فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۰۴۱ تا ۶٬۰۶۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق حاضر، طراحی مدل رفتار سیاسی در سازمان ملی استاندارد ایران وآشنایی با ابعاد،مولفه ها و ویژگی های آن با استفاده از روش تحلیل مضمون است. این پژوهش ازنظرهدف کاربردی است که با رویکرد کیفی انجام شده است. جامعه آماری شامل کارشناسان ارشد ومدیران شاغل درسازمان ملی استاندارد ایران درنظر گرفته شد.روش نمونه گیری هدفمند غیرتصادفی بود و شرکت کنندگان با انجام مصاحبه های عمیق مورد بررسی قرار گرفتند. پس از 18 مصاحبه، اشباع نظری ایجاد شد. داده های به دست آمده از نظر اعتبار و نطباق ارزیابی و با استفاده از استراتژی تحلیل مضمون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج تحقیق حاضر نشان داد که مدل رفتار سیاسی در سازمان ملی استاندارد ایران شامل 7 مفهوم(مضمون فراگیر)، 23 بُعد(مضمون سازمان دهنده) و 118 مؤلفه(مضمون پایه) است. پژوهش حاضر با کسب نظرات کارشناسان وبا رویکرد کیفی، با هدف طراحی مدلی برای شناسایی رفتارهای سیاسی در سازمان ملی استاندارد ایران انجام شد.مصاحبه شوندگان 23 مضمون سازمان دهنده را برای علل بروز رفتارهای سیاسی شناسایی کردند.مدل پیشنهادی دارای هفت موضوع اصلی یا مضمون فراگیر بود. تبیین نظری مدل نهایی نشان می دهد عوامل فردی، شغلی، مدیریتی، سازمانی، عوامل اجتماعی- فرهنگی، عوامل دولتی، حقوقی، قانونی و عوامل اقتصادی موجب ایجاد برداشت از سیاست در سازمان می شوند که به نوبه خود رفتار سیاسی را رواج می دهند.
A Path Analysis of Factors Affecting Social Control of Cybercultural Transgressions
منبع:
Cyberspace Studies,Volume ۶, Issue ۱, January ۲۰۲۲
47 - 70
حوزههای تخصصی:
Social control of cyberspace is a necessity to restrict online transgressions (non-normative behaviors), and reduce their disruptive effects. The current study aimed at examining the factors affecting social control of cybercultural transgressions. A questionnaire was administered to Iranian social media users, and 989 participants have filled it out. A path analysis model was constructed testing the effects of Low Self-Control, Depression, Negative Interpersonal Relationships, Computer/ Internet Self-Efficacy, Netiquette, and Normative Beliefs on Transgressive Behaviors, and Transgressive Content Consumption. The results showed that Low Self-Control increased both criterion variables, and fully or partially mediated the effects of other variables on them, except for Negative Interpersonal Relationships. The important contribution of the current study was the recognition of the role of self-control as a mediator among examined variables. The findings of this study can be employed to devise new policies and initiatives to socially control the cybercultural transgressions, without applying coercion.
رابطۀ انگیزۀ مشارکت در ورزش های همگانی و اضطراب اجتماعی اندام با مشارکت ورزشی دانشجویان دختر دانشگاه های شهرستان خوانسار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه انگیزه مشارکت در ورزش های همگانی و اضطراب اجتماعی اندام با مشارکت ورزشی دانشجویان دختر دانشگاه های شهرستان خوانسار انجام شد. روش پژوهش توصیفی-همبستگی بود و جامعه آماری آن را کلیه دختران دانشگاه های شهرستان خوانسار تشکیل دادند. روش نمونه گیری تصادفی ساده و حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان 254 نفر تعیین شد. ابزار پژوهش، پرسشنامه مشارکت ورزشی، اضطراب اجتماعی اندام و انگیزه مشارکت ورزشی بود. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی (آزمون تی تک نمونه ای، ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون) تحلیل شدند. نتایج نشان داد، بین انگیزه مشارکت در ورزش های همگانی و اضطراب اجتماعی اندام رابطه منفی معنادار، بین انگیزه مشارکت در ورزش های همگانی و مشارکت ورزشی رابطه مثبت و معنادار و بین اضطراب اجتماعی اندام و مشارکت ورزشی رابطه منفی و معناداری وجود دارد. همچنین، انگیزه مشارکت (297/0) در ورزش های همگانی و اضطراب اجتماعی اندام (335/0-) پیش بین مناسبی برای مشارکت ورزشی دانشجویان دختر بود.
برآمدن طبقه ی متوسط جدید در ایران (با تمرکز بر حوزه های معماری و ادبیات)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی ایران سال ۲۳ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴
95 - 117
حوزههای تخصصی:
مسئله اصلی پژوهش حاضر توصیف و تحلیل چگونگی برآمدن طبقه ی متوسط جدید در ایران از طریق مطالعه و بررسی شاخص ها و مولفه های مرتبط با سبک زندگی مانند معماری، اوقات فراغت، روابط اجتماعی و ... در بازه ی زمانی سالهای 1300-1320ه.ش و دستیابی به جهان بینی، معانی، ارزش ها و اندیشه های اعضای این طبقه در دوره زمانی ذکر شده است. در پژوهش حاضر به منظور دستیابی به هدف های تحقیق از روش تاریخی با رویکرد کیفی و روش تحلیل محتوای کیفی استفاده شده است.
بر اساس یافته های این پژوهش، تحولات معماری و شهرسازی در دوره ی پهلوی اول و بازخوانی و تحلیل رمان های نوشته شده از سوی نویسندگان شاخص این دوره از چگونگی ظهور تمایزهای طبقاتی، شکل گیری طبقه متوسط جدید و سبک زندگی متناظر با آن خبر می دهد. در این راستا، اتکا به معیارهای جدید معماری در بنای ساختمان های عمومی و خصوصی و امکانات و فضاهای جدید شهری مانند سینما ها، کافه ها و مغازه ها در کنار برجسته شدن موضوع هایی مانند حضور زنان در زندگی اجتماعی، تحصیل و اشتغال زنان، عشق و ازدواج به سبک جدید و پدید آمدن مشکل های خانوادگی و مسائل اجتماعی نوظهور نشان دهنده چگونگی ظهور این طبقه و سبک زندگی اعضای آن است. بررسی ها و تحلیل های صورت گرفته در این پژوهش نشان می دهد که جهان بینی و ارزش های اعضای طبقه ی متوسط جدید را می توان در حول مولفه هایی مانند فردگرایی، ناسیونالیسم و تجددگرایی مشخص نمود.
Formulating the Academic Buoyancy Model Based on Life Expectancy with the Mediating Role of Happiness in Students
حوزههای تخصصی:
Purpose: Academic buoyancy is one of the effective variables in the academic field and learning environment of students. Therefore, the objective of this research was to design the academic buoyancy model based on life expectancy with the mediation of happiness in female high school students in Hamedan city. Methodology: The methodology of this research was correlational and SEM. The statistical population included all female students of the second secondary school in Hamedan city, and the statistical sample was selected based on the number of items used in the questionnaires as 370 people with the multi-stage cluster sampling method. Academic buoyancy (Hosseinchari and Dehghanizadeh, 2013), life expectancy (Hallajian, 2019), and Oxford happiness (Argyl et al., 1989) scales were used to collect data. For data analysis, a structural equation test was used in the PLS-3 software environment. Findings: The results showed that life expectancy has a direct and positive effect on academic buoyancy (β = 0.36, p <0.01) and happiness (β = 0.46, p < 0.01). Happiness also has a direct and significant effect on academic buoyancy (β = 0.34, p<0.01). Also, happiness has a significant mediating role in the relationship between life expectancy and academic buoyancy (β = 0.16, p<0.01). Conclusion: since life expectancy creates a more positive atmosphere, it can be effective in increasing the feeling of happiness, and happiness creates buoyancy in the academic environment, followed by an increase in academic buoyancy.
مطالعه مقایسه ای نقش انقلاب های اجتماعی در تحولات نظام پوشاک زنان؛ مورد مطالعه: انقلاب اسلامی ایران و انقلاب مارکسیستی چین
منبع:
مطالعات کاربردی در علوم اجتماعی و جامعه شناسی سال پنجم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۱۹) جلد اول
37-46
حوزههای تخصصی:
انقلاب ها با توجه به زیربنای فکری و اعتراضی شکل می گیرند که نمود آن تفکر در بخش های مختلف زندگی جامعه قابل مشاهده می باشد. بنابراین پوشاک به عنوان یکی از مهم ترین نمود های فرهنگی و زندگی اجتماعی از قابل توجه ترین مولفه هایی است که می توان تغییرات را در آن مشاهده نمود. از این رو دو تفکر دینی که نگاهی به موازین الهی دارد و تفکر مارکسیستی که نگرشی مادی و انسانی دارد به عنوان دو رویکرد اصلی در این پژوهش به عنوان نمونه های مطالعاتی در نظر گرفته شده اند که اولی در ایران و دومی در چین رخ داده است. این دو رویکرد اساسی در انقلاب ها از جنبه های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی یا فرهنگی قابل بررسی هستند که چگونه بر نوع پوشش زنان نفوذ داشته است و آنها را دچار تحول نموده است. از این رو با استفاده از روش توصیفی تحلیلی با رویکردی کیفی و استفاده از منابع کتابخانه ای سعی بر آن شد تا چگونگی بازنمود این دو تحول انقلابی در لباس زنان مشاده گردد. در نهایت نتایج حاصله نشان داد که نوع سادگی و فاصله از سرمایه داری و مدگرایی مولفه های مشترک هر دو انقلاب در نظام پوشاک زنان بود و توجه به برابری برای کمونیست ها و از طرفی تطابق با شریعت برای مسلمانان ملاک مورد توجه برای فرم پوشش زنان قلمداد گردید.
Designing and Validation of the Epistemological Model in Blended Learning(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: Epistemology as one of the philosophical foundations in the field of education can play an important role in blended learning, ie using more than one method, strategy and technique for learning. Therefore, the present study was conducted with the aim of designing and validation the epistemological model in blended learning Methodology: The present study was applied from type of qualitative-quantitative. The population of the qualitative section was the documents related to epistemology and blended learning in the years 1990 to 2020 which 80 books, 60 dissertations and 60 articles were selected by purposive sampling method and in addition, included experts in the field of philosophy of education and distance learning which based on the principle of theoretical saturation number of 10 people of them were selected by purposive sampling method. The population of the quantitative section were faculty members and doctoral students of the department of philosophy of education and distance learning of Payame Noor University in 2020-2021 years which based on Krejcie and Morgan's table number of 200 people of them were selected by stratified random sampling method with using the teacher and student ratio. The tool of the qualitative section was the recording of books, dissertations and articles and interviews with experts, and the tool of the quantitative section was a researcher-made questionnaire whose psychometric indicators were confirmed. Data were analyzed by coding method in MAXQDA software and exploratory factor analysis and one-sample t-test in SPSS software. Findings: Findings showed that the epistemological model in blended learning had 60 subcategories in 9 categories including purpose, evaluation, educational correction, content, teaching method, teacher, learner, media and cognitive presence that its model was drawn. Also, validation of model indicated that the factor load of all 6 questions related to validation of model was higher than 0.30, their validity was higher than 0.50 and their reliability was higher than 0.70. In addition, the mean of all 6 questions was higher than the hypothetical mean of the population (P<0.001). Conclusion: The findings showed that the designed model for epistemology in blended learning had good validity. Therefore, curriculum specialists and planners can use this model along with other models to improve blended learning
پدیدارشناسی نابینایی: از روایت نابینایان تا برساخت اجتماعی نابینایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، پدیده نابینایی از منظر افراد دارای آسیب بینایی واکاوی و نقش گفتمان های اجتماعی و پیش فرض های فرهنگی در درک و تفسیر این پدیده بررسی می شود. بدین منظور با پانزده نفر از افراد دارای آسیب بینایی که به روش نمونه گیری هدفمند و نظری انتخاب شدند، مصاحبه عمیق صورت گرفت. داده های به دست آمده با استفاده از شیوه کدگذاری سه مرحله ای تنظیم و به روش تحلیل پدیدارشناختی مطالعه شدند. مهم ترین مقوله های یافت شده پژوهش حاضر عبارت اند از: «طبیعی دانستن معلولیت»، «تحمیل معلولیت»، «بازیابی سلامت»، «احساس گناه»، «رنج تحمیلی»، «قضاوت های کلیشه ای»، «بی هویتی اجتماعی» و «بازتعریف معلولیت». نتایج نشان داد درک و تفسیر پدیده نابینایی از منظر بیشتر نابینایان با آنچه عموم مردم تصور می کنند، متفاوت است و در بسیاری از موقعیت ها، گفتمان های اجتماعی و فرهنگی رایج در میان مردم به پدیده نابینایی، احساسات نامطلوبی را در افراد نابینا برمی انگیزند و معمولاً رنج مضاعفی را به آن ها تحمیل می کنند. بر این اساس، آنچه موجب محدودیت افراد نابینا شده، تا حد زیادی ناشی از برساخت اجتماعی، انگاره ها و پیش فرض های فرهنگی شکل گرفته درمورد نابینایی است. به نظر می رسد چنین برساختی از جمله عواملی است که می تواند در موارد متعدد موجب به رسمیت نشناختن افراد نابینا از سوی جامعه و ظهور پدیده بی هویتی اجتماعی و ازدست رفتن اعتمادبه نفس در آنان شود. به این ترتیب آنچه می تواند افراد نابینا را از این موقعیت خارج کند، پدیده اعتماد است که اساسی ترین پایه آن را نخست می توان در پذیرش و همراهی خانواده و سپس در بینش و رفتار مناسب جامعه جست وجو کرد. این موضوع در افراد نابینا زمینه شکل گیری اعتمادبه نفس و توانایی بیان نیازهای فردی آن ها را به وجود می آورد. در این صورت، فرد نابینا ساختارهای محدودکننده معلولیت را که می تواند در او نوعی درماندگی آموخته شده یا ناتوانی و معلولیت ثانویه ایجاد کند، پذیرا نمی شود.
سطح بندی شهرستان های استان ایلام بر اساس شاخص های توسعه فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد اجتماعی فرهنگی سال یازدهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۴۳
377 - 404
حوزههای تخصصی:
کاهش نابرابری در بهره مندی از منابع، دستاوردها و امکانات جامعه، یکی از مهم ترین معیارهای اساسی توسعه به شمار می رود. درباره ی اثر فرهنگ بر توسعه می توان به ایجاد دارایی های زیادی از قبیل مهارت ها و محصولات فرهنگی اشاره کرد که در ارتقای رفاه جامعه اثر به سزایی دارد. در پژوهش حاضر که به لحاظ هدف، کاربردی – نظری و به لحاظ روش، توصیفی- تحلیلی است، سعی شده نمای توسعه فرهنگی با ارزیابی 10 شاخص در شهرستان های استان ایلام بر مبنای آمار سال 1395 و در راستای هدف اصلی این پژوهش بررسی شود. داده های نظری پژوهش به روش اسنادی جمع آوری و پس از استخراج شاخص ها، اوزان هر شاخص از مدل TOPSIS به دست آمد. سپس اوزان حاصل از آنتروپی شانون و مدل تاپسیس در نقشه های فواصل، اعمال و با بهره گیری از برنامه جانبی Kriging، درون یابی شد. درنهایت خروجی نهایی با ابزار Fuzzy overly و گامای 9/0 استخراج تحلیل مکانی انجام گردیدند. یافته ها پژوهش نشان می دهد که شهرستان های ایلام و آبدانان ازلحاظ برخورداری از شاخص-های توسعه فرهنگی، درحال توسعه، چرداول و دره شهر نسبتاً درحال توسعه، دهلران و ایوان در وضعیت متوسط، ملکشاهی و مهران نسبتاً محروم و سیروان و بدره محروم می باشند.
عوامل اجتماعی تأثیرگذار بر عملکرد دانش آموختگان معماری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد اجتماعی فرهنگی سال یازدهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۴۳
529 - 559
حوزههای تخصصی:
آموزش معماری امری چالش برانگیز است که از حساسیت زیادی برخوردار می باشد زیرا شکل-گیری توانایی های معمار و فراگیری مهارت های طراحی، وابسته به آن است. با نگاهی بر عملکرد دانش آموختگان معماری مشخص می گردد که آن ها موفقیت چندانی در ایفای نقش خود نداشته و با چالش ها و عواملی در جامعه روبرو هستند که می تواند بر عملکرد آن ها تأثیر بگذارد. بنابراین هدف این پژوهش مشخص کردن این عوامل بر اساس طرح تلفیقی و با استفاده از روش تحلیلی- اکتشافی می باشد. به طوریکه در ابتدا با استفاده از روش دلفی و تحلیل کیفی توسط MAXQDA پرسشنامه ای جهت نظرسنجی از دانش آموختگان و متخصصان تهیه گردید، سپس پاسخ ها به روش کمی با استفاده از تحلیل عاملی توسط SPSS و تحلیل موازی بررسی شد. در نهایت، موانع حمایتی، سیاسی، اقتصادی و زیر عوامل مهم آن ها نظیر حمایت اندک بخش دولتی از واحدهای تحقیقاتی و گسترش بخش حرفه ای، عدم حمایت بخش های حرفه ای و نهاد های میانجی و فقدان امنیت اقتصادی و سیاسی برای کارآفرینان و کسب و کارهای جدید، به عنوان عوامل بازدارنده عملکرد مؤثر دانش آموختگان معماری مشخص شدند. نتایج این پژوهش می تواند توسط سیاستگذاران کلان آموزش عالی، پژوهشگران، اساتید دانشگاه و کارآفرینان عرصه معماری مورد استفاده قرار بگیرد.
