فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۹۶۱ تا ۲٬۹۸۰ مورد از کل ۱۹٬۵۸۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضربا هدف تعیین رابطه آموزش مجازی با هوش تجربی، ادراک شایستگی و اشتیاق تحصیلی در دانش آموزان پایه چهارم مقطع ابتدایی ناحیه دو شهر کرمان در سال 1402 انجام گرفته است. تحقیق موجود یک تحقیق توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانش آموزان پایه چهارم مقطع ابتدایی ناحیه دو شهر کرمان در سال 1402 که به تعداد 7886 نفر می باشند. نمونه پژوهش 290 نفر (153 پسر و 137 دختر) به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای و براساس جدول مورگان بوده است. ابزار این پژوهش، پرسشنامه آموزش مجازی، هوش تجربی، ادراک شایستگی، اشتیاق تحصیلی بوده است. ضریب پایایی و روایی پرسشنامه به ترتیب 71/.،78/. و 63/. بود. تجزیه و تحلیل داده ها به روش رگرسیون چند متغییری و ضریب همبستگی نشان داد آموزش مجازی باعث افزایش هوش تجربی و کاهش ادراک شایستگی و اشتیاق تحصیلی دانش آموزان می گردد
پیش بینی رضایت شغلی معلمان ابتدائی شهر کازرون بر اساس سرسختی روان شناختی و انگیزه پیشرفت
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: هدف این پژوهش پیش بینی رضایت شغلی معلمان ابتدائی شهر کازرون بر اساس سرسختی روان شناختی و انگیزه پیشرفت پرداخته است. روش شناسی پژوهش: تحقیق حاضر از نظر روش و ماهیت توصیفی-همبستگی بود.. جامعه آماری این پژوهش شامل 430 نفر از معلمان مقطع ابتدائی شهرستان کازرون است که با استفاده از جدول مورگان201 نفر را از روشن مونه گیری تصادقی ساده انتخاب شدند..ابزار این پژوهش سه پرسشنامه انگیزه پیشرفت هلم دیج و اسپنس (1977)، پرسشنامه رضایت شغلی مینه سوتا (MSQ)و پرسشنامه سرسختی روانشناختی کوباسا و همکاران(۱۹۸۲) بود .روایی و پایایی پرسشنامه ها قبلا توسط تحقیقات مختلف تائید شده است. داده های استخراجی با استفاده از آزمون رگرسیون چندگانه و نرم افزار SPSS22 مورد تجزیه وتحلیل قVار گرفت. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که بین رضایت شغلی و سرسختی روان شناختی با توجه به ضریب همبستگی427/0رابطه معنی داری وجود دارد و بین رضایت شغلی و انگیزه پیشرفت با توجه به ضریب همبست778/0 رابطه ی معنی داری وجود دارد.و هر دو متغیر می توانند به طور معنی داری رضایت شغلی معلمان را پیش بینی کنند. بحث و نتیجه گیری: بر اساس سر سختی روان شناختی و انگیزه پیشرفا می توان رضایت شغلی معلمان را پیش بینی کرد. و انگیزش پیشرفت سهم بیشتری در پیش بینی رضایت شغلی معلمان دارد.
طراحی الگوی مدیریت آموزش و یادگیری توانمندساز کارکنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۴ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
19 - 36
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش طراحی الگوی مدیریت آموزش و یادگیری کارکنان بود. برای دستیابی به هدف پژوهش، از روش تحلیل محتوای کیفی از نوع قیاسی استفاده شد. لذا اسناد و منابع مکتوب در بازه زمانی 2012 تا 2021 به عنوان جامعه تحقیق انتخاب شدند که از این بین درنهایت، تعداد 39 مقاله (شامل 24 مقاله پژوهشی و 15 مقاله مروری) که به شیوه هدفمند انتخاب شده و بر مبنای مدل توانمندسازی اسپریتز (1995) مورد تحلیل محتوای قیاسی قرار گرفتند و راهبردهای آموزشی مؤثر برای برآورده سازی انواع توانمندسازی استخراج و درنهایت الگوی مدیریت آموزش و یادگیری کارکنان تدوین گردید. روش کار به این صورت بود که بر اساس ارتباط بیشتر مقالات با موضوع پژوهش به صورت هدفمند؛ ابتدا مقاله ای انتخاب می شد، تحلیل محتوا می گردید و سپس مقاله ای دیگر انتخاب و مورد تحلیل قرار می گرفت. تا رسیدن به اشباع نظری (مقاله شماره 39)، انتخاب نمونه ها ادامه یافت. بمنظور بررسی اعتبار درونی الگوی روندی و تجویزی تدوین شده، در رابطه با ابعاد مختلف الگوپرسشنامه ای در مقیاس لیکرت طراحی گردید و به همراه تصاویر و توضیحات مربوط به الگوها برای 15 نفر از متخصصان حوزه آموزش و منابع انسانی ارسال شد برای اینکه مشخص شود به لحاظ آماری میانگین به دست آمده معنادار است از آزمون T تک نمونه ای استفاده شد. که نتایج نشان داد میانگین محاسبه شده به طوری معناداری از میانگین (عدد 3) بالاتر است. (T=7.33, P<0.001)) اساس یافته های بدست آمده،الگوی مدیریت آموزش و یادگیری توانمندساز کارکنان از دید متخصصان به عنوان الگوی خاص می تواند برای توانمندسازی کارکنان مورد استفاده مدیران منابع انسانی سازمان ها قرار گیرد.
نقش معلمان در تمدن سازی با تأکید بر هویت دانش آموزان مبتنی بر منظومه فکری رهبران انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبردهای نوین تربیت معلمان سال ۸ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱۵
268 - 239
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر دستیابی به منظومه فکری و اندیشه های دو رهبر انقلاب اسلامی ایران درباره نقش معلمان در تمدن سازی است که هسته اصلی آن را دانش آموزان باهویت تشکیل می دهد. ازآنجاکه انقلاب اسلامی داعیه دار تحقق تمدن سازی است، این ویژگی ها در بیانات رهبران انقلاب اسلامی ایران مورد بررسی قرار گرفت. به این ترتیب که نمونه ای هدف مند از بیانات و پیام ها که در جمع فعالان حیطه تعلیم وتربیت انجام شده، انتخاب و به شیوه تحلیلی - استنتاجی در متن، یافته ها در دو بخش ارائه شد. بخش اول که مبتنی بر غوطه وری در بیانات است به ویژگی های هویت سازی در دانش آموزان به عنوان هدف تعلیم وتربیت پرداخته و در چهار رابطه با خویشتن، با خداوند، با جامعه و نسبت با بیگانگان دسته بندی شده است. بخش دوم بر شایستگی معلمان به عنوان سرمایه های سرمایه ساز اشاره دارد که به چهار مقوله ویژگی های اخلاقی، توانمندی ذهنی و باورها، دانش کاربردی و مهارت عملی می پردازد. این مقولات هریک در سه بُعد نسبت با خداوند، با جامعه و با بیگانگان مورد تحلیل قرار گرفته اند. نتیجه آنکه تمدن سازی به عنوان آرمانی بلند نیازمند توجه به سرمایه انسانی است و ازآنجاکه نهاد رسمی تعلیم وتربیت میزبان و مولد چنین سرمایه ای است، معلمان به عنوان سرمایه ساز نیازمند بالندگی و تحقق شایستگی هایی هستند تا بتوانند عرصه را برای تربیت سرمایه انسانی مهیا کرده و با تربیت دانش آموزان باهویت و مستقل مسیر را برای تمدن سازی هموار نمایند.
طراحی الگوی آزادسازی برنامۀ درسی دورۀ ابتدایی: یک پژوهش کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات آموزشی و آموزشگاهی دوره ۱۲ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۳۴)
423 - 387
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش طراحی الگوی آزادسازی برنامه درسی دوره ابتدایی بر اساس شاخصه بسترها، سطوح و عناصر برنامه درسی بود. رویکرد تحقیق کیفی با روش تحلیل محتوا و سنتزپژوهی بود. جامعه نخست پژوهش کارشناسان آموزش ابتدایی و گروه های آموزشی را بود که 13 از آن ها به صورت هدفمند و از نوع نمونه گیری ویژه انتخاب شدند و با آن ها مصاحبه شد. جامعه دوم متن اسناد و متون علمی بیست سال اخیر حوزه تمرکززدایی برنامه درسی بود و هم جامعه متخصصان برنامه درسی، کارشناسان و آموزگاران دوره ابتدایی که 19 نفر از آن ها به صورت هدفمند به روش زنجیره ای انتخاب شدند و اطلاعات از طریق مصاحبه و مطالعه و بررسی محتوای علمی به دست آمد. در تحلیل داده ها از روش تحلیل محتوای عرفی و تحلیل محتوای گال و همکاران استفاده شد. یافته ها نشان داد: 1. مؤلفه های گفتمان تغییر، حوزه های موضوعی نرم، تفکر سیستمی و توانمندسازی ارگانیکی بسترهایی هستند که شرایط لازم را برای اجرای رویکرد آزادسازی فراهم می کند. 2. سطوح تصمیم گیری مناسب برای آزادسازی برنامه درسی دارای سطوح چهارگانه (اجتماعی، آکادمیک، نهادی و آموزشی) است که مبتنی بر مشارکت مسئولان و متخصصان استانی، مناطق و مدارس است و سطح نهادی به عنوان محور یا رابط تصمیم گیری های سطوح قبلی و بعدی عمل می کند و نقش و عملکرد آن از بعد نظری - عملی جایگاه ویژه ای دارد. سطح آکادمیک بر بعد نظری و سطح آموزشی بر بعد عملی تأکید دارد، ولی سطح نهادی با تلفیقی از دو سطح تصمیم گیری (شبه عملی)، دارای ابعاد نظری - عملی است. 3. عناصر برنامه درسی مطابق با دیدگاه کلاین در یک ساختار شبکه ای در تعامل با یکدیگر قرار داشته و متأثر از نظریه ساختن گرایی اجتماعی در اجرای آزادسازی برنامه درسی بر طراحی محیط های یادگیری تأکید می کنند.
نقش زیباشناسی در تدریس و یادگیری: یک مطالعه فرا ترکیب
حوزههای تخصصی:
مطالعات نشان می دهد که استفاده از زیباشناسی در تدریس و یادگیری می تواند بهبود فرایند آموزش و یادگیری دانش آموزان را به دنبال داشته باشد.در این مطالعه، نقش زیباشناسی در تدریس و یادگیری بررسی شده است و تلاش شده است تا نحوه استفاده از زیباشناسی در کلاس درس برای بهبود فرایند آموزش و یادگیری مورد بررسی قرار گیرد.مطالعه حاضر از لحاط هدف کاربردی و از پژوهش های توصیفی-تحلیلی است.در نمونه گیری نیز با توجه به هدف و سوال پژوهش از مقالات پایگاه های داده ای معتبر استفاده شده است. با توجه به پیچیدگی مسئله و تاثیر عوامل مختلف بر زیباشناسی در تدریس و یادگیری، از روش فرا ترکیب با یک سوال پژوهشی استفاده شده است. این روش، امکان بررسی اثرات متقابل عوامل مختلف را فراهم می کند و نتایج به دست آمده از این روش، دارای قابلیت تعمیم بالا و قابل اطمینانی هستند.نتایج نشان می دهد استفاده از مبانی زیبایی شناختی در تدریس می تواند اثرات مثبت شناختی بر فراگیر گذاشته و استفاده از هر نوع ابزار و روشی که بتواند به بهبود زیبایی و جذابیت محتوای درسی و محیط آموزشی کمک کند، راهکاری مناسب برای استفاده از زیبایی شناسی در تدریس است.برای استفاده از زیبایی شناسی در تدریس، باید به سطح فراگیر توجه داشته باشیم و از روش هایی استفاده کنیم که برای آنها جذاب و مناسب باشد. همچنین، باید به محتوای درس و هدف آموزشی توجه کنیم و از روش هایی استفاده کنیم که با محتوای درس هماهنگ باشد. .
بررسی کارکردهای اجرایی و ضرب آهنگ شناختی کند در افراد با اختلال افسردگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی افراد استثنایی سال ۱۳ بهار ۱۴۰۲ شماره ۴۹
208 - 232
حوزههای تخصصی:
افسردگی یک اختلال خلقی است که باعث احساس غم و اندوه مداوم و از بین رفتن علایق قبلی می شود. هدف پژوهش حاضر بررسی مقایسه ای کارکردهای اجرایی و ضرب آهنگ شناختی کند در افراد با اختلال افسردگی و عادی بود. روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع علی-مقایسه ای بود. جامعه آماری پژوهش افراد دارای اختلال افسردگی مراجعه کننده به مراکز بهداشت شهر تبریز که از میان آن ها 100 نفر به شیوه هدفمند انتخاب و در پژوهش شرکت داده شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه مهارت های اجرایی (استریت و همکاران،2019)، پرسشنامه ضرب آهنگ شناختی کند بزرگ سالان (بکر و همکاران، 2017) و پرسشنامه غربالگری افسردگی (PHQ-9) استفاده شد. نتایج آزمون تحلیل واریانس چندمتغیری نشان داد که افراد با افسردگی در تمامی مؤلفه های کارکردهای اجرایی (برنامه ریزی، مدیریت زمان، تنظیم هیجان، سازمان دهی و تنظیم رفتار) عملکرد ضعیف تری نسبت به گروه سالم از خود نشان داده اند (001/0) و همچنین ضرب آهنگ شناختی کند در افراد افسرده به صورت معنی داری بالاتر از افراد عادی بود (001/0)؛ بنابراین بر اساس نتایج این پژوهش می توان نتیجه گیری کرد افراد با اختلال افسردگی در کارکردهای اجرایی نواقص جدی از خود نشان می دهند و همچنین در مؤلفه ضرب آهنگ شناختی کند نیز نسبت به گروه سالم مشکلات بیشتری را تجربه می کنند.
تأملی پدیدارنگارانه بر فهم پژوهش از دیدگاه اعضای هیأت علمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: پژوهش حاضر با هدف آگاهی از تجارب و برداشت اعضای هیأت علمی از مفهوم پژوهش صورت گرفت. روش شناسی: رویکرد پژوهش تفسیری و راهبرد آن پدیدارنگاری و میدان تحقیق دانشگاه های کردستان، همدان، کرمانشاه و ایلام بود. حجم نمونه با استفاده از ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته و با رعایت حداکثر تنوع با توجه به ملاک رسیدن به اشباع نظری به 15 نفر رسید که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و داده ها جمع آوری شدند و به کمک روش همسوسازی اعتبار داده ها مورد تأیید قرار گرفت. تحلیل داده ها با رویکرد توصیفی- تحلیلی با استفاده از کدگذاری در دو سطح باز و محوری به کمک نرم افزار MAXQDA صورت گرفت. یافته ها: نتایج شامل چهار مفهوم و مقوله اساسی پژوهش به مثابه یک عمل فنی و تکنیکال، پژوهش به مثابه یک کنش فردی، پژوهش به مثابه یک عمل اجتماعی و پژوهش به مثابه یک ارزش می باشد. که هر مقوله دارای زیرمؤلفه هایی می باشد. بحث و نتیجه گیری: دست یابی به توسعه و پیشرفت همه جانبه بدون بهره گیری مناسب از یافته های پژوهشی میسر نیست، بنابراین تصمیم سازی و تصمیم گیری در نظام های آموزشی ایجاب می کند، زمینه مناسب برای رشد و پرورش پژوهشگران از اولویت برخوردار باشد.
بررسی و مقایس گفتمان روایتی کودکان تک زبانه فارسی زبان دارای اختلالِ طیفِ اُتیسم و کودکان با رشد زبانی طبیعی براساس رویکرد دستور نقش گرای نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کودکان استثنایی سال ۲۳ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۹۰)
55 - 70
حوزههای تخصصی:
هدف:پژوهش حاضر تحلیل زبان شناختی داستان های روایت شده کودکان تک زبانه فارسی زبان دچار اختلالِ اُتیسم از منظر فرانقش تجربی براساس دستور نقش گرای نظام مند هلیدی و متیسن (2004) است. روش:نمونه پژوهش شامل30 کودک دچار اختلالِ طیفِ اُتیسم 7-12 ساله بود که از سه مرکز توانبخشی دولتی و خصوصی و به روش تصادفی ساده انتخاب و با 30 کودک طبیعی 6-12 ساله در همان منطقه که آنها نیز به روش تصادفی ساده انتخاب شده بودند، مورد مقایسه قرار گرفتند.. با استفاده از داستان مصور «پسربچه، سگش و قورباغه» به صورت فردی ترغیب به تولید داستان شدند. سپس، داستان های روایت شده آنها براساس فرانقش تجربی، در چارچوب دستور نقش گرای نظام مند بررسی و تحلیل شدند و بسامد و درصد وقوع انواع مشارکان، فرایندها و موقعیت های مربوط به فرایندها محاسبه شد. یافته ها:یافته های پژوهش نشان داد که تعداد بندهای مرکب و ساده تولید شده توسط کودکان دچارختلالِ اُتیسم در مقایسه با کودکان طبیعی به طور معنی داری (p<0/05 کمتر است. یافته ها همچنین نشان داد که تعداد گروه اسمی مرکب به عنوان شرکت کننده، تعداد و تنوع فرایندهای مورد استفاده کودکان دچارِ اختلالِ اُتیسم و همچنین تنوع عناصر موقعیتی مورد استفاده آنها در پایه های دوم و سوم ابتدایی در مقایسه با کودکان طبیعی همسال خود به طور معنی داری (p<0/05) کمتر بود. نتیجه گیری:نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که با افزایش سنِ کودکان دچارِ اختلالِ اُتیسم برخلاف کودکان طبیعی توانایی استفاده از زبان برای توصیف تجارب خود از دنیای درون و بیرون تغییر معنی داری پیدا نمی کند.
نقش تبیین کنندگی سلامت انسانی و سلامت سازمانی بر سرزندگی تحصیلی دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شرق گیلان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
آموزش و پرورش متعالی دوره ۳ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۹)
76 - 86
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف کلی این تحقیق، تعیین رابطه سلامت سازمانی مدارس و سلامت انسانی با سرزندگی تحصیلی دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شرق گیلان است.
روش شناسی پژوهش : پژوهش حاضر به روش توصیفی از نوع همبستگی انجام شد که در آن سلامت انسانی و سلامت سازمانی به عنوان متغیرهای پیش بین و سرزندگی تحصیلی به عنوان متغیر ملاک در نظر گرفته شد. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شرق گیلان به تعداد 10392 نفر بود. با توجه به جدول کرجسی و مورگان 373 نفر به عنوان نمونه به روش تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از سه پرسشنامه سلامت انسانی محقق ساخته (Hedayati et al, 2021) با پایایی 96/0، پرسشنامه استاندارد سلامت سازمانی هوی و فیلدمن (1997) با پایایی 91/0 و پرسشنامه سرزندگی تحصیلی (Dehghanizadeh et al, 2014) با پایایی 80/0 استفاده شد که از روایی و پایایی مناسب برخوردار بودند. داده های به دست آمده با استفاده از نرم افزارspss در سطح توصیفی و استنباطی، از آزمون کولموگروف اسمیرنف برای نرمال بودن داده ها و ضریب های همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام جهت آزمون فرضیه های پژوهش استفاده شد.
یافته ها : نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که بین متغیرهای پیش بین و ملاک در این تحقیق، رابطه مستقیم وجود دارد.
بحث و نتیجه گیری: در نتیجه می توان گفت که بین سلامت سازمانی مدارس و سلامت انسانی دانش آموزان با سرزندگی تحصیلی آنها رابطه وجود دارد. به طوری که اگر سلامت سازمانی در مدارس و سلامت انسانی در دانش آموزان افزایش یابد، سرزندگی تحصیلی دانش آموزان نیز افزایش می یابد.
اخلاقیات و الزامات معلمی دروس الهیات در مدارس
حوزههای تخصصی:
دروس الهیات در مدارس، عاملی ارزشمند در راستای آشنایی دانش آموزان با اصول اعتقادات و مسائل دینی است. معلم دروس الهیات می تواند اصول دین را در وجود دانش آموز شکل داده و احکام و اخلاق را در وجود آنها تجلی بخشد. همه رفتار و گفتار و کردار معلم برای دانش آموز آموزنده است. برای بهتر شدن کار معلم دروس الهیات باید از تجربه های گذشته استفاده شود و باید محققان و اندیشمندان آسیب شناسی لازم در این زمینه را انجام دهند تا آسیب های موجود برطرف شود. در این پژوهش، به معلم دروس الهیات هم به عنوان یک الگو و هم به عنوان یک فردی که دارای تعهدات خاص سازمانی است نگاه شده است. با این سوال مواجه هستیم که وظایف و مسئولیت های معلمان دروس الهیات کدامند؟ در این پژوهش، وظایف و مسئولیت های معلم به عنوان یک شهروند و به عنوان یک معلم و به عنوان یک آموزش دهنده اعتقادات و اخلاق و احکام دین مورد بررسی قرار گرفته است. اهم مباحثی که در این پژوهش آمده است عبارتند از: بررسی ملزومات جنبه الگویی معلم دروس الهیات، پیشگیری از شکل گیری انگاره منفی در ذهن دانش آموز در مورد دین و دینداری، بیدار کردن فطرت حق گرایی دانش آموز، تکریم دانش آموز، اجتناب از بیان مطلب غیرمستند یا غیرمستدل و اجتناب از پاسخ حدسی به سوالات دینی دانش آموزان و تنظیم رفتارها بر مبنای قاعده طلایی اخلاق.
بررسی تاثیر هوش هیجانی بر نحوه برقراری ارتباط با همسالان و انگیزش پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مقطع ابتدایی شهرستان میامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین رشته ای در آموزش سال ۲ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴
91 - 115
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر هوش هیجانی بر نحوه برقراری ارتباط با همسالان و انگیزش پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مقطع ابتدایی شهرستان میامی بود. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نوع توصیفی- همبستگی است که به صورت میدانی انجام شده است. جامعه آماری این تحقیق را کلیه دانش آموزان مقطع ابتدایی شهرستان میامی در سال تحصیلی 1403-1402 تشکیل دادند که تعداد آنان حدود 6100 نفر است. در این پژوهش برای انتخاب نمونه از روش نمونه گیری در دسترس استفاده شد که تعداد 302 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده های پژوهش از ابزار پرسشنامه استفاده شد که شامل دو بخش بود. بخش اول پرسشنامه شامل سوالات جمعیت شناختی بود که توسط محقق طراحی شد و بخش دوم شامل سه پرسشنامه انگیزش پیشرفت تحصیلی والراند و همکاران (1992) ، پرسشنامه هوش هیجانی وانگ و لو (2002) و پرسشنامه مهارت های اجتماعی ماتسون(1982) که برای سنجش ارتباط با همسالان استفاده گردید. برای بررسی روایی صوری و محتوایی پرسشنامه ها از نظرات متخصصان و صاحب نظران علوم تربیتی بهره گرفته شد و برای سنجش پایایی ابزار پژوهش از ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی استفاده شد که طبق این دو شاخص پایایی ابزار مورد تایید قرار گرفت. برای بررسی فرضیات تحقیق از روش مدل سازی معادلات ساختاری با رویکرد واریانس محور استفاده شد. همچنین جهت تجزیه و تحلیل داده ها در پژوهش حاضر از نرم افزارهای SPSS23 و Smart-PLS 3.2.8 استفاده گردید. یافته های تحقیق نشان داد که هوش هیجانی بر نحوه ارتباط با همسالان و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مقطع ابتدایی شهرستان میامی تاثیر مثبت و معناداری دارد.
مولفه های الگوی آموزش مجازی نیروی انسانی آموزش و پرورش با رویکرد مدیریت دانش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۴ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱
41-58
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی مؤلفه های الگوی آموزش مجازی بر مبنای رویکرد مدیریت دانش است. رویکرد پژوهش حاضر کیفی و روش آن مرور سیستماتیک براساس مدل رایت و همکاران(2007) است. جامعه پژوهش، متشکل از 351 مقاله درباره آموزش مجازی نیروی انسانی بر مبنای مدیریت دانش است که بین سال های 2010 تا 2022 میلادی و 1390 تا 1400 شمسی در مجلات علمی معتبر ارائه شده اند. نمونه پژوهش شامل32 مقاله است که به صورت هدفمند جمع آوری و براساس پایش موضوعی داده ها انتخاب شده اند. داده های پژوهش از تحلیل کیفی اسناد مورد مطالعه، گردآوری شده اند. بر اساس تجزیه و تحلیل داده-ها، مؤلفه های الگوی آموزش مجازی نیروی انسانی با رویکرد مدیریت دانش در 5 بُعد و 24عامل طبقه بندی شدند. این ابعاد شامل بُعد فردی(مشتمل بر عوامل؛ مهارت های ادراکی، سواد رسانه ای و دیجیتال کاربران و انگیزش کارمندان)، بُعد الزامات (مشتمل بر عوامل؛ تغییر رویکرد آموزش، شخصی سازی فرآیند، مبتنی بر هیوتاگوژی و برنامه های درسی محیط کار، الزامات زمینه ای، پشتیبانی سازمانی و تعامل پذیری)، بُعد مدیریت دانش پداگوژیک (مشتمل بر عوامل؛ تولید دانش پداگوژیک، انتقال و تسهیم دانش، ذخیره سازی دانش، کاربرد دانش و اعتباریابی دانش)، سیستم مدیریت (مشتمل بر محورهای سیستم مدیریت یادگیری، سیستم مدیریت محتوا، رابط کاربر مناسب و استاندارد پذیری) و بعد چالش ها(مشتمل بر عوامل؛ چالش های رفتاری، چالش فرهنگی- اجتماعی، چالش سازمانی، چالش های برنامه ای و زیرساختی) می باشد
طراحی چارچوب برنامه درسی سواد مدنی کتاب مطالعات اجتماعی پایه ششم آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره ۱۳ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
136 - 167
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش کیفی از نوع مطالعه موردی، طراحی چارچوب برنامه درسی سواد مدنی کتاب مطالعات اجتماعی پایه ششم آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران بود. مشارکت کنندگان بالقوه، سه گروه شامل 30 نفر از معلمان نمونه استانی اداره کل آموزش و پرورش فارس، 9 نفر از اعضاء هیأت علمی جامعه شناسی دانشگاه شیراز و 27 نفر از سرگروه های مطالعات اجتماعی دوره اول متوسطه اداره کل آموزش و پرورش فارس بودند، که به شیوه هدفمند و با استفاده از روش نمونه گیری گروه بارز با رعایت قاعده اشباع شدگی، جهت مصاحبه انتخاب گردیدند. روش گردآوری داده های پژوهش، مصاحبه نیمه ساختار یافته بود که داده ها به شیوه تحلیل مضمون، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند که در این فرایند چارچوب برنامه درسی سواد مدنی کتاب مطالعات اجتماعی ششم ابتدایی با 10 عنصر، تحت عناوین منطق و چرایی، اهداف، محتوا، موادو منابع یادگیری، فعالیت های یادگیری، نقش معلم، گروه بندی یادگیرندگان، زمان آموزش، مکان آموزش و ارزشیابی همراه با مولفه های مربوط به هر عنصر طراحی گردید. یافته های پژوهش نشان داد که کسب سواد مدنی منجر به مشارکت فعال دانش آموزان در امور مختلف مدنی و همچنین باعث توسعه انسانی و کاهش فقر فرهنگی در جامعه می گردد. توسعه و پرورش سواد مدنی دانش آموزان در مدارس پیامدهای فردی و جمعی برای جامعه به دنبال دارد. شکل گیری سواد مدنی دانش آموزان اقدامی موثر جهت اجتماعی نمودن دانش آموزان به عنوان شهروندان آینده می باشد که نیازمند توجه برنامه ریزان و سیاستمداران به این راهبرد آموزشی است. حاصل این پژوهش چارچوب برنامه درسی سواد مدنی بود که به برنامه ریزان و مولفان کتب درسی توصیه می شود با توجه به این چارچوب، فصلی را جهت کتاب مطالعات اجتماعی پایه ششم ابتدایی تولید و طراحی نمایند.
ملاک ها و نشانگر های سنجش تکالیف اصیل در دوره ابتدایی: مطالعه ای کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال هجدهم تابستان ۱۴۰۲ شماره ۶۹
157 - 194
حوزههای تخصصی:
استفاده بهینه از تکالیف اصیل، راهبردی هوشمندانه در تحول بخشی به نظام های آموزشی برای درک الزامات و نیازمندی های دنیای واقعی و شکل دهی، پرورش و توسعه شایستگی های دانش آموزان به مثابه شهروندان مُولد، مسئول، خودنظم ده، خلاق، کارآمد و با اعتماد به نفس است. مقاله حاضر با هدف شناسایی ملاک ها و نشانگرهای سنجش تکالیف درسی اصیل در دوره ابتدایی انجام گردید. از روش پدیدارشناسی توصیفی استفاده شد. داده ها با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته با 14 مطلع که به روش ملاکی انتخاب شده بودند، گردآوری و به روش کُلایزی تحلیل گردید. تحلیل داده ها، به شناسایی 43 نشانگر و 11 ملاک شامل «شفافیت اهداف یادگیری»، «محوریت تفاوت های فردی »، «چالش برانگیزی»، «متنوع سازی تکالیف «، «تکالیف چندمهارتی»، «ارتباط با زندگی روزمره و توانایی حل مسئله»، «شفافیت ملاک های ارزیابی»، «بازخوردمحوری»، « شناخت و فراشناخت»، «دادن حق انتخاب به دانش آموز» و «تفکر نقادانه: پرورش قوه نقد و نقادی» منجرگردید.از آنجا که کیفیت تکلیف در عملکرد دانش آموزان نقش دارد، درصورت استفاده از ملاک ها و نشانگرهای اصیل در تدوین تکالیف درسی، می توان از این فرصت تحول آفرین برای توانمندسازی دانش آموزان و پرورش شایستگی های ایشان برای ایفای مؤثر نقش های شهروندی بهره برد.
اثر خشونت معلم بر هیجانات مثبت و منفی تحصیلی و اضطراب مدرسه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال ۲۲ بهار ۱۴۰۲ شماره ۸۵
107 - 1026
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی اثر خشونت معلم بر هیجانات مثبت و منفی تحصیلی و اضطراب مدرسه است و روش آن توصیفی همبستگی است. جامعه آماری پژوهش را تمامی دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر سرباز (استان سیستان و بلوچستان) در سال تحصیلی 1401-1400 تشکیل دادند (1910=N). به شیوه نمونه گیری تصادفی طبقه ای (برحسب جنسیت و رشته تحصیلی) تعداد 320 دانش آموز ازطریق مقیاس های خشونت معلم، هیجانات کلاس درس و اضطراب مدرسه مطالعه شدند. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون های کولموگروف اسمیرنوف، ضریب همبستگی پیرسون، دوربین واتسون و تحلیل مسیر با کمک بسته نرم افزار آماری در علوم اجتماعی نسخه 16 و نرم افزار حداقل مربعات جزئی هوشمند نسخه 2 استفاده شد. یافته ها نشان داد که خشونت معلم بر هیجانات مثبت تحصیلی (غرور، لذت و امید) اثر منفی و بر هیجانات منفی تحصیلی (شرم، اضطراب، خستگی، ناامیدی و خشم) و اضطراب مدرسه (اضطراب امتحان، ترس از ابراز وجود، فقدان اعتمادبه نفس) اثر مثبت دارد. با توجه به نتایج، برگزاری کارگاه های آموزش ضمن خدمت برای معلمان در حوزه های آشنایی با حقوق طبیعی کودکان، کنترل خشم، شفقت و گذشت از دیگران پیشنهاد می شود.
اثر رهبری زهرآگین مدیران بر ایجاد ترومای سازمانی با میانجی گری فرسودگی عاطفی دبیران مدارس متوسطه استان خوزستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم تربیتی سال ۳۰ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
39 - 60
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش بررسی اثر رهبری زهرآگین مدیران بر ترومای سازمانی با میانجی گری فرسودگی عاطفی دبیران مدارس متوسطه استان خوزستان بود. روش پژوهش توصیفی و از نوع مطالعات همبستگی بود. جامعه پژوهش کلیه دبیران مدارس متوسطه استان خوزستان در سال 1399 به تعداد 16750 نفر بودند که از این جامعه بر مبنای فرمول کوکران نمونه ای به حجم 407 نفر با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب گردید. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه رهبری زهرآگین اشمیت (2008)، پرسشنامه ترومای سازمانی ویویان و هورمان (2015) و پرسشنامه فرسودگی عاطفی هیلز (2019) استفاده شد. روایی پرسشنامه ها با بهره گیری از روایی سازه با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی تعیین شد. برای تعیین پایایی پرسشنامه ها از روش آلفای کرانباخ استفاده شد. مقادیر آلفای کرانباخ پرسشنامه رهبری زهرآگین (96/0)، ترومای سازمانی (93/0) و فرسودگی عاطفی (94/0) بود. جهت تحلیل داده ها از آزمون تحلیل مسیر تأییدی به وسیله نرم افزار LISREL10.30 استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد: رهبری زهرآگین مدیران دارای اثر مثبت و معنی دار (46/0) بر ترومای سازمانی مدارس در سطح (05/0P<) بود. رهبری زهرآگین مدیران دارای اثر مثبت و معنی دار (55/0) بر فرسودگی عاطفی دبیران در سطح (05/0P<) بود. فرسودگی عاطفی دبیران دارای اثر مثبت و معنی دار (54/0) بر ترومای سازمانی مدارس در سطح (05/0P<) بود. رهبری زهرآگین مدیران به واسطه فرسودگی عاطفی دبیران دارای اثر غیرمستقیم، مثبت و معنی دار (29/0) بر ترومای سازمانی مدارس در سطح (05/0P<) بود. بنابراین شناسایی رهبران زهرآگین مدارس و برنامه ریزی جهت اصلاح، کنترل و جایگزین سازی آنان جهت بهبود سازمان مدرسه با توجه به شرایط موجود مورد توجه ویژه مسئولان آموزش و پرورش قرار گیرد.
طراحی و اعتباریابی الگوی برنامه درسی موسیقی برای دوره پیش دبستان بر اساس نظریه پرکسیال دیوید الیوت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال هجدهم تابستان ۱۴۰۲ شماره ۶۹
91 - 122
حوزههای تخصصی:
علیرغم ارزش ذاتی و کارکردی آموزش موسیقی، هیچ الگویی برای برنامه درسی موسیقی دوران پیش دبستان که به نگاه بسیاری از صاحب نظران مهمترین و حساس ترین دوره یادگیری موسیقی است، ارائه نشد. هدف مطالعه حاضر طراحی و اعتباریابی الگوی برنامه درسی موسیقی برای دوره پیش دبستان بر اساس نظریه پرکسیال دیوید الیوت در آموزش موسیقی بود. برای پاسخ به پرسش اول (مختصات الگوی برنامه درسی موسیقی در پیش دبستان)، از روش اسنادی و برای پاسخ به سوال دوم (اعتباریابی الگو) از روش پیمایشی استفاده شد. در پاسخ به پرسش اول، تمامی نظریه های موجود در حوزه موضوع پژوهش، در یک فرایند چند مرحله ای مورد تحلیل قرار گرفتند و در نهایت نظریه پرکسیال دیوید الیوت انتخاب شد. سپس اصول و هم گمارده های هفت گانه برنامه درسی موسیقی در دوران پیش دبستان، در قالب یک الگو تعریف و ترسیم شد. نتایج بخش اعتبارسنجی نشان داد از دیدگاه متخصصین، تمامی اجزا الگوی پیشنهادی، به شکل مطلوب و قابل قبولی طراحی شده است و الگوی تدوین شده برای برنامه درسی موسیقی در دوران پیش دبستان مناسب است.
شناسایی و تحلیل ساختاری پیشران های مؤثر بر آینده نظام آموزش دانشگاهی در فضای انقلاب صنعتی چهارم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انقلاب صنعتی چهارم شرایط جوامع، سازمان ها و نهادهایی مانند دانشگاه را با تحولات بنیادینی روبرو نموده است و برای دانشگاه ها ضرورت دارد با رویکرد ناشی از مبانی نظری آن آینده نگری نمایند. بر این اساس، هدف از این پژوهش، شناسایی و تحلیل ساختاری پیشران های مؤثر بر آینده نظام آموزش دانشگاهی ایران در فضای انقلاب صنعتی چهارم است. پژوهش ازنظر هدف، توسعه ای-کاربردی و ازلحاظ ماهیت، توصیفی-اکتشافی است که از مدل آمیخته (کیفی-کمی) برای جمع آوری داده ها استفاده گردید. پس از طی مراحل انتخاب جامعه و نمونه آماری تعداد 59 سند علمی و 8 نفر خبره به عنوان نمونه تحقیق انتخاب شد. در تجزیه وتحلیل داده ها، برای شناسایی پیشران ها از ابزار داده کاوی و برای تحلیل ساختاری پیشران های شناسایی شده از تکنیک دلفی و نرم افزار میک مک استفاده گردید. در مرحله اول یافته ها، تعداد 9 پیشران شناسایی گردید و در مرحله دوم نیز، نتایج تحلیل ساختاری نشان از 2 پیشران تأثیرگذار، 3 پیشران دووجهی، 3 پیشران وابسته و 1 پیشران قابل حذف داد. نتایج پژوهش نشان داد، متغیرهای «آموزش و یادگیری شخصی سازی شده»، «کلان داده»، «رویکرد آموزشی موک » و «ادغام دانش و مهارت» به عنوان عوامل کلیدی و شکل دهنده به آینده نظام آموزش دانشگاهی ایران هستند. انتظار می رود نتایج این پژوهش در ارائه تفسیری ساختارمند و سیستمی از متغیرهای اصلی اثرگذار بر آینده نظام آموزش دانشگاهی ایران و روابط بین آن ها گام اثربخشی باشد.
نقش آموزش علوم انسانی دربرنامه درسی دانشجویان پزشکی با نگاهی به تاریخ «علوم انسانی پزشکی» درغرب و پیشینه آن درفرهنگ اسلامی -ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جامعه پزشکی اروپا از باورمندی به استقلال علوم تجربی از علوم انسانی که با تجربه گرایی بیکن و دوگانه انگاری دکارت آغازشد و آموزش پزشکی را از نگاه جامع به انسان وهستی دورساخت ، گذرکرده و آموزش علوم انسانی را به دانشجویان علوم پزشکی ضرورتی انکارناپذیر برای بازگشت پزشکی به نگرشهای جامع انسانگرا می داند این درحالیست که پیوستگی علوم انسانی و دانش پزشکی از دیرباز بنیادی ترین عامل تولیدعلم درتمدن ایرانی-اسلامی بوده است. توجه به لزوم این پیوستگی با بهره مندی از پیشینه غنی حکمت پزشکی می تواند یکبار دیگر خاستگاه تولیدعلمی گردد وارزشها و آرمانهای انسانی-اجتماعی آن را امکانپذیر سازد..
همکاری دانشگاههای وزارت علوم و بهداشت دربرنامه ریزی آموزشی واحدهای علوم انسانی پزشکی با بهره مندی ازپیشینه حکمت پزشکی، استفاده از راهکارهایی همچون تبییین جایگاه پزشکی ، ایجاد نهادهای آموزشی- پژوهشی ، وتوجه به میان رشته ها وبرنامه درسی علوم انسانی پزشکی ، ،می تواند خیزشی علمی وفکری در آموزش کاربردی علوم انسانی در آموزش پزشکی باشد.این پژوهش از رهگذرمطالعه اسنادی- کتابخانه ای به بررسی تاریخچه ارتباط علوم انسانی و دانش پزشکی براساس اندیشمندان غربی و اندیشه و زندگی پزشکان فرهنگ ایرانی- اسلامی پرداخته تا ضرورت پیوند بنیادین علوم انسانی را به برنامه درسی علوم پزشکی تبیین نماید تحقق اخلاق پزشکی نه تنها نیازمند استواری پزشکی برنگاه گسترده به هویت انسان در جهان هستی است. پیوند آموزش علوم انسانی و پزشکی در دانشگاه های علوم پزشکی کشور باید با چنین نگاهی، احیاگر پزشکی انسان گرا گردد.