فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۸۱ تا ۸۰۰ مورد از کل ۸۱٬۲۴۸ مورد.
منبع:
حکمت اسراء بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۸
121 - 148
حوزههای تخصصی:
مسئله اصلی این پژوهش، مقایسه ماهیت فلسفه و رویکرد تطبیقی آن با تاکید بر آراء علامه طباطبایی، دکتر حائری یزدی و دکتر فلاطوری است که با روشی مقایسه ای، ضمن پردازش اولیه در توصیف دیدگاه سه اندیشمند و جستجوی تمایزات و تشابهات، به پردازش ثانویه و تبیین آنها در فلسفه تطبیقی توجه نموده است. وجه پیشاتطبیق در انتخاب اطراف سه گانه تطبیق، آن است که سه اندیشمند در عین اعتقاد به اصالت تراث حکمی سنتی، به گشودن پنجره به سوی دیگری فلسفی و معاصرت آن میراث اندیشیده و البته در مواردی متمایزند که بررسی آنها می تواند رهگشای فلسفه تطبیقی در ایران باشد. یافته ها حاکی از آن است که آنها در ارائه خوانشی نوین و احترام و ارتباط با دیگری های فکری به شکل گفتگوی فلسفی و طرح فلسفه پویا و جامع، مشترکند اما در نوع ارتباط با فلسفه غرب، دغدغه دینی یا فلسفی و تلقی از ماهیت علم بایکدیگر متمایز بوده تا آنجا که برخی فیلسوف تطبیقی با رویکرد فرافرهنگی و برخی مانند استاد فلاطوری بیشتر گرایشات میان فرهنگی دارند. استقبال معرفتی از دیگری های فلسفی و ارزیابی عقلانی در مقایسه، اخذ رویکرد پویا و روش اجتهادی، حفظ بی طرفی روشی و عدم قداست بخشی به فیلسوفان و مکاتب سنت خودی و پرهیز از شخصیت پرستی، نکات مهم آراء این اندشمندان در تداوم و تکامل فلسفه تطبیقی معاصر است. البته گسترش دامنه شکار مسائل و توجه به موضوعات نوین انضمامی، توسعه طرفین مقایسه در افکار فلسفی غرب و شرق دور، حفظ تواضع معرفتی و پرهیز از تمایزطلبی صرف، از نکات ترمیمی مهم در فلسفه تطبیقی کنونی است.
Exploring Strategies to Resolve Contradictions between Verses and Narrations Regarding Procreation and Limiting Progeny(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Given the importance of increasing and decreasing procreation, the present study aims to address contradictory verses and narrations on this topic using a descriptive and analytical method and answer the question: ‘What are the solutions for resolving contradictory verses and narrations regarding the increase and decrease of procreation?’ The research findings show that by applying two solutions, namely governmental decrees and the rules of conflict, balance, and preference, the conflict among the verses and narrations in the field of prolificacy and population control is resolved. In the first approach, the verses and narrations of prolificacy and population control, based on the primary principle and rule, indicate the preference and desirability of increasing procreation. However, if the individual and social conditions of the Islamic community change, the primary rule may change. The ruler and the supreme jurisprudent can issue a decree according to the circumstances of the time. Consequently, both an increase and a decrease in procreation may occur in different times and conditions in the Islamic community, thus avoiding a conflict. In the second approach, considering that the contradictory verses and narrations in the field of prolificacy and population control are divided into three categories: Conflict between verses of prolificacy and verses of population control, conflict between verses and narrations of prolificacy and population control, and conflict between narrations of prolificacy and narrations of population control. In the conflict between verses of prolificacy and verses of population control, the verses of prolificacy are preferred. In the conflict between verses and narrations of prolificacy and population control, two scenarios are possible: Sometimes the verses of prolificacy conflict with the narrations of population control, in which case the verses of prolificacy are preferred because they are definite in meaning ( Dalālah ) and definite in origin ( Ṣudūr ), while the narrations of population control are speculative in meaning ( Dalālah ) and speculative in origin ( Ṣudūr ); and sometimes, the verses of population control conflict with the narrations of prolificacy. The narrations of prolificacy are preferred because the verses of population control do not indicate procreation and increasing progeny. In the conflict between narrations of prolificacy and narrations of population control, since the conflict between these narrations is of the type of absolute and restricted conflict, the narrations of population control are restricted by the narrations of prolificacy. Accordingly, according to the verses and narrations, the abundance and increase of procreation are desirable.
A Comparative Ontological Study of the Existential Layers of the Quran in the Divine and Created Realms, from the Perspective of the Quran and Islamic Mysticism(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The present study conducts an ontological study of the Quran, explaining its existential layers in the Divine Realm, also known as the World of God or the World of Necessity, and the Created Realm, also known as the World of Being or the World of Contingency. Based on the views of mystics and Quranic verses, it explains the existential ranks of the Quran and its specific names. The importance of this issue lies in proving the single, multi-ranked existence of the Quran and demonstrating that the Quran is present at every stage of existence, from the World of God to the World of Creation, each with a specific station and name. Through a comparative study of these ranks with Quranic verses, this article concludes that the Quran, as divine knowledge in the form of divine speech, saying, book, and both creative and written words, is present in an integrated manner at every rank of existence, accompanying the Perfect Human. A key finding of this article is that the ontological ranks of the Quran are sometimes expressed with a specific name in the Quran, such as Umm al-Kitāb (The Mother of the Book), Kitāb Mubīn (The Clear Book), and Nūr (Light), each pointing to a specific rank of the Quran's existence. In some cases, there is no specific name for a particular existential rank of the Quran in the verses, but the rank is referenced. For example, it is stated that the Quran was sent down from the rank of the name Allāh or the names al-Raḥmān or al-Ḥayy . This paper was written using a hybrid research method (textual-argumentative) and based on library and software data collection. It is an attempt to, for the first time in a coherent study, use mystical sources and Quranic verses to articulate the specific name of the Divine Book at each existential rank or at least the name of its existential rank.
آموزش مفاهیم اخلاقی در مدارس آینده:تاثیر ابزار دیجیتال (انیمیشن، تصاویر ثابت، و بازی های رایانه ای) در توسعه عزت نفس دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اخلاق وحیانی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۳۵)
129 - 152
حوزههای تخصصی:
در عصر دیجیتال، نظام آموزشی با چالشِ همسویی روش های سنتی آموزش با نیازهای نسل جدید روبروست. امروزه دانش آموزان در محیطی سرشار از فناوری های دیجیتال رشد می کنند، در حالی که شیوه های آموزش سنتی همچنان بر الگوهای خطی و انتقال یک سویه دانش تأکید دارند؛ بهره گیری از ابزار دیجیتال می تواند در کنار تعاملات انسانی، به افزایش مشارکت دانش آموزان و ارتقای بهره وری یادگیری کمک کند. یکی از دغدغه های اساسی در تعلیم و تربیت، توسعه سازه های روانی و هوش اخلاقی دانش آموزان است که مستقیماً بر رشد شخصیتی، اجتماعی و تحصیلی آن ها تأثیر می گذارد. این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی آموزش مفاهیم هوش اخلاقی از طریق سه ابزار دیجیتال (انیمیشن، تصاویر ثابت، و بازی های رایانه ای) بر عزت نفس دانش آموزان دختر پایه پنجم ابتدایی شهر اصفهان انجام شده و راهکاری نوین برای بازطراحی برنامه های درسی مدارس آینده ارائه می دهد. این مطالعه با استفاده از روش نیمه تجربی و طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل، روی ۸۰ دانش آموز که در چهار گروه (سه گروه آزمایش و یک گروه کنترل) به صورت تصادفی تقسیم شدند اجرا گردید. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه های استاندارد هوش اخلاقی بوربا و عزت نفس روزنبرگ، همراه با بسته های آموزشی دیجیتال مبتنی بر هفت فضیلت اخلاقی بوربا بود. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس و تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر بررسی شدند. یافته ها نشان داد آموزش از طریق انیمیشن و تصاویر ثابت به طور معناداری عزت نفس و تمام مؤلفه های هوش اخلاقی را بهبود بخشید (۰۰۰/۰ > p). بیشترین افزایش عزت نفس در گروه تصاویر ثابت (59/5+=Δ) و انیمیشن (3+=Δ) مشاهده شد، در حالیکه بازی های دیجیتال تأثیر محدودی داشت (۱۸۰/۰ = p). در حوزه هوش اخلاقی، بازی های دیجیتال تنها بر مؤلفه «خویشتن داری» تأثیرگذار بود (۰۰۲/۰ = p). نتایج پیگیری نیز نشان داد تأثیر انیمیشن و تصاویر ثابت پایدارتر است. این پژوهش نشان می دهد که انتخاب ابزار دیجیتال باید مبتنی بر اهداف آموزشی (کوتاه مدت یا بلندمدت) و ماهیت محتوای اخلاقی صورت گیرد. انیمیشن به دلیل ترکیب روایتگری پویا و جذابیت حسی، به عنوان مؤثرترین ابزار شناخته شد، در حالیکه بازی های دیجیتال نیاز به بازطراحی برای تقویت جنبه های آموزشی دارند. این یافته ها برای طراحی برنامه های درسی آینده و ادغام فناوری در فرایند تدریس اهمیت حیاتی دارد.
دِرنگی درباره تبعیت احکام از مصالح و مفاسد (مطالعه موردی: گزارش محمد بن سنان از امام رضا (ع))(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ رضوی سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۱
167 - 193
حوزههای تخصصی:
اشاعره وجود اغراض و غایات را به کلی در افعال الهی منتفی می دانند، اما عدلیه بر این باورند که احکام شرعی، تابع مصالح و مفاسد واقعی است؛ بنابراین شارع مقدس، از پسِ جعلِ احکام، اغراض و مقاصدی را دنبال می کند. پرسش مهمی که در اینجا مطرح شده این است که آیا مصالح و مفاسد، الزاماً در متعلق تکالیف نهفته یا اینکه اصل تکلیف می بایست دارای مصلحت و مفسده باشد ولو اینکه متعلّق تکلیف، فاقد ملاک باشد؟ مشهور، بحث را به گونه ای ارائه کرده اند که وجه اول را تایید می کند. در مقابل، برخی معتقدند تکلیف باید مشتمل بر ملاک باشد. این ملاک می تواند در متعلق امر و نهی یا خود امر و نهی قرار داشته باشد. پرسش دیگر این است که آیا در این گزاره که عقل بشر، قادر به درک ملاکات احکام نیست تا بر پایه علل مستنبط و کشفیات ظنی، به تعمیم و تخصیص حکم بپردازد، هیچ تمایزی میان عبادات و معاملات وجود ندارد؟ در این پژوهش به روش تحلیلی کوشیده شده با تأمل در مقتضای خبر محمد بن سنان از امام رضا (ع) با مفروض انگاشتن اعتبار سندی و نیز فارغ از ادله عقلی و نقلی دیگر، پاسخی برای دو پرسش مذکور ارائه شود. مقتضای خبر مذکور، آن است که متعلّق حکم، نه صرفاً نفس تکلیف می بایست مشتمل بر مصلحت و مفسده باشد. ضمن آنکه ناتوانی عقل برای کشف مناطات احکام، مختص به احکام عبادی است.
واکاوی فقهی حقوقی امکان تبعیض در حق حبس در فقه اسلامی، حقوق ایران و رویه قضایی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
فقه سال ۳۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۲۲)
139 - 165
حوزههای تخصصی:
از جمله مسائل مورد اختلاف در حق حبس (موضوع ماده 377 ق. م) امکان تبعیض در حق حبس است؛ به تعبیر دیگر، در فرض عمل یکی از طرفین قرارداد به انجام بخشی از تعهد به صورت ناقص، وضعیت حقوقی حق حبس طرف مقابل چگونه است؟ این موضوع در میان فقهای اسلامی محل اختلاف بوده و رویکردهای متعددی بیان شده است. قانون گذار ایران اما در ماده 377، ظاهرا گرایش به رویکرد بقای کامل حق حبس دارد. اگرچه مواد 371 و 533 قانون تجارت، نگرش تبعیض را تأیید می کنند. رویه قضایی نیز بر بقای حق حبس تا هنگام ایفای تعهدات قراردادی به صورت کامل تأکید می کند. برررسی های پژوهش حاضر که مبتنی بر روش توصیفی- تحلیلی بوده و با استفاده از منابع کتابخانه ای، به گردآوری و تحلیل اطلاعات پرداخته است، نشان می دهد رویکرد بقای کامل حق حبس با مبانی فقهی و حقوقی و اقتضائات مبادلات تجاری سازگاری بیشتری دارد و این نگاه را وجود دلایلی مانند رعایت مبنای تشریع حق حبس، رعایت عدالت معاوضی، افزایش انگیزه و اطمینان طلبکاران و سرمایه گذاران، منع سوء استفاده از حق، اقتضای قاعده تبعیت عقد از قصد و اقتضای قواعد عام اولیه و ثانویه، سیره عقلا و هدف علم حقوق اعتبار می بخشد.
اصول روش شناسی مطالعه تمدن بر اساس رویکرد اخلاقی مارشال هاجسن(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
نقد و نظر سال ۲۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۱۸)
72 - 99
حوزههای تخصصی:
رویکرد مورخ در مطالعات تمدنی، باید بر اساس اصولی باشد که به تحلیل او از جریان های تاریخی جهت دهد. با توجه به اینکه رویکرد مورخ ریشه در عوامل مختلفی دارد، نوع مواجهه او با پدیده تمدن و پیوند آن با دیگر عناصر تمدنی نیز متفاوت است. مارشال هاجسن تمدن پژوهی است که در مطالعات تمدنی، رویکرد اخلاقی را بر اساس ماهیت تمدن تلاشی برای رسیدن به درک جایگاه واقعی تمدن ها می داند. چنین رویکردی نشئت گرفته از روحیه دلسوزانه اوست که صلح جهانی را از گذر تمدن های همدل دنبال می کند. عمده کار هاجسن بر تمدن اسلامی، به مثابه الگوی جهانی تمدن دینی است. رویکرد او بر اساس اصولی بنا شده است که واقع گرایی را به مثابه مبدئی برای شروع تحلیل، اصل مهمی می داند و با انتقاد از انحصارگرایی غربی به تحلیل نحوه کنش دین در تمدن می پردازد. در این مقاله از روش توصیفی - تحلیلی استفاده شده است.
واکاوی گشتار جانشینی در سوره مبارکه بقره بر پایه نظریه نحو زایشی چامسکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی دوره ۲۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
35 - 66
حوزههای تخصصی:
نظریه گشتاری چامسکی، نظریه ای نحوبنیان است که در آن، فرایند گشتار به شکل های حذف، افزایش، جانشینی و جابه جایی صورت می پذیرد و ژرف ساخت جمله را به روساخت آن بدل می کند. این فرایند می کوشد از طریق توصیف دستوری، معنای دقیق اندیشه هایی را دریابد که در ورای کلمات و جملات قرار دارند. لذا پژوهش حاضر، با شیوه تحلیل محتوا، صرفاً عنصر جایگزینی، آن هم از نوع مصدری را در سوره مبارکه بقره، مورد بررسی قرار داده است. هدف از این پژوهش، تسهیل در فهم لغوی و معنایی آیات از طریق ژرف ساخت و روساخت و بیان کارکرد ادبی و هنری واژه های جایگزین است. پس از مقایسه ژرف ساخت با روساخت آیات، نتیجه به دست آمده نشان می دهد که در فرم روساختی، به دلیل استفاده از مصدر به جای وصف مشتق، جمله ها بار معنایی مبالغه آمیز و مؤکّد به خود گرفته و مختصرتر شده اند که این امر، همسو با اصل اقتصاد زبانی است. این تکنیک، از شیوه های گفتاری مبالغه آمیز پربسامد قرآن است که به دلیل خروج از عادت زبانی، باعث برجستگی مشهود در کلام می شود. هدف از آن، علاوه بر تأثیرگذاری در مخاطب، آفرینش جمله هایی با معنای احتمالی است که این امر از جنبه دلالی باعث توسعه معنایی و از جنبه لغوی باعث ایجاز در کلام می گردد. تنوع بخشی به ساختار سخن و جلوگیری از یک نواختی، از دیگر اغراض جانشینی مصدر است. گفتنی است که تحلیل آیات شریفه وکشف ژرف ساخت و بیان زیبایی شناسی ها و اغراض ثانویه ای که مقاله حاضر بر اساس نظریه گشتاری چامسکی به آن دست یافت، یک احتمال است و نمی توان آن را به خداوند متعال نسبت داد.
تحلیل فرآیند نهادینه سازی و تثبیت نماز در جامعه بر اساس ترتیب نزول سوره ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نماز از محوری ترین مناسک عبادی اسلام و از لوازم اصلی دینداری است. سوره های قرآن در دوره های مکی و مدنی با سازوکار مشخصی به ترویج نماز پرداخته و سعی کرده اند آن را به تدریج در جامعه نهادینه سازی کنند. توجه به مراحل تبلیغ نماز در جامعه از آغاز اسلام در مکه تا پایان تثبیت آن در مدینه، الگوی مشخصی را نشان می دهد که می تواند در امور علمی و تبلیغی قابل استفاده باشد. پژوهش حاضر با توجه به سیر نزول سوره های قرآن در مکه و مدینه و با کاربست روش توصیفی تحلیلی به این نتیجه رسیده است که قرآن کریم، فرآیند فرهنگ سازی و گفتمان سازی نماز را از فرد شروع می کند و سپس وارد مراحل خانوادگی و اجتماعی می شود؛ پس از آن، کارکردهای نماز را در جامعه برمی شمارد و آن گاه به آسیب شناسی و آفت زدایی از مسائل مربوط به آن می پردازد؛ به علاوه، پس از تثبیت نماز در جامعه، همچنان به تبیین اهمیت و کارکردهای آن پرداخته و به شبهات و دشمنی های رسانه ای مخالفان در این زمینه پاسخ می دهد. این پژوهش به طور کلی، مراحل پنج گانه ای را جهت نهادینه سازی و تثبیت نماز از آغاز تا پایان نزول قرآن شناسانده است که عبارت است از: 1. معرفی نماز به مثابه آیینی معرفتی اخلاقی و مناسکی؛ 2. فرهنگ سازی نماز در سطوح فردی و اجتماعی؛ 3. گفتمان سازی و کارکردگرایی با محوریت نماز؛ 4. جامعه سازی دینی و اخلاقی در پرتو نماز؛ 5. آسیب شناسی و آفت زدایی از جامعه دینی و نمازگزار. درباره زمان بندی هر یک از این مراحل باید گفت که معرفی نماز از همان ابتدای دوره مکی صورت گرفته و پس از آن، مراحل فرهنگ سازی و گفتمان سازی به ترتیب در میانه و پایان دوره مکی به وقوع پیوسته است. مرحله جامعه سازی، در کشاکش آماده شدن مسلمانان برای هجرت به مدینه و تشکیل حکومت اسلامی پی ریزی شده و در آغاز دوره مدنی نیز همچنان به صورتی جدّی ادامه پیدا کرده است. درنهایت در پایان دوره مدنی، مرحله آسیب شناسی و آفت زدایی به صورتی مفصل تبیین شده و بر تثبیت دین قیّم با محوریت نماز تأکید گردیده است.
الحب في شعر "عبد الوهاب البياتي"(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات فی اللغه العربیه و آدابها بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
337 - 365
حوزههای تخصصی:
عبد الوهاب البیاتی شاعر الوطن والمنفى، وشاعر الحب والسیاسه، وشاعر الحریّه والالتزام، له عوالم واسعه ومثمره ناتجه عن معاناه طویله فی الوطن والمنافی والتی تعرف فیها على کبار الشعراء من مختلف أنحاء العالم، هاجر وتنقل إلى بلدان کثیره وکانت المنتدیات الثقافیّه والأدبیّه تحاوره وتحتفی به أینما حلّ، کان شاعراً حقیقیّاً یجسّد الواقع ویرفض الاحتواء ویعتبره خطراً ولا یحصر نفسه فی مکانٍ أو زمانٍ معین، ولا یضع لنفسه سلاسل ولا قیود تعیق کتابته، ولا یرى شیئاً غیر ممکن أو مستحیلاً، ولا ینتمی لمدرسه شعریّه أو اتجاه أدبیّ معیّن، فهو لا ینشد الشعر فحسب وإنما یبحث فی شعره عن وسائل الخلاص للإنسان، فهو شاعر المنافی والفقراء والبحث عن البقاء. یهدف هذا المقال إلى تسلیط الضوء على الجانب العاطفیّ للبیاتی والذی فیه نوع من الغموض، وذلک بالاعتماد على کتاباته وشعره وبعض الدراسات والبحوث الرصینه التی أقیمت حوله باستخدام الأسلوب التحلیلیّ والوصفیّ. وقد توصّلنا إلى أن حب البیاتی للوطن امتزج مع حبه للحبیب وکان بالنسبه له أی فصل بینهما یعد بمثابه جریمه قتل للآخر، وغیاب الحبیبه جعله یجود العالم بحثاً عنها وأیّ مکان یجدها فیه فهو وطن له، فکان له حبّ أزلی والذی کان فی وطنه الأول، لکن صوره تعدّدت بعدها؛ لأن الحب عنده هو جوهر الوجود فالفاعل یبقى هو هو أما الصور فتتغیر، وهذا ما جعله یطوف على أبواب مدینته وأبواب مدن العالم بحثاً عمن یحب.
The Practical Functions of Religious Spirituality in the Lifestyle Arena from the Perspective of Ayatollah Khāmeneī(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
pure life, Volume ۱۲, Issue ۴۱, Winter ۲۰۲۵
93 - 112
حوزههای تخصصی:
SUBJECT & OBJECTIVES: The analysis of the nature, characteristics, and differences of modern spiritualism with religious spirituality can be considered as one of the most important challenges and problems that have faced spirituality and mysticism. Today, the confrontation between modern spirituality and religious spirituality has become very colourful, such that modern spirituality seeks to discredit and contradict religious spirituality. Therefore, they mainly seek to present non-religious spirituality based on the inefficiency of religious spirituality. From the perspective of the Supreme Leader of the Islamic Republic of Iran, Ayatollah Khāmeneī, religious spirituality is a ‘Revolutionary’ spirituality, which is equivalent to Jihadi spirituality, characterized by civilization, justice, revolution, epic, liberation from domination, martyrdom, and progressivism, as evident in his statements.METHOD & FINDING: Using the analytical-descriptive method, the findings of the research indicate that the practical functions of Islamic spirituality based on the thought of the Supreme Leader combining the triad ‘spirituality, rationality, justice’ in the individual and family arena (lifestyle) are: prosperity and happiness, scientific growth, security, comfort and well-being, hope, independence and freedom, honour and dignity, Justice, financial well-being, heart luminosity which lead towards ‘good life.’CONCLUSION: In the Islamic spirituality of Ayatollah Khāmeneī, the unity of materiality and spirituality is very prominent. In his careful inference, the way to achieve spirituality in the personal and family spheres is crucial, encompassing both worldly and material life, while it is considered the main pillar of leading a pure, Quranic life.
بررسی نقل مستقیم ابن ابی عمیر از سفیان بن السمط(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش دینی دوره ۲۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۰
201 - 211
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائل مورد اختلاف در بین فقهای شیعه، حکم سجده سهو برای هر زیاده و نقیصه است که یکی از روایات که در سلسله سند آن سفیان بن السمط وجود دارد در تعیین حکم مسئله نقش اساسی دارد. یکی از اشکالات سندی این روایت، مجهول بودن سفیان بن السمط است و طبق برخی مبانی برای رفع این مشکل باید نقل مستقیم ابن ابی عمیر از سفیان ثابت شود تا مشکل مجهول بودن سفیان بن السمط از بین برود. این نوشتار به بررسی همین نقل مستقیم می پردازد. در این میان محقق خویی رحمه الله و نرم افزار درایهالنور ۳ با استناد به روایاتی، نقل مستقیم را ثابت دانسته اند؛ اما در این نوشتار با توجه به شواهد و قرائن سندی و متنی نشان داده شد که احتمال سقط ابن عمیره در بین ابن ابی عمیر و سفیان بن السمط جدی است و لذا نمی توان به نقل مستقیم وثوق پیدا کرد. از طرف دیگر با بررسی طبقه کسانی که از سفیان بن السمط روایت کرده اند، این گمان حاصل می شود که ابن ابی عمیر در طبقه ای نبوده که مستقیما از سفیان بن السمط روایت کرده باشد. در مجموع اگر ظن بر عدم نقل ابن ابی عمیر از سفیان بن السمط حاصل نشود، ظن به نقل مستقیم او از سفیان بن السمط حاصل نمی شود.
مفهوم شناسی، مصداق یابی و کارکرد های فرهنگی قرایظاهره در روایات امامیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه قرآن و حدیث دوره ۱۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۶
113 - 140
حوزههای تخصصی:
کلید واژه «قُرًی ظَاهِرَهً» تنها یک بار در قرآن، در آیه 18سوره سبا، به کار رفته و به مجموعه ای از شهرها و روستاهای نزدیک به هم که از یکدیگر نمایان اند، اشاره دارد. اما بر پایه ی فرمایش امام باقر (ع) به افرادی گفته می شود که فقه را از امام دریافت کرده و به عنوان امینان جامعه در گسترش دین مداری جامعه پویا هستند. عنوان قرای ظاهره، یادکرد از افراد خاصی است که هیچ نام و نشانی از آنها در متون نیامده اما مصداق این عبارت برای امام معلوم و مشخص است. پیوست به اینکه بدون مفهوم شناسی این عبارت، امکان برداشت های دگرگون وجود دارد، ضرورت این پژوهش را نمایان می کند. مکتوبی که پیش رو دارید تلاشی است برای ارائه ی منظومه ای سامان یافته پیرامون مفهوم، مصداق و کارکردهای قرای ظاهره که باشیوه ی ردیابی فرایند، مورد بازشناسی قرار گرفته است. با نظر به رفتار فرهنگی تعلیمی امام باقر (ع) و با استناد به تعداد روایات نقل شده از ایشان که بالاترین آن مربوط به اصحاب ایشان است، می توان به عنوان مصادیق قرای ظاهره، راویان دین شناس و پُرکار ایشان که به دلیل برخورداری حداکثری از آموزه های دینی در رفع نیاز و اصلاح فرهنگ جامعه نقش آفریدند از جمله زراره، محمد بن مسلم، برید بن معاویه و... را نام برد. توجه نهاد امامت به این جایگاه حقوقی ایجاب می کند که در مقاله پیش رو کارکرد های فرهنگی این اصحاب از جمله: اهتمام به حفظ امانت و انتقال صحیح میراث حدیثی، زدودن دین از پیرایه های ناصواب فرهنگی و... در بستر تاریخ حدیث شیعه مورد واکاوی قرار گیرد.
ظرفیت های فرهنگی – سیاسی راهپیمایی اربعین و دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران
منبع:
پژوهشنامه معارف حسینی سال ۱۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۸
59 - 78
حوزههای تخصصی:
راهپیمایی اربعین جلوه ای از نظریه پیوستگی است. این راهپیمایی یک امر سنتی را در دوره مدرن، به صورت یک ظهور اجتماعی گسترده با این ابعاد فرهنگی- سیاسی نشان می دهد. آیین راهپیمایی اربعین یکی از نمادهای تمدن ساز عصر حاضر برای مسلمانان است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی ظرفیت های فرهنگی- سیاسی و تبیین دیپلماسی فرهنگی به دنبال پاسخ به این پرسش است که چگونه ظرفیت های فرهنگی- سیاسی اربعین بر دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران تأثیر داشته است؟ این مطالعه با روش توصیفی- تحلیلی این فرضیه را مطرح می کند که مراسم راهپیمایی اربعین دارای بسترهای لازم برای یکسان سازی فرهنگی از طریق هم اندیشی در مبارزه با ظلم میان ملت های مختلف مسلمان است و با توسعه ظرفیت های سیاسی مانند نهادینه کردن اندیشه اتحاد مسلمانان، به فرصتی برای اجرای دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده است.
تحلیل و تطبیق تأثیرپذیری دو شاعر معاصر (شهریار و مشیری) از اندیشه های عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۸۵
93 - 110
حوزههای تخصصی:
عرفان در ادبیات ایران جایگاه ویژه ای دارد و به عنوان یکی از مهم ترین ابعاد معنوی و فکری در این ادبیات شناخته می شود. عرفان اسلامی که با تجربیات و تأملات روحانی و عرفانی مرتبط است، تأثیر به سزایی بر شعر، نثر و متون مذهبی اسلامی گذاشته است. نفوذ عرفان، بر ادبیات فارسی، محدود به زمان و مکان نیست و همواره، الهام بخش ادبای ژرف اندیش بوده است. در دوره معاصر نیز، بسیاری از شاعران، از مشرب زلال عرفان بهره مند شده و سروده های ارزشمندی عرضه داشتند. در این پژوهش، با روش توصیفی تحلیلی، به بررسی و تطبیق تأثیرپذیری شهریار و فریدون مشیری از اندیشه های عرفانی پرداخته می شود. با بررسی اشعار این دو، مولفه های عرفان اسلامی مانند توحید، نبوت، معاد، انسان کامل، کشف و شهود، مکاشفات، نگاه عرفانی به دنیا، سماع و دیگر مباحث مطرح شده در عرفان اسلامی، مورد بررسی قرارمی گیرد. هدف اصلی این پژوهش نشان دادن عمق تاثیرات عرفانی بر آثار این دو شاعر و چگونگی تجلی آن ها در شعر معاصر است. از نتایج پژوهش این که شعر فریدون مشیری سرشار از مفاهیم عرفانی است. او با استفاده از نمادها و تصاویر عرفانی، به بیان مفاهیمی چون توحید، معاد، انسان کامل، کشف و شهود، و مکاشفات پرداخته است. مشیری با نگاه عارفانه به زندگی و مرگ، اشعاری با بار معنایی عمیقی سروده است که نشان دهنده تأثیرپذیری او از عرفان اسلامی است. اشعار شهریار نیز، تلفیقی از زیبایی ادبی و عمق عرفانی هستند که به شناخت بهتر از جوانب مختلف زندگی و معنویت انسان کمک می کنند. کلیدواژه ها: عرفان، شعر معاصر، شهریار، مشیری، عرفان ادبی.
تحلیل تطبیقی دیدگاه شهید مطهری و دکتر فنایی در نسبت سنجی اخلاق و رفتار
حوزههای تخصصی:
دکتر فنایی ادعا می کند اخلاق مسلمانان یک اخلاق آخرت گراست و در آن تنها برخورداری فرد از فضایل و ملکات نفسانی مهم است نه بروز رفتاری این ملکات؛ از این رو، مسلمانان تصویر درستی از جایگاه اخلاق در روابط اجتماعی ندارند. در مقابل، در فرهنگ کنونی غرب، رفتار اجتماعی یا همان اخلاق سکولار مطرح است که در آن خودِ رفتار بدون درنظر گرفتن انگیزه هایی که در پس آن است مورد توجه است تنها با این شرط که نباید به دیگران ضرری برسد؛ بنابراین، اخلاق سکولار چون یک اخلاق اجتماعی است و رفتار در آن اصل است برای زندگی اجتماعی بشر مناسب بوده و کارایی بیشتری نسبت به اخلاق مسلمانان دارد. این پژوهش جهت بررسی ادعای مذکور، به بازخوانی و مقایسه اندیشه شهید مطهری به عنوان چهره ای مطرح در میان اندیشمندان مسلمان و دکتر فنایی به عنوان یکی از طرفداران اخلاق سکولار در ایران پرداخته است. در این راستا، از روش تحلیل تطبیقی استفاده شد و نتایج به دست آمده نشان داد که بر ادعای دکتر فنایی مبنی بر غفلت از رفتار در اخلاق مسلمانان و برتری اخلاق اجتماعی سکولار، نقدهای جدی وارد است. از دیدگاه شهید مطهری نیز، به رغم تعارض ظاهری میان تعاریف ارائه شده از اخلاق توسط ایشان، رفتار مورد غفلت قرار نگرفته؛ هرچند نکاتی در این دیدگاه نیازمند توضیح است. تفاوت اصلی دو دیدگاه در آن است که دکتر فنایی برای اخلاقی بودن یک عمل، صرفاً قائل به حسن فعلی است؛ اما شهید مطهری حسن فاعلی را در کنار حسن فعلی لازم و ضروری می داند. همچنین به دست آمد که می توان تعریفی از اخلاق ارائه داد که چنین نقدهایی به آن وارد نباشد و به صراحت همه امور اختیاری، از جمله رفتار را شامل شود.
بررسی و تبیین کاربرد آیات قرآن در روایت جنگ های دوره صفویه از 907 تا 1038ق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن، فرهنگ و تمدن سال ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۰)
113 - 129
حوزههای تخصصی:
سلسله صفویه در سال ۹۰۷ توسط شاه اسماعیل صفوی تشکیل شد. استقرار حکومت صفویه در ایران و در ادامه، تحکیم و ادامه حیات این سلسله، با جنگ های متعددی همراه شد. این جنگ ها هم در عرصه داخلی جهت مقابله با مخالفان داخلی و هم در عرصه خارجی جهت مقابله با تهدیدات خارجی رخ داد که گاهی با موفقیت صفویان و گاهی نیز با عدم کامیابی آن ها همراه بود. در این میان، مورخان صفوی موظف به روایت جنگ ها بدون توجه به نتایج آن ها بودند؛ اما این روایت نباید به گونه ای رخ می داد که سبب آزردگی شاهان صفوی می شد. بر این اساس مورخان صفوی در روایت جنگ های آن دوره سعی می کردند در راستای ایدئولوژی صفویان و باورهای اعتقادی آن ها گام بردارند. یکی از مهم ترین مولفه های روایت جنگ های صفویان، استفاده از آیات قرآن و دراصطلاح آیه نگاری بوده است. این پژوهش با هدف بررسی کاربرد آیات قرآن در روایت جنگ های دوره صفوی توسط مورخان آن دوره به انجام رسیده است. به نظر می رسد مهم ترین هدف مورخان صفوی در استفاده از آیات قرآن در روایت جنگ های دوره صفوی، مشروعیت بخشی به اقدامات جنگی شاهان این سلسله بوده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که مورخان صفوی در روایت آیه نگارانه از جنگ های دوره صفویان اهدافی مانند مشروعیت بخشیدن به جنگ های صفویان، توجیه اقدامات خشن صفویان در میادین جنگ ، توجیه شکست های صفویان و نسبت دادن پیروزی های آنان به خداوند (تشبیه شاهان به پیامبران الهی) داشته اند. مورخان صفوی در همین ارتباط، به گونه ای از آیات قرآن استفاده می کردند که تصدیق کننده منظور و هدف آن ها باشد. روش تحقیق در این پژوهش، تاریخی تحلیلی و جمع آوری اطلاعات به روش کتابخانه ای است. ابزار اصلی پژوهش استناد به منابع آن دوره است که درنهایت بر پایه یافته های حاصل از منابع، استنتاج و تبیین و تحلیل به عمل آمده است.
Identifying Social Actors in the Story of Prophet Yūsuf Based on Van Leeuwen's (2008) Perspective(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Van Leeuwen's (2008) discourse-semantic approach is a method of discourse analysis that, employing socio-semantic categories and emphasizing the importance of social actors in discourse, investigates the hidden layers of language in both oral and written texts, revealing the underlying relationships within each discourse. In Van Leeuwen's (2008) method, anyone playing a role in the discourse is considered a social actor. This branch of analysis can find a special place in Quranic studies; for, upon reflection on certain Quranic narratives, it becomes evident that these texts, overtly and covertly, contain many of these discourse systems. This research aims to analyze the discourse system of Surah Yūsuf using a descriptive-analytical method, employing the socio-semantic components of Van Leeuwen's (2008) analytical model. Given that the Surah Yūsuf, while narrating a concise account of the life of Prophet Yūsuf, features significant social actors and noteworthy speech acts, a discourse analysis using Van Leeuwen's theory reveals beneficial insights that enhance the wonder of this heavenly book. Studies show that in this Surah, discourse components based on overtness (frequency 758) have a higher frequency compared to those based on covertness (frequency 322). This signifies that God, in a stylistic innovation, familiarizes the audience with the names of individuals, groups, places, and times in which social actors play active roles. Furthermore, role attribution (frequency 195), reference type specification (frequency 302), and nature specification (frequency 88) show the highest representation in the various overt expressions of social actors in this Surah
The Valuable Competencies and Professional Capabilities of a Worthy Mentor from the Perspective of the Holy Quran and the Hadith of the Ahl al-Bayt (PBUH)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The cultural and educational growth and advancement of individuals in society depends on the existence of worthy and virtuous mentors. Therefore, outlining the characteristics of a worthy mentor is of significant importance and impact. The present study, using a grounded theory approach, aims to extract and qualitatively analyze a complete set of religious texts, including verses from the Quran and hadiths of the impeccable Imams (AS), regarding the characteristics of a worthy teacher. The results indicated that the main concern of religious texts in introducing a worthy mentor can be categorized into two overarching areas: Competencies and capabilities. In the area of competencies, five categories, ethical, belief-based, emotional, cognitive, and self-related, were identified in order of frequency and priority. In the area of capabilities, four categories, behavioral-operational, developmental-educational, scientific-educational, and teaching, were identified in order of frequency and priority. The details of each category and a paradigmatic model of a worthy mentor based on religious teachings are presented in this research
درباره تحفه الفقیر و صاحب آن
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۱۱)
607 - 610
حوزههای تخصصی: