فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۱۰۱ تا ۶٬۱۲۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
منبع:
رسانه سال ۳۳ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۱۲۸)
111 - 132
حوزههای تخصصی:
رشد سریع فناوری های ارتباطی، دولت ها را با این حقیقت رو به رو کرده که شکل جدیدی از دیپلماسی، در قالب دیپلماسی رسانه ای، وارد عرصه معادلات بین المللی شده است. در این دیدگاه، نسبت به دیپلماسی، رسانه ابزاری تلقی می شود که سیاستمداران با استفاده از آن، دیدگاه خود را محک می زنند و از رسانه، به عنوان ابزاری در جهت ارتقای منافع ملی استفاده می کنند. در این میان، اهمیت دیپلماسی رسانه ای برای جمهوری اسلامی ایران، در دوران پسابرجام و با در نظر گرفتن خروج آمریکا از برجام و اتخاذ راهبرد "رئالیسم تهاجمی" و اعمال " فشار حداکثری" بر ایران، دوچندان می شود. از این رو پژوهش حاضر، با استفاده از روش فراترکیب، در چارچوب نظریه همگرایی رسانه ها و با در نظر گرفتن ظرفیت رسانه ای موجود در ایران، این موضوع را بررسی می کند که چگونه جمهوری اسلامی ایران، با استفاده از ظرفیت های رسانه ای خود " سیاست موازنه قوا " را در پیش گیرد و در تغییر رویکرد جامعه بین المللی در قبال ایران مؤثر عمل کند. نتایج این پژوهش نشان می دهد، جمهوری اسلامی ایران، باید با به کارگیری بازوهای رسانه ای و بازتعریف منافع ملی خود در شرایط جدید، و تمرکز بر دو حوزه محوری سیاست و افکار عمومی و توسعه همکاری های رسانه ای کشورهای همسو و هم پیمان، همچون چین و روسیه نسبت به ایجاد موازنه قوا در برابر آمریکا در عرصه منطقه ای و جهانی اقدام کند.
واکاوی و کاربست روش شناختی تحلیل قاب در رسانه های خبری از منظر رویکرد کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۳ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۱۲۸)
243 - 266
حوزههای تخصصی:
تحلیل قاب از جمله روش های مورد استفاده در رسانه ها محسوب می شود. با مقاله رابرت انتمن در سال 1993، تحلیل قاب به یک روش مهم تبدیل شد. از زمانی که گافمن، مفهوم تحلیل قاب را معرفی کرد و انتمن در زمینه تحلیل رسانه های جمعی آن را به کار گرفت، محققان این روش را برای درک نحوه ارائه اطلاعات، توسط رسانه های چاپی و سایر رسانه ها، مورد استفاده قرار داده اند. امروزه تحلیل قاب با متیو نیسبت وارد مسیر جدیدی شده است و در ارتباطات علم و بازتاب مشکلات زیست محیطی، تغییرات آب و هوایی، مسائل علمی و غیره مورد استفاده قرار می گیرد. مطالعه ها یی که از تحلیل قاب به عنوان روش شناسی استفاده کرده اند از رویکردهای گوناگون نظری و روش شناختی بهره جسته اند، که منجر به تعاریف عملی متفاوتی شده و بیشتر آن ها نیز تجربی و مختص اهداف مطالعه مربوط بوده است. این مقاله، در صدد ارائه یک صورت بندی کلی از تحلیل قاب کیفی در رسانه های خبری است که با متمایز کردن آن از نوع کمی و نقد رویکرد کیفی آغاز می شود و به شناخت انواع تحلیل قاب "هرمنوتیک یا کیفی"، " کل گرایانه دستی"، "تقلیل گرایانه دستی" و "زبان شناختی و رایانه محور" و نقاط ضعف و قوت هر یک از آن ها می پردازد. در ادامه به رابطه تحلیل قاب، با سایر روش ها از جمله تحلیل گفتمان و تحلیل محتوا پرداخته می شود و همچنین در پایان، نحوه کاربرد آن ها را در فرایند تحقیق شرح می دهد.
رابطۀ انگیزۀ مشارکت در ورزش های همگانی و اضطراب اجتماعی اندام با مشارکت ورزشی دانشجویان دختر دانشگاه های شهرستان خوانسار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه انگیزه مشارکت در ورزش های همگانی و اضطراب اجتماعی اندام با مشارکت ورزشی دانشجویان دختر دانشگاه های شهرستان خوانسار انجام شد. روش پژوهش توصیفی-همبستگی بود و جامعه آماری آن را کلیه دختران دانشگاه های شهرستان خوانسار تشکیل دادند. روش نمونه گیری تصادفی ساده و حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان 254 نفر تعیین شد. ابزار پژوهش، پرسشنامه مشارکت ورزشی، اضطراب اجتماعی اندام و انگیزه مشارکت ورزشی بود. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی (آزمون تی تک نمونه ای، ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون) تحلیل شدند. نتایج نشان داد، بین انگیزه مشارکت در ورزش های همگانی و اضطراب اجتماعی اندام رابطه منفی معنادار، بین انگیزه مشارکت در ورزش های همگانی و مشارکت ورزشی رابطه مثبت و معنادار و بین اضطراب اجتماعی اندام و مشارکت ورزشی رابطه منفی و معناداری وجود دارد. همچنین، انگیزه مشارکت (297/0) در ورزش های همگانی و اضطراب اجتماعی اندام (335/0-) پیش بین مناسبی برای مشارکت ورزشی دانشجویان دختر بود.
تحلیل انتقادی چارچوب اخلاقی سرمایه اجتماعی؛ دلالت هایی برای مطالعات اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
امروزه چارچوب اخلاقی به عنوان یکی از مختصات اساسی برای درک مفاهیم، در علوم اجتماعی نقش ویژه ای یافته است؛ اگر فلسفه اخلاق را معیار روایی یا ناروایی یک فعل بدانیم در این صورت دانش فلسفه اخلاق، متولی بررسی نظریات اخلاقی خواهد بود. پژوهش حاضر که با شیوه ای تحلیلی و در بستر تقسیم بندی رایج از فلسفه اخلاق تدوین شده است به تحلیل مفهوم سرمایه اجتماعی می پردازد. در این پژوهش ضمن تقسیم بندی مطالعات دینی حوزه سرمایه اجتماعی، با استخراج چارچوب اخلاقی سرمایه اجتماعی، انتقادات وارد بر مفهوم سرمایه اجتماعی که به واسطه چارچوب «فایده گرایی» آن پدیدار شده است، مورد بررسی قرار گرفته است. براساس یافته های این پژوهش، به علت درک ناقص از فلسفه دینداری و عدم توجه به خاستگاه اخلاقی سرمایه اجتماعی، دین به موضوعی برای مطالعات سرمایه اجتماعی تنزل داده شده است. هرچند مقاله درصدد تحلیل سرمایه اجتماعی از مبنای فلسفه اخلاق اسلام نیست، اما دلالت های آن برای مطالعات دینی به واسطه توجه به مختصات مفاهیم وارداتی در علوم انسانی، راهگشا خواهد بود.
درآمدی بر کارکردهای تمدنی زبان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تمدن بالاترین سطح پیشرفت و برآیند دستاوردها و سرمایه های سخت و نرم یک جامعه انسانی است که براساس سهم مولفه های سازنده خود در سطوح مختلف در جوامع انسانی ظهور می کند. از جمله مهمترین ابزار در پی ریزی تمدن، زبان است که با قابلیت بی بدیل ارتباطی خود، قادر است کارکردهای تمدنی ارزشمندی داشته باشد. پرداخت به کارکردهای تمدنی زبان و بررسی میزان اثرگذاری آن به عنوان مهمترین ابزار ارتباطی می تواند در شناخت خلاءهای پیش روی یک تمدن مؤثر باشد و در میدان رقابت با غیرهای مجاور، آن را مهیا و تقویت نماید. بدین منظور پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی در نظر دارد به مسأله ارتباط زبان و تمدن و کارکردهای تمدنی زبان تمدن ساز بپردازد. یافته های پژوهش حاضر حاکی از آن است که زبان می تواند در اعتباربخشی به تمدن، تعیین سطوح اندیشه تمدن ساز، تولید و بازتولید تمدنی، افزایش قدرت و اثرگذاری آن در حوزه درون و برون مرزی یک سرزمین، آموزش هنجارهای تمدنی و انتقال سرمایه ها و دستاوردهای جدید مشارکت داشته باشد. براین اساس در پی ریزی و تجدید حیات تمدن نوین اسلامی لازم است در راستای تقویت این ابزار ارتباطی، قابلیت هایی که به صورت بالفعل در زبان تمدنی مدنظر موجود است تقویت و به زمینه سازی برای ایجاد قابلیت های لازم ولی مفقود در چنین زبانی مبادرت کرد.
