فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۷۸۱ تا ۵٬۸۰۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
منبع:
خانواده پژوهی سال هجدهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۷۰
371 - 386
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه جو عاطفی خانواده و اهمال کاری تحصیلی با واسطه گری اجتناب تجربه ای در دانش آموزان بود. طرح پژوهش در این مطالعه توصیفی- همبستگی بود. شرکت کنندگان این پژوهش شامل 375 نفر (219 دختر و 156 پسر) از دانش آموزان پایه دهم شهر یزد در سال تحصیلی ۱۴۰۰- 139۹ بودند که بر اساس روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده های پژوهش، از پرسش نامه اهمال کاری تحصیلی سولومون و راثبلوم (1984)، پرسش نامه جو عاطفی خانواده هیل برن (1964) و پرسش نامه پذیرش و عمل بوند، هایس، بیر، کارپنتر، گوئنول، ارکات و زتل (2011) استفاده شد تجزیه و تحلیل داده ها با روش همبستگی مبتنی بر رویکرد مدل یابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار AMOS انجام گرفت. نتایج نشان داد که جو عاطفی خانواده به صورت مستقیم، منفی و معنادار اجتناب تجربه ای (68/0-=β) و اهمال کاری تحصیلی (34/0- =β) را پیش بینی می کند. اجتناب تجربه ای نیز به صورت مستقیم، مثبت و معنادار اهمال کاری تحصیلی (21/0=β) را پیش بینی می کند. در نهایت نتایج نشان داد اجتناب تجربه ای در رابطه بین جو عاطفی خانواده و اهمال کاری تحصیلی دارای نقش واسطه ای می باشد. بنابراین با بهبود جو عاطفی خانواده و افزایش انعطاف پذیری شناختی (کاهش اجتناب تجربه ای) می توان تا حدودی اهمال کاری تحصیلی را کاهش داد.
تحولات دین داری در بین دو نسل از زنان: مطالعه ی موردی: زنان منطقه ی 4 تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحول دین داری زنان در نسل های مختلف مسأله ی اصلی این تحقیق است و پژوهش با هدف شناسایی تحولات دین داری در بین زنان ساکن در منطقه ی 4 تهران انجام شده است تا بررسی شود که آیا بین دین داری دو نسل از زنان تفاوت قابل اعتنایی وجود دارد یا خیر. رویکرد روشی، کیفی و روش تحقیق، تحلیل روایت و ابزار گردآوری اطلاعات، مصاحبه ی روایی و روش نمونه گیری هدفمند به شیوه ی گلوله برفی بوده است. 40 نفر از زنان دو نسل (مادران متولد دهه ی 40 و 50 و دختران متولد دهه ی 60) برای مصاحبه انتخاب شدند. از مجموع 20 نفر از دختران، 2 نفر هیچ دینی را قبول نداشتند و نوگروندگان حاد (تحول یافته ی کامل در نظام اعتقادی) و 18 نفر نیز نوگروندگان غیرحاد (تحول یافته در درون نظام اعتقادی) بوده اند که در برخی امور دینی دچار تردید شده اند و اکنون به نحو گزینشی و بیشتر عقلانی دین داراند. از میان 20 نفر از مادران، 17 نفر نوگروی غیرحاد و صعودی داشته و دین داری 3 نفر نیز به صورت نزولی تحول یافته است. آنان درمورد حجاب و برخی از آیه های قرآنی مربوط به حقوق زنان، دچار شک و تردید جدی شده اند. بررسی تطبیقی تحولات دین داری میان مادران و دختران نشان می دهد که دختران به دلایلی چون حضور در دانشگاه، ارتقای سطح سواد و تحصیلات، تقویت روحیه ی پرسش گری و نقادی، تجربه ی تحول در دین داری را از سر گذرانده اند و به نقادی و بازاندیشی در دین داری خود اقدام نموده اند، به گونه ای که بخش مهمی از باورها و اعمال دینی ای را که در گذشته به سهولت و بدون هرگونه پرسش گری انجام می داده اند، کنار نهاده اند. در مقابل، از آن جا که مادران جامعه پذیری دینی و نیز تجربه ها و زیست جهان متفاوتی داشته اند و به دلایلی نتوانسته اند در محیط های دانشگاهی حاضر شوند، بازاندیشی چندانی در دین داری شان وجود نداشته است. در نتیجه، تحولات دین داری شان در مقایسه با دختران چندان مشهود و اساسی و همه جانبه نبوده است.
