فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۲۱ تا ۱٬۲۴۰ مورد از کل ۸۱٬۳۹۳ مورد.
منبع:
حکمت سینوی سال ۲۹ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۳
53 - 75
حوزههای تخصصی:
یکی از مباحثی که در ضمن بحث از قوای ادراکی و در ذیل بحث از قوای پنجگانه حواسّ بیرونی مطرح می شود، مسئله ای با عنوان «محسوسات مشترک» است. محسوس مشترک نوعی از محسوس است که با همه یا برخی از قوای حسّ بیرونی درک می شود و به هیچ کدام از حواس اختصاص ندارد. ارسطو در رساله نفس ضمن بحث از محسوسات خاصّ هر حس، به محسوسات مشترک میان آن ها نیز پرداخته است. می توان این مباحث را ذیل چند عنوان دسته بندی کرد: چیستی محسوس مشترک، بالذات یا بالعرض بودن محسوس مشترک، واسطه مند بودن محسوس مشترک، مصادیق محسوس مشترک و بی نیازی از قوه حسی مستقل در ادراک محسوس مشترک. ابن سینا نیز در نفس شفا ضمن طرح مسئله محسوسات مشترک، هم در غالب مباحث ارسطو دراین باره تصرفاتی کرده و هم به چند مبحثی که ارسطو مطرح نکرده بوده، توجه کرده است: وی در بیان چیستی محسوس مشترک تعریف ارسطو را اصلاح کرده، در بالذات یا بالعرض بودن آن، نشانه های مدرَک بالذات را تدقیق کرده و درباره واسطه مند بودن محسوس مشترک نشان داده است که چگونه می توان از آن برای اثبات بالذات بودن محسوس مشترک استفاده کرد. همچنین دایره مصادیق محسوس مشترک را توسعه داده است. به علاوه درباره بی نیازی از حسّ دیگری برای ادراک محسوسات مشترک نیز راجع به محال بودن وجود چنین حسی استدلال خاصی ارائه کرده است.
کلیدواژه: محسوس، محسوس مشترک، ادراک بالذات، ادراک بالعرض، ابن سینا، ارسطو
شناسایی و تبیین شاخص ها و مولفه های حکمرانی اسلامی ( رهبری در نظام مردم سالاری دینی) مبتنی بر اندیشه ها و گفتمان رهبری انقلاب اسلامی
منبع:
پژوهش های نوین در حکمرانی اسلامی دوره اول بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
70 - 108
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، شناسایی و تعیین شاخص ها و مؤلفه های حکمرانی ایرانی اسلامی (مردم سالاری دینی) براساس اندیشه ها و گفتمان امام خمینی) و امام خامنه ای(مدظله العالی) است که با بهره گیری از پژوهش کیفی و رویکرد تحلیل محتوا، و تحلیل مضمون بیانات و سخنرانی های ایشان که در صحیفه نور و سایت امام خامنه ای > موجود است، صورت گرفت. روند کدگذاری با استفاده از کدگذاریِ مجدد بررسی شد و پایایی بین کدگذاران 79 به دست آمد که پایایی مطلوبی است. برای بررسی روایی نیز از روش درگیری طولانی مدت و جست وجوگری بیشتر در سایر منابع موجود استفاده شد. بررسی و تحلیل داده ها حاکی از آن بود که شاخص های اصلی و مؤلفه های مردم سالاری دینی از دیدگاه امام خمینی) شامل عدالت در اقسام مختلف آن (اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، قضایی)، مشارکت سیاسی برابر، حق انتخاب، حق نظارت، انتقاد، آزادی احزاب، امنیت سیاسی، دموکراسی اسلامی، حمایت از محرومان و مستضعفان، از بین بردن شکاف طبقاتی، نظارت و اظهارنظر، کارایی و اثربخشی نهادهای دولتی، ارتباط عاطفی بین مردم و دولت، حاکمیت بر قلوب مردم بدون تزلزل، فرهنگ مبارزه با فساد، قانون مداری الهی، آزادی منطقی و الهی، التزام به ولایت است. شاخص ها و مؤلفه های مردم سالاری دینی از دیدگاه مقام معظم رهبری(مدظله العالی) شامل شاخص اعتقادی و اخلاقی مدیران و مسئولان، ولایت مداری، حاکمیت اسلام، نقش مردم در حکومت، سعادت مادی و معنوی، خوداتکایی، بهره وری ساختارها و نهادهای حکومتی، پیشگامی و استفاده از ظرفیت ها و اجرای حدود الهی و استقرار عدالت در جامعه است.
بررسی مبانی اخلاقی و بسامدهای اجتماعی، فقهی تحقق غرر در عقد بیمه در حقوق ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۱)
127 - 171
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی مبانی اخلاقی و بسامدهای اجتماعی، فقهی تحقق غرردر عقد بیمه در حقوق ایران می باشد. به منظور بررسی این هدف از روش توصیفی– تحلیلی با تکنیک فیش برداری بهره گرفته شده است، . بیمه ازجمله عقود نامعین و مستحدثه در نظام حقوقی کنونی است. موافقین و مخالفان بیمه هرکدام با استناد به دلایلی به توجیه و اثبات نظریه خود پرداخته اند. از عمده دلایل مخالفان عقد بیمه، غرری بودن عقد بیمه می باشد. همچنین، گروه مخالفان عقد بیمه را از مصادیق «ضمان ما لم یجب» و قمار دانسته و عقد بیمه را عقدی معلق و باطل می دانند، در این مقاله با بررسی و نقد دلایل موافقان و مخالفان عقد بیمه، به مبانی مشروعیت این عقد پرداخته و به پاره ای از شبهات در این خصوص پاسخ داده است. در مبانی اخلاقی و فقهی بر اساس روایات واردشده از پیشوایان دین، عقد غرری نهی می باشد و نهی از غرر در معاملات موجب بطلان آن می شود. با اینکه بیمه یک عقد مشروع، مستقل و لازم الوفاء است و امکان تحقق غرر در آن وجود دارد؛ غرر وارده در عقود مغابنه ای، از نوع غرر عرضی و مفارق می باشد که نهی از غرر مدنظر شارع، ناظر به عقود مغابنه بوده و تسری حکم غرر به عقود مخاطره مانند عقد بیمه، فاقد دلیل می باشد. به هرحال ضمن رد دلایل مخالفان، می توان گفت که غرر موجود در عقد بیمه، از نوع غرر ذاتی بوده و موجب بطلان عقد بیمه نمی گردد و نمی تواند به صحت آن خدشه ای وارد کند.
مؤلفه های هوش مصنوعی در آیینه آموزه های قرآن با رویکردی بر چالش ها و فرصت ها
حوزههای تخصصی:
در عصر حاضر پدیده هوش مصنوعی با وجود آنکه امری نوپا و جدید بوده، به تدریج در بیشتر حوزه های زندگی انسان ها وارد گردیده و طبیعتاً سبک زندگی آنها را دیر یا زود تحت تأثیر ساختاری فراوانی قرار خواهد داد. هدف پژوهش بیان ارتباط هوش مصنوعی و فرهنگ قرآنی با نگرش بر چالش ها و فرصت هایی است که در مسأله پژوهش بدان پرداخته شده است. یافته های این تحقیق که به روش توصیفی و تحلیلی و با رویکرد بنیادی و مراجعه به منابع و سایت های علمی انجام شده، بیانگر آنست که درحوزه چالش ها و با توجه به آموزه های قرآنی، مواردی چون؛ استعمارگری مجازی، نفوذ در فرهنگ، تضعیف اندیشه و تفکر، جایگزینی ماهواره توسط شبکه های اجتماعی و اینترنت، نظارت و حریم شخصی، چالش در اخلاق، تضعیف مهارت در اندیشیدن و استقلال فکری، چالش انسانی، اعتیاد به فضای مجازی، قابل اشاره اند. همچنین در بخش فرصت ها و با تکیه بر تعالیم قرآنی اموری از جمله؛ افق گسترده فرصت ها، آموزش هدفمند، قابلیت حکمرانی و تمدّن سازی، پشتیبانی از شناسایی و پرورش استعدادها، بایسته حکمرانی انقلابی، تحکیم فهم و پژوهش دینی، روند دانایی مبتنی بر هوش تحقیقاتی، حفاظت و انتقال ادبیات و زبان، راه حل مسائل، گسترش محتوای دیجیتال بومی، حکمرانی جهانی، تولید شبکه های اجتماعی مثبت و... قابل بیان اند.
بازخوانی داستان حضرت موسی و خضر در قرآن در چارچوب یادگیری مبتنی بر تجربه کولب و ارائه الگوی کاربردی برای روش های نوین تدریس
حوزههای تخصصی:
یادگیری مبتنی بر تجربه، به ویژه در قالب چرخه نظریه دیوید کولب، یکی از رهیافت های کلیدی در آموزش نوین به شمار می رود که تأکید آن بر تعامل فعال یادگیرنده با تجربه، بازتاب، مفهوم سازی انتزاعی و آزمون گری است. این پژوهش با هدف بازخوانی داستان حضرت موسی(ع) و خضر(ع) در سوره کهف، در چارچوب نظریه کولب و استخراج مؤلفه های تربیتی نهفته در آن، انجام شده است. روش تحقیق، توصیفی–تحلیلی با رویکرد تطبیقی است و بر پایه تحلیل محتوای تفسیری (با بهره گیری از منابعی چون المیزان، تسنیم، و آشنایی با قرآن) و اسناد نظری آموزش تجربی تدوین شده است. یافته ها نشان می دهد که سفر معرفتی حضرت موسی نزد خضر، به خوبی چهار مرحله چرخه کولب را به صورت تجربه عینی (همراهی در عمل)، تأمل و بازنگری (پرسش گری موسوی)، مفهوم سازی (آگاهی از منطق اقدامات خضر) و آزمون گری فعال (درخواست ادامه همراهی با هدف فهم عمیق تر) بازنماییمیکند. همچنین الگوی استخراج شده از این داستان، ظرفیت به کارگیری در طراحی روش های تدریس فعال و معناگرا را، به ویژه در بسترهایی چون آموزش علوم انسانی، تربیت دینی و رشد مهارت های تفکر انتقادی، دارد. این بازخوانی نشان می دهد که متون دینی نه تنها واجد غنای معنایی، بلکه برخوردار از قابلیت نظری در عرصه طراحی آموزشی نیز هستند.
ابلیس در نسخه خطی خلاصةالحقایق نجیب الدین رضا تبریزی اصفهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۸۵
197 - 218
حوزههای تخصصی:
ابلیس و نقش و جایگاه او در هستی و سجده نکردن بر آدم از دغدغه های مهم در ادیان و مذاهب و به تبع آن ها صوفیه است. عارفان بزرگ از دیرباز نگاه دوگانه و متناقضی به ابلیس داشته و درباره او سخن گفته اند. در این میان بعضی مانند حلاج، عین القضات و احمد غزالی به دفاع از وی پرداخته، نقش او را در سجده نکردن، تقدیر الهی و خواست خدا دانسته اند . هدف نویسندگان در این مقاله بررسی سیمای ابلیس و تحلیل دیدگاه نجیب الدین رضا است. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی به شیوه گردآوری اطلاعات کتابخانه ای در نسخه خطی «خلاصه الحقایق» انجام گرفته است. نجیب-الدین رضا تبریزی اصفهانی قطب سی ام فرقه ذهبیه در نسخه خطی این مثنوی که آخرین اثر اوست و در سال 1100 (ه.ق) تألیف کرده است، آفرینش ابلیس را از عزازیل کبیر می داند. شیخ چهره ابلیس را در قالب نمادین "غلام جلال" ترسیم کرده که با لشکریان خود، شرّ و جهل و ظلم، در مقابل آدم (غلام جمال) و لشکریانش، خیر و دانش و داد، صف آرایی کرده اند. نجیب الدین گرچه مانند عارفان بزرگ مدافع ابلیس، آشکارا به میدان دفاع از او قدم نمی گذارد، با تمثیل و لطافت های ادبی خاص این گونه روایت ها بیشتر به جنبه عبرت و پندآموزی انسان ها از حکایت ابلیس می پردازد. وی صفات جلال را ثمره صفت قهاری و استغنا و استکبار جاه و جلال حضرت الوهیّت می داند که سایه آن بر نفس ابلیس افتاده و سرکشی و بزرگ بینی در وجود او نمودارشده است. کلیدواژه ها: نسخه خطی، نجیب الدین رضا، عرفان، ابلیس، عزازیل، شیطان.
واکاوی تاثیر اساتید بر شخصیت کلامی-فلسفی آیت الله جوادی آملی(با تاکید بر کلام سیاسی)(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
حکمت اسراء بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۸
149 - 182
حوزههای تخصصی:
آیت الله عبدالله جوادی آملی دارای جامعیت نسبی در دین شناسی و نیز در پردازش مسایل کلام سیاسی است. وی دارای آثار متنوع و متکثر در اضلاع مختلف علم دینی از جمله حیطه های کلامی- سیاسی است که وی را شخصیتی شاخص ساخته است. مقاله بر پایه چارچوب روشی هرمنوتیک قصدگرای اسکینر با دخل و تصرفاتی به واکاوی تاثیرات اساتید بر شخصیت علمی آیت الله جوادی آملی(با تاکید برکلام سیاسی) به عنوان مقو له ای ذهنی-عینی می پردازد. بر این پایه سوال اصلی آن است که تاثیر اساتید و آموزگاران بر شخصیت علمی آیت الله جوادی آملی(با تاکید بر کلام سیاسی) چیست؟ فرضیه بر این مبنا استوار است که اساتید و آموزگاران در آمل، تهران و قم تاثیر اساسی در شکل گیری شخصیت علمی آیت الله جوادی آملی به ویژه در کلام سیاسی داشته و در تکوین اندیشه های وی سهم مهمی ایفا نموده است. سیرت شخصی اساتیدش بر سیرت شخصی او بازتابی جدی داشته است. در میان اساتید آیت الله جوادی آملی، علامه طباطبایی و محمدتقی آملی آن گونه که در کلام وی هویداست بیشترین تاثیر علمی و شخصیتی همه جانبه و جامع بر وی داشته اند. الهی قمشه ای جوانه های گرایش به تفسیر قرآن را در وی پرورانده است. شعرانی گرایشاتش به کلام را تقویت کرده است. فاضل تونی فلسفه ورزی را در وجود او شعله ور ساخته است. امام خمینی علاوه بر اصول فقه، در شکل گیری شخصیت اجتماعی و سیاسی برون گرای او موثر است. محقق داماد قوام فقهی او را برمی سازد و میرزاهاشم آملی آن را ورز می دهد. علامه طباطبایی توامان هم شاگرد نگر جمعی و هم درس نگر فلسفی است که هم شاگردپرور است و هم بینش خود را در عمق وجود آنان مستولی می سازد.
تعامل فقه و حقوق کیفری در راستای «اساسی سازی حقوق» (مطالعه ی موردی: «حقوق اجتماعی متّهمین در دادرسی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه و حقوق اسلامی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۹
183 - 216
حوزههای تخصصی:
اساسی سازی حقوق، اعم از کیفری، اداری و خصوصی یکی از مهمّ ترین موضوعاتی است که مدتی نه چندان طولانی در کشورهای اروپایی به آن پرداخته می شود. اصل کلام آن است که هر یک از اعضای جامعه فارغ از خصوصیّات عارضی از قبیل رنگ، پوست، نژاد، ملیّت و غیره در برابر همدیگر و قوای حاکم از یک سلسله حقوق بنیادین از قبیل حقّ آزادی، برابری، حیات، تمامیّت جسمانی، مصونیّت از سلب آزادی و بازداشت غیر قانونی، ممنوعیّت شکنجه و غیره برخوردار می باشند که قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در فصل سوم آنها را به رسمیّت شناخته است. تأثیر این حقوق در روابط دولت - فرد می تواند به صورت کاهش قدرت قوای حاکم در برابر افراد و تضمین حقوق افراد در دادرسی های حقوقی و کیفری متجلّی گردد. در این میان، آئین دادرسی کیفری به عنوان یکی از شاخه های حقوق عمومی نمودار روشنی از ارتباط حقوق فرد و دولت به مثابه مدافع نظم عمومی است. با دقت در سخنان فقها به نوعی رعایت فرایند اساسی سازی در حوزه حقوق کیفری مشهود است، از سویی، مطالعه آیین دادرسی کیفری، مبیّن وجود نوعی تعامل در فقه و حقوق جزایی ایران در راستای رعایت این فرایند می باشد. در این پژوهش در صدد هستیم که این نوع از تعامل را با نگاهی به «حقوق اجتماعی متّهم در دادرسی» مورد بررسی قرار داده و به این پرسش پاسخ دهیم که فقه کیفری شیعه تا چه حدّ در حفظ حقوق اساسی متّهمین اهتمام ورزیده است.
تقابل های تصویری هدایت یافتگان و گمراهان در آیات مربوط به هدایت و ضلالت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استفاده از تصویر وتصویرآفرینی، یکی از ابزارهای بیانی قرآن کریم است که زمینه را برای درک بهتر مفاهیم قرآنی آماده می کند.در میان تصویرسازی های گوناگون قرآن، صنعت تقابل، جایگاه ویژه ای دارد.تقابل های تصویری در قرآن به عنوان یکی از عناصر کلیدی در ایجاد هماهنگی هنری و بیان عمیق مفاهیم، نقش مهمی ایفا می کنند. این پژوهش می کوشد تا با روشی توصیفی -تحلیلی به بررسی تقابل های تصویری هدایت یافتگان و گمراهان در آیات مربوط به هدایت و ضلالت بپردازد.نمونه های مورد بررسی در این پژوهش با تمرکز بر چگونگی تصویرسازی قرآن کریم ، به دو دسته اصلی تقابل های تصویری صریح(دوسویه) و ضمنی(یک سویه) تقسیم شده است ، تحلیل هر نمونه، با در نظر گرفتن ساختار بلاغی آیه، واژگان کلیدی، زمینه تفسیری و ویژگی های کلیدی تصویرسازی (مانند موسیقی، تخیل، تحرک و پویایی) صورت پذیرفته است.یافته های پژوهش نشان می دهد که قرآن کریم با مهارت تمام، برجستگی های تصویری میان هدایت یافتگان و گمراهان را بر پایه ی اسلوب های بیانی همچون استعاره، تشبیه وتمثیل به تصویر کشیده است. تصاویر گمراهان نشانگر تاریکی، بن بست و تباهی است، در حالی که تصاویر هدایت یافتگان سرشار از روشنایی، آگاهی و سعادت ابدی است.ریتم موسیقایی آیات نیز با تصاویر هماهنگ شده و حس حرکت و پویایی به آن ها بخشیده است.
پیشگیری و درمان شناختی چالش های هویتی انسان معاصر؛ برپایه مبانی فلسفی حکمت متعالیه (با تأکید بر آثار علامه طباطبایی)(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
نسیم خرد سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۰)
203 - 226
حوزههای تخصصی:
مسأله مقاله حاضر، ارائه راهکار برای پیشگیری و درمان بی هویتی در انسان معاصر است که براساس مبانی فلسفی حکمت متعالیه، با تأکید بر آثار علامه طباطبایی (ره) پیگیری می نماید. براین اساس راهکارهای ارائه شونده در حیطه درمان و مشاوره فلسفی و یا به زبان قدیم طب روحانی است. روش مطالعه نیز عقلی-تحلیلی است یعنی به تحلیل سیستمی، گزاره ای و مفهومی آراء علامه طباطبایی می پردازیم و براساس اصول و مبانی ذکر شده در آثار ایشان، به ارائه راهکارهایی نائل می شویم. براساس یافته های تحلیلی از آثار علامه، مبانی ذیل رفع کننده عوامل و عوارض بی هویتی در انسان معاصر است که برخی دارای خاصیت پیشگیری و برخی درمانی است. از جمله: 1) اصالت وجود، تشکیک وجود و حرکت جوهری ؛ 2) امکان فقری؛ 3) بسیط الحقیقه کل الاشیاء و لیس بشیء منها؛ 4) اعتدال در ترسیم فضایل و رذایل؛ 5) آموزه نظام احسن؛ 6) امکان وقوعی و ذاتی؛ 7) حاجت معلول به علت در بقا؛ 8) غایتمندی جمیع مبادی فعل اختیاری؛ 9) عنایت خداوند، علم و سایر صفات او؛ 10) معنای زندگی، 11) غایت انسان (سعادت و استکمال) و ... . این مبانی منجر به آگاهی فرد از حقیقت خویش، سعادت و غایت و استکمال واقعی خویش گردد. همچنین سبب پیشگیری و درمان عوامل و عوارض ناشی از بی هویتی است: از جمله غفلت، هدف نادرست، احتیاجات ساختگی، مشغولیت های بی هدف، احساس پوچی، فقر معنوی، پیشگیری از عدم شکوفایی امیال فطری، احساس بی ملاکی، آرمان های طولانی مدت کاذب، فاقد برنامه بودن در حیات، بی مسئولیتی، اضطراب، یاس و تنبلی و... .
بازخوانی تفسیری سوره مسد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۱
161 - 184
حوزههای تخصصی:
سوره مسد از حقایق تاریخی و التهابات عصر پیامبر| پرده برمی دارد. این سوره به دلیل اختصار آیات و ساده بودن معنای ظاهری، کمتر مورد توجه مفسران قرار گرفته است و عموم مفسران تفسیر یکسانی از آیات این سوره دارند. این پژوهش با استفاده از واکاوی واژگان از جهات لغوی و نحوی، نیز درنگ در فضای نزول و شرایط تاریخی صدر اسلام و نقد اقوال تفسیری، تفسیر مشهور را به چالش کشانده و آیات سوره را به گونه ای دیگر تفسیر نموده است. با داشتن رویکرد فوق، مشخص شد این سوره در پی اخبار از جهنمی بودن ابولهب و زن او و هیبت به آتش در افتادن آنها نیست؛ بلکه این سوره خبرهایی از آینده رسالت پیامبر| و موفقیت ایشان و جریانات پیش روی و ناکامی یکی از دشمنان برجسته؛ یعنی ابولهب و دو بازوی یاری گرش؛ مال و همسرش، پس از تعیین جانشینی حضرت علی× در میهمانی عشیره الاقربین داده است. از دیگر پیشگویی های این سوره خبر از آتش افروزی و فتنه انگیزی های ابولهب در جریان جنگ ها علیه پیامبر| است؛ این سوره در جهت تبشیر و پیشگویی موفقیت پیامبر| و شکست دشمنان ایشان پس از به کارگیری تبلیغات و نیرنگ های فراوان در آغاز دعوت و نصب جانشینی امیرمؤمنان× نازل شده است. افزون بر دستیابی به معنای مقرون به صحت حقیقت سوره اهمیت و ضرورت این پژوهش در آن است که با دقت و بازخوانی یکی از سور مکی شرایط و سختی های رسول خدا در سال های آغازین رسالت بیشتر آشکار شود و چگونگی فعالیت های دشمنان ایشان و چگونگی مقاومت رسول خدا تبیین گردد..
الگوی جاری تربیت دینی دانشجویان دانشگاه فرهنگیان: رویکرد نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در مسائل تعلیم و تربیت اسلامی سال ۳۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۷
185 - 212
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، صورت بندی الگوی نظری حاکم بر برنامه درسیِ در حال اجرای تربیت دینی دانشگاه فرهنگیان بود. این پژوهش از نوع پژوهش کیفی و با روش نظریه داده بنیاد براساس رویکرد سیستماتیک اشتراوس و کوربین انجام شد. جامعه آماری مورد مطالعه این پژوهش شامل کلیه کارگزاران اصلی دخیل در برنامه درسی تربیت دینی دانشگاه فرهنگیان شامل دانشجومعلمان، اساتید و مدیران گروه های آموزشی دانشگاه فرهنگیان استان خراسان رضوی بودند. نمونه پژوهش حاضر شامل 18 نفر از دانشجو معلمان، 14 نفر از اساتید دانشگاه فرهنگیان و 3 نفر از مدیران گروه های آموزشی بودند که به شیوه هدفمند موارد مطلوب انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری و در طی سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و انتخابی مورد تحلیل قرار گرفتند. برای تأمین روایی و پایایی از معیارهای لینکن و کوبا و رائو و پری استفاده شد. نتایج پژوهش در قالب مدل پارادیمی شامل عدم تجانس و هماهنگی در ابعاد برنامه درسی تربیت دینی دانشگاه فرهنگیان به عنوان مقوله ی محوری و شرایط علی (ضعف بصیرتی دانشجویان، ضعف های آموزشی اساتید، چالش های محیطی دانشگاه)، عوامل زمینه ای (ساختار قانونی و تصمیمات دانشگاه، گروه همسالان، خانواده و جامعه)، شرایط مداخله ای تسهیل گر(حمایت و بسترسازی دانشگاه در زمینه تربیت دینی، توجه به تربیت دینی در برنامه درسی مصوب و استفاده از رویکردهای سازنده گرا در دانشگاه)، شرایط مداخله گر محدودکننده(فرهنگ آموزش محور، نگاه قضاوت گونه به دین و ضعف تخصص اساتید در تربیت دینی)، راهبردهای پیشنهادی (رویکردهای آموزش دینی، طراحی برنامه استراتژیک در زمینه نهادینه سازی تربیت دینی، استفاده از سازوکارهای تشویقی، اعتدال ورزی در تربیت دینی) و پیامدهای جاری (دین دانی به جای دین داری در دانشجو معلمان) سازمان یافت.
روابط ایران و اتحادیه اوراسیا از منظر نظریه ژئوپلیتیک انتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه کشورها تلاش می کنند از طرق مختلف و با اتکا به روش های نوین ازجمله توجه به مزیت های رقابتی ای که از آن بهره مند هستند، مسائل منطقه ای خود را حل وفصل کنند. در این راستا، همگرایی منطقه ای به عنوان یک استراتژی مهم می تواند آن ها را علاوه بر دستیابی به بازارهای منطقه ای و جهانی در حل وفصل مسائل مبتلابه تجاری و اقتصادی یاری دهد. پس از شکل گیری همگرایی منطقه ای، گام بعدی کم رنگ کردن خطوط مرزی و تشکیل بلوک های تجاری با کشورهای هدف است که این امر زمینه ساز توسعه روابط تجاری و همگامی با فرایند جهانی شدن شده و موجب باز شدن اقتصاد کشورها می شود به نحوی که می توان از این مزیت در مراحل بعد نیز بهره برد. در همین راستا، به نظر می رسد تشکیل یک شبکه جهانی که در آن نقشه کریدورهای متصل، جایگزین نقشه های سنتی مرزهای ملی شده در دستورکار جهانی قرار گرفته است. این شبکه ها در حال ایجاد سیستم های پیچیده ای هستند که از مرزهای ملی فراتر می روند و روابط ژئوپلیتیکی را بازتعریف می کنند. به همین جهت، در این شکل نوین، از منطقه گرایی تنها برای تکمیل یا ادغام اقتصادهای محلی آن هم صرفا برای پیشبرد سیاست خارجی استفاده نمی شود، بلکه می توان آن را درراستای تقویت راه های ترانزیتی و اتصالی یا همان زنجیره انتقال منطقه ای کالا به عنوان یک هدف مهم به کار برد. به عبارت دیگر، کشورها با بهره برداری مطلوب از موقعیت مناسب ژئواستراتژیک خود می توانند با محوریتی که در اتصال راه های مبادلاتی و ترانزیت کالا ایجاد کرده اند علاوه بر توسعه روابط با کشورهای منطقه، از آن برای پیشبرد اهداف اقتصادی و نیز سیاسی و امنیتی خود استفاده بهینه کنند. در این راستا، مقاله پیش رو با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و پس از توصیف عناصر اصلی نظریه ژئوپلیتیک انتقادی و بررسی نقش آن در ارتباطات اقتصادی و همگرایی منطقه ای تلاش می کند به این پرسش پاسخ می دهد که چگونه می توان از اتصال به عنوان ابزاری برای پیشبرد اهداف اقتصادی در گسترده روابط ایران و اوراسیا استفاده کرد؟ مقاله حاضر در پاسخ به این سوال مهم معتقد است؛ موقعیت ویژه و کم نظیر جغرافیایی ایران ظرفیت و فرصت بسیار مناسبی را در اختیار این کشور قرار داده است تا بتواند با بهره مندی از موهبت قرارگیری در مسیر کریدورهای شمال- جنوب و شرق- غرب به عنوان شاهراه ژئوپلیتیکی منطقه ای و جهانی نقش مهمی در اتصال خاورمیانه، آسیا و اروپا داشته باشد و در پرتو محوریتی که در ترانزیت و اتصال کالا پیدا می کند، اقتصاد خود را نیز سروسامان ببخشد.
رهیافتی بر آسیب شناسی تراجم نگاری (مطالعه موردی: طیّ الأرض میرزا طاهر تنکابنی)(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
تاریخ اسلام سال ۲۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۱)
174 - 153
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، ارزیابی کرامتی است که به میرزا طاهر تنکابنی، عالم، عارف و فیلسوفِ مشّایی دوره قاجار و پهلوی اوّل نسبت داده شده است. شهرت و شخصیت علمی و معنوی میرزا طاهر تنکابنی، و همچنین نقل آن توسط برخی از دانشیان رجال و تراجم، سبب شد که این کرامت مورد پذیرش و بازخورد فراوانی در کتاب ها، مجلات و پایگاه های اینترنتی قرار گیرد. «دانش تراجم»، از دانش های دیرینه در میان عالمان مسلمان است. تراجم نگاری یا بیوگرافی نویسی، به معرفی شخصیت های علمی، معنوی و اجتماعی می پردازد. این دانش در ابتدا، ذیل «دانش تاریخ» بوده و بعد ها به دلایلی از دانش تاریخ جدا شده است. همان گونه که اشاره شد، هدف این پژوهش، ارزیابی کرامت های منقول ازیک سو، و ممانعت از بدبینی نسبت به کرامت های مستند از سوی دیگر است. بر این پایه، نگارنده با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی، ابتدا گزارش طی الأرض میرزا طاهر تنکابنی در منابع مربوط به آن را نقل کرده و با استفاده از روش مقایسه سال ها که در میان دانشیان مسلمان، پیشینه دیرینه ای دارد، به ارزیابی آن مبادرت کرده است؛ توضیح آنکه دانشیان مسلمان «سال» را پایه قرار داده و رویداد و حدیث را با تکیه بر آن اعتبارسنجی می کردند؛ برای مثال، ابن اسحاق (م.151ق) می نویسد: پیامبر(ص) میان جعفربن ابی طالب و معاذبن جبل عقد اخوّت بست و آن دو با یکدیگر برادر شدند. [1] واقدی معتقد است که این گزارش، صحیح نیست؛ زیرا پیمان اخوت، پیش از جنگ بدر (سال دوم هجرت) منعقد شد و جعفربن ابی طالب در آن سال در حبشه به سر می برد. او هفت سال پس از پیمان اخوت، وارد مدینه شد. [2] در حدیثی از امام صادق(ع) نقل شده که فرمود: «مردم بعد از شهادت امام حسین(ع) مرتد شدند؛ مگر سه نفر: ابوخالد کابلی، یحیی بن ام الطویل و جبیربن مطعم. بعدها مردم کم کم به امام سجاد و اهل بیت ملحق شدند». [3] گفتنی است، جبیربن مطعم در سال 57، 58 یا 59 هجری از دنیا رفت. از سوی دیگر، امام سجاد(ع) در سال 61 هجرت، به امامت رسید. بنابراین، جبیربن مطعم، امامت علی بن حسین(ع) را درک نکرده است تا بتواند از یاران امام سجاد(ع) باشد. نگارنده در این پژوهه نیز «سال» را محور ارزیابی قرارداده است. پس، با مقایسه سال های زیست شخصیت های محوری کرامت مذکور، از قبیل: میرزا نصرالله لک، میرزا طاهر تنکابنی، اسماعیل اصانلو و میرزا محمود حسینی زنجانی، و همچنین تاریخ بنایی که در کرامت مذکور جایگاه مهمی دارد، همگی مورد توجه قرار گرفته و سال های آن با یکدیگر مقایسه شدند. یافته های این پژوهش، گویای آن است که گزارش طی الأرض میرزا طاهر تنکابنی، با یکی از آسیب های تراجم نگاری همراه شده است؛ زیرا میان رویداد طی الأرض و ثبت آن، فاصله رخ داده است؛ توضیح آنکه طبق گزارش مدیر الدوله، او و امام جمعه مجتهد زنجانی در سال 1322ق به دیدار میرزا طاهر تنکابنی می روند. میرزا طاهر تنکابنی رویداد «طیّ الأرض» را مربوط به سی چهل سال پیش از 1322ق عنوان می کند. براین اساس، این رویداد می بایست در سال 1292ق یا 1282ق روی داده باشد که طبعاً در آن سال، از این رویداد سی یا چهل سال گذشته است. اسماعیل اُصانلو یکی از شخصیت های محوری گزارش طی الأرض میرزا طاهر می نویسد: «در تاریخ 1322هجری قمری آقای میرزا محمود امام جمعه مجتهد زنجانی به من تکلیف کردند که به عیادت میرزا طاهر تنکابنی که مدتی در بستر بیماری است، برویم.» درصورتی که میرزا محمود مجتهد زنجانی، در سال 1309ق متولد شده و بنابراین، در سال 1322ق سیزده ساله بوده است. اکنون او چگونه به اسماعیل اُصانلو مدیر الدوله تکلیف می کند که به اتفاق به عیادت میرزا طاهر تنکابنی بروند؟ از سوی دیگر، میرزا طاهر تنکابنی در سال ۱۲۸۰ق متولد شده و در ۱۶سالگی (۱۲۹۶ق) برای ادامه تحصیلات حوزوی، وارد حوزه علمیه تهران شده است. همچنین، اسماعیل اُصانلو مدیر الدوله، جریان «طیّ الأرض» را در سال ۱۳۲۲ق از زبان میرزا طاهر تنکابنی نقل کرده است؛ یعنی در ۴۲ سالگیِ میرزا طاهر تنکابنی. حال، اگر سی سال را مبنا قرار دهیم، میرزا طاهر در آن زمان، ۱۲ساله بوده است؛ درحالی که میرزا طاهر در آن زمان، هنوز برای تحصیل دروس حوزوی، وارد تهران نشده است؛ ضمن اینکه در آن زمان، صحن آیینه (صحن اتابکی) هنوز ساخته نشده است؛ زیرا ساختن صحن آیینه، در سال ۱۲۹۵ق شروع گردید و پس از هشت سال، در سال ۱۳۰۳ق پایان یافت. اگر مبنا را چهل سال بگیریم، با ابهام بیشتری روبه رو می شود؛ زیرا در آن وقت، میرزا طاهر ۲ساله بوده و از سویی، صحن آیینه نیز بیست ویک سال بعد ساخته شده است. با مقایسه سال های نقل رویداد و سال بنای صحن آیینه (اتابکی)، روشن گردید گزارش «طیّ الأرض میرزا طاهر تنکابنی» نمی تواند صحیح باشد؛ زیرا علاوه بر فاصله میان نقل کرامت «طیّ الأرض میرزا طاهر تنکابنی» و ثبت آن از یک سو، و ناهماهنگی میان سال تولد میرزا محمود مجتهد امام جمعه زنجان و سال تقاضای او از اسماعیل اُصانلو مدیر الدوله برای رفتن به عیادت میرزا طاهر تنکابنی از سوی دیگر، پذیرش این گزارش با چالش جدی روبه روست. افزون بر این، ناهماهنگی میان سال تولد میرزا طاهر تنکابنی، سال ورود او به حوزه علمیه تهران و سال نقل کرامت از سوی او، همگی دلالت بر ناصحیح بودن انتساب کرامت «طیّ الأرض» به میرزا طاهر تنکابنی می کند.
Explaining Wilāya-based Education and Proposing an Educational Model with Emphasis on Ziyārat Jāmiʿah Kabīrah(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Background and Objective: Considering the various educational approaches, ( Wilāyah ) education is considered the most effective due to its link with the Almighty God. The use of Wilāyah education is crucial to the achievement of a genuine Islamic education. This study therefore focuses on the teachings of the Wilāyah in the light of Ziyārat Jāmiʿah Kabīrah as an example of the sources that link the teachings of the Imams to the Almighty God. The aim of the Wilayat education system is to present a comprehensive model of education to the community teachers.
Method : This research employed purposeful sampling, utilizing the Ziyārat Jāmiʿah Kabīrah as a profound document on Imamate and Wilāyah . Based on this, a thematic analysis method was applied to continuously study the Ziyārat Jāmiʿah Kabīrah and its related interpretations. After extracting passages with similar content, the sub-themes of the research were compiled. Subsequently, the common themes were categorized under organizing themes: scientific, moral, social, emotional, spiritual, and biological education. All these themes were then subsumed under the overarching theme of Wilāyah education. Finally, the themes of Wilayat education were analyzed, and the necessity of placing them under the authority of God's representative was elucidated.
Results and Conclusion : The results showed that Wilāya-based education is an effective educational model for achieving Islamic education. Following the Imam, who embodies the perfect and fully developed human being in all aspects of education, can lead to success in both worldly and eternal life
بررسی انتساب «الإیضاح» به فضل بن شاذان و بازشناسی عنوان آن
حوزههای تخصصی:
انتساب کتاب «الإیضاح» به فضل بن شاذان نیشابوری (م. 260 ه ) یکی از مباحث بحث برانگیز در پژوهش های کلامی و تاریخی است. برخی از پژوهشگران با استناد به شواهد نسخه شناسانه و داده های آمده در کتاب، این انتساب را معتبر، و دسته ای دیگر از آنان در صحت آن تردید دارند. این اختلاف ها در حالی است که دو گزارش مهم یکی از کتاب تازه چاپ «مثالب النواصب» از ابن شهرآشوب (م. 588 ه ) و دیگری از کتاب «تفضیل الأئمه» حسن بن سلیمان حلّی (زنده در 802 ه ) نشان میدهد که با وجود برخی ابهامات انتساب کتاب ایضاح به فضل بن شاذان صحیح است. بررسی این نقل ها نشان می دهد که با وجود برخی ابهامات، انتساب کتاب «الإیضاح» به فضل بن شاذان با تکیه بر شواهد موجود، قابل دفاع است. جز این، با کمک این دو گزارش و شواهد نسخه شناسانه، به احتمال زیاد کتاب «الإیضاح» در گذشته با نام «التنبیه من الحیره و التیه» شناخته می شده و تغییر عنوان آن در طول زمان اتفاق افتاده است.
تحلیل عرفانی حدیث «ما عرفناک حق معرفتک»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۳
145 - 162
حوزههای تخصصی:
حدیث نبوی «ما عرفناک حق معرفتک» از چنان عمقی برخوردار است که از دیدگاه های متفاوتی قابل مطالعه است. یکی از آن ها جنبه معرفت شناسی است که بر اندیشه و رفتارهای انسان تاثیر فراوان دارد و در فلسفه و عرفان، مبنای هر مکتبی را تشکیل می دهد. در این مقاله با مطالعه اسناد این روایت، رابطه معرفت شناسی و خداشناسی بررسی می شود و نگاه خاص عرفانی به معرفت شناسی و توحیدمحوری تحلیل می شود. تفسیر این روایت از دیدگاه ابن عربی، سعدی و شیخ بهایی ارائه-می شود و با استفاده از روش کتابخانه ای با استناد به منابع دست اول، تفسیری خاص از این حدیث دنبال می شود. با تحلیل منطقی روشن می گردد که یک جنبه این حدیث اعتراف به مراتب و درجات معرفت است که معیار اصلی برای عبادت و پرستش است و اینکه هر حق جویی مشتاق است به مراتب بالاتری از معرفت حق دست یابد اگرچه شناخت ذات حق امری محال باشد، اما با سیر و سلوک معنوی می توان به او نزدیک شد.
واکاوی راهکارهای قرآن کریم در راستای حل نمودن دغدغه های اصلی انسان
حوزههای تخصصی:
امروزه بشر به دلیل غفلت از معنویت، در بعد روانی، مشکلات فراوانی را تجربه می کند. مطالعات نشان داده است که گرایش های معنوی قوی موجب ارتقای آرامش درون می شود. سه دغدغه اصلی بشر از دیدگاه اروین یالوم عبارتند از مرگ اندیشی < احساس پوچی و احساس تنهایی.این پژوهش با هدف بررسی نقش آموزه های قرآنی در ایجاد آرامش و رفع نگرانی ها و دغدغه های انسان مدرن در مقوله مرگ اندیشی، احساس تنهایی و احساس پوچی انجام گرفت. روش تحقیق به صورت تحلیلی - توصیفی و با استفاده ازکتب، اسناد و منابع کتابخانه ای مرتبط انجام پذیرفت. نتیجه تحقیق این شد که: آموزه ها و باورهای قرآنی با تبیین منطقی فلسفه آفرینش و معنا بخشی به زندگی، زمینه را برای رفع نگرانی های مذکور و ایجاد آرامش فراهم می سازد که در نهایت رضایتمندی و خشنودی بیشتر از زندگی را به دنبال خواهد داشت. کلید واژه: قرآن، انسان مدرن، احساس تنهایی، احساس پوچی، معنویت
کیفیت سنجی بازگردانی تلمیحات نمادین در ترجمه های عربی منطق الطیر بر اساس مدل لپیهالم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عطار نیشابوری، شاعر برجسته و عارف نامدار سده ششم و هفتم هجری، مضامین متعالی عرفانی را با بهره گیری از نماد و رمز در آثار خویش بازتاب داده است. از مهم ترین این آثار، منظومه فاخر منطق الطیر است که با شبکه ای پیچیده از تلمیحات دینی و عرفانی در پیوند است. از آنجا که تلمیح نقشی محوری در انتقال مفاهیم عرفانی دارد، عطار آن را در قالب رمز و نماد به کار می گیرد تا پیام های تربیتی و حکمی او در جان مخاطب نفوذ کند. این شاهکار ادبی به زبان های متعددی از جمله عربی ترجمه شده است. تاکنون سه ترجمه عربی از این منظومه به قلم احمد ناجی القیسی، بدیع محمد جمعه و علی عباس زلیخه منتشر شده که بازگردانی صحیح تلمیحات و رموز آن، مهم ترین چالش مترجمان به شمار می آید. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی تحلیلی و بر اساس مدل لپیهالم به بررسی کیفیت بازگردانی تلمیحات نمادین در این سه ترجمه پرداخته است. برای دستیابی به نتایج، ۶۵ بیت آغازین با عنوان «سخنی با مرغان» به دلیل فراوانی تلمیحات به عنوان پیکره پژوهش انتخاب شد. یافته ها نشان می دهد که تنها ناجی القیسی به لایه های نهفته در تلمیحات نمادین توجه داشته و کوشیده است معادل های مناسبی برای آن ها ارائه دهد. در مقابل، بدیع جمعه صرفا به برخی تلمیحات داستانی یا قرآنی در پانویس اشاره کرده و زلیخه بدون هرگونه توضیح، به بازگردانی تحت اللفظی بسنده کرده است. بر این اساس، می توان گفت، بر پایه مدل لپیهالم، ترجمه ناجی القیسی در مقایسه با دو ترجمه دیگر از کارآمدی و دقت بیشتری در انتقال ابعاد نمادین تلمیحات برخوردار است.
شیوه های بلاغی در اشعار عرفانی مصیبت نامه عطار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۳
293 - 314
حوزههای تخصصی:
کتاب مصیبت نامه را پس از منطق الطیر برجسته ترین اثر عطار گفته اند. ویژگی شاخص این اثر جمع بین توجه به قالب و محتوا است یعنی تجربه های شهودی و ناب عرفانی و حکمت های عمیق معنوی در کنار عناصر بلاغی و زیبایی های هنری و ادبی، آن درون مایه عرفانی را با کمک آرایه ها و صنایع ادبی دو برابر تعالی داده است. بویژه با آرایه هایی چون تناقض، کنایه، استعاره، طنز، اغراق و مانند آن زبان عرفانی را به زیبایی های بیانی آرایش داده و نمونه ای ارزنده از جمع بین زیبایی های ظاهری و باطنی در این کتاب ارائه داده است. در کمتر اثر غرفانی می توان هماهنگی ارزش ها وزیبایی های هنری و ادبی را در محتوایی عرفانی ملاحظه نمود. در این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی و با بهره گیری از شیوه کتابخانه ای با استناد به منابع دست اول به عناصر بلاغی در کتاب مصیبت نامه پرداخته است و کاربست صناعات ادبی در پربارسازی اندیشه های معنوی نشان داده و هنر و ادبیات را در همکاری زیبایی های درونی وبیرونی دانسته است که اثری اصیل و کم نظیر را به وجود می آورد. عطار نیز با این شیوه به برجسته سازی و تأثیرگذاری بیشتر در دریافت های معنوی خود می پردازد. از آنجا که به صناعات ادبی و صور خیالی و کارکردهای بیان و بدیع و موسیقی کلام تسلط داشته است به خوبی از آن در بارورسازی مفاهیم عرفانی بهره گرفته است.