Explaining the Position of Women's Management System in National and International Sports Associations(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: In Iran, women have major challenges and are in high conflict between the elites and the rulers. In many cases, society still emphasizes the maternal role of women more than her entry into the public arena, and this is in the fundamental contradiction of the women's management system in various forums. Accordingly, the purpose of this study is to present the pattern of the status of the women's management system in the sports assemblies. Methodology: This study was performed in a combined method, the first part of which is the basis of the basis and the second part was done by scrolling. The statistical sample in the first part of the 16th sportsmen and professors and senior sports managers and in a few 141 people were studied. Data analysis in three stages of coding was open, pivotal and nucleus. In the quantitative section, the model and assumptions have been tested using the navigation method. Findings: With the analysis of 16 deep interviews and the implementation of these interviews, 125 meaningful concepts and propositions are extracted, and then from these 125 concepts, 141 corresponding concepts are pulled out. The overlap and meaning of many of the corresponding concepts led the researchers using their theoretical sensitivity to introduce and explain these 141 concepts to 27 sub -categories and ultimately 27 sub -categories with ten main categories. These ten subcategories consisting of; Identity in managerial spaces, the ability to divide, overcome gender spaces, effective control, planning, networking and communication skills, field and leadership, social support for women's management, exercise management and organizational efficiency, which are more abstracted by coding. Selection, a nuclear category as "the position of the women's management system in sports assemblies in the context of overcoming gender spaces and gaining social support for women's management in the ability to divide and organizational efficiency with women's intervention and communication skills based on field strategies and leadership, program. The centrality and management of management, despite the consequences of identifying in managerial and effective control spaces in Iranian society, appear to be realized in Iran, "which can cover all other categories. Conclusion: Considering the weakness of existing theoretical models in the field of the position of women's management system in sports associations, a new approach to explaining the management system of women in sports in Iran can help the health of women's sports.
برآمدن طبقه ی متوسط جدید در ایران (با تمرکز بر حوزه های معماری و ادبیات)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی ایران سال ۲۳ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴
95 - 117
حوزههای تخصصی:
مسئله اصلی پژوهش حاضر توصیف و تحلیل چگونگی برآمدن طبقه ی متوسط جدید در ایران از طریق مطالعه و بررسی شاخص ها و مولفه های مرتبط با سبک زندگی مانند معماری، اوقات فراغت، روابط اجتماعی و ... در بازه ی زمانی سالهای 1300-1320ه.ش و دستیابی به جهان بینی، معانی، ارزش ها و اندیشه های اعضای این طبقه در دوره زمانی ذکر شده است. در پژوهش حاضر به منظور دستیابی به هدف های تحقیق از روش تاریخی با رویکرد کیفی و روش تحلیل محتوای کیفی استفاده شده است.
بر اساس یافته های این پژوهش، تحولات معماری و شهرسازی در دوره ی پهلوی اول و بازخوانی و تحلیل رمان های نوشته شده از سوی نویسندگان شاخص این دوره از چگونگی ظهور تمایزهای طبقاتی، شکل گیری طبقه متوسط جدید و سبک زندگی متناظر با آن خبر می دهد. در این راستا، اتکا به معیارهای جدید معماری در بنای ساختمان های عمومی و خصوصی و امکانات و فضاهای جدید شهری مانند سینما ها، کافه ها و مغازه ها در کنار برجسته شدن موضوع هایی مانند حضور زنان در زندگی اجتماعی، تحصیل و اشتغال زنان، عشق و ازدواج به سبک جدید و پدید آمدن مشکل های خانوادگی و مسائل اجتماعی نوظهور نشان دهنده چگونگی ظهور این طبقه و سبک زندگی اعضای آن است. بررسی ها و تحلیل های صورت گرفته در این پژوهش نشان می دهد که جهان بینی و ارزش های اعضای طبقه ی متوسط جدید را می توان در حول مولفه هایی مانند فردگرایی، ناسیونالیسم و تجددگرایی مشخص نمود.
بررسی تاثیر شبکه های اجتماعی مجازی بر ارتباطات کاربران متاهل در خانواده
حوزههای تخصصی:
تغییرات سریع زندگی بشر به واسطه ی فناوری های نوین در حوزه ی ارتباطات در ابعاد مختلف حاصل گردیده و خانواده و فرهنگ و روابط حاکم بر آن ها نیز از این فاعده مستثنی نبوده است. هدف این پژوهش نیز در این راستا شناسایی مخاطرات و آسیب های شبکه های اجتماعی مجازی در چارچوب روابط افراد در درون نهاد خانواده و ارائه راهکارهایی برای کاهش آسیب های شبکه های اجتماعی مجازی بر تعاملات خانوادگی می باشد. نوع روش پژوهش، روش پیمایشی و جامعه آماری کاربران متأهل شبکه های اجتماعی مجازی شهر اصفهان، روش نمونه گیری خوشه ای استفاده گردیده و به افراد ، به روش اتفاقی پرسش نامه ها داده شده است. حجم نمونه نیز بر اساس فرمول کوکران معادل 380 نفر تعیین گردید. متغیر مستقل پژوهش حاضر، شبکه های اجتماعی مجازی و متغیر وابسته مناسبات خانوادگی است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری محاسباتی spss Amos & انجام شده است. چارچوب نظری این پژوهش مبتنی بر نظریه استفاده و رضایت مند، نظریه ساخت یابی گیدنز، نظریه کاشت و نظریه استحکام یا تأثیر محدود بوده است. نتایج حاصل از این پژوهش بیانگر این است که استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی در ارزش ها، احساسات و شناخت ها و ارتباطات نامتعارف میان افراد تاثیر می گذارد همچنین میزان و مدت زمان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی بر تعاملات اعضای خانواده تأثیرگذار خواهد بود در تحقیق حاضر نیز ما به این نتیجه رسیدیم که استفاده از آن ها بر بی-اعتمادی نسبت به همسر و میزان تعامل افراد با اعضای خانواده تاثیر می گذارد.
