فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۷۲۱ تا ۵٬۷۴۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال بیست و سوم زمستان ۱۴۰۱شماره ۶۰
191 - 208
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این مقاله پیشنهاد یک تکنیک برای اجرای تجربی تحلیل گفتمان است. در این راستا استدلال می کند، گفتمان به واسطه ریشه های نظری و فلسفی خود قرابت بسیاری با مفهوم پراکسیس دارد. بر اساس این پیشینه فکری، گفتمان را می توان واجد وجوه مادی و عملی دانست تا جایی که می توان گفتمان و پراکسیس را در کنار هم تحلیل کرد. اهمیت این برداشت در این است که هم گفتمان را از برداشت های ذهنی رها می کند و هم پراکسیس را به مفهومی قابل مطالعه تجربی بدل می کند. تکنیک موردنظر معیار اعتبار انضمامی تری دارد و کمتر به ذهنیت محقق وابسته است. نتیجه پژوهش با مرور یک مثال، نحوه استخراج نشانه های معنادار که در کنار هم منظومه منسجمی پدید می آورند را نشان می دهد. در این رویکرد گفتمان به مثابه بازی زبانی مطالعه می شود که در آن ذهن و عین مقولاتی در هم تنیده ارزیابی می شوند. این تکنیک سازگاری بیشتری با نظریات تلفیق گرایانه معاصر در جامعه شناسی نشان می دهد.
از وارونگی تا واسازی مالیات ستانی-مالیات دهی ایده آل به سوی یک نظریه زمینه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه دولت ایران بواسطه تحریم های اقتصادی و کاهش فروش منابع زیرزمینی، به درآمدهای مالیاتی نیاز بیشتری یافته است. اما مالیات گریزی و اجتناب از پرداخت آن، یکی از موانعی است که اکثر کشورها، از جمله ایران را در وصول مالیات واقعی با چالش هایی مواجه ساخته است. بنابراین پژوهش حاضر با هدف شناسایی وضعیت مالیات ستانی و مالیات دهی و عواملی که در بروز آن نقش دارند، با رویکرد کیفی و روش نظریه زمینه ای انجام شده است. در این مسیر، با 13 نفر از مدیران مالی شرکت های تولیدی بزرگ و 7 نفر از کارشناسان اداره کل مالیاتی استان یزد مصاحبه های نیمه ساختاریافته ای انجام و همزمان با گردآوری داده ها، تحلیل آن ها نیز طی سه فرایند کدگذاری باز، محوری و گزینشی پیگیری شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد کادر مالیات ستانی و مودیان در سطح نظری و عملی از مالیات ستانی ایده آل و مالیات دهی داوطلبانه بیگانه شده اند. درنتیجه اقدامات آن ها و سایر شرایط، اعتبار سازمان و ارزش و معنای مالیات دهی زیر سوال رفته و وارونگی مالیات ستانی- مالیات دهی ایده آل بازنمایی می شود. اما بواسطه استراتژی هایی نظیر فرهنگ سازی در سطوح عینی و ذهنی می توان شاهد واسازی اعتبار سازمان و اعتماد و انگیزه مودیان برای مالیات دهی داوطلبانه و متعهدانه بود.
شناسایی پیشران های مؤثر بر آینده کتاب در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد اجتماعی فرهنگی سال یازدهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۴۳
561 - 590
حوزههای تخصصی:
کتاب بزرگترین عرصه فرهنگی ایران است و جزء مهمی از آینده فرهنگی ایران پیامد آینده کتاب است. هدف از پژوهش حاضر، شناسایی پیشرانهای موثر بر آینده کتاب در ایران است. این آینده پژوهی، براساس مدل تحلیل ساختاری به روش میک مک و در چهار مرحله «شناسایی متغیرهای محیطی به مدل پستل و رویکرد لایه ای»، «تعیین متغیرهای کلیدی به روش دلفی خبرگان»، «سنجش اثرات متقابل متغیرهای کلیدی به روش میک مک» و «تحلیل محیط کلی سیستم و تعیین پیشران ها» صورت گرفته است. یافته های این پژوهش نشان می دهد «میزان مداخله (تصدی گری یا تولی گری) دولت در عرصه کتاب»، «ترویج فرهنگ مطالعه کتابهای غیردرسی»، « مطابقت محتوای کتابها با نیازها و گرایشهای مخاطب»، «نقش وزارت آموزش و پرورش در گسترش فرهنگ کتاب خوانی و مبارزه با بی سوادی و کم سوادی»، «میزان بودجه کتابخانه های عمومی» و «خودکفایی در زنجیره داخلی تولید کاغذ» موثرترین پیشرانهای آینده کتاب در ایران هستند. در بین این شش پیشران، میزان مداخله دولت در عرصه کتاب، بیشترین تاثیر مستقیم و غیرمستقیم قوی را بر دیگر پیشرانها دارد. در نتیجه کنترل این پیشران می تواند عامل اصلی اینرسی یا عامل اصلی جنبش در آینده کتاب در ایران باشد.
طراحی سناریوهای آینده آموزش عالی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش عالی ایران سال چهاردهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱
۱۳۰-۱۱۴
حوزههای تخصصی:
با توجه به نقش کلیدی آموزش عالی، مطالعه آینده دانشگاه ها و درک مسائل پیش روی آن ها اهمیت بالایی دارد. هدف این پژوهش تدوین سناریوهای آینده آموزش عالی در افق ده سال آینده کشور می باشد. با توجه به کیفی بودن تحقیق حاضر و حوزه آینده پژوهی؛ برای طراحی سناریوها از روش شبکه جهانی کسب وکار (GBN) استفاده شده که رایج ترین و کارآمدترین روش سناریو پردازی، خصوصاً در حوزه آموزش عالی کشور است. جامعه آماری پژوهش، خبرگان آموزش عالی است که با استفاده از روش گلوله برفی تعداد 16 نفر از خبرگان مورد مصاحبه بدون ساختار قرار گرفتند. داده های حاصل از مصاحبه ساختار نیافته با استفاده از روش تحلیل تم مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته است؛ که درنهایت منجر به فهرستی از عوامل کلیدی در هفت حوزه (اجتماعی، اقتصادی، تکنولوژی، سیاسی، قانونی و مدیریتی، مؤسسات حوزه آموزش عالی) و 33 عامل فرعی گردیده است. بحرانی ترین پیشران های آموزش عالی از حیث عدم قطعیت و میزان اهمیت شامل: عدم وجود سیاست های پایدار، سرمایه گذاری در تکنولوژی های نوین است. با استفاده از عدم قطعیت های بحرانی و ایجاد ماتریس سناریو و رجوع به همه عوامل و اطلاعات جمع آوری شده در مراحل قبل چهار متغیر پیشران بحرانی به نام های سرزمین دانش، سایه های خاکستری، دهکده سوخته، آب راکد تدوین گردید.
تاریخ در قاب عکس (گفتمان کاوی عکس های خانوادگی شهر کرمانشاه از قاجار تا انقلاب)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جامعه شناسی معاصر سال ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲۱
167 - 198
حوزههای تخصصی:
تصاویر ابتدایی روی دیوار غارها و نقوش حک شده بر دیواره های باستانی بر میل انسان و گروه های انسانی بر بازنمایی زندگی خود یا بیان آرزوها دلالت دارد. این نقوش نسبت انکارناپذیری با واقعیت های کلانِ شیوه تولید، نظام سیاسی، سلسله مراتب قدرت و نظام ارزش ها دارند. اما امروزه جهان به طورکلی به تصویر بدل شده است و انسان بدون تصویر خود احساس تنهایی می کند؛ نوآوری های تکنولوژیک و تغییرات گفتمانی مجال استفاده بیشتر و متنوع تر از ابزار ثبت تصویر خود را فراهم کرده اند. این پژوهش در تلاش است تا این محور ها را با تمرکز بر عکس در مقام متن بررسی کند. عکس واقعیت های اجتماعی را به صورت عینی و ضمنی در خود ذخیره می کند و نمایش می دهد و نگارندگان با نظریه و روش نشانه شناسی و گفتمان کاوی پساساختارگرا کوشیده اند در وهله نخست این متن های تصویری را توصیف کنند؛ سپس به تحلیل معانی ضمنی و دلالت های ثانویه عکس ها پرداخته و درنهایت نسبت آن ها را روندهای اجتماعی و گفتمانی مسلط، در سه دوره قاجار، پهلوی و دهه اول پس از انقلاب اسلامی 1357 بیان کنند. قلمرو پژوهش، عکس های خانوادگی موجود در کرمانشاه است و درنهایت 32 عکس نمونه انتخاب و تحلیل شده است. تحلیل عکس های دوره قاجار نشان دهنده سلطه گفتمان مردسالار و اختصاص پدیده عکاسی به قشر اشراف و سیاسی است. در دوره پهلوی اول، عکاسی در بین قشر مرفه رواج داشته و در دوره دوم پهلوی در بین قشر مرفه و متوسط؛ در دوره اول مردسالاری، حکومت سالاری و فرنگی مآبی (مدرن بودن یا غرب گرایی) و در دوره دوم، زنانگی، فرنگی مآبی و مصرف گرایی دال های محوری هستند. در دوره پس از انقلاب اسلامی، یعنی دهه 1360، با گسترش ابزار عکاسی در بین قشر عامه، پوشش سنتی، ایجاد فضای صمیمانه در بین اعضای خانواده و کاهش گفتمان مردسالاری دیده می شود. یافته های پژوهش نشان می دهد که درمجموع فرآیند تحولات در کرمانشاه و تحولات سراسری در این حوزه شباهت بسیار دارند؛ هم چنین می توان گفت که در این فرآیند تاریخی، تکنولوژی به خواست های گفتمان های حاکم خدمت کرده است، اما در صورت ظهور تفاوت بین آن دو، تکنولوژی راه خود را رفته و الزاماً به فرمان حکام نبوده است.
نقد و تحلیل جامعه شناختی نگرش به فساد اداری - اقتصادی (مطالعه موردی: شهروندان شهر اهواز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه پژوهی فرهنگی سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۴۵)
137-168
حوزههای تخصصی:
نگرش و ایستارها به عنوان آمادگی ذهنی پنهان پیش از عمل از جمله ی عوامل تاثیرگذار بر بروز کنش فرد می باشد.در این تحقیق، از روش کمی، پیمایش و ابزار پرسشنامه برای گردآوری داده ها استفاده و روش شناسی این پژوهش توصیفی و همبستگی بوده و جامعه آماری شهروندان بالای 18 سال مناطق شهری اهواز بر اساس نمونه گیری برابر با 383 نفر به صورت حجم متناسب با هر منطقه در نظر گرفته شده است.نتایج نشان داد که نگرش به فساد از میانگین نسبتا بالایی(12/2) برخوردار است که وضعیت مناسبی نمی باشد و محرز بودن مساله اجتماعی را مشخص می کند. آزمون تفاوت نیز ارتباط متغیر جنسیت با نگرش به فساد را معنادار و بر اساس آن مردان با میانگین 26/2 آمادگی پیش از عمل و نگرش مثبت تری به فساد در نسبت با زنان دارند. نتایج تحلیل های دو متغیری حاکی از رابطه نگرش به فساد با متغیرهای جنسیت، میزان احساس محرومیت، میزان دینداری و ارزیابی فایده داشتن از سوی پاسخگویان است. ضریب تعیین(〖 R〗^2) به دست آمده معادل 37/. بود و مقدار ارزیابی کیفیت مدل مسیر پژوهشSRMR برابر با 05/.است که با توجه به کمتر بودن آن از معیار می توان نتیجه گرفت که مدل مسیر پژوهش از کیفیت لازم برخوردار است
طراحی الگوی مدیریت هوشمند جدول پخش تلویزیون جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه های دیداری و شنیداری دوره ۱۶ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۴۳
103 - 130
حوزههای تخصصی:
افزایش رقابت، تمایز، تکثیر رسانه ها، هم چنین بخش بندی فزاینده مخاطبان موجب نیاز به تغییر شیوه مدیریت جدول پخش تلویزیون صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، به کارگیری فناوری در مدیریت پخش، برنامه ریزی، تصمیم گیری، تخصیص بهینه منابع مبتنی بر هوش مصنوعی، یادگیری ماشینی جهت دستیابی به اهداف و جذب مخاطبان شده است. هدف این پژوهش، چگونگی طراحی الگوی مدیریت هوشمند جدول پخش تلویزیون ایران، با اتکا به شناخت ابعاد، مؤلفه ها و شاخص ها است، روش تحقیق ترکیبی است، داده های کیفی از مطالعه کتابخانه، اسنادی، مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان(نمونه گیری هدفمند) به دست آمده است. شیوه و مؤلفه های مدیریت هوشمند جدول پخش استخراج و الگوی اولیه پیشنهاد شده و تأیید الگو نهایی از داده های کمّی پرسش نامه شیوه دلفی بهره برده است. مدیریت هوشمند از هوش مصنوعی، زمان بندی و برنامه ریزی خودکار، سیستم های پشتیبانی تصمیم گیری هوشمند جهت حل بهینه مسائل چندمعیاری و چندهدفی چینش جدول پخش تلویزیون ایران استفاده خواهد کرد. یادگیری ماشینی، الگوریتم های با نظارت، یادگیری تقویتی و سامانه توصیه گر پالایش گروهی برای تنظیم داده ها، اطلاعات رسانه، در برنامه ها و جدول پخش استفاده می شود. شاخصه های انتخاب و تناسب برنامه های مجاور، نحوه چینش، توالی، تکرار برنامه و بازخورد صریح، ضمنی و تجربی، برای مدیریت هوشمند جدول پخش بکار می رود. ابعاد الگوی مدیریت هوشمند جدول پخش تلویزیون ایران، شامل تنظیم هوشمند داده های ورودی(مدیریت منابع)، برنامه ریزی هوشمند(تصمیم گیری هوشمند) پیش بینی، تخصیص بهینه منابع و ارزیابی هوشمند در این پژوهش، شناسایی و معرفی شده اند.
جنسیت و فهم سوژگی زنان از قرنطینه خانگی در بحران کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم اجتماعی (علامه طباطبایی) زمستان ۱۴۰۱ شماره ۹۹
89 - 132
حوزههای تخصصی:
خاص بودگی پاندمی کرونا به وقوع آن در آغاز دهه دوم قرن 21 با بالاترین حد توسعه یافتگی دانش پزشکی و بهداشت و نیز به بازگشت به سنت پزشکی کهن قرنطینه بازمی گردد. هدف پژوهش با تأکید بر سویه های جنسیتی تجربه بحران کرونا به مثابه فاجعه در مفصل بندی آن با راهکار قرنطینه خانگی، فهم تجربه جنسیتی زنان است. این تحقیق در پارادایم تفسیری تفهمی به تحلیل مضمون تجربه 23 زن متأهل 52-30 سال از بحران کرونا پرداخته است. چهار الگوی معنایی غالب شناخته شده در روایت زنان عبارت اند از؛ فاجعه، سوژگی و تاب آوری مضاعف زنانه، تعلیق زنانگی و مدیریت بدن در هراس از بیماری، مردانگی و ساخت شکنی از تصویر قالبی در فاجعه و بازگشت به اهمیت جایگاه پدری در تجربه فاجعه. به طورکلی، فراخوانش زنان به مرکزیت در موقعیت بحران و به هم ریختگی نظم پیشینی زندگی اجتماعی، هرچند با فشار ذهنی و روانی مضاعف همراه است، اما با قرار دادن زنان در یک موقعیت سوژگی تاریخی، به آن ها فرصت برساخت تصویری متمایز از خود زنانه را می دهد. هرچند، مطالعه تبار تاریخی پاندمی ها نشان می دهد که محوریت «زن کدبانو» به عنوان گفتمان غالب در شرایط بحران، موقت و گذرا است و با گذر از شرایط بحرانی، جامعه به تبار طرد زنانه باز خواهد گشت.
استخراج الگوهای جرائم مواد مخدر و شناسایی افراد در معرض خطر با استفاده از تکنیکهای داده کاوی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۲۲ بهار ۱۴۰۱ شماره ۸۴
۳۸-۹
حوزههای تخصصی:
مقدمه: رشد فناوری اطلاعات در سازمان ها، منبع عظیمی از داده های ذخیره شده در حوزه جرائم مرتبط با مواد مخدر را فراهم آورده است. تحلیل این داده ها و کشف الگوهای پنهان موجود در آن به کمک داده کاوی می تواند به کشف و پیشگیری از وقوع جرائم در این حوزه کمک نماید. هدف این مقاله بکارگیری تکنیک های داده کاوی جهت شناسایی افراد مستعد به قاچاق مواد مخدر در استان سیستان و بلوچستان و نیز کشف الگوهای جرم است. روش : پژوهش حاضر بر روی داده های 467 مجرم حوزه مواد مخدر در استان سیستان و بلوچستان که در ﻃی ﺳﺎل های 1392 الی 1399 ﻣﺮﺗکﺐ جرم قاچاق مواد مخدر شده اند با نمونه گیری در دسترس انجام گرفته است. برای انجام این تحقیق از متدولوژی استاندارد CRISP-DM و الگوریتم های طبقه بندی ماشین بردار پشتیبان، بیزین ساده، رگرسیون لجستیک، درخت تصمیم و نزدیکترین همسایه و برای استخراج الگوهای جرائم از الگوریتم الگوکاوی اپریوری استفاده شده است. یافته ها: الگوریتم الگوکاوی بالغ بر 20 الگوی جرم با دقت بالای 80 درصد استخراج کرده است. به علاوه نتایج نشان می دهد در میان الگوریتم های طبقه بندی، طبقه بند نزدیکترین همسایه قادر است با دقت 84 درصد افراد در معرض خطر را شناسایی کند. نتیجه گیری: با بکارگیری مدل ساخته شده با این الگوریتم می توان سامانه ای برای شناسایی افراد مستعد به قاچاق مواد مخدر طراحی کرد. نتایج حاصل از پیش بینی های انجام گرفته توسط سامانه مذکور و کشف الگوهای پنهان موجود در داده ها می توانند کمک شایانی به پلیس، دستگاه های قضایی و مددکارهای اجتماعی در شناسایی افراد در معرض خطر و کاهش جرائم مرتبط با قاچاق مواد مخدر نمایند.
عوامل خطرآفرین و پیشگیری کننده از بزهکاری کودکان و نوجوانان از دیدگاه قضات، مددکاران اجتماعی و مدیران مدارس استان مازندران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۲۲ بهار ۱۴۰۱ شماره ۸۴
۲۶۵-۲۲۹
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بزهکاری اطفال و نوجوانان یک رفتار غیرمعمول و از اشکال انحرافات اجتماعی بوده و گسترش آن حیات اجتماعی را به خطر می اندازد. از اینرو شناخت عوامل مؤثر در به خطر انداختن آنان در عرصه بزهکاری و سپس ارائه راهکارهای پیشگیرانه لازم و مناسب به ویژه از نگاه کارشناسان لازم و ضروری می باشد. روش: پژوهش حاضر از نوع پیمایشی و از نظر هدف، کاربردی است. جامعه آماری پژوهش شامل مقامات قضایی، مدیران مدارس و مددکاران اجتماعی استان مازندران در سال 1399 می باشند. مطابق با فرمول کوکران 384 نفر به عنوان نمونه آماری در نظر گرفته و این تعداد با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش جهت گردآوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته بوده که متناسب با هدف و سنجش نگرش جمعیت نمونه ایجاد شده است. از 22 شهرستان استان مازندران، به صورت تصادفی منظم 8 شهر انتخاب شده و از هر شهر 50 نفر به صورت تصادفی جهت پاسخگویی به پرسشنامه انتخاب شدند. جهت تعیین شناخت نظرات نمونه مورد بررسی و تعمیم نتایج به جامعه آماری از آماره های خی دو و فریدمن استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که از نگاه نمونه مورد بررسی، وضعیت اقتصادی خانواده، نظارت و کنترل خانواده و الگوهای اخلاقی و تربیتی خانواده بر بزهکاری اطفال و نوجوانان مؤثر می باشد. همچنین از نگاه آنان، کودکان و نوجوانان کاربر فضای مجازی بیشترین گرایش به ارتکاب جرائم مربوط به عفت عمومی و هتک حیثیت داشته و نیز یکی از بالاترین آمار بزهکاری کودکان و نوجوانان مربوط به جرم خشونت خیابانی می باشد. نوع تربیت و اخلاق خانواده مهمترین متغیر تأثیرگذار بر متغیر وابسته در نظر گرفته شد. بحث: یافته های پژوهش حاضر بنیادها و فرضیه های بسیاری از نظریه های اجتماعی، روان شناختی، اقتصاد و جرم شناسی را در خصوص عوامل موثر بر جرم تأیید کرده است. همچنین رویکرد نوین «پیشگیری اجتماعی» جهت جلوگیری از گذار از اندیشه به عمل مجرمانه از طریق وضع برنامه های اجتماعی کارآمد در زمینه های اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی مورد توجه است.
تجلی آموزه توبه به مثابه کنش دراماتیک در پیرنگ اصلاح
حوزههای تخصصی:
هدف: پی رنگ یکی از مهم ترین ارکان فیلمنامه است که از جهت مضمون و سیر تحولِ شخصیت انواع گوناگونی دارد. پی رنگِ اصلاح، یکی از انواع پی رنگ است که قرابت زیادی با آموزه توبه دارد. باتوجه به اهمیت توبه و اصلاح در آموزه های دینی، در این پژوهش تلاش شده مواد لازم جهت نگارش پی رنگ را با موضوع توبه در اختیار مخاطب قرار دهد.
روش : در این پژوهش جمع آوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای است. در ادامه با روش تحلیل روایت، پی رنگ چهار قصه توبه محور، براساس نظریه پی رنگ جان تروبی تحلیل می شود و عناصر پی رنگ اصلاح اصطیاد می گردد؛ درنهایت نیز آموزه توبه با پی رنگ اصلاح تطبیق داده می شود تا تأثیرات و تجلی توبه را در این پی رنگ نشان دهیم.
یافته ها: براساس نتایج حاصل شده، پی رنگ اصلاح پنج عنصر دارد:
الف: انجام خطا یا گناه؛
ب: عامل ایجاد پشیمانی؛
ج: اظهار پشیمانی؛
د: جبران؛
ه : پذیرش توبه.
از طرفی باتوجه به عامل پشیمانی و تأثیر آموزه توبه در پی رنگ اصلاح، این پی رنگ به سه زیرمجموعه تقسیم می شود:
الف) گاهی پشیمانی به واسطه قرارگرفتن شخصیت خطاکار در موقعیت دشوار است؛ مانند قصه حضرت یونس(علیه السلام)؛
ب) گاهی پشیمانی به واسطه مواجهه با امری مقدس به شکل مستقیم است؛ مانند قصه فرانسیس آسیسی و فضیل بن عیاض؛
ج) گاهی نیز پشیمانی به واسطه شخص دیگری است؛ مانند قصه کعب بن مالک.
نتیجه گیری: باتوجه به این تقسیم بندی، نویسنده فیلمنامه دینی با پی رنگ توبه، می توا ند براساس انواع عامل پشیمانیِ پی رنگ ها، فیلمنامه های متعددی به نگارش درآورد.
فهم تجربه زیسته زنان از فرآیند جامعه پذیری سیاسی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی مسائل اجتماعی ایران دوره ۱۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲
151 - 172
پژوهش حاضر با هدف فهم تجربه زیسته زنان از فرآیند جامعه پذیری سیاسی در ایران طراحی و اجراشده است. این پژوهش با اتکا به رویکرد روش شناختی پدیدارشناسی در پی فهم ماهیت مسئله جامعه پذیری سیاسی زنان در ایران برآمده است. در جمع آوری داده ها از تکنیک مصاحبه نیمه ساختاریافته و تعاملی استفاده شد و برای تحلیل داده ها از روش کلایزی و همچنین اعتبار و پایایی مطالعه به روش پیشنهادی لینکلین و گوبا بررسی شد. جامعه هدف این مطالعه براساس نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند و با انجام 20 مصاحبه و برگزاری دو بحث گروهی با زنانی که تجربه کنشگری سیاسی را دارا بوده اند؛ اشباع مفهومی و نظری حاصل شد. برای تحلیل اطلاعات در حین گردآوری داده ها، مرحله به مرحله، کدگذاری توسط دو پژوهشگر انجام شده است تا ضریب خطای مفهوم سازی کم شود. در این فرآیند در مرحله اول کدگذاری 111 کد شناسایی شد و پس از تجمیع و ترکیب کدها، 10 مضمون از قبیل «تعارض های هویتی زنان، کلیشه های جنسیتی، فرآیندهای آموزشی نابرابر، مردانه دانستن فضای سیاست، تبعی و در حاشیه بودن زنان در ساختار سیاسی و حزبی، ساختارهای تصمیم گیری مردانه، فراگیر نبودن کنشگری سیاسی زنان، بی اعتمادی اجتماعی، خلا الگوی رفتار سیاسی زن، تناقض ساختارهای فرهنگی با عاملیت اجتماعی و فرهنگی زنان» شناسایی شد که در مجموع نشان دهنده ضعف فرآیند جامعه پذیری سیاسی زنان در ایران است. استنباط مقاله این است؛ زنان در جامعه ایران به دلیل ضعف جامعه پذیری سیاسی، در حاشیه نظام سیاسی قرار داشته اند و نوعی طرد سیاسی برای آن ها برساخت شده است. به عبارت دیگر می توان گفت شرایط امروز جامعه ایران با یک پدیده ای به نام زیست سیاسی متعارض زنانه مواجه است و همچنان چالش ها و سردرگمی هایی در حوزه زنان پابرجا مانده است.
تبیین عوامل اجتماعی مؤثر بر مسئولیت پذیری اجتماعی و مدیریت افکار عمومی مشتریان بانک ملی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رقابتی تر شدن فضای کسب و کار و برقراری رابطه طولانی مدت با مشتری مستلزم سرمایه گذاری اثربخش و سودمند در حوزه وفاداری مشتریان و ایجاد مدیریت افکار عمومی بهینه در بانک ها است. دستیابی به اهداف مدیریت افکار عمومی مشتریان نیازمند الگویی بومی و معتبر می باشد. از این رو پژوهش پیش رو از روش آمیخته استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی پژوهش برای انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته مرتبط با نظریه برخواسته از داده شامل 13 نفر از خبرگان صنعت بانکداری با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و در بخش کمی از دیدگاه 384 نفر از مشتریان به روش نمونه گیری خوشه ای شرکت کرده اند. تحلیل داده ها در بخش کیفی به روش تحلیل مضمون و با استفاده از نرم افزار MaxQDA صورت گرفته است. برای مدلسازی از روش مدلسازی ساختاری تفسیری ISM استفاده شده است. سپس در بخش کمی نیز از رویکرد حداقل مربعات جزئی و نرم افزار SmartPLS استفاده شده است. روایی پرسشنامه با محاسبه شاخص AVE تایید گردید و پایایی آن با آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی تأیید شد که مقدار آنها برای تمامی ابعاد بالای 7/0 بدست آمد. نتایج نشان داد رهبران فکری و بکارگیری رسانه های جمعی بر اطلاع رسانی شفاف و مقابله با شایعات و توسعه تبلیغات در جهت افزایش امنیت خاطر مشتریان تاثیر دارند. این عوامل نیز بر تقویت مسئولیت پذیری اجتماعی اثر می گذارند. تقویت مسئولیت پذیری اجتماعی منجر به مدیریت روابط عمومی با مشتریان و سنجش افکار عمومی مشتریان می شود و در نهایت نیز به مدیریت افکار عمومی مشتریان منجر می شوند. عناصر سطح پنج یعنی رهبران فکری و بکارگیری رسانه های جمعی بیشترین تأثیر را در کارآفرینی استراتژیک نهادهای عمومی دارند. به همین ترتیب از میزان تأثیرگذاری در سطوح بعد کاسته می شود و متغیرهای هم سطح نیز تعامل متقابل با هم دارند.
مقایسه ی وضعیت روان شناختی و تحصیلی دانش آموزان درگیر و غیر درگیر در فضای مجازی در دوره متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال هشتم تابستان ۱۴۰۱شماره ۳۰
180 - 155
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مقایسه ی ویژگی های روانشناختی دانش آموزان درگیر در فضای مجازی و دانش آموزان معمولی در دانش آموزان دوره ی متوسطه اول و دوم در شهرستان پلدختر انجام شده است. این پژوهش مبتنی بر روش علی- مقایسه ای بود. جامعه ی آماری پژوهش حاضر شامل کلیه ی دانش آموزان مدارس دوره متوسطه ی شهرستان پلدختر در سال 97-96 برابر با 3990 نفر بود. بر اساس جدول کرجسی و مورگان، 350 نفر (175 دختر و 175 پسر) به عنوان نمونه در نظر گرفته شد. افراد نمونه بر اساس روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند. پرسشنامه عشق به یادگیری مک فارلن (2003)، شادکامی آکسفورد (1989)، عزّت نفس روزنبرگ، جهت گیری زندگی شییر و کارور (1994)، انگیزش پیشرفت هرمنس (1970) و مهارت های خودتنظیمی بوفارد و همکاران (1995) مورد استفاده قرار گرفت. داده های بدست آمده با استفاده از نرم افزار SPSS21 تحلیل شدند. تحلیل داده ها نشان داد که دانش آموزان درگیر در فضای مجازی به طور معناداری، عشق به یادگیری، شادکامی و انگیزش پیشرفت تحصیلی کمتر، عملکرد تحصیلی ضعیف تر، عزّت نفس پایین تر و جهت گیری زندگی بدبینانه تر نشان دادند و تنها در استفاده از مهارت های خودتنظیمی با دانش آموزان معمولی تفاوت معنادار نداشتند. یافته های بدست آمده از این پژوهش حاکی از این است که غرق شدن دانش آموزان در فضای مجازی از جنبه های گوناگون می تواند زمینه ی آسیب رساندن به نوجوانان، به عنوان فراگیران دانش، را موجب گردد؛ که این آسیب در وهله ی نخست می تواند جنبه عاطفی داشته و عشق به یادگیری، شادمانی، عزت نفس و خوش بینی در نوجوانان را به عنوان سازه های اساسی رشد مورد هجوم قرار دهد و در وهله یی بعد، افت تحصیلی و عملکرد تحصیلی نامناسب را به دنبال داشته باشد.
بررسی انگیزه ها و عوامل و پیامدهای برگزاری جشن تکلیف (نشانه موردی دبستان شمیم رحمت(1))
منبع:
فرهنگ پژوهش بهار ۱۴۰۱ شماره ۴۹ ویژه علوم انسانی
63 - 94
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، بررسی انگیزه ها، عوامل و پیامدهای برگزاری جشن تکلیف نشانه موردی دبستان شمیم رحمت (1) است. روش پژوهش گراند تئوری است که مبتنی بر رهیافت تفهیم تفسیری است. درک جهان اجتماعی از دیدگاه سوژه های مورد بررسی و معنایی که آنها به دنیای اجتماعی می بخشند، هدف اصلی و اساسی پژوهش است. جشن تکلیف یکی از مهم ترین جشن ها در طول زندگی هر انسانی است که برخی از افراد با قصد و انگیزه در این جشن شرکت می کنند. شرکت در این جشن یکی از مهم ترین انتخاب هایی است که افراد با نتایج و پیامدهای دامنه داری در آن حضور می یابند و علی رغم امکان ها و انتخاب های دیگر، این مسیر را در زندگی خود درپیش می گیرند. اما چه عواملی زمینه ساز اجتماعی دانش آموزان را برای شرکت در جشن تکلیف رقم می زند و آنها با کدام انگیزه ها به دنیای این جشن روی می آورند؟ این تحقیق با روش کیفی و با استفاده از نظریه زمینه ای به جستجوی پاسخ می پردازد. به همین منظور، با هشتاد نفر از دانش آموزان شرکت کننده در جشن تکلیف مصاحبه عمیق صورت گرفت که یافته های تحقیق بیان گر آن هستند که دو صورت از عوامل درونی و بیرونی در پیدایش انگیزه های دانش آموزان برای شرکت در جشن تکلیف موثر هستند. عوامل درونی به بسترها و شبکه های معنوی و همچنین شخصیت های مذهبی به عنوان گروه مرجع اشاره دارد، که افراد در آن زیست می کنند. عوامل بیرونی شامل آموزش های مدرسه و والدین است که در مجموع این عوامل سه انگیزه مختلف را برای شرکت در جشن تکلیف پدید می آورند که شامل انگیزه معنوی، انگیزه اجتماعی و انگیزه ابزاری است، که در نهایت دین داری و دین پذیری آنان شکل بگیرد. در پایان، این یافته ها در غالب یک مدل علّی- فرآیندی ارائه شده است.
مفهوم شناسی تحول اجتماعی و مؤلفه های آن از دیدگاه مقام معظم رهبری
منبع:
فرهنگ پژوهش بهار ۱۴۰۱ شماره ۴۹ ویژه علوم انسانی
179 - 206
حوزههای تخصصی:
مفهوم تحول اجتماعی در اندیشه و دیدگاه اندیشمندان اجتماعی و جامعه شنان، همانند سایر مفاهیم دارای اختلاف نظر های فراوان می باشد، این اختلاف نظرها متاثر از عوامل نظری، ایدئولوژیکی و سطوح مختلف تحلیلی اندیشمندان است. لکن در بین عموم نظریات حوزه تغییرات اجتماعی، یک اتفاق نظر وجود دارد و آن نگرش مادیگرایانه به تاریخ و تحولات اجتماعی جوامع بشری می باشد. این پژوهش با روش اسنادی و کتابخانه ای، بیانات رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای را بررسی نموده و طبق یافته های پژوهش، دیدگاه ایشان در باب تحول اجتماعی، یک نگرش توحیدی به حوادث اجتماعی بر اساس سنت الهی تغییر می باشد.از دیدگاه رهبری تحول در دو سطح دورنی و برونی صورت می پذیرد. تحول اجتماعی از دیدگاه ایشان به معنی مجموعه ای از تغییرات زیربنایی و روبنایی است که در جهت گسترانیدن ارزش های دینی در ساحت های مختلف اجتماعی به وقوع می پیوندد.
تحلیل داده بنیاد چالش های تأمین اجتماعی اتباع بیگانه مراجعه کننده به اداره کل تأمین اجتماعی غرب تهران بزرگ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی بهار ۱۴۰۱ شماره ۵۰
251 - 280
حوزههای تخصصی:
تامین اجتماعی مهاجران و اتباع پس از ورود به جامعه ایران، چالشهای برای آنها و سازمان تامین اجتماعی ایجاد کرده است.ازاین رو، مطالعه حاضرباهدف بررسی چالشهای تامین اجتماعی اتباع در غرب تهران انجام گرفته است.روش تحقیق کیفی و جامعه مورد مطالعه کلیه اتباع مراجعه کننده به اداره کل تامین اجتماعی غرب تهران بزرگ بودند.افراد نمونه به شیوه «هدفمند»و«نظری» انتخاب شدند که بعد از مصاحبه با 50 نفر از آنها اشباع نظری حاصل شد.با تحلیل داده ها و تجزیه داده ها،425 کد اولیه،97 مقوله فرع و 14مقوله اصلی استخراج شد.پدیده محوری«فقر دانشی از قوانین و خدمات» تامین اجتماعی است.شرایط علی حاکم بر پدیده محوری»سلب امتیازات حقوق کارگری/کارفرمایی،سستی منزلت شغلی و ابهام در وضعیت ماندگاری» هستند. زمینه های موجود نیز «ناهمسانی در ارائه خدمات بیمه ای، ضعف تمکن مالی اتباع و سختگیری قوانین مهاجرتی» هستند که تحت تاثیر شرایط مداخله گرِ «ضعف ارزیابی/عملکرد سازمان تامین اجتماعی، حس فرودستی و خودپنداره منفی تبعه بودن و سیاست-زدگی ارزیابی های کارشناسانه» پدیده محوری را متاثر می سازند. راهبردهای اتخاذه شده از سوی اتباع، «ارتباطات و کنش های هم-ارز و سیاست امنیت بقاء» هستند که با پیامدهای همچون «انطباق ناپذیری اتباع/قوانین، یکسان انگاری حمایت و تامین اجتماعی و هویت بخشی به اتباع» همراه هستند. نتایج این مطالعه نشان می دهد که توجه به ارزیابی/عملکرد سازمان های ذیربط در جهت رفع تبعیض نسبت به اتباع و ارائه بسته های دانشی به منظور ارتقای آگاهی آنها از حقوق و مقررات تامین اجتماعی می تواند بخشی از چالش های آنها را رفع کند.
تبیین نگرش، راهبردها و راهکارهای رسانه در جهت تحقق تمدن اسلامی در پرتو گام دوم انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۳ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۱۲۸)
91 - 109
حوزههای تخصصی:
بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی، بیانیه ای راهبردی و تمدنی است که توسط مقام معظم رهبری (مدظله العالی)، به عنوان راهبر و هدایت کننده کلان جامعه اسلامی، صادر و امور کلانی در آن مطرح شده است که بایستی برای اجرایی کردن آن، اندیشمندان این بیانیه را به نگرش، راهبردها و راهکارها تبدیل کنند تا برنامه ای عملیاتی به دست آید. تمدن اسلامی، به عنوان مفهومی ارزشمند و عمیق، هدف انقلاب اسلامی قرار گرفته است، لذا هر قدم آن چهل سال طول می کشد و گام دوم آن نیز، بر اساس برنامه چهل ساله تدوین شده تا طبق آن بتوان به تمدن جامع اسلامی دست یافت. در این تحقیق، که مبتنی بر روش تحلیلی توصیفی، گردآوری اطلاعات و مقارنه آرا است، ابتدا به کیفیت شکل گیری تمدن اسلامی توجه می شود و پس از آن نگرش، راهبردها و راهکارهای رسانه، جهت تحقق تمدن نوین اسلامی ارائه می شود. از جمله نتایج تحقیق آنکه: 1. نگرش اساسی رسانه ایجاد حس امید در جامعه است. 2. راهبردهای رسانه به طور کلی در سه قسم قابل ارائه است: اقناع نخبگانی، تأثیرگذاری مستقیم و انگیزه سازی و تحریک تمایلات. 3. راهکارهای رسانه نیز در شش مورد خلاصه می شود: تقویت رسانه ، تمرکز بر فعال کردن جست وجوگرهای داخلی، تولید کردن رسانه های مرجع، رسانه ای کردن افراد مرجع، تمرکز بر تولیدات فاخر و لزوم توجه به صداقت.
رابطه بین سرمایه اجتماعی با جهت گیری ورزشی و مشارکت تفریحی دانشجویان دانشگاه افسری و تربیت پلیس امام حسن مجتبی (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : پژوهش حاضر به مطالعه رابطه بین سرمایه اجتماعی، جهت گیری ورزشی و مشارکت تفریحی دانشجویان دانشگاه افسری و تربیت پلیس امام حسن مجتبی (ع) پرداخت. روش: پژوهش از نظر هدف، کاربردی است. داده ها به صورت پیمایشی و از طریق پرسش نامه های استاندارد سرمایه اجتماعی، جهت گیری ورزشی و مشارکت تفریحی جمع آوری شد. جامعه آماری پژوهش، دانشجویان این دانشگاه در سال 1399 به روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل داده ها از طریق آزمون های ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون انجام شد. یافته ها : یافته های پژوهش نشان داد که بین سرمایه اجتماعی، جهت گیری ورزشی و مشارکت تفریحی و برخی ابعاد آنها رابطه معنادار وجود دارد. از بین ابعاد سرمایه اجتماعی و جهت گیری ورزشی، همدلی و درک متقابل و پیروزی گرایی دارای بیشترین همبستگی و اعتماد و پیروزی گرایی دارای کمترین همبستگی هستند. از بین ابعاد سرمایه اجتماعی و مشارکت تفریحی، هویت جمعی و جاذبه دارای بیشترین همبستگی و اعتماد و تمرکز به شیوه زندگی دارای کمترین همبستگی هستند و همچنین از بین ابعاد جهت گیری ورزشی و مشارکت تفریحی، جاذبه و رقابت جویی دارای بیشترین همبستگی و تمرکز به شیوه زندگی و پیروزی گرایی دارای کمترین همبستگی است. نتیجه گیری : می توان با تقویت هر یک از بعدهای سرمایه اجتماعی، جهت گیری ورزشی افراد را تقویت کرد و همچنین میزان مشارکت تفریحی افراد در فعالیت های ورزشی را ارتقاء داد.
خصوصی سازی دارایی های دولت در ایران (1368-1399) (مطالعه گزارش های مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع این مقاله مطالعه خصوصی سازیِ دارایی هایی دولت در جامعه ایران از پایان جنگ تا امروز است. این مطالعه از خلالِ بازخوانیِ گزارش های مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی درباره این موضوع در دوره های مختلف انجام شده است. پس از اثبات مسئله سؤال پژوهش به این صورت ارائه شده است: «سیاستِ خصوصی سازیِ دارایی هایِ دولت از حیث شیوه واگذاری به چه شکل اجرا شده اند؟». برای تحلیلِ چگونگیِ انجام واگذاری ها چارچوب نظری دیوید هاروی درباره انباشت سرمایه در دست اقلیتی معدود، از طریق خلع مالکیت از عموم مردم در فرایند خصوصی سازی مورداستفاده قرار گرفته است. واحد تحلیل مقاله کشور ایران در سال های 1368 تا 1399 است. واحد مشاهده گزارش های مرکز پژوهش های مجلس درباره خصوصی سازی در سال های 1368 تا 1399 است که با بخش های مرتبط با خصوصی سازی گزارش های تفریغ بودجه و برخی مصاحبه های سیاستگذاران درباره خصوصی سازی در همین سال ها تکمیل شده است. روش پژوهش تحلیل محتوای اسناد است. یافته های این پژوهش نشان می دهد اجرای سیاست خصوصی سازی در ایران، همواره همراه با توزیع رانت بوده و به تدریج به خلع مالکیت عموم مردم انجامیده است. اقلیتی از نیروهای سیاسی ایران یا بخش مهمی از شرکت های واگذارشده را از آن خود کرده اند یا با واگذاری شرکت های دولتی به بخش عمومی غیردولتی و نهادهای نظامی حضور خود را هیئت مدیره های انبوه شرکت های زیرمجموعه این نهادها تضمین کرده اند.