فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۲۱ تا ۱٬۰۴۰ مورد از کل ۵۳٬۷۸۶ مورد.
حوزههای تخصصی:
ادبیات مهاجرت، ادبیاتی برون اقلیمی است که بیانگر ابعاد و تبعات مهاجرت باشد. مهشید امیرشاهی (متولد 1316ه.ش) و روح انگیز شریفیان (متولد 1320ه.ش) از نویسندگان مهاجر ایرانی مقیم اروپا هستند. پژوهش حاضر به روش توصیفی-تحلیلی و با روش تحلیل مقایسه ای می کوشد تا به این پرسش اصلی پاسخ دهد که مهم ترین مؤلفه های ادبیات مهاجرت در آثار امیرشاهی و شریفیان کدامند و این مؤلفه ها در آثار هریک از این دو نویسنده به چه شکل منعکس شده اند. هدف تحقیق شناسایی و مقایسه مؤلفه های ادبیات مهاجرت در آثار نویسندگان زن مهاجر ایرانی است. نتایج نشان می دهد که مؤلفه های بحران هویت، تعارض فرهنگی، نوستالژیا، مانندگردی، فرهنگ پذیری، سازگاری، زبان، سیاسی بودن و مقایسه در آثار این دو نویسنده به چشم می خورند و بحران هویت و مسئله زبان، از دیگر مؤلفه ها پررنگ تر است. مؤلفه ی دیگری که در آثار این دو نویسنده به صورت مشابه دیده می شود، بحث مقایسه است. مقایسه در آثار امیرشاهی با استعاره ها و آرایه های ادبی بیشتری همراه است و توصیف تفاوت ها دارای جلوه های هنری است. در حالی که مقایسه در آثار شریفیان، بیشتر به بیان جزئیات تفاوت ها می پردازد. همچنین هریک از مؤلفه ها به ویژه نوستالژی و بحران هویت در آثار امیرشاهی حزن انگیزتر است. یافتن برخی مشخصه ها در ادبیات مهاجرت زن ایرانی متعلق به یک نسل را می توان از دستاوردهای پژوهش تلقی کرد.
خوانش سوررئالیستی شعر حافظ(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
زبان و ادب فارسی دانشگاه آزاد سنندج سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۱
148 - 174
حوزههای تخصصی:
سوررئایسم (فراواقعگرایی)، جنبشی فرهنگی که در نیمه نخست قرن بیستم میالدی گسترش یافت، برخورد روانی با ادبیات است: به قلمرو وسیع احساس و خیال توجه ویژه دارد. شباهت بین سوررئالیسم غرب و عرفان شرق سبب شده که گاه بین آن ِن این دو گما همانی برند. هر دو در پی نگرش صحیح و کمال روحی و معنوی هستند. در مورد سوررئالیستها، بروز جنگ جهانی اول و در مورد عارفان، رواج مکتب اسالم و حملە مغول موجب گریز آنان از عینیت به ذهنیت شد. یکی از شخصیتهای برجسته تاریخ عرفان و تصوف در ایران، حافظ است که این امر در شعر او گویاست. در واقع، بیشتر عناصر سوررئالیستی در شعر حافظ حضور دارد. در این پژوهش، نُه مورد از اصول مشترک میان سوررئالیستهای غرب و عرفان شرق، بطور ویژه حافظ، مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته و با یکدیگر مقایسه شده اند: نگارش خودکار؛ تصادف عینی؛ نفی زمان و مکان؛ نامحرمی و نارسایی زبان؛ عشق و آزادی؛ خواب، رویا و تخیل؛ جنون و مستی؛ شعله واری بیان؛ و در نهایت، طنز.
تداعی معنی از موسیقی اصوات و آواهای نامفهوم در دیوان شمس
منبع:
مطالعات زبان فارسی (شفای دل) سال ۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۹
181 - 207
حوزههای تخصصی:
فرم شعر که شاکله اش، ساخت و صورت به دور از پرداخت های درونی و تأثرات بیرونی است؛ ریشه در زبان و زیبایی شناختی دارد و این همان نظریه تقدم صورت بر معنای فرمالیست هاست که البته موسیقی نقش ویژه ای در آن ایفا می کند. موضوع مقاله حاضر، کاربرد کلمات خودساخته و عبارات نامفهوم یا واژگان با معانی ثانوی است که در بخشی از غزلیات شمس متبلور است. اهمیت بحث و نبود کار پژوهشی در این زمینه، ضرورت مسأله را دوچندان می کرد. بایستگی و شایستگی این کار در نقشی است که تکرار و موسیقی کلام به ویژه کلمات مغلق در زیبایی شناختی شعر بر مبنای نظریه فرمالیستی دارد. در این تحقیق، در چهار بخش تکواژها با عناوین جزء اصوات (صوت، اسم صوت، کاربردهای مزدوج یا پسوندی، اتباع یا مُهملات)، واژه با عناوین (کلمات بسیط، واژه های دوگانی و سه گانی، تکرار برای معانی خاص)، عبارات و جمله ها با زیرمجموعه قافیه و ردیف (ردیف های ناهمگون و غیرهمسو، ردیف های صوتی ابداعی) و تکرار کامل، سپس به اتانین و افاعیل و اوراد و اذکار خانقاهی پرداخته شد. نتیجه آنکه برجستگی موسیقیایی در کلمات و عبارات مغلق و نامفهوم از حیث نظام ایقاعی، در تداعی معنی، نقش بسزا و مؤثر ایفا می کنند. در واقع نظریه یکسان بودن صورت و معنی در تعریف فرم را براساس نقد و نظریه فرمالیستی به اثبات می رسانند.
تحلیل و بررسی مرگ دوستی و شبکه تداعی های آن در شعر بیدل دهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان پژوهی در ادبیات دوره ۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۸
383 - 422
حوزههای تخصصی:
مرگ یکی از ناگشوده ترین رازها و معماهایی است که انسان در طول اعصار با آن مواجه بوده و می توان گفت جزء اصلی ترین دغدغه های اندیشمندان و آموزه های تمام ادیان الهی بوده است. اقشار مختلف از جمله فلاسفه، عرفا و شعرا رویکردهای متفاوتی نسبت به مرگ داشته و در مورد چیستی آن، نکته نظرهای مختلفی را ارایه کرده اند. بیدل دهلوی یکی از شعرای عارف مسلک سده های یازده و دوازده است که نگاه ویژه و پربسامدی به این موضوع دارد. مرگ دوستی در تمامی آثار وی با کاربست تصاویر بکر، جلوه خاصی یافته است و در حقیقت بیدل دهلوی مرگ را در مسیر چرخه تکامل و یکی از مهمترین مراحل تکامل می داند. جستار حاضر سعی دارد به صورت توصیفی- تحلیلی به این سوال بنیادین پاسخ بدهد که بیدل با چه رویکردی به مساله مرگ می نگرد و برای تبیین ماهیت و چیستی آن و اقناع مخاطبان از چه تعابیر و ترفندهای هنری استفاده می کند؟ نتایج پژوهش نشان می دهد که بیدل دهلوی به عنوان یک شاعر و عارفِ وحدت وجودی، نه تنها از مرگ هیچ واهمه ای ندارد، بلکه آن را می ستاید و رویکردی عاشقانه نسبت به آن دارد و در این راستا، برای تبیین و ملموس جلوه دادن مطلوبیت مرگ، از تعابیری نظیر آزادی از زندان، رسیدن به ساحل نجات، بالا رفتن از نردبان، پرواز، جمعیت و آسودگی، آفت زدای، رمزگشایی معما، نسیمِ شکفتن، پیوستن قطره و حباب و موج و... به دریا، نشئه و مستی، صیقل آینه، توتیای چشم، مضرابی و رقص کردن، شستن دامن از آلودگی ها و... استفاده می کند.
بررسی و تبیین مصداق های حسن وقبح معنوی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
خوبی یا بدی کارها از مهم ترین مباحث کلامی و مذهبی و نحله های کلامی است و با توجّه به ماهیّت آن ، اختلاف نظربین عالمان و متکلّمین پدیدآمده است.نخست آنچه ذهن آدمی را درگیر می نماید این است که خوب بودن و شایسته بودن کارها بدان جهت است که این افعال در ذات خود خوب یا بد هستند. برخی بر عقلی بودن آن اصرار داشته و گروهی نیز آن هارا شرعی می خوانند. اشعری و به تبع او، اشاعره قائل به شرعی بودن حسن و قبح بودند و معتزله نیز بر عکس اشاعره قائل به ذاتی بودن، یا عقلی بودن حسن و قبح بودند. در کنار آنها ماتریدیه نظر میانهای ابداع کرده و برخی از امور را شرعی و برخی را نیز عقلی میداند. مولانا حسن و قبح را به زیبایی و زشتی تأویل در مورد ماهیّت کرده وبه ضرورت و نتیجه آن بیشتر اندیشیده است . در این مقاله، به بررسی وتبیین نمودها ومصداق های حسن و قبح، با ذکر شواهدی از مثنوی معنوی که با باریک اندیشی های ذهن پرتکاپوی مولوی در هم آمیخته، می پردازیم.
هاتف و عارف در تذکره الاولیاء عطار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مهم ترین ابزار معرفتی در عرفان، «کشف و شهود» است و عارف در صورت تزکیه درونی قادر خواهد بود پیام هایی را از عالم غیب دریافت کند؛ پیام هایی که گاه از راه الهام درونی و گاه از طریق هاتف بیرونی است. در متون عرفانی به ویژه تذکره الاولیای عطار، بسیاری از شناخت های عرفانی از طریق هاتف برای عارف اتفاق می افتد. هاتف با الهام تفاوت دارد؛ هم در نحوه ظهور و پیام رسانی و هم از نظر نوع پیامی که منتقل می کند.
خوانش تأویلی آتش در تفاسیر عرفانی قرآن تا قرن ششم با تأکید بر قصه ابراهیم (ع) و موسی (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مفسران عارف با الهام گیری از این فرموده امام صادق (ع) که «زبان قرآن چندبعدی است»، سطوح معنایی متعددی برای قرآن در نظر گرفته اند و بر این مهم که تفسیر امری پایان ناپذیر است، پای فشرده اند. این جستار با مطالعه تفاسیر عرفانی از آغاز تا قرن ششم، در پی نمایاندن ظرفیت بالای زبان تأویلی در مضمون سازی و گذر از زبان سطحی و ظاهر الفاظ قرآنی در دو قصه «افکنده شدن حضرت ابراهیم (ع) در آتش و سرد شدن آن بر ایشان، و تجلی خدا بر حضرت موسی (ع) در هیئت آتش از درخت» است. نگارندگان با روش اسنادی و تحلیل محتوا، در صدد پاسخگویی به پرسش هایی چون: زبان تأویلی تا چه اندازه در ارائه خوانش های متفاوت و گذر از نظام تک معنایی درباره مقوله آتش مؤثر بوده است؟ و اینکه آیا نوع برداشت مفسران عارف از مفهوم نمادین آتش در داستان مواجهه هر دو پیامبر با وجود اختلاف در معنی سمبلیک و نمادین آن، در نهایت به یک مفهوم واحد انجامیده است؟، برآمده اند. یافته ها بیان گر آن است که مفسران عارف با اتکاء بر خوانش تأویلی در آتش هر دو قصه از معانی قراردادی و مألوف و نظام تک معنایی فراتر رفته اند و به ساحتی عمیق تر از معانی و خوانش هایی متفاوت دست یافته اند و در پذیرش مفاهیم رمزگونه به عنوان معانی دیگر آتش و در ضمن مرور یک دوره از مراحل سیروسلوک انفسی، طریقت عملی و نظری و مقامات عرفانی در ذهن مخاطب مؤثر بوده اند.
تحلیلی شناختی بر اشعار عربی مثنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات عرفانی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۳۶
43 - 70
حوزههای تخصصی:
جلال الدین محمد بلخی در تبیین معارف مثنوی برخی از صور برجسته هنری و مضامین ویژه عرفانی را در قالب اشعار عربی می نهد. این پژوهش از طریق بررسی ابیات و مصاریع تمام عربیِ مثنوی، جنبه های زبانی و ادبی این نوع اشعار را بررسی می کند و میزان نوآوری ها و نکته سنجی ها را در ساختار آن ها برمی شمارد و از گذر اشعار عربی به مهم ترین مقاصد مولانا در بیان مفاهیم توجه می کند. هدف، تحلیل موازین هنری اشعار عربی، بدعت های مولانا در حوزه ساختاری این اشعار و کیفیت تشریح مفاهیم مورد توجه او برای بیان محتواست. به شیوه تحلیل محتوایی و در رویکردی زیبایی شناختی، چگونگی تلفیق ابیات عربی با ابیات فارسی مطالعه می شود تا ضرورت وجود اشعار عربیِ مثنوی را تشریح کرد. با این هدف 123 بیت و 99 مصراع در شش دفتر مثنوی بررسی شد. نتایج نشان می دهد در مواردی زمینه بیان معنا، جز به زبان عربی امکان پذیر نیست؛ اصلی ترین دلیل این امر علاوه بر نقد منش نحویون، خروج از هنجارهای عادی زبان، آمیختگی توأمان افکار و یافته های مولانا از منابع عربی و فارسی، آفرینش معانی متعدد در فرمی نو و تعمیق تجارب عرفانی از طریق پدیدآوردنِ زبان ویژه مثنوی است. در این سیر و رهیافت تکاملی، اولویت های زبانی خاصی در ساخت و فرم روی می نماید. در همین راستا، مولانا برای تعمیق مبانی اندیشگی مثنوی دست به خلاقیت های عدیده ای می زند و از این طریق مسیر پیچ درپیچ مضامین مثنوی را در انتقال اغراض گوناگون آن هموار می سازد.
گونه شناسی و ساختار غزل-داستان های قلندری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شعرپژوهی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۶۱)
59 - 78
حوزههای تخصصی:
شاعران قلندری سرا به منظور بیان تجربه های شخصی خود از قالب غزل به شکل های مختلف استفاده کرده اند. یکی از گونه های غزل قلندری، شکل و ساختار داستانی دارد و شاعر با بهره گیری از تمام عناصر اصلی داستان، به بیان یکی از ماجراهایی پرداخته که برای خود یا پیر خانقاهی به وجود آمده و پس از ملاقات و گفت وگو با یار و معشوق، دچار تحول حال شده یا نگاه او به هستی تغییر یافته است. این نوع غزل، اغلب با الگوگیری از داستان حلاج یا پیر صنعان، بیانگر چگونگی تغییر تصوف و عرفان زاهدانه به تصوف و عرفان عاشقانه است. غزل-داستان قلندرانه گاه شکل مستقل دارد و یک غزل از ابتدا تا انتها به بیان داستان و نتیجه گیری از آن اختصاص یافته است و گاه برای تجسّم بخشیدن به یکی از اندیشه های اصلی عرفانی، به طریق اپیزودیک از میانه ی غزل آغاز می شود. این نوع غزل زبانی نمادین دارد، با نتیجه گیری و پایان بسته به اتمام می رسد و اغلب با زاویه ی دید اول شخص به بیان تجربه ی شخصی عارف می پردازد و در میانه ی داستان با استفاده از شگردهای کانون روایت، به گفته ی خود جنبه ی نمایشی می بخشد.
مقاله ی کوتاه: پیوند واژگانی و معنایی بیتی از حافظ با آیین مهرپرستی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شعرپژوهی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۶۱)
147 - 154
حوزههای تخصصی:
هرچند در قلمرو شعر حافظ، پژوهش های فراوانی انجام شده است، هنوز می توان از زاویه های مختلف به آن پرداخت و مطالب تازه ای در پیوند با آن ارائه کرد. در این مقاله یک بیت از غزل حافظ، یعنی: «ز دوستان تو آموخت در طریقت مهر/ سپیده دم که هوا چاک زد شعار سیاه»، به منظور نشان دادن پیوند میان آن با آیین مهرپرستی موردتوجه و تحلیل قرار گرفته است. شیوه ی رسیدن به هدف مورداشاره، ازطریق مشخص کردن ضبط دقیق واژه های بیت و خوانش درست تر آن، نقد نظر چند تن از حافظ شناسان درباره ی آن و اثبات پیوند میان واژه های کلیدی و مهم بیت با نمادهای مطرح در آیین مهرپرستی به کمک نشانه های درون متنی و برون متنی صورت گرفته است. دستاورد عمده ی این پژوهش، تقویت نظریه ی توجه و رویکرد حافظ به آیین میتراییسم یا مهرپرستی و روشن تر از پیش نمودن فضای نیمه تاریک مسئله است.
بررسی و تحلیل داستان های «حاجی مراد و زنده به گور» صادق هدایت بر اساس نظریه کارناوال میخاییل باختین
منبع:
مطالعات زبان فارسی (شفای دل) سال ۷ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱۷
173 - 212
حوزههای تخصصی:
بخش مهمی از نظریه منطق گفت وگوی میخاییل باختین را کارناوال به خود اختصاص داده اس ت. وی کارن اوال را در تضاد با جشن های رسمی کلیسا و با هدف براندازی مناسبات مقتدرانه و خشک مطرح کرد و معتقد است که پیدایی و گسترش کارناوال و فرهنگ برآمده از آن به واژگونی سیستم ارزشگذاری که بالاترین رتبه را به فرهنگ ممتاز رسمی می دهد، منتهی می شود. ویژگی اساسی رویکرد کارناوالی عبارت است از دوگانگی، چندآوایی و خنده. کاربست کارناوال در ادبیات داستانی پیچیدگی هایی دارد که تحلیل آن ها بر ژرفا و تازگی اثر می افزای د. برخ ی داس تان های کوت اه صادق هدایت از جمله «داستان حاجی مراد و زنده به گور» آثاری هستند که از قابلیت خوانش کارناوالی برخوردار می باشند. این قابلی ت، ژرف ای قل م صادق هدایت و انعط اف نظر ی ه باختین را حکایت می کند. تحلیل مؤلفه های کارناوالی با داستان های هدایت، ه دف اص لی پ ژوهش محس وب می شود. برای این منظور ابتدا به تبیین ادبیات کارناوالی و سپس به خلاص ه داستان و نهایت اً ب ه تحلی ل کارن اوالی این آثار می پردازیم. یافته های پژوهش در این زمینه بیانگر این است که در این دو داستان نمودها و مؤلفه های کارناوالی همچون طنز، خنده، مرگ و چندصدایی و همچنین شاخص های گروتسکی دیده می شود که در داستان زنده به گور نمود این نظریه نسبت به داستان حاجی مراد چشمگیر و پررنگ تر است.
زن افغان در آیینه ادبیات، خوانش نقد جغرافیایی در هزار خورشید تابان و مدرسه ی زیبایی کابل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش ادبیات معاصر جهان دوره ۳۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
673 - 688
حوزههای تخصصی:
زنان افغانی در دوره های مختلف شرایط متفاوتی را تجربه کرده وطی دو مرحله حکومت طالبان بر افغانستان، فعالیت و حضور آنان در جامعه به شدت سرکوب شده است. محرومیت از تحصیل، کار و فعالیت اجتماعی، اسارت در خانه، ازدواج های اجباری، خشونت در مقابل عدم تمکین وغیره از جمله مشکلاتی است که زنان افغانی با آن دست و پنجه نرم می کنند. به همین دلیل نویسندگان و مدافعین حقوق زنان، با نوشتن رمان ها و مقالات، فضای مرد سالارانه افغانستان را به تصویر کشیده و با نقل روایت های واقعی به دفاع از زنان این سرزمین می پردازند. خالد حسینی نویسنده افغان-آمریکایی با رمان معروف خود به نام هزار خورشید تابان سعی در بازنمایی سرگذشت این زنان و فضای مردسالارانه در کشور افغانستان دارد. دبورا رودریگز به عنوان یک آرایشگر آمریکایی با نوشتن کتاب مدرسه ی زیبایی کابل به شرح خاطرات اقامت خود در افغانستان پرداخته است و روایت نقش زنان این سرزمین و رنج و مشقت هایشان را در آیینه ی ادبیات به منصه ی ظهور می رساند. در این میان نقش مکان و فضا در ایجاد این دو اثر ادبی با بهره گیری از نقد جغرافیایی بسیار حائز اهمیت است. این پژوهش، با بررسی تصویر «خود» و «دیگری» در دو اثر و نمودهای آن در فضای کشور افغانستان سعی دارد؛ تأثیر مطالعات فرااستعماری در تحلیل نگاه مهاجر و نگاه بومی را مورد بررسی قرار دهد. همچنین چگونگی گذار از توصیف فضای واقعی به فضای خیالی در خصوص زن افغان در ذهن مهاجر غربی و تاثیر آن بر خواننده مورد تحلیل قرار می گیرد.
اندیشل سیاسی هند باستان؛ بررسی موردی مهابهاراتا، بهاگاوادگیتا، رامایانا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات شبه قاره سال ۱۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۷
83 - 96
حوزههای تخصصی:
آیا می توان از اندیشه سیاسی هند باستان براساس ادبیات اساطیری و حماسی آن سخن گفت؟ این پرسشی است که در مقاله حاضر، بدان پرداخته شده است. به منظور پاسخ به این پرسش، ابتدا بحثی در باب چیستی اندیشه سیاسی و چگونگی فهم آن ارائه شده است. در این تعریف، اندیشه سیاسی، نوعی از اندیشه ورزی معطوف به عمل سیاسی دانسته شده است که از دغدغه انسانی کردن سیاست ازطریق معنوی و مردمی کردن این قلمرو نشئت می گیرد. این اندیشه ورزی، پنج مرحله بحران شناسی، علت شناسی، دلالت آرمان شهری، دلالت هنجاری و دلالت انتقادی را طی می کند. بازخوانی ادبیات اساطیری حماسی هند باستان از این منظر نشان دهنده این واقعیت است که عمل سیاسی در هند باستان بعد از به افراط وتفریط کشیده شدن، به شکل گیری اندیشه سیاسی منتهی شده است. این اندیشه سیاسی نیز بعد از عبور از نظریه افراطی حاکم حکیم، به تعادل گراییده است و کامل ترین شکل خود را در قسمت نهایی ادبیات حماسی هند باستان به نمایش گذاشته است. فهم و از آن خود کردن این نظریه سیاسی می تواند به انسان مدرن در گذر از هرگونه بنیادگرایی و بنیادستیزی معرفتی و سیاسی کمک کند. روش تحقیق مقاله حاضر، تحلیل و توصیف سه اثر مهابهاراتا، بهاگاوادگیتا و رامایانا، با استفاده از ابزار کتابخانه ای است.
از هوش انسانی تا هوش مصنوعی: بررسی برگردان های فارسی فنون ادبی غزلواره ش. ۶۲ شکسپیر از منظر راهکارهای انسانی و ماشینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فنون ادبی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۴۸)
29 - 50
حوزههای تخصصی:
ترجمه گری ژانر شعر به سایر زبان ها همیشه به چند دلیل مسئله ساز بوده است. نخست، ترجمه گری متون ادبی با دشواری های خاص همراه است؛ دوم، متون منظوم نیز به سبب کیفیاتی خاص به زبانی دیگر سخت ترجمه پذیر جلوه می کنند؛ سوم، سبک و سیاق شاعر در ترجمه به «بدیلی» کم رنگ از اصل بدل می شود؛ چهارم، ترجمه گری شعر از رهگذر هوش مصنوعی نیز مسئله ساز است. این مقاله می کوشد به شیوه کیفی تبیینی و با کمک ابزارهای هوش انسانی و ماشینی برخی از این مسائل را در پرتو برگردان های فارسی فنون ادبی غزل ۶۲ شکسپیر بررسی کند. هدف اصلی توجه به چالش های پیش رو در ترجمه فنون ادبی است. فرزاد ترجمه ای روان؛ موقر، ترجمه ای به نسبت آزادانه تر و شفا، ترجمه ای وفادار به مضمون و طبیب زاده، ترجمه ای بسنده و پذیرفته از غزل واره ارائه کرده اند. از میان ابزارهای هوش مصنوعی، گوگل ترجمه ای تقریباً نزدیک به متن اصلی و تحت اللفظی؛ بات تلگرامی، ترجمه ای کامل تر و روان تر و اوپن چت جی پی تی، ترجمه ای دقیق تر و نزدیک تر به هوش انسانی از غزل واره ارائه کرده اند. به نظر می رسد ترجمه ادبی به ویژه شعر از رهگذر ترجمه ادبی نیاز به خلاقیت هوش انسانی دارد تا حضور «بدیل» خود را به «اصل» نزدیک تر کند.
بررسی کارکرد تصویرپردازی های هنری در قصیدۀ «ملحمة النبی» عمر ابوریشه و شعر «طلوع محمد» مهدی سهیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی دوره ۱۸ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۷۰
129 - 144
حوزههای تخصصی:
تصویر پردازی یکی از شگردهای ادبی است که برخی از شاعران زبردست از آن بهره می برند تا از این رهگذر بتوانند با انتقال بهتر مفاهیم مورد نظر خویش، خوانندگان را تحت تأثیر قرار دهند. در پژوهش پیش رو که با رهیافت توصیفی تحلیلی و استناد به منابع کتابخانه ای نوشته شده است، تلاش شده تا کارکرد تصویر پردازی هنری نزد یک شاعر عرب یعنی عمر ابوریشه و یک شاعر فارسی زبان یعنی مهدی سهیلی مورد واکاوی قرار گیرد. عرصه ی بررسی تصویر پردازی در این پژوهش، قصیده ی ملحمه النبی از عمر ابوریشه و شعر طلوع محمد از مهدی سهیلی است. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که هر دو از فن تشبیه، استعاره و کنایه بهره بردند؛ با این توضیح که عمر ابوریشه به دو فن ادبی تشبیه و کنایه و مهدی سهیلی به دو فن استعاره و کنایه بیشتر نظر داشته اند. همچنین نباید فراموش کرد که این دو شاعر از عنصر مجاز بهره نبرده اند.
تبیین کنش شخصیت ها در دوراهی های اجتماعی در شاهنامه با تأکید بر نظریه انتخاب عقلانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه زبان و ادبیات فارسی سال ۲۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۶۱
139 - 169
حوزههای تخصصی:
در دوراهی اجتماعی، کنشگر بین دو گزینه غیرهمیارانه (جست وجوی نفع فردی آنی) و همیارانه (جست وجوی نفع جمعی یا نفع فردی درازمدّت از طریق نفع جمعی) دچار تعارض می شود که برای انتخاب عقلانی، باید سود و زیان هر راه را محاسبه کند و پس از بررسی ادّله موافق و مخالف، راهی را برگزیند که با اغراضش موافق باشد. هدف در این پژوهش نیز تبیین کنش شخصیت های شاهنامه در وضعیت دوراهی های اجتماعی، بر اساس رویکرد انتخاب عقلانی و به شیوه تحلیلی-توصیفی است. یافته ها و نتایج پژوهش، نشان دهنده این است که در شاهنامه، بیشتر بر سر مسائلی چون پاسخ مثبت یا منفی دادن به ازدواج فرزند، فرستادن یا نفرستادن گروگان و نجات جان خود یا حفظ کشور در میدان جنگ، شخصیت ها بر سر دوراهی های اجتماعی قرارگرفته اند. آن ها با سنجش پیامدها، گزینه ای را انتخاب کرده اند که فایده بیشتر برای خود و جمع داشته باشد؛ بنابراین نوع انتخاب عقلانی کنشگران، بیشتر از نوع همیارانه و محور انتخاب شان، محور فایده بوده است. قاعده تصمیم گیری شان نیز هم از نوع قاعده بیشینی است؛ چنان که شاه یمن، افراسیاب و رستم، بدترین پیامدهای هر یک از گزینه ها را معین و آن گاه گزینه ای را اختیار کرده اند که در میان بدترین ها، بهترین است و هم قاعده فایده متوقع؛ آن گونه که سام در دوراهی ازدواج زال با رودابه، پیامدی را برگزیده که بیشترین فایده متوقع را داشته است.
نقش دستوری ردیف های فعلی در مضمون آفرینی و استعاره سازی در قصاید خاقانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع پژوهش حاضر تبیین و تحلیل نقش دستوری ردیف های فعلی در مضمون آفرینی، القای معانی و استعاره سازی در قصاید خاقانی است. تبیین یکی از ظرفیت های ناشناخته ردیف، ارائه الگویی روشمند و قابل انطباق به سروده های دارای ردیف های فعلی در پیوند با دریافت درست مضامین شعری و تعیین محوری ترین موضوع ابیات این سروده ها هدف پژوهش حاضر است. آشنایی با یکی از ظرفیت های ناشناخته ردیف، شناخت نقش ردیف های فعلی در مضمون آفرینی و استعاره سازی از دیگر اهداف این پژوهش محسوب می شود و در این راستا می کوشد به پرسش های زیر پاسخ دهد:
جایگاه دستوری ردیف، چه نقشی در استعاره سازی، القای مفاهیم و مضمون آفرینی دارد؟
چگونه می توان از راه شناخت نقش دستوری ردیف، محوری ترین موضوع مطرح در ابیات را تشخیص داد؟
روش پژوهش توصیفی تحلیلی است. جامعه آماری تمامی قصاید مردّف خاقانی را در بر می گیرد و حجم نمونه، قصاید دارای ردیف های فعلی است. داده ها به صورت کتابخانه ای و سندکاوی گردآوری و نتایج با استفاده از تکنیک تحلیل محتوا تجزیه و تحلیل شده است. نتایج نشان می دهد شناخت میزان توانمندی شاعر در آفرینش تصاویر شعری، مضمون آفرینی و تعیین محوری ترین موضوع هر بیت و گرانیگاه آن و شناخت میزان توان استعاره سازی شاعر با این الگو به آسانی امکان پذیر است. همچنین نتیجه بیانگر توانمندی خاقانی در استفاده از این ظرفیت زبانی است که در متن این پژوهش به تفصیل به آن پرداخته شده است.
أثر ألف لیله ولیله فی روایه ألف لیله فی لیله لسوسن جمیل حسن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه ادبیات تطبیقی سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۶
27 - 44
حوزههای تخصصی:
النّص کشفُ خطاب السرد النسویّ التی یَفتحُها الرّاوی فی العمل الرّوائی محاولهٌ للإفصاحِ عن مکانهِ الأنثی وحقیقتِها. کما بان لنا أنّ شهرزاد، فی القصّه الافتتاحیه لکتاب ألف لیله ولیله، استطاعتْ بفعل السردانیّهِ تناولَ صوره المرأهِ والحفاظ علی بقاءها أمامَ «شهریار یمثّل جنس الرّجل». من هذا المنطلقِ، أبدعتْ سوسن جمیل حسن روایتَها ألف لیله فی لیله مستلهِمهً من ألف لیله ولیله، کنموذجٍ روائیٍ نسائیٍ، مجالاً لصوتها کی تَتکلّمَ عن قضیه الأنوثه تحت سلطهِ الرجوله فی المجتمع عبر محاور مختلفهٍ. فروایتُها تحملُ عنوانًا ما یتضمّنُ اللیلَ وما یشیرُ إلیه من السّهرِ والحکی، عدا أنّ الرّاویه «دیمه» تخاطبُ رجلاً ما بلقب «المولی»، وتشیر إلى نفسِها بکلمه شهرزاد عبرَ حکایات متوفّرهٍ، تعدّ مِن ذکریات الرّاویه وتجاربها الشخصیّه.
المنهج الوصفی المقارن هو المنهج البحثی المستخدم فی هذه الدراسه للمقارنه بین روایه ألف لیله فی لیله والقصّه الافتتاحیّه لألف لیله ولیله.
العنوان یتضمن اللیل وما یشیر إلیه فی السهر والکلام، الراویه "دیمه" تخاطب رجلاً بلقب "مولای" وتشیر إلى نفسها بکلمه شهرزاد من خلال القصص المتوفره التی تعتبر تجارب ذکریات الرّاویه. فی روایه جمیل، العنوان له دلالته وهدفه الخاص. بالإضافه إلی ذلک، ثمّه اختلافاتٌ بین کیفیّهِ تجلّی شهرازد الأسطوریه ودیمه ممثّله هوّیه المرأه العربیّه. لکنّها لیست هی تماماً علی الطریقهِ الشهرزادیّهِ، و کذلک إضاءهٌ على هوّیه «الأنا» للمرأهِ فی المجتمعِ العربیّ المعاصر، بتعلّقها بحیاهِ دیمه التی تنیرُ تجربتها الحیاتیّه والبیئیّهَ والمرحلهَ الزمنیّه التی عاشت فیها أمام متطلبات «الأنا» لشهرزاد.
تحصل سوسن على تقنیات سردیه جدیده عن مسار إعاده التراث فی تجربه معاصره، فأضافت دوراً جدیداً إلى الدور التقلیدی لشهرزاد وشهریار، وفتحت باباً للتأمل عن قرب فی ما یدلّ على العلاقه بین الذکر والأنثى وما یعلن عن علاقتهما، وسعت إلى وصف صوره حیه للذات فی الطرف الآخر، مع التعبیر عن رأیها من خلال دیمه على شکل انطباعات فکریه، ساعیهً إلى إثبات ذاتها الأنثویه من خلال السرد.
بررسی راهبرد «بومی سازی» در برگردان عربی عناصر فرهنگی رمان درازنای شب بر اساس نظریه «ذخایر فرهنگی ایون زوهر»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مباحث مهم و مورد توجه نظریه پردازان علم ترجمه، ارتباط عمیق بین فرهنگ و زبان است. بسیاری از مترجمان و نظریه پردازان برای ترجمه متون این دو را لازم و ملزوم یکدیگر می دانند. نمی توان انکار کرد که زبان بخش بزرگی از فرهنگ را تشکیل می دهد و تأثیر فرهنگ و زبان بر یکدیگر تأثیری متقابل است. در نظریه ذخایر فرهنگی ایون زوهر، زبان به عنوان یک ذخیره فرهنگی به شمار می رود که خود متشکل از ریزفرهنگ هاست. وی با تکیه بر این نظریه از یک سو به بررسی تعامل بین فرهنگ های مختلف می پردازد و از سوی دیگر، تعامل بین فرهنگ و زبان را بررسی می کند. در حیطه ادبیات، داستان ها و رمان ها را می توان منابع غنی فرهنگ یک زبان معرفی کرد. از این رو، این مقاله می کوشد با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی بر مبنای نظریه ایون زوهر راهکارهای بومی سازی عناصر فرهنگی را در ترجمه عربی یکی از رمان های جمال میرصادقی با عنوان درازنای شب به کوشش احمد یوسف شتا بررسی کند. نتیجه این پژوهش نشان می دهد مترجم به دلیل وام گیری زبانی، مبادلات فرهنگی، اشتراکات مسائل اجتماعی، وحدت ادیان و تشابه آداب و رسوم مذهبی در بومی سازی عناصر فرهنگی از روش هایی چون تجزیه و تحلیل فرهنگی -اختلاط فرهنگی– اصلاح فرهنگی و تطبیق فرهنگی بهره جسته است. از این رمان در مجموع 829 عنصر فرهنگی استخراج شد. نتایج بررسی ترجمآ این عناصر فرهنگی نشان می دهد که دو راهکار انتقال عینی (45 درصد) و فرهنگ زدایی (37 درصد) بیشترین بسامد را داشته اند. بسامد بالای این دو راهکار نشان دهنده عدم توجه نویسنده به بومی سازی عناصر فرهنگی و تلاش برای انتقال فرهنگ مبدأ به فرهنگ مقصد است.
واکاوی جامعه شناختی پیامدهای کولونیالیسم بریتانیایی از استعمار کردستان تا قرارداد سایکس پیکو در رمان دختر کاه فروش اثر نَبَز گُوران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای نوین ادبی زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۲۷
132 - 101
حوزههای تخصصی:
نَبَز گُوران از رمان نویسان کُرد در دوره معاصر است که رویکرد ویژه وی در آثار اَدبی اش معطوف به بازنمایی رنج های مردم کُرد در سرزمین های تحت سلطه دولت های استعمارگر، توتالیتر و فاشیستی و تصویر انسانیّتِ منکوب شده انسان معاصر در دوره هژمونی جنگ و خشونت بر سرنوشت مردم استبدادزده است. رمان دختر کاه فروش که در آن به تصویرسازی زندگی تراژیک دختر کاه فروش و رویدادهای سیاسی معاصر با دوره وی پرداخته شده، روایتی رئالیستی از رخدادهای اجتماعی سیاسیِ برآمده از سلطه استبدادی قاجار و استعمار بریتانیا بر سرزمین های کُردنشین است که سرنوشت مردمانش در گردابه استعمار، به رنج و بی بهر گی از استقلال و آزادی سیاسی و بی خویشتنی و پایمال شدن کرامت انسانی و تاراج ثروت های ملّی و چندپارگی مرزهای جغرافیایی می انجامد. از آن روی که تاکنون جستار مستقلّی به بررسی پیامدهای هژمونی استعمار بریتانیا در رمان دختر کاه فروش نپرداخته است، نگارنده در پژوهش حاضر بر آن است تا به بررسی این پدیده در این رمان بپردازد. مسأله بنیادین پژوهش حاضر این است که بُنمایه های استعمار و کولونیالیسم، چگونه و در چه قالب هایی در رمان دختر کاه فروش، نمود یافته و با چه مفاهیمی پیوند خورده است؟ جهت بررسی این مسأله، نگارنده از روش توصیفی تحلیلی مُبتنی بر بررسیِ جامعه شناختی بُن مایه های کولونیالیسم در این رمان بهره گرفته است. غصب و اِشغال سرزمین، تقسیم و چندپارگی جغرافیایی کردستان، غارت منابع و ثروت های سرزمین های کُردنشین و تعیین حاکمان دست نشانده از پُربسامدترین پیامدهای هژمونی استعمار انگلیس بر کردستان در رمان دختر کاه فروش است که با رویکرد تاریخی سیاسیِ همه سونگر، روایتگر رنجی جانکاه و پایمال سازی هویّتِ دیگریِ کُرد در فرایند نگرش به خاورمیانه و انسان شرقی به عنوان اُرگانیسم های مادّیِ فرآوری و بازدهی در چرخه تأمین نیازهای جهان امپریالیستی غرب است.