many versions exist for these texts and whether there are discrepancies among them? This study, employing a descriptive-analytical method, concludes that the Qur'an was written down simultaneously with its revelation, whereas there was a gap between the revelation, writing, and final compilation of the Testaments. The time from writing to the compilation of the Qur'an was less than two years, while the distance from the writing to the Canonization of the Testaments took more than a thousand years. The Qur'an has a continuous and widely accepted chain of transmission, while the Testaments have a broken chain. The Qur'an exists in a single version, while the Testaments have multiple versions. Given the differences among the versions, the Testaments contain apocryphal texts, while the Qur'an, due to the lack of multiple versions, does not. The compilation of the Qur'an did not undermine its credibility, but the Canonization of the Testaments could not maintain their credibility.
جدليّة علاقة اللغة والجنس والسلطة في رواية «بريد الليل» لهدی بركات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات فی اللغه العربیه و آدابها پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۰
302 - 340
حوزههای تخصصی:
إنّ اللغه والجنس والسلطه ذات علاقه متقابله مؤثّره معا، حیث یؤثّر المجتمع وثقافته علی اللغه وألفاظها وتؤثّر اللغه أیضا علی المجتمع وثقافته وفکرته السائده، وتتغیر اللغه حسب الجنس الذکوری أو الجنس النسائیّ، فنری فی لغه الرجال ألفاظا وأسالیب دالّه علی السلطه والسیاده والغضب والعنف عاده، بینما نری فی لغه النساء ألفاظا وأسالیب دالّه علی اللیونه والرفق والعاطفه عاده. وتمثّل معرفه هذه الاختلافات اللغویّه بین الجنسین، أهمیّه البحث وضرورته فی مجتمع سلطویّ تُجری السلطه فیه من خلال اللغه. تدرس المقاله العلاقه بین اللغه والجنس والسلطه فی روایه «برید اللیل» عبر المنهج الوصفیّ التحلیلیّ. وتشیر النتائج إلی أنّ الروائیّه استخدمت أسالیب الأمر والنهی والنداء والتکرار علی لسان الشخصیّات الذکوریّه وکان استخدام الألفاظ المرتبطه بالشخصیّات الرجولیّه والأفعال أکثر من الأسماء والصفات للدلاله علی الحرکه والقوه والقیام بالعمل وإداره الأمور وسیاده الرجال علی النساء، والسلطه، والعنف، والغضب، واللجاجه، والأنانیّه. وأمّا علی لسان الشخصیّات النسویّه فاستخدمت موفقه ألفاظا وأسالیب دالّه علی التأسّف والترحم والبکاء والحقاره واللیونه والرفق مشحونه بالعواطف الممتلئه بإحساس الحقاره والضعف والطرد والهجره مستخدمه أسلوب الاستفهام للدعوه إلی التأمّل حول التضاد الطبقیّ بین الرجال والنساء لإزالته من المجتمع والترحم من خلال ألفاظ مؤلمه لمساعده النساء ورفع منزلتهنّ والحفاظ المساواه، ثم أسلوب التشبیه للإشاره إلی اشتراک واتحاد النساء اللبنانیّات فی إزاله الظلم وسیاده الرجال علیهنّ، ومن جهه أخری اشتراک واتحاد اللبنانیّین فی الآلام والمصائب والشعور بالیاس والحقاره وطردهم وتشریدهم، ثمّ استخدام الأسماء والصفات أکثر من الأفعال لمیل النساء إلی الوصف واللیونه التی تناسب عواطفهنّ، مع فوره استخدام ضمائر التکلم «ی» فی الرسائل التی حول النساء للإشاره إلی منتهی تفرّد النساء فی المجتمع وانعدام منزلتهنّ فیه.
هوش مصنوعی و کنترل معنادار بشری: سازوکارهای واکنش پذیر به دلایلِ نسبت-به-عامل-خنثی و امکانِ ردگیری عامل(های) مسئول(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بخشی از مسائل اخلاقی مرتبط با هوش مصنوعی به خصلت خودگردانی و مسئله شکاف مسئولیت مرتبط است. سیستم های خودگردانِ مجهز به هوش مصنوعی قادر به ایجاد رویدادهایی هستند که اگر انسان آنها را ایجاد کرده بود به آنها «تصمیم» گفته می شد؛ و اگر این «تصمیم ها» خسارتی به بار می آورد، انسانی مسئول آن می شد. اما وقتی تغییرات را ابزارهای تکنولوژیک خودگردان ایجاد می کنند، هرچند همچنان نیاز به پذیرشِ مسئولیت وجود دارد، اما ممکن است چیزی مسئول آن قلمداد نشود. لذا پیشنهاد شده که تکنولوژی های خودگردان در صورتی تحتِ مسئولیت انسان باقی بمانند که دو الزام را برآورده کنند: (1) این قابلیت که دلایل انسانی را «ردیابی» کنند؛ و (2) با دنبال کردن زنجیره دلایل انسانی یک عاملِ انسانی «ردگیری» شود. این شروط برای مصنوعات تکنولوژیک و هوش مصنوعی خودگردان ابهامات متعددی را ایجاد خواهد کرد. از آن جمله این است که دلایلِ اخلاقی ای که باید ردیابی شوند غالباً نسبت به عامل(ها) خنثی هستند، اما ردگیری یک عاملِ انسانی تنها از طریق دلایل وابسته-به-عامل امکان پذیر است. در این مقاله با تحلیل تعبیرهایی که از دو شرط مطرح شده ارائه می شود از یک تعبیر که پیش از این پیشنهاد نشده به عنوان کم مسئله ترین تعبیر از جهت حل مسئله ذکرشده دفاع خواهد شد. برای این کار استدلال می شود که شکاف مسئولیت زمانی پر می شود که تاریخچه رویدادهایی که توسط سامانه های خودگردان ایجاد می شود شامل فرایندی باشد که طی آن عامل مجموعه ای از دلایل هنجاری را به عنوان دلایل قابل قبول خود بپذیرید. اگر دلایلی که مطابق آنها سیستم به صورت خودگردان رفتار می کند متعلق به یک عامل بشری باشد، آنگاه مسئولیت رویدادهایی که ایجاد می شود نیز متعلق به آن عامل خواهد بود.
روش شناسی تفسیر واژگان قرآنی در کتاب «الاشباه و النظائر» مقاتل بن سلیمان بلخی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسألهی وجوه و نظایر در قرآن کریم از دیرباز مورد توجه اندیشمندان علوم قرآنی بوده و هر عالمی براساس مبانی فکری و فراخور توانایی خویش، گام های مهمی را در تبیین مفهومی و مصداقی آن برداشته است. کهن ترین اثر موجود در این زمینه، کتاب «الاشباه و النظائر» تصنیف مقاتل بن سلیمان بلخی(م. 150ق) است. در این جستار تلاش شده تا با بازخوانی و واکاوی روش مقاتل بن سلیمان در کتاب «الاشباه و النظائر» به شیوهی استقرایی، تحلیل دقیقی از روش تفسیری واژگان قرآنی در قرن دوم هجری ارائه گردد تا زمینه را برای پژوهش هایی بعدی در معناشناسی واژگان قرآنی فراهم آورد. در پایان مقاله این نتیجه به دست آمد که؛ مقاتل برای پی بردن به وجوه گوناگون واژگان قرآنی، از دو شیوهی درون قرآنی و برون قرآنی بهره گرفته است. وی در شیوهی درون قرآنی از روشهایی چون تفسیر قرآن به قرآن، وحدت سیاق، شأن نزول آیات استفاده می نماید، لکن در شیوهی برون قرآنی از قواعد زبان شناختی مانند اشتراک لفظی، مجاز، استعاره، مفهوم مخالف بهره می برد. مسلم است که استفاده از شیوه درون قرآنی در این کتاب مانند استفاده از سیاق آیات، بر شیوه برون قرآنی غلبه دارد.
تأثیر پدیده اشتقاق اکبر بر سیر برداشت های تفسیری دو ماده دحو و طحو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پدیده اشتقاق اکبر به عنوان یک ابزار زبانی مهم در فهم عمیق تر معانی قرآن، نقش بسزایی در تحول برداشت های تفسیری ایفا کرده است. واکاوی متون تفسیری نشان می دهد، تفسیر دو واژه دحو و طحو با چالش های فراوانی در زمینه تبیین خلقت زمین روبه رو است، برخی مفسران تلاش نموده اند تا به کمک پدیده اشتقاق اکبر به درک بهتری از آیات مرتبط با خلقت و شکل گیری زمین دست یابند، اما تاکنون سیر برداشت های تفسیری از دو ماده «دحو» و «طحو» در قرآن و تأثیر پدیده اشتقاق اکبر (ابدال لغوی) بر برداشت ها بررسی نشده است. ازاین رو، پژوهش حاضر درصدد کشف رابطه میان به کارگیری پدیده اشتقاق اکبر و برداشت های تفسیری از هر دو ماده است و می کوشد تا نقش این پدیده را در شناسایی معنای دقیق دو واژه روشن نماید. مقاله پیش رو با اتخاذ روش توصیفی تحلیلی برای نیل به این هدف از تحلیل های لغوی، مطالعه گسترده برداشت های تفسیری و سیاق آیات بهره گرفته است. دستاوردهای پژوهش نشان می دهد هر دو واژه دارای مؤلفه های معنایی مشترکی ازجمله راندن، افکندن و حرکت هستند. با گذر زمان، مفسران از معنای اولیه بسط و گسترش به تدریج به مفاهیم پیچیده تری ازجمله حرکت دورانی و انتقالی زمین و تأثیر آن بر شرایط زیست محیطی روی آورده اند که به روشن سازی مسائل مربوط به آفرینش و شرایط زندگی انسان ها کمک می کند.
هویت و کارکرد اربعین حسینی در منظومه فکری آیت الله خامنه ای
منبع:
پژوهشنامه معارف حسینی سال ۹ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۴
63 - 84
حوزههای تخصصی:
اربعین حسینی، یک حرکت عظیم، پدیده بزرگ و نشانه قدرت ملت، و یک پروژه فرهنگی، سیاسی و تمدن ساز است که موجب تقویت هویت اسلامی، همبستگی ملّی و همدلی مسلمانان مخصوصاً شیعیان می شود. این پدیده و هویت و کارکرد آن در اندیشه مقام معظم رهبری بازتاب یافته است. در این پژوهش با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی نشان داده شد که پیاده روی اربعین، تجلی ارادت تعداد فراوانی از مردم به یک هویت مشترک و جهانی است. حضور هزاران انسان عاشقِ بصیر با قومیت های متفاوت در اربعین حسینی، فرایندی برای پیدایی هویت اسلامی است. این پیاده روی در منظومه فکری آیت الله خامنه ای یک انگاره فرهنگی، سیاسی و تمدن ساز است که موجب تقویت هویت اسلامی، همبستگی ملّی و همدلی مسلمانان مخصوصاً شیعیان شده و زمینه ساز ظهور قائم آل محمد(ص) است.