فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۹۸۱ تا ۳٬۰۰۰ مورد از کل ۱۹٬۶۶۰ مورد.
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۵ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲
108 - 116
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر طراحی مدل رهبری اخلاقی مبتنی بر رویکرد مسئوولیت پذیری اجتماعی در دانشگاه پیام نور استان خراسان رضوی بود. روش: پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ روش از نوع پژوهشی های ترکیبی با تلفیق روشی کیفی و کمی یک مدل قابل قبول که مستخرج از تجارب و نظرات خبرگان این حوزه می باشد، ارائه گردد. لذا در بخش نخست با استفاده از مصاحبه با خبرگان و سپس پیاده نمودن متن صوتی این مصاحبه در نرم افزار مکس کیودا از طریق کدگذاری شاخص های مورد نظر در رابطه با مدل هدف پژوهش تحلیل های لازم در بخش های بعدی صورت گرفت. سپس با استفاده از فراوانی و شاخص های کدگذاری تفسیری مولفه های شناسایی شده رتبه بندی شدند و در نهایت مدل پژهش ارائه شد.جامعه آماری در بخش کیفی که نتایج حاصل از مصاحبه در نرم افزار مکس کیودا پیاده می شود، جامعه آماری شامل کارکنان دانشگاه پیام نور استان خراسان رضوی می باشند. سپس بر اساس جدول مورگان حجم نمونه برابر 205 نفر از کارکنان دانشگاه پیام نور استان خراسان رضوی می باشد که با توجه به شیوع ویروس کرونا و عدم حضور تمامی کارکنان به صورت تمام وقت نمونه گیری به صورت تصادفی صورت گرفت. یافته ها: ابتدا در بخش کیفی با پیاده سازی مصاحبه های صورت گرفته با کارکنان دانشگاه پیام نور استان خراسان رضوی در نرم افزار مکس کیودا شاخص های نهایی مدل رهبری اخلاقی مبتنی بر رویکرد مسئوولیت پذیری اجتماعی در دانشگاه پیام نور استان خراسان رضوی ارائه می گردد
ساخت برنامه طراحی انگیزشی بر اساس الگوی نقشه نگاری مداخله: اثربخشی آن بر سبک زندگی تحصیلی سلامت محور و رفتارهای مقابله ای دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف ساخت برنامه جامع طراحی انگیزشی برای دانش آموزان انجام شد. بنابراین، در این پژوهشِ آمیخته از نوع توالی اکتشافی، از فرایند شش مرحله ای نقشه نگاری مداخله، نظریه انگیزش، اراده و عملکرد (کلر، 2018) و همچنین، مؤلفه های پرتکرار در مداخلات انگیزشی استفاده و بسته آموزشی "طراحی انگیزشی" برای دانش آموزان، ساخته شد. نسخه ی نهایی برنامه آموزشی از طریق 10 جلسه و هر جلسه دو ساعت، به شیوه مجازی برای گروه های آزمایش اجرا شد. اثربخشی این برنامه آموزشی نیز به کمک یک مطالعه شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بررسی شد. براساس نتایج حاصل از بخش کیفی پژوهش، مؤلفه های پربارسازی مهارتهای توجه، ارتباط ادراک شده، شایستگی و خودباوری تحصیلی ادراک شده، رضامندی و فرایندهای خودتنظیمی، حل مسأله و مدیریت زمان، مبنای شکل دهی به محتوای بسته جامع طراحی انگیزشی قرار گرفت. علاوه بر این، در بخش کمی، نتایج روش آماری تحلیل واریانس مختلط ساده نشان داد که بسته طراحی انگیزشی در افزایش میزان رجوع به رفتارهای تسهیل گر سبک زندگی تحصیلی سلامت محور و در کاهش میزان رجوع به رفتارهای بازدارنده سبک زندگی تحصیلی سلامت محور و همچنین، در بهبود رفتارهای مقابله ای تحصیلی، مؤثر بود. نتایج مطالعه حاضر نشان داد که بسته جامع طراحی انگیزشی از طریق تقویت تمرکز، توجه و علاقه، بهبود راهبردهای تفکر مثبت، راهبردهای انطباقی مدیریت هیجان، اصلاح جهت گیری های هدفی و اسنادهای ناکارآمد و همچنین، غنی سازی مهارت های شناختی و فراشناختی خودتنظیمی، در تحقق بخشیدن به ایده ارتقای نیمرخ انگیزشی فراگیران، مؤثر واقع شد.
مقایسه تاثیرات آموزش مهارت های زندگی با و بدون آموزش ذهن آگاهی بر میزان تفکر منطقی- تجربی، و افکار منفی جوانان دارای آسیب جسمی- حرکتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مقایسه تاثیرات آموزش مهارت های زندگی با و بدون آموزش ذهن آگاهی بر میزان تفکر منطقی- تجربی، و افکار منفی جوانان دارای آسیب جسمی- حرکتی انجام شد. روش پژوهش، آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری بود. جامعه آماری، شامل دانش آموزان پسر با آسیب جسمی- حرکتی دوره متوسطه دوم مدارس استثنایی شهر تهران بود. نمونه پژوهشی، بدلیل حجم کم جامعه آماری، شامل همه افراد این جامعه در سال تحصیلی 1401-1400 می شد. با روش نمونه گیری هدفمند، 45 آزمودنی به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه گمارده شدند. گروه یک، آموزش مهارت های زندگی و گروه دو، آموزش مهارت های زندگی و آموزش ذهن آگاهی را دریافت نمود. گروه گواه، آموزشی دریافت نکرد. هر سه گروه، پیش و پس از دوره های آموزشی و یک ماه پس از پایان دوره ها، به پرسشنامه منطقی- تجربی اپشتاین و پاسینی (1999)، و پرسشنامه افکار خودآیند هالون و کندال (1980)، پاسخ دادند. تحلیل داده ها با روش تحلیل واریانس یکراهه، تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر و تحلیل کوواریانس چند متغیره انجام شد. مقایسه گروه ها نشان داد، که هر دو مداخله تاثیرات یکسانی بر توانایی منطقی، درگیری منطقی، توانایی تجربی و افکار منفی شرکت کنندگان گذاشته است. می توان گفت، هر دو مداخله آموزشی، منجر به تقویت سیستم های اندیشه ورزی منطقی و تجربی و کاهش افکار منفی می شود، که در مورد افراد با آسیب جسمی- حرکتی ارزشمند است.
عوامل موثر بر بازاریابی آموزشی در مدارس غیر انتفاعی تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۵ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲
138 - 146
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش شناسایی، رتبه بندی مولفه های بازاریابی آموزشی در مدارس غیرانتفاعی شهر تهران است. این مقاله از نظر هدف کاربردی، از نظر روش گردآوری داده ها میدانی و از نظر روش اجرا نیز آمیخته ( کیفی و کمی ) است. جامعه مورد مطالعه در مرحله کیفی شامل کلیه معلمین کلیدی و خبرگان حوزه بازاریابی آموزشی و در بخش کمی شامل استادان حوزه های مختلف بازاریابی و ذینفعان مدارس غیرانتفاعی ( شهر تهران) می باشد. در بخش کیفی ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختار یافته و در بخش کمی پرسشنامه می باشد.یافته ها: مهم ترین عوامل اثرگذار درونی ( عواملی که مربوط به داخل سازمان می شود.) بربازاریابی آموزشی در مدارس غیرانتفاعی شامل: 1- منابع مالی 2- فرایندهای آموزشی 3- سیاست های آموزشی 4- دبیران 5- منابع و امکانات فیزیکی می باشد. در بخش کمی با استفاده از تکنیک MCDM این عوامل اولویت بندی شده است.
مروری کیفی بر ویژگی های عناصر اصلی برنامه درسی پروژه محور و اعتبارسنجی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال هجدهم زمستان ۱۴۰۲ شماره ۷۱
67 - 98
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با هدف بررسی ویژگی های عناصر برنامه درسی پروژه محور، طراحی و اعتباربخشی الگوی آن با رویکرد کیفی و روش پژوهش اسنادی، تحلیل محتوای کیفی و روش تحلیلی-استنتاجی انجام شد. جهت شناسایی و استخراج مضامین برنامه درسی، از اسناد برنامه درسی مبتنی بر پروژه و دیدگاه های متخصصان برنامه درسی استفاده شد. روش تحلیل داده ها، توصیف مبانی و تحلیل و استنتاج نظری بود. مضامین ناظر بر اهداف برنامه درسی، بر ارتقا مهارت های تفکر و ایجاد یادگیری مادام العمر و پرورش دانش علمی و عملی همراستا با زندگی واقعی متکی است. در زمینه محتوا بر غنا و فعالیت محوری و سازماندهی تلفیقی آن؛ در راهبردهای یاددهی-یادگیری بر استفاده از روش های پژوهش و اکتشاف گروهی و حل مساله تأکید شد. استفاده از ارزشیابی مستمر و متنوع و روش های فرآیندمدار، چندگانه و مبتنی بر عملکرد در ارزشیابی مورد توجه این الگو بود. روایی الگوی پیشنهادی با استفاده از فرمول نسبت روایی محتوا و جدول لاوشه مورد بررسی و تایید قرار گرفت.
واکاوی مؤلفه های مهارت های آموزشی معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه های نوین تربیتی دوره ۱۹ زمستان ۱۴۰۲شماره ۴
185 - 216
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، شناسایی معانی آشکار و ناشناخته مهارت های معلمی بود. پژوهش در سال 1399 با روش پدیدارشناسی انجام شد. استادان دانشگاه فرهنگیان، معلمان خبره و دانشجومعلمان ترم آخر به عنوان مشارکت کنندگان بالقوه پژوهش بودند که استادان و معلمان با روش نمونه گیری هدفمند ترکیبی (نمونه مشهور_ گلوله برفی) و دانشجومعلمان ترم آخر بر اساس بالاترین معدل، با روش نمونه شدت انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته چندگانه استفاده شد. نمونه گیری با دانشجویان ترم آخر با 14 نفر، استادان دانشگاه فرهنگیان با 6 نفر و معلمان خبره با 10 نفر به تکرار اطلاعات و اشباع رسید. تجزیه و تحلیل داده های بخش کیفی با استفاده از نرم افزار maxqda نسخه 10، از کدگذاری نظری نظریه پردازی داده بنیاد استفاده شد. برای تعیین اعتبار داده های کیفی، از اعتباریابی مخاطب و سه سویه سازی استفاده شد. با توجه به مهارت های به دست آمده از پژوهش های پیشین، سؤالات نیمه ساختاریافته از مهارت ها مطرح و مصاحبه ها ضبط شده و پس از پیاده سازی چندین بار خوانده شد. پس از تحلیل کلی مصاحبه ها، تعداد 1395 کد اولیه در نرم افزار maxqda شناسایی شد که پس از پالایش به 648 مؤلفه، 29 زیرمقوله و 9 مهارت تبدیل شدند. بیشترین تعداد مؤلفه ها به مهارت ارتباطی با 182 مؤلفه و کمترین تعداد مؤلفه مربوط به مهارت پژوهش با 30 مؤلفه بود. برای مهارت سازماندهی و مدیریت کلاس 93 مؤلفه، مهارت تدریس 89 مؤلفه، مهارت نظارت و ارزیابی 70 مؤلفه، مهارت استفاده از تکنولوژی و ابزار با 62 مؤلفه، مهارت های فردی معلم با 48 مؤلفه، مهارت برنامه-ریزی با 39 مؤلفه و مهارت خلاقیت، 30 مؤلفه شناسایی شد.
اثربخشی بازی پازل (دستی و الکترونیکی) بر حافظه فعال دیداری، تجسم فضایی و چرخش ذهنی در دانش آموزان مقطع ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حافظه فعال دیداری، تجسم فضایی و چرخش ذهنی از عوامل تأثیرگذار در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مقطع ابتدایی به شمار می آیند. این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی بازی پازل (دستی و الکترونیکی) بر حافظه فعال دیداری، تجسم فضایی و چرخش ذهنی در دانش آموزان مقطع ابتدایی انجام شد. پژوهش از نوع آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری کلیه دانش آموزان پایه دوم شهر اهواز در سال تحصیلی 98-1397 بود که 50 نفر از دانش آموزان به صورت تصادفی چندمرحله ای به عنوان نمونه انتخاب و در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 25 نفر) جایگزین شدند. ابزارهای پژوهش عبارت اند از آزمون حافظه کاری کورنولدی، آزمون هوش وکسلر نسخه چهارم (خرده آزمون طراحی با مکعب ها و آزمون چرخش ذهنی محقق ساخته برای کودکان. داده ها با استفاده از روش تحلیل واریانس چندمتغیری بررسی شد. یافته ها نشان داد بازی پازل (دستی و الکترونیکی) بر حافظه فعال دیداری در دانش آموزان ابتدایی تأثیر معناداری داشت (02/0>P)، و بر تجسم فضایی تأثیر معناداری نداشت (07/0>P) و بر چرخش ذهنی نیز تأثیر معناداری داشت (03/0>P). در نتیجه، می توان برای تقویت حافظه فعال دیداری و چرخش ذهنی دانش آموزان مقطع ابتدایی از بازی پازل استفاده کرد.
اثربخشی مداخلات کارکردهای اجرایی برانعطاف پذیری شناختی، حافظۀ کاری و یادگیری ریاضی در دانش آموزان دارای هوشی مرزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین رشته ای در آموزش سال ۲ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲
91 - 126
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی مداخلات کارکردهای اجرایی بر انعطاف پذیری شناختی، حافظه کاری و پیشرفت تحصیلی ریاضی در دانش اموزان با عملکرد هوشی مرزی انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با پیش آزمون– پس آزمون و پیگیری همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر و پسر با هوشبهر مرزی(70تا 85) پایه سوم ابتدایی شهر یزد بودند که تعداد 40 نفر از انها به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و بطور تصادفی در دو گروه ازمایش و کنترل قرار گرفتند. برای آموزش مداخلات کارکردهای اجرایی از بسته آموزشی کارکردهای اجرایی که شامل 10 بازی آموزشی نرم افزاری و 10 بازی آموزشی دستی (مداد-کاغذی) بود استفاده شد. برای بررسی تأثیر این بسته بر انعطاف پذیری شناختی، حافظه کاری و پیشرفت تحصیلی ریاضی از آزمون های ویسکانسین، حافظه دیداری کورنولدی، خرده آزمون فراخنای ارقام وکسلر و آزمون کی مت استفاده شد. داده های بدست آمده با استفاده از روش تحلیل واریانس چند متغیره با اندازه گیری مکرر مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج به دست آمده از اجرای این بسته آموزشی نشان داد که آموزش کارکردهای اجرایی توانسته در بهبود انعطاف پذیری شناختی، حافظه کاری دیداری و شنیداری و پیشرفت تحصیلی در ریاضی به طور معناداری مؤثر واقع شود. بیشترین تأثیر از مداخله در بهبود تعداد طبقات کشف شده در آزمون ویسکانسین (انعطاف پذیری شناختی) و سپس حافظه دیداری مشاهده شد. این مداخله نتوانست در کاهش زمان واکنش آزمودنی ها تأثیر معنی داری داشته باشد. درمجموع، این پژوهش اثربخشی مداخلات کارکردهای اجرایی بر انعطاف پذیری شناختی، حافظه کاری و پیشرفت تحصیلی ریاضی در دانش اموزان با عملکرد هوشی مرزی را تأیید کرد.
ابزار کمک آموزشی مطلوب برای ارتقای کیفیت آموزش الکترونیکی مدارس در ایران از دیدگاه نظریۀ کهکشان های ارتباطی مک لوهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات آموزشی و آموزشگاهی دوره ۱۲ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۳۴)
524 - 499
حوزههای تخصصی:
در دوران کرونایی امروز آموزش و تحصیل در مدارس سراسر جهان و همچنین ایران ناگزیر به صورت الکترونیکی انجام می شود. ارتقای آموزش الکترونیکی مدارس در ایران نیز پس از یک سال کرونایی اخیر ضروری به نظر می رسد. ابزارهای کمک آموزشی نقشی مهم در ارتقای آموزش الکترونیکی دارند. از سوی دیگر، ارتقای آموزش الکترونیکی متناسب با بافت فرهنگی - اجتماعی و تجربیات آموزش الکترونیکی مدارس در ایران بسیار تعیین کننده است. هدف از نگارش این مقاله حاضر شناخت ابزارهای مناسب کمک آموزشی برای ارتقای آموزش الکترونیکی مدارس در ایران از دیدگاه نظریه کهکشان های ارتباطی مک لوهان است. روش تحقیق این پژوهش مصاحبه عمیق (مصاحبه با نخبگان) بوده که با 27 تن از کارشناسان و نخبگان حوزه های علوم ارتباطات، مدیریت آموزشی و آموزش الکترونیکی در ایران انجام شده است. نتیجه این تحقیق نشان داد، جزوه درسی گویا ابزار کمک آموزشی مناسب برای ارتقای کیفیت آموزش الکترونیکی در دوره دوم مقطع متوسطه مدارس ایران از دیدگاه نظریه کهکشان های ارتباطی مک لوهان است.
بررسی توزیع فرصت های برابر آموزشی در دوره ی ابتدایی استان گلستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه ریزی آموزشی دوره ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲۳
171 - 192
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش، مسئله توزیع فرصت های برابر آموزشی در مقطع ابتدایی دولتی استان گلستان را در سال تحصیلی 1401- 1400 مورد مطالعه قرار داده است. روش شناسی: روش پژوهش، مطالعه کاربردی از نوع توصیفی بود. جامعه آماری جمعیت واجب التعلیم شهرستان های استان گلستان و نمونه برابر با جامعه بود. ابزار تحقیق چک لیستی شامل جمعیت واجب التعلیم، جمعیت ثبت نام شده، ساختمان های آموزشی و تعداد مدارس ابتدایی بود. داده های مورد نیاز این پژوهش از اداره کل آموزش و پرورش، اداره کل ثبت احوال و سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان گلستان بدست آمد. جهت محاسبه برخورداری از فرصت های برابر آموزشی از منحنی لورنز و ضریب جینی، محاسبه فرصت های برابر جنسیتی از ضریب جنسیت (GPI) و جهت محاسبه فرصت های برابر در دسترسی به فضای آموزشی از ضریب بهره برداری استفاده شد.یافته ها: یافته ها نشان داد ضریب جینی در تمامی پایه های دوره ابتدایی دولتی استان گلستان نزدیک به عدد صفر بوده، که نشان دهنده شدت نابرابری پایین در فرصت های آموزشی مقطع ابتدایی شهرستان های استان می باشد. در بخش محاسبه فرصت های برابر جنسیتی، یافته ها نشان داد که در شهرستان های (بندرترکمن و علی آباد) نابرابری جنسیتی به ضرر پسران، در شهرستان (بندرگز) نابرابری جنسیتی به ضرر دختران وجود دارد. همچنین در سایر شهرستان ها برابری جنسیتی در دسترسی به آموزش ابتدایی دولتی وجود داشت. در محاسبه فرصت های برابر در دسترسی به فضای آموزشی یافته ها نشان داد مقدار ضریب بهره برداری برای تمامی شهرستان ها بالاتر از 1، که نشان دهنده نابرابری در دسترسی به فضاهای آموزشی در تمامی مناطق شهری استان بود.
EFL writing skill requirements and challenges: Teachers and learners perceptions in focus(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Curriculum Research, Volume ۴, Issue ۲ , ۲۰۲۳
119 - 135
حوزههای تخصصی:
Although there have been many studies concentrating on writing development and techniques to improve it, there still remains the need to investigate more and give extra insight to the EFL language learners and teachers on these issues. Using a grounded model of research, the researchers performed an investigation to examine the various aspects concerning writing challenges, and requirements to improve it. Semi-structured interviews were conducted with an aim to achieve a thorough understanding of the topic by recruiting 25 male and female experienced EFL teachers along with 25 male and female intermediate EFL learners from language institutes in Tehran as the participants of the study through purposeful sampling technique. Then, 5 distinctive questions were chosen for the teachers and another set of 5 different questions for the learners to elicit their perceptions. After gathering the data and identifying the initial codes, the sub-categories emerged and helped the researcher to form the final model. Among the categories, writing strategies like collaborative and game-based, requirements like background, vocabulary, and grammatical knowledge were found to be essential. Based on the findings, a model was developed which is believed to support EFL learners in improving their writing proficiency.
بررسی مولفه های هوش هیجانی در برنامه درسی مطالعات اجتماعی با تاکید بر رویکرد مساله محوری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی شاخصه های هوش هیجانی در برنامه درسی مطالعات اجتماعی با تاکید بر رویکرد مساله محوری انجام شد. رویکرد پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش اجرا،کیفی از نوع تحلیل محتوای استقرایی بود. جامعه پژوهش شامل کتب مطالعات اجتماعی دوره ابتدایی(پایه سوم تا ششم) در سال تحصیلی 1401-1400 بود که با توجه به ماهیت موضوع کتب همه پایه ها به عنوان نمونه انتخاب شدند. جهت اعتباربخشی به دقت و صحت داده ها از روش خودبازبینی محقق و توصیف غنی داده ها و برای پایایی داده ها از بررسی همزمان استفاده شد. هم چنین برای جمع آوری و تحلیل داده ها از فهرست وارسی تحلیل محتوا به شیوه کدگذاری استفاده شد. یافته های این تحقیق 5 مقوله اصلی، 20 مقوله فرعی و 209 کد اولیه را در بر گرفت که مقوله های اصلی مهارت های اجتماعی(نوع دوستی، مشارکت پذیری، حقوق شهروندی، دوست شناسی، کنش گرایی)، خودآگاهی(معنویت گرایی، ماهیت شناسی، خلاقیت پروری)، خودتنظیمی(تصمیم گیری، مدیریت گری، مهارت پروری، تفکرگرایی، رهبری)، همدلی(ارزش مداری، ادراک پذیری، اصیل سازی رفتاری، الگوپذیری) و انگیزه بخشی(هدفمندی، معناگرایی، دانش افزایی)در آن شناسایی گردید. نتایج نشان داد که کاربرد مفاهیم و فعالیت های مربوط به هوش هیجانی در راستای نهادینه سازی عملکردهای مطلوب در زندگی شخصی دانش آموزان و گسترش آن به فعالیت هایی باشد که افراد جامعه از پیامدهای آن ذینفع هستند.
مقایسه کمال گرایی،سبک های مقابله ای و تحمل ناکامی مادران دانش آموزان عادی و دانش آموزان دارای نارسایی هوشی رشدی مقطع ابتدایی شهر داراب در سال تحصیلی ۱۴۰۲- ۱۴۰۱
منبع:
انگاره های نو در تحقیقات آموزشی سال دوم زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴
88 - 110
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این تحقیق مقایسه کمال گرایی، سبک های مقابله ای و تحمل ناکامی مادران دانش آموزان عادی و دانش آموزان دارای نارسایی هوشی رشدی مقطع ابتدایی شهر داراب در سال تحصیلی 1402-1401بوده است. روششناسی پژوهش :پژوهش حاضر با توجه به هدف آن بنیادی بوده و از نظر چگونگی به دست آوردن دادهای مورد نیاز در زمره تحقیقات توصیفی و از نوع تحقیق علی مقایسه ای قرار داشت. جامعه آماری در این تحقیق کلیه مادران دانش آموزان دارای نارسایی هوشی و رشدی به تعداد 99نفر(آموزش پذیر)در سال تحصیلی 1402-1401بوده است. که با توجه به استفاده از روش همتاسازی و به شیوه هدفمند بر اساس سن و تحصیلات مادران از هر گروه 40 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب گردید. ابزار گردآوری اطلاعات در این تحقیق، پرسشنامه تحمل ناکامی هرینگتون(2005)، مقیاس فرم کوتاه کمال گرایی هیل(2004)، پرسشنامه سبک مقابله ای بیلینگز و موس (1984) بوده است.یافته ها: پس از تجزیه و تحلیل داده ها به کمک نرم افزار SPSS نگارش 26نتایج نشان داد با توجه به سطح معناداری و اختلاف میانگین کم(3.82) در نتایج تی تست، می توان نتیجه گرفت که بین کمال گرایی مادران دانش آموزان عادی و دانش آموزان دارای نارسایی هوشی رشدی تفاوت معناداری وجود نداشت. و بین سبک مقابله ای مهار جسمانی مادران دانش آموزان عادی و دانش آموزان دارای نارسایی هوشی رشدی تفاوت معناداری وجود دارد.نتیجه گیری:کمال گرایی و سبک های مقابله ای و تحمل ناکامی در مادران دانش اموزان دارای نارسایی هوشی و رشدی از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده است که تحمل ناکامی در این دسته از مادران تفاوت معناداری با سایر مادران وجود داشت.
آسیب شناسی ارزشیابی کیفی- توصیفی در مدارس ابتدایی: مطالعه ای کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۴ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۱۲
86 - 114
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله ی حاضر شناسایی آسیب های ارزشیابی کیفی- توصیفی در مدارس ابتدایی بود. این پژوهش با رویکرد کیفی و بهره گیری از طرح پژوهش غیر پیدایشی انجام گرفت. شرکت کنندگان 24 نفر (8 کارشناس ارزشیابی کیفی- توصیفی، 8 معلم و 8 اولیاء) بودند که با شیوه هدفمند انتخاب و با آن ها مصاحبه ی نیمه ساختار یافته انجام گرفت. رویکرد مورداستفاده در تجزیه وتحلیل داده ها رویکرد توصیفی- تفسیری بود. تحلیل مصاحبه ها به شیوه مقایسه مستمر داده ها تا رسیدن به نقطه اشباع شدگی صورت گرفت. نتایج نشان داد آسیب ها در 5 عنصر ارزشیابی، ابزار (فهرست وارسی، محتوا، خودسنجی و هم سال سنجی، آزمون های عملکردی، دفتر مدیریت کلاس، پوشه ی کار، و کارنامه و ارتقاء)، نمره، بازخورد و والدین وجود دارد. کارشناسان بیان داشتند معلمان از اهداف ارزشیابی اطلاعی ندارند و روح آن هنوز حاکم نشده است. معلمان به وقت گیر بودن درج بازخوردهای توصیفی، محتوای زیاد و پراکنده، نبودن اهرم فشار برای درس خواندن و غیره اشاره کردند. علاوه بر این والدین نیز بر این باور بودند که انگیزه ی دانش آموزان کم و رقابت از بین رفته است.؛کلاس های توجیهی برگزار نمی شود، ملاک عینی برای قضاوت وجود ندارد و وضعیت درسی دانش آموز به خوبی نشان داده نمی شود.
بررسی وضعیت نظام آموزش و توسعه کارکنان صنعت بیمه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های رهبری آموزشی سال ۷ بهار ۱۴۰۲ شماره ۲۵
145 - 167
حوزههای تخصصی:
آموزش صحیح منابع انسانی، ضمن این که در سطح شرکت های بیمه باعث ارتقاء عملکرد کارکنان و شرکت بیمه می گردد، زمینه های برخورد شایسته کارکنان با مشتریان را نیز فراهم می آورد. پژوهش حاضر با هدف بررسی وضعیت موجود نظام آموزش صنعت بیمه انجام پذیرفته است. این پژوهش از نوع توصیفی و از حیث زمانی گذشته نگر و از حیث هدف، کاربردی است. روش پژوهش از نظر نوع داده ها در زمره روش های کیفی می باشد. جامعه آماری این پژوهش، شاغلین بخش آموزش شرکت های بیمه می باشد. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه ای با 26 گویه باز است. یافته های این تحقیق شامل شناسایی ضعف های موجود در نظام آموزشی صنعت بیمه در ایران است. شیوه های اصلی آموزش در صنعت بیمه با تأکید بر تجربه و دانش افراد بازنشسته، نشان از بالا بودن سهم روش آموزش استاد-شاگردی است که تأثیر و نقش مسؤلین اصلی و مدیران ارشد یک شرکت در فرهنگ آموزش و شیوه های پاسخگویی آن را تبیین می کند. نتایج حاصل از تحقیق نشان می دهد به منظور یکپارچه نمودن فرایندهای آموزش و توسعه کیفیت نظام آموزشی در سطح صنعت بیمه کشور و همچنین طراحی نظام بهبود و شایستگی منابع انسانی، سازماندهی آموزش ضروری می باشد.
مقایسه اثربخشی آموزش از طریق پاورپوینت در مقابل ارائه سخنرانی بر درک محتوا درس علوم تجربی دانش آموزان پایه ششم شهر بابل
منبع:
پژوهش در آموزش علوم تجربی سال دوم تابستان ۱۴۰۲ شماره ۸
22 - 29
حوزههای تخصصی:
این پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش از طریق پاورپوینت در مقابل ارائه سخنرانی بر درک محتوا درس علوم تجربی دانش آموزان به انجام رسید. این پژوهش به شیوه تحقیق شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون انجام شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانش آموزان شهر بابل در سال تحصیلی 1402-1401 بوده است. در این پژوهش با توجه به اینکه از طرح شبه آزمایشی استفاده گردید، در پژوهش انجام شده تلاش بر این بود که تعداد ۳۰ نفر از جامعه دانش آموزان، به عنوان نمونه انتخاب شده و به طور تصادفی در دو گروه مساوی آزمایش (۱۵ نفر)، و کنترل (۱۵ نفر)، جایگزین شد. ابزار گردآوری اطلعات پرسشنامه درک محتوا تول (2022) بود. در پژوهش حاضر از تحلیل کوواریانس برای مقایسه اثربخشی آموزش از طریق پاورپوینت در مقابل ارائه سخنرانی بر درک محتوا دانش آموزان استفاده شد. نتایج پژوهش نشان دادند که میانگین درک محتوا در گروهی از دانش آموزان که به روش پاورپوینت آموزش دیده اند با گروهی که به روش سخنرانی آموزش دیده اند متفاوت است و نمره درک محتوا آن ها بالاتر است. یعنی آموزش به روش روش پاورپوینت تاثیر معناداری بر درک محتوا دانش آموزان دارد و باعث افزایش درک محتوا آن ها می گردد.
بررسی رابطه ی آموزش ترکیبی و احساس عدم پذیرش با عملکرد تحصیلی در دانشجویان دانشگاه پیام نور با نقش میانجی اشتیاق تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه ی آموزش ترکیبی و احساس عدم پذیرش با عملکرد تحصیلی در دانشجویان دانشگاه پیام نور با نقش میانجی اشتیاق تحصیلی، به صورت توصیفی و پیمایشی انجام شد. جامعه ی آماری شامل 743 نفر از دانشجویان دانشگاه پیام نور خلخال بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس و با کمک جدول مورگان، 248 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه ی محقق ساخته ی آموزش ترکیبی و پرسشنامه ی احساس عدم پذیرش آماند و همکاران (2020) و اشتیاق تحصیلی وانگ و همکاران (2011)، به همراه نمرات پایان ترم تحصیلی دانشجویان استفاده شد. برای تبیین روابط بین متغیرها، از ضریب همبستگی و برای مدل سازی، از معادلات ساختاری استفاده شد. در یافته ی اولیه، ضریب همبستگی بین آموزش ترکیبی و اشتیاق تحصیلی با عملکرد تحصیلی به ترتیب 369/0 و 386/0 دارای رابطه ی مثبت، اما بین آموزش ترکیبی و احساس عدم پذیرش با عملکرد تحصیلی 212/0- دارای رابطه ی منفی محاسبه شد. یافته ی تحلیل ساختاری نیز نشان از تأثیر مثبت آموزش ترکیبی با نقش میانجی اشتیاق تحصیلی بر عملکرد تحصیلی (37/0=β)، و تأثیر منفی احساس عدم پذیرش با نقش میانجی اشتیاق تحصیلی بر عملکرد تحصیلی (28/0-=β) داشت. نتیجه ی نهایی این که آموزش ترکیبی به همراه اشتیاق تحصیلی به عنوان عامل میانجی، کاهش دهنده ی تأثیرات منفی احساس عدم پذیرش بر عملکرد تحصیلی دانشجویان بود.
وضعیت جاری ارزشیابی برنامه های درسی دوره آموزش ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: ارزشیابی برنامه های درسی یکی از اجزای مهم در طراحی برنامه های درسی و اجرای آن است، برنامه هایی که به درستی مورد ارزشیابی قرار بگیرند در زمینه رسیدن به اهداف خود موفق تر خواهند بود. هدف پژوهش حاضر بررسی وضع موجود ارزشیابی برنامه های درسی دوره ابتدایی است.روش پژوهش: این پژوهش با رویکرد کیفی و با روش داده بنیاد انجام گرفت. جامعه ی آماری شامل کلیه کارگزاران دخیل در برنامه درسی دوره ابتدایی هستند که از طریق نمونه گیری هدفمند از نوع ملاک محور انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه ی نیمه ساختار یافته با ده نفر از معلمان، هفت نفر از سرگروه های آموزشی دوره آموزش ابتدایی، شش نفر از مدیران مدارس ابتدایی و هشت نفر از اساتید دانشگاه فرهنگیان در رشته علوم تربیتی – برنامه ریزی درسی جمع آوری شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش کدگذاری باز، محوری و گزینشی استفاده شد. برای تأمین روایی و پایایی از معیارهای لینکن و کوبا استفاده شد.یافته ها: نتایج پژوهش نشان دهنده ی بیست و یک مفهوم محوری و نه مقوله منتخب است که در قالب مدل پارادیمی شامل ارزشیابی نامتوازن برنامه های درسی به عنوان مقوله محوری و شرایط علی (مشتمل بر محورهایی چون؛ ضعف سواد طراحی ارزشیابی برنامه ریزان درسی،تقلیل گرایی در ارزشیابی، ضعف سواد سنجش و ارزشیابی مجریان و کمیت گرایی در ارزشیابی)، عوامل زمینه ای (مشتمل بر محورهایی چون؛ سازمانی، مدرسه ای و کلاسی)، عوامل راهبردی (مشتمل بر محورهایی چون تغییر رویکرد ارزشیابی برنامه های درسی، تخصص محوری در اجرای ارزشیابی و شبکه سازی در حوزه طراحی ارزشیابی برنامه درسی) شرایط مداخله ای تسهیل گر(مشتمل بر محورهایی چون توسعه حرفه ای معلمان، تقویت دیدگاه انتقادی به برنامه درسی و حمایت و پشتیبانی سازمانی)، شرایط مداخله گر محدودکننده(مشتمل بر محورهایی چون موانع فردی، اجرایی و فرهنگی – ساختاری) و راهبردها و پیامد (کاهش اثربخشی و کارایی برنامه درسی) سازمان یافت.نتیجه گیری: با توجه به نتایج می توان نتیجه گرفت وضعیت ارزشیابی برنامه های درسی در دوره ابتدایی در سطوح سه گانه برنامه های درسی قصد شده، اجرا شده و کسب شده مطلوب نیست و ضرورت توجه به بهبود سواد سنجش و ارزشیابی معلمان و برنامه ریزیان درسی در این زمینه لازم است.
تحلیل ابعاد علاقه افزایی به درس کار و فناوری از منظر دانش آموزان و دبیران: مطالعه ای به روش نظریه ی برخاسته از داده ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه های نوین تربیتی دوره ۱۹ زمستان ۱۴۰۲شماره ۴
45 - 7
حوزههای تخصصی:
علاقه مندی دانش آموزان به یادگیری مهم ترین عامل توسعه تحصیلی است که ارتقای آن از دیرباز دغدغه اصلی متخصصان تربیتی بوده است. برخی از مطالعات و شواهد میدانی از کاهش علاقه مندی دانش آموزان به تحصیل و کسب مهارت های شغلی حکایت می کند. در همین راستا، برنامه درسِ کار و فنّاوری، با هدف ارتقای مهارت آموزی و هدایت شغلی دانش آموزان تدوین شده است. در این پژوهش، تلاش شده تا با معناکاوی در ادراک دانش آموزان و دبیران کار و فنّاوری و مبتنی بر روش نظریه برخاسته از داده ها و طرح تحلیل ابعاد شاتزمن، به اکتشاف و تحلیل ابعاد علاقه افزایی به درسِ کار و فنّاوری متوسطه اول، پرداخته شود. بدین منظور، با استفاده از نمونه گیری ملاکی، سهمیه ای و در دسترس و انجام مصاحبه های رایا نامه ای و مکتوب، داده ها گردآوری شد. تحلیل داده ها مبتنی بر روش سه مرحله ای شاتزمن و ابزار ماتریس توضیحی انجام شد. یافته ها نشان داد درسِ کار و فنّاوری با وجود چالش هایی که در زمینه کمبود امکانات اجرایی در مدارس روبه روست، به عنوان درسی محبوب و کارآمد در بین دانش آموزان مطرح است. همچنین دلایل علاقه افزایی به درسِ کار و فنّاوری، در بین دانش آموزان در هفده بُعد و از منظر دبیران کار و فنّاوری در قالب بیست بُعد، شناسایی و طبقه بندی گردید. نتایج با ترسیم ماتریس توضیحی و بیان نظریه، به صورت گزاره ها و ترسیم شکل، گزارش شد. نتایج نشان داد که از بین عوامل شناسایی شده، لذّت معلمی و احساس زندگی، مهم ترین عامل در علاقه افزایی دانش آموزان به درسِ کار و فنّاوری بوده است.
الگوی شایستگی های برنامه درسی دوره کارشناسی مشاوره و راهنمایی دانشگاه فرهنگیان: مرور سیستماتیک براساس مدل رایت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال هجدهم زمستان ۱۴۰۲ شماره ۷۱
155 - 204
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر بررسی الگوی شایستگی های برنامه درسی دوره کارشناسی رشته مشاوره و راهنمایی دانشگاه فرهنگیان است. رویکرد پژوهش حاضر کیفی و روش آن مرور سیستماتیک براساس مدل رایت و همکاران (2007) است. جامعه پژوهش، متشکل از 326 مقاله درباره شایستگی های مشاوران است که بین سال های 2010 تا 2022 میلادی در مجلات علمی معتبر ارائه شده اند. نمونه پژوهش شامل36 مقاله است که به صورت هدفمند جمع آوری و براساس پایش موضوعی داده ها انتخاب شده اند. داده های پژوهش از تحلیل کیفی اسناد مورد مطالعه، گردآوری شده اند. بر اساس تجزیه و تحلیل داده ها، شایستگی های مشاوران در 3 بُعد و 20 عامل طبقه بندی شدند. این ابعاد شامل شایستگی فردی (مشتمل بر ویژگی شخصیتی، تعهد دینی، هوش عاطفی، آراستگی، توان سازش، مهارت های ادراکی، مسئولیت پذیر فردی، انگیزش، مهارت های ارتباطی)، شایستگی های حرفه ای (مشتمل بر عوامل؛ تخصص حرفه ای، آشنایی با نقش های حرفه ای، مدیریت فرآیند مشاوره، توجه به توسعه حرفه ای، مؤلفه های سازمانی حرفه ای، مدیریت دانش پداگوژیک، تعهد حرفه ای، اخلاق حرفه ای، مهارت های تشخیصی) و شایستگی های اجتماعی- فرهنگی (مشتمل بر عوامل؛ بینش فرهنگی و توجه به هنجارهای اجتماعی) می باشد.