Formulating the Academic Buoyancy Model Based on Life Expectancy with the Mediating Role of Happiness in Students
حوزههای تخصصی:
Purpose: Academic buoyancy is one of the effective variables in the academic field and learning environment of students. Therefore, the objective of this research was to design the academic buoyancy model based on life expectancy with the mediation of happiness in female high school students in Hamedan city. Methodology: The methodology of this research was correlational and SEM. The statistical population included all female students of the second secondary school in Hamedan city, and the statistical sample was selected based on the number of items used in the questionnaires as 370 people with the multi-stage cluster sampling method. Academic buoyancy (Hosseinchari and Dehghanizadeh, 2013), life expectancy (Hallajian, 2019), and Oxford happiness (Argyl et al., 1989) scales were used to collect data. For data analysis, a structural equation test was used in the PLS-3 software environment. Findings: The results showed that life expectancy has a direct and positive effect on academic buoyancy (β = 0.36, p <0.01) and happiness (β = 0.46, p < 0.01). Happiness also has a direct and significant effect on academic buoyancy (β = 0.34, p<0.01). Also, happiness has a significant mediating role in the relationship between life expectancy and academic buoyancy (β = 0.16, p<0.01). Conclusion: since life expectancy creates a more positive atmosphere, it can be effective in increasing the feeling of happiness, and happiness creates buoyancy in the academic environment, followed by an increase in academic buoyancy.
نیادوستی و رابطه آن با گرایش به رفتارهای پرخطر با تعدیلگری وضعیت اقتصادی-اجتماعی در بین دانش آموزان شهرستان ملکان در سال 1399(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۲۲ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۸۶
۱۵۰-۱۲۱
حوزههای تخصصی:
مقدمه: رفتارهای پرخطر به رفتارهایی گفته می شود که سلامت و بهزیستی جسمی، روان شناختی و اجتماعی افراد و جامعه را به خطر می اندازد. دوره نوجوانی که با تغییرات جسمانی، روان شناختی و اجتماعی گسترده همراه است، به دلیل خودمحوری و عدم درک مناسب نوجوانان از رفتارهای خود، مرحله مهمی برای شروع رفتارهای پرخطر محسوب می شود. رفتارهای پرخطر و گرایش به آن در نوجوانان از عوامل مهم به خطر افتادن سلامت جامعه است. مطالعه حاضر با هدف بررسی نیادوستی و رابطه آن با گرایش به رفتارهای پرخطر در بین دانش آموزان شهرستان ملکان صورت گرفته است. روش: پژوهش حاضر از نوع مطالعات همبستگی است. جامعه آماری شامل همه دانش آموزان دختر و پسر مقطع تحصیلی متوسطه اول و دوم شهرستان ملکان بود. حجم نمونه پژوهش ۶۴۰ دانش آموز بود که از بین دانش آموزان مقطع متوسطه اول و دوم شهرستان ملکان به صورت سهمیه ای انتخاب شدند. ابزارهای مورداستفاده در تحقیق شامل پرسشنامه گرایش به رفتارهای پرخطر محمدخانی، پرسشنامه رابطه نوه_پدر/مادربزرگ الدر_کانگر و پرسشنامه وضعیت اقتصادی_اجتماعی قدرت نما بود. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون، رگرسیون خطی چندگانه و رگرسیون سلسله مراتبی انجام شد. یافته ها: بین نیادوستی و گرایش به رفتارهای پرخطر در بین دانش آموزان رابطه آماری معنادار و معکوس وجود دارد. همچنین بین وضعیت اقتصادی_اجتماعی و گرایش به رفتارهای پرخطر در بین دانش آموزان رابطه آماری معنادار و معکوس وجود دارد. نتایج پژوهش نشان داد که وضعیت اقتصادی_اجتماعی، رابطه بین نیادوستی و گرایش به رفتارهای پرخطر را تعدیل می کند. بحث: شکاف بین والدین و فرزندان، درک و فهم والدین و نوجوانان را از هم کم می کند و اختلافات بین آنان را دامن می زند. از طرف دیگر این شرایط سبب افزایش احساس تنهایی، انزوا، افسردگی، بزهکاری و انحرافات اجتماعی نوجوانان می شود و آنان را دچار انواع مسائل و مشکلات فرهنگی و اجتماعی می کند. بر اساس محاسبات آماری صورت گرفته و یافته های به دست آمده، با توجه به تأثیر انکارناپذیر رابطه نیادوستی و فرزندان بر وقوع رفتار بزهکارانه، افراد زمانی که دررسیدن به اهداف و آرزوهای خود احساس محرومیت و ناکامی می کنند، به منظور تأمین نیازهای روانی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی خود مرتکب رفتارهایی می شوند که از سوی جامعه مناسب تلقی نمی شود.
مطالعه مقایسه ای نقش انقلاب های اجتماعی در تحولات نظام پوشاک زنان؛ مورد مطالعه: انقلاب اسلامی ایران و انقلاب مارکسیستی چین
منبع:
مطالعات کاربردی در علوم اجتماعی و جامعه شناسی سال پنجم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۱۹) جلد اول
37-46
حوزههای تخصصی:
انقلاب ها با توجه به زیربنای فکری و اعتراضی شکل می گیرند که نمود آن تفکر در بخش های مختلف زندگی جامعه قابل مشاهده می باشد. بنابراین پوشاک به عنوان یکی از مهم ترین نمود های فرهنگی و زندگی اجتماعی از قابل توجه ترین مولفه هایی است که می توان تغییرات را در آن مشاهده نمود. از این رو دو تفکر دینی که نگاهی به موازین الهی دارد و تفکر مارکسیستی که نگرشی مادی و انسانی دارد به عنوان دو رویکرد اصلی در این پژوهش به عنوان نمونه های مطالعاتی در نظر گرفته شده اند که اولی در ایران و دومی در چین رخ داده است. این دو رویکرد اساسی در انقلاب ها از جنبه های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی یا فرهنگی قابل بررسی هستند که چگونه بر نوع پوشش زنان نفوذ داشته است و آنها را دچار تحول نموده است. از این رو با استفاده از روش توصیفی تحلیلی با رویکردی کیفی و استفاده از منابع کتابخانه ای سعی بر آن شد تا چگونگی بازنمود این دو تحول انقلابی در لباس زنان مشاده گردد. در نهایت نتایج حاصله نشان داد که نوع سادگی و فاصله از سرمایه داری و مدگرایی مولفه های مشترک هر دو انقلاب در نظام پوشاک زنان بود و توجه به برابری برای کمونیست ها و از طرفی تطابق با شریعت برای مسلمانان ملاک مورد توجه برای فرم پوشش زنان قلمداد گردید.
Designing and Validation of the Epistemological Model in Blended Learning(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: Epistemology as one of the philosophical foundations in the field of education can play an important role in blended learning, ie using more than one method, strategy and technique for learning. Therefore, the present study was conducted with the aim of designing and validation the epistemological model in blended learning Methodology: The present study was applied from type of qualitative-quantitative. The population of the qualitative section was the documents related to epistemology and blended learning in the years 1990 to 2020 which 80 books, 60 dissertations and 60 articles were selected by purposive sampling method and in addition, included experts in the field of philosophy of education and distance learning which based on the principle of theoretical saturation number of 10 people of them were selected by purposive sampling method. The population of the quantitative section were faculty members and doctoral students of the department of philosophy of education and distance learning of Payame Noor University in 2020-2021 years which based on Krejcie and Morgan's table number of 200 people of them were selected by stratified random sampling method with using the teacher and student ratio. The tool of the qualitative section was the recording of books, dissertations and articles and interviews with experts, and the tool of the quantitative section was a researcher-made questionnaire whose psychometric indicators were confirmed. Data were analyzed by coding method in MAXQDA software and exploratory factor analysis and one-sample t-test in SPSS software. Findings: Findings showed that the epistemological model in blended learning had 60 subcategories in 9 categories including purpose, evaluation, educational correction, content, teaching method, teacher, learner, media and cognitive presence that its model was drawn. Also, validation of model indicated that the factor load of all 6 questions related to validation of model was higher than 0.30, their validity was higher than 0.50 and their reliability was higher than 0.70. In addition, the mean of all 6 questions was higher than the hypothetical mean of the population (P<0.001). Conclusion: The findings showed that the designed model for epistemology in blended learning had good validity. Therefore, curriculum specialists and planners can use this model along with other models to improve blended learning
Promoting the Accountability of Secondary School Principals of Hormozgan Province: Analysis of Dimensions and Components with a Qualitative Approach(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The efficiency of various organizations, especially educational organizations, depends to a large extent on the accountability of their principals. Therefore, the aim of the present research was to analyze the dimensions and components of promoting the accountability of secondary school principals. Methodology: This was an applied qualitative study. The study population included academic experts in educational management and educational sciences of Hormozgan province in 2020-2021. According to the principle of theoretical saturation, the sample size was estimated to be 10 individuals who were selected by purposive sampling method. The data collection instrument included a semi-structured interview. The validity of the above instrument was confirmed by the triangulation method and its reliability was calculated 0.85 using intercoder agreement coefficient. Finally, data analysis was carried out by open, axial and selective coding method in MAXQDA ver. 2018. Findings: The results of the present research showed that promoting the accountability of secondary school principals consisted of 32 indices, 9 components and 3 dimensions as follows: social accountability with two components of commitment to others and justification of an action to others, organizational accountability with four components of monitoring mechanisms, reporting, downward accountability and internal accountability, and functional accountability with three components of individual accountability, transparency and participation. Finally, the model of promoting the accountability of secondary school principals was drawn. Conclusion: According to the results of the current research, in order to promote the accountability of secondary school principals, it is necessary to promote social, organizational, and functional accountability dimension and their indices and components.
دستاوردها و کارکردهای رویکرد مدیریت مشارکتی در نظام آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اداره کارآمد در آموزش عالی بایستی با مشارکت و همکاری تمامی ذی نفعان صورت بگیرد. حکمرانی مشارکتی یکی از رویکردهایی است که با تمرکز با مشارکت و درگیرسازی تمامی ذی نفعان در امور ناظر به اداره نهادهای دانشگاهی ارائه شده است. در مقاله حاضر با بهره گیری از روش فراترکیب، دسته بندی جامعی از مؤلفه ها، دستاوردها و کارکردهای حکمرانی مشارکتی در نظام آموزش عالی انجام شده است. پژوهش حاضر، پژوهشی کیفی هست و در پارادایم تفسیرگرایی باهدف اکتشاف مؤلفه ها، کارکردها و دستاوردهای حکمرانی مشارکتی در آموزش عالی انجام شده است. در پژوهش حاضر با جمع آوری اطلاعات از پایگاه های علمی معتبر و پالایش آن، 100 مقاله به عنوان مقالات اصلی برای استخراج یافته ها انتخاب شدند. با تحلیل یافته ها این نتایج به دست آمده که کارکردها و دستاوردها حکمرانی مشارکتی در آموزش عالی را می توان به شش دسته: 1- ارتقای هماهنگی، انسجام و یکپارچگی 2- تقویت ارتباطات، ایجاد اعتماد و افزایش مشارکت و تمرکززدایی در تصمیم گیری 3- افزایش کارایی و اثربخشی (از طریق همکاری)4- افزایش یادگیری و دسترسی آزادانه به اطلاعات در کمک به تسهیل پیاده سازی و اجرای خط مشی ها 5- افزایش پاسخگویی و شفافیت بیشتر و کاهش اختلافات 6- افزایش تعهد و احساس مسئولیت طبقه بندی کرد.
پدیدارشناسی نابینایی: از روایت نابینایان تا برساخت اجتماعی نابینایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، پدیده نابینایی از منظر افراد دارای آسیب بینایی واکاوی و نقش گفتمان های اجتماعی و پیش فرض های فرهنگی در درک و تفسیر این پدیده بررسی می شود. بدین منظور با پانزده نفر از افراد دارای آسیب بینایی که به روش نمونه گیری هدفمند و نظری انتخاب شدند، مصاحبه عمیق صورت گرفت. داده های به دست آمده با استفاده از شیوه کدگذاری سه مرحله ای تنظیم و به روش تحلیل پدیدارشناختی مطالعه شدند. مهم ترین مقوله های یافت شده پژوهش حاضر عبارت اند از: «طبیعی دانستن معلولیت»، «تحمیل معلولیت»، «بازیابی سلامت»، «احساس گناه»، «رنج تحمیلی»، «قضاوت های کلیشه ای»، «بی هویتی اجتماعی» و «بازتعریف معلولیت». نتایج نشان داد درک و تفسیر پدیده نابینایی از منظر بیشتر نابینایان با آنچه عموم مردم تصور می کنند، متفاوت است و در بسیاری از موقعیت ها، گفتمان های اجتماعی و فرهنگی رایج در میان مردم به پدیده نابینایی، احساسات نامطلوبی را در افراد نابینا برمی انگیزند و معمولاً رنج مضاعفی را به آن ها تحمیل می کنند. بر این اساس، آنچه موجب محدودیت افراد نابینا شده، تا حد زیادی ناشی از برساخت اجتماعی، انگاره ها و پیش فرض های فرهنگی شکل گرفته درمورد نابینایی است. به نظر می رسد چنین برساختی از جمله عواملی است که می تواند در موارد متعدد موجب به رسمیت نشناختن افراد نابینا از سوی جامعه و ظهور پدیده بی هویتی اجتماعی و ازدست رفتن اعتمادبه نفس در آنان شود. به این ترتیب آنچه می تواند افراد نابینا را از این موقعیت خارج کند، پدیده اعتماد است که اساسی ترین پایه آن را نخست می توان در پذیرش و همراهی خانواده و سپس در بینش و رفتار مناسب جامعه جست وجو کرد. این موضوع در افراد نابینا زمینه شکل گیری اعتمادبه نفس و توانایی بیان نیازهای فردی آن ها را به وجود می آورد. در این صورت، فرد نابینا ساختارهای محدودکننده معلولیت را که می تواند در او نوعی درماندگی آموخته شده یا ناتوانی و معلولیت ثانویه ایجاد کند، پذیرا نمی شود.
سطح بندی شهرستان های استان ایلام بر اساس شاخص های توسعه فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد اجتماعی فرهنگی سال یازدهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۴۳
377 - 404
حوزههای تخصصی:
کاهش نابرابری در بهره مندی از منابع، دستاوردها و امکانات جامعه، یکی از مهم ترین معیارهای اساسی توسعه به شمار می رود. درباره ی اثر فرهنگ بر توسعه می توان به ایجاد دارایی های زیادی از قبیل مهارت ها و محصولات فرهنگی اشاره کرد که در ارتقای رفاه جامعه اثر به سزایی دارد. در پژوهش حاضر که به لحاظ هدف، کاربردی – نظری و به لحاظ روش، توصیفی- تحلیلی است، سعی شده نمای توسعه فرهنگی با ارزیابی 10 شاخص در شهرستان های استان ایلام بر مبنای آمار سال 1395 و در راستای هدف اصلی این پژوهش بررسی شود. داده های نظری پژوهش به روش اسنادی جمع آوری و پس از استخراج شاخص ها، اوزان هر شاخص از مدل TOPSIS به دست آمد. سپس اوزان حاصل از آنتروپی شانون و مدل تاپسیس در نقشه های فواصل، اعمال و با بهره گیری از برنامه جانبی Kriging، درون یابی شد. درنهایت خروجی نهایی با ابزار Fuzzy overly و گامای 9/0 استخراج تحلیل مکانی انجام گردیدند. یافته ها پژوهش نشان می دهد که شهرستان های ایلام و آبدانان ازلحاظ برخورداری از شاخص-های توسعه فرهنگی، درحال توسعه، چرداول و دره شهر نسبتاً درحال توسعه، دهلران و ایوان در وضعیت متوسط، ملکشاهی و مهران نسبتاً محروم و سیروان و بدره محروم می باشند.
عوامل اجتماعی تأثیرگذار بر عملکرد دانش آموختگان معماری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد اجتماعی فرهنگی سال یازدهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۴۳
529 - 559
حوزههای تخصصی:
آموزش معماری امری چالش برانگیز است که از حساسیت زیادی برخوردار می باشد زیرا شکل-گیری توانایی های معمار و فراگیری مهارت های طراحی، وابسته به آن است. با نگاهی بر عملکرد دانش آموختگان معماری مشخص می گردد که آن ها موفقیت چندانی در ایفای نقش خود نداشته و با چالش ها و عواملی در جامعه روبرو هستند که می تواند بر عملکرد آن ها تأثیر بگذارد. بنابراین هدف این پژوهش مشخص کردن این عوامل بر اساس طرح تلفیقی و با استفاده از روش تحلیلی- اکتشافی می باشد. به طوریکه در ابتدا با استفاده از روش دلفی و تحلیل کیفی توسط MAXQDA پرسشنامه ای جهت نظرسنجی از دانش آموختگان و متخصصان تهیه گردید، سپس پاسخ ها به روش کمی با استفاده از تحلیل عاملی توسط SPSS و تحلیل موازی بررسی شد. در نهایت، موانع حمایتی، سیاسی، اقتصادی و زیر عوامل مهم آن ها نظیر حمایت اندک بخش دولتی از واحدهای تحقیقاتی و گسترش بخش حرفه ای، عدم حمایت بخش های حرفه ای و نهاد های میانجی و فقدان امنیت اقتصادی و سیاسی برای کارآفرینان و کسب و کارهای جدید، به عنوان عوامل بازدارنده عملکرد مؤثر دانش آموختگان معماری مشخص شدند. نتایج این پژوهش می تواند توسط سیاستگذاران کلان آموزش عالی، پژوهشگران، اساتید دانشگاه و کارآفرینان عرصه معماری مورد استفاده قرار بگیرد.
واکاوی کیفی مفاهیم سیاسی- اجتماعی وصایای شهدای مدافع حرم استان تهران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف از مطالعه حاضر « واکاوی مفاهیم سیاسی – اجتماعی مکتوبات (وصایای)شهدای مدافع حرم استان تهران در سال 1398 است. در این پژوهش نظریه های کارکردگرایانه، ساختارگرایانه، مدرن و پست مدرن تفسیر گرایان و نظریه های متفکرین مسلمان مورد بررسی قرار گرفتند. روش پژوهش و راهبرد پژوهش حاضر، تحلیل محتوای کمی است که نوعی تکنیک در پژوهش کیفی است . این روش به منظور توصیف عینی و منظم محتوای پیام با هدف نهایی تفسیر داده ها به کار می رود و بر شناخت و برجسته ساختن محورها یا خطوط اصلی متن دلالت دارد. جامعه آماری این مطالعه شامل کلیه وصایای مدافع حرم است که با توجه به آثار موجود و در دسترس، (20 مورد از وصایا )انتخاب شد، شیوه نمونه گیری از نوع نمونه در دسترس و هدفمند انتخاب شد. یافته های تحقیق نشان داد فراوانی مفاهیم سیاسی 96/57 درصد و مفاهیم اجتماعی 04/42 درصد در وصیت نامه شهدای مدافع حرم لحاظ شده است. نتایج تحقیق حاکی از ان است که دو الگو از متن وصایای شهدا قابل استخراج است. نخست؛ پیروی از قیام عاشورا و امام حسین به عنوان رهبر و پرچمدار واقعی این قیام و دومین الگو دفاع از خاک، میهن و زندگی همنوعان است.
بازنمایی محرم در تلویزیون محلی؛ تحلیل محتوای برنامه های دهه اول ماه محرم (نهضت حسینی) در شبکه سبلان اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات میان رشته ای در رسانه و فرهنگ سال دوازدهم بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۲۳)
179-209
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با هدف بررسی برنامه ها و ویژه برنامه های مناسبتی ماه محرم در شبکه سبلان اردبیل به انجام رسیده است. روش پژوهش تحلیل محتواست که برنامه های مرتبط با نهضت حسینی را در دهه اول ماه محرم در قالب های متفاوت دنبال کرده است. این پژوهش علاوه بر شناسایی و آشکار کردن مضامین و محتواها، با هدف نشان دادن بازنمایی نهضت حسینی در ابعاد شور و شعور است که آیا شبکه سبلان در پی افزایش آگاهی و ارتقای شعور مخاطبان است یا بدنبال ایجاد شور و هیجان و سوگواری بوده است. یافته های تحقیق نشان می دهد این شبکه در پی افزایش شور و هیجان، گریاندن و ترسیم مظلومیت امام حسین(ع) و یارانش است و جنبه شعور و آگاهی، تفکر و اندیشه حسینی و تبیین فلسفه قیام در شبکه فوق بسیار کمتر است. مهمترین یافته ها عبارتند از: بیشترین زمان پخش 7/20 درصد به برنامه «اجتماع عزاداران حسینی» اختصاص داشت. در میان آیتم ها، 2/21 درصد به آیتم «عزاداری و مداحی» اختصاص یافته است. موضوع «دینی و مذهبی» با 9/72 درصد و موضوع جزیی «مرثیه سرایی» با 3/25 درصد بیش از سایرین بود. 33 درصد برنامه ها در قالب «تهییجی» ارایه شده است. در 41 درصد از برنامه ها نوع نگاه به امام حسین(ع) و یارانش «مظلومانه» است.
مطالعه تجربه زیسته حاشیه نشینی در کلان شهر تهران از چشم انداز شکاف سنت و مدرنیته(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
تغییرات اجتماعی - فرهنگی سال نوزدهم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۷۵
139 - 155
حوزههای تخصصی:
حاشیه نشینی در سطح جهان به ویژه در مناطق درحال توسعه، ارتباطی ناگسستنی با شهرنشینی مدرن دارد و در روند خود، به تکوین انواعی از شکاف های اجتماعی منتهی شده است. هدف این پژوهش بررسی حاشیه نشینی از منظر شکاف سنت و مدرنیته در پیرامون کلان شهر تهران است که به صورت توصیفی تحلیلی و با دو روش مطالعه کتابخانه ای و ثانویه از طریق کلان داده ها، انجام شده است. مبنای کلان داده ها، مطالعات پیمایشی در دو منطقه حاشیه نشین جنوب شرقی تهران (خاتون آباد و حصار امیر) بود که با تفسیر کلیت سبک زندگی رایج در منطقه، مظاهر تلاقی سنت و مدرنیته مورد توجه قرار گرفت. بر اساس یافته های پژوهش، زمینه های حاشیه نشینی در تهران با برچیده شدن حصارهای ناصری در دوره پهلوی اول فراهم شد و با رشد شهرنشینی مدرن، تکنولوژی های صنعتی و... در دهه های بعد، سیل مهاجران به پیرامون این شهر سرازیر شدند. با تحولات ادراکی شناختی در میان ساکنان جدید، صورت بندی نوینی از شکاف ها با محوریت سنت و مدرنیته در کلان شهر تهران تکوین یافت.