فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۰۴۱ تا ۳٬۰۶۰ مورد از کل ۱۹٬۶۶۰ مورد.
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۳۹ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱۵۳
۱۵۲-۱۳۱
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، پیش بینی عملکرد شغلی معلمان مدارس متوسطه دخترانه شهرستان سیرجان بر اساس مؤلفه های مدیریت دانش بوده که برای دستیابی به این هدف از پژوهش همبستگی استفاده شده است. جامعه آماری مورد مطالعه شامل همه معلمان مدارس متوسطه دخترانه شهرستان سیرجان بود که با به کارگیری روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای، 209 معلم انتخاب شدند و مورد آزمون قرار گرفتند. به منظور گردآوری داده های موردنیاز، از دو پرسشنامه شامل مدیریت دانش لاوسون (2003) و عملکرد شغلی پاترسون (1922) استفاده شد. میزان پایایی پرسشنامه ها از طریق آلفای کرونباخ برای پرسشنامه مدیریت دانش 0/95 و برای پرسشنامه عملکرد شغلی 0/82 محاسبه شد. نتایج نشان داد که میزان کاربست مؤلفه ها در معلمان مدارس متوسطه پایین تر از متوسط است. همچنین میان معلمان در زمینه میزان کاربست مدیریت دانش و میزان عملکرد شغلی بر اساس تحصیلات و رشته تحصیلی تفاوت معنا دار وجود دارد، اما بر اساس سن و سابقه خدمت میان آنها تفاوت معنا دار وجود ندارد. علاوه بر این، نتایج نشان داد که میان تمام مؤلفه های مدیریت دانش با عملکرد شغلی رابطه مثبت و معنا دار وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که عملکرد شغلی معلمان بر اساس مؤلفه های مدیریت دانش قابل پیش بینی است. مؤلفه های انتشار دانش و جذب دانش به ترتیب بیشترین و کمترین سهم را در پیش بینی عملکرد شغلی معلمان داشتند.
بررسی تأثیر روش های آموزش انفرادی بر عزت نفس، انگیزش تحصیلی و عملکرد خواندن دانش آموزان نارساخوان مقطع ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر روش های آموزش انفرادی (یادگیری در حد تسلط و آموزش خصوصی) بر عزت نفس، انگیزش تحصیلی و عملکرد خواندن دانش آموزان نارساخوان مقطع ابتدایی انجام گرفت. روش: روش پژوهش، شبه تجربی و از نوع طرح پیش آزمون- پس آزمون با دو گروه آزمایش و گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش را تمام دانش آموزان پایه های چهارم و پنجم ابتدایی دارای اختلال یادگیری ویژه از نوع خواندن تشکیل می دهند که به روش نمونه گیری هدفمند، 32 نفر انتخاب شدند و پس از تکمیل پرسشنامه عزت نفس کوپراسمیت (SEI)، مقیاس تجدیدنظر شده هوش وکسلر، آزمون خواندن و نارساخوانی نما و پرسشنامه انگیزش تحصیلی هرمنس به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه (16 نفر برای هر گروه) قرار گرفتند. مداخله آموزشی در 8 جلسه به مدت یک ماه برای گروه آزمایش ارائه شد و گروه کنترل مداخله ای دریافت نکردند. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس و با نرم افزارSPSS نسخه ۲6 تحلیل شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد دانش آموزانی که آموزش های انفرادی را دریافت کرده بودند، در انگیزش تحصیلی، عزت نفس و عملکرد خواندن در مقایسه با گروهی که آموزش انفرادی را دریافت نکرده بودند، نمره بیشتری کسب کرده اند. نتیجه گیری: روش های آموزش انفرادی بر انگیزش تحصیلی، عزت نفس و عملکرد خواندن دانش آموزان مبتلا به نارساخوانی تأثیر مثبت دارد. از این رو می توان اذعان کرد که از روش های آموزش انفرادی می توان به منزله برنامه آموزشی اثربخش برای حل مسائل این دانش آموزان در مقطع ابتدایی بهره گرفت.
اثربخشی آموزش مدیریت استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر انگیزش پیشرفت و رضایت آموزشی از دانشگاه در دانشجویان پزشکی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: انگیزش پیشرفت و رضایت آموزشی پایین نقش مهمی در افزایش استرس و کاهش تمایل به تحصیل دارد و یکی از راهکارهای بهبود آنها آموزش مدیریت استرس است. این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی آموزش مدیریت استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر انگیزش پیشرفت و رضایت آموزشی از دانشگاه در دانشجویان پزشکی انجام شد. روش کار: مطالعه حاضر نیمه تجربی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال تحصیلی 98-1397 بودند. نمونه پژوهش 50 نفر بودند که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و با روش تصادفی به دو گروه مساوی تقسیم شدند. گروه آزمایش 8 جلسه 90 دقیقه ای با روش آموزش مدیریت استرس مبتنی بر ذهن آگاهی آموزش دید و گروه کنترل آموزشی دریافت نکرد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های انگیزش پیشرفت (هرمانز، 1970) و رضایت آموزشی از دانشگاه (دهقانی و همکاران، 1393) استفاده شد. داده ها با نرم افزار SPSS نسخه 17 و به روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که گروه های آزمایش و کنترل از نظر انگیزش پیشرفت و رضایت آموزشی از دانشگاه تفاوت معناداری داشتند. یعنی، روش آموزش مدیریت استرس مبتنی بر ذهن آگاهی باعث افزایش انگیزش پیشرفت (001/0 P< ,183/29F=) و رضایت آموزشی از دانشگاه (001/0 P< ,760/36F=) در دانشجویان پزشکی شد. نتیجه گیری: بر اساس نتایج، پیشنهاد می گردد که روانشناسان و مشاوران تحصیلی برای افزایش انگیزش پیشرفت و رضایت آموزشی از دانشگاه می توانند از روش آموزش مدیریت استرس مبتنی بر ذهن آگاهی در کنار سایر روش های آموزشی استفاده کنند.
واکاوی انگاره های معلمان دوره ابتدایی از مفهوم «مدرسه دوست دار کودک»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در برنامه درسی سال ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲۲
169 - 204
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر باهدف واکاوی انگاره های معلمان ابتدایی ازمفهوم مدرسه دوست دارکودک به منظور استخراج مؤلفه ها و موانع آن انجام شد. روش پژوهش پدیدارشناسی بوده است و با 24 نفر از معلمان ابتدایی شهرتهران با سابقه خدمت کم، متوسط و زیاد مصاحبه های نیمه ساختاریافته کیفی انجام شد. برای تحلیل داده ها روش تحلیل مضمون براون و کلارک (2006) بکارگرفته شد. براساس تحلیل مضمونی، 13 مضمون پایه، 5 مضمون سازمان دهنده و یک مضمون اصلی فراگیر به عنوان مؤلفه های مدرسه دوست دارکودک؛ و 7 مضمون پایه، 3 مضمون سازماندهنده و یک مضمون فراگیر به عنوان موانع تحقق مدرسه دوست دارکودک شناسایی شد. بر مبنای یافته ها، مدرسه دوست دارکودک از نظر معلمان شرکت کننده در پژوهش باید در ابعاد مختلف مدیریت مدرسه، کادر آن، فضای فیزیکی، برنامه درسی و میزان تعامل با خانواده کودک توجه ویژه به کودک، روحیه و شرایط او داشته باشد اما با وجود موانع متعدد، شرایط لازم برای تبدیل شدن به چنین مدرسه ای در بسیاری از مدارس ایران بالاخص مدارس دولتی وجود ندارد.
تعیین نقش خوش بینی و باورهای امید در پیش بینی سرزندگی تحصیلی دانشجویان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: خوش بینی و امید یک دسته از توانایی ها و مهارت های غیر شناختی است که توانایی موفقیت فرد را در مقابله با فشارهای تحصیلی افزایش می دهد. لذا هدف از پژوهش حاضر، تعیین نقش خوش بینی و باورهای امید در پیش بینی سرزندگی تحصیلی دانشجویان دانشگاه پیام نور زاهدان بوده است. روش کار: جهت انجام این پژوهش از یک طرح پژوهشی همبستگی استفاده شد. جامعه پژوهش دانشجویان روانشناسی دانشگاه پیام نور واحد زاهدان در سال تحصیلی 98- 97 بودند که از میان آنها 80 نفر با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. داده ها با کمک پرسشنامه های جهت گیری زندگی شی یر و کارور (1994)، امید به زندگی اشنایدر (2008) و سرزندگی تحصیلی حسین چاری و دهقانی زاده (1391) جمع آوری و سپس توسط نرم افزار SPSS- نسخه 23و با استفاده از روش ضریب همبستگی پیرسون و مدل رگرسیون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که رابطه مثبت و معناداری بین سر زندگی تحصیلی با امید (46/0 r=) در سطح 99 درصد اطمینان وجود دارد اما رابطه معناداری بین سر زندگی تحصیلی با خوش بینی وجود ندارد (05/0 ≤ p ). همچنین سنجش تفکر راهبردی توانسته 48/0 تغییرات سرزندگی تحصیلی دانشجویان را تبیین کند. نتیجه گیری: نتایج حاکی از اهمیت متغیر باور امید در پیش بینی سرزندگی تحصیلی دانشجویان روانشناسی می باشد. بنابراین برای بهبود سرزندگی تحصیلی می توان باورهای امید دانشجویان را افزایش داد.
بررسی رابطه بین سواد رسانه ای با پرخاشگری فضای سایبری و تفکرانتقادی در بین دانشجویان دانشگاه تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این تحقیق بررسی رابطه بین سواد رسانه ای با پرخاشگری فضای سایبری و تفکر انتقادی در بین دانشجویان دانشگاه تبریز می باشد. تحقیق حاضر از نظر ماهیت و روش، توصیفی از نوع پیمایشی است و از آن جا که رابطه سه متغیر را بررسی می کند از نوع همبستگی نیز می باشد. جامعه آماری در پژوهش حاضر کلیه دانشجویان دانشگاه تبریز در سال تحصیلی 1402 می باشد که دویست نفر به عنوان نمونه انتخاب گردید. برای گردآوری اطلاعات از سه نوع پرسشنامه: پرسشنامه استاندارد محقق ساخته سواد رسانه ای (فلسفی، 1393)، پرسشنامه پرخاشگری فضای سایبری و پرسشنامه تفکر انتقادی ریتکس استفاده گردید. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آماری توصیفی که شامل (میانگین، میانه، نما و انحراف استاندارد و ...) همچنین برای فرضیات تحقیق از آنالیز واریانس چند متغیر و ضریب همبستگی پیرسون R و رگرسیون تک متغیره استفاده شد. نتایج تحلیل واریانس چند متغیره به طور کلی نشان داد که بین سواد رسانه ای با پرخاشگری فضای سایبری و تفکرانتقادی درسطح 0/000 معنادار می باشد. همچنین بین مولفه های سواد رسانه ای( سنجش درک محتوای پیام، سنجش آگاهی ازاهداف پنهان پیام ها و سنجش تجزیه وتحلیل پیام ها) با پرخاشگری فضای سایبری وتفکرانتقادی درسطح P≤0/01 رابطه معناداری وجود دارد.
ادراکات و تجربه زیسته معلمان دوره ابتدایی از نقاط قوت و ضعف آموزش مجازی در دوران کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی ادراکات و تجربه زیسته معلمان دوره ابتدایی از نقاط قوت و ضعف آموزش مجازی در دوران کرونا در سال تحصیلی 1400-1399 بود. رویکرد پژوهش کیفی و روش پژوهش پدیدارشناسی بود و از ابزار مصاحبه عمیق نیمه ساختار یافته استفاده شد. گروه هدف، شامل تمامی معلمان زن پایه پنجم مدارس دخترانه شهر یزد بود که تعداد 12 نفر آن ها به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. پس از مصاحبه هشتم، اشباع نظری داده ها حاصل شد اما برای اطمینان، مصاحبه ها تا 12 مورد ادامه یافت. داده ها از طریق روش کدگذاری و مقوله بندی با استفاده از الگوی هفت مرحله ای کلایزی تجزیه و تحلیل شد. اعتبار داده ها از طریق روش سه سوسازی در قالب شیوه ی ارجاع به شرکت کنندگان و تحلیل گروه همکاران حاصل شد. پس از تجزیه و تحلیل داده ها، 15 زیرمضمون به عنوان نقاط قوت و 25 زیرمضمون به عنوان نقاط ضعف استخراج شد که در 8 مضمون اصلی آموزشی، اجتماعی، واسطه گری رسانه، واسطه گری والدین، فرهنگی، اخلاقی، محیطی و اقتصادی طبقه بندی شدند. در ادامه ، عوامل زمینه ای پیدایش این تجارب نیز استخراج شد که در قالب 8 زیرمضمون در سه سطح کلان، میانی و خرد قرار گرفتند.
نقش میانجی جهت گیری هدف، مشارکت والدین درفعالیتهای مدرسه و راهبردهای خودنظم بخشی در روابط میان شیوه های تربیتی و انگیزه تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۳۹ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۱۵۶
173 - 190
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی مشارکت والدین در فعالیتهای مدرسه، راهبردهای خودنظم بخشی و اهداف پیشرفت در روابط میان شیوه های تربیتی و انگیزش تحصیلی انجام شده است. جامعه آماری شامل همه دانش آموزان دختر دوره متوسطه دوم شهر بجنورد بودند که از میان آنها 275 دانش آموز به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. ابزارهای اندازه گیری شامل پرسشنامه های مشارکت والدین، خودنظم بخشی و انگیزش تحصیلی، مقیاس شیوه های تربیتی و جهت گیری اهداف پیشرفت بود. داده ها از طریق روشهای آماری همبستگی و تحلیل مسیر و با نرم افزارهای SPSS و AMOS تحلیل شدند. نتایج همبستگی نشان داد که ابعاد کنترل و پاسخگویی والدین با انگیزش بیرونی همبستگی منفی داشت، درحالی که با انگیزش درونی، خودنظم بخشی، مشارکت والدین در فعالیتهای مدرسه و اهداف پیشرفت همبستگی مثبت داشت. نتایج تحلیل مسیر نشان داد که پاسخگویی و کنترل والدین از طریق مشارکت والدین در فعالیتهای مدرسه و راهبردهای خودنظم بخشی بر انگیزش تحصیلی اثر می گذارد. همچنین نتایج نشان داد که مشارکت در فعالیتهای مدرسه از طریق خودنظم بخشی و اهداف عملکرد-گرایش و عملکرد-تسلط بر انگیزش تحصیلی اثر می گذارد. والدین کنترل کننده و پاسخگویی که در فعالیتهای مدرسه مشارکت می کنند از طریق الگودهی و اعتباربخشی راهبردهای یادگیری خودنظم بخشی و اهداف تسلط-گرایش و عملکرد-گرایش را در فرزندانشان شکل می دهند که به نوبه خود بر انگیزش تحصیلی تأثیرگذار است.
الگوی آموزشی برنامه درسی مبتنی بر روش قصه گویی برای دانش آموزان دوره اول ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی مولفه ها و اهداف برنامه درسی قصه گویی با روش کیفی بر پایه مصاحبه با متخصصان مرتبط انجام شده است. رویکر پژوهش از نوع کیفی است. جامعه آماری شامل کلیه خبرگان متخصصان برنامه درسی و اساتید آموزش ابتدایی در دانشگاه ها که در برنامه ریزی درسی و آموزش ابتدایی فعالیت های پژوهشی دارند بود. برای انتخاب نمونه، از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد. هدف از این کار، این بود که احتمال حضور همه صاحبنظران این حوزه در نمونه افزایش یابد. پایه های نظری و مضامین اصلی از مصاحبه ها استخراج، کدگذاری و طبقه بندی شدند. توسط دو داور متخصص کدهای باز و مقوله های فرعی، مقوله های اصلی و در نهایت نولفه ها استخراج گردید. نتایج نشانگر مدل مفهومی است که دارای هفت بعد 1. مفهومی ساختن برنامه، 2. تشخیص، 3 انتخاب محتوا، 4. انتخاب تجربه های یادگیری، 5. اجرا، 6. ارزشیابی، 7. نگهداری برنامه می باشد که در مقوله های اصلی و فرعی کدگذاری شدند. بنابراین میتوان بر اساس الگوی آموزشی هاکینز، برای دروس دوره اول ابتدایی، برنامه درسی مبتنی بر قصه گویی طراحی کرد.
مقایسه شفقت خود و رشد پس از سانحه مادران کودکان با اختلال طیف اُتیسم و اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: اختلال طیف اُتیسم و اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی جزیی از اختلالات رشد عصبی هستند که ناشی از تحول نابهنجار مغز بوده، بر توانایی های خاص شناختی و اجتماعی تأثیر می گذارند. پژوهش حاضر با هدف مقایسه شفقت خود و رشد پس از سانحه مادران کودکان با اختلال طیف اُتیسم و اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی انجام شد. روش: طرح پژوهش حاضر از نوع علی_مقایسه ای بود. جامعه آماری شامل تمامی مادران دارای کودک پسر 7 تا 9 سال با اختلال طیف اُتیسم و اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی مراجعه کننده به مرا کز توان بخشی و مشاوره استان گلستان، در سال 1400 بود. نمونه آماری پژوهش شامل 50 نفر ) 25 نفر برای گروه مادران دارای فرزند با اختلال طیف اُتیسم و 25 نفر برای گروه مادران دارای فرزند با اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی( بود که به صورت هدفمند از بین مادران انتخاب شد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه شفقت خود نف ) 2003 ( و پرسشنامه رشد پس از سانحه تدسچی و کالهون ) 1996 ( استفاده شد. تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS-24 و با استفاده از آزمون تی مستقل و تحلیل واریانس چندمتغیره انجام شد. یافته ها: براساس نتایج به دست آمده از تحلیل داده ها در پژوهش حاضر، بین شفقت خود و رشد پس از سانحه در مادران کودکان با اختلال طیف اُتیسم و اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی تفاوت معنادار وجود دارد ) 05 / .)P>0 مادران دارای کودک با اختلال طیف اُتیسم، شفقت خود و رشد پس از سانحه کمتری نسبت به مادران کودک با اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی داشتند ) 05 / .)P>0 نتیجه گیری: براساس یافته های پژوهش حاضر، مادران دارای کودک با اختلال طیف اُتیسم به دلیل درگیری درمانی و زمانی با کودک آسیب پذیر خود، دارای شفقت خود و رشد پس از سانحه پایینی نسبت به مادران دارای کودک با اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی هستند.
سطح سازمان یادگیرنده، موانع ایجاد و نقش آن در نوآوری شغلی و خلاقیت سازمانی: کارکنان دانشگاه علوم پزشکی اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: سازمان یادگیرنده از موفق ترین سازمان ها برای هماهنگ شدن با تغییرات محیطی بوده و نوآوری و خلاقیت از ارکان اصلی توسعه و موفقیت هر سازمانی می باشد. بنابراین، شناسایی مولفه ها و موانع ایجاد سازمان یادگیرنده و رفع آنها نقش مهمی در پیشبرد اهداف سازمانی دارد. هدف این مطالعه بررسی سطح سازمان یادگیرنده، موانع ایجاد و نقش آن در نوآوری شغلی و خلاقیت سازمانی کارکنان دانشگاه علوم پزشکی اردبیل بود.
روش شناسی پژوهش: روش انجام این تحقیق توصیفی و همبستگی می باشد. با استفاده از جدول مورگان تعداد نمونه 169 نفر بدست آمد و پرسشنامه ها توسط 200 نفر و با روش نمونه گیری تصادفی ساده تکمیل شدند. برای جمع آوری داده ها از یک پرسشنامه پنج قسمتی شامل مشخصات فردی، سازمان یادگیرنده سنگه، نوآوری شغلی جانسن، خلاقیت سازمانی دیک و متکالفه و موانع ایجاد سازمان یادگیرنده محقق ساخته در این مطالعه استفاده شد.
یافته ها: سطح یادگیرنده بودن دانشگاه زیاد و سطح نوآوری شغلی و خلاقیت سازمانی کارکنان متوسط می باشد و سازمان یادگیرنده بر خلاقیت و نوآوری کارکنان تاثیر مثبت داشت.
بحث و نتیجه گیری: دانشگاه باید برای گسترش یادگیری تیمی و تفکر سیستمی تلاش نموده تا خلاقیت و نوآوری کارکنان افزایش یابد.
نقش رهبری دیجیتال در تصمیم گیری هوشمند با میانجی گری تیم پذیری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در نظام های آموزشی دوره ۱۷ بهار ۱۴۰۲ شماره ۶۰
18 - 32
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش رهبری دیجیتال در تصمیم گیری هوشمند با میانجیگری تیم پذیری بود. روش پژوهش توصیفی و از نوع مطالعات همبستگی بود. جامعه آماری، مدیران مدارس ابتدایی استان کرمانشاه در سال 1401 به تعداد 1902 نفر بودند، از این جامعه بر مبنای فرمول کوکران نمونه ای به حجم 320 نفر با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای با توجه به جامعه طبقات پژوهش مانند نوع منطقه (برخوردار، نیمه برخوردار و محروم)، شهرستان/بخش(24 مورد) و جنسیت (مرد و زن) انتخاب شد. جمع آوری داده ها از پرسشنامه های؛ رهبری دیجیتال و تصمیم گیری هوشمند محقق ساخته بعلاوه تیم پذیری(سلطانی، 1387) استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از ضریب همبس تگی پیرسون و مدل سازی معادلات ساختاری انجام شد. یافته ها نشان داد که رهبری دیجیتال دارای اثر مستقیم و معنی دار بر تیم پذیری و تصمیم گیری هوشمند در مدیران مدارس ابتدایی بود. همچنین تیم پذیری دارای اثر مستقیم و معنی داری بر تصمیم گیری هوشمند در مدیران مدارس ابتدایی بود(p≤ 0/01). به علاوه، رهبری دیجیتال به واسطه تیم پذیری دارای اثر غیرمستقیم و معنی دار بر تصمیم گیری هوشمند در مدیران مدارس ابتدایی بود (p≤ 0/01). به نظر می رسد تیم پذیری در مدیران مدارس ابتدایی در رابطه ی رهبری دیجیتال و تصمیم گیری هوشمند نقش واسطه ای داشته باشد.
کیفیت بخشی آموزش مجازی فیزیک با طراحی محتواهای آموزشی بر اساس اصول نظریه بار شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قصد بر آن است که تأثیر محتواهای الکترونیکی در زمینه فیزیک که بر اساس اصول نظریه بارشناختی جهت آموزش مجازی طراحی شده اند، را بر پیشرفت تحصیلی، میزان یادداری و بارشناختی ادراک شده توسط دانش آموزان بررسی کنیم. روش پژوهش شبه آزمایشی از نوع طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر پایه نهم دوره متوسطه اول منطقه ۱۷ استان تهران است که در سال تحصیلی ۱۴۰۱-۱۴۰۰ مشغول به تحصیل بودند. نمونه پژوهش به شیوه نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای و با حجم ۱۲۰ نفر انتخاب شد. داده های پیشرفت تحصیلی و یادداری به کمک یک آزمون پیشرفت تحصیلی محقق ساخته جمع آوری گردید. برای اندازه گیری میزان بارشناختی ادراک شده توسط دانش آموزان، از پرسش نامه سنجش بارشناختی محقق ساخته استفاده شد که بر اساس مقیاس درجه بندی ذهنی پاس و ون مرینبوئر (۱۹۹۳) طراحی شده بود. در تحلیل داده های آماری، تحلیل کوواریانس و آزمون تی مستقل بکار گرفته شد. نتایج آزمون تحلیل کوواریانس برای پیشرفت تحصیلی نشان داد، طراحی محتوای الکترونیکی مبتنی بر نظریه بارشناختی، سبب بهبود پیشرفت تحصیلی دانش آموزان گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل می شود. نتیجه آزمون تی مستقل برای آزمون یادداری نشان می دهد، بین گروه کنترل و آزمایش در میزان یادداری آنها تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین نتیجه آزمون تی مستقل برای پرسش نامه بارشناختی نشان داد که گروه آزمایش بارشناختی ادراکی کمتری را نسبت به گروه کنترل گزارش کرده اند. نتایج حاکی از آن است که رعایت اصول نظریه بارشناختی در طراحی محتوای آموزشی، تأثیر قابل توجهی بر پیشرفت تحصیلی، افزایش میزان یادداری و کاهش بارشناختی ادراک شده توسط دانش آموزان دارد.
میزان همسویی داستان های آموزش قرآن دوره ابتدایی با ساحت های تربیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در آموزش معارف و تربیت اسلامی دوره ۴ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴
109 - 129
حوزههای تخصصی:
امروزه داستان، ابزاری مؤثر در تعلیم و تربیت شمرده می شود. می توان از این طریق نکات مهم تربیتی را از ابعاد مختلف بیان داشت. در این راستا، هدف پژوهش حاضر برررسی و تحلیل میزان تطابق داستان های کتاب آموزشی قرآن شش پایه براساس شش ساحت سند تحول بنیادین آموزش و پرورش است. جامعه مورد بررسی شامل کتاب های درسی آموزش قرآن دوره ابتدایی جمهوری اسلامی ایران بوده، و محدوده پژوهش شامل داستان های کتاب های مذکور است. روش پژوهش توصیفی، و از نوع تحلیل محتوا است. داده های حاصل با استفاده از آنتروپی شانون، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که در کتاب های آموزش قرآن ابتدایی، 22 داستان مطرح شده است. 19 مورد به ساحت اعتقادی، عبادی، اخلاقی، 14 مورد به ساحت اجتماعی و سیاسی، 4 مورد به ساحت زیبایی شناختی و هنری، 2 مورد به ساحت زیستی و بدنی، 2 مورد به ساحت اقتصادی و حرفه ای، 1 مورد به ساحت علمی و فناوری اشاره شده است. از میان ابعاد مورد بررسی، بُعد اعتقادی، عبادی، و اخلاقی با میزان بار اطلاعاتی 97/0 و ضریب اهمیت 30/0، بیشترین توجه را به خود اختصاص داده است و بُعد علمی و فناوری با میزان بار اطلاعاتی 0003/0 و ضریب اهمیت 0009/0، کمترین میزان توجه را به خود اختصاص داده است.
ارائه الگوی جذب دانش آموز در هنرستان های تربیت بدنی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر ارائه الگوی جذب دانش آموز در هنرستان های تربیت بدنی بود. پژوهش حاضر کیفی با راهبرد تحلیل مضمون و از نوع اکتشافی است که با استفاده از مطالعات اسنادی به جمع آوری داده ها پرداخته و سپس با 23 نفر از خبرگان این حوزه شامل مدیران، سرپرستان، هنرآموزان و معلمان تربیت بدنی هنرستان ها، مدیران ستادی وزارت ورزش و جوانان و آموزش وپرورش، اساتید دانشگاهی مدیریت ورزشی و صاحب نظران حوزه تربیت بدنی مصاحبه شد و تحلیل داده ها از طریق کدگذاری در این پژوهش به صورت باز، محوری و انتخابی انجام گرفت. همچنین از نرم افزار مکس کیو.دی.ای نسخه 2020 جهت تحلیل داده های کیفی پژوهش استفاده گردید. پس از بررسی مصاحبه ها و تحلیل دیدگاه خبرگان و متخصصان، درنهایت تعداد 57 شاخص در جذب هنرستان های تربیت بدنی شناسایی شد که در قالب شش عامل اصلی و 13 عامل زیرمجموعه دسته بندی شدند. نحوه گزینش دانش آموزان برای ورود به هنرستان های تربیت بدنی در شرایط نامطلوبی قرار دارد که می توان با برنامه و نظارت دقیق نهادهای مسئول به خصوص آموزش وپرورش به آن سروسامان داد و نیروهای مستعد را جذب و آماده ورود به دانشگاه و بازار کار تخصصی رشته تربیت بدنی کرد.
The role of spaced and massed instruction on Iranian EFL learners' reading comprehension and reading motivation(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Curriculum Research, Volume ۴, Issue ۲ , ۲۰۲۳
96 - 118
حوزههای تخصصی:
Strong reading comprehension skills and reading motivation are essential for personal growth, academic success, and overall well-being. Developing these skills can positively impact individuals' lives in various ways. Thus, this investigation aimed to examine the influence of massed and spaced instructions on the reading comprehension and reading motivation of Iranian EFL students. The researchers selected 150 Iranian participants from 300 based on their Oxford Quick Placement Test (OQPT) performance. The selected intermediate participants were randomly assigned into two experimental groups (massed and spaced) and one control group. The participants were given a reading comprehension pretest and post-test and a reading motivation questionnaire before and after the treatment. Three groups were provided with instruction on reading skills by English texts and new words from American English File 3. The massed group received a 90-minute session for each text, whereas the spaced group received three 30-minute sessions; the first session lasted 30 minutes, followed by two more sessions, each lasting 30 minutes, scheduled two days apart. The results of data analysis utilizing one-way ANOVA showed a considerable difference between the post-tests of the spaced and massed groups compared to the control group. The findings demonstrated that the spaced group outperformed the massed and control groups (p < .05) in terms of reading comprehension and reading motivation. The results have some pedagogical implications for English instructors, learners, and curriculum developers.
تحلیل تفاوت دانش آموزان تیزهوش دارای اختلال یادگیری دوره ابتدایی با روش فرا تحلیل
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف جمع آوری و یکپارچه سازی اطلاعات در مورد ویژگی دانش آموزان تیزهوش دارای اختلال یادگیری دوره ابتدایی با کمک پایگاه های اطلاعاتی داخلی و خارجی انجام شد. از بین 92 پژوهش 15 مطالعه انتخاب شد . در روش مرور نظام دار مطابق با دستورالعمل پریزما و در روش فراتحلیل، از ابزار چک لیست وارسی فراتحلیل استفاده شد. درمجموع 87 اندازه اثر همبستگی از آن ها به دست آمد که با نرم افزار 2CMA مورد تحلیل قرار گرفت. در این پژوهش دو مدل تصادفی و ثابت محاسبه گردید که باتوجه به تحلیل ناهمگنی از طریق شاخص های Q و مجذور I ، مدل ثابت به عنوان مدل نهایی در نظر گرفته شد. یافته ها بیانگر آن است بیشترین اندازه اثر، به پژوهش اختلال یادگیری بررسی توانایی های نیمکره راست و چپ مغز دانش آموزان تیزهوش با و بدون اختلال یادگیری و کمترین اندازه اثر بررسی رویه های مورداستفاده برای شناسایی کودکان ناتوان یادگیری تیزهوش اختصاص داشت. نتیجه گیری: نتایج نشان داد دانش آموزان تیزهوش دارای اختلال یادگیری در تطبیق علائم، حافظه ارقام، حساب، تکمیل تصاویر، اطلاعات عمومی و مازها نسبت به دانش آموزان تیزهوش بدون اختلال یادگیری تفاوت معناداری دارند
بررسی عوامل موثر در جهت ارتقا آموزش دروس معماری در راستای پیشرفت تحصیلی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو در علوم تربیتی سال ۵ بهار ۱۴۰۲شماره ۱
111-118
حوزههای تخصصی:
در آموزش معماری، انتخاب آموزش هایی که یادگیری دانشجویان را افزایش داده و موجب بهبود عملکرد آنها در طراحی و پیشرفت تحصیلی شود، همواره برای دست اندرکاران آموزشی معماری، راهی پرچالش بوده است. این پژوهش قصد دارد با شناسایی سبکهای غالب تفکر و یادگیری در دانشجویان معماری، به بررسی رابطه این سبکها با پیشرفت تحصیلی در دانشجویان معماری بپردازد، تا بتوان با انتخاب بهترین آموزشهای منطبق با سبکها، سبب پیشرفت تحصیلی دانشجویان معماری شده و به این ترتیب دانشجویانی موفق و خلاق تربیت نمود. جامعه آماری این پژوهش را دانشجویان معماری دانشگاه علامه دهخدا در مقطع کارشناسی پیوسته تشکیل میدهند. حجم جامعه نمونه برابر با 112نفر میباشد که به کمک نرم افزار تخمین حجم جی پاور به دست آمده است. جامعه نمونه با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شده است. به منظور سنجش سبکهای تفکر، از پرسشنامه استرنبرگ- واگنر استفاده شده و سبکهای یادگیری شناختی با پرسشنامه یادگیری کلب و سبکهای یادگیری ادراکی با پرسشنامه راهبردهای یادگیری وارک سنجیده شده اند. به منظور تحلیل داده ها از آزمونهای طرح عاملی و تحلیل رگرسیون و نرم افزار SPSSورژن23استفاده گردیده است. بر اساس نتایج این پژوهش، دانشجویان معماری موردسنجش، اغلب از راهبردهای یادگیری دیداری و شنیداری استفاده میکنند و سبکهای تفکر اجرایی، مرتبه سالار، جزئینگر و بروننگر بیشترین ارتباط با پیشرفت تحصیلی را نشان میدهند. بنابراین به نظر میرسد استفاده از عناصر بصری در محیط آموزشی و نوع تدریس، افزایش ارتباطات و توجه به یادگیری مشارکتی در کلاس درس، شرکت دادن دانشجویان در فرایند تدریس و عدم
الگوی رابطه خودتنظیمی با عملکرد تحصیلی دانشجویان: نقش میانجی گر التزام و سرزندگی تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه خودتنظیمی با عملکرد تحصیلی دانشجویان با نقش میانجی گر التزام و سرزندگی تحصیلی انجام شد. این پژوهش از نوع توصیفی همبستگی بود. نمونه پژوهش شامل 322 دانشجو (163 دختر و 159 پسر) بود که به صورت تصادفی چندمرحله ای از بین تمام دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز که در سال تحصیلی 1401-1400 مشغول به تحصیل بودند، انتخاب شدند. داده ها ازطریق پرسشنامه خودتنظیمی تحصیلی بوفارد و همکاران (1995)، پرسشنامه التزام تحصیلی ریو و تسنگ (2011)، پرسشنامه سرزندگی تحصیلی مارتین و مارش (2008) و عملکرد تحصیلی جمع آوری و تحلیل داده ها با کمک روش الگویابی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزارهای SPSS و AMOS انجام شد. نتایج نشان داد مدل پیشنهادی از برازش مناسبی با داده ها برخوردار بود. یافته ها نشان داد اثر مستقیم خودتنظیمی تحصیلی بر عملکرد تحصیلی، التزام تحصیلی و سرزندگی تحصیلی رابطه مثبت و معنی دار است. علاوه برآن، اثر مستقیم التزام تحصیلی با عملکرد تحصیلی و سرزندگی تحصیلی با عملکرد تحصیلی نیز مثبت و معنادار بود . همچنین، نتایج مسیرهای غیرمستقیم نشان داد خودتنظیمی تحصیلی بر عملکرد تحصیلی ازطریق التزام تحصیلی و سرزندگی تحصیلی اثر مثبت دارند. براین اساس، زمانی که فرد خود را درگیر فرایند یادگیری می کند، می تواند بهتر و عمیق تر یاد بگیرد. علاوه براین، فردی که از استعداد تحصیلی بالایی برخوردار است، اعتمادبه نفس خود را در مواجهه با چالش ها و موانع تحصیلی حفظ می کند و سعی می کند این چالش ها را به خوبی پشت سر بگذارد و به موفقیت برسد؛ بنابراین، به مؤسسات آموزشی، دانشگاه ها و مربیان آموزشی توصیه می شود از این الگو برای بهبود عملکرد تحصیلی دانشجویان استفاده کنند.
مدل ساختاری تأثیر کنجکاوی معرفت شناختی و معنای زندگی بر بهزیستی تحصیلی با میانجی گری تحصیلی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و ارزشیابی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۶۴
147-166
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف ارائه الگوی ساختاری بهزیستی تحصیلی براساس کنجکاوی معرفت شناختی و معنای زندگی با میانجی گری درگیری تحصیلی در دانشجویان انجام شد. پژوهش حاضر در زمره مطالعات توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوی در سال تحصیلی 1401 به تعداد 12000 نفر بود. نمونه آماری شامل 350 نفر بود که به روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای از بین دانشکده های مختلف انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات شامل پرسشنامه بهزیستی تحصیلی (AWBQ)، مقیاس کنجکاوی معرفت شناختی (ECS)، مقیاس معنای زندگی (MLQ) و پرسشنامه درگیری تحصیلی (AES) بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و تحلیل معادلات ساختاری در برنامه SPSS و AMOS انجام شد. تحلیل داده ها نشان داد که کنجکاوی معرفت شناختی و معنای زندگی اثرات مستقیم مثبت و معنی دار بر درگیری تحصیلی و بهزیستی تحصیلی و نیز درگیری تحصیلی اثر مستقیم مثبت و معنی داری بر بهزیستی تحصیلی دارند. همچنین، کنجکاوی معرفت شناختی و معنای زندگی اثر غیر مستقیم مثبت و معنی داری بر بهزیستی تحصیلی از طریق درگیری تحصیلی دارند (01/0p<). بنابراین، به نظر می رسد که افزایش کنجکاوی معرفت شناختی و معنای زندگی می تواند در بهبود درگیری تحصیلی و بهزیستی تحصیلی کمک کند. این مطالعه می تواند در توسعه راهکارهایی برای بهبود درگیری تحصیلی و بهزیستی تحصیلی مفید باشد.