ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۸۱ تا ۷۰۰ مورد از کل ۸۳٬۰۳۰ مورد.
۶۸۱.

بازآفرینی شخصیت های دینی و مذهبی در شعر معاصر با تاکید بر اشعار(احمد شاملو، اخوان ثالث و شفیعی کدکنی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۹۷
بازآفرینی شخصیت های گذشته از جمله مسائل مهمی است که مورد توجه ادیبان معاصر بوده و بازتاب گسترده ای در آثارشان داشته است. ادب معاصر فارسی وارد مکالمه ای جدی با ادبیات کلاسیک ایران شده است و از امتیازات آن از جمله پویایی و سرزندگی، غنای عاطفی، عمق معنا، تناسب و هارمونی زبانی بهره کامل گرفته و پاره ای از اوصاف آن- به ویژه شعر بعد از قرن هشتم- را یک سو نهاده است. شاعر معاصر از رهگذر فراخوان شخصیت های گذشته به بیان آرا و اندیشه های خود در مسائل متعدد می پردازد؛ در این رساله تلاش بر این است تا با ذکر نمونه های فراخوان شخصیت در میان اشعار احمد شاملو، مهدی اخوان ثالث و محمدرضا شفیعی کدکنی، نقش و جایگاه شخصیت های تاریخی و کیفیت و نحوه بازآفرینی آن ها مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که به نظر می رسد آفریدن آثاری اصیل، قرار گرفتن در موقعیتی متناقض نماست. از یک سو نویسنده و شاعر خود را از امتیازات سنت های ادبی بی نیاز نمی داند و از طرف دیگر تلاش می کند از سیطره اقتدار و نفوذ آن ها برکنار باشد. بنابراین شاعران خلاق، مجذوب یا مرعوب چهره های شاخص و آثار آن ها نمی شوند بلکه رابطه ای منطقی با سنت برقرار می کنند.
۶۸۲.

سیره عملی اهل بیت(ع) در رابطه با آیات معاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۱۱۷
هدف از پژوهش حاضر بررسی و تبیین سیره عملی اهل بیت (علیهم السلام) در بیان مصداق آیات معاد می باشد. اهمیت و ضرورت شناخت زندگی و سیره معصومین (علیهم السلام) از مباحث بسیار مهم در دین اسلام می باشد که در روایات، انسانی که بدون شناخت امام زمانه اش از دنیا برود را مرگ جاهلی خطاب می نماید. از این رو شناخت و به کارگیری سیره اهل بیت (علیهم السلام) از اهمیت والایی برخوردار است. این پژوهش از نوع توضیفی تحلیلی بوده و به روش کتابخانه ای و مطالعه آیات قرآن، روایات، کتب، تفاسیر و ... صورت گرفته است. از آنجا که سیره اعتقادی ائمه (علیهم السلام) در سه بخش توحید، نبوت و معاد تبیین شده اند، پژوهش حاضر به بعد معاد پرداخته است. نگاهی اجمالی به آیات قرآن نشان می دهد که در میان مسائل عقیدتی پس از توحید با اهمیت ترین مسئله معاد و اعتقاد به حیات پس از مرگ و حسابرسی بندگان و پاداش و عقاب اعمال می باشد. در بحث معاد، پیامبر با آیات قرآن در برابر منکران معاد استدلال می کردند و جواب منکران را با آیاتی که در همان زمینه نازل می شد، می دادند. راه هایی را که قرآن برای اثبات امکان معاد در شکل استدلال منطقی عرضه کرده، می توان در شش موضوع خلاصه کرد: 1- آفرینش نخستین؛ 2- قدرت مطلقه خداوند؛ 3- مرگ و حیات مکرر در جهان گیاهان؛ 4- تطورات جنین؛ 5- بازگشت انرژی ها؛ 6-نمونه های عینی معاد.
۶۸۳.

بررسی نشانه شناختی دیگری در «إسلام بلاضفاف» بر اساس رویکرد امبرتو اکو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۴۴
بیان مسئله و هدف: پدیده «دیگری» از مفاهیم بنیادی در گفتمان‌های فرهنگی و نشانه‌شناسی است که همواره به‌مثابه آینه‌ای برای بازشناسی «خود» عمل کرده است. در جهان معاصر، این مفهوم بیش از پیش در متون ادبی و فرهنگی بازتاب یافته و به ابزاری برای تحلیل سازوکارهای سلطه، قدرت و هویت بدل شده است. در همین راستا، کتاب إسلام بلا ضفا، اثر یوسف إدریس، تصویری چندوجهی از مواجهه جهان اسلام با غرب و قدرت‌های استعمارگر ارائه می‌دهد و در قالبی ادبی– انتقادی به بازنمایی مناسبات سلطه و مقاومت در بستر فرهنگی مصر و جهان عرب می‌پردازد. نویسنده، با زبانی استعاری و کنایی، سیمای دشمنان تاریخی اسلام یعنی آمریکا و اسرائیل را از خلال نشانه‌هایی چون «غول احمق»، «اختاپوس صهیونیستی»، «ذبح نفتی» و «نقشه‌های مخرب» باز‌آفرینی می‌کند تا، از این طریق، بحران هویت و سلطه‌پذیری و خودباختگی فرهنگی جوامع اسلامی را برجسته سازد. در این میان، رویکرد امبرتو اکو، به‌عنوان یکی از برجسته‌ترین نظریه‌پردازان نشانه‌شناسی، ابزاری تحلیلی فراهم می‌آورد که از سطح دلالت‌های ظاهری متون فراتر می‌رود و به لایه‌های پنهان معنا دست می‌یابد. اکو با طرح مفاهیمی چون دانش‌نامه فرهنگی، خواننده الگو و تأویل اصیل، امکان بازخوانی متون را در پیوند با نظام‌های فرهنگی و رمزگان‌های اجتماعی میسر می‌سازد. پژوهش حاضر با تکیه بر همین دیدگاه می‌کوشد تا نشان دهد چگونه یوسف إدریس، با بهره‌گیری از گنجینه فرهنگی– تاریخی جهان عرب، گفتمان «خود» را در تقابل با «دیگری» بازتعریف می‌کند و چگونه استعاره‌ها و رمزگان‌های زبانی او به بازتولید معنا در بستر تاریخی و سیاسی مصر دهه پایانی قرن بیستم می‌انجامد. هدف اصلی این پژوهش کشف ساز‌و‌کارهای نشانه‌ای در بازنمایی دیگری در إسلام بلا ضفاف است؛ به‌ویژه اینکه چگونه عناصر زبانی و فرهنگی در خدمت بازسازی مفاهیم هویت، مقاومت و سلطه قرار می‌گیرد. این تحقیق، با فاصله‌گرفتن از رویکردهای صرفاً تاریخی یا سیاسی، متن را به‌مثابه نظامی از نشانه‌ها می‌نگرد که در آن هر نشانه در شبکه‌ای از رمزگان‌های فرهنگی معنا می‌یابد. روش‌­شناسی: پژوهش حاضر، از نظر ماهیت، توصیفی– تحلیلی و، از حیث روش، نشانه‌شناسی فرهنگی با تکیه بر الگوی امبرتو اکو است. داده‌های اصلی از متن عربی کتاب إسلام بلا ضفاف استخراج شده و تحلیل بر مبنای تطبیق رمزگان‌های زبانی، استعاری و فرهنگی در چهارچوب مفاهیم اکو انجام گرفته است. در این تحلیل، ابتدا نظام نشانه‌ای متن در پیوند با بافت تاریخی و فرهنگی مصر و جهان عرب شناسایی شده، سپس ساز‌و‌کار تولید معنا و فرایند تعامل میان «خواننده الگو» و «نویسنده الگو» بررسی شده است. در فرایند تحلیل، واحدهای نشانه‌ای همچون واژه‌ها، استعاره‌ها و ساختارهای تقابلی (خود/ دیگری، شرق/ غرب، مقاومت/ سلطه) به‌عنوان مؤلفه‌های دلالتی انتخاب و بر مبنای شبکه‌های دانش‌نامه‌ای و رمزگان‌های مشترک فرهنگی تفسیر شده است. روش کار بر این اصل استوار است که هیچ نشانه‌ای به‌صورت منفرد معنا نمی‌یابد، بلکه در بستر تاریخی و در ارتباط با حافظه فرهنگی ملت‌ها معنا می‌گیرد. بحث و تحلیل: نتایج تحلیل نشانه‌شناختی نشان می‌دهد که، در إسلام بلا ضفاف، مفهوم «دیگری» هم‌زمان دو نقش ایفا می‌کند: از‌سویی، دشمنی تاریخی و خارجی است که در قالب استعاره‌هایی چون «غول احمق» و «اختاپوس» بازنمایی می‌شود؛ از‌سوی دیگر، نمادی از بحران درونی و خودفراموشی فرهنگی است. یوسف إدریس، با آفرینش شبکه‌ای از نشانه‌ها، گفتمان «خودِ عرب و مسلمان» را در مواجه با استعمار نوین به تصویر می‌کشد و، از رهگذر زبانی نشانه‌مدار، ساختار سلطه و وابستگی اقتصادی و فکری جوامع عربی را نقد می‌کند. استعاره «غول احمق» در تحلیل اکو نشانه‌ای دووجهی است؛ از یک‌سو قدرت نظامی و اقتصادی آمریکا را بازنمایی می‌کند و از‌سوی دیگر با صفت «احمق» ارزش اخلاقی و انسانی آن را تهی می‌سازد. این ترکیبْ نماد تضاد میان تمدن مادی و فقدان خرد اخلاقی در گفتمان غربی است. در سطحی دیگر، استعاره «اختاپوس» برای توصیف اسرائیل به‌کار رفته که با بازوهای متعدد خود بر جهان چنگ انداخته است. این نشانه نه‌تنها بیانگر قدرت سیاسی رژیم صهیونیستی، بلکه نمادی از شبکه‌های نفوذ و سلطه جهانی است. مطابق با نظریه رمزگان‌های فرهنگی اکو، این استعاره ریشه در حافظه جمعی جهان عرب دارد و معنای آن تنها از طریق آشنایی با تاریخ استعمار و منازعات اعراب و اسرائیل قابل درک است. واژه‌های «نقشه مخرب» و «طرح هوشمندانه» به‌مثابه رمزگان‌هایی از سیاست‌های استعماری و رسانه‌ای غرب در جهان عرب عمل می‌کند. اکو تأکید دارد که معنا از خلال روابط متقابل نشانه‌ها و رمزگان‌ها پدید می‌آید؛ بدین‌سان، در متن إدریس نیز واژگان مذکور، با ارجاع به نظام دانشی مشترک در فرهنگ عربی– اسلامی، دلالتی فراتر از معنای لغوی خود می‌یابد. این استعاره‌ها مخاطب را از سطح سیاسی به لایه‌های فرهنگی– روانی سلطه سوق می‌دهد و بحران اعتمادبه‌نفس و خودباختگی را به‌عنوان پیامد استعمار فکری بازمی‌نمایاند. از مهم‌ترین لایه‌های معنایی در متن، استعاره «ذبح نفطی» است که به کشتار اقتصادی جهان عرب اشاره دارد. این ترکیبْ پیوندی میان مفهوم مذهبی قربانی و واقعیت اقتصادی استعمار برقرار می‌کند و، به تعبیر اکو، از‌جمله نشانه‌هایی است که بافت فرهنگی و دینی را به سیاست معاصر پیوند می‌زند. در اینجا، نفت به‌مثابه «شریان حیاتی» ملت‌های عربی به خون بدل می‌شود که در پیکر نظام سرمایه‌داری جهانی جریان می‌یابد. چنین تصویری نهایت ضعف و استثمار را در قالبی نشانه‌ای بیان می‌کند. در مجموع، می‌توان گفت که إدریس، با آگاهی از رمزگان‌های مشترک میان خوانندگان عرب، متنی خلق کرده است که به‌صورت چندلایه معنا می‌دهد و خواننده را از سطح روایت سیاسی به تأملی نشانه‌شناختی درباره سرنوشت فرهنگی خود فرامی‌خواند. در پرتو دیدگاه اکو، این خوانش چندسطحی نه نشانه‌ای از ابهام، بلکه ابزار تولید معنا و باز‌آفرینی فرهنگ است. دستاوردها: پژوهش حاضر نشان داد که رویکرد نشانه‌شناختی اکو ابزاری کارآمد برای تحلیل متون انتقادی جهان عرب است. نخست آنکه دیگری در إسلام بلا ضفاف صرفاً دشمن بیرونی نیست، بلکه سازه‌ای فرهنگی است که به باز‌تعریف «خود» می‌انجامد. دوم آنکه استعاره‌ها و رمزگان‌های فرهنگیِ به‌کاررفته در اثر از دل تاریخ استعمار و حافظه جمعی ملت‌ها برخاسته و، در سطحی فراتر از زبان، حامل پیام‌های اجتماعی و ایدئولوژیک است. سوم آنکه، با به‌کارگیری مفاهیمی چون خواننده الگو و دانش‌نامه فرهنگی، می‌توان نشان داد که إدریس آگاهانه خواننده را به مشارکت در فرایند معنا‌سازی دعوت می‌کند.
۶۸۴.

"هر کسی را اصطلاحی داده اند" تقیّه ورزی و هویّت مندی در میان جماعت گُپتی هندوستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۱۰۱
گُپْتی های بهاونگر هند، نمونه ای نامعلوم از تقیّه اند و چالشی برای طبقه بندی های سنّتی هویّت دینی در جنوب آسیا. تقیّه غالباً توسط گروه های اقلیّت یا مسلمانانِ در مضیقه که از افشای اعتقادات واقعی خویش بیم دارند، انجام می گیرد. از چشم انداز تاریخی، شیعیان، چه اثناعشری و چه اسماعیلی، به طور معمول خود را در زیّ تسنّن، که شکل دهنده جماعت اکثریّت اند، پنهان داشته اند. سوال اصلی تحقیق این است که نحوه تقیه گُپتی ها چگونه است؟ یافته های تحقیق نشان می دهد گُپْتی ها که پیروان امام اسماعیلی اند و نامشان نیز به معنای  پنهان یا مخفی است، نه در لباس اهل سنّت، که در کسوت هندوان پنهان می شوند. عمل تقیّه گُپْتی ها به دلیل دیگری نیز استثنایی است: هندوئیسم صرفاً پوششی برای پیشگیری از پیامدهای زیانبار نیست، بلکه بخشی جدایی ناپذیر از نظام اعتقادی و هویّتی گُپْتی ها، و اساس اعتقاد ایشان به آقاخان، نه تنها به عنوان امام، بلکه در جایگاه اَوتار عصر حاضر است.
۶۸۵.

تبيين موقف الإمام السجاد(ع) من الحاكم الجائر في ضوء رساله الحقوق(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۸۰
فی رساله الحقوق للإمام السجاد(ع)، یُعدّ حق الحاکم وواجباته فی النظام الاجتماعی أحد المحاور الأساسیه والبارزه. هذه الوثیقه القیّمه لا تقتصر فقط على عرض وجهات نظر الإمام بشأن حقوق الحکّام وواجباتهم، بل تُظهر أیضًا أنّ الإمام السجاد فی مواجهته للحکّام الجائرین اتّبع نهجًا مختلفًا عن أسلافه، وخصوصًا الإمام الحسین(ع). ففی حین کان الإمام الحسین یؤکّد على مبدأ النهوض ومکافحه الظلم لإصلاح المجتمع، اتّجه الإمام السجاد، بدلًا من الترکیز على المقاومه المباشره والانتفاضه العسکریه، إلى مفهوم "التماحُک"، معتمدًا سیاسه المداراه والإصلاح التدریجی. یُظهر هذا الاختلاف الجوهری فی النهج أنّ الإمام السجاد، بالنظر إلى الظروف الخاصه التی فرضها ذلک العصر، تبنّى استراتیجیه تکیفیه تهدف إلى الحفاظ على الإسلام والهویه الشیعیه. الهدف الرئیس لهذه الدراسه هو تحلیل الأسباب والخلفیات التی أدّت إلى تغیّر نهج الإمام السجاد(ع) فی التعامل مع الحاکم الجائر، بالمقارنه مع الإمام الحسین والأئمه الذین سبقوه. والسؤال الأساسی هو: ما العوامل الاجتماعیه والسیاسیه والثقافیه التی جعلت الإمام السجاد یُفضّل سیاسه المداراه والتماحُک على القیام المباشر؟ وما هی الفروقات فی الخلفیات الثقافیه وظروف العصر التی ساهمت فی تشکیل هذا النهج؟ تعتمد هذه الدراسه على تحلیل نصّ رساله الحقوق للإمام السجاد(ع)، باستخدام منهج التأویلیه (الهرمنیوطیقا) ونظریه القصدیه لسکینر. یتیح هذا المنهج فهمًا عمیقًا للسیاق الاجتماعی والسیاسی والتاریخی لعصر الإمام السجاد، ویکشف المعانی الضمنیه والأسس الفکریه للنصّ. کما تستند هذه الدراسه إلى مصادر مکتبیه ونصوص تاریخیه وفقهیه وحدیثیه، من أجل تقدیم تحلیل متعدد الأبعاد للأسس الفکریه والاجتماعیه والسیاسیه التی شکّلت نهج الإمام. بناءً على نتائج البحث، فإن عوامل مثل تراجع القیم الإسلامیه، الضغوط الاجتماعیه، الظروف الصعبه للإمام السجاد(ع) والشیعه، الانتفاضات المختلفه، وضعف التنظیم الشیعی، دفعت الإمام السجاد إلى تبنّی استراتیجیه تدریجیه تضمن استمراریه الإسلام والهویه الشیعیه فی مواجهه الحکّام الجائرین؛ خاصهً وأن عدد الشیعه قد تغیّر بشکل کبیر مقارنهً بعصر الإمام الحسین(ع)، وأصبحت الظروف أکثر صعوبه علیهم. النتیجه الرئیسیه هی أن رؤیه الإمام فی التعامل مع الحاکم الجائر تحوّلت من الترکیز على المقاومه العسکریه إلى نهج قائم على سیاسه المداراه، الإصلاح التدریجی، وتعزیز الإسلام والتشیّع بشکل متواصل. هذا النهج، لا سیما فی نصّ رساله الحقوق وفی السیاق الاجتماعی لتلک الفتره، یُظهر الإمام السجاد کنموذج للصبر، الحکمه، والتدبیر، حیث سعى إلى استبدال الانتفاضات المسلحه بأدوات ناعمه وثقافیه. الاستنتاج النهائی یُظهر أن تغییر نهج الإمام السجاد لم یکن تجاهلًا لحقّ المقاومه، بل کان قرارًا واعیًا واستراتیجیًا للحفاظ على بقاء الشیعه واستمراریه الإسلام. یمکن لهذا النهج أن یکون نموذجًا لفهم وتحلیل تحرّکات الأئمه والقاده الدینیین فی مواجهه الحکّام الجائرین والمستبدّین. کما أن هذه الدراسه تتیح فرصه للتفکیر فی السیاسات الناعمه والتدریجیه فی مجال الدین والسلطه، خصوصًا فی الظروف الحرجه والمعقّده، ویمکن أن تلعب دورًا مهمًا فی تفسیر النهج الموجود فی سیره الإمام السجاد(ع).
۶۸۶.

بررسی نظریه «وجود به مثابه فعل» و رابطهآن با «ماهیت» در فلسفه توماس آکوئیناس(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۹۲
در این مقاله، دیدگاه توماس با روش توصیفی - تحلیلی، درباره وجود و رابطه آن با ماهیت که به صورت پراکنده در آثار پرشمارش آمده است، در سه ساحت ترکیب، تمایز و عروض بررسی می شود. در طول فلسفه قرون وسطی، مناقشات فراوانی درباره نحوه ارتباط وجود با ماهیت مطرح شده است. در فلسفه آکوئیناس، وجود [3] اهمیت ویژه ای دارد. نزد وی وجود فعلیت تمام فعلیت ها و کمال تمام کمالات است؛ ازاین رو وی اصطلاح فعل وجودی [4] را برای بیان جایگاه بنیادین وجود، در نظام فلسفی خویش به کار برده است. بر این اساس، آکوئیناس تحت تأثیر اسلافی چون ابن سینا معتقد است که همه مخلوقات کنار انواع ترکیب، از وجود و ماهیت نیز مرکب هستند و این ترکیب تنها امر ذهنی نیست، بلکه ترکیب از دو مؤلفه ای است که ذاتی ساختار مابعدالطبیعی موجود بالفعل است. آکوئیناس افزون بر ترکیب، برهان های پرشماری در اثبات تمایز مابعدالطبیعی وجود و ماهیت اقامه کرده است؛ اما در عین حال، عروض وجود بر ماهیت را رد کرده است. تمییز میان سه ساحت ترکیب، تمایز و عروض، و چگونگی پذیرش ترکیب، تمایز و رد عروض وجود بر ماهیت در فلسفه توماس آکوئیناس، مسئله این مقاله است.   
۶۸۷.

پیکر سیاسی در فلسفه اسلامی استعاره منزل و مدینه فاضله چونان بدن انسان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۷۱
استفاده استعاری از بدن انسان برای سخن گفتن از اجتماع انسانی ایده آل از قدیمی ترین استعاره هایی است که در فلسفه سیاسی کاربرد داشته و به اشکال مختلف به کار رفته است. «پیکر سیاسی» استعاره ای است که بر اساس آن، برای ارائه فهمی منسجم از عالم، میان بدن انسان و اجتماعات خرد/کلان انسانی مشابهت برقرار می شود. فیلسوفانِ مشائی مسلمان، به ویژه فارابی و نصیرالدین طوسی که در کانون فلسفه سیاسی نزد فیلسوفان مسلمان قرون میانه ایستاده اند، از این استعاره استفاده کرده اند. این مقاله علاوه بر ترسیم جغرافیای بحث از «پیکر سیاسی» از دنیای باستان تا قرون وسطی و نقش حکمای مسلمان در پروراندن آن، با استفاده از نظریه «استعاره مفهومی» لیکاف و جانسون، کاربرد این استعاره و شبکه مفاهیم حول آن را در متون حکمی فلسفه مشایی بررسی کرده است. همچنین، با عنایت به سیر تحول این مفهوم در فلسفه سیاسی غرب و تبدیل آن از «پیکر سیاسی» به «پیکره سیاسی» به توقف تحول این استعاره در اندیشه سیاسی نزد حکمای مسلمان اشاره کرده است. درنهایت با توجه به کارکردهای استدلالی استعاره ها در فهم و تجربه ما از جهان و توانایی که برای ایجاد تغییر در باورهای ما دارند، پیشنهاد کرده ایم که تأمل درباره استعاره «پیکر سیاسی» یکی از بهترین نامزدها برای کمک به ایجاد فهم جدید از مناسبات سیاسی و اجتماعی در ایران معاصر است.
۶۸۸.

بررسی تطبیقی آموزه های اخلاقی دمّاپادا با مثنوی معنوی مولانا جلال الدین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۵۱
انسان به طور ذاتی اخلاق محور است، اما مواجهه با چالش های اجتماعی و زیست محیطی، او را در معرض تردیدهای اخلاقی قرار می دهد و از این رو، نیاز به ابزارهایی برای بازاندیشی در اصول اخلاقی احساس می شود. در این مسیر، متون مقدس، به ویژه در قالب زبان شعری، ابزارهایی تأثیرگذار برای هدایت انسان به سوی فضایل اخلاقی هستند. این پژوهش، با رویکردی تحلیلی-تطبیقی، به بررسی آموزه های اخلاقی دو اثر برجسته از سنت های مختلف دینی می پردازد: دماپادا از سنت بودایی و مثنوی معنوی از سنت اسلامی. دماپادا، که در "سه زنبیل" بودایی قرار دارد، در قالب اشعار عرفانی و اخلاقی، به اصولی همچون صداقت، پرهیز از رذایل اخلاقی و تهذیب نفس پرداخته است. زبان شعری این اثر با استفاده از نظم و موسیقی درونی کلمات، نه تنها مفاهیم عمیق اخلاقی را به صورت قابل فهم و ملموس به مخاطب منتقل می کند، بلکه انسان را به بازگشت به فضایل اخلاقی و دوری از رذایل فرا می خواند. این ساختار شعری، در کنار آموزه های معنوی آن، به ابزاری برای انتقال مفاهیم جهانی اخلاقی تبدیل می شود. در مقابل، مثنوی معنوی مولانا جلال الدین رومی با بهره گیری از زبان شعری، استعاره ها و تمثیل ها، اصول اخلاقی مشابهی را بیان می کند. مولانا، همانند بودا، بر فضایل اخلاقی همچون صداقت، خودشناسی، تهذیب نفس، و رهایی از تعلقات دنیوی تأکید می کند. این اثر، با ساختار شعری خود، در حقیقت "قرآن فارسی" است که نه تنها به تهذیب نفس و معنویت می پردازد، بلکه به عنوان راهنمایی برای رسیدن به حقیقت و عشق الهی عمل می کند. این مطالعه استدلال می کند که زبان شعری در هر دو اثر، دماپادا و مثنوی معنوی، نه تنها ابزاری برای انتقال آموزه های اخلاقی و معنوی است، بلکه به عنوان یک نیروی فعال در تحول روحی و اخلاقی انسان ها در نظر گرفته می شود. در شرایطی که انسان ها در دنیای مدرن به چالش های اخلاقی مختلفی دچار هستند، این دو اثر به طور شگرفی پیوندی عمیق و جهانی میان فرهنگ ها و دین ها برقرار می کنند.و به انسان های امروز یادآوری می کنند که اصول اخلاقی بنیادین، همچنان جهانی و فراتر از مرزهای دینی و فرهنگی هستند. به ویژه، زبان شعری این دو اثر به عنوان ابزاری کارآمد و قدرتمند برای تحریک ذهن و قلب انسان ها به بازگشت به فضایل اخلاقی و معنویت، می تواند در تحقق یک تحول اخلاقی جهانی نقشی حیاتی ایفا کند.
۶۸۹.

عدالت زیست محیطی و چگونگی دسترسی به آن در مقارنه ی اسناد بین المللی و حقوق ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۷۶
عدالت زیست محیطی به معنای توزیع عادلانه فواید و مضرات ناشی از محیط زیست است که تمامی گروه های اجتماعی، مخصوصاً گروه های کم درآمد و جوامع اقلیت، از شرایط مناسب زندگی محیطی بهره مند شوند. این مفهوم بر این اصل تاکید دارد که هیچ فرد یا گروهی نباید بار نامناسب بودن شرایط زیست محیطی را بدون دریافت سهم مناسب از امکانات و منابع تحمل کند. پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی – تحلیلی و با هدف تبیین حق دسترسی به عدالت زیست محیطی در پرتو اسناد بین المللی پرداخته است. نتایج به دست آمده بیانگر آن است که در نظام حقوقی ایران و اسناد بین المللی اصل بر آن است که حفاظت از محیط زیست یک حق فطری است که هرچند دیر مورد شناسایی قرار گرفته است. بنابراین حقوق بین الملل محیط زیست نمی تواند بی عدالتی های زیست محیطی را زیر پوشش قرار دهد. همچنین صلاحیت رسیدگی دعاوی مطرح شده توسط سازمان های مردمی، سندیکاهای کارگری، اتحادیه های منطقه ای نژادی در مورد بی عدالتی زیست محیطی، باید به اساسنامه های دیوان بین الملل دادگستری و دیوان بین المللی کیفری افزوده شود.
۶۹۰.

قراءه دولوزیه فی الصیروره والترحال الجذموری؛ دراسه فی روایه "الرکض وراء الذئاب" لعلی بدر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۲
یرکّز هذا البحث علی مفهوم الترحال والصیروره الجذموریّه من منظور الفیلسوف الفرنسی ما بعد الحداثی "جیل دولوز" الذی تتجه فلسفته نحو رفض الثوابت والدعوه إلی الاختلاف والتعدّدیه. یعتبر الترحال الجذموری عند جیل دولوز رفضاً للبنی التحتیه وأنظمه التمثیل، بینما تشیر الصیروره إلی التحوّل المستمر بعیداً عن الجمود والسکون، بهدف تفکیک الثوابت وإعاده تشکیل الذات بشکل مستمر ولانهائی. وقد تتناول المقاله من خلال المنهج الوصفی- التحلیلی، توظیف الصیروره والترحال فی النص الروائی لروایه "الرکض وراء الذئاب" لعلی بدر لتصویر التغییر والتحوّل عند الشخصیّات الروائیّه، نظراً إلی أنّ الهدف الأساس لهذا البحث هو استکشاف أشکال الصیروره والترحال فی النص الروائی، لبیان أثرها علی الشخصیّات بوصفها صیرورات مفتوحه وغیر مکتمله. وقد وجدنا، أنّ البطل الروائی لا ینظر إلی الهویه کمفهوم ثابت ومهیمن بل کسلسله من التحوّلات المستمره، حیث نری البطل الروائی فی حاله مستمره من التنقّل والترحال لا بالمعنی الجغرافی، بل بالمعنی الجذموری الذی یتکوّن علی أساس الوعی والتمرّد علی القوالب الجامده التی تؤطّره، فالبطل الروائی، یبحث عبر الترحال والصیروره عن خطوط للهرب الجذموری لفتح إمکانیات جدیده ومسارات مختلفه للحیاه. کما تؤکّد الدراسه علی أنّ الهویه عند البطل الروائی لیست نقطه ثابته بل یعید البطل تشکیل هویته من جدید عبر مراحل متعدّده من التمرّد علی الأنظمه السلطویّه الاجتماعیه؛ إذ تتحوّل شخصیته من حاله الضعف والتشتّت إلی شخصیه مثمره وقویّه تسهم فی تغییر الحیاه وتجدّدها واکتشاف تجارب جدیده للهویه والذات.
۶۹۱.

بررسی انتقادات استاد فیاضی به براهین ابن سینا در استحاله ی تناسخ مُلکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۱۵۷
در طول تاریخ فلسفهْ تناسخ ارواح یکی ازنظرِیاتی است که جهت تبیین پاداش یا عقاب افعال و میل به جاودانگی انسان ها مطرح شده است. براساس این نظریهْ پس از مرگْ روح انسان به بدن حیوان یا انسان دیگری تعلق می گیرد که این تعلق به جهتِ سازگاری و تناسب میان روح و بدن در اخلاق و ملکات کسب شده است. ابن سینا یکی از فیلسوفانی است که به بررسی و نقد نظریه ی تناسخ ارواح می پردازد. ایشان ادعای تعلق نفس انسانی به بدن حیوان یا انسانی دیگر را با اقامه ی دو برهان ابطال می نماید. از دیدگاه ابن سینا در فرض تناسخ لازم می آید دو نفس ناطقه به یک بدن تعلق یابد. همچنین در این فرض به دلیلِ نبود بدن جسمانی، لازم می آید نفس از انجام افعال بازماند، که هر دو لازمه محال اند. استاد فیاضی نسبت به این براهین انتقاداتی وارد نموده که به نظر نگارندگان با بررسی و دقت در مبانی فلسفی شیخ الرئیس می توان همچنان از دیدگاه ایشان دفاع نمود و به اشکالات استاد فیاضی پاسخ داد. استاد فیاضی نسبت به این براهین انتقاداتی را وارد نموده که به نظر نگارندگان با بررسی و دقت در مبانی فلسفی شیخ الرئیس می توان هم چنان از دیدگاه ایشان دفاع نمود و به اشکالات استاد فیاضی پاسخ داد. کلیدواژگان: ابن سینا، تناسخ، نفس ناطقه، بدن، فیاضی. کلیدواژگان: ابن سینا، تناسخ، نفس ناطقه، بدن، فیاضی. کلیدواژگان: ابن سینا، تناسخ، نفس ناطقه، بدن، فیاضی.کلیدواژگان: ابن سینا، تناسخ، نفس ناطقه، بدن، فیاضی.
۶۹۲.

قرآن و متن شناسی؛ رویکردهای اعجاز متن(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۳۴
تردیدی نیست که تمام پژوهش های متن شناختی در فرهنگ اسلامی در پرتو متن قرآن به وجود آمده است. تلاش بلاغت دانان، ادیبان، ناقدان و شعرشناسان در راستای فهم و درک از قرآن و پژوهش های اعجاز توسط بلاغت دانان و متکلمان نیز جملگی در حوزه متن قرآن شکل گرفته است. قرآن کریم، به مثابه یک متن و به طور خاص متن ادبی، ظرفیت بالایی در شکل گیری پژوهش های متن محور در جهان اسلام داشته است. این امر همواره برای پژوهشگران مسئله آفرین بوده است؛ بدین معنا که هریک از پژوهشگران به ویژه متن شناسان و کسانی که به حوزه تحلیل متن علاقه مند بوده و هستند، به قرآن به عنوان متن توجهی ویژه نشان داده اند. پیش فرض این رویکرد به متن قرآن بر این اصل استوار است که قرآن ویژگی های یک متن را دارد، بنابراین باید تکلیف این موضوع، یعنی متن بودن قرآن روشن شود. رهیافت مقاله به اعجاز، رویکرد متن شناسانه است؛ بدین معنا که متن قرآن یک متن ویژه با سازوکارهای خاص خود است که درک بی بدیل بودن آن در سنت زبان شناختی عرب تنها از راه مطالعه متن شناختی ممکن است.
۶۹۳.

دراسة كيفية تمثيل الحروف الغائبة في الإملاء العربي(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۷۳
شهدت العربیه فی الوقت الحاضر تحدیات کثیره جدیده فرضت على أبنائها التعامل مع دول وشعوب شتى وعلى کافه الأصعده، فکان على لغتهم العربیه أن تستجیب لکافّه تلک المستجدات، وقد استجابت لها. لکن بقیت بعض الثغرات التی کان من المفروض ألا تکون لو أنّ أبناء العربیه استوعبوا کافه طاقات لغتهم واستخدموها فی أماکنها الصحیحه. وأول تلک الطاقات المهمله فی اللغه هی الاستفاده من اللهجات العامیه کرافد یرفد الفصحى ویغذّیها، خاصه بالنسبه للأعلام الأعجمیه، حیث أدّت مسأله عدم وجود مقابل لخمسه من الأصوات الأعجمیه فی الأبجدیه العربیه، هی: الباء المثلّثه (پ)، الفاء المثلّثه (ڤ)، الزای المثلّثه (ژ)، الجیم المثلّثه (چ)، والکاف الفارسیه (گ) إلى إیجاد بلبله وتخبط فی کتابه تلک الأصوات. ثلاثه من تلک الأصوات الخمسه موجوده فی اللهجات العربیه قدیماً وحدیثاً، أی أنها لیست غریبه على الأذن العربیه إلا أنها لم تُکتب لاختصاصها ببعض اللهجات وقله التحدیات التی واجهت العربیه آنذاک. هدف الدراسه هو إیجاد نظام واحد فی طریقه کتابه تلک الحروف الخمسه عن طریق إضافه رموز إلى الأبجدیه العربیه لثلاثه منها، هی: الزای المثلّثه (ژ)، الجیم المثلّثه (چ)، والکاف الفارسیه (گ) واستبدال الآخرَین بأقرب معادل لهما، أی الباء والفاء. اعتمدت الدراسه المنهج الوصفی التحلیلی، حیث ناقشت طریقه العربیه فی التعامل مع الکلمات الأعجمیه، وشواهد من الکتابات المعاصره على طریقه کتابه الحروف الغائبه، وإثبات تواجد ثلاثه من الحروف الغائبه فی اللهجات العربیه القدیمه. وتوصلت إلى أنّ الحلّ یکمن فی استعاره ثلاثه رسوم من الفارسیه التی تشارک العربیه فی الإملاء والأبجدیه وإضافتها إلى الأبجدیه العربیه. ولیست تلک إضافه بقدر ما هی ترمیم وتکمیل للأبجدیه العربیه، فالأصل هو عربیه تلک الأصوات.
۶۹۴.

ارزیابی تطبیقی مؤلفه های معنایی پدیده فقر در قرآن کریم باتکیه بر روابط مفهومی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۵۹
مشتقات واژگان فقر وتنگدستی از واژگان پرکاربرد در معارف اسلامی است. پژوهش پیش رو با رویکرد تحلیلی تطبیقی و با هدف تبین ظرائف معنایی واژگان قرآنی حوزه معنایی فقر و تنگدستی، ابتدا معنای لغوی «فقر» بررسی شده و پس از آن به بررسی سایر واژه های همسو با آن پرداخته است. در این مرحله با محورقراردادن فقر در نقطه کانونی این حوزه، برخی کلماتی که بیشترین مولفه های مشترک با این واژگان را در قرآن کریم دارد، معرفی و بایکدیگر بررسی تطبیقی شده اند. واژه هایی همچون: «مَسْغَبَه»، «مَتْرَبَه»، «إِمْلَاق»، «بَأْسَاء»، «حاجه»، «عُسْر»، «عَیْلَه»، «مَسْکَنَه». از مقایسه این واژگان با واژه «فقر» معلوم می شود که هر یک از این واژگان نمایانگر حالتی خاص، شدت و مرتبه ای از فقر و نیاز است که نمی توان جای دیگری به کار رود.  
۶۹۵.

Analysis of the Concept of Verse 106 of Surah al-Baqarah with an Emphasis on the Method of Dating(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۹
Verse 106 of Surah al-Baqarah , known as the "Verse of Abrogation ( Naskh ),"  is one of the most important pieces of evidence cited by those who believe in abrogation ( Naskh ) within the Quran. They argue that this verse explicitly refers to the abrogation of Quranic verses. Aside from the internal textual analysis of the verse, dating this verse and the abrogating verses can aid in a correct understanding of it. The present study, using a descriptive-analytical method, aims to examine the date of revelation of Verse 106 of al-Baqarah and the abrogating verses, and in doing so, analyzes the historical relationship between this verse and the abrogating verses in terms of dating. The research findings indicate that the abrogating verses were revealed after Verse 106 of Surah al-Baqarah . Therefore, the meaning of abrogating Quranic verses based on this verse is rendered meaningless, as no abrogation had occurred before this verse for God to then refer to the philosophy of abrogating Quranic verses. The correct meaning of this verse, considering its dating and the context of its revelation is the abrogation of previous divine laws by the Holy Quran.
۶۹۶.

از «فرقه» تا «معنویت»: بررسی سه تغییر پارادایمی در مطالعه دین داری خارج از «دیانت»(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۴۲
در یک قرن گذشته، دین داری غیررسمی و خارج از نهاد دیانت دچار تحولی شتابان، پیچیده و چندلایه شده است. در واکنش به این پدیده، علوم اجتماعی و دین پژوهی طی دوره های گوناگون، از اصطلاحات متعددی برای طبقه بندی و تحلیل آن استفاده کرده اند، از «فرقه» و «نحله» تا «جنبش های نوپدید دینی»، «عصر جدید/ نیوایج» و «معنویت گرایی جدید». این تنوع اصطلاحات نه تنها بازتابی از دگرگونی های درون پدیده است، بلکه حاصل چرخش های نظری، تغییرات معرفتی و تحولات مفهومی در سنت های پژوهشی است. مطالعه حاضر، با بهره گیری از روش تاریخ مفاهیم (راینهارت کوزلک) و برپایه چهارچوب نظری نوری تیناز، در پی بازسازی سیر تحول مفاهیم و اصطلاحات به کاررفته در نام گذاری و مطالعه این پدیده از 1930 تا 2010 میلادی است. براساس یافته های این مطالعه، تحول اصطلاحات در این حوزه را می توان در قالب سه دوره اصلی و سه حلقه انتقالی صورت بندی کرد که هریک نشان دهنده چرخش در رویکردهای تحلیلی، رشته های مداخله گر و زمینه های اجتماعی است. این تقسیم بندی هم امکان شناخت دقیق تر پدیده را فراهم می آورد و هم نسبت آن با دانش تولیدشده در پیرامون را روشن می کند. درنهایت، پژوهش حاضر با تمرکز بر مناسبات بین زبان، گفتمان نظری و تحولات اجتماعی چهارچوبی میان رشته ای برای فهم تاریخیِ تحولات دین داری خارج از دیانت رسمی ارائه می کند.
۶۹۷.

بازخوانی مفهوم انسان کامل بر اساس واکاوی وجوه عدالت در مراتب وجودی او در حکمت صدرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۲۸
انسان برای نیل به کمال نیازمند شناخت انسان کامل و الگوی کمال یافته نوع خود است. در مکاتب عرفانی و فلسفی که دغدغه شناخت انسان را دارند، ویژگی های گوناگونی برای انسان کامل بیان شده است تا از رهگذر این اوصاف، حقیقت او آشکار شود. در این نوشتار برآنیم تا با بررسی منابع کتابخانه ای و روش تفسیر متن و استدلال و تحلیل فلسفی، دیدگاه حکمت متعالیه را-که خود را عرفان مدلل می داند- در این خصوص مورد کاوش قرار دهیم. در این کاوش، از مفهوم «عدالت» بهره می گیریم چرا که عدالت، مفهومی عام، شناخته شده و جامع است و در اندیشه صدرایی، به مثابه حقیقتی مشکک، مراتب و اقسام گوناگونی دارد. به این منظور، در این پژوهش وجوهی از عدالت همچون عدالت طبیعی، عدالت اخلاقی و فقهی، عدالت ظهوری و عدالت شهودی در حکمت صدرایی احصاء شده است که می تواند تصویر نوی از عدالت در انسان کامل را به تصویر کشد و از این طریق، در بازخوانی حقیقت انسان کامل و شناخت دقیق تر آن راهگشا باشد.
۶۹۸.

تحلیل وجوه زبان قرآن در کارکردهای گزاره های تمثیلی اجتماعی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۳۸
شماری از آیات قرآن، مشتمل بر گزاره های تمثیلی است و به منظور تفسیر درست، متقن و جامعی از متن قرآن، ضروری می نماید مفسران، در راستای دستیابی به مقاصد آیات، از شناخت وجوه زبان این گزاره ها و کارکردهای آنها برخوردار شوند و مکتب خویش را نسبت به نظرات «زبان شناسی» مشخص کنند. این نوشتار با روش توصیفی- تحلیلی بر اساس داده ها و اطلاعات کتابخانه ای به ویژه بهره جستن از کتب ادبی، بلاغی، تفاسیر متقدمین و متأخرین نگاشته شده است و در صدد دستیابی به پاسخ این سؤال است که زبان قرآن در کارکردهای گزاره های تمثیلی- اجتماعی از چه وجوهی برخوردار است؟ یافته های حاصل از آن عبارت اند از: چندوجهی، ذوجهات و ذواضلاع بودن زبان قرآن در بیان گزاره های تمثیلی و تک وجهی نبودن آن؛ به گونه ای که حقایق قرآن در قالبی ادبی و هنری به زبان تمثیلی و به صورت معرفت بخش و واقع گرا بیان شده است و از طریق کاربست این گزاره های تمثیلی، در عین تفهیم معنای سطحی و ظاهری گزاره ها، هم زمان معنای عمیق، باطنی و واقعی ورای ظواهر کلام نیز القا می شود و تخیل، توهم و کذب در آن راه ندارد و معنادار است. زبان مقدس آن، زبان اصلاحگر رفتارهای اجتماعی در اموری از قبیل عهدشکنی و انفاق نادرست است؛ افزون بر این، چند نوع دیگر از کاربست آن را در امور ذیل می توان برشمرد: زبان وحدت اجتماعی، زبان تعهدبرانگیزی در ثبات امنیت اجتماعی و زبان واقع گویی.
۶۹۹.

دراسة المفارقة الزمنية في رواية "ستائر العتمة" على ضوء نظرية الترتيب الزمني لجيرار جنيت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۶۱
تتبنى الروایات عادهً بنیه زمنیه خطیه، غیر أنها کثیراً ما تشهد تغیّرات زمنیه تُعرف اصطلاحاً ب «المفارقات الزمنیه» وفق التصنیف الذی وضعه المنظّر البنیوی الفرنسی، جیرار جنیت. تشکّل روایه «ستائر العتمه» للکاتب ولید الهودلی نموذجاً بارزاً لهذه الظاهره، حیث تعرض الروایه تسعین یومًا من حیاه البطل «عامر» فی سجون الاحتلال الصهیونی مع ترکیز خاص على الدور المحوری للزمن فی تعمیق تصدیق القارئ للشخصیه الرئیسه وسماتها النفسیه. تتمیز هذه الروایه بتعاملها الإبداعی مع الثالوث الزمنی (الماضی، الحاضر، المستقبل) عبر تحوّلات زمنیه متکرره، مما یجعلها ماده خصبه للتطبیق النظری لمقولات جنیت فی السرد الزمنی. إذن تهدف هذه الدراسه معتمده على المنهج الوصفی-التحلیلی إلى دراسه المفارقات الزمنیه فی هذه الروایه انطلاقاً من التصنیف الثلاثی الذی وضعه جنیت (النظام، المده، التکرار). تؤکد نتائج الدراسه أن روایه «ستائر العتمه» تمثل نموذجاً إبداعیاً لتوظیف المفارقات الزمنیه وفق نظریه جینت. حیث انتهج ولید الهودلی استراتیجیه واضحه فی کسر التسلسل الزمنی التقلیدی من خلال الاستخدام المکثف لتقنیتی الاسترجاع (الفلاش باک) والاستباق (الفلاش فوروارد). وقد أسهم هذا التوظیف فی تحقیق أبعاد دلالیه ونفسیه عمیقه، لم تقتصر على تعمیق فهم الشخصیات، بل نقلت تجربه القارئ من مستوى التلقی السطحی إلى مستوى التأمل الفلسفی فی مفهوم الزمن وتأثیره على التجربه الإنسانیه.
۷۰۰.

تحلیل تطبیقی رشد و مسئولیت اخلاقی از منظر مکاتب روان شناسی رشد، وظیفه گرایی اخلاقی و اخلاق فطری اسلامی: طراحی مدل کاربردی تربیت اخلاقی نوجوانان(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۴
پژوهش حاضر با رویکرد تحلیلی–تطبیقی، به بررسی نسبت میان رشد اخلاقی و مسئولیت اخلاقی در سه سنت نظری برجسته پرداخته است: روان شناسی رشد (با تمرکز بر نظریات پیاژه و کولبرگ)، وظیفه گرایی اخلاقی (بر پایه فلسفه عملی کانت)، و اخلاق فطری اسلامی (با استناد به آرای علامه طباطبایی و آیت الله جوادی آملی). هدف اصلی پژوهش، طراحی الگویی کاربردی برای تربیت اخلاقی نوجوانان با تلفیق مبانی نظری این مکاتب است. یافته ها نشان می دهد که هر مکتب تقدم مفهومی متفاوتی را مبنا قرار داده است: روان شناسی رشد، مسئولیت اخلاقی را نتیجه رشد شناختی–اجتماعی می داند؛ کانت، مسئولیت را پیش شرط رشد اخلاقی معرفی می کند؛ و اسلام، مسئولیت را برخاسته از فطرت الهی و هدایت وحیانی می بیند. نوآوری پژوهش در سنتز این دیدگاه ها و ارائه مدلی سه سطحی است که شامل رشد شناختی–اجتماعی، خودآیینی عقلانی، و هدایت فطرت معنوی می شود. این مدل با تلفیق روش های بیرونی و درونی سازی اخلاق، زیرساختی نظری و عملی برای پرورش نسلی مسئول، اخلاق مدار و بصیر فراهم می سازد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان