فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۲۱ تا ۸۴۰ مورد از کل ۸۱٬۲۴۸ مورد.
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۹)
63 - 78
حوزههای تخصصی:
علم اخلاق به معرفی و شناخت ارزش ها فضایل و رذایل در جهت اصلاح فرد و جامعه اهتمام دارد و برای اهداف متعدد دیگری نیز کارآیی دارد. از آنجا که عرفان به سیر و سلوک در جهت قرب الی الله نظر دارد از اخلاق نیز بهره برداری سلوکی می کند یعنی آن را در جهت تهذیب نفس در مقامات و احوال دنبال می کند. در این مقاله با روش تحلیل منطقی و شیوه کتابخانه ای با مراجعه به اسناد موجود به جایگاه اخلاق در مکتب عرفانی نجف پرداخته می شود و در ابتدا معرفی مختصری از مکتب نجف ارائه داده است و سپس اهمیت اخلاق در رابطه انسان با خود و با خدا پرداخته و در نهایت به راهکار اختصاصی مکتب نجف در سیر و سلوک عرفانی می پردازد که از عبادات شرعی و تهذیب اخلاقی و معرفت نفس نظریه ای استنتاج می گردد که شیوه ای جدید در عرفان اسلامی و تعلیم و تربیت اخلاقی به شمار می آید. در این مکتب، سلوک در چهارچوب شریعت و با کسب فضایل اخلاقی امکان پذیر می شود.
پاسداشت اجتماعی واجرای سنن الهی بر اساس بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۹)
143 - 169
حوزههای تخصصی:
درطول تاریخ بشری، همواره سنتهای ثابت وهمیشگی یا قوانین دائمی وبدون تغییری وجود داشته ودارند که هریک به گونه ای همسو با حکمت خداوندی تحقق می یابند. در قرآن کریم به شماری چند از این سنت ها اشاره شده که از آن جمله می توان به: یاری مومنان از سوی حق تعالی، پاداش به نیکوکاران، آزمایش انسان ها وعذاب تبهکاران اشاره کرد. بدیهی است، شناخت وتوجه به این سنتها، نقش به سزایی در رشد وشکوفایی فرد وجامعه ایفا کرده،زمینه دستیابی به کمالات انسانی را فراهم می سازند. لذا مهمترین پرسش عبارت است از اینکه: اجرایی کردن سنت های الهی در نهادهای اجرایی نظام چگونه زمینه های لازم را برای گام دوم انقلاب اسلامی را فراهم می سازد؟ فرضیه اصلی نشان می دهد: تحقق سنت های الهی در نهاد های اجرایی نظام جمهوری اسلامی ایران موجب استحکام پایه های حاکمیت، رضایتمندی عمومی و افزایش اعتماد و مشارکت گردیده و به تحقق گام دوم انقلاب اسلامی کمک می کند. از روش توصیفی تحلیلی برای تجزیه و تحلیل مطالب در نگارش مقاله استفاده شده است.
بررسی کارکرد لایه واژگانی در نهج الفصاحه برپایه سبک شناسی لایه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۹)
197 - 214
حوزههای تخصصی:
سبک شناسی لایه ای تحلیل و تفسیر باریک بینانه ای از متون را در اختیار می نهد. در میان لایه های چندگانه یک متن، لایه واژگانی کاربردی ترین لایه ای است که سبک و به تبع آن معنای مورد نظر گوینده یا نویسنده را باز تاب می دهد. پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی و آماری سبک شناسی لایه ایی احادیث و خطبه های پیامبر(ص) درنهج الفصاحه را واکاوی و زیبایی جنبه های زبانی آن را بیان نموده است. نتایج نشان می دهد که کارکرد واژه ها در کلام و سیاق حاکم بر احادیث و خطبه ها معانی مورد نظر پیامبر(ص) را به خوبی افاده نموده اند، طوری که واژه یا سیاق دیگر نمی تواند آن معانی را با همان کیفیت بیان کند. بسامد واژه ها در مجموع انتزاعی ولی درصد آن در دو مقوله مذکور متفاوت است، در احادیث 37/65 و در خطبه ها 51/67. این نسبت بیانگر ذهنی بودن سبک حاکم بر احادیث و خطبه هاست. در احادیث ارجاع ضمنی و در خطبه ها ارجاع صریح بیشتر است و همین جنبه ادبی احادیث را نسبت به خطبه ها بیشتر کرده است. نیز بسامد بالای واژگان بی نشان سبک این دو را رسمی نموده و جنبه های اعتقادی، تربیتی و اخلاقی محتوا را بر جسته و تأثیر گذاری کلام را به کمال رسانده است.
بررسی اعانه برجرم بامحوریت توجه به ارزش های اخلاقی در اسلام و حقوق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۹)
345 - 369
حوزههای تخصصی:
منظور ازمعاونت در جرم این است که فردی یا افرادی با همکاری و مساعدت با مباشر جرم به نحوی از انحاء مانند: تحریک، ترغیب، تطمیع، دسیسه، فریب و نیرنگ، سوءاستفاده از قدرت،اخفاء، تهیه وسایل ارتکاب جرم،با ارائه طریق ارتکاب جرم و تسهیل وقوع جرم بدون دخالت معاون در عنصر مادی، آن جرم صورت پذیرد، البته این همکاری باید قبل یا مقارن با وقوع جرم اصلی باشد. مجرمانه بودن عمل اصلی، شرط تحقق معاونت است. بدین معنا که رکن قانونی معاونت درجرم،آن است که عمل مباشر(عملش) مجرمانه باشد تا کار شخص، معاونت در جرم محسوب گردد. در فقه نیز معاونت در جرم، گناه و ستم، خود جرم است که کیفر تعزیر دارد. اثم در لغت به معنای گناه، بزه، ذنب و عدوان به معنای ظلم و ستم، بدخواهی و بی عدالتی است که درزمره مصادیق ومعیارهای، ضدارزشهای اخلاقی قلمداد می گردد بدین جهت استنباط می شود که؛ قرآن کریم تعاون در اثم و عدوان را نهی و تعاون در بر و تقوی که از شاخص های افعال نیک اخلاقی است را مقرر می کند و می فرماید: «تعاونوا علی البر و التقوی و لا تعانوا علی الاثم و العدوان» (مائده: 2). در تعریف معاونت برخی می گویند که این آیه بر حرمت اعانت در اثم و عدوان دلالت دارد و غیر از تعاون است. اعانت این است که کسی دیگری را یاری دهد، ولی تعاون عبارت است از همکاری دو یا چند نفر یا یک گروه با یکدیگر. به تعبیر دیگر، تعاون از باب تفاعل (مشارکت وهمکاری ) است و انجام آن بین دویا چند فاعل دارد. قاعده حرمت برا ثم یکی از قواعد فقهی است که در مقاله حاضر نگارنده ابتدا مدارک و مستندات این قاعده را از قرآن و روایات ارائه می کند و حکم عقل و اجماع را بیان می کند و معانی لغوی و اصطلاحی لغات این قاعده را تشریح می کند وبه رابطه معاونت و شرکت در جرم مغایربا ارزش های اخلاقی می پردازد.
تبیینی از کارکرد تربیتی توبه و عفو محکوم از دیدگاه روایات اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۹)
405 - 422
حوزههای تخصصی:
توبه یکی از عوامل سقوط مجازات است که مجرم بوسیله آن می تواند از اعمال خود پشیمان شده و در اصلاح خویش بکوشد. به اتفاق تمام مذاهب اسلامی، توبه موجب سقوط مجازات اخروی است، اما در مورد سقوط مجازات دنیوی بواسطه توبه اختلاف دارند.به عقیده فقهای امامیه، توبه رافع مسئولیت کیفری در جرایم حق الله بوده و توبه قبل از اثبات جرم را موجب سقوط مجازات می دانند. ایشان توبه بعد از اثبات جرم توسط بینه را موجب سقوط مجازات نمی دانند و در مورد توبه بعد از اقرار بر این عقیده هستند که قاضی، میان إعمال مجازات و تقاضای عفو از ولی امر مخیر است. فقهای اهل سنت به استناد آیه 34 سوره مائده، توبه محارب قبل از دستگیری را موجب سقوط مجازات می دانند، موارد جواز عفو در حق الله محدود به چهار موردی که قانون مجازات اسلامی تصریح کرده است اعم از: حد زنا، لواط، مساحقه و شرب خمر نیست، بلکه نسبت به همه ی حدود جاری است. در مورد حد سرقت، تا قبل از مرافعه نزد حاکم، حق مطالبه حد یا عفو از آن با صاحبان حق است، اما پس از آن حکم سایر حدود را دارد. در حدودی که حق الله هستند برای جواز عفو امام توبه مرتکب معتبر نیست، بلکه در غیر مورد توبه نیز چنانچه عفو مرتکب به مصلحت بوده یا مفسده ای بر آن مترتب نگردد امام حق عفو دارد. در مواردی که مقذوف ورثه ای جز امام ندارد، امام حق استیفای حد یا عفو از آنرا دارد.
محتوا و قابلیت های نرم افزار جامع الأحادیث - نسخه 4
حوزههای تخصصی:
به دنبال برگزاری آیین رونمایی از نرم افزار جامع الأحادیث - نسخه 4، بر آن شدیم تا نگاهی گذرا به محتوا و قابلیت های این محصول ارزشمند و کاربردی داشته باشیم. از این رو، مقاله حاضر که به کوشش حجّت الاسلام والمسلمین باشتنی، مدیر گروه حدیث و رجال مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی (نور) سامان یافته، ارائه می شود. امید است مورد استفاده خوانندگان عزیز قرار گیرد.
نقد نظریه نسخ عقلی قرآن در پرتو سیّالیت معنایی: تحلیل مبانی، روش شناسی و پی آمدهای معرفتی- هرمنوتیکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نسخ عقلیِ قرآن ازجمله مباحثی است که روشن فکران، به خصوص در عصر حاضر، با هدف ایجاد هم آهنگی میان دین و مدرنیته بر آن تأکید دارند. اینان بر خلاف نگاه سنتی که معتقد است نسخ قرآن جز با قرآن یا سنت قطعیه ممکن نیست بر این باور اند که عقل توانایی نسخ احکام قرآنی را دارد. پی آمد چنین نگاهی استمرار نسخ، امکان تغییر و تعدیل احکام شرعی به واسطه حکم عقل، و قابلیت تقیید زمانیِ احکام شرعی است. در این جستار با روش توصیفی و تحلیلی و نگاه انتقادی مسئله نسخ عقلیِ قرآن و مبانی آن، با تأکید بر سیّالیت معنا، کاویده شده است. فرضیه مطالعه آن است که نسخ عقلیِ قرآن مبتنی است بر توانمندی عقل در تشخیص مصالح و مفاسد احکام و کشف ملاکات آن، تقسیم دوگانه احکام به اصل و فرع، و ثابت و متغیر و نیز صامت انگاری متن دین. نتیجه این روی کرد هم سیّالیت معنای متن و دست نیافتن به معنای حقیقی و عینی و مراد جدی متکلم، و درنتیجه پلورالیسم معرفتی و دینی خواهد بود. این درک درتقابل با نگرش اصولیان و مفسران مسلمان در طول تاریخ است که معتقد اند هر متنی معنای متعینی دارد و این معنا تابع وضع و اراده متکلم و مؤلف است. آن ها ازهمین رو به دنبال کشف مراد جدی خدا در تفسیر قرآن و کشف معنای واحد از آن اند و درنتیجه سیّالیت و تعدد معنا را نمی پذیرند. در مطالعه کنونی به این تقابل هم چون زمینه ای برای نقد آراء تفسیری نواندیشان و بازخوانی مبانی فهم دینی و بررسی نسبت عقل و وحی در فرآیند تفسیر نگریسته خواهد شد.
بررسی آثار فقهی مترتب بر احتکار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه جزای تطبیقی دوره ۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
147 - 160
حوزههای تخصصی:
احتکار, خرید یا ذخیره نمودن اجناس مورد نیاز مردم و جلوگیری از عرضه آن در بازار به منظور گران شدن قیمت, ضمن دغدغه دولتمردان در تمام دوران دارای قدمتی به تاریخ فقه دارد و هم از منظر عقلی و هم شرعی مذموم به شمار می آید. همین معنا از کلمات تمامی فقهای مذاهب اسلامی قابل استنباط است و ایشان در ناپسندشمردن آن هم صدا هستند، منتها در تشخیص حکم تکلیفی آن برخی قائل به حرمت و برخی قائل به کراهت شده اند، از طرفی, باتوجه به آن که احتکار به وضوح یک ناهنجاری اجتماعی در سطح وسیع است و موجب تضییع حقوق اجتماعی افراد می گردد، فقها به آثار مترتب بر اجناس احتکارشده نیز پرداخته اند که می توان از آن تحت عنوان مسؤولیت مدنی محتکر یاد نمود. مطابق این آثار، حاکم اسلامی می تواند محتکر را اجبار یا اکراه به فروش اجناس احتکارشده به قیمت عادله نماید تا از این رهگذر بخشی از زیان وارده بر جامعه جبران گردد. از طرفی دیگر, طبق قاعده مشهور « التّعزیر فی کلِّ عمل محرم » بین فقهای اسلام مستوجب تعزیر می گردد، البته با عنایت به سیستم نوین دادگستری فعلی این اجبار تنها از سوی مقام صلاحیت دار و پس از کسب مشورت با کارشناسان مربوطه و رعایت سلسله مراتبی است که موجب ایجاد هرج و مرج و مفسده بزرگ تر نگردد. همچنین حاکم می تواند درصورت عدم رعایت جانب انصاف از سوی محتکر، اقدام به نرخ گذاری اجناس به قیمت منصفانه نماید.
تضمین کرامت انسانی در فرایند قضایی در نظام حقوقی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه جزای تطبیقی دوره ۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
209 - 222
حوزههای تخصصی:
کرامت انسان از مهم ترین حقوق انسان و مورد توجه نظام های حقوقی در عصر حاضر به شمار می رود. رعایت این حق صرفاً نباید به عنوان یک توصیه اخلاقی در نظر گرفته شود، بلکه نظام های حقوقی می بایست نسبت به استیفای این حق در عرصه اجتماع و در مواقع مواجه شدن با چالش ها، تضمین هایی را قرار داده تا حفظ و رعایت کرامت انسان در عمل محقق شود. کرامت انسانی افراد با قرارگرفتن در فرآیند قضایی از شروع تا پایان نیازمند صیانت و تضمین است. در نظام حقوقی ایران تضمین هایی جهت رعایت کرامت انسانی افراد و حقوق ناشی از این کرامت در فرآیند قضایی پیش بینی شده است که می بایست مورد توجه قرار گیرد. تضمین های مذکور با تأکید بر حقوق افراد، موجب می شود هریک از مقامات و مسؤولین اعم از مقامات قضایی و ضابطین درصورت نادیده گرفتن حق کرامت انسانی مورد تعقیب کیفری یا انتظامی قرار گیرند. در این مقاله با روش توصیفی - تحلیلی به موضوع تضمین کرامت انسانی در فرآیند قضایی در نظام حقوقی ایران پرداخته و به این نتیجه می رسد که اولاً قوانین موضوعه در ایران دربردارنده مؤلفه های تضمین کرامت انسانی در فرآیند قضایی است؛ ثانیاً این تضمین ها صرفاً مخصوص متهم و محکومین نمی باشد و نسبت به سایر افرادی که در فرآیند قضایی نقش دارند، مؤلفه های تضمین کرامت انسانی وجود دارد که می توان به مؤلفه های تضمین کرامت انسانی قاضی اشاره نمود؛ ثالثاً در مواردی به دلیل وجود خلأهای قانونی، نیاز به وضع قوانین جدید و ایجاد سازوکارهای اجرایی جهت تضمین کرامت انسانی افراد در فرآیند قضایی وجود دارد.
معاونت در خودکشی کودکان و نوجوانان از دیدگاه فقه و حقوق کیفری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه جزای تطبیقی دوره ۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
223 - 236
حوزههای تخصصی:
خودکشی کودکان و نوجوانان بهعنوان یکی از معضلات سلامت جامعه روند فزایندهای به خود گرفته است که نیازمند بررسی فقهی و حقوقی است، بهخصوص که بسیاری از این مواد تحت تأثیر عوامل دیگری در فضای مجازی صورت میگیرد. هدف مقاله حاضر بررسی معاونت در خودکشی کودکان و نوجوانان از دیدگاه فقه و حقوق کیفری است. مقاله پیش رو توصیفی - تحلیلی است و با استفاده از روش کتابخانهای به بررسی موضوع اشاره پرداخته است. یافتهها بر این امر دلالت دارد که مسأله خودکشی و معاونت در آن از لحاظ شرعی حرام و جزء گناهان کبیره بهحساب میآید و دارای عذاب اخروی میباشند. همچنین معاونت در خودکشی جزء اعانت بر اثم است و این درحالی است که برای آن بهعنوان یک جرم جداگانه، تعزیراتی در نظر گرفته نشده است. در حقوق کیفری ایران، خودکشی هرگز عنوان مجرمانه به خود نگرفته و راجع به خودکشی، شروع به خودکشی مجازاتی تعیین نشده است، ولی تحریک به خودکشی بهعنوان جرمی مستقل مجازات بهدنبال دارد. قانون مجازات اسلامی مجازات خفیفتر از مجازات مباشر جرم را برای معاون جرم مقرر داشته است و از سویی قانون مجازات سابق و یا قوانین خاص گاه مجازات معاون به شرع واگذار شده است و در برخی موارد قانونگذار معاون جرم را مستحق همان مجازات تعیینشده برای مرتکب اصلی میداند، نتیجه اینکه تحریک باید مؤثر باشد و فرد در اثر تحریک دیگری به خودکشی دست بزند تا بهعنوان معاونت در جرم تلقی شود.
کاربرد اصول معناشناسی و کاربردشناسی نظریه بافت در متون فقه بیع(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه بافت از مشهورترین رویکردهای شناخته شده در زبان شناسی نوین است. این رویکرد در نظر دارد از ابزارهای علمی و همگانی در حوزه زبان برای فهم منظور گوینده کلام در سخن کاوی و تحلیل آن استفاده کند. سؤال این است که چگونه نظریه مذکور را می توان برای فهم منظور شارع مقدس و به اصطلاح استنباط احکام فقهی به کار گرفت. در نوشتار حاضر، نویسندگان با استفاده از ابزارها و روش های متداول سخن کاوی و منظورشناختی، برخی از انواع بافت را در تحلیل استنباطات متون فقهی بیع، مؤثر یافته اند. نتایج حاکی از این است که غالب روش های متداول از جمله، ارجاع، جایگزینی و حذف در حوزه بافت درون زبانی و انواع کارگفت های زبان شناس مشهور جان سرل در کُنش های گفتاری از کارگفت های اعلامی، اظهاری، تعهدی و ترغیبی را می توان با برخی از مبانی استنباطی فقها در زمینه بیع، تطبیق نمود. این در حالی است که معدودی از این کنش ها همانند کنش عاطفی، الزاماً برآیند استنباطی لازم را برای تحصیل احکام واجد نبودند.
تحلیل و بررسی منابع مکتوب فقه و شریعت یهودی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت ادیان سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۶۳)
65 - 84
حوزههای تخصصی:
«ادیانِ دارای شریعت» حدود، اختیارات و تکالیف دین داران را در قالب مجموعه ای از قوانین تعیین می کنند. فقه دانشی متکفل شناسایی و بیان این قوانین است و منابع فقه دسته ای از متون، اسناد و مآخذی هستند که برای استخراج، تدوین و تفسیر این قوانین از آنها استفاده می شود. ازآنجاکه رفتارها در جامعه دینی بر اساس آنها تنظیم می شود و دین داران خود را ملزم به رعایت احکام برآمده از آنها می دانند، منابع فقه نقشی اساسی در تعیین چهارچوب ها و ضوابط رفتارهای مذهبی دارند. اکنون با توجه به اینکه یهودیت دینی دارای شریعتی گسترده است و چهارچوب هایی فراوان در حوزه های وسیعی از زندگی یهودیان مشخص کرده، باید دید که منابع فقهی این دین چیستند و هریک از چه جایگاه و اعتباری برخوردار است؟ مقاله پیش رو با روش توصیفی تحلیلی به این پرسش پاسخ می دهد و با بررسی منابع مکتوب فقه یهودی نتیجه می گیرد که کتاب مقدس منبع اصلی شریعت یهودی و تلمود دومین منبع پس از کتاب مقدس است؛ «باریتا»ها منابع تکمیلی اند و شروح و قانون نامه ها منابع تفسیری و عملیاتی فقه یهود به شمار می روند. این منابع به همین ترتیب از سطح اعتبار دینی برخوردارند و در کنار یکدیگر به استنباط احکام یهودی کمک می کنند.
هنجارشناسی هرمنوتیک متون مقدس در بودیسم مَهایانَه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت ادیان سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۶۴)
117 - 132
حوزههای تخصصی:
الگوها و رویکردهایی که مفسران بودایی برای دستیابی به قصد و نیت قطعی پیشوای خود به کار گرفته یا ابداع کرده اند، در این مقاله مورد تحقیق قرار گرفته است. برخلاف راست کیشان تِرَوادَه که تلاش برای هرگونه تأویل و تفسیر کلام بودا را مردود می دانستند، بوداییان مَهایانَه با این استدلال که بودا برای هر مخاطبْ تعلیمی متناسب را ارائه می کرده است، ادبیات بودایی را به دو دسته تقسیم کرده اند: دسته اول متونی که حامل معنای قطعی بودند و دسته دوم متونی با معانی تفسیرپذیر. پرسش اصلی تحقیق چیستی ملاک های روش شناختی برای وضع معیارهای تفسیر صحیح و جلوگیری از فروغلتیدن مفسران به ورطه تفسیر به رأی است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که ازیک سو چهارچوب نظری راهبان بودیسم برای تأویل متون، کشف «نیت مؤلف» بود؛ و ازسوی دیگر، ملاک صحت تفاسیر متأخر، «اجماع» بزرگان و اصحاب خرد و نیز تطابق با تفاسیر اسلاف دانسته شد که همانا نگاهی «هنجاری» به تفسیر بود. داده های پژوهش با استفاده از منابع کتابخانه ای گردآوری شده و با روش تحلیلی تأویلی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته اند. هدف آن نیز توسعه ای است. در ابتدا دلالت های صریحی که برای فهم درست مواعظ بودا در کَنُنِ پالی آمده است، مورد مطالعه شد و سپس به تلاش های بزرگان مکتب مَهایانَه، همچون ناگارجوُنَه و چَنْدَرْکیرتی و پس از آن سونگ خاپا در بودیسم تبتی، اشاره شده است.
ارکان سه گانه سیاست(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت سال ۳۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۲۲
5 - 11
حوزههای تخصصی:
این مقاله در پی ارائه تحلیلی از ارکان سه گانه سیاست است. دستیابی به نتیجه مطلوب در عرصه سیاست و مدیریت صحیح جامعه، در گرو سه رکن اساسی است: 1. وجود قوانین و دستورالعمل هایی که مرز های رفتار های اجتماعی را مشخص؛ باید و نباید ها را به گونه ای تنظیم کند که مصالح جامعه (اعم از مصالح دنیوی و اخروی) را تأمین نماید. 2. افرادی مسئولیت اجرای این قوانین را به عهده گیرند. 3. مردم نیز با اطاعت از قوانین و دستورالعمل های مزبور، برای تحقق اهداف جامعه، در مدیریت جامعه نقش ایفا کنند. این مقاله به تفصیل به شرایط و ضوابط تدوین قوانین؛ شرایط و ضوابط مجریان قوانین و دستورالعمل ها و نقش مردم در پذیرش و عمل به قوانین و نیز راهکار های ایدئال الهی برای عناصر سه گانه سیاست پرداخته است.
تحلیل گزاره های تربیتی اعتقادی گفت وگوی خداوند و حضرت موسی(ع) در تفاسیر فریقین (مطالعه موردی: تفسیر نمونه، من وحی القرآن، فی ظلال القرآن و التفسیر الواضح)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت سال ۳۴ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲۳
49 - 60
حوزههای تخصصی:
داستان قرآنی تکلم خداوند با حضرت موسی در وادی طوی، دارای محتوای تربیتی ناظر به اصول اعتقادی توحید، معاد و نبوت است. پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی و بر مبنای تفاسیر منتخب فریقین با رویکرد تربیتی اجتماعی (تفسیر نمونه و من وحی القرآن از شیعه و فی ظلال القرآن و التفسیر الواضح از اهل سنت)، به تحلیل برجسته ترین نکات تربیتی اعتقادی داستان مذکور می پردازد. بر مبنای نتایج آن، می توان محتوای داستان مذکور را بر اساس اهداف تربیتی «شناخت نقش ابتلائات در استمرار تربیت و هدایت انسان توسط خداوند»، «پی بردن به لزوم اعتماد قلبی به قدرت مطلق و حکمت خداوند» و «پی بردن به التزام به عبادت خداوند با اذکار و اعمال در مسیر تربیت و هدایت الهی» ناظر به اصل توحید، اهداف «شناخت علت مخفی نگه داشتن زمان قیامت» و «پی بردن به منشأ انکار قیامت و لزوم پرهیز از متأثر شدن از منکران آن» ناظر به اصل معاد و اهداف «پی بردن به برطرف شدن تمام کمبودهای انبیاء توسط خداوند جهت موفقیت در تربیت انسان ها» و «پی بردن به نتیجه دعوت انبیاء» ناظر به اصل نبوت تبیین کرد.
مطالعه تحلیلی دو نگاره مرتبط با امام رضا (ع) در فالنامه طهماسبی (962-967ق) با رویکرد شمایل شناسی اروین پانوفسکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ رضوی سال ۱۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۹
71 - 101
حوزههای تخصصی:
از مهم ترین پژوهشگران رویکرد شمایل شناسی اروین پانوفسکی (1968-1892م) است. شمایل شناسی معنا و محتوای اثر هنری را بررسی می کند. پانوفسکی سه سطح معنایی (توصیف پیش شمایل نگارانه، تحلیل شمایل نگارانه و تفسیر شمایل شناسانه) را در خوانش آثار هنریاز هم متمایز کرد. دو نگاره قدمگاه امام رضا (ع) و نجات مردم در دریا توسط ایشان از فالنامه طهماسبی (962- 967 ق) به سفارش شاه طهماسب بوده است. صفویان نسب خود را به امام کاظم (ع) نسبت می دادند؛ بنابراین توجه ویژه به پسر ایشان، امام رضا (ع) داشتند که دارای نقش مهمی در نفوذ تشیع در ایران بودند. هدف این پژوهش چگونگی خوانش شمایل شناسی دو نگاره مرتبط با امام رضا (ع) در فالنامه طهماسبی با آرای پانوفسکی است. این پژوهش در پی پاسخ به این سوالات است که تحلیل شمایل شناسی این دونگاره در فالنامه طهماسبی با آرای پانوفسکی چگونه است؟ با توجه به بافتار فرهنگی مذهبی دوره شاه طهماسب این دو نگاره چه ویژگی های ساختاری و بصری دارد؟ بررسی شمایل شناسانه این دو نگاره چه ارزش های بنیادینی از دوره شاه طهماسب را نمایان می کند؟ این پژوهش به شیوه کیفی و تطبیقی تحلیلی انجام شده و روش جمع آوری مطالب به شیوه کتابخانه ای و با رویکرد شمایل شناسی بوده است. به نظر می رسد نگارگر در نگاره قدمگاه با استفاده از فرم جای پا در محراب، هم زمان یادآور سه قدمگاه مرتبط با قبله مسلمانان و در نتیجه اصول مسلمانی شیعی (توحید، نبوت و امامت) است. همچنین سندی است برای آنکه در آن دوره نیز جای پای موجود در نیشابور، بیانگر قدمگاه امام رضا (ع) بوده است. در نگاره نجات مردم از دریا نگارگر شاه طهماسب را در قالب امام رضا (ع) مروج شیعه در ایران آورده است و با رمزگانی به واقعه کمک خواهی همایون گورکانی از شاه طهماسب اشاره دارد؛ بنابراین ناخودآگاه به ارزش های بنیادی دوره شاه طهماسب که اصول مهم شیعی و تأکید بر مشروعیت شاه طهماسب است، اشاره می کند.
A Critical Examination of Mullā Sadrā’s Theory of the Correspondence of Existential Realms within the Framework of the Epistemological Correspondence Theory of Truth(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Mullā Sadrā interprets “correspondence” in the correspondence theory of truth as the identity of quiddity (ʿayniyyat-e māhūwī) between mental existence (wujūd-i dhihnī) and external existence (wujūd-i khārijī) of a known object. However, this view conflicts with his principle of the primacy of existence (aṣālat al-wujūd), which posits that mental and external existences occupy distinct existential ranks, making identical quiddities impossible. To resolve this, Sadrā proposes the theory of correspondence of existential realms (tatābuq-i ʿawālim-i wujūdī), arguing that the quiddity of external existence is identical to that of mental existence, and their correspondence arises from the identity of their higher and specific existences. This article argues that while Sadrā clearly explains the identity of quiddity, his theory of existential correspondence fails to resolve the inconsistency. For true knowledge of an external object, the mental form must distinguish it from other objects in a conditioned (bi sharṭ-i lā) manner, not merely through indeterminate, unconditioned (lā bi sharṭ) knowledge of its qualities. Thus, knowing an object’s qualities abstractly does not equate to knowing the object itself, as distinguishing it requires specific, conditioned knowledge, undermining Sadrā’s resolution of the conflict between his theories.
Sheikh Mufid’s Epistemological Views on Sensory Perception(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Sensory perception is a fundamental component of Islamic epistemology, playing a crucial role in human understanding of the external world. Sheikh Mufid, a prominent Twelver theologian, adopts a reason-centered approach to this subject, arguing that the senses alone are insufficient to produce certain knowledge; rather, valid knowledge emerges only through their interaction with reason. By distinguishing between simple and composite sensory perception, he clarifies the role of reason in analyzing and affirming sensory data, emphasizing the necessity of filtering illusions and imaginations through rational scrutiny. Moreover, while he upholds direct realism in perception—affirming a direct connection between the perceiver and the perceived—he also acknowledges its limitations. The findings of this study indicate that Sheikh Mufid presents a systematic framework for understanding the interaction between the senses, reason, and revelation, maintaining a firm stance against epistemic relativism. His rationalist approach has not only shaped Shiite theological epistemology but also offers valuable insights for contemporary epistemological analysis.
The Role of Religion in the Formation of Knowledge from the Perspective of Abul Hasan Ameri(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی - کلامی سال ۲۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۳)
95 - 118
حوزههای تخصصی:
Ameri believes that knowledge is formed through matter and form. This matter either originates from religion or does not. If the matter comes from a religious source, it constitutes religious sciences in the specific sense, including disciplines such as hadith studies and similar fields. However, since religion requires not only matter but also form, and since the general form of all sciences is shaped by the universal intellect that is the source of religion—namely, the intellect of the Prophet—while their details are discovered by ordinary human intellects, it can be said that the true form of all sciences is religion and knowledge takes shape under a form called religion. In this sense, all real sciences,inasmuch as they correspond to reality,are religious, and it is religion, through its teachings, that leads to the existence of real sciences. In other words, since the combination of religion and human intellect, which is called wisdom, forms the structure of real sciences, it can be said that the main paradigm for the formation of real sciences is wisdom.
Symbolic Representation and the Mobility of Pilgrimage Sites
منبع:
Razavi Heritage, Volume ۱, Issue ۱, Spring ۲۰۲۵
87 - 109
حوزههای تخصصی:
In this article I draw attention to a little-studied phenomenon in the study of pilgrimage and sacred sites: how famed pilgrimage locations and routes may be replicated on a smaller scale in other locations. The article focuses mainly on Japanese pilgrimages, using primarily the example of the 1300-kilometre-long Shikoku pilgrimage, and shows how local small-scale versions of this pilgrimage developed historically throughout Japan from the seventeenth century onwards and were also taken abroad by Japanese migrants. A key factor in the development of these localised versions of the pilgrimage was that, for most people in earlier times, long distance pilgrimages were difficult if not impossible. Yet there was a widespread sense that such pilgrimages and the sacred figures associated with them were universal in nature and should be available to all. As such, localised replications on a smaller scale were developed so that those unable to go to sacred sites and make long journeys to distant famed pilgrimage sites, could have access in their own localities. While outlining key factors behind such developments in Japanese contexts the article shows that this is not something only evident in Japan; it is a phenomenon found globally and across numerous religious traditions and geographic settings. Examples are provided of similar developments in Catholic, Hindu and Buddhist contexts globally. In outlining some of the underlying implications of this phenomenon, of pilgrimages and sacred sites being replicated in localised versions, the article particularly highlights the issue of movement and mobility, a topic that has rightly been highlighted as an analytical theme in studies of pilgrimage. However, thus far, discussions of mobility and movement in pilgrimage contexts have focused on movement to and around sacred sites, and on the people—pilgrims—who do this. As the article argues, movement can also go the other way: of pilgrimages and sacred sites moving to where potential pilgrims are, and it flags up this issue along with the need for more research into replicated pilgrimages, as key areas of pilgrimage studies research.