مطالب مرتبط با کلیدواژه

نیکولایوا


۱.

بررسی روایت های پسامدرن در داستان نویسی برای کودکان و نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ادبیات کودک پسامدرن فانتزی نیکولایوا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷۵ تعداد دانلود : ۸۸۴
استفاده از عناصر پسامدرن در داستان های کودکان با دشواری هایی همراه است؛ زیرا ممکن است مخاطب کم تجربه فهم درستی از این عناصر نداشته باشد و روند درک داستان برایش کند شود. با این اوصاف، بسیاری از شاخصه های پسامدرن را در داستان های کودکانه محمدرضا شمس و سیامک گلشیری می توان دید. مانند: گسست در پیرنگ، خلق دنیایی دیگر، شخصیت های تخیلی و توهمی، راوی غیر قابل اعتماد و تعلیق آگاهانه ناباوری. در این پژوهش برای آنکه نشان دادن تمایز داستان های پسامدرن در برابر داستان های متعارف، داستان های پسامدرنی محمدرضا شمس («من، زن بابا و دماغ بابام» و «من من کله گنده») و تهران کوچه اشباح از سیامک گلشیری را در مقابله با اندیشه های روایت شناختی ماریا نیکولایوا بررسی می کنیم. نیکولایوا با گرایش های پساساختارگرایی، ابزاری را که روایت شناسی می تواند برای بررسی ادبیات داستانی کودکان در اختیار ما بگذارد، به ما نشان می دهد. روایت همزمان سه داستان در آثار شمس و تجویف در داستان گلشیری، نمونه ای برای گسست و شکاف در روایت است. در پایان داستان نیز شاهد روزنه ای به آغاز یک داستان تازه ایم.
۲.

ظرفیت های روایی و تمرکززدایانه ی باب هفتم کلیله ودمنه برای بازنویسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: بازنویسی برای کودکان تمرکززدایی روایت کلیله ودمنه نیکولایوا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۷ تعداد دانلود : ۴۱۲
کلیله ودمنه از متون ارزشمند گذشته است و هر کوششی برای نشان دادن ظرفیت های نهفته در آن می تواند نسل امروز را هرچه بیشتر با ارزش های گوناگون این متن آشنا کند. از امتیازهای ارزنده ی کلیله ودمنه می توان به ظرفیت های روایی و تمرکززدایانه ی این متن برای بازنویسی اشاره کرد. در این مقاله که برآمده از پژوهشی گسترده است، ظرفیت های روایی و تمرکززدایانه ی باب هفتم کلیله ودمنه، بر پایه ی الگوی ماریا نیکولایوا در روایت مندی و شگردهایی که خسرونژاد و مرادپور برای تمرکززدایی یافته اند، بازشناسی و بررسی می شود. یافته های پژوهش نشان می دهد باب هفتم کلیله ودمنه درصورتی که با توجه و تکیه به ظرفیت های روایی و تمرکززدایانه و تقویت آن ها بازنویسی شود، داستانی جذاب و خواندنی برای کودکان خواهد بود، به ویژه اگر با انتخاب زبانی ساده اما پویا و روان بازنویسی گردد که در آن شخصیت ها هر یک با لحنی ویژه و مناسب خود سخن بگویند. از ویژگی های روایی شایسته ی توجه در بازنویسی این متن موارد زیر را می توان برشمرد: پیرنگ ساده، گره افکنی و تعلیق، شخصیت پردازی توجه برانگیز و گفت وگوهایی که ضمن ایجاد تعلیق و کشش، آموزه هایی ارزشمند را غیرمستقیم به کودک انتقال می دهند و... . همچنین وجود نه شگرد تمرکززداینده، شایستگی این داستان را برای بازنویسی بیشتر نمایان می کند: پایان خوش و آگاهی خواننده از آن در آغاز، اغراق در تمرکزگرایی شخصیت ها، مداخله و تغییر چندباره ی راوی، خودنمایی یا خودفاش سازی داستان، سپیدنویسی، غافلگیری مخاطب با چاره اندیشی شخصیت ها، مناظره که هم بازتاب تمرکززدایی شخصیت ها و هم موجب تمرکززدایی خواننده است، ساختار قصه درقصه و جابه جایی قهرمان.
۳.

فرایند سه مرحله ای روایت در ادبیات کودکان و نوجوانان (بر اساس نظریه ی ماریا نیکولایوا)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: داستان کودک و نوجوان روان شناسی مخاطب روایت شناسی ساختار نیکولایوا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۴ تعداد دانلود : ۷۳۰
اگرچه گرایش به داستان پردازی به سبک جدید برای کودک و نوجوان روندی فزاینده دارد، بازشناسی مرزهای روایت پردازی در این حوزه ی داستان پردازی براساس رده های سنی مخاطبان ضرورتی انکارناپذیر است. این پژوهش به شیوه ی توصیفی تحلیلی متکی بر مبانی نظری روایت شناسی و آرای ماریا نیکولایوا درباره ی جهان داستان و فرایند سه مرحله ای «پیشاهبوطی، کارناوالی و پساهبوطی» تلاش کرده است به بازنمایی و واکاوی مشخصه های روایی و روانی داستان های کودکانه معاصر برای ترسیم بوطیقای روایت گری آن ها بپردازد. نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که دستیابی به مخاطبان فعال و پویا در حوزه ی ادبیات داستانی به ویژه در دوره ی بزرگسالی، بدون تربیت ذهنی و عاطفی کودک و نوجوان از رهگذر داستان های پیشاهبوطی و سپس دوره ی کارناوالی میسر نیست؛ زیراکه مراحل سه گانه داستان پردازی ماریا نیکولایوا آشکار می سازد که داستان نویسی برای کودکان مخاطب (از آغاز تا رسیدن به مرحله ی نوجوانی دوم) فرایندی تکاملی دارد. تربیت مخاطبان با ویژگی های مراحل سه گانه ی گفته شده می تواند به گسترش دانش و شناخت مخاطبان داستان منجرگردد.
۴.

تحلیل زمانمندی روایت در داستان های بازنویسی آذریزدی از مثنوی برای کودکان (بر اساس نظریه ژنت و نیکولایوا)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: داستان های بازنویسی آذریزدی زمان ژنت کودک نیکولایوا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۱ تعداد دانلود : ۳۶۷
درک و شناخت مخاطبان کودک از زمان، متفاوت با بزرگ سالان است؛ بنابراین نویسندگان در نگارش داستان برای این رده ی سنی و تأثیرگذاری بیشتر، باید از الگوی زمانمندی مناسب با فهم آنان استفاده کنند. بر این اساس، هدف در این پژوهش نیز بررسی زمانمندی روایت در داستان های بازنویسی آذریزدی از مثنوی برای مخاطبان کودک است. بدین منظور ابتدا نظریه ی ژنت درباره ی زمانمندی روایت و نگرش نیکولایوا به زمانمندی در داستان کودکان، در چارچوب اصلی پژوهش، بررسی شد و سپس بر مبنای آن ها، عناصر زمانمندی در سه داستان بازنویسی شده از مثنوی به روش اسنادی با این فرض که آذریزدی، مناسب با درک مخاطب کودک از زمان، نوع نگرش به کودکی و اهداف ادبیات کودک، تغییراتی در الگوی زمانمندی داستان ها ایجاد کرده است، تحلیل شد. نتایج پژوهش نشان می دهد آذریزدی براساس نگرش آموزشی که به ادبیات کودک داشته است و همچنین این دیدگاه که مخاطبان کودک نیاز به توضیح بیشتر درباره ی مطالب دارند، از درنگ توصیفی در بخش شخصیت پردازی و بیان رویدادها، گذشته نگری و بسامد مکرر استفاده کرده که این امر موجب شتاب منفی در داستان های بازنویسی شده است. آذریزدی  صحنه های حذف شده در مثنوی را  به صورت خلاصه روایت کرده و صحنه های خلاصه را با جزئیات بیشتر بازنویسی کرده است تا اطلاعات ضروری در اختیار مخاطب کودک قرار گیرد. مقایسه ی الگوی زمانمندی داستان های بازنویسی شده با نگرش نیکولایوا نیز نشان می دهد آذریزدی بیشتر به ساختار زمانمندی داستان های کلاسیک کودک نظر داشته است تا داستان های معاصر.  
۵.

نقد روایت شناسانه ی داستان های نوجوانان درباره امام رضا (ع) با تأکید بر داستان ماه غریب من و میهمان طوس(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: امام رضا (ع) ماه غریب من میهمان طوس روایت شناسی نیکولایوا ریمون کنان

تعداد بازدید : ۱۴۴ تعداد دانلود : ۱۲۰
در سال های اخیر، در عرصه ی ادبیات کودکان و نوجوان برای پیام رسانی مفاهیم ارزشمند تعالیم امام رضا (ع)، کتاب های متعددی در قالب شعر یا داستان سروده و نگاشته شده است. این اثرها در رده ی سنی کودکان بیشتر و ماهرانه تر پرداخته شده و در رده ی نوجوانان به جز آثار معدودی، شاهد خلق ادبیات داستانی مناسب شامل پیرنگ و عناصر داستانی قوی و روایت های هنرمندانه نیستیم. با توجه به اهمیت این نوع ادبی در ادبیات کودکان و نوجوانان، نویسندگان و اندیشمندان این عرصه باید بکوشند، با تألیف و نقد آثار فاخر و ارزشمند در انتقال فرهنگ رضوی سهم بسزایی داشته باشند. این پژوهش در راستای اهداف فوق به نقد روایت شناسانه ی دو داستان مربوط به رده ی سنی نوجوانان، داستان های ماه غریب من و میهمان طوس می پردازد و ضمن بیان مختصری از مبانی نظری روایت شناسی، بیشتر بر اساس نظریه های ریمون کنان و نیکولایوا، نظریه پرداز ادبیات کودک و نوجوان، برخی از نکته های کلیدی را در این باب طرح، نقد و تحلیل می کند. با این امید که گامی کوچک در معرفی فرهنگ عظیم رضوی برداشته شده باشد.
۶.

تحلیل داستان های بازنویسی شده ی کلیله و دمنه براساس ابعاد روایتمندی نیکولایوا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ابعاد روایتمندی بازنویسی کلیله و دمنه نیکولایوا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۲
استفاده از شیوه ها و نظریه های گوناگون برای ایجاد خلاقیت در داستان های بازنویسی شده از متون کهن ادبی برای کودک و نوجوان، مسأله ای مهم و درخور توجه است. هدف از بازنویسی متون کهنی چون کلیله و دمنه، آشنایی مخاطبان با ویژگی های ادبی متن اصلی و خوانش حکایت های جذاب آن است. هدف پژوهش حاضر، بررسی و تحلیل داستان های بازنویسی شده ی کلیله و دمنه براساس ابعاد روایتمندی ماریا نیکولایوا و پاسخ به این پرسش هاست: 1. چگونه می توان به کمک ابعاد روایتمندی نیکولایوا یک بازنویسیِ خلاق با ساختاری متفاوت و تازه برای مخاطبان نوجوان ایجاد کرد؟ و 2. در داستان های بازنویسی شده ی بررسی شده، کدام یک از ابعاد روایتمندی نیکولایوا استفاده شده است؟ روش تحقیق، توصیفی و تحلیلی و شیوه ی گردآوری اطلاعات، به شکل بررسی اسناد کتابخانه ای است. نتایج پژوهش نشان داد که با استفاده از ابعاد روایتمندی، می توان ساختار جدید و خلاقی در داستان های بازنویسی ایجاد کرد. انتخاب شروع مناسب، پایان بندیِ باز و ایجاد روزنه، استفاده از عنصر سفر در روایت، توجه به ابعاد زمان مندی در روایت و پیرنگ فزاینده، مهم ترین ابعاد روایتمندی برای بازنویسی خلاق به شمار می روند. به جز چند داستان از لطف الله که از پایانی باز استفاده شده است، بیشتر داستان های بازنویسیِ بررسی شده، پایانی بسته داشته اند. عنصر سفر در بیشتر داستان های بازنویسی دیده شد. در بخش زمان مندی، بیشتر داستان های بازنویسی، زمانِ خطی دارند؛ فقط در برخی از داستان های بازنویسیِ لطف الله و شیرازی، گاهی زمان پریشی، روایت پس نگر و آینده نگر دیده می شود.    
۷.

برهم کنش درون نوشتاریِ لوگوتایپِ عنوان در طرح جلد رمان های نوجوان، براساس نظریه ی اسکات-نیکولایوا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تایپوگرافی رمان نوجوان طراحی جلد لوگوتایپ نیکولایوا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۳۴
«لوگوتایپ» نشانه ای نوشتاری است که هم وجه خوانداری (مفهومی زبان شناختی) دارد و هم دیداری (مفهومی زیبایی شناختی). عناوین کتاب های کودک و نوجوان به خاطر تایپوگرافی های خاص و خلاقانه شان از مصادیق لوگوتایپ به شمار می آیند. لوگوتایپِ عنوان از طریق برهم کنش های برون نوشتاری و درون نوشتاری در مفهوم سازی طرح روی جلد مشارکت می کند. برهم کنش درون نوشتاری عبارت است از تعامل وجه خوانداری با وجه دیداری عنوان (وجه تایپوگرافیک آن) و برهم کنش برون نوشتاری عبارت است از تعامل عنوان اصلی با تصویر و سایر نوشته های روی جلد. هدف این پژوهش بررسی چگونگی تعامل درون نوشتاریِ صورتِ تایپوگرافیک با مفهوم زبان شناختی عنوان است. پژوهش پیش ِ رو به این پرسش پاسخ می دهد که برهم کنشِ وجوه خوانداری و دیداریِ عنوان، چگونه طرح روی جلد را مفهوم سازی می کند؟ داده ها به روش هدفمند انتخاب شده اند و نمونه ی آماری این پژوهش شامل 27 عنوان از رمان های نوجوان است که هم لوگوتایپِ عنوانشان فارسی است و هم اینکه در بازه ی سال های 1387 تا 1402 انتشار یا بازنشر یافته اند. روش تحقیق، تحلیل محتوای کیفیِ جهت دار و رهیافت پژوهش مبتنی بر نظریه ی برهم کنش متن و تصویر اسکات و نیکولایوا است. نوآوری پژوهش حاضر در این است که نظریه پردازان مذکور به تعامل نوشتار با ابژه ی فرا نوشتاریِ تصویر توجه کرده اند، ولی پژوهش حاضر با تعمیم روش دسته بندی ایشان به تعامل درون نوشتاری توجه می کند. نتیجه ی پژوهش نشان می دهد که یکی از مهم ترین عوامل نقش آفرین در نحوه ی ارتباط خواننده ی نوجوان با عنوان کتاب، نوع تعاملی است که بین دو وجه تایپوگرافیک و زبان شناختی عنوان حاکم است.