فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۰۲۱ تا ۳٬۰۴۰ مورد از کل ۱۹٬۶۵۶ مورد.
منبع:
روان شناسی افراد استثنایی سال ۱۳ بهار ۱۴۰۲ شماره ۴۹
208 - 232
حوزههای تخصصی:
افسردگی یک اختلال خلقی است که باعث احساس غم و اندوه مداوم و از بین رفتن علایق قبلی می شود. هدف پژوهش حاضر بررسی مقایسه ای کارکردهای اجرایی و ضرب آهنگ شناختی کند در افراد با اختلال افسردگی و عادی بود. روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع علی-مقایسه ای بود. جامعه آماری پژوهش افراد دارای اختلال افسردگی مراجعه کننده به مراکز بهداشت شهر تبریز که از میان آن ها 100 نفر به شیوه هدفمند انتخاب و در پژوهش شرکت داده شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه مهارت های اجرایی (استریت و همکاران،2019)، پرسشنامه ضرب آهنگ شناختی کند بزرگ سالان (بکر و همکاران، 2017) و پرسشنامه غربالگری افسردگی (PHQ-9) استفاده شد. نتایج آزمون تحلیل واریانس چندمتغیری نشان داد که افراد با افسردگی در تمامی مؤلفه های کارکردهای اجرایی (برنامه ریزی، مدیریت زمان، تنظیم هیجان، سازمان دهی و تنظیم رفتار) عملکرد ضعیف تری نسبت به گروه سالم از خود نشان داده اند (001/0) و همچنین ضرب آهنگ شناختی کند در افراد افسرده به صورت معنی داری بالاتر از افراد عادی بود (001/0)؛ بنابراین بر اساس نتایج این پژوهش می توان نتیجه گیری کرد افراد با اختلال افسردگی در کارکردهای اجرایی نواقص جدی از خود نشان می دهند و همچنین در مؤلفه ضرب آهنگ شناختی کند نیز نسبت به گروه سالم مشکلات بیشتری را تجربه می کنند.
تأملی پدیدارنگارانه بر فهم پژوهش از دیدگاه اعضای هیأت علمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: پژوهش حاضر با هدف آگاهی از تجارب و برداشت اعضای هیأت علمی از مفهوم پژوهش صورت گرفت. روش شناسی: رویکرد پژوهش تفسیری و راهبرد آن پدیدارنگاری و میدان تحقیق دانشگاه های کردستان، همدان، کرمانشاه و ایلام بود. حجم نمونه با استفاده از ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته و با رعایت حداکثر تنوع با توجه به ملاک رسیدن به اشباع نظری به 15 نفر رسید که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و داده ها جمع آوری شدند و به کمک روش همسوسازی اعتبار داده ها مورد تأیید قرار گرفت. تحلیل داده ها با رویکرد توصیفی- تحلیلی با استفاده از کدگذاری در دو سطح باز و محوری به کمک نرم افزار MAXQDA صورت گرفت. یافته ها: نتایج شامل چهار مفهوم و مقوله اساسی پژوهش به مثابه یک عمل فنی و تکنیکال، پژوهش به مثابه یک کنش فردی، پژوهش به مثابه یک عمل اجتماعی و پژوهش به مثابه یک ارزش می باشد. که هر مقوله دارای زیرمؤلفه هایی می باشد. بحث و نتیجه گیری: دست یابی به توسعه و پیشرفت همه جانبه بدون بهره گیری مناسب از یافته های پژوهشی میسر نیست، بنابراین تصمیم سازی و تصمیم گیری در نظام های آموزشی ایجاب می کند، زمینه مناسب برای رشد و پرورش پژوهشگران از اولویت برخوردار باشد.
بررسی و مقایس گفتمان روایتی کودکان تک زبانه فارسی زبان دارای اختلالِ طیفِ اُتیسم و کودکان با رشد زبانی طبیعی براساس رویکرد دستور نقش گرای نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کودکان استثنایی سال ۲۳ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۹۰)
55 - 70
حوزههای تخصصی:
هدف:پژوهش حاضر تحلیل زبان شناختی داستان های روایت شده کودکان تک زبانه فارسی زبان دچار اختلالِ اُتیسم از منظر فرانقش تجربی براساس دستور نقش گرای نظام مند هلیدی و متیسن (2004) است. روش:نمونه پژوهش شامل30 کودک دچار اختلالِ طیفِ اُتیسم 7-12 ساله بود که از سه مرکز توانبخشی دولتی و خصوصی و به روش تصادفی ساده انتخاب و با 30 کودک طبیعی 6-12 ساله در همان منطقه که آنها نیز به روش تصادفی ساده انتخاب شده بودند، مورد مقایسه قرار گرفتند.. با استفاده از داستان مصور «پسربچه، سگش و قورباغه» به صورت فردی ترغیب به تولید داستان شدند. سپس، داستان های روایت شده آنها براساس فرانقش تجربی، در چارچوب دستور نقش گرای نظام مند بررسی و تحلیل شدند و بسامد و درصد وقوع انواع مشارکان، فرایندها و موقعیت های مربوط به فرایندها محاسبه شد. یافته ها:یافته های پژوهش نشان داد که تعداد بندهای مرکب و ساده تولید شده توسط کودکان دچارختلالِ اُتیسم در مقایسه با کودکان طبیعی به طور معنی داری (p<0/05 کمتر است. یافته ها همچنین نشان داد که تعداد گروه اسمی مرکب به عنوان شرکت کننده، تعداد و تنوع فرایندهای مورد استفاده کودکان دچارِ اختلالِ اُتیسم و همچنین تنوع عناصر موقعیتی مورد استفاده آنها در پایه های دوم و سوم ابتدایی در مقایسه با کودکان طبیعی همسال خود به طور معنی داری (p<0/05) کمتر بود. نتیجه گیری:نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که با افزایش سنِ کودکان دچارِ اختلالِ اُتیسم برخلاف کودکان طبیعی توانایی استفاده از زبان برای توصیف تجارب خود از دنیای درون و بیرون تغییر معنی داری پیدا نمی کند.
نقش تبیین کنندگی سلامت انسانی و سلامت سازمانی بر سرزندگی تحصیلی دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شرق گیلان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
آموزش و پرورش متعالی دوره ۳ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۹)
76 - 86
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف کلی این تحقیق، تعیین رابطه سلامت سازمانی مدارس و سلامت انسانی با سرزندگی تحصیلی دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شرق گیلان است.
روش شناسی پژوهش : پژوهش حاضر به روش توصیفی از نوع همبستگی انجام شد که در آن سلامت انسانی و سلامت سازمانی به عنوان متغیرهای پیش بین و سرزندگی تحصیلی به عنوان متغیر ملاک در نظر گرفته شد. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شرق گیلان به تعداد 10392 نفر بود. با توجه به جدول کرجسی و مورگان 373 نفر به عنوان نمونه به روش تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از سه پرسشنامه سلامت انسانی محقق ساخته (Hedayati et al, 2021) با پایایی 96/0، پرسشنامه استاندارد سلامت سازمانی هوی و فیلدمن (1997) با پایایی 91/0 و پرسشنامه سرزندگی تحصیلی (Dehghanizadeh et al, 2014) با پایایی 80/0 استفاده شد که از روایی و پایایی مناسب برخوردار بودند. داده های به دست آمده با استفاده از نرم افزارspss در سطح توصیفی و استنباطی، از آزمون کولموگروف اسمیرنف برای نرمال بودن داده ها و ضریب های همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام جهت آزمون فرضیه های پژوهش استفاده شد.
یافته ها : نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که بین متغیرهای پیش بین و ملاک در این تحقیق، رابطه مستقیم وجود دارد.
بحث و نتیجه گیری: در نتیجه می توان گفت که بین سلامت سازمانی مدارس و سلامت انسانی دانش آموزان با سرزندگی تحصیلی آنها رابطه وجود دارد. به طوری که اگر سلامت سازمانی در مدارس و سلامت انسانی در دانش آموزان افزایش یابد، سرزندگی تحصیلی دانش آموزان نیز افزایش می یابد.
اخلاقیات و الزامات معلمی دروس الهیات در مدارس
حوزههای تخصصی:
دروس الهیات در مدارس، عاملی ارزشمند در راستای آشنایی دانش آموزان با اصول اعتقادات و مسائل دینی است. معلم دروس الهیات می تواند اصول دین را در وجود دانش آموز شکل داده و احکام و اخلاق را در وجود آنها تجلی بخشد. همه رفتار و گفتار و کردار معلم برای دانش آموز آموزنده است. برای بهتر شدن کار معلم دروس الهیات باید از تجربه های گذشته استفاده شود و باید محققان و اندیشمندان آسیب شناسی لازم در این زمینه را انجام دهند تا آسیب های موجود برطرف شود. در این پژوهش، به معلم دروس الهیات هم به عنوان یک الگو و هم به عنوان یک فردی که دارای تعهدات خاص سازمانی است نگاه شده است. با این سوال مواجه هستیم که وظایف و مسئولیت های معلمان دروس الهیات کدامند؟ در این پژوهش، وظایف و مسئولیت های معلم به عنوان یک شهروند و به عنوان یک معلم و به عنوان یک آموزش دهنده اعتقادات و اخلاق و احکام دین مورد بررسی قرار گرفته است. اهم مباحثی که در این پژوهش آمده است عبارتند از: بررسی ملزومات جنبه الگویی معلم دروس الهیات، پیشگیری از شکل گیری انگاره منفی در ذهن دانش آموز در مورد دین و دینداری، بیدار کردن فطرت حق گرایی دانش آموز، تکریم دانش آموز، اجتناب از بیان مطلب غیرمستند یا غیرمستدل و اجتناب از پاسخ حدسی به سوالات دینی دانش آموزان و تنظیم رفتارها بر مبنای قاعده طلایی اخلاق.
مولفه های الگوی آموزش مجازی نیروی انسانی آموزش و پرورش با رویکرد مدیریت دانش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۴ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱
41-58
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی مؤلفه های الگوی آموزش مجازی بر مبنای رویکرد مدیریت دانش است. رویکرد پژوهش حاضر کیفی و روش آن مرور سیستماتیک براساس مدل رایت و همکاران(2007) است. جامعه پژوهش، متشکل از 351 مقاله درباره آموزش مجازی نیروی انسانی بر مبنای مدیریت دانش است که بین سال های 2010 تا 2022 میلادی و 1390 تا 1400 شمسی در مجلات علمی معتبر ارائه شده اند. نمونه پژوهش شامل32 مقاله است که به صورت هدفمند جمع آوری و براساس پایش موضوعی داده ها انتخاب شده اند. داده های پژوهش از تحلیل کیفی اسناد مورد مطالعه، گردآوری شده اند. بر اساس تجزیه و تحلیل داده-ها، مؤلفه های الگوی آموزش مجازی نیروی انسانی با رویکرد مدیریت دانش در 5 بُعد و 24عامل طبقه بندی شدند. این ابعاد شامل بُعد فردی(مشتمل بر عوامل؛ مهارت های ادراکی، سواد رسانه ای و دیجیتال کاربران و انگیزش کارمندان)، بُعد الزامات (مشتمل بر عوامل؛ تغییر رویکرد آموزش، شخصی سازی فرآیند، مبتنی بر هیوتاگوژی و برنامه های درسی محیط کار، الزامات زمینه ای، پشتیبانی سازمانی و تعامل پذیری)، بُعد مدیریت دانش پداگوژیک (مشتمل بر عوامل؛ تولید دانش پداگوژیک، انتقال و تسهیم دانش، ذخیره سازی دانش، کاربرد دانش و اعتباریابی دانش)، سیستم مدیریت (مشتمل بر محورهای سیستم مدیریت یادگیری، سیستم مدیریت محتوا، رابط کاربر مناسب و استاندارد پذیری) و بعد چالش ها(مشتمل بر عوامل؛ چالش های رفتاری، چالش فرهنگی- اجتماعی، چالش سازمانی، چالش های برنامه ای و زیرساختی) می باشد
اثر خشونت معلم بر هیجانات مثبت و منفی تحصیلی و اضطراب مدرسه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال ۲۲ بهار ۱۴۰۲ شماره ۸۵
107 - 1026
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی اثر خشونت معلم بر هیجانات مثبت و منفی تحصیلی و اضطراب مدرسه است و روش آن توصیفی همبستگی است. جامعه آماری پژوهش را تمامی دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر سرباز (استان سیستان و بلوچستان) در سال تحصیلی 1401-1400 تشکیل دادند (1910=N). به شیوه نمونه گیری تصادفی طبقه ای (برحسب جنسیت و رشته تحصیلی) تعداد 320 دانش آموز ازطریق مقیاس های خشونت معلم، هیجانات کلاس درس و اضطراب مدرسه مطالعه شدند. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون های کولموگروف اسمیرنوف، ضریب همبستگی پیرسون، دوربین واتسون و تحلیل مسیر با کمک بسته نرم افزار آماری در علوم اجتماعی نسخه 16 و نرم افزار حداقل مربعات جزئی هوشمند نسخه 2 استفاده شد. یافته ها نشان داد که خشونت معلم بر هیجانات مثبت تحصیلی (غرور، لذت و امید) اثر منفی و بر هیجانات منفی تحصیلی (شرم، اضطراب، خستگی، ناامیدی و خشم) و اضطراب مدرسه (اضطراب امتحان، ترس از ابراز وجود، فقدان اعتمادبه نفس) اثر مثبت دارد. با توجه به نتایج، برگزاری کارگاه های آموزش ضمن خدمت برای معلمان در حوزه های آشنایی با حقوق طبیعی کودکان، کنترل خشم، شفقت و گذشت از دیگران پیشنهاد می شود.
اثر رهبری زهرآگین مدیران بر ایجاد ترومای سازمانی با میانجی گری فرسودگی عاطفی دبیران مدارس متوسطه استان خوزستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم تربیتی سال ۳۰ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
39 - 60
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش بررسی اثر رهبری زهرآگین مدیران بر ترومای سازمانی با میانجی گری فرسودگی عاطفی دبیران مدارس متوسطه استان خوزستان بود. روش پژوهش توصیفی و از نوع مطالعات همبستگی بود. جامعه پژوهش کلیه دبیران مدارس متوسطه استان خوزستان در سال 1399 به تعداد 16750 نفر بودند که از این جامعه بر مبنای فرمول کوکران نمونه ای به حجم 407 نفر با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب گردید. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه رهبری زهرآگین اشمیت (2008)، پرسشنامه ترومای سازمانی ویویان و هورمان (2015) و پرسشنامه فرسودگی عاطفی هیلز (2019) استفاده شد. روایی پرسشنامه ها با بهره گیری از روایی سازه با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی تعیین شد. برای تعیین پایایی پرسشنامه ها از روش آلفای کرانباخ استفاده شد. مقادیر آلفای کرانباخ پرسشنامه رهبری زهرآگین (96/0)، ترومای سازمانی (93/0) و فرسودگی عاطفی (94/0) بود. جهت تحلیل داده ها از آزمون تحلیل مسیر تأییدی به وسیله نرم افزار LISREL10.30 استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد: رهبری زهرآگین مدیران دارای اثر مثبت و معنی دار (46/0) بر ترومای سازمانی مدارس در سطح (05/0P<) بود. رهبری زهرآگین مدیران دارای اثر مثبت و معنی دار (55/0) بر فرسودگی عاطفی دبیران در سطح (05/0P<) بود. فرسودگی عاطفی دبیران دارای اثر مثبت و معنی دار (54/0) بر ترومای سازمانی مدارس در سطح (05/0P<) بود. رهبری زهرآگین مدیران به واسطه فرسودگی عاطفی دبیران دارای اثر غیرمستقیم، مثبت و معنی دار (29/0) بر ترومای سازمانی مدارس در سطح (05/0P<) بود. بنابراین شناسایی رهبران زهرآگین مدارس و برنامه ریزی جهت اصلاح، کنترل و جایگزین سازی آنان جهت بهبود سازمان مدرسه با توجه به شرایط موجود مورد توجه ویژه مسئولان آموزش و پرورش قرار گیرد.
شناسایی و تحلیل ساختاری پیشران های مؤثر بر آینده نظام آموزش دانشگاهی در فضای انقلاب صنعتی چهارم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انقلاب صنعتی چهارم شرایط جوامع، سازمان ها و نهادهایی مانند دانشگاه را با تحولات بنیادینی روبرو نموده است و برای دانشگاه ها ضرورت دارد با رویکرد ناشی از مبانی نظری آن آینده نگری نمایند. بر این اساس، هدف از این پژوهش، شناسایی و تحلیل ساختاری پیشران های مؤثر بر آینده نظام آموزش دانشگاهی ایران در فضای انقلاب صنعتی چهارم است. پژوهش ازنظر هدف، توسعه ای-کاربردی و ازلحاظ ماهیت، توصیفی-اکتشافی است که از مدل آمیخته (کیفی-کمی) برای جمع آوری داده ها استفاده گردید. پس از طی مراحل انتخاب جامعه و نمونه آماری تعداد 59 سند علمی و 8 نفر خبره به عنوان نمونه تحقیق انتخاب شد. در تجزیه وتحلیل داده ها، برای شناسایی پیشران ها از ابزار داده کاوی و برای تحلیل ساختاری پیشران های شناسایی شده از تکنیک دلفی و نرم افزار میک مک استفاده گردید. در مرحله اول یافته ها، تعداد 9 پیشران شناسایی گردید و در مرحله دوم نیز، نتایج تحلیل ساختاری نشان از 2 پیشران تأثیرگذار، 3 پیشران دووجهی، 3 پیشران وابسته و 1 پیشران قابل حذف داد. نتایج پژوهش نشان داد، متغیرهای «آموزش و یادگیری شخصی سازی شده»، «کلان داده»، «رویکرد آموزشی موک » و «ادغام دانش و مهارت» به عنوان عوامل کلیدی و شکل دهنده به آینده نظام آموزش دانشگاهی ایران هستند. انتظار می رود نتایج این پژوهش در ارائه تفسیری ساختارمند و سیستمی از متغیرهای اصلی اثرگذار بر آینده نظام آموزش دانشگاهی ایران و روابط بین آن ها گام اثربخشی باشد.
نقش آموزش علوم انسانی دربرنامه درسی دانشجویان پزشکی با نگاهی به تاریخ «علوم انسانی پزشکی» درغرب و پیشینه آن درفرهنگ اسلامی -ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جامعه پزشکی اروپا از باورمندی به استقلال علوم تجربی از علوم انسانی که با تجربه گرایی بیکن و دوگانه انگاری دکارت آغازشد و آموزش پزشکی را از نگاه جامع به انسان وهستی دورساخت ، گذرکرده و آموزش علوم انسانی را به دانشجویان علوم پزشکی ضرورتی انکارناپذیر برای بازگشت پزشکی به نگرشهای جامع انسانگرا می داند این درحالیست که پیوستگی علوم انسانی و دانش پزشکی از دیرباز بنیادی ترین عامل تولیدعلم درتمدن ایرانی-اسلامی بوده است. توجه به لزوم این پیوستگی با بهره مندی از پیشینه غنی حکمت پزشکی می تواند یکبار دیگر خاستگاه تولیدعلمی گردد وارزشها و آرمانهای انسانی-اجتماعی آن را امکانپذیر سازد..
همکاری دانشگاههای وزارت علوم و بهداشت دربرنامه ریزی آموزشی واحدهای علوم انسانی پزشکی با بهره مندی ازپیشینه حکمت پزشکی، استفاده از راهکارهایی همچون تبییین جایگاه پزشکی ، ایجاد نهادهای آموزشی- پژوهشی ، وتوجه به میان رشته ها وبرنامه درسی علوم انسانی پزشکی ، ،می تواند خیزشی علمی وفکری در آموزش کاربردی علوم انسانی در آموزش پزشکی باشد.این پژوهش از رهگذرمطالعه اسنادی- کتابخانه ای به بررسی تاریخچه ارتباط علوم انسانی و دانش پزشکی براساس اندیشمندان غربی و اندیشه و زندگی پزشکان فرهنگ ایرانی- اسلامی پرداخته تا ضرورت پیوند بنیادین علوم انسانی را به برنامه درسی علوم پزشکی تبیین نماید تحقق اخلاق پزشکی نه تنها نیازمند استواری پزشکی برنگاه گسترده به هویت انسان در جهان هستی است. پیوند آموزش علوم انسانی و پزشکی در دانشگاه های علوم پزشکی کشور باید با چنین نگاهی، احیاگر پزشکی انسان گرا گردد.
بررسی ارتباط انگیزه تحصیلی با انتظارات-پیامد تحصیلی دانشجویان کارشناسی اتاق عمل استان خوزستان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: دانشجویان اتاق عمل از نظر توانایی و استعداد یادگیری بسیار مشابه هم هستند اما در پیشرفت درسی آنان در طول دوران تحصیلی، تفاوت های چشمگیری بوجود می آید که می تواند بازتابی از تفاوت در انگیزه تحصیلی آنان باشد. با توجه به اهمیت فراوان انگیزه در پیشرفت، فرایند یاددهی-یادگیری، برنامه ریزی و اجرای برنامه های آموزشی مطالعه حاضر با هدف «بررسی ارتباط انگیزه تحصیلی با انتظارات-پیامد تحصیلی دانشجویان کارشناسی اتاق عمل استان خوزستان» انجام شده است. روش کار: این پژوهش توصیفی-مقطعی با مشارکت 225 نفر از دانشجویان اتاق عمل دانشگاه های شهرهای مختلف استان خوزستان و با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای انجام شد. سپس فرم اطلاعات دموگرافیک، پرسشنامه انگیزش تحصیلی و پرسشنامه انتظارات- پیامد دانشجو توسط دانشجویان تکمیل گردید. جهت آنالیز داده ها از نرم افزار spss نسخه 19، آزمون های آماری توصیفی و تحلیلی استفاده شد. یافته ها: نتایج حاصل نشان داد که 6/83 درصد از دانشجویان دارای انگیزه بسیار خوب، 6/15 درصداز دانشجویان دارای انگیزه متوسط و 9/. درصد دارای انگیزه ضعیف بودند. میانگین و انحراف معیار نمره انگیزش تحصیلی در تمام دانشجویان به ترتیب 15/25 ±62/135 بود. در نهایت؛ رابطه بین تمام زیر مقیاس های انگیزش تحصیلی و انتظار پیامد بین دانشجویان اتاق عمل خوزستان در تمام سال های تحصیلی، معنی دار شده است(p<./05) و (r=. /46). نتیجه گیری: باتوجه به معناداری رابطه ی بین انگیزه تحصیلی با انتظار-پیامدتحصیلی در بین دانشجویان اتاق عمل استان خوزستان؛ عوامل انگیزشی بر پیشرفت تحصیلی تاثیر می گذارند. بدیهی است که نظام های آموزشی باید بر تلاش خود جهت ارتقاء انگیزه تحصیلی دانشجویان، آموزش و مولفه های مربوطه یعنی فراگیر، فرادهنده، محیط و امکانات آموزشی بیافزایند.
طراحی و تدوین چارچوب آموزش کسب و کار به دانش آموزان مقطع متوسطه دوم آموزش و پرورش استان هرمزگان در وضعیت موجود و مطلوب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش، طراحی و تدوین چارچوب آموزش کسب و کار به دانش آموزان مقطع متوسطه دوم آموزش و پرورش استان هرمزگان در وضعیت موجود و مطلوب بود. پژوهش با استفاده از روش تحقیق ترکیبی (مطالعه موردی کیفی و کمّی) از نوع اکتشافی انجام شد. جامعه آماری شامل مشارکت کنندگان بالقوه اعضای هیات علمی دانشگاههای استان هرمزگان، دانشجویان دوره دکتری و معلمان مقطع متوسطه دوم آموزش و پرورش استان هرمزگان بودند؛ برای تجزیه و تحلیل داده ها از «رویکرد هدفمند» و با «روش انتخاب صاحبنظران کلیدی»، و معیار اشباع یافته ها « اشباع نظری » استفاده گردید؛ اشباع نظری نقطه ای در تحقیقات کیفی است که نشان دهنده کفایت داده های گردآوری شده جهت تحلیل و ارائه گزارش نهایی است.ابزار پژوهش، فرم مصاحبه باز پاسخ بود؛ داده های به دست آمده با استفاده از نرم افزار Nvivo از طریق فن تحلیل مضمون مورد تحلیل قرار گرفت؛ تعیین اعتبار داده ها با استفاده از تکنیک های تأییدپذیری و اعتماد پذیری انجام شد.
آسیب شناسی شبکه شاد بر اساس میزان اثربخشی عناصر برنامه درسی از دیدگاه معلمان دوره ابتدایی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی اثربخشی و تحقق عناصر برنامه درسی در شبکه شاد از دیدگاه معلمان دوره ابتدایی پرداخته است. مطالعه حاضر، پژوهشی آمیخته با رویکرد (کیفی-کمی)، از نظر هدف کاربردی و از نوع توصیفی تحلیلی است. جامعه آماری پژوهش شامل تمام معلمان دوره ابتدایی سال تحصیلی 1400_1399 بخش مرکزی شهرستان میرجاوه استان سیستان و بلوچستان می باشد.روش انتخاب نمونه نیز به صورت هدفمند بوده است؛بدین صورت که از هر10 مدرسه دوره ابتدایی3 معلم و در مجموع30نفر جهت مصاحبه انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات در بخش کیفی استفاده از روش مصاحبه نیمه ساختار یافته با معلمان دوره ابتدایی ودر رویکرد کمی نیز استفاده از پرسشنامه محقق ساخته بود.روش تجزیه و تحلیل داده های کیفی انجام مراحل سه گانه کدگذاری و برای داده های کمی استفاده از آمار توصیفی بود. بعد از تجزیه و تحلیل داده های حاصل با تاکید بر عناصر اصلی برنامه درسی، 4 مقوله کلی (اصلی)، 29مقوله فرعی و81مقوله پایه ازمهمترین مولفه-های کلیدی برای آسیب شناسی شبکه شاد مشخص شدند.نتایج پژوهش نشان داد که میزان اثربخشی و تحقق عناصر برنامه درسی (شامل اهداف، محتوا،روش های یاددهی- یادگیری و ارزشیابی) در شبکه شاد نسبتا مطلوب می باشد؛ هرچند برای رسیدن به شرایط مطلوب به ویژه در بخش روش های یاددهی- یادگیری و ارزشیابی هنوز فاصله بسیاری وجود دارد.
کاربرد مدل های چند ارزشیIRT در نمره گذاری آزمون های سرنوشت ساز (مورد مطالعه: آزمون پروانه وکالت)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف مطالعه حاضر، مقایسه میزان دقت و خطای اندازه گیری مدل های دوارزشی و چند ارزشیIRT در نمره گذاری آزمون های توانایی سرنوشت ساز بود.روش پژوهش: جامعه پژوهش شامل تمامی شرکت کنندگان آزمون سراسری پروانه وکالت سال های 1396 و 1398 بوده که از میان آن ها تعداد 5000 نفر از سال 1396 و تعداد 5000 نفر از سال 1398 با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. همچنین، گردآوری داده ها با استفاده از پاسخ های شرکت کنندگان آزمون انجام یافت. متغیر مستقل این پژوهش، شیوه و مدل نمره گذاری و متغیر وابسته، میزان برازش و آگاهی (دقت) مدل محسوب می شود. بر این اساس، روش پژوهش آزمایشی است.یافته ها: تجزیه و تحلیل یافته ها نشان داد که از میان مدل های لجستیک دوارزشی IRT، مدل 3 پارامتری، و از میان مدل های چندارزشی اسمی مورد مطالعه نیز، مدل 3 پارامتری در مقایسه با سایر مدل ها، برازش و نیز آگاهی دهندگی بیشتر و مطلوب تری بر روی داده های مورد مطالعه داشتند.نتیجه گیری: با توجه به برازش و میزان آگاهی مطلوب تر مدل 3 پارامتری دو ارزشی و مدل 3 پارامتری چندارزشی در مقایسه با سایر مدل ها، استفاده از این مدل ها در نمره گذاری می تواند به افزایش دقت اندازه گیری و کاهش خطا، و نیز به منصفانه بودن فرآیند گزینش متقاضیان آزمون پروانه وکالت کمک نماید.
دلالت های نظریه پیچیدگی برای برنامه درسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه حرفه ای معلم سال ۸ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۲۸)
68 - 51
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله، تبیین دلالت های نظریه پیچیدگی در برنامه درسی است. نظریه پیچیدگی با تکیه بر مبانی فیزیک کوانتومی بیان می کند که در یک سیستم پیچیده نمی توان چیزی را از قبل پیش بینی کرد. در این پژوهش، به منظور استخراج دلالت های نظریه پیچیدگی برای برنامه درسی از روش سندکاوی و تحلیل محتوای مقوله ای استفاده شد. 45 منبع مرتبط با موضوع، به عنوان نمونه پژوهش بر اساس نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابتدا با توجه به سؤالات پژوهش، منابع مرتبط، مطالعه شده و متون، استخراج شدند؛ سپس یافته ها کدگذاری، طبقه بندی و تحلیل و تفسیر شدند. یافته های پژوهش، ویژگی های نظریه پیچیدگی، کاربردهای نظریه پیچیدگی در تعلیم و تربیت و برنامه درسی، ویژگی های برنامه درسی پیچیده، و رویکرد برنامه درسی متناسب با نظریه پیچیدگی را تبیین کرد و نشان داد نظریه پیچیدگی دارای ویژگی هایی مانند بازخورد مثبت، سازگاری و انطباق، آشفتگی، خود تحلیلی، ارتباط، خودسازماندهی، اثر پروانه ای، خود تعادلی، جاذبه های نا آشنا، و غیرخطی بودن است. بر اساس نظریه پیچیدگی، آن نوع برنامه درسی می تواند فرد را برای مواجه شدن با تغییر و تحول و زندگی در دنیای پیچیده آماده کند که خودش هم پیچیده باشد؛ برنامه درسی بر اساس سیستم های انطباقی پیچیده، بر اصولی چون روییدنی بودن، خود سازماندهی، بازخورد، تعامل، روابط دوسویه و چندسویه، همیاری، ارتباط، و نظم بدون کنترل، تأکید دارد. برنامه درسی روییدنی می تواند به خلق سازمان های یادگیرنده کمک کند. با خلق سازمان های یادگیرنده، یادگیرندگان، این توانایی را کسب می کنند که در برابر تغییر، پیچیدگی و عدم اطمینان، واکنش مناسبی از خود نشان داده و خود را مدیریت کنند.
بررسی وضعیت پژوهش های تطبیقی در حوزه مطالعات اجتماعی در ایران
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین نکات در طراحی و اجرای هر پژوهشی، انتخاب روش مناسب و متناسب با موضوع و اهداف پژوهش و قابلیت اجرایی آن روش است. حال آیا می توان واحدهای انسانی و واقعیت های اجتماعی (جوامع، فراورده های ادبی و انسانی، سبک های هنری، قواعد اخلاقی و حقوقی و... ) را به شکل تطبیقی بررسی کرد؟ فراورده های انسانی و اجتماعی نه آنچنان شبیه هم هستند که نتوان ویژگی های خاصی برای هر کدام قائل شد و نه آنچنان یگانه هستند که نشود جنبه های مشترکی بین آن ها کشف کرد. مسئله مندی پژوهش حاضر این است که در چه مواردی و چگونه می توان روش تطبیقی را به کار بست و وضعیت پژوهش های صورت گرفته با روش شناسی تطبیقی(تطبیق پژوهی) در حوزه مطالعات اجتماعی در ایران چگونه است؟روش شناسی: پژوهش حاضر پژوهشی توصیفی- تحلیلی است که بر حسب هدف جزء پژوهش های کاربردی، و بنا به ماهیت داده های آن، در دسته تحقیقات کمی و بر حسب روش گردآوری داده ها جزء روش های اسنادی قرار می گیرد. جامعه آماری این پژوهش کلیه مجلات با برچسب «علمی- پژوهشی» است.( 5161 مقاله علمی-پژوهشی)یافته های پژوهش نشان می دهد که بیشترین تحقیقات مبتنی بر روش شناسی تطبیقی به ترتیب فراوانی مربوط به: 1. «ادبیات و زبان ها»، 2. «حقوق»، 3. «علوم دینی»، 4. «هنر»، 5. «مطالعات اجتماعی»، و... می باشد. همچنین در حوزه مطالعات اجتماعی ایران بیشترین مجلات علمی- پژوهشی ای که حاصل اینگونه پژوهش ها را منتشر کرده اند به ترتیب عبارتند از: فصلنامه های 1.«زن در فرهنگ و هنر»، 2. «مجله جامعه شناسی ایران»، 3. «علوم اجتماعی(دانشگاه علامه طباطبایی)»، «زن در توسعه و سیاست»و «مطالعات فرهنگ- ارتباطات»... .
آموزش مفاهیم علمی نهج البلاغه(مطالعه موردی شگفتی های آفرینش در حکمت شماره 7)
حوزههای تخصصی:
آموزش اثبات حقانیت حضرت علی(ع) با رویکردهای علمی نهج البلاغه از اهمیت ویژه ای برخوردار است؛ زیرا بنابر روایات پیامبر(ص) شهر علم و حضرت علی(ع) دروازه آن، این خود مستلزم عصمت علمی آن حضرت است. نهج البلاغه حاوی نکات علمی بدیع است، هدف پژوهش بررسی حکمت منطبق با علم تجربی یا روش کتابخانه ای و تحلیل محتوای متن و عرضه نتایج آن به جامعه هدف( دانشجو معلمان و جامعه علمی) است. حضرت علی(ع) به زیبایی ساختار چشم، زبان، گوش و بینی انسان را تشریح کرده است. یکی از حکمت ها، حکمت شماره 7 نهج البلاغه می باشد که در آن امیرالمؤمنین(ع) توجه انسان را به ظرافت آفرینش او جلب می کند.. این پژوهش در صدد پاسخ اساسی به چند سوال است. آیا انسان با کمک بافت پیوندی می بیند؟ آیا انسان گفتار خود را مرهون بافتی ماهیچه ای است؟ آیا انسان با کمک استخوان می شنود؟ آیا انسان از شکافی تنفس می کند؟ با بررسی آناتومیک بدن انسان، از مفاهیم مطرح شده در حکمت 7 نتیجه می گیریم که بافت پیوندی نقش مهمی در قوای (بینایی،شنوایی و گویایی) دارد، ازاین رو امام(ع) به درستی به نقش آن در بینایی اشاره نموده اند. کلیدواژه ها: حکمت7 نهج البلاغه، شگفتی های آفرینش، اعجاز علمی، بافت پیوندی، عصمت
بررسی تحلیلی آرا نو معتزله با تأکید بر اندیشه های محمد عابد الجابری و دلالت های آن در تربیت دینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
محور این پژوهش بررسی تحلیلی آرا نومعتزله با تأکید بر اندیشه های محمد عابد الجابری و دلالت های آن در تربیت دینی است. جنبش نومعتزله خصوصاً عابد الجابری با عبور از گفتمان دینی سنتی، با ارائه خوانش جدید و انتقادی از دین، سعی در بازسازی سنت گذشته اسلامی کرده تا در پرتو آن دنیای مدرن خویش را ساخته و از سویی دین را با عصر جدید متناسب سازی کند. با بررسی نظریات جابری در ارتباط با اندیشه اسلامی، انسان، قرآن و تربیت می توان طرحی نو در تربیت دینی بنیان نهاد. چنانچه اصالت، اسلامیت و عصریت از مهم ترین مؤلفه های فکری جابری در حوزه تربیت دینی است که او را از دیگر نومعتزلیان متمایز کرده است. مبانی منبعث از آرا و اندیشه های جابری در دو سطح فرادینی و درون دینی می تواند راه گشای چالش های پیش روی تربیت دینی در عصر جدید باشد. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی بر آن است تا با بررسی تحلیلی آرا و اندیشه های جابری، دلالت های تربیت دینی را استخراج کند. نتایج نشان داد که مولفه های تربیت دینیمورد تأکید جابری عبارت اند از: تأکید بر عقلانیت دینی، اخلاق محوری، تفکر انتقادی، آزاداندیشی، شک گرایی، عدالت محوری، غایت محوری متن دینی، زیست مسلمانی در دوره مدرن، استفاده از محتوای عقلانی- انسانی، محتوای ایدئالیستی- انتقادی و در نهایت تأکید بر نظام آموزشی مستقل و غیرایدئولوژیک در تربیت دینی.
اثربخشی برنامه درسی علوم تجربی مبتنی بر عمق دانش بر سطح پیچیدگی شناختی یادگیرندگان در درس علوم تجربی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه حرفه ای معلم سال ۸ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۳۰)
27 - 49
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، بررسی تأثیر برنامه درسی علوم تجربی مبتنی بر عمق دانش بر سطح پیچیدگی شناختی یادگیرندگان در درس علوم تجربی بود. در این پژوهش، از طرح شبه تجربی پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. نمونه پژوهش شامل 46 نفر از دانش آموزان پسر پایه پنجم دبستان در شهر فامنین بود که با روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند و به تصادف در گروه کنترل و آزمایش جای گرفتند. ابزار اندازه گیری، آزمون محقق ساخته پیچیدگی شناختی درس علوم تجربی پایه پنجم دبستان بود. در این طرح، ابتدا پیش آزمون پیچیدگی شناختی این دروس از هر دو گروه به عمل آمد. در گروه آزمایش، برنامه درسی علوم تجربی با استفاده از مدل مبتنی بر عمق دانش اجرا شد و دانش آموزان گروه کنترل نیز در این مدت، به روش معمول، آموزش دیدند. بعد از اجرای طرح نیز، پس آزمون پیچیدگی شناختی درس علوم از هر دو گروه به عمل آمد. نتایج تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کواریانس (میزان 0/001 =p< 0/05 ,p ؛ 526/36= (43, 1) F) نشان داد که بین دو گروه در نمرات پس آزمون پیچیدگی شناختی درس علوم تجربی، تفاوت معنا داری وجود دارد که این تفاوت، نشان دهنده تأثیر مثبت برنامه درسی علوم تجربی مبتنی بر عمق دانش، بر رشد پیچیدگی شناختی یادگیرندگان در درس علوم تجربی بود.
نظریه غیبت در برنامه درسی: بازشناسی مفاهیم، مبانی فلسفی، نمودها و پیامدهای برنامه درسی غایب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی و تحلیل نظریه غیبت در برنامه درسی، بازشناسی مفاهیم، مبانی فلسفی، نمودها و پیامدهای این نظریه در حوزه عمل برنامه درسی است. به این منظور، پس از معرفی نظریه غیبت در برنامه درسی، نوع شناسی مفاهیم مختلف این نظریه، خاستگاه و کاربست آنها در حوزه برنامه درسی تبیین شده است. سپس مبانی فلسفی و چارچوب نظری مفهوم برنامه درسی غایب تحلیل شده است. در ادامه، با تبیین هستی شناسی برنامه درسی مبتنی بر رئالیسم انتقادی در اندیشه های متیو ویلکینسن این گونه استدلال شده است که هستی شناسی تک ساحتی در حوزه مطالعات برنامه درسی به بروز سیاست گذاری های تقلیل دهنده در تدوین برنامه های درسی منجر شده است که نمودهای آن در غیبت بخشی از میراث فرهنگی، اجتماعی، قومی و زبانی در برنامه های درسی مشاهده می شود. در پایان با ارائه مصادیق و نمونه هایی از این غیبت در برنامه درسی، برنامه درسی سایه به عنوان پیامد برنامه درسی غایب تحلیل شده است.