ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۸۱ تا ۳۰۰ مورد از کل ۸٬۱۴۵ مورد.
۲۸۱.

تحلیل تطبیقی نقش زیرساخت های آبی سنتی در توسعۀ مکان محور (موردپژوهی: قمش دزفول و مادی اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: توسعه مکان محور زیرساخت آبی سنتی قمش های دزفول مادی های اصفهان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۵۷
آب، به عنوان اساسی ترین نیاز بشری و عنصر حیاتی زندگی، همواره نخستین دغدغه انسان در ایجاد سکونتگاه های دائم یا موقت بوده است. شبکه های آبرسانی نیز از نخستین زیرساخت های شهری محسوب می شوند که نقشی اساسی در انتقال حیات به محیط های انسانی ایفا کرده اند. زیرساخت های آبی سنتی در شهرهای تاریخی ایران، فراتر از نقش عملکردی در تأمین آب، در شکل دهی به ساختار فضایی، تقویت هویت مکانی و تسهیل تعاملات اجتماعی مؤثر بوده اند. با این حال، در جریان تحولات کالبدی معاصر و گسست از بسترهای بومی، نقش این نظام ها به حاشیه رفته است. این پژوهش با تمرکز بر بازشناسی ظرفیت های کالبدی، کارکردی و معنایی زیرساخت های آبی سنتی، به بررسی جایگاه این زیرساخت ها به عنوان عناصر هویت بخش در سازمان فضایی شهر پرداخته و از طریق تحلیل تطبیقی دو نمونه برجسته، قمش های دزفول و مادی های اصفهان، تلاش دارد اهمیت آن ها را تقویت توسعه مکان محور شهری تبیین نماید. رویکرد این نوشتار کیفی بوده، پژوهش از طریق تحلیل مضمون داده های میدانی و اسنادی، سه بُعد کالبدی، کارکردی و معنایی را بررسی کرده و یک مدل مفهومی برای تبیین پیوند میان زیرساخت های بومی و توسعه شهری ارائه می دهد. نمونه های مورد مطالعه شامل قمش های زیرزمینی دزفول و مادی های سطحی اصفهان است که در چهار مرحله شامل استخراج مؤلفه های نظری، تحلیل منابع تاریخی، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ساکنان و متخصصان و مشاهدات میدانی مورد بررسی تطبیقی قرار گرفته اند. در این راستا، یافته ها نشان می دهد که علیرغم تفاوت های کالبدی ناشی از شرایط اقلیمی، هر دو نظام زیرساختی به عنوان ساختارهایی چندمنظوره در سازمان یابی فضا، تولید معنا و حافظه جمعی نقش آفرین بوده اند. پژوهش بر این نکته تأکید دارد که بازآفرینی خلاقانه این زیرساخت ها می تواند نه تنها در تاب آوری اقلیمی و مدیریت پایدار منابع آب مؤثر باشد، بلکه بستر مناسبی برای تقویت حس مکان، انسجام اجتماعی و توسعه پایدار شهری فراهم آورد.
۲۸۲.

تحلیل تأثیر تغییر کاربری بر هویت فضایی معماری خانه های سنتی و بازتاب آن در راهبردهای طراحی شهری (گستره واکاوی: کلان شهر تبریز)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: خانه های سنتی معماری ایرانی تغییرکاربری هویت فضایی طراحی شهری کلان شهر تبریز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۱۳
خانه های سنتی ایران، به عنوان یکی از مهمترین نمودهای هویت محور معماری ایرانی در فرایند تغییرکاربری با دگرگونی هایی عمیق در لایه های کالبدی، فضایی و معنایی مواجه می شوند. این پژوهش باهدف تحلیل تأثیر تغییرکاربری بر چشم اندازهای ساختاری به مثابه؛ «هویت فضایی معماری»، «تحولات ناشی از تغییرکاربری» و «بازتاب الگوها در طراحی شهری»، در کلان شهر تبریز انجام گرفته است. روش تحقیق به صورت ترکیبی (کیفی→کمی)، است. در بخش کیفی، داده ها ازطریق تحلیل محتوای اسناد تاریخی و مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۸متخصص گردآوری و با کدگذاری 3 مرحله ای تحلیل شد. در بخش کمی، پرسش نامه ای با پایایی مناسب براساس آلفای کرونباخ، برای دو آیتم منتخب «الگوهای کالبدی و تأثیرات تغییرکاربری»؛ (79/0)، و «ابعاد ارتباطی و ادراکی هویت فضایی»؛ (83/0)، در میان 384نفر از شهروندان، معماران و ساکنان بومی توزیع شد. داده های حاصل بااستفاده از نرم افزار SPSS و آزمون t تک نمونه ای مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد تغییرکاربری بدون رویکرد زمینه گرا به طور معناداری (Sig<0.05)، موجب کاهش انسجام بصری (143/8=t)، تضعیف هویت کالبدی (261/3-=t)، و اختلال در سازگاری با طراحی شهری (824/2-=t)، شده است. همچنین، تحلیل شاخص های هویت فضایی حاکی از کاهش حس تعلق (332/4=t)، و پیوند تاریخی (396/2=t)، در فضاهای تغییرکاربری یافته بود. نتایج کیفی نیز بر گسست ساختار فضایی و اغتشاش الگوهای طراحی شهری تأکید داشت. براین اساس، پیشنهاد می شود راهبردهای طراحی شهری با محوریت حفظ اصالت معماری(210/1-=t)، و نحوه استفاده ثانویه از بنا (280/2=t)، بازتعریف شوند تا از تخریب حافظه جمعی و هویت بومی جلوگیری گردد.
۲۸۳.

آب محور توسعه پایدار دارالخلافه باهره، تهران عصری ناصری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تهران قاجار نحو فضا توسعه پایدار آب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۷۸
توسعه پایدار در مفهوم عام خود، تنها رفاه و بهزیستی نیست بلکه همساز با زیست بوم (اقلیم)، رهنمای رشد یا بهبود حیات جوامع انسانی است. در این نگاه توسعه همچون شریانی حیاتی است که در استقرارگاه های انسانی همچون شهرها جاری و ساری اند و به دنبال خود بایستگی و پایایی را برای شهرها به ارمغان آورده اند. در این مفهوم، آینده، تنها در استمرار رفتار گذشتان با محیط، هستی می یابد. بدین معنا، گذشتگان آموختن تا در ذیل مفهوم توسعه پایدار، بقا و هستی خود را ضمانت کنند. جستار پیشرو، با بهره گیری از نظریه نحو فضا، به بازخوانی هویت مکانی آب در ذیل هویت تاریخی آن پرداخته است. در این پژوهش ساختار فضایی دارالخلافه تهران عصر ناصری، با تحلیل نقش آب در شهر، به وساطت حافظه تاریخی آن، مورد بازخوانی دوباره قرارگرفته است. پژوهش حاضر، از نظر هدف در زمره تحقیقات بنیادین و از نظر ماهیت و روش توصیفی–تحلیلی است. بر مبنای هدف یاد شده، پرسش پژوهش عبارتست از اینکه؛ متغیر آب (قنات)، به مثابه محرک توسعه پایدار، چه تأثیری و نقشی در تکوین و انبساط مدنیت شهری بافت تاریخی تهران عصر ناصری داشته است؟نتایج منتج از جستار حاضر حاکی از آن است، گشایش حصار کهن و برپایی حصار نو هم راستا با بافت کهن و درآمیزش با سه مؤلفه محیط طبیعی، سازه های آبی انسان ساخت و فضاهای شهری همراه بوده است. همچنین، افزایش شاخص هم پیوندی فزونی (اقتصاد حرکت)، برگرفته از پیکره بندی فضا (مسیر قنات ها) در تهران عصر ناصری در نظم نوین خیابان های شهر، راهبردی برای هم رنگ و هم سو شدن با مفهوم جدید شهرسازی (مدرنیته) در جوار بافت کهن که بر پایه توسعه پایدار بوده، شکل گرفته است. این راهبرد، بستر لازم را از برای پذیرش ماهیت محلات جدید فراهم آورده و در کنار آن اصل سازگاری محلات جدید را با ساختار محلات قدیم مبتنی بر الگو و نحوه پراکنش کاربری ارضی و هستی محلات را نیز به همراه داشته است.
۲۸۴.

Multi-objective Optimization Design of Adaptive Shading Devices for Office Buildings Considering Daylighting and Visual Comfort(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Shading systems Daylighting visual comfort Adaptive shading device Multi-objective optimization

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۱۹
Adaptive shading devices offer architects a range of opportunities. These devices not only contribute to unique features and characteristics in building envelopes but, with appropriate design and principled implementation, also enhance visual conditions in interior spaces by providing sufficient levels of daylighting and improving visual comfort. Additionally, they reduce lighting energy consumption in buildings. This study examines four types of adaptive shading systems designed to optimize daylighting and visual comfort. Using a multi-objective optimization approach, various configurations of these systems are examined within the context of a reference office model to achieve a balance between the discussed objectives. For each season, the design alternatives with the highest fitness scores are identified. The findings highlight the relative advantages of horizontal louvers and horizontal sun-breakers over other shading devices. These two adaptive systems provide the reference model with satisfactory daylighting levels (i.e., ). Furthermore, regarding glare reduction, full visual comfort is achieved in spring and summer. In fall and winter, when sunlight entering through the southern façade is likely to produce glare, visual comfort is improved by approximately 43% compared to the base case.
۲۸۵.

Investigating The Effect of Mesoclimate on the Physical Characteristics of Semi-Open Spaces in Vernacular Houses of Cold Climate (Case Study: Qajar-Era Houses in Ardabil and Tabriz)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: semi-open space climate-responsive architecture Cold Climate Vernacular Architecture

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۳۲
Today, the necessity and importance of paying attention to climatic conditions in architecture as an effective factor on the environmental quality of buildings is not hidden from architects. In the country of Iran, the cold climate zone requires special attention in the climatic design of buildings due to its difficulties and considerable extent. Semi-open spaces have been a crucial element in architecture, significantly influencing the spatial arrangement of vernacular buildings in Iranian architecture. However, in contemporary housing, these spaces lack the necessary efficiency, and one of the factors contributing to this, especially in cold climates, is the failure to consider climatic conditions. Modeling climatic design solutions for these spaces in vernacular architecture and applying them in contemporary housing design will enhance the efficiency of these spaces. Intending to investigate the effect of mesoclimate on the structure of semi-open spaces in Qajar-era houses in cold climates, this article examined and compared the climatic conditions in the two cold cities of Ardabil and Tabriz. It identified the physical characteristics of semi-open spaces in the case studies and analyzed the impact of mesoclimatic conditions on the differences in the features of semi-open spaces between the two cities. This research is applied and has a qualitative nature, utilizing the grounded theory method. Comparing the physical attributes of the semi-open spaces in the vernacular houses of the two cities and matching them with the differences in climatic conditions reveals significant differences based on the influence of the mesoclimate on the physical structure of the semi-open spaces.
۲۸۶.

تأثیر اقتصاد دیجیتالی بر رشد سبز شهری (دوستدار محیط زیست)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اقتصاد دیجیتال رشد سبز شهری رشد شهری پایدار اثرات سرریز نوآوری سبز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۹
این پژوهش با استفاده از روش شناسی ترکیبی (کمی–کیفی) و داده های پانل، به بررسی تأثیر اقتصاد دیجیتال بر رشد سبز در کلان شهرهای تهران، مشهد، اصفهان، تبریز، شیراز و کرج در بازه زمانی 2019 تا 2023 می پردازد. نمونه گیری هدفمند و بر اساس دسترسی به داده های کامل و تنوع جغرافیایی–اقتصادی انجام شده است. داده ها از منابع معتبر شامل مرکز آمار ایران، بانک مرکزی و سازمان حفاظت محیط زیست گردآوری شده اند. تحلیل داده ها با بهره گیری از مدل Super-SBM برای خروجی های نامطلوب زیست محیطی، مدل خودرگرسیون فضایی برای اثرات سرریز مکانی، و رگرسیون پانل دیتا با اثرات ثابت صورت گرفته است. نتایج نشان می دهد که اقتصاد دیجیتال از طریق کاهش ۳۰ درصدی عدم تطابق منابع و افزایش نوآوری های فناوری سبز بر رشد سبز تأثیرگذار است. مشهد و اصفهان به ترتیب با شاخص های GGI معادل 1.15 و 1.08 بهترین عملکرد را در این زمینه داشته اند، در حالی که تهران به دلیل سهم ۲۵ درصدی صنایع آلاینده، نتوانسته است به پتانسیل کامل خود دست یابد (GGI=0.92). همچنین، توسعه اقتصاد دیجیتال در تهران تأثیر مثبتی بر رشد سبز کرج و اسلام شهر داشته است. برای بهره برداری بهینه از مزایای اقتصاد دیجیتال، تدوین برنامه های تحول دیجیتال سبز، ایجاد صندوق های نوآوری سبز و طراحی چارچوب های حکمرانی منطقه ای پیشنهاد می شود. این نتایج می توانند راهگشای سیاست گذاران شهری در ایران و کشورهای در حال توسعه باشند و مسیرهای نوینی برای تحقیقات آینده در حوزه فناوری های نوین ارائه دهند.
۲۸۷.

برنامه ریزی راهبردی فضای شهری با هدف ارتقای حس تعلق شهروندان؛ نمونه موردپژوهی: خیابان امام خمینی شهر قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فضای شهری حس تعلق سرزندگی هویت تعامل اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۵
حس تعلق به مکان از عوامل مهم و ارزشمند در برنامه ریزی فضاهای شهری به شمار می رود. توجه به این مؤلفه، به ویژه در طراحی فضاهایی مانند خیابان ها، می تواند نقش چشمگیری در ارتقای سرزندگی و بهبود کیفیت محیط شهری ایفا کند. برنامه ریزی شهری به عنوان یکی از ابزارهای اساسی در شکل دهی به کالبد و هویت شهر، در تقویت این حس نقش مؤثری دارد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر تقویت حس تعلق به مکان انجام شده و این مؤلفه ها را در محدوده خیابان امام خمینی، واقع در ناحیه امامزاده حسین و منطقه یک شهر قزوین بررسی کرده است. در این راستا، ابتدا با مرور ادبیات نظری، مدل مفهومی پژوهش تدوین شد. برداشت های میدانی و تکمیل پرسش نامه و در نهایت تجزیه وتحلیل اطلاعات، با استفاده از نرم افزار SPSS و روش هایی آماریی توصیفی و استنباطی، همچون آزمون t تک نمونه ایی انجام گرفته است. در ادامه، با تکنیک SWOT، چشم انداز، اهداف، راهبردها و سیاست هایی متناسب با مؤلفه ها و یافته های نظری تدوین شد. درنهایت، با بهره گیری از نتایج ارزیابی محیط داخلی و خارجی و تدوین ماتریس برنامه ریزی راهبردی QSPM، راهبردهای پیشنهادی اولویت بندی و پلان راهبردی محدوده طراحی شد. شناسایی عوامل مؤثر در تقویت حس تعلق می تواند به افزایش هویت، کیفیت و تعامل در فضاهای شهری کمک کند. براساس بررسی های انجام شده، مهم ترین متغیرهای محیطی تأثیرگذار بر این حس عبارت اند از: دسترسی و خوانایی، امنیت اجتماعی، خاطره انگیزی، تعامل پذیری، مقیاس انسانی و تناسبات، تنوع فعالیت ها، عناصر شاخص طبیعی یا مصنوع و مبلمان شهری. متغیرها را می توان در سه بعد اصلی: ادراکی شناختی، اجتماعی فرهنگی و کالبدی محیطی دسته بندی کرد. درنهایت، توجه به نیازها و خواسته های جامعه در فرایند طراحی و برنامه ریزی می تواند به خلق فضاهایی منجر شود که نه تنها از نظر بصری جذاب اند، بلکه پیوندی عمیق تر میان شهروندان و محیط زندگی شان ایجاد می کنند و موجب تقویت حس تعلق در فضا می شوند.
۲۸۸.

نقش طراحی گرافیک در بازطراحی فضاهای شهری؛ مطالعه موردی: پروژه بازآفرینی پیاده راه فرهنگی شهرداری رشت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: گرافیک محیطی فضاهای شهری بازآفرینی شهری پیاده راه فرهنگی شهرداری رشت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۹
بیان مسئله: طراحی گرافیک محیطی یکی از مؤلفه های حیاتی در بهبود کیفیت تجربه شهروندان از فضاهای عمومی است که با ایفای نقشی میان رشته ای میان هنر، معماری و ارتباطات بصری، به ارتقای کیفیت بصری محیط، تقویت هویت مکانی و افزایش قابلیت استفاده و درک پذیری فضاهای شهری منجر می شود. هدف: این پژوهش به بررسی نقش طراحی گرافیک محیطی در فرایند بازطراحی فضاهای شهری با محوریت پروژه بازآفرینی پیاده راه فرهنگی شهرداری رشت می پردازد. در پژوهش حاضر، مولفه های مختلف گرافیک محیطی، شامل سیستم های علامت دهی و راهنمایی، فرآیند هویت بخشی و برندینگ شهری و طراحی نمایشگاهی مورد تحلیل قرار گرفته است. روش: روش پژوهش کیفی و مبتنی بر مطالعه موردی است که داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با شهروندان، طراحان و مدیران شهری و همچنین تحلیل بصری اجزای گرافیکی موجود در پیاده راه گردآوری شده است. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که گرافیک محیطی در پیاده راه شهرداری علاوه بر افزایش وضوح جهت یابی و کارکردی فضا، به تقویت حس تعلق مکانی و هویت جمعی کاربران نیز کمک قابل توجهی نموده است. علاوه بر این، استفاده از طراحی روایت محور با بهره گیری از دیوارنگاره ها و تابلوهای داستانی، به خلق فضایی تعاملی و معنادار منتهی شده است که به افزایش مشارکت اجتماعی و تقویت سرمایه اجتماعی در محیط شهری کمک کرده است. نتیجه گیری: این نتایج اهمیت گرافیک محیطی را به عنوان ابزاری استراتژیک در فرایندهای بازآفرینی شهری نشان می دهد که می تواند کیفیت زیستی و هویت فرهنگی شهر را ارتقا دهد. در پایان، برای تدوین چارچوب های جامع طراحی گرافیک محیطی در پروژه های بازآفرینی شهری، بر ضرورت انسجام میان هویت فرهنگی و نظم بصری در فضاهای شهری پیشنهاد می گردد.
۲۸۹.

تحلیل نقش دفاتر توسعه محله ای شهر تهران در چارچوب حکمروایی بازآفرینی شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مدیریت بازآفرینی شهری حکمروایی محلی دفاتر توسعه محله ای شهر تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۳۱
چارچوب حکمروایی شهری به عنوان یکی از متاخرترین رویکردها در زمینه مدیریت بازآفرینی شهری مطرح است. با توجه به تنوع کنشگران و پیچیدگی روابط میان نهادهای عمومی و اجتماعات محلی در بازآفرینی شهری، در این زمینه، حکمروایی محلی نقش مهمی در مدیریت تعاملات میان کنشگران مختلف ایفا می کند و نهادهای محلی، بستر مناسبی را برای این ارتباطات فراهم می آورند. هدف پژوهش حاضر، تحلیل نقش دفاتر توسعه محله ای شهر تهران در چارچوب حکمروایی بازآفرینی شهری است. پژوهش حاضر مبتنی بر روش شناسی کیفی و با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی انجام شده است. داده های پژوهش از تحلیل محتوای اسناد و قوانین مرتبط و 22 مصاحبه ی عمیق نیمه ساختاریافته با کنشگران حوزه بازآفرینی شهر تهران در سطوح مختلف، به دست آمده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که دفاتر توسعه محله ای شهر تهران در پنج حوزه اصلی نقش آفرینی می کنند: میانجی گری میان کنشگران مختلف، تسهیل مشارکت ساکنین، توانمندسازی آن ها، زمینه محوری و رهبری سیاسی. اگرچه دفاتر دارای پشتوانه های قانونی قوی هستند اما اجرای این قوانین با چالش هایی مواجه است. با توجه به چالش های موجود سه عاملِ آگاهی های اجتماعی و میزان مطالبه گری ساکنین، تغییرات مدیریتی و رویکردها در سطوح کلان و پویایی و خلاقیت مدیران دفاتر در پیشبرد شرح خدمات، تأثیر به سزایی بر اثربخشی این دفاتر در فرآیند بازآفرینی دارند.
۲۹۰.

منظر رنج؛ مصائب توسعه دیگران در منافع جامعه محلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۳۳
مقدمه شکل گیری این پژوهش به زمستان 1403 برمی گردد که مطالعه «کمپ B» در بندر امام خمینی از سوی گروه معماری حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی به پژوهشکده نظر پیشنهاد شد. «کمپ B» نامی است که سازندگان ژاپنی شرکت پتروشیمی ایران-ژاپن (IJPC)، به بخشی از اقامتگاه کارگران خود در 15 کیلومتری پتروشیمی داده بودند. آن زمان، بندر ماهشهر بزرگترین منطقه سکونتی نزدیک پتروشیمی بود و در اراضی امروزین بندر امام زندگی شهری جریان نداشت. بندر امام (شاهپور) از آنرو برای احداث تأسیسات پتروشیمی انتخاب شده بود که با بهره گیری از خورهای (پیشرفت آب در خشکی) خود امکان کشتیرانی تا فاصله نزدیکتری به اهواز، مرکز لجستیک استان خوزستان را فراهم می کرد. صنایع نفتی که از اواخر قاجار در خوزستان احداث شده بود، اهواز را مرکز لجستیک خود با سرزمین اصلی قرار داد و بندر شاهپور نزدیک ترین خروجی به آب های بین المللی بود. از این رو راه آهن بندرشاهپور-اهواز با خط مستقیمی که امروزه بی اهمیت انگاشتنش هر عارضه طبیعی یا اجتماعی در پیرامون خود را با حرکت بر مدار قضیه حمار تصریح می کند، احداث شد. همان خطی که در جریان جنگ جهانی نیز متفقین با اتصال آن به بندر شاه در دریای مازندران، پل پیروزی خود را در مقابل آنها و متحدانشان ایجاد کردند. بدین ترتیب برای بندر شاهپور به مثابه نقطه آغاز دسترسی به سرزمین ایران، مزیتی ایجاد شد که در قیاس با سایر بنادر کشور در طول دوهزار کیلومتر، ساحل جنوب آن را در موقعیت برتری قرار داد. ژاپنی ها در سال 1352 ساخت پتروشیمی را در این نقطه آغاز کردند تا ارزش افزوده صنایع نفتی را با کارگر ارزان، معافیت های مالیاتی، هزینه های بالاسری اندک ناشی از قیمت زمین، زیرساخت ها و مهمتر از همه معافیت از انتقال حجم انبوه نفت خام از طریق فراوری آن در مبدآ مضاعف سازند. بدین ترتیب بندر شاهپور که پس از انقلاب اسلامی، بندر امام خمینی خوانده شد، در هیئت یکی از مهمترین بنادر کنونی کشور زاده شد.
۲۹۱.

تأثیر عوامل کالبدی برسرزندگی فضای عمومی در بازار قیصریه: مطالعه ای با رویکرد لاندری در اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عوامل کالبدی سرزندگی رویکردلاندری بازار اصفهان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۳۳
سرزندگی شهری یکی از شاخص های کلیدی کیفیت فضاهای عمومی است که نقش مهمی در تجربه و رضایت شهروندان دارد. بااین حال، در بسیاری از بازارهای سنتی، عوامل کالبدی مؤثر بر سرزندگی به طور نظام مند شناسایی نشده و این امر خلأی پژوهشی ایجاد کرده است. هدف تحقیق حاضر شناسایی و رتبه بندی این عوامل در بازار قیصریه اصفهان بر اساس رویکرد لاندری است. روش پژوهش کمی بوده و داده ها از طریق پرسشنامه مبتنی بر مقیاس لیکرت گردآوری شد. پرسشنامه میان شهروندان و بازدیدکنندگان توزیع و نتایج با نرم افزار SPSS تحلیل گردید. یافته ها نشان داد که شاخص های «خوانایی» و «امنیت» بیشترین نقش را در ارتقای سرزندگی بازار دارند. خوانایی شامل وضوح طراحی، دسترسی پذیری و قابلیت جهت یابی و امنیت مبتنی بر نظارت اجتماعی و احساس ایمنی محیطی است. نتیجه گیری آن است که تقویت این دو عامل می تواند به طور معنادار پویایی و جذابیت بازارهای سنتی را افزایش داده و سرزندگی شهری را ارتقا بخشد.
۲۹۲.

تاثیرات روانی عناصر طبیعت در خانه های بومی ایران (نمونه موردی: خانه های سنتی یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عناصر طبیعت روانشناسی محیطی خانه های بومی نیازهای روانی انسان خانه های سنتی یزد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۲
زندگی شهرنشینی، پیشرفت فناوری و نیازهای اقتصادی روزافزون، انسان را هرچه بیشتر از طبیعت دور ساخته و او را در چرخه ای ماشینی گرفتار کرده است. این در حالی است که انسان جزیی از طبیعت بوده و ارتباط نزدیک با آن شرط تداوم زندگی است. خانه ایرانی نیز بازتابی نمادین از طبیعت محسوب می شود. هدف این تحقیق، بررسی تأثیر عناصر طبیعت بر ابعاد وجودی ساکنان خانه های سنتی یزد است. روش پژوهش توصیفی تحلیلی و از نوع موردی بوده و گردآوری داده ها با روش کتابخانه ای و میدانی و تحلیل پرسشنامه ها در نرم افزار SPSS انجام شده است. یافته ها نشان می دهد آب، فضای سبز و نور نقش مهمی در ابعاد روانی ساکنان دارند. آب بیشترین تأثیر را بر بعد نفسانی و ایجاد آرامش داشته، فضای سبز بیشترین اثر را بر بعد جسمانی از طریق افزایش خنکی و رطوبت، و نور بیشترین تأثیر را بر بعد روانی و جذابیت بصری گذاشته است.
۲۹۳.

روش های تشخیص دانه بندی و رطوبت بهینه خاک در ساختارهای خاکی به شیوه خاک کوبیده(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ساختارهای خاکی خاک کوبیده آزمون های تشخیص دانه بندی خاک رطوبت بهینه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۱۰
خاک یکی از قابل دسترس­ترین مصالح طبیعی می باشد که به صورت بسیار ارزان در بسیاری از نقاط جهان استفاده می شود. در معماری عموما خاک به شیوه های متفاوتی در ترکیب با آب و دیگر مصالح مورد استفاده قرار می‌گیرد. این مصالح خاکی عموما در سه سیستم ساختمانی متفاوت از جمله سیستم­های ماسونری، سیستم­های منولوتیک و سیستم­های پرکننده عمل می­کنند. یکی از سیستم­های مطرح در سازه­های خاکی؛ سیستم­های منولوتیک یا یکپارچه بوده است که عناصر معماری و ملات به صورت یک کل یکپارچه عمل نموده و به هم پیوند میخورند. روش اجرایی خاک کوبیده در میان شیوه های های متفاوت خاکی به عنوان یکی از سیستم های ساختمانی منولولتیک می باشد که از طریق ریختن خاک در میان قالب های چوبی و یا فلزی و کوبیدن آنها، امکان ایجاد دیوارهای سازه ای قوی را فراهم می آورد. این روش ساخت و ساز در بسیاری از نقاط جهان و بخصوص در اروپا رواج داشته است. در فرآیند اجرای بناها با خاک­کوبیده یکی از مهمترین موضوعات، شناسایی و تشخیص خاک مناسب از نظر دانه بندی و رطوبت بهینه جهت کوبیدن و شکل دادن به دیوار است. اگرچه بسیاری از پژوهش ها در تلاشند که به ارائه یک نسبت و درصد مشخص از دانه بندی و رطوبت بپردازند، اما از آنجا که ماهیت مصالح خاک با دیگر مصالح نوین متفاوت بوده و خاک هر منطقه واجد ویژگی های خاص و متفاوتی میباشد لذا ارائه درصدهای مشخص و تعریف شده نمی­تواند سازندگان در هر منطقه را به اجرای صحیحی از این شیوه ساختمانی راهنمایی کند و تنها مخاطبان را به یک شناخت نسبی از این ترکیبات می رساند. برای تشخیص خاک مناسب و رطوبت بهینه، آزمون­های مختلفی پیشنهاد می­شود که انجام این آزمونها بر روی خاک محل می­تواند سازندگان را در شناخت دقیق یاری رساند. این مقاله مبتنی بر یک پژوهش مروری است که نویسندگان می­کوشند با مطالعات و تحلیل­های کتابخانه­ای به ارائه راهکارهای مناسب جهت تشخیص دانه­بندی و رطوبت بهینه برای دیوارهای خاک­کوب دست یابند.
۲۹۴.

بررسی نقش و تجارب بنیاد مسکن انقلاب اسلامی در تهیه طرح های سامان دهی و بازآفرینی بافت های ناکارآمد و فرسوده شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سامان دهی بازآفرینی مدل مداخله نقش توسعه گری بنیاد مسکن انقلاب اسلامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۵۳
هدف: پژوهش حاضر به دنبال این هدف است که جایگاه و تجارب بنیاد مسکن انقلاب اسلامی را در تهیه طرح های توسعه شهری مرتبط با بافت های فرسوده و ناکارآمد موردبررسی قرار داده و درنهایت رویکردها و مدل های به کار گرفته شده در طرح های تهیه شده را استخراج کرده تا در پروژه های مشابه پیاده سازی شود. روش پژوهش: پژوهش حاضر ازنظر نوع تحقیق کاربردی و ازلحاظ روش تحقیق کیفی است. به منظور حصول به هدف، از روش تحلیل محتوا که گونه ای از روش تحقیق کیفی است، استفاده شده است. گردآوری اطلاعات در دو دسته کتابخانه ای و میدانی با تکنیک های مطالعات اسنادی، بررسی برنامه های مصوب، طرح های فرادست، قوانین و سازوکارهای اداری و استفاده از ابزارهای مشاهده، عکس، مصاحبه و گفتگوی هدف دار انجام شده است. با استفاده از ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته و به شیوه هدفمند، اقدام به مصاحبه با افراد کلیدی شده است. تجزیه اطلاعات و تفسیر داده ها با استفاده از فرایند تحلیل داده ها از طریق کدگذاری، مقوله بندی و تعریف واحد تحلیل در نرم افزار MAXQDA 2020 انجام شده است. یافته ها: نتایج پژوهش نشان می دهد که نقش کنونی بنیاد مسکن انقلاب اسلامی به عنوان یکی از نهادهای تأثیرگذار در محیط های شهری در حوزه تأمین و تهیه مسکن، مجتمع های زیستی و واحدهای مسکونی شهری، اقدامات حوزه اجرای پروژه ها و طرح های مسکونی و ورود در بحث نوسازی و پس از وقوع سوانح طبیعی است و مداخله در بافت های ناکارآمد شهری توسط این نهاد نیز با بهره گیری از مدل هایی چون بازآفرینی، بازسازی، توانمندسازی، جابه جایی، درجاسازی، بهسازی، تفکیک و توسعه مجدد مؤثر خواهد بود. این نتایج در قالب فرایند پیشنهادی برای طرح های سامان دهی بافت های ناکارآمد شهری و نگرش های اصلی، سناریوها و مدل های مداخله پیشنهادی ارائه شده است. نتیجه گیری: درنهایت مدل هایی چون بهسازی با بهره گیری از مشارکت مردم، انتفاع ظرفیت اجتماعی با هدف توسعه ساخت وساز، بهره گیری از همراهی و همکاری سازمان های اجتماعی، بهسازی با رویکرد توسعه شهری یکپارچه و پایدار، ظرفیت سازی نهادی و ایجاد زیرساخت ها، بهسازی و توانمندسازی محلات نابسامان، تمرکززدایی و واگذاری اختیارات به شهرها، طرح ساختاری بازآفرینی شهری، بهسازی با استفاده از برنامه ریزی راهبردی ترکیبی و توسعه پروژه های محرک با ایجاد انجمن های مشارکتی، جهت مداخله در پروژه های بافت های ناکارآمد شهری بنیاد مسکن انقلاب اسلامی پیشنهاد گردید.
۲۹۵.

کاربردها و خواص بیوکامپوزیت های میسلیومی در تولید مصالح پایدار برای مناطق روستایی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بیوکامپوزیت میسلیوم مصالح پایدار روستا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۵
هدف: در دهه های گذشته روستاها دچار تحولاتی شده اند که تداوم حیات آن ها را به خطر انداخته و آن را به نوع آوری، ابداع، خلق محصولات، فرایندها و روش های جدید وابسته کرده است. ازاین رو، توسعه روستاها پیوند گسترده تری با کارآفرینی پیدا کرده است و آمیختن گردشگری و کارآفرینی در راستای تولید محصولات پایدار، راهکاری منطقی است که می تواند به رشد و توسعه مناطق روستایی، گسترش آگاهی نسبت به توسعه پایدار و کاهش ردپای ساخت در زمین کمک نماید. بنابراین، هدف این مقاله معرفی بیوکامپوزیت های میسلیومی به عنوان مصالح پایدار و نحوه تولید و استفاده از آن ها در بافت های روستایی و مجموعه های گردشگری روستایی است. روش پژوهش: این پژوهش مروری است و در آن اطلاعات مرتبط با بیوکامپوزیت های میسلیومی در منابع با دسترسی آزاد بررسی شده و به شناخت، روش تولید، مزایا و معایب، ویژگی های فیزیکی آن ها پرداخته شده است. همچنین پتانسیل تولید این مواد به عنوان راهکاری برای توسعه کارآفرینی و گردشگری روستایی به عنوان راهکاری برای به کارگیری این مواد نیز موردبررسی قرار گرفته است. یافته ها: تحقیق بر کامپوزیت های میسلیومی موضوعی است که بسیاری از پتانسیل های آن ناشناخته و معایب آن حل نشده باقی مانده است، اما بااین وجود در پژوهش هایی که تاکنون صورت گرفته اطلاعات مفیدی در خصوص ویژگی های این مواد به دست آمده و تجربیات مناسبی در خصوص گام ها و عوامل مهم در تولید این مواد و همچنین قابلیت استفاده تجاری در برخی کاربری ها مانند بسته بندی، پنل های عایق، پوشش های دیوار و کف و تولید مبلمان در اختیار پژوهشگران قرار گرفته است که می تواند زمینه ای مناسب در تحقیق و به کارگیری این مواد باشد. همچنین بررسی کارآفرینی روستایی، گردشگری و پتانسیل های کشاورزی، چوب بری و پرورش قارچ، فرصت استفاده از بیوکامپوزیت های میسلیومی برای توسعه پایدار در مناطق روستایی را برجسته می سازد. نتیجه گیری: کامپوزیت های میسلیومی موادی با پتانسیل بالا هستند که در حالت اولیه، خصوصیاتی مانند فوم پلی استایرن، تخته های MDF و نئوپان دارند و مزیت اصلی آن نسبت به این مواد استفاده از مواد اولیه تجدیدپذیر، انرژی کم در پروسه تولید و عدم استفاده از مواد زیان بخش برای محیط زیست مانند پلاستیک و چسب های مصنوعی است، همچنین چالش هایی مانند پذیرش مصرف کننده، تنوع ذاتی خواص این مواد با توجه به ماهیت زیستی و نیاز به دستورالعمل های استاندارد تولید وجود دارد. بااین حال، روش های ساده تری برای تولید کامپوزیت های میسلیومی در مقیاس کارگاهی وجود دارد که می توانند در راستای توسعه پایدار و اقتصاد دورانی استفاده شوند.
۲۹۶.

رهیافت فراترکیب در حوزه مطالعات مکان سازی با رویکرد بیوفیلیک(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فرامطالعه طبیعت گرایی بیوفیلیک مکان سازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۱۰۵
شتاب مداوم روند شهرنشینی در سراسر جهان منجر به تشدید معضلات زیست محیطی شده و حفظ عرصه های طبیعی توسط مکان سازی استاندارد و باتوجه به راه حل های مبتنی بر طبیعت ضمن این که نقش مهمی در رفاه کلی جوامع شهری داشته منجر به افزایش مزایای متعددی مانند بهبود کیفیت هوا، کاهش کربن شهری و افزایش تنوع زیستی (که از عوامل اصلی کیفیت زیستگاه های شهری امروزی هستند) می گردد. این مقاله فراترکیبی از مطالعات جهانی در زمینه مکان سازی با رویکرد بیوفیلیک ارائه می کند و هدف از این تحقیق، تجزیه وتحلیل و ترکیب ادبیات موجود در مکان سازی، به ویژه با تمرکز بر ادغام اصول طراحی بیوفیلیک است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و از نظر ماهیت، کیفی با یک بررسی سیستماتیک و فراترکیب کیفی با استفاده از یک رویکرد استقرایی( همان طور که به وسیله ساندلوسکی و بوروسو پیشنهاد شده) انجام شد. ما یک جست وجوی سیستماتیک ادبیات را در دو پایگاه داده سمانتیک اسکولار و وب آف ساینس در سال های اخیر( با به روزرسانی سال 2023) انجام دادیم و  نتایج هر مطالعه با استفاده از کدگذاری استقرایی در نرم افزار مکس کیودا مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. مطالعات صورت گرفته بین بازه زمانی 2017-2023 قرار دارند. بیشترین مطالعات منتخب این پژوهش به  سال 2020 با 36 درصد تعلق می گیرد. کدهای استقرایی این پژوهش در قالب پنج مقوله اصلی زیست محیطی، اجتماعی، اقتصادی، عملکردی و کالبدی دسته بندی شدند. باتوجه به میزان شباهت مفاهیم شناسایی شده، در قالب 12 مقوله  فرعی و باتوجه به میزان شباهت مقوله های فرعی، آنها به 28 شاخص طبقه بندی شدند. نتیجه نشان داد که کیفیت مکان سازی و طراحی بیوفیلیک(گرایش ذاتی به طبیعت) می تواند با سطوح مختلف ارتباط با طبیعت و درک انسان مرتبط باشد و اگرچه ادبیات موجود ، بیوفیلیک و مکان سازی را به عنوان پدیده هایی مستقل گزارش می کنند، اما نتایج ما روایتی متفاوت را بیان می کند و نشان می دهد که آنها درهم تنیده شده اند و برای ارتقای کیفیت محیط شهری و توسعه فضای شهری بسیار ضرروری ارزیابی می شوند. این مطالعه تلاش کرده اهمیت توازن بین محیط زیست شهری  و توسعه فضای شهری را از طریق این موضوع نشان داده تا پس از آن در پژوهش های آتی بتوان از رویکردی جدید با نام مکان سازی بیوفیلیک استفاده کرد.
۲۹۷.

ارزیابی تأثیرات اجتماعی فرهنگی ساماندهی و ارتقاء کیفی میدان شهرری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: میدان شهرری ارزیابی تأثیرات اجتماعی و فرهنگی تعلق مکانی عدالت فضایی فضاهای عمومی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۲
کیفیت فضاهای عمومی شهری در ایران، به ویژه میادین تاریخی، طی دهه های اخیر با بحران مواجه شده است، چون بسیاری از مداخلات صرفاً کالبدی بوده اند و پیامدهای اجتماعی و فرهنگی اجرای پروژه ها نادیده گرفته شده است که مشکلاتی برای ساکنین،کسبه و استفاده کنندگان از فضا ایجاد نموده است. این پژوهش با هدف ارزیابی تأثیرات اجتماعی و فرهنگی طرح ساماندهی میدان شهرری، بعنوان یکی از میادینی تاریخی و مذهبی تهران، انجام شد. مطالعه از رویکرد ترکیبی کمّی–کیفی بهره برده و داده ها از طریق پرسشنامه (۲۷۰ پاسخ دهنده شامل ساکنان، کسبه و استفاده کنندگان از فضا)، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۳۰ متخصص و مشاهده میدانی گردآوری شد. تحلیل داده ها بر اساس نظریه های ارزیابی تأثیرات اجتماعی ونکلی، حس مکان و تعلق مکانی رلف و توآن، سرمایه اجتماعی پاتنام، عدالت فضایی سوجا و فضاهای عمومی و حیات شهری جاکوبز و ژل انجام شد. یافته ها نشان داد که ساماندهی میدان، علاوه بر بهبود شرایط کالبدی و زیست محیطی، تأثیرات مثبت محدودی بر حس تعلق، تعاملات اجتماعی و هویت فرهنگی داشته است، اما نابرابری فضایی و برخی نارضایتی های کسبه نیز به عنوان پیامدهای منفی شناسایی شدند که در میان مدت می تواند باعث افزایش نارضایتی عمومی و برهم خوردن طرح ساماندهی اجراشده شود. توجه به این نتایج ضمن اینکه اهمیت توجه همزمان به ابعاد اجتماعی، فرهنگی و کالبدی پروژه های بازآفرینی شهری را مورد تأکید قرار می دهد، ارائه راهکارهایی برای تقویت آثار مثبت و کاهش پیامدهای منفی در پروژه های مشابه شهری را ضروری می سازد. از سناریوهای مختلف(تداوم، تغییر و تعدیل وضع موجود) که در مطالعات اتاف بررسی می شوند تعدیل وضع موجود نسخه پیشنهادی محققین می باشد.
۲۹۸.

تبیین عوامل مؤثر بر حس تعلق به مکان سوم شهری؛ مطالعه موردی تفرجگاه عینالی تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مکان سوم شهری حس تعلق دلبستگی مکانی مدل یابی معادلات ساختاری تفرجگاه عینالی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۱۱
مکان های سوم شهری، فضاهایی فراتر از خانه و محل کار هستند که نقش مهمی در ارتقای تعاملات اجتماعی، هویت مکانی و کیفیت زندگی دارند. این پژوهش با هدف بررسی عوامل مؤثر بر حس تعلق به مکان سوم، با مطالعه ی موردی تفرجگاه عینالی تبریز انجام شد. روش تحقیق توصیفی–تحلیلی و با رویکرد کمّی بود. داده ها با پرسشنامه ای محقق ساخته در مقیاس پنج درجه ای لیکرت از میان ۳۸۴ بازدیدکننده به صورت تصادفی گردآوری شد و ۳۵۵ پرسشنامه معتبر تحلیل شد. متغیرهای اصلی شامل دلبستگی مکانی، مشارکت در فعالیت ها و وفاداری کاربران بودند. پایایی ابزار با آلفای کرونباخ ۰٫۹۲۸ تأیید شد. یافته ها نشان داد بین حس تعلق به مکان سوم شهری و متغیرهای پژوهش رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین تفاوت معناداری در میانگین نمرات مؤلفه ها بر اساس الگوی بازدید و سطح تحصیلات مشاهده شد. مدل معادلات ساختاری نشان داد که دلبستگی مکانی از طریق پیوند اجتماعی و مشارکت در فعالیت ها، به شکل غیرمستقیم موجب تقویت وفاداری می شود. این مدل توانست سهم بالایی از واریانس متغیرهای وابسته را تبیین کند. نتایج بر اهمیت توجه هم زمان به ابعاد هویتی، اجتماعی و رفتاری در ارتقای حس تعلق به مکان های سوم تأکید دارد.
۲۹۹.

نقش ساختار فضایی در شکل گیری نقشه های ذهنی کاربران؛ مقایسه تطبیقی بازار سنتی تهران و ایران مال(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: ساختار فضایی تجربه ادراکی بازار سنتی تهران ایران مال

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۷
درک و بازنمایی فضا حاصل برهم کُنش میان ساختار کالبدی فضایی محیط و سازوکارهای شناختی کاربران است. در بستر فضاهای عمومی شهری، این تعامل نقشه های ذهنی متمایزی را شکل می دهد که بازتابی از ساختار فضایی، تجربه ادراکی و نظام های فرهنگی هر محیط اند. پژوهش با هدف تبیین نقش ساختار فضایی در شکل گیری نقشه های ذهنی کاربران، با رویکردی تطبیقی و تحلیلی–ترکیبی انجام شده است. دو فضای شهری با ویژگی های فضایی و فرهنگی متضاد، یعنی بازار سنتی تهران به عنوان نماد تداوم فضایی–تاریخی و ایران مال به مثابه بازتولید نظم فضایی مدرن، به صورت هدف مند انتخاب شدند. روش تحقیق ترکیبی (اسنادی–میدانی)، است. در بخش اسنادی، داده ها از نقشه های معماری و تحلیل پیکره بندی فضایی استخراج گردید و در بخش میدانی، از مشارکت ۶۰کاربر در رسم نقشه های ذهنی و تکمیل پرسش نامه های ادراک فضایی بهره گرفته شد. چارچوب مفهومی پژوهش بر پیوند سه متغیر «ساختار فضایی»، «خوانایی محیطی» و «بازنمایی ذهنی»، استوار است و چهار شاخص اصلی شامل «سلسله مراتب حرکتی»، «هم پیوستگی فضایی»، «نشانه های هویتی» و «جهت مندی ادراکی کاربران»، موردتحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان می دهد بازار سنتی تهران با ساختاری ارگانیک و چندکانونی، نقشه های ذهنی چندلایه و انعطاف پذیر ایجاد می کند، درحالی که ایران مال با سازمان دهی هندسی و مسیرهای خطی، ادراک متمرکز و کنترل شده تری از فضا را تثبیت می نماید. تحلیل تطبیقی بیانگر آن است که تفاوت در پیکره بندی فضایی، بازتاب دو الگوی متقابل در تجربه محیطی است: یکی مبتنی بر تداوم فرهنگی و خوانایی تاریخی و دیگری متکی بر نظم مدرن و کنترل ادراکی در ساختار فضاهای معاصر.
۳۰۰.

بازتعریف چرخه توسعه نیافتگی شهرهای کوچک ایران: یک تحلیل کیفی داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: شهرهای کوچک توسعه نیافتگی توسعه منطقه ای نظریه داده بنیاد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۹
بیان مسئله: انتظار می رود تا سال ۲۰۵۰، حدود ۶۸ درصد از جمعیت جهان در شهرها ساکن شوند که به معنی افزایش ۲.۵ میلیارد نفری جمعیت شهری در قالب انواع سکونتگاه های شهری کوچک و بزرگ است. مطالعه پیامدها و روندهای موثر بر افزایش شهرهای کوچک که طی سه دهه اخیر شدت مضاعفی به خود گرفته است، همواره یکی از دغدغه های برنامه ریزان منطقه ای در ایران بوده است. این پژوهش به دنبال بازتعریف چرخه توسعه نیافتگی شهرهای کوچک ایران است تا چالش های ساختاری و پتانسیل های نهفته این شهرها را شناسایی کند و راهبردهای اساسی برای برون رفت آنها از این چرخه، ارائه دهد. هدف: در شرایطی که مطالعه اثرات افزایش جمعیت شهری، اهمیت زیادی دارد، این تحقیق با ارائه مدلی زمینه محور، شرایط موثر بر چرخه توسعه نیافتگی شهرهای کوچک ایران را مورد بحث قرار داده و راهکارهایی را برای تقویت نقش این شهرها در نظام شهری کشور پیشنهاد می دهد. روش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و با استفاده از روش نظریه زمینه ای (داده بنیاد) انجام شده است. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 16 متخصص حوزه برنامه ریزی شهری و منطقه ای گردآوری شدند و از طریق نرم افزار MAXQDA طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. نتایج حاصل از تحلیل در پنج محور شرایط زمینه، شرایط علی، شرایط مداخله گر، پیامدها و راهبردها، جمع بندی و ارایه شدند. یافته ها: بسیاری از شهرهای کوچک ایران به اقتصاد مبتنی بر منافع ناشی از کشاورزی سنتی نواحی روستایی مجاور خود که بهره وری پایینی دارد، وابسته اند و این به عنوان مهمترین عامل ناپایدارکننده وضعیت این شهرها محسوب می شود. آسیب پذیری در برابر تغییرات اقلیمی و بحران آب، از دیگر تهدیدهای زمینه ای پیشِ رو در این شهرهاست که طی چند دهه گذشته شدت بیشتری گرفته است. ضعف مدیریت شهری و منابع مالی ناپایدار در شهرداری ها، سیاست های تمرکزگرایانه در نظام شهری کشور و عدم توجه کافی به شهرهای کوچک به عنوان موتور توسعه نواحی روستایی، از دیگر عوامل محدودکننده توسعه یافتگی این شهرها و در نتیجه افزایش نابرابری های منطقه ای به شمار می روند. پیامدهای این وضعیت خود را به صورت مهاجرت جمعیت جوان از شهرهای کوچک به کلانشهرها، فروپاشی ساختار سنتی اقتصاد محلی، نابودی فرهنگ بومی و افزایش ناپایداری محیط زیست نشان داده است. نتیجه گیری: راهبردهای حاصل از داده های پژوهش که برای برون رفت از این شرایط تبیین شده در چهار محور عمومی قابل دسته بندی هستند: افزایش آمادگی در برابر چالش های محیطی و تغییرات اقلیمی، توانمندسازی اقتصاد محلی، تحرک بخشی اجتماعی، کارآمد نمودن حکمرانی. یافته ها برای سیاست گذاران، برنامه ریزان شهری و مدیرانی که به دنبال کاهش نابرابری های منطقه ای هستند، کاربرد دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان