فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۷۶۱ تا ۷٬۷۸۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
منبع:
فرهنگ مردم ایران بهار ۱۴۰۰ شماره ۶۴
47-74
حوزههای تخصصی:
کرونا، آزمون چپِ نو در وضعیت حداقلیِ دولت ملّیِ ایران معاصر (بر اساس رویکردی انتقادی نسبت به آرای آ گامبن)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برنامه تحقیقاتی آگامبن، فیلسوف چپِ نو، افشای سرشت آنارشیک قانون در مقام ارادهای (آپاراتوسی) به قدرت است؛ ارادهای که در وضعیت استثنا، از طریق تعلیق قانون اِعمال می گردد و آنچه مبنای وجودیِ چنین تعلیقی را فراهم می سازد، برخلاف دعوی دولت، نه نقض قانون بلکه نِفاذ قانون است. آگامبن در مسیر مواجهه انتقادی با متافیزیک سیاسیِ غرب حتی تا آستانه دلالت هایی ضمنی مبنی بر نفیِ دولتِ ملّی که گویای آرمان اتحاد جهانیِ کمونیسم است، به پیش می رود؛ اما با توجه به مختصات تاریخی ایران معاصر اعم از کم دولتی، کم قانونی، رواج تئوری توطئه و پوپولیسم سیاسی-اقتصادی، رویاروییِ بافتاری نسبت به آرای چپِ نو و دستگاه نظری آگامبن و دعوت او مبنی بر نقض پروتکلهای بهداشتی در عصر پاندومیِ کرونا، ضروری مینماید. نوشتار حاضر، با جستاری بر هویت حقوقی، نوعی و نقشیِ دولت مدرن، نشان میدهد که با توجه به هویت صرفاً بوروکراتیک، غیردموکراتیک و آنتیگونیستیکِ دولت مدرن در ایران، مصدر وجودیِ تعلیق پیوسته قانون در بستر تاریخی ایران، نه اصالت و نِفاذ قانون که متافیزیک سیاسیِ ناقانونیت اعم از اصالت فره ایزدی، اصالت ستیز با امپریالیسم و سرمایهداری جهانی، اصالت خوانشی خاص از دین و... است.
طلاق توافقی از دیدگاه زنان: مطالعه ای پدیدارشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی تابستان ۱۴۰۰ شماره ۴۷
191 - 224
حوزههای تخصصی:
تصمیم به جدایی و انحلال رابطه زنا شویی به عنوان یکی از سخت ترین وقایع یک بزرگ سال می باشد که با آن موا جه می شود و می تواند پیوند های احساسا تی فرد را مختل نما ید. در این راستا ﭘﮋوﻫﺶ حاضر با هدف درک و تفسیر زنان از پدیده طلاق توافقی در شهر دیلم انجام شد ه اﺳﺖ. محققان در این پژوهش کیفی از روش پدیدار شناسی، نمونه گیری هدف مند و تکنیک مصاحبه عمیق با 19 زن مطلقه برای جمع آوری اطلاعات بهر ه جسته اند. تمامی مصاحبه ها ضبط و بلا فاصله روی کاغذ نگاشته و با رویکرد تفسیری تحلیل شد. یافته های پژوهش که حاصل استخراج از مصاحبه ها است، شامل 25 مفهوم بود که در قالب 6 مقوله اصلی دسته بندی گردید. این مقوله ها شامل نا بسامانی فرهنگی-اجتماعی خانواده، فقدان دل بستگی عاطفی، اختلا لات شخصیتی و رفتاری، سستی روابط زناشویی، دخالت و فشار هنجاری اطرافیان، مشکلات اقتصادی و معیشتی می با شند. نتایج پژوهش بیان گر تعامل ابعاد مختلف فرهنگی- طبقاتی، اقتصادی و روانی در فرایند اقدام به طلاق توافقی زنان و موقعیت مند بودن این ابعاد است. در آخر، پیشنهاد هایی متناسب با ظرفیت های مو جود ارا ئه شد.
تصویر «برند ملی» جمهوری اسلامی ایران در شبکه های برون مرزی پرس تی وی و العالم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ایده برند کشور به معنای ایجاد نام یا نماد مشخص است که برای ایجاد تمایز میان یک کشور از کشورهای دیگر در نظر گرفته شده است. ایجاد برند ملی می تواند در اهداف بلندمدت دیپلماسی عمومی و برای منافع ملی کشور استفاده شود. برند ملی علاوه بر سیاست های داخلی و خارجی، مردم، میراث فرهنگی، گردشگری و برند صادراتی یک کشور، از طریق رسانه ها نیز می تواند ساخته شود و در سطح بین المللی عرضه شود. دیپلماسی رسانه ای به عنوان حوزه تازه ای در دیپلماسی عمومی، می تواند در ساخته شدن برند ملی یک کشور نقش مؤثری را ایفا کند. به همین دلیل، این تحقیق به دنبال توصیف برند ملی ایران و ویژگی های آن در سایت های اینترنتی دو شبکه برون مرزی العالم و پرس تی وی است. بر این اساس، با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی 107 خبر از سایت شبکه العالم و 80 خبر از سایت شبکه پرس تی وی در بازه زمانی 18 تا 30 آگوست 2020 تحلیل شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد برند ملی در دیپلماسی رسانه ای ایران در شبکه های برون مرزی تصویر کشوری دارای استقلال، امنیت داخلی و دفاعی، همراه با نهادهای بین المللی، در تقابل با آمریکا و با اقتصادی متکی بر منابع طبیعی می باشد. نکته قابل توجه در تصویر برند ملی ایران در حجم نمونه مورد بررسی، کم توجهی به مؤلفه های مهمی مانند گردشگری، میراث فرهنگی، مشاهیر، فرهنگ و سرمایه گذاری است.
تحلیل گفتمان پوشش خبری سایت های بی بی سی فارسی و العربیه فارسی در مورد «کاهش تعهدات برجامی ایران»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خروج یک جانبه آمریکا از برجام و به دنبال آن کاهش تعهدات برجامی ایران پس از یک سال، موضوعی بود که مورد توجه رسانه های مختلف برون مرزی قرار گرفت. هر یک از این رسانه ها بر اساس گفتمان و سیاست های خبری خود به پوشش اخبار مربوط به این رویداد پرداخته اند. هدف این مقاله شناخت گفتمان دو سایت خبری بی بی سی فارسی و العربیه فارسی در پوشش این اخبار است. روش پژوهش این مقاله، تحلیل گفتمان با رویکرد ون دایک و جامعه آماری آن تمام خبرهایی است که در سایت های مذکور و در بازه زمانی ۱۸ اردیبهشت تا 20 آبان 1398 (8 می تا 11 نوامبر 2019) به پوشش اخبار مربوط به کاهش تعهدات برجامی ایران پرداخته است. در این بازه، از بین 141 خبر منتشر شده در العربیه فارسی 8 خبر و از بین 122 خبر منتشر شده در بی بی سی فارسی 7 خبر، با روش نمونه گیری هدفمند و بر اساس قاعده اشباع انتخاب شده است. نتایج این بررسی نشان می دهد بی بی سی فارسی همسو با گفتمان امپریالیسم، خروج آمریکا از برجام را تصمیم شخصی ترامپ و ایران را عامل اصلی نقض کننده برجام بازنمایی می کند. العربیه فارسی نیز همسو با رسانه های غربی، ایران را عامل ناامنی در منطقه و تهدیدی برای جامعه جهانی معرفی کرده و گفتمان ایران هراسی را رواج می دهد.<br />
مطالعه پیامدهای افول هژمونی ایالات متحده بر منطقه غرب آسیا (با تأکید بر رویکرد رسانه ای)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از ویژگی های مهم قرن بیست و یکم- به ویژه پس از بحران اقتصادی سال 2008- افول تدریجی هژمونی ایالات متحده در سطح نظام بین الملل است. با توجه به نفوذ و سلطه ایالات متحده بر منطقه غرب آسیا، طبیعی است که این افول هژمونی نتایجی را بر این منطقه خواهد داشت. در این مقاله با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی تلاش شده تا به این سؤال اصلی پاسخ داده شود که نتایج افول هژمونی ایالات متحده بر منطقه غرب آسیا چه خواهد بود. در این مقاله، در چارچوب نظریه افول هژمونی فرض بر این است که هم زمان با افول هژمونی ایالات متحده، تعهدات منطقه ای این کشور نیز در خصوص متحدین خود کاهش خواهد یافت و نتایج آن در سه سطح داخلی، منطقه ای و بین المللی شکل خواهد گرفت. در سطح داخلیِ کشورهای متحد ایالات متحده، بحران های داخلی از قبیل بحران مشروعیت و مسائل حقوق بشر بیشتر نمایان خواهد شد. در سطح منطقه ای، زمینه برای حل اختلافات منطقه ای شکل خواهد گرفت. در سطح بین الملل نیز فرصت برای حضور بازیگران فرامنطقه ای از قبیل چین و روسیه بیشتر فراهم خواهد شد. بر این اساس، پیشنهادهایی برای شبکه های برون مرزی صداوسیما جهت تنویر افکار عمومی منطقه غرب آسیا در خصوص افول هژمونی آمریکا در انتهای مقاله ارائه شده است.
نقد آینده پژوهی در علوم اجتماعی (با تأکید بر ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی ایران سال ۲۲ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳
67 - 51
حوزههای تخصصی:
اجتماعی را بررسی و نقد کند. از دو منظر کلی به این نقد پرداخته می شود. نقد روش شناختی که مباحث روش شناسی و فلسفه علوم اجتماعی با تأکید بر رویکرد رئالیسم انتقادی را پیش می کشد و نقدی با رویکرد جامعه شناسی مردم مدار. از این رو می توان این دو پرسش را مطرح کرد: نخست این که آیا آینده پژوهی در مقام یک شاخه یا رویکرد علمی قادر است علم معتبر به دست دهد؟ دوم این که از رویکرد جامعه شناسی مردم مدار چه نقدی بر آینده پژوهی وارد است؟ خلاصه یافته های مقاله این است که در پاسخ به پرسش اول باید گفت آینده پژوهی در علوم اجتماعی که موضوعش سیستم های باز و کلان، ساختارهای پیچیده و کنشگران نیت مند و بااراده است کارایی اندکی دارد و در نقد جامعه شناسی مردم مدار بر آینده پژوهی باید گفت به رغم ادعای آشکار آینده پژوهی و آینده پژوهان برای ساخت جهانی بهتر و عادلانه تر، آن ها همواره در خدمت دولت و بازاری بوده اند که وضع کنونی را به وجود آورده اند.
باورهای والدگری در نمونه ای از مادران ایرانی؛ مطالعه ای پدیدار شناسانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد فرهنگ سال چهاردهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۵۶
159 - 182
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی باورهای والدگری در نمونه ای از مادران ایرانی طراحی شده است. این پژوهش از نوع مطالعات کیفی با رویکرد پدیدارشناسی است. نمونه ها تا رسیدن به حد اشباع به صورت غیر تصادفی هدفمند انتخاب شدند. برای بررسی باورهای والدگری مادران مصاحبه نیم ساختاریافته ای براساس تکنیک قیف تدوین گردید. نتایج تحلیل کیفی مصاحبه ها نشان داد که از دیدگاه مادران ایرانی، اطاعت و حرف شنوی، ادب و احترام، استفلال و توانایی دفاع از خود و عاقل و منطقی بودن از جمله مهم ترین ویژگی های یک کودک خوب، صبور بودن از جمله مهم ترین ویژگی یک مادر خوب، مهربان و باجذبه بودن مهم ترین ویژگی یک پدر خوب و تحصیلات عالیه به عنوان مهم ترین ویژگی ایده آل کودک در بزرگسالی، صبوری در برابر کودک به عنوان بهترین روش تربیتی، پرخاشگری و خصمانه رفتار کردن با کودک به عنوان بزرگ ترین اشتباه والد، ادب و احترام به عنوان ارزش ایده آل برای انتقال به کودک، هدیه خریدن به عنوان بهترین روش تشویقی و محروم کردن به عنوان بهترین روش تنبیهی شناخته می شود. با توجه به تحلیل کیفی مصاحبه بر اساس تکنیک قیف ، شش باور زیربنایی تر والدگری در نظام باورهای نمونه آماری پژوهش نقش بسته بود: تأییدطلبی و وجهه مثبت اجتماعی، فردیت طلبی و آزادی خواهی، احساس مسئولیت مادرانه و عذاب وجدان در قبال آن، برتری جویی، انحصارطلبی و ترسِ از دست دادن و نیز پدر به عنوان اسطوره ای قدرتمند. که در میان آنها باور احساس مسئولیت مادرانه و عذاب وجدان در قبال آن، فراگیرتر بود. در جمع بندی کلی از مجموع یافته ها می توان چنین تبیین کرد که باور احساس مسئولیت مادرانه به عنوان باور زیربنایی فراگیر، بر لایه های سطحی تر تجارب مادران از والدگری اثر گذار است.
توصیف تجربه زیسته فرزندان والدین دچار طلاق عاطفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طلاق عاطفی نوعی از نابهنجاری است که در سطح کوچک، اساس خانواده و در بُعد وسیع تر، جامعه را درگیر می کند؛ از این رو، بررسی و توصیف تجربه زیسته فرزندان طلاق عاطفی ضرورت خاصی دارد. هدف پژوهش حاضر توصیف تجربه زیسته فرزندان والدین دچار طلاق عاطفی است. در این پژوهش از رویکرد پژوهش کیفی با روش پدیدارشناسی توصیفی استفاده شده است. ۱۲ نفر از نوجوانان و جوانان واجد شرایط به روش هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند. جمع آوری اطلاعات با مصاحبه های نیمه ساختاریافته و تجزیه وتحلیل آنها به روش تحلیل مضمون صورت گرفت. یافته ها به استخراج ۹۶ مضمون فرعی و ۱۳ مضمون اصلی از جمله: خلأ ارتباطی و عاطفی فرزندان، غوطه ور بودن خانواده در هیجان های منفی، آشفتگی های روانی فرزندان، مشکلات الگوپذیری و شیوه های مقابله فرزندان با فشار روانی منجر شد. نتایج بیانگر آن است که در اثر کارکرد ناسالم خانواده های دچار طلاق عاطفی، فرزندان به جای اینکه خانواده را پناهگاهی آرامش بخش بدانند، آن را عامل آشفتگی و تنش قلمداد می کنند؛ بنابراین توصیه می شود ضمن آگاهی بخشی به والدین از اثر های سمی طلاق عاطفی در راستای توانمند سازی و ارتقای سرمایه های روان شناختی فرزندان طلاق عاطفی نیز اقدام شود.
شناسایی رویکردهای راهنمایی رساله های دوره دکتری و بررسی وضع موجود و مطلوب از دیدگاه دانشجویان دانشگاه اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش عالی ایران سال سیزدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲
۱۶۴-۱۳۵
حوزههای تخصصی:
پایان نامه و رساله از مهم ترین اجزاء نظام آموزش عالی است و انجام دقیق آن، به افزایش و توسعه تولیدات علمی در هر کشوری منجر می شود. رساله دکتری از جوانب گوناگونی قابل بررسی است که یکی از آنها، توجه به رویکرد راهنمایی و انجام آن است. بنابراین، هدف از پژوهش حاضر، شناسایی رویکردهای راهنمایی رساله در مقطع دکتری و بررسی آن بین دانشجویان در وضع موجود و مطلوب در دانشگاه اصفهان، به عنوان یکی از دانشگاه های مادر در ایران است. روش پژوهش ترکیبی و از نوع اکتشافی است. در بخش کیفی با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته با 27 نفر از مدیران، معاونان و اعضای هیأت علمی، داده های پژوهش گردآوری شده است. در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته، بین 97 نفر از دانشجویان دکتری که درحال نوشتن پایان نامه هستند، در سه گروه آموزشی علوم انسانی، فنی _ مهندسی و علوم پایه اجرا شده است. روش نمونه گیری در بخش کیفی هدفمند بوده و در بخش کمی از روش تصادفی طبقه ای متناسب با حجم استفاده شده است. ارزیابی اعتبار ابزار پژوهش با نظر متخصصان و تحلیل روایی CVR انجام شده است. یافته ها نشان داد که در راهنمایی پایان نامه، درمجموع دو رویکرد فردی و گروهی وجود دارد که هرکدام با سه روش اجرا می شوند. رویکردهای فردی: 1- دانشجو با یک استاد راهنما و مشاور؛ 2- دانشجو با بیش از یک استاد راهنما و مشاور؛ 3- تشکیل کمیته پایان نامه. رویکردهای گروهی نیز عبارتند از: 1- گروه های پژوهشی شامل: گروه پژوهشی دو یا چند استاد و خوشه پژوهشی؛ 2- آزمایشگاه تحقیقاتی؛ 3- هرم پژوهشی استادمحور و هرم پژوهشی مجموعه گروه آموزشی. تحلیل نتایج در بخش کمی نشان داد که رویکرد فردی بیش تر مورد استفاده بوده و مورد اقبال دانشجویان نیز هست. بیش ترین اختلاف وضع موجود و مطلوب درخصوص عضویت در گروه های پژوهشی هرمی است که بیانگر تمایلات دانشجویان نسبت به رویکرد گروهی است. نتایج تحلیل واریانس و آزمون های تعقیبی نیز بیانگر تفاوت قابل ملاحظه ای بین گروه های علوم انسانی و فنی- مهندسی با علوم پایه در مورد رویکردهای فردی در وضع موجود و مطلوب است. ازجمله پیشنهادهای پژوهش فراهم کردن زیرساخت های لازم توسط مسئولین دانشگاهی جهت بکارگیری رویکردهای گروهی در دانشگاه ها می باشد.
فوق برنامه ها و جهت گیری کارآفرینانه در فرهنگ سازمانی دانشگاه؛ مطالعه موردی دانشگاه فردوسی مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش عالی ایران سال سیزدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳
۱۱۹-۱۰۱
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر در قالب رویکردی کیفی مبتنی بر نظریه زمینه ای با هدف بررسی نسبت فرهنگ سازمانی و شکل گیری تمایلات کارآفرینی اجتماعی، به بررسی تجربه زیسته دانشجویان پیرامون فعالیت های فرهنگی و فوق برنامه در دانشگاه پرداخته است. تجزیه و تحلیل داده ها که از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 22 دانشجو در دانشگاه فردوسی مشهد به دست آمد، منجر به صورت بندی پدیده مرکزی تحت عنوان «فوق برنامه ها در دانشگاه: عرصه تلفیق نوآوری و نوع دوستی» شده است. این پدیده بر پایه مجموعه ای از شرایط زمینه ای از قبیل «جهت گیری استادمحور در فرهنگ سازمانی دانشگاه»، «غلبه امور آموزشی پژوهشی بر امور تربیتی در دانشگاه» و «پویایی خرده فرهنگ های دانشجویی در قلمرو سازمانی دانشگاه»، رخ داده است. مهمترین شرایط علی اثرگذار بر پدیده مذکور عبارت از «تنوع و گستردگی فوق برنامه های آموزشی»، «الگوی اجرایی حاکم بر فعالیت های فوق برنامه» و «دسترس پذیری فوق برنامه ها در قالب های مالی و زمانی» است. همچنین برخی شرایط مداخله ای مانند «تجارب مربوط به زندگی خانوادگی»، «سوابق تحصیلی در مدرسه» و «شرایط حاکم بر رشته و گروه آموزشی» شناسایی شدند. راهبردهای اتخاذشده توسط دانشجویان در مقابل پدیده مذکور شامل «اولویت دهی»، «توازن دهی» و «بی توجهی» به فوق برنامه منجر به پیامدهایی نظیر «افزایش تمایل به کارگروهی»، «جهت گیری توامان فردی و جمعی در منفعت جویی»، «تحول در احساسات خیرخواهانه»، «گرایش به نوآوری» و «رشد تک ساحتی در بی توجهی به فوق برنامه ها» شده است.
سمپتوم شناسیِ هرمنوتیک خود در مدرنیسم ادبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فوکو در واپسین سال های حیات خویش، تکنیک های خود را به مثابه شکلی بدیل از تکنیک در علوم انسانی مطرح می نماید. وی ضمن تبارشناسی تکنیک های خود از یونان باستان تا عصر مدرن، هرمنوتیک خود را به مثابه پیشرفته ترین و پیچیده ترین شکل تکنولوژی های خود، معرفی می کند. سوژه مدرن با اعمال هرمنوتیک خود بر خویش، جریان افکار، مکنونات درونی و مخفی-ترین لایه های ساحت روانیِ خود را در برابر دیگری بزرگ (امر نمادین)، به مثابه متنی گشوده، در معرض تفسیر و تأویل قرار می دهد. اینک سوژه نه صرفا بواسطه تکنیک های سلطه و استیلا، که با اعمال هرمنوتیک خود، از سوی ساحت کلی اخلاق و فرهنگ عمومی تحت مراقبت و کنترل در می آید. از سوی دیگر مدرنیسم ادبی (جریان های ادبی و هنری آوانگارد قرن بیستم)، حاوی سویه ها و سمپتوم هایی ست که می تواند در نظمِ نشانگانی هرمنوتیک خود قرار گیرد. سمپتوم شناسی ادبیات مدرن حاکی از آن است که سیر تحولی آن از کلاسیسیسم تا نیمه نخست قرن بیستم، روندی از حرکت به سوی درون گرایی، ارجاع به خود، برون ریزیِ خود، تأمل در نفس و واکاوی ساحتِ روانی را تا عمیق ترین لایه های آن، نشان می دهد؛ سمپتوم هایی که همگی در نظم نشانگانیِ هرمنوتیک خود قرار می گیرد. در مجموع خوانش سمپتوماتیک مدرنیسم ادبی نشان می دهد که سمپتوم های اساسی هرمنوتیک خود در این قسم از ادبیات قابل تشخیص می باشد.
رابطه بین استفاده از اینستاگرام و مدیریت بدن زنان شهر تهران
منبع:
رهپویه ارتباطات و فرهنگ دوره اول پاییز ۱۴۰۰ شماره ۱
23 - 38
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین میزان و نوع استفاده از شبکه اجتماعی اینستاگرام و مدیریت بدن کاربران زن انجام گرفته است. چارچوب نظری این پژوهش ترکیبی و در مدیریت بدن از نظریه مدیریت بدن گیدنز و در میزان استفاده از نظریه استفاده و رضامندی استفاده شده است. روش این پژوهش پیمایشی و جامعه آماری، کاربران (اینستاگرام) زن 19 تا 45 سال ساکن شهر تهران و تعداد حجم نمونه براساس قاعده فادی 407 نفر است. برای گرداوری اطلاعات از پرسشنامه و برای تحلیل داده ها از نرم افزار spss استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد توجه چهار پنجم (81 درصد) پاسخگویان به مدیریت بدن شان در حد کم است. در بین شیوه های چهارگانه مدیریت بدن، بیشترین توجه به فعالیت ورزشی و کمترین جراحی زیبایی است. استفاده از لوازم آرایش و رعایت رژیم غذایی گزینه های سوم و چهارم است. میانگین استفاده از اینستاگرام در بین پاسخگویان 112 دقیقه در شبانه روز و تعداد مراجعه به آن 9 بار است. بیشترین استفاده نیز برای لایک کردن و کامنت گذاری است. یافته ها نشان می دهد که استفاده از اینستاگرام در حد بسیار ضعیفی باعث توجه کاربران به مدیریت بدن شان شده است. در بین شیوه های چهارگانه مدیریت بدن نیز با افزایش استفاده از اینستاگرام در حد ضعیفی بر فعالیت ورزشی و استفاده از لوازم آرایش کاربران (برای بهبود مدیریت بدن شان) افزوده شده است. همچنین بین استفاده از اینستاگرام و جراحی زیبایی و رعایت رژیم غذایی همبستگی معناداری وجود نداشت.
بررسی بهره مندی از ظرفیت های ایرانیان خارج از کشور (با تأکید بر کارکردهای شبکه های برون مرزی صداوسیما)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رشد فزاینده نقش آفرینی مهاجران بین المللی و سیر صعودی نفوذ آنها در نظام های دولتی و خصوصی، باعث شده این بازیگران نوظهور عرصه روابط بین الملل ظرفیت بیشتری برای تأثیرگذاری پیدا کنند. در میان طیف متنوع جوامع دور از وطن، دایاسپوراها در شمار تأثیرگذارترین بازیگرانی هستند که هم بر سیاست داخلی کشورها تأثیرگذارند و هم نقش های مهمی در حوزه های مختلف بین الملل به ویژه در حوزه تبادلات فرهنگی بر عهده دارند. این مقاله، در پی پاسخ دادن به این پرسش های کلیدی است که «دایاسپورای ایرانی چه ویژگی ها و اهمیتی دارد، چه تأثیری در توسعه روابط ایران با سایر کشورها می تواند داشته باشد و در این عرصه شبکه های برون مرزی صداوسیما چگونه می توانند از ظرفیت های این جوامع در پیشبرد اهداف توسعه ملی بهره گیری کنند»؟ یافته های این پژوهش که با رویکرد کیفی از نوع توصیفی- تحلیلی و با مطالعه اسنادی و کتابخانه ای انجام شده، نشان می دهد که در دهه های اخیر این جوامع دور از وطن با روندی رو به رشد در چهار زمینه بنیادین سیاست گذاری یعنی سیاسی- امنیتی، اجتماعی- فرهنگی، اقتصادی و علمی-فنی تأثیرگذار بوده اند. جوامع دیاسپورای ایرانی از ظرفیت های قابل توجهی برخوردارند که می توانند از جنبه های مختلف در خدمت حل مشکلات ایران قرار بگیرند. رسانه های برون مرزی ایران با اتخاذ راهکارهای مختلف و عملیاتی کردن ارتباط با جوامع ایرانی خارج از کشور، می توانند نقش مؤثری در این زمینه ها ایفا کنند.
دیدگاه اریک و گلین به احیای علوم اجتماعی مبتنی بر تجربه دینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه های اجتماعی متفکران مسلمان دوره یازدهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱
149 - 167
حوزههای تخصصی:
مبحث امکان علمی اجتماعی که مبتنی بر رویکرد وحیانی باشد تنها محدود به طرفداران علم اجتماعی اسلامی نبوده و در خارج از فرهنگ اسلامی و در آن سوی اروپای مسیحی نیز اندیشمندانی را به خود مشغول کرده است. از جمله این اندیشمندان اریک وگلین –فیلسوف و مورخ آلمانی- است که رهیافتی وحیانی به تاریخنویسی و احیای علوم اجتماعی دارد. او نگاهی نقادانه به تجدد و حقیقت تجددی داشته و آن را به مثابه بیماری عصر حاضر در نظر می گیرد. لذا، بهره گیری از رویکرد وحیانی و تجربه مذهبی به ساحت معرفت را درمان بیماری تجدد و روشی برای احیای علوم اجتماعی سنتی می داند. بر این اساس، هدف نوشتار حاضر بررسی احیای علوم اجتماعی در رویکرد وحیانی و یا به تعبیر بهتر تجربه مذهبی اریک وگلین است. مقاله حاضر به توسط روش توصیفی- تحلیلی و با در پیش گرفتن روش اسنادی در پی پاسخ به این پرسش است که احیای علوم اجتماعی از منظر وگلین چگونه انجام می شود؟ یافته های پژوهش حاکی از آن است که وگلین برخلاف ادعای خود، که موطن دانش را دین و فلسفه کلاسیک می داند، تنها به فلسفه کلاسیک و حقیقت افلاطونی در بازسازی علوم اجتماعی توجه کرده و تجربه مذهبی و وحی مسیحی تنها در طرح ریزی بنیان نظریه اش مورد استفاده قرار گرفته است. از طرف دیگر، این موضوع جای تأمل دارد که نظریات و آرای وی از جهت توجه به وحی به دیدگاه اسلام نزدیک است و از جهت نحوه قرائتش از وحی و مذهب مغایر نظر اسلام است.
شریعتی و روش دیالکتیک؛ تقلید یا نوآوری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه های اجتماعی متفکران مسلمان دوره یازدهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴
111 - 128
حوزههای تخصصی:
روش عمده در فلسفه و علوم انسانی تا اواسط قرن نوزدهم، روش تبیینی علی-معلولی بوده است. با طرح جدید هگل از تاریخ، روش دیالکتیک در علوم انسانی جایگاهی ویژه یافت. هگل با استفاده از بن مایه های دیالکتیک یونانی که در ساحت اندیشه متوقف می شد، دیالکتیک را با تحولاتی در راستای تحلیل تاریخ و وقایع اجتماعی به کار برد. مارکس نیز با رویکردی ماتریالیستی، به تحلیل دیالکتیکال تاریخ پرداخت. شریعتی یکی از نخستین کسانی بود که این روش را در ایران مطرح نمود. هدف ما در این مقاله مشخص کردن میزان تقلید و نوآوری شریعتی در مفهوم دیالکتیک است. از همین رو با روشی کتابخانه ای، به واکاوی مفهوم دیالکتیک در اندیشه ایشان پرداخته ایم. از نظر شریعتی منطق ارسطو ذهنی و انتزاعیست. شریعتی کاربست این روش در عالم اسلام را مانع تحولات و پیشرفت های علمی می داند. علیرغم تأثیر شریعتی از مارکس در منظومه فکری خود، روش او تفاوت های عمده ای با دیالکتیک مارکسیستی و هگلی دارد. شریعتی هم با ابتنای دیالکتیک بر آگاهی مخالف است و هم با ابتنای آن بر ماتریالیسم. علاوه بر این او ضرب دوم دیالکتیک را جدا و بیرون از ضرب اول تعریف می کند و ضرب سوم را نیز حاصل جمع تز و آنتی تز نمی داند. در تحلیل شریعتی از تاریخ و انسان، ضرب اول و دوم دیالکتیک، جریان خیر و شر هستند که در تقابل با یکدیگر، تاریخ و انسان را متحول می کنند و در نهایت نیز با پیروزی جریان حق این مبارزه به نقطه پایان خویش می رسد.
وضعیت سرمایه اجتماعی در استان کردستان؛ آسیب ها، راهبردها و برنامه های تقویت سرمایه اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سرمایه اجتماعی یک سازه نظری و سیاستی به شمار می رود و به میانجی سنجش سرمایه اجتماعی به مثابه نبض سنجی اجتماعی می توان جهت و آهنگ تغییرات جامعه در ساحت های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی و نیز پیامدهای سیاست گذاری عمومی و اجتماعی را شناسایی و تحلیل نمود. پژوهش حاضر با هدف واکاوی وضعیت سرمایه اجتماعی در بین نمونه ای از شهروندان استان کُردستان به انجام رسیده است. این پژوهش به روش پیمایش و با استفاده از ابزار پرسش نامه درمورد 1007 نفر از شهروندان استان کُردستان در بازه سنی20 تا 54 سال انجام گرفت. شیوه نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای بوده است. برمبنای یافته ها، میانگین شاخص ترکیبی سرمایه اجتماعی در سطح متوسط ارزیابی می شود. کمّ و کیف سرمایه اجتماعی، به ویژه در بُعد سرمایه اجتماعیِ کلان پایین است و این مسأله نشان از زوال اعتماد عمومی به اهمیت و موفقیت عملکرد نهادها در حوزه های چهارگانه اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است. نوع غالب سرمایه اجتماعی در استان کردستان، سرمایه اجتماعیِ خُرد است و سرمایه اجتماعی میانی در سطح متوسط قرار دارد. براساس نتایج تحلیل واریانس، میانگین سرمایه اجتماعی بر حسب جنسیت، رده سنی، وضع تأهل، سواد، وضع فعالیت پاسخ گویان تفاوت می پذیرد. در بخش پایانی پژوهش، با نظر به مختصات سرمایه اجتماعی، آسیب ها و مخاطرات، راهبردها، برنامه ها و مجریانِ ارتقای سرمایه اجتماعی در کُردستان ارائه شده است.
صورت بندی گفتمانی بیانات مقام معظم رهبری پیرامون تغییرات فرهنگ جنسی جامعه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
غریزه جنسی را می توان پیشران و نقطه عزیمت فرایند معناسازی در اجتماع انسانی قلمداد کرد؛ ازهمین رو معناسازی، تعامل و بازتولید امر جنسی در ارتباط با سایر ابعاد و ساختارهای نظام اجتماعی (فرهنگ، مذهب، اقتصاد، سیاست، حقوق، آموزش، رسانه و...) ازیک سو می تواند به نظم اجتماعی و ازسوی دیگر به آشفتگی و اضطراب اجتماعی منتهی شود. همین موضوع باعث شده است تا رویکردها و گفتمان های متفاوتی حول آن شکل گیرند؛ گفتمان هایی که تغییرات فرهنگ جنسی را در لایه ها و محورهای گفتمانی خود تحلیل می کنند و در تعامل و مواجهه با تغییرات آن، راهبردهایی متناسب با گفتمان خود پیشنهاد می دهند. در نوشتار حاضر تلاش شده است با استفاده از روش عملیاتی تحلیل گفتمان (پدام)، بیانات مقام معظم رهبری به عنوان یک متفکر اجتماعی درباره تغییرات فرهنگ جنسی جامعه ایران، صورت بندی گفتمانی شود، زیرا هر گفتمان تغییرات فرهنگ جنسی را ناظر به تأثیر عوامل، اهداف و راهبردهای مشخصی تحلیل می کند. در این پژوهش، چهار محور گفتمانی ناظر به مؤلفه های معنایی و علل و عوامل تغییرات فرهنگ جنسی جامعه ایران کشف و صورت بندی شده است. بر این اساس پویایی فرهنگ جنسی، خلأ نظری و سیاستی، تهاجم فرهنگی جنسی و مقابله با تهاجم جنسی به منظور سامان مندی فرهنگ جنسی از محورهای گفتمانی مقام معظم رهبری است.
سبک زندگی مبتنی بر زیست شبانه(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهشنامه سبک زندگی سال هفتم بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱۲
99 - 116
حوزههای تخصصی:
امروزه، اهمیت سبک زندگی و تأثیر رفتارهای مرتبط با آن بر بینش، آگاهی و سلیقه افراد جامعه آشکار است. ازسویی، گرفتاری های روزمره و نوع سبک زندگی سرعت روند زندگی شهری را افزایش داده است و کمبود وقت به شدت احساس می شود. این امر به آسیب دیدن تعاملات اجتماعی، به ویژه در روابط خانوادگی، منجر شده است. بنابراین، به مدیریت زمان با سبکی نوین نیاز است تا بتوان از زمان باقی مانده برای تعاملات اجتماعیِ بهتر بهره برد. در پژوهش پیش رو، با معرفی دیدگاه های نظریه پردازان بزرگ و تبیین عناصر تأثیرگذار بر حیات شبانه، به بررسی ابعاد و مؤلفه های سبک زندگی مبتنی بر زیست شبانه، که نوع جدیدی از زیست در دنیای کنونی و ایران است، پرداخته شده است. این پژوهش از نوع کاربردی و از منظر روش گردآوری داده ها، توصیفی- تحلیلی از نوع پیمایش/ زمینه یابی است. پژوهشگر با استفاده از ابزار پرسش نامه به دنبال استخراج و بررسی مجموعه عواملی بود که به تبیین رابطه بین سبک زندگی به طورکلی و زیست شبانه بپردازد. نمونه آماری شامل 134 زوج از سه منطقه شهر تهران انتخاب شد که اوقات بیشتری از ساعات شب را در خارج از منزل به فعالیت های گوناگون می پردازند. پرسش نامه زیست شبانه، که ابزاری محقق ساخته با چهارده پرسش و ضرایب اعتبار بین 75 تا 80 درصد است، دارای ضریب آلفای کرونباخ 74 درصد بود. داده های پژوهش احساس رضایت زوج ها از سبک زندگی مبتنی بر زیست شبانه را نشان داد. براساس نتایج به دست آمده، سبک زندگی مبتنی بر زیست شبانه بر همه ابعاد زندگی گروه نمونه اثرگذار بوده و از بین ابعاد چهار گانه سبک زندگی (جسمانی، روان شناسی، معنوی و اجتماعی)، بعد روان شناسی بیشترین، و بعد جسمانی کمترین رابطه را با زیست شبانه دارد.
بررسی تأثیر احساس محرومیت نسبی بر قوم گرایی سیاسی قوم تالش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد اجتماعی فرهنگی سال دهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۴۰
487 - 524
حوزههای تخصصی:
موضوع این پژوهش، سنجش میزان قوم گرایی سیاسی قوم تالش و هدف آن، تبیین رابطه ی متغیر احساس محرومیت نسبی با قوم گرایی سیاسی این قوم است. قوم گرایی سیاسی یکی از گونه های قوم گرایی است که بر اساس آن، یک قوم علاوه بر تلاش برای حفظ تمایزات خود با اقوام دیگر، خواهان مشارکت در قدرت سیاسی بر اساس مؤلفه های قومی است. چارچوب نظری این مقاله نظریه ی رابرت گر است که احساس محرومیت نسبی را علت خشونت سیاسی می داند. در این مقاله، خشونت قومی و به طور خاص قوم گرایی سیاسی به عنوان یکی از مظاهر و مصادیق خشونت سیاسی در نظر گرفته شده است. روش مورد استفاده در این پژوهش، پیمایش و ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسش نامه است. جامعه ی آماری پژوهش، کلیه افراد 15 سال و بالاتر در شهرستان های تالش نشین گیلان هستند که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 480 نفر به عنوان حجم نمونه تعیین گردیده است. اعتبار ابزار پژوهش با استفاده از روش اعتبار صوری و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ تأیید شده است. نتایج تحقیق، در بخش توصیفی نشان می دهد که پاسخ گویان پژوهش از قوم گرایی سیاسی در سطح بالا و از احساس محرومیت نسبی در همه ی ابعاد در حد متوسط برخوردارند. بررسی آزمون فرضیه ها نیز نشان می دهد که هر سه متغیر احساس محرومیت نسبی سیاسی، فرهنگی و اقتصادی-اجتماعی با قوم گرایی سیاسی رابطه دارد، هرچند احساس محرومیت نسبی فرهنگی بیشترین تأثیر را بر قوم گرایی سیاسی دارد. در پایان راهکارهایی برای کاهش قوم گرایی سیاسی و تقویت همبستگی ملی در میان قوم تالش ارائه گردیده است.