محبوبه پاکدل

محبوبه پاکدل

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۸ مورد از کل ۸ مورد.
۱.

Examining and Analyzing Allameh Tabatabei’s Account on Faith within the Framework of Howard Snyder’s Non-Doxastic Approach(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Faith belief Doubt Non-Doxasticim Allama Tabatabai Howard-Snyder

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۰
The aim of this study is to examine Allama Tabatabai’s account on faith and analyze it within the framework of Daniel Howard-Snyder’s non-doxastic approach. Faith is one of the key concepts in the epistemology of religion, and recent analytic approaches has increasingly distinguished it from belief. Allama Tabatabai describes faith as being based on two main components: "al- i'tiqad" and "tamakkun fi al-qalb“. This paper employs a comparative method to evaluate Allama’s account, interpreted as a form of doxastic faith, with the core components of Howard-Snyder’s non-doxastic model, in order to address the ambiguities in the concept of faith and the challenges associated with doxastic faith. Based on Howard-Snyder’s non-doxastic analysis of faith, the upshots show that the concept of "al- i'tiqad" in Allama’s account, as a cognitive attitude, is ambiguous and lacks the essential characteristic which is constituent for belief. Additionally, the failure to explicitly define the conative and evaluative components of faith in Allama’s account is another challenge. Drawing on Howard-Snyder’s model, which emphasizes faith amid doubt, this article argues that the non-doxastic framework provides conceptual resources for clarifying these ambiguities and for constructing a meaningful bridge between classical Islamic thought and contemporary discussions in the epistemology of religion.
۲.

امکان سنجی سازگاری ایمان و تحقیق در چارچوب دیدگاه هوارد-اسنایدر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ایمان تحقیق غیرباورمحوری فریدمن هَوارد-اسنایدر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۵
این مقاله به بررسی ناسازگاری ظاهری میان «ایمان دینی» و «تحقیق» می پردازد. دلیل اصلی این ناسازگاری به تعارض میان «باور» و «تحقیق» بازمی گردد؛ زیرا تحقیق مستلزم پرسشگری و تعلیق قضاوت است و این با باور ناسازگار تلقی می شود. در حالی که، دیدگاه های رایج در معرفت شناسی دین که عمدتاً بر رویکردهای باورمحور استوارند، ایمان را مستلزم باور به گزاره های دینی می دانند. بر این اساس، ایمان و تحقیق در ظاهر ناسازگار به نظر می رسند. با این حال، نمونه های تاریخی از متفکران و فیلسوفان دیندار نشان می دهد که ایمان و تحقیق می توانند در عمل همزیستی داشته باشند. این پژوهش با روش تحلیل مفهومی و با اتکا بر دیدگاه غیرباورمحور دنیل هَوارد-اسنایدر استدلال می کند که تلقی ایمان به عنوان «فرض بدون باور» به مثابه نوعی نگرش شناختی شبه باور می تواند این ناسازگاری را برطرف سازد. نوآوری مقاله در ارائه چارچوبی است که با تفکیک ایمان از باور و تلفیق آن با «نگرش پرسشی» جین فریدمن و مفهوم «فرضیه» در تحلیل های مایکل پالمیرا، امکان مشارکت فعال دینداران در پژوهش را فراهم می سازد. یافته ها حاکی از آن است که این رویکرد نه تنها راه حلی نظری برای رفع تعارض ایمان و تحقیق ارائه می دهد، بلکه در حوزه های عملی مانند تعامل علم و دین و روش شناسی پژوهش های دینی نیز پیامدهای سازنده ای در پی دارد.
۳.

بررسی دو مدل ایمان در پرتو استدلال های عملی: باورمحور و غیرباور محور(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ایمان استدلال عملی باورمحوری غیرباورمحوری گلدینگ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۶
در این مقاله، استدلال های عملی برای اثبات وجود خدا در دو تقریر متفاوت تحلیل می شوند: نخست، تقریر مبتنی بر رویکرد ایمان باورمحور (در دیدگاه پاسکال و جیمز) و، دوم، تقریر مبتنی بر رویکرد ایمان غیرباورمحور (در دیدگاه گلدینگ). هر دو رویکرد، در مواجهه با نابسندگی شواهد معرفتی، ایمان را نوعی مخاطره معقول می دانند. بااین حال، رویکرد باورمحور ایمان را مستلزم باور و متکی بر نوعی اراده گروی مستقیم می داند که با چالش های روان شناختی و معرفت شناختی مواجه است. درمقابل، مدل گلدینگ، به منزله مدلی عمل گرایانه در چهارچوب رویکرد غیرباورمحور به ایمان، تلاش می کند بدون فرض ضرورت باور برای ایمان، ایمان را در قالب فرض راهنمای عمل تبیین کند. این ویژگی به مدل غیرباورمحور امکان می دهد تا در مواجهه با شک عمیق فکری، بدون مواجه شدن در چالش های رویکرد باورمحور، امکانی معقول برای اتخاذ ایمان فراهم آورد. دو مدل مورد بررسی، هرچند هر دو بر عقلانیت عملی و مخاطره در وضعیت شک تأکید دارند، در الزام باور برای ایمان با هم اختلاف دارند. همچنین، مقاله نشان می دهد رویکرد غیرباورمحوری به ایمان در وضعیت تردید معرفتی می تواند بدیلی مناسب برای رویکرد سنتی باورمحور تلقی شود.
۴.

معقولیت ایمان عمل گرایانه به خدا به مثابه ارزشی متعالی از منظر جاشوا گلدینگ(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: جاشوا گلدینگ گای کاهانی استدلال عملی ارتباط خوب با خدا ارزش متعالی ارزش شناسی خداباوری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۹ تعداد دانلود : ۱۶۶
جاشوا گلدینگ، در تقریر نوین خویش از استدلال های عملی، به ایمان به خدا به عنوان ارزشی متناهی ولی متعالی اشاره می کند. به باور او، دستیابی به ارتباط خوب با خدا دارای ارزش بالقوه متعالی است و حصول ارتباط خوب با خدا را از طریق سبک زندگی مؤمنانه از احتمال بالاتری نسبت به سبک زندگی نامؤمنانه می داند. گلدینگ با افزودن مؤلفه ارزش متناهی متعالی به استدلال خود سعی در رفع اشکال استدلال عملی پاسکال و توجیه عمل گروانه زندگی مؤمنانه دارد. از آنجا که گلدینگ ارزش عملی ایمان به خدا را بالاتر از بدیل های نامؤمنانه می داند، این مقاله می کوشد به دفاع از ادعای گلدینگ بپردازد. به دلیل آن که استدلال گلدینگ مبتنی بر ارزش شناسی خداباوری است، استدلال های موافقان و مخالفان ارزش شناسی خداباوری نیز در این مقاله بررسی شده است. این بررسی نشان می دهد ادعای مخالفان ارزش وجود خدا در سطح غیرشخصی از مقبولیت برخوردار نیست. در سطح شخصی نیز استدلال معنای زندگی مخالفان ارزش وجود خدا قابل دفاع نیست. مدافعان برهان اختفای الهی نیز، با انکار بحث ارزش شناسی خداباوری، استدلال مخالفان ارزش وجود خدا را با اشکال مواجه می کنند. بنابراین، با توجه به استدلال موافقان ارزش وجود خدا، خدا به عنوان موجود خیری که به لحاظ اخلاقی کامل است ضرورتاً به ارزش هر وضعیت اموری که در آن وجود دارد می افزاید. از این رو، ادعای استدلال عمل گروانه گلدینگ در تلقی ارزش مدارانه از ارتباط خوب با خدا قابل دفاع است.
۵.

بازخوانی نظریه مشورتی دیوان بین المللی دادگستری در قضیه دیوار حائل با توجه به جنایات رژیم صهیونیستی پس از اکتبر سال ۲۰۲۳ در غزه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دیوان بین المللی دادگستری حقوق بین الملل بشردوستانه حقوق بشر رژیم اشغالگر اسرائیل نوار غزه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹۰ تعداد دانلود : ۳۶۴
در 9 ژوئیه 2004 دیوان بین المللی دادگستری، مبادرت به نظر مشورتی در خصوص ساخت دیوار حائل در اراضی اشغالی فلسطین کرد. دیوان، با استناد به کنوانسیون های حقوق بشردوستانه و حقوق بشری، ساخت دیوار حائل را غیرمشروع اعلام کرد. به رغم آنکه نظریه مشورتی دیوان ناظر بر غیرمشروع بودن ساخت دیوار حائل بود، اما رژیم اشغالگر از آن سال تاکنون، اقدام به ساخت چند دیوار دیگر ازجمله ساخت دیوار حائل در غزه کرده است. با توجه به نقض قواعد بنیادین حقوق بشردوستانه بین المللی و حقوق بشر در سطحی بسیار گسترده توسط رژیم اسرائیل در مخاصمه غزه پس از 7 اکتبر 2023، بازخوانی مجدد رأی دیوان مهم است. هدف این نوشتار، بررسی ابعاد حقوق بشردوستانه و حقوق بشری نظریه مشورتی دیوان است. براین اساس، با تأکید بر وضعیت نوار غزه به مثابه سرزمینی اشغالی و نقض قواعد حقوق اشغال به واسطه ارتکاب جنایات گسترده توسط رژیم اشغالگر اسرائیل در مخاصمه 2023- 2024 در غزه، توجه به تبعات منفی روانی و انسانی ساخت دیوار حائل در غزه که به دلیل نقض حقوق بشر روی داده و در حمله حماس به مواضع اسرائیل مؤثر بوده، دارای اهمیت است.
۶.

بررسی تقریر نوین شلنبرگ از مسئله منطقی شر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: جان شلنبرگ مسئله شر خیر جهان برتر آزادی اختیار دفاع پلنتینگا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۱ تعداد دانلود : ۳۸۹
جان شلنبرگ در تقریر جدیدی از مسئله منطقی شر می کوشد از راه ناسازگاری منطقی ترکیب مدعیات خداباوری با وجود شر، روایت جدیدی از صورتِ منطقی مسئله شر ارائه دهد. سه ادعای خداباورانه تقریر وی شامل برتری تفوّق ناپذیر، استقلال وجود شناختی و خلوص پیشین است. شلنبرگ برای نشان دادن ناسازگاری منطقی ترکیب وجود خدا و وجود شر، دو رویکرد الگوگرایانه و انگیزه گرایانه را در پیش می گیرد. هدف او از به کارگیری این دو رویکرد بسط استدلال برای افزودن گزاره های تکمیلی ضروری به چهار گزاره اصلی استدلال است. بنابراین، آنچه از مجموع سه لازمه خداباوری و گزاره های تکمیلی به دست می آید این است که در جهان شر وجود نداشته باشد، و این منطقاً با وجود شر در جهان ناسازگار است. این مقاله با روشی انتقادی در صدد نشان دادن نادرستی استدلال شلنبرگ است. بر این اساس، از طریق اشکالاتی تلاش شده کذب مقدمه (8) به عنوان مقدمه محوری استدلال شلنبرگ نشان داده شود. با نشان دادن کذب مقدمه (8)، مصونیت استدلال شلنبرگ نسبت به دفاع مبتنی بر اختیار نیز نقض می شود. از این رو، در مقاله حاضر، افزون بر نقدهای جِروم گِلمن بر مقدمه (8)، نقد دیگری از طریق قیاس ذوحدین بر مقدمه (8) مطرح شده است، که نادرستی استدلال شلنبرگ و ضعف استدلال وی نسبت به کارکرد دفاع پلنتینگا نشان داده می شود.
۷.

بررسی انتقادی مؤلفه های انفسی و آفاقی نظریه معنای زندگی تدئوس متز(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تدئوس متز معنای زندگی نظریه غیرنتیجه گرایانه ساحت عقلانی شروط اساسی وجود انسان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۶ تعداد دانلود : ۴۴۰
تدئوس متز با ارائه نظریه ای غیرنتیجه گرایانه در معنای زندگی کوشیده است تا تبیین جامعی از معناداری زندگی بیشتر انسان ها ارائه دهد. نظریه وی بر سه مؤلفه استوار است: (1) مؤلفه انفسی، یعنی «گرایش مثبت ساحت عقلانی» انسان ها به ارزش های آفاقی؛ (2) مؤلفه آفاقی، یعنی ارزش های برخاسته از خوبی، حقیقت و زیبایی به عنوان بسترهای معنابخش؛ و (3) ارائه راه های تشخیص ارزش های آفاقی معنابخش. در این مقاله، با روش تحلیلی-انتقادی، ابتدا نظریه متز و مؤلفه های آن تبیین خواهد شد. سپس مهم ترین انتقادات به دو مؤلفه انفسی و آفاقی نظریه متز ارائه می شود که این انتقادها از این قرارند: (1) دفاع از معنابخشی نگاه نتیجه گرایانه به معنای زندگی، (2) ناسازگاری نظریه متز با شهود انسان ها، (3) عدم توجه آن به نقش جنبه های عاطفی در معناداری زندگی، (4) معنابخشی برخی شروط ضروری، (5) تردید در معنابخشی شروط اساسی، (6) ناتوانی شروط اساسی از تبیین معناداری برخی کارهای هنری، و (7) عدم توجه به معناداری کنش های ربات های هوشمند. در ادامه نشان داده می شود که اگرچه متز توانسته به بسیاری از انتقادات پاسخ دهد، ولی به معناداری کنش های ربات های هوشمند توجه نکرده است. اگر بتوان توان محاسباتی در ربات های هوشمند را از قابلیت های ساحت عقلانی انسان شمرد، می توان حدی از ساحت عقلانی را در آن ها پذیرفت و بدون نیاز به فرارفتن از ساحت حیوانی از معناداری کنش های ربات های هوشمند نیز دفاع کرد.
۸.

معضل جهنم و پاسخ گریزگرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: جهنم مجازات ابدی مسئله شر گریزگرایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴۷ تعداد دانلود : ۴۰۴
معضل جهنم می گوید دیدگاه سنتی در باب جهنم –یعنی جهنم به مثابه جایی برای مجازات ابدی گناهکاران- با برخی از مهم ترین صفات الهی همچون عشق و عدالت سازوار نیست. طرفداران گریزگرایی –نسخه ای از برآیندگرایی- معتقدند با بازنگری در آموزه سنتی جهنم قادرند به نحوی در خور به معضل جهنم پاسخ دهند. به نظر آنها، سکونت در جهنم اولا کیفر گناهکاران نیست و ثانیا سکونت در جهنم برای ساکنین آن لزوما ابدی نیست. البته جهنم می تواند تا ابد وجود داشته باشد و کسانی در آن ساکن باشند ولی همه ساکنان آن همواره از این امکان برخوردارند که از جهنم خارج شده و سکونت در جوار الهی را انتخاب کنند. اما گریزگرایی با مشکلاتی مواجه است؛ از جمله خلط میان آموزه برزخ و آموزه جهنم در ادیان ابراهیمی، منجر شدن به عام گرایی در نجات که جریان غالب در الهیات مسیحی آن را مردود می شمارد و عدم تقارن رفتار الهی در قبال بهشتیان و جهنمیان. به نظر می رسد با توجه به اشکال های مذکور، گریزگرایان )بوکارف و پلاگ( اولا قادر نیستند به برخی از مهم ترین اشکالات وارد بر گریزگرایی پاسخ دهند و ثانیا نمی توانند مرز روشنی میان این دیدگاه و دیدگاه های مشابه در سنت الهیات مسیحی ترسیم کنند. شماره ی مقاله: ۱۵

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان