ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۴۱ تا ۷۶۰ مورد از کل ۵۳٬۷۸۶ مورد.
۷۴۱.

بررسی تأثیرپذیری اشرف جهانگیر سمنانی از عرفان ابن عربی در کتاب لطایف اشرفی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ابن عربی اشرف جهانگیر سمنانی لطایف اشرفی عرفان نظری عرفان عملی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۸۹
اشرف جهانگیر سمنانی، یکی از عارفان ایرانی طریقت چشتیه و از مشایخ متصوفه ساکن هند بود. از میان مهم ترین آثار او می توان به «لطایف اشرفی فی بیان طوایف صوفی» اشاره کرد که به منزله یکی از دایره المعارف های جامع عرفانی است. آرای اشرف، محل تلاقی آرای طریقت کبرویه و به ویژه شیخ علاءالدوله سمنانی، طریقت چشتیه و آرای ابن عربی است. او به واسطه مصاحبت با میر سید علی همدانی و عبدالرزاق کاشانی، به دنبال تلفیق و ترکیب سنّت اول عرفانی (چشتیه) با آرای عرفانی سنّت دوم در شبه قاره بوده است. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی درپی بررسی تأثیرپذیری اشرف جهانگیر از آرای عرفانی ابن عربی، در کتاب لطایف اشرفی است. نتایج حاصل از دریافت و بررسی آرای اشرف جهانگیر گویای این حقیقت است که وی در برخی از مباحث عرفان نظری ازجمله مباحث معرفتی، خداشناسی، وجودشناسی، جهان شناسی و انسان شناسی و در برخی از مباحث عرفان عملی، از آرا و اندیشه های عرفانی ابن عربی تأثیر پذیرفته است. محور تصوف وی، التزام به شریعت و سپس گام نهادن در طریقت برای وصول و درک حقیقت است.  
۷۴۲.

بازتاب مولفه های تئاتر روایی-تعلیمی برشت در بکارگیری حکایات مثنوی و مقالات شمس(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مقالات شمس تبریزی نمایش روایی- تعلیمی قصه مولوی برشت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۹۰
یکی از راه های شناخت غزلیات شمس و حکایات مقالات تحلیل ساختار درونی قصه های آنهاست. تحقیقاتی در این زمینه با توجه به درون مایه قصه های غزلیات انجام شده؛ اما تاکنون به ساختار قصه های شعری آن وحکایات مقالات در قالب نظام نمایش روایی-تعلیمی اصلاً توجه نشده است. از آنجا که مولوی از شمس در زمینه های گوناگون تأثیر بسیار پذیرفته و به قولی، خود «شمس دیگری» شده بوده است؛ سوال پژوهش این است، آیا قصه های شعری غزلیات (مولوی) و حکایت های مقالات شمس می تواند در قالب نمایش روایی- تعلیمی قرار گیرد؟ هدف این پژوهش بررسی محتوای این دو کار با نگاهی تعلیمی – روایی است. عناصر داستانیِ قصه ها (داستانک های) غزلیات شمس و مقالات به گونه ای ماهرانه؛ یعنی به صورت وضعیت درآغاز، میانه و پایان به کار گرفته شده که بیانگر هنرمندی مولانا و شمس تبریزی در قصه پردازی است؛ همچنین در بعضی از آنها ساختار تقلیل گرایی سبب شده است داستانک ها دارای ایجاز و جذابیت خاص شوند. یکی از راه های شناخت و بررسی ابعاد هنری آثار ادبی عرفا در گام نخست وارد شدن به دنیای حکایات و قصص آثار آنهاست و پس از آن در صورت داشتن عناصر اصلی داستان؛ یعنی شخصیت، کنش، روایت و...حکایات می تواند در قالب نمایش روایی-تعلیمی روی صحنه اجرا شود. مهم ترین اهداف پژوهش تأکید بر مضمون نمایش روایی- تعلیمی قصه های شعری غزلیات شمس و حکایت های مقالات در قالب نظام تئاتر برشت نمایشنامه نویس آلمانی است؛ در واقع در مقاله محتوای این دو اثر با نگاهی تعلیمی – روایی بررسی و برای تبیین بیشتر مسئله از هر کدام نمونه هایی ذکر شده است. گفتنی است چنین قصه هایی علاوه بر سرگرم کنندگی، اخلاقی و دربردارنده مضمون های نیک و آموزنده است؛ زیرا محتوای عرفانی، اخلاقی، دینی و تربیتی آنها مخاطب را به آگاهی و اندیشه وا می دارد.
۷۴۳.

بررسی و تحلیل جامعه شناسانه رمان های فارسی برجسته دهه نود خورشیدی با رویکرد به مؤلفه شکاف نسلی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: رمان فارسی دهه نود خورشیدی شکاف نسلی قیدار اندوه مونالیزا سامار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۸
یکی از مفاهیم اساسی و پرتکرار جامعه شناسانه در گستره ادبیات داستانی معاصر ایران، شکاف نسلی میان شخصیت هاست. بسیاری از نویسندگان ادبیات فارسی در آثار خود، با بهره گیری از این موضوع، شیوه تعارض ها و تفاوت های افراد را در جامعه به تصویر کشیده اند و به ذکر دلایل و پیامدهای این مقوله پرداخته اند. در پژوهش حاضر، هدف آن است تا با استناد به منابع کتابخانه ای و روش توصیفی- تحلیلی و رویکرد تطبیقی، سه اثر داستانی دهه نود خورشیدی (اندوه مونالیزا، سامار و قیدار) برپایه مقوله شکاف و تمایز نسلی از آنتونی گیدنز بررسی و به این پرسش پاسخ داده شود که: شکاف نسلی در داستان های مذکور، چگونه و در قالب چه مفاهیمی منعکس شده است؟ نتایج تحقیق نشان می دهد که این داستان ها با هدف نشان دادن اختلافات و تعارضات میان افراد خانواده و جامعه، به عنوان کشمکش ناشی از تعارضات نسلی و گاهی انقطاع نسلی صورت پذیرفته است. همچنین، شکاف نسلی در این آثار، در قالب مفاهیمی چون: «اختلافات خانوادگی»، «کشمکش های منجر به انقطاع نسلی میان افراد خانواده در دو نسل بالغ و جوان» و «تضاد در ارزش ها و هنجارهای افراد دو نسل در اجتماع» نشان داده شده است. افزون بر این، حضور زنان در جریان این تغییرات اجتماعی حائز اهمیت است که در قالب باورمندان به سنت و مدرنیته نقش آفرینی کرده اند.
۷۴۴.

واکاوی گونه های تمثیلی در پاردوکس های غزل حسین منزوی و محمدعلی بهمنی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: حسین منزوی محمدعلی بهمنی تمثیل پارادوکس غزل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۸
اگر پارادوکس را با همه پیچیدگی ها اوج هنر شاعرانه در انتقال مفاهیم بدانیم شیوه های گوناگون تمثیل راهی برای دستیابی به زوایا و ابعاد ابهام آمیز آن به شمار می رود؛ پیوند آرایه های معنوی تمثیل و پارادوکس افزون بر برجسته نمایی نقش آن ها در عمق بخشی، وسعت بخشی و تاثیرگذاری بیشتر کلام می تواند به وجود آورنده ظرفیت های بسیاری در محتوا، ساختار و تصویرسازی های یک اثر ادبی نیز باشد؛ با این همه تاکنون هیچ پژوهش ادبی در این زمینه پدید نیامده است. هدف از انجام این پژوهش بررسی و واکاوی شیوه های گوناگون تمثیل در پارادوکس های غزل حسین منزوی و محمدعلی بهمنی به عنوان دو شاعر جریان ساز در شعر معاصر و همچنین پرداختن به شفاف سازی نقش گونه های تمثیلی در فهم و درک بهتر انواع پارادوکس خواهد بود که با روش تحلیلی-توصیفی بر پایه مطالعات کتابخانه ای صورت گرفته است. نخست پاردادوکس های غزلیات این دوشاعر استخراج و پس از آن نمونه های مشخص شده طبق دسته بندی تمثیل های محتوایی و ساختاری مورد بحث و ارزیابی قرار گرفته اند. نتایج به دست آمده از این پژوهش نشان می دهد پیوند تمثیل و پارادوکس می تواند کارکردهایی چون برجسته سازی تضادها، عمق بخشی به عواطف مورد نظر شاعر، همذات پنداری، ساده سازی مفاهیم، ایجاد چندلایگی و دسترسی به لایه های معنایی و همچنین نقد مسائل اجتماعی را در پی داشته باشد. کارکردهایی که تا کنون به آن پرداخته نشده و هر کدام در جایگاه خود قادر هستند ارزش و عیار یک اثر ادبی را نشان بدهد.
۷۴۵.

تحلیل ساختار تمثیل خرد در خردنامه اسکندری جامی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: خرد تمثیل حکمی عرفانی خردنامه اسکندری جامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۹
خرد یکی از مهمترین عناصر مفهومی و واژگانی در پهنه ادب فارسی و دارای رویکردی آفاقی و انفسی در شعر شاعران حکیم و عارفان است و دارای سیر تحول سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و زبانی است. تمثیل نیز زبان حقیقت است و از این طریق عقاید و اندیشه های ناب حکما و عرفا جهت فهم مخاطب عینی می شود. در این پژوهش، به روش کتابخانه ای و شیوه تحلیلی . توصیفی، به تحلیل ساختارتمثیلِ خرد در خردنامه اسکندری پرداخته شده است. و برای رسیدن به این منظور، دیوان شاعرانِ حکیم و عارف قبل از جامی بررسی شد تا در مرحله اول تفاوت خرد و عقل و سیر تحول این دو مفهوم از نظر سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و زبانی مشخص شود. و در مرحله دوم، چگونگی تبیین، تحلیل و تمایز انواع خرد در قالب تمثیل توسط جامی بیان شد. و در نهایت به تحلیل تمثیل انواع خرد در خردنامه اسکندری پرداخته شده است. خرد، در خردنامه اسکندری جامی، مفهومی چندوجهی است که شامل ابعاد عملی، اخلاقی، نظری، عرفانی و سیاسی می شود که دارای دو سیر حکمی و عرفانی است باکارکرد هدایتگری در جهت برقراری عدالت بیان شده است.
۷۴۶.

واکاوی پیوند عرفان و شعر شیعی با تأکید بر دیوان نیر تبریزی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شعر شیعی عرفان مرثیه آتشکده نیرتبریزی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۵
نیر تبریزی ازجمله شعرایی است که واقعه عاشورا را با استفاده از عناصر عرفانی به نظم کشیده است. او در دیوان اشعار خود بخشی را با عنوان آتشکده نیز آورده است که در این بخش واقعه عاشورا در قالب مثنوی با نگاهی عاشقانه و عارفانه روایت شده است. پژوهش پیش رو با روش تحلیلی_توصیفی به واکاوی پیوند عرفان و شعر شیعی در آتشکده نیر تبریزی پرداخته و هدف از آن یافتن مبانی پیوند بین مباحث آیینی و عرفانی در دیوان نیر تبریزی است. در این دیوان پیوندی قوی بین عناصر عرفانی و ادبیات شیعی برقرار است، پیوندی که در مثنوی آتشکده در روایتگری عاشورا در بالاترین سطح خود قرار دارد. نتیجه پژوهش حاکی از آن است که نیر تبریزی مقاماتی از قبیل توبه، ورع، زهد، فقر، صبر، توکل و رضا و حالات عرفانی از قبیل: مراقبه، قرب، خوف، رجا، محبت، شوق، انس، اطمینان، مشاهده، یقین، عشق، حیرت، فنا و بقا را در سیر و سلوک لازم می داند که درنهایت وحدت وجود و یا توحید عرفانی حاصل می شود. حجت الاسلام نیر تبریزی در دیوان شعر خود با تشریح منظوم این مقامات و احوالات در صفات امام حسین (ع) و اهل بیت ایشان این پیوند را به اوج رسانده است.
۷۴۷.

بررسی دینامیک های حرکتی در منطق الطیر عطار و رسالة الغفران ابوالعلا معّری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ابوالعلا معری دینامیک حرکتی سیر و سلوک معنوی منطق الطیرعطار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۹
این مقاله به بررسی و مقایسه دینامیک حرکتی در منطق الطیرعطار و رساله الغفران ،  ابوالعلا معّری می پردازد. هر دو اثر، به نوعی سیروسلوک معنوی و سفر روحانی را به تصویر می کشند؛ اما  در شیوه های بازنمایی حرکت تفاوت هایی وجود دارد . منطق الطیر به عنوان یک اثر عرفانی، سیر تکاملی پرندگان در جستجوی حقیقت را نماد انسان های جویای خداوند نشان می دهد، در حالی که ابوالعلا معّری با دیدگاه فلسفی خاص خود به موضوع سفر و حرکت به عنوان یک سفر ذهنی و فلسفی پرداخته است. این پژوهش،  به بررسی ابعاد مختلف حرکت و مقایسه مفاهیم فلسفی در این دو اثر، می پردازد. هر دو اثر نوعی سیر و سلوک معنوی و فلسفی را با دیدگاهها و جهان بینی متفاوتی به تصویر می کشند. در حالی که عطار با بهره گیری از استعاره های عرفانی به تبیین سفری روحانی به سوی حقیقت نهایی پرداخته، معّری با دیدگاهی فلسفی و شک گرایانه به سفر ذهنی و انتقادی از باورهای دینی و اجتماعی زمان خود پرداخته است. هدف این پژوهش بررسی عمق و معنای حرکت در هر دو اثر و تحلیل تطبیقی این حرکت از منظر عرفانی و فلسفی است. این مطالعه با استفاده از رویکرد تطبیقی و تحلیل محتوا به بررسی ریشه ها، ویژگی ها و نتایج این حرکت ها در دو اثر می پردازد. نتایج نشان می دهد که حرکت در منطق الطیر ، نماد سفری روحانی به سوی کمال است، در حالی که در الغفران معّری، حرکتی فلسفی و ذهنی در راستای نقد جهان بینی های سنتی است.
۷۴۸.

دگردیسی، مجازات، و بدن گروتسک: خوانشی نمادین از «شلغم میوه بهشته»(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: بدن گروتسک مسخ امر واقع کارناوال شلغم میوه بهشته

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۶
در باورهای عامیانه، بدشکلی بدن (گروتسک) به عنوان بازنمایی انحراف از هنجارهای اجتماعی، همواره در تقابل با مفهوم خیر ظاهر می شود. براین اساس هرگونه پندار، گفتار، و کردار پلید به صورت نقصان عضوی تجسد می یابد؛ ولی در ادبیات کلاسیک، بدن گروتسک تنها نمود کهن الگوی شر نیست؛ بلکه لایه های پیچیده ای از مفاهیم نفرین، پوچی، طرد شدگی، و بحران هویت را در بر می گیرد و بستری برای نقد ساختارهای اخلاقی و نظام های سرکوبگر فراهم می آورد. در این مقاله با تحلیل رمان شلغم میوه بهشته از علی محمد افغانی، تلاش می شود به روش توصیفی- تحلیلی و در پرتو نظریه های باختین، و لکان، مفاهیم بدن گروتسک با توجه با نمادهای مرتبط تبیین شود. مقاله نشان می دهد که چگونه شکست نظم نمادین - زبان و فرهنگ- در بازنمایی تجارب عمیق و غیرقابل بیان، به ظهور بدن هایی گروتسک و واژگونی مرزهای بین حیات و مرگ، انسان و غیرانسان منجر می شود. همچنین، با نقد مفاهیم کارناوال و مرحله آینه ای لکان، تعامل پیچیده میان سه مرتبه امر نمادین، امر خیالی و امر واقع تحلیل شده و تأثیر آن بر شکل گیری هویت و تجربیات تروماتیک فرد و جامعه موردبحث قرار گرفته است. بدن گروتسک در این رمان نمادی از آگاهی غیرمجاز و همچنین شکنندگی و ضعف انسان دربرابر حقیقت است.
۷۴۹.

بازنمایی مفاهیم «زیست سیاست» و «حکومتمندی» فوکو در نمایشنامه کپنهاگ اثر مایکل فرین(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تاچریسم زیست سیاست حکومت مندی فوکو مایکل فرین کپنهاگ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۰
مایکل فرین ( 1933.م) نمایشنامه نویس بریتانیایی است که در دوره زمامداری تاچر (1979-1990) در انگلستان آثاری با مضامین سیاسی- اجتماعی از خود به جای گذاشت. آثار این نویسنده تحت تأثیر ایدئولوژی حاکم و معضلات سیاسی در دوره تاچر و مفهوم نئولیبرالیسم بودند. نمایشنامه کپنهاگ یکی از مهم ترین آثار وی، در بستری از تحولات جنگ جهانی دوم و همچنین جنگ سرد در قرن بیستم و ظهور فیزیک کوانتوم شکل می گیرد و با ارائه تعریف جدیدی از مفاهیم نظارت و کنترل، به روابط پیچیده تری از قدرت و دانش، به مفاهیم فوکویی می پردازد. هدف از این پژوهش، بررسی و تحلیل مفاهیمی مانند حکومت مندی و زیست سیاست است که مفاهیمی اصلی در مطالعه شرایط اجتماعی دوران حکومت تاچر محسوب می شوند. این مفاهیم توسط فوکو به نقد و بررسی کشیده شده اند و در اندیشه مدرن جایگاه گفتمانی مهمی می یابند. در همین راستا، بررسی مفاهیم زیست سیاست و حکومت مندی در نمایشنامه کپنهاگ نشان می دهند که چگونه فرین، دوران تاچر را با مفاهیم فوکویی بازخوانی کرده و شکل گیری این مفاهیم را در دوره تاریخی تاچر تحلیل کرده است. همچنین تأثیر و نقش دانش در شکل گیری مفاهیم فوکویی، چه در نمایشنامه کپنهاگ و چه در دوره تاچر، قابل بررسی می شود و این چشم انداز را ایجاد می کند که بتوان با کاربست این مفاهیم در یک متن ادبی، دریچه ای برای آشکار ساختن حقایق اجتماعی و سیاسی زمانه تألیف آن اثر، یافت
۷۵۰.

«داش آکل» از منظر روایت های جایگزین(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: داش آکل ادب عامه صادق هدایت روایت تثبیت شده روایت های جایگزین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۰۴
داش آکل، پهلوان مشهور شیرازی، یکی از شخصیت های برجسته در ادبیات عامه و رسمی ایران است که روایت های مختلفی از زندگی و شخصیت او در فرهنگ عامه مردم شیراز وجود دارد. صادق هدایت با الهام از این روایت ها، داستان کوتاه «داش آکل» را در سال 1311ش نوشت. مهارت های داستان نویسی هدایت و شهرت گسترده او موجب شد تا روایت او به تدریج به روایت غالب و تثبیت شده ای از داش آکل تبدیل شود، به طوری که سایر روایت های محلی به مرور فراموش شدند. تغییراتی که هدایت در روایت این داستان ایجاد کرد، تأثیر عمیقی بر شکل گیری تصویری جدید از داش آکل داشت. در این تصویر، داش آکل، قهرمانی بی عیب و نقص است که با آرمان های مردانگی و پاکدامنی اخلاقی درهم آمیخته است. تغییراتِ هدایت نه تنها شخصیت داستان را بازآفرینی کرد، بلکه بازتابی از تحولات فرهنگی و اجتماعی ایران در اوایل قرن بیستم بود که به طور گسترده توسط روشنفکران و نویسندگان پیگیری می شد. در مقاله حاضر تلاش شده با فاصله گرفتن از روایت تثبیت شده هدایت، به بررسی روایت های جایگزین از داش آکل که در منابع محلی در شیراز بازتاب یافته اند، بپردازیم. این روایت ها غالباً با نسخه هدایت تفاوت های اساسی دارند و ویژگی هایی چون وضعیت جسمانی، روابط عاشقانه و نحوه مرگ داش آکل را به شکلی متفاوت از روایت غالب هدایت بازگو می کنند. این مقاله به بررسی انگیزه های فرهنگی و ادبی پشت تغییرات هدایت می پردازد و نشان می دهد که چگونه او با ایدئال سازی شخصیت داش آکل، تصویری جدید از قهرمان اساطیری ساخت که نه تنها با تحولات فرهنگی زمانه اش هم راستا بود، بلکه از گفتمان های عرفانی، اساطیری و روشنفکری ایران نیز متأثر بود. این بازسازی نه تنها پیوند میان روایت های مسلط و تغییرات فرهنگی را آشکار می کند، بلکه نگاهی تازه به فرایند تطبیق فولکلور با چارچوب های ادبی مدرن ارائه می دهد.  
۷۵۱.

Xenophobia in Media: Reconstruction of Subjectivity in Iqbal Al-Qazwini’s Zubaida’s Window(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Hyperreality Iqbal Al-Qazwini Media subjectivity Xenophobia Zubaida’s Window

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۶ تعداد دانلود : ۳۲۷
The present study argues the relationship between the media’s power and the reconstruction of subjectivity in Zubaida’s Window, a novel by Iqbal Al-Qazwini. It is a description of the tortured psyche of the exiled woman and her attempts to reconstruct her displaced subjectivity among different versions of media’s Baudrillardian simulacra and to distinguish reality from unreality. Media’s depictions of death and war’s destruction can generate xenophobia among natives who may blame immigrants for their social problems and disturbing spatial harmony. Qazwini re-emphasizes that xenophobia can destroy an immigrant’s self-perception and trigger the preference for death. Moreover, the hyperreal versions of truth and ignoring the subaltern’s voice and revelation affect an immigrant’s mentality negatively and persuade her/him to prefer loneliness and death to have social interactions. This article focuses on the significance of media in the reconstruction of subjectivity, intensification of anti-immigration views, and the dark sides of modern war based on the interrelated theories of David Miller and Derek Gregory. Considering the issues of compulsory displacement and territoriality, Miller focuses on the ethical/political dimensions, while Gregory examines the causes of armed conflicts and geopolitical factors. By applying such an interdisciplinary approach, the researchers investigate Zubaida’s mental downfall, her failure in the reconstruction of subjectivity, and her inability to reconcile different self-images. This article examines her ceaseless effort to reverse the colonial power of media by adhering to her homeland’s memories, or watching her country’s news through TV’s representation, or ignoring spatial interactions, and lack of interest in self-renovation.
۷۵۲.

آزادی و تعهّد اجتماعی در آیینه شعر معاصر عربی و فارسی: نگاهی تطبیقی به جهان شاعرانه قاسم حدّاد و احمد شاملو(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ادبیات تطبیقی آزادی تعهد اجتماعی قاسم حداد احمد شاملو

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۵
شعر معاصر همواره بازتابی از تحوّلات اجتماعی و سیاسی بوده است و در این میان، قاسم حدّاد و احمد شاملو، به عنوان دو شاعر متعهّد، نقش بسزایی در ادبیّات عربی و فارسی ایفا کرده اند. این پژوهش با رویکردی تطبیقی و در چارچوب مکتب آمریکایی ادبیّات تطبیقی، مفاهیم آزادی، تعهّد اجتماعی و عدالت را در آثار این دو شاعر بررسی می کند. حدّاد، با زبانی استعاری و ساختارشکنانه، تجربه های تلخ سرکوب و مقاومت را به تصویر می کشد. در حالی که شاملو، با استفاده از زبانی صریح و آهنگین، ظلم و استبداد را به چالش می کشد و به دفاع از حقوق انسانی می پردازد، در این پژوهش، ابتدا زمینه های اجتماعی و تاریخی شعر هر دو شاعر بررسی شده و سپس شیوه استفاده از نمادها، استعاره ها و فرم های نوین شعری در بیان تعهّد اجتماعی و آزادی خواهی تحلیل می شود. همچنین، میزان تأثیرگذاری آن ها بر شاعران معاصر عربی زبان و فارسی و جایگاه جهانی شان در ادبیّات مقاومت مورد بررسی قرار می گیرد. یافته ها نشان می دهد که هر دو شاعر، با وجود تفاوت های سبکی، توانسته اند تعهّد اجتماعی را در قالبی نوآورانه بازآفرینی کرده و ادبیّات را به ابزاری مؤثّر برای بیدارسازی، مبارزه و آگاهی بخشی تبدیل کنند. آثار آن ها همچنان الهام بخش جریان های شعری منتقد و آزادی خواه در سطح منطقه ای و فرامنطقه ای است.
۷۵۳.

بازتاب آیین ها و باورهای عامه در مکتب داستانی جنوب(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فرهنگ عامه آیین ها و سنت ها مکتب داستان نویسی جنوب احمد محمود محمد ایوبی قباد آذرآیین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۴
ادبیات عامه که شامل آیین ها، باورها و سنت های هر اقلیم است؛ یکی از سرچشمه ها و بن مایه های ادبیات هر کشوری به ویژه ادبیات داستانی آن است. ادبیات داستانی ایران با توجه به اقالیم گسترده و متنوع کشورمان، به چندین مکتب از جمله مکتب داستان نویسی جنوب تقسیم شده است. در این جستار به روش توصیفی - تحلیلی، جلوه های فرهنگ عامه؛ اعم از آیین ها، باورها و سنت های مردمی جنوب را در آثار سه تن از نویسندگان مکتب جنوب؛ احمد محمود، محمد ایوبی و قباد آذرآیین که بسامد بالایی دارند؛ مورد کنکاش قرار گرفت و ضمن بررسی و طبقه بندی آن ها این نتیجه حاصل شد که تنوع و عمق و لایه های پنهان معنایی در داستان های احمد محمود بیشتر از دو نویسنده دیگر است. رئالیسم اجتماعی همراه با تسلّط بر فضاسازی، زبان و کاربرد به جای واژگان بومی و استفاده شایسته از فرهنگ عامه در داستان از ویژگی های منحصر به فرد وی است. در داستان های محمد ایوبی؛ اشاره به مرگ، دیو، سایه و همزاد و همچنین اشعار عامیانه به ویژه به لهجه دزفولی بسامد بیشتری دارد. وی در داستان های خود یک تقابل ایجاد می کند؛ این تقابل به خواننده اجازه می دهد که بتواند دریافت های خاص خودش را داشته باشد و تأثیر محیط و شرایط اجتماعی که انتخاب می کند، قطعاً در این تقابل ها دخیل است. بسامد واژگان، اصطلاحات و زبان زدهای عامیانه در داستان های قباد آذرآیین، بیشتر و نشانه های جنوبی بودن در آثار او چشمگیرتر از دو نویسنده دیگر است؛ به ویژه فرهنگ و واژگان رایج در میان مردم بختیاری جنوب در داستان های او تبدیل به یک ویژگی اصلی شده است.
۷۵۴.

سرچشمه های اساطیری رودابه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: رودابه هند ایران الهه-مادر شاهنامه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۳
اقوام هند و ایران پیش از آن که از موطن اصلی از هم جدا شوند، مدّتی طولانی در کنار هم می زیستند و واجد یک فرهنگ، زبان، مذهب و اساطیر مشترک هندوایرانی بودند. با توجه به تأثیر فرهنگی متقابل ایران و هند بر یکدیگر، گاهی این امر امکان پذیر است که بتوان ریشه اسطوره های هندی را در ایران نیز جستجو کرد. با مروری بر داستان زال و رودابه در شاهنامه و جستجو در رمزگان هایی که در شخصیّت رودابه به صورت بارزی جلوه گر شده، درمی یابیم که این شخصیّت، در ژرف ساخت خود ممکن است به اصل و پیشینه ای اساطیری برسد. با بررسی ویژگی های این مِهین بانو و مطالعه کردارهای او در شاهنامه از یک سو و همچنین ردیابی ریشه های اساطیریِ همسان و تکراری در لایه های زیرین شخصیّتی وی، احتمالاً بتوان به یک بُن مایه کهن در جوامع مادرسالارانه عصر ماقبل تاریخ رسید که در آن ستایش و اقتدار الگویِ الهه - مادرِ بزرگ آب، باروری و عشق، قلمرو وسیعی را به خود اختصاص داده بود. آن الهه در هریک از سرزمین ها و مناطق جغرافیایی کهن با کردارها و خویشکاری های مشابه و با نام های مختلفی جلوه گر شده است. نوشتار حاضر که با روش توصیفی- تحلیلی انجام شده، درصدد یافتن ویژگی های مشترک و همسان میان خدابانوی سرسوتی در هند و رودابه در شاهنامه فردوسی است. رودابه با داشتن ویژگی های مهم همچون: تبار بیگانه، خویشکاری مادرانه، نگهداری نطفه، نامیرایی، ارتباط با آب، ماه، مار، کوه، پرندگان اساطیری، گل نرگس و غیره این انگاره را سامان می بخشد که به احتمال بسیار، ترکیبی از بازتاب های ایزدبانوی کهن آب در هند است.
۷۵۵.

تبیین پیوند و شیوه تعامل کلام و عرفان در آثار علاءالدّوله سمنانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کلام عرفان آثار علاءالدّوله سمنانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۲۶۴۹
زمینه : از ویژگی های مهم متون ادب عرفانی پیوند آنها با کلام است که می تواند نشان دهنده اهمیّت مباحث کلامی از نظرگاه عارفان باشد. این پژوهش می کوشد ضمن بررسی و تبیین پیوند و شیوه تعامل کلام و عرفان و بازتاب مباحث کلامی در آثار علاءالدّوله سمنانی، اثبات کند که علم کلام در راستای رسیدن سالک به غایت و هدف، کمال مقدّمی و پیشینی شایسته ای به شمار می آید. روش : با توجه به این ویژگی ها در این مقاله  به روش توصیفی تحلیلی، نحوه پیوند کلام و عرفان در آثار علاءالدوله سمنانی بررسی و تبیین می شود. یافته ها : سالک با کاربرد ابزارکلام می کوشد به تدریج معارف خود را ارتقاء دهد تا از حیطه معرفت کلامی بیرون آید و به معرفت شهودی دست یابد. بررسی شیوه تعامل کلام و عرفان در آثار علاءالدّوله نشان می دهد که کلام به سه صورت در مباحث عرفانی تأثیرگذار است: 1 طرح مباحث نوین(طرح مسأله)؛ 2 شرح و تبیین مسأله و تدارک زیرساخت های لازم؛ 3 تغییر زبان و وسعت دایره واژگانی. از سوی دیگر عرفان نیز در چهار بخش بر کلام اثر می گذارد: 1 طرح مباحث نوین(طرح مسأله)؛ 2 نقد آموزه های کلامی؛ 3 تبیین ابهامات و تکمیل آموزه های کلامی؛ 4 شرح و تعمیق تأمّلات کلامی در مسائل مختلف.
۷۵۶.

زال و سیمرغ به مثابه یک ترفندباز: خوانشی نوین از داستان های شاهنامه براساس نظریه های اسطوره شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: ترفندباز زال سیمرغ شاهنامه اسطوره شناسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۹
مقاله حاضر به بررسی شخصیت ترفندباز در داستان زال و سیمرغ از شاهنامه فردوسی می پردازد. ترفندباز به عنوان شخصیتی اسطوره ای، با ویژگی هایی همچون دوپهلو بودن و پیکرگردانی، چاره گری، و مداخله خداگونه شناخته می شود که در فرهنگ های مختلف جهان حضور پررنگی دارد. این پژوهش با استناد به نظریه های مختلف و بررسی ویژگی های یک ترفندباز، زال و سیمرغ را به عنوان ترکیب ترفندباز در اسطوره های ایرانی معرفی می کند. در این مقاله، ویژگی های ترفندباز مانند تغییر شکل، خردمندی، و توانایی ایجاد تحول در نظم اجتماعی تحلیل شده است. زال با تولد غیرعادی و پرورش یافتن توسط سیمرغ، شخصیتی بینابینی دارد که به او توانایی دخالت در موقعیت های بحرانی می دهد. سیمرغ نیز با نقش راهنمایی و شفابخشی، به عنوان موجودی ماورایی عمل می کند که در تعادل بخشیدن به قدرت و آشکار کردن حقایق نقش دارد. بررسی داستان رستم و اسفندیار نشان می دهد که زال و سیمرغ با استفاده از ترفند و دانش خود، به مقابله با ساختارهای ناعادلانه قدرت می پردازند و نظم نوینی را رقم می زنند. این پژوهش بر اهمیت ترفندباز در اسطوره های ایرانی تأکید دارد و جایگاه زال و سیمرغ را به عنوان نمادهایی از تحول و تعادل در فرهنگ ایرانی تبیین می کند.
۷۵۷.

تأویل و تحلیلِ هوشِ مصنوعی از کاربردِ حقیقی تا رمزی و تمثیلیِ مفهومِ بروج در متونِ عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: بروج دوازدگانه آسمان هشتم تأویل متون عرفانی هوش مصنوعی(AI) ربات چت جی پی تی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۴۴
آسمان در نزد عرفا جایگاه والای معنوی دارد و سرچشمه معارف است. در فراسوی آسمانی که با چشم دیده می شود، جهان نادیدنی و ملکوت قرار دارد. آسمان مرئی در باور گذشتگان هشت فلک به شمار می آمد که هشتمین فلک، جایگاه بروج بود. این آسمان و صورت های فلکی آن، افزون بر کاربرد حقیقی که برآمده از نگاه اخترشناسی آن دوران بود در نزد پیشینیان در مواردی کاربردهای رمزی و تمثیلی نیز داشت. دریافت معنی حقیقی یا استعاری چندان دشوار نیست؛ اما کشف معانی پنهان و رمزی این کاربرد در متون عرفانی تا اندازه ای دشوار است. شناخت لایه های زیرین متن نیازمند دانش گسترده ای در ستاره شناسی کهن، آشنایی با ظرافت های ادبی و آگاهی از حکمت، فلسفه و جهان بینی گذشتگان است. باتوجه به توانمندی بسیار هوش مصنوعی در تحلیل داده ها، سنجش رویارویی این ابزار با مفاهیم پیچیده و تمثیلی متون عرفانی می تواند ما را بیش ازپیش در شناخت و شیوه بهره مندی از این ابزار یاری کند. در این پژوهش به روش توصیفی تجربی تلاش شده است تا کاربرد رمزی و تمثیلی مفاهیم آسمانی در متون عرفانی، با استفاده از هوش مصنوعی سنجیده و بررسی شود. نتایج این پژوهش نشان می دهد که هوش مصنوعی در قالب ربات چت جی پی تی به خوبی از مفاهیم تمثیلی عرفانی در پیوند با اصطلاحات نجومی آگاهی دارد و از پسِ شناخت کلی این مفاهیم در متون عرفانی برمی آید. هرچند که در این میان، گاهی تحلیل های نادرستی نیز دیده می شود. شناخت هوش مصنوعی از بیشتر اصطلاحات اخترشناسی کهن به همراه مفاهیم عرفانی و کاربرد نمادین اعداد از دیگر توانمندی های این ابزار است.
۷۵۸.

شاخصه های هنر داستان گویی هوشمند تعاملی «استوری تیک» از دیدگاه ایدن چمبرز(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: استوری تیک ایدن چمبرز داستان گویی تعاملی رشد خلاقیت کودک فناوری هوش مصنوعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۵۵
نوآوری های فناوری ازطریق هوش مصنوعی، داستان هایی را بدون نیاز به مشارکت والدینی با مشغله های فراوان، دردسترس کودکان برای تجربیات داستان گوییِ تعاملی قرار داده است. هدف از مقاله ی حاضر، تحلیل فرایند داستان گوییِ تعاملی مبتنی بر هوش مصنوعی است تا درعین به حداقل رساندن دخالت والدین، پرورش کودکی خلاق را موجب شود که می تواند الگوهای پنهانی را کشف کند و ایده های جدیدی را پدید آورد. شناساندن امکانات اسباب بازی های هوشمندِ تعاملی، به متولیان فرهنگی هنری، هنرمندان و پژوهشگرانِ حوزه ی رسانه نیز مدنظر بوده است. «استوری تیک» یک اسباب بازی داستان گویی تعاملیِ ژاپنی، با اهداف آموزشی متنوع است. در این مقاله، دیدگاه «ایدن چمبرز» نظریه پرداز بریتانیاییِ معاصر در حوزه ی مطالعات ادبیات کودک، واکاوی شده است. پرسش اصلی پژوهش، چگونگی نقش اسباب بازی های داستان گوییِ تعاملی در فرهنگ سازی و جهت دهی کودک برای رشد خلاقیت و مهارت های فردی است. روش پژوهش، توصیفی تحلیلی بوده است و با هدف توسعه ای کاربردی برای الگوبرداری و ترویج آن در حوزه ی داستان گویی کودک انجام گرفته است. بر این مبنا، باتوجه به اطلاعات حوزه ی داستان گویی تعاملی در اسباب بازی های هوشمند و براساس مؤلفه های چهارگانه ی این نظریه پرداز شامل: «سبک، زاویه ی دید، طرفداری و شکاف های گویا» در زمینه ی داستان گویی، اسباب بازی هوشمند «استوری تیک»، تحلیل شده است تا نقش کودک به عنوان هدایتگر اصلی داستان، ارزیابی شود. نتایج پژوهش، مؤید آن است که براساس مؤلفه های ذکرشده ی نظریه پرداز، «استوری تیک» دغدغه ی رشد خلاقیت و درگیرکردن تخیل کودک را دارد و مهم تر اینکه یافتن راهکارهای حل مسأله را برای کودک فراهم می کند. ازطرفی، شاخصه ی آزادی عمل در انتخاب و حتی امکان خلق داستان از سوی کودک، در این داستان گویی هوشمند تعاملی، مشهود است.  
۷۵۹.

Le Soufisme, L’autre Voie du Roman Autobiographique, Maghrébin, D’expression Française(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: Soufisme autobiographie Romance roman Poé sie Musique

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۳۸
Le présent article vise à rendre visible une nouvelle piste récemment empruntée par le roman autobiographique, francophone, maghrébin, celle de la spiritualité soufie par laquelle se renouvelle ainsi non seulement le genre en question mais toute la littérature maghrébine d’expression française. Ce tournant littéraire, inédit, fait écho à l’approche critique de Marthe Robert sur le genre romanesque, définissant ce dernier comme « une capacité à s’emparer de secteurs de plus en plus vastes de l’expérience humaine » (Robert, 1972 : 15). Cette nature plastique du roman se manifeste à deux niveaux dans Nulle part dans la maison de mon père de la célèbre écrivaine, algérienne, Assia Djebar : dans la relation dialogique qu’il entretient avec le livre, explicitement spirituel, Soufi, mon amour de l’écrivaine turque, Elif Shafak, et dans sa structure composite incluant le soufisme , l’autobiographie, la romance . De cette hétérogénéité, il résulte un néant culturel réalisé sur le mode de l’initiation soufie de l’accomplissement spirituel de l’être.
۷۶۰.

«کلمات قصار» مندرج در مقالات شمس تبریزی از کیست؟(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مقالات شمس کلمات قصار گزیده در اخلاق و تصوف ابونصر طاهر بن محمد الخانقاهی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۷
نقلِ اقوال پیشینیان در متون ادب فارسی، سنتی دیرینه است که نویسندگان متون تعلیمی، عرفانی و اخلاقی اغلب از آن بهره برده اند. در بسیاری از این متون سخنانی به ثبت رسیده است که صورت تغییریافته یا مشابه آن را می توان در آثار دیگر نیز مشاهده کرد؛ ازاین رو ردیابی و تعیین اصل چنین سخنان، منبع یا منابعی که نویسندگان آثار از آنها بهره گرفته اند، آن هم در متون ادبی فارسی، کاری بایسته و ضروری است؛ ازاین جمله اند کتاب مقالات شمس تبریزی که اگرچه نویسنده آن شمس تبریزی نیست، گفتارهای آن را از وی دانسته شده است. این کتاب حاوی سخنانی با عنوان «کلمات قصار» است و به تصریح مصحح کتاب، تعدادی از این سخنان، در آثاری چون کیمیای سعادت و بحر الفوائد نیز آمده است؛ اما بررسی ها نشان می دهد که تمام این اقوال، پیش تر در یکی از کتب صوفیه، یعنی گزیده در اخلاق و تصوف نوشته ابونصر طاهر بن محمد الخانقاهی تحریر یافته و موجود بوده است. به نظر می رسد سخنان منتسب به شمس، آگاهانه به نام او سند خورده است. در این مقاله، ضمن اثبات این نکته، چهل و یک قولی که با اندکی تفاوت در گزیده و در مقالات شمس درج شده است، ازنظر کیفیت حضور و میزان دخل وتصرفات، بررسی و ارزیابی خواهد شد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان