ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۲۱ تا ۸۴۰ مورد از کل ۸۳٬۰۳۰ مورد.
۸۲۱.

تحلیل نقادانه کتاب درسنامه مهارت های پژوهشی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۸۳
درس «مهارت های پژوهشی» یکی از دروس سطح یک حوزه است. چند سالی است که معاونت پژوهش حوزه برای تدریس این درس، معاونت پژوهشی را در همه مدارس کشور راه اندازی کرده است و در این سال ها این درس، بدون متن آموزشی رسمی و مشخص در این مدارس تدریس شده است. پس از سال ها انتظار، معاونت پژوهش حوزه با همکاری مرکز تدوین متون و منابع درسی حوزه های علمیه، متن آموزشی این درس با عنوان «درسنامه مهارت های پژوهشی» را تولید کرده است. این متن برای طلبه های مقطع دیپلم در ترم دوم پایه دوم و برای سیکلی ها در ترم اول پایه پنجم تدریس خواهد شد. در این مقاله این درسنامه بر اساس شاخص های محتوایی، ساختاری، شکلی، زبانی و روشی، تحلیل نقادانه شده است. برخی از نتایج این تحلیل عبارت اند از: 1. استفاده از کلمه «مهارت ها» به شکل جمع در عنوانِ درسنامه صحیح نیست. 2. درس های این درسنامه باید کارگاهی ارائه شود. 3. درسنامه به ویرایش محتوایی، ادبی و فنی نیاز دارد. 4. در انتخاب محتوای درسنامه به نیازها و رغبت های یادگیرندگان توجه لازم نشده است.
۸۲۲.

حکم تکلیفی تولید زیاد پسماند از منظر فقه امامیه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۲ تعداد دانلود : ۱۲۴
هدف پژوهش حاضر بررسی حکم تکلیفی تولید زیاد پسماند از منظر فقه امامیه است. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی بوده و نتایج نشان داد، تولید زیاد پسماند چنانچه ناشی از بهره وری ناصحیح از کالا یا دور ریختن اشیائی باشد که هنوز بهره بردن از آن امکان دارد، مصداق اسراف تلقی شده و از طرفی، اگر امکان تولید کمتر پسماند باشد، با توجه به آسیب های مخرّب آن به محیط زیست و ایجاد بیماری های گوناگون تولید زیاد پسماند، مصداقی از «اضرار به نفس» و «اضرار به غیر» است. علاوه بر ادلّه ناهی از مطلق اسراف، روایاتی که از «القاء النوی» به اسراف تعبیر کرده اند نیز بر حرمت این عمل به جهت اسراف بودن آن دلالت دارند. فقهاء هرچند از این مسأله نامی نبرده اند، امّا عبارات ایشان در برخی از مباحث همچون دور ریختن متنجسات یا دور ریختن آب قلیل را می توان بر این مسأله تطبیق داد. از آنجا که عمده دلیل فقهاء برای حکم به حرمت «اضرار به نفس» و حرمت «اضرار به غیر»، عقل و روایات -به خصوص حدیث «لاضرر»- است، آن آسیبی که عقل و عقلاء، آن را ظلم شمرده و قبیح باشد، یا آن چیزی که عرف آن را ضرر بداند، موضوع این دو حکم است و تولید زیاد پسماند مصداقی برای هر دو این احکام است.
۸۲۳.

بررسی اهمیت؛ اسباب و آثار وحدت و وفاق در ساحت قرآن و روایات(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۷۷
وحدت و وفاق از اصول بنیادین در اسلام است که تأثیر عمیقی بر حیات فردی و اجتماعی مسلمانان دارد. لذا با توجه به لزوم جلوگیری از وقوع اختلاف و تشتت در جامعه اسلامی، ضرورت دارد به بررسی اهمیت وحدت و وفاق در قرآن کریم و روایات معصومین (ع) و اسباب اتحاد جمعی و آثار آن پرداخته شود. بدین منظور این تحقیق با روشی توصیفی به تبیین مفهوم وحدت و وفاق؛ اسباب وحدت و اتحاد و آثار آن در ساحت آموزهای قرآن کریم و روایات معصومان (ع) پرداخته و یافته ها حاکی از آن است که تحقق وحدت و وفاق نه تنها سبب تحکیم امنیت، حل نزاع ها و اتحاد در جامعه اسلامی می شود بلکه زمینه ساز دستیابی به اهداف عالی انسانی نیز خواهد بود و آثاری همچون ارتقای عزت؛ خیر و رشد فردی و اجتماعی و تحقق تمدن اسلامی را نیز دارا می باشد.
۸۲۴.

علل بروز جرم فحشا و راه های پیشگیری از آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۶۹
فحشا یکی از معضلاتی است که گسترش آن تأثیرات سوء زیادی بر سلامت اخلاقی جامعه برجای گذاشته و باعث تضعیف بنیان های اخلاقی خانواده و جامعه می شود. همین امر علل بروز فحشا و راهکارهای پیشگیری از آن را به یک ضرورت مبدل ساخته است. براساس ضرورت مورد اشاره، هدف مقاله حاضر بررسی علل بروز جرم فحشا و راه های پیشگیری از آن است. این مقاله توصیفی تحلیلی است و با استفاده از روش کتابخانه ای به بررسی موضوع مورد اشاره پرداخته است. یافته ها بر این امر دلالت دارد که فقر و تنگدستی و تقاضای بالقوه دلالان و ناکارآمدی قوانین مهم ترین دلایل بروز جرم فحشا است. توانمندسازی زنان روسپی از طریق نهادها، اصلاح قوانین و تعزیزی دانستن جرم فحشا، مهم ترین راهکارهای پیشگیری از این جرم است. قانون گذار در قانون مجازات اسلامی با تعیین مجازات حدی برای این جرم و ناهنجاری ها راه تسهیل به این جرم را هموار کرده است و هنگام تصویب قانون این موضوع را مد نظر قرار نداده تا برای آن جرم مستقلی در نظر بگیرد. بنابراین تا زمانی که پدیده روسپی گری جزء دسته مجازات های حدی است نمی توان با این پدیده محکم برخورد کرد. بنابراین حکم تعزیری دادن به پدیده فحشا تنها راهکاری است که با تمسک بدان می توان با آن مقابله کرد و آن را تحت کنترل قوانین قرار داد.
۸۲۵.

رویکردی نو پیرامون مفهوم بأس در روایات و رفع تعارضات روایی و کاربست های آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۴۳
نفی بأس از جمله ی تعبیرات پرکاربرد در منابع روایی است. مشهور فقهای امامیه، مفهوم نفی بأس را، در فرض تجرد از قرائن، جواز و نفی تحریم دانسته اند و اثبات بأس را مفید مطلق مبغوضیت و معنایی اعمّ از تحریم و کراهت برشمرده اند. واکاوی مفهوم بأس و دقت در کاربست های قرآنی و روایی آن نشان می دهد که استعمال این ماده ی لغوی در حوزه ی تشریع، متناسب با مفهوم عذاب و عقاب است و به تبع این تناسب، بایستی، به اتخاذ رویکردی نو درباره ی این مفهوم پرداخت. به نظر می رسد مدلول نفی بأس، نفی تحریم و اثبات آن، اثبات تحریم است و دلالت اثبات بأس بر فساد، در گرو پذیرش استلزام فساد از تحریم مستفاد از آن است. به عبارت دیگر، اثبات بأس، بالمطابقه دلالتی بر فساد ندارد و استفاده ی فساد از آن منوط به پذیرش ملازمه ی نهی و فساد است که مشهور علمای اصول در عبادات آن را پذیرفته اند و در معاملات از قبول آن سر باز زده اند. در این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی به بررسی مفاد این تعبیر پرداخته شده و سعی بر آن بوده است که با ارائه ی رویکردی مستدل درباره مفهوم نفی بأس، به رفع پاره ای از تعارضات روایی پرداخته شود.
۸۲۶.

بررسی فقهی حقوقی مسئولیت مدنی دولت در قبال خسارت ناشی از نوسانات شدید ارزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۷ تعداد دانلود : ۲۱۳
زمینه و هدف: نوسانات ارزی در ایران در طی دو دهه اخیر بسیار شدید بوده و زندگی فعالان اقتصادی و عموم مردم را شدیداً تحت تأثیر قرار داده است. بر همین اساس هدف مقاله حاضر، بررسی بررسی فقهی حقوقی مسئولیت مدنی دولت در قبال خسارت ناشی از نوسانات شدید ارزی است. مواد و روش ها: مقاله حاضر توصیفی تحلیلی است. مواد و داده ها نیز کیفی است و از فیش برداری در گردآوری مطالب و داده ها استفاده شده است. ملاحظات اخلاقی: در این مقاله، اصالت متون، صداقت و امانت داری رعایت شده است. یافته ها: از منظر فقهی قواعدی چون قاعده لاضرر بیانگر مسئولیت مدنی دولت است هرچند قاعده احسان می تواند به معنای عدم مسئولیت دولت تعبیر شود. دولت به دلیل وظیفه نظارت بر کنترل ارز از یک سو و تأثیر شدید نوسانات ارز بر زندگی عموم جامعه از سوی دیگر، در برابر نوسانات ارزی در قبال جامعه مسئولیت مدنی دارد. مبانی مسئولیت مدنی دولت و دستگاه های نظارتی در نوسانات ارزی نظریه تقصیر، نظریه خطر و تضمین حق است. اما این تمام واقعیت نیست. نتیجه: نوسانات شدید ارز در ایران صرفاً تحت تأثیر سیاست های مالی و ارزی بانک مرکزی نیست. متغیرهای دیگر چون تحریم ها یکی از عوامل اصلی افزایش سریع و ناگهانی ارز محسوب می شود. بر همین اساس ایجاد رابطه سببیت میان دولت و خسارت ناشی از نوسانات ارز به سادگی میسر نیست. در ایران علیرغم پیش بینی برخی موقعیت های خاص در قوانین مصوب که مسئولیت دولت را منطبق با تئوری های تقصیر یا خطر پذیرفته است؛ در بسیاری از موارد با خلاء قانونی مواجه است
۸۲۷.

زیبایی و معنای زندگی در فلسفه فارابی: بازتعریفی برای انسان معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۱ تعداد دانلود : ۱۸۷
پرسش از معنای زندگی همواره یکی از چالش های اساسی فلسفه بوده است. در این زمینه دو دیدگاه عمده وجود دارد: نخست، معنای زندگی به عنوان امری کشف کردنی که در نظم متافیزیکی هستی نهفته است، و دوم، معنای زندگی به عنوان امری خلق شدنی که فرد آن را بر اساس تجربه های شخصی و ارزش های برساخته خود ایجاد می کند. با بررسی نظام فکری فارابی، در این مقاله کوشش شده به این مناقشه از منظر ارتباط زیبایی و معنای زندگی پاسخ داده شود. فارابی زیبایی را نه تنها به عنوان یک امر زیباشناختی، بلکه به عنوان مسیری برای دست یابی به سعادت و کشف حقیقت معرفی می کند. از دیدگاه او، زیبایی حقیقی در مراتب وجودی مختلف، از محسوس تا عقلی، ظهور می یابد و انسان را به هماهنگی با حقیقت متافیزیکی رهنمون می سازد. این پژوهش نشان می دهد که در نظام فارابی، زیبایی نقشی دوگانه ایفا می کند: از یک سو، راهی برای کشف معنای عینی زندگی از طریق هماهنگی با عقل فعال است، و از سوی دیگر، به فرد امکان می دهد تا در تجربه های جزئی خود معنا را بازتولید و متجلی سازد. بدین ترتیب، فلسفه فارابی نه تنها دیدگاه کشف معنا را تأیید می کند، بلکه جایگاهی برای تجربه های فردی در فرآیند تحقق این معنا قائل است. یافته های این پژوهش بیانگر آن است که فارابی با ارائه ساختاری عقلانی و هستی شناختی برای زیبایی، امکان حل مناقشه میان کشف و خلق معنا را فراهم می آورد.
۸۲۸.

Kāshānī’s Impact on Mullā Ṣadrā’s Contribution to The Problem of Mental Existence: A Historical-Comparative Study(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴ تعداد دانلود : ۱۲۰
Discussions on the works of lesser-known philosophers in history can illuminate various issues, helping to establish historical connections between various thinkers. One such philosopher is Abū al-Hasan Kāshānī (d. 1558), a 16th-century figure whose views have not yet been thoroughly studied. He authored numerous works in the field of philosophy and logic, many of which remain unpublished or unedited. His treatise on mental existence (al-wujūd al-dhihnī) contains detailed and profound contributions. Mullā Ṣadrā (c. 1571-1635/40 AD) authored several works on mental existence based on Kāshānī’s views. For example, it was Kāshānī who first used the distinction between primary predication (al-ḥaml al-awwalī) and common technical predication (al-ḥaml al-shāyiʿ al-ṣanāʿī) in solving the puzzle of mental existence. Mullā Ṣadrā adopted Kāshānī’s terminology in his magnum opus Al-Asfār al-Arbaʿah. We demonstrate Kāshānī’s influence on Mullā Ṣadrā’s account of mental existence, utilizing a comparative and descriptive methodology. The material of this research includes Kāshānī’s manuscript on mental existence as well as Mullā Ṣadrā’s works on this issue. The authors edited and revised Kāshānī’s manuscript and during the editing realized this important influence by comparing it with Mullā Ṣadrā's works.
۸۲۹.

نقدی بر ایده های ساختارشکنی دانشگاه و قلمروزدایی نظام تربیت در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۲۵
مقدمه و اهداف: اندیشمندان غربی بسیاری، مانند ایمانوئل کانت، یورگن هابرماس، جان سرل، ژاک دریدا و ژیل دلوز درمورد ایده دانشگاه سخن گفته اند و تحقیق کرده اند. امّا، اندیشمندان ایرانی که شاید این ضرورت را به دلیل جدید بودن دانشگاه حس نکرده اند، به این موضوع وارد نشده اند. درحال حاضر، باتوجّه به گسترش کمّی و کیفی دانشگاه های کشور و تولید علم توسط آنها که در دهه های اخیر رخ داده است، بحث در مورد فلسفه و ایده دانشگاه با اهمیت شده است و یکی از دغدغه های موجود در میان بسیاری از صاحب نظران و همچنین مدیران کشور است، و پرسش هایی نظیر «مفهوم دانشگاه چیست؟» «دانشگاه در ایران چگونه است؟» و «دانشگاه ایرانی چقدر با دانشگاه تراز فاصله دارد؟» مطرح شده اند. هر نوع پاسخی به این پرسش ها مسیری متفاوت برای آینده آموزش عالی کشور ترسیم خواهد کرد. ازآنجایی که منابع داخلی در پرسش از «ایده دانشگاه» ناچیز است، نگاه برخی از پژوهشگران به ایده های متفکّرین غربی است که به تبع آن تأثیرپذیری از آن به وجود می آید. درنتیجه، عملاً دانشگاه های ما در خدمت نظام مدرن و مدرنیته خواهند بود و کارکرد آنها با واقعیت اجتماعی فرهنگی کشور سنخیتی ندارند. در این گونه آثار ملاحظه می شود که برخی از نکات اصلی و پایه ای مورد غفلت قرار گرفته است، مانند نقدها و ایرادهایی که اندیشمندان غربی به نظرات همدیگر وارد کرده اند و همچنین ایرادات ماهوی علوم مدرن. ازاین رو، علاوه بر اینکه نیاز است، خود پژوهشگر در به کارگیری و تجویز نظریات غربی با دقت نظر و منتقدانه عمل نماید، ضروری است که دیگران نیز به نقدِ ایده های مطروحه این پژوهشگران بپردازند. در این مقاله به مطالعه و نقد دو ایده دانشگاه، یعنی «ساختارشکنی دانشگاه» (مصباحیان، 1388) و (مصباحیان، 1398) و «قلمروزدایی از نظام تربیتی کشور» (سجادی، 1399) خواهیم پرداخت. درواقع، پرسش اصلی این مقاله این است که آیا هر یک از دو ایده می توانند ایده دانشگاه در تراز کشور را معرفی نمایند؟ روش: روش پژوهش در این مقاله، روش نقد منطقی فلسفی است. پژوهشگر عدم انسجام منطقی، تناقضات درونی و ایرادات فلسفی ایده های «ساختارشکنی دانشگاه» (مصباحیان، 1388) و (مصباحیان، 1398) و «قلمروزدایی از نظام تربیتی» (سجادی، 1399) را بررسی می کند.   نتایج: در ساختارشکنی تاریخ، دریدا به نفی ارزش های دوران تاریخی یا همان پیش فرض های متون تاریخی می پردازد. هدف از طرح ساختارشکنی، معنازدایی و اعتبارزدایی از ارزش های گذشته و متافیزیکی ایجاد شده است (Derrida, 2002). درواقع، «کاربرد مرسوم، این اصطلاح [ساختارشکنی] به معنای برچیدن انتقادی سنت و شیوه های سنتی تفکر است» (Britannica). با این توضیحات معلوم می شود مقصود دریدا از ساختارشکنی دانشگاه و دانشگاه بدون شرط ایجاد دانشگاهی است که در مقابل ارزش های پیش فرض گرفته شده مقاومت کند و تسلیم ارزش های انسان گرایی باشد. البته، دریدا در این مسیر دچار مغالطات بسیاری شده است. در این مقاله ملاحظه شد، ساختارشکنی دانشگاه توسط دریدا دارای تناقض درونی و عدم انسجام منطقی است. درواقع، نشان داده شد که گزاره «دانشگاه بدون شرط، وجود ندارد» نوعی خطا در تفکر و استدلالی غیرمعتبر است. برای ایجاد خلّاقیت در تفکر لازم است نظام تربیتی در آینه جغرافیا، جایگزین نظام تربیتی در بستر تاریخ شود (سجادی، 1399). بنابراین، گفتمان در آینه جغرافیا، که خود را می بینیم؛ یعنی اکنون و اینجا را ببینیم، به تعبیر فلاسفه پساساختگرا یعنی جیو [1] داشته باشد؛ «جیو»یی به نام دانش آموز، پداگوژی، آموزش وپرورش و غیره، بنابراین در این گفتمان، جغرافیا خود باید دیده شود نه چیزهای دیگر (همان). باید توجّه به توانایی ها و ذات یادگیرنده شود، نه آرمان ها، مذهب و تاریخ (همان). فلسفه دلوز براساس مفاهیم ریاضی و علمی ای بنا نهاده شده است که دانشمندان غربی معتقدند که او برداشت صحیحی از آنها نداشته است (سوکال، 1392، فصل 9). ازاین رو، استفاده دلوز از این مفاهیم مسلماً بدون تناقض نخواهد بود. علاوه بر اینکه بسیاری از چشم اندازهای این گونه ایده های دانشگاه ادعاهای بدون شواهد تجربی و یا اثبات نظری هستند. برخی از ایرادهای ناشی از کاربرد فلسفه دلوز در نقد تعلیم و تربیت کشور در مقاله (سجادی، 1399) ناشی از عدم توجّه به این واقعیت است که قلمروسازی و بازتولید قلمرو، از واژگان دلوز باورمند به مذهب انسان گرایی (اومانیسم) عاریت گرفته شده است که خداباوری جایگاهی ندارد. ازاین رو قلمروزادیی به صورت روشی برای تغییر قلمروی مفاهیم الهی استفاده می شود و نمی توان آن را به عنوان ابزاری برای نقد این مفاهیم به کار برد. ایراد مهم و اساسی دیگر مقاله (سجادی، 1399) این است که خلط مفاهیم در اشتراک لفظی واژگانی مانند «خلّاقیت» و «استعداد» که نزد هر مکتب فکری دارای معنای متفاوت هستند. بحث و نتیجه گیری: در پدیدارشناسی تاریخی دانشگاه در اروپا چهار مدل دانشگاه (مسیحی، دولت ملت، ایدئالیسم، جهانی سازی اقتصادی و خدمت به فرد) در دوران های مختلف تاریخی استخراج شده است که با بررسی نزاع و گفتگو میان آنها، سمت حرکت دانشگاه مشخص می شود (مصباحیان، 1388). از پدیدارشناسی فوق نتیجه می شود که دانشگاه همواره منعطفْ و متأثر از وضعیت های اجتماعی، جغرافیایی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی بوده است. دریدا با ساختارشکنی دانشگاه، به «دانشگاه بدون شرط» می رسد که بدون شروط بودن؛ یعنی دانش نامشروط و مطلق و به معنای بدون پیش شرط بودن و عدم تأثر از شرایط سیاسی و اجتماعی است. دریدا اعتراف می کند که «دانشگاه بدون شرط، درواقع وجود ندارد»! (همان). در این گزاره، دانشگاه بدون شرط (بلاشرط) در جایی با ماهیت «بشرط شیء» (مقارنت با دولت ملت و غیره) مصداق خارجی پیدا می کند و ماهیت مخلوطه است و در جایی دیگر ماهیت «بشرط لا» و ماهیتی مجرده است که با هیچ چیز حتی «وجود» هم مقارنت پیدا نمی کند. این تناقض منطقی فلسفی نهفته در ساختارشکنی دانشگاه توسط دریدا است.  در مقاله (سجادی، 1399) گفتمان نظام تربیتی حاکم در کشور براساس مبناگرایی تاریخی است. در این گفتمان نگاه به گذشته، سپس حرکت به سوی آینده و ساختن آینده براساس گذشته که عامل رکود و رخوت در این نظام است. ازاین رو، بر پایه اندیشه قلمروزدایی ژیل دلوز برای ایجاد خلّاقیت در تفکر نظام تربیتی در آینه جغرافیا، باید جایگزین نظام تربیتی در بستر تاریخ شود (همان). زیرا در آینه، درواقع خود انسان دیده می شود. بنابراین، گفتمان در آینه جغرافیا، که خود را می بینیم؛ یعنی اکنون و اینجا را ببینیم.  در این گفتمان، جغرافیا «خود» باید دیده شود نه چیزهای دیگر. باید توجّه به توانایی ها و ذات یادگیرنده شود، نه آرمان ها، مذهب و تاریخ (همان). برخی از ایرادهای مقاله (سجادی، 1399) عبارت اند از: یک ایراد مقاله (سجادی، 1399) خلط مفاهیم است که در اشتراک لفظی واژه ها در مکاتب گوناگون رخ داده است، مانند واژه «خلّاقیت» در واژگان دلوز معنایی متفاوت از فهم عامه از آن دارد. به طوری که گزاره سجادی (1399): «خلّاقیت را نمی توان در کلیشه آن [رویکرد اسلامی] قرار داد» در تناقض با تعریف دلوزی از خلّاقیت است، زیرا، مفهوم دلوزی خلّاقیت، ایجاد تردید و پرسش در مفهوم «خلّاقیت در قلمرو سرمایه داری» است که یکی از قربانیان این خلّاقیت کدهای اجتماعی سنتی، اعتقادات مذهبی و غیره است (Jeanes, 2016). نمونه دیگر، واژه «پتانسیل» (استعداد) است که مفهوم آن در واژگان دلوز و مطهری کاملاً متفاوت است. «استعداد» در تعریف مطهری ریشه در فطرت دارد و در تعریف دلوز ریشه در عقل خود بنیاد. همچنین، خودسازی نزد مطهری و معارف اسلامی مبتنی بر همان مبناگرایی و حیات طیبه است که مقاله سجادی (1399) در نفی و قلمروزدایی از آن نوشته شده است. به طور کلی عقل خودبنیاد نافی عقل خدابنیاد است و این دو با هم ناسازگارند.   یکی دیگر از ایرادها، در مقاله (سجادی، 1399) التقاط است. ارزیابی یک نظریه بر مبنای وجود فطرت، با نظریه رقیب، انسان گرایی (اومانیسم) که منکر فطرت است؛ به عبارت دیگر، دلوز درون بودگی را در مقابل متعال کانتی استفاده کرده است. اکنون می توان پرسید «چگونه فطرت در فلسفه دلوزی می تواند تعریف شود؟» ایرادی دیگر، محدود ساختن مفاهیم است. به عنوان مثال، در مقاله «سجادی، 1399) «نقل» را فقط معادل «تاریخ» گرفته شده است. در مقاله (سجادی، 1399) مبناگرایی را متصف به تاریخی بودن کرده است؛ یعنی، «حیات طیبه» امری است که در گذشته مطرح شده است و امروزه دیگر مطرح نیست. به بیان دیگر و بر سیاق این مقاله، در زمان حاضر، انواع دیگری از حیات به وجود آمده اند یا می توانند توسط افراد خلق شوند. درحالی که در نگاه دینی حیات طیبه امری فطری است و فطرت انسان «اکنون» است نه «گذشته».   ایرادهای دیگری نیز وجود دارند که در مقاله به آنها پرداخته شده اند. تعارض منافع: تعارض منافع اعلام نشده است.
۸۳۰.

پدیدارشناسی گواهی و حجیت معرفت شناختی مدعیات تجربه گران مهدوی(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۸ تعداد دانلود : ۱۳۶
مساله حجیت و توجیه گواهی تجربه های مهدوی در میان مدعیان و پیروان آنها با ساده انگاری هایی همراه است. این پژوهش با عطف نظر به اشکالات شناختی و مشکلات عملی اصل تسامح معرفتی برای پذیرش مدعیات تجربه گران مهدوی، تلاش کرده تا با مقایسه پدیدار و هنجار باور پیروان تجربه گران مهدوی، نحوه تاثیرگذاری وایجاد باور در پیروان از نقطه نظر روان شناسی اجتماعی با تکیه بر نمونه هایی در حوزه مهدویت مورد بحث قرار گیرد و فاصله آن را با هنجارها و بایسته های پذیرش گواهی از منظر معرفت شناسی دینی روایت پایه، نشان دهد. یافته ها نشان داد مدعیان تجربه های مهدوی با ایجاد مرجعیت فرهمند و نفوذ اجتماعی برای خود از طریق تکیه بر بخشی از سنت، تلاش می کنند با تضعیف قوای معرفتی و خردورزی پیروان، خود را تنها منبع انحصاری اندیشه و باور دینی معرفی کنند. آنها با مدعیاتی همچون یگانه دانی و در سایه رازآلود نمودن ادعاهای خویش، مرجعیت فکری شان را برای مخاطبان غیر قابل خدشه نشان می دهند و بر همین مبنا، از راستی آزمایی و تحقیق پذیری گواهی هایشان می گریزند. اما حجیت معرفت شناختی گواهی های مدعیان این گونه تجربه ها، منوط به احراز معیارهای درون گرایانه و برون گرایانه توجیه و معیارهای سخت گیرانه تخصصی تر مانند راستی آزمایی ادعاها از طریق ارزیابی اطلاعش از امور پنهان و میزان تطابق آن با واقع، است و نیز محتوای تجربه نباید مبتنی بر وجوه سودگرایانه دنیوی و به نفع مدعی تجربه باشد.
۸۳۱.

بررسی حوزه معنایی و زبانشناسی موادّ «خوف»، «روع»، «رهب» و«وجل» در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۱۲۰
معنا شناسی واژگان قرآنی یکی از روش های نوین پژوهش در قرآن است . میادین معنایی وسیع کتاب جاویدان بعد از انتخاب واژگان با ارتباط سیستمی کلمات پیرامونش بررسی می شود و برخی لایه های پنهان معانی آیات ظاهر می گردد. رویکرد معنا شناسانه واژگان ترس در قرآن ، معارف نهفته در باطن آیات را با بررسی عبارات همنشین کشف کرده و نظام دار بودن آن معارف را تقویت می کند. در این جستار قصد بر این است لایه های معنایی کلمات « ترس » را که عبارتند از : خشیه ، خوف ، رهب ، تقوی ، وجل ، ، فزع ، رعب و جبن ، با توجه به روابط همنشینی در قرآن مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد. ابتدا معنای هر واژه را از منابع معتبر لغت جستجو ، سپس ذیل هر کلمه منتخبی از آیات قرآنی مربوط به بافت و سیاق آیات ، از تفسیرهای معتبر روشن نموده و در این راستا از محور هم نشینی در فهم معنا و مصداق آیات استفاده شده است . به عنوان مثال : خشیه عبارت است از ترسی که تعظیمی با آن همراه باشد و در بیشتر موارد این امر از آگاهی نیست به آنچه که از آن می ترسد ، ناشی می گردد. تفاوت « خشیه » و « خوف » در یقین صادق نسبت به عظمت پروردگار و به سبب تسلط و قهر و وحشت از چیزی است .
۸۳۲.

مبانی جهان شناختی اخلاق در اندیشه فیض کاشانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۹۹
بی تردید شناخت مبانی نظری اخلاق و نقش آن برای دست یابی به دستورالعمل های اخلاقی ضروری است. مبانی جهان شناختی از جمله مبانی مطرح در حوزه فرا اخلاق است که نگرش اندیشمندان به عوالم وجود و اصول حاکم بر آن را بازتاب می کند. از آنجایی که اعتقاد یا نفی عالم ذر و عوالم پس از دنیا در حیطه های معرفت شناسی اخلاقی، هستی شناسی اخلاقی و انگیزش اخلاقی تأثیر گذار است؛ این مقاله که به روش توصیفی – تحلیلی و با تکیه بر آثار و اندیشه های فیض کاشانی به نگارش در آمده، درصدد تبیین مبانی جهان شناختی و اثر بخشی آن در اخلاق است، و به دستاوردهایی چون معناداری اخلاق با توجه به اعتقاد به عالم ذر، و انگیزش اخلاقی در اثر باور به عوالم پس از دنیا و پاداش و کیفر اخروی رسیده است. همچنین در اثر باور به ناظمی بصیر و صاحب قوانین و سنت ها در دنیا به توجیه چرایی زیست اخلاقی، اشاره نموده است.
۸۳۳.

انواع معرفت و مراتب کشف از دیدگاه نجم الدین رازی بر اساس تفسیر عرفانی «التأویلات النجمیه»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۰۹
این نوشتار به روش توصیفی تحلیلی در پی پاسخ به این پرسش است که انواع معرفت، معرفت شهودی و اقسام کشف از دیدگاه نجم رازی باتوجه به تفسیر عرفانی التأویلات النجمیه چیست؟ حاصل آنکه، نجم رازی همچون سایر عرفای اسلامی به مباحث معرفتی پرداخته است که البته در این تفسیر به صورت کاملاً پراکنده بیان شده است. وی اساس معرفت را الهی و نتیجهٔ حرکت حبّی در اصل آفرینش می داند و مقصود خلقت را اساساً کسب معرفت توسط آدمی می نامد. او باتوجه به تقسیم دوگانهٔ ظاهر و باطن در همهٔ هستی، معرفت را نیز ظاهری و باطنی و دارای ابزارهای حسی پنج گانهٔ ظاهری و باطنی عنوان می کند. معرفت شهودی را از سایر معرفت های دیگری که نام می برد (معرفت عقلی و نظری) باارزش تر می داند و گرچه معرفت عقلی را می پذیرد؛ اما آن را به تنهایی و به دور از نور وحی، راهزن و کفربالمأل می خواند و فلسفه و فیلسوفان را تخطئه می کند. او کشف را به مراتبی از این دست تقسیم می کند: کشف نظری، کشف قلبی، کشف سرّی، کشف روحی، کشف خفی، کشف صفاتی و کشف ذاتی. این تقسیم به یکی از تقسیم بندی های ابن عربی از مراتب کشف، شباهت فراوانی دارد.
۸۳۴.

طومار (13) نردبان شکسته (6) تحلیل انتقادی مصادر اسطوره حفظ نقد ساختار زندگینامه ابوجعفر ورّاق؛ از الگو تا مبانی (3)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۶
عادل عزازی در کتاب خود با عنوان طعون و شبهات الشیعه الإمامیه حول صحیح البخاری والرد علیها کوشیده است با نگارش زندگی نامه ای برای ابوجعفر ورّاق، شهرت و اعتبار او را به عنوان مؤلف کتاب شمائل البخاری به اثبات برساند. از جمله پیش فرض های بنیادین این پژوهش، تأکید بر پیروی متن زندگی نامه از قواعد ساختارمندی متون و ضرورت نقد آن بر اساس اصول نظریه ساختارگرایی ادبی است و هرگونه نارسایی در ساختار زندگی نامه، تأثیر مستقیم بر تصویر پردازی عزازی از شخصیت ابوجعفر دارد. اگرچه ضعف های ساختاری در ظاهر متن زندگی نامه ابوجعفر آشکار نیستند، اما با بهره گیری از رویکرد ساختارگرایی در نقد متون، می توان این کاستی ها را شناسایی و سپس درباره میزان موفقیت عزازی در اثبات شهرت ابوجعفر به داوری پرداخت. این مقاله، چارچوب نظری برای نقد ساختار زندگی نامه ابوجعفر است. نویسنده مقاله ضمن تبیین معانی ساختار و ساختارمندی در لغت و اصطلاح، خاستگاه ساختارمندی در ذهن و زبان بشری، پیشینه ساختارگرایی به مثابه یک رویکرد در نقد ساختار آثار ادبی، مبانی خاص خود در نقد ساختار زندگی نامه ابوجعفر را تشریح کرده است تا از این طریق، منطق نقد خود را در آسیب شناسی ساختار زندگی نامه ابوجعفر ورّاق در پژوهش های بعدی پایه ریزی نماید.
۸۳۶.

دراسة الهوية في «رواية اليافعين» العربية والفارسية بناءً على نظرية إريك إريكسون (رواية كابوتشينو ونادني زيبا مثالاً)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۱ تعداد دانلود : ۲۲۶
فی رحاب نظریه النمو النفسی والاجتماعی لإریک هامبورغر إریکسون، تتجلى المراهقه کمرحله خامسه، یلوح فیها سؤال الهویه بوصفه القضیه المحوریه، ولکن لیس بالصوره الخطیره التی قد تتبادر إلى الذهن. لطالما حظیت المراهقه، بما تحمله من أبعاد الهویه، باهتمام الدارسین فی علم النفس والاجتماع، بید أن الدراسات الأدبیه لم تول هذه المرحله وقضایاها ما تستحقه من عنایه. وفی المقابل، فإنّ الکتب الموجهه للیافعین، باعتبارها ماده ثقافیه لها تأثیرها العمیق فی المتلقی، تتطلب قراءه نقدیه فاحصه، تستهدف تزوید هذه الشریحه من القراء بأفکار ومعارف قیّمه. فی هذا المضمار، یتناول هذا البحث قضیه الهویه، مستنداً إلى آراء إریکسون، وذلک من خلال تحلیل روایتین موجهتین للیافعین، إحداهما عربیه بعنوان "کابوتشینو" والأخرى فارسیه بعنوان "نادینی زیبا". "کابوتشینو"، من إبداع الکاتبه اللبنانیه فاطمه شرف الدین، أما "نادینی زیبا" فهی من نتاج قلم الکاتب الإیرانی فرهاد حسن زاده. فی "کابوتشینو"، تدور الأحداث حول شاب وفتاه مراهقین، بینما فی "نادینی زیبا" تترکز القصه على فتاه مراهقه. وهنا یبرز السؤال القائل: ما هی المؤثرات التی تشکل هویه المراهق فی هذه الأعمال؟ وهل تتفق هذه المؤثرات مع آراء إریکسون؟ ینطلق البحث من فرضیه مفادها أن المراهق یواجه تحدیات جمه، ویعیش أزمه هویه، ولکنه یتمکن إلى حد کبیر من تجاوز هذه الأزمه بالاستعانه بقدراته الذاتیه ودعم محیطه الخارجی. بالنظر إلى أن سمات مرحله المراهقه تتشابه إلى حد بعید بین مراهقی العالم، فإننا نتوقع أن تتوافق سمات المراهقین فی الروایتین مع آراء إریکسون حول هذه المرحله. فی هذا البحث، تم اعتماد منهج تحلیل المحتوى، مع الأخذ بالمنهج الوصفی-التحلیلی. تکشف النتائج عن أن تجارب المراهق فی روایتی "کابوتشینو" و"نادینی زیبا"، وفقاً لنظریه إریکسون فی النمو النفسی الاجتماعی، تتوزع على ثلاث فئات رئیسیه: 1. أزمه الهویه؛ 2. اکتساب الهویه، ویتضمن بدوره: التماهی، والدعم المجتمعی، واعتراض المراهق على قیم الکبار؛ 3. الالتزام. ومن خلال دراسه تجلیات الهویه وتحدیاتها فی الروایتین، نستخلص أن هناک ترکیزاً واضحاً على قیم التشجیع على الصبر، وحب العائله، واحترام الکبار، ودعم أفراد الأسره، وتقدیر الظروف الاقتصادیه الصعبه التی تمر بها الأسره، والالتزام تجاه أفرادها.
۸۳۷.

طهارت یا نجاست اهل کتاب با برسی فقهی در ادله قرآنی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۳۳
یکی از مسائلی که همواره نزد فقها از قدماء تا کنون مطرح بوده است مسأله طهارت و نجاست اهل کتاب است که البته در عصر حاضر بخاطر گستردگی ارتباطات و تعاملات از اهمیت مضاعفی برخوردار شده است. این پژوهش در پاسخ به این سوال است که حکم در مسأله بر کدام یک از این دو نظریه و بر چه دلیلی استوار است. این پژوهه بر این فرضیه استوار است که با تتبع بیشتر و نبررسی عمیق تردر اقوال و ادله فقها می توان به این این نتیجه رسید که نظریه طهارت اهل کتاب از قوت و متانت برخوردار است و نظریه مقابل دچار خدشه و ضعف می باشد. زیرا عمده دلیل در مسئله ادله قرآنی است که ادعای اجماع یا شهرت بر محور آن تحقق یافته است. لذا با بررسی بیشتر آشکار شد دلیل قرآنی" آیه ۲۸ سوره توبه " بر نجاست اهل کتاب ناتمام است ولی دلالت آیه شریفه "۴ سوره مائده "بر نظریه طهارت اهل کتاب متفن بوده و دارای شواهدی است. ضمناً در بررسی روایات مسأله نیز آشکار شد روایات دال بر طهارت اهل کتاب هم از حیث وضوح و ظهور بیشتری برخوردارند که دارای مرجحاتی نیز می باشند.نهایت اینکه می توان روایات دلالت کننده برنجاست را بر کراهت و یا نجاست عرضی اهل کتاب حمل نمود. این پژوهش با بهره گیری از اسناد کتابخانه ای و تحقیق مستوفا در گزاره های فقهی فقیهان شیعه و به روش توصیفی تحلیلی به بررسی مساله پرداخته است.
۸۳۸.

تحلیل رویکرد فاضل صالح السامرائی در آرایش واژگانی آیات قرآن (مورد پژوهی جلد چهارم کتاب علی طریق التفسیر البیانی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۸
فاضل صالح السامرائی یکی از پژوهشگرانی است که در آثار متعدد قرآنی خود در صدد بررسی فعل و انفعالات زبانی موجود در ساخت آیات قرآن بوده است. در دیدگاه وی کارکرد بلاغی و نقش زیباشناسانه با کارکرد نحوی کلام درهم آمیخته و هر تغییر ناچیزی، برای انتقال مقدار خاصی از معنا بوده است. از جمله آثاری که در آن به طور خاص به کیفیت نظم آیات دقت داشته، تفسیر چهار جلدی" علی طریق التفسیر البیانی" است. در پژوهش حاضر با تکیه بر روش توصیفی تحلیلی، تلاش گردید ضمن بیان رویکرد سامرائی در تحلیل ادبی آیات قرآن در کتاب "علی طریق التفسیر البیانی"، به کارکرد معنایی آرایش واژگان در سوره «انبیاء» پرداخته شود. جستار حاضر نشان می دهد تحلیل های زبانی و ادبی سامرائی در این مجموعه تفسیری مبتنی بر میراث بلاغی گذشتگان بوده و پیوسته به آثار آنها استناد کرده است؛ اما در این میان تحلیل های نو نیز ارائه می دهد که بیشتر این نوآوری ها در هنگام مقایسه آیات با یکدیگر خود را نشان می دهد. او در تحلیل معنایی به سیاق آیات و روابط همنیشنی عنایتی ویژه دارد و در کنار تحلیل مرتبه الفاظ در آیات سوره انبیاء و کشف دلالت های آن، به مقایسه نظم واژگانی برخی از آیات این سوره با آیات مشابه دیگر پرداخته و مبنای همه تمایزات را سیاق و مقام این سوره می داند.
۸۳۹.

بررسی معنای واژه «هَلوع» در آیه «إِنَّ الْإِنْسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا» در تفاسیر و ترجمه های فارسی و انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۹
واژه «هلوع » در آیه «إِنَّ اَلْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً» از واژگانی است که مترجمان فارسی و انگلیسی و مفسران معنای واحدی از آن ارائه نداده اند معانی که در تفاسیر و ترجمه ها برای این واژه ذکر شده است عبارتند از: حریص، بی تاب، سخت بی تاب، بی قرار از اندوه، متکبر، ضعیف، اندوهگین، بخیل، عجول، جهول و بی ثبات به هنگام جنبش غرایز. همچنین برخی از مفسران و مترجمان این واژه را با مضمون دو آیه بعد از آن ترجمه و تفسیر نموده اند. علاوه بر آنچه در منابع لغت در معنای این واژه آمده است، روایات فراوانی نیز در توضیح آن وارد شده که نیازمند بررسی و تحلیل است. پرسش این است که دیدگاه واژه پژوهان درباره این واژه چیست؟ سیر تاریخی معنای آن در تفاسیر و ترجمه ها چگونه بوده و کدام معنا مرجّح است؟ این پژوهش با بررسی منابع لغوی متقدم و متأخر، سیر تاریخی تفاسیر و تحلیل روایات با روش تحلیلی توصیفی و با هدف دستیابی به علل اختلاف ترجمه ها و ارائه معنای صحیح این واژه صورت پذیرفته است. نتایج نشان می دهد که معنای عدم خویشتن داری و بروز احساسات و رفتارهای شتابزده هنگام چیرگی اموری که موجب اندوه یا خوشحالی می شود، برای واژه «هلوعا» در آیه مورد بحث مناسب تر است و این معنا را می توان در تمام کاربردهای آن در خارج از متن قرآن نیز به کار بست.
۸۴۰.

جایگاه و نقش راهبرد فرهنگ سازی در افزایش باروری و جمعیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۳۹
موضوع کم فرزندآوری و کاهش باروری، دارای ابعاد و زوایای گوناگون است. با این همه، اما بیش از آنکه مسئله ای جمعیت شناختی باشد، پدیده ای فرهنگی است. ازاین رو راه برون رفت از آن نیز از سنخِ امر فرهنگی است. همان گونه که کم فرزندآوری در دهه های پیشین فرایندی بود که از طریق فرهنگ در جامعه ایرانی، اشاعه یافت. یکی از مهم ترین راهبردهای فرهنگی برای افزایش باروری و جمعیت، فرهنگ سازی است. سیاست گذاران و برنامه ریزان در طراحی، تدوین و اجرای الگوی افزایش جمعیت، از فرهنگ سازی بی نیاز نیستند. اهمیت و ضرورت فرهنگ سازی در موضوع افزایش باروری از آن جهت است که مسئله فرهنگ بر شکل گیری جهان اجتماعی و نظام های معنایی متفاوت تأثیری شگرف دارد. ازاین رو در این نوشتار تلاش شده است تا جایگاه فرهنگ سازی در افزایش باروری و جمعیت، مورد بررسی قرار گیرد. داده های پژوهش به صورت اسنادی و کتابخانه ای جمع آوری شده و با کاربست روش توصیفی و تحلیلی، پردازش شده اند. یافته ها بیانگر این است که راهبرد فرهنگ سازی از طریق ترویج سبک زندگی اسلامی، ترویج ازدواج بهنگام و آسان، نکوهش تجرد، اصلاح الگوی مصرف، بهره گیری ظرفیت حمایتگری سالمندان، اشاعه گفتمان خانواده پرفرزند، تقبیح طلاق و فرهنگ سازی برای زایمان طبیعی بر افزایش باروری تأثیر می گذارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان