فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۸۱ تا ۳۰۰ مورد از کل ۱۸٬۷۲۷ مورد.
منبع:
آموزش مهندس ایران سال ۲۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۵
137 - 165
حوزههای تخصصی:
در دنیای پُرشتاب آموزش مهندسی مدرن، نیاز به روش های نوآورانه برای جلب توجه و ارتقای یادگیری دانشجویان بیش از همیشه احساس می شود. مقاله حاضر به معرفی سرفصل های خلاقانه ای می پردازد که با هدف ایجاد تجربه تعاملی و جذاب برای دانشجویان طراحی شده اند. به کمک روش هایی، مانند داستان سرایی، فعالیت های تعاملی و ابزارهای دیجیتال، نمونه هایی از سرفصل های جذاب ارائه و راهکارهای اجرای موفق و مقابله با چالش های احتمالی بررسی شده است. تجربه های حاصل از اجرای این سرفصل ها طی چندین سال در دانشگاه شهیدبهشتی، در رشته های مهندسی، تحلیل و جمع آوری شده است. دیدگاه های دانشجویان با تحلیل مضمون دسته بندی و بازخوردهای کمّی آنان ارزیابی شده است. نتایج نشان می دهد روش های خلاقانه به افزایش تعامل دانشجویان، بهبود درک مطالب و انگیزه بیشتر در یادگیری کمک می کنند. همچنین فضای دوستانه و کاهش نگرانی دیگر دستاوردهای این سرفصل ها هستند. مطالعه حاضر برای مدرسان و طراحان دوره هایی که به دنبال نوآوری در آموزش هستند مفید خواهد بود. روش های خلاقانه معرفی شده در سرفصل ها در رشته ها و مقاطع آموزشی قابل اجرا و بهره برداری خواهند بود.
رویکرد پدیدارشناسانه به چالش های معلمان ابتدایی فارس از تدریس مبتنی بر بسترهای الکترونیک به منظور ارائه الگوی تدریس اثربخش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فناوری های آموزشی در یادگیری دوره ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۷
89 - 114
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر واکاوی چالش های معلمان ابتدایی فارس از تدریس مبتنی بر بسترهای الکترونیک به منظور ارائه الگوی تدریس اثربخش بود. این پژوهش کیفی با استفاده از روش پدیدارشناسی اجرا شد. روش گردآوری اطلاعات استفاده از مصاحبه های نیمه ساختمند بود. بر این اساس، از بین خبرگان علمی، مدیران و معلمان دوره ابتدایی 12 نفر بر اساس معیارهای هدفمند ملاکی ورود به پژوهش انتخاب شدند. تحلیل مصاحبه ها، با استفاده از الگوی هفت مرحله ای کلایزی (1978) و روش پدیدارشناسی انجام شد. اعتبار داده های با استفاده از تکنیک های تأییدپذیری، اعتمادپذیری و همسوسازی پژوهشگران تأیید شد. پس از تحلیل شواهد کیفی مقوله های سازمان دهنده در 5 دسته ارائه شد. 7 مقوله در دسته «تولید زمان، هزینه و ایده اثربخش دنباله دار»،7 مقوله پایه در دسته «درون سپاری یادگیری با نقش بار شناختی»، 5 مقوله پایه در دسته «مدیریت طرح ریزی برنامه»،3 مقوله پایه در دسته «مدیریت یادگیری پیمایش از دور»، 6 مقوله پایه در دسته «تشخیص و تعیین هم نیاز آموزش و هم فاصله فرکانسی با آموزش تازه». شناسایی چالش ها و نکات تدریس اثربخش در بستر الکترونیکی به معلم این امکان را می دهد که چالش ها و دام های طراحی و توسعه تدریس الکترونیکی را دور بزند تا بتواند در مسیر موفقیت پیش برود.
مؤلفه های مدیریت استراتژیک منابع انسانی
منبع:
انگاره های نو در تحقیقات آموزشی سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
51 - 65
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: مدیریت استراتژیک منابع انسانی روندی است که طی آن نیازهای فعلی و آینده منابع انسانی برای رسیدن یک سازمان به اهدافش تعیین می گردد.هدف این مقاله مؤلفه های مدیریت استراتژیک منابع انسانی بود. روش شناسی پژوهش: روش پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی بود. پژوهشگر ضمن توصیف وضعیت موجود، با بهره گیری از مباحث نظری و جستجو در منابع، به بررسی مسئله پرداخت. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که مدیریت استراتژیک منابع انسانی از سه مؤلفه اصلی شامل تکنیک های پرسنلی، ساختاری و فرهنگی تشکیل شده است. تکنیک های پرسنلی بر جذب، انتخاب، آموزش، مدیریت عملکرد و نظام های پاداش تمرکز دارند و نقش مهمی در افزایش سودآوری و سهم بازار ایفا می کنند. تکنیک های ساختاری با طراحی مناسب سازمان، ارتباطات و تصمیم گیری های مؤثر را تسهیل می کنند. در نهایت، تکنیک های فرهنگی با ایجاد فرهنگ سازمانی هماهنگ با استراتژی های کسب وکار، رفتار و تعهد کارکنان را شکل می دهند. نتیجه گیری: مدیریت استراتژیک منابع انسانی با به کارگیری تکنیک های پرسنلی، ساختاری و فرهنگی، نقش کلیدی در پشتیبانی از استراتژی های کسب وکار و ایجاد مزیت رقابتی ایفا می کند. هماهنگی این سه مؤلفه باعث بهبود عملکرد سازمان و ارتقای تعهد کارکنان می شود.
طراحی مدل مفهومی برنامه ریزی آموزشی کوتاه مدت انعطاف پذیر در سازمان آموزش فنی و حرفه ای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : با توجه به تغییرات شتابان بازار کار و نقش کلیدی سازمان آموزش فنی و حرفه ای ایران در تأمین نیروی انسانی مهارت محور، ضروری است ساختارها و فرایندهای آموزشی متناسب با تحولات فناورانه و تقاضاهای شغلی جدید بازنگری شوند. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل بومی برنامه ریزی آموزشی کوتاه مدت انعطاف پذیر در سازمان آموزش فنی و حرفه ای ایران انجام شده است تا با شناسایی و تبیین مؤلفه های کلیدی، الگویی منسجم و کارآمد برای واکنش سریع به نیازهای مهارتی ارائه دهد. روش شناسی: پژوهش حاضر با رویکرد آمیخته (کیفی–کمی) و طرح اکتشافی متوالی انجام شد. در بخش کیفی، با روش پدیدارشناسی و مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۸ خبره آموزش فنی و حرفه ای (گزینش شده به صورت هدفمند) داده ها گردآوری و با تحلیل پدیدارشناختی طبقه بندی شد. در بخش کمی، پژوهش به روش توصیفی–پیمایشی انجام و پرسشنامه ای محقق ساخته میان ۲۵۱ مربی و کارشناس (انتخاب شده به روش تصادفی) توزیع گردید. روایی و پایایی ابزارها از طریق روش های معتبر تأیید شد و برازش مدل پیشنهادی با تحلیل عاملی و مدل سازی معادلات ساختاری سنجیده شد. این رویکرد آمیخته، درکی عمیق و امکان تعمیم نتایج را فراهم ساخت. یاقته ها: در بخش کیفی تحلیل مصاحبه هاشان داد که سه بعد ساختاری، فرایندی و اجرایی مهم ترین عوامل مؤثر بر انعطاف پذیری برنامه ریزی آموزشی هستند. نتایج تحلیل عاملی نیز (با بارهای عاملی ۰.۷۲، ۰.۶۸ و ۰.۶۵) جایگاه کلیدی این سه بعد را تأیید کرد و شاخص های برازش مدل بیانگر اعتبار مطلوب الگوی پیشنهادی می باشد.همچنین، یافته ها نشان می دهد که پیاده سازی موفق این الگو مستلزم بازطراحی ساختارهای سازمانی، تقویت فرایندهای پایش و ارزشیابی و توسعه زیرساخت های اجرایی است. نتیجه گیری و پیشنهادات: پژوهش حاضر نشان می دهد که سازمان آموزش فنی و حرفه ای، برای همگامی با تحولات فناوری و پاسخگویی به نیازهای بازار کار، ناگزیر است ساختارها و فرایندهای برنامه ریزی آموزشی خود را به صورت جامع بازطراحی کند. در این راستا، مدل پیشنهادی با ارائه چارچوبی عملیاتی، می تواند انعطاف پذیری و اثربخشی برنامه ریزی آموزشی را به طور چشمگیری ارتقا دهد. نوآوری و اصالت: پژوهش، علاوه بر ارائه مدل بومی مبتنی بر شرایط خاص ایران، معیارهای سنجش عملیاتی جدیدی را برای ارزیابی انعطاف پذیری معرفی کرده است. این دستاوردها، به غنای ادبیات علمی در حوزه برنامه ریزی آموزشی انعطاف پذیر کمک می کنند.
شناسایی بررسی اثربخشی آموزش فلسفه به کودکان در رشد مهارت های زندگی (مدیریت استرس و مدیریت احساس) دانش آموزان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش فلسفه برای کودکان بر مهارت های زندگی (مدیریت استرس و مدیریت احساس) در دانش آموزان دوره ابتدایی انجام شد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و طرح پژوهش نیمه آزمایشی به صورت پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر پایه پنجم ابتدایی مدارس شهرستان زرین دشت در سال تحصیلی 1401-1402 به تعداد 1000نفر بود. با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، یک مدرسه ابتدایی انتخاب شد و ۶۰ نفر از دانش آموزان آن به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (30 نفر) و کنترل (30 نفر) قرار گرفتند. ابزار جمع آوری داده ها در این پژوهش، دو پرسش نامه استاندارد مدیریت استرس (کوبین و همکاران، 1990) و کنترل عواطف ویلیامز و همکاران (1997) بود. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آمار توصیفی و آمار استنباطی (روش تحلیل کوواریانس) استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد که آموزش فلسفه به دانش آموزان تأثیر مثبتی بر مدیریت استرس و مدیریت احساس دانش آموزان داشته است. بنابراین می توان نتیجه گرفت که آموزش فلسفه به کودکان باعث افزایش مهارت زندگی در بعد مدیریت استرس و مدیریت احساس در دانش آموزان پایه پنجم ابتدایی شده است. با توجه به تأثیر مثبت آموزش فلسفه به دانش آموزان ابتدایی در جهت مدیریت استرس و احساس به عنوان دو مهارت اساسی زندگی، پیشنهاد می گردد در حیطه برنامه ریزی درسی در ارتباط با محتوای درسی مدارس ابتدایی، داستان هایی با مضمون و روش آموزش فلسفه در برنامه های آموزشی طراحی و استفاده شود. با توجه به نتایج پژوهش که نشان داد آموزش فلسفه به کودکان در مدیریت احساس تأثیر مثبت دارد، پیشنهاد می شود با برگزاری دوره های ضمن خدمت برای معلمان، جایگاه آموزش فلسفه به کودکان و روش های آموزش فلسفه برای کودکان آموزش داده شود.
رابطه بین ادراک از رهبری تحولی وکاربست مدیریت استعداد با خودکارآمدی و اشتیاق شغلی در کارکنان ادارات آموزش و پرورش شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
264 - 283
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین رابطه ی بین ادراک از رهبری تحولی و کاربست مدیریت استعداد با خودکارآمدی و اشتیاق شغلی در بین کارکنان ادارات آموزش پرورش شهر اصفهان بود. روش پژوهش در این مطالعه همبستگی بود. جامعه ی آماری این پژوهش را کلیه ی کارکنان اداری نواحی ششگانه و اداره کل آموزش و پرورش شهر اصفهان به تعداد 804 نفر تشکیل دادند. حجم نمونه بر اساس جدول کرجسی و مورگان (1970)، تعداد 260 نفر تعیین شد که با روش تصادفی طبقه ای متناسب با حجم انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه رهبری تحولی بس و آولیو (2000)، پرسشنامه محقق ساخته مدیریت استعداد براساس مدل فیلیپس و راپر (2009)، پرسشنامه خودکارآمدی رادولف و همکاران (1998) و پرسشنامه اشتیاق شغلی شوفلی و باکر (2006) بود. جهت روایی سازه پرسشنامه های استاندارد رهبری تحولی، خودکارآمدی و اشتیاق شغلی از تحلیل عاملی تاییدی و جهت روایی سازه پرسشنامه محقق ساخته مدیریت استعداد از تحلیل عاملی اکتشافی استفاده گردید. ضرایب پایایی برای پرسشنامه رهبری تحولی 925/0، برای پرسشنامه مدیریت استعداد 947/0، برای پرسشنامه خودکارآمدی 830/0 و برای پرسشنامه اشتیاق شغلی 925/0 محاسبه شد. تجزیه و تحلیل یافته ها در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی صورت گرفته است. یافته های حاصل از این پژوهش درسطح معناداری 05/≥p نشان داد که بین رهبری تحولی و کاربست مدیریت استعداد با خودکارآمدی و اشتیاق شغلی رابطه مثبت ومعنادار وجود دارد. نتایج رگرسیون گام به گام نشان داد که از بین ابعاد رهبری تحولی، انگیزش الهام بخش به طرز معناداری توان پیش بینی خودکارآمدی و توجه و ملاحظات فردی و انگیزش الهام بخش، توان پیش بینی اشتیاق شغلی را دارند. از بین ابعاد مدیریت استعداد، حفظ و نگهداری استعداد توان پیش بینی خودکارآمدی و ابعادتوسعه استعداد و بکارگیری ،توان پیش بینی اشتیاق شغلی را دارند. بین میانگین رهبری تحولی، کاربست مدیریت استعداد، خودکارآمدی و اشتیاق شغلی با توجه به (متغیرهای جنسیت، تحصیلات، سن و سابقه خدمت) تنها در خودکارآمدی برحسب میزان تحصیلات تفاوت مشاهده شد. نتایج شاخص های ارزیابی برازش مدل معادلات ساختاری پژوهش نیز،نشان از برازش خوب مدل با داده ها دارد.
مدلیابی الگوی صلاحیت های حرفه ای معلمان برای آموزش در فضای مجازی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: در دنیای پیچیده و پرشتاب امروز، روش های سنتی آموزشی کند هستند و نیاز به استفاده از فناوری های نوین در آموزش وجود دارد. همچنین، انتشار ویروس کرونا، آموزش به اجباری شدن آموزش در فضای مجازی کمک کرد. هدف پژوهش حاضر، اعتباریابی الگوی صلاحیت های حرفه ای معلمان برای آموزش در فضای مجازی دوره متوسطه اول بود. روش: روش پژوهش، توصیفی از نوع پیمایشی بود. جامعه آماری شامل شامل تمام معلمان دوره متوسطه اول استان گلستان بود که تعداد آنها حدود 750 نفر بود. نمونه بر اساس جدول رجسی و مورگان 148 نفر برآورد گردید که به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته بود که بر اساس نتایج مرحله کیفی، تهیه شده بود. دادهها با استفاده از نرم افزار smart PLS و با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: بنابر یافته های تحقیق، 89 مفهوم، 18 زیرمقوله و 7 مقوله اصلی مورد تأیید قرار گرفت که مقوله های اصلی شامل مهارت های فنی، مدیریت کلاس مجازی، اخلاق آموزش مجازی، مهارت های عمومی، فعالیت های تدریس و یادگیری، مهارت های شناختی و منش معلمی معتبر بود. نتیجه گیری: بنابراین، باید در گزینش معلمان این صلاحیت ها در نظر گرفته شود و تلاش شود تا معلمانی که در حال تدریس هستند این صلاحیت ها را در خود به وجود بیاورند.
مدل های بهبود شایستگی حرفه ای در مدیران
منبع:
انگاره های نو در تحقیقات آموزشی سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
132 - 149
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: در دنیای پرشتاب امروز، شایسته سالاری با انتخاب مدیران بر اساس دانش، مهارت و شایستگی های نوین، کلید ارتقای کیفیت آموزشی است. شناسایی مدل های شایستگی مدیران، گامی ضروری برای تحول نظام تعلیم و تربیت محسوب می شود.براین اساس، هدف این پژوهش، مدل های بهبود شایستگی حرفه ای در مدیران بود. روش شناسی پژوهش: پژوهش حاضر، به روش کتابخانه ای بارویکرد توصیفی- تحلیلی است. یافته ها: مطالعه مدل های شایستگی مدیریتی نشان می دهد که این مفهوم از نظریه های اولیه روان شناختی به سمت الگوهای عملیاتی و پویا تکامل یافته است. مدل های معاصر مانند فیلیپس و برگ کوئیست (با چهار بعد صلاحیت حرفه ای)، لوک و همکاران (با تأکید بر چرخه یادگیری مستمر)، تیمپرلی (با محوریت یادگیری درون سازمانی) و استوارت و براون (با ترکیب آموزش رسمی و روابط توسعه دهنده) همگی بر این نکته تأکید دارند که شایستگی های مدیران باید چندبعدی، انعطاف پذیر و متناسب با نیازهای پویای سازمان های آموزشی طراحی شوند. این مدل ها نشان می دهند که توسعه حرفه ای اثربخش مدیران نیازمند تلفیق دانش تخصصی، مهارت های عملی، شایستگی های اجتماعی و سازوکارهای یادگیری مستمر است که در بستر سازمانی و با توجه به تحولات محیطی به روزرسانی می شوند. نتیجه گیری: مطالعات نشان می دهد که تحوّل در نظام های آموزشی مستلزم به کارگیری مدیرانی شایسته با ترکیبی از دانش، مهارت ها و توانایی های اجتماعی است. الگوهای مختلف شایستگی مدیریتی بر ضرورت انعطاف پذیری، پویایی و هماهنگی با نیازهای متغیر آموزشی تأکید دارند. تحقّق این امر نیازمند استقرار نظام شایسته سالاری، تداوم یادگیری و ارزیابی مستمر است. در مجموع، به کارگیری این رویکردها می تواند به ایجاد مدیریتی اثرگذار و تحوّلی اساسی در نظام های آموزشی بینجامد.
اثربخشی خود راهبری به شیوه آنلاین بر بهبود کارآفرینی اجتماعی دانش آموزان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی خود راهبری به شیوه آنلاین بر بهبود کارآفرینی اجتماعی دانش-آموزان پایه سوم ابتدایی شهر ساری بود. این پژوهش کاربردی، روش گردآوری داده ها میدانی و از نظر روش اجرا غیر توصیفی از نوع نیمه آزمایشی با طرح (پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل) بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان پایه سوم ابتدایی در سال تحصیلی 1402-1401 به تعداد 4500 نفر بودند که با روش نمونه گیری تصادفی ساده تعداد 57 نفر (دو گروه 28 و 29 نفره آزمایش و گواه) به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. گروه آزمایش 16 جلسه 90 دقیقه ای آموزش خود راهبردی به شیوه آنلاین دریافت کرد، اما گروه گواه هیچ گونه برنامه آموزشی دریافت نکرد. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه استاندارد کارآفرینی اجتماعی عباس عرب (1390) بود. روایی این پرسش نامه ها توسط متخصصان مورد تأیید قرار گرفت، پایایی از طریق ضریب آلفای کرونباخ (89/0 صدم) محاسبه گردید. برای تجزیه وتحلیل داده ها نیز از بخش توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و استنباطی (کولموگروف اسمیرنوف، کوواریانس چندمتغیره و تک متغیره) با استفاده از نرم افزار SPSS25 انجام شد. نتایج نشان داد که آموزش خود راهبردی به شیوه آنلاین بر بهبود کارآفرینی اجتماعی دانش آموزان پایه سوم ابتدایی شهر ساری تأثیر دارد.
مدل سازی شایستگی های مؤثر بر پذیرش و بکارگیری فناوری های آموزشی با رویکرد شناختی و انگیزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندازه گیری تربیتی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۰
169-211
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش به تحلیل شایستگی های مؤثر بر پذیرش و بکارگیری فناوری های آموزشی با رویکرد شناختی و انگیزشی در بین مدرسان و مربیان مراکز فنی و حرفه ای سراسر کشور می پردازد. برای دستیابی به این اهداف، از رویکرد ترکیبی استفاده شد. فرآیند جمع آوری داده ها شامل اجرای یک پرسشنامه برای نمونه ای متشکل از 190 مدرسان و مربیان مراکز فنی و حرفه ای سراسر کشور،علاوه بر این، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 18 تن از خبرگان، متخصصین و افراد آگاه برای جمع آوری بینش عمیق تر انجام شد. از روش تحلیل مضمون، 87 شاخص (گویه) ، 2 بعد اصلی و 12 مولفه قابل شناسایی است، روایی صوری و محتوایی پرسشنامه توسط خبرگان تأیید شده است. همچنین، برای بررسی روایی سازه از روایی همگرا و واگر و .برای سنجش پایایی، از روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی استفاده شده است. برای تحلیل دادهها از روشهای آمار توصیفی و استنباطی و تحلیل معادلات ساختاری از نرم افزار Smart PLS استفاده شد.نتایج وضعیت موجود در 12 مولفه شایستگی های یکپارچه ی شناختی و انگیز شی مربیان و مدرسان معنادار می باشد . نتایج رتبه بندی بیان می دارد مهارت های حرفه ای مربیان ، توسعه خلاقیت ومیل به نوآوری با استفاده از فناوری و انگیزه تغییر و روحیه کنجکاوی شایستگی اصلی می باشند .نتایج مدل معادلات ساختاری ، نتایج نشان می دهد که تمامی مولفه شناسایی شده برای شایستگی یکپارچه ی شناختی و انگیزشی ، به طور معناداری با این سازه ها مرتبط هستند. به عبارت دیگر، این مولفه ها به خوبی توانسته اند این سازه ها را تبیین کنند. مقادیر مثبت شاخص اعتبار افزونگی برای همه مولفه ها نشان دهنده برازش خوب مدل و قدرت پیش بینی مناسبی است. ضریب تعیین متوسط به را بالا نشان می دهد که مدل توانایی خوبی در تبیین واریانس متغیرهای وابسته دارد . مقدار شاخص ریشه میانگین مربعات باقی مانده استاندارد شده و شاخص برازش نرمال به دست آمده نشان دهنده برازش مناسب مدل است. و بهبود نسبی مدل نسبت به مدل پایه است.
Predicting Life Expectancy Based on Spiritual Health and Self-Efficacy in Students Covered by Welfare and Regular Students
حوزههای تخصصی:
The present study aimed to predict life expectancy based on spiritual health and self-efficacy in students covered by welfare and regular students. This research was applied in terms of purpose and descriptive-correlational in terms of methodology. The statistical population included all female second-year vocational high school students in the academic year 2021-2022 in Torbat-e Jam, totaling 158 individuals. Among them, 79 welfare-covered students were selected using purposive sampling, and 79 regular students were chosen through convenient random sampling. The research tools included the Hope Questionnaire (Miller & Powers, 1998), the Self-Efficacy Questionnaire (Sherer & Adams, 1983), and the Spiritual Health Questionnaire (Paloutzian & Ellison, 1982). The validity of the questionnaires was content-based, and their reliability was assessed using Cronbach's alpha coefficient, yielding values of 0.90 for the Hope Questionnaire, 0.86 for Self-Efficacy, and 0.92 for Spiritual Health. The results indicated a positive and significant relationship between spiritual health and life expectancy in both welfare-covered and regular students. Additionally, the life expectancy of regular students was higher than that of welfare-covered students. There was also a positive and significant relationship between self-efficacy and life expectancy in students overall. However, while there was a significant positive relationship between self-efficacy and life expectancy in regular students, no significant relationship was found between self-efficacy and life expectancy in welfare-covered students. Among spiritual health and self-efficacy, spiritual health was a better predictor of life expectancy in welfare-covered students. Conversely, in regular students, self-efficacy played a more significant predictive role for life expectancy than spiritual health.
بررسی رویکرد نقل گرایی به مؤلفه های تربیت اسلامی
منبع:
پژوهش در آموزش معارف و تربیت اسلامی دوره ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
125 - 109
حوزههای تخصصی:
در جهان اسلام در مورد نوع نگاه به تربیت، رویکردهای مختلفی قابل ترسیم است، که هدف غایی تربیت نزد آن ها رضایت و قرب خداوند می باشد. اما هر یک از این رویکردها براساس مولفه های متفاوتی، این هدف را دنبال می کنند. در این راستا، هدف پژوهش حاضر بررسی رویکرد نقل گرایی به این مولفه ها می باشد. تحقیق حاضر با استفاده از رویکرد کیفی و روش اسنادی انجام شده است. نتایج پژوهش نشان داد، نقل گرایان همچون سایر رویکردهای اسلامی، رضایت و قرب الهی را به عنوان هدف غایی تربیت اسلامی می دانند، و تفاوت آن ها با سایر رویکردها در نوع نگاه به اهداف میانی و جزئی می باشد. اصول تربیتی مطرح نزد آن ها شامل ایستاتی، ظاهرگرایی و ایمان گرایی می باشد. در بحث روش های تربیتی به روش تکرار و تمرین، سماع، قرائت و تلقین و عادت آموزی توجه دارند. علاوه بر این، در فرایند یاددهی و یادگیری نیز تاکید فراوانی به نقش الگویی معلم و محتوای درسی مبتنی بر قرآن کریم و روایات ائمه اطهار(ع) دارند.
تدوین مدل آداب گریزی تحصیلی در دانشجویان: نظریه خودتعیین گری و منبع کنترل با میانجی گری مشغولیت در تکالیف و محق پنداری تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی مدل رابطه علی اداب گریزی تحصیلی بر اساس نظریه خودتعیین گری و منبع کنترل با میانجی گری مشغولیت در تکالیف و محق پنداری تحصیلی انجام شد. جامعه اماری شامل کلیه دانشجویان مقطع کارشناسی موسسه آموزش عالی جهاد دانشگاهی خوزستان بود که به روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای تعداد 200 نفر به عنوان نمونه انتخاب شد. شرکت کنندگان در این پژوهش، پرسشنامه های خودتعیین گری دسی و ریان (1985)، مشغولیت در تکالیف (2018) ، منبع کنترل راتر (1966)، آداب گریزی تحصیلی فارل و همکاران (2016) و محق پنداری تحصیلی چونینگ و کمبل (2009)، را تکمیل نمودند. ارزیابی مدل پیشنهادی از طریق مدل معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزارهای SPSS و AMOS ویراست 24 انجام گرفت. نتایج نشان داد که، از تمام فرضیه های مستقیم، مسیر بین خودمختاری با آداب گریزی تحصیلی و منبع کنترل درونی با آداب گریز تحصیلی غیرمعنادار شدند (p>0/05). فرضیه های غیر مستقیم با دو میانجی از طریق روش بوت استراپ پریچر و هیز (2008) بررسی شدند، نتایج نشان داد که خودمختاری و آداب گریزی تحصیلی از طریق مشغولیت در تکالیف و محق پنداری تحصیلی رابطه غیرمستقیم دارد، همچنین سازه های مشغولیت در تکالیف و محق پنداری تحصیلی نیز به صورت غیر مستقیم در رابطه بین منبع کنترل درونی و بیرونی با آداب گریزی تحصیلی قرار گرفتند. بر اساس نتایج این پژوهش مدل اداب گریزی تحصیلی بر اساس نظریه خودتعیین گری و منبع کنترل با میانجی گری مشغولیت در تکالیف و محق پنداری تحصیلی از برازش مطلوبی برخوردار بود.
اثربخشی آموزش آگاهی واج شناختی در عملکرد خواندن دانش آموزان ابتدایی با اختلال خواندن (مروری نظام دار بر مطالعات گذشته)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: عملکرد خواندن از موضوع های مهم یادگیری در دانش آموزان است که می تواند در سایر جنبه ها و موضوع ها تأثیرگذار باشد. درواقع عملکرد خواندن در توانایی سلیس و روان خوان و درک مطالب کتاب اهمیت ویژه ای در دانش آموزان دارد. روش: این پژوهش توصیفی تحلیلی و از نوع بنیادی است که در آن به تحلیل کمی و کیفی پژوهش های گذشته ازنظر موضوعاتی همچون سهم موضوعی مقالات، روش های پژوهش، گویه های نگرشی و روند نگرش پرداخت شده است. در این پژوهش و با توجه به هدف آن، از روش نظام دار استفاده شد. جامعه آماری شامل تمامی پژوهش های داخلی و خارجی بود که با استفاده از واژه های کلیدی دانش آموزان با عملکرد ضعیف در خواندن و آ گاهی واجی در پایگاه های اطلاعاتی پرتال جامع علوم انسانی، پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی، پایگاه مجلات تخصصی نور، مگیران، گوگل اسکولار، پایگاه پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران و بانک اطلاعات نشریات کشور ایران و در پایگاه های اطلاعاتی خارجی، ساینس دایرکت، اسپرینگ، ایرانداک و گوگل اسکلر مورد جستجو قرار گرفتند. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند، ۱۰۳ پژوهش یافت شد و درنهایت ۲۵ مقاله ) ۸۰ درصد( و ۵ رساله ) 20 درصد( درمجموع 30 مقاله و رساله منطبق با هدف پژوهش و ملاک انت خاب و یافته های پژو هش ا ستخراج شدند. نتیجه گیری: نتایج حا کی از آن بود که آموزش آ گاهی واجی بر بهبود عملکرد خواندن در سرعت، دقت و درک مطلب دانش آموزان با اختلالات خواندن تأثیر بسیار زیادی دارد؛ بنابراین پیشنهاد می شود متخصصان امر از این مداخلات در جهت بهبود علائم این دانش آموزان استفاده نمایند.
بررسی و تحلیل برنامه آموزشی و روش ارزشیابی دروس دین و زندگی و قرآن از دیدگاه معلمان دوره اول و دوم متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۴۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۶۱
۹۸-۸۵
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله بررسی و تحلیل برنامه آموزشی دروس دین و زندگی و قرآن با تأکید بر روش ارزشیابی و شیوه برگزاری کلاس از دیدگاه دبیران این دروس است. روش پژوهش توصیفی، از نوع زمینه یابی است. جامعه پژوهش شامل همه دبیران دروس دین و زندگی و قرآن دوره اول و دوم متوسطه شهرستان کرمانشاه بود که از میان آنها 97 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گرد آوری داده ها پرسشنامه ای محقق ساخته بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی و آمار استنباطی(آزمون تی) و نرم افزار SPSS انجام شده است. یافته ها حکایت از این دارند که روش ارزشیابی این دروس قابل تغییر است و بهترین روش ارزشیابی به صورت شفاهی و توصیفی، کیفی و کمی، کمی و کتبی است. همچنین معلمان با ارزشیابی صرفاً کمی به صورت نمره برای دروس دین و زندگی و قرآن نظر موافقی ندارند. امکان تغییر برنامه کلاسی و شیوه برگزاری این دروس وجود دارد. بهترین و مؤثرترین شکل برگزاری دروس دین و زندگی و قرآن به ترتیب به صورت ملاقات با شخصیتهای مذهبی/ دعوت از قاریان مطرح قرآن، بازدید از مساجد و مراکز مذهبی، برگزاری در نمازخانه و برگزاری در کلاس است. با توجه به یافته های پژوهش پیشنهاد می شود در دو عنصر روش ارزشیابی و شکل برگزاری کلاس دروس دین و زندگی و قرآن تجدیدنظر صورت گیرد. این امر ضمن آنکه کلاسها را جذاب تر و دلنشین تر می کند، سبب افزایش تأثیرگذاری آنها برای دانش آموزان می شود، چرا که اجبار و سختگیری با روحیه و اساس دین مبین اسلام همخوانی ندارد. پیامد چنین تغییراتی در برنامه آموزشی، سبب گرایش مثبت و بیشتر دانش آموزان به دروس دین و زندگی و اخلاق مداری خواهد شد.
تجارب زیسته متخصصان حوزه کاشت حلزون شنوایی از بکارگیری راهبردهای آموزشی مبتنی بر استعاره در درک زمان کودکان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: یکی از فرایندهای شناختی آمیخته با مهارت های زبانی، آموزش و درک مفهوم زمان است. هدف از این مطالعه دسترسی به تجربیات زیسته متخصصان حوزه کاشت حلزون شنوایی در خصوص بکارگیری راهبردهای آموزشی استعاره ها برای درک مقوله زمان در حین فرآیند آموزش به کودکان بود. روش ها: این پژوهش کیفی با استفاده از روش پدیدارشناسی اجرا شد. روش گردآوری اطلاعات، مصاحبه های عمیق نیمه ساختمند بود. نمونه از بین متخصصان حوزه کاشت حلزون شنوایی بر اساس معیارهای ورود به صورت هدفمند و براساس معیار اشباع نظری انتخاب شد. در یک دوره پنج هفته ای به شرکت کنندگان بسته آموزش استعاری مبتنی بر دادگان رئیسی و همکاران(1400) آموزش داده شد، سپس از شرکت کنندگان خواسته شد تا به مدت سه ماه این بسته آموزشی را برروی کودکان دارای کاشت حلزون شنوایی اجرا کنند. بعد از اتمام آموزش، جهت بررسی تجربه دوره آموزشی، از شرکت کنندگان مصاحبه ای به عمل آمد و با استفاده از الگوی کلایزی و روش تحلیل مضمون، مصاحبه ها تحلیل گردید. در نهایت، در یک جلسه بحث گروهی متمرکز آنلاین توافق نهایی متخصصان برروی مقولات به دست آمد. یافته ها: پس از استخراج موضوعی هفت مقوله به دست آمد که در نهایت به صورت سه مقوله اصلی: تجربه متخصصان از ارتقای مهارت های کلامی-زبانی، تجربه متخصصان از تسهیل فرآیند یاددهی و یادگیری زمان و تجربه متخصصان از تغییر در راهبردهای آموزشی به وسیله استعاره های زمان بود. همچنین نه مقوله فرعی طبقه بندی شدند. نتیجه گیری: مطالعه تجارب متخصصان نشان داد که مشکلات زبانی در کودکان کاشت حلزون شنوایی از طریق آموزش مبتنی بر استعاره کاسته می شود، همچنین به موازات آن، ادراک استعاری زمان در این کودکان تسهیل می گردد.
The Effect of Play Therapy on Sensory Processing and Distress Tolerance in Adolescents with Mild Intellectual Disabilities(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Psychological Research in Individuals with Exceptional Needs (PRIEN), Vol. ۳ No. ۱ (۲۰۲۵) : Serial Number ۹
27-35
حوزههای تخصصی:
This study aimed to examine the effectiveness of play therapy in improving sensory processing and distress tolerance in adolescents with mild intellectual disabilities. A randomized controlled trial was conducted with 30 adolescents aged 12 to 17 years, randomly assigned to either an intervention group (n = 15) receiving eight 90-minute sessions of play therapy or a control group (n = 15) receiving no intervention. Sensory processing and distress tolerance were assessed at baseline, post-intervention, and five-month follow-up using standardized measures. Data analysis was performed using repeated-measures analysis of variance (ANOVA) and Bonferroni post-hoc tests in SPSS-27 to evaluate within-group and between-group differences over time. The results indicated a significant main effect of time for both sensory processing (F(2, 84) = 92.32, p < 0.001) and distress tolerance (F(2, 84) = 111.60, p < 0.001), demonstrating substantial improvements across timepoints. The intervention group showed a notable increase in sensory processing scores from baseline (M = 48.72, SD = 5.91) to post-intervention (M = 64.15, SD = 6.38) and follow-up (M = 69.03, SD = 5.79), whereas the control group exhibited minimal change. Similarly, distress tolerance scores improved significantly in the intervention group (baseline: M = 42.85, SD = 6.27; post-intervention: M = 58.74, SD = 5.69; follow-up: M = 63.92, SD = 6.08), with no substantial improvement in the control group. The Bonferroni post-hoc test confirmed significant pairwise differences between baseline and subsequent assessments. Play therapy was found to be an effective intervention for enhancing sensory processing and distress tolerance in adolescents with mild intellectual disabilities, with improvements sustained at follow-up. These findings suggest that play-based interventions can be a valuable therapeutic approach for promoting sensory integration and emotional regulation in this population.
Cultural Influences in Political Discourse: A Comparative Study of U.S. Presidents and European Leaders(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۳, Issue ۵۲, Spring ۲۰۲۵
123 - 134
حوزههای تخصصی:
The aim of this research paper is to explore how the rhetorical means employed by the United States of America are produced in cultural, historical, and political contexts. The public speeches will be delivered by the Presidents of the United States and other European leaders during the tenure of 2017-2024. The aim of this paper is to determine the extent to which cultural norms, political institutions, and historical backgrounds mold leadership engagement strategies of leaders from both regions through an analysis of a large corpus of political speeches. Importantly, the results show significant differences in political rhetoric styles, especially regarding individualism, power distance, and uncertainty avoidance. These are represented through the use of the Critical Discourse Analysis framework, Aristotle's Three Appeals, and Hofstede's Cultural Dimensions Theory. Based on the data analysis, it would appear that the United States of America. Generally speaking, presidents have a predisposition to utilize direct and forceful forms of communication, which must be that of American culture concerning individualism and leadership. Whereas in American politics, leaders do follow the straight and often inflexible line, in Europe, politicians are more diplomatic and multilateral, their approach emphasizing collective decision-making and cultural coherence.
بررسی تجربی اثر پداگوژی خود راهبر در آموزش مبتنی بر مکان جغرافیایی
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: خود راهبری الگویی از آموزش تسهیلگرانه است که در آن فرد باتکیه بر توانایی اکتشافی فردی و گروهی، با تسهیلگری نظام آموزش در فرایند یادگیری قرار می گیرد. این پژوهش باهدف ارزیابی تطبیقی دو روش یادگیری خود راهبر (فردی و گروهی) در دروس مکان محور پرداخته است. روش: روش پژوهش از نوع مقایسه ای پس رویدادی است. جامعه آماری پژوهش مبتنی بر تعداد 22 دانش آموز چهارم ابتدایی یکی از مدراس شهر زنجان در غالب دو گروه همسان بوده است. شیوه خود راهبری فردی و گروهی برای دو درس مکان محور مطالعات اجتماعی پیاده سازی و نتایج به صورت تفسیری و آزمون تراکمی ارزیابی شد. یافتهها: یافته ها نشان می دهد شیوه خود راهبر فردی برای درس های با ماهیت مکانی کوچک مقیاس (محله) و شیوه خودراهبرگروهی برای درس های با ماهیت مکانی گسترده (مانند کشور) مؤثر عمل نموده است. طوری که علرغم مؤثر بودن هر دو روش در یادگیری دانش آموز شیوه خود راهبر فردی نیازمند حضور در میدان جغرافیایی و شیوه خود راهبردی گروهی نیازمند بررسی کتابخانه ای (کتب، مقالات، وبگاه ها، اطلس ها وغیره) بیشتر کاربردی بوده است. آزمون تراکمی نشان می دهد میانگین نمرات دانش آموزان در روش خود راهبری فردی 75/19(از بیست) و در روش خود راهبری گروهی 89/18(از بیست) می باشد. این نسبت برای درس های مکان محور غیر میدانی با پهنه سرزمینی گسترده در روش خود راهبری فردی 80/17 و در روش خود راهبری گروهی 80/19(از بیست) می باشد. نتیجه گیری: در نتیجه ماهیت محتوایی درس های مکان محور تعیین کننده در بکارگیری نوع و الگوی روش های آموزش و یادگیری مانند خود راهبری می باشد.
چالش ها و محدودیت های تربیت عقلانی از منظر فارابی
منبع:
پژوهش در آموزش معارف و تربیت اسلامی دوره ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
87 - 104
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش: پژوهش حاضر، موانع تربیت عقلانی را براساس اندیشه فارابی بررسی کرده و نقش آن را در شکل گیری جامعه ای خردمحور تحلیل می کند. مساله اصلی پژوهش: پرسش اصلی این است که چه عواملی مانع شکوفایی قوه عقل می شوند. روش شناسی پژوهش: این بررسی با روش پدیدارشناسی توصیفی به شیوه کلایزی، انجام شده است و برای رسیدن به درک عمیقی از موانع تربیت عقلانی، منابع اصلی فارابی را، به ویژه "آراء اهل المدینه الفاضله" و "السیاسه المدنیه"، بررسی کرده است. یافته های پژوهش: یافته های پژوهش نشان می دهد که 9 مورد از جمله جهل، تعصب و تقلید کورکورانه، ضعف اراده، غلبه قوای شهوانی و غضبی بر نفس، فرهنگ عمومی ناسالم، خرافات، فقدان الگوهای عقلانی، خطاهای زبانی، ساختارهای غیرعقلانی و استبداد و غیرشایسته سالاری، موانع اصلی تربیت عقلانی محسوب می شوند. بر این اساس، اصلاح نظام آموزشی برای تقویت تفکر انتقادی، ترویج فرهنگ مبتنی بر خردورزی و ارتقای شایسته سالاری در نظام حکومتی، از جمله راهکارهای پیشنهادی برای رفع این موانع است. این پژوهش بر ضرورت بازخوانی اندیشه های فارابی برای حل بحران های معاصر و ارتقای تفکر عقلانی در جوامع امروز تأکید دارد.