بازنمایی محرم در تلویزیون محلی؛ تحلیل محتوای برنامه های دهه اول ماه محرم (نهضت حسینی) در شبکه سبلان اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات میان رشته ای در رسانه و فرهنگ سال دوازدهم بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۲۳)
179-209
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با هدف بررسی برنامه ها و ویژه برنامه های مناسبتی ماه محرم در شبکه سبلان اردبیل به انجام رسیده است. روش پژوهش تحلیل محتواست که برنامه های مرتبط با نهضت حسینی را در دهه اول ماه محرم در قالب های متفاوت دنبال کرده است. این پژوهش علاوه بر شناسایی و آشکار کردن مضامین و محتواها، با هدف نشان دادن بازنمایی نهضت حسینی در ابعاد شور و شعور است که آیا شبکه سبلان در پی افزایش آگاهی و ارتقای شعور مخاطبان است یا بدنبال ایجاد شور و هیجان و سوگواری بوده است. یافته های تحقیق نشان می دهد این شبکه در پی افزایش شور و هیجان، گریاندن و ترسیم مظلومیت امام حسین(ع) و یارانش است و جنبه شعور و آگاهی، تفکر و اندیشه حسینی و تبیین فلسفه قیام در شبکه فوق بسیار کمتر است. مهمترین یافته ها عبارتند از: بیشترین زمان پخش 7/20 درصد به برنامه «اجتماع عزاداران حسینی» اختصاص داشت. در میان آیتم ها، 2/21 درصد به آیتم «عزاداری و مداحی» اختصاص یافته است. موضوع «دینی و مذهبی» با 9/72 درصد و موضوع جزیی «مرثیه سرایی» با 3/25 درصد بیش از سایرین بود. 33 درصد برنامه ها در قالب «تهییجی» ارایه شده است. در 41 درصد از برنامه ها نوع نگاه به امام حسین(ع) و یارانش «مظلومانه» است.
مطالعه تجربه زیسته حاشیه نشینی در کلان شهر تهران از چشم انداز شکاف سنت و مدرنیته(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
تغییرات اجتماعی - فرهنگی سال نوزدهم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۷۵
139 - 155
حوزههای تخصصی:
حاشیه نشینی در سطح جهان به ویژه در مناطق درحال توسعه، ارتباطی ناگسستنی با شهرنشینی مدرن دارد و در روند خود، به تکوین انواعی از شکاف های اجتماعی منتهی شده است. هدف این پژوهش بررسی حاشیه نشینی از منظر شکاف سنت و مدرنیته در پیرامون کلان شهر تهران است که به صورت توصیفی تحلیلی و با دو روش مطالعه کتابخانه ای و ثانویه از طریق کلان داده ها، انجام شده است. مبنای کلان داده ها، مطالعات پیمایشی در دو منطقه حاشیه نشین جنوب شرقی تهران (خاتون آباد و حصار امیر) بود که با تفسیر کلیت سبک زندگی رایج در منطقه، مظاهر تلاقی سنت و مدرنیته مورد توجه قرار گرفت. بر اساس یافته های پژوهش، زمینه های حاشیه نشینی در تهران با برچیده شدن حصارهای ناصری در دوره پهلوی اول فراهم شد و با رشد شهرنشینی مدرن، تکنولوژی های صنعتی و... در دهه های بعد، سیل مهاجران به پیرامون این شهر سرازیر شدند. با تحولات ادراکی شناختی در میان ساکنان جدید، صورت بندی نوینی از شکاف ها با محوریت سنت و مدرنیته در کلان شهر تهران تکوین یافت.
Mapping the Landscape of AI Literacy: An Integrative Review
منبع:
Socio-Spatial Studies, Vol ۶, Issue ۱, Winter ۲۰۲۲
51 - 61
حوزههای تخصصی:
This study presents an integrative review of scholarly literature published between 2016 and 2022 to synthesize how AI literacy has been conceptualized, taught, and measured. Drawing on over 40 empirical and theoretical sources, the review maps trends across educational levels—from primary to higher and adult education—and user groups, including students, teachers, professionals, and the general public. Key findings reveal significant diversity in pedagogical strategies, ranging from project-based learning and digital storytelling to flipped classrooms and professional development programs. Conceptualizations of AI literacy vary widely, encompassing technical, ethical, civic, and empowerment-oriented dimensions. Meanwhile, the field continues to face challenges related to definitional ambiguity, limited standardization of assessment tools, and inconsistent integration of ethical and socio-cultural considerations. The review emphasizes the need for convergence around shared frameworks, scalable pedagogies, and cross-contextual evaluation tools. It concludes by identifying future directions for inclusive, empirically grounded, and ethically aware AI literacy initiatives aimed at fostering reflective and informed engagement with AI systems.
نقش دانشگاه فرهنگیان در تقویت تمدن نوین ایرانی اسلامی در پرتو بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی
منبع:
صیانت فرهنگی و سرمایه اجتماعی سال ۲ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱
64 - 76
دانشگاه فرهنگیان به عنوان مهمترین مرکز تربیت کننده نیروی انسانی مورد نیاز آموزش و پرورش و پرورش دهنده نسل های جدید، نقش مهمی در تحولات جامعه دارد که با مطرح شده گام دوم انقلاب این نقش بارزتر و حساستر شده است. هدف این پژوهش تبیین نقش دانشگاه فرهنگیان در تقویت تمدن نوین ایرانی اسلامی در پرتو بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی بود. روش پژوهش توصیفی به شیوه ی کتابخانه ای و با استفاده از منابع پیشین و با ابزار فیش برداری، از طریق تحلیل منابع مرتبط انجام شد. بنابر بیانیه گام دوم انقلاب و تمدن نوین ایرانی اسلامی به نظر می رسد با توجه به جایگاه خطیر و مهم دانشگاه فرهنگیان درتربیت نسل های آینده کشور، باید باید پیشرو باشد و به نکاتی در خصوص علم و پژوهش، معنویّت و اخلاق، اقتصاد، عدالت و مبارزه با فساد،استقلال و آزادی،عزت ملی، روابط خارجی، مرزبندی با دشمن و سبک زندگی توجه و راهکارها و برنامه ریزی های لازم را سرلوحه خود قرار دهد تا بتواند به عنوان نهاد مولد سرمایه انسانی، فرهنگی، اجتماعی و معنوی نقش آفرینی کند و راه تحقق تمدن نوین اسلامی را هموار سازد.
سنخ شناسی فرهنگ سیاسی در کتاب های درسی مطالعات اجتماعی متوسطه دوره اول (سال تحصیلی 1396-97)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به باور متفکران علوم اجتماعی، کتاب های درسی یکی از مهم ترین ابزارها برای القای فرهنگ سیاسی و جامعه پذیرساختن دانش آموزان است. دراین بین، کتاب های مطالعات اجتماعی دوره متوسطه، بیشترین نقش را در جامعه پذیری سیاسی و انتقال فرهنگ سیاسی به نوجوانان بر عهده دارند. هدف این پژوهش سنخ شناسی فرهنگ سیاسی در کتاب های مطالعات اجتماعی متوسطه دوره اول سال تحصیلی 97-1396 بر اساس نظریه آلموند و وربا است. روش این پژوهش، تحلیل محتوای کمّی و جامعه آماری آن، بخش مدنی تمام کتاب های مطالعات اجتماعی متوسطه دوره اول است. یافته ها نشان می دهند خروجی مدنظر نظام سیاسی در کتاب های موردمطالعه وجود ندارد؛ در کتاب های مطالعات اجتماعی متوسطه دوره اول هیچ گونه مقوله ای درزمینهٔ مشارکت وجود ندارد و فقط به مقوله های آگاهی و انتظارات توجه شده است که در این میان توجه به آگاهیِ بیشتر، ازجمله انتظارات بوده است. درمجموع، فرهنگ سیاسی القایی کتاب های موردبررسی، از نوع فرهنگ سیاسی محدود - تبعی است.
تأملی انتقادی بر فروپاشی سیاسی و اجتماعی در ایران کنونی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد اجتماعی فرهنگی سال یازدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۴۲
315 - 346
حوزههای تخصصی:
موضوع این مقاله، بررسی انتقادی ایده فروپاشی است. بهطور کلی کاربست مفهوم فروپاشی سیاسی و اجتماعی از سه حالت خارج نیست: نخست، ناتوانی دولت در برقراری نظم و امنیت و از هم پاشیدن ساختار سلسلهمراتبی در اثر نبود اقتدار مرکزی؛ دوم، درگیریهای قومی و فرقهای و به خطر افتادن تمامیت سرزمینی؛ و سوم، بروز اختلال کارکردی در نهادهای مختلف. پرسش اساسی این است که ظهور ایده فروپاشی سیاسی و اجتماعی در ایران ناظر به کدام یک از روایتهای فوق بوده و چه نسبتی با وضع موجود دارد؟ این مقاله در زمره پژوهشهای کیفی با رهیافت توضیحی قرار میگیرد که در بررسی ادبیات نظری و پیشینه تحقیق، با روش اسنادی و پیمایشی و سپس با روش توصیفی و تحلیلی به ارزیابی ایده فروپاشی میپردازد. یافتههای مقاله نشان میدهد ایده فروپاشی در ایران، یک روایت برساختی بوده که بر دولت ورشکسته و یا گسست قومی قابل اطلاق نیست و بیشتر ناظر به اختلال کارکردی است. در عین حال، منطق اختلال کارکردی بیش از اینکه به وضعیت رادیکال «فروپاشی» ارجاع شود، ذیل «فرصت ساختاریابی» قابل فهم است. این رویکرد از افراط و تفریط فاصله میگیرد و راه را برای اصلاح و بهبود میگشاید.
تحلیل عوامل اجتماعی فرهنگی مؤثر بر انزوای اجتماعی: مورد مطالعه، شهر باغبهادران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات فرهنگی ایران سال پانزدهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۵۸)
157 - 187
حوزههای تخصصی:
جوانان سرمایه های ارزشمند جامعه بوده و آینده آن جامعه را رقم خواهند زد. شناخت ابعاد و عوامل مختلف مؤثر بر جوانان امری ضروری و چاره جویی و حل مشکل آنان از اهمیت بالایی برخوردار است. هدف این مقاله تحلیل جامعه شناختی عوامل اجتماعی فرهنگی مؤثر بر انزوای اجتماعی با مطالعه موردی شهر باغبهادران بوده است. روش تحقیق توصیفی و پیمایشی است و جامعه آماری، جوانان 17 تا 25 سال باغبهادران است. این جامعه آماری شامل 2000 نفر است که 322 نفر به روش نمونه گیری سهمیه ای متناسب انتخاب گردیدند. چارچوب نظری این پژوهش با استفاده از اندیشمندان مختلف چون دورکیم، هاری آلپر، مرتن، زیمل، آلموند، پاول، اینگلهارت، گوئن، گیدنز و مارکوزه است. یافته ها نشان داد بین دین داری، مشارکت اجتماعی و انزوای اجتماعی رابطه مستقیم وجود دارد ولی معنادار نیست. بین پایگاه اجتماعی اقتصادی و انزوای اجتماعی رابطه معکوس و معناداری وجود دارد. بین میزان تماشای رسانه های جمعی و انزوای اجتماعی رابطه مستقیم و معنادار وجود دارد. هم چنین بین پایگاه اجتماعی اقتصادی و میزان تماشای رسانه های جمعی با انزوای اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد دو متغیر مستقل و یک متغیر وابسته مدل خوبی بوده و قادر هستند انزوای اجتماعی را تبیین کنند. همچنین در مدل یابی معادلات ساختاری رسانه و پایگاه اقتصادی اجتماعی توانسته بودند برازش مناسبی ارائه نمایند. در نتیجه، عوامل اجتماعی فرهنگی تبیین کننده انزوای اجتماعی است.
مسئله اعتماد اجتماعی در میان دانشجویان (مورد مطالعه: دانشجویان دانشگاه پیام نور تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اعتماد اجتماعی از عناصر مهم سرمایه اجتماعی و از پیش نیازهای اساسی توسعه و حرکت به سوی مدرنیته است. نهاد دانشگاه بمثابه نهاد توسعه گرا و دموکراتیک میتواند جهت دهنده سیر پیشرفت و تحول جامعه باشد و نگرش ها و ارزش های هر یک از ارکان آن به ویژه دانشجویان که هم از لحاظ پویایی و هم از لحاظ تعداد نسبت به دو رکن دیگر نهاد دانشگاه یعنی اساتید و یاوران علمی اغلب جوانتر و پویاتر و به تعداد بیشترند؛ اهمیت قابل توجهی پیدا میکند. به دلیل همین اهمیت؛ در تحقیق حاضر به سنجش اعتماد اجتماعی و آزمون رابطه آن با سرمایه جمعی و دسترسی و پاسخگویی نهادی بر اساس نظریه زتومکا در میان دانشجویان دانشگاه پیام نور با روش پیمایش در جامعه آماری 12000 نفری (دانشگاه پیام تور مرکز غرب) و با حجم نمونه 372 نفر پرداخته ایم. یافته های تحقیق رابطه بین متغیرهای عاملیتی (سرمایه جمعی) و ساختاری (ارزیابی دسترسی و پاسخگویی نهادی) با اعتماد اجتماعی که منطبق با نظریه رتومکا است؛ را اثبات می کنند. یافته قابل تأمل تحقیق سطح پائین اعتماد اجتماعی دانشجویان است به طوریکه 1/97 درصد دانشجویان اعتماد اجتماعی متوسط رو به پائین و تنها 9/2 درصد دانشجویان از اعتماد اجتماعی بالایی برخوردارند که به نظر میرسد از جو اجتماعی پرتنش و بحران زده کشور تأثیر میپذیرد. با توجه به مسائل ناشی از روند رو به گسترش کاهش اعتماد اجتماعی، جای نگرانی است که دستگاههای سیاستگذار در دهه های اخیر توجه برنامه ریزی شده و عملیاتی چندانی به این مهم نشان نداده اند. بیم آن می رود که بحران های اجتماعی گریبانگر جامعه از سویی و فساد اداری دهشتناک جاری در نظام اجتماعی و مدیریتی کشور به نهادینه سازی بی اعتمادی و فاصله گیری هر چه بیشتر از الزامات زندگی مدرن و به سخن دیگر توسعه گریزی دانشجویان که در واقع حاملان اصلی توسعه باید باشند، منجر شود.
تحریم های آمریکا علیه ایران از منظر عهدنامه مودت 1955 (با تأکید بر دیدگاه اندیشکده ها و رسانه های آمریکایی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه رسانه بین الملل سال هفتم بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۹
131 - 156
حوزههای تخصصی:
آمریکا از سال های اولیه انقلاب اسلامی علیرغم عهدنامه مودت 1955، اقدام به وضع تحریم های یک جانبه علیه ایران کرده است. این تحریم ها با گذشت زمان گسترده تر و شدیدتر شده، به نحوی که ایران در شرایط کنونی با تحریم های سنگینی مواجه بوده و این امر بر صادرات نفت و اقلام غیرنفتی راهبردی، انتقال پول و حتی واردات مواد غذایی و دارو تأثیر زیادی گذاشته است. لذا، پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی ضمن تبیین چارچوب نظری تحریم و مسئولیت دولت ها، به نقد و بررسی رویکرد قهری آمریکا در اعمال تحریم های یک جانبه علیه ایران با استفاده از مفاد عهدنامه مودت 1955 پرداخته است. نتایج تحقیق بیانگر این است که استناد مکرر دولت آمریکا و ایران به عهدنامه مودت در دعاوی مختلف میان دو کشور در دیوان بین المللی دادگستری (ICJ) به معنی قابلیت اعمال عهدنامه مذکور بر روابط دو کشور تا زمان خروج رسمی یکی از طرفین از آن است. لذا، تحریم های یک جانبه آمریکا مغایر عهدنامه مذکور مبنی بر روابط دوستانه تجاری و کنسولی دوطرفه است. در این راستا، رسانه های برون مرزی ایران به موازات ادامه رسیدگی به شکایت ایران علیه آمریکا در دیوان، می توانند با استفاده از ظرفیت های رسانه ای و گفتگو با کارشناسان حقوق بین الملل، غیرحقوقی بودن تحریم های یک جانبه آمریکا علیه ایران، نقض تعهدات بین المللی آمریکا و مسئولیت این کشور در این خصوص را برای افکار عمومی جهان تبیین و تشریح کنند.
نقش سینمای ایران در تغییر شاخص های توسعه اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۳ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۱۲۸)
267 - 296
حوزههای تخصصی:
رسانه ها، و به طور مشخص سینما، از عاملیت های توسعه گرای هر کشور به حساب می آیند که با توجه به محتوای شان، نقش بالقوه ای در بهبود یا فرسایش شاخص های توسعه اجتماعی آن کشور دارند. بنا به این ضرورت، مطالعه حاضر با روش شناسی کمّی، روش پیمایش و تکنیک پرسشنامه، و در چارچوب دو نظریه الگوسازی و انتظارات اجتماعی، جایگاه سینمای ایران و کم وکیف تأثیرگذاری آن بر شاخص های مورد نظر (از حیث تأثیر مثبت یا منفی) را، بین 1216 نفر از تماشاگران فیلم های سینماهای شهر تهران، مورد آزمون تجربی قرار داده است. یافته ها نشان داد که فیلم های سینمای ایران، تأثیر چندان مثبتی روی زندگی تماشاگران نداشته، در عین حال، در تغییر شاخص های توسعه اجتماعی، نقش داشته است. سینمای ایران نقش مثبتی در بهبود شاخص های آگاهی، ارتباطات اجتماعی، مسؤلیت پذیری، ارزش های جمع گرایانه (عام گرایی، تعهد عام و غیرخواهی)، خانواده گرایی، نگرش به ازدواج، مساوات طلبی و نگرش به برابری جنسیتی داشته و در مقابل، نقش آن در زمینه شاخص های اعتماد عمومی، اعتماد نهادی، انسجام اجتماعی،مشارکت اجتماعی و درگیری مدنی، شهروندسازی، هویت یابی ملی، هویت یابی اجتماعی، جامعه پذیری، قانون گرایی، تصمیم ها و انتخاب ها، نشاط اجتماعی، امید، احساس امنیت اجتماعی، نگرش به فرزندآوری و نگرش به وفاداری زناشویی منفی بوده است. یافته ها دلالت بر این دارند که در چارچوب دو نظریه الگوسازی و انتظارت اجتماعی، سینمای ایران عاملیت نسبی در بهبود شاخص های توسعه اجتماعی در کشور نداشته است.