ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۱۰۱ تا ۵٬۱۲۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۵۱۰۱.

بافت موقعیتی و کارکردهای تاریخ سیستان بر اساس نظریۀ هلیدی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۶ تعداد دانلود : ۲۹۰
تاریخ سیستان متنی از نیمۀ قرن پنجم است که از نظر سبک نگارش به نثر مرسل و به دست مؤلّفی ناشناس نگاشته شده است. هلیدی متن را دارای عناصر فرانقشی، زمینه و بافت موقعیتی و دربرگیرندۀ معانی تجربی، عاملان گفتمان و شیوۀ گفتمان می داند و معتقد است که متن باید دارای آغاز، میانه و انجام یا بافتار باشد. وی برای زبان کارکردها و نقش های هفت گانۀ تعاملی، تخیّلی، ابزاری، اکتشافی، نظارتی، اطلاع رسانی (اظهاری) و عاطفی را در نظر گرفته است. هدف اصلی این پژوهش، مشخص کردن قابلیت این نظریه برای تحلیل تاریخ سیستان و نشان دادن عوامل فرانقشی و کارکرد های این متن است. روش این پژوهش توصیفی تحلیلی، به خوانشی نقش گرایانه از تاریخ سیستان ، بر اساس نظریۀ هلیدی، پرداخته است. یافته ها نشان می دهد که گفتمان آیینی دینی نگارندۀ تاریخ سیستان ، عاملان اسطور های و فراواقعیتگرای متن و شیوۀ گفتمان مبتنی بر پیونددادن تاریخ و اسطوره که با تطبیق های شگرف فرهنگ ایرانی و سامی (کیومرث=آدم ع) و اندیشۀ برابری اجتماعی و شعوبی گری، پردازش شده اند، بافت موقعیتی و بخش های نانوشتۀ این متن را می سازند. در نتیجه، این متن گزارشی، بافت موقعیتی و بافتار دارد و در کارکردهایش، کارکرد تخیلی و عاطفی در بیان شگفتی های سیستان و ارزشمندی آن دیده می شود، ولی نقش های اطلاع رسانی (توصیف ها) و ترغیبی زبان به ترتیب دارای بیشترین نمود هستند و کارکرد تعاملی (گفت وگوها) دارای کمترین نمود نسبت به دیگر کارکردها و نقش های زبان است.  
۵۱۰۲.

بررسی تطبیقی مفهوم «خودشناسی» در اندیشه های مولوی و کازانتزاکیس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۴ تعداد دانلود : ۳۰۷
بر اساس آموزه های عرفانی، خودشناسی، یکی از مهم ترین موضوعات عرفانی تلقی و در بسیاری از طریقت های عرفانی با شناخت نفس و معرفت حق قرین دانسته شده است، به گونه ای که عارفان از بین راه های خداشناسی، به خودشناسی اهمیت بیشتری می دهند. به همین علت در تحقیق حاضر موضوع از منظر دو حکیم و در دو سرزمین بررسی و تطبیق شده است. هدف مقالۀ حاضر، مطالعۀ مفهوم «خودشناسی» در نظام فکری و اندیشگی مولوی و کازانتزاکیس است. مسئله ای که در این زمینه مطرح می شود، آن است که خودشناسی و نحوۀ دستیابی به آن نزد مولانا و کازانتزاکیس چه هم سانی ها و تفاوت هایی دارد؟ روش این پژوهش کیفی بوده و از تحلیل و توصیف داده های مربوط به این دو ادیب استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد، مولوی و کازانتزاکیس راه رسیدن به خودشناسی را در ریاضت، فقر و صبر می دانستند. وجه مشترک شناخت «خود» از نظر مولوی و کازانتزاکیس روبروسازی مستقیم شخص با فطرت الهی، تربیت عقل و آگاهی از پدیده های طبیعی است و بیشتر بر معرفت شهودی تأکید دارد و با تربیت سالک عارف به فناءفی الله می رسد که نتیجۀ آن خودشناسی فردی است.
۵۱۰۳.

La narration comme moyen de (re)composition de soi chez Amélie Nothomb(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۴ تعداد دانلود : ۲۶۱
Tout récit étant un acte producteur, oral ou écrit, joue le rôle d'un lien qui unit l'univers conceptuel fictif, à savoir, l'histoire et le réel, et exige la présence d'une instance narratrice qui prend en charge le récit. Amélie Nothomb, auteure prolifique belge francophone, expatriée dès sa petite enfance, est créatrice des œuvres dont une grande partie est en quelque sorte une répétition, une réécriture de son enfance et de  son adolescence. La multiplicité des modalités narratives dans les œuvres d'Amélie Nothomb, c'est ce qui rend l'écriture de Nothomb singulière dans son objectif de démontrer d'une manière consciente certaines réalités de la vie de l'homme et de la condition humaine.En nous appuyant sur les théories de Gérard Genette, nous avons examiné les différents types narratifs dans Hygiène de l'assassin, Métaphysique des tubes, Stupeurs et tremblements, le Sabotage amoureux et Biographie de la faim d'Amélie Nothomb, afin de savoir quels sont les différents types narratifs dans les œuvres de cette auteure. S'agit-il d'une narration de forme auctoriale ? Le "je" narratif, le "je" de l'écriture et le personnage sont-ils les mêmes?  Quelle est la raison de ce choix de Nothomb dans sa création littéraire autobiographique ou autofictive ? Cette étude nous révélera le but de l'écrivaine dans la (re)composition de soi.
۵۱۰۴.

مطالعه ی معناشناختی ایجازِ «حذف» و «تخفیف» در زبان و بررسی جایگاه آن دو در فهم و ترجمه آیات موجز قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۴ تعداد دانلود : ۳۴۶
ایجاز «حذف»، اسلوبی رایج در زبان طبیعی، گونه ای ممتاز در کنار ایجاز «قِصَر» و نشان دهند ی فشردگی کلام در مفهوم خود است؛ بی آنکه برای آن نقیصه ای به شمار آید. قرآن کریم که خود در بستر زبان طبیعی نازل گردیده، از اسلوب حذف به درستی و فراوانی بهره برده است؛ لذا بررسی و شناخت آن، در فهم و ترجمه ی آیات قرآن حائز اهمیت می شود و بی توجهی بدان، دریافت معنا را با آسیب هایی روبرو می سازد. بررسی جامع موارد موجز دانسته شده، ما را با دو نوعِ «حذف زبانی» و «تخفیف غیرزبانی» آشنا می سازد. طبق آموزه های معناشناختی، حذف زبانی بر اساس سیاق متن (بافت زبانی) رخ می دهد اما تخفیف غیرزبانی، مبتنی بر بافت موقعیت و دانش پیش زمینه ی مخاطب (بافت غیرزبانی) انجام می گیرد. نوع اول یعنی حذف زبانی، با اسلوب های نحوی و دستوری، قابل کشف است اما نوع دوم یعنی تخفیف غیرزبانی، تنها با احاطه بر بافت غیرزبانی شناسایی می شود. با وجود این، اکثر تفصیل های مفسران برای موارد تخفیف یافته در قرآن، از ضابطه ی علمی خاصی برخوردار نیست؛ گویا هریک از مفسران با پیش فرض های گوناگون به تفصیل آیات پرداخته اند. مقاله ی حاضر، به روش توصیفی-تحلیلی و با بهره گیری از دانشِ «معناشناسی کاربردی» ضمن بررسی نمونه های متعدد قرآنی، به معرفی و تحلیل پدیده ی «تخفیف» در کنار «حذف» پرداخته و به این نتیجه دست یافته است که علاوه بر «بافت زبانی»، دانستن و تحلیل «بافت غیرزبانیِ» آیات نیز از لوازم مهم فهم، تفسیر و ترجمه ی قرآن کریم است.
۵۱۰۵.

Postmodern Paranoia, Schizophrenia, and Social Justice in Don DeLillo’s "Libra"(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۷ تعداد دانلود : ۳۲۴
The present article attempts to demonstrate how Don DeLillo’s Libra addresses the lack of social justice because of the domination of paranoia and conspiracy in the contemporary American society. John Rawls, the late Harvard University professor, has written about a just society and a utopian world in his major works. In Libra , DeLillo explores the assassination of Kennedy by Oswald and its adverse effect on society in general. In this novel, paranoia is experienced as paranoid schizophrenia, in which sufferers exhibit traits of both of them. Although Libra is based on historical events and real-life figures, it is not an attempt to produce a historically accurate version of these events. DeLillo does not aim to explain what really happened on that day, or establish an unequivocally true account of the assassination conspiracy. Rather, he uses the character of the conspirator Everett’s young daughter Suzanne to portray the disturbing paranoid state. By combining fragmented reality and evoked paranoid responses DeLillo is producing a work of literature by illustrating how this paranoid schizophrenia breeds social disease. Therefore, the main objective of this paper is to illustrate there is no social justice in this paranoid postmodern world.
۵۱۰۶.

نسخه شناسی کهن ترین جامع روایات حماسه یتیم نامه و دیگر دست نویس های آن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۰ تعداد دانلود : ۳۸۹
دوره صفویه تأثیر مهمی در جهت دهی به حوزه های مختلف ادبی، به ویژه روایت های داستانی داشت. در این عهد، روایت های داستانی در انواع ادبی حماسی، غنایی و تعلیمی، تنوّع و تعدّد بسیاری یافت. در این میان، یتیم نامه ، آخرین حماسه دینی منثور و مشهور در ادب فارسی، یک استثنا به شمار می رود که عمدتاً، بر کنار از سنّت های مرسوم در حوزه داستان سرایی، به خوبی توانسته است خود را با گفتمان مذهبی و تاریخی مسلّط در دوره صفویّه منطبق کند؛ نیز به قدر نازلی از ویژگی های میراث داستانی بهره مند شود و در قالب روایتی داستانی، بازتاب مطلوبی را از پیوند درون مایه های تاریخی و دینی عصر صفوی عرضه کند. یتیم نامه به علت نبود شناخت علمیِ حداقلی از دست نویس های معتبر آن، برای مدّتی نزدیک به دو سده است که در ایران با عنوان نسبتاً نادرست حسین کُرد شبستری معرفی می شود؛ حتی همه بخش های آن نیز شناسایی و منتشر نشده است. پژوهش حاضر به روش استقرایی و با تکیه بر معرفی کهن ترین نسخه ناشناخته جامع روایات و دیگر دست نویس های نویافته یتیم نامه ، ضمن گزارش لازم از فواید و کاستی های محتوایی اغلب دست نویس ها، کوشیده است تا برخی انگاشته های نادرست موجود در این زمینه را نیز با تبیین بیشتر اصلاح کند.
۵۱۰۷.

بررسی نقش تصویرهای مجازی در زبان تصویری و هنری «طومار شیخ شرزین»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۸ تعداد دانلود : ۳۱۷
ادبیّات متعالی، جلوه ای از بیان هنری است. تصویرهای بلاغی و توصیفات هنری در آفرینش جلوه های زیبا شناسی متون ادبی و نمایشی، نقش سازنده و تأثیرگذاری دارند. «طومار شیخ شرزین»، از نمونه آثار فاخر هنری معاصر است که کارگردان و نویسنده صاحب سبک و خوش فکر، بهرام بیضایی با خلّاقیّت های ذهنی و بلاغت های تصویری، آن را به زبان شاعرانه و در قالب فیلم نامه به نگارش درآورده است. در این پژوهش، نقش مهم و مؤثّر تصویرهای مجازی و عناصر برجسته ساز زبان ادبی در شکل گیری زبان تصویری، هنری و صحنه های نمایشی اثر با روش توصیفی تحلیلی به شیوه متن پژوهشی و بر مبنای سبک شناسی ادبی انجام شده است. کاربرد تصویرهای مجازی در انواع تصویر های تشبیهی، استعاری، کنایی، تمثیلی، پارادوکسی، حس آمیزی، وارونگی (عکس) و طعن گونگی (آیرونی) در التذاذ روحی، اقناع حظّ زیباشناسی و القای مفاهیم ارزشی فیلم نامه سهم عمده ای داشته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که فیلم نامه «طومار شیخ شرزین» از بن مایه های ارزشمند فرهنگی، اجتماعی و اخلاقی، گونه های مختلف تصویرهای مجازی و صحنه های زیبای نمایشی برخوردار است و با شاخص چندلایگی زبان هنری در حفظ و تداوم فرهنگ اصیل ایرانی، زبان و ادب فارسی و جلوه های زیباشناسی ادبیّات نمایشی، جایگاه ارزشمندی یافته است.
۵۱۰۸.

تمثیل در نثر دوره مشروطه با تکیه بر نثر میرزا فتح علی آخوندزاده(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۹ تعداد دانلود : ۳۶۴
روشن فکران، آزادی خواهان، علما و روحانیون و حتی تجار عصر قاجار، شکل جدیدی از ادبیّات ملّی و سیاسی را پدید آوردند. آنان با سلاح اندیشه و گفتار به مبارزه سیاسی پرداختند و در مطبوعات و روزنامه نگاری و یا با استفاده از استعداد شعر و شاعری و نویسندگی در راستای ابلاغ افکار و عقاید سیاسی و ملّی، خواستار قانون طلبی و مشروطه خواهی شدند و به اقتضای آن که اکثر مخاطبانشان جوانان و توده مردم بودند، به سادگی و بی پیرایگی کلام و تمثیل روی آوردند. تمثیل های این دوره معادل مفاهیم غربی آن، حکایت، مَثَل و حکمت است. آخوندزاده تمثیل را معادل درام برای اصلاح اخلاق و عبرت گرفتن خوانندگان و شنوندگان می داند. روی آوردن به طنز در این دوره سبب رواج تمثیل های طنزآمیز گردید. نماد در دوره مشروطه پیوند محکمی با تمثیل دارد. پیشینه پژوهش، با توجه به واژگان کلیدی، دربردارنده آثار باارزش و علمی مختلفی است اما در عنوان پژوهش، تمثیل در نثر آخوندزاده، در نوع خود تازه و نو است. ضرورت و اهداف اصلی و فرعی مقاله در آشنایی با نثر مشروطه و شناخت تمثیل در نثر آخوندزاده شکل گرفته است. این پژوهش به شیوه استنادی - کتاب خانه ای با رویکرد تحلیلی با دامنه دار کردن گستره مقاله به نثر دوره مشروطه و حوزه نثر این دوره را به نثر آخوندزاده محدود نموده، و در آثار وی به بررسی و کارکرد تمثیل در نثر آن دوره پرداخته است.
۵۱۰۹.

منشأ الهام نمادها در شعر طاهره صفارزاده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۹ تعداد دانلود : ۴۵۳
سمبولیسم در ادب معاصر ایران با نیما آغاز شد. وی نماد را در راستای معضلات اجتماعی و سیاسی به کار برد و این جریان، بسیاری از شاعران معاصر را تحت تأثیر قرار داد. صفارزاده از زمره شاعرانی است که شعرش آیینه زمانه بوده و از آنجا که شرایط سیاسی- اجتماعی ایجاب نمی کرد که سخن به صراحت بیان شود از نماد بهره گرفته است. در همین راستا، نوشتار حاضر بر آن است تا به روش توصیفی-تحلیلی، منشأ الهام نمادهارا  در شعر طاهره صفارزاده تحلیل کند. یافته های پژوهش، بیانگر آن است که نماد و سمبل با تجربه های دینی، سیاسی و اجتماعی صفارزاده، پیوندی ناگسستنی دارد و به تبع آن، «ر نگ ها»، «طبیعت» و «اسطوره های دینی و ملی» در شعر وی مفهومی ورای ظاهر را  القا می کنند و همین امر موجب می شود که مخاطب در تعامل با سروده های وی قرار گرفته، در فهم معنا شریک شود.
۵۱۱۰.

بررسی و تحلیل فرآیندهای اندیشگانی در داستان «پادشاه و کنیزک» سروده مولوی بر مبنای دستور نقش گرای هالیدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۶ تعداد دانلود : ۳۳۹
نظریه نقش گرایی رویکردی شناختی است که تجربه های انسان را از طریق نظام گذرایی زبان بیان می کند. در واقع مقدار زیادی از تجربه روزانه ما به وسیله اعمال، رویدادها، تفکرات و تصورات ما شکل می گیرند و تعریف می شوند و نظام زبان این نقش مهم را بر عهده دارد که اعمال و اقدامات گوناگون جهان را منعکس کند. در دستور نقش گرای نظام مند هالیدی فرانقش اندیشگانی از اهمیت خاصی در انتقال تجربیات برخوردار است. کاربرد فرآیندهای نقش اندیشگانی: مادی، ذهنی، رابطه ای، رفتاری، وجودی و بیانی از طریق فعل نمود می یابند و هدف این پژوهش نیز بررسی داستان پادشاه و کنیزک با استفاده از متغیرهای نقش اندیشگانی است که با تحقیق در فعل شناسی این داستان در مثنوی مولانا و تشخیص و تعیین انواع فرآیندها بر اساس نقش و معنی امکان پذیر شده است. نتایج پژوهش نیز نشان می دهد که فرایندهای مادی، کلامی و رابطه ای دارای بسامد بیشتری هستند و بر این اساس شخصیت ها اغلب نقش گوینده، مخاطب، حامل و شناخته را دارند. بنابراین تعیین بسامد انواع فرآیندهای فعلی و چگونگی کاربرد آن در این داستان می تواند به عنوان شاخصی سبک شناسی به حساب آید. از این رو پژوهشگران در این پژوهش کوشیده اند با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی به این پرسش پاسخ دهند که چگونه می توان با سبک شناسی فعل به طرز فکر شاعر و تحلیل متن دست یافت؟
۵۱۱۱.

توتم سیه مار و تحلیل روانکاوانه آن در فرهنگ عامه و ادبیات بلوچی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳۱ تعداد دانلود : ۳۳۹
توتم یکی از مشخصه های جوامع ابتدایی است. بلوچ ها بسیاری از آداب، رسوم و باورهای بسیار کهن خود را حفظ کرده اند. نشانه هایی از باور به برخی از توتم ها، هم اکنون هم در فرهنگ عامه و ادبیات است. سیه مار با نام علمی » سیه مار « بلوچی مشاهده می شود. یکی از توتم های شاخص بلوچ، یکی از گونه های مارهای سمی و خطرناک کبری در منطقه بلوچستان است و درباره آن »Bungarus« افسانه ها و حکایت های بسیاری وجود دارد. سیه مار و سمبل های آن در فرهنگ و ادبیات بلوچی، بازماندهای از باورهای توتمی کهن است. در پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی و با بهره گیری ازنظریه های روانکاوی فروید و لاکان نشان می دهیم که چگونه سیه مار یکی از توتم های مهم بلوچ ها شده است و چگونه تا زمان حال در فرهنگ عامه و ادبیات بلوچی به حیات خود به مثابه یک توتم ادامه داده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که سیه مار از انواع توتم های روانشناختی است و پیوندهای ژرفی با میل، انگارههای جنسی زنانه و مردانه، تولید مثل، ترس، اضطراب، فقدان، ژوئیسانس، فالوس و باروری دارد و جایگاه توتم سیه مار در فرهنگ عامه و ادبیات بلوچی، بیش از هرچیز، بازنمایی و به حرکت درآوردن نشانه های جنسیت و باروری در پهنه زندگی اجتماعی است.
۵۱۱۲.

کارناوال گرایی در قصه های عامیانه ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۹ تعداد دانلود : ۳۶۴
میخاییل باختین، ادبیات عامه را مناسب ترین عرصه برای بروز تفکر کارناوالی می دانست. شاخصه بارز این اندیشه، بر هم ریختن گفتمان مسلّط بر ادبیات سنّتی از طریق دگرگونی زبان و ارزشهای موجود در آثار ادبی است. این مقاله می کوشد تا از این منظر قصه های عامیانه ایرانی را واکاوی نماید. بدین منظور هفت مجموعه قصه عامیانه ایرانی به روش توصیفی تحلیلی مورد بررسی قرار گرفته است. ویژگیهای بارز ادبیات کارناوالی، همچون مطرح کردن آزادانه مسائلی که ارتباط با زندگی مادی حیات انسان دارد، مانند خوردن، نوشیدن، زاد و ولد، زناشویی و درنهایت مرگ به منزله روند طبیعی زندگی و نه امری تراژیک و فاجعه بار عناصر مهم تفکر کارناوالی و گروتسک به شمار می رود که در این جستار بدان پرداخته شده است. حاصل این پژوهش نشان می دهد که چگونه تیپهای شخصیتی مختلف در قصه ها در تقابل با یکدیگر قرار می گیرند و با دگرگونی مراتب فرادست و فرودست گفتمان سلطه پروری فرومی پاشد. در این روایات با شکستن هنجارهای قدرت در جامعه، مجال چندصدایی در قصه ها فراهم می شود که از مشخصه های بارز ادبیات کارناوالیستی است. همچنین به کار بردن زبان بی پیرایه، بدون محدودیت اخلاقی که شامل واژگان نامعمول، ناسزا و کلمات خارج از عرف می شود به ایجاد فضای طنزگونه کارناوالی کمک می کند.
۵۱۱۳.

بررسی تطبیقی عناصر داستان در دو رمان «الباحث عن الحقیقه» و «او سلمان شد»

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۱ تعداد دانلود : ۳۷۴
ادبیات داستانی در سال های اخیر بخشی مهم از آثار ادبی را به خود اختصاص داده و با استقبال کم نظیر مواجه شده است. یکی از حوزه هایی که در نقد معاصر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته، بررسی تطبیقی داستان ها و رمان های مشابه در ادبیات فارسی و عربی می باشد. از آن جا که میان رمان «الباحث عن الحقیقه» اثر محمد عبدالحلیم عبداللّه و «او سلمان شد» اثر سید ناصر هاشم زاده از نظر محتوایی و ساختاری شباهتی فراوان وجود دارد، در این مقاله سعی شده تا با روش تحلیل متن و مقایسه ای، عناصر ساختاری و محتوایی دو اثر به صورت تطبیقی مورد تحلیل قرار گرفته و عناصر داستانی، مانند شخصیت، پیرنگ، زاویه دید و دیگر موارد در دو رمان واکاوی و مقایسه شود. در یک نگاه کلی می توان گفت برخی از ارکان عنصر پیرنگ هم چون گره افکنی، کشمکش، نقطه اوج و گره گشایی در هر دو اثر در سطحی تقریباً یکسان به کار گرفته شده و شباهتی بسیار در این زمینه وجود دارد؛ در حالی که برخی دیگر از ارکان پیرنگ چون آغاز و آستانه ورود، تعلیق و فرجام در سطحی متفاوت پردازش شده است. در زمینه عنصر شخصیت و شخصیت پردازی نیز باوجود برخی شباهت ها در هر دو رمان، تفاوت هایی نیز وجود دارد که در مقاله به آن ها اشاره شده است.
۵۱۱۴.

بررسی رابطه زبان و قدرت در شعر «دلم برای باغچه می سوزد» از فروغ فرخزاد با دو رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی و دستور نقشگرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۷ تعداد دانلود : ۳۵۶
تحلیل گفتمان انتقادی و دستور نظام مند نقشگرا هر دو متشکل از یک سری روش برآمده از رشته هایی همچون زبان شناسی و جامعه شناسی برای مطالعه روابط میان متون و مناسبات قدرتند. در رویکرد فرکلافِ تگفا با مدل سه مرحله ای توصیف، تفسیر و تبیین و در نظریه نقشگرا با محورهای سه گانه اندیشگانی، میان فردی و متنی تحت عنوان فرانقش مواجه ایم. ما در این مقاله برای مطالعه موردی کاربست همزمان ابزارهای تحلیلی دو نظریه مذکور بر ادبیات فارسی، یعنی استفاده از دستور نقشگرا در سطوح توصیف و تفسیرِ تگفا، شعر «دلم برای باغچه می سوزد» فروغ فرخزاد را انتخاب کردیم و دو هدف کارکردی عمده را مورد توجه قرار دادیم؛ نخست ارائه تصویری دقیق از دو نظریه و سپس تحلیل زبان شناختی شعر و رسیدن به پاسخ این پرسش که ایدئولوژی حاکم بر متن و نحوه برخورد آن با ساختارهای اجتماعی و در یک کلام گفتمان مفصل بندی شده در آن و ارتباط آن با مناسبات قدرت زمانه اش چیست. در واقع با بررسی ظواهری همچون: بسامد فرایندها، وجه، زمان و نوع فعل ها، ضمایر، ادات تأکید، لحن و نمادها و گردآوری آمار مورد نیاز، به این نتیجه رسیدیم که ایدئولوژی فرستنده در شکل گیری سازه های زبانی و این سازه ها در انتقال این ایدئولوژی نقش دارند. یافته ها نشان داد که شعر هم گفتمان شبه مدرنیته حاکم بر ایران زمان خود و هم گفتمان های سنّتی و بی طرف، نظام سیاسی استبدادی، ناسیونالیسم و مردسالاری را طرد می کند و در مقابل، گفتمان های مبارزه سیاسی _ اجتماعی، فمنیسم و انسان سالاری در آن بازتولید و مفصل بندی شده اند. لحن گوینده در مورد نگاه خوف آلود به دین منفی است. نمادهای شعر که امکان تفاسیر متکثر را می دهد با مناسبات دموکراتیک و مبتنی بر چندصدایی رابطه دو سویه دارد. بسامد نمادها، تقدّم و تأخّر آن ها و جنسیت انتخاب شده برایشان نیز روشنگر واقعیاتی بود که در تحلیل ها به کمک پژوهشگران آمد.
۵۱۱۵.

ساخت سازه ای گروه اسمی در گلستان و بهارستان (کاربرد نحو در سبک شناسی ادبی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۱ تعداد دانلود : ۳۱۲
جامی بهارستان را متناسب با ویژگی های موجود در گلستان سعدی تألیف نموده است. این موضوع در یک نگاه کلی نیز قابل مشاهده است. با وجود گرایش بیشتر هر دو اثر در کاربرد قطب «انتخاب» به جای «ترکیب»، این مسأله پیش می آید که دو اثر که به لحاظ سبکی نزدیک به هم هستند، به لحاظ زبانی از چه ویژگی هایی برخوردارند و چه شباهت ها یا تفاوت های زبانی بین آن دو وجود دارد. در این پژوهش سازه گروه اسمی به عنوان یکی از سازه های مهم زبان در پیکره ای برگرفته از نمونه هایی از گلستان و بهارستان به روش توصیفی-تحلیلی مورد بررسی قرار گرفته است. یافته های پژوهش بیانگر آن است که در مجموع فراوانی گروه های اسمی گلستان بیشتر از بهارستان است. همچنین فراوانی و فراوانی نسبی گروه های اسمی بدون وابسته در گلستان بیشتر از بهارستان است. بررسی وابسته های هسته در گروه های اسمی دو اثر نشان از آن دارد که ساخت «هسته+اسم»، «هسته+صفت بیانی» و «هسته+گروه اسمی»، ساخت های غالب گروه های اسمی تک وابسته و «بند موصولی» به عنوان وابسته پسین غالب گروه های اسمی دو وابسته گلستان و بهارستان است. از سوی دیگر، ساخت های «سور+هسته»، «هسته+اسم»، «هسته+صفت بیانی» و «هسته+گروه اسمی» ساخت های غالب گروه های اسمی تک وابسته گلستان و ساخت های «صفت مبهم+هسته»، «هسته+اسم»، «هسته+صفت بیانی»، «هسته+بند موصولی»، «هسته+گروه اسمی» و «هسته+گ.ح.ا.» ساخت های غالب گروه های اسمی تک وابسته بهارستان هستند. به نظر می رسد ساخت سازه ای گروه اسمی می تواند به عنوان ابزاری نحوی برای شناسایی دقیق تر شباهت ها و تفاوت های آثار گوناگون ادبی استفاده شود و با طرح فرضیه هایی به نمایان شدن ویژگی های سبکی فردی و اجتماعی در آثار ادبی کمک کند.
۵۱۱۶.

فرایندهای خلاق در واژه سازی فارسی و مقایسه آن با زبان انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹۴ تعداد دانلود : ۳۲۰
منظور از فرایندهای واژه سازی روش های ساخت واژه در زبان است. در این پژوهش منظور از خلاقیت در این پژوهش ایجاد پیوندی هنری بین دو مفهوم برای ساخت واژه در زبان است که درنتیجه آن عموماً مفهوم واژه با توجه به تکواژهای آن شفاف نیست. این بررسی با اتکا به مدخل های فرهنگ بزرگ سخن نشان می دهد که واژه سازی خلاق در ساخت های متفاوتی از جمله اشتقاق، ترکیب و گسترش استعاری در زبان فارسی به کار رفته است. نتایج پژوهش نشان می دهد در زبان فارسی فرایند اشتقاق با تعریف های موجود در کتاب های صرف که بیشتر مبتنی بر داده های زبان انگلیسی است، سازگار نیست و تعداد وندهای اشتقاقی که قابلیت واژه سازی خلاق دارند از جمله ک در قلک، ه در تنه و ی در کشکی، در مقایسه با وندهای زبان انگلیسی قابل توجه است و نیز در زبان فارسی ساخت های متنوعی از ترکیبات خلاق وجود دارد؛ درحالی که در زبان انگلیسی بیشتر در ساخت اسم-اسم دیده می شود. واژه سازی خلاق به صورت های مختلف اشتقاقی-تصویری مانند: روده، اشتقاقی-مجازی مانند: روزه، و صورت های ترکیبی در پنج دسته نظیر ترکیبی-تشبیهی مانند: سنگ دل، ترکیبی-استعاری مانند: آب زیرکاه، ترکیبی-مجازی مانند: نمک نشناس و ترکیبی-کنایی مانند: خانه خراب، ترکیبی-صفت هنری مانند: نازک دل همچنین گسترش استعاری مانند: آنتن (خبرچین) به کار می رود. با تنوعی که واژه سازی خلاق در زبان فارسی دارد، شایسته است در ساخت واژگان جدید بیشتر به آن توجه شود و با توجه به کمبود فعل در زبان فارسی برای واژه گزینی زایایی بسیار دارد.
۵۱۱۷.

جستاری در مقایسه و تطبیق وجوه اشتراک جذبه و کشش در عرفان مولوی و عطار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۹ تعداد دانلود : ۳۱۹
بیان مسئله: برخی معتقدند تأثیرپذیری مولوی از عطار تا آنجاست که مثنوی ازنظر شکل و قالب و اشتمال بر حکایات، کاملاً متأثر از آثار عطار است؛ به همین سبب این پژوهش به دنبال معرفی جذبه و کشش و نشان دادن وجوه اشتراک این دو عارف در این موضوع است. کشش در اندیشه عارفان موهبت خاصی است که خداوند برای انسان رقم می زند. در اندیشه عرفانی، عارفان آدمیان را برای رسیدن به کمال روحانی به جهدی مستمر دعوت می کنند؛ اما از نظرِ آنان جهدِ خالی از عنایت، بی ثمر است. بسیاری از صوفیان نامدار و تأثیرگذار، اصالت و اهمیّت را به مجاهده و تلاش سالک داده اند و جذبه و عنایت را فرع دانسته اند. برخی دیگر از عارفان بزرگ نظیر مولانا و عطار، کشش را اصل دانسته اند و معتقدند چنانچه جذبه و کشش نباشد، تلاش سالک راه به جایی نمی برد. روش: این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی و با استناد به منابع کتابخانه ای به انجام رسیده است. یافته ها و نتایج: نتایج به دست آمده نشان می دهد مولوی و عطار برای تکمیل دین و شریعت عارف و برای رسیدن به معبود، بیشتر به جذبه تمایل دارند و دارای وجوه اشتراک بسیاری در این زمینه هستند؛ از نظر آنها، مجاهدت های سالک تنها تا جایی لازم است که نور جذبه بر سالک بتابد و سالک به مقصود برسد.
۵۱۱۸.

Kenneth White : Les rencontres spatiales géo-littéraires à travers la cartographie(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۵ تعداد دانلود : ۲۹۰
Depuis quelques décennies et plus précisément, à partir du milieu du XXe siècle, avec les progrès technologiques dans le domaine de la cartographie et avec l’apparition d’une géographie humaniste, les relations entre la littérature et la géographie ont attiré l’attention des chercheurs en sciences humaines et sociales. La cartographie littéraire est donc transformée en un champ interdisciplinaire fascinant. Dans notre descriptif-analytique article, pour comprendre comment les cartes et les textes littéraires interagissent et s’influencent et comment l’espace et le lieu sont perçus dans les œuvres whitiennes, nous allons d’abord éclaircir en détails les différents liens qui unissent les géographes et les hommes de lettres, leurs visions et la manière dont ils élaborent les cartes. Puis, nous tenterons de donner une définition de la carte et du cartographe et d’expliquer ce qui oppose la cartographie d’hier à la cartographie d’aujourd’hui. Nous allons également évoquer le rôle des cartes dans la poésie whitienne et la vision du poète de la cartographie. Dans la dernière partie, nous allons exposer les approches de deux chercheurs et avant-gardes de la cartographie littéraire, Franco Moretti et Barbara Piatti dont les projets sont à la fois comparatifs et historiques tout en comparant leurs points de vue avec ceux de Kenneth White.
۵۱۱۹.

دلایل نقشی خروج جمله واره موصولی و ارتباط آن با عوامل سبکی در متون روایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۲ تعداد دانلود : ۳۳۱
خطای نامه سفرنامه ای است منثور متعلق به دوران سلطان سلیم بایزید عثمانی در سال 911 هجری قمری که سید علی اکبر، ملقب به خطایی، بازرگان و به قولى «ایلچى ایرانى» همزمان با سلطنت شاه اسماعیل صفوی در شرح سفرش به سرزمین خطای (همان چین و خطا) تحریر نموده است. مطالعه حاضر با در نظر گرفتن فرایند خروج جمله واره موصولی، در پی بررسی انگیزه ها و علل این فرایند در این اثر تاریخی است. براین مبنا با نمونه گیری نظام مند از متن این سفرنامه، تمام جمله واره های موصولی آن استخراج شده و ازحیث عواملی چون: نسبت خروج جمله واره به حفظ آن در جایگاه کانونی، جایگاه گروه اسمی مرجع جمله واره موصولی در هر دو بند پایه و پیرو، شیوه نمایش ارتباط جمله واره موصولی با گروه اسمی مرجع، تأثیر ساخت اطلاعی و تأثیر وزن دستوری جمله واره موصولی بر فرایند خروج مطالعه شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که از مجموع 173 جمله واره موصولی کتاب، تنها 39 بند یعنی چیزی کمتر از 23 درصد خروج یافته اند که هرچند از این تعداد بیشترین موصولی سازی از جایگاه سازه های اصلی جمله (جایگاه فاعل و مفعول) صورت گرفته است، لیکن در جملات پیرو، حضور گروه اسمی مرجع در جایگاه های افزوده (متممی، مضاف الیهی و قیدی) با افزایشی دوبرابری نسبت به جملات پایه به 36 درصد می رسد. پرکاربردترین روش نمایش ارتباط جمله واره موصولی با گروه اسمی مرجع خود در این کتاب، استفاده از خلأگذاری بوده و تأثیر ساخت اطلاعی فعل، بر خروج جمله واره موصولی مؤثر قلمداد می شود. همچنین وزن دستوری جمله واره های خروج یافته در این اثر برابر 4 بوده و نمایانگر آن است که در این کتاب، به طور میانگین جمله واره های موصولی که طولی چهار برابر گروه فعلی داشته اند، خروج یافته و جملات کوتاه تر در جایگاه کانونی خود باقی مانده اند. در کنار سایر عوامل مورد پژوهش، نرخ پایین خروج جمله واره های موصولی و حفظ آنها درجایگاه کانونی خود، عاملی است که به نظر می رسد به دشواری درک این متن از سوی خواننده افزوده است و می تواند در کنار سایر شاخص های سبک شناسی مطرح در زمینه متون دوره مورد بحث، مورد توجه و مطالعه قرار گیرد.
۵۱۲۰.

شگردهای ایهام اصطلاحات موسیقی در اشعار عصّار تبریزی و مقایسه آن با نظامی و حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۲ تعداد دانلود : ۳۳۰
شعر و موسیقی ارتباط دیرین و تنگاتنگی با یکدیگر دارند و معمولاً لازم و ملزوم همدیگر بوده اند. اگرچه در این روزگار، به خاطر گستردگی، هر کدام برای خود راهی پیدا کرده و به کمال رسیده اند، اما آن پیوند دیرینه هنوز پابرجاست و بدون همدیگر ناقص و ناتمام هستند. ایهام یکی از آرایه هایی است که در شعر تعدادی از شاعران نمود و برجستگی خاصی دارد و به دلیل کاربرد کلمات و جملات موهم ، سخنوران به آن عنایت ویژه ای داشته اند. این آرایه را می توان جزو ویژگی های سبکی آن شاعران محسوب کرد و اگر ایهام با اصطلاحات موسیقی درهم بیامیزد زیبایی ویژه ای پیدا می کند و بیشتر، خواننده را به اعجاب و ژرف اندیشی وا می دارد. عصّار تبریزی (792 ه ق) جزو معدود شاعرانی است که به خوبی از این شیوه، بهره برده است. در این پژ وهش، تمام اشعار مثنوی «مهر و مشتری» عصّار، منظومi خسرو و شیرین نظامی و غزلیات حافظ از دیدگاه ایهام موسیقایی مطالعه شد، و هر سه شاعر را با همدیگر مقایسه کردیم. عصّار در تعدادی زیادی از اصطلاحات ایهام موسیقایی با نظامی و حافظ اشتراک دارد و گاهی نیز از مواردی استفاده کرده است که نظامی و حافظ به آن اشاره ننموده اند ، اصطلاح «شهناز» از آن جمله است. می توان گفت که عصّار نیز در حوزه ایهام و ایهام موسیقایی همچون حافظ شاعری پرکار و صاحب سبک است و بیشتر از نظامی به این آرایه ادبی پرداخته است.  

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان