ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۰۱ تا ۴۲۰ مورد از کل ۱۰٬۴۸۰ مورد.
۴۰۱.

ارتقاء سلامت اجتماعی در مسکن معاصر؛ نمونه مطالعاتی: مجتمع های مسکونی شهر اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۱۱۷
اهداف: مسکن سالم و پایدار، هویت و همچنین کیفیت محیط نقشی کلیدی در بهبود سلامت اجتماعی دارد. این مقاله با بررسی مفاهیم مرتبط با کیفیت محیط به عنوان متغیر مستقل و سلامت اجتماعی به عنوان متغیر وابسته، به تحلیل تأثیر این عوامل در مسکن به عنوان بخشی از میراث معماری معاصر ایران می پردازد. روش ها: پژوهش حاضر از لحاظ روش در زمره پژوهش های آمیخته (کیفی- کمی) است. از نظر روش گردآوری اطلاعات، در بخش کیفی از مصاحبه و روش گروه های بحث استفاده شد و در بخش کمی، داده ها از طریق پرسشنامه و به شیوه پیمایشی جمع آوری گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و Lisrel با آزمون های معادلات ساختاری انجام گرفته است. یافته ها: طبق نتایجی که از تحلیل فرضیه های این تحقیق بدست آمد، مولفه های کیفیت محیط شامل بعد اقتصادی، جنبه های انسانی - اجتماعی، جنبه زیست- محیطی، جنبه های عملکردی، فیزیکی واحد مسکونی، زیبایی شناختی فرمی، جذابیت بصری، بهره گیری از عناصر طبیعی، نورپردازی، ایمنی، معنایی ادراکی؛ بر ارتقاء سلامت اجتماعی در مجتمع های مسکونی شهر اردبیل تاثیر دارد و ترتیب اثرگذاری به ترتیب برابر با: بهره گیری از عناصر طبیعی 73/0، بعد اقتصادی 70/0، بعد ایمنی 65/0،جذابیت بصری 59/0، کیفیت زیبایی شناختی فرمی 53/0، مولفه زیست محیطی 48/0، جنبه های انسانی اجتماعی 47/0، جنبه های عملکری و نورپردازی 46/0، مولفه های فیزیکی واحد مسکونی 42/0، می باشد. نتیجه گیری: با توجه به این یافته ها می توان نتیجه گیری کرد که در جهت بالا بردن میزان سلامت اجتماعی در مجتمع های مسکونی باید به شاخص های کیفیت محیط و مفهوم مسکن سالم توجه بیشتری داشت.
۴۰۲.

آسیب پذیری محوطه تخت جمشید در برابر تغییر آب وهوایی و نقش مشارکت محلی در کاهش آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۰
محوطه میراث جهانی تخت جمشید با تهدیدات فزاینده ناشی از تغییرات اقلیمی مواجه است که ضرورت تدوین راهبردهای سازگاری مؤثر را برجسته می سازد. این پژوهش با هدف تبیین ابعاد و پیامدهای تغییرات اقلیمی بر محوطه تخت جمشید و بررسی نقش مشارکت جامعه محلی در تدوین و اجرای راهبردهای سازگاری انجام شده است. مسئله اصلی پژوهش، افزایش آسیب پذیری این محوطه در برابر مخاطراتی چون خشکسالی و بارندگی های شدید و هم زمان، تأثیر این مخاطرات بر معیشت و زیست جوامع محلی پیرامون، به ویژه کشاورزان دشت مرودشت، و شکل گیری چالش های مدیریتی میان متولیان محوطه و ساکنان منطقه است. در این پژوهش، تمرکز روش شناسی بر شناسایی پیوندهای علّی میان تغییرات اقلیمی، افت منابع آب زیرزمینی، تداوم شیوه های سنتی کشاورزی و بروز مخاطراتی همچون فرونشست زمین قرار دارد. بدین منظور، از رویکردی کیفی مشارکتی بهره گرفته شده و بازیِ بینش به عنوان ابزار اصلی گردآوری داده های اجتماعی، ادراکی و تجربی به کار رفته است. چارچوب نظری پژوهش بر نظریه های مشارکت جامعه محور، جامعه شناسی محیطی و مدیریت ریسک تغییرات اقلیمی استوار است که جوامع محلی را کنشگران فعال در تولید دانش و تصمیم گیری می داند. یافته ها نشان می دهد که مخاطرات اقلیمی، به ویژه خشکسالی های طولانی مدت و بارندگی های شدید، علاوه بر تهدید مستقیم پایداری سازه های باستانی تخت جمشید، با تشدید فشار بر منابع آب و معیشت محلی، زمینه ساز تعارضات مدیریتی و کاهش کارآمدی اقدامات حفاظتی می شود. نتایج همچنین بر ماهیت درهم تنیده و متقابل آسیب پذیری محوطه و جوامع محلی تأکید دارد. درنهایت، پژوهش نتیجه می گیرد که تدوین راهبردهای سازگاری پایدار بدون ارزیابی جامع آسیب پذیری و مشارکت فعال جوامع محلی امکان پذیر نیست. بر این اساس، بهبود زیرساخت های منطقه ای، ارتقای شیوه های کشاورزی پایدار، استقرار نظام های پایش مستمر و توانمندسازی جامعه محلی به عنوان راهکارهای کلیدی پیشنهاد می شود و همکاری هماهنگ میان جوامع محلی، نهادهای دولتی و سازمان های بین المللی شرطی اساسی برای حفاظت هم زمان از میراث فرهنگی، محیط زیست و معیشت در برابر پیامدهای فزاینده تغییرات اقلیمی قلمداد می شود.
۴۰۳.

شهر دانشگاهی جندی شاپور اهواز؛ تجربه ای از بازتولید معماری ایرانی (از اواخر دهه ۱۳۴۰ تا انقلاب اسلامی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۲۹
دانشگاه جندی شاپور اهواز، همسو با سیاست های ملی گرایی حکومت پهلوی، میراث دار جندی شاپور ساسانی معرفی شد. توسعه این دانشگاه از بدو تأسیس در سال ۱۳۳۴ تا آغاز دهه ۱۳۵۰ چندان مطلوب نبود. بااین حال در کمتر از یک دهه منتهی به انقلاب اسلامی، این دانشگاه به سرعت توسعه یافت و شهر دانشگاهی جندی شاپور اهواز پدید آمد. در شکل گیری این شهر دانشگاهی پیش شرط معماری به «سبک اصیل ایرانی» و «بر طبق اصول سنتی معماری ایرانی» مطرح شد و محمدرضا مقتدر، کامران دیبا و موژان خادم برای طراحی ساختمان های آن فرا خوانده شدند. درنتیجه، این شهر دانشگاهی به نمونه ای کم نظیر و ارزشمند در معماری معاصر ایران بدل شد که بستر فعالیت هم زمان تعدادی از مجرب ترین معماران ایرانی در تجربه بازتولید و معاصرسازی معماری به «سبک اصیل ایرانی» و «بر طبق اصول سنتی معماری ایرانی» است. پژوهش حاضر با روش تاریخی تفسیری و با تکیه بر اسناد نویافته، نقش هریک از معماران در طراحی ساختمان های این شهر دانشگاهی را تدقیق می کند و با به کارگیری «دستگاه واکاوی فرم» مشتمل بر شاخص های «ارتباط با بناهای مجاور»، «هم نشینی فضاها»، «هندسه»، «ساختار فرم» و «آرایه و نماد» آثار آنان را تشریح می نماید. رویکردهای معمارانه به کارگرفته شده در دسته های «کالبدی» به معنای به کارگیری ارجاعات مستقیم فرمی به معماری تاریخی، «کالبدی مفهومی» به معنای بازتعریف مفاهیم معماری تاریخی همراه با اشارات قابل خوانشی از تعهد به آن، و «مفهومی» به معنای تولید کالبدی جدید، صرفاً با بهره گیری از مفاهیم معماری تاریخی قابل مشاهده است که می توان به ترتیب مقتدر، دیبا و خادم را شاخص ترین چهره هر دسته نامید.
۴۰۴.

تحلیلی بر احیای قنات های تهران: خوانشی انتقادی از منظر بوم شناسی سیاسی شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۳۳
احیای قنات های تهران در بستر بحران آب، پدیده ای چندبعدی است که از عرصه ای صرفاً فنی به صحنه ای پیچیده از تعاملات قدرت تبدیل شده است. همچنین، درک ناکافی از ابعاد اجتماعی شهری فرایند احیا، منجر به ناکامی طرح های احیا و تعمیق بی اعتمادی ذی نفعان شده است. این پژوهش کیفی با هدف واکاوی و تحلیل عمیق ادراکات و تجربیات ذی نفعان کلیدی از فرایند احیای قنات های منتخب تهران و با اتکا به چارچوب نظری «بوم شناسی سیاسی شهری» انجام شد. رویکرد بوم شناسی سیاسی شهری، امکان بررسی تقاطع سیاست، اقتصاد و محیط زیست را در شکل گیری فضای شهری فراهم می آورد. داده ها از تحلیل محتوای 15منبع معتبر (سخنرانی ها، مقالات، اسناد) متخصصان حوزه قنات، شهرسازی، اساتید دانشگاه، و با استفاده از نرم افزار MAXQDA و براساس روش نظام مند اشتراوس و کوربین انجام پذیرفت. یافته های پژوهش منجر به استخراج سه مضمون اصلی شد: 1. شکاف حکمرانی، که حاکی از گسست بین راهبردهای نهادها با دانش محلی، نیازهای جامعه و عدم مشارکت واقعی در اجرای پروژه هاست؛ 2. مقاومت مورفولوژیک، که به واکنش غیرفعال و ساختاری بافت کالبدی و اجتماعی شهر در برابر احیای نمادین قنات ها، ازطریق مکانیسم هایی مانند تخریب حریم فیزیکی، تغییر کاربری های زمین اشاره دارد؛ 3. کالاشدگی قنات، که اشاره به تغییر کاربری به کارکردی عمدتاً گردشگری و نمادین دارد. درک این سه مضمون نشان می دهد که فرایند احیای قنات های تهران، نه صرفاً یک موضوع فنی یا کالبدی است، بلکه معیاری برای بازنمایی تقابل های فضایی و پهنه ای برای بروز تنش در جغرافیای قدرت، سیاست های شهری و مناسبات اجتماعی است. بنابراین، دستیابی به نتیجه پایدار و مؤثر در این پروژه ها نیازمند عبور از رویکردهای محدود به مرمت های کالبدی، و حرکت به سمت رویکردی همه جانبه، مشارکتی، و حساس به نابرابری های قدرت است؛ رویکردی که بازتولید روابط زنده و دوسویه میان اکولوژی، اجتماع و شهر را مرکزی قرار دهد و بر همکاری همه ذی نفعان تأکید کند.
۴۰۵.

محراب های گچی قاجاری منطقه کاشان (1194 1276ق)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۵۷
گرچه کاشان در سده های میانی از مراکز برجسته تولید محراب های سفالین به شمار می رفت، هم زمان نمونه هایی از محراب های گچی نیز در این شهر ساخته می شد که معدود نمونه هایی از دوران سلجوقی و ایلخانی در این منطقه برجای مانده اند. پس از یک وقفه طولانی، با محراب های گچی متعددی از دوره قاجار در این شهر مواجهیم که هم از جهت فراوانی و هم از جهت تزیینات و کتیبه ها حائز اهمیت اند. در این میان، سیزده محراب تاریخ دار قابل شناسایی است که در خلال سال های ۱۱۹۴ تا ۱۲۶۷ق ساخته شده اند. ده نمونه در شهر کاشان هستند و سه نمونه در مناطق اطراف؛ اما نکته مهم این است که تمام مساجد بررسی شده در کاشان زاویه قبله مایل دارند. این مقاله با مطالعه میدانی، به مسائلی چون تحلیل محتوای کتیبه ها و ساختار شکلی محراب ها می پردازد. محتوای کتیبه ها شامل اسماءالحسنی، آیات قرآنی، احادیث، شعر، صلوات کبیره و شهادت ثالثه است. از ویژگی های شکلی آن ها می توان به کاربرد مقرنس شیرازی، گچ بری لایه ای ساده (فقط در چهار نمونه)، ازاره های کاشی هفت رنگ و نقاشی روی بستر گچی با رنگ های معدنی اشاره کرد. معماران کاشان برای حل مشکل زاویه قبله، دیواره های محراب را به صورت پنج وجهی طراحی کردند و بر دیواره دوم از سمت راست یا چپ، عبارت شهادت ثالثه نوشته می شد که نشانگر جهت قبله بود.
۴۰۶.

تحلیل تأثیر پوشش گیاهی بر کاهش آلودگی هوا و سلامت با تأکید بر کیفیت زندگی در محدوده میدان بهارستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۶
هدف: این پژوهش با هدف بررسی روند تغییرات پوشش سبز باغ نگارستان در منطقه ۱۲ تهران طی بازه زمانی ۱۳۲۱ تا ۱۴۰۴ و ارزیابی تأثیر آن بر کیفیت هوا، شیوع بیماری های تنفسی و قلبی-عروقی، و سلامت عمومی شهروندان انجام شد. روش ها: این مطالعه با تلفیق روش های کمی و کیفی، شامل تحلیل داده های تاریخی، تصاویر ماهواره ای به کمک شبیه سازی با نرم افزار آی-تری کنوپی، و پرسشنامه های میدانی با ۳۸۴ پاسخ دهنده انجام شد. داده ها با مدل های رگرسیون خطی تحلیل شدند تا ارتباط بین پوشش سبز، کیفیت هوا، و سلامت عمومی ارزیابی شود. یافته ها: تحلیل داده های تاریخی و شبیه سازی ها نشان داد که کاهش ۶۰٪ پوشش درختی باغ نگارستان از سال ۱۳۲۱ تا ۱۳۷۸ و بهبود نسبی به ۱.۴۱ هکتار در سال ۱۴۰۴، به افزایش غلظت ذرات معلق کوچکتر از ۲.۵ میکرون و ذرات معلق کوچکتر از ۱۰ میکرون منجر شده است. پرسشنامه ها نگرانی بالای ساکنان نسبت به کاهش فضای سبز و تأثیر آن بر سلامت جسمی و روانی و تقاضای ۷۲٪ برای احیای باغ را تأیید کرد. سناریوهای افزایش ۳۵٪ و ۷۰٪ پوشش سبز به ترتیب کاهش ۲۴٪ و ۳۸٪ در غلظت ذرات معلق کوچکتر از ۲.۵ میکرون و کاهش ۱۸٪ و ۲۷٪ در نرخ مرگ ومیر را نشان داد. نتیجه گیری: پوشش سبز تاریخی مانند باغ نگارستان به عنوان زیرساخت طبیعی مقاومت پذیر نقش کلیدی در کاهش آلودگی هوا و بهبود سلامت عمومی دارد. هر ۱۰٪ افزایش پوشش سبز، نرخ مرگ ومیر را ۶٪ کاهش می دهد. این یافته ها ضرورت تلفیق سیاست های زیست محیطی و سلامت عمومی در برنامه ریزی شهری را برای احیای فضاهای سبز تاریخی و تحقق عدالت زیست محیطی برجسته می کند.  
۴۰۷.

واکاوی نقش معماری در دلبستگی مکانی زنان در مجتمع های مسکونی با بهره گیری از نظریه زمینه ای (نمونه موردی :مجتمع های مسکونی امید و اکباتان در تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۶
مقدمه و هدف: دلبستگی مکانی، پیوند عاطفی و شناختی افراد با محیط زندگی شان است که نقشی کلیدی در رضایت و کیفیت زندگی ایفا می کند. این مفهوم به ویژه برای زنان که بخش عمده ای از زمان خود را در محیط مسکونی سپری می کنند، از اهمیت بیشتری برخوردار است. هدف اصلی از این پژوهش، تبیین نقش عوامل معماری در ایجاد حس دلبستگی مکانی در مجتمع های مسکونی مورد مطالعه است. روش تحقیق: این مطالعه به روش کیفی و با استفاده از نظریه زمینه ای انجام شده است. داده ها از طریق ۴۳ مصاحبه عمیق با زنان ساکن در مجتمع های مسکونی جمع آوری شده و نمونه گیری به صورت اشباع نظری صورت گرفته است. یافته ها: نتایج نشان می دهد که مؤلفه های کالبدی، عملکردی، معنایی و اجتماعی در ایجاد دلبستگی مکانی نقش مهمی دارند. اما در مجتمع های مسکونی اکباتان یافته ها نشان دهنده تأثیر قابل توجه جنبه های عملکردی و کالبدی بوده است ، عواملی همچون طراحی ارگونومیک واحد های مسکونی ، نورپردازی مناسب و ارتباط نزدیک با طبیعت.در مجتمع های مسکونی امید علاوه بر رعایت نکات فیزیکی، تأکید ویژه ای بر مولفه های روان شناختی صورت گرفته است.یافته ها نشان می دهد حضور امکانات رفاهی و اجتماعی،طراحی مطلوب محیط و ارتباط نزدیک با طبیعت در میان زنان، موجب افزایش دلبستگی و احساس تعلق شده است. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش می تواند به عنوان مبنایی نظری برای تدوین اصول طراحی معماری با هدف تقویت حس دلبستگی مکانی در زنان به کار رود. این مطالعه راهکارهایی را برای معماران و طراحان ارائه می دهد تا با توجه به نیازهای روانی و اجتماعی زنان، محیط های مسکونی مطلوب تری ایجاد کنند.
۴۰۸.

نقش مداخلات منظرین در ارتقاء کیفیت محیط زندگی سکونتگاه های غیر رسمی (مطالعه تطبیقی نمونه های جهانی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۴
اهداف: سکونتگاه های غیررسمی در دهه های اخیر، با طیف گسترده ای از محرومیت های محیطی، زمینه ساز آسیب های اجتماعی در فضای شهری هستند و نیازمند نگرشی همه جانبه جهت ساماندهی می باشند. در سال های اخیر رویک رد منظ ر، ب ه س بب دی دگاه جام ع و تبیی ن پارادایم ه ای ن و در ب از تعری ف رابط ه انس ان و محی ط، با دو ویژگی کل نگری و زمینه گرایی م ورد توج ه ق رار گرفت ه اس ت. لذا این امر که چگونه می توان با این رویکرد به ارتقاء کیفیت محیط این سکونتگاه ها پرداخت، نیازمند شناخت راهکارهای موثر از باب پاسخگویی به محرومیت های محیطی این محلات است. روش ها: روش شناسی مقاله حاضر کیفی، توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای است. داده های آن نمونه هایی از محلات غیررسمی ساماندهی شده است که اقدامات منظری مرتبط با کیفیت محیطشان به صورت کیفی و توصیفی با رویکرد مقایسه تطبیقی تحلیل شده و بهترین راهکار برای پاسخ به این مشکلات بیان گردیده است. یافته ها: این پژوهش با بررسی و تحلیل انواع روش های مداخلات منظرین در چند نمونه از محلات غیررسمی موفق ساماندهی و توانمندسازی شده، بهترین نمونه ها و راهکارها را به عنوان الگویی در طرح های ساماندهی محلات غیررسمی معرفی می کند. نتیجه گیری: با بررسی مشکلات اساسی هر نمونه و اقداماتی که در پاسخ با آن ها بیان شد می توان دریافت که بازآفرینی منظر سکونتگاه های غیررسمی باید بر اساس شناسایی مشکلات بومی، بهره گیری از ظرفیت های محلی و تدوین راهبردهای زمینه محور صورت گیرد و با شناسایی مولفه های محیطی مرتبط و نگاهی کل نگر به محیط و منظر آن ها، مناسب ترین پاسخ را به معضلاتشان داد.
۴۰۹.

خوانشی از مفهوم شهرهوشمند و ابعاد آن با تاکید بر جایگاه فناوری مبتنی بر روش پریسما(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۶
امروزه شهرها، درکنار مزایای بسیار دارای پیچیدگی های زیاد درتمامی ابعاد شهرنشینی هستند که اداره آنها را ازنظر اقتصادی، اجتماعی، محیطی و سیاسی با معضلاتی همراه می کند. این موضوع، لزوم تغییر رویکرد و توجه به هوشمندسازی مراکزشهری را به وضوح نشان می دهد. درسالهای اخیر، درباره شهرهوشمند پژوهش های مختلفی انجام شده و راهبردهایی درزمینه هوشمندسازی شهرهای مختلف مطرح گردیده است. اما به دلیل متفاوت بودن زمینه های اقلیمی، فرهنگی، زیرساختی وغیره. تعاریف متفاوتی ازشهرهوشمند ارایه شده است.  اهداف: پژوهش حاضر به دنبال آن است که پس از بررسی تعاریف ازدید صاحب نظران مختلف، بادرنظرگرفتن نظریات مبنا و ادغام آنها، به یک دید جامع و کل نگر دربیان ابعاد و عوامل شهرهوشمند و تبیین جایگاه فناوری دربین آنها بپردازد.  روش: برای دستیابی به این هدف ازطریق روش پریسما مبتنی برالگوی چهارمرحله ای، پژوهش ابتدا باجستجوی مقالات باعبارات شهرهوشمند، نمایه های شهرهوشمند، ابعاد شهرهوشمند، ویژگی های شهرهوشمند، ارزیابی شهرهوشمند و فناوری درشهرهوشمند درپایگاه های استنادی برتر مانند اسکوپوس، وب آو ساینس، ساینس دایرکت و گوگل اسکالر آغازشد. درجستجوی اولیه، 334 مقاله تاسال 2025 شناسایی شد که ازاین تعداد، 50 مقاله به منظور بررسی دقیق تر و پاسخ به سوالات پژوهش انتخاب شدند.  یافته ها: دربین مقالات بررسی شده، بیشترین فراوانی دربیان ابعاد و ویژگی های شهرهوشمند مربوط به زیرساخت فناوری، کیفیت اجتماعی، کیفیت زندگی، کیفیت زیست محیطی، حکمرانی، اقتصاد و حمل ونقل بوده و پایداری، کارامدی، یکپارچگی و رقابت جهانی در رتبه بعدی قراردارند.  نتیجه گیری: شهرهوشمند دارای شش بعداصلی زندگی، مردم، حمل ونقل، محیط، اقتصاد و حکمرانی و حضور فناوری درتمامی عرصه ها به عنوان فرابعد است. البته باید توجه کرد که فناوری تسهیل کننده دستیابی به پایداری، یکپارچگی، کارامدی و بهبود کیفیت زندگی شهروندان است تا بابهره گیری کنترل شده ازآن بتوان مضرات ناشی از استفاده بی رویه را به حداقل رساند.
۴۱۰.

آسیب شناسی ضوابط و معیارهای طراحی نمای ساختمان، برمبنای الگوی معماری و شهرسازی ایرانی – اسلامی (نمونه موردی بلوار بهشت شهر قم)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۷
اهداف: گسترش شهرنشینی و توسعه شهرها در ایران، به ویژه در شهرهای مذهبی مانند قم، بدون توجه کافی به معیارهای کیفی طراحی نما و اصول معماری ایرانی-اسلامی، منجر به بروز ناهماهنگی های بصری در سیمای شهری شده است. این پژوهش با هدف تحلیل وضعیت موجود نماهای شهری در شهر قم و ارائه راهکارهایی جهت بازآفرینی هویت اسلامی-ایرانی در منظر شهری، انجام شده است.  روش شناسی: روش تحقیق ترکیبی (کمی-کیفی) است که در آن از مطالعات کتابخانه ای، تحلیل اسناد بالادستی، بررسی ضوابط محلی و همچنین مشاهدات میدانی و مصاحبه های نیمه ساختاریافته استفاده شده است. در گام نخست، با استخراج شاخص ها و مؤلفه های معماری ایرانی-اسلامی از منابع قرآنی، روایی و نظریه های معاصر شهرسازی، چارچوبی برای ارزیابی نماهای شهری تدوین شد. سپس بلوار بهشت به عنوان محور شهری شاخص مورد تحلیل قرار گرفت.  یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل میدانی نشان داد که بیشتر نماهای این محور فاقد انسجام، وحدت بصری، رعایت حریم، سلسله مراتب فضایی، کاربرد مصالح بومی و هندسه متناسب با اصول اسلامی هستند. همچنین، نتایج بررسی اسناد نشان داد که اسناد ملی و محلی فاقد جزئیات اجرایی لازم برای تحقق معماری اسلامی بوده و موجب اعمال سلیقه ای و ضعف در کنترل کیفی نماها شده اند.  جمع بندی: پژوهش حاضر با هدف پر کردن خلأ میان اسناد موجود و واقعیت کالبدی شهر، مجموعه ای از شاخص ها و سنجه های دقیق طراحی نما بر پایه اصول اسلامی-ایرانی ارائه می دهد که می تواند مبنایی برای بازنگری در ضوابط طراحی شهری باشد. نتایج تأکید دارند که تنها از طریق یکپارچگی میان مبانی نظری، مستندات اجرایی و درک صحیح از زمینه های فرهنگی و اجتماعی، می توان به بازآفرینی منظر شهری اسلامی و ارتقاء کیفیت فضاهای عمومی در شهرهایی مانند قم دست یافت. 
۴۱۱.

تفسیر نظام معنایی جاری در فضاهای عمومی شهرک اکباتان تهران بر مبنای تجربه زیسته ساکنان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۸
اهداف: شهرک اکباتان تهران، به عنوان یکی از میراث های معماری معاصر ایران، با شبکه فضاهای عمومی ویژه خود همواره در کانون توجه بوده است. این پژوهش با هدف ارائه خوانشی تفسیری از نظام معنایی موجود در فضاهای عمومی این شهرک، بر اساس تجربه زیسته و تولید معانی توسط ساکنان آن، انجام شده است. روش ها: پژوهش در چارچوب پارادایم برساختی-تفسیری و با استفاده از روش مردم نگاری انجام شده است. تجربه زیسته ساکنان فاز یک شهرک اکباتان با بهره گیری از مشاهده و مصاحبه های میدانی بررسی شده تا سازه های معنایی تولید شده توسط آن ها تحلیل و تفسیر گردد. یافته ها: نظام معنایی فضاهای عمومی شهرک اکباتان بر اساس چهار عنصر معناساز شامل زبان، بستر، تاریخ و نشانه ها شکل گرفته است. فرایند تحلیل واحدهای معنایی و استخراج مضامین اولیه و اصلی، به استخراج سازه های معنایی انجامیده که ساختار کلی این نظام را تشکیل می دهند. این سازه ها عبارتند از: هویت متمایز فضایی از شهر، روایت گری و تجربه فضایی، مدنیت و کنشگری اجتماعی، خصلت تاریخی فضا و معماری بستر نقش آفرینی زندگی روزمره. نتیجه گیری: تجربه زیسته ساکنان شهرک اکباتان بر اهمیت فضاهای عمومی در مجموعه های مسکونی و نقش آن ها در تولید معانی اجتماعی و فرهنگی تأکید دارد. نتایج این پژوهش بیانگر اهمیت توجه به نظام تولید معنا در فضاهای عمومی است که می تواند به بهبود کیفیت
۴۱۲.

رویکردهای آینده اندیشی در طراحی معماری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۱۵
اهداف: آینده، بخش جدانشدنی معماری است و معماران به روش های مختلف آینده را می سازند. مقصود پژوهش شناخت رویکردهای آینده اندیشی در حوزه ی معماری بر اساس منابع مکتوب نظری و عملی در این حوزه است. در واقع، هدف بررسی سیر تطور مفهوم آینده اندیشی و رویکردهای آینده اندیشی در طراحی معماری است. روش ها: راهبرد اصلی پژوهش استدلال منطقی است و در چند مرحله انجام می شود؛ نخست با انجام مطالعات کتابخانه ای و روش توصیفی-تحلیلی، آینده اندیشی در حوزه ی نظر و عمل معماری بررسی شد. سپس با مقایسه ی تطبیقی و تعمیم استقرایی، ضمن دستیابی به سیر تحول مفهوم آینده اندیشی در تاریخ معماری، رویکردهای آینده اندیشی در معماری حاصل شد. یافته ها: تحلیل موارد بررسی شده در پژوهش نشان می دهد آینده اندیشی در معماری تحت تأثیر دیدگاه حاکم در هر دوره، ضمن وجود دیدگاه های دیگر، بوده است. در پایان، پژوهش حاضر رویکردهای آینده اندیشی در طراحی را در یک طبقه بندی کلان به این ترتیب معرفی می کند: رویکرد استمراری، انتقادی و تصوری. نتیجه گیری: با ابتنا به مطالعات انجام شده در تاریخ معماری، به ویژه در دوران معاصر، آینده اندیشی در حوزه معماری با سرعت بیشتری توسعه یافته است و ضرورت توجه به آن مطرح شده است. تغییرات در نیازها و مسائل انسان ها و جوامع، و اهمیت افزایش آگاهی از تأثیر اقدامات امروزی بر آینده، نیازمند توجه مضاعف به آینده اندیشی شده است.
۴۱۳.

ارزیابی شاخص های سبک زندگی ایرانی-اسلامی در محلات شهری (نمونه موردی: محلات مقصودیه و یاغچیان شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۱۵۸
سبک زندگی ایرانی-اسلامی به عنوان سبک زندگی مورد تأکید کنونی در کشور ایران، در کنار برآورده سازی نیازهای مادی و معنوی شهروندان، می تواند در تمام بخش های زندگی افراد همانند محلات مسکونی متجلی شود. اما به خاطر ورود اندیشه های ناشناخته در قالب مدرنیسم، محلات با نوعی بحران هویتی و عدم تعلق مکانی روبه رو شده اند. محلات قدیمی دچار پژمردگی و فرسودگی شده اند و محلات جدید نیز به سمت سبک های غربی گرایش یافته اند. ازهمین رو، این پژوهش به ارزیابی شاخص های سبک زندگی ایرانی-اسلامی در محلات شهری با مطالعه موردی محله مقصودیه (از بافت تاریخی) و محله یاغچیان (از بافت نوبنیاد) در کلان شهر تبریز می پردازد. این تحقیق به روش تحقیق کاربردی و با رویکرد توصیفی-تحلیلی انجام شده است. داده ها و اطلاعات مورد نیاز از طریق توزیع پرسش نامه میان 386 نفر از شهروندان دو محله مورد مطالعه گردآوری شده است که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده، انتخاب شده بودند. در این راستا، جهت ارزیابی شاخص های سبک زندگی ایرانی-اسلامی در محلات شهری مورد مطالعه، از آزمون T تک نمونه ای و جهت مقایسه دو محله مذکور از آزمون T مستقل در قالب نرم افزار SPSS استفاده شده است. در همین خصوص، نتایج تحقیق نشان داده است که شاخص های سبک زندگی ایرانی-اسلامی در محلات شهری در وضعیت متوسط روبه خوب قرار دارند و اینکه وضعیت شاخص ها در محله مقصودیه نسبت به محله یاغچیان، بهتر است. در واقع، سبک زندگی در محلات تاریخی (خاصّه محله مقصودیه)، ایرانی- اسلامی تر از محلات نوبنیاد (خاصّه محله یاغچیان) است. محلات تاریخی نسبت به محلات نوبنیاد که عموماً با اصول شهرسازی غربی ساخته شده اند، به خاطر قدمت، هویت و استفاده از معیارهای شهرسازی ایرانی-اسلامی، به سبک زندگی ایرانی-اسلامی نزدیک تر هستند.
۴۱۴.

شناسایی و اولویت بندی مؤلفه های ادراکی و درمانی نور روز در فضاهای آموزشی با بهره گیری از مدل سازی معادلات ساختاری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۱۴
نور روز، به عنوان یکی از مهم ترین عوامل مؤثر بر کیفیت فضاهای آموزشی، تأثیرات گسترده ای بر ابعاد ادراکی و درمانی کاربران دارد. هدف پژوهش حاضر، شناسایی، مدل سازی و اولویت بندی مؤلفه های ادراکی و درمانی نور طبیعی در فضاهای آموزشی مدارس است. برای دستیابی به این هدف، ابتدا شاخص ها و زیرشاخص های مرتبط با نور روز از طریق مرور ادبیات نظری و مطالعات میدانی گردآوری شد. سپس، به منظور تحلیل ساختاری، از مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) در نرم افزارهای SmartPLS و AMOS استفاده گردید. شاخص های برازش نظیر GOF=0.92، CFI=0.958، RMSEA=0.060 ، نشان دهنده برازش قوی مدل مفهومی در هر دو بعد ادراکی و درمانی بودند. تمام بارهای عاملی نیز معنادار و بالاتر از 0.7 گزارش شد که بیانگر روایی همگرا و پایایی بالای سازه ها است. در مرحله بعد، به منظور تعیین اولویت و وزن دهی مؤلفه ها، از روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) بهره گرفته شد. یافته ها نشان داد که در بعد ادراکی، مؤلفه ی مود یا حس و حال (با وزن 0.17) بیشترین اهمیت را دارد و پس از آن تمرکز و خلاقیت و تأثیر بر فعالیت های روزمره قرار می گیرند. در بعد درمانی نیز، مؤلفه ی تولید سروتونین (با وزن 0.14) در جایگاه نخست قرار گرفت و مؤلفه های تنظیم چرخه خواب و درمان افسردگی در رتبه های بعدی قرار دارند. تحلیل حساسیت برای مؤلفه های کلیدی نشان داد که اولویت بندی به ویژه در بعد درمانی از پایداری نسبتاً مناسبی برخوردار است. این پژوهش همچنین بر تأثیرات ترکیبی نور روز در ابعاد شناختی، رفتاری و فیزیولوژیکی دانش آموزان تأکید دارد. علاوه بر بهبود ادراک فضایی، تعاملات اجتماعی و خلق وخو، نور طبیعی با تنظیم ریتم های بیولوژیک بدن، نقش مؤثری در کاهش استرس، بهبود خواب و افزایش بهره وری ذهنی ایفا می کند. چنین رویکردی به طراحی فضاهای آموزشی کمک می کند تا علاوه بر تأمین نیازهای عملکردی، به نیازهای روانی و سلامت کاربران نیز پاسخ دهند.
۴۱۵.

تأثیر طراحی داخلی خانه مبتنی بر الگوی اسلامی- ایرانی بر ادراکات ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۱۸
راسل در باب ذهن و بدن ابتدا اذعان به وجود عالم بودِ فرانمود می کند و فارغ از داده های حسی و ظاهری که از اشیاء بر ذهن نمودار است، عینیت مستقل ذات اشیاء را می پذیرد. اما در ادامه، این عینیت را اعتباری دانسته و آن را به آنچه داده حواس و تجربه مستقیم نفس است، تقلیل می دهد. وی، تفسیری متفاوت از اعیان می نماید و درصدد تقارب عین و ذهن برمی آید. سرانجام، وی، امور ذهنی را به امور فیزیکی تحویل می نماید و این همانی ذهن و مغز را می پذیرد. پژوهش حاضر، با هدف بررسی تأثیر طراحی داخلی خانه مبتنی بر الگوی اسلامی- ایرانی بر ادراکات ذهنی انجام شده است. مطالعه حاضر از نوع نیمه آزمایشی محسوب می-شود. جامعه آماری پژوهش حاضر را نیز کلیه دانشجویان پسر دانشگاه هنر اسلامی تبریز در سال تحصیلی 1402 -1401تشکیل دادند. ابتدا به روش نمونه گیری تصادفی ساده، 40 نفر از افرادی که واجد شرایط شرکت در آزمایش بودند، انتخاب شدند. سپس یک کلیپ ویدیوئی یکسان در دو مرحله ارائه شد (در مرحله اول در ارائه کلیپ، اصول طراحی مبتنی بر الگوی اسلامی- ایرانی رعایت شده بود و درمرحله دوم، همان کلیپ، بدون رعایت این اصول طراحی ارائه شد) و پس از هر بار نمایش، آزمودنی ها مورد ارزیابی قرار گرفتند. سپس داده های استخراج شده با روش تحلیل واریانس چندمتغیره، تجزیه و تحلیل شدند و کلیه محاسبات توسط نرم افزار SPSS نسخه 23 انجام گرفت. یافته های پژوهش نشان داد که بین دو مرحله ارائه کلیپ، تفاوت معناداری در ادراکات ذهنی وجود داشت (P<0/01). براساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که طراحی داخلی مبتنی بر الگوی اسلامی-ایرانی منجر به توجه و رضایت مندی بیشتر کاربران می شود.
۴۱۶.

ارزیابی و اولویت بندی مولفه های کیفیت کالبدی مسکن مطلوب با تکیه بر آراء متخصصان در محله دروی حاشیه شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۲۴
افزایش سریع شهرنشینی، هجوم مهاجران و تازه واردان به نقاط شهری، شهرها را با مشکلات و معضلات متعددی مواجه کرده است. یکی از این معضلات ظهور محلات حاشیه نشین در اطراف شهرهای بزرگ می باشد. از مهمترین مشکلات این محلات مساله مسکن است که نابسامانی های فراوان در ابعاد کالبدی، اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی در حاشیه شهرها، باعث کاهش کیفیت آن شده است. مساکن حاشیه شهر نمودی از فقدان معیارهای مسکن مطلوب می باشد و شناسایی و تقویت برخی از این معیارها به افزایش کیفیت و مطلوبیت مسکن کمک خواهد کرد. محله دروی مشهد، یکی از محلات حاشیه در بخش شرقی مشهد می باشد که با کیفیت پایین مسکن به خصوص در بخش کالبدی روبرو است. لذا هدف از این پژوهش ارزیابی و اولویت بندی معیارها و مولفه های کیفیت کالبدی مسکن مطلوب در بافت حاشیه نشین محله دروی می باشد. روش انجام پژوهش توصیفی و تحلیلی در بخش مبانی نظری و پیمایشی با استفاده از ابزار پرسشنامه می باشد. بدین منظور در گام نخست، ابتدا شناسایی معیارها و مولفه های کالبدی مسکن مطلوب در حاشیه شهر، با استفاده از مطالعات اسنادی و آراء صاحب نظران و پژوهشگران (مبانی نظری، تجارب ایران و جهان) صورت گرفت. این معیارها در 8 گروه دسته بندی شده که شامل 34 مولفه می باشند. در گام بعدی مولفه های شناسایی شده به صورت پرسشنامه ای با طیف لیکرت در اختیار 30 نفر از کارشناسان قرار گرفت. کارشناسان از بین افرادی انتخاب شده اند که به صورت تجربی در بافت حاشیه شهر حضور داشته و آگاهی کاملی نسبت به آن دارند. در تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرم افزار SPSS، جهت رتبه بندی معیارها و مولفه ها از آزمون فریدمن، رابطه بین معیارها از آزمون همبستگی اسپیرمن و برای سنجش اعتبار و پایایی پرسشنامه و در نهایت جهت ارائه مدل ساختاری پژوهش از آزمون مدل یابی معادلات ساختاری PLS استفاده شده است. نتایج به دست آمده گویای این است معیار دوام، استحکام و مقاومت اولویت اول؛ معیار تناسبات، ابعاد و اندازه اولویت دوم؛ معیار تسهیلات بهداشتی اولویت سوم؛ معیار ایمنی و امنیت اولویت چهارم؛ معیار نمای ظاهری و سیمای بصری اولویت پنجم؛ معیار شکل، فرم و الگو اولویت ششم؛ معیار امکانات و تسهیلات رفاهی اولویت هفتم و معیار خدمات و امکانات اولویت هشتم می باشد. با برنامه ریزی در راستای ارتقاء و ساماندهی این معیارها و مولفه ها بر اساس درجه اهمیت، می توان مطلوبیت مسکن را از لحاظ کالبدی در بافت حاشیه شهر بهبود بخشید.
۴۱۷.

شناسایی و بررسی مفاهیم زیبایی شناختی فرانک سیبلی در هنر رمزنگاری شده براساس غربالگری فازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۶۸
بیان مسئله: در سال های اخیر، ظهور هنر دیجیتال مبتنی بر فناوری بلاک چین (کریپتوآرت) زمینه ای نوین در تولید، عرضه و اقتصاد هنر به وجود آورده است. این بستر نوظهور نه تنها ساختار مالکیت آثار هنری را دگرگون کرده، بلکه معیارهای زیبایی شناسی و درک هنری مخاطبان را نیز تحت تأثیر قرار داده است. در این میان، تحلیل مؤلفه های زیبایی شناسی از منظر نظریه پردازانی همچون فرانک سیبلی، می تواند افق های تازه ای برای فهم این پدیده فراهم آورد. هدف پژوهش: هدف این پژوهش، شناسایی و غربال سازی برخی شاخص های زیبایی شناسی مؤثر در تحلیل آثار کریپتوآرت بر پایه دیدگاه فرانک سیبلی است تا بتوان چارچوبی نظری برای ارزیابی این گونه آثار در بستر دیجیتال فراهم آورد. روش پژوهش: پژوهش حاضر به روش آمیخته (کیفی-کمّی) انجام شده است. در بخش کیفی، با استفاده از تحلیل مضمون مقالات علمی و آثار کریپتوآرت منتخب، مؤلفه های زیبایی شناختی مبتنی بر نظریه فرانک سیبلی استخراج شدند. در بخش کمی، به منظور غربال سازی این مؤلفه ها، از تکنیک رونالد یاگر و نظرات ۱۸ خبره حوزه هنر دیجیتال استفاده شد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که شاخص هایی نظیر ظرافت، پویایی، تجربه، ازنظر خبرگان اهمیت بالاتری در تحلیل زیبایی شناسانه آثار کریپتوآرت براساس دیدگاه فرانک سیبلی ایفا می کنند. نتایج این مطالعه می تواند در توسعه چارچوب های ارزیابی هنر دیجیتال، طراحی آموزشی در حوزه نقد هنری و تحلیل محتوای هنری در بسترهای نوین مؤثر واقع شود.
۴۱۸.

بازطراحی روش شناختی فرآیند طراحی معماری دیجیتال با تاکید بر کاربردهای هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۴ تعداد دانلود : ۱۷۲
اهداف: مطالعات نشان می دهد که تا پیش از انقلاب هوش مصنوعی؛ فرآیندهای طراحی معماری همواره از نوع خطی بوده اند و در دوران های قبل به اندازه کافی پاسخگو؛ لیکن امروز نیازی جدی به بازنگری مشاهده می شود. هدف اصلی پژوهش بازطراحی روش شناختی فرآیند طراحی معماری رایانشی با تاکید بر کاربردهای هوش مصنوعی است. روش ها: از منظر روش شناختی، فرآیند طراحی معماری رایانشی، در حقیقت به معنای تجزیه کردن یک فرآیند به اجزا و الگو های گسسته و جمع بندی این الگو ها در قالب هایی است که می توانند به وسیله رایانه درک و پردازش شوند. چارچوب نظری پژوهش بر أساس نظریه معماری سرآمد، و چارچوب تحلیلی پژوهش بر أساس نگاه سیستماتیک-علمی جفری برادبنت به فرآیند طراحی معماری بازطراحی شده است. یافته ها: یافته های پژوهش مبتنی بر تحلیلی روش شناختی فرآیندهای متداول طراحی معماری است، ویژگی هایی که در سه دوره بررسی و تحلیل شده اند. در نهایت یافته ها بر اساس نگاه سیستماتیک-علمی برادبنت بازتنظیم و ارایه شده اند. نتیجه گیری: نتایج حاصل از این تحقیق مشخص نمود که فرآیندهای از بالا به پایین و یکسویه، که به عنوان رویکردهای متعارفبه طراحی معماری مشهورند، پاسخگوی نیازها و بایسته های طراحی معماری رایانشی نیستند. در حالی که در سال های اخیر فرآیندهای طراحی معماری غیرخطی مورد استقبال قرار گرفته اند. از این رو پژوهش یک ساختار چندوجهی برای تلفیق فرآیندهای از پایین به بالا، با فرآیندهای از بالا به پایین طراحی کرده است؛ به گونه ای که بتوان از آن در فرآیندهای مبتنی بر هوش مصنوعی استفاده نمود.
۴۱۹.

تأثیر پردیس های طبیعی دانشگاه بر وضعیت روان شناختی دانشجویان: یک مطالعه فراتحلیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۵ تعداد دانلود : ۱۷۳
بیان مسئله: طبق گزارش های اخیر، امروزه دانشجویان به شکل بی سابقه ای دچار اختلالات روان شناختی شده اند. از دیگر سو، شواهد بیان گر اثر مثبت پردیس های طبیعی دانشگاه بر مؤلفه های روان شناختی دانشجویان است. این مطالعه به دنبال جمع بندی مطالعات پیشین و محاسبه کمّی مقدار این اثرگذاری است.هدف پژوهش: این پژوهش با بررسی مطالعات پیشین و انجام فراتحلیل، درصدد دستیابی به میزان اثرگذاری پردیس های طبیعی دانشگاه بر مؤلفه های روان شناختی دانشجویان است.روش پژوهش: این پژوهش با جست وجوی چهار پایگاه اطلاعاتی وب آو ساینس، اسکوپوس، سایکواینفو و پابمد، مطالعات انجام شده در بازه زمانی سال 2000 تا 2023 را بررسی کرد. معیارهای ورود مطالعات به این فراتحلیل شامل نگارش به زبان انگلیسی، انجام مداخلات کوتاه مدت، به کارگیری روش های تجربی و شبه تجربی، پیاده سازی معیارهای شناختی استاندارد، وجود شاخص های آماری مناسب فراتحلیل و انتشار در مجلات معتبر بود. پس از آن که کلیه پژوهشگران به صورت مستقل به غربالگری پژوهش ها پرداختند، از میان 8010 مقاله شناسایی شده، در مرحله نخست 34 مطالعه انتخاب شدند. سپس 10 مطالعه به دلیل عدم تأمین شرایط فراتحلیل، حذف شده و 24 مطالعه بررسی نهایی شدند. فرایند تهیه گزارش فراتحلیل، با رعایت دستورالعمل پریزما (PRISMA, 2020) انجام شد.نتیجه گیری: بررسی مطالعات پیشین، سبب شناسایی 18 مؤلفه روان شناختی در دانشجویان شد. تعداد 15 مؤلفه شامل اضطراب، کاهش استرس، عزت نفس، بازسازی روانی، آرامش، اثرات منفی/ مثبت بر سلامتی، سلامت روان، بازسازی روانی درک شده، بهزیستی روان شناختی، تعمق، بازسازی تمرکز ذهنی، پرانرژی بودن، آسودگی خاطر، اختلال خلقی کلی و خوش خلقی شدیداً تحت تأثیر پردیس های طبیعی دانشگاه بودند. دو مؤلفه افسردگی و احساسات مثبت/ منفی نیز تأثیرپذیری متوسط و مؤلفه شادی تأثیرپذیری کمی از پردیس طبیعی دانشگاه داشتند. پردیس های طبیعی دانشگاه ها، درمجموع، تأثیر زیادی بر مؤلفه های روان شناختی دانشجویان گذاشتند (شاخص کوهن= 759/0). همچنین مطالعات بررسی شده، هیچ گونه سوگیری انتشاری را نشان ندادند.
۴۲۰.

میزان بهینگی الگوهای گره چینی به کار رفته در ارسی های بناهای سنتی شهر اصفهان از بعد آسایش بصری و آسایش حرارتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۴
امروزه مصرف بهینه ی انرژی در سراسر دنیا در تمامی عرصه ها از جمله معماری اهمیت خاصی پیدا کرده-است. پوسته بنا به عنوان حد واسط داخل و خارج بر زیبایی بصری، آسایش حرارتی و میزان مصرف انرژی و نورگیری ساختمان ها تاثیرگذار است. معماری سنتی هر منطقه، همواره پاسخ های طراحانه ی مناسبی برای مواجهه با محدودیت های اقلیمی در بنا داشته است. یکی از راهکارهایی که سال های متمادی توانسته نیازهای عملکردی و اقلیمی در ساختمان های سنتی را به خوبی تامین کند، گره چینی موجود در بازشوهای سنتی بوده است. این تحقیق که به لحاظ هدف، از نوع کاربردی و به لحاظ نوع داده، کمی است، در صدد است تا با بررسی و مقایسه ی الگو های مختلف گره چینی های به کار رفته در ارسی ها ی بناهای سنتی شهر اصفهان و نحوه ی قرار گیری این الگوها در کنار هم، با در نظر گیری نسبت تراکم چوب به شیشه در بازشوهای سنتی این شهر به الگوی بهینه گره چینی سنتی موجود دست یابد. این بهینه یابی با در نظر گرفتن نور مفید روز، آسایش بصری و آسایش حرارتی، که متغیرهای وابسته ی این پژوهش هستند، انجام شد. این تحقیق از نوع نیمه تجربی با راهبرد کمی و مبتنی بر شبیه سازی نرم افزاری می باشد. گردآوری اطلاعات به شیوه کتابخانه ای با بررسی تصاویر الگوهای مختلف هندسی گره چینی در ابنیه سنتی شهر اصفهان موجود در کتب مختلف انجام شد و سپس با روش آنالیز ریخت شناسی و شبیه سازی این گره چینی ها، با استفاده از نرم افزار Rhino7 و پلاگین های Honeybee و Ladybug موجود در Grasshopper و تحلیل نتایج شبیه سازی با نرم افزار های MATLAB و SPSS، الگو ی بهینه به دست آمده است. نتایج این پژوهش نشان داد که با وجود مناسب بودن تمام الگو های گره چینی الگوی شماره 6، الگوی بهینه با توجه به اهداف پژوهش می باشد؛ به علاوه می توان از برخی از این الگو ها با درصد آسایش بصری بالای 97 جهت تعدیل خیرگی در جبهه های غربی و شرقی بنا ها و همچنین می توان از الگو ها-یی که بیشتر از 20 درصد نور روز آن ها، نور با لوکس بالای 3000 است در کاربری هایی که دقت کار در آنها بالا تر است استفاده نمود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان