فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۹۲۱ تا ۲٬۹۴۰ مورد از کل ۱۹٬۵۸۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: هدف پژوهش حاضر ارائه مدلی برای افزایش اثربخشی یادگیری در سیستم های آموزش مجازی دانشگاه های بجنورد در سال 1399است.
روش شناسی پژوهش: پژوهش حاضر از نوع پژوهش های کمی- کیفی است که به لحاظ شیوه گردآوری داده ها در زمره پژوهش های ترکیبی است. جامعه ی آماری در بخش کیفی شامل 20 نفر از اعضای هیات علمی دانشگاه های آزاد اسلامی ،دولتی، علوم قرانی، اشراق، حکیمان، علوم پزشکی شهر بجنورد به طور تصادفی بود و در بخش کمی نیز ۲۰۰نفر اعضای هیات علمی دانشگاه های بجنورد شامل آزاد اسلامی واحد بجنورد دولتی، علوم قرانی، اشراق، حکیمان، علوم پزشکی بود. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختار یافته و در بخش کمی به صورت پرسشنامه محقق ساخته بود که روایی همگرا و واگرا و هم چنین پایایی سوالات با استفاده از بارعاملی و آلفای کرونباخ مورد تایید قرار گرفت و جهت که برای تجزیه وتحلیل اطلاعات قسمت کیفی با استفاده از نرم افزار تحلیل مضمون (مکس کیودی) و در قسمت کمی از نرم افزار SPSS نسخه 22 و pls استفاده شد..
یافته ها: طبق یافته های حاصل از پژوهش، مؤلفه های اصلی آموزش اثربخش یادگیری در سیستم های آموزش مجازی در دانشگاه های بجنورد شامل مولفه های فعالیت های یاددهی- یادگیری، انعطاف پذیری، محتوای اموزشی و سازماندهی ان،تعامل و بازخورد، پشتیبانی کاربران، میزان حجم کاری، سامانه آموزش مجازی، آموزشگاهی، تربیتی، مدیریت و ارزشیابی شناسایی شدند.
بحث و نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت یادگیری در سیستمهای آموزش مجازی برگرفته از عوامل متعددی جهت اثربخشی در دانشگاه های بجنورد می باشد و نیاز است درجهت اثربخشی از ابعاد گوناگون در این زمینه استفاده کرد.
مدل علی سرزندگی تحصیلی بر اساس راهبردهای خودتنظیمی تحصیلی و راهبردهای شناختی تنظیم هیجان با نقش واسطه ای اضطراب کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و ارزشیابی سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۶۲
103 - 130
حوزههای تخصصی:
این پژوهش باهدف بررسی مدل علی سرزندگی تحصیلی بر اساس راهبردهای خودتنظیمی تحصیلی و راهبردهای شناختی تنظیم هیجان با نقش واسطه ای اضطراب کرونا انجام شد. روش پژوهش توصیفی- همبستگی و به طور خاص مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دوره متوسطه اول شهر اهواز در سال تحصیلی 1400-1401 بودند که تعداد 350 دانش آموز به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و با پرسشنامه های راهبردهای تنظیم هیجان (CERQ)، پرسشنامه راهبردهای خودتنظیمی تحصیلی و پرسشنامه اضطراب کرونا ویروس (CDAS2) ارزیابی شدند. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و مدل یابی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزارهای spss24 و Amos.24 تجزیه وتحلیل شدند. نتایج نشان داد مدل پژوهش دارای برازش بوده و تائید شد. راهبردهای شناختی تنظیم هیجان، راهبردهای خودتنظیمی تحصیلی و اضطراب کرونا به صورت مستقیم سرزندگی تحصیلی را پیش بینی نمودند و نتایج از نقش میانجی گری اضطراب کرونا در رابطه بین راهبردهای شناختی تنظیم هیجان، راهبردهای خودتنظیمی تحصیلی و سرزندگی تحصیلی حمایت کرد. نتایج پژوهش نشان داد که راهبردهای خودتنظیمی تحصیلی و راهبردهای سازش یافته شناختی تنظیم هیجان می توانند سبب کاهش اضطراب کرونا و درنتیجه افزایش سرزندگی تحصیلی در دانش آموزان شوند. درحالی که راهبردهای سازش نیافته شناختی تنظیم هیجان می تواند اضطراب ناشی از کرونا را افزایش و سرزندگی تحصیلی را بدین سبب کاهش دهد. بر اساس نتایج این تحقیق پیشنهاد می شود معلمان و مسئولان آموزش وپرورش با اجرای کارگاه های آموزشی و مداخلات روان شناختی و آموزش و ارتقاء راهبردهای خودتنظیمی تحصیلی و راهبردهای شناختی تنظیم هیجانات با کاهش اضطراب کرونا در دانش آموزان سرزندگی و نشاط تحصیلی آنها را افزایش دهند.
شناسایی و اعتبارسنجی مؤلفه های تربیت نیروی انسانی شایسته در دانشگاه فرهنگیان: یک پژوهش ترکیبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، شناسایی و اعتبارسنجی مؤلفه های تربیت نیروی انسانی شایسته در دانشگاه فرهنگیان بود. این پژوهش، با روش آمیخته انجام شد. استراتژی پژوهش در بخش کیفی، روش داده بنیاد از نوع نوظهور و استراتژی پژوهش در بخش کمی نیز روش پیمایشی بود. محیط پژوهش بخش کیفی، صاحب نظران تعلیم وتربیت و اساتید دانشگاه فرهنگیان سمنان در حوزه تربیت نیروی انسانی در سال 1398 بودند که 18 نفر طبق اصل اشباع نظری با روش هدفمند انتخاب شدند. جامعه آماری بخش کمی، معلمان فارغ التحصیل از دانشگاه فرهنگیان (شاغل در آموزش و پرورش استان سمنان 400 نفر) در سال تحصیلی 1399-1398 بودند که 195 نفر با روش تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار پژوهش در بخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختاریافته و بررسی اسناد و در بخش کمی، از سیاهه محقق ساخته استفاده شد. نتیجه شامل مضمون های فراگیر دانشی - تخصصی با پنج مضمون سازمان دهنده (خودکارآمدی، عمل فکورانه و ابتکار، سواد رسانه ای، مدیریت دانایی، به روز بودن)، ارزشی - معنوی با سه مضمون سازمان دهنده (اخلاق حرفه ای، فرهنگ جهادی، نمونه و الگو بودن)، منشی - رفتاری با چهار مضمون سازمان دهنده (جمع گرایی و خود انگاشت ه ای گروهی، عامل تغییر بودن، نظم و آراستگی، خودساختگی و خود تربیتی)، کنشی - تعاملی با سه مضمون سازمان دهنده (پاسخگویی، ارتباط دوسویه، سعه صدر)، مهارتی - حرفه ای با چهار مضمون سازمان دهنده (قانون شناسی و قانون مندی، عدالت آموزشی، زیبایی شناختی، ورزیدگی کاری) و رهبری - مدیریتی با مضمون سازمان دهنده (نقش آفرینی، تفکر سیستمی، رهبری یادگیری، مشارکت جویی) به دست آمد. نتایج بخش کمی مقیاس نهایی با 6 عامل و 69 نشانگر را تأیید کرد و ابزاری جهت سنجش تربیت نیروی انسانی شایسته ارائه داد.
مقایسه کمال گرایی،سبک های مقابله ای و تحمل ناکامی مادران دانش آموزان عادی و دانش آموزان دارای نارسایی هوشی رشدی مقطع ابتدایی شهر داراب در سال تحصیلی ۱۴۰۲- ۱۴۰۱
منبع:
انگاره های نو در تحقیقات آموزشی سال دوم زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴
88 - 110
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این تحقیق مقایسه کمال گرایی، سبک های مقابله ای و تحمل ناکامی مادران دانش آموزان عادی و دانش آموزان دارای نارسایی هوشی رشدی مقطع ابتدایی شهر داراب در سال تحصیلی 1402-1401بوده است. روششناسی پژوهش :پژوهش حاضر با توجه به هدف آن بنیادی بوده و از نظر چگونگی به دست آوردن دادهای مورد نیاز در زمره تحقیقات توصیفی و از نوع تحقیق علی مقایسه ای قرار داشت. جامعه آماری در این تحقیق کلیه مادران دانش آموزان دارای نارسایی هوشی و رشدی به تعداد 99نفر(آموزش پذیر)در سال تحصیلی 1402-1401بوده است. که با توجه به استفاده از روش همتاسازی و به شیوه هدفمند بر اساس سن و تحصیلات مادران از هر گروه 40 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب گردید. ابزار گردآوری اطلاعات در این تحقیق، پرسشنامه تحمل ناکامی هرینگتون(2005)، مقیاس فرم کوتاه کمال گرایی هیل(2004)، پرسشنامه سبک مقابله ای بیلینگز و موس (1984) بوده است.یافته ها: پس از تجزیه و تحلیل داده ها به کمک نرم افزار SPSS نگارش 26نتایج نشان داد با توجه به سطح معناداری و اختلاف میانگین کم(3.82) در نتایج تی تست، می توان نتیجه گرفت که بین کمال گرایی مادران دانش آموزان عادی و دانش آموزان دارای نارسایی هوشی رشدی تفاوت معناداری وجود نداشت. و بین سبک مقابله ای مهار جسمانی مادران دانش آموزان عادی و دانش آموزان دارای نارسایی هوشی رشدی تفاوت معناداری وجود دارد.نتیجه گیری:کمال گرایی و سبک های مقابله ای و تحمل ناکامی در مادران دانش اموزان دارای نارسایی هوشی و رشدی از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده است که تحمل ناکامی در این دسته از مادران تفاوت معناداری با سایر مادران وجود داشت.
شناسایی و تحلیل موانع و الزامات توسعه کارآفرینی در دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه حرفه ای معلم سال ۸ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۳۰)
51 - 86
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل موانع و الزامات توسعه کارآفرینی در دانشگاه فرهنگیان انجام شد. نوع پژوهش کاربردی و روش آن توصیفی-تحلیلی بود. جامعه آماری بخش مصاحبه شامل مدیران، اعضای هیأت علمی و دانش آموختگان آگاه به مباحث، روش ها و فنون کارآفرینی بود که به روش هدفمند و تا رسیدن به اشباع نظری، با 15 نفر مصاحبه شد. جامعه آماری بخش پرسش نامه ای شامل مدیران، هیأت علمی، دانشجویان و دانش آموختگان دانشگاه فرهنگیان بود. کفایت حجم نمونه از طریق جدول مورگان تعیین و به روش خوشه ای، از پنج استان، 378 نفر به طور تصادفی انتخاب شد. بعد از انجام مصاحبه نیمه ساختارمند و تحلیل پاسخ ها به روش کیفی و با کمک نرم افزار MAXQDA10، برای هر یک از دو کد منتخب: موانع و الزامات توسعه کارآفرینی، پنج کد محوری: فرهنگی، آموزشی و درسی، تعاملی و ارتباطی، ساختاری و قانونی و حمایتی، مالی و تشویقی، به ترتیب با 62 و 70 کد باز استخراج شد. با توجه به کدهای مذکور، یک پرسش نامه محقق ساخته طراحی و بعد از بررسی روایی آن از دیدگاه 10 نفر صاحب نظر و پایایی آن به روش آلفای کرانباخ (98/0)، پرسش نامه نهایی با 40 گویه توزیع شد و داده های مربوطه با روش های مختلف آمار توصیفی و استنباطی و مدل معادلات ساختاری، مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد موانع مورد بررسی تا حد زیادی (4<X ̅ و 01/0 p <)، بر توسعه کارآفرینی در دانشگاه نقش دارند و ضرورت توجه به الزامات مورد بررسی، زیاد بود (4<X ̅ و 01/0 p <). مدل معادلات ساختاری ترسیم شده، از برازش مناسبی برخوردار بود که بیانگر تأثیر موانع موجود بر توسعه کارآفرینی و ضرورت توجه به الزامات موردبررسی بود.
آسیب شناسی ارزشیابی کیفی- توصیفی در مدارس ابتدایی: مطالعه ای کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۴ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۱۲
86 - 114
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله ی حاضر شناسایی آسیب های ارزشیابی کیفی- توصیفی در مدارس ابتدایی بود. این پژوهش با رویکرد کیفی و بهره گیری از طرح پژوهش غیر پیدایشی انجام گرفت. شرکت کنندگان 24 نفر (8 کارشناس ارزشیابی کیفی- توصیفی، 8 معلم و 8 اولیاء) بودند که با شیوه هدفمند انتخاب و با آن ها مصاحبه ی نیمه ساختار یافته انجام گرفت. رویکرد مورداستفاده در تجزیه وتحلیل داده ها رویکرد توصیفی- تفسیری بود. تحلیل مصاحبه ها به شیوه مقایسه مستمر داده ها تا رسیدن به نقطه اشباع شدگی صورت گرفت. نتایج نشان داد آسیب ها در 5 عنصر ارزشیابی، ابزار (فهرست وارسی، محتوا، خودسنجی و هم سال سنجی، آزمون های عملکردی، دفتر مدیریت کلاس، پوشه ی کار، و کارنامه و ارتقاء)، نمره، بازخورد و والدین وجود دارد. کارشناسان بیان داشتند معلمان از اهداف ارزشیابی اطلاعی ندارند و روح آن هنوز حاکم نشده است. معلمان به وقت گیر بودن درج بازخوردهای توصیفی، محتوای زیاد و پراکنده، نبودن اهرم فشار برای درس خواندن و غیره اشاره کردند. علاوه بر این والدین نیز بر این باور بودند که انگیزه ی دانش آموزان کم و رقابت از بین رفته است.؛کلاس های توجیهی برگزار نمی شود، ملاک عینی برای قضاوت وجود ندارد و وضعیت درسی دانش آموز به خوبی نشان داده نمی شود.
تأثیر یادگیری مبتنی بر پروژه بر عملکرد تحصیلی دانشجو- معلمان فیزیک در درس مبانی الکتریسیته و مغناطیس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۳۹ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱۵۳
72-59
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر یادگیری مبتنی بر پروژه بر عملکرد تحصیلی دانشجو-معلمان رشته آموزش فیزیک در درس مبانی الکتریسیته و مغناطیس در دانشگاه فرهنگیان بوده است. روش تحقیق این پژوهش از نوع شبه آزمایشی به صورت پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری پژوهش شامل دانشجو-معلمان دانشگاه فرهنگیان در سال تحصیلی 98-1397 بوده است. نمونه آماری تحقیق شامل چهار کلاس رشته آموزش فیزیک پردیسهای علامه امینی و فاطمه الزهرای تبریز بوده است که به صورت نمونه در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی یک کلاس از هر پردیس در گروههای آزمایش و کنترل (تعداد 132 نفر) جای گرفتند. ابزار اندازه گیری پژوهش آزمون محقق ساخته ای بود که به صورت تحلیلی عملکرد تحصیلی درس فیزیک دانشجویان را مورد بررسی قرار می داد. هر دو گروه، پیش از مداخله از نظر عملکرد تحصیلی مورد ارزیابی قرار گرفتند. در طول ترم، درس مبانی الکتریسیته و مغناطیس به روش آموزش مبتنی بر پروژه، به مدت 16 جلسه (هر هفته یک جلسه) برای گروه آزمایش ارائه شد و در این مدت، گروه کنترل به روش سنتی آموزش دیدند. بعد از مداخله نیز هر دو گروه از نظر عملکرد تحصیلی مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده های به دست آمده با روش تحلیل کوواریانس یکراهه مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج به دست آمده نشان داد که میان گروه آزمایش و گروه کنترل در عملکرد تحصیلی تفاوت معنادار وجود دارد (0/001> P). نتایج پژوهش اثربخشی روش یادگیری مبتنی بر پروژه را بر بهبود عملکرد تحصیلی دانشجویان فیزیک مورد تأیید قرار داد.
بررسی وضعیت نظام آموزش و توسعه کارکنان صنعت بیمه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های رهبری آموزشی سال ۷ بهار ۱۴۰۲ شماره ۲۵
145 - 167
حوزههای تخصصی:
آموزش صحیح منابع انسانی، ضمن این که در سطح شرکت های بیمه باعث ارتقاء عملکرد کارکنان و شرکت بیمه می گردد، زمینه های برخورد شایسته کارکنان با مشتریان را نیز فراهم می آورد. پژوهش حاضر با هدف بررسی وضعیت موجود نظام آموزش صنعت بیمه انجام پذیرفته است. این پژوهش از نوع توصیفی و از حیث زمانی گذشته نگر و از حیث هدف، کاربردی است. روش پژوهش از نظر نوع داده ها در زمره روش های کیفی می باشد. جامعه آماری این پژوهش، شاغلین بخش آموزش شرکت های بیمه می باشد. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه ای با 26 گویه باز است. یافته های این تحقیق شامل شناسایی ضعف های موجود در نظام آموزشی صنعت بیمه در ایران است. شیوه های اصلی آموزش در صنعت بیمه با تأکید بر تجربه و دانش افراد بازنشسته، نشان از بالا بودن سهم روش آموزش استاد-شاگردی است که تأثیر و نقش مسؤلین اصلی و مدیران ارشد یک شرکت در فرهنگ آموزش و شیوه های پاسخگویی آن را تبیین می کند. نتایج حاصل از تحقیق نشان می دهد به منظور یکپارچه نمودن فرایندهای آموزش و توسعه کیفیت نظام آموزشی در سطح صنعت بیمه کشور و همچنین طراحی نظام بهبود و شایستگی منابع انسانی، سازماندهی آموزش ضروری می باشد.
مقایسه اثربخشی آموزش از طریق پاورپوینت در مقابل ارائه سخنرانی بر درک محتوا درس علوم تجربی دانش آموزان پایه ششم شهر بابل
منبع:
پژوهش در آموزش علوم تجربی سال دوم تابستان ۱۴۰۲ شماره ۸
22 - 29
حوزههای تخصصی:
این پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش از طریق پاورپوینت در مقابل ارائه سخنرانی بر درک محتوا درس علوم تجربی دانش آموزان به انجام رسید. این پژوهش به شیوه تحقیق شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون انجام شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانش آموزان شهر بابل در سال تحصیلی 1402-1401 بوده است. در این پژوهش با توجه به اینکه از طرح شبه آزمایشی استفاده گردید، در پژوهش انجام شده تلاش بر این بود که تعداد ۳۰ نفر از جامعه دانش آموزان، به عنوان نمونه انتخاب شده و به طور تصادفی در دو گروه مساوی آزمایش (۱۵ نفر)، و کنترل (۱۵ نفر)، جایگزین شد. ابزار گردآوری اطلعات پرسشنامه درک محتوا تول (2022) بود. در پژوهش حاضر از تحلیل کوواریانس برای مقایسه اثربخشی آموزش از طریق پاورپوینت در مقابل ارائه سخنرانی بر درک محتوا دانش آموزان استفاده شد. نتایج پژوهش نشان دادند که میانگین درک محتوا در گروهی از دانش آموزان که به روش پاورپوینت آموزش دیده اند با گروهی که به روش سخنرانی آموزش دیده اند متفاوت است و نمره درک محتوا آن ها بالاتر است. یعنی آموزش به روش روش پاورپوینت تاثیر معناداری بر درک محتوا دانش آموزان دارد و باعث افزایش درک محتوا آن ها می گردد.
بررسی رابطه ی آموزش ترکیبی و احساس عدم پذیرش با عملکرد تحصیلی در دانشجویان دانشگاه پیام نور با نقش میانجی اشتیاق تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه ی آموزش ترکیبی و احساس عدم پذیرش با عملکرد تحصیلی در دانشجویان دانشگاه پیام نور با نقش میانجی اشتیاق تحصیلی، به صورت توصیفی و پیمایشی انجام شد. جامعه ی آماری شامل 743 نفر از دانشجویان دانشگاه پیام نور خلخال بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس و با کمک جدول مورگان، 248 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه ی محقق ساخته ی آموزش ترکیبی و پرسشنامه ی احساس عدم پذیرش آماند و همکاران (2020) و اشتیاق تحصیلی وانگ و همکاران (2011)، به همراه نمرات پایان ترم تحصیلی دانشجویان استفاده شد. برای تبیین روابط بین متغیرها، از ضریب همبستگی و برای مدل سازی، از معادلات ساختاری استفاده شد. در یافته ی اولیه، ضریب همبستگی بین آموزش ترکیبی و اشتیاق تحصیلی با عملکرد تحصیلی به ترتیب 369/0 و 386/0 دارای رابطه ی مثبت، اما بین آموزش ترکیبی و احساس عدم پذیرش با عملکرد تحصیلی 212/0- دارای رابطه ی منفی محاسبه شد. یافته ی تحلیل ساختاری نیز نشان از تأثیر مثبت آموزش ترکیبی با نقش میانجی اشتیاق تحصیلی بر عملکرد تحصیلی (37/0=β)، و تأثیر منفی احساس عدم پذیرش با نقش میانجی اشتیاق تحصیلی بر عملکرد تحصیلی (28/0-=β) داشت. نتیجه ی نهایی این که آموزش ترکیبی به همراه اشتیاق تحصیلی به عنوان عامل میانجی، کاهش دهنده ی تأثیرات منفی احساس عدم پذیرش بر عملکرد تحصیلی دانشجویان بود.
وضعیت جاری ارزشیابی برنامه های درسی دوره آموزش ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: ارزشیابی برنامه های درسی یکی از اجزای مهم در طراحی برنامه های درسی و اجرای آن است، برنامه هایی که به درستی مورد ارزشیابی قرار بگیرند در زمینه رسیدن به اهداف خود موفق تر خواهند بود. هدف پژوهش حاضر بررسی وضع موجود ارزشیابی برنامه های درسی دوره ابتدایی است.روش پژوهش: این پژوهش با رویکرد کیفی و با روش داده بنیاد انجام گرفت. جامعه ی آماری شامل کلیه کارگزاران دخیل در برنامه درسی دوره ابتدایی هستند که از طریق نمونه گیری هدفمند از نوع ملاک محور انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه ی نیمه ساختار یافته با ده نفر از معلمان، هفت نفر از سرگروه های آموزشی دوره آموزش ابتدایی، شش نفر از مدیران مدارس ابتدایی و هشت نفر از اساتید دانشگاه فرهنگیان در رشته علوم تربیتی – برنامه ریزی درسی جمع آوری شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش کدگذاری باز، محوری و گزینشی استفاده شد. برای تأمین روایی و پایایی از معیارهای لینکن و کوبا استفاده شد.یافته ها: نتایج پژوهش نشان دهنده ی بیست و یک مفهوم محوری و نه مقوله منتخب است که در قالب مدل پارادیمی شامل ارزشیابی نامتوازن برنامه های درسی به عنوان مقوله محوری و شرایط علی (مشتمل بر محورهایی چون؛ ضعف سواد طراحی ارزشیابی برنامه ریزان درسی،تقلیل گرایی در ارزشیابی، ضعف سواد سنجش و ارزشیابی مجریان و کمیت گرایی در ارزشیابی)، عوامل زمینه ای (مشتمل بر محورهایی چون؛ سازمانی، مدرسه ای و کلاسی)، عوامل راهبردی (مشتمل بر محورهایی چون تغییر رویکرد ارزشیابی برنامه های درسی، تخصص محوری در اجرای ارزشیابی و شبکه سازی در حوزه طراحی ارزشیابی برنامه درسی) شرایط مداخله ای تسهیل گر(مشتمل بر محورهایی چون توسعه حرفه ای معلمان، تقویت دیدگاه انتقادی به برنامه درسی و حمایت و پشتیبانی سازمانی)، شرایط مداخله گر محدودکننده(مشتمل بر محورهایی چون موانع فردی، اجرایی و فرهنگی – ساختاری) و راهبردها و پیامد (کاهش اثربخشی و کارایی برنامه درسی) سازمان یافت.نتیجه گیری: با توجه به نتایج می توان نتیجه گرفت وضعیت ارزشیابی برنامه های درسی در دوره ابتدایی در سطوح سه گانه برنامه های درسی قصد شده، اجرا شده و کسب شده مطلوب نیست و ضرورت توجه به بهبود سواد سنجش و ارزشیابی معلمان و برنامه ریزیان درسی در این زمینه لازم است.
تحلیلی بر وضعیت موجود آموزش در مدارس روستایی و ارائه راهکارهایی با تمرکز بر تقویت پیوند مدرسه با اجتماع محلی (بازاندیشی نسبت مدرسه با اجتماع)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۴ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
116 - 130
حوزههای تخصصی:
دراین مقاله ابتدا به بررسی وضعیت موجود آموزش و پرورش روستایی و مسائل و مشکلات موجود در این مدارس پرداخته و سپس با تمرکز بر برقراری پیوند بین مدرسه واجتماع، چند راهکار و راه حل را که با مطالعه اسناد و منابع معتبر از تجارب موفق سایر کشورها بدست آمده، ارائه خواهد شد. روش مورد استفاده در این تحقیق، روش توصیفی تحلیلی است که در آن پس از تحلیل وضعیت موجود، مسأله شناسایی و دقیقاً ترسیم شده و از ابعادمختلف مورد واکاوی قرار می گیرد. سپس باجمع آوری مدارک و شواهدی معتبر و همچنین تجارب موفق در این زمینه، مسئله تبیین و تشریح می شود و راه حلهایی متناسب با شرایط موجود پیشنهاد می گردد. برای این منظور مقالات متعدد درباره آموزش روستایی، مدارس روستایی و برنامه ریزی درسی مدارس روستایی داخلی و خارجی مورد مطالعه و بررسی قرارگرفته و تحلیل شدند تا تصویری جامع بدست آید. در پایان با تبیین پیوند بین مدرسه و اجتماع، وجایگاه و نقش مدرسه در ارتباط با توسعه روستایی و نیازهای اجتماع روستایی، به لزوم بازاندیشی در پیوند مدرسه و روستا اشاره کرده و در این راستا، رویکردهایی ازجمله زمینه مندسازی برنامه درسی و راهبرد آموزش مکان محور به منظور بهبود کیفیت آموزشهای روستایی و معنادارساختن آنها ارائه می شوند
مقایسه اثر بخشی آموزش خود مراقبتی به دو روش آموزش برگشتی و بحث گروهی متمرکز بر سواد سلامت زنان باردار(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: سواد سلامت در مادران باردار، آگاهی های ویژه و مهارت های اجتماعی خاص جهت تشخیص نشانه های خطر دوران بارداری، شیوه زندگی سالم و تغذیه مناسب در دوران بارداری است و بر سرانجام بارداری از طریق بهبود کیفیت مراقبت های بهداشتی دوران بارداری مؤثر است. روش ها: در این کارآزمایی در عرصه با استفاده از نمونه گیری به صورت تصادفی 90 نفر از زنان باردار که پرونده فعال بهداشتی ، در مراکز سلامت جامعه گناباد داشتند و سابقه مشکلات جسمی و روحی تأثیرگذار بر خودمراقبی زنان باردار نداشتند، از بین سه مرکز سلامت جامعه گناباد انتخاب شدند و به دو گروه آزمایش بحث گروهی و آموزش برگشتی و یک گروه کنترل تقسیم شدند. در دو گروه آزمایش، مطابق با مراحل برنامه آموزشی، روش آموزش برگشتی و بحث گروهی متمرکز در پیش گرفته گرفته شد. گروه کنترل آموزش های روتین خودمراقبتی دوران بارداری را در مرکز سلامت جامعه دریافت کردند. نتابج: در سه گروه مورد مطالعه از نظر توزیع متغیر تحصیلات(029/0)، شغل(0906/0)، درآمد(0998/0)، سن بارداری(741/0) تفاوت وجود نداشت و سه گروه با یکدیگر همگن بودند. یافته های حاصل از پژوهش نشان داد سواد سلامت و تمام ابعاد آن در دو گروه آموزش برگشتی و بحث گروهی متمرکز افزایش یافت(p ). اما در گروه کنترل بعد از مداخله، تفاوت معنی داری نداشتند(p=0/66). نتیجه گیری: توصیه می شود استفاده از روش های نوین آموزشی از جمله بحث گروهی متمرکز و آموزش برگشتی در آموزش خودمراقبتی زنان باردار و افزایش سواد سلامت آن ها بیشتر مدنظر قرار گیرد
تحلیل ابعاد علاقه افزایی به درس کار و فناوری از منظر دانش آموزان و دبیران: مطالعه ای به روش نظریه ی برخاسته از داده ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه های نوین تربیتی دوره ۱۹ زمستان ۱۴۰۲شماره ۴
45 - 7
حوزههای تخصصی:
علاقه مندی دانش آموزان به یادگیری مهم ترین عامل توسعه تحصیلی است که ارتقای آن از دیرباز دغدغه اصلی متخصصان تربیتی بوده است. برخی از مطالعات و شواهد میدانی از کاهش علاقه مندی دانش آموزان به تحصیل و کسب مهارت های شغلی حکایت می کند. در همین راستا، برنامه درسِ کار و فنّاوری، با هدف ارتقای مهارت آموزی و هدایت شغلی دانش آموزان تدوین شده است. در این پژوهش، تلاش شده تا با معناکاوی در ادراک دانش آموزان و دبیران کار و فنّاوری و مبتنی بر روش نظریه برخاسته از داده ها و طرح تحلیل ابعاد شاتزمن، به اکتشاف و تحلیل ابعاد علاقه افزایی به درسِ کار و فنّاوری متوسطه اول، پرداخته شود. بدین منظور، با استفاده از نمونه گیری ملاکی، سهمیه ای و در دسترس و انجام مصاحبه های رایا نامه ای و مکتوب، داده ها گردآوری شد. تحلیل داده ها مبتنی بر روش سه مرحله ای شاتزمن و ابزار ماتریس توضیحی انجام شد. یافته ها نشان داد درسِ کار و فنّاوری با وجود چالش هایی که در زمینه کمبود امکانات اجرایی در مدارس روبه روست، به عنوان درسی محبوب و کارآمد در بین دانش آموزان مطرح است. همچنین دلایل علاقه افزایی به درسِ کار و فنّاوری، در بین دانش آموزان در هفده بُعد و از منظر دبیران کار و فنّاوری در قالب بیست بُعد، شناسایی و طبقه بندی گردید. نتایج با ترسیم ماتریس توضیحی و بیان نظریه، به صورت گزاره ها و ترسیم شکل، گزارش شد. نتایج نشان داد که از بین عوامل شناسایی شده، لذّت معلمی و احساس زندگی، مهم ترین عامل در علاقه افزایی دانش آموزان به درسِ کار و فنّاوری بوده است.
الگوی شایستگی های برنامه درسی دوره کارشناسی مشاوره و راهنمایی دانشگاه فرهنگیان: مرور سیستماتیک براساس مدل رایت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال هجدهم زمستان ۱۴۰۲ شماره ۷۱
155 - 204
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر بررسی الگوی شایستگی های برنامه درسی دوره کارشناسی رشته مشاوره و راهنمایی دانشگاه فرهنگیان است. رویکرد پژوهش حاضر کیفی و روش آن مرور سیستماتیک براساس مدل رایت و همکاران (2007) است. جامعه پژوهش، متشکل از 326 مقاله درباره شایستگی های مشاوران است که بین سال های 2010 تا 2022 میلادی در مجلات علمی معتبر ارائه شده اند. نمونه پژوهش شامل36 مقاله است که به صورت هدفمند جمع آوری و براساس پایش موضوعی داده ها انتخاب شده اند. داده های پژوهش از تحلیل کیفی اسناد مورد مطالعه، گردآوری شده اند. بر اساس تجزیه و تحلیل داده ها، شایستگی های مشاوران در 3 بُعد و 20 عامل طبقه بندی شدند. این ابعاد شامل شایستگی فردی (مشتمل بر ویژگی شخصیتی، تعهد دینی، هوش عاطفی، آراستگی، توان سازش، مهارت های ادراکی، مسئولیت پذیر فردی، انگیزش، مهارت های ارتباطی)، شایستگی های حرفه ای (مشتمل بر عوامل؛ تخصص حرفه ای، آشنایی با نقش های حرفه ای، مدیریت فرآیند مشاوره، توجه به توسعه حرفه ای، مؤلفه های سازمانی حرفه ای، مدیریت دانش پداگوژیک، تعهد حرفه ای، اخلاق حرفه ای، مهارت های تشخیصی) و شایستگی های اجتماعی- فرهنگی (مشتمل بر عوامل؛ بینش فرهنگی و توجه به هنجارهای اجتماعی) می باشد.
توانمندسازی تدریس معلمان در سایه ی سبک رهبری حمایتی مدیران با نقش میانجی تسهیل گری شغلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های رهبری آموزشی سال ۷ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲۸
6 - 29
حوزههای تخصصی:
شناخت چگونگی حمایت مدیران مدارس از طریق تسهیلگری شغلی در راستای توانمند کردن معلمان در حیطه تدریس یکی از چالش های مهم نظام آموزش و پرورش کشور می باشد. بر این اساس محقق به بررسی سبک رهبری حمایتی در نقش تسهیلگر شغلی و چگونگی توانمند کردن معلمان مدارس استثنایی استان کردستان پرداخته است. در پژوهش از روش کمی از نوع همبستگی استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مدارس استثنایی استان کردستان و نمونه آماری با روش تمام شماری شامل تمامی معلمان مدارس استثنایی سطح استان که تعداد آن ها 202 نفر است، می باشد. ابزار گردآوری شامل سه پرسشنامه (پرسشنامه رهبری حمایتی، پرسشنامه فاکتورهای توانمندی تدریس، پرسشنامه تسهیل گری ) که دربرگیرنده اهداف اصلی پژوهش است، می باشد. تجزیه وتحلیل داده ها در دو بخش آمار توصیفی و استنباطی انجام شده است. در بخش آمار توصیفی از میانگین، مد و میانه استفاده شده و در بخش آمار استنباطی نیز آزمون های همبستگی و مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار Spss و Amos بهره گرفته شد. یافته ها نشان داد که سبک رهبری حمایتی به واسطه نقش میانجی تسهیلگری رابطه ی مثبت و معنی داری با توانمندی معلمان مدارس استثنایی دارد. نتایج تحقیقات مشابه با یافته های این تحقیق همخوان است. در تبیین آن می توان گفت که رهبر حمایتی با استفاده از نقش تسهیلگر می تواند توانایی های معلمان در زمینه تدریس را بهبود بخشد و در تقویت توانمندی تدریس در مدرسه استثنایی نقش مستقیمی ایفا کند.
مقایسه خودکارآمدی، انگیزه پیشرفت و رفتار سازشی در بین دانش آموزان کلاس های چند پایه و عادی در مدارس ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، مقایسه خودکارآمدی، انگیزه پیشرفت و رفتار سازشی دانش آموزان کلاس های چند پایه با دانش آموزان کلاس های تک پایه دوره ابتدایی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان کلاس های پنجم و ششم ابتدایی دبستان های دخترانه و پسرانه روستایی شهرستان بویین زهرا در سال تحصیلی 99-1398 بود. با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای 118 دانش آموز از کلاس های چند پایه و 202 دانش آموز از کلاس های تک پایه انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها، از پرسشنامه های خودکارآمدی شرر و همکاران (1982)، انگیزه پیشرفت هرمنس (1970) و مقیاس رفتار سازشی لیمبرت (1974) استفاده شد. داده های گردآوری شده به کمک شاخص های آمار توصیفی (شاخص های گرایش مرکزی و پراکندگی) و آمار استنباطی (تحلیل واریانس چندمتغیره) تجزیه و تحلیل شد. یافته ها نشان داد اگرچه خودکارآمدی دانش آموزان کلاس های تک پایه بیشتر از دانش آموزان کلاس های چند پایه است، لیکن این تفاوت معنادار نیست. هم چنین، دانش آموزان کلاس های تک پایه دارای انگیزه پیشرفت بالاتری می باشند و دانش آموزان کلاس های چندپایه از رفتار سازشی بالاتری برخوردارند. بنابراین، توجه به ویژگی های کلاس های مذکور می تواند در پیشرفت همه جانبه دانش آموزان مؤثر باشد.
بررسی تاثیر اضافه بار اطلاعات ناشی از پیشرفت فن آوری اطلاعات و ارتباطات بر تربیت از منظر متون اسلامی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
تربیت، همواره از مهمترین دغدغه های مصلحان و متفکران بوده است، د ر عصر اطلاعات و تبادل فوق سریع داده ها، حجم اطلاعات تولید و عرضه شده به انسان ها موجب پدید آمدن چالش هایی نظیر بار سنگین اطلاعات شده است. اندیشمندان غربی راهبردهایی برای رهایی از این آسیب ها پیشنهاد کرده اند. در این میان متون دینی اسلامی و آراء اندیشمندان مسلمان در دوره تمدن اسلامی نیز حاوی مطالبی در این زمینه است. این پژوهش کیفی با رویکرد تحلیل محتوا و با ابزار کتابخانه ای در پی استخراج مفاهیم مرتبط با اضافه بار اطلاعات و راهبردهای مقابله با آن، از متون اسلامی است. یافته های پژوهش نشان می دهد قرآن کریم به عنوان مهم ترین متن اسلامی برای مواجهه با بار سنگین اطلاعات، غربالگری با معیار سودمندی، ترک پرسشگری درباره امور ناخوشایند، غربالگری با معیار پسندیدگی، غربال داده های مبتنی بر گمان، غربالگری با معیار ارزیابی منبع، حذف داده های با ویژگی غیبت، حذف داده های خارج از حیطه تخصص را پیشنهاد داده است. راهبرد سیره معصومین علیهم السلام در مواجهه با این پدیده در همین راستا، شامل گزینش پسندیده ترین داده ها، غربال داده های غیرضروری، حذف داده های زیان بار و غیر نافع، غربال داده های نامربوط بوده است.
بررسی چگونگی ارزیابی مؤلفه های مصاحبه تخصصی داوطلبان ورود به حرفه معلمی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی چگونگی ارزیابی مؤلفه های مصاحبه تخصصی داوطلبان ورود به حرفه معلمی در ایران انجام شد. روش: روش پژوهش مورد استفاده ترکیبی از نوع اکتشافی است. جامعه آماری شامل کلیه اعضای هیات علمی و مدرسان مدعو دانشگاه فرهنگیان بودند که در بخش کیفی تعداد 18 عضو هیات علمی و 20 مدرس مدعو با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و در بخش کمی تعداد 372 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. از مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه محقق ساخته برای جمع آوری داده های موردنیاز استفاده شد. برای تحلیل داده های کیفی از روش تحلیل مضمون و جهت تحلیل داده های کمی از آزمون t تک گروهی و طیف مطلوبیت استفاده به عمل آمد. نتایج پژوهش نشان می دهد که از دیدگاه اعضای هیات علمی و مدرسان مشکلات فرایند مصاحبه داوطلبان جهت ورود به حرفه معلمی از لحاظ محتوا در شش مقوله اصلی قرار دارد. همچنین وضعیت ارزیابی مؤلفه های مصاحبه تخصصی مناسب نبوده و نیاز به اصلاحاتی دارد. با توجه به یافته ها می توان نتیجه گرفت که مؤلفه های مصاحبه تخصصی داوطلبان ورود به حرفه معلمی بنا به دلایل گوناگونی به طور دقیق توسط مصاحبه گران مورد ارزیابی قرار نمی گیرد. لذا به منظور پذیرش داوطلبانی برخوردار از صلاحیت های حرفه ای، با انگیزه و علاقه مند، دارای سلامت جسمانی و روانی مناسب برای ورود به حرفه معلمی پیشنهاد می شود از نتایج آزمایش های پاراکلینیکی و آزمون های روانی در کنار مصاحبه تخصصی برای ارزیابی سلامت جسمانی و روانی، و ویژگی های شخصیتی داوطلبان استفاده شود.
مطالعۀ تطبیقی اهداف دورۀ ابتدایی ایران و فنلاند بر اساس مهارت های ده گانۀ زندگی سازمان بهداشت جهانی
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مطالعه تطبیقی مهارت های ده گانه زندگی سازمان بهداشت جهانی (1393) در اهداف دوره ابتدایی در دوکشور ایران و فنلاند بود. این پژوهش یک مطالعه کیفی با استفاده از الگوی تطبیقی جورج. زد. اف، بردی است که دارای چهار مرحله توصیف، تفسیر، همجواری و مقایسه است. علت انتخاب کشور فنلاند، داشتن نظام آموزشی موفق در آزمون پرلز در دوره ابتدایی است. برای جمع آوری اطلاعات از منابع کتابخانه ای، پژوهش ها و مقالات علمی و نیز از سایت ها و بانک های اطلاعاتی معتبر استفاده شد. یافته ها نشان داد یادگیری مفاهیم پایه خواندن، نوشتن، حساب کردن و توجه به ابعاد فرهنگ و هنر، بهداشت و مهارت های اجتماعی از شباهت های اهداف ابتدایی دو کشور هدف است و همچنین، توجه به مهارت های شناختی (تصمیم گیری، حل مسئله، تفکر خلاق، انتقادی و خودآگاهی)، اهداف اجتماعی و میان فردی (ارتباط مؤثر، ارتباط بین فردی، همدلی، هیجان و مقابله با استرس) از تفاوت های اهداف دوره ابتدایی ایران و فنلاند است. این پژوهش می تواند از حیث مقایسه و جایگاه اهداف دوره ابتدایی ایران نسبت به مهارت های ده گانه سازمان بهداشت جهانی و کشورهای پیشرفته مثل فنلاند آگاهی یافت و برای کارایی و اثربخشی این اهداف، اقدامات و اصلاحات لازم را انجام داد.