حافظه ی دیجیتال جنگ (مطالعه ی موردی: گروه تلگرامی رزمندگان سابق جنگ هشت ساله ی ایران و عراق)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهداف: رسانه های اجتماعی جدید، عرصه ی جدیدی را به وجود آورده اند که در آن خاطرات دیگر فقط مصرف نمی شوند؛ بلکه به طور خلاقانه و به شیوه ای مشارکتی تولید می شوند. در پژوهش حاضر، با مطالعه ی گروه تلگرامی متعلق به رزمندگان سابق یکی از تیپ های لشکر ده سیدالشهدا تهران، پرسش آن است که تظاهرات خاطرات جمعی جنگ در این عرصه ی جدید، در قالب چه الگوهای روایی یا طرح واره هایی پیکربندی می شوند؟ و این الگوها تا چه اندازه متفاوت از طرح واره هایی اند که شکل رسمی از حافظه ی جمعی جنگ را صورتبندی می کنند؟ در واقع، این بوم شناسی جدید حافظه ی جنگ تا چه اندازه ظرفیت تبدیل به عرصه ای برای ترویج حافظه ی جایگزین را دارد؟ روش مطالعه: در این مطالعه با روش مردم نگاری مجازی به مشاهده و توصیف نحوه ی ساختاریابی حافظه ی جمعی جنگ در میان اعضای گروه تلگرامی مورد بررسی پرداخته و با استفاده از تکنیک تحلیل تماتیک، طرح واره های شناختی سازنده ی چارچوب های معنایی و تفسیری یادآوری وقایع مهم جنگ الگویابی شده اند. یافته ها: طی فرایندهای کدگذاری، در مرحله ی اول، تعداد 404 مقوله ی توصیفی، در مرحله ی دوم تعداد 27 مقوله ی تفسیری و در نهایت از میان آن ها، چهار مقوله ی فراگیر یعنی «ساخت معنا در حافظه ی افراد»، «جایگاه های حافظه»، «جست وجو برای معنا» و «حافظه و هویت» شناسایی و استخراج شدند. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که امکان استفاده از پلتفرم های پویا همچون تلگرام، ظرفیت و عملکرد حافظه ای رزمندگان سابق جنگ را گسترش داده است و عرصه ی جدیدی را برای پیکربندی، تجمیع و ترویج روایت های جایگزین و رقابت با چارچوب های رسمی حافظه ی جنگ به وجود آورده است.
خشونت فرهنگ و بی خانمان شدن: پژوهشی مردم شناختی در میان معتادها در دروازه غارِ تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش مردم نگارانه که در بین معتادهای کارتن خواب دروازه غار تهران انجام شده، به دنبال آن است که تمایل برخی از معتادها به بی خانمان شدن را بکاود. برخلاف تصورهای مرسوم که علت بی خانمانی معتادها را به مسائل اقتصادی یا حمایتی ربط می دهند، من بر تولد فرهنگ جدیدی تمرکز می کنم که تولیدکننده ی مقوله های معنایی و هیجانی منفی نسبت به معتادهاست. خشونت فرهنگ از خانواده آغاز می شود، با این تصور که معتاد شدنْ خانواده را بی آبرو و بدنام می کند. معتادها در برابر این فرهنگ جدید مجبور می شوند بی- خانمان شوند، خودشان بدنام شوند تا خانواده از بدنامی رهایی یابد. خشونت فرهنگ به خویشان، مردم عادی و دولت گسترش می یابد، با این پنداشت که معتادها آدم های بی ارزشی هستند و حتی جامعه را تهدید می کنند. برای همین، خشونت فرهنگ جدید صرفاً در حد نمادین باقی نمی ماند و اِعمال یک خشونت فیزیکی تمام عیار بر معتادها را مشروع می سازد، از کتک زدن تا کشتن. تولد این فرهنگ جدید در ایران معاصر عیان گر آن شکلی از اقتصاد اخلاق است که در آن گروه هایی از افراد جامعه، بنا بر متفاوت بودن و فاصله گرفتن از جامعه، تحت انواع خشونت ها قرار می گیرند. تولد این فرهنگ جدید در ایران معاصر عیان گر آن شکلی از اقتصاد اخلاق است که در آن گروه هایی از افراد جامعه، بنا بر متفاوت بودن و فاصله گرفتن از جامعه، تحت انواع خشونت ها قرار می گیرند.
تاثیر رهبری اخلاقی بر فرسودگی شغلی با تاکید بر نقش واسطه ای سرمایه اجتماعی و روانشناختی(مورد مطالعه: معلمان شهرستان بهبهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی زمستان ۱۴۰۱ شماره ۵۳
85 - 51
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر رهبری اخلاقی بر فرسودگی شغلی با تاکید بر نقش واسطه ای سرمایه اجتماعی و روانشناختی انجام گرفت. روش پژوهش توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری، کلیه معلمان شاغل در دوره دوم متوسطه شهرستان بهبهان در سال تحصیلی1400-1399 با تعداد 380 نفر بوده اند. حجم نمونه با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده و براساس جدول مورگان تعداد 181 نفر محاسبه شده است. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه رهبری اخلاقی کالشون وهمکاران(2011)، فرسودگی شغلی مسلاچ(2002)، سرمایه روانشناختی لوتانز و همکاران(2007) و سرمایه اجتماعی ابیلی(2011) استفاده گردید. . نوآوری پژوهش حاضر پرداختن به موضوع فوق در میان جامعه آماری معلمان به عنوان گروه شغلی حساس که نقش مهمی را در ساختن آینده دانش آموزان ایفا می نمایند، می باشد. نتایج نشان داد، رهبری اخلاقی بر سرمایه روانشناختی و سرمایه اجتماعی اثر مثبت و معناداری دارد؛ سرمایه اجتماعی بر فرسودگی شغلی و همچنین رهبری اخلاقی بر فرسودگی شغلی اثر منفی و معناداری دارد. اما سرمایه روانشناختی بر فرسودگی شغلی اثر معناداری ندارد؛ سرمایه روانشناختی و سرمایه اجتماعی نقش میانجی در رابطه بین رهبری اخلاقی و فرسودگی شغلی دارند به طوری که رهبری اخلاقی تاثیر مستقیم و تاثیر غیرمستقیم بر فرسودگی شغلی دارد. لذا می توان با تقویت رهبری اخلاقی، سرمایه اجتماعی و روانشناختی معلمان مانع از ایجاد فرسودگی شغلی آنها شد.
فهم زمینه های جرم در جوانان مهاجر شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی زمستان ۱۴۰۱ شماره ۵۳
277 - 312
حوزههای تخصصی:
جوانان مهاجر یکی از گروه های شهری هستند که به دلایل مختلف در معرض درگیر شدن با انواع مشکلات، جرائم و کجروی های اجتماعی قرار دارند. مطالعه حاضر با هدف فهم زمینه های جرم در جوانان مهاجر شهر تهران انجام شده است. روش پژوهش ، کیفی، از نوع تحلیل محتوا و اطلاعات لازم با استفاده از تکنیک مشاهده و مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری شده است. حجم نمونه تعداد 26 نفر از جوانان مهاجری است که هم اکنون در زندان هستند. یافته های پژوهش نشان می دهد که مهاجرت با انگیزه کار و کارگری و ارتکاب رفتار مجرمانه دو شکل غالب انگیزه مهاجرتی در جوانان مهاجر بوده و جرائم مرتبط با مواد و سرقت رایج ترین جرائم در بین آنها است. پس از تجزیه و تحلیل دقیق اطلاعات، شش(6) مضمون اصلی و بیست و یک(21) مضمون فرعی استخراج شد. نتایج پژوهش نشان می دهد که اکثر جوانان مهاجر، نه با انگیزه ارتکاب جرم، بلکه با انگیزه کار و کارگری به شهر تهران مهاجرت کرده اند. با این حال، پس از گذشت مدتی و مواجه شدن با شرایط منفی و آسیب زننده متعدد و ترغیب کننده جرم درگیر رفتارهای مجرمانه شده اند. در یک جمع بندی و به اختصار می توان گفت، مهاجرت جوانان مهاجر به شهر تهران، نه تنها وضعیت بسیاری از آنها را بهبود نبخشیده، بلکه درگیری آنها با جرائم متنوع را در پی داشته است.
سیاست گذاری هویت در نظام آموزشی کشور و توصیه های سیاستی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از کارکردهای اساسی نظام آموزشی در هر جامعه، تلاش در مسیر رشد و تقویت هویت دانش آموزان در پایه ها و مقاطع تحصیلی مختلف است تا آنان از این طریق واجد مهارت ها و صلاحیت های لازم برای ایفای مسئولیت های فردی و اجتماعی خود بشوند. در این راستا، یکی از الزامات مهم سیاست گذاری هویتی روزآمد و اثربخش است تا اجرا و عملیاتی کردن آن، زمینه های لازم را برای رشد و تحکیم هویت فراگیران فراهم کند. این مقاله با اتخاذ رویکردی تحلیلی استنتاجی و با مرور منابع و مراجع علمی کوشیده است تا ضمن تبیین کارکرد نظام آموزشی در پرورش هویت یادگیرندگان، مجموعه ای از توصیه های سیاستی لازم در این عرصه را ارائه نماید. یافته های حاصل نشان داد که سیاست گذاری هویتی نظام آموزشی باید بسترهای لازم را برای توجه موزون و جامع نگر به همه عرصه های هویت واقع بینی و اجتناب از ایده آل گرایی صرف، تمرکززدایی و مشارکت دادن هرچه بیشتر همه ذی نفعان، استفاده از ظرفیت های برنامه درسی پنهان مدارس، رشد همه ابعاد شخصیتی فراگیران (شناختی، عاطفی و مهارتی)، بهره گیری از توانمندی های نهادها و گروه های اجتماعی جامعه، استفاده مؤثر از کتب درسی، رشد صلاحیت های حرفه ای معلمان و لزوم تغییر سیاست گذاری های هویتی متناسب با تحولات زمانه فراهم کند. بدیهی است توجه جدی و عملی به توصیه های سیاستی مذکور ضمن کاهش چالش های هویتی نسل جوان، اثربخشی نظام آموزشی را در رشد هویت منسجم دانش آموزان افزایش می دهد.
واکاوی اندیشه پیشرفت در نگاه شیخ یوسف القرضاوی بر اساس روش اسپریگنز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اندیشه پیشرفت بومی و دین بنیاد در جهان اسلام در طی دهه های اخیر در میان طیفی از اندیشمندان دینی و سیاست مداران مطرح بوده که منجر به ظهور نمونه های موفقی از این خواست توسعه گرایانه شده است. کشور پادشاهی قطر با تکیه بر سنت های دینی و بومی خود و نیز با تأثیرپذیری ساختار قدرت و اجتماع از اندیشه های شیخ یوسف القرضاوی، درصدد تئوری پردازی و عملیاتی کردن الگویی دین بنیاد از توسعه ملی است که منطبق بر آن علاوه بر دستیابی به اهداف توسعه در داخل، به نوعی قدرت نرم در جهان اسلام نیز دست یابد. این پژوهش با کاربست روش جستاری اسپریگنز، و با هدف شناخت اندیشه پیشرفت در نگاه شیخ یوسف القرضاوی به دنبال ارائه پاسخ به این سؤال است که اندیشه پیشرفت در نگاه این اسلام شناس کهن سال در ابعاد مختلفی چون وجه مسئلگی، دلیل شناختی، آرمان شهرشناسی و راه کاریابی واجد چه خصوصیاتی است. یافته این تحقیق حکایت از آن دارد که از منظر قرضاوی، جوامع اسلامی به دلیل فقدان وجود دموکراسی، رخنه و نفوذ اندیشه سکولاریسم، جزم اندیشی دینی، تلقی ناسازگاری دین و مدرنیته، و نیز استحاله فرهنگی و هویتی، نتوانسته است همپای دیگر جوامع، پیشرفت و توسعه را تجربه نماید. از همین رو، وی در تلاش برای خوانشی از اسلام است که بتواند در میدان عمل، انعطاف پذیری و کاربست پذیری لازم را داشته باشد و به بهانه توسعه، دین به کناری نهاده نشود.
مطالعه جامعه شناختی مصرف نمایشی پوشاک؛ مورد مطالعه: ساکنان 15-55 ساله شهر بیرجند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد فرهنگ سال پانزدهم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۶۰
179 - 204
حوزههای تخصصی:
امروزه مصرف پوشاک، دچار تغییرات وسیعی شده و در ورای تأمین نیاز های ضروری، به عرصه ای برای بازتعریف هویت افراد، بدل شده است ؛ این پژوهش، به دنبال بررسی این نکته است که افراد مورد مطالعه در شهر بیرجند، چه دلایلی را درباره مصرف نمایشی پوشاک، ابراز کرده و این پدیده از سوی آنان، چگونه درک و تفسیر می شود. این تحقیق، با رویکردی کیفی و با استفاده از روش نظریه زمینه ای انجام گرفته است. بنابراین با روش نمونه گیری نظری و هدفمند، درمجموع با 31 نفر از ساکنان این شهر که در گروه سنی 15-55سال قرار داشته اند و ضمن داشتن تجربه مصرف نمایشی پوشاک، از توانایی لازم برای بیان تجارب فردی برخوردار بوده اند، مصاحبه عمیق به عمل آمده است. بر اساس یافته ها، همنوایی، تمایزطلبی و جلوه گری، «شرایط علّیِ» مصرف نمایشی بوده است. همچنین دسترسی به منابع و عادات مصرفی از شرایط زمینه ایِ این نوع مصرف بوده و افراد برای تصمیم گیری در مصارف نمایشی از راهبردهای رقابت، مبادله و مدیریت احساسات استفاده کرده اند.
مضامین شعارها در اعتراضات سه دهه اخیر ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم اجتماعی (علامه طباطبایی) تابستان ۱۴۰۱ شماره ۹۷
1 - 38
حوزههای تخصصی:
کنش های اعتراضی به عنوان اشکال غیرنهادینه مشارکت سیاسی، واقعیت غیرقابل انکار هر جامعه ای اند. فراوانی و تکثیر این واقعیت در تاریخ پس از انقلاب اسلامی و تغییر و تحولات روی داده در آن ها ضرورت توجه به این شکل از کنش جمعی را دو چندان کرده است. درنتیجه این کنش ها معترضان شعارهایی را سر داده اند که از یک سو بیان کننده ی خواسته ها و مطالبات آنان برای تغییرات سیاسی، اجتماعی و آرمان هایشان و از سوی دیگر انعکاس وجوه برساختی رسانه های داخلی، خارجی و شبکه های اجتماعی واقعی و مجازی بوده است. در مقاله حاضر با استفاده از روش تحلیل مضمون و بر مبنای نظریه چارچوب سازی (framing) اسنو و بنفورد تلاش شده تا ضمن تفکیک شعارهای اعتراض های سه دهه ی اخیر بر اساس چارچوب های تفسیری سه گانه، مضامین عمده شعارها در هر چارچوب و طی هر دوره اعتراضی مشخص گردد تا بدین طریق سیر تحولات مضمونی شعارها در سه دهه آشکار گردند. نتایج حاصله نشان داد که در اعتراض های تیرماه 78، چارچوب تفسیری انگیزشی و در اعتراض های پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 88، اعتراض های دی ماه 96 و آبان ماه 98 نیز چارچوب تشخیصی بیشترین وزن را به خود اختصاص داده اند. نتایج تحلیل مضمون شعارها نیز نشان داد که در اعتراض های 78، مضامین آزادی خواهانه، در اعتراض های 88، مضامین عدالت خواهانه سیاسی و در اعتراض های 96 و 98 مضامین دین ستیزانه از بیشترین فراوانی در میان سایر مضامین برخوردار بوده اند.
The Two Media Literacies: A Cultural Studies Perspective
منبع:
Cyberspace Studies,Volume ۶, Issue ۱, January ۲۰۲۲
71 - 74
حوزههای تخصصی:
This analysis identifies the problem of the media saturation of people’s lives as a reason for developing programs teaching media literacy. It argues that the basic or foundational disciplines found in cultural studies, such as applied semiotics, psychoanalytic theory, sociological theory, and Marxist analysis, are the proper way to teach media criticism and media literacy (See Berger, A.A., Media Analysis Techniques, 6th edition, 2019). The methods by themselves are not adequate, which means that teaching media literacy also involves providing exercises and learning games that show students how to apply the theories they learn to their analyses of media texts (See Berger, A.A., Games and Activities for Media, Communication, and Cultural Studies Students,2004). Finally, it is suggested that media literacy should be taught at all educational levels.
Types of Cyberbullying Experienced on Facebook by Undergraduate Students in Kenyan Universities
منبع:
Cyberspace Studies,Volume ۶, Issue ۲, July ۲۰۲۲
149 - 182
حوزههای تخصصی:
Cyberbullying is a form of bullying meted out online using digital devices and platforms. This study investigated the types of cyberbullying undergraduate students in Kenyan universities experience. Specifically, it sought to determine the students’ presence on Facebook, establish how the students used Facebook, identify the types of cyberbullying they experienced, and recommend strategies of mitigating cyberbullying as a means of making Facebook safer for undergraduate students in Kenya. The study was conducted using mixed research methods. Data was collected from 4770 undergraduate students and 24 deans of students in 16 public and 8 private chartered universities in Kenya. Quantitative data was collected from the students’ using questionnaires while qualitative data was collected from students using focus group discussions and deans of students using key informant interviews. Quantitative data was analysed statistically using STATA while qualitative data was analysed thematically using ATLAS.ti. The findings of the study confirm the popularity of Facebook among undergraduate students in Kenya. Students use the platform mainly for dating, business, academics and politics. The main types of cyberbullying experienced by the students on Facebook include shaming, impersonation, blackmail, exposure and cyberstalking. In dealing with cyberbullying, university authorities should create awareness about the vice among their students; the affected students should be counselled to overcome the effects of cyberbullying; and students should be advised to be vigilant in cyberspace. The findings of this study may be applied by universities to develop a students’ support service model that makes it easy to detect and mitigate cyberbullying.
Fake News and Freedom of Expression: An Iranian Perspective
منبع:
Cyberspace Studies,Volume ۶, Issue ۲, July ۲۰۲۲
205 - 218
حوزههای تخصصی:
After a brief description of what fake news is and how it has been developed historically, we have claimed that fake news as we know it is generally a social media phenomenon. Despite the fact that Iran is considered a developing country, and not still a developed one, one might think Iran is less likely to fall prey of complicated fake news industry that negatively affect prosperous and affluent countries. But the vice versa is correct. Doing an extensive survey on previous research on fake news in Iran, we have shown how fake news will hinder unprecedented facilities for freedom of expression and even will make people contemplate giving up their freedom of expression in order to avoid or get rid of fake news. A naïve view could see a bright future for unbiased and disinterested news gathering and publishing, but research has shown in a totally unregulated media sphere, it is fake news that is more radially available and more quickly becoming viral.
تحول روزنامه نگاری دینی در ایران معاصر؛ مطالعه تطبیقی محتوای روزنامه های اطلاعات و کیهان بین سال های 85- 1335(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روزنامه نگاری دینی از ژانرهای رسانه ای است که در نزدیک به دو قرن تجربه روزنامه نگاری چاپی در کشور، هنوز هیچ روزنامه ای خبرنگار ثابت در حوزه ادیانندارد. این پژوهش به مطالعه تطبیقی محتوای مطالب دینی روزنامه های کیهان و اطلاعات در سیزده روز اول ماه محرم طی سال های 1335 تا 1385 می-پردازد . در این مطالعه به روش نمونه گیری غیر احتمالی هدفمند 118 روزنامه بررسی و 1126 مطلب با موضوع مذهبی استخراج و به روش تحلیل محتوای کمی، کدگذاری و تجزیه و تحلیل شدند. مقایسه میان محتوای دو روزنامه حاکی است که موضوعات دینی، کارکرد و ژانر آن ها طی دو دوره مورد بررسی دچار تحول شده است. استفاده از سبک خبر در سه دهه پس از انقلاب افزایش و در مقابل آگهی های دینی کاهش یافته است. در حالی که عمده مطالب منتشر شده در دوره قبل از انقلاب دارای کارکرد آموزشی و تبلیغ دینی بوده است؛ در سال های پس از انقلاب کارکرد خبری و ارشادی با تمرکز بر زندگینامه بزرگان دینی بیشتر غالب است. کارکرد آموزشی در روزنامه کیهان و کارکردهای تبلیغ دینی و خبری در روزنامه اطلاعات مشهودتر است. همچنین دو روزنامه از نظر تعداد و اندازه مطالب قبل و بعد از انقلاب روندی متضاد دارند.
چالش های ارتباطی روابط عمومی ها و رسانه های جمعی (مطالعه موردی: وزارتخانه ها و روزنامه های سراسری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۳ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۱۲۸)
297 - 317
حوزههای تخصصی:
با وجود توسعه رسانه های جدید و تحول در ارتباطات برون سازمانی، هنوز یکی از مهم ترین وظایف روابط عمومی ها، برقراری ارتباطات حرفه ای با رسانه هاست. روابط عمومی ها برای رساندن پیام های سازمانی خود به عموم مردم و مشروعیت سازمانی، نیازمند همکاری با رسانه ها هستند. در مقابل، رسانه ها نیز، برای تولید و انتشار مطالب خبری و تحلیلی خود به همکاری با روابط عمومی ها نیاز دارند. ولی آنچه بسیار در این فرایند ارتباطی مشاهده می شود، وجود چالش های مختلف ارتباطی است. هدف اصلی تحقیق، شناخت چالش ها، ارائه راه حل و مدل ارتباطی اثربخش، بین روزنامه نگاران و رابطان رسانه ها در روابط عمومی ها است. در این پژوهش از روش آمیخته استفاده شده، در بخش کیفی، با 15نفر از استادان و صاحب نظران ارتباطات، روابط عمومی و رسانه مصاحبه عمیق انجام شده و در بخش کمی نیز، با استفاده از روش کیو و ابزار پرسشنامه، دیدگاه 40نفر از مدیران و کارشناسان روابط عمومی وزارتخانه ها و دبیران و خبرنگاران روزنامه های سراسری اخذ شده است. یافته های تحقیق نشان داد، عواملی نظیر فقدان تخصص وحرفه ای گرایی، وجود خط مشی متفاوت سازمانی، رویکرد سیاسی و جناحی، نبود استقلال اقتصادی رسانه ها، عدم شناخت کافی روابط عمومی ها و رسانه ها نسبت به وظایف و محدودیت های یکدیگر، انتظارات نامعقول و گاهی داشتن نگرش منفی از مهم ترین چالش های ارتباطی است و در چهار بُعد ساختاری، عملکردی، رفتاری و شناختی، عواملی نظیر اصلاح قوانین، آموزش نیروی انسانی و حرفه ای گرایی، تعامل و گفت وگو، پاسخگویی، صداقت و شفافیت، رعایت اصول اخلاقی، انتظارت معقول و شناخت متقابل وظایف مهم ترین راهکارها برای رفع چالش ها و الگوی مطلوب ارتباطی بین روابط عمومی ها و رسانه ها قلمداد می شود.
تحلیل بازتاب هویت ایرانی- اسلامی در طراحی شخصیت های انسانی دو اثر پویانمایی ایرانی در مسیر باران و فهرست مقدس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال بیست و سوم تابستان ۱۴۰۱شماره ۵۸
105 - 142
حوزههای تخصصی:
برای ساخت و پردازش شخصیت در پویانمایی مؤلفه های مختلفی در نظر گرفته می شود، ازجمله: ارتباط شخصیت ها با مضمون اثر و پیوند آن با شاخصه های فرهنگی جامعه. با توجه به تولید آثار روزافزون پویانمایی در ایران، نیاز به مطالعه اجزای مختلف آن ها احساس می شود. لذا، پژوهش پیش رو، با هدف شناسایی شاخصه های هویت فرهنگی، ملی و هنری مؤثر در شخصیت پردازی پویانمایی ایرانی و نیز وجوه تفاوت و تشابه نشانه های هویتی با شاخصه های هویت فرهنگ ایرانی و تمرکز بر مؤلفه های هنری برای خلق شخصیت های انسانی، به تحلیل دو نمونه از تولیدات پویانمایی ایران پرداخته است. مسئله پژوهش پیش رو توجه به چگونگی بازتاب شاخصه های هویتی در دو اثر هنری پویانمایی ایرانی و نسبت شخصیت های ساخته شده با شاخصه های نمایانگر هویت ملی فرهنگی ایرانی است. پژوهش پیش رو از نوع کیفی است و به لحاظ ماهیت، توصیفی تحلیلی محسوب می شود و در آن از روش های ترکیبی و رویکردهای نشانه شناسانه برای تحلیل نمونه ها استفاده شده است. سیر بررسی در جهت کشف لایه های هویتی مستتر در شخصیت های پویانمایی ایرانی این نتیجه را در بر داشت که عدم مطالعات کافی قبل از تولید و اجرا و رونگاری نسبی از سبک های تجربه شده غیرایرانی موجب شده آثار ایرانی هنوز سبک و شخصیت متمایزی پیدا نکنند. از مطالعات صورت گرفته چنین برمی آید که در نمونه های موردمطالعه، با وجود زمینه های موضوعی برای استفاده از سنت های تصویری ایرانی، استفاده نسبی از این قابلیت در طراحی شخصیت ها شده است.
پیامدها و تجلیات «تِم» مهمانی در عملکرد سلبریتی ها در شام ایرانی 2(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال بیست و سوم تابستان ۱۴۰۱شماره ۵۸
201 - 227
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، با هدف بررسی پیامدها و تجلیات انتخاب تِم در مهمانی رسانه ای سلبریتی ها، برنامه شام ایرانی 2 به عنوان نمونه ای از برنامه های واقع نمای سلبریتی محور در حوزه سبک زندگی بررسی شده است. برنامه های واقع نما با ادعای نمایش واقعیت زندگی سلبریتی ها به کنجکاوی مردم در این زمینه دامن می زنند و به گسترش فرهنگ سلبریتی و سلبریتی محوری در جامعه کمک می کنند. مبانی نظری این پژوهش بر نظریه های سبک زندگی مبتنی است و روش آن ترکیبی از تحلیل محتوای کیفی و کمّی است. یافته های پژوهش نشان می دهد که تِم های انتخابی سلبریتی میزبان در قالب 13 مؤلفه اصلی در برنامه بروز می یابند: پوشش، مدل مو و آرایش، جواهرات و تزیینات، اشیا، فضا/مکان/چیدمان منزل، هدیه ها، خوراکی و نوشیدنی، موضوع گفت وگو، موضوع نمایش، سرگرمی، رفتار، موسیقی و جلوه های صوتی و تصویری/میان برنامه. سه تِم زنان قاجار، دهه شصت و بچه دبستانی در بیشترین مؤلفه ها بروز پیدا کرده اند و دو مؤلفه پوشش و موضوع گفت وگو در بیشترین موارد از تم تأثیر پذیرفته اند. نمی توان دسته بندی مطلقی از تم ها ارائه داد؛ اما تم های متعین تر و اجتماعی/فرهنگی تر به نسبت تم های انتزاعی تر در مؤلفه های بیشتری ظاهر شده اند. سلبریتی های زن بیشتر از سلبریتی های مرد به داشتن تم و رعایت آن پایبند بودند. پیامدهای انتخاب تم برای مهمانی رسانه ای از سوی سلبریتی ها عبارت اند از: ایجاد سرگرمی و جذابیت (به علت ایجاد تنوع و ایجاد موقعیت های نمایشی)، القای مصرف گرایی، القای نوع خاصی از سبک زندگی (ترویج ارزش های مربوط به تم و ترویج مفهوم «تِم» در دورهمی های ایرانی)، ترویج فرهنگ ها و خرده فرهنگ های مختلف و فراهم کردن زمینه ای برای گفت وگوهای روزمره.
واکاوی معنایی کودک کار از دیدگاه کارشناسان اجتماعی در کلان شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی مسائل اجتماعی ایران دوره ۱۳ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱
339 - 368
پژوهش حاضر به بررسی دیدگاه کارشناسان ذی ربط و مواجهه آن ها با کودکان کار در شهر شیراز پرداخته است و در آن از روش تحقیق نظریه زمینه ای استفاده شد. داده ها از طریق مصاحبه عمیق به دست آمده و برای تجزیه و تحلیل داده ها از سه نوع کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده گردید. از فرایند کدگذاری، ده مقوله محوری و یک مقوله هسته استخراج گردید. مقوله هسته تحت عنوان «بخشی نگری و انفعال نهادی» تدوین گردید. نتایج این پژوهش نشان داد شرایط علی مثل «ناسازوارگی و آشفتگی نهادی و مدیریتی»، «تنوع چشم انداز به پدیده کودک کار و سازمان های مردم نهاد» و «بی تفاوتی نسبت به کودک کار» موجب بروز و ظهور این پدیده شده است. از جمله شرایط مداخله گر می توان به «بازنمایی منفی و فعالیت های متعارض رسانه ای»، «بازدارندگی برخی از قواعد و قوانین داخلی و بین المللی» و «کودک کار اتباع و مشکل شناسایی و هویتی» اشاره کرد. پدیده کودک کار در شرایط و بستر ویژه و خاصی قرار دارد که از جمله این شرایط و بستر می توان به «فشار خانوادگی و شروع فرایند کار در کودکی»، «کودک کار به مثابه صنعت درآمدزا»، «کودک کار به سان منبع تأمین نیاز مالی خانواده» و «مهاجرپذیر بودن شیراز» اشاره کرد. نوع مواجهه با کودک کار موجب بروز پیامدهایی چون «افزایش بی رویه کودکان کار اتباع»، «عدم مهار و کنترل مسئله کودکان کار»، «عدم ساماندهی و حمایت اجتماعی مطلوب کودکان کار»، «ناشناس بودن کودکان کار» و «ترغیب و تشویق اتباع» برای مهاجرت به شیراز شده است. نتیجه این که ناهماهنگی های بین بخشی و بی توجهی به ضرورت های فعالیت نهادین، زمینه ساز گسترش پدیده کودک کار می شود.
ارائه الگوی برنامه درسی مهارت های زندگی در دوره ابتدایی از دیدگاه خبرگان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۸ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱
109 - 121
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی پژوهش حاضر، ارائه الگوی برنامه درسی مهارت های زندگی در دوره ابتدایی از دیدگاه خبرگان بود.روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه اجرا پژوهشی کیفی با تحلیل مضمون بود. جامعه آماری شامل خبرگان دانشگاهی مختلف کشور در سال تحصیلی 400-1399 بودند که به صورت هدفمند 14 نفر انتخاب و تا قاعده اشباع نظری مورد مصاحبه قرار گرفتند. ابزار پژوهش مصاحبه های نیمه ساختاریافته بود که اعتبار آن با روایی محتوایی (4 خبره شامل 2 استاد جامعه شناس، 1 استاد روان شناس و 1 استاد علوم تربیتی) مورد بررسی قرار گرفت و برای پایایی نیز از روش توافق کدگذاران استفاده شد که 3 مصاحبه به تصادف انتخاب و با همکار مجربی دیگری کدگذاری شدند که میزان توافق کدگذاری 94/0 حاصل شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها نیز از روش کدگذاری (باز محوری و انتخابی) استفاده شدیافته ها: نتایج نشان داد 39 مضمون اولیه(کدگذاری باز)، 9 مضمون محوری شامل (خانواده محوری، مهارت های اقتصادی، مهارت های شهروندی، ارتقای مهارت های اخلاقی و دین محوری و در بعد محتوا مهارت های زیست محیطی، تفکر انتقادی، مهارت سواد رسانه ای و مهارت جسمانی- روانی) و 2 مضمون انتخابی (هدف و محتوا) به عنوان الگوی برنامه درسی مهارت های زندگی در دوران ابتدایی وجود داشت.بحث و نتیجه گیری: بر اساس نتایج می توان نتیجه گرفت برنامه ریزان برنامه های درسی می توانند در قالب دو بعد کلی اهداف و محتوا، مهارت های زندگی را در دوره ابتدایی در کتب این دوره ارایه نمایند.
تدوین الگوی رهبری مبتنی بر ارزش بر اساس سند تحول بنیادین آموزش وپرورش وبرنامه درسی ملی در آموزش و پرورش ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۸ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱
166 - 177
حوزههای تخصصی:
هدف: با توجه به اهمیت سندهای تحول بنیادین و برنامه درسی ملی در برنامه های آموزش وپرورش، پژوهش حاضر با هدف تدوین الگوی رهبری مبتنی بر ارزش بر اساس سند تحول بنیادین و سند برنامه درسی ملی در آموزش وپرورش ایران انجام شد.روش شناسی: این مطالعه کاربردی و از نظر شیوه اجرا کیفی بود. جامعه پژوهش دو سند تحول بنیادین و برنامه درسی ملی در آموزش وپرورش ایران بودند که تمام جمله ها و پاراگراف ها آنها به روش سرشماری به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از مرور کامل هر دو سند مذکور و ثبت جمله ها و پاراگراف های مرتبط با رهبری مبتنی بر ارزش استفاده شد که روایی محتوایی با نظر 15 نفر از خبرگان و متخصصان تایید و پایایی آنها از طریق ضریب توافق بین دو کدگذار 77/0 بدست آمد. داده ها با روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند.یافته ها: یافته ها نشان داد که سند تحول بنیادین دارای 227 شاخص در دو مقوله فرایندها و رسالت ها بود؛ به طوری که مقوله فرایندها شامل دو زیرمقوله فرایندهای ساختاری رهبری (با سه مفهوم راهبردهای سازمان محور، راهبردهای خانواده محور و راهبردهای مدرسه محور) و فرایندهای محتوایی رهبری (با یک مفهوم راهبردهای تربیت محور) و مقوله رسالت ها شامل چهار زیرمقوله رسالت هایی درباره معلمان، دانش آموزان و فرهنگیان، فضاهای تربیتی، ساحت های ارزشی- تربیتی و ساحت های فرهنگ و تمدن اسلامی- ایرانی بودند. دیگر یافته ها نشان داد که سند برنامه درسی ملی دارای 322 شاخص در چهار مقوله اصول، راهبردها، عناصر و شاخص ها بود؛ به طوری که مقوله اصول شامل سه زیرمقوله ارزش های حاکم بر ارزشیابی پیشرفت تحصیلی و تربیتی، ارزش های حاکم بر انتخاب راهبردهای یاددهی و یادگیری و ارزش های ناظر بر برنامه های درسی و تربیتی، مقوله راهبردها شامل دو زیرمقوله راهبردهای تولید و اجرای برنامه ها و راهبرد مرکزی فطرت گرایی توحیدی، مقوله عناصر شامل پنج زیرمقوله تعقل، ایمان، علم، عمل و اخلاق و مقوله شاخص ها شامل شش زیرمقوله ارزش های دینی و ملی تربیت نسل، ارزش های اخلاقی تربیت نسل، برنامه های ارزشی تربیت نسل، الگوی هدف گذاری در تربیت نسل، اهداف کلی برنامه های درسی و تربیتی در تربیت نسل ارزشی و تحقق اهداف برنامه درسی و تربیتی در تربیت نسل ارزشی بودند. در نهایت، الگوی رهبری مبتنی بر ارزش بر اساس هر دو سند سند تحول بنیادین و برنامه درسی ملی ترسیم شد.بحث و نتیجه گیری: با توجه به دو الگوی رهبری مبتنی بر ارزش طبق سندهای تحول بنیادین و برنامه درسی ملی، متخصصان و برنامه ریزان آموزش وپرورش می توانند از آنها بهره برداری کنند که برای این منظور بهبود مقوله ها و زیرمقوله ها ضروری است.