فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۸۱ تا ۹۰۰ مورد از کل ۸۱٬۲۴۸ مورد.
منبع:
نسیم خرد سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۰)
167 - 182
حوزههای تخصصی:
برای دستابی به واقع، انتخاب روش خردورزی مناسب، همواره مورد توجه فیلسوفان و اندیشمندان بوده است. از این رو مدل های مختلفی از خردورزی ارائه گردیده است که هر کدام برای دسترسی عقلانی به واقعیت، روشی را ارائه نموده اند. در این میان، سقراط حکیم به عنوان پایه گذار فلسفه آکادمیک، برای خردورزی روشی که مبتنی بر گفتگو و دیالوگ، انسجام پیدا می کند را ارائه کرده است. در این نوشتار سعی می گردد تا براساسِ مبانیِ موجود در فلسفه ملاصدرا، این روشِ خردورزی و فلسفه آموزی سقراطی، بازخوانی شود. این مُهم به روش تحلیلی – اسنادی، براساس استناد به مبانیِ معرفت شناسی و هستی شناسیِ حکمت متعالیه و تحلیلِ این مبانی، ناظر به روش خردورزیِ صحیح، انجام می گیرد. با بررسی انجام شده روشن می شود که اساساً خردورزی، با کشف خلأ معرفتی شروع گشته و پرسشگری نیز، باعث برون ریزیِ این خلأ می شود. بنابراین روش صحیح خردورزی، می بایست در قالب گفتگویی پرسش محور، صورت پذیرد. در این راستا می بایست پرسشگری مبتنی بر روش تفکر انتقادی و پاسخگویی نیز براساس روش تفکر خلّاق تحقق پیدا کند. این تحلیل به نوعی همان روشِ خردورزیِ سقراطی را تأیید می کند. بنابراین روش تفکر سقراطی نه تنها مغایرتی با مبانیِ حکمت صدرایی ندارد؛ بلکه صحیح ترین نوعِ خردورزی خواهد بود.
جایگاه نفس امّاره از دیدگاه امام علی (ع) و امام خمینی (ره)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۴
23 - 46
حوزههای تخصصی:
نفس آدمی به معنای حقیقت وجودی انسان یک لطیفه الهی و از مراتب اصلی وجود است، گوهر بسیار ارزشمندی است که در اسلام توصیه به مراقبت و نگهداری از آن شده است. این توجه و تأکید به مراقبت از نفس به دلیل حالات مختلفی است که این حقیقت می تواند به خود بگیرد. اگر به بدی-ها و گناهان تمایل پیداکند، سقوط می کند و تباه می گردد و تبدیل به نفس امّاره می شود و آدمی را قرین و رفیق شیطان می سازد و اگر به نیکی ها و خوبی ها گرایش پیداکند و بدان ها عمل نماید به سوی نفس مطمئنه حرکت می کند و یا حالتی مواخذه گر نسبت به بدی های خود پیدامی کند و تبدیل به نفس لوامه می شود. دیدگاه امام علی (ع) که مستقیماً از سرچشمه وحی سیراب گردیده در این باره کاملاً منطبق بر نظر قرآن است و دیدگاه امام خمینی (ره) نیز که شاگرد مکتب اهل بیت (ع) بوده، کاملاً همسو و منطبق بر نظرات حضرات معصومین(ع) است. کلیدواژه ها: نفس، مراتب وجود، نفس اماره، امام علی(ع)، امام خمینی(ره).
عرفان کاربردی به مثابه دانشی جدید در مجموعه عرفان اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۴
71 - 92
حوزههای تخصصی:
عرفان نظری و عملی از دانش های اسلامی هستند که در سپهر مطالعات دینی از جایگاه ویژه ای برخوردارند اما تاکنون آنچنان که باید، مورد توجه قاطبه اندیشمندان علوم انسانی در عرصه های مختلف زندگانی، قرارنگرفته اند. نتیجه این بی توجهی محرومیت انسان ها از ظرفیت های نگرشی، گرایشی و عملی عرفان اسلامی است. به همین جهت، در این پژوهش برای نخستین بار، ایده «عرفان کاربردی» به مثابه دانشی جدید، جهت بررسی آثار و پیوست های عرفان نظری و علم عرفان عملی در مسائل انسانی طرح، و با روشی تحلیلی پس از تبیین ضرورت، موضوع، غایت و روش آن، بدین صورت تعریف شده است: «تبیین مجموعه دانشی عرفان اسلامی (نظری و عملی) در ساحات گوناگون زندگی فردی و اجتماعی در دو سطح جوانحی و جوارحی با پردازش شرایط و اقتضایات محیط های گوناگون انسان معاصر و تمرکز بر بررسی موارد عینی و جزئی و ارائه اصول و قواعد خاص تر». سپس پیرامون جایگاه عرفان کاربردی و آثار و نتایج آن سخن رفته است. کلیدواژه ها: عرفان، عرفان نظری، عرفان عملی، علم، عرفان کاربردی.
بررسی ارائۀ تجربیات عرفانی به زبان نمادین با تکیه بر آثار منظوم عطار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۳
1 - 22
حوزههای تخصصی:
تجربه های عرفانی، کلیدواژه ای متعالی و بیانگر اصالت عرفانِ عارفان در دوره های مختلف است. افرادی که در مسیر عرفان به تجربیاتی دست پیدامی کنند، برای بازتاب تجربیات خود، نیازمند زبانی برای بیان با بهره گیری از واژگان می باشند. به حتم می توان از واژگانی با کاربرد ثانویه که در حوزه بیان و بدیع فعالیت دارند، استفاده کرد و با اشارات رمزگونه برای اهل فن، حقایق عرفانی را که با پیمودن مسیر به دست آورده، در اختیار مریدان راه عرفان، قرارداد تا بدین وسیله ذوقی در دل و شوقی در ذهن آنان پدیدآورد. "عطار" نیز در بسیاری از داستان ها حقایق عرفانی را که منتج به حصول تجربیات می شود، برای پیروان خود به نمایش گذاشته است. بیان حقایق و مفاهیم عرفانی برای کسی که مسیر را پیموده و به درجه عارفی نایل آمده، امری فائق است و وظیفه ای که باید با هر زبانی که می تواند، در اختیار سالکان و پیروان عرفان قراردهد. مسئله پژوهش حاضر واکاوی دلایل ارائه تجربه های عرفانی برای تبیین و تدوین این موضوع است، که زبان در بازنمایی تجربیات عرفانی، با اهلی که توانایی درک این گفتمان را دارند، در برخی از مقامات، چاره ای جز بیان آنچه دیده و شنیده را ندارد. در این نوشتار، به روش توصیفی- تحلیلی، جایگاه تجربه های عرفانی از دیدگاه عارفان و بویژه"عطار" نقد و بررسی شده است.
تحلیل مقایسه ای برزخ صعودی و نزولی در عرفان نظری و تفاوتهای شهود أحدیتِ حضرت ختمی مرتبت و خالد نبی بر اساس فصوص الحکم ابن عربی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
حکمت اسراء تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۹
81 - 98
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی داستان حضرت خالد (علیه السلام) و تبلیغ «عالم برزخ صعودی» توسط ایشان می پردازد. همچنین به تحلیل حکمتی که از طریق غلبه اسم «الصمد» بر قلب ایشان افاضه شد و دعوت قوم شان به سوی اسم «الاحد الصمد» اشاره دارد. هدف اصلی این پژوهش، واکاوی مفهوم «برزخ» در عرفان نظری، تفاوت های میان «برزخ صعودی» و «برزخ نزولی»، و نیز تمایز میان شهود حضرت خالد از مقام «احدیت» الهی با شهود حضرت ختمی مرتبت6 از این مقام است.
این پژوهش با رویکرد توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای و متون عرفانی، به بررسی مفاهیم «برزخ»، «احدیت» و مراتب آن پرداخته است. «برزخ صعودی» و «برزخ نزولی» دو مفهوم متمایز در عرفان اسلامی هستند که از نُه جنبه مختلف (از جمله جهت حرکت، غایت، و تجلیات اسماء الهی) با یکدیگر تفاوت بنیادین دارند. شهود حضرت خالد از مقام احدیت با شهود حضرت رسول اکرم6 به سه دلیل، متفاوت است.
بررسی تطبیقی دیدگاه قرآن کریم و اناجیل درباره نیکی در برابر بدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اخلاق وحیانی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳۴)
5 - 32
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی تطبیقی دیدگاه قرآن و اناجیل درباره اصل "نیکی در برابر بدی" می پردازد. هدف از این پژوهش، تحلیل و مقایسه آموزه های این دو منبع دینی در مورد پاسخ به اعمال ناپسند دیگران و ارائه تصویری جامع از رویکردهای مختلف در مواجهه با بدی ها است. این پژوهش با استفاده از روش تحلیل محتوای تطبیقی، به بررسی و مقایسه دیدگاه های قرآن و اناجیل در مورد نیکی در برابر بدی پرداخته است. داده ها از متون اصلی قرآن و اناجیل استخراج و با رویکردی تحلیلی-انتقادی مورد بررسی قرار گرفته اند. یافته ها نشان می دهد که هر دو منبع بر نیکی در قبال بدی دیگران تأکید دارند. با این حال، تفاوت های بنیادینی در رویکرد آن ها مشهود است. اناجیل بر نیکی مطلق و عدم مقاومت در برابر شر تأکید دارند، در حالی که قرآن، ضمن توصیه به نیکی در برابر بدی، بر لزوم اجرای عدالت و مقابله با ظلم در چارچوب حفظ حقوق افراد و مصالح جامعه تأکید می ورزد. این مقاله با بررسی گستره و شمول، حکمت ها و حدود و شرایط نیکی در برابر بدی از دیدگاه قرآن و اناجیل نشان می دهد که قرآن با ارائه رویکردی متعادل، جامع تر و سازگارتر با مقتضیات زندگی فردی و اجتماعی، تصویری کامل تر و حکیمانه تر از مفهوم نیکی در برابر بدی ارائه می دهد. این در حالی است که اناجیل بیشتر بر جنبه فردی و معنوی این اصل تأکید دارند و کمتر به جنبه های اجتماعی و حقوقی آن می پردازند.
نوشتگان 12
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۱۱)
311 - 318
حوزههای تخصصی:
در بخش نخست شماره 12 «نوشتگان»، لغت نادر «شاوشا» در یکی از فرهنگ های کهن عربی فارسی توضیح داده و توجیه شده است. سپس به نکته هایی در تکمیل بازمانده های ضمیر/ صفت اشاره im در ایرانی نو اشاره شده و نیز معنای لغت و بیتی فهلوی روشن شده است. بخش پایانی کوششی است برای یافتن شواهدی از فعل «پاختن» در متون قدیم.
زبان دین از دیدگاه قاضی عبدالجبار معتزلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه دین سال ۲۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۶۴)
177 - 188
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر به بررسی دیدگاه قاضی عبدالجبار معتزلی درباره زبانِ دین با روش توصیفی تحلیلی پرداخته ایم. هدف اصلی تحلیل نظریه های قاضی عبدالجبار درباره شکل گیری زبان، رابطه زبان و دین، و چگونگی انتساب صفات به خداوند است. قاضی عبدالجبار معتقد است که زبان از طریق توافق و قصد انسان ها شکل می گیرد و اسامی خاص و اسم جنس ها صرفاً برای ارجاع و فاقد معنای وصفی هستند. دیدگاه وی در این باره تا حدی به برخی نظریات معاصر در فلسفه زبان نزدیک است. در مبحث زبان دین، وی با تأکید بر اشتراک معنوی صفات بین انسان و خدا معتقد است که این اشتراک به تشبیه نمی انجامد و بحث مجاز را راهکار مناسبی تلقی می کند. دیدگاه نهایی وی تا حدی به دیدگاه استنادی آکویناس در نظریه تمثیل شباهت دارد.
بررسی انتقادی علم مطلق الهی در الهیات گشوده بر مبنای منظومه فکری فلاسفه اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه دین سال ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۲)
1 - 15
حوزههای تخصصی:
یکی از نظریات جدید در الهیات و فلسفه دین، خداباوری گشوده است که نظریات و دیدگاه های متفاوتی را مطرح نموده است. اندیشه آنها درباره صفت «علم مطلق الهی»، یکی از نظریات چالش برانگیز الهیات گشوده است که بر اساس این نظریه، آنها معتقدند که علم خداوند تنها به زمان حال و گذشته است و نسبت به وقایعی که در زمان آینده (از جمله افعال اختیاری انسان) می خواهد محقق گردد، علم قطعی ندارد. این پژوهش با هدف بررسی و ارزیابی علم مطلق الهی در الهیات گشوده و نقد آن بر مبنای منظومه فکری صدرالمتألهین و علامه طباطبایی، با روش توصیفی-تحلیلی صورت گرفته است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که خداباوران گشوده به نظریه علم مطلق پویا معتقد بودند که بر اساس آن، گشودگی علّی و معرفتی آینده در این مکتب مورد پذیرش قرار گرفته است که با انتساب زمانمندی به خداوند و پذیرش انفعالی علم الهی، زمینه های لازم برای نفی علم پیشین الهی محقق گشته است. در این پژوهش تلاش بر آن است تا با تکیه بر منظومه فکری صدرالمتألهین و علامه طباطبایی به حلّ تعارض میان علم پیشین الهی و مسئله شخص وارگی خداوند در الهیات گشوده پرداخته شود.
کاربرد قاعده انصاف در حقوق کودک از منظر فقه امامیه و حقوق ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فقهی دوره ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
79 - 92
حوزههای تخصصی:
کاربرد قاعده انصاف در حقوق کودک از منظر فقه امامیه و حقوق ایران در دین مبین اسلام علاوه برتوجه خاص به حقوق کودک ؛ به رعایت انصاف در دادرسی نیزتوصیه و سفارش بسیاری شده است . برابر تعاریف ارائه شده انصاف حل و فصل دعاوی است به گونه ای که عقل و وجدان آن را بپذیرد . در این تحقیق که با روش توصیفی وتحلیلی انجام شده است به تطبیق حقوق کودک با قاعده انصاف پرداخته است . یکی از نکات بارز حقوق کودک رعایت مصلحت است که برابر قانون در برخی موارد تشخیص مصلحت با دادگاه است؛ اما به جهت اینکه این مفهوم در تمامی موارد مرتبط با حقوق کودک عمومیت ندارد پس تمسک به قاعده انصاف می تواند کمک شایانی به اجرای بهتر عدالت نماید. هدف از این تحقیق ارائه نتایج کاربرد قاعده انصاف در حقوق کودک است. یافته ها نشان می دهد به جهت ارتباط نزدیک واژه مصلحت و انصاف در اغلب موارد انصاف در تأمین نیازهای جسمی روحی کودک رعایت شده است و محاکم در بیشتر موارد این اجازه را دارند که با بررسی نیازهای مختص هر کودک، اقدام به صدور رأی نمایند.
تحلیل مبانی کنش گفتاری «لیس کمثله شئ» در اندیشه صدرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهایی در فلسفه و کلام سال ۵۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱۴
107 - 130
حوزههای تخصصی:
درحوزه هستی شناسی و خداشناسی در سند تحول بنیادین، دقت در فحوای کلام توحیدی به ویژه در امر آموزش اهمیت ویژه ای یافته است. این نوشتار بر مبنای فکری صدرالمتالهین و پیروان مکتب او، به تحلیل مبانی کنشِ گفتاریِ جامعی از آیه مبارکه «لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ» جهت آموزش تماتیک آیه مذکور پرداخته است. دیدگاه های متفاوتی از اهل لغت و مفسران درباره این عبارت قرآنی به ویژه درباره کاف در«کَمِثْلِهِ» ارائه شده است. برخی کاف را زائد و برخی غیرزائد می دانند و برخی«مِثل»را در معنای غیرحقیقی خود بیان می کنند. از اندیشه های خاص ملاصدرا و پیروان وی و همچنین از ادامه آیه نامبرده، چنین برمی آید که کاف زائد نیست و می توان با بررسی کنش گفتاری صریح و پیچیده در آیه مذکور- مطابق با اصول توحیدی- مثلیت را برای ذات حق قائل شد؛در نتیجه چنین معنا شود که: «مِثلِ او مِثل ندارد»؛ زیرا برخلاف نظام فکری مشائی که ده عقل را واسطه خلقت برمی شمارد، ملاصدرا به خلقت یک تجلی تام وحدانی، سِعّی و انبساطی به نام «حق مخلوق به» قائل است. بنابراین از طریق قاعده الواحد، وحدت شخصی وجود، حق مخلوق به، از عبارت «هوالظاهر و الباطن» و همچنین بخش دوم آیه پیش گفته «هُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیرُ» می توان آن تجلی وحدانی را تبیین و به نوعی مماثلت رسید. این پژوهش با رویکرد کنش گفتاری و به روش تحلیل کیفی مبانی و به صورت تماتیک انجام گرفته است.
تحلیل گفتمان انتقادی سوره تحریم بر اساس رویکرد نورمن فرکلاف
منبع:
مطالعات فرهنگی قرآن سال ۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
35 - 64
حوزههای تخصصی:
تحلیل گفتمان انتقادی، رویکردی نوین در جهت بررسی فرایند گفتمان در سطوح مختلف توصیف، تفسیر و تحلیل است که سوره تحریم در این مقاله بر اساس نظریه نورمن فرکلاف مورد بررسی قرار گرفته است. در سطح توصیف، انواع روابط معنایی بیانگر آن است که قوانین الهی باید در چارچوب خود اعمال شود و کوتاهی در این زمینه، هشدار الهی را در پی دارد. تحلیل در سطح تفسیر بیانگر آن است که همسران پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در مسئله ای به آزار وی پرداختند که خداوند در این زمینه به آنان هشدار داده و با توجه به نقش اجتماعی پیامبر صلی الله علیه و آله، عواقب هرگونه سوء رفتار همسران را بدون در نظر گرفتن رابطه نسبی آنان با پیامبر صلی الله علیه و آله، گوشزد کرده است. در سطح تبیین، تأثیر مناسبات قدرت بر اقشار جامعه و تأثیر گفتمان رسمی و مناسبات قدرت در آینده جامعه خاطرنشان شده است. این مقاله بر اساس منابع جامعه شناسی، تفسیری و حدیثی با شیوه کتابخانه ای نگاشته شده و بیانگر آن است که قدرت الهی در دنیا و آخرت بر قدرت حاکمان و مردم برتری داشته و آنان باید بر اساس قوانین الهی عمل کنند تا گفتمان قدرت در جامعه موجبات اجرایی شدن ارزش های اسلامی را فراهم آورده و آینده جامعه و آخرت افراد در ساختاری مستحکم سامان یابد و از اثرات جانبی متأثر نگردد.
بررسی تطبیقی دیدگاه النور استامپ و جاشوا هافمن در باب کارآمدی دعای استغاثه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برخی از فیلسوفان دین کارآمدی دعا در جهان ممکنی را که آفریده خداوند عالم، قادر و خیرخواه محض است مورد تردید قرار داده اند. استامپ امکان تبیین دعای مؤثر را به رغم صفت خیرخواهی محض خداوند، ضرورت هدایت جهان به سوی بهترین وضعیت ممکن، و حفظ موقعیت کنونی جهان بر اساس خیر محض بودن خداوند مورد تردید قرار داده است. در مقابل هافمن با ارائه تبیینی از امکان مؤثر بودن دعا و شرایط آن و نیز نقد استدلال های مخالف علیه دعای مؤثر به دفاع از آن پرداخته است. بررسی تطبیقی-تحلیلی مبانی و مقدمات هر یک از این دو دیدگاه بدین نکته رهنمون می شود که در تبیین مؤثر بودن دعا پیش فرض هایی مانند معیار مؤثر بودن دعا، کیفیت آفرینش جهان هستی با در نظر گرفتن همه صفات الهی و نه تنها صفاتی خاص، و امکان عرضه دعا در بهترین جهان ممکن نقش مهمی دارند. همچنین نتایج این پژوهش نشان می دهد که استدلال استامپ در به چالش کشیدن دعای مؤثر چندان قوی نیست، چنان که هافمن نیز روش مناسبی برای دفاع از دعای مؤثر ارائه نکرده است.
تقابل جهان شمولی و نسبیت گرایی حقوق بشر در چهارچوب نقش یونسکو و آموزه های اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فقهی حقوق بشر دوره ۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
55 - 72
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : حقوق بشر جهان شمول و حقوق بشر منطقه ای و یا نسبی دو رویکرد به فرآیند هنجارسازی حقوق بشر محسوب می شوند. هدف از پژوهش حاضر تبیین نقش یونسکو به این دو رویکرد با در نظر گرفتن آموزه های اسلامی می باشد.
مواد و روش ها : این تحقیق از نوع نظری بوده روش تحقیق به صورت توصیفی تحلیلی می باشد و روش جمع آوری اطلاعات بصورت کتابخانه ای است و با مراجعه به اسناد، کتب و مقالات صورت گرفته است.
ملاحظات اخلاقی : در تمام مراحل نگارش پژوهش حاضر، ضمن رعایت اصالت متون، صداقت و امانت داری رعایت شده است.
یافته ها : نسبیت گرایی در فضای حقوق بشر در حال حاضر دارای طرفداران بیشتری در میان نظریه پردازان می باشد. همچنین رویه بین المللی و روند تصویب اسناد بین المللی نشان از گزایش یونسکو به سمت نسبیت گرایی دارد. از طرفی نیز تنوع فرهنگی و احترام به آداب و سنن مختلف در آموزه های اسلامی نیز مورد شناسایی قرار گرفته است.
نتیجه : رویکرد اسلامی به حقوق بشر بسیار قبل تر از گرایش های نوین حقوق بشر بین المللی، ضرورت احترام به تنوع فرهنگی را مورد اشاره و تأکید قرار داده است و این امر به صورت مستقیم در منبع اصلی اسلام یعنی قرآن کریم به صراحت مورد اشاره قرار گرفته است.
بررسی رابطه اخلاقی قوم یهود با جحودیت از دیدگاه قرآن کریم (سوره بقره) و نقش آن بر جنایات تاریخی این قوم
حوزههای تخصصی:
طبق برخی از آیات قرآن کریم، روایت و احادیث، همچنین علم ژنتیک، نمی توان نقش انتقال خصوصیات روحی و اخلاقی را از طریق وراثت، در رفتار و سرنوشت انسان ها انکار کرد. برخی قائل به نقش انحصاری وراثت در تعیین سرنوشت انسان و برخی دیگر، آن را به منزله بستری می دانند که به نحو اقتضاء در اعمال فرد اثر دارد؛ نه به نحو علیت تامّه. سرنوشت قوم یهود هم بی تأثیر از خصوصیات اخلاقی و رفتاری آنان نیست؛ چنانچه خداوند در قرآن، آن را دلیل سرگردانی و انحراف کنونی این قوم ذکر کرده است. این گونه سرپیچی و سرکشی ارادی قوم یهود در برابر فرامین الهی، در قرآن جحود خوانده می شود. این جستار با روش تحلیلی- توصیفی در پی پاسخ به این پرسش است که آیا می توان گفت که این خصوصیات ناپسند اخلاقی و رفتاری مذکور در قرآن در مورد قوم یهود، امری نژادی است؟ آیا منشأ رفتارهای غیرانسانی و جنایات آنان در سرزمین های اشغالی و غزه ریشه در سرکشی و جحودیت این قوم ندارد؟ اشاره قاطع قرآن به وجود ویژگی های رفتاری و اخلاقی ناپسند در میان این قوم تاریخی و تداوم آن به شکل انکار حق مسلم مسلمانان غزه در مورد کشورشان فلسطین و شکل د هی جنگ های جنایت کارانه علیه مسلمانان، علی الخصوص مردم مظلوم غزه و لبنان، نمود تداوم خصلت جحودیت و رفتارهای ناپسند این قوم است که می توان گفت یکی از جنبه های اعجاز قرآن کریم، در اثبات زمینه های نژادی صفات روحی و اخلاقی این قوم است و قرآن با ذکر و شرح خصایل این قوم، زمینه آگاهی و ایستادگی مسلمانان در برابر آنان را بارها گوشزد کرده است.
بازتبیین آیه «مَعاذَ اللَّهِ إِنَّهُ رَبِّی أَحْسَنَ مَثْوای»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۱
9 - 37
حوزههای تخصصی:
برخی مفسران مرجع ضمیر «إِنَّهُ» در آیه «مَعاذَ اللَّهِ إِنَّهُ رَبِّی أَحْسَنَ مَثْوای » را «عزیز مصر» و برخی دیگر «الله» معرفی می کنند. برخی دیگر هم هر دو را به صورت احتمالی یا قطعی مرجع این ضمیر می دانند. ارائه تحلیل های واقع بینانه از شخصیت یوسف× به عنوان گوینده این فقره، بازخوانی و ارزیابی دیدگاه مفسران در این زمینه و کشف نقاط قوت و مبهم آنها ضرورت بررسی این سه رویکرد را روشن می کند. بررسی انتقادی این سه دیدگاه و تحلیل آیه مورد بحث نشان می دهد که همه آنها دارای چالش های جدی از قبیل عام بودن استدلال ها و عدم توجه به شواهد موجود در سوره یوسف هستند. این در حالی است که با تکیه بر شواهد جدیدی از همین سوره، می توان ضمیر مورد بحث را فقط به «الله» ارجاع داد. مهم ترین شاهد در این زمینه آن است که براساس قراین یوسف× برده همسر عزیز بود نه برده خود عزیز؛ از این رو به طور کلی «رب» بودن عزیز مصر در هنگام ابراز این جمله و در نتیجه بازگشت ضمیر «إِنَّهُ» به وی منتفی است.
سهم تاریخ نگاری طبری در ایجاد انگاره های مغرضانه؛ مطالعه موردی استفاده رسول خدا(ص) از خشونت برای گسترش اسلام(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
تاریخ اسلام سال ۲۶ تابستان۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۲)
52 - 31
حوزههای تخصصی:
در کنار توجه خاص به ثبت دقیق آیات قرآن، زندگانی و سیره حضرت محمد(ص) نیز به عنوان الگوی دینی مسلمانان، مورد توجه دانشمندان و نویسندگان سده های نخست اسلامی قرار گرفته است، به گونه ای که حتی مسیر نگاه حضرت رسول(ص) و یا رنگ صورت ایشان به هنگام مواجهه با یک واقعه، از چشم تیزبین و مشتاق مسلمانان دور نمانده و سریع در متون تاریخی ثبت می شد. به این ترتیب تاریخ نگاری اسلامی از دل این توجه شکل گرفت و به یکی از نخستین علوم ایجاد شده در فرهنگ و تمدن اسلامی بدل شده و تأثیر شایان توجهی بر ایجاد انگاره هایی گذاشت که درباره پیامبر اسلام(ص) در دوره های بعدی ساخته شد. انگاره هایی که گاهی خواسته یا ناخواسته با ایستارهای مغرضانه، تصویری ناصواب از سیره رسول خدا(ص) ارائه می دهند. بخشی از این بازتاب نادرست به شکل تلاش حضرت محمد(ص) برای گسترش اسلام بازمی گردد و انگاره اسلام دین شمشیر، در اعصار بعدی بروز و ظهور می یابد. بخش زیادی از فرایند تولید این تصویر، با اهمیتی که نویسندگان سده های نخستین اسلامی به غزوات رسول اکرم(ص) دادند، در سیره پیامبر(ص) برجسته سازی شد و بخش دیگر را کسانی بازتولید کردند که به عمد یا اشتباه و به دلیل عدم احاطه علمی یا نداشتن رویکرد انتقادی، متاثر از این منابع شدند. این روند بعد از قرن هجده میلادی و مدعای علمی شدن متون با گواهی آوردن از منابع اسلامی، چهره ظاهراً آکادمیک گرفت و به همان نسبت قدرت گفتمانی بیشتری پیدا کرد. حال سوال پژوهش حاضر این است که آیا منابع اسلامی چنین ظرفیتی ایجاد کرده اند که به این ایستار سوگیرانه دامن زده شده باشد؟ در این میان، محمد بن جریر طبری (218-301ه.ق) و کتاب بزرگ وی، «تاریخ الامم والملوک» با نام مشهور «تاریخ طبری»، نقش غیرقابل انکاری در تاریخ نگاری اسلامی داشته است، چرا که مطالعه تحلیلی سیره پیامبر(ص) بدون استفاده و بررسی تاریخ طبری کاری ناتمام خواهد بود، به ویژه اینکه تاریخ طبری تعدادی از منابع با ارزش مفقود پیش از خود را نیز زنده نگاه داشته و بخش غیرقابل انکاری از اطلاعاتی که پیرامون پیامبر(ص) تا زمانه وی هنوز در دسترس بوده است را بازتاب می دهد. همچنین با تلاش برای ارائه اغلب روایت ها پیرامون یک واقعه، یکی از جامع ترین منابع تاریخ نگاری صدر اسلام به حساب می آید. چنین جایگاهی باعث شده تا تاریخ طبری نقش موثری در متون بعدی و طبیعتاً سهم بسزایی در شکل گیری انگاره هایی داشته باشد که درباره پیامبر اسلام(ص) بروز و ظهور یافته است. انگاره هایی که در طول تاریخ، مورد استناد گروه های مختلف قرار گرفته و بخشی از آن نیز در متون مستشرقان بازتاب یافته است. یکی از مهم ترین انگاره های سوگیرانه درباره پیامبر(ص)، روش ایشان در گسترش اسلام می باشد. تحقیق حاضر درصدد بوده تا میزان برجسته سازی خشونت به عنوان روش مورد استفاده پیامبر(ص) برای گسترش اسلام و به حاشیه راندن روش های دیگر ایشان همچون تبلیغ، آموزش، معاهده و جلب اعتماد را مورد بررسی قرار دهد. در این پژوهش برای روش های مسالمت آمیز و روش های سخت گیرانه، متغیرهای مستقلی مشخص شد. دعوت و تبلیغ کلامی و رفتار نیکو با مخالفان، از نخستین روش های مسالمت آمیز ایشان برای گسترش اسلام دانسته شده و در بخش روش های سختگیرانه، مواردی مانند نزاع، تهدید، جنگ، ترور، تبعید، کشتن اسیر و قصاص، بدون اینکه مورد بررسی سندی و محتوایی قرار گیرند، مورد تصریح قرار گرفته اند. این درحالی است که یافته های این تحقیق نشان داد که تاریخ طبری به شکل قابل توجهی جنگ، ترور، نزاع و خشونت را در زندگی ایشان برجسته ساخته و دعوت، آموزش و تبلیغ به صورت قابل توجهی به حاشیه رانده می شود.
واکاوی فقهی حکم زنا با محارم (نقدی بر بند الفِ ماده 224 و ماده 228 قانون مجازات اسلامی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه و اصول سال ۵۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۴۰
231 - 258
حوزههای تخصصی:
درباره چگونگی مجازات مرتکب زنا با محارم نَسَبی، نگرش فقهی یکسانی وجود ندارد. ماده 224 قانون مجازات اسلامی به پیروی از مشهور فقیهان امامیه، اعدام را کیفر فرد یادشده می داند. گذشته از اینکه برخی فقیهان نسبت به مشروعیت اعدام در مورد بند (الف) ماده نامبرده تردید جدی دارند، این پرسش وجود دارد که آیا مشمولان بند الف این ماده فقط مستحق اعدام اند و یا اینکه مجازات جلد نیز بخشی از کیفر شرعی آنان محسوب است؟ نیز این پرسش مطرح است که اگر مشمولان بند (الف) این ماده دارای وصف احصان نیز باشند، مجازات آنان فقط اعدام است؟ مسئله سوم، بررسی فقهی الحاق حکم زانیه محصنه به زانیه غیرمحصنه در زنا با محارم در مورد موضوع ماده 228 قانون مجازات اسلامی است. در مورد پرسش نخست، نظر اکثر فقیهان و نیز رویکرد قانونگذار، عدم مشروعیت تغلیظ مجازات است. در دومی نیز رویکرد غالب فقیهان، عدم تغییر حکم در فرض احصان است و قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 نیز دراین باره سکوت نموده و چه بسا اطلاق ماده 224 بر نگرش حداکثریِ فقیهان محمول گردد. دستاورد این جستار که به روش توصیفی تحلیلی و به کارگیریِ ابزار کتابخانه ای انجام گرفته، مشروعیت تغلیظ مجازات، تفاوت مجازات مشمولان بند (الف) ماده 224 در فرض احصان و ناموجه بودن الحاق حکم زانیه محصنه به زانیه غیرمحصنه در زنا با محارم است.
بررسی شخصیت قهرمان داستان بر اساس نظریه کارن هورنای در رمان خانه ی ادریسی ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۹)
93 - 126
حوزههای تخصصی:
ادبیات با قوای عاطفی و عالم درونی انسان سروکار دارد و ممکن است در برخی موارد به رفع مشکلات روحی و تقویت تعادل روانی افراد کمک کند. از این رو، تحلیل صحیح اثر ادبی می تواند به درک بهتر وجود و ماهیت نویسنده کمک کند. در این مقاله، به بررسی شخصیت قهرمان داستان بر اساس نظریه کارن هورنای در رمان خانه ی ادریسی ها پرداخته شد. هورنای، به عنوان متخصص تجدیدنظرطلب روان کاوی فرویدی، مفاهیم نظریه فروید را یا تکمیل کرده یا در آن ها تجدیدنظر کرده است. دیدگاه هورنای در مورد شخصیت، به ویژه نظریه های او درباره تیپ های شخصیتی، بازتابی از تجربیات شخصی اوست. هورنای بر این باور است که روش ها و ترفندهایی که افراد برای محافظت از خود به کار می برند، منجر به شکل گیری سه تیپ شخصیتی اصلی می شود: مهرطلب، برتری طلب، و عزلت گزین. این نظریه به ما کمک می کند تا با تحلیل دقیق تر شخصیت های داستان، به درک عمیق تری از ویژگی ها و انگیزه های آنان دست یابیم. نتایج حاکی از آن است که در رمان «خانه ی ادریسی ها»، وهاب شخصیتی عزلت طلب و مهرطلب است که به دنبال آرامش درونی و جلب محبت دیگران است. لقا مهرطلبی است که با مهربانی و دلسوزی به دنبال جلب توجه و محبت دیگران است و به راحتی از دستورات پیروی می کند. خانم ادریسی ترکیبی از مهرطلبی و برتری طلبی دارد و همواره تلاش می کند تا به دیگران کمک کند و در عین حال قدرت و مقام خود را حفظ کند. شوکت برتری طلب منتقمی است که با خشم و رفتار تحقیرآمیز، تلاش می کند تا برتری و قدرت خود را حفظ کند و دیگران را به عنوان وسیله ای برای اهداف خود می بیند.
آیا همه جا آسمانی آبی است؟ (درباره نامه های مجتبی مینوی و ایرج افشار)
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ خرداد و تیر ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۱۲)
589 - 594
حوزههای تخصصی:
انتشار نامه های مشاهیر و مفاخر در قالب مجموعه های مستقل، متضمن فواید و محاسنی است که با توجه به نویسندگان ومخاطبان و البته موضوعات این نامه ها، متفاوت است. اما به هرحال بدیهی ترین و ابتدایی ترین فایده انتشار این دست نامه ها، پی بردن به روحیات، خلقیات و مشغله های ذهنی نویسندگان آنهاست. این نوشتار به مناسبت انتشار کتاب «نامه های مجتبی مینوی و ایرج افشار» نگاشته شده است.