ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۸۱ تا ۳۰۰ مورد از کل ۸٬۱۴۵ مورد.
۲۸۱.

تحلیل پیوند میان حیاط مدارس و اندیشه اسلامی جهت ارتقای رشد معنوی دانش آموزان دبستانی

کلیدواژه‌ها: معنویت کودک مدرسه باغ ایرانی معماری معماری اسلامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۲۰۶
مدارس از دیرباز جزء مهم ترین محل های آموزش علوم و پرورش معنوی کودکان بوده و تأثیر محیط آن در شکل گیری شخصیت فرد در بزرگسالی غیر قابل انکار است. هدف از این تحقیق اثبات رابطه بین حیاط و فضای سبز مدرسه در جهت ارتقای تربیت معنوی کودکان دبستانی است. بنابرین چگونگی تحلیل پیوند میان فضای سبز مدارس و اندیشه اسلامی جهت ارتقای رشد معنوی برای دانش آموزان دبستانی سوال این تحقیق است؟ پژوهش با یک فرضیه اصلی آغاز و بر مبنای پژوهش های بنیادی پیشین شکل گرفت. این پژوهش به دنبال بررسی چگونگی ارتباط بین کالبد و عناصر معماری باغ ایرانی استفاده شده در حیاط مدارس و آشنایی دانش آموزان با مبناء و منشأ خلقت جهت ارتقاء تربیت معنوی در کالبد فضای آموزشی دبستان ها می باشد. این پژوهش کاربردی در فرآیند دستیابی به پاسخ سؤالات پژوهش از رویکرد کیفی و کمّی استفاده کرده است. با توجه به رویکرد این پژوهش، در مرحله اول (کیفی)، سعی شده تا معیارها و اصول معماری ساختمان های آموزشی طراحی شده با تلفیق حیاط مدارس قدیم استخراج شود. در مرحله دیگر با استفاده از روش تحلیلی، معیارهای به دست آمده در مدارس ایران بررسی، و ارزش ها و راهکارهای طراحی حیاط مدارس ارزیابی و تحلیل شده است. مطالعه مشاهده ای و در عین حال تحلیلی درباره تعدادی از مدارس نمونه انجام شد که به نتیجه گیری نهایی تبیین الگو کمک کرد. یافته ها نشان می دهد وجود حیاط در مدارس با شیوه باغ ایرانی و هندسه باغچه ها به همراه حوض در آن می تواند کودکان را به سمت تربیت معنوی و ارتقاع و رشد متعالی سوق دهد.
۲۸۲.

شاخص های مشارکت شهروندان در نوسازی بافت های فرسوده شهر شاندیز با رویکرد پدافند غیر عامل(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بافت فرسوده نوسازی مشارکت پدافند غیرعامل شاندیز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۷۱
حضور و مشارکت مردم در مداخلات صورت گرفته در بافت های فرسوده نقش اصلی را در تحقق پذیری طرح ها ایفا نموده و وجود ناهنجاری ها و مشکلات اجتماعی، زیست محیطی و غیره، اهمیت اتخاذ رویکردهای مرتبط با پدافندغیرعامل را ضروری می نماید. هدف تحقیق حاضر، ارزیابی شاخص های مشارکت شهروندان در نوسازی بافت های فرسوده شهر شاندیز با رویکرد پدافند غیرعامل با استفاده از مدل MARCOS در نرم افزار Excel می باشد. نوع تحقیق، کاربردی و روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی می باشد و همچنین از مطالعات اسنادی و پرسشنامه برای گردآوری اطلاعات استفاده شده است. نمونه آماری تحقیق تعداد 28 نفر از خبرگان حوزه مورد مطالعه می باشد. در گام اول؛ 6 مؤلفه کلی شامل؛ مشارکت، شفافیت، مسئولیت پذیری، عدالت، اثربخشی-کارایی و ایمنی-امنیت در قالب 40 شاخص شناسایی، در گام دوم؛ اوزان هر کدام از شاخص ها استخراج، در گام سوم؛ رتبه بندی شاخص ها انجام گردید که نتایج تحقیق نشان می دهد به ترتیب مؤلفه مشارکت با 144/0 امتیاز، ایمنی و امنیت با 071/0، مسئولیت پذیری با 054/0، شفافیت با 049/0، اثربخشی و کارایی با 041/0 و عدالت با 037/0 بیشترین اثرگذاری را در موضوع مشارکت دارند و شاخص های صادق بودن مسئولان و مدیران شهری در ارائه برنامه ها با امتیاز 876/0، آشنایی شهروندان از مفاد برنامه و تصمیمات مسئولان در ارتباط با بافت با 818/0، مشارکت شهروندان در اجرای طرح های مرتبط با بافت با امتیاز 811/0، آگاهی شهروندان نسبت به سیاست های تشویقی نوسازی بافت فرسوده شاندیز با 796/0 دارای بیشترین اثرگذاری هستند. در پایان نیز راهکارهایی برای افزایش مشارکت ارائه گردید.
۲۸۳.

عوامل مؤثر بر تقویت حس تعلق دانشجویان به گروه های اولیه در معماری فضاهای دانشجو محور دانشگاهی (با تأکید بر نقش ویژگی های جمعیت شناختی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: معماری فضاهای آموزشی دانشگاه حس تعلق گروه های اولیه تعامل اجتماعی ویژگی های جمعیت شناختی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۸
بسیاری از دانشجویان در سال های آغازین تحصیل در دانشگاه، دچار احساس بیگانگی، تنهایی و عدم پیوند با محیط آموزشی می شوند. شکل گیری حس تعلق به دانشگاه، به ویژه در قالب پیوند با گروه های اولیه، نقش مهمی در تجربه تحصیلی و اجتماعی دانشجویان دارد. این پژوهش با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر تقویت حس تعلق دانشجویان به گروه های اولیه و بررسی تأثیر ویژگی های جمعیت شناختی انجام شد. پس از مرور پیشینه، پنج شاخص «ریشه داشتن»، «تملک»، «تفریح و احیای تمرکز»، «آسودگی» و «یکدلی» به عنوان ابعاد اصلی حس تعلق به گروه های اولیه شناسایی شدند. برای شناسایی مؤلفه های معماری، داده ها ابتدا به صورت کیفی (مصاحبه و مشاهده) گردآوری و سپس با استفاده از روش های کمی، داده های حاصل از پرسش نامه محقق ساخته در پنج دانشگاه استان اصفهان اعتبارسنجی شدند. بر پایه نتایج به دست آمده، برای پدیداری تعلق دانشجویان به گروه های اولیه در محیط دانشگاه لازم است که: 1) مکان هایی به عنوان کانون رفت وآمدهای روزانه دانشجویان تعریف شوند؛ 2) این مکان ها قابلیت آن را داشته باشند که دانشجویان در آن ها احساس مالکیت و کنترل داشته باشند و در مواقع لازم بتوانند خلوت خود را تأمین کنند؛ 3) عملکرد فضا امکان دور بودن از فعالیت های اصلی (مطالعه/ پژوهش) و استراحت را فراهم کند؛ 4) دانشجویان امکان حرکت و فعالیت آزاد در آن مکان ها را داشته باشند و آسایش محیطی آن ها فراهم شود؛ 5) این مکان ها پذیرای دانشجویان با الگوهای شخصیتی گوناگون باشند و به واسطه صرف زمان در آن، دانشجویان با مکان و افراد آن آشنا شوند. همچنین، ویژگی های جمعیت شناختی همچون جنسیت، بومی یا غیربومی بودن دانشجویان، مقطع تحصیلی و دانشگاه محل تحصیل تأثیر معناداری بر اولویت های فضایی دانشجویان دارند. یافته های این پژوهش می تواند راهنمایی برای طراحی فضاهای آموزشی در جهت تقویت حس تعلق دانشجویان به دانشگاه باشد.
۲۸۴.

تأثیر قوانین و برنامه های توسعه بر شهر و بندر امام خمینی، از قاجار تاکنون(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: توسعه بندر امام خمینی شهر سربندر خوزستان اسناد بالادست

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۳
بیان مسئله: این مقاله با تحلیل تطبیقی بیست سند ملی، منطقه ای و ناحیه ای مرتبط با توسعه بندر امام خمینی در استان خوزستان، به بررسی گسست های ساختاری و مقیاسی در نظام سیاست گذاری توسعه بندر و شهر همجوار آن می پردازد. یافته ها نشان می دهند که اسناد ملی عمدتاً با نگاهی کلان نگر و بر پایه منافع فراملی، بندر امام را به مثابه زیرساختی راهبردی در شبکه حمل ونقل و اقتصاد بین الملل تعریف کرده اند. در حالی که نقش و نیازهای جامعه محلی به ویژه شهر سربندر در این چارچوب نادیده گرفته شده است. اسناد منطقه ای نیز از الگوی توسعه بالا به پایین تبعیت کرده و فاقد توجه به واقعیت های زیستی مردم منطقه هستند. در سطح ناحیه ای، سیاست گذاری ها عمدتاً منفک از فرآیند بندری بوده و به گسست عملکردی-فضایی میان شهر و بندر دامن زده اند. تحلیل ساختار فضایی سربندر نشان می دهد که این شهر نه به عنوان یک شهر بندری، بلکه به عنوان حاشیه ای تابع و کارگری برای بندر شکل گرفته است. رشد عملکردی بندر در مقیاس ملی و بین المللی، هم زمان با حاشیه نشینی و محرومیت شهر، نوعی تعارض توسعه ای میان دو پلان فضایی هم جوار را رقم زده است. سؤال پژوهش: در چارچوب تضادهای مقیاسی که برای توسعه شهر و بندر مطرح شده، چگونه می توان نقش واقعی شهر سربندر را در الگوی توسعه بندر بازتعریف کرد؟ نتیجه: مقاله نتیجه می گیرد که تداوم این الگوی توسعه یافتگی نامتوازن، بدون بازنگری بنیادین در سیاست های فضایی، سازوکار نهادی و مشارکت پذیری محلی، نه تنها بر نابرابری های منطقه ای خواهد افزود، بلکه ظرفیت های بومی را در حاشیه نگاه خواهد داشت. بر این اساس، تحقق عدالت فضایی و انسجام نهادی در توسعه بندر، ضرورتی راهبردی تلقی می شود.
۲۸۵.

تأثیر عوامل کالبدی برسرزندگی فضای عمومی در بازار قیصریه: مطالعه ای با رویکرد لاندری در اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عوامل کالبدی سرزندگی رویکردلاندری بازار اصفهان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۳۳
سرزندگی شهری یکی از شاخص های کلیدی کیفیت فضاهای عمومی است که نقش مهمی در تجربه و رضایت شهروندان دارد. بااین حال، در بسیاری از بازارهای سنتی، عوامل کالبدی مؤثر بر سرزندگی به طور نظام مند شناسایی نشده و این امر خلأی پژوهشی ایجاد کرده است. هدف تحقیق حاضر شناسایی و رتبه بندی این عوامل در بازار قیصریه اصفهان بر اساس رویکرد لاندری است. روش پژوهش کمی بوده و داده ها از طریق پرسشنامه مبتنی بر مقیاس لیکرت گردآوری شد. پرسشنامه میان شهروندان و بازدیدکنندگان توزیع و نتایج با نرم افزار SPSS تحلیل گردید. یافته ها نشان داد که شاخص های «خوانایی» و «امنیت» بیشترین نقش را در ارتقای سرزندگی بازار دارند. خوانایی شامل وضوح طراحی، دسترسی پذیری و قابلیت جهت یابی و امنیت مبتنی بر نظارت اجتماعی و احساس ایمنی محیطی است. نتیجه گیری آن است که تقویت این دو عامل می تواند به طور معنادار پویایی و جذابیت بازارهای سنتی را افزایش داده و سرزندگی شهری را ارتقا بخشد.
۲۸۶.

بازتعریف چرخه توسعه نیافتگی شهرهای کوچک ایران: یک تحلیل کیفی داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: شهرهای کوچک توسعه نیافتگی توسعه منطقه ای نظریه داده بنیاد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۱۰
بیان مسئله: انتظار می رود تا سال ۲۰۵۰، حدود ۶۸ درصد از جمعیت جهان در شهرها ساکن شوند که به معنی افزایش ۲.۵ میلیارد نفری جمعیت شهری در قالب انواع سکونتگاه های شهری کوچک و بزرگ است. مطالعه پیامدها و روندهای موثر بر افزایش شهرهای کوچک که طی سه دهه اخیر شدت مضاعفی به خود گرفته است، همواره یکی از دغدغه های برنامه ریزان منطقه ای در ایران بوده است. این پژوهش به دنبال بازتعریف چرخه توسعه نیافتگی شهرهای کوچک ایران است تا چالش های ساختاری و پتانسیل های نهفته این شهرها را شناسایی کند و راهبردهای اساسی برای برون رفت آنها از این چرخه، ارائه دهد. هدف: در شرایطی که مطالعه اثرات افزایش جمعیت شهری، اهمیت زیادی دارد، این تحقیق با ارائه مدلی زمینه محور، شرایط موثر بر چرخه توسعه نیافتگی شهرهای کوچک ایران را مورد بحث قرار داده و راهکارهایی را برای تقویت نقش این شهرها در نظام شهری کشور پیشنهاد می دهد. روش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و با استفاده از روش نظریه زمینه ای (داده بنیاد) انجام شده است. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 16 متخصص حوزه برنامه ریزی شهری و منطقه ای گردآوری شدند و از طریق نرم افزار MAXQDA طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. نتایج حاصل از تحلیل در پنج محور شرایط زمینه، شرایط علی، شرایط مداخله گر، پیامدها و راهبردها، جمع بندی و ارایه شدند. یافته ها: بسیاری از شهرهای کوچک ایران به اقتصاد مبتنی بر منافع ناشی از کشاورزی سنتی نواحی روستایی مجاور خود که بهره وری پایینی دارد، وابسته اند و این به عنوان مهمترین عامل ناپایدارکننده وضعیت این شهرها محسوب می شود. آسیب پذیری در برابر تغییرات اقلیمی و بحران آب، از دیگر تهدیدهای زمینه ای پیشِ رو در این شهرهاست که طی چند دهه گذشته شدت بیشتری گرفته است. ضعف مدیریت شهری و منابع مالی ناپایدار در شهرداری ها، سیاست های تمرکزگرایانه در نظام شهری کشور و عدم توجه کافی به شهرهای کوچک به عنوان موتور توسعه نواحی روستایی، از دیگر عوامل محدودکننده توسعه یافتگی این شهرها و در نتیجه افزایش نابرابری های منطقه ای به شمار می روند. پیامدهای این وضعیت خود را به صورت مهاجرت جمعیت جوان از شهرهای کوچک به کلانشهرها، فروپاشی ساختار سنتی اقتصاد محلی، نابودی فرهنگ بومی و افزایش ناپایداری محیط زیست نشان داده است. نتیجه گیری: راهبردهای حاصل از داده های پژوهش که برای برون رفت از این شرایط تبیین شده در چهار محور عمومی قابل دسته بندی هستند: افزایش آمادگی در برابر چالش های محیطی و تغییرات اقلیمی، توانمندسازی اقتصاد محلی، تحرک بخشی اجتماعی، کارآمد نمودن حکمرانی. یافته ها برای سیاست گذاران، برنامه ریزان شهری و مدیرانی که به دنبال کاهش نابرابری های منطقه ای هستند، کاربرد دارد.
۲۸۷.

ارائه مدلی نوین جهت ارتقاء مدیریت کیفیت در ساخت و ساز ساختمان های مسکونی لوکس(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ساختمان های مسکونی لوکس مدیریت کیفیت تحلیل کیفی- کمی رویکرد فازی QFD دو مرحله ای

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۱۰۶
در عصر حاضر، روند توسعه جوامع به سمت مدرنیته و پیشرفت شتاب فزاینده ای گرفته است. یکی از شاخص های کلیدی این توسعه، رشد و گسترش شهرها و صنعت ساختمان در آنهاست که نقش بسزایی در ارتقای کیفیت زندگی ایفا می کند. از این رو، شاهد ساخت و ساز بناهایی لوکس با سبک های خاص و کیفیت مرغوب توسط برخی از سازندگان هستیم. ساخت این نوع ساختمان ها به عنوان سرمایه گذاری های قابل توجه، مستلزم ترجمه دقیق الزامات و خواسته های مشتریان به زبان مهندسی در مراحل طراحی، اجرا و بهره برداری است. این تحقیق یافته های یک تلاش پژوهشی را ارائه می دهد که با نظر سنجی فازی، پس از تشخیص معیارهای تشکیل دهنده ساختمان های مسکونی لوکس، کیفیت مورد نظر مشتریان و راه های ارتقای کیفیت آن ساختمان ها را ارزیابی کرده است. نظریه مجموعه فازی به دلیل سازگاری آن برای استدلال تردیدآمیز یا تقریبی که شامل تفکر شهودی انسان است، برای استفاده در تمام مراحل تحقیق انتخاب شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که بیش از هر زمان دیگری به طرز چشمگیری، معنای لوکس در املاک مسکونی تغییر کرده است و کیفیت جایگاه ویژه ای را به خود اختصاص داده است. با تحلیل خانه کیفیت دو مرحله ای فازی مدلی جهت ارتقاء سطح مدیریت کیفیت با 12معیار ارائه شده است که به ترتیب "مدیریت زمان و هزینه"، "به کارگیری BIM" و " مدیریت بهره برداری" اولویت های تاثیر گذار آن هستند.
۲۸۸.

مرور دامنه ای بر مطالعات دلبستگی به مکان با تأکید بر رابطه آن با حس مکان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مکان حس مکان دلبستگی به مکان مرور دامنه ای

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۴۳
مفاهیم حس مکان و دلبستگی به مکان به عنوان هسته مطالعاتِ پیوند عاطفی انسان با محیط اهمیت زیادی دارند. بااین حال، در ادبیات پژوهشی، ابهام مفهومی و تداخل معنایی گسترده ای میان این دو اصطلاح وجود دارد، به نحوی که غالباً به جای یکدیگر و بدون تبیین مرزهای نظری دقیق به کار برده می شوند. این سردرگمی، دقت روش شناختی و توسعه نظری در این حوزه را با چالش مواجه ساخته است. هدف و مسئله اصلی این پژوهش، دستیابی به یک چهارچوب تحلیلی شفاف از طریق مرور نظام مند است تا تفاوت ها، شباهت ها و روندهای مطالعاتی این دو مفهوم کلیدی را مشخص کند و با رفع ابهام موجود، به استحکام مبانی نظری تحقیقات آینده کمک کند. پژوهش حاضر، از رویکرد مرور دامنه ای با استفاده از استانداردهای پریزما بهره می برد. با جست وجو در پایگاه های علمی و ارزیابی کیفیت، از مجموع ۵۰۰ مقاله اولیه، تعداد ۳۶ مقاله مرتبط با تمایز مفهومی انتخاب و سپس تحت تحلیل محتوای کیفی عمیق قرار گرفتند. یافته ها نشان دادند که این دو مفهوم علاوه بر همپوشانی، دارای تفاوت های ماهوی هستند: «حس مکان» سازه ای انتزاعی، پدیدارشناسانه و فاقد ابزار سنجش مستقیم و جهانی است. در مقابل، «دلبستگی به مکان» عینی تر، ملموس تر و دارای تعاریف ثابت تر و ابزارهای اندازه گیری شفاف تری است. این تمایزها توضیح می دهد که چرا «دلبستگی به مکان» از سال ۲۰۱۶ توجه علمی بیشتری را به خود جلب کرده و در تحقیقات تجربی محبوبیت بیشتری یافته است. نتیجه گیری (بازنگری ساختاری) این مرور بر ضرورت استفاده دقیق از اصطلاحات بر اساس تفاوت های آن ها در ابعاد ذهنی در برابر عینی، قابلیت اندازه گیری و زمانمندی شکل گیری تأکید می کند. ارائه این چهارچوب مفهومی شفاف، راهنمای روش شناختی ارزشمندی برای پژوهشگران فراهم آورده و به جلوگیری از نتایج متناقض و تقویت بنیان های تئوری در مطالعات پیوند انسان و مکان یاری می رساند.
۲۸۹.

فراتر از هوشمندی، کاوشی در گذار از «هوشمندی فناورانه» به «هوشمندی واقعی» در مسکن معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هوشمندی فناورانه هوشمندی هوش انسانی خانه هوشمند فناوری.

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۶
بیان مسئله: در سال های اخیر، مفهوم خانه های هوشمند با پیشرفت فناوری های دیجیتال دگرگون شده است. بااین حال، بسیاری از خانه های هوشمند بیش از آن که بر ابعاد پیچیده تر هوشمندی مانند یادگیری، سازگاری و تعامل معنادار تمرکز داشته باشند، اولویت را به خودکارسازی و کارایی می دهند. هدف پژوهش: هدف اصلی این پژوهش، بررسی تفاوت میان «هوشمندی» و «هوش واقعی» در حوزه مسکن معاصر است. این مطالعه با تحلیل سه پروژه مسکونی، تعادل میان نوآوری فناورانه و طراحی انسان محور را بررسی و مسیر دستیابی به «هوش واقعی» در مسکن را واکاوی می کند. روش پژوهش: این مقاله با رویکردی تطبیقی، میان دو مفهوم «هوشمندی فناورانه» و «هوشمندی واقعی» در مسکن تمایز قائل می شود و سه پروژه جهانی، Babcock Ranch (ایالات متحده)، Bosco Verticale (ایتالیا) و مسکن Masdar (امارات)، را تحلیل می کند. چارچوب تحلیلی پژوهش بر پایه نظریه «هوش های چندگانه» هاوارد گاردنر بنا می شود و در عین حال، ابعاد مختلف هوش انسانی، جمعی و مصنوعی (AI) را نیز ارزیابی می کند. نتیجه گیری: نتایج تحلیل راداری نشان می دهد که Babcock Ranch در تمامی ابعاد، به ویژه در زمینه های هوشمندی انسانی و جمعی، عملکردی پایدار و برتر دارد که این امر ناشی از بهره گیری از پلتفرم های مدنی و نظام های سازگار آن است. Bosco Verticale در طراحی زیست گرایانه و فضایی ممتاز است، اما ازنظر پاسخ گویی دیجیتال ضعف دارد. مسکن Masdar نیز اگرچه در سازگاری مبتنی بر هوش مصنوعی و محیطی عملکرد مطلوبی نشان می دهد، در دریافت بازخورد کاربران و تعامل بیانی دچار کاستی است. این پژوهش چارچوب ارزیابانه نوینی بر پایه ی نظریه ی «هوش های چندگانه» گاردنر ارائه می کند تا نشان دهد چگونه محیط های مسکونی می توانند از هوش های شناختی، اجتماعی، فضایی و وجودی ساکنان پشتیبانی کنند. در نهایت، مقاله بر ضرورت گذار از صرف «هوشمندبودن» به سوی طراحی هایی انسان محور، یکپارچه و واقعاً هوشمند در محیط های سکونتی آینده تأکید می کند.
۲۹۰.

بازنمایی الگوهای استنادی و روندهای نوظهور علوم رفتاری در محیط های شهری: یک تحلیل علم سنجی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تحلیل علم سنجی علوم رفتاری محیط های ساخته شده رویکردهای عینی گرا و عمل گرا نرم افزار VOSviewer

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۲
درک تعامل میان انسان و محیط در زمینه شهرنشینی فزاینده، یکی از چالش های اصلی در حوزه مطالعات شهری است. این پژوهش با هدف ترسیم ساختار فکری و روندهای نوظهور در حوزه میان رشته ای علوم رفتاری و محیط ساخته شده، از یک رویکرد ترکیبی علم سنجی و تحلیل محتوا بهره می برد. با تحلیل داده های کتابشناختی از پایگاه های Scopus و Web of Science از طریق نرم افزار VOSviewer و بررسی محتوایی ۵۶ مقاله کلیدی، نقشه جامع این حوزه علمی ترسیم گردید. یافته ها نشان می دهد که پژوهش ها عمدتاً بر برنامه ریزی شهری (۳۳٪) و طراحی منظر (۲۱٪) متمرکز هستند. دو جریان فکری اصلی و مکمل شناسایی شد: یک جریان متمرکز بر ابعاد «روان شناختی-اجتماعی» رفتار و دیگری متمرکز بر تأثیر «فرم کالبدی و مداخلات برنامه ریزانه»، که این دو رویکرد در نشریات مرجعی چون Journal of Cleaner Production و Transportation Research Part A تجلی یافته اند. نتایج، بیانگر یک گذار پارادایمی از رویکردهای عینی گرایانه به سمت تحلیل های عمل گرایانه و یکپارچه است. این مقاله با شناسایی شکاف ها و قطب های پژوهشی، راهنمایی برای مطالعات آتی جهت ارتقای کیفیت فضاهای شهری از طریق مداخلات طراحانه آگاهانه تر ارائه می دهد.
۲۹۱.

بازخوانی انتقادی سیاست زدایی در حفاظت از میراث: واکاوی چهار سند بنیادین(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اسناد حفاظت تاکتیک سیاست سیاست زدایی میراث

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۷
درحالی که مواجهه ی با سیاست برای حفاظت و حفاظت گران اجتناب ناپذیر است، مقاله ی حاضر نشان می دهد که چگونه از جریان غالب دانش حفاظت به طور گسترده سیاست زدایی شده است. در این راستا، با بهره گیری از دیدگاه پژوهش گران حوزه ی سیاست و سیاست میراث، ابتدا ضرورت سیاسی سازی حفاظت تبیین شده و سپس چیستی، چرایی و چگونگی سیاست زدایی از آن مورد بررسی قرار گرفته است. این پژوهش با اتکا به روش تحقیق کیفی و راهبرد تحلیل محتوای جهت دار، چهار سند کلیدی بین المللی شامل «منشور ونیز»، «حفاظت گر-مرمت گر»، «منشور واشنگتن» و «توصیه نامه ی منظر شهری تاریخی» را از طریق کدگذاری نظری در نرم افزار مکس کیودا (MAXQDA) تحلیل نموده است. نتایج تحلیل نشان می دهند که سه تاکتیک اصلی شامل «بهره گیری از عقلانیت فنی-ابزاری»، «چارچوب بندی خنثی بودگی» و «تأکید بر توافق پذیری» نقش مؤثری در سیاست زدایی از حفاظت ایفا کرده اند. ازآنجایی که دانش حفاظت بر مبنای اسناد و دکترین های سازمان های بین المللی شکل گرفته است، این تاکتیک ها، چه آگاهانه و چه ناخودآگاه، موجب تضعیف درک سیاسی از میراث شده و زمینه ی حذف ابعاد سیاسی از گفتمان حفاظت را فراهم کرده اند. لذا این مقاله بر لزوم بازاندیشی در رویکردهای حفاظت و احیای جایگاه سیاست در آن تأکید دارد و گام اول در این مسیر را درک سیاست زدایی از حفاظت می داند.
۲۹۲.

برنامه ریزی راهبردی فضای شهری با هدف ارتقای حس تعلق شهروندان؛ نمونه موردپژوهی: خیابان امام خمینی شهر قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فضای شهری حس تعلق سرزندگی هویت تعامل اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۵
حس تعلق به مکان از عوامل مهم و ارزشمند در برنامه ریزی فضاهای شهری به شمار می رود. توجه به این مؤلفه، به ویژه در طراحی فضاهایی مانند خیابان ها، می تواند نقش چشمگیری در ارتقای سرزندگی و بهبود کیفیت محیط شهری ایفا کند. برنامه ریزی شهری به عنوان یکی از ابزارهای اساسی در شکل دهی به کالبد و هویت شهر، در تقویت این حس نقش مؤثری دارد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر تقویت حس تعلق به مکان انجام شده و این مؤلفه ها را در محدوده خیابان امام خمینی، واقع در ناحیه امامزاده حسین و منطقه یک شهر قزوین بررسی کرده است. در این راستا، ابتدا با مرور ادبیات نظری، مدل مفهومی پژوهش تدوین شد. برداشت های میدانی و تکمیل پرسش نامه و در نهایت تجزیه وتحلیل اطلاعات، با استفاده از نرم افزار SPSS و روش هایی آماریی توصیفی و استنباطی، همچون آزمون t تک نمونه ایی انجام گرفته است. در ادامه، با تکنیک SWOT، چشم انداز، اهداف، راهبردها و سیاست هایی متناسب با مؤلفه ها و یافته های نظری تدوین شد. درنهایت، با بهره گیری از نتایج ارزیابی محیط داخلی و خارجی و تدوین ماتریس برنامه ریزی راهبردی QSPM، راهبردهای پیشنهادی اولویت بندی و پلان راهبردی محدوده طراحی شد. شناسایی عوامل مؤثر در تقویت حس تعلق می تواند به افزایش هویت، کیفیت و تعامل در فضاهای شهری کمک کند. براساس بررسی های انجام شده، مهم ترین متغیرهای محیطی تأثیرگذار بر این حس عبارت اند از: دسترسی و خوانایی، امنیت اجتماعی، خاطره انگیزی، تعامل پذیری، مقیاس انسانی و تناسبات، تنوع فعالیت ها، عناصر شاخص طبیعی یا مصنوع و مبلمان شهری. متغیرها را می توان در سه بعد اصلی: ادراکی شناختی، اجتماعی فرهنگی و کالبدی محیطی دسته بندی کرد. درنهایت، توجه به نیازها و خواسته های جامعه در فرایند طراحی و برنامه ریزی می تواند به خلق فضاهایی منجر شود که نه تنها از نظر بصری جذاب اند، بلکه پیوندی عمیق تر میان شهروندان و محیط زندگی شان ایجاد می کنند و موجب تقویت حس تعلق در فضا می شوند.
۲۹۳.

بررسی تأثیر مجتمع های تجاری بزرگ مقیاس بر حوزه پیرامونی (نمونه موردی: مجتمع تجاری برج تجارت قزوین)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مجتمع های تجاری بزرگ مقیاس مگامال کاربری دسترسی برج تجارت قزوین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۸
اثرات شهرسازی مدرن بر نیازهای شهروندان، ساختار شهرنشینی و درنهایت فضای شهری به وضوح قابل مشاهده است. بشر برای رفع کالاهای موردنیاز خود منجر به ایجاد مراکز تجاری گردید. کاربری تجاری، یک عامل اثرگذار در عرصه شکل دهی به شهرها است. بشر برای رفع کالاهای موردنیاز خود به خصوص در شهرها منجر به ایجاد مراکز خرده فروشی و مغازه ها گردید. . در ایران در دهه 70 شمسی مراکز خرید شکل گرفتند و به دنبال آن در درهه 90 شمسی نسل جدیدی از مراکز خرید به نام مگامال ها ظهور کردند که تأثیراتی بر روی کاربری ها و تغییراتی بر وضعیت ترافیکی محلات پیرامونی خود داشتند. بنابراین سوال اصلی مقاله حاضر آن است که تأثیرات احداث و فعالیت مراکز تجاری بزرگ مقیاس در ابعاد مختلف بر محیط پیرامون و ساکنین آن چیست؟ هدف از این پژوهش بررسی تأثیر مجتمع های تجاری بزرگ مقیاس بر روی نظام کاربری و دسترسی حوزه پیرامونی است که با مطالعه موردی مجتمع تجاری برج تجارت قزوین انجام شده است. پژوهش از نوع کمی-کیفی و از طریق جمع آوری اطلاعات به صورت اسنادی و میدانی و آزمون فرضیات از طریق پرسشنامه است. براساس فرمول کوکران حجم نمونه 384 نفر براورد گردید و در سه محله اطراف (عدل- میرعماد و نادری) توزیع گردید. پایایی کلی پرسشنامه 9/0 به دست آمد. معیارها و شاخص های پژوهش به صورت کتابخانه ای در چهار بعد اجتماعی_فرهنگی، اقتصادی، محیطی و کالبدی طبقه بندی و در نرم افزار SPSS تحلیل شده است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد شاخصی که بیش ترین تأثیر را بر روی محلات اطراف داشته است، شاخص محیطی_آسایش (تأثیر بر وضعیت ترافیک محلات اطراف) بوده است و شاخصی که کم ترین تأثیر را بر محلات اطراف داشته است، شاخص اقتصادی_کارایی (تأثیر بر اشتغال ساکنین محلات اطراف بوده است. همچنین بیش ترین تأثیر منفی که این مجتمع بر روی محلات اطراف خود داشته است در شاخص محیطی_سلامتی (تأثیر بر آلودگی صوتی محلات اطراف) و بیش ترین تأثیر مثبتی که بر روی محلات اطراف خود داشته است در شاخص کالبدی_سازگاری (تأثیر بر مهم شدن بلوارهای میرعماد- نادری و عدل) است. این پژوهش درواقع بستری برای شناسایی این آثار و پیامدها فراهم نمود که درنهایت برای کاهش تأثیرات منفی و افزایش و تقویت تأثیرات مثبت پیشنهاد هایی در چهار بخش اجتماعی-فرهنگی، اقتصادی، محیطی و کالبدی ارائه شده است.
۲۹۴.

بازخوانی تحلیل رابطه تناسبات و کاربری سراهای بازار اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بازار اطفهان سرا تناسبات کاربردی حیاط

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۸
معماری بناهای قدیمی ایران همواره از تناسبات بهره جسته اند. اما در معماری معاصر به تناسبات و روابط اعداد توجهی نمی شود و بهره گیری از تناسبات به عنوان اصلی باز تولید شدنی برای دستیابی به زیبایی کمتر مطرح می شود. سرا یکی از عضوهای اصلی بازار از گذشته تاکنون بوده که دارای تناسباتی متناسب با کاربری آن است. سراها معمولا دارای سه فضای اصلی حیاط، حجره و ورودی می باشند. به طورکلی می توان گفت سراهای بازارهای قدیمی با قرارگیری واحدهای تجاری یا همان حجره ها گرداگرد حیاط شکل گرفته اند. فضاهای سراها با توجه به نوع کاربری آن دارای تناسبات متفاوتی می باشند. بازار تاریخی اصفهان دارای سراهای متعدد و شاخصی بوده که هنوز به فعالیت خود ادامه می دهند. هدف پژوهش حاضر مطالعه و بررسی تناسبات فضاهای اصلی سراها بازار اصفهان است تا کشف نماید که معمار یا بانی بنا چه هماهنگی یا سطوح معناداری را در مراتب رابطه مابین تناسبات و کاربری فضاها رعایت نموده است؟ روش تحقیق در این پژوهش تفسیری-تاریخی بوده و با انتخاب ده سرای بازار تاریخی اصفهان؛ اندازه های سه فضای اصلی حیاط، حجره و ورودی با بررسی اسناد و مدارک کتابخانه ای و مطالعات میدانی از طریق حضور مستقیم در بنا و پیمایش ابعاد فضاها بر مبنای تناسبات طلایی و زرین ایرانی مورد تحلیل و بررسی قرارگرفته اند. سراهای بازار اصفهان از آن جهت مورد توجه قرار گرفت که معماری ایرانی اسلامی در دوره ی صفویه و حتی اوایل قاجار به اوج شکوفایی خود می رسد و اصفهان پایتخت این جلوه گری هاست و توجه به تناسبات از اهمیت و ارزش انکارناپذیری برخوردار بوده است. نتایج نشان می دهد، ابعاد حیاط و ورودی فضاهای سرا از تناسبات 2√ و 118/1 پیروی می کنند و کاربری نقش پررنگی در تعیین تناسبات و ابعاد فضاهای سراها به خصوص حجره های تجار و حیاط اصلی داشته است.
۲۹۵.

واکاوی ساختار کالبدی- فضایی شهر کرمانشاه در دوره قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ساختار ساختار کالبدی - فضایی دوره قاجار شهر کرمانشاه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۵
ساختار کالبدی-فضایی شهر کرمانشاه در دوره ها ی مختلف صفویه، افشاریه و زندیه فراز و فرودهایی را تجربه کرده است. همچنین، در دوره قاجار، شهر به استحکامات جدیدی مجهز و موسسه ها و عناصر شهری رونق یافته اند که سبب توسعه و گسترش شهر می گردد. بنابراین، با توجه به اهمیت این دوره در رشد و شکوفایی شهر کرمانشاه، ضروری ست تصویری از ساختار کالبدی-فضایی شهر ارائه گردد تا به واسطه آن بتوان هویت کالبدی-فضایی شهر را بهتر شناخت. بدین سان، هدف پژوهش حاضر تحلیل ساختار کالبدی-فضایی شهر کرمانشاه دوره قاجار است. پژوهش حاضر ازنظر ماهیت کاربردی و ازلحاظ روش توصیفی و تاریخی-تحلیلی است. به علاوه، جهت گردآوری اطلاعات از اسناد تاریخی و مشاهدات میدانی بهره گرفته شده است. در نهایت اطلاعات به دست آمده به صورت تطبیقی مقایسه و تحلیل شده اند. نتایج پژوهش حاکی است که در دوره اول و اواسط قاجار با مرکزیت ارگ حکومتی، کوشک محمدعلی میرزا، عمارت ها، حمام ها، مساجد و محلات، شهر ایجاد شده و بازار و راسته کوچه های موازی آن ساختار کالبدی شهر را تشکیل می دادند. اما در پایان دوره قاجار سازمان فضایی شهر کامل گردید و در آن ساختمان های مهمی چون کنسولگری های خارجی، بیمارستان ها، پادگان ها استقرار یافت. در این دوره بازار سرپوشیده شد، به طوری که همراه با میدان توپخانه به عنوان مرکز اقتصادی، اجتماعی و سیاسی به اوج رسید و در اطراف آن قصر حکومتی، میدان مشق، ساختمان های اداری مانند تلگراف خانه، گمرک، حجره ها، عمارت کارگزاری، قراول خانه، عناصر تجاری و مذهبی، مرکز شهری کامل ایرانی با وحدت و هماهنگی پدید آمد. بنابر آنچه مطرح شد، شهر کرمانشاه در دوره قاجار از عناصر مختلف با عملکردهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی در قالب نظامی سازمان یافته برخوردار بوده و این عناصر با تکیه بر شرایط زمان، روابط اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، مذهبی و قدرت را منعکس می کرده اند که امروزه برخی تغییر یافته یا کاملاً از یاد رفته اند. عمده ترین آن ها عبارت اند از میدان توپخانه، میدان مشق، عمارت دیوان خانه، نقاره خانه، قصر حکومتی، مسجد جامع و بازار.
۲۹۶.

روش های تشخیص دانه بندی و رطوبت بهینه خاک در ساختارهای خاکی به شیوه خاک کوبیده(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ساختارهای خاکی خاک کوبیده آزمون های تشخیص دانه بندی خاک رطوبت بهینه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۱۰
خاک یکی از قابل دسترس­ترین مصالح طبیعی می باشد که به صورت بسیار ارزان در بسیاری از نقاط جهان استفاده می شود. در معماری عموما خاک به شیوه های متفاوتی در ترکیب با آب و دیگر مصالح مورد استفاده قرار می‌گیرد. این مصالح خاکی عموما در سه سیستم ساختمانی متفاوت از جمله سیستم­های ماسونری، سیستم­های منولوتیک و سیستم­های پرکننده عمل می­کنند. یکی از سیستم­های مطرح در سازه­های خاکی؛ سیستم­های منولوتیک یا یکپارچه بوده است که عناصر معماری و ملات به صورت یک کل یکپارچه عمل نموده و به هم پیوند میخورند. روش اجرایی خاک کوبیده در میان شیوه های های متفاوت خاکی به عنوان یکی از سیستم های ساختمانی منولولتیک می باشد که از طریق ریختن خاک در میان قالب های چوبی و یا فلزی و کوبیدن آنها، امکان ایجاد دیوارهای سازه ای قوی را فراهم می آورد. این روش ساخت و ساز در بسیاری از نقاط جهان و بخصوص در اروپا رواج داشته است. در فرآیند اجرای بناها با خاک­کوبیده یکی از مهمترین موضوعات، شناسایی و تشخیص خاک مناسب از نظر دانه بندی و رطوبت بهینه جهت کوبیدن و شکل دادن به دیوار است. اگرچه بسیاری از پژوهش ها در تلاشند که به ارائه یک نسبت و درصد مشخص از دانه بندی و رطوبت بپردازند، اما از آنجا که ماهیت مصالح خاک با دیگر مصالح نوین متفاوت بوده و خاک هر منطقه واجد ویژگی های خاص و متفاوتی میباشد لذا ارائه درصدهای مشخص و تعریف شده نمی­تواند سازندگان در هر منطقه را به اجرای صحیحی از این شیوه ساختمانی راهنمایی کند و تنها مخاطبان را به یک شناخت نسبی از این ترکیبات می رساند. برای تشخیص خاک مناسب و رطوبت بهینه، آزمون­های مختلفی پیشنهاد می­شود که انجام این آزمونها بر روی خاک محل می­تواند سازندگان را در شناخت دقیق یاری رساند. این مقاله مبتنی بر یک پژوهش مروری است که نویسندگان می­کوشند با مطالعات و تحلیل­های کتابخانه­ای به ارائه راهکارهای مناسب جهت تشخیص دانه­بندی و رطوبت بهینه برای دیوارهای خاک­کوب دست یابند.
۲۹۷.

ارزیابی سیستماتیک علم سنجی در روش های بهینه سازی انرژی در ساختمان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بهینه سازی انرژی الگوریتم های ژنتیک علم سنجی بهره وری انرژی مصرف انرژی در ساختمان ها

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۱ تعداد دانلود : ۱۵۷
بیان مسئله: با افزایش نگرانی های زیست محیطی و ضرورت کاهش مصرف انرژی، استفاده از روش های بهینه سازی برای بهبود عملکرد ساختمان ها گسترش یافته است. ازآنجاکه ساختمان ها یکی از بزرگ ترین مصرف کنندگان انرژی و تولیدکنندگان گازهای گلخانه ای هستند، ارتقای بهره وری انرژی در آن ها تأثیر زیادی در کاهش آلاینده ها و هزینه ها دارد. این پژوهش با بررسی روش های بهینه سازی مختلف، ازجمله الگوریتم های ژنتیک و بهینه سازی ازدحام ذرات، به تحلیل روندها و شناسایی روش های مؤثر در بهبود عملکرد انرژی ساختمان ها می پردازد و به دنبال پاسخ به این پرسش است که کدام یک از روش های بهینه سازی، نقش مؤثرتری در شبیه سازی انرژی ساختمان ها دارند و توزیع و روند استفاده از این روش ها در پژوهش های علمی چگونه است؟هدف پژوهش: این پژوهش در پی شناسایی و تحلیل روش های بهینه سازی پرکاربرد و مؤثر در بهبود عملکرد انرژی ساختمان هاست و توزیع و میزان استفاده از این روش ها را در مقالات علمی بررسی کرده و به دنبال شناسایی روندهای موجود و سهم هر روش در بهینه سازی مصرف انرژی و دیگر جنبه های عملکردی ساختمان هاست.روش پژوهش: در چهارچوب مرور سیستماتیک و با هدف شناسایی دقیق روش های بهینه سازی در حوزه انرژی ساختمان ها، ابتدا جست وجوی هدفمند در پایگاه های داده معتبر داخلی و خارجی با استفاده از کلمات کلیدی مرتبط انجام شد. پس از مرحله پالایش اولیه و انتخاب منابع مرتبط، تحلیل داده ها با نرم افزار VOS Viewer و بیبلومتریک برای استخراج ارتباطات میان متون علمی صورت گرفت. سپس، با بهره گیری از تحلیل مضمون مدل مفهومی از روش های بهینه سازی مؤثر در بهبود عملکرد ساختمان ها تدوین شد تا به درکی جامع از کاربرد و تأثیر این روش ها دست یابد.نتیجه گیری: روش های بهینه سازی، به ویژه الگوریتم های ژنتیک و هوش ازدحامی، نقشی حیاتی در ارتقای عملکرد انرژی ساختمان ها دارند و با تحلیل جامع روندهای موجود، بر لزوم ادغام داده های واقعی و تکنیک های هوشمند برای توسعه راه حل های کارآمدتر تأکید می شود.
۲۹۸.

رهیافت فراترکیب در حوزه مطالعات مکان سازی با رویکرد بیوفیلیک(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فرامطالعه طبیعت گرایی بیوفیلیک مکان سازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۱۰۶
شتاب مداوم روند شهرنشینی در سراسر جهان منجر به تشدید معضلات زیست محیطی شده و حفظ عرصه های طبیعی توسط مکان سازی استاندارد و باتوجه به راه حل های مبتنی بر طبیعت ضمن این که نقش مهمی در رفاه کلی جوامع شهری داشته منجر به افزایش مزایای متعددی مانند بهبود کیفیت هوا، کاهش کربن شهری و افزایش تنوع زیستی (که از عوامل اصلی کیفیت زیستگاه های شهری امروزی هستند) می گردد. این مقاله فراترکیبی از مطالعات جهانی در زمینه مکان سازی با رویکرد بیوفیلیک ارائه می کند و هدف از این تحقیق، تجزیه وتحلیل و ترکیب ادبیات موجود در مکان سازی، به ویژه با تمرکز بر ادغام اصول طراحی بیوفیلیک است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و از نظر ماهیت، کیفی با یک بررسی سیستماتیک و فراترکیب کیفی با استفاده از یک رویکرد استقرایی( همان طور که به وسیله ساندلوسکی و بوروسو پیشنهاد شده) انجام شد. ما یک جست وجوی سیستماتیک ادبیات را در دو پایگاه داده سمانتیک اسکولار و وب آف ساینس در سال های اخیر( با به روزرسانی سال 2023) انجام دادیم و  نتایج هر مطالعه با استفاده از کدگذاری استقرایی در نرم افزار مکس کیودا مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. مطالعات صورت گرفته بین بازه زمانی 2017-2023 قرار دارند. بیشترین مطالعات منتخب این پژوهش به  سال 2020 با 36 درصد تعلق می گیرد. کدهای استقرایی این پژوهش در قالب پنج مقوله اصلی زیست محیطی، اجتماعی، اقتصادی، عملکردی و کالبدی دسته بندی شدند. باتوجه به میزان شباهت مفاهیم شناسایی شده، در قالب 12 مقوله  فرعی و باتوجه به میزان شباهت مقوله های فرعی، آنها به 28 شاخص طبقه بندی شدند. نتیجه نشان داد که کیفیت مکان سازی و طراحی بیوفیلیک(گرایش ذاتی به طبیعت) می تواند با سطوح مختلف ارتباط با طبیعت و درک انسان مرتبط باشد و اگرچه ادبیات موجود ، بیوفیلیک و مکان سازی را به عنوان پدیده هایی مستقل گزارش می کنند، اما نتایج ما روایتی متفاوت را بیان می کند و نشان می دهد که آنها درهم تنیده شده اند و برای ارتقای کیفیت محیط شهری و توسعه فضای شهری بسیار ضرروری ارزیابی می شوند. این مطالعه تلاش کرده اهمیت توازن بین محیط زیست شهری  و توسعه فضای شهری را از طریق این موضوع نشان داده تا پس از آن در پژوهش های آتی بتوان از رویکردی جدید با نام مکان سازی بیوفیلیک استفاده کرد.
۲۹۹.

تحلیل مفصل بندی معماری مساجد قدیمی در فضای گفتمانی هنر اسلامی بر اساس نظریۀ تحلیل گفتمان ارنستو لاکلا و شنتال موف(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: گفتمان مفصل بندی هنر اسلامی معماری مسجد مقصوره منبر قدرت سیاست

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۹۷
بیان مسئله: این پزوهش با طرح مسئله مفصل بندی معماری مساجد قدیمی در فضای گفتمانی هنر اسلامی نوشته شده است. در فضای گفتمانی هنر اسلامی، معماری یکی از نظام های نشانه ای محوری است که از ابعاد مختلف نقش نشانه ای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی را ایفا می کند. اما هنگامی که بحث معماری اسلامی، معماری سنتی، ایرانی و... مطرح می شود این نظام نشانه ای واجد ویژگی های گفتمانی می شود. پس معماری اسلامی در قالب بناهای مذهبی که کارکردهای اجتماعی - دینی هم دارد، مجدداً به واسطه نشانه ها و در فرایند رقابت بین گفتمانی مفصل بندی می شود.هدف پژوهش: هدف این پژوهش تبیین سازوکارهای مفصل بندی معماری اسلامی در فضای گفتمانی هنر اسلامی است که نقش ها و کارکردهای گفتمانی معماری مساجد قدیم را روشن می سازد. روش پژوهش: این پژوهش از نوع تحقیقات کیفی است و با روش تحلیل گفتمان نوشته شده است و در صدد پاسخ به این پرسش است که آیا رابطه ای بین ساختار و مفصل بندی معماری مساجد قدیم با گفتمان قدرت و دین وجود دارد؟ نتیجه گیری: یافته ها و نتایج اصلی پژوهش نشان می دهد در فضای گفتمانی هنر اسلامی، معماری پیوسته در بستر تغییرات ساختار اجتماعی و فرهنگی ناشی از گفتمان قدرت، دچار دگرگونی های متعددی بوده است چنانکه تغییر کارکردهای اجتماعی مساجد امروز در قیاس با ساختار معماری مساجد دوره های قدیم، متحول شده اند.
۳۰۰.

بررسی عوامل تقویت تخیل و مواجهۀ فعال مخاطب در گرافیک متحرک(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: گرافیک متحرک مخاطب تخیل تجریه زیبایی شناختی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۶۸
بیان مسئله: امروزه رسانه ها به یکی از مهم ترین ابزارهای انتقال افکار و اطلاعات تبدیل شده اند. رسانه های هنری جدید، با بهره گیری از تکنولوژی های پیشرفته و هنرهای تعاملی، زبان تصویری نوینی را ارائه می دهند. در این میان، گرافیک متحرک به عنوان هنری چندرسانه ای، با ترکیب تصویر، نوشتار، صدا و حرکت، نقش بسزایی در ایجاد تجربیات زیبایی شناسانه متفاوت برای مخاطبین دارد. با این حال، چگونگی طراحی آثار گرافیک متحرک به نحوی که فراتر از صرف انتقال پیام، به تقویت فعالانه تخیل مخاطب منجر شود و او را از مواجهه منفعلانه خارج سازد، همچنان نیازمند بررسی عمیق تری است. این خلأ پژوهشی، اهمیت شناسایی مؤلفه هایی را برجسته می کند که می توانند تجربههنری مخاطب را غنی تر کرده و به مواجهه فعال او با اثر بینجامند. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است، عوامل مؤثر تقویت تخیل و مواجهه فعال مخاطب در گرافیک متحرک کدامند؟ هدف پژوهش: شناسایی ویژگی های گرافیک متحرک مبتنی بر تقویت تخیل و ارائه الگویی مناسب برای سازندگان این آثار به منظور مواجهه فعال مخاطب. روش پژوهش: این پژوهش از نظر هدف، ترکیبی بنیادی-کاربردی است و از منظر ماهیت، به صورت کیفی و با استفاده از رویکرد پدیدارشناسی انجام شده است. اطلاعات از طریق مطالعات کتابخانه ای و میدانی جمع آوری شده و تحلیل داده ها با استفاده از کدگذاری انجام شده است. جامعه پژوهش شامل متخصصان حوزه هنرهای تجسمی و افرادی است که تجربه مواجهه با آثار گرافیک متحرک داشته اند. نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان می دهند که مؤلفه های اصلی برانگیختن تخیل مخاطب در آثار گرافیک متحرک شامل ارتباط با واقعیت، ایجاد شوک و غافلگیری، نسبت دادن ویژگی های انسانی به عناصر، ایجاد سؤال و حس کنجکاوی، استفاده از تکنیک های بصری، انسجام در ارکان اثر، رویکرد مینیمالیستی و تأثیرگذاری موسیقی و افکت های صوتی است. این مؤلفه ها می توانند به تولیدکنندگان آثار گرافیک متحرک کمک کنند تا با اثر خود موجب ارتقاء تخیل و تجربه زیبایی شناختی و در نتیجه مواجهه فعال مخاطب با اثر شوند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان