ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۰۱ تا ۳۲۰ مورد از کل ۸٬۱۴۵ مورد.
۳۰۱.

بررسی تأثیر مجتمع های تجاری بزرگ مقیاس بر حوزه پیرامونی (نمونه موردی: مجتمع تجاری برج تجارت قزوین)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مجتمع های تجاری بزرگ مقیاس مگامال کاربری دسترسی برج تجارت قزوین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۵
اثرات شهرسازی مدرن بر نیازهای شهروندان، ساختار شهرنشینی و درنهایت فضای شهری به وضوح قابل مشاهده است. بشر برای رفع کالاهای موردنیاز خود منجر به ایجاد مراکز تجاری گردید. کاربری تجاری، یک عامل اثرگذار در عرصه شکل دهی به شهرها است. بشر برای رفع کالاهای موردنیاز خود به خصوص در شهرها منجر به ایجاد مراکز خرده فروشی و مغازه ها گردید. . در ایران در دهه 70 شمسی مراکز خرید شکل گرفتند و به دنبال آن در درهه 90 شمسی نسل جدیدی از مراکز خرید به نام مگامال ها ظهور کردند که تأثیراتی بر روی کاربری ها و تغییراتی بر وضعیت ترافیکی محلات پیرامونی خود داشتند. بنابراین سوال اصلی مقاله حاضر آن است که تأثیرات احداث و فعالیت مراکز تجاری بزرگ مقیاس در ابعاد مختلف بر محیط پیرامون و ساکنین آن چیست؟ هدف از این پژوهش بررسی تأثیر مجتمع های تجاری بزرگ مقیاس بر روی نظام کاربری و دسترسی حوزه پیرامونی است که با مطالعه موردی مجتمع تجاری برج تجارت قزوین انجام شده است. پژوهش از نوع کمی-کیفی و از طریق جمع آوری اطلاعات به صورت اسنادی و میدانی و آزمون فرضیات از طریق پرسشنامه است. براساس فرمول کوکران حجم نمونه 384 نفر براورد گردید و در سه محله اطراف (عدل- میرعماد و نادری) توزیع گردید. پایایی کلی پرسشنامه 9/0 به دست آمد. معیارها و شاخص های پژوهش به صورت کتابخانه ای در چهار بعد اجتماعی_فرهنگی، اقتصادی، محیطی و کالبدی طبقه بندی و در نرم افزار SPSS تحلیل شده است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد شاخصی که بیش ترین تأثیر را بر روی محلات اطراف داشته است، شاخص محیطی_آسایش (تأثیر بر وضعیت ترافیک محلات اطراف) بوده است و شاخصی که کم ترین تأثیر را بر محلات اطراف داشته است، شاخص اقتصادی_کارایی (تأثیر بر اشتغال ساکنین محلات اطراف بوده است. همچنین بیش ترین تأثیر منفی که این مجتمع بر روی محلات اطراف خود داشته است در شاخص محیطی_سلامتی (تأثیر بر آلودگی صوتی محلات اطراف) و بیش ترین تأثیر مثبتی که بر روی محلات اطراف خود داشته است در شاخص کالبدی_سازگاری (تأثیر بر مهم شدن بلوارهای میرعماد- نادری و عدل) است. این پژوهش درواقع بستری برای شناسایی این آثار و پیامدها فراهم نمود که درنهایت برای کاهش تأثیرات منفی و افزایش و تقویت تأثیرات مثبت پیشنهاد هایی در چهار بخش اجتماعی-فرهنگی، اقتصادی، محیطی و کالبدی ارائه شده است.
۳۰۲.

Optimizing Channel Configurations to Enhance Thermal Comfort in Connected Enclosed Atrium (Case Studies: Yazd and Tabriz)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Thermal Comfort channel configurations connected atrium passive systems Yazd Tabriz

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۴۱
Global challenges, including climate change and rising energy consumption, necessitate sustainable architectural solutions. Optimizing architectural design for passive natural ventilation enhances energy efficiency and reduces reliance on mechanical systems. An investigation was conducted to examine how channel dimensions impact thermal comfort in connected, enclosed atria in Yazd and Tabriz. The objective is to determine channel configurations that maximize year-round thermal comfort while minimizing mechanical heating and cooling. With Rhino software and Honeybee and Ladybug plugins, simulation models were developed. A variety of channel dimensions were tested to determine the optimum PMV values throughout seasonal changes. A variety of channel widths were evaluated for thermal comfort. The atrium and adjoining spaces were improved by enhancing airflow and temperature regulation. In both cities, a 1-meter channel width consistently provided optimal thermal comfort. During winter, PMV should be -3.43, in autumn -0.66, in summer 2.41, and in spring 0.0041. As in Tabriz, the winter PMV is -4.94, the autumn PMV is -0.62, the summer PMV is 0.72, and the spring PMV is -1.13. One-meter channel widths maintain comfort through seasonal temperature variations and environmental conditions, eliminating the need for supplemental heating or cooling. The study highlights the importance of climate-responsive design and optimizing passive ventilation systems to enhance building energy efficiency. As a result, buildings can be designed for both hot and cold climates. Energy-efficient and comfortable architectural solutions are supported. A focus on channel dimensions for optimal natural ventilation is recommended for future building designs in similar climates.
۳۰۳.

بازخوانی تحلیل رابطه تناسبات و کاربری سراهای بازار اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بازار اطفهان سرا تناسبات کاربردی حیاط

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۳
معماری بناهای قدیمی ایران همواره از تناسبات بهره جسته اند. اما در معماری معاصر به تناسبات و روابط اعداد توجهی نمی شود و بهره گیری از تناسبات به عنوان اصلی باز تولید شدنی برای دستیابی به زیبایی کمتر مطرح می شود. سرا یکی از عضوهای اصلی بازار از گذشته تاکنون بوده که دارای تناسباتی متناسب با کاربری آن است. سراها معمولا دارای سه فضای اصلی حیاط، حجره و ورودی می باشند. به طورکلی می توان گفت سراهای بازارهای قدیمی با قرارگیری واحدهای تجاری یا همان حجره ها گرداگرد حیاط شکل گرفته اند. فضاهای سراها با توجه به نوع کاربری آن دارای تناسبات متفاوتی می باشند. بازار تاریخی اصفهان دارای سراهای متعدد و شاخصی بوده که هنوز به فعالیت خود ادامه می دهند. هدف پژوهش حاضر مطالعه و بررسی تناسبات فضاهای اصلی سراها بازار اصفهان است تا کشف نماید که معمار یا بانی بنا چه هماهنگی یا سطوح معناداری را در مراتب رابطه مابین تناسبات و کاربری فضاها رعایت نموده است؟ روش تحقیق در این پژوهش تفسیری-تاریخی بوده و با انتخاب ده سرای بازار تاریخی اصفهان؛ اندازه های سه فضای اصلی حیاط، حجره و ورودی با بررسی اسناد و مدارک کتابخانه ای و مطالعات میدانی از طریق حضور مستقیم در بنا و پیمایش ابعاد فضاها بر مبنای تناسبات طلایی و زرین ایرانی مورد تحلیل و بررسی قرارگرفته اند. سراهای بازار اصفهان از آن جهت مورد توجه قرار گرفت که معماری ایرانی اسلامی در دوره ی صفویه و حتی اوایل قاجار به اوج شکوفایی خود می رسد و اصفهان پایتخت این جلوه گری هاست و توجه به تناسبات از اهمیت و ارزش انکارناپذیری برخوردار بوده است. نتایج نشان می دهد، ابعاد حیاط و ورودی فضاهای سرا از تناسبات 2√ و 118/1 پیروی می کنند و کاربری نقش پررنگی در تعیین تناسبات و ابعاد فضاهای سراها به خصوص حجره های تجار و حیاط اصلی داشته است.
۳۰۴.

تبیین چارچوب طراحی فضای شهری دوستدار بانوی ایرانی از دیدگاه بانوان (مورد مطالعه: خیابان های شهری کرمان)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: طراحی شهری بانوان فضاهای عمومی خیابان کرمان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۵
امروزه در مطالعات شهری بررسی جایگاه زنان در شهر بسیار ضرورت دارد. چرا که زنان، نیز همپایه مردان در کار و فعالیت های روزانه در شهرها حضور دارند و یکی از بهره بردارن فضاهای شهری محسوب می شوند. همچنین آنها حق دارند همانند مردان از فضاهای عمومی شهری استفاده کنند. اما از آنجایی که نوع نیازها، نحوه درک محیطی و در نتیجه الگوهای رفتاری زنان و مردان در فضاهای عمومی، تفاوت های معناداری دارند، لذا نادیده انگاشتن تفاو ت ها می تواند حضور زنان را در فضاهای عمومی محدود نماید. در دنیای مدرن امروزی با وقوع تحولات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، زمینه سازی افزایش حضور زنان در فضای شهری بسیار بیشتر شده است؛ بر همین اساس برخی نیازهای بانوان، در طراحی های شهری مورد توجه قرار نگرفته و حضور آنان در فضاهای عمومی شهری را با دشواری هایی مواجه ساخته است. این مساله در شهر کرمان بعنوان یکی از شهرها با پیشینه و قدمت تاریخی و مذهبی در کشور از این منظر حائز اهمیت است، شهر کرمان در چند سال اخیر رشد قابل توجهی داشته است و برنامه ریزی آن در آینده نزدیک با توجه به رشد قبلی چنانچه بدون برنامه و اصول صحیح برنامه ریزی باشد شهر را با مشکلاتی زیادی مواجهه خواهد ساخت. بر همین اساس این پژوهش با هدف واکاوی مشکلات کنونی طراحی شهری خیابان های کرمان از منظر بانوان با ارائه یک مدل زمینه ای در فضاهای شهری با تاکید بر خیابان ها، در پی به دست آوردن چارچوب طراحی فضای شهری متناسب بانوان است. جامعه آماری تحقیق 16 نفر از بانوان 35 تا 60 ساله شهر تهران با روش نمونه گیری هدفمند و در دسترس انجام شده است. نتایج تحقیق بیانگر آن است که براساس اسناد و ابعاد سیاستگذاری شهری، طراحی شهری دارای سه بازوی قانونگذاری، ساختارسازی و کارکردگرایی است و بر همین مبنا سه بعد برنامه ریزی و تصمیم سازی، طراحی و اجرا و بعد بهره برداری به دست آمده است. نتایج نشان داد که مولفه های مشارکت طلبی، جامعیت و همه شمولی و رعایت ابعاد ایمنی و راحتی و همچنین استانداردسازی برنامه ها متناسب برای همه اقشار می تواند شهر دوستدار بانوان را خلق نماید و چنانچه مشارکت بانوان وجود نداشته باشد شهر تک بعدی و سازگار با کارکردهای مردانه خواهد داشت.
۳۰۵.

نسبت کالبد و دلبستگی به فضاهای جمعی در گونه غالب مجتمع های مسکونی کم ارتفاع شهر تهران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: حس دلبستگی به مکان عوامل کالبدی مجتمع مسکونی خطی فضای جمعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۰۵
امروزه فضای جمعی که مهم ترین عرصه مشترک زندگی در محل سکونت به شمار می رود، تا حد زیادی قابلیت اجتماع پذیری خود را از دست داده است. حس دلبستگی به عنوان عامل پیوند انسان و مکان، نقش مهمی در احیای این گونه فضاها داراست و درک صحیحی از عامل کالبد به عنوان مفهومی بنیادین در تعریف این گونه فضاها، می تواند موجب تحریک حس دلبستگی گردد. هدف پژوهش حاضر، شناسایی نسبت کالبد و حس دلبستگی به فضاهای جمعی در گونه غالب مجتمع های مسکونی کم ارتفاع شهر تهران، یعنی گونه خطی با تراکم خرد واحد مسکونی می باشد. ابزار پژوهش حاضر شامل مطالعات کتابخانه ای، پرسشنامه و ثبت مشاهدات رفتاری ساکنان در فضاهای جمعی مجتمع ها می باشد. با مراجعه به متون و جمع بندی نظرات اندیشمندان حوزه، شاخص های پژوهش انتخاب و از دل آن ها، مولفه های کالبدی استخراج گردید. سپس آزمون تجربی و توزیع پرسشنامه و همزمان از طریق بازدیدهای منظم روزانه، ثبت مشاهدات رفتاری انجام گردید و در نهایت با استفاده از نرم افزارهای مربوطه، به تجزیه و تحلیل داده های کمی 256 پرسشنامه پرداخته شد. نتایج پژوهش حاکی از نقش بسزای عوامل کالبدی بر میزان دلبستگی ساکنان به فضاهای جمعی مجتمع های مسکونی می باشد و شاخص «ذهنی» نسبت به شاخص «عینی»، تاثیر بیش تری بر حس دلبستگی دارد. از میان مولفه های عینی، «شخصیت کالبدی»، «عوامل محیطی»، «قابلیت محیطی» و «تناسبات بصری» و از میان مولفه های ذهنی، «نفوذپذیری»، «خاطره جمعی»، «امنیت و آسایش» و «سرزندگی و حیاتمندی» به ترتیب اولویت، بیش ترین تاثیرگذاری را بر ارزیابی دلبستگی ساکنان به فضاهای جمعی دارد.
۳۰۶.

بازتعریف چرخه توسعه نیافتگی شهرهای کوچک ایران: یک تحلیل کیفی داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: شهرهای کوچک توسعه نیافتگی توسعه منطقه ای نظریه داده بنیاد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۷
بیان مسئله: انتظار می رود تا سال ۲۰۵۰، حدود ۶۸ درصد از جمعیت جهان در شهرها ساکن شوند که به معنی افزایش ۲.۵ میلیارد نفری جمعیت شهری در قالب انواع سکونتگاه های شهری کوچک و بزرگ است. مطالعه پیامدها و روندهای موثر بر افزایش شهرهای کوچک که طی سه دهه اخیر شدت مضاعفی به خود گرفته است، همواره یکی از دغدغه های برنامه ریزان منطقه ای در ایران بوده است. این پژوهش به دنبال بازتعریف چرخه توسعه نیافتگی شهرهای کوچک ایران است تا چالش های ساختاری و پتانسیل های نهفته این شهرها را شناسایی کند و راهبردهای اساسی برای برون رفت آنها از این چرخه، ارائه دهد. هدف: در شرایطی که مطالعه اثرات افزایش جمعیت شهری، اهمیت زیادی دارد، این تحقیق با ارائه مدلی زمینه محور، شرایط موثر بر چرخه توسعه نیافتگی شهرهای کوچک ایران را مورد بحث قرار داده و راهکارهایی را برای تقویت نقش این شهرها در نظام شهری کشور پیشنهاد می دهد. روش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و با استفاده از روش نظریه زمینه ای (داده بنیاد) انجام شده است. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 16 متخصص حوزه برنامه ریزی شهری و منطقه ای گردآوری شدند و از طریق نرم افزار MAXQDA طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. نتایج حاصل از تحلیل در پنج محور شرایط زمینه، شرایط علی، شرایط مداخله گر، پیامدها و راهبردها، جمع بندی و ارایه شدند. یافته ها: بسیاری از شهرهای کوچک ایران به اقتصاد مبتنی بر منافع ناشی از کشاورزی سنتی نواحی روستایی مجاور خود که بهره وری پایینی دارد، وابسته اند و این به عنوان مهمترین عامل ناپایدارکننده وضعیت این شهرها محسوب می شود. آسیب پذیری در برابر تغییرات اقلیمی و بحران آب، از دیگر تهدیدهای زمینه ای پیشِ رو در این شهرهاست که طی چند دهه گذشته شدت بیشتری گرفته است. ضعف مدیریت شهری و منابع مالی ناپایدار در شهرداری ها، سیاست های تمرکزگرایانه در نظام شهری کشور و عدم توجه کافی به شهرهای کوچک به عنوان موتور توسعه نواحی روستایی، از دیگر عوامل محدودکننده توسعه یافتگی این شهرها و در نتیجه افزایش نابرابری های منطقه ای به شمار می روند. پیامدهای این وضعیت خود را به صورت مهاجرت جمعیت جوان از شهرهای کوچک به کلانشهرها، فروپاشی ساختار سنتی اقتصاد محلی، نابودی فرهنگ بومی و افزایش ناپایداری محیط زیست نشان داده است. نتیجه گیری: راهبردهای حاصل از داده های پژوهش که برای برون رفت از این شرایط تبیین شده در چهار محور عمومی قابل دسته بندی هستند: افزایش آمادگی در برابر چالش های محیطی و تغییرات اقلیمی، توانمندسازی اقتصاد محلی، تحرک بخشی اجتماعی، کارآمد نمودن حکمرانی. یافته ها برای سیاست گذاران، برنامه ریزان شهری و مدیرانی که به دنبال کاهش نابرابری های منطقه ای هستند، کاربرد دارد.
۳۰۷.

نمادهای میراث فرهنگی در عناصر شهری و زمینه یابی نقش آن در هویت سازی جمعی؛ مطالعه موردی شهر جیرفت در منطقه جنوب کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: جنوب کرمان جیرفت نظریه عمل نمادهای میراث فرهنگی فضای عمومی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۱۴
این پژوهش با رویکردی بین رشته ای پویایی های اجتماعی پسِ روند تحول هویت جمعی در جنوب کرمان را در حدود نیم سده اخیر کاویده است. تحقیق حاضر با طرح این پرسش که آیا زمینه یابی تاریخی نقش عناصر شهری مرتبط با میراث فرهنگی در فضای عمومی منطقه جنوب کرمان ممکن است، گمان داشته با مطالعه توصیفی-تحلیلی عناصر فرهنگی در فضای عمومی شهر جیرفت می توان روند تحول چنان مضامینی را رمزگشایی کند. بنیان نظری آن بر «نظریه عمل» در جامعه شناسی و مفهوم «فرهنگ مادی» در باستان شناسی و انسان شناسی استوار بوده و داده های کیفی به روش های کتابخانه ای و میدانی گردآوری شده اند . با تحلیل شرایط اجتماعی-سیاسی استدلال شده که وضعیت «ناسازش» اجتماعی منطقه در دهه های 50 و 60 خورشیدی قابل مطالعه است. با مطرح شدن میراث حوزه فرهنگی جیرفت در مجامع علمی پس از دهه 80، تلاش هایی محلی برای دستیابی به موقعیت های ممتاز در «میدان» اقتصادی با کنترل میدان قدرت تا حدی مهار گشته و راهبردها به کنش در میدان علمی محدود شد. دستاوردهای علمی به برجسته شدن مفاهیم هویت و میراث متمایز در «عادت واره» گروهی مردمان منطقه انجامید. نمادهای میراث فرهنگی در فضای شهری تجلی مادی این سرمایه اجتماعی نوپدید هستند که کنشگران بر پایه «باور دُگزایی» هویت متمایز در راهبردهایشان برای تحول نظم موجود در جنوب کرمان آن دوره به کار گرفته اند.
۳۰۸.

کاربردها و خواص بیوکامپوزیت های میسلیومی در تولید مصالح پایدار برای مناطق روستایی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بیوکامپوزیت میسلیوم مصالح پایدار روستا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۵
هدف: در دهه های گذشته روستاها دچار تحولاتی شده اند که تداوم حیات آن ها را به خطر انداخته و آن را به نوع آوری، ابداع، خلق محصولات، فرایندها و روش های جدید وابسته کرده است. ازاین رو، توسعه روستاها پیوند گسترده تری با کارآفرینی پیدا کرده است و آمیختن گردشگری و کارآفرینی در راستای تولید محصولات پایدار، راهکاری منطقی است که می تواند به رشد و توسعه مناطق روستایی، گسترش آگاهی نسبت به توسعه پایدار و کاهش ردپای ساخت در زمین کمک نماید. بنابراین، هدف این مقاله معرفی بیوکامپوزیت های میسلیومی به عنوان مصالح پایدار و نحوه تولید و استفاده از آن ها در بافت های روستایی و مجموعه های گردشگری روستایی است. روش پژوهش: این پژوهش مروری است و در آن اطلاعات مرتبط با بیوکامپوزیت های میسلیومی در منابع با دسترسی آزاد بررسی شده و به شناخت، روش تولید، مزایا و معایب، ویژگی های فیزیکی آن ها پرداخته شده است. همچنین پتانسیل تولید این مواد به عنوان راهکاری برای توسعه کارآفرینی و گردشگری روستایی به عنوان راهکاری برای به کارگیری این مواد نیز موردبررسی قرار گرفته است. یافته ها: تحقیق بر کامپوزیت های میسلیومی موضوعی است که بسیاری از پتانسیل های آن ناشناخته و معایب آن حل نشده باقی مانده است، اما بااین وجود در پژوهش هایی که تاکنون صورت گرفته اطلاعات مفیدی در خصوص ویژگی های این مواد به دست آمده و تجربیات مناسبی در خصوص گام ها و عوامل مهم در تولید این مواد و همچنین قابلیت استفاده تجاری در برخی کاربری ها مانند بسته بندی، پنل های عایق، پوشش های دیوار و کف و تولید مبلمان در اختیار پژوهشگران قرار گرفته است که می تواند زمینه ای مناسب در تحقیق و به کارگیری این مواد باشد. همچنین بررسی کارآفرینی روستایی، گردشگری و پتانسیل های کشاورزی، چوب بری و پرورش قارچ، فرصت استفاده از بیوکامپوزیت های میسلیومی برای توسعه پایدار در مناطق روستایی را برجسته می سازد. نتیجه گیری: کامپوزیت های میسلیومی موادی با پتانسیل بالا هستند که در حالت اولیه، خصوصیاتی مانند فوم پلی استایرن، تخته های MDF و نئوپان دارند و مزیت اصلی آن نسبت به این مواد استفاده از مواد اولیه تجدیدپذیر، انرژی کم در پروسه تولید و عدم استفاده از مواد زیان بخش برای محیط زیست مانند پلاستیک و چسب های مصنوعی است، همچنین چالش هایی مانند پذیرش مصرف کننده، تنوع ذاتی خواص این مواد با توجه به ماهیت زیستی و نیاز به دستورالعمل های استاندارد تولید وجود دارد. بااین حال، روش های ساده تری برای تولید کامپوزیت های میسلیومی در مقیاس کارگاهی وجود دارد که می توانند در راستای توسعه پایدار و اقتصاد دورانی استفاده شوند.
۳۰۹.

تعریف و اولویت بندی مولفه های طراحانه دفاع محیطی در محیط انسان ساخت با رویکرد پدافند غیر عامل با تاکید بر قدرت نرم و سرمایه اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: محیط انسان ساخت دفاع محیطی طراحان محیطی مولفه تحلیل سلسله مراتبی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۲۵
شهروندان در شرایط وقوع بحران در معرض آسیب قرار می گیرند. در محدوده تهدیدات انسان ساز، علم دفاع غیرنظامی (پدافند غیرعامل) راهکارهای مختلفی را برای مدیریت بحران ارائه داده است. باتوجه به حساسیت های امنیتی داخلی و خارجی و تکرار وقایع امنیتی، ضروریست جامعه طراحان محیطی (معماران- شهرسازان) توجه ویژه ای به راهکارهای طراحانه در افزایش قدرت دفاعی محیط و کمک به حل بحران های امنیتی داشته باشند. هدف از این پژوهش تعریف و اولویت بندی مولفه های دفاع محیطی ذیل مفهوم کلان «امنیت محیطی» در محدوده تهدیدات انسان ساز (موضوع علم پدافند غیرعامل) است. این تحقیق با استفاده از نظر نخبگان و روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) و مقایسات زوجی انجام می گیرد و در زمره تلاش هایی است که با رویکرد خشونت پرهیز به دنبال مدیریت امنیت و کاهش آسیب ها در محیط های انسان ساخت هستند. این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی با ابزار مطالعه کتابخانه ای و مصاحبه عمیق به استخراج فهرست اولیه متغیرهای کلان پرداخته و پس از تدقیق فهرست، به اولویت بندی متغیرهای کلان و مقایسه زوجی متغیرهای زیرمجموعه آنها می پردازد. یافته های پژوهش بر اهمیت رویکردهای غیر کالبدی و مبتنی بر قدرت نرم در مواجهه با تهدیدات موضوع علم دفاع غیرنظامی تأکید دارد و عادت حاکم بر پژوهش ها و پروژه های پدافند غیرعامل مبتنی بر رویکرد استحکام بخشی و تقویت کالبدی را ناقص و در مواجهه با پاره ای از تهدیدات، ناکارآمد می داند و براین اساس نقش طراحان محیطی در افزایش قدرت نرم مبتنی بر ساختارهای طراحانه محیط در سامانه دفاع غیرنظامی بسیار موثر می داند.
۳۱۰.

آسیب شناسی اسکان اضطراری و موقت پس از سیل ۱۳۹۸ شهرستان آق قلا بر اساس ارزیابی استفاده کنندگان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اسکان اضطراری اسکان موقت سیل آق قلا بازتوانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۹۶
رخداد سوانح با آسیب رساندن و یا تخریب محل زندگی افراد، همچنین ایجاد ناامنی نیاز به تأمین سرپناه را تا زمان اتمام بازسازی مسکن تشدید می کند. به همین ترتیب پس از سیل ۱۳۹۸ استان گلستان در شهرستان آق قلا مردم در دو مرحله اضطراری و موقت نیازمند سرپناه بودند. گروه پژوهشگران در این مقاله قصد دارند تا انواع سرپناه ارائه شده پس از سیل مذکور را معرفی کرده و به آسیب شناسی آن ها ازنقطه نظر مردم بپردازند و در نهایت راهبردهایی در راستای کاهش این آسیب ها در تجربیات آینده ارائه دهند. بدین منظور جمع آوری اطلاعات موردنیاز از طریق مرور متون تخصصی، مصاحبه های روایتی و نیمه ساختاریافته و مشاهدات میدانی انجام شده است. نتایج حاصل نشان می دهند اسکان در خانه اقوام و نزدیکان، نقل مکان به خانه دوم (خارج از آق قلا)، ماندن در اسکان های تجمعی، اردوگاه های دولتی و مردمی و استفاده از بخش های تخریب نشده خانه در بازه زمانی اسکان اضطراری و بازگشت به خانه ها با فروکش کردن آب و ماندن در اردوگاه های تجمعی و سرپناه های اهدایی توسط خیرین یا مسئولان (سرپناه الگو گرفته از آلاچیق سنتی ترکمانان (اوی)) در مرحله اسکان موقت نحوه تأمین سرپناه پس از سیل ۱۳۹۸ آق قلا بوده است. هر یک از این گزینه های مطرح شده در دو مرحله تأمین سرپناه اضطراری و موقت از دید کاربران در موضوعات ایمنی و امنیت، اجتماعی - فرهنگی، اقتصادی، خانوادگی، بهداشتی، روانی، اقلیمی و مکان یابی کاستی هایی داشته اند. این موضوعات با ایجاد نارضایتی در بین آن ها موجب جابه جایی و این عدم مدیریت و برنامه ریزی باعث اتلاف منابع اقتصادی و شکست برنامه تأمین سرپناه در آق قلا شده است.
۳۱۱.

کنشگری ارتباطی در مدیریت پروژه های شهری، نمونه مورد مطالعه: مدیریت شهری زنجان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: کنش مدیریت شهری داده بنیاد زنجان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۸
کنش مبتنی بر تعامل و تفاهم چندجانبه، الگویی است ریشه در نظریه کنشی یورگن هابرماس که اصول آن در مشارکت، مباحثه، تفاهم، تمرکز و انحصار خارج از قدرت تبیین می شود. مدیریت شهری نوین با این رویکرد می تواند توسعه شهری را با نگاه جمعی و کارشناسی کثرت گرا به پایداری سوق دهد. این پژوهش باهدف تبیین رویکرد کنش ارتباطی هابرماس در مدیریت میانی در پیشبرد پروژه های توسعه شهری انجام گرفته است. روش تحقیق از نوع کیفی مبتنی بر رویکرد داده بنیاد است که به شیوه پدیدارشناسی (تفسیری استقرایی) شکل گرفته است. واحد جغرافیایی و جامعه موردمطالعه، شهر زنجان و مدیریت های اثرگذار بر توسعه شهری هستند. گردآوری داده ها حاصل مصاحبه های نیمه ساختارمند و مشاهده های موردی است که در آن مدیران میانی سازمان های با اثرگذاری بیشتر در مدیریت شهری با حجم نمونه ای بالغ بر 45 نفر بوده اند. تحلیل داده بر اساس مدل داده بنیاد در فرایند کدگذاری باز انجام و با کدگذاری محوری و انتخابی، مفاهیم و مقوله های کلیدی استخراج گردید. تبیین تفسیری مقوله ها و مفاهیم استخراج شده در مدل پارادایمی مبتنی بر شرایط علّی، زمینه ای، میانجی، راهبردی انجام گرفته و شرایط پیامدی تبیین گردید. نتایج نشان می دهد مقوله های قدرت، ترس، مقاومت، اجبار، فردگرایی و انحصارگرایی، اطاعت و دستورپذیری، وابستگی و منافع سازمانی به عنوان عوامل غیر کنشی و تعامل، پذیرش و مقبولیت، نقدپذیری، تفاهم، مشارکت نهادی و ارتباط داده ای به عنوان عوامل کنشی فعال شناخته می شوند. پیامد های حاصل از شرایط علّی، زمینه ای میانجی و راهبردی نشان می دهد یک جانبه نگری، فردگرایی، تفکر سیاسی و جناحی، تغییرات مداوم، رویه های اداری، کاهش سرمایه اجتماعی ناشی از انحصارطلبی، ناتوانی مدیریت شهری در پیشبرد کیفی و به هنگام پروژه های شهری و نارضایتی شهروندان پیامد مانع برای ایجاد کنش ارتباطی است. شرایط پیامدی تقویت حس تعلق، کنش مفاهمه ای، همیاری و همکاری نهادی، تخصص مبتنی بر مشورت، کثرت گرایی و هم افزایی نهادی را مؤثرترین شرایط پیامدی در پیشبرد کیفی مدیریت پروژه های شهری تبیین کرده است.
۳۱۲.

شاخص های مشارکت شهروندان در نوسازی بافت های فرسوده شهر شاندیز با رویکرد پدافند غیر عامل(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بافت فرسوده نوسازی مشارکت پدافند غیرعامل شاندیز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۶۹
حضور و مشارکت مردم در مداخلات صورت گرفته در بافت های فرسوده نقش اصلی را در تحقق پذیری طرح ها ایفا نموده و وجود ناهنجاری ها و مشکلات اجتماعی، زیست محیطی و غیره، اهمیت اتخاذ رویکردهای مرتبط با پدافندغیرعامل را ضروری می نماید. هدف تحقیق حاضر، ارزیابی شاخص های مشارکت شهروندان در نوسازی بافت های فرسوده شهر شاندیز با رویکرد پدافند غیرعامل با استفاده از مدل MARCOS در نرم افزار Excel می باشد. نوع تحقیق، کاربردی و روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی می باشد و همچنین از مطالعات اسنادی و پرسشنامه برای گردآوری اطلاعات استفاده شده است. نمونه آماری تحقیق تعداد 28 نفر از خبرگان حوزه مورد مطالعه می باشد. در گام اول؛ 6 مؤلفه کلی شامل؛ مشارکت، شفافیت، مسئولیت پذیری، عدالت، اثربخشی-کارایی و ایمنی-امنیت در قالب 40 شاخص شناسایی، در گام دوم؛ اوزان هر کدام از شاخص ها استخراج، در گام سوم؛ رتبه بندی شاخص ها انجام گردید که نتایج تحقیق نشان می دهد به ترتیب مؤلفه مشارکت با 144/0 امتیاز، ایمنی و امنیت با 071/0، مسئولیت پذیری با 054/0، شفافیت با 049/0، اثربخشی و کارایی با 041/0 و عدالت با 037/0 بیشترین اثرگذاری را در موضوع مشارکت دارند و شاخص های صادق بودن مسئولان و مدیران شهری در ارائه برنامه ها با امتیاز 876/0، آشنایی شهروندان از مفاد برنامه و تصمیمات مسئولان در ارتباط با بافت با 818/0، مشارکت شهروندان در اجرای طرح های مرتبط با بافت با امتیاز 811/0، آگاهی شهروندان نسبت به سیاست های تشویقی نوسازی بافت فرسوده شاندیز با 796/0 دارای بیشترین اثرگذاری هستند. در پایان نیز راهکارهایی برای افزایش مشارکت ارائه گردید.
۳۱۳.

برنامه ریزی راهبردی فضای شهری با هدف ارتقای حس تعلق شهروندان؛ نمونه موردپژوهی: خیابان امام خمینی شهر قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فضای شهری حس تعلق سرزندگی هویت تعامل اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۴
حس تعلق به مکان از عوامل مهم و ارزشمند در برنامه ریزی فضاهای شهری به شمار می رود. توجه به این مؤلفه، به ویژه در طراحی فضاهایی مانند خیابان ها، می تواند نقش چشمگیری در ارتقای سرزندگی و بهبود کیفیت محیط شهری ایفا کند. برنامه ریزی شهری به عنوان یکی از ابزارهای اساسی در شکل دهی به کالبد و هویت شهر، در تقویت این حس نقش مؤثری دارد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر تقویت حس تعلق به مکان انجام شده و این مؤلفه ها را در محدوده خیابان امام خمینی، واقع در ناحیه امامزاده حسین و منطقه یک شهر قزوین بررسی کرده است. در این راستا، ابتدا با مرور ادبیات نظری، مدل مفهومی پژوهش تدوین شد. برداشت های میدانی و تکمیل پرسش نامه و در نهایت تجزیه وتحلیل اطلاعات، با استفاده از نرم افزار SPSS و روش هایی آماریی توصیفی و استنباطی، همچون آزمون t تک نمونه ایی انجام گرفته است. در ادامه، با تکنیک SWOT، چشم انداز، اهداف، راهبردها و سیاست هایی متناسب با مؤلفه ها و یافته های نظری تدوین شد. درنهایت، با بهره گیری از نتایج ارزیابی محیط داخلی و خارجی و تدوین ماتریس برنامه ریزی راهبردی QSPM، راهبردهای پیشنهادی اولویت بندی و پلان راهبردی محدوده طراحی شد. شناسایی عوامل مؤثر در تقویت حس تعلق می تواند به افزایش هویت، کیفیت و تعامل در فضاهای شهری کمک کند. براساس بررسی های انجام شده، مهم ترین متغیرهای محیطی تأثیرگذار بر این حس عبارت اند از: دسترسی و خوانایی، امنیت اجتماعی، خاطره انگیزی، تعامل پذیری، مقیاس انسانی و تناسبات، تنوع فعالیت ها، عناصر شاخص طبیعی یا مصنوع و مبلمان شهری. متغیرها را می توان در سه بعد اصلی: ادراکی شناختی، اجتماعی فرهنگی و کالبدی محیطی دسته بندی کرد. درنهایت، توجه به نیازها و خواسته های جامعه در فرایند طراحی و برنامه ریزی می تواند به خلق فضاهایی منجر شود که نه تنها از نظر بصری جذاب اند، بلکه پیوندی عمیق تر میان شهروندان و محیط زندگی شان ایجاد می کنند و موجب تقویت حس تعلق در فضا می شوند.
۳۱۴.

پوشش سقف در کاخ آپادانای تخت جمشید؛ نگاهی نو به فناوری های ساختمانی هخامنشیان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: فناوری پوشش سقف تخت جمشید کاخ آپادانا تیر و ستون زلزله

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۱
کاخ های هخامنشی جلوه ای بارز از کاربست فناوری های پیشرفته معماری در جهان باستان به شمار می آیند؛ بااین حال، تاکنون توجه علمی به شیوه های اجرایی این سازه ها محدود بوده است. پژوهش میان رشته ای حاضر با تمرکز بر نظام پوشش سقف کاخ آپادانا، به تحلیل انتقادی بازسازی های رایجی می پردازد که ریشه در نظریات معمار آلمانی فردریش کرفتر دارند. به منظور سنجش اعتبار دیدگاه غالب، این تحقیق با رویکرد ترکیبی و در بستر تاریخی، از روش های توصیفی تحلیلی و استدلال منطقی بهره می گیرد. نخست، پیشینه پژوهش، مسیر دو قرن بحث و نظریه پردازی پیرامون پوشش سقف کاخ ها را ترسیم می کند. بررسی سیر تحول تالارهای ستون دار در تمدن های باستان، وجوه اشتراک و افتراق معماری هخامنشی با دیگر فرهنگ ها را نمایش می دهد. درنهایت، شواهد سازه ای، اجرایی و باستان شناختی برای نقد کاستی های الگوی غالب بازسازی ها به کار می رود. بر پایه تحلیل معماری، اصول ساختمان سازی در دوران باستان، و داده های میدانی، این پژوهش به شناسایی فناوری مورد استفاده توسط معمار هخامنشی می پردازد. یافته ها نشان می دهد که سرستون ها علاوه بر نقش تزیینی، عملکرد سازه ای داشته اند: شاه تیرها درون فضای خالی میان سرستون ها جای می گرفتند و این چیدمان از نخستین تلاش های بشر برای مهار چرخش آزادانه دو سر تیر و ایجاد اتصالات بهینه برای انتقال تنش ها بوده است. همچنین با قرارگیری چوب در میان حفره سنگی، با به کارگیری اتصالات ساده و بدون تضعیف مصالح، معمار یکپارچگی ساختاری تیرها را تأمین می کرد. در این روش، شاه تیرها ستون ها را به صورت نواری به یکدیگر متصل و تیرهای عرضی، سازه سقف را کامل می کرده اند؛ آرایشی که در یکپارچگی رفتار سازه در برابر زلزله نقشی مؤثر داشت. این نتایج دریافتی تازه از فناوری ساخت هخامنشیان ارائه می دهد و نبوغ معمار ایرانی در طراحی و اجرای وسیع ترین تالارهای تخت پوش جهان باستان را آشکار می سازد.
۳۱۵.

مقایسه تطبیقی ابعاد هویت مکانی در دو گونه مسکن محصور و غیرمحصور (مطالعه موردی: توسعه های مسکونی منطقه قاسم آباد مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مسکن هویت مکانی مجتمع های محصور مجموعه های مسکونی غیرمحصور آزمون تی مستقل آزمون تعقیبی توکی منطقه قاسمآباد مشهد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۵
«هویت مکانی» جزئی از هویت شخصی است که با فرایندی که در آن افراد، ازطریق تعامل با مکان، خود را متعلق به مکانی مشخص معرفی و توصیف می کنند، تعریف می شود. در چند دهه اخیر، با گسترش مجتمع های مسکونی محصور در مناطق مختلف جهان، پژوهشگران متعددی تلاش کرده اند ماهیت و ابعاد مختلف این گونه از مسکن را شناسایی و تأثیرات آن را بر کاربران ارزیابی کنند. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف مقایسه تطبیقی ابعاد مختلف هویت مکانی در مجتمع های مسکونی محصور و غیرمحصور، با پیکره بندی خطی، در منطقه قاسم آباد شهر مشهد طرح شده است. روش پژوهش حاضر، در بخش مبانی نظری، ادبیات پژوهی با رویکرد تحلیل مفهومی و در بخش مطالعه میدانی، روش کمّی با راهبرد پیمایش و تحلیل همبستگی است. بر این اساس، داده های آماری نمونه ای شامل 240 نفر از جامعه آماری ساکنان مجتمع های مسکونی محصور و غیرمحصور منطقه قاسم آباد، با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته و نمونه گیری تصادفی خوشه ای، گردآوری و با روش آزمون تی مستقل و آزمون تعقیبی توکی تحلیل شده است. یافته های پژوهش حاضر نشان دهنده تفاوت معنی دار ابعاد چهارگانه هویت مکانی (ابعاد شناختی، عاطفی، ارزیابانه و رفتاری) در دو گونه مسکن محصور و غیرمحصور است. این درحالی است که مقایسه درون گروهی دو گونه مسکن محصور و غیرمحصور، تفاوت معناداری را در ابعاد مختلف هویت مکانی نشان نمی دهد. به عنوان نتیجه نهاییِ پژوهش حاضر می توان گفت که با توجه به ضعیف تر بودن همه ابعاد هویت مکانی در نمونه های مسکن محصور، محصور کردن مجتمع ها در محدوده مورد مطالعه موجب کاهش احساس هویت مکانی ساکنان این مجتمع ها شده است.
۳۱۶.

ارتقاء سلامت اجتماعی در مسکن معاصر؛ نمونه مطالعاتی: مجتمع های مسکونی شهر اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پایداری مسکن سالم مسکن هویت کیفیت محیط میراث معماری معاصر میراث مدرن سلامت اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۱۰۰
اهداف: مسکن سالم و پایدار، هویت و همچنین کیفیت محیط نقشی کلیدی در بهبود سلامت اجتماعی دارد. این مقاله با بررسی مفاهیم مرتبط با کیفیت محیط به عنوان متغیر مستقل و سلامت اجتماعی به عنوان متغیر وابسته، به تحلیل تأثیر این عوامل در مسکن به عنوان بخشی از میراث معماری معاصر ایران می پردازد. روش ها: پژوهش حاضر از لحاظ روش در زمره پژوهش های آمیخته (کیفی- کمی) است. از نظر روش گردآوری اطلاعات، در بخش کیفی از مصاحبه و روش گروه های بحث استفاده شد و در بخش کمی، داده ها از طریق پرسشنامه و به شیوه پیمایشی جمع آوری گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و Lisrel با آزمون های معادلات ساختاری انجام گرفته است. یافته ها: طبق نتایجی که از تحلیل فرضیه های این تحقیق بدست آمد، مولفه های کیفیت محیط شامل بعد اقتصادی، جنبه های انسانی - اجتماعی، جنبه زیست- محیطی، جنبه های عملکردی، فیزیکی واحد مسکونی، زیبایی شناختی فرمی، جذابیت بصری، بهره گیری از عناصر طبیعی، نورپردازی، ایمنی، معنایی ادراکی؛ بر ارتقاء سلامت اجتماعی در مجتمع های مسکونی شهر اردبیل تاثیر دارد و ترتیب اثرگذاری به ترتیب برابر با: بهره گیری از عناصر طبیعی 73/0، بعد اقتصادی 70/0، بعد ایمنی 65/0،جذابیت بصری 59/0، کیفیت زیبایی شناختی فرمی 53/0، مولفه زیست محیطی 48/0، جنبه های انسانی اجتماعی 47/0، جنبه های عملکری و نورپردازی 46/0، مولفه های فیزیکی واحد مسکونی 42/0، می باشد. نتیجه گیری: با توجه به این یافته ها می توان نتیجه گیری کرد که در جهت بالا بردن میزان سلامت اجتماعی در مجتمع های مسکونی باید به شاخص های کیفیت محیط و مفهوم مسکن سالم توجه بیشتری داشت.
۳۱۷.

شناسایی و تحلیل پیشران های کلیدی مؤثر بر زیست پذیری شهری (مطالعه موردی: شهر بناب)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: برنامه ریزی توسعه پایدار زیست پذیری پیشران های کلیدی شهر بناب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۵ تعداد دانلود : ۱۳۲
رشد شتابان شهرنشینی در دهه های اخیر، منجر به گسترش بی رویه سکونتگاه های شهری و پیدایش چالش های متعدد شده است. انباشت مسائل مختلف در شهرها، از جمله؛ آلودگی های زیست محیطی، ترافیک سنگین، کمبود فضای سبز، توزیع نامتعادل امکانات و خدمات، فقر، و غیره مفهوم زیست پذیری شهری را بیش از پیش آشکار می کند زیست پذیری، مفهومی کلیدی در توسعه پایدار و ایجاد شهرهای انسان محور است. هدف این تحقیق شناسایی پیشران های کلیدی مؤثر بر زیست پذیری شهری در بناب می باشد، نوع تحقیق کاربردی و روش آن توصیفی- تحلیلی است. برای تحلیل داده ها از نرم افزارهای میک مک و سناریو ویزارد استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد؛ از میان 36 گویه 13 پیشران کلیدی شامل؛ مدیریت بحران در شهر ، تنوع در فرصت های شغلی ، اعتماد به مدیریت شهری ، امنیت در شهر ، میزان آلودگی منابع طبیعی، سرمایه گذاری (اعم از دولتی، مدیریت شهری و بخش خصوصی) ، تأثیرات اقلیمی ، مدیریت کارآمد زیرساخت ها و خدمات عمومی ، کیفیت دسترسی عادلانه به امکانات و خدمات شهری ، امکان انجام فعالیت اجتماعی، میزان تفریح و سرگرمی مردم ، درآمد و اشتغال، کاربری های منعطف و مختلط بیشترین تأثیرگذاری مستقیم و کمترین وابستگی را داشته اند. برای این 13پیشران اقدام به سناریو نگاری شد و تعداد 39 سناریو برای پیشرانها نوشته و در نرم افزار سناریو ویزارد مورد تحلیل قرار گرفت و تعداد 3 سناریوی قوی، 6 سناریوی باورکردنی و 388 سناریوی ضعیف استخراج گردید
۳۱۸.

بررسی تأثیرگذاری متقابل معماری و هویت بدنی انسان، با تکیه بر سایبرگ(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بدن انسان معماری زیست شناسی سایبرگ معماری بیومیمتیک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۴۰
بیان مسئله: بدن و معماری همواره بر یکدیگر تأثیرگذار بوده اند. انسان امروز به واسطه رشد فناوری وجهانی شدن در معرض تغییرات اجتماعی وسیعی قرار دارد و با دنیای هوشمندی مواجه است که هر روز هوشمندتر می شود و او را با پیچیدگی هایش شگفت زده می کند. در این دنیای نوین شکل گرفته بر پایه فناوری، که هوش مصنوعی یکی از نمونه های آن است، انسان آینده به چه شکل خواهد بود؟ و معماری تحت اثر ویژگی های بدنی جدید، چه تغییراتی را می پذیرد؟ هدف پژوهش: به نظر می رسد بدن آینده در فصل مشترک علم زیست شناسی و فناوری های دیجیتال شکل خواهد گرفت؛ بدنی ترکیبی؛ از انسان، ابزار و تکنولوژی؛ چیزی به نام سایبرگ. این پژوهش در پی پاسخ به چگونگی معماری برای قرن حاضر به بررسی ویژگی های بدنی انسان معاصر و آینده می پردازد و سرانجام با ارائه پیشنهاداتی برای معماری آینده خاتمه می یابد.روش پژوهش: در این پژوهش، نخست به تأثیرپذیری معماری از عوامل فیزیولوژیک بدن، مقوله ارتباط و محیط های ارتباطی بین بدن انسان و بخش های درونی و بیرونی خود اشاره می شود و ضمن دسته بندی این موارد به مصادیق معماری الگوگرفته شده از بدن پرداخته می شود. سرانجام همین روند در مورد بدن جدید پی گرفته و پیشنهادهایی برای آینده ارائه می شود. مطالعات عمدتاً به صورت کتابخانه ای انجام شده است.نتیجه گیری: توسعه دامنه تأثیرگذاری ساختمان توسط ابزار دیجیتال، بهره گیری از شبکه عصبی عمیق در هوشمندسازی و استفاده از سیالات جهت پیام رسانی در سطح و عمق بنا از جمله پیشنهادات ارائه شده است که تحت عنوان معماری حیات گونه ارائه می شود.
۳۱۹.

مدل سازی اطلاعات شهر به عنوان چارچوب پشتیبان تصمیم در برنامه ریزی و مدیریت شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مدل سازی اطلاعات شهر پشتیبانی از تصمیم گیری برنامه ریزی شهری مدیریت شهری تحول دیجیتال

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۶
مقدمه: تصمیم گیری شهری به طور فزاینده ای به داده های فضایی و غیرفضایی غنی و با سرعت بالا وابسته است؛ با این حال، رویه های جاری همچنان در قالب سامانه های مجزا مانند سیستم اطلاعات جغرافیایی، مدل سازی اطلاعات ساختمان و داشبوردهای اختصاصی عمل می کنند. هدف پژوهش: این مقاله، مدل سازی اطلاعات شهر را به مثابه یک چارچوب جامع پشتیبان تصمیم معرفی می کند که داده های ناهمگن را یکپارچه می سازد، مدل ها و شاخص ها را در مقیاس های مختلف (قطعه، محله و شهر) و در بخش های گوناگون (کاربری زمین و حمل ونقل) پیوند می دهد و برنامه ریزی مشارکتی و مبتنی بر شواهد را عملیاتی می سازد. روش شناسی: پژوهش حاضر با تکیه بر مرور ادبیات مفهومی و تحلیل تطبیقی تجربه های جهانی (سنگاپور، زوریخ، بوستون)، نخست بنیان های نظری سی آی ام را در قیاس با جی آی اس، بی آی ام و دوقلوهای دیجیتال تبیین می کند؛ سپس کارکردهای تصمیم گیری در سطوح راهبردی، تاکتیکی و عملیاتی (سناریوسازی، هماهنگی بین نهادی، پایش درلحظه) را مشخص می سازد؛ و در ادامه، مزایا (زیرساخت اطلاعاتی منسجم، شفافیت، قابلیت پیش بینی، بهبود مشارکت) و موانع (جزیره ای بودن داده ها، هم کنش پذیری، حکمرانی، ظرفیت سازی، ملاحظات اخلاقی و حریم خصوصی) را آشکار می کند. یافته ها و بحث: چارچوب مفهومی پژوهش ارائه می دهد که اجزای کلیدی سی آی ام از ورودی های داده و استانداردهای باز تا حکمرانی داده، موتور تحلیل/شبیه سازی و رابط های مشارکتی را در پیوند با حوزه های کارکردی شهری و سطوح تصمیم گیری نشان می دهد. بر پایه این چارچوب، مجموعه ای از توصیه های سیاستی و اجرایی پیشنهاد می شود: پذیرش استانداردهای مشترک داده/فراداده، حکمرانی داده باز همراه با حفاظت، توسعه ظرفیت سازمانی و اجرای پایلوت های مرحله ای که تحلیل ها را به اجرا پیوند می زنند. نوآوری مقاله در بازتعریف سی آی ام به عنوان «بافت پیونددهنده» میان مدل ها، داده ها، نهادها و شهروندان است؛ رویکردی اجتماعی-فنی که به جایگزینی قضاوت انسانی نمی اندیشد، بلکه کیفیت تصمیم ها را با تلفیق شواهد و مشارکت ارتقا می دهد. نتیجه گیری: دستور کار پژوهشی آینده شامل سنجه های ارزیابی اثربخشی، مدل سازی مشارکتی در مقیاس وسیع و به کارگیری هوش مصنوعی مسئولانه برای تحلیل های شهری ترسیم می شود.
۳۲۰.

سنجش عینی و ذهنی رعایت عدالت فضایی در ارائه خدمات شهری در شهر دوستدار سالمند (نمونه موردی: شهر مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شهر دوستدار سالمند عدالت فضایی خدمات شهری ادراک سالمندان مشهد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۲۵
پژوهش حاضر با هدف سنجش تطبیقی عدالت فضایی در شهر دوستدار سالمند مشهد و واکاوی شکاف بین ادراک ذهنی سالمندان و واقعیت های عینی در ارائه خدمات شهری انجام شد. این مطالعه، از نوع کاربردی و با روش تلفیقی انجام شد. داده های عینی از داده های مکانی سازمان های خدمات رسان گردآوری و در محیط GIS تحلیل شدند. داده های ذهنی نیز از طریق پرسشنامه محقق ساخته مبتنی بر چهارچوب WHO جمع آوری شد. جامعه آماری شامل ۲۵۲٬۹۷۵ سالمند ۶۰ سال به بالای ساکن در 17 منطقه شهر مشهد بود که با استفاده از فرمول کوکران و نمونه گیری طبقه ای نسبی، ۴۰۵ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس یک طرفه و تحلیل های فضایی (همپوشانی فازی) استفاده شد. یافته ها نشان داد شکاف عمیقی در توزیع فضایی خدمات بین مناطق مختلف مشهد وجود دارد. الگوی توزیع خدمات از مدل مرکز پیرامون تبعیت می کند و مناطق مرکزی و شمال غربی برخورداری بالاتری دارند. در 9 منطقه از 17 منطقه (53 درصد مناطق)، شکاف معناداری بین وضعیت عینی و ادراک ذهنی سالمندان مشاهده شد. این پژوهش به شناسایی چهار الگوی فضایی متمایز منجر شد: مناطق هماهنگ برخوردار (2 منطقه)، هماهنگ محروم (6 منطقه)، شکاف منفی (4 منطقه) و شکاف مثبت (5 منطقه). پایین ترین میزان رضایت سالمندان مربوط به شاخص های «احترام و پذیرش اجتماعی» (2.41) و «حمل ونقل» (2.48) بود. شهر مشهد در مسیر تبدیل شدن به شهر دوستدار سالمند عادلانه با چالش های بنیادین روبه روست. عدالت نه تنها در «توزیع» که در «تجربه» زندگی روزمره سالمندان غایب است. این پژوهش نشان داد ارزیابی شهر دوستدار سالمند بدون تلفیق همزمان داده های عینی و ذهنی، تصویری ناقص ارائه می دهد. دسته بندی چهارگانه مناطق می تواند مبنای مناسبی برای تدوین راهبردهای فضامحور در برنامه ریزی شهری باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان