ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۰۱ تا ۵۲۰ مورد از کل ۱۰٬۴۸۰ مورد.
۵۰۱.

مقایسه تطبیقی معماری ساختمان های ایستگاه های راه آهن ایران و ترکیه در بازه زمانی 1300تا 1357ش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۷ تعداد دانلود : ۱۸۹
با آغاز قرن بیستم، ایران و ترکیه در پرتو تحولات جهانی و داخلی، گام های اساسی درجهت نوسازی و توسعه زیرساخت های حمل ونقل برداشتند. ایستگاه های راه آهن به عنوان نقاط اتصال فیزیکی، عملکردی و فرهنگی، نقشی مؤثر در بازتاب هویت ملی و سیاست های توسعه ای ایفاء کردند. بااین حال، تفاوت های فرهنگی، سیاسی و اقلیمی میان دو کشور، به بروز تمایزاتی در طراحی و ساخت این ایستگاه ها انجامید. هدف پژوهش حاضر، تحلیل تطبیقی معماری ایستگاه های راه آهن ایران و ترکیه در بازه زمانی ۱۳۰۰تا۱۳۵۷ش، باتمرکزبر عوامل مؤثر در شکل گیری الگوهای طراحی و بازتاب هویت ملی در هر کشور است. روش تحقیق به صورت کمی-تحلیلی بوده و داده ها به شیوه اسنادی و کتابخانه ای گردآوری شده اند. دراین چارچوب، هشت ایستگاه راه آهن منتخب از هر دو کشور، موردبررسی و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان می دهد ایستگاه های ایران، به ویژه در دوران رضاشاه پهلوی، تلفیقی از سبک های معماری ایرانی و غربی باتأکیدبر استفاده از مصالح محلی، ملاحظات اقلیمی و تقویت هویت ملی هستند. در مقابل ایستگاهای ترکیه، به ویژه در دوران جمهوری، تحت تأثیر سبک های نئوکلاسیک، آرت نوو و معماری ملی ترکی، بیشتر بر مدرنیسم و هویت جمهوری خواهانه تمرکز دارند. تحلیل تطبیقی نشان می دهد که ایستگاه های راه آهن در در هر دو کشور، افزون بر عملکرد زیرساختی، به مثابه نمادهای فرهنگی و سیاسی تلقی می شوند. این تفاوت ها بازتاب گر رویکردهای متفاوت نوسازی و توسعه در ایران و ترکیه اند.
۵۰۲.

Comparative Evaluation of the Effectiveness of Cool Roofs in the Hot and Dry Climate of Iran(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۰ تعداد دانلود : ۱۸۰
Escalating urban heat island effects and rising energy demands in Iran's hot, dry climate pose a serious challenge for educational buildings, where high occupant density intensifies cooling needs and operational costs. This research addresses the urgency of adopting cool roof technologies—such as reflective coatings, green roofs, high-albedo materials, and radiative cooling roofs—to mitigate extreme indoor temperatures, reduce carbon footprints, and enhance student and staff well-being. Drawing on empirical data, simulation models, and a comprehensive literature review, we employ a weighted-scoring framework that evaluates each technology's thermal performance, energy savings, cost factors, durability, and environmental impact. Findings reveal that while radiative cooling roofs offer the greatest potential for reducing cooling loads (up to 30–40%) and maintaining comfortable indoor temperatures, they demand more advanced materials and higher initial investment. Green roofs yield substantial insulation and environmental benefits, but are limited by water scarcity and elevated setup costs. Conversely, reflective coatings and high-albedo materials strike a balance between effectiveness and affordability, making them viable for retrofits in budget-constrained educational facilities. The results underscore the need for context-specific solutions that consider local climate, water resources, building typology, and policy incentives. By clarifying the strengths and trade-offs of each cool roof approach, this study provides actionable guidance for architects, policymakers, and school administrators seeking sustainable and cost-effective interventions. Future research should focus on long-term performance monitoring, integrating complementary passive strategies (e.g., shading, natural ventilation), and developing localized materials tailored to resource-limited contexts.
۵۰۳.

بازخوانی ابعاد و مؤلفه های فضای شهری بی زمان مبتنی بر روش نظریه پردازی داده بنیاد متنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴ تعداد دانلود : ۱۴۵
امروزه فضاهای شهری هم به لحاظ کالبدی و عملکردی و هم معنایی دستخوش تحولات فراوانی شده اند. بسیاری از فضاهای شهری ساخته شده در دهه های معاصر تنها در یک مقطع زمانی مورد پذیرش کاربران قرار گرفته اند و به بی زمانی و جاودانگی راه نمی برند و نمی توانند در اندیشه و ذهن مخاطب نقش بسته و به خاطرات جمعی و فرهنگ و هویت یک ملت بپیوندد؛ با این حال ایجاد الگویی مناسب حاصل از مطالعه و بررسی در راستای چگونگی دستیابی به این فضا، فضایی که از دوران خود فراتر رفته و مدت ها پس از ایجادش، جذاب، کاربردی و الهام بخش باقی بمانند احساس می شود. مقاله حاضر، با هدف تدوین اصول و معیارهای فضاهای شهری بی زمان در صدد ایجاد فضایی است که تجربه بشری را افزایش داده و در برابر زمان های در حال تغییر و خواسته های اجتماعی پایدار بماند. بدین منظور در مقاله حاضر، از طری ق روش نظریه پردازی داده بنیاد متنی و طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی به شناسایی ابعاد و مؤلفه های این فضا در قالب یک الگوی کدگذاری و نگارش روابط آنها با یکدیگر، پرداخته شده است. نتایج این پژوهش مبین آن اس ت فضای شهری بی زمان حاصل نگاهی کل نگر از جنبه های معنایی، کالبدی، فرهنگی و اجتماعی، ادراکی، اقتصادی، سیاسی و زمان است. که در این میان بعد معنایی با در برگرفتن مولفه هایی چون تداوم، هویت، حس مکان، حس تعلق، حافظه جمعی دارای بیشترین تاثیر در شگل گیری این فضاها می باشد و در میان مولفه های اشاره شده مولفه تداوم و هویت اثرگذاری بسزایی در ماندگاری و تداوم ذهنی معنای مکان دارند و می توان با بهره گیری از این ابعاد و مولفه ها به عنوان الگوی جدیدی از خلق فضاهای شهری بی زمان مبتنی بر ماندگاری هم در بعد کالبد و هم در اندیشه و ذهن مخاطب دست یافت.
۵۰۴.

آب چون کنشگر در جهانِ خراسانیانِ سده های نخست هجری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۹۴
زیست جهان خراسانیان سده های نخست هجری، در همه مراتب و شئونش، به آب وابسته بود. همچنان که رودها و جوی ها سرچشمه ای داشت و از جایی برمی آمد و در جایی جاری می شد و در جایی می گسترد و آبادانی پدید می آورد و به جایی می ریخت، سرچشمه ها و دامنه ها و خانه ها و آبگیرهای ذهنی و معنوی هم داشت. آنچه زیست جهان خراسانیان را قوام و انسجام می بخشید، پیوند میان این جنبه های ذهنی و عینی بود. وجوهی از این زیست جهان در متونی پدیدار شده است که خراسانیان آن روزگار پدید آوردند. پرسش اصلی این است که براساس آنچه از این متون به دست می آید، آب چون کنشگری مادی و ذهنی و فرهنگی در زیست جهان خراسانیان سده های نخست هجری چه نقشی داشته است؟ در این مقاله با اتکا به نظریه کنشگر شبکه، مفاهیم تاریخ فرهنگی محیط و مطالعات انسان محیطی، به بررسی نقش آب در این زیست جهان پرداخته و به آب نه چون عنصری صرفاً طبیعی، بلکه کنشگری مادی، فضایی، و فرهنگی نگریسته ایم که در سازمان دهی حیات جمعی، نظم فضایی، مناسبات قدرت، و ذهنیات انسان ها ایفای نقش می کرد. ازطریق خوانش تنگاتنگ متون نظم و نثر فارسی خراسانِ سده های نخست هجری از منظر تعامل آب با سایر کنشگران انسانی و ناانسانی، به فهمی از شبکه پیچیده روابط میان آب، انسان، فضا، اشیا، آیین ها، و زبان رسیده ایم که در آن، آب واسطه تولید معنا، تحقق نظم، و تجربه زیسته انسان است و با حضور هم زمان در عالَم محسوس و نامحسوس، نقشی سازمان دهنده و میانجی گر و چندساحتی دارد.
۵۰۵.

ارزیابی آسیب پذیری مناطق شهری در برابر سیلاب با استفاده از GIS و مدل AHP؛ مطالعه موردی: شهر قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۶۴
هدف: با توسعه روزافزون جوامع انسانی و پیچیدگی روابط درونی و خارجی آن ها، مدیریت و برنامه ریزی به منظور کاهش سوانح و اثرهای آن بر سکونتگاه های انسانی، به مسئله ای ضروری تبدیل شده است. با توجه به افزایش خطرپذیری سکونتگاه های شهری در برابر سوانح و نقش حیاتی سیلاب ها در اکوسیستم های طبیعی، این پژوهش با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر آسیب پذیری ناشی از سیلاب و ارزیابی میزان آسیب پذیری مناطق مختلف شهر قزوین انجام شده است. تمرکز اصلی پژوهش بر شناسایی و تحلیل متغیرهای تأثیرگذار بر آسیب پذیری و تهیه نقشه پهنه بندی مناطق آسیب پذیر است. روش پژوهش: این پژوهش ماهیت تکنیکی و کاربردی-توسعه ای دارد و بر روش های آماری و کتابخانه ای متکی است. ابتدا، شاخص های آسیب پذیری از مقالات و منابع معتبر علمی استخراج شدند. برای دستیابی به هدف پژوهش، دو معیار اصلی آسیب پذیری و در معرض خطر بودن، همراه با 21 زیرمعیار شناسایی و تحلیل شدند. این معیارها با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) در نرم افزار Expert Choice وزن دهی شدند و داده های حاصل در محیط سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) پردازش گردیدند. خروجی نهایی این فرایند، نقشه پهنه بندی خطر سیلاب برای شهر قزوین است. یافته ها: دستاورد این مقاله شناسایی مجموعه ای از متغیرها برای ارزیابی آسیب پذیری ناشی از سیلاب و نحوه تأثیر آن ها است. بررسی این متغیرها نشان داد که مناطق جنوبی و غربی شهر قزوین در صورت وقوع سیلاب بیشترین آسیب پذیری را دارند و درصد قابل توجهی از مساحت شهر در دسته بندی آسیب پذیری بالا قرار می گیرد. این یافته ها بیانگر نیاز مبرم به برنامه ریزی جامع و استفاده از فناوری های نوین برای مدیریت خطرات سیلاب است. نتیجه گیری: با توجه به قرارگیری شهر قزوین در اراضی دشتی و تأثیر رواناب های ناشی از بارش در محدوده شهری، اهمیت بررسی آسیب پذیری شهر و مدیریت مخاطرات سیلاب ضروری است. این پژوهش بر ضرورت بهره گیری از فناوری های نوین و مدیریت یکپارچه شهری تأکید دارد. استفاده از ابزارهای مدرن مانند GIS و مدل AHP در تحلیل فضایی و تصمیم گیری، امکان شناسایی دقیق مناطق پرخطر و برنامه ریزی بهینه را فراهم می کند. پیشنهادهایی ازجمله کاهش تراکم در مناطق پرخطر مانند حریم رودخانه ها، نوسازی بافت های فرسوده، افزایش نفوذپذیری شبکه معابر، مکان یابی مناسب کاربری های حساس و تدوین قوانین ساخت وساز می تواند به کاهش خسارات مالی و جانی ناشی از سیلاب کمک کند.
۵۰۶.

توسعه انگلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۳
حرف توسعه که می آید، ناخودآگاه همه ذوق می کنند که قرار است وضعشان بهتر شود. مظاهر توسعه می آید و زندگی دشوار گذشته پایان می یابد. علم و منافع تمدن علم محور جانشین زندگی سنتی با رشد تدریجی و کند می شود. توسعه گران برای دریافت حمایت های بیشتر و رفع موانعی که در روند توسعه و در واقعیت ملموس از سوی مردم برای آنها پدید می آید، به سرعت سراغ مظاهر توسعه می روند. پیش از آن که بنیان های توسعه به تولید مظاهر خود بپردازند، نمادهای جدید از سوی توسعه گر در قلمرو او گسترده می شود. توسعه های بزرگ اقتصادی تک پایه، مانند کارخانجات و صنایع بزرگ، پس از مکان یابی برای پشتیبانی نیروی کار خود اقدام به ساخت شهرها یا شهرک هایی می کنند تا کارگران و مهندسانشان در آنها اقامت کنند. فولادشهر و بهارستان اصفهان، الوند قزوین، سرچشمه کرمان و بسیاری نمونه های دیگر از این سنخ هستند. شهرهای جدید صنعتی که در وهله اول خوابگاهی هستند، توسط سرمایه گذار توسعه گر بنا می شوند و هزینه ساخت و نگهداری شهر نیز برعهده آنهاست. تدریجاً که شهر بزرگ می شود و مشاغل واسطه ای هم در آن مستقر می گردد، شهر از کمپ اختصاصی صنعت مستقل شده و ذیل قانون شهرداری ادامه مسیر می دهد؛ اگرچه در اغلب موارد بزرگترین مالک شهر، همچنان صنعت مادر آن است. شهرهای صنعتی، منظر دستوری و مهندسی خاص خود را دارند. تقریباً همه یک شکل و با سازمان مدرنیست فضایی ساخته می شوند، خیابان های شطرنجی با بلوک های همگن از حیث کارکرد. از آنجا که پایه گذاری شهر مهندسی است، کیفیت معماری و ساخت میانه بر آن حاکمیت دارد. همین ویژگی روحیه صنعتی و دستوری را بر کلیت شهر غلبه می دهد. در سیرجان اما، این سیاست کنار گذاشته شد. در دهه هفتاد شمسی معدن گل گهر با اقتصاد رو به تزاید در حاشیه آن بنیان گذاری شد و اینک بیش از سی هزار کارمند و کارگر دارد که با خانواده به یکصد هزار نفر می رسد. برای شهر دویست هزار نفری، افزوده شدن نیمی از جمعیت با تکانه های شدید همراه است. از این رو مدیریت معدن چه در قالب تکلیف قانونی برای تأمین بخشی از هزینه های رشد و چه در چارچوب مسئولیت اجتماعی به ارائه خدمات مختلف برای شهر پرداخت. اختلاط سبد کمک و تکلیف، دست مدیریت را برای تعیین نوع و اولویت خدمات بسیار گشود. در عین حال برگ برنده تأمین اعتبار به مدیریت معدن قدرت بلامنازع تصمیم گیری در اغلب شوراهای تصمیم سازی و تصمیم گیری اعطا کرد که آثار آن را در توسعه بی رویه شهر و اختلاط شهر و پیرامون بی رعایت قواعد متعارف شهری و گرانی زمین و مسکن می توان دید. در شرایطی که قوانین حکمروایی شهری در ایران از انسجام کافی برخوردار نیست، بروز پدیده توسعه های بخشی در حاشیه شهرها بیش از آن که منجر به ارتقای کیفیت شهر شود، با تحمیل مهاجرت های اجباری و تولید تقاضای جدید در سطح شهر، نه تنها به رونق زندگی پایه شهروندان نمی انجامد، بلکه مطالبه های جدیدتری در شهر ایجاد می کند که مدیریت شهری توان پاسخگویی به آن را ندارد. آن چه در فرایند این نوع توسعه انگلی، که از زیرساخت های شهر قدیم ارتزاق می کند نصیب شهر می شود، فضاهای نوظهور و غیرمتعارفی است که بی واسطه در کنار ساختارهای شهر شهر قدیم جای می گیرند. سازمان فضایی شهر نیز با رهاسازی همه قیود متعارف، به دنبال زمین ارزان، بیابان های اطراف را درمی نوردد و فاصله روستا و شهر را از میان می برد. توسعه انگلی چیزی از سازمان فضایی و منظر شهری باقی نمی گذارد نه شهر پیش اندیشیده جدید است و نه شهر تاریخی و توسعه یافته.
۵۰۷.

از فضاهای گمشده تا مکان های شهری: بازآفرینی مکان بر پایه تحلیل چندلایه فضاهای گمشده شهری (مطالعه موردی منطقه ۴ رشت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۶۰
بیان مسئله: بخش هایی از بافت های شهری ایران به رغم برخورداری از موقعیت مکانی مناسب و ظرفیت های بالقوه، در گذر زمان دچار افول کارکردی، گسست فضایی و حذف از تجربه روزمره شهروندان شده اند. این فضاها که در ادبیات شهرسازی معاصر به عنوان «فضاهای گمشده» شناخته می شوند، از منظر نظری و تجربی کمتر مورد واکاوی دقیق قرار گرفته اند. منطقه چهار شهر رشت نمونه ای عینی از بروز این پدیده است. هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی فضاهای گمشده در منطقه چهار رشت، تبیین عوامل مؤثر بر شکل گیری آن ها، استخراج مولفه های مکان و ارائه راهکارهای مکان سازی با رویکردی چندسطحی انجام شده است. روش: این مطالعه از رویکرد کیفی با راهبرد تلفیقی بهره گرفته و شامل سه لایه تحلیلی مکمل، تحلیل مورفولوژیک با استفاده از ۱۶ شاخص شکل-زمینه؛ تحلیل پیوند فضایی به کمک تکنیک چیدمان فضا و تحلیل ادراکی-اجتماعی بر پایه مصاحبه های عمیق و ترسیم نقشه های ذهنی است. تحلیل مصاحبه ها به روش تحلیل تماتیک انجام شده و جهت پاسخ به سه پرسش کلیدی پژوهش به صورت مجزا بازخوانی و کدگذاری شده اند. یافته ها: نتایج پژوهش منجر به شناسایی یازده دسته فضای گمشده در منطقه چهار رشت شد. همچنین نتایج نشان داد سه بعد اصلی کالبدی-فضایی، عملکردی و اجتماعی-ادراکی در قالب ۲۶ عامل در ایجاد این وضعیت مؤثرند. تحلیل مضامین استخراج شده از مصاحبه ها، ده مؤلفه اصلی مکان را به عنوان مبنای مکان سازی تبیین نمود. راهکارهای طراحی، برنامه ریزی و مدیریتی نیز برای هر نوع فضای گمشده تدوین گردید. نتیجه گیری: پژوهش حاضر ضمن تلفیق سه سطح تحلیل، مدلی مفهومی برای مکان سازی در فضاهای گمشده شهری ارائه می دهد که قابلیت تعمیم به سایر مناطق شهری ایران را دارد و می تواند به عنوان ابزار تصمیم سازی در مدیریت شهری و طراحی زمینه محور مورد بهره برداری قرار گیرد.
۵۰۸.

تحلیل مؤلفه های معماری بیوفیلیک در ساختار فضایی باغ های تاریخی ایران (مطالعه موردی: باغ شاهزاده ماهان کرمان)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۳۹
با توجه به اهمیت پیوند میان انسان و طبیعت در معماری سنتی ایران، پژوهش حاضر با هدف تحلیل مؤلفه های معماری بیوفیلیک در ساختار فضایی باغ های تاریخی ایران و با تأکید بر باغ شاهزاده ماهان کرمان انجام شده است. مسئله اصلی تحقیق، بررسی چگونگی بازتاب سه تجربه ی بیوفیلیک کلرت شامل: تجربه ی مستقیم، غیرمستقیم و انسان محور از طبیعت در سازمان فضایی و عناصر کالبدی این باغ است. روش پژوهش توصیفی–تحلیلی و با رویکرد ترکیبی (کیفی–کمی) بوده است. در بخش کیفی، داده ها از طریق تحلیل محتوای نظری و تطبیق عناصر کالبدی باغ با مؤلفه های مدل کلرت گردآوری شد و در بخش کمی، داده های حاصل از پرسشنامه ی پنج درجه ای لیکرت میان ۳۰ بازدیدکننده و ۱۰ متخصص تحلیل گردید. یافته ها نشان داد که مؤلفه های بیوفیلیک در باغ شاهزاده ماهان به صورت هم افزا و هماهنگ حضور دارند و ابعاد روانی، ادراکی و حرکتی کاربران را تحت تاثیر قرار می دهند. عناصر طبیعی همچون جریان آب، تنوع گیاهی و سایه اندازها نقش محوری در تجربه ی مستقیم از طبیعت ایفا می کنند، درحالی که هندسه ی منظم، مصالح بومی و نور طبیعی تجربه ی غیرمستقیم و فضایی را تقویت می نمایند. ساختار سلسله مراتبی فضا، محورهای دید و کوشک مرکزی نیز تجربه ی انسان محور را هدایت و انسجام فضایی را افزایش می دهد. نتایج تحقیق نشان می دهد که تلفیق سه گانه ی تجربه های بیوفیلیک در این باغ، موجب شکل گیری الگویی منسجم از تعامل انسان و طبیعت شده و کیفیت روانی و ادراکی فضا را به طور معناداری ارتقا داده است. بر این اساس، می توان از الگوی فضایی و مفهومی باغ شاهزاده به عنوان مرجع طراحی برای فضاهای معاصر انسان محور و پایدار بهره گرفت.
۵۰۹.

بررسی دلایل اقبال عمومی به طراحی معماری نمای رومی و تأثیر آن بر سیما و هویت شهری؛ نمونه موردی: شهر ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۵۲
طی سال های اخیر، نمای رومی در مناطق مسکونی شهر ایلام رشد چشمگیری داشته و به یکی از سبک های غالب نماسازی شهری تبدیل شده است. این گسترش موجب بی هویتی سیمای شهری شده؛ چراکه نمای رومی با ساختار تاریخی و نظام معماری ایرانی، ریشه دار در فرهنگ بومی، ناسازگار است. در این پژوهش، از تلفیق رویکرد کیفی گراندد تئوری با الگوی نظام مند اشتراوس و کوربین، به منظور تحلیل مفاهیم بنیادین و تولید چهارچوب نظری پدیده، استفاده شده است. همچنین به علل گرایش عمومی به این سبک و تأثیرات آن بر منظر شهری ایلام نیز پرداخته شده است. 488 داده اولیه از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۲۷ نفر از اعضای هیئت علمی دانشگاه های مرتبط گردآوری شده اند که در ۲۴۱ کدگذاری باز، ۴۳ مؤلفه و ۷ مقوله اصلی دسته بندی شدند. نتایج نشان دادند که ویژگی های کالبدی و بصری نماهای رومی، از مهم ترین عوامل جذابیت آن برای عموم مردم بوده اند. از لحاظ اقتصادی نیز، این شیوه نماسازی به دلیل سودآوری زیاد و سهولت اجرا، استقبال گسترده سازندگان و پیمانکاران را به دنبال داشته است. محرک های اقبال عمومی به سمت معماری نمای رومی در جامعه ایران عبارت اند از: نداشتن آگاهی، ضعف آموزشی طراحان و معماران، فقدان هویت و قوانین در بناهای اجراشده. پیامد توجه و رویکرد جامعه به طراحی معماری نمای رومی نیز شامل ترویج معماری بی هویت، نابودی سیما و منظر شهری می شود. براساس یافته ها، می توان ادعا کرد که «بازنمایی منزلت اجتماعی از طریق نماهای شهری در بستر فرهنگ مصرف گرایانه و ضعف ساختارهای آموزشی و نظارتی»، الگوی غالب در تبیین اقبال به سبک نمای رومی در شهر ایلام بوده است.
۵۱۰.

A Critical Review of the Registration Process of Architects - Its Highs and Lows (Case Study: Uganda)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۴۶
The practice of architecture worldwide is one of the most regulated. To become an Architect, one must undergo a rigorous process, first at an architecture school and then in real-life practice. This paper critically examines the architect registration process in Uganda, highlighting its highs and lows, and recommends what must be done to improve the process. Using the mixed-methods approach consisting of surveys, thematic analysis, and document reviews, the study assesses the individual experiences of graduate architects who have undergone this process. To ensure the validity and reliability of research tools, the questionnaire was reviewed by five experts with in-depth knowledge of the architectural registration process. The study acknowledges that compulsory placement of graduates under a registered architect is useful as it exposes the graduates to practical skills, which include management of projects, office management, communication, supervision skills, and legal compliance, which cannot be easily provided in architecture schools. However, the registration procedure is considered very rigid and outdated due to its long registration timelines, lack of communication, and failure to accommodate the views of the new specialties in the course. In conclusion, it is acknowledged that reform is necessary in the registration process, which will include digitizing the documentation and feedback process, as well as introducing a modular assessment method. It also calls for flexible mentorship models that are tailored to meet professional requirements.
۵۱۱.

ارزیابی محوطه باز فضاهای آموزشی با تاکید بر عوامل کالبدی، محیطی و انسانی مطالعه موردی: مدارس ابتدایی منطقه 9 شهر تهران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۰
فضاهای آموزشی یکی از مولفه های مهم و تاثیرگذار بر روی رفتار و شخصیت افراد می باشند ولی بخش اعظم محیط آموزشی را فضای بسته تشکیل داده است. با توجه به ارزیابی به عمل آمده از محیط های آموزشی تمام توجهات معطوف به فضاهای درونی است و آنچه مغفول مانده است فضاهای باز شامل حیاط و یا باغچه ها هستند که به منظور کمک به اهداف این فضاها می باشد. در صورتی که فضاهای باز در مکان های آموزشی میدان شهری کودکان بوده و این پتانسیل را دارد که به عنوان یک مکان برای تجربه آزادی حرکت و بازی، خلاقیت، کشف و ارزش های اجتماعی دیده شود. این پژوهش به دنبال یافتن ارتقای دانش طراحی فضاهای باز سایت های آموزشی و تقویت این فضاها در یادگیری و آموزش استفاده کنندگان است. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی بر پایه پیمایش بوده و از فن مشاهده، مصاحبه و پرسشنامه به جهت جمع آوری اطلاعات استفاده شده است. محدوده مورد مطالعه مدارس ابتدایی منطقه9 استان تهران می باشد. یافته های این پژوهش نشان می دهد از دیدگاه دانش آموزان عوامل محیطی بیش از دو عامل انسانی و کالبدی بر روی مطلوبیت فضاهای باز در رسیدن به یک طرح منظر موفق، تأثیرگذار است. بنابراین هر طرح برای ایجاد ارتباط صحیح با زمینه خود، می بایست با محدودیت ها و امکاناتی که شاخصه های محیطی در اختیار آن قرار می دهد، هماهنگ باشد. با چنین رویکردی، طراحی محیط و منظر از بستر و ویژگی های ذاتی آن برخاسته و در سازگاری با آن قرار می گیرد. هم چنین از نظر کاربران این فضاها، عوامل انسانی نیز بیش از عوامل کالبدی بر روی مطلوبیت فضاهای باز تأثیرگذار است که لزوم توجه به نظامی از ویژگی های رشد کودکان می تواند در جهت ارتقای کیفیت و با نشاط سازی حیاط مدارس در راستای اهداف متنوع آموزشی و پرورشی کارساز باشد.
۵۱۲.

ارزیابی عملکرد سامانه های منظر یکپارچه بر آسایش بادی عابرپیاده: تحلیل کمی اثر هم افزایی با شبیه سازی دینامیک سیالات محاسباتی (CFD)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۵۲
براساس معیار دانپورت جریان هوا یکی از مؤلفه های مهم آسایش حرارتی و بادی در فضاهای باز شهری است که تحت تأثیر پیچیده هندسه ساختمان ها و چیدمان منظر قرار می گیرد. پژوهش حاضر به ارزیابی راهکارهای طراحی منظر یکپارچه در جهت ارتقای آسایش بادی در فضاهای باز بین ۱۲ بلوک مسکونی (شهرک امید تهران) می پردازد. در این راستا، با استفاده از شبیه سازی دینامیک سیالات محاسباتی (CFD) در نرم افزار Ansys Fluent و با بهره گیری از مدل توربولانسی k-ε، الگوی جریان باد در تراز عابرپیاده (۱.۷۵ متر) براساس معیار داون پورت شبیه سازی شد. نتایج وضعیت خط مبنا نشان داد که ۴۰درصد از ۴۲ نقطه سنجش از آستانه های آسایش بادی فراتر می روند. به دنبال آن، دو سناریوی مداخله (۱: پوشش گیاهی؛ ۲: سیستم یکپارچه پوشش گیاهی و موانع متخلخل) ارزیابی شدند. تحلیل های کمی نشان دادند که سناریوی یکپارچه (نسل سوم رویکردها) تعداد نقاط فاقد آسایش بادی را به میزان ۶۷درصد کاهش داد. مهم تر آنکه نتایج تحلیل هم افزایی نشان داد که راهبرد یکپارچه و ترکیبی، ۱۵درصد بهبود اضافی فراتر از مجموع خطی مداخلات انفرادی ارائه می دهد. این اثر غیرخطی و برتر، لزوم تدوین چهارچوب های طراحی مبتنی بر شواهد برای مدیریت جامع ریزاقلیم در شهرک های مسکونی را تأیید می کند.
۵۱۳.

تدوین راهبردهای ارتقای هم افزایی میان زیست شبانه و شهر هوشمند در فضاهای عمومی شهری؛ نمونه موردی: خیابان بوعلی، همدان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۵۱
این پژوهش به تحلیل هم افزایی میان دو مفهوم زیست شبانه و شهر هوشمند در فضاهای عمومی شهری پرداخته است. این مطالعه با تمرکز بر پیاده راه بوعلی شهر همدان، به دنبال درک نحوه تعامل این دو رویکرد و ارائه مدل های کاربردی برای بهبود کیفیت زیست شبانه در فضاهای عمومی شهری است. هدف اصلی این تحقیق، بررسی ابعاد مختلف هم افزایی شبانه هوشمند و ارزیابی اثرات آن بر پویایی و امنیت فضاهای شهری در ساعات شب است. زیست شبانه به عنوان بخش مهمی از فعالیت های شهری، بهبود امنیت، تعاملات اجتماعی و اقتصادی را در ساعات شب فراهم می آورد. از سوی دیگر، شهر هوشمند با بهره گیری از فناوری های نوین اطلاعاتی، به مدیریت بهینه این فضاها کمک می کند. در این راستا، بسیاری از پژوهش ها به تحلیل ابعاد کالبدی و اجتماعی، مدیریت شهری و فناوری های هوشمند پرداخته اند؛ اما کمتر پژوهشی به هم افزایی میان این دو مقوله پرداخته است. این پژوهش از رویکرد ترکیبی (کمی کیفی) استفاده کرده و از ابزار پرسش نامه محقق ساخته برای گردآوری داده ها استفاده کرده است. جامعه آماری شامل ساکنان، کسبه و بازدیدکنندگان پیاده راه بوعلی است. تحلیل داده ها از طریق مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) و تحلیل عاملی اکتشافی (EFA) انجام شده است. محدوده مکانی این پژوهش، پیاده راه بوعلی در شهر همدان است که یکی از مهم ترین کانون های زیست شبانه شهر محسوب می شود. نتایج تحقیق نشان داد که مدل نهایی ۶۲درصد واریانس هم افزایی شبانه هوشمند را تبیین می کند. بیشترین اثر مستقیم از بُعد کالبدی محیطی (β=0.36) و اجتماعی فرهنگی (β=0.28) گزارش شد. همچنین، اثرات غیرمستقیم میان ابعاد مختلف نیز از طریق مسیرهای مدیریتی حکمرانی و فناورانه زیرساختی تأثیرگذار بودند. شاخص های برازش مدل در سطح مطلوب قرار داشتند (CFI=0.92، TLI=0.90، RMSEA=0.058). این پژوهش نشان داد که هم افزایی میان زیست شبانه و شهر هوشمند، پدیده ای چندبعدی و میان رشته ای است که تحقق آن به ترکیب فناوری های هوشمند با ابعاد اجتماعی، کالبدی و مدیریتی نیاز دارد. پیشنهاد می شود سیاست گذاری های شهری در فضاهای عمومی شبانه با اولویت بهبود کیفیت کالبدی، امنیت و توسعه زیرساخت های هوشمند پیگیری شود تا بستر مناسبی برای تحقق زیست شبانه ای پویا و هم افزا فراهم آید.
۵۱۴.

تحلیل تطبیقی نقش مؤلفه های غنای حسی در محیط های مسکونی (مطالعه موردی: مجتمع های کاکتوس و اندیشه، شهر رشت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۳
در طراحی محیط های مسکونی، کیفیت ادراک و تجربه زیسته ساکنان به طور مستقیم با انطباق ویژگی های محیطی با توانایی های حسی و ادراکی انسان در ارتباط است. در این میان، محرک های محیطی هماهنگ با ظرفیت های ادراکی نقشی کلیدی در ارتقای غنای حسی و بهبود کیفیت تجربه فضایی ایفا می کنند؛ بااین حال، مؤلفه های حسی در طراحی فضاهای مسکونی اغلب نادیده گرفته و کمتر به صورت جامع و نظام مند بررسی شده اند. سؤال اصلی پژوهش این است که کدام مؤلفه های معماری بر ارتقای تجربه غنای حسی افراد از فضای مجتمع های مسکونی تأثیرگذارند. هدف این پژوهش، شناسایی و تحلیل مؤلفه های مؤثر بر غنای حسی و بررسی تأثیر آن ها بر کیفیت ادراک محیطی کاربران در دو مجتمع مسکونی منتخب در شهر رشت است. در بخش نظری، با مرور منابع کتابخانه ای، پیشینه تحقیق، نقش حواس پنج گانه در ادراک محیطی و چارچوب نظری پژوهش تبیین شده است. در بخش میدانی، با بهره گیری از روش های «پیاده روی حسی» و «یادداشت برداری حسی»، تجربیات چندحسی کاربران در شش نقطه شاخص از دو مجتمع مسکونی کاکتوس و اندیشه تحلیل شد. داده ها ازطریق مشاهده، مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسش نامه های تکمیلی گردآوری و به روش ترکیبی (کیفی-کمّی) تحلیل و با استفاده از دیاگرام عنکبوتی ارزیابی شد. نتایج نشان داد مجتمع کاکتوس به واسطه طراحی اقلیمی مناسب، پوشش گیاهی متنوع و فضاهای نیمه عمومی فعال، در مؤلفه های بویایی، لامسه و چشایی عملکرد بهتری داشته و منجر به درک حسی عمیق تری شده است. در مقابل، مجتمع اندیشه با وجود انسجام بصری، در تحریک سایر حواس عملکرد ضعیف تری داشته است. یافته ها بر اهمیت طراحی چندحسی در ارتقای کیفیت محیطی، افزایش رضایت ساکنان، تقویت حس تعلق و بهبود سلامت روان تأکید دارند. براین اساس، پیشنهادهایی جهت ارتقای غنای حسی در طراحی مجتمع های مسکونی مطرح شده است که به بهبود تعامل کاربران با محیط کمک می کند.
۵۱۵.

میراث زنده مسکونی: چارچوبی مفهومی برای فهم و حفاظت از تداوم سکونت در خانه های تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۸
مفهوم «میراث زنده» اصطلاحی است فراتر از نگاه مادی یا برساختی به میراث، و بر پیوند مداوم میان جوامع ساکن و میراثشان تأکید دارد. پژوهش حاضر با معرفی مفهوم «میراث زنده مسکونی»، در پی ساخت چارچوبی مفهومی بر  پایه ادبیات نظری ازپیش موجود درباره میراث زنده، و تدقیق آن با بهره گیری از مفاهیم «تداوم و تغییر»، «پراتیک فضایی»، و «ابیتوس» از آنری لوفور و پیر بوردیو است، تا از این طریق امکان فهم چگونگی تجربه زندگی نسل های متوالی در خانه های تاریخی را فراهم آورد. نتایج این پژوهش نقش جامعه ساکن و تداوم فعالیت های روزمره را در فرایند تولید و بازتولید فضا و تداوم حیات در میراث مسکونی نشان می دهد و مصداق هایی از خانه هایی در ایران را برای روشن تر شدن نحوه استفاده و کارایی این مجموعه مفاهیم در فهم میراث زنده مسکونی معرفی می کند. براساس این بررسی، تداوم حیات در میراث زنده مسکونی زمانی محقق می شود که ساکنان، طی زندگی روزمره، ازطریق امکان تکرار عادات فرهنگی خانوادگی در فضا و تداوم پراتیک های فضامند، میراث ملموس و ناملموس را بازتولید کرده و فضاها را با نیازهای امروز سازگار سازند. این روندِ پیوسته تغییر و تداوم، در هر بستر مکانی و زمانی به شکلی ویژه رخ داده و منجر به حفظ و تقویت میراث شده است. به این ترتیب، میراث زنده مسکونی بستری است برای تداوم تجربیات و تجلی هویت فردی و جمعی و حفاظت از این نوع میراث نیازمند مشارکتی پایین به بالا، از درون به بیرون و نقش فعال ساکنان در این فرایند است.
۵۱۶.

تأثیر مؤلفه های مؤثر کیفیت زندگی شهری بر ارتقاء حس تعلق به مکان بر بازار نارمک تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۱۰
بیان مسئله: احیای حس تعلق به محله های قدیمی و بازار و تعلقات اجتماعی به منظور ارتقای حس تعلق به مکان و کیفیت زندگی شهروندان همواره مورد تأکید محققان و کارشناسان شهری بوده است. در این میان با تلاش در راستای ارتقای مهمترین عوامل تشکیل دهنده حس تعلق به مکان بخش محله (تعاملات انسانی، حافظه تاریخی و ..) در این پژوهش سعی شده به بررسی عوامل ارتقای حس تعلق به مکان پرداخته شود. هدف: هدف ازاین پژوهش، بررسی مؤلفه های مؤثر بر ارتقاء حس تعلق به مکان با تمرکز بر روی بازار در محله نارمک تهران بود. روش انجام پژوهش از حیث هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا و آنالیز از نوع روش علّی در نظر گرفته شد. با استفاده ازروش مقایسات رگرسیونی به تحلیل پژوهش پرداخته شد. جمع آوری اطلاعات و داده ها در این پژوهش استفاده از پرسشنامه از نوع بسته (چند گزینه) بود.  روش: جامعه آماری پژوهش شامل کلیه شهروندان تهرانی در سال 1403 شد. از روش نمونه گیری به صورت تصادفی برای انتخاب افراد نمونه پژوهش استفاده شد.  بر این اساس، تعداد نمونه آماری معادل 328 نفر (زن و مرد و با دامنه سنی از 14 تا 63 سال) در نظر گرفته شد. مناطق مورد بررسی شامل 1- ضلع مرکزی خانه های معاصر محله نارمک، 2- ضلع شمالی و 3- ضلع غربی محله نارمک بود.  یافته ها: براساس نتایج فرضیه اول، با توجه به سطح معنی داری بدست آمده معادل 0.000 و آزمون پیرسون که مقداری معادل 0.025 می توان اظهار داشت که طراحی مناسب مرکز بازار و تجهیز کردن بازار بر افزایش میزان تعلق خاطر و احساس هویت شهروندان مؤثر است، مورد تأیید قرار می گیرد. نتیجه گیری:   براساس نتایج فرضیه دوم، با توجه به سطح معنی داری بدست آمده معادل 0.000 و آزمون پیرسون که مقداری معادل 0.011 می توان اظهار داشت اگر یک مرکز بازار با طراحی خلاقانه که منطبق بر رفتارها و نیازهای استفاده کنندگان باشد در این صورت تبدیل به یک فضای جذاب و حضور پذیر برای  بیشتر شهروندان می شود، مؤثر است.، مورد تأیید قرار می گیرد.
۵۱۷.

طراحی منظر رنگی شهر با رویکرد تقویت خوانایی و تعامل اجتماعی. نمونه موردی: خیابان ولیعصر، حدفاصل میدان ونک تا پارک وی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۸
اهداف: بررسی و تبیین ارتباط «رنگ» و «منظر رنگی» با «هویت مکان» و «هویت فردی» هدف این پژوهش است. مقاله به دنبال درک چگونگی ارتباط هویت فردی و مکانی در یک زمان است؛ و مفاهیمی چون "هویت مکان" و "هویت منظرشهری" را بررسی کند. مبانی نظری نشان می دهد که رنگ ها از مهم ترین عناصر ایجاد هویت شهری هستند. روش ها: روش تحقیق، توصیفی تحلیلی از نوع مطالعه موردی است و روش جمع آوری اطلاعات، میدانی (مشاهده و پرسشنامه) و کتابخانه ای است. علاوه بر این، رنگ های کنونی فضای مورد مطالعه در سیستم رنگ طبیعی یا همان NCS که یکی از سیستم های رنگی است بررسی می شوند. سیستم رنگ طبیعی یک مدل رنگ ادراکی اختصاصی است که بر اساس فرضیه تضاد رنگی بینایی ارائه شده توسط فیزیولوژیست آلمانی ایوالد هرینگ توسعه یافته است. یافته ها: مطالعات بر تأثیر رنگ (ذهنی و عینی) در خوانایی و اجتماع پذیری فضای شهری تاکید دارد. به منظور تحلیل عکس ها و مشاهدات میدانی، از سیستم رنگ طبیعی NCS برای کدگذاری رنگ ها استفاده شد و با بررسی نقش رنگ در پالت رنگی کنونی شهر، نتایج قابل توجهی حاصل شد. نتیجه گیری: طبق نتایج به دست آمده، رنگ ها مهم ترین عناصری هستند که می توانند فضا و اتمسفرهای همگن به وجود آورند و یا بالعکس، موجب ایجاد تمایز در آن ها شوند. استفاده از رنگ های مناسب در منظر شهری، احساس نشاط و آرامش برای کاربران به همراه دارد. رنگ ها را می توان به عنوان یکی از عناصر مهم مؤثر بر هویت و خوانایی منظر شهری در نظر گرفت و از نقش مهم آن ها در ارتقای کیفی محیط و منظر شهر نمی توان چشم پوشی کرد.
۵۱۸.

تحلیل خطاهای انسانی در فرایند طراحی معماری: شناسایی منشأ، طبقه بندی و راهکارهای کاهش آن، با رویکرد بومی انگارانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۱۳
فرایند طراحی معماری، به عنوان فعالیتی انسان محور، مستعد خطاهای شناختی، ادراکی و ارتباطی است که منجر به انحراف از اهداف اولیه می شوند؛ پژوهش های معماری عمدتاً بر محصول نهایی متمرکز بوده و خطاپذیری انسانی فرایند طراحی کمتر به صورت نظام مند تحلیل شده است. این پژوهش با هدف شناسایی منشأ و طبقه بندی خطاهایی که بازیگران انسانی در چرخه طراحی معماری مرتکب میشوند، شکل گرفته تا در ادامه، راهکارهایی برای کاهش تأثیر آن ها بر شکاف میان اهداف طراحی و نتایج نهایی، مبتنی بر منشاء آن ها ارائه دهد. همچنین، با توجه به بستر فرهنگی پژوهش، نقش گسست از الگوهای بومی نظیر نظام استاد-شاگردی و اخلاق حرفه ای سنتی در بروز این خطاهای نوین نیز مورد توجه قرار گرفته است. این پژوهش با راهبرد کیفی و رویکرد تحلیل مضمون انجام گرفته است. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 105 نفر از متخصصان (25 استاد دانشگاه، 30 معمار حرفه ای، 15 مدیر پروژه، 10 کمک طراح دیجیتال، 15 دانشجوی کارشناسی ارشد و 10 پژوهشگر معماری) گردآوری شده است. تحلیل داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی صورت پذیرفته است. یافته ها نشان داد که خطاهای انسانی در پنج بُعد اصلی هستند: خطاهای شناختی (سوءتفسیر مسئله)، خطاهای ادراکی (درک نادرست مقیاس و فضا)، خطاهای ارتباطی (عدم هماهنگی تیم و کارفرما)، خطاهای مدیریتی (کنترل زمان و منابع) و خطاهای فنی (در ترجمه ایده به نقشه). افزون بر این، نتایج نشان داد که جایگزینی مفهوم «ادبِ معماری» با ضوابط خشک اداری، چگونه باعث شده است که خطاهای ناشی از بی توجهی به کرامت انسانی و سلسله مراتب فضایی در فرایندهای طراحی نهادینه شود.
۵۱۹.

ادراک زمان در قلمرو فضا و مکان (بر مبنای مطالعه تطبیقی اندیشه های نظریه پردازان فلسفه زمان)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۴۲
زمان، یکی از ویژگی های اساسی فرآیندهای رفتاری و تفسیر الگوهای شنیداری یا دیداری است. به گونه ای که درک فرآیند زمان بندی می تواند آگاهی ما را از دیگر پدیده های رفتاری افزایش دهد. پیشرفت در توضیح روابط تجربی و توسعه نظریه های زمان بندی رفتاری، بیان گر اهمیت تأثیرات زمان در قلمرو معماری است. مطالعات یافته های زمان تحت تأثیر احساسات، بر مبنای ادراک زمان در مدت گذر محدود قرار گرفته است. داده ها در ادبیات ادراک زمان، ماهیت ذهنی و متضاد یافته های مختلف را نشان می دهند. توجه به درک فواصل منفصل و مستمر، اثرات محرک، نگرش و شرایط فیزیولوژیکی، نشان می دهد که چگونه تحریک و غلبه هیجانی بر ایجاد تمرکز در تقاطع زمان و احساسات تعامل می کنند، بر قضاوت زمان تأثیر می گذارند، در حافظه محرک ثبت می گردند و عناصر متمایز ادراک زمان را در یک تجربه زمانی در تفاوت بین فضاهای پر و خالی پدی د می آورند. این پژوهش، با هدف بازخوانی تطبیقی اندیشه های متفکرین مؤلفه زمان و شناخت نقاط مشترک نظریات آنان، ضمن مطالعه مروری ادبیات تحقیق به روش هدفمند و با گردآوری داده ها به صورت کیفی و از طریق مشاهدات و دسته بندی و بازنمایی پیشینه تحقیق بر اساس مطالعات صرف کتابخانه ای و مستندات اسنادی و استنادی و با تمرکز بر پرسش اولیه تحقیق و اتخاذ پیش فرض های مبتنی بر اطلاعات زمینه ای و توصیف و تطبیق راهکارها با نتایج به دست آمده، با بررسی مقایسه ای به روش توصیفی، به دنبال پاسخ این پرسش است که ادراک و احساس، چگونه تصویر ما را از زمان رنگ می کند؟ به نظر می رسد تغییرات، در تخمین و بازتولید فواصل و بر گذر زمان در رویکرد ذهنی جریان زمان، از زمانی به زمان دیگر رخ می دهد و آن چه محل اختلاف نظر است، در احساس ذهنی از زمان است؛ و نه در درک آن.
۵۲۰.

مشارکت بر پایه جذابیت در مرمت و احیای بافت تاریخی (مطالعه موردی: بافت تاریخی عودلاجان و امام زاده یحیی تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۶ تعداد دانلود : ۱۳۶
عدم حمایت ساکنین بافت تاریخی از اقدامات مرمتی، هدف اصلی این پژوهش در جهت چگونگی ایجاد جذابیت در طرح مرمت و احیای بافت تاریخی از نگاه شهروندان و ایجاد بستر مشارکت مردم در این طرح ها است. متغیر جذابیت وابسته به متغیر چشمگیر و تأثیرگذار بودن از نگاه شهروندان و متغیر زودبازده بودن است. فرایند انجام این پژوهش، ترکیبی بوده و نتایج پژوهش نشان می دهد ایجاد جذابیت طرح مرمت و احیای محله امام زاده یحیی و عودلاجان از نگاه شهروندان با ارائه طرح فنی-مهندسی در قالب حفظ و مرمت اماکن تاریخی، اهمیت موقعیت قرارگیری محله، توجه به رویدادهای تاریخی، حفظ ریز دانگی، پراکندگی، تراکم و سطح اشغال، حفظ و توسعه کاربری مسکونی، تکنولوژی معماری و شهرسازی، توجه به ابعاد کالبدی و ایمنی، تأمین خدمات شهری و توجه به منظر شهری و همچنین متأثر از متغیر زودبازده بون در سه بازه زمانی کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت محقق